بررسی میزان بی تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان (مورد مطالعه: دانشگاه اصفهان)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان

چکیده

بی‏تفاوتی به معنای فقدان علاقه نسبت به انجام رفتار یا اقدامی است و نیز کناره‏گیری و سهیم نشدن در مسایل اجتماعی. بی تفاوتی اجتماعی دلسردی و بی‏علاقگی به مسائل جامعه، عدم درگیری مدنی به عنوان یک شهروند و بی‏اعتنایی نسبت به موضوع‏های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را به دنبال دارد. این پژوهش با هدف سنجش میزان بی‏تفاوتی اجتماعی و همچنین، ارتباط بی‏تفاوتی اجتماعی با متغیرهای تحلیل هزینه- پاداش، مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و سرمایۀ اجتماعی انجام پذیرفته است. جامعۀ آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 93-1392 بوده که تعداد 372 نفر از آنها به عنوان نمونۀ تحقیق با روش نمونه‏گیری طبقه‏بندی تصادفی انتخاب شدند. نتایج تحقیق حاکی از این است که میانگین بی‏تفاوتی اجتماعی در بین افراد مطالعه شده، از یک مقیاس 5 درجه‏ای مقدار 93/1 بوده که بیانگر بی‏تفاوتی اجتماعی در حد پایینی است. بین متغیرهای زمینه‏ای تحقیق شامل سن، مقطع تحصیلی و رشتۀ تحصیلی با بی‏تفاوتی اجتماعی رابطۀ معنی‏داری پیدا نشد. اما میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب متغیرهای جنسیت و وضعیت تأهل به شکل معناداری متفاوت است، به این شکل که به نظر می‏رسد هنگام وقوع حالت‏های اضطراری مردان بی‏تفاوتی کمتری نسبت به زنان نشان می‏دهند و همچنین بی‏تفاوتی اجتماعی در بین افراد متأهل کمتر از افراد مجرد است. از بین متغیرهای اصلی پژوهش، بین مسؤولیت پذیری اجتماعی با بی‏تفاوتی اجتماعی (62/0-) و نیز سرمایۀ اجتماعی با بی‏تفاوتی اجتماعی (34/0-) ارتباطات معنادار و معکوسی برقرار است به این معنا که هر چه بر میزان این متغیرها افزوده شود از شدت بی‏تفاوتی اجتماعی کاسته می‏شود. در خصوص متغیر تحلیل هزینه–پاداش، ارتباط معنادار و مثبتی با بی‏تفاوتی اجتماعی مشاهده شد. در نتیجه‏گیری، یافته‏های پژوهش حاکی از پایین بودن میزان بی‏تفاوتی اجتماعی در این جامعه آماری است که در کوتاه مدت تهدیدی را متوجه جامعه نمی‏کند، اما به معنای غفلت از موضوع و نادیده انگاشتن آن نیست. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study of Social Apathy among Students (The Case of the University of Isfahan)

نویسندگان [English]

  • Haraman Ghasizadeh 1
  • Masoud Kianpour 2
1 M.A. in Sociology, University of Isfahan, Iran
2 Assistant Professor, Department of Sociology, University of Isfahan, Iran
چکیده [English]

Introduction
Social apathy is one of the most unpleasant elements of the modern culture which is defined by an overemphasis on personal preferences and individualistic interests in contemporary urban life and imposes itself as an obstacle in the process of creation and provision of positive social relationships. It also decrease citizens' participation in social affairs, leading to weakness or even blockage of national development. Also, it is considered as absence or suppression of passion, emotion, or excitement. It is therefore creates a negative connotation by which not only is one absent of their own life's situations, but they care even less about the situations of others - even if they can do something about it. Social apathy is a desensitization of humane involvement where society is concerned. Sociologists name factors such as the growth of industry and technology, development of social relationships, rapid growth of the population, fast movements of the population, development of urban culture, closeness of different cultures and subcultures, rationalization of human behavior, the rigid logic f calculation, individualism, weakness of religious institutions and believes, secularism, and destruction of collective and local identities as factors contributing to the increase of this problem and believe that contemporary societies experience a period of crisis in human relations. In their view, in the same way that wide citizens' participation in various spheres of social life is an important perquisite for social, economic, and political development, so is their lack of participation an important factor in staying undeveloped and stagnated. The promise of sociology is to study and explore social problems and issues, providing therefore solutions to get rid of them. Hence in this paper we intend to study social apathy in Isfahan city as the second largest metropolitan city in Iran and among university students, whose participation and responsibility is important in the process of social, sustainable development. Thus the key question is how this variable is rated among university students and what important factors may influence it?
 



Material and Methods
This is a quantitative study based on a survey of measuring the amount of social apathy among university students in Isfahan in the year 2013. It also examines the relationship between social apathy as a dependent variable with such independent variables as social capital, cost and benefit analysis, social responsibility, and background characteristics. Sample size includes 372 individuals, who were selected by means of multi-stage random sampling method, on the basis of such characteristics as field of study, age and gender and using Cochran formula. The collected data was analyzed using SPSS. The research instrument is a researcher-made questionnaire, designed by a combination of different questions on a 5-level Likert scale. In order to obtain face validity, feedback from experts were used and for reliability, Cronbach's Alpha coefficient was tested, which was above the minimum acceptable level (0.7) for all sub-scales. 
 
Discussion of Results and Conclusions
The results of the study indicate that the rate of social apathy is not high among students. This finding, however, does not mean that we can easily forget about apathy and do not think of various ways to increase social capital and trust. After testing research hypotheses, it became apparent that the relationship between social capital and social apathy is significantly reverse (r= -0.34), meaning that the more social capital, the less social apathy. Likewise, social responsibility appears to be in a reverse and meaningful relationship with social apathy. In conclusion, it should be emphasized that in every society where people feel socially committed, it is less likely that we come across such undesirable social problems as apathy, because people feel about each other and are not too much selfish. Policy makers and social scientists alike should be more sensitive to these issues and think of ways to increase people's sense of belonging to, and participation in society's affairs.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Apathy
  • Social Capital
  • University Students
  • Social Psychology

شرح و بیان مسأله پژوهشی

بی‏تفاوتی اجتماعی[1] یکی از عناصر نامطلوب فرهنگ مدرن است که با تأکید بیش از حد بر ترجیحات شخصی و منافع فردگرایانه در زندگی شهری معاصر نموده یافته و همچون مانعی در ایجاد و برقراری ارتباطات مثبت اجتماعی و نیز افزایش مشارکت شهروندان در امور اجتماعی قرار گرفته، به تضعیف یا حتی توقف فرایند توسعه ملی منجر می‏شود. جامعه‏شناسان (برای مثال، مسعودنیا، 1380: 152) عواملی همچون رشد صنعت و تکنولوژی، توسعۀ ارتباطات اجتماعی، افزایش افسار گسیختۀ جمعیت، حرکات وسیع جمعیتی، گسترش فرهنگ شهرنشینی، مجاورت فرهنگ‏ها و خرده فرهنگ‏های متفاوت، رشد ارتباطات موزاییکی، عقلایی شدن رفتار انسان، گسترش منطق خشک محاسبه‏گری، فردگرایی، ضعف نهادها و اعتقادات مذهبی، سکولاریسم، و از بین رفتن هویت‏های گروهی و محلی را از جمله عوامل مؤثر بر بروز این پدیده برشمرده و معتقدند جوامع امروزی دوره‏ای از بحران در روابط انسانی را پشت سر می‏گذارند. به نظر ایشان، همان‏طور که مشارکت وسیع شهروندان در قلمروهای مختلف زندگی اجتماعی شرط مهم توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، پس عدم مشارکت شهروندان و شیوع بی‏تفاوتی نیز یک عامل قوی در توسعه نیافتگی است (همان).

رسالت جامعه‏شناسی بررسی علمی مسایل و مشکلات اجتماعی و ارائه راه حل برای مرتفع کردن آنهاست. این رسالت در مورد جامعه ایران که اصطلاحاً دوران گذار از سنت به مدرنیته را طی می‏کند و ورود عناصر متنوع فرهنگ مدرن به ایجاد تغییرات بنیادین در ابعاد مادی و غیرمادی فرهنگ آن منجر شده است، از اهمیت بیشتری برخوردار است. دامنه و عمق تغییرات مذکور تا حدی زیاد است که برخی اندیشمندان و جامعه‏شناسان ایرانی از وجود نوعی شرایط آنومیک یا نابسامان اجتماعی در کشور سخن گفته‏اند (چلبی، 1375؛ رفیع‏پور، 1378؛ به نقل از محسنی و صداقتی‏فرد، 1390)؛ یعنی وضعیتی که طبق نظر دورکیم، هنجارهای اجتماعی و دستورالعمل‏های اخلاقی قبلی از کارایی لازم در هدایت کردن رفتار اجتماعی برخوردار نیستند و هنوز با هنجارهای کارآمد جدیدی جایگزین نشده‏اند. طبیعی است که در چنین شرایطی روابط اجتماعی دچار آسیب می‏شوند و بی‏تفاوتی اجتماعی به عنوان یکی از مصادیق آن خودنمایی می‏کند. همان‏طور که محسنی و صداقتی‏فرد بیان می‏کنند بی‏تفاوتی اجتماعی، «بیانگر بی‏احساسی، بدبینی، بی‏میلی و به عبارت بهتر نوعی افسردگی اجتماعی[2] است» (محسنی و صداقتی‏فرد،1390: 2).

اما بی‏تفاوتی اجتماعی با یکی دیگر از مفاهیم مورد توجه جامعه‏شناسان در سال‏های اخیر؛ یعنی سرمایه اجتماعی، ارتباط تنگاتنگی دارد. سرمایه اجتماعی هر جامعه ناشی از وضعیت فرهنگی و اجتماعی موجود در آن جامعه است و یکی از پارامترهای مهم بررسی وضعیت جامعه در خصوص چگونگی ارتباطات اجتماعی، از جمله میزان تعهد انسان‏ها به یکدیگر، یا در نقطه مقابل، میزان بی‏تفاوتی آنها به یکدیگر می‏باشد. به لحاظ نظری، سرمایه اجتماعی بیشتر روی شبکه روابط و اعتماد و مشارکت در اجتماع و همکاری‏های گروهی در قالب انجمن‏ها و تشکیلات مدنی تأکید دارد. سرمایه اجتماعی دستاورد شبکه‏های اجتماعی افراد، گروه‏ها و سازمان‏ها در برقراری ارتباطات سازنده و مثبت اجتماعی است. وجود این شبکه‏های اغلب غیررسمی به تجهیز و توانمندی سطح گسترده‏ای از تماس‏های اجتماعی- شخصی برای عملکرد بهتر زندگی سیاسی- اجتماعی منجر می‏شود (کلمن، 1377) و از این رو می‏توان با مطالعه آن به کیفیت و چگونگی ارتباطات اجتماعی در جامعه پی برد.

در جامعه‏ای که سرمایه اجتماعی از سطح پایینی برخوردار است، دلسردی و بی‏اعتنایی هر یک از اعضا یا گروه‏های جامعه، بر اثر بیگانگی اجتماعی، احساس عدم اثربخشی، نارضایتی و عدم اعتماد نسبت به دیگران باعث ایجاد شکنندگی در ساختار اجتماعی خواهد شد. همین عوامل رفته رفته، اعضای شبکه اجتماعی را نسبت به همه فرآیندهای اجتماعی بدبین کرده و دچار بیماری ناامیدی نسبت به آینده و انزوای اجتماعی به دور از هرگونه ارتباط اجتماعی خواهد کرد. بنابراین، بی‏توجهی نسبت به ارتباطات فردی یا گروهی عناصر اجتماعی، عامل فروپاشی هر ساختار یا محیطی خواهد بود که در آن انسان به عنوان یک عامل اثرگذار و دارای قدرت تصمیم‏گیری، به حساب آورده نشود. با توجه به نکات مذکور، سنجش بی‏تفاوتی اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن از جمله میزان سرمایه اجتماعی، اهمیت ویژه ای دارد. در مورد شهر اصفهان این اهمیت دو چندان است. زیرا به عنوان یکی از کلانشهرهای صنعتی کشور، شهر اصفهان می‏تواند در مواجه با مسایل شهری و زندگی ماشینی، مستعد بروز بی‏تفاوتی اجتماعی و گسترش فرهنگ فردگرایی باشد. حادثه اخیر اسیدپاشی‌های زنجیره‏ای[3] به خانم‏های جوان در مهرماه 1393 در شهر اصفهان مثالی تأمل برانگیز از چگونگی بروز و گسترش یک مسأله اجتماعی در سطحی ملی و وارد آمدن صدمات سنگین به احساس امنیت روانی شهروندان در یک کلانشهر است. رواج شایعات متعدد در خصوص تعدد موارد وقوع این جرم و اعتراض‏های گوناگون به عملکرد نهادهای ذی ربط نشان می‏دهد که احساس امنیت روانی در شهر اصفهان تا حد قابل توجهی تضعیف شده به گونه‏ای که بسیاری از خانواده‏ها از تردد دختران خود در سطح شهر اکراه دارند و حتی الامکان از خروج آنها از منزل جلوگیری می‏کنند (خبرگزاری ایسنا، 1393). همچنین، وقوع مواردی موسوم به «اسیدپاشی تفریحی» که طی آن برخی افراد هنجارشکن و اخلاق گریز با پاشیدن آب به دختران جوان و ترساندن آنها از حمله اسیدی، به تفریح و خنده می‏پردازند، حکایت از آن دارد که معیارهای اخلاق مدنی در بین برخی شهروندان مسؤولیت گریز در حال افول است، مطالعه متغیرهایی مانند بی‏تفاوتی اجتماعی در شهرهایی که شاهد وقوع چنین حوادثی هستند بسیار  اهمیت دارد. اگر جامعه از سطح بالایی از سرمایه اجتماعی برخوردار باشد می‏توان امیدوار بود که واکنش شهروندان در مواجه با چنین جرایمی بسیار مسؤولانه‏تر و اخلاق گرایانه‏تر باشد، نه این که ترس از تباهی زندگی یک نفر، به عاملی برای تفریح و خنده دیگران تبدیل شود. از طرف دیگر، به عنوان یکی از فعال‏ترین اقشار جامعه، دانشجویان می‏توانند در این خصوص نقش فعالی بازی کنند زیرا دانشگاه یکی از مهم‏ترین نهادهای آموزشی هر کشور و محل تربیت نیروی انسانی کارآمد در راستای تحقق بخشیدن به اهداف توسعه محور جامعه و تقویت فرهنگ همکاری است. در واقع تأکید بر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و احتراز از بی‏تفاوتی در محیط‏هایی مانند دانشگاه باید مورد توجه قرار گیرد تا دانشجویان عهده‏دار نقش بی‏بدیلی در ایجاد تغییرات اجتماعی مثبت و ارتقا سلامت روانی جامعه شوند. بنابر آنچه گفته شد، این پژوهش به دنبال بررسی میزان بی‏تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان و شناسایی برخی عوامل موثر بر آن است. 

 

پیشینه پژوهش

در مورد بی‏تفاوتی اجتماعی، کشورهای مختلف شاهد انجام پژوهش‏های مختلفی بوده‏اند. نخستین پژوهش‏ها در آمریکا و پس از توجه روان‏شناسان اجتماعی به رفتار منفعلانه مشاهده گران در موقعیت‏های اضطراری صورت گرفت (ارونسون، 1386). طبق نظر این روان‏شناسان، رفتار مردم در موقعیت‏های اضطراری گرایش به انفعال دارد زیرا هر کس دیگری را شریک در موقعیت و مسؤول اقدام می‏داند. بنابراین چه بسا در عمل هیچکس کاری نکند و ما شاهد بی‏تفاوت بودن افراد نسبت به موقعیت باشیم. اما بی‏تفاوتی اجتماعی از چشم‏اندازهای دیگری هم بررسی شده است. محسنی و صداقتی‏فرد (1390) ضمن مرور ادبیات تحقیق در این حوزه، به ذکر مواردی چند از کشورهای مختلف می‏پردازند. برای مثال، گنس[4] (1992، به نقل از همان) به بررسی رابطۀ میان مشارکت سیاسی و بی‏تفاوتی پرداخته و با توجه به کاهش علاقۀ افراد به پیگیری مسایل سیاسی جامعۀ خود، بی‏تفاوتی را به عنوان مسأله‏ای مهم در این کشور معرفی کرده است. ون اسنیپنبرگ و شیپرز[5] (1991، به نقل از همان) نیز افزایش بی‏تفاوتی اجتماعی در هلند سال 1985 را ما به ازای اعتراض سیاسی عظیم طبقاتی دانسته‏اند که به شدت از رکود اقتصادی ضربه خورده‏اند و به همین علت، الگویی را برای تبیین بی‏تفاوتی سیاسی در میان افراد طبقات پایین در اواسط دهه 1980 هلند طراحی کردند. در پژوهش دیگری که در کشور عربستان سعودی انجام شد، محقق مسأله بی‏تفاوتی عمومی را به عنوان مانعی در جهت برنامه‏های توسعه این کشور مورد تحلیل و تبیین قرار داد (المیزجاجی[6]، 2001 ، به نقل از همان) در پژوهش دیگری با عنوان سنجش بی‏تفاوتی سیاسی مردم شهر پکن عوامل مؤثر و اثر متغیرهای گوناگون زمینه‏ای و مستقل مانند رضایت اجتماعی، احساس اثر بخشی، موقعیت - اجتماعی شغلی، وابستگی حزبی - سیاسی بر روی بی‏تفاوتی سیاسی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از وجود رابطه معنی‏دار میان این متغیرها بوده است (چن و زانگ[7]، 1995، به نقل از همان).

در کشور خودمان تعداد مطالعات مربوط به بی‏تفاوتی اجتماعی انگشت شمار است. خود محسنی و صداقتی‏فرد (1390) در تحقیقی با عنوان "پژوهشی دربارۀ بی‏تفاوتی اجتماعی در ایران" که بر روی شهروندان تهرانی انجام شده به بررسی بی‏تفاوتی اجتماعی پرداخته‏اند. نتایج تحقیق آنها بیانگر این است که سطح متوسط روبه بالایی از بی‏تفاوتی اجتماعی در شهروندان تهرانی وجود دارد. همچنین، میانگین میزان بی‏هنجاری، احساس محرومیت نسبی، فردگرایی، تحلیل هزینه- پاداش گویای بالاتر از حد متوسط بودن این عوامل و میانگین میزان اعتماد اجتماعی، اثر بخشی اجتماعی، رضایت اجتماعی و التزام مدنی در سطح پایین بوده است. در تحلیل‏های دو متغیره بین جنسیت و بی‏تفاوتی اجتماعی تفاوت مشاهده شده، طوری که مردها بی‏تفاوتی اجتماعی بالاتری را نشان دادند. همچنین، بین قومیت و بی‏تفاوتی اجتماعی تفاوت مشاهده شده ( قوم کرد دارای کمترین و قوم عرب بیشترین بی‏تفاوتی اجتماعی).

حمد الله نادری و همکاران (1388) در پژوهشی با عنوان "الگو سازی ساختاری رابطۀ بین بیگانگی و بی‏تفاوتی اجتماعی" با هدف بررسی رابطۀ بین بیگانگی اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی بوده که در بین دانشجویان دورۀ کارشناسی دانشگاه تبریز به انجام رسیده است. یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد بیگانگی اجتماعی در جامعۀ مورد مطالعه چیزی نزدیک به متوسط این احساس در حالت کلی می‏باشد. همچنین، بی‏تفاوتی اجتماعی در سطح نزدیک به متوسط برآورد شد.

"بررسی بی‏تفاوتی و نوع‏دوستی در جامعۀ شهری ایران و عوامل مؤثر بر آن" عنوان تحقیقی است که توسط صمد کلانتری و همکاران (1386) انجام شده است. این پژوهش به روش پیمایش علّی – مقایسه‏ای و طی دو مرحله انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد اولاً در مواجهه با حالت‏های اضطراری 3/75 درصد از شهروندان شیرازی نوعدوست و 7/24 درصد بی‏تفاوتند. به علاوه گروه نوعدوست در مقایسه با گروه بی‏تفاوت دارای همدلی بیشتر، مسؤولیت‏پذیری بیشتر و تحلیل هزینه – پاداش مادی کمتر است.

با توجه با آنچه گذشت، در پژوهش حاضر ضمن توجه به متغیرهای ملحوظ در تحقیقات قبلی، به دنبال بررسی وضعیت بی‏تفاوتی اجتماعی در جامعه آماری دانشجویان با متغیرهایی تا حدی متفاوت هستیم تا مشخص شود بی‏تفاوتی اجتماعی در بین بخشی از جامعه که تصور می‏شود نقش سرنوشت‏سازی در تحقق بخشیدن به توسعه ملی دارند از چه شرایطی برخوردار است و مهم‏ترین متغیرهای تأثیرگذار بر آن کدامند. در این زمینه متغیر سرمایه اجتماعی به طور خاص مورد توجه است تا بی‏تفاوتی اجتماعی را زاویه‏ای نسبتاً متفاوت با تحقیقات قبلی و در جامعه آماری جدیدی بررسی کنیم.

 

مروری بر مباحث نظری

به عنوان یک متغیر سنجش‏پذیر، بی‏تفاوتی اجتماعی نخستین بار مورد توجه روان‏شناسان اجتماعی قرار گرفت (ارونسون، 1386)، اما در تبیین بی‏تفاوتی اجتماعی به طور کلی که غالباً با تعبیر بیگانگی اجتماعی در نظر جامعه‏شناسان کلاسیک یاد شده، می‏توان به مباحث زیمل در مورد زندگی شهری نوین، دورکیم در خصوص پدیدۀ آنومی و ضعف هنجاری در جامعۀ مدرن، تونیس و وبر در مورد گسترش کنش‏های مبتنی بر عقلانیت مدرن، مارکس در باب انزوای کارگران به علت خصلت تولید سرمایه‏داری و زنانیکی و تامس در بحث از نظریۀ نظام گسیختگی اجتماعی اشاره کرد (محسنی و صداقتی‏فرد، 1390). با وجود این، نظریه‏پردازان معاصر در قالب نظریه‏هایی نسبتاً تجربی‏تر، عوامل مؤثر در بروز بی‏تفاوتی در جامعه را شناسایی کرده‏اند. نظریه‏پردازان یادگیری اجتماعی، نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی را بر حسب یادگیری‏های گذشته افراد تبین می‏کنند و توجه عمده آنان بر تأثیر الگو بر بروز نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی است. به تعبیر دیگر رفتار کنونی، متأثر از تقویت‏های گذشته است. در هر موقعیتی، شخص رفتارهای معینی را می‏آموزد که بر اثر تکرار ممکن است به صورت عادت در آیند. وقتی شخص، دوباره در آن موقعیت قرار بگیرد سعی خواهد کرد همان رفتار عادت شده را تکرار کند (کریمی، 1381). از نگاه اندیشمندان نظریۀ یادگیری اجتماعی[8]، نوع‏دوستی، ریشه در یادگیری گذشته دارد و فرآیندهای پاداش – تنبیه و نیز مشاهده الگو بر بروز رفتار نوع‏دوستانه تأثیر می‏گذارند (لیپا، 1994؛ به نقل از احمدی، 1388:87-108). پژوهش برایان و تست در مورد کمک رسانی به زنی که اتومبیلش در جاده خراب شده بود، آزمایش راشتون و کمبل[9] (1977) در مورد اهدای خون، و نیز بررسی بیمن[10] و همکاران (1978) در زمینه کمک‏رسانی به فردی که در محل رفت و آمد دیگران بر روی زمین افتاده بود نشان می‏دهند که نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی، ارتباط مستقیم و معناداری با مشاهده یا عدم مشاهده الگوهای نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی دارند. لاتانه و دارلی[11] (1970؛ به نقل از احمدی، 1388) با انجام یکسری آزمایش‏های متنوع و گسترده، نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی را بر حسب یک فرآیند تصمیم‏گیری پنج مرحله‏ای تبیین می‏کنند. به زعم آنان، اولین مرحله درک موقعیت است؛ یعنی فرد ناظر باید متوجه شود که چیزی اتفاق افتاده است. دومین مرحله تفسیر موقعیت به صورت کمک خواهی است؛ یعنی باید موقعیت پیش آمده اضطراری بوده و کسی به کمک نیاز داشته باشد. سومین مرحله به عهده گرفتن مسؤولیت است یعنی فرد ناظر باید خود را مسؤول بداند و احساس مسؤولیت کند. چهارمین مرحله پیدا کردن راه کمک‏رسانی است که طی آن ناظر باید دانش، تجربه و مهارت‏های لازم را داشته باشد. پنجمین مرحله تصمیم‏گیری نهایی است که فرد ناظر به بررسی پیامدهای مداخله یا عدم مداخله می‏پردازد. به اعتقاد لاتانه و دارلی نوع‏دوستی یا بی‏تفاوتی وابسته به پاسخی است که ناظران به هر یک از این مراحل می‏دهند. اگر پاسخ ناظران در هر مرحله منفی باشد بی‏تفاوتی پدید می‏آید و فقط در صورتی که فرد ناظر به تمام مراحل جواب مثبت بدهد نوع‏دوستی شکل می‏گیرد. باتسون[12] (1982؛ به نقل از احمدی، 1388)، نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی را بر مبنای توانایی و میزان همدلی ناظران با فرد نیازمند تفسیر می‏کند. به زعم باتسون در هنگام مواجهه با حالت‏های اضطراری که طی آن کسی به کمک نیاز دارد اگر فرد ناظر بتواند با فرد نیازمند همدلی کند نسبت به او نوع‏دوستی خواهد کرد و اگر نتواند همدلی کند با بی‏تفاوتی از کنار صحنه خواهد گذشت مگر اینکه مطمئن شود در نتیجه نوع‏دوستی منفعتی به دست می‏آورد.

اندیشمندان حوزه جامعه‏شناسی شهری، نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی را ناشی از ساختار شهری و ویژگی‏های محیطی آن می‏دانند. به عبارت دیگر، با افزایش جمعیت و پیچیده‏تر شدن روابط اجتماعی تمایل به مداخله در وضعیت‏های اضطراری و کمک‏رسانی و نوع‏دوستی کاهش یافته، تمایل به بی‏تفاوتی گسترش می‏یابد. پژوهش میلگرام در یکی از محله‏های معروف نیویورک (مانهاتان) در زمینه کمک‏رسانی به زن و مردی که دچار مشکل حادی شده بودند و نیز پژوهش مفصل آماتو در چندین شهر مختلف که جمعیت‏شان از 1000 نفر تا بیش از 30000 نفر متغیر بود و در هر یک از آنان پنج حالت اضطراری مختلف پدید آورده شده بود،  نشان داد که با افزایش جمعیت و پیچیده‏تر شدن روابط اجتماعی تمایل به نوع‏دوستی کاهش یافته و بر میزان بی‏تفاوتی افزوده می‏شود (احمدی، 1388).

برخی نظریه‏پردازان در تبیین رفتارهای نوع‏دوستانه به نقش هنجارهای اجتماعی اشاره می‏کنند و معتقدند، رفتارهای نوع‏دوستانه، ریشه در میزان درونی‏سازی هنجارهای تعامل پایاپای[13]، برابری[14] و مسؤولیت اجتماعی[15] دارد (احمدی، 1388، به نقل از مایرز[16]، 1990). تعامل پایاپای یک هنجار اجتماعی و یک قاعده جهانی است که می‏تواند برانگیزاننده نوع‏دوستی باشد. بر اساس این هنجار، محبت را باید با محبت، باز پس داد. به تعبیر دیگر، باید به کسانی که به ما کمک کرده‏اند کمک کنیم و اگر می‏خواهیم دیگران به ما کمک کنند باید در حق آنها محبت کنیم. هنجار برابری، قاعده‏ای است که بر اساس آن باید در یک رابطۀ اجتماعی، معادل با آنچه هزینه کرده‏ایم منفعت کسب کنیم (احمدی، 1388، به نقل از ویگینز[17]، 1994). در قالب این هنجار، به کسانی که برای جامعه زحمت کشیده‏اند اما منفعت مناسبی دریافت نکرده‏اند، کمک می‏کنیم و به کسانی که خودشان مسؤول گرفتاری خودشان هستند کمک نمی‏کنیم (احمدی، 1388، به نقل از مقدم، 1998). در حقیقت اینکه چرا افراد زیادی به گدایان، معتادان و الکلی‏ها کمک نمی‏کنند ریشه در همین قاعده دارد زیرا مردم معتقدند افراد مذکور خودشان مسؤول به وجود آمدن این مشکلات هستند. هنجار بعدی مسؤولیت اجتماعی نام دارد که در واقع یک اصل اخلاقی بنیادین است و بر اساس آن ما باید به افرادی که نیازمند هستند، مخصوصاً کسانی که به کمک ما وابسته‏اند، بدون هیچ چشم داشتی، کمک کنیم (احمدی، 1388، به نقل از بروکوویتز[18]، 1972). این هنجار برخلاف دو قاعده قبلی که دربرگیرنده تحلیل هزینه – پاداش بودند، حکایت از نوع‏دوستی ناب و عدم خودخواهی دارد.

در چارچوب نظریه مبادله اجتماعی، هومنز رفتارهای اجتماعی را به عنوان یک تبادل دو طرفه بین افراد می‏داند که ممکن است نتیجه مثبت یا پاداش و یا نتیجه منفی به دنبال داشته باشند. او در این رابطه چند قضیه را از جمله قضیه موفقیت، انگیزه، ارزش، محرومیت-سیری و قضیه پرخاش-تأیید مطرح می‏کند (توسلی، 1388). طبق نظر هومنز، شرط احساس مسؤولیت افراد هر جامعه‏ای نسبت به جامعه و مشارکت در فعالیت‏های جمعی به میزان پاداشی بر می‏گردد که افراد از رفتار خود دریافت کرده باشند. اگر مشارکت و یا احساس مسؤولیت یک جانبه باشد و فقط از سوی افراد جامعه باشد و جامعه خود را مقید و ملزم به برآورده کردن خواسته و نیازهای مادی و معنوی افراد آن جامعه نکند مسلماً تمایل مردم هم برای انجام رفتارهای داوطلبانه کمتر شده و کم کم به خاموشی می‏گراید. بنابراین بی‏تفاوتی اجتماعی یک جاده یک طرفه نیست که ما از افراد جامعه انتظار مسؤولیت‏پذیری و درگیری در مسایل جامعه داشته باشیم. جامعه نیز باید به نوبه خود محرک لازم برای درگیر شدن افراد در رفتارهای نوع‏دوستانه را فراهم کند.

لاولر و یون[19] نیز از دو ایده اساسی در چارچوب مبادله اجتماعی که بر اهمیت تکرار مبادله متقابل دلالت می‏کند، یاد می‏کنند. قدرت ساختی، انگیزه‏هایی در کنشگران به وجود می‏آورد، بنابراین ارتباط مبادله‏ای به عنوان مجموعه‏ای از کنشهاست که بین کنشگران همسان در یک زمان به وجود می‏آید. تکرار مبادلات میان کنشگران، عوامل اجتماعی مانند تعهد اجتماعی، اعتماد بین اشخاص، توافق اجتماعی متقابل، احساس جمعی و وابستگی را به وجود می‏آورد، به علاوه ارتباط متقابل بر شکل‏گیری گروه و تعهد رفتاری اعضا مؤثر است؛ زیرا تکرار مبادلات یک فشار بیرونی روی مراحل تعهد ایجاد می‏کند (لاولر و یون، 1993، به نقل از سیدان و محمدی، 1388).

نظریه‏پردازان مبادله رعایت هنجارها و قواعد گروهی را برای به دست آوردن پاداش، تعهد می‏نامند. نظریه مبادله بر این فرض استوار است که افراد آرزوها و اهداف شخصی روشنی برای خود دارند. هر کس به چیزهایی خاص نیازمند است، اما برای همه افراد این نیازها مشترک نمی‏باشند. در این نظریه فرض می‏شود که اهداف و خواسته‏های شخصی و منحصر به فرد افراد، انگیزه‏های خودخواهانه‏ای در آنان به وجود می‏آورد که باعث پیدایش انگیزش در جهت دستیابی به کالاها، لذت و رضایت می‏گردد. این نظریه اعمال نوع‌دوستانه را با توجه به رضایت معنوی حاصل از این اعمال توضیح می‏دهد. اساس نظریه فوق بر این اصل استوار است که کنشگران در روابط تبادلی خود، منابعی را با یکدیگر مبادله می‏کنند که نتایج و پیامدهای ارزشمند این رابطه می‏تواند به شکل پولی، مادی و یا به شکل ناملموس حس خوشحالی و اعتماد به نفس تقویت شده در طرف مقابل ظاهر شود. در صورتی که نتایج مورد انتظار در روابط تبادلی به شکل مثبتی ظاهر شود باعث رضایت و تداوم رابطه تبادلی می‏شود در غیر این صورت، اگر رابطه تبادلی منفی باشد باعث انقطاع رابطه مبادله‏ای و نارضایتی افراد نسبت به آن می‏شود (مولم، 1992؛ به نقل از ایمان و مرادی، 1388 :155-174).

اما استرلین[20] (به نقل از مسعودنیا، 1380: 160) تبیینی اقتصادی و جمعیت‏شناختی از بی‏تفاوتی ارائه کرده است. با توجه به عوامل اقتصادی، استرلین استدلال می‏کند که اعضای گروه‏های سنی بزرگ‏تر، از نظر اقتصادی رنج می‏بینند و همین آنها را نسبت به امور اجتماعی و سیاسی سرخورده و بی‏تفاوت می‏سازد. لذا وی معتقد است که تمایلات و روندها در ارتباط با بی‏تفاوتی سیاسی، تا اندازه‏ای تابعی از تغییرپذیری نسلی در زمینۀ بهزیستی و رفاه اقتصادی است. به همین شکل، ویلنسکی (به نقل از همان) در نظریه خود بر این اعتقاد است که بی‏تفاوتی ممکن است تابعی از فرایند سالخوردگی باشد. احساس بی‏قدرتی، عدم اثر بخشی یا عدم کارایی، مبنای نظریه‏های مبتنی بر "جامعه پذیریِ عدم اثربخشی" را تشکیل می‏دهند. در نظریه‏هایی از این دست، جریان اجتماعی شدن و تجارب تدریجی در جامعه، از جملۀ عوامل تأثیرگذاری قلمداد می‏شوند که موجب سرخوردگی و دل‏مردگی اجتماعی افراد هستند. هر قدر افراد جامعه سطح بالایی از احساس عدم اثر بخشی در فرایندهای اجتماعی – سیاسی را تجربه کنند، احتمال بیشتری برای بی‏تفاوتی اجتماعی و بیگانگی از مسایل اجتماعی وجود دارد.

مفهوم سرمایه در حوزه اقتصاد، روان‏شناسی، علوم سیاسی، فلسفه، جغرافیا و جامعه‏شناسی کاربرد میان رشته‏ای دارد. جامعه‏شناسان کلاسیک هم چون دورکیم، وبر، مید، زیمل و حتی هومنز از ابعاد متفاوت به موضوع ارتباط میان افراد و آثار حاصل از آن توجه داشته‏اند، اما برخی از صاحب نظران معاصر مانند کلمن، بوردیو، پاتنام و کلاوس افه به طور خاص، در طراحی چارچوب نظری و روش‏شناختی سرمایه‏اجتماعی سهم به سزایی داشته‏اند (عبداللهی و موسوی، 1386: 119). از این‏رو، می‏توان گفت مفهوم سرمایه اجتماعی از دهه 1990 مورد توجه محافل دانشگاهی قرار گرفت (الوانی، 1378: 29). خلاصه‏ای از نظرات هر یک از این اندیشمندان و نیز تعریف آنها از مفهوم سرمایه اجتماعی در جدول زیر آمده است.

 

جدول 1- عناصر محوری دیدگاه‏های نظری در مورد سرمایه اجتماعی

نام محقق

تعریف سرمایه اجتماعی

سطح تحلیل

هدف

بوردیو

مجموعه منابع بالفعل و بالقوه‏ای که با عضویت در شبکه پایداری از روابط، در دسترس فرد قرار می‏گیرد و خدمات متقابل را میسر می‏سازد.

گروهی

سرمایه اقتصادی

کلمن

جنبه‏هایی از ساختار اجتماعی که کنشگران از آنها به عنوان منبع برای رسیدن به منافعشان استفاده می‏کنند.

فردی/گروهی

سرمایه انسانی

پاتنام

اعتماد، هنجارها و شبکه‏هایی که همکاری و مشارکت برای منافع متقابل را تسهیل می‏کند.

گروهی

توسعه سیاسی و دموکراسی

فوکویاما

اشتراک اعضای گروه در مجموعه‏ای از هنجارها یا ارزش‏های غیررسمی جاافتاده

گروهی

توسعه اقتصادی

پکستن

روابط عینی میان افراد از یک طرف و پیوندهای ذهنی همان افراد از طرف دیگر

فردی/گروهی

-

تحلیل شبکه

سرمایه‏گذاری در روابط اجتماعی توسط افراد و دستیابی به پیوندهای اجتماعی مختلف که امکان دسترسی به منابع حمایتی و ابزاری متنوعی را فراهم می‏آورد.

فردی

منابع ابزاری و حمایتی متنوع

منبع: (لین، 1999:29)

 

 

به طور کلی می‏توان گفت هر چه انسان‏ها مردمان بیشتری را بشناسند و هر چه با آنان وجه مشترک بیشتری داشته باشند، سرمایه اجتماعی افزون‏تری خواهند داشت، اما نوع و گستره این سرمایه از جامعه‏ای به جامعه دیگر متفاوت است. سرمایه اجتماعی در جوامع سنتی ماقبل مدرن، بیشتر جنبه درون گروهی همراه با اعتماد محدود و خاص داشته است که امروز آن را به نام سرمایه اجتماعی قدیم می‏شناسند. در جوامع مدرن با نوع دیگری از سرمایه اجتماعی سرو کار داریم که بیشتر جنبه بین گروهی توأم با اعتماد تعمیم یافته و عام دارد و از آن با عنوان سرمایه اجتماعی جدید نام می‏برند (عبداللهی و موسوی، 1386: 196).

 

مدل نظری تحقیق

با توجه با آنچه در چارچوب نظری مطرح شد، در این پژوهش برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر میزان بی‏تفاوتی اجتماعی از ترکیب سه نظریه: 1) مبادله اجتماعی، 2) مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و 3) سرمایه اجتماعی استفاده شد. این نظریه‏ها به لحاظ پارادایم در سنت اثبات‏گرایی قرار می‏گیرند که با رویکرد کمی سعی در سنجش متغیرهای مذکور دارند. نظریه‏پردازان نظریۀ مبادلۀ اجتماعی، معتقدند که مبنای اعمال و رفتار انسان‏ها محاسبۀ سود و زیان و کسب سود و دوری از زیان است. در مورد بی‏تفاوتی هم اعتقاد این دیدگاه این است که افراد در هر موقعیتی به سرعت سود و زیان ناشی از انجام کار را محاسبه کرده و تصمیم به کاری می‌گیرند که بیشترین سود و کمترین زیان را داشته باشد. در موقعیت‏هایی که برای دیگران مشکلی پیش آمده باشد فرد به سرعت هزینه‏ها و پاداش‏های نوع‏دوستی و بی‏تفاوتی را بررسی کرده، در صورتی که هزینۀ کمک کردن پایین و هزینۀ کمک نکردن بالا باشد فرد ناظر اقدام به نوع‏دوستی خواهد کرد و در صورتی که هزینۀ کمک کردن بالا و هزینۀ کمک نکردن پایین باشد فرد ناظر با بی‏تفاوتی از کنار صحنه خواهد گذشت. در نظریه مسؤولیت‏پذیری اجتماعی نیز، همان‏طور که آزمایش‏های پژوهشگران در مورد هنجارهای این نظریه نشان می‏دهد، به نظر می‏رسد هرچه درونی‏سازی هنجارهای تعامل پایاپای و برابری، که در ذات خود مستلزم نوعی تحلیل هزینه فایده نیز هستند، بیشتر و قوی‏تر باشد، تمایل به بی‏تفاوتی نیز بیشتر می‏شود و هرچه درونی‏سازی هنجار مسؤولیت‏پذیری بیشتر و قوی‏تر باشد، تمایل به نوع‏دوستی و رفتارهای دگرخواهانه بیشتر می‏شود. در نهایت، متغیر سرمایه اجتماعی در این پژوهش مورد تأکید است و با توجه به اعتماد و روابط مبتنی بر اعتماد، مشارکت گروهی، مشارکت در اجتماع محلی و روابط در شبکه‏های اجتماعی سنجیده می‏شود. در نهایت، متغیر وابسته تحقیق، یعنی بی‏تفاوتی اجتماعی در سه بعد رفتاری، شناختی و احساسی مد نظر قرار می‏گیرد تا مشخص شود پاسخگویان در هر یک از ابعاد مذکور چگونه نسبت به هم‏نوعان خود واکنش نشان می‏دهند و چه نمره‏ای در خصوص بی‏تفاوتی اجتماعی به دست می‏آورند. در ادامه مدل تجربی تحقیق قابل مشاهده است.

 


مدل تجربی تحقیق

 

 

 


فرضیه‏ های تحقیق

با توجه به مدل تجربی تحقیق و نیز اهمیت متغیرهای زمینه‏ای، فرضیه‏های زیر استخراج می‏گردد:

  1. بین متغیر سرمایه اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه وجود دارد.
  2. بین متغیر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه وجود دارد.
  3. بین متغیر تحلیل هزینه- پاداش و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه وجود دارد.
  4. میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب سن متفاوت است.
  5. میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب جنسیت متفاوت است.
  6. میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب وضعیت تأهل متفاوت است.
  7. میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب رشته تحصیلی متفاوت است.
  8. میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب مقطع تحصیلی متفاوت است.

 

روش ‏شناسی

این پژوهش از نوع تحقیقات پیمایشی است که یکی از متداول‏ترین روش‏های تحقیق کمی در تحقیقات پهنانگر بوده و به لحاظ ماهیت کاربردی و به لحاظ زمانی مقطعی می‏باشد. جامعه آماری این تحقیق کل دانشجویان دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 93-1392بوده و برای نمونه‏گیری از روش تصادفی طبقه‏بندی شده استفاده گردید. بدین صورت که ابتدا سهم گروه‏های مختلف مانند رشته‏ها، مقاطع تحصیلی و جنسیت از جامعۀ آماری مشخص شد و به همان نسبت در نمونه به آنها سهم اختصاص داده شد. سپس به روش تصادفی از بین طبقات نمونه‏گیری صورت گرفت.(به علت تنوع زیاد رشته‏ها و گرایش‏های تحصیلی، رشته‏ها به پنج گروه کلی تقسیم شدند). حجم نمونه در این پژوهش، با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شد و تعداد آن 372 نفر به دست آمد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است.

 

ابزار جمع‏آوری داده

در این پژوهش برای جمع‏آوری داده‌ها از پرسشنامۀ محقق ساخت استفاده شد. فرایند طراحی پرسشنامه بدین صورت بود که ابتدا با استفاده از تجربیات تحقیقات پیشین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته بعدبندی و شاخص سازی شدند و پرسشنامۀ محقق ساخت طراحی شد. گویه‌های سنجش متغیرهای اصلی تحقیق بر اساس طیف لیکرت طراحی و از کاملاً موافق تا کاملاً مخالف نمره‏دهی شدند. بعد از اتمام این مرحله، گویه‌های مذکور به‌ نظر استادان و کارشناسان متخصص رسید تا دیدگاه‌های ایشان برای تعدیل و اصلاح گویه‏ها لحاظ شود و از این بابت اعتبار پرسشنامه محرز گردد. سپس پرسشنامه بین 30 نفر از اعضای جامعۀ آماری توزیع و تکمیل گردید تا اندازه‏گیری میزان پایایی پرسشنامه نیز ممکن شود. در ادامه فرایند عملیاتی کردن متغیرها تشریح می‏شود.

 

 

جدول 2- فرایند عملیاتی کردن متغیرهای تحقیق

متغیر

ابعاد

شاخص‏ها

تعداد گویه

مسؤولیت پذیری اجتماعی

پذیرش پیامدهای رفتار خویش

پذیرش مجازات در صورت انجام خطا؛

تمایل به در معرض قضاوت دیگران قرار گرفتن؛

تمایل به جبران اشتباه و خطا؛

توانایی اعتراف به خطا و عذرخواهی

4

 

قابل اعتماد بودن

مورد اطمینان دیگران قرار داشتن؛

رازدار و امین دیگران بودن؛

مورد علاقه دیگران قرار داشتن.

4

 

تعهد اجتماعی

علاقمندی به سرنوشت و آینده جامعه؛

اهمیت قائل بودن نسبت به سرنوشت دیگران؛

رعایت قوانین و مقرارت جامعه؛

رعایت حق و حقوق دیگران.

4

تحلیل هزینه – پاداش مادی

اهمیت پول

تمایل به کسب پول؛

کسب موفقیت و پیشرفت با پول؛

2

 

حسابگری و عقلانیت

محاسبه دقیق سود و ضرر؛

خطر نکردن در وضعیت‏های مبهم؛

دقت در خرج کردن پول؛

پرهیز از ضرر پولی.

 

4

 

نفی ارزش‏های سنتی

عدم تمایل به کسب اجر و ثواب.

2

سرمایه اجتماعی

اعتماد و روابط مبتنی بر اعتماد

صراحت و باز بودن: درخواست کمک؛

اعتماد: میزان اعتماد عمومی؛

تمایل به همکاری در فعالیت جمعی

حسن ظن: پس دادن امانت در موقع مقرر.

4

مشارکت گروهی

عضویت یا همکاری در انجمن‏های داوطلبانه؛

تلاش برای ایجاد انجمن‌های غیر دولتی؛

همکاری با نشریات و روزنامه‏ها.

3

 

مشارکت در اجتماع محلی

مشارکت در باشگاه‌ها و کلوب‏های محلی؛

مشارکت در گروه‏های دوستان و آشنایان؛

تلاش برای حل مشکلات دوستان؛

مشارکت در امور عمومی محله.

4

 

روابط در شبکه‏های اجتماعی

میزان مبادله هدایا میان دوستان؛

کمک مالی به دوستان یا دریافت کمک از آنها؛

تنوع در عضویت گروه‏های مختلف در جامعه؛

شرکت در اردوهای علمی، تفریحی با دوستان.

4

 

بی تفاوتی اجتماعی

بعد احساسی

حس دلسوزی هنگام گرفتاری دیگران داشتن؛

خود را جای دیگران گذاشتن و توانایی همدردی؛

همدردی کردن با افراد در هنگام مشکلاتشان؛

بیزاری از افراد بی‏تفاوت به مشکلات دیگران.

5

 

بعد شناختی

درگیری ذهنی داشتن برای مشکلات دیگران؛

کمک به دیگران در سختی را وظیفه دانستن؛

پشیمانی از کمک نکردن به افراد در سختی‏ها؛

6

 

بعد رفتاری

کمک به فرد حادثه دیده؛

کمک به فرد مستمند؛

کمک به فرد در راه مانده؛

اهدای خون به بیمار نیازمند؛

اقدام برای مصالحۀ بین طرفین دعوا؛

زنگ زدن به پلیس هنگام مشاهدۀ نزاع.

7

 

 

 

 

پایایی پرسشنامه

برای احراز پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج تحلیل نشان داد برخی گویه‏ها بهتر است حذف یا جایگزین شوند. سپس پرسشنامه اصلاح شده توسط 30 نفر دیگر تکمیل شد و این بار داده‏ها حاکی از دقت قابل قبول پرسشنامه در اندازه‏گیری متغیرهای تحقیق بود.

 

جدول3- نتایج تحلیل گویه‏ها با ضریب آلفای کرونباخ

ضریب

متغیر

691/0

تحلیل هزینه پاداش

611/0

مسؤولیت پذیری اجتماعی

880/0

بی تفاوتی اجتماعی

775/0

سرمایۀ اجتماعی

پ)یافته‏های پژوهش

الف) یافته‏های توصیفی

توزیع دانشجویان در پنج رشته کلی و به تفکیک زن و مرد در جدول زیر ملاحظه می‏شود. دانشجویان مرد در رشته‏های علوم‏انسانی 15.5 درصد از کل دانشجویان را تشکیل می‏دادند و دانشجویان زن در رشته‏های علوم انسانی 27.9 درصد از کل دانشجویان مورد مطالعه را تشکیل داده‏اند. به همین ترتیب تمام خانه‏های جدول زیر را می‏توان تفسیر کرد. همان‏طور که در نمودار مشخص شده است، بیشتر دانشجویان مطالعه شده، در رشته‏های علوم انسانی تحصیل می‏کنند و نسبت دانشجویان رشته‏های تربیت بدنی از همه گروه‏ها کمتر است. ( البته این بدین خاطر است که تعداد رشته‏هایی که در گروه علوم‏انسانی ادغام کرده‏ایم بیشتر از سایر گروه‏ها بوده است) همچنین در نمودار زیر مشخص می‏شود که نسبت دانشجویان زن در رشته‏های علوم‏انسانی، علوم‏پایه و زبان‏های خارجی از دانشجویان مرد بیشتر است، ولی در رشته‏های فنی و مهندسی نسبت دانشجویان مرد بیشتر از زن است و در رشته‏های تربیت بدنی نسبت دانشجویان زن و مرد یکسان است.

 

 

جدول 4- توزیع درصد فراوانی دانشجویان رشته‏های مختلف

رشته تحصیلی

 

تربیت بدنی

زبانهای خارجی

فنی مهندسی

علوم پایه

علوم انسانی

8/1

4/2

7/13

9/5

5/15

درصد مرد

جنسیت

8/1

4/6

4/9

7/14

9/27

درصد زن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در جدول زیر تعداد دانشجوان رشته‏های مختلف به تفکیک مقاطع تحصیلی آورده شده است. مثلاً تعداد دانشجویان کارشناسی در رشته‏های زبان‏های خارجی 21 نفر، دانشجویان کارشناسی ارشد زبان‏های خارجی 7 نفر و دانشجویان دکترای زبان‏های خارجی 5 نفر بوده است.

 

 

جدول 5- توزیع فراوانی دانشجویان مقاطع مختلف

 

رشته تحصیلی

 

مقطع تحصیلی

جمع

تربیت بدنی

زبان‏های خارجی

فنی مهندسی

علوم پایه

علوم انسانی

219

8

21

57

45

88

کارشناسی

105

4

7

23

22

49

کارشناسی ارشد

48

2

5

6

10

25

دکترا

372

14

33

86

77

162

جمع

100

8/3

9/8

1/23

7/20

5/43

درصد

                 

 

جدول 6- میزان تحلیل هزینه- پاداش بین دانشجویان نمونۀ آماری

 

کمینه

بیشینه

میانگین

انحراف معیار

وایانس

ضریب چولگی

ضریب کشیدگی

تحلیل هزینه -پاداش

67/1

00/5

28/3

59/0

35/0

19/0-

25/0-

 

 

بررسی به عمل آمده بیانگر آن است که میانگین تحلیل هزینه – پاداش این افراد در یک مقیاس 5 درجه‏ای 3.28 است؛ یعنی در حد بالای متوسط قرار دارد. متوسط پراکندگی تحلیل هزینه پاداش دانشجویان از میانگین ( انحراف معیار) 0.596 است. همچنین، کمترین میزان این متغیر در این نمونه 1.67 و بیشترین آن 5 بوده است. ضریب چولگی (0.191- ) نشان می‏دهد بیشتر افراد، در این متغیر بالاتر از میانگین قرار گرفته‏اند. ضریب کشیدگی منفی (0.259-) هم به این معنا است که شباهت نمونه مورد بررسی در این متغیر کمتر از حد نرمال است.

 

 

جدول 7- میزان مسؤولیت‏پذیری اجتماعی بین دانشجویان

 

کمینه

بیشینه

میانگین

انحراف معیار

وایانس

ضریب چولگی

ضریب کشیدگی

مسؤولیت‏پذیری اجتماعی

2.54

4.92

4.11

0.47

0.166

0.388-

0.020

 

 

میانگین مسؤولیت‏پذیری اجتماعی در بین افراد مطالعه شده، از یک مقیاس 5 درجه‏ای مقدار 4.11 بوده است که بیانگر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی در حد زیاد است. کمترین مقدار 2.54 و بیشترین مقدار کسب شده در بین این افراد در این متغیر 4.92 بوده است. متوسط انحراف از میانگین در این متغیر 0.47 بوده است. ضریب چولگی 0.388- بوده است که نشان از وجود داده‏های پرت در سمت چپ میانگین (کمتر از میانگین) دارد؛ به عبارت دیگر بیشتر افراد در این متغیر، بالاتر از میانگین نمره گرفته‏اند. ضریب کشیدگی مثبت (0.020 ) نشان می‏دهد که شباهت این افراد در این متغیر اندکی بیشتر حد نرمال بوده است.

 

 

جدول 8- میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بین دانشجویان

 

کمینه

بیشینه

میانگین

انحراف معیار

وایانس

ضریب چولگی

ضریب کشیدگی

بی‌تفاوتی اجتماعی

1

3.29

1.93

0.489

0.240

0.242

0.590-

                                                                                                                                      

 

میانگین بی‏تفاوتی اجتماعی در بین افراد مطالعه شده، از یک مقیاس 5 درجه‏ای مقدار 1.93 بوده است که بیانگر بی‏تفاوتی اجتماعی در حد پایین است. کمترین مقدار 1و بیشترین مقدار کسب شده در بین این افراد در این متغیر 3.29 بوده است. متوسط انحراف از میانگین در این متغیر 0.489 بوده است. ضریب چولگی 0.242 بوده است که نشان از وجود داده‏های پرت در سمت راست میانگین (بیشتر از میانگین) دارد؛ به عبارت دیگر بیشتر افراد در این متغیر، کمتر از میانگین نمره گرفته‏اند. ضریب کشیدگی منفی (0.590-) نشان می‏دهد که شباهت این افراد در این متغیر کمتر حد نرمال بوده است.

 

 

جدول 9- میزان سرمایۀ اجتماعی بین دانشجویان

 

کمینه

بیشینه

میانگین

انحراف معیار

وایانس

ضریب چولگی

ضریب کشیدگی

سرمایه اجتماعی

1.80

4.60

3.138

0.494

0.245

0.129-

0.153

 

 

بررسی به عمل آمده بیانگر آن است که میانگین سرمایه اجتماعی این افراد در یک مقیاس 5 درجه‏ای 3.138 است؛ یعنی در حد بالای متوسط قرار دارد. متوسط پراکندگی سرمایه اجتماعی دانشجویان از میانگین ( انحراف معیار) 0.494 است. همچنین، کمترین میزان این متغیر در این نمونه 1.80 و بیشترین آن 4.60 بوده است. ضریب چولگی ( 0.129-) نشان می‏دهد بیشتر افراد، در این متغیر بالاتر از میانگین قرار گرفته‏اند. ضریب کشیدگی مثبت (0.153) هم به این معنا ‏است که شباهت  نمونه مورد بررسی در این متغیر بیشتر از حد نرمال است.

 

ب) یافته‏های استنباطی

در این قسمت به بررسی فرضیه‏های پژوهش می‏پردازیم.

فرضیه 1: به نظر می‏رسد بین متغیر سرمایه اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

نتایج به دست آمده از انجام آزمون پیرسون بین دو متغیر سرمایه اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه معناداری را نشان می‏دهد. در این باره ضریب همبستگی برابر با 340/0- و سطح معناداری آن مطلوب می‏باشد (0.000sig =  (. این نتایج نشان می‏دهد که این دو متغیر ارتباط منفی و متوسطی با هم دارند؛ یعنی اگر سرمایه اجتماعی کاهش یابد بی‏تفاوتی اجتماعی افزایش می‏یابد و اگر سرمایه اجتماعی افزایش یابد بی‏تفاوتی اجتماعی کاهش پیدا می‏کند.   

 

 

جدول 10- نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین سرمایه اجتماعی با میزان بی‏تفاوتی اجتماعی

آزمون آماری

بی‏تفاوتی اجتماعی / سرمایه اجتماعی

ضریب همبستگی پیرسون

0.340-**

سطح معنا داری

0.000

تعداد معتبر

372

                                                            **با سطح معناداری کمتر از 1 درصد

 

 

فرضیه 2: به نظر می‏رسد بین مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی ارتباط معناداری وجود دارد.

نتایج به دست آمده از انجام آزمون پیرسون بین دو متغیر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه معناداری را نشان می‏دهد. در این باره ضریب همبستگی برابر با 0.624- و سطح معناداری آن مطلوب می‏باشد (0.000sig = (. این نتایج نشان می دهد که این دو متغیر ارتباط منفی و قوی با هم دارند؛ یعنی اگر مسؤولیت پذیری اجتماعی کاهش یابد بی‏تفاوتی اجتماعی افزایش می‏یابد و اگر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی افزایش یابد بی‏تفاوتی اجتماعی کاهش پیدا می‏کند.   

 

 

جدول 11- نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین مسؤولیت‏پذیری اجتماعی با میزان بی‏تفاوتی اجتماعی

آزمون آماری

بی‏تفاوتی اجتماعی / مسؤولیت‏پذیری اجتماعی

ضریب همبستگی پیرسون

0.624-**

سطح معنا داری

0.000

تعداد معتبر

372

                                                                            **با سطح معناداری کمتر از 1 در صد

 

 

فرضیه 3: به نظر می‏رسد بین تحلیل هزینه-پاداش و بی‏تفاوتی اجتماعی ارتباط معنادار وجود دارد.

نتایج به دست آمده از انجام آزمون پیرسون بین دو متغیر تحلیل هزینه- پاداش و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه معناداری را نشان می‏دهد. در این باره ضریب همبستگی برابر با 0.108 و سطح معناداری آن مطلوب می‏باشد (0.037sig =  (. این نتایج نشان می‏دهد که این دو متغیر ارتباط مثبت اما ضعیفی با هم دارند؛ یعنی اگر تحلیل هزینه -پاداش کاهش یابد بی‏تفاوتی اجتماعی نیز کاهش می‏یابد و اگر این یکی افزایش یابد آن دیگری نیز افزایش پیدا می‏کند.  

 

 

جدول 12- نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین تحلیل هزینه- پاداش با میزان بی‏تفاوتی اجتماعی

آزمون آماری

بی‌تفاوتی اجتماعی / تحلیل هزینه پاداش

ضریب همبستگی پیرسون

0.108*

سطح معناداری

0.037

تعداد معتبر

372

                                                                                 *با سطح معناداری کمتر از 5 در صد

 

 

فرضیه 4: به نظر می‏رسد میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب سن متفاوت است.

نتایج به دست آمده از انجام آزمون پیرسون بین دو متغیر سن و بی‏تفاوتی اجتماعی رابطه معناداری را نشان نمی‏دهد. در این باره ضریب همبستگی برابر با 0.64- و سطح معناداری آن نامطلوب می‏باشد (0.219sig =  (.

 

 

جدول 13- نتایج ازمون همبستگی پیرسون بین سن با میزان بی‌تفاوتی اجتماعی

آزمون آماری

بی‌تفاوتی اجتماعی / سن پاسخگویان

ضریب همبستگی پیرسون

0.64-*

سطح معناداری

0.219

تعداد معتبر

372

                                                            *با سطح معناداری کمتر از 5 در صد

 

 

فرضیه 5 : به نظر می‏رسد میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب جنسیت متفاوت است.

بررسی‏های آماری نشان می‏دهد میزان بی‏تفاوتی مردان (با میانگین 2.016) و زنان (با میانگین 1.88) با یکدیگر تفاوت معنادار دارند. یافته‏های به‏دست آمده حاکی از آن است که آماره t برابر با 2.571و سطح معناداری حاصل 0.011 مطلوب می‏باشد. پس این فرضیه تأیید می‏گردد و می‏توان نتیجه گرفت که میزان بی‏تفاوتی اجتماعی و جنسیت با یکدیگر ارتباط معنادار دارند و به عبارت دیگر میانگین بیشتر بی‏تفاوتی اجتماعی در بین مردان در مقایسه با زنان معنادار است.

 

 

جدول14- نتایج آزمون t دو نمونه مستقل پیرامون بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب جنسیت

 

جنسیت

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدار T

sig

بی‏تفاوتی  اجتماعی

مرد

147

2.016

0.482

2.571

0.011

زن

225

1.88

0.488

 

فرضیه 6 : به نظر می‏رسد میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب وضعیت تأهل متفاوت است

بررسی‏های آماری نشان می‏دهد میزان بی‏تفاوتی افراد مجرد (با میانگین 1.97) و افراد متأهل (با میانگین 1.77) با یکدیگر تفاوت معنادار دارند. یافته‏های به‏دست آمده حاکی از آن است که آماره t برابر با 2.948 و سطح معناداری حاصل 0.003 مطلوب می‏باشد. پس این فرضیه تأیید می‏گردد و می‏توان نتیجه گرفت که میزان بی‏تفاوتی اجتماعی و وضعیت تأهل با یکدیگر ارتباط معنادار دارند و میانگین بی‏تفاوتی اجتماعی در بین افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل است.

 

 

جدول 15- نتایج آزمون t دو نمونه مستقل پیرامون بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب وضعیت تأهل

 

وضعیت تأهل

تعداد

میانگین

انحراف معیار

مقدار T

sig

بی‏تفاوتی  اجتماعی

مجرد

306

1.97

0.485

2.948

0.003

 

متأهل

66

1.77

0.480

 

 

فرضیه 7: به نظر می‏رسد میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب رشته تحصیلی متفاوت است.

نتایج بررسی‏های آماری بین دو متغیر رشته تحصیلی و بی‏تفاوتی اجتماعی، نشانگر آن است که میانگین نمره بی‏تفاوتی اجتماعی کسانی که رشته تحصیلی آنها علوم انسانی است 1.91، علوم‏پایه و زیست 1.94، فنی مهندسی 1.94، زبان‌های خارجی 1.93 و تربیت بدنی و علوم ورزشی 2.12 می‏باشد. در این راستا آزمون تحلیل واریانس یک طرفه معنادار نشده است. چون مقدار آزمون F برابر با 0.643 و سطح معناداری برآورد شده قابل قبول نیست. (0.632( sig =. بنابراین می‏توان گفت بین رشته تحصیلی و بی‏تفاوتی اجتماعی ارتباط معناداری وجود ندارد و تفاوت‏های مشاهده شده ناشی از خطای نمونه‏گیری است.

 

 

جدول 16- نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه پیرامون بی‏تفاوتی اجتماعی و رشته تحصیلی

رشته

تعداد

میانگین

درجه آرادی

مقدار F

سطح معناداری

علوم انسانی

162

1.91

4

0.643

0.632

علوم پایه و زیست

77

1.94

فنی و مهندسی

86

1.94

زبان‏های خارجی

33

1.93

تربیت بدنی و علوم ورزشی

14

2.12

 

 

فرضیه 8: به نظر می‏رسد میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب مقطع تحصیلی متفاوت است.

نتایج بررسی‏های آماری بین دو متغیر مقطع تحصیلی و بی‏تفاوتی اجتماعی، نشانگر آن است که میانگین نمره بی‏تفاوتی اجتماعی کسانی که مقطع تحصیلی آنها کارشناسی است 1.95، کارشناسی ارشد 1.92، دکترا 1.88، می‏باشد. در این راستا آزمون تحلیل واریانس یک طرفه معنادار نشده است. چون مقدار آزمون F برابر با 0.508 و سطح معناداری برآورد شده قابل قبول نیست. (0.602( sig =. بنابراین می‏توان گفت بین مقطع تحصیلی و بی‏تفاوتی اجتماعی ارتباط معناداری وجود ندارد.

 

 

 

جدول 17- نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه پیرامون بی‏تفاوتی اجتماعی و مقطع تحصیلی

مقطع

تعداد

میانگین

درجه آرادی

مقدار F

سطح معناداری

کارشناسی

219

1.95

2

0.508

0.602

کارشناسی ارشد

105

1.92

دکترا

48

1.88

 

 

مدل رگرسیون چند متغیره

در بررسی روابط آماری فرضیات مختلف تحقیق، متغیرها به صورت دوبه دو مورد تحلیل قرار گرفتند. حال برای مطالعه تأثیر هم‏زمان متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. در این تحلیل از روش گام به گام ) stepwise ( کمک گرفته‏ایم. نتایج حاصل بیانگر آن است که از میان متغیرهای سن، مقطع تحصیلی، تحلیل هزینه – پاداش، مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و سرمایه اجتماعی، فقط متغیرهای تحلیل هزینه – پاداش، مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و سرمایه اجتماعی وارد معادله شده‏اند. در زیر به توصیف نتایج می‏پردازیم:

ضریب رگرسیون (b): نتایج به دست آمده نشان می‏دهد که ضریب رگرسیون متغیر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی برابر با 0.692- و متغیر سرمایه اجتماعی 0.164- و متغیر تحلیل هزینه –پاداش 0.086 می‏باشد.

ضریب رگرسیون استاندارد شده (Beta): طبق یافته‏های حاصل، بتای متغیر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی برابر با 0.576- و بتای متغیر سرمایه اجتماعی 0.166- و بتای متغیر تحلیل هزینه – پاداش 0.104 برآورد شده است.

ضریب تعیین )2R ( :در این مطالعه ضریب تعیین برابر با 0.428 گزارش شده است. این یافته بدین معناست که متغیرهای وارد شده به معادله توانسته‏اند 42 درصد از واریانس تغییرات مربوط به متغیر وابسته را تبین نمایند.

ضریب تعیین تعدیل یافته ) Ad. R2 (: این ضریب مربع همبستگی تعدیل شده را نشان می‏دهد که در این تحقیق برابر با 0.423 می‏باشد. این معیار نسبت به R2 حقیقی‏ترست زیرا الزاماً با افزایش تعداد متغیرهای مستقل افزایش نمی‏یابد، درحالی‏که مقدار R2 تابع تعداد متغیرهای مستقل است.

متغیرهای وارد شده به معادله رگرسیون از طریق روش گام به گام عبارتند از:

متغیر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی

متغیر سرمایه اجتماعی

متغیر تحلیل هزینه- پاداش

متغیرهای بیرون مانده از معادله رگرسیونی عبارتند از:

متغیر سن

متغیر مقطع تحصیلی

 

 

جدول18- نتایج آزمون تحلیل رگرسیون درباره عوامل موثر بر بی‏تفاوتی اجتماعی

Sig

ANOVA

F

R2 Ad

R2

 

R

نام متغیر

0.000

91.603

0.423

0.428

0.654

متغیرهای مستقل

 

 

 

جدول 19- ضرایب آزمون تحلیل رگرسیون درباره عوامل موثر بر بی‏تفاوتی اجتماعی

 

Sig

ضریب

B

 

Beta

نام متغیر

0.000

0.692-

0.576-

متغیر مسؤولیت‏پذیری اجتماعی

0.000

0.164-

0.166-

متغیر سرمایه اجتماعی

0.008

0.086

0.104

متغیر تحلیل هزینه- پاداش

 

 

 

 

 

با توجه به نتایج حاصل می‏توان معادلات رگرسیونی استاندارد و غیراستاندارد را چنین نوشت:

● معادله رگرسیون غیراستاندارد چنین است:

 

(تحلیل هزینه –پاداش) (0.086) + (سرمایه اجتماعی) (0.164-) + (مسؤولیت‏پذیری اجتماعی) (0.692-) +50.019 = بی‏تفاوتی اجتماعی

تفسیر این معادله بدین معناست که با افزایش هر واحد متغیر مستقل، نمره متغیر وابسته به اندازه چند واحد ضریب رگرسیون (b) تغییر می‏کند. پس می‏توان گفت با هر واحد افزایش در مسؤولیت‏پذیری اجتماعی، شاهد کاهش مقداری برابر با 0.692واحد در بی‏تفاوتی اجتماعی هستیم. یا با افزایش هر واحد در سرمایه اجتماعی، بی‏تفاوتی اجتماعی 0.164 واحد کاهش خواهد یافت. در مقابل با هر واحد افزایش در تحلیل هزینه – پاداش، بی‏تفاوتی اجتماعی 0.086 واحد کاهش خواهد داشت.

معادله رگرسیون استاندارد نیز به این صورت نوشته می‏شود:

 

(تحلیل هزینه – پاداش) (0.104)+(سرمایه اجتماعی) (0.166-)+(مسؤولیت‏پذیری اجتماعی) (0.576-)= بی‏تفاوتی اجتماعی

ارقام مندرج در معادله به این معناست که با افزایش یک واحد انحراف استاندارد مسؤولیت‏پذیری اجتماعی، میزان بی‏تفاوتی اجتماعی دانشجویان به اندازه 0.576 واحد کاهش می‏یابد و به ازای هر واحد افزایش در انحراف استاندارد سرمایه اجتماعی، 0.166 واحد کاهش در انحراف استاندارد بی‏تفاوتی اجتماعی را شاهد خواهیم بود. در مقابل با افزایش یک واحد در انحراف استاندارد تحلیل هزینه- پاداش، شاهد 0.104 واحد افزایش در انحراف استاندارد در بی‏تفاوتی اجتماعی خواهیم بود. در این معادله به خاطر این که ضرایب استاندارد شده‏اند، به خوبی می‏توان به نسبت تأثیر هر یک از متغیرها بر متغیر وابسته پی برد.

 

نتیجه‏ گیری

بی‏تفاوتی اجتماعی یکی از عوارض زندگی مدرن شهری و عامل تهدید کننده انسجام اجتماعی است. هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان بی‏تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان و همچنین بررسی ارتباط آن با سه متغیر سرمایه اجتماعی، مسؤولیت‏پذیری اجتماعی و تحلیل هزینه- پاداش بود. یافته‏های پژوهش حاکی از پایین بودن میزان بی‏تفاوتی اجتماعی در این جامعه آماری است که در کوتاه مدت تهدیدی را متوجه جامعه نمی‏کند، اما به معنای غفلت از موضوع و نادیده انگاشتن آن نیست. 

ارتباط بین سرمایه اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی با ضریب همبستگی 34/0 – حاکی از معناداری و معکوس بودن رابطه است. سرمایه اجتماعی می‏تواند تأثیر بازدارندگی بر بی‏تفاوتی اجتماعی داشته باشد. در واقع، در بسیاری از تحقیقات به اثبات رسیده که سرمایۀ اجتماعی اثرات مثبتی بر اجتماع داشته و از بسیاری از مسائل اجتماعی پیشگیری می‌کند. آنچه از نتایج این پژوهش دریافت می‏شود، همخوان با دیگر پژوهش‏ها حاکی از تأثیر مثبت سرمایۀ اجتماعی در تقویت و تحکیم ارتباطات اجتماعی است. همچنین، نتایج پژوهش نشان می‏دهد که هرچه مسؤولیت‏پذیری اجتماعی بیشتر شود از میزان بی‏تفاوتی اجتماعی کاسته می‏شود. ضریب همبستگی 62/0- حاکی از قوی بودن این رابطه است و توجه ما را به اهمیت این متغیر در تأثیرگذاری بر میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بیش از پیش معطوف می‏کند. با توجه به اینکه این پژوهش به طور خاص روی گروهی از جوانان که پتانسیل بالایی برای نقش آفرینی در جامعه دارند انجام گرفت، توجه به نقش جوانان در ارتقای سلامت جامعه و بهبود روابط اجتماعی برجسته می‏شود. جوانان جمعیت وسیعی را تشکیل می‏دهند و برنامه‏ریزی و بسترسازی فرهنگی برای آنها می‏تواند به بهبود زندگی در کل جامعه کمک شایانی بکند. از این رو تقویت مسؤولیت‏پذیری اجتماعی جوانان و ایجاد انگیزه در آنها برای مشارکت اجتماعی مؤثر، به استحکام و رشد ارزش‏ها، اصول و تعهدات در جامعه کمک کرده، فرایند توسعه کشور را بیمه می‏کند و برای خود جوانان نیز حامل خیر و برکت است. توجه به کار و خدمات داوطلبانه اجتماعی، از جمله فضا سازی برای مشارکت فعالانه در سازمان‏های مردم نهاد ( NGO) در عین تکریم مردم و رعایت ضوابط و مقررات نه تنها سرمایه اجتماعی را ارتقا می‏بخشد، بلکه می‏تواند به جوانان آموزش دهد که باید مسؤولیت‏پذیری خود را در جامعه به نمایش بگذارند و نشان دهند که به سرنوشت خود و دیگران علاقمند هستند.

اما بررسی ارتباط بین متغیر تحلیل هزینه - پاداش و بی‏تفاوتی اجتماعی ما را به این نتیجه می‏رساند که یک ارتباط معکوس ضعیف اما معنادار بین این دو متغیر وجود دارد. بر اساس نتیجه‏گیری‏های نظریه‏پردازان نظریه مبادله اجتماعی، چون در فرایند نوع‏دوستی به خصوص در حالت‏هایی که ناظر با نیازمند تنهاست، منفعت ملموسی وجود ندارد و حتی هزینه‏هایی نیز ممکن است بر فرد ناظر تحمیل شود، افرادی که بیشتر بر مبنای تحلیل هزینه – پاداش مادی عمل می‏کنند کمتر تمایل به نوع‏دوستی دارند و بنابراین بی‏تفاوتی اجتماعی بیشتری از خود نشان می‏دهند. طبق نظریه مبادله اجتماعی، که مدعی ارتباط قوی بین حسابگری (تحلیل هزینه- پاداش) و بی‏تفاوتی اجتماعی است، رابطۀ معناداری بین این دو متغیر یافت شد.

در خصوص سایر فرضیه‏های پژوهش، بررسی ارتباط بین متغیرهای فردی و جمعیت‏شناختی با متغیر بی‏تفاوتی اجتماعی نشان می‏دهد که سن افراد تأثیری بر بی‏تفاوتی اجتماعی ندارد. این یافته با نتایج پژوهش اسمیت (2005؛ به نقل از احمدی، 1388) که می‏گوید با افزایش سن، تمایل به بی‏تفاوتی افزایش می‏یابد همخوانی ندارد. البته باید توجه داشت که در پژوهش حاضر تفاوت‏های سنی افراد مورد مطالعه از نوسان زیادی برخوردار نیست و چه بسا اگر گروه‏های سنی با اختلاف بیشتری مورد مطالعه قرار گیرند، نتایج مطالعه اسمیت تأیید شود. پژوهش‏های آینده می‏توانند این مطلب را مد نظر قرار دهند. در پژوهش حاضر جنسیت نیز بر بروز بی‏تفاوتی تأثیر دارد. تحقیقات ایگلی و کرالی[21] (1986؛ به نقل از احمدی، 1388) بیانگر آن است که در هنگام وقوع حالت‏های اضطراری مردان بی‏تفاوتی کمتری نسبت به زنان نشان می‏دهند، اما بر اساس مطالعات ون لنگ و همکاران[22] (1997) این لزوماً به معنای نوع‏دوست‏تر بودن مردان نیست. یافته پژوهش حاضر که طی آن میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بین دو جنس برابر نبود با پژوهش فوق انطباق دارد و نتایج آن را تأیید می‏کند. وضعیت تأهل نیز به عنوان یکی دیگر از متغیرهای زمینه‏ای، بر میزان بی‏تفاوتی اجتماعی تأثیرگذار است. این یافته با نتایج پژوهش اسمیت (2005؛ به نقل از احمدی، 1388) که نشان می‏دهد بی‏تفاوتی اجتماعی در بین افراد متأهل کمتر از افراد مجرد است تطابق دارد. در توجیه این یافته، شاید بتوان ادعا کرد که قرار گرفتن در پیوند زناشویی و ایفای نقش‏های خانوادگی، التزام اخلاقی و عملی بیشتری را برای زندگی اجتماعی در پی دارد و افراد متأهل را در مقایسه با افراد مجرد از حساسیت‏پذیری بیشتری نسبت به محیط پیرامون و افراد آن برخوردار می‏کند. بررسی دقیق‏تر این فرضیه نیازمند تحقیقات بیشتر است که می‏تواند به عنوان یک پیشنهاد علمی مطرح شود. در نهایت، میزان بی‏تفاوتی اجتماعی بر حسب متغیرهای مقطع و رشته تحصیلی تغییر معناداری نداشت که بررسی دقیق‏تر علل آن موکول به تحقیقات آینده است.

 

محدودیت پژوهش

- مهم‏ترین محدودیت حساس بودن سنجش بی‏تفاوتی اجتماعی است. چند بعدی بودن آن نیز موجب پیچیدگی بیشتر می‏شود. لذا در ارائه هرگونه حکم قطعی درباره میزان و نحوه سنجش بی‏تفاوتی اجتماعی باید با احتیاط عمل کرد.



[1] Social apathy

[2] Social depression

[3]  خبرگزاری ایسنا، 24 مهرماه 1393

[4] Gans

[5] Van Snippenburg & Scheepers

[6] Al-Mizjaji

[7] Chen & Zhong

[8] Social learning Theory

[9] Rushton and Campbell

[10] Beaman

[11] Latane and Darley

[12] Batson

[13] reciprocity

[14] equity

[15] Social responsibility

[16] Myers

[17] Wiggins

[18] Berkowitz

[19] Lowler & Yoon

[20] Easterlin

[21] Eagly and Crowley

[22] Van Lange, et al.

احمدی، سیروس. (1388). «بررسی نوع‏دوستی در روابط روزمرۀ اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن»، مجلۀ جامعه‏شناسی ایران، دورۀ دهم، ش 2، صص 87-108.

ارونسون، الیوت. (1386). روان‏شناسی اجتماعی، ترجمه: حسین شکرکن، تهران: انتشارات رشد، چاپ سوم.

الوانی، مهدی. (1380). « نقش مدیریت در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی»، مجله تدبیر، ش 100، ص 29-32.

ایسنا. (1393). «جزییات اسیدپاشی‏های اخیر به زنان اصفهانی» پنجشنبه 24 مهرماه. برگرفته از لینک: http://www.isna.ir

ایمان، محمد تقی و مرادی، گلمراد. (1388). «بررسی رابطه بین رضایت اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی جوانان شیراز»، جامعه‏شناسی کاربردی، سال بیستم. ش 33 (2)، ص155-174.

توسلی، غلامعباس. (1388). نظریه‏های جامعه‏شناسی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت). مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی. چاپ پانزدهم.

سیدان، فریبا و محمدی، خدیجه. (1388). «عوامل مؤثر بر میزان تعهد اجتماعی در زنان و مردان شاغل»، خردنامه همشهری، ش 39، ص3.

عبداللهی، محمد و میرطاهر، موسوی. (1386).«سرمایه اجتماعی در ایران وضعیت موجود دورنمای آینده و امکان‏شناسی گذار»، فصلنامه رفاه اجتماعی، ش 25، ص195-233.

کریمی، یوسف. (1381). روان‏شناسی اجتماعی، تهران: انتشارات ارسباران.

کلانتری، صمد؛ ادیبی، مهدی؛ ربانی، رسول و سیروس احمدی. (1386). «بررسی بی‏تفاوتی و نوع‏دوستی در جامعه شهری ایران و عوامل مؤثر بر آن»، دانشور رفتار (دو ماهنامه دانشگاه شاهد)، دوره چهاردهم. ش22، ص27-35.

کلمن، جیمز. (1377). بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

مسعودنیا، ابراهیم. (1380). «تبیین جامعه‏شناختی بی‏تفاوتی شهروندان در حیات اجتماعی و سیاسی»، اطلاعات سیاسی اقتصادی، ش 167-168، ص152-165.

محسنی، علیرضا و مجتبی صداقتی‏فرد. (1390). «پژوهشی درباره بی‏تفاوتی اجتماعی در ایران، مورد پژوهش: شهروندان تهرانی»، جامعه‏شناسی کاربردی دانشگاه اصفهان، دوره 22، ش3، ص1-22.

نادری، حمد الله، بنی‏فاطمه، حسین و محمد حریری اکبری. (1388). «الگو سازی ساختاری رابطۀ بین بیگانگی و بی‏تفاوتی اجتماعی»، مجلۀ علوم‏اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم‏انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ش6(2)، ص 29-59.

Beaman, A. L. Barnes, P. J. Klentz, B. & McQuirk, B. (1978) "Increasing Helping Rates Through Information Dissemination: Teaching Pays". Personality and Social Psychology Bulletin, vol. 4, p 406-411.



Lin, Nan. (1999) Building a Network Theory of Social Capital, United Kingdom, Duke University.

Rushton, P.J. and Campbell, A.C. (1977) "Modeling, Vicarious Reinforcement and Extraversion on Blood Donating in Adults: Immediate and Long-Term Effects". European Journal of Social Psychology, vol. 7, No. 3, p 297-306.

Van Lange, P.A. et al. (1997) "Development of Prosocial, Individualistic, and Competitive Orientations: Theory and Preliminary Evidence." Journal of Personality and Social Psychology, vol. 73, No. 4, p 733-746.