الگوی فضایی اندام‏ وار احساس امنیت در فضاهای عمومی شهری نمونه موردی: شهر بندرعباس

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ‏ریزی شهری مرکز تخصصی دکتری دانشگاه پیام‌نور، ایران

2 دانشیار، گروه جغرافیا دانشگاه پیام‌نور، ایران

3 دانشیار، گروه شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران

4 استاد، گروه جغرافیا دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران

چکیده

یکی از معیارهای توسعه شهری، که به عنوان معیار اثربخشی برنامه‏های توسعه تلقی می‏شود و رفتارهای شهروندان و به تبع آن پویایی شهر، به‏ویژه چگونگی حضور و ایفای نقش شهروندان در شهر را تحت تأثیر قرار می‏دهد، احساس امنیت و یا ترس از قربانی جرم شدن در شهر است. رشد سریع شهرنشینی در ایران و شهر بندرعباس و پیامدهای ناشی از آن، از جمله ناامنی و عدم پویایی و تحرک شهروندان و به تبع آن ترس از قربانی شدن، بیانگر آن است که احساس امنیت در فضاهای عمومی شهری به عنوان یک مسأله و نیاز شهروندان مطرح است. این پژوهش در پاسخ به ضرورت فوق، با هدف ارایه الگویی اندام‌وار برای ارتقای احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس انجام شده است. مرور ادبیات نظری در خصوص احساس امنیت، نشان‏دهنده این است که احساس ناامنی در بستر مکان رخ می‏دهد و رفتار انسان در فضا و مکان‏های مختلف، متفاوت است. مبانی تئوریک این مقاله بر نظریه‏ها و رویکردهای تئوریک پیشین؛ به‏ویژه الگوی آزار و اذیت، الگوی بی‏نظمی، الگوی چشم اندازـ پناهگاه، الگوی فضای قابل دفاع، الگوی نظارت اجتماعیِ و... شکل گرفته است. الگوی تئوریک ارایه شده با استفاده از روش پیمایش و تکنیک مصاحبه در فضاهای عمومی شهر بندرعباس به آزمون گذاشته شد. یافته‏های پژوهش نشان داد سه دسته عوامل اجتماعی، زمینه‏ای و کالبدی در تعامل با یکدیگر به صورت اندام‌وار چگونگی احساس امنیت در فضاهای عمومی را تبیین می‌کنند. لذا پیشنهاد می‏شود برای دستیابی به الگوی مناسب احساس امنیت در فضاهای عمومی شهری، باید به شاخص‏های فضایی کالبدی، اجتماعی و زمینه‏ای به طور توأمان توجه شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

-

نویسندگان [English]

  • Marziyeh Rezanejad 1
  • S.M. Musa Kazemi 2
  • M. Rafiyan 3
  • A. Eftekhari 4
1 Payame Noor University, Iran
2 Payame Noor University, Iran
3 Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
4 Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

مقدمه و بیان مسأله

یکی از معیارهای توسعه شهری، که به عنوان معیار اثربخشی برنامه‏های توسعه شهری تلقی می‏شود و رفتارهای شهروندان و به تبع آن پویایی شهر، به‏ویژه چگونگی حضور و ایفای نقش شهروندان در شهرها را تحت تأثیر قرار می‏دهد، احساس امنیت و یا ترس از قربانی جرم شدن در شهر است. پیمایش‏ها و نظرسنجی‏های اجتماعی تأیید کننده این نکته هستند که ترس از جرم، یکی از مهم‌ترین مشکلات اجتماعی در شهرهای امروزی است و از قربانی واقعی جرم شدن شایع‏تر است (Valera, & Guàrdia, 2014; Valenta, 2013) و (محمودی جانکی و قورچی بیگی، 346:1388). ترس از جرم، نیروی قدرتمندی است که ادراک ما از شهر (England & Simon, 2010) را فراتر از سادگی خطر قربانی جرم شدن، شکل می‏دهد (Garofalo, 1979) و آمیخته‏ای از ادراکات و تجربیاتی است که خود را در اعتقادات و توهمات مختلفی اسیر می‌بینیم که می‏توانند تأثیر منفی روی رفتار ما داشته باشند و کیفیت زندگی ما را کاهش دهند (Nasar & Fisher, 1993). والرا آورده است که این نوع ترس زاییده پویایی مسایل اجتماعی پیچیده بر فراز تبیین‏های ساده انگارانه مسایل شهری است (Valera, & Guàrdia, 2014).

شهر در صورتی قادر به ایفای کارکردهای ویژه خود خواهد بود که امنیت در نزد ساکنان آن در حدّ قابل قبولی ارزیابی شود. از نظر علمی، ترس از وقوع جرم به اندازه خود آن درخورتوجه است. واکنش نسبت به ترس از قربانی جرم شدن باعث می‏شود که بسیاری از مردم از خطرها دوری کنند یا حداقل، میزان در معرض خطر قرار گرفتن خود را کاهش دهند. این خود می‏تواند به عدم حضور مردم نه تنها در یک مکان خاص؛ بلکه در بیشتر فضاهای عمومی منجر شود (مدیری، 1385).

ترس از جرم در فضای عمومی می‏تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم، احساس پریشانی، ناتوانی و ترس را افزایش دهد (Mair, 2010: 811). از پیش نیازهای لازم برای یک محیط پایدار شهری، این است که نباید استفاده‌کنندگانِ حال یا آینده را در معرض تهدیدی قرار دهد. کاهش تهدیدات سلامت فردی و محیط طبیعی، اهدافی هستند که عموماً با مفهوم توسعة پایدار شهری مرتبطند (محمودی جانکی و قورچی بیگی، همان: 361). در واقع، فضاهای عمومی محلی برای تعاملات اجتماعی در جهت زندگی سالم هستند. این فضاها بیشتر در قالب میدان‏ها، پارک‏ها، بازارها و خیابان‏هایی که آن‏ها را به هم ربط می‏دهند، مطرح می‏شوند (Lubuva & Mtani, 2004: 23).

از پیش نیازهای لازم برای یک محیط پایدار شهری، این است که نباید استفاده‌کنندگانِ حال یا آینده را در معرض تهدیدی قرار دهد. تقلیل تهدیدها به سلامت فردی و محیط طبیعی، اهدافی هستند که عموماً با مفهوم توسعة پایدار شهری مرتبطند. با این حال، همچنین در یک محیط پایدار شهری ضروری است که ساکنان «از امنیت شخصی و امنیت دارایی‏هایشان ترس نداشته باشند» (Du Plessis, 1999: 33). به طور حسی نیز ما انتظار داریم که ادراک ناامنی از یک محیط باعث شود که مردم فعالیت فیزیکی و قدم زدنشان را محدود کنند (Foster, et al. 2014). گروه‏های اجتماعی، قومی و اقتصادی که احساس می‏کنند به وسیله خشونت و جرم تهدید می‏شوند، معمولاً در جستجوی محله‏های مجزا شده در محیط‏های شهری هستند و یا برای رهایی از محدودیت‏های شهری و بهبود شرایط زندگی‏شان، چنین فضاهایی را با دوربین‏ها، نگهبانان، پلیس، فنس‏های الکتریکی و دیوارها مجهز می‏کنند (Akenya Alkimim et al. 2013). در یک جمع‌بندی، اهمیت مطالعه‌ احساس‌ امنیت و ارایه الگویی برای‌ ارتقای‌ آن‌ در محیط‏های شهری را می‏توان به صورت زیر خلاصه کرد‌:

1- میان‌ توسعه‌ و احساس امنیت‌ رابطة‌ متقابل‌ برقرار است‌. دست‏یابی‌ به‌ توسعة‌ پایدار شهری مستلزم‌ برخورداری‌ اکثریت‌ شهروندان‌ از حد قابل‌ قبولی از احساس امنیت‌ است‌.

2- از دیدگاه‌ مصالح‌ افراد جامعه و حقوق فردی شهروندان باید گفت‌ در شرایطی‌ که ‌اکثریت‌ شهروندان‌ در وضعیت‌ تنش‌‌آمیز و توأم‌ با احساس‌ ناامنی‌ قرار ‌گیرند، امکان رشد و بالندگی‌ و عرضه‌ توانمندی‏های‌ خود را نمی‌یابند.

 3- احساس‌ ناامنی‌ برکمّ و کیف تعاملات‌ اجتماعی‌ تأثیر می‏گذارد. در سایة‌ احساس‌ امنیت‌، اعتماد متقابل، عواطف‌ مثبت، تعاملات‌ اجتماعی‌ و به تبع آن، سرمایه‏های اجتماعی تقویت می‌شود. وقتی نگرش‏ها، عقاید و حالات فردی سطوح بالاتری از ترس را نمایان کنند، تغییرات منفی در رفتار فردی به نوعی از هم گسیختگی و عدم تعلق و وابستگی به اجتماع بزرگتر منجر می‏شود.

4- احساس‌ ناامنی‌ ظرفیت‌ جامعه‌ را برای‌ بروز و شیوع رفتارهای‌ غیرقانونی‌ افزایش‌ می‌دهد.

با توجه به موارد فوق، این مقاله با هدف ارایه الگوی اندام‌وار احساس امنیت شهروندان در فضاهای عمومی شهر بندرعباس انجام شده است. مبانی نظریه‏ای الگوی فوق بر نقد و بررسی نظریه‏ها و رویکردهای تئوریک پیشین در خصوص احساس امنیت؛ به‏ویژه الگوی آزار و اذیت، الگوی بی‌نظمی، الگوی چشم‌اندازـ پناهگاه، الگوی فضای قابل دفاع، الگوی نظارت اجتماعیِ و... شکل گرفته است.

 

چارچوب تئوریک

بررسی آراء صاحبنظران پیرامون موضوع امنیت، بیانگر این نکته است که عمده تئوری‌ها و دیدگاه‏های مطرح شده در زمینه مسأله امنیت توسط عالمان علم سیاست؛ به‏ویژه در دانش روابط بین‌الملل مطرح شده است. در واقع به مسأله امنیت بیشتر در بعد ملی و در مقیاس روابط بین‌المللی پرداخته شده است. در نظریه‏های جغرافیدانان مفهوم احساس امنیت/ ترس از جرم به عنوان یک موضوع مستقل کمتر مورد تأمل و تحلیل نظری قرار گرفته است. در ادامه، در این نوشتار به مطالعه و نقد نظریه‏ها و الگوهای فضایی مطرح شده پیرامون احساس امنیت پرداخته شده است:

الگوی آزار و اذیت (مستقیم و غیرمستقیم)

طرفداران این الگو احساس ترس از وقوع جرایم را نتیجه‌ تجربه‌ مستقیم و غیرمستقیمِ آزار و اذیت مجرمانه می‏دانند. همچنین، الگوی آزار و اذیت به طور غیرمستقیم به این مسأله اشاره دارد که افرادِ دارای جایگاهِ مستحکم از لحاظِ اجتماعی، اظهار ترسِ بیشتری از احتمال وقوع جرایم دارند؛ چرا که احتمالِ اطلاع یافتنِ آن‌ها از اخبار مورد آزار و اذیت قرار گرفتنِ دیگران در محیطِ پیرامونیِ آن‌ها بیشتر است. محققان با استفاده از مدل قربانی شدن دریافته‏اند که تجارب فردی از قربانی شدن باعث ترس از بزهکاری و جرم شده‏اند. در این مطالعات، نشان داده شد که قربانی شدن مستقیم در مقایسه با قربانی شدن غیرمستقیم، به ترس بیشتری منجر می‏شود .(Valera, S. & Guàrdia, J. 2014) در این مدل تجارب قبلی قربانی شدن، چه تجارب مستقیم و چه تجارب غیرمستقیم، از عوامل منجر شدن به ترس دانسته شده‏اند (Shahdadi & Zanjanizadeh, 2008 ).

 

نظریه‌ بی‌تمدنی (بی‏نظمی) و رویکرد پنجره‏های شکسته[1]

در سطح محله، محققان تلاش کرده‏اند مشخص کنند که چگونه ترکیب اجتماعی و ساختاری محله‏ها می‏تواند ترس از جرم در بین ساکنان را افزایش دهد. تأثیر دامنه وسیعی از ویژگی‏های محله روی سطوح ترس فردی آزمون شده است. اصلی‏ترین عامل در این میان مدل بی‏تمدنی است. پژوهش‏های انجام شده این حوزه به این یافته رسیده‌اند که بی‏تمدنی‏های اجتماعی (مانند مستی در ملاء عام، سر و صدا، حضور جوانان و اعضای گروه‏های بزهکار، فراری‏ها و مردم بی‏سرپناه در عرصه‏های عمومی) و فیزیکی (مانند ریختن آشغال و زباله از پنجره، ساختمان‏های مخروبه و فرسوده، بی‏توجهی به فضاهای عمومی، نقاشی‏ها و دیوار نوشته‏های ترسناک و نامربوط توسط گروه‏های بزهکار) ترس از جرم را افزایش می‏دهد و در واقع، بی‏تمدنی حدّ وسط ادراک خطر جرم و وضعیت محله است (Breetzke & Pearson, 2014; Skogan, 1990; Taylor, 1999, 2001; Wilson & Kelling, 1982).

عدم رفع بی‏تمدنی و بی‏نظمی‏ها، باعث بروز احساس ترس در ساکنان منطقه می‌شود؛ زیرا آن‏ها به این نتیجه می‌رسند که از میزان نظارت و مراقبت محلی کاسته شده است؛ بنابراین، سرانجام ساکنان منطقه کناره‏گیری می‌کنند و بدین وسیله سطح نظارت و مراقبت غیررسمیِ اجتماعی پایین می‌آید. یکی از مهم‌ترین راهبردهای دو دهه‌ گذشته برای برقراری نظم و امنیت، رویکرد پنجره‏های شکسته[2] بوده است. فرض اصلی این رویکرد، این است که تمرکز بر بی‏نظمی و جرایم کوچک (که عمدتاً بر اساس الگوی کاری و واکنشیِ برقراری نظم و امنیت، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد) کلید اصلی کاهش جرایم خشونت‏آمیز در بلند مدت است. محققانِ طرفدار رویکرد پنجره‏های شکسته، راهبرد خاصی را به منظور جلوگیری از کاهش میزانِ حضور افراد در عرصه‏های عمومی پیشنهاد نداده‌اند؛ اما یک سری روش‌ها را تبیین کرده‏اند که تمرکزشان بر کاهش مهاجرت افراد از طریق انجام اقدامات سرکوبگرانه در مواجهه با جرایم کوچک و بی‏نظمی بود (Kelling & Sousa, 2001). این روش‌ها شامل صدور بیانیه و انجام سخنرانی در مورد منع رفتارهای مخلِّ نظم و آرامش، پرسه زدنِ بی‏دلیل در خیابان‌ها و هر گونه بی‏نظمی و جرایم کوچکی می‌شد که ممکن بود در اقدامات پلیسیِ معمول نادیده گرفته شوند. این راهبردها همچنین دارای روش‌هایی خاص برای دست یافتن به علت اصلیِ این گونه بی‏نظمی‌های اجتماعی و یا مورد حمله قرار دادن، بی‏نظمی‌های فیزیکی، همانند ناسالم بودنِ ظاهرِ ساختمان‌ها و وجود اماکنِ متروک، با استفاده از اِعمال قانون و یا توسعه اجتماعی بودند (Kelling & Sousa, 2001; Skogan, 1990).

نیومن (1973) می‏گوید: «فضای قابل دفاع، ابزاری است برای بازسازی محیط‏های مسکونیِ شهرهایمان؛ به طوری که بتوانند دوباره قابل زندگی شوند و نه توسط پلیس؛ بلکه به وسیلة گروهی از مردمی که در ناحیه‏ای با هم شریکند، اداره شوند». این راه، طراحی محیط مصنوع را در رابطه با ارتکاب جرم دخیل می‏داند و می‏گوید که طراحی می‏تواند سبب بازداشتن یا کمک کردن به مجرم در انتخاب محل جرم و عمل جنایی شود. به نظر نیومن"فضای قابل دفاع" اصطلاحی جایگزین برای گسترة سازوکارهایی است که دست به دست هم می‏دهند تا محیطی را تحت کنترل ساکنانش در آورند. در فضای قابل دفاع، چهار عامل وجود دارند که به صورت منفرد و همراه با هم در ساخت محیط شهری امن‌تر عمل می‏کنند: اول، محیط فیزیکی می‏تواند در ساخت مناطقِ نفوذ منطقه کمک کند، که می‏تواند سبب رشد حس «مالکیت» و بنابراین، توجه مالکانه - به محله- در ساکنانش گردد. دوم، طراحی محیطی می‏تواند برای تأمین فرصت‏های نظارت برای ساکنانش و عاملانشان استفاده شود. سوم، طراحی می تواند بر فهمِ بی‌همتایی، انزوا و بدنامی و درنتیجه، «تصویر کلی» یک طرح یا پروژه تأثیر بگذارد. چهارم، محیط اطراف می‏تواند مهم‏ترین عامل تأثیرگذار بر امنیت باشد، که اقدامات طراحیِ محیطی محلی می‏تواند بر آن تأثیر گذارد (Cozens, 2002: 132). نوروزی و فولادی سپهر (1381) با تحلیل محتوای پژوهش‏های انجام شده در زمینه ناامنی محلّ سکونت در ایران، مکان‏های ناامن در این پژوهش‏ها را این‌گونه بر می‏شمرند: وجود فضاهای خالی در پشت موانعی که دید ناظران را از بین می‏برد، فرورفتگی‏ها و موانع قطع ارتباط بصری که موجب ایجاد امنیت برای بزهکاران می‏شود؛ همچنین، زیرگذرها، گودی‌ها و زیر پله‏ها (نوروزی و فولادی سپهر، 141:1388).

 

رویکرد پیشگیری از جرم با استفاده از طراحی محیطی[3]

دهة 1970 و اوایل 1980 شاهد ظهور چندین رشته موضوعی «جغرافیای جرم» بوده است که بوم‌شناسی اجتماعیِ جرم را بررسی و بر مکان، فضا و قلمرو، به حیث نقاط تمرکز آن، تأکید کرده‌اند. در واقع، اخیراً «جرم‏شناسی محیطی» این‌گونه تعریف شده است: «بررسی جرم، مجرمیت و تعدی؛ به طوری که اولاً به مکان‏های خاص ارتباط دارند و ثانیاً به روشی انجام می‌شوند که افراد و سازمان ها، فعالیت‏هایشان را بر مبنای مکان یا عوامل مکانی شکل می‏دهند». تز تأثیرگذار «پنجره‏های شکستة» ویلسون و کلینگ (Wilson & Kelling, 1982)، بر اهمیت حیاتی حفظ محیط به عنوان شاخصی فیزیکی برای سطوح همبستگی اجتماعی و نظارت اجتماعیِ غیررسمی تأکید می‏کرد. پژوهشگران متعددی موضوعِ نشانه‏های فیزیکی و اجتماعیِ بی‏تمدنی‏ها و ترس از جرم را بیشتر گسترش داده‏اند (Lewis & Salem, 1986). وکرل و وایتزمن برای افزایش ایمنی و امنیت در فضای شهری سه عامل را بیان می‏کنند: 1- آگاهی از محیط؛ 2- قابلیت مشاهده توسط دیگران و 3- دسترسی آسان به کمک در صورت نیاز. رویکردهای جدید طراحی محیطی بر این نکته تأکید دارند که با توجه به ساختار کالبدی فضاهای شهری و تدوین و اعمال ضوابط ویژه در آن‏ها می‏توان به میزان گسترده‏ای از ارتکاب جرایم شهری جلوگیری کرد. این امر از طریق کاهش ظرفیت بالقوه طبیعی مناطق شهر در جرم‌خیزی و یا امکان‌دهی به وقوع جرم، امکان تحقق می‏یابد (پورجعفر و همکاران، 1387: 74).

پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی در سال‏های اخیر، به لحاظ چشم‌انداز اجتماعی ـ فیزیکی در جرم‏شناسی و برنامه‌ریزی شهری، ظهور کرده است. این مفاهیم، «فضای قابل دفاع» را به رویکردی کلی‌تر و جامعه محورتر اصلاح کردند. این موضوع، بر اساس چهار راهبرد کلیدیِ تعیین قلمرو مالکیت، مراقبت معمولی، فعالیت حمایتی و کنترل ورود، مورد اصلاح و ارزیابی مداوم است. یک بُعد ضروری دیگر، با حفظ و مدیریتِ مؤثر و مداوم فضای شهری سروکار دارد که به طور فعال مورد استفاده بوده و از استفادة کم و نامناسب از چنین فضایی جلوگیری می‏کند (برای مثال، رها کردن و خالی گذاشتن). حصارها، طرز سنگفرش‌ها، زیباسازی باغ‏ها، هنر، علایم، مراقبت خوب و محوطه‏سازی، نمونه‏هایی از طراحی فیزیکی هستند که می‏توانند به طور آشکار بیانگر مالکیت فعال باشند. از طرفی، موانعی مانند بوته‏ها، آلونک‏ها، یا سایه‏هایی که به سبب وجود آلاچیق‏ها به وجود می‏آیند، می‏توانند مشاهده فعالیت در آن اماکن را دشوار سازند. محوطه‏سازی و نورپردازی می‏توانند به منظور افزایش مراقبت معمولی از داخل یک خانه یا ساختمان و از خارج توسط همسایگان و عابران طراحی شوند. ارتقای مراقبت معمولی و "رسمی" توسط دربانان بالقوه، مانند نگهبانان محوطة پارکینگ و کارمندان و متصدیان پذیرش هتل، نیز مهم است. اصل کلی‏ترِ "سخت‌تر کردن هدف"، از اجزای رهیافت پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی نیز هست. نمونه‏های آن، سازوکارهایی را شامل می‏شود که به وسیله قفل‏های پنجره، چفت و بند برای درها، لولاهای داخلی، دوربین مدار بسته، ورود یا دسترسی را غیرممکن یا کنترل می‏کند و نیز تکنولوژی دوربین مدار بسته مراقبت «رسمیِ» منظم را امکان‏پذیر می‏سازد (Cozens, 2002: 134).

تحقیقات زیادی تأثیرات اجزای نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی روی ترس از جرم را تأیید کرده‏اند (Blobaum & Hunecke, 2005; Pain, 2000; Schneider & Kitchen, 2007). پژوهشی که توسط اشنایدر و کیتچن[4] (2007) بین اجزای رویکرد پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی با ترس از جرم انجام شد، نشان داد؛ این رویکرد می‏تواند ترس از جرم را کاهش دهد. به طور خاص، این پژوهش نشان داد که دیده‌بانی و مراقبت خوب با استفاده از نور می‏تواند قابلیت دیده شدن محیط؛ به ویژه پیاده‌روها را افزایش دهد و در نتیجه، باعث افزایش احساس امنیت شود. قابل دید بودن محیط در یک فاصله خاص می‏تواند فرد را  قادر سازد تا در مقابل هر چیزی که او را تهدید می‌کند، به سرعت واکنش نشان دهد (Blobaum & Hunecke, 2005). پژوهش‏ها نشان داد که برخی از اجزای CPTED قادر بوده‏اند اعمال مجرمانه و یا ترس از جرم را کاهش دهند یا مدیریت کنند (Kajalo & Lindblom, 2010; Md Sakip S. R. et al 2012).

تئوری بی‏سازمانی اجتماعی

نظریه بی‌سازمانی اجتماعی شماری از دیدگاه‏های نظری را شامل می‏شود که درصدد تشریح و تبیین فرایندهای اندیشه‏ای و ذهنی ترس از جرم هستند. این دیدگاه‌ها شامل: مدل تنوع خرده فرهنگی (ناهمگنی‏نژادی)، بی‏نظمی/ بی‏تربیتی، نگرانی از فساد و انحطاط در جامعه (انحطاط) می‏شوند. مدل تنوع خرده فرهنگی پیشنهاد می‏کند مردمی که در همسایگی افراد با تنوع قومی، نژادی و فرهنگی رندگی می‏کنند، ترس بیشتری از خود نشان می‏دهند؛ زیرا فرهنگ، سبک زندگی و رفتار این نوع همسایگان برای آن‏ها نامأنوس است. این اثرها هنگامی که پیوندهای اجتماعی محلی ضعیف باشد، افزایش می‏یابد(Lane & Meeker, 2005) .

 

روش‏شناسی

این پژوهش به لحاظ رویکرد به موضوع احساس امنیت (بررسی، تحلیل و ارایه الگو) از نوع پیمایشی است. روش‏شناسی تحقیق حاضر بر پایه الگوی تلفیقی: مدل شناخت، مدل تحلیل است. مدل شناخت؛ الگو و فرایند ارزیابی عوامل مؤثر بر احساس امنیت تا تعیین پارامترها و لایه‏های اطلاعاتی مورد نیاز برای تحلیل را ارایه می‏دهد. مدل تحلیل؛ چگونگی به کارگیری روش‏های تحلیلی (فضایی و غیرفضایی) مورد نیاز برای ارزیابی و سنجش را تعیین می‏کند. برای شناسایی شاخص‏های مؤثر بر احساس امنیت در این پژوهش سه مرحله زیر طی شد:

گام اول بر اساس پژوهش‏های پیشین شاخص‏های احساس امنیت و عوامل مؤثر بر آن استخراج گردید؛

در گام دوم شاخص‏های استخراج شده با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی شهر بندرعباس مورد تدقیق و بومی‌سازی قرار گرفت؛

در گام سوم شاخص‏های نهایی، با توجه به معیارهای: سطح تحلیل مطالعات تحقیق، موضوعیت داشتن عوامل در حوزه مطالعات کالبدی- فضایی و در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز برای ارزیابی انتخاب شد.

شاخص‌سازی و عملیاتی کردن مفهوم احساس امنیت: احساس امنیت یا ناامنی و ترس از جرم، به طور نظری به عنوان یک واکنش احساسی از ترس و اضطراب نسبت به جرایم و یا نمادهایی که یک فرد آن‏ها را مرتبط با جرم می‏داند (Ferraro & La Grange, 1987, 1992) تعریف شده است. برای ایجاد یک واکنش ترس در انسان‏ها، شناخت از یک موقعیت که دارای حداقل پتانسیل خطر واقعی یا تصور شده ، نیاز است (Ferraro, 1995). در تحقیق‌ حاضر، احساس‌ امنیت‌ در حیطه‌های‌ جانی، شغلی- مالی‌ و حیثیتی‌ در فضاهای عمومی باز شهر بندرعباس مطالعه‌ خواهد شد. مقصود از الگوی فضایی پراکندگی پدیده‏های جغرافیایی یا فعالیت‏های اقتصادی، در سراسر سطح زمین و یا در داخل یک ناحیه، تحت شرایطی، شکل‌گیری الگوها را امکان‌پذیر می‏سازد. هر الگوی فضایی، حاصل تصمیم‌گیری‏های انسانی است. در سطح زمین هر الگوی فضایی، غالباً از سه فرم هندسی؛ نقاط (گره‏ها)، خطوط و حوزه‏ها و یک سطح جغرافیایی تشکیل می‌شود (شکوئی، 1375: 3-292). الگوی فضایی، عبارت است از یک گره به هم پیوسته کارکردی از فعالیت‏های اقتصادی و یا سکونتگاهی در یک حوزه ویژه که دارای ابعاد همگونی، گرهی و سلسله مراتبی است (شکوئی، 1375: 294). در این پژوهش احساس امنیت با استفاده از طیف لیکرت با ابزار پرسشنامه سنجش شد.

 

 

 

 

 

 

جدول 1- عملیاتی سازی متغیرهای مستقل (عوامل کالبدی، زمینه‏ای و اجتماعی فضاهای عمومی)

عوامل تأثیر گذار بر احساس امنیت در فضاهای شهری

شاخص‏های سنجش هر کدام از عوامل

عوامل کالبدی

کاربری‏ها و فعالیت‏ها، دسترسی‏ها و اتصالات فضا، بی‏دفاع بودن فضا (پنجره‏های شکسته)، بافت و خوانایی فضا، کمیت و کیفیت مبلمان و پذیرش روانی فضا

عوامل زمینه‏ای (فردی و فضایی)

دسترسی به حمل و نقل عمومی، وجود و حضور پلیس یا نگهبان در فضا

عوامل اجتماعی– فضایی

سرمایه اجتماعی، رفتارهای نامتمدنانه (ناهنجاری‏های اجتماعی) و ساختار اجتماعی

 

 

جامعه آماری و شیوه نمونه‌گیری: جامعه آماری پژوهش فضاهای عمومی روباز شهر بندرعباس است که در همه فضاهای عمومی اصلی شهر شامل خیابان‏ها، پارک‏ها (اعم از ساحلی و غیرساحلی) و بازارهای شهر به طور تصادفی با 290 نفر از افراد حاضر در این فضاها مصاحبه شد. واحد تحلیل در این تحقیق چند سطحی؛ در سطح فضای عمومی و در سطح فرد است.

یافته‏های پژوهش: یافته‏های توصیفی نشان داد که در مجموع از هشت شاخص کالبدی تأثیرگذار بر احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس تقریباً همگی در حدّ متوسط و متوسط به پایین- نامناسب- هستند.

 

 

جدول 2- چکیده ارزیابی شهروندان از شاخص‏های کالبدی فضاهای عمومی

شاخص

میانگین

انحراف معیار

معنی‏داری تفاوت وضعیت ارزیابی از شاخص در هر نوع از فضاهای عمومی با هم، با استفاده از آزمون آنالیز واریانس

جهت تأثیر بر احساس امنیت

وضعیت روشنایی

2.65

0.93

0.01

مستقیم

دسترسی به راه فرار از خطر در مواقع اضطراری در فضای عمومی

3.06

1.15

0.24

مستقیم

قرارگیری در بین حصارها-دیوارهای بلند-درختان و ساختمان‏های بلندمرتبه

2.39

1.14

0.000

معکوس

ورود موتورسیکلت و وسایل نقلیه موتوری در محل پیاده‏رو و سایر محل‏های استراحت

2.89

1.17

0.006

معکوس

وجود کاربری‏های مختلف در فضای عمومی

2.73

1.12

0.001

مستقیم

مناسب بودن کف پوش، مسیر تردد، بازی و ... در فضایی عمومی

2.42

1.05

0.26

مستقیم

مخروبه و متروکه بودن ساختمان‏های اطراف فضای عمومی

2.3

0.95

0.18

معکوس

تمیز و بهداشتی بودن فضای عمومی

2.57

0.009

0.001

مستقیم

 

 

چنانکه در جدول 2 مشاهده می‏شود، ارزیابی شهروندان از وضعیت شاخص‏های کالبدی احساس امنیت در فضاهای عمومی شهربندرعباس متوسط به پایین است. لذا می‏توان نتیجه گرفت که وضعیت فعلی شاخص‏های کالبدی فضاهای عمومی شهر بندرعباس از نظر شهروندان مناسب نیست.

عوامل کالبدی تأثیرگذار بر احساس امنیت

یافته‏های حاصل از آزمون رگرسیون چند متغیری با روش گام به گام نشان داد از بین عوامل کالبدی وارد شده در مدل رگرسیونی، شاخص‏های: ورود موتورسیکلت و وسایل نقلیه موتوری در محل پیاده‌رو و سایر محل‏های استراحت، وضعیت روشنایی، مناسب بودن کف‌پوش، مسیر تردد، بازی و ... در فضایی عمومی، قرارگیری در بین حصارها- دیوارهای بلند- درختان و ساختمان‏های بلندمرتبه، مخروبه و متروکه بودن ساختمان‏های اطراف فضای عمومی با ضریب همبستگی R=0.46 مجموعاً R2=0.24 از واریانس احساس امنیت در فضاهای عمومی را تبیین می‏کنند.

 

 

جدول 3- ارزیابی شهروندان از شاخص های اجتماعی فضاهای عمومی

شاخص

میانگین

انحراف معیار

معنی‏داری تفاوت وضعیت ارزیابی از شاخص در هر نوع از فضاهای عمومی با هم

جهت تأثیر بر احساس امنیت

نظارت عمومی

2.97

0.97

0.31

مستقیم

میزان تردد در فضا

3.72

1.02

0.04

مستقیم

بی‏نظمی و به هم ریختگی فضا

3.06

1.17

0.01

معکوس

حضور افراد مزاحم

2.62

1.15

0.04

معکوس

ناهمگونی جمعیت استفاده کننده

3.46

1.13

0.002

معکوس

 

 

چنانکه در جدول فوق مشاهده می‏شود، ارزیابی شهروندان از وضعیت شاخص‏های اجتماعی احساس امنیت در فضاهای عمومی شهربندرعباس به طور کلی در حد متوسط است. همچنین، یافته‏های حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن نشان داد تمام شاخص‏های اجتماعی فضاهای عمومی با احساس امنیت در این فضاها رابطه معنی‏داری دارند. یافته‏های حاصل از آزمون رگرسیون چند متغیری با روش گام به گام نشان داد از بین عوامل اجتماعی وارد شده در مدل رگرسیونی، شاخص‏های: نظارت عمومی، بی‌نظمی و به هم ریختگی فضا، حضور افراد مزاحم، ناهمگونی جمعیت استفاده کننده با ضریب همبستگی R=0.40 مجموعا R2=0.16 از واریانس احساس امنیت در فضاهای عمومی را تبیین می‏کنند.

 

 

جدول 4- چکیده ارزیابی شهروندان از وضعیت شاخص‏های زمینه‏ای در فضاهای عمومی

شاخص

میانگین

انحراف معیار

معنی‏داری تفاوت وضعیت ارزیابی از شاخص در هر نوع از فضاهای عمومی با هم

جهت تأثیر بر احساس امنیت

 دسترسی به حمل و نقل عمومی

3.02

1.212

 0.001

مستقیم

 وجود پلیس یا نگهبان در فضا

2.41

1.033

 0.001

مستقیم

 

 

چنانکه در جدول فوق مشاهده می‏شود، یافته‏های حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن نشان داد تمام شاخص‏های زمینه‏ای فضاهای عمومی با احساس امنیت در این فضاها رابطه معنی‏داری دارند.

همچنین، یافته‏های حاصل از آزمون رگرسیون چند متغیری با روش گام به گام نشان داد از بین عوامل زمینه‏ای وارد شده در مدل رگرسیونی، شاخص حضور پلیس یا نگهبان در فضا با ضریب همبستگی R=0.32 مجموعاً R2=0.10 از واریانس احساس امنیت در فضاهای عمومی را تبیین می‏کنند.

 

عوامل تأثیرگذار بر الگوی فضایی احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس

برای پاسخگویی به این سؤال به طور مکمل از آزمون‏های همبستگی و پیرسون استفاده شد. یافته‏های حاصل از آزمون همبستگی پیرسون و اسپیرمن نشان داد: بین احساس امنیت با عوامل اجتماعی (ضریب همبستگی پیرسون با (-0.373 R=) و ضریب همبستگی اسپیرمن با (-0.375 R=)، کالبدی ضریب همبستگی پیرسون با (0.304 R=) و ضریب همبستگی اسپیرمن با (0.270 R=) و زمینه‏ای (ضریب همبستگی پیرسون با (0.242 R=) و ضریب همبستگی اسپیرمن با (0.242 R=) رابطه معناداری در سطح 01/0 وجود دارد. جهت رابطه احساس امنیت با عوامل اجتماعی معکوس است؛ یعنی هر چه شاخص‏های اجتماعی فضایی نامناسب‌تر باشد، احساس امنیت کمتر می‏شود و بالعکس. چنان‏که انتظار می‏رود جهت رابطه در عوامل کالبدی و زمینه‏ای با احساس امنیت مستقیم است؛ یعنی هر چه شاخص‏های کالبدی و زمینه‏ای در فضاهای عمومی مطلوب‏تر باشد، احساس امنیت بیشتر می‏شود. همچنین، رابطه تعاملی بین عوامل کالبدی و زمینه با عوامل اجتماعی، معکوس و معنادار است. بنابر مبانی نظری، چنان‏که وضعیت شاخص‏های کالبدی و زمینه‌ای در فضای عمومی مطلوب نباشد، زمینه برای ظهور و بروز مسایل اجتماعی فضایی افزایش پیدا می‏کند و بالعکس.

با توجه به اینکه برای برنامه‌ریزی راهبردی در یک حوزه نیازمند مشخص کردن عوامل کلیدی تأثیرگذار بر احساس امنیت در فضاهای عمومی هستیم، لذا باید با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیری میزان تأثیر هر کدام از عوامل فوق بر متغیر وابسته را آزمون کرد. در ادامه، یافته‏های حاصل از آزمون رگرسیون چندمتغیری هر کدام از فاکتورهای کالبدی، اجتماعی و زمینه‌ای بر احساس امنیت ارایه شده است.

 

الگوی مناسب  کالبدی احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس

چنان‏که آورده شد، الگوی فضایی موجود احساس امنیت با حدّ مطلوب آن در اکثریت قریب به اتفاق شاخص‏های کالبدی، اجتماعی و زمینه‏ای فاصله دارد. همچنین، یافته‏های تحلیلی پژوهش نشان داد همه شاخص‏های فضایی با الگوی موجود احساس امنیت رابطه دارند. لذا برای دستیابی به الگوی مناسب باید تغییراتی در همه الگوهای موجود شاخص‏ها به منظور بهبود و اصلاح آن‏ها صورت پذیرد. امروزه آنچه در برنامه‌ریزی راهبردی مهم است، شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار بر پدیده‏هاست. لذا با توجه به یافته‏های حاصل از رگرسیون چند متغیری، به ترتیب عوامل اجتماعی، زمینه‏ای و کالبدی بر احساس امنیت تأثیر دارند؛ لکن اگرچه در این الگو سهم عوامل اجتماعی و زمینه‏ای در تبیین واریانس الگوی موجود احساس امنیت بیشتر است؛ اما وقتی عمیق‏تر می‏شویم، بنا بر مبانی تئوریک، عوامل اجتماعی خود معلول عوامل کالبدی هستند؛ به این معنی که وقتی شاخص‏های کالبدی احساس امنیت در وضعیت مطلوبی باشند، ناهنجاری‏های اجتماعی در فضاهای عمومی کاهش و زمینه بروز فعالیت‏های اجتماعی مثبت و تأثیرگذار بر سرمایه اجتماعی فراهم می‏شود. با عنایت به این موضوع، اقدام به آزمون تأثیرات عوامل کالبدی و زمینه‏ای بر عوامل اجتماعی شد. یافته‏های حاصل از آزمون رگرسیون چند متغیری نشان داد که همبستگی بین عوامل کالبدی با اجتماعی R=-0.48 و ضریب تعیین آن R2=0.23 است. با توجه به اینکه همه عوامل اجتماعی، زمینه‏ای و کالبدی در تعامل با یکدیگر الگوی موجود احساس امنیت را تبیین کرده‏اند، می‏توان نتیجه‏گیری کرد که الگوی فضایی احساس امنیت الگویی اندام‌وار است و لذا الگوی مناسب باید با توجه به اندام‌وارگی جنبه‏های کالبدی، اجتماعی و زمینه‏ای احساس امنیت ارایه شود. در ادامه، الگوی مناسب هر شاخص آورده شده است. بدون شک، با توجه به اندام‌وار بودن الگوی مناسب باید تمامی این شاخص‏ها در تعامل با هم دیده شوند.

 

ویژگی‏های الگوی کالبدی مناسب احساس امنیت در فضاهای عمومی

چنانکه آورده شد، یافته حاصل از رگرسیون چند متغیری با روش گام به گام نشان داد که از بین شاخص‏های کالبدی در یک مدل چند متغیره، شاخص‏های کالبدی: "ورود موتورسیکلت و وسایل نقلیه موتوری در محل پیاده‌رو و سایر محل‏های استراحت، وضعیت روشنایی، مناسب بودن کف‌پوش، مسیر تردد، بازی و ... در فضایی عمومی، قرارگیری در بین حصارها- دیوارهای بلند- درختان و ساختمان‏های بلندمرتبه، مخروبه و متروکه بودن ساختمان‏های اطراف فضای عمومی" تأثیرات معنی‏داری بر احساس امنیت دارند. لذا در طراحی الگوی مناسب احساس امنیت باید به این قبیل شاخص‏ها اهمیت بیشتری داده شود.

نور و روشنایی: ارزیابی پاسخگویان از وضعیت نور و روشنایی در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.65 در طیف پنج قسمتی نشان‏دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از وضعیت روشنایی و نور فضاهای عمومی ندارند و وضعیت آن را متوسط به پایین ارزیابی کرده‏اند. پس برای رسیدن به سطح مطلوب روشنایی در فضاهای عمومی بندرعباس باید میزان روشنایی این فضاها را افزایش داد؛ به ویژه خیابان دانشگاه، پارک دباغیان، بازار 22 بهمن در اولویت هستند.

دسترسی به راه فرار از خطر در مواقع اضطراری: ارزیابی پاسخگویان از چگونگی وجود راه فرار از خطر در مواقع اضطراری در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 3.07 در طیف پنج قسمتی نشان‏دهنده این است که شهروندان از چگونگی وجود راه فرار از خطر در مواقع اضطراری فضاهای عمومی ارزیابی متوسطی دارند و وضعیت آن را متوسط ارزیابی کرده‏اند. الگوی مناسب دسترسی در فضاهای عمومی این است که این فضاها قابلیت دید مناسب و دسترسی آسان برای فرار از خطر در مواقع ضروری را داشته باشند.

قرار گیری در بین حصارها، دیوارهای بلند، درختان و ساختمان‏های بلند مرتبه: ارزیابی پاسخگویان از قرار‏گیری فضاهای عمومی در بین حصارهای سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.40 در طیف پنج قسمتی نشان‏دهنده این است که شهروندان چگونگی قرار گیری فضاهای عمومی در بین حصارها و دیوارهای بلند را متوسط به پایین ارزیابی کرده‏اند. برای جلوگیری از واقع شدن در بین حصارها، دیوارهای بلند، درختان و ساختمان‏های بلند مرتبه در فضاهای عمومی باید فضاها با قابلیت دید مناسب طراحی شوند. همچنین، فواصل درختان باید به گونه‏ای باشد تا از ایجاد مناطق کور با حایل‏هایی، نظیر: بوته‏ها، درختچه‌ها و درختان که امکان نظارت مستقیم را دشوار می‏کند، مانع شود.

ورود موتورسیکلت در محل پیاده‌رو و سایر محل‌های استراحت: ارزیابی پاسخگویان از ورود موتورسیکلت در محل پیاده‌رو در فضاهای عمومی با میانگین 2.90 در طیف پنج قسمتی نشان‏دهنده این است که شهروندان وضعیت آن را مناسب نمی‏دانند. الگوی مناسب در این قبیل فضاها، الگویی است که مانع از ورود موتورسیکلت و ... به پیاده‏رو و فضای استراحت شود. این اقدام یکی از کلیدی‏ترین اقدامات دستیابی به الگوی مناسب است.

وجود کاربری های مختلف در فضا: ارزیابی پاسخگویان از وجود کاربری‏های مختلف در فضاهای عمومی با میانگین 2.73 در طیف پنج قسمتی نشان‌دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از چگونگی وجود کاربری‏های مختلف فضاهای عمومی ندارند و وضعیت آن را متوسط به پایین ارزیابی کرده‏اند. پس برای رسیدن به حد مطلوب احساس امنیت در فضاهای عمومی بندرعباس باید با ایجاد کاربری‏های مختلف در فضا، زمینه حضور افراد و پویایی فضا در ساعت‏های مختلف را به وجود آورد؛ به‏ویژه این کاربری‏ها باید باعث رونق بخشیدن به این فضاهای عمومی در ایام تعطیل و ساعات خلوت شوند.

مناسب بودن کف‌پوش مسیر تردد، بازی و ورزش: ارزیابی پاسخگویان از مناسب بودن کف‌پوش مسیر تردد، بازی و ورزش سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.42 در طیف پنج قسمتی نشان‌دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از وضعیت کف‌پوش، مسیر تردد، بازی و ورزش در فضاهای عمومی ندارند و آن را متوسط به پایین ارزیابی کرده‌اند. برای دست‌یابی به الگوی مناسب باید این فضا با مصالح مناسب و ... کف‌سازی شوند.

مخروبه یا متروکه‌بودن ساختمان‌های اطراف: ارزیابی پاسخگویان از مخروبه یا متروکه‌بودن ساختمان‏های اطراف فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.30 در طیف پنج قسمتی نشان‌دهنده این است که فضاهای عمومی کمتر در بین فضاهای مخروبه یا متروکه قرار دارند. برای دست‌یابی به الگوی مناسب باید اولا فضاهای جدید عمومی در مکان‏های مناسب ایجاد شوند و ثانیاً برای احیای فضاهای موجود، مجموعه‏ای از اقدامات نوسازی و بهسازی اجرا شود.

تمیز و بهداشتی بودن: ارزیابی پاسخگویان از میزان تمیز و بهداشتی بودن فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.58 در طیف پنج قسمتی نشان‏دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از میزان تمیز و بهداشتی بودن در فضاهای عمومی ندارند و وضعیت آن را متوسط به پایین ارزیابی کرده‏اند. برای رسیدن به سطح مطلوب میزان تمیز و بهداشتی بودن فضاهای عمومی بندرعباس، باید با فراهم کردن تسهیلات بهداشتی و آموزش استفاده‌کنندگان به تمیز نگه‌داشتن فضاهای عمومی، وظیفه‏شناسی مأموران شهرداری به نظافت و تمیزی فضاهای عمومی باعث ارتقای کیفیت جذابیت فضا و به تبع آن آسایش، رفاه و احساس امنیت شهروندان شد.

در مجموع، با توجه به اینکه از هشت شاخص کالبدی، پنج شاخص کالبدی تأثیرات معناداری بر احساس امنیت داشته‏اند، در برنامه‌ریزی برای مداخله جهت دستیابی به الگوی مناسب باید به این پنج شاخص اولویت بیشتری داد.

 

ویژگی‌های الگوی مناسب  اجتماعی احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس

چنانکه آورده شد، الگوی اجتماعی موجود احساس امنیت با حدّ مطلوب آن در اکثریت قریب به اتفاق شاخص‏های اجتماعی فاصله دارد. همچنین، در یافته‌های تحلیلی پژوهش مشاهده شد که همه شاخص‏های اجتماعی با الگوی موجود احساس امنیت رابطه دارند. لذا برای دستیابی به الگوی مناسب باید تغییراتی در همه الگوهای موجود شاخص‏ها به منظور بهبود و اصلاح آن‏ها صورت پذیرد؛ اما امروزه آنچه در برنامه‌ریزی راهبردی مهم است، شناسایی عوامل کلیدی برای مداخله است. لذا با توجه به یافته‌های حاصل از رگرسیون چندمتغیری به ترتیب نقش شاخص‏های" نظارت عمومی، بی‌نظمی و به هم ریختگی فضا، حضور افراد مزاحم، ناهمگونی جمعیت استفاده‌کننده در تبیین الگوی موجود احساس امنیت بیشتر و معنی‌دار بود. لذا در طراحی الگوی مناسب اجتماعی احساس امنیت باید به این قبیل شاخص‏ها اهمیت بیشتری داده شود.

در ادامه، ویژگی الگوی مناسب هر کدام از شاخص‏های اجتماعی ارایه شده است:

دیده شدن توسط دیگران (نظارت عمومی): ارزیابی پاسخگویان از نظارت عمومی در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.97 در طیف پنج قسمتی، نشان‌دهنده این است که شهروندان نظارت عمومی در فضاهای مختلف را در حدّ متوسط می‏دانند. میانگین ارزیابی هر کدام از این فضاها در مقایسه با دیگر فضاها تفاوت معنی‌داری را نشان نداد. برای رسیدن به سطح مناسب میزان دیده‌شدن توسط دیگران در فضاهای عمومی بندرعباس، با اقداماتی، مانند: ایجاد فضاهای فرهنگی، ورزشی و... در داخل فضاهای عمومی برای حضور و فعالیت مستمر کودکان، زنان، سالخوردگان و.... فرصت برای نظارت عمومی بیشتر می‏شود. همچنین، می‌توان نظارت اجتماعی را از طریق ابزارهای مکانیکی (روشنایی، دوربین، گیت، قفل) و یا طبیعی (روزنه‌ها)، پنجره‏ها یا موانع طبیعی توسعه داد.

میزان تردد در فضای عمومی: ارزیابی پاسخگویان از میزان تردد در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 3.72 در طیف پنج قسمتی، نشان‌دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از میزان تردد در فضاهای عمومی دارند و وضعیت آن را متوسط به بالا ارزیابی کرده‌اند. میانگین ارزیابی از تردد در فضاهای عمومی تفاوت معنی‌داری را نشان نداد. برای رسیدن به الگوی مناسب میزان تردد در فضاهای عمومی بندرعباس می‌توان با انجام اقداماتی، مثل: فراهم‌سازی دسترسی مناسب و فراهم‌کردن تسهیلات مورد نیاز استفاده‏کنندگان از فضا، ایجاد جذابیت در فضاهای عمومی و افزایش احساس امنیت، از تردد زیاد شهروندان و عابران پیاده یا ساکنان از معابر و مسیرهای دسترسی بهره گرفت.

میزان بی‌نظمی و به هم‌ریختگی: ارزیابی پاسخگویان از بی‌نظمی و به هم ریختگی در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 3.06 در طیف پنج قسمتی، نشان‌دهنده این است که شهروندان بی‌نظمی و به هم ریختگی فضاهای عمومی را متوسط می‌دانند؛ در حالی‌که حدّ ایده‌آل آن صفر است. لذا برای جلوگیری از بی نظمی و به هم‌ریختگی در فضاهای عمومی بندرعباس باید ضمن آموزش شهروندان، سطل‌های زباله در مکان‏های مناسب قرار گیرد، به کاربری‌های متناسب با مکان و سازگار مجوز داده شود، واحد زیباسازی شهری نسبت به حذف و جلوگیری از دیوارنوشته‏های ترسناک اقدام نماید، با وضع قوانین از سدّ معبر و بساط وسایل در معابر جلوگیری شود و از گونه‏های درختی که برگ‌ریزی کمتری دارند، استفاده شود.

میزان حضور افراد مزاحم: ارزیابی پاسخگویان از حضور افراد مزاحم در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.60 در طیف پنج قسمتی، نشان‌دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از حضور افراد مزاحم در فضاهای عمومی ندارند. ایده‌آل آن است که فضاهای عمومی عاری از حضور افراد مزاحم باشند. لذا برای دستیابی به الگوی مناسب و پیشگیرانه فضایی احساس امنیت باید اولاً طراحی شاخص‌های کالبدی در فضا به درستی انجام شود تا فضای عمومی مکان امنی برای حضور اراذل و اوباش نباشد؛ ثانیاً حضور و برخورد پلیس باید همیشگی و قاطع باشد و مکان‌یابی استقرار نگهبان و پلیس به گونه‌ای باشد که نظارت کاملی بر فضا داشته باشد. در این راستا، می توان از دوربین‏های مداربسته، مشارکت شهروندان، مردم ساکن در محل، کسبه و .... کمک گرفت و ثالثاً باید فضاها را با ایجاد کاربری‏های مختلف و ... پویا نمود.

میزان ناهمگونی جمعیت: ارزیابی پاسخگویان از میزان ناهمگونی جمعیت در فضاهای عمومی با میانگین 3.46 در طیف پنج قسمتی، نشان‌دهنده این است که شهروندان میزان ناهمگونی جمعیت در فضاهای عمومی را متوسط به بالا ارزیابی کرده‏اند. مقایسه میانگین ارزیابی از ناهمگونی جمعیت در فضاهای عمومی مختلف به طور معنی‌داری متفاوت است. با توجه به موقعیت گردشگری شهر بندرعباس، این شهر در اغلب اوقات سال؛ به ویژه در فصل زمستان، پذیرای گردشگران و افراد جویای کار و ... از سرتاسر کشور است. لذا ناهمگونی جمعیت استفاده کننده از فضا در این شهرستان امری طبیعی است. اما ناهمگونی جمعیت در صورت عدم‌نظارت مردمی و رسمی و با طراحی نامناسب فضاهای عمومی می‏تواند زمینه بروز جرم و بزهکاری و به تبع احساس ناامنی و ... را فراهم سازد. پس برای جلوگیری از میزان ناهمگونی جمعیت در فضاهای عمومی شهری باید شاخص‏های کالبدی و زمینه‏ای تأثیر گذار بر احساس امنیت را بهبود بخشید.

ویژگی‏های الگوی زمینه‏ای مناسب احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس: چنانکه آورده شد، ارزیابی پاسخگویان از میزان حضور پلیس، نگهبان در فضاهای عمومی سطح شهر بندرعباس با میانگین 2.41 در طیف پنج قسمتی نشان‌دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از وضعیت از میزان حضور پلیس، نگهبان در فضاهای عمومی ندارند و وضعیت آن را متوسط به پایین ارزیابی کرده‏اند. همچنین، ارزیابی از دسترسی به وسیله حمل و نقل عموی در فضاهای عمومی در حد متوسط است. یافته حاصل از رگرسیون چند متغیری با روش گام به گام نشان داد که از بین شاخص‏های زمینه‏ای وارد شده در مدل رگرسیونی، شاخص حضور پلیس یا نگهبان در فضا با ضریب همبستگی R=0.32 مجموعاً R2=0.10 از واریانس احساس امنیت در فضاهای عمومی را تبیین می‏کنند. لذا در طراحی الگوی مناسب زمینه‏ای احساس امنیت باید به این شاخص اهمیت بیشتری داده شود. در ادامه، ویژگی‏های الگوی مناسب احساس امنیت در هر کدام از شاخص‏های زمینه‏ای ارایه شده است:

دسترسی به وسایل حمل و نقل عمومی: چنانکه آورده شد، ارزیابی از این شاخص زمینه‏ای ارزیابی در حد متوسط است. لذا برای دسترسی آسان شهروندان به وسایل حمل و نقل عمومی در فضاهای عمومی شهر باید شبکه‏های حمل و نقل عمومی با توجه به نیاز شهروندان و تراکم جمعیت؛ به ویژه در بافت‏های نوساز طراحی شوند.

میزان حضور پلیس، نگهبان و ... در فضای عمومی: ارزیابی پاسخگویان از میزان حضور پلیس، نگهبان در فضاهای عمومی شهر بندرعباس با میانگین 2.41 در طیف پنج قسمتی، نشان‌دهنده این است که شهروندان ارزیابی مثبتی از وضعیت از میزان حضور پلیس، نگهبان در فضاهای عمومی ندارند و وضعیت آن را متوسط به پایین ارزیابی کرده‏اند.

برای افزایش میزان حضور پلیس، نگهبان و ...در فضای عمومی شهری باید از طریق اولویت‌بخشی به فعالیت‏های پلیس بر پایه استفاده بیشتر از دوربین های مدار بسته و فناوری‏های پیشرفته سامانه‏های اطلاعات جغرافیایی، افزایش مراکز پلیس و کلانتری در محدوده فضاهای عمومی، امکان نظارت مناسب انتظامی را افزایش داد. لذا مکان‌یابی استقرار نگهبان و پلیس باید به گونه‏ای باشد که نظارت کاملی بر فضا داشته باشد. همچنین، می‏توان از مشارکت شهروندان، مردم ساکن در محل، کسبه و ... نیز کمک گرفت.

 

 

 

 

شکل 1- مدل تجربی الگویی فضایی احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر بندرعباس



[1] The incivilities thesis

[2]Broken Windows

[3] Crime Prevention Through Environmental Design-CPTED

[4] Schneider & Kitchen

پورجعفر، م. و همکاران. (1387). «ارتقاء امنیت محیطی و کاهش جرائم شهری با تأکید بر رویکرد C.P.T.E.D»، نشریه بین‏المللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، ویژه نامه مهندسی معماری و شهرسازی، ج 19، ش 6، ص 73-82.

محمودی جانکی، ف. و قورچی‏بیگی، م. (1388). «نقش طراحی محیطی در پیشگیری از جرم»، فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 39، ش2، ص 345-368.

مدیری، آ. (1385). «جرم، خشونت و احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر»، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال ششم، ش 22، ص 9-28.

نوروزی، ف. و فولادی سپهر، س. (1388). «بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان 29-15 ساله شهر تهران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن»، مجله راهبرد، ش 53، ص 129-160.

Akenya Alkimim, A. Keith, C. C. & Oliveira F. S. (2013) "Fear, Crime and Space: The Case of Viçosa, Brazil", Applied Geography, No. 42, p. 124-132.

Blobaum, A. & Hunecke, M. (2005) "Perceived Danger in Urban Public Space; The Impacts of Physical Features and Personal Factors". Environment and Behavior, No. 37(4), p. 465-486.

Breetzke, G. D. & Pearson A. L. (2014) "The Fear Factor: Examining the Spatial Variability of Recorded Crime on the Fear of Crime", Applied Geography, No.  46, p. 45-52.

Cozens, P. M. (2002) "Sustainable Urban Development and Crime Prevention through Environmental Design for the British City. Towards an Effective Urban Environmentalism for the 21st Century", Cities, Vol. 19, No. 2, p. 129–137.

Du Plessis, C. (1999) "The Links between Crime Prevention and Sustainable Development". Open House International, No. 24(1), p. 33–40.

England, M. R. & Simon, S. (2010) "Scary Cities: Urban Geographies of Fear, Difference and Belonging". Social & Cultural Geography, No. 11(3), p. 201-207.

Foster, S. Matthew, K. Paula, H. Hayley, C. & Billie, G. (2014) "Do Changes in Residents' Fear of Crime Impact their Walking? Longitudinal Results from Reside", Preventive Medicine, No. 62, p. 161–166.

Garofalo, J. (1979) "Victimization and Fear of Crime". Journal of Research in Crime and Delinquency, No. 16(1), p. 80-97.

Hinkle, C. J. & Weisburd, D. (2008) “The Irony of Broken Windows Policing: A Micro-Place Study of the Relationship between Disorder, Focused Police Crackdowns and Fear of Crime”, Journal of Criminal Justice, No. 36, p. 503–512.

Kajalo, S. & Lindblom, A. (2010) "How Retail Entrepreneurs Perceive the Link between Surveillance, Feeling of Security, and Competitiveness of the Retail Store? A Structural Model Approach". Journal of Retailing and Consumer Services, No. 17, p. 300-305.

Kelling, G. L. & Sousa, W. H. (2001) Do police matter? An analysis of the impact of New York City's police reforms (Civic Report No. 22). New York: Manhattan Institute for Policy Research

Lane, J. and Meeker, W. J. (2005) “Theories and Fear of Gang Crime among Whites and Latinos: A Replication and Extension of Prior Research”, Journal of Criminal Justice, No. 33, p. 627-641.

Lewis, D. A. & Salem, G. (1986) Fear of crime. New Brunswick, NJ: Transaction Books

Lubuva, J. and Mtani, A. (2004) "Urban Space and Security: A Case of the Dar Es Sallam", Safety Audits for women, Dar Es Sallam, Tanzania

Markowitz, F. E. Bellair, P. E. Liska, A. E. & Liu, J. (2001) "Extending Social Disorganization Theory: Modeling the Relationships between Cohesion, Disorder and Fear". Criminology, No. 39, p. 293−320.

Md Sakip, S. R. Noraini, J. Mohd, N. Mohd, S. (2012) “The Relationship between Crime Prevention Through Environmental Design and Fear of Crime”. Procedia - Social and Behavioral Sciences, No. 68, p. 628 – 636.

Nasar, J. L. & Fisher, B. (1993) "Hot Spots of Fear and Crime: A Multi-Method Investigation". Journal of Environmental Psychology, No. 13(3), p. 187-206.

Pain, R. (2000) "Place, Social Relations and the Fear of Crime: A Review". Progress in Human Geography, No. 24(3), p. 365-387.

Schneider, R. H. & Kitchen, T. (2007) "Crime Prevention and the Built Environment". New York: Routledge, New York

Shahdadi, Kh. A. & Zanjanizadeh, E. (2008) "Fear of Crime among Women, Causes and Consequences (A Case Study on Bandar Abbas City, Hormozgan Province)" JISS, Vol. 2, No. 1, p. 118-162.

Skogan, W. (1990) "Disorder and decline: Crime and the spiral of decay in American neighborhoods". New York: The Free Press

Taylor, R. B. (1999a) The incivilities thesis: Theory, measurement, and policy. In R. H.Langworthy (Ed.), Measuring what works: Proceedings from the police research institute meeting (pp. 65−88). Washington, DC: U.S. Department of Justice, National Institute of Justice and Office of Community-Oriented Policing Services

Taylor, R. B. (1999b) "Crime, grime, fear, and decline: A longitudinal look (Research in Brief)". Washington, DC: National Institute of Justice.

Taylor, R. B. (2001) Breaking away from broken windows: Baltimore neighborhoods and the nationwide fight against crime, grime, fear, and decline. Boulder, CO: West view Press.

Taylor, R. B., & Hale, M. M. (1986). Testing alternative models of fear of crime. Journal of Criminal Law and Criminology, 26, 151−189.

Valenta, R. (2013) “Social Insecurity and Perception of Insecurity in Barcelona”. Procedia - Social and Behavioral Sciences, No. 140, p. 462 – 466.

Valera, S. & Guàrdia, J. (2014) "Perceived Insecurity and Fear of Crime in a City with Low-Crime Rates", Journal of Environmental Psychology, No. 38, p. 195-205.

Wilson, J. Q. & Kelling, G. L. (1982) "Broken Windows". Atlantic Monthly, No. 211, p. 29−38.