تحلیل اجتماعی عوامل مؤثر بر میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن زنان و دختران (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه مازندران)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران، ایران

2 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران، ایران

چکیده

مزاحمت‏های خیابانی به عنوان آزارهایی مبتنی بر جنسیت، از مشکلات اساسی زنان برای حضور در فضاهای عمومی است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تحلیل اجتماعی عوامل مؤثر بر میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن زنان و دختران، ضمن بررسی میزان و انواع مزاحمت‏های خیابانی است. بدین منظور از میان تمامی دانشجویان دختر دانشگاه مازندران شاغل به تحصیل در پردیس این دانشگاه، نمونه‏ای با حجم 362 نفر با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد. نمونه‏گیری در این پژوهش، به شیوه تصادفی طبقه‏بندی شده متناسب انجام گرفته است و ابزار جمع‏آوری داده‏ها، پرسشنامه است. چارچوب به کار رفته در این پژوهش نظریه‏های فمنیستی، جامعه‏پذیری جنسیتی و یادگیری اجتماعی است. یافته‏های این تحقیق حاکی از این است که تنها 2.6 درصد پاسخگویان، در یک سال گذشته، هیچ وقت مورد مزاحمت قرار نگرفته‏اند؛ در مجموع 70.6 درصد پاسخگویان از روزی چندین بار تا ماهی یک بار مورد این مزاحمت‏ها قرار گرفته‏اند. نتایج تحلیلی این پژوهش نیز نشان می‏دهد که پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن تأثیر منفی دارد، اما پذیرش ارزش‏های مردسالاری و یادگیری اجتماعی، هیچ یک بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن مؤثر نیستند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social Analysis of the Influencing Factors on the Experiencing Street Harassment by Female Students of University of Mazandaran

نویسندگان [English]

  • Mohammad esmaeil Riahi 1
  • Tahereh Lotfi khachaki 2
1 Associate Professor, Department of Social Sciences, Mazandaran University, Iran
2 Master of Sociology, Mazandaran University, Iran
چکیده [English]

Introduction: Street harassment towards women, which is considered to be one of the socio-cultural obstacles for active presence of women in societies, is observed with varying degrees in different countries of the world. Street harassment as a type of “gender related violence” is an basic problem for women to present in the public spaces. The purpose of this study is to investigate the amount and types of street harassment as well as to analyze the social factors that affect on the degree of street harassment.
Material &Methods: The study is conducted via survey method; and data has been collected through self-administered questionnaire.362 Female students of University of Mazandaran have been selected by proportional classified random sampling method.  In The present study, to obtain content validity at the first step, a primary questionnaire which constructed according to previous local and foreign studies applied, and then according to results of these questionnaires, some revisions done to the questionnaire so that it found that the used indices in it, demonstrate the semantic field of the main concepts. Furthermore, in this study construct validity of the main scales has been tested by means of factor analysis. To find out the reliability of research instrument, “Cronbach's Coefficient Alpha” has been used, which this coefficient for the criterion variable of the study is 0.89.  In order to making a theoretical foundation, some theories such as Gender Socialization, Social Learning, and Feminist theories applied as a theoretical framework of the study.
Discussion of Results& conclusions: The descriptive findings of the study indicate that only 2.6 percent of respondents in the past year have never been harassed; while a total of 70.6 percent of them have been under harassment, from several times a day to once a month. Non-physical harassments such as verbal abuse, honking or signaling with light with a motor vehicle, voyeurism, whistling and singing, blocking the way were the main types of the reported street harassments. The analytical results of this study also indicate that the “acceptance of gender role stereotypes” is negatively influenced on the experiencing street harassment; thus females who had more acceptances of gender role stereotypes are less likely to be the victim of street harassments. According to the findings of the present study, which is suported by previous studies, disagreement with gender role stereotypes by females is punished through harassments from males. It seems as though in those cultures which are based on “masculinity”, such strict norms expect females to avoid some behaviors in public places that are considered to be not aligned with the dominant culture. These behaviors include: speaking loudly and laughing, wearing some certain cloths, having conscious or non-conscious eye contact with strangers, etc. It is obvious that not observing these norms, which imposed themselves to females as strong but discriminating stereotypes, may increase the probability of street harassments on the part of males of the society. Moreover, although coefficient correlation demonstrates a significant relationship between “acceptance of masculine values” and “experiencing street harassment”, regression analysis does not bear witness to this fact, and shows that the more acceptances of masculine values does not necessarily lead to the more probability of street harassment. Furthermore, according to the results of regression analysis, social learning does not influence the rate of harassment. Because it is possible that offenders men, regardless of their cognition about passive or active behaviors of their victims, engage in the process of harassing which may be influenced by various individual and social factors. Therefore experiencing harassment by respondents was not influenced by any of “acceptance of masculine values” and “social learning of passive behaviors to harassment”.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • women
  • street harassment
  • harassment strangers

مقدمه و بیان مسأله

هر چند با ورود مدرنیسم زنان از آزادی عمل بیشتری برای حضور در فضاهای عمومی برخوردار شدند، ولی هنوز مسائل اساسی فرهنگی- اجتماعی برای حضور زنان در فضاهای عمومی حل نشده است (لطفی و همکاران، 1393: 8). مزاحمت‏های خیابانی نسبت به زنان، یکی از این مسائل است که در کشورهای مختلف جهان، با شدت و ضعف متفاوت، وجود دارد. مزاحمت جنسی و مزاحمت خیابانی بسیار شایع هستند و تجربه مشترکی برای تمام زنان هستند. اغلب در مورد این مزاحمت‏ها صحبت نمی‏شود و به عنوان یک آسیب، جدی گرفته نمی‏شوند (Fileborn, 2013) و تنها در چند دهه گذشته، مسأله مزاحمت‏های خیابانی، از یک مشکل خصوصی پنهان، زشت، در اکثر موارد کشف نشدنی، به صورت یک مسأله اجتماعی و عمومی، تبدیل شده است (Sever, 1999:470).

در نمودار زیر که توسط سازمان جهانی بهداشت ارائه شده، انواع گوناگون خشونت مشخص شده است:

 

 


نمودار 1- نوع‏شناسی خشونت (Ethine & et al., 2002:7)

 

 

همان‏طور که در نمودار آمده است، نوع‏شناسی ارائه شده، خشونت را به سه دسته تقسیم می‏کند. یکی از انواع خشونت‏ها، خشونت بین شخصی است. این نوع خشونت میان افراد در یک رابطه رو در رو رخ می‏دهد. این نوع خشونت به دو زیر شاخه تقسیم می‏شود : خشونت خانوادگی و خشونت محله‏ای. خشونت خانوادگی تا حد زیادی در محیط خانواده و بین اعضای خانواده صورت می‏گیرد، اما خشونت محله‏ای نوع دیگری از خشونت بین فردی است که در محیط خارج از خانه و در بین سایر افراد صورت می‏گیرد مانند خشونت بین جوانان، تجاوز به عنف، خشونت در مدارس و...(Ethine & et al., 2002). بنابراین مزاحمت‏های خیابانی جزء خشونت‏های محله‏ای علیه افراد غریبه است.

جامعه‏شناسی به نام کارول بروک گاردنر[1] (1980) اولین بررسی‏های دانشگاهی در مورد مزاحمت‏های خیابانی را انجام داد. وی مزاحمت خیابانی را ناشی از این تفسیر مردان، که زنان به خصوص زنان جوان، هرگاه که همراهی نداشته‏اند و تنها هستند، زیر فرمان آنانند، ارزیابی کرد؛ و آن را به عنوان یک نشان‏گذاری و توجه خیابانی به وسیله مردان در مناطق شهری، تعریف کرد (Kissling, 1991:456-457).

شباهت و هم‏پوشانی بسیاری میان مزاحمت‏های جنسی و مزاحمت‏های خیابانی وجود دارد (Fileborn, 2013:1، Farichild & Rudman, 2008:341). مزاحمت خیابانی مزاحمت‏های جنسی توسط افراد غریبه هستند. به همین علت مفهوم مزاحمت غریبه‏ها، شباهت بسیاری با مفهوم‏سازی توجه ناخواسته جنسی به وسیله پژوهشگران مزاحمت جنسی دارد (Farichild & Rudman, 2008:340-341). بنا بر گفته باومن (1993) مزاحمت خیابانی یا مزاحمت غریبه‏ها «شامل رفتارهای شفاهی و غیر شفاهی مثل علامت دادن‏های آزمندانه، چشم‏چرانی کردن، چشمک‏زدن، ناگهانی و با زور گرفتن، نیشگون زدن، هو کردن و اظهار نظرهای غریبه‏ها مثل اظهار نظرهای مکرر جنسی درباره جنسیتش و ارزیابی ظاهر فیزیکی زن یا هیبتش در ملاء عام، است.» این اطلاعات توسط گاردنر (1995) به کار گرفته شد تا ارزیابی‏ای از مزاحمت غریبه‏ها ارائه دهد، او فراتر رفته و بین مزاحمت غریبه‏ها و ادبیات مستقر در مورد توجه نا خواسته جنسی، پیوند زد (Farichild & Rudman, 2008:341) و مزاحمت خیابانی شکلی از آزارهای مبتنی بر جنسیت در نظر گرفته شد که در فضاهای عمومی رخ می‏دهد (Livingston et al., 2013:1).

در سال 1908، یک ماهنامه عمومی مجموعه‏ای از داستان‏های مستند از تجربیات زنانی که به شهر مهاجرت کرده بودند و دنبال کار می‏گشتند، منتشر شد. این داستان‏ها گستردگی و دامنه مزاحمت را آشکار کرد. بلارزیک[2] (1978)، در یک محاسبه تاریخی از این پدیده، یک کارخانه رفت و روب را برمی‏شمرد که در آن‏جا زنان برای محافظت از خودشان، چاقو حمل می‏کردند (Fitzgerald & et al., 1988:153) به گزارش یک مطالعه ملی سلامت زنان، در کشور فنلاند، %19.6 از زنان، دامنه‏ای از رفتارهای مزاحمت را، در سراسر سال گذشته تجربه کرده بودند. در فرانسه، در پیمایش ملی خشونت علیه زنان، که درباره وقوع مزاحمت هم در محل کار و هم در مکان‏های عمومی در سال گذشته، سؤال پرسیده شد، %8.3 زنان فرانسوی (%15 زنان پاریس) اشکال یکسانی از مزاحمت را بیان کردند. در ایتالیا، %24.4 از زنان بین سنین 14 و 59 سال، حداقل نوعی از مزاحمت جنسی در سال گذشته را گزارش کردند (Parish & et al., 2006:421). یک مطالعه ژاپنی نشان می‏دهد که نزدیک دو سوم زنان در سنین 20 و 30 سالگی‏شان در سواری در قطارها و مترو‏های توکیو، مورد لمس بدنی قرار گرفتند؛ این زنان احساس تحقیر شدن، خوار شدن و ترس را به علت مالیدن دست به بدنشان، گزارش کردند (Farichild & Rudman, 2008:339). همچنین بیش از 90 درصد دختران بنگلادشی که در گروه سنی 18-10 سال قرار داشتند، بیان کردند که مورد مزاحمت و آزار قرار گرفته‏اند (Nahar & et al., 2013:79). حتی در فیلم‏های هندی زبان، افراد تبه‏کار یا دیگر همراهانش، در آغاز یک رابطه عاشقانه، با حرکات سبک و آزار جنسی اغلب به عنوان افرادی بامزه و رمانتیک تلقی می‏شوند (Nahar & et al., 2013:78). در ایران نیز، شیوع فراوان این مزاحمت‏ها، در شهرهای مختلف گزارش شده است: ایمان و همکاران (1390)، حیدری چروده (1389)، لهسایی‏زاده و یوسفی‏نژاد (2012) و صادقی فسایی، (1385).

اما در سبب‏شناسی مسأله مزاحمت‏های خیابانی باید گفت بیشترین لذت مردانی که قصد ایجاد مزاحمت‏های خیابانی را دارند، تحقیر جنسی طرف مقابل است. به گونه‏ای که هر چه میزان ترس، استرس و تحقیر روحی و روانی زن بیشتر است، فرد مزاحم از کاری که می‏کند، لذت بیشتری می‏برد (کاوه، 1391: 1147).

علاوه بر علل اجتماعی و بین فردی، برخی ویژگی‏های شخصی و روانی مرتکبین مزاحمت نیز ممکن است در بروز مزاحمت خیابانی دخیل هستند. از مهم‏ترین خصوصیت افراد مزاحم، می‏توان به داشتن پرخاشگری جنسی زیاد، نگاه کردن به زنان به عنوان موضوع جنسی، داشتن سرعت عمل در توجیه رفتار و تعارض‏های روانی و خانوادگی زیاد اشاره کرد (کاوه، 1391: 1130). عدم پایبندی به اصول اخلاقی در این گونه رفتارها، ناشی از این واقعیت است که کسانی که مرتکب خشونت جنسی شده‏اند فقط به ندرت قبول می‏کنند که کار «خطایی» انجام داده‏اند. آنان نظام واژگانی از انگیزه‏ها و بنیان‏های عقلانی که از فرهنگ محیط اجتماعی‏شان گرفته شده، می‏سازند؛ واژگانی که احساس می‏کنند از سوی دیگران مورد قبول واقع می‏شود. استفاده معمول از این نظام واژگانی از سوی پلیس، قضات و وکلا در کاهش نرخ محکومیت‏های مربوط به خشونت جنسی تأثیر دارد (شفیلد، 1380: 66).

لازم به ذکر است که مزاحمت خیابانی به ندرت مورد توجه محققان علوم اجتماعی قرار گرفته است (لهسایی‏زاده و یوسفی‏نژاد، 1389: 133) بسیاری از مزاحمت‏های جنسی می‏توانند در خیلی از موقعیت‏ها اتفاق بیفتند، اما اکثر محققان این تجربیات را در محل کار یا مدرسه جویا می‏شوند؛ به علت اینکه تحقیق کردن درباره مزاحمت‏های جنسی در بیرون از این مکان‏ها مشکل است (Farichild & Rudman, 2008:340). به علاوه برخی تحقیقات به مزاحمت جنسی توسط اعضای خانواده و اقوام و آشنایان می‏پردازند و کمتر افراد را ترغیب می‏کنند که مزاحمت توسط افراد غریبه را بیان کنند (Farichild & Rudman, 2008:341). با وجود انبوهی از اثرات منفی‏ای که مزاحمت غریبه‏ها بر روی زنان دارد، روشن است که خلاء در ادبیات این مسأله وجود دارد (Farichild & Rudman, 2008:339). تحقیقات مک میلان و همکاران نشان داد که مزاحمت غریبه‏ها خیلی شایع‏تر از مزاحمت افراد غیر غریبه است. علاوه بر این، آنان متوجه شدند که مزاحم غریبه تأثیر معنی‏دار و ثابتی بر ترس زنان از مزاحمت افرادی که غریبه نیستند، دارد. به گفته آنان مزاحمت غریبه احساس امنیت زنان در پیاده‏روی در شب، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، تنها راه رفتن در گاراژ پارکینگ و تنها ماندن در خانه در شب، را کاهش می‏دهد (Farichild & Rudman, 2008:341).

البته طی دو دهه اخیر، پژوهش‏ها در مورد مزاحمت‏های جنسی در کشورهای غربی افزایش یافته است (فیتز گرالد و شلمان، 1993؛ گروبر، 1998؛ گوتک،1985؛ لاروکا و کرومری، 1999؛ ا کنل و کرابیک،2000؛ تانگری برت و جانسون، 1982؛ واین،2000؛ ویلیامز گیفر و دلینگر،1999؛ ویلسون،2000)(Parish & et al., 2006:411) این در حالی است که در ایران، اگرچه زنان به طور مکرر مزاحمت جنسی در مکان‏های عمومی را تجربه می‏کنند، اما گزارشات یا کارهای علمی کمی در این باره یافت شده است. دلیل این امر، این است که صحبت کردن درباره موضاعات جنسی در ایران، هنوز یک تابلو است و این اعتقاد وجود دارد که مسائل مرتبط با موضوعات جنسی باید در پوششی از سکوت باقی بمانند (Lahsaeizadeh & Yousefinejad, 2012:19).

عدم طرح و توجه به مقوله سوء رفتارهای مدنی و مزاحمت‏های خیابانی در طیف گسترده آن در جامعه ما، که با تمرکز بر مقوله عام «جرم» و تهدیدهای مجرمانه از قلم افتاده است، به وضوح دیده می‏شود. در حالی که در مشاهدات و تجارب روزمره شاهد آنیم که این سوء رفتارهای رایج و تهدیدات به ظاهر کم اهمیت یا بی‏اهمیت، به مراتب بیشتر از رفتارهای مجرمانه، حریم زنان در جامعه ما را ناامن و تجربه‏ای دردناک و آسیب‏زا برای بسیاری از آنان محسوب می‏شود که به واقع جای تحقیق و بررسی‏های علمی لازم در باب آن خالی است (قاضی‏نژاد و شاکری، 1391: 187).

پژوهش حاضر قصد دارد تا با بررسی میزان مزاحمت‏های خیابانی و بررسی انواع این مزاحمت‏ها، ابعاد پنهان مزاحمت‏های خیابانی را نشان دهد و به عوامل اجتماعی مؤثر بر میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن زنان و دختران را مورد تحلیل قرار دهد.

 

پیشینه تجربی تحقیق

مهدنژاد، پرهیز و خزاعی (1393)، پژوهشی با عنوان «تحلیل فضایی جرایم مزاحمت‌های خیابانی علیه زنان در شهر زنجان» انجام داده‌اند. این پژوهش با هدف تحلیل سازمان فضایی مزاحمت خیابانی در شهر زنجان و الگوهای مکانی و عوامل تسهیل کننده این جرایم با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی انجام شده است. مطابق یافته‌های پژوهش، جرایم مزاحمت خیابانی علیه زنان با 14.78 درصد کل جرایم ارتکابی در شهر زنجان، سومین رتبه را از نظر فراوانی در میان سایر جرایم کسب کرده است و مهم‌ترین کانون آن در بخش مرکزی این شهر قرار دارد و خیابان‌های واقع در بخش مرکزی شهر و معابر منتهی به این خیابان‌ها، مکان‌های اصلی وقوع جرایم بررسی شده است.

ثمودی پیله‏ور (1392) نیز، در پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی خشونت نمادین پسران علیه دختران با تکیه بر مزاحمت‌های خیابانی» در صدد شناسایی علل ایجاد این مزاحمت‌ها و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن است. این تحقیق که با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه در منطقه صادقیه تهران، انجام شده است به این نتیجه رسید که عوامل فرهنگی اعتقادی مختلفی چون اجتماعی شدن ناقص و تربیت ناصحیح اعتقادی و امثالهم موجب می‌گردد تا افرادی از این قبیل در بزرگسالی به ایجاد مزاحمت برای نوامیس مردم بپردازند.

ایمان و همکاران (1390) پژوهشی را با عنوان «زنان، مزاحمت و واکنش: بررسی تجربه دختران دانشجو درباره مزاحمت‏های خیابانی و واکنش به آن» انجام دادند. بر اساس نتایج این تحقیق، مزاحمت‏های بصری بیشترین وقوع را دارند و پس از آن به ترتیب؛ مزاحمت‏های کلامی، لمسی، و تعقیبی قرار دارند. همچنین یافته‏های بخش کمی حاکی از این است که بیشتر پاسخگویان (حدود 70 درصد) به مزاحمت‏ها پاسخ منفعلانه می‏دهند.

پژوهشی با عنوان «جنبه‏های  اجتماعی تجربیات زنان از مزاحمت‏های جنسی در مکان‏های عمومی در ایران» توسط لهسایی‏زاده و یوسفی‏نژاد (2012) انجام شد. نتایج این پژوهش نشان می‏دهد که دشنام‏های جنسی و به طور ناگهانی و به زور قاپیدن و لمس کردن زنان به خصوص در حومه خوابگاهی نزدیک دانشگاه شیراز گزارش شده است. مزاحمت‏ها بیشتر در مکان‏های عمومی روی می‏دهند تا مکان‏های نیمه عمومی و مفروضات جنسیتی عامل این مزاحمت‏ها است.

تحقیق دیگری با عنوان «تحلیل جامعه‏شناختی تأثیر رفتار قربانیان خشونت و ارتباط آن با رفتار خشونت‏آمیز علیه آنان» توسط حیدری چروده (1389) در شهر مشهد انجام شده است. نتایج این تحقیق نشان می‏دهد که مزاحمت از طریق وسایل نقلیه، زل‏زدن و خیره شدن و متلک‏پرانی از اشکال رایج رفتارهای خشونت‏آمیزی است که بیش از دو سوم زنان و دختران در طول دوره بررسی لااقل یکبار آن را تجربه کرده‏اند.

نتایج پژوهش دیگری که توسط علیخواه و ربیعی (1385) انجام شد، نشان می‏دهد زنانی که در مناطق شمالی شهر تهران زندگی می‏کنند، خلوتی کوچه‏ها و معابر را عامل بسیار نگران کننده‏ای می‏دانستند. بیشتر آن‏ها هم عقیده بودند که عبور و مرور در ساعت 1 تا 4 بعدازظهر و به ویژه در تابستان و بعد از ساعت 9 شب بسیار برایشان دلهره‏آور است. برخی از زنان معتقد بودند که نمی‏توانند به هم‏جنس خودشان کمک کنند چرا که خودشان نیز در معرض خطر قرار می‏گیرند و یا چون از مردان ضعیف‏ترند توانایی مقابله ندارند. در مقابل زنانی که در مناطق میانی و متراکم شهر زندگی می‏کنند، می‏گویند که به خاطر شلوغی، رفت و آمد برایشان راحت‏تر است و حتی تا ساعت 11 شب نیز می‏توانند در این مناطق تردد نمایند، اما مشکلات دیگری همچون تنه خوردن، لمس شدن بدن، شنیدن متلک و حتی حرف‏های رکیک دارند.

 

تحقیقات خارجی

در یک مطالعه کیفی توسط لیوینگستون[3] و همکاران(2013)، نمونه‏ای 223 نفره در شهر نیویورک، طی سال‏های 2005 تا 2008 بررسی شده‏اند. در این نمونه 55 درصد گزارش کرده‏اند که مزاحمت خیابانی در خیابان یا پارک، 16 درصد در وسایل حمل و نقل عمومی، 14درصد در دیگر مکان‏های عمومی مانند بارها یا فروشگاه‏ها، برای آنان اتفاق افتاده است. انواع مزاحمت‏های گزارش شده شامل 57 درصد کلامی، 29 درصد لمس فیزیکی، 12 درصد دست مالی کردن بدن و یا قصد انجام آن و 4 درصد رفتارهای غیر کلامی[4] بوده است.

تحقیقی نیز با عنوان تأثیرات زمینه‏ای بر روی ادراک زنان از آزارهای بیگانه توسط فاریچایلد(2010) انجام شد. در بخش اول 1698 پاسخگو مورد پیمایش قرار گرفتند که 1277نفر زن بودند و در گروه سنی 15 تا 71 سال قرار داشتند. بخش دوم این تحقیق بر روی 818 پاسخگو انجام شد که 464 نفر آنان زن بودند و سن شرکت‏کنندگان بین 14 تا 65 سال بود. نتایج این تحقیق نشان می‏دهد که تجربه «صدای جیغ، سوت‏زدن یا خیره نگاه کردن» و«توجه ناخوشایند جنسی» هر ماه به وسیله 24 درصد از افراد نمونه گزارش شده است. به علاوه 27 درصد تجربه «صدای جیغ، سوت زدن یا خیره نگاه کردن» را از افراد غریبه روزانه کم و بیش بیان کرده‏اند.

تحقیق دیگری با عنوان «مزاحمت خیابانی در استانبول» توسط هانتر[5] (2012) انجام شده است. 63 درصد شرکت‏کنندگان مزاحمت در فضاهای عمومی را دست کم ماهی یک بار، گزارش داده‏اند. بر اساس نتایج این پژوهش، تکرار مزاحمت خیابانی می‏تواند تأثیر بسیار منفی‏ای بر فعالیت‏های روزانه، واکنش‏های اجتماعی و زندگی عمومی ساکنان استانبول بگذارد.

برترام (2012) پژوهشی با عنوان «ایستادگی دختران در مقابل خشونت جنسی در خیابان و مدرسه » را در سال 2011 در آمریکا، انجام شد. بر اساس نتایج این تحقیق تنها سه درصد از دانش‏آموزان حادثه مزاحمت را گزارش دادند. زیرا که فرض بر «عادی» بودن مزاحمت‏ها است و نیاز به گزارش دادن را از بین برده است.

پژوهشی با عنوان «مزاحمت جنسی زنان در مناطق شهری چین» توسط پاریش، داس و لومن[6] (2006) انجام شد. هدف این پژوهش، بررسی کردن اشکال مزاحمت‌های جنسی در یک کشور آسیایی است. در این تحقیق از مصاحبه چهره به چهره استفاده شد. طبق نتایج این تحقیق، در کل، 12.5 درصد از کل زنان و 15.1درصد از زنان شهری میزانی از مزاحمت در سال گذشته را بیان کردند. همچنین جوان بودن و شاغل بودن زنان از فاکتورهایی است که مزاحمت‏های جنسی نسبت به آنان را افزایش می‌دهد.

لنتون[7]و همکاران (1999) پژوهشی با عنوان «مزاحمت خیابانی در مکان‏های عمومی: تجربه زنان کانادایی» با روش کیفی و ابزار مصاحبه انجام دادند. نتایج این تحقیق نشان می‏دهد که مزاحمت خیابانی در مکان‏های عمومی‏ای مانند خیابان‏ها، سیستم مسافربری شهری و مراکز خرید شایع است. و این مزاحمت‏ها برای 88.7 درصد از زنان نمونه، بیش از 2 بار اتفاق افتاده است. طبق نتایج این تحقیق، زنانی که تجربه مزاحمت داشتند بیشتر اوقات وسایلی برای محافظت شخصی با خود حمل می‏کردند.

 

چارچوب نظری

نظریه های فمنیستی

در زمینه خشونت دیدگاه فمنیستی واحدی وجود ندارد ولی همه رویکردهای فمنیستی خشونت نسبت به زنان را در متن وسیع‏تری بررسی می‏کنند که همان جایگاه فرودست زنان نسبت به مردان است. در دهه هفتاد فمنیست‏ها کوشیدند تجاوز جنسی و کتک زدن همسر را علایم جدی خشونت مردان نسبت به زنان معرفی کنند. اما این رویکرد به تازگی مورد اعتراض واقع شده و فمنیست‏ها گفته‏اند هرچه را که موجب وحشت و ارعاب زنان می‏شود باید در بستر کنترلی که مردان بر رفتار زنان دارند، بررسی کرد. وحشت زنان از خشونت در واقع عامل کنترل رفتار آن‏هاست، به طوری که فعالیت‏های خود را محدود و مقید می‏کنند و مثلاً اگر شب‏ها از خانه بیرون بروند، درسایه حمایت یک مرد است (آبوت و والاس، 1381: 232) از این گذشته، همیشه به زنان توصیه می‏شود در نواحی نا امن از خانه بیرون نروند؛ هرگز پیشنهاد نمی‏شود که مردان در خانه بمانند تا زنان با خیال راحت از خانه بیرون بروند (آبوت و والاس، 1381: 234- 233). برخی ادیان محافظه کار نیز، از اذیت و آزار خانگی ناشی از ساختار قدرتمند پدرسالاری در خانواده دفاع می‏کنند و به زنان توصیه می‏کنند که به زندگی با شوهران آزارگرشان ادامه دهند، چون تکلیف و مسؤولیت مذهبی آنان همین است که با همسران خود بمانند و از آن‏ها اطاعت کنند (دهقانی، 1388: 69). همین گونه نیز، نسبت به مزاحمت‏های خیابانی - که جنبه‏ای از اعمال ارزش‏های مردسالاری علیه زنان در محیط‏های عمومی است- تحمل و مدارا تشویق می‏شود و دیدگاه سنتی دینی، با در نظر گرفتن زنان به عنوان موجوداتی اغواگر، خطاها را متوجه زنان می‏داند. کسانی که بر حسب معیارهای مختلف مذهبی‏اند، در نگرش‏های خود «محافظه کارترند». آنان با مسائلی مانند فمنیسم مخالف‏اند و موافق جداسازی زنان و مردان هستند (دهقانی، 1388: 65).

آنچه نظریه‏های فمنیستی در خصوص آزار جنسی را از دیگر نظریات متمایز می‏کند، این است که آن‏ها آزار جنسی را به عنوان یک مسأله ساده که ناشی از انحراف یا سوء رفتار رفتار فردی است، تلقی نمی‏کنند، بلکه آن را نوعی خشونت علیه زنان یا مظهر ظلم و ستم اقتصادی می‏دانند که ریشه عمیقی در جامعه‏پذیری جنسیتی و مردسالاری دارد (سامولس، 2003 به نقل از رجب لاریجانی، 1389: 23). لیبرال فمنیست‏ها، اجتماعی شدن نقش جنسیتی زنان (مانند نقش‏های مراقبتی و آسیب‏پذیر و منفعل بودن) و مردان (مانند نقش‏های رقابتی، پرخاشگر و کنترل‏کننده) را منشأ آزارهای جنسی بر زنان می‏دانند. در جرم‏شناسی رادیکال فمنیستی نیز، اغلب بر نمودها و مظاهر مردسالاری در جرایم علیه زنان، مانند خشونت‏های خانگی، تجاوز، آزار جنسی و هرزه‏نگاری تأکید می‏شود (Berges, 2006:29).

 

نظریه جامعه‏پذیری جنسیتی

منظور از جامعه‏پذیری جنسیتی، آموزش ارزش‏های جنسیتی شده به افراد است که از هنگام تولد آغاز می‏شود. بنابراین از شروع زندگی، بسته به دختر یا پسر بودن کودک، با آنان بر اساس الگوی زنانگی و مردانگی رفتار می‏شود و در مقابل توقع می‏رود که آنان نیز به نحوی زنانه یا مردانه به ایفای نقش در جامعه بپردازند (شادی‏طلب و خانجانی‏نژاد، 1391: 141).

در کودکان، صفت‏های منسوب به دختر و پسر، به شیوه معناداری نهادینه می‏شوند. چنان که حتی در موقع توزیع اسباب‏بازی‏های گوناگون نیز، این رفتارها نمایان می‏شود. بازی‏های پسران معمولاً خشونت‏آمیزتر است، گاهی با ماکت‏های ابزار جنگی انجام می‏شود، در حالی که دختران به بازی‏های لطیف‏تر سوق داده می‏شوند (علی اصغرپور و همکاران، 1386: 103). مادران در رفتار با دختر و پسر، حتی در دوران نوزادی، میان آن‏ها فرق می‏گذارند. مادران سر و صدا و کارهای نوزاد دختر را بیش از نوزاد پسر برای او تکرار می‏کنند. هرچه نوزاد بزرگ‏تر می‏شود، مادران برای آرام کردن پسر کمتر تلاش می‏کردند. در نظر ماس این کاربرد الگویی مطابق با آن دسته از انتظارات فرهنگی است که بنا بر آن مرد نسبت به زن اعتماد به نفس بیشتر و حساسیت کمتری دارد (گرت، 1382: 40). جامعه‏پذیری جنسیتی از طریق خانواده، مدارس، رسانه‏ها و ... صورت می‏پذیرد. دین نیز به عنوان یک سرمایه مهم و چند وجهی، نقشی تأثیرگذار بر نگرش‏ها، رفتارها و کنش‏های افراد و همچنین بر ادراک و پذیرش نقش‏های جنسیتی با توجه به قرار گرفتن آن‏ها دارد (سروش و بحرانی، 1392: 196). اعتقادات دینی و آموزه‏های دینی، از طریق ضمانت‏های اجرایی که درون آن‏ها وجود دارد، هر چند غیر مستقیم؛ ولی کنش اجتماعی را هدایت می‏کند و به رفتار انسان‏ها جهت می‏دهد. این ضمانت‏های اجرایی رفتار مبتنی بر عادت را در افراد ایجاد می‏کند که بر اثر آن نوع خاصی از شخصیت شکل می‏گیرد (قاسمی و امیری اسفرجانی، 1390: 28). به این ترتیب دین نیز در پذیرش نقش‏های جنسیتی افراد نقش ایفا می‏کند (سروش و بحرانی، 1392: 199).

جامعه‏پذیری جنسیتی با نهادینه کردن نابرابری از یک سو و تداوم بخشیدن به آن در نسل‏های آینده، از سوی دیگر می‏تواند در حکم بسترهای نابرابر جنسیتی شناخته شود. طبق الگوی جامعه‏پذیری جنسیتی، که در آن مردانگی ارزش محسوب می‏شود، زنان موجوداتی تابع و مطیع در ساختار مردسالار خانواده‏اند و در حوزه‏های خصوصی خانواده محصورند و مردان در دنیای معمولی حضور و اشتغال دارند (ابوت و والاس، 1381). فرآیند جامعه‏پذیری در خانواده گرایش‏های جنسیت زن و مرد و مطیع بودن زن می‏شود. چرا که معمولاً از زنان تصویری آرام، مطیع، منفعل، عاطفی و وابسته و از مردان تصویری مستقل، استوار، شایسته، توانا و مصمم ترسیم کرده است. مطابق این دیدگاه، خشونت رفتاری است که یاد گرفته می‏شود و معمولاً در جوامع خشونت علیه زنان مشروع و طبیعی است و واکنش‏های جنسیتی سنتی خشونت را تشویق می‏کند (محمدی و میرزائی، 1391: 111 -110). مزاحمت‏های خیابانی نسبت به زنان نیز، در چنین شرایطی تولید و بازتولید می‏شود.

هسته اصلی و منشأ تمام ترس‏های اجتماعی زنان همین نگاه جنسی به زن و سوء رفتارهای برآمده از آن است که ریشه در جریان‏های جامعه‏پذیری و یادگیری‏های اجتماعی دراز مدت افراد دارد و فراگیری و شیوع آن در شرایط فعلی آسیب، بیماری و مسأله اجتماعی جدی و قابل توجه جامعه ماست (قاضی‏نژاد و شاکری، 1391: 199).

 

نظریه یادگیری اجتماعی

نظریه یادگیری اجتماعی که توسط آلبرت باندورا مطرح شد بر مشاهده، تقلید و تنبیه و تشویق در شکل‏گیری و ادامه رفتار، تأکید دارد. برای مثال، کودکان در فرآیند رشد، تشویق می‏شوند رفتاری را انجام دهند که با جنسیت آن‏ها همخوان است. بنابراین، وقتی یک دختر جوان اخم می‏کند، ممکن است مورد سرزنش قرار بگیرد و به او بگویند : «بهتر نیست لبخندت را ببینیم؟». اگر این دختر به تأیید دیگران اهمیت بدهد، احتمالاً هرچه بیشتر لبخند می‏زند. او متوجه می‏شود که زنان غالباً لبخند می‏زنند و تعمداً در الگوهای غیرکلامی خود از تماس چشمی استفاده می‏کنند. در مقابل، پسر جوان اگر از حرکت‏های دستی زنانه استفاده کنند، مورد انتقاد قرار می‏گیرند و با مشاهده مردان خانواده، جامعه و رسانه‏ها، متوجه حرکت‏های بدنی مردانه کلیشه‏ای می‏شوند. همچنین دختران جوان می‏فهمند که از آن‏ها انتظار می‏رود به عواطف دیگران توجه کنند، در نتیجه به حالات صورت حساس می‏شوند (ماتلین، 1390: 223). در واقع جامعه‏پذیری با توجه به همین فرآیندهای یادگیری تکمیل می‏شود. به این ترتیب در مزاحمت‏های خیابانی نیز، مشاهده اعضای خانواده، دوستان و همسالان در برخورد با مزاحمت‏های خیابانی یاد گرفته شده و از آن‏ها تقلید می‏‏شود.

 

 

مدل تحلیلی

 

 

 

نمودار 2- مدل تحلیلی پیشنهادی تحقیق

 

 

 


فرضیات تحقیق

فرضیات تحقیق: فرضیه‏های تحقیق حاضر را می‏توان به این ترتیب مطرح کرد:

- با افزایش میزان پذیرش ارزش‏های مردسالارانه توسط دختران، احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن آنان نیز افزایش می‏یابد.

- با افزایش میزان پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی توسط دختران، احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن آنان نیز افزایش می‏یابد.

- با افزایش میزان یادگیری رفتارهای منفعلانه به هنگام برخورد با مزاحمان خیابانی (از اعضای خانواده و دوستان)، احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن دختران نیز افزایش می‏یابد.

 

روش تحقیق

پژوهش حاضر به روش پیمایش انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش، تمامی دانشجویان دختر دانشگاه مازندران هستند که در نیم سال تحصیلی دوم 93-92، شاغل به تحصیل در پردیس این دانشگاه در شهر بابلسر (6399 نفر) هستند. حجم نمونه مورد نیاز برای تحقیق حاضر با توجه به فرمول کوکران، برآورد گردید:

 

که در آنn حجم نمونه، s انحراف معیار متغیر میزان مزاحمت خیابانی در آزمون مقدماتی است که مقدار آن 0.601 است، N حجم جامعه که معادل 6399 نفر است، d دقت احتمالی که 0.06 درنظر گرفته شده و :t سطح اعتماد که آن را با مقدار تقریبی ۹۵ درصد، ۹۶/۱ در نظر می‌گیریم، هستند. حجم نمونه 362 نفر به دست آمد. نمونه‏گیری در این پژوهش، به شیوه تصادفی طبقه‏بندی شده متناسب انجام گرفته است.

در این پژوهش برای گردآوری داده‏ها، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است برای تعیین اعتبار پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش، ابتدا یک پرسشنامه مقدماتی با توجه به تحقیقات پیشین خارجی و داخلی در این زمینه تهیه گردید و با تعدادی از استادان و متخصصان در این مورد مشورت شد و با رفع نقایص آن، این نتیجه حاصل شد که شاخص‏های به کار رفته در این پرسشنامه، معرف حوزه معنایی مفاهیم اصلی هستند. بنابراین پرسشنامه پژوهش حاضر، دارای اعتبار محتوی است.

لازم به ذکر است با توجه به استفاده از چند مقیاس چند گویه‌ای برای سنجش متغیرهای تحقیق، برای بررسی اعتبار مقیاس‏ها باید از روش اعتبار سازه نیز استفاده نمود. در این روش برای سنجش اعتبار یک مقیاس، از مبانی نظری مرتبط با مفاهیم مورد استفاده در مقیاس کمک گرفته می‏شود. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از تحلیل عاملی، اعتبار سازه مقیاس‏های اصلی تحقیق آزمون شده‏اند. نتایج حاصل از این شیوه در ذیل توضیح داده شده است.

 

 

جدول 1- آزمون بارتلت و شاخص KMO برای بررسی کیفیت نمونه

توضیحات

 

شاخص آزمون

نام آزمون آماری

کفایت نمونه‏گیری در حد بسیار خوب است

0.938

Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy

 

 

آزمون کایزر مایر اوکلین

 

 

4515.660

Approx. Chi-Square

 

نتایج آزمون قابلیت تعمیم به کل جامعه آماری را دارد

231

(درجه آزادی)df

آزمون بارتلت

 

0.000

(سطح معناداری)Sig.

 

 

 

به منظور شناسایی بار عاملی گویه‏ها، ماتریس چرخش یافته عامل‏ها در جدول 2 نمایش داده شده است:.

 

 

جدول 2- ماریس چرخش یافته عامل‏ها

عامل‏ها

متغیرها

پیشنهاد و تهدید جنسی

مزاحمت فیزیکی

مزاحمت غیر فیزیکی

 

 

643/0

حرف‏های نامناسب (متلک) شنید‏ه‏ام

 

 

491/0

حرف‏های نامناسبی در مورد اندامم شنیده‏ام

 

 

709/0

به من اصرار شده است تا شماره تلفن بدهم یا بگیرم

 

 

630/0

به من نگاهِ خیره و شهوت آلود کرده‏اند

 

 

748/0

نسبت به من چشم چرانی کرده‏اند

 

 

770/0

به من چشمک زده‏اند

 

 

804/0

با دیدن من شروع به سوت زدن یا آواز خواندن کرده‏اند

 

 

734/0

برایم سد معبر ایجاد کرده‏اند

 

 

761/0

من را تعقیب کرده‏اند

 

 

724/0

برایم صدای بوسه درآورده‏اند

 

 

801/0

با وسایل نقلیه برایم بوق زده‏اند یا چراغ داده‏اند

 

 

798/0

با ماشین  ویراژ داده اند یا ترمز شدید زده‏اند تا من را بترسانند

 

 

691/0

با ماشین توقف کرده‏اند و اصرار در سوار کردن من داشته‏اند

 

 

717/0

برای من ایما و اشارات زننده درآورده‏اند

 

719/0

 

به صورت ناجور من را لمس کرده‏اند

 

656/0

 

بیش از اندازه به بدن من نزدیک شده‏اند

 

717/0

 

به نقاط حساسِ بدن من، به صورت شدید و ناگهانی حمله کرده‏اند

 

535/0

 

به من تنه زده‏اند

824/0

 

 

حرف‏های توهین‏آمیز و درخواست‏های صریح جنسی شنیده‏ام

839/0

 

 

به من پیشنهاد جنسی داده‏اند

682/0

 

 

من را تهدید جنسی کرده‏اند

539/0

 

 

حرف‏های شهوانی که با صدای بلند و خطاب به من است، شنیده‏ام

 

 

با توجه به نتایج آزمون تحلیل عاملی و بار عاملی گویه‏ها، در نهایت سه عامل؛ «مزاحمت‏های غیر فیزیکی»، «مزاحمت‏های فیزیکی» و «پیشنهاد و تهدید جنسی» شناسایی شدند.

برای پایایی پرسشنامه نیز، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است، که میزان این ضریب برای متغیر ملاک تحقیق حاضر، 0.89 است. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای متغیر پذیرش ارزش‏های مردسالاری 0.81 و متغیر پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی، 0.78 و متغیر یادگیری اجتماعی 0.55 برآورد شده است.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن

مزاحمت خیابانی یا مزاحمت غریبه‏ها «شامل رفتارهای شفاهی و غیر شفاهی مثل علامت دادن‏های آزمندانه، چشم‏چرانی کردن، چشمک زدن، ناگهانی و با زور گرفتن، نیشگون، هو کردن و اظهار نظرهای غریبه‏ها مثل اظهار نظرهای مکرر جنسی درباره جنسیتش و ارزیابی ظاهر فیزیکی زن یا هیبتش در ملاء عام، است».

 در تحقیق حاضر برای سنجش میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن، ابتدا مزاحمت خیابانی را به دو بعد کلی دسته‏بندی کردیم: آزارهای کلامی و آزارهای غیر کلامی. آزارهای کلامی را به دو دسته متلک‏پرانی،  پیشنهاد و تهدید جنسی تقسیم نموده‏ایم. آزارهای غیر کلامی را نیز خود به دو دسته فیزیکی و غیر فیزیکی تقسیم نمودیم (اسماعیلی نسب، 1386). سپس گویه‏های مربوط به هر نوع از مزاحمت‏ها، ساخته شد. این مقیاس به وسیله رجب لاریجانی (1389)، در بین زنان شاغل شهر تهران مورد آزمون قرار گرفته است. همچنین در پژوهش حاضر، از پرسشنامه پژوهشی که هانتر (2012) در بین زنان 18 تا 59 ساله شهر استانبول انجام داد، استفاده شد و با ترکیب این دو، مقیاس نهایی شامل 22 گویه تنظیم شد. سطح سنجش این گویه‏ها ترتیبی است و بدین منظور از طیف لیکرت استفاده شده است و نمره نهایی از مجموع نمرات گویه‏ها حاصل شده است. به این ترتیب که از پاسخگویان خواسته شده تا با توجه به انواع مزاحمت‏های خیابانی که در گویه‏ها عنوان شده است، میزان برخورد با آن‏ها را در طی سه ماه گذشته، از هرگز (هیچ وقت)، یک تا سه بار (به ندرت)، چهار تا هشت بار (گاهی اوقات)، هشت تا پانزده بار (گاهی اوقات) و بیش از پانزده بار (همیشه) مشخص کنند. کسب نمرات بالاتر به منزله در معرض مزاحمت قرار گرفتن بیشتر است.

 

پذیرش ارزش‏های مردسالاری

نظام مردسالار سبب می‏شود که مردان از قدرت و اقتدار بیشتری از زنان برخوردارند و از طریق در دست داشتن اهرم‏های قدرت، نه فقط زنان را از موقعیت‏های مقتدرانه دور نگه می‏دارند، بلکه قادرند بر اندام و رفتارهای زنان در عرصه‏های عمومی و حقوقی نیز نظارت نمایند (اعزازی، 1383). ارزش‏های حاکم بر این نظام را ارزش‏های مردسالاری گویند. برای سنجش مفهوم ارزش‏های مردسالاری در تحقیق حاضر، از 14 یک مقیاس گویه‏ای استفاده شد. این مقیاس پیش از این توسط اسماعیلی (1391) و در بین زنان و مردان شهر مریوان، آزمون شده است. به علاوه، سه گویه نیز از پژوهش غیاثی و کریمی (1388) به مقیاس مذکور اضافه شده است و از پاسخگویان خواسته شده تا میزان موافقت یا مخالفت خود را به هر یک از گویه‏های مربوط به ارزش‏های مردسالاری اعلام نمایند. نمره نهایی از مجموع نمرات گویه‏ها حاصل شده است و کسب نمرات بالاتر، به معنای گرایش بیشتر به ارزش‏های مردسالاری است.

 

پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی

مقصود از میزان پذیرش کلیشه‌های جنسیتی، میزان باور داشت فرد به برخی عقاید قالبی و کلیشه‏ای درباره ویژگی‌های رفتاری و خصوصیات فکری منتسب به مردان یا زنان در جامعه است (ریاحی، 1386: 122) که ممکن است واقعیت نداشته‏اند (ماتلین، 1390: 49). برای سنجش میزان پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی در تحقیق حاضر، از یک مقیاس 15 گویه‏ای استفاده شده است. این مقیاس، پیش از این توسط جوکار و همکاران (1390)، آزمون شده است. دو گویه به مقیاس حاضر افزوده شده که از پژوهش ریاحی (1386)، برگرفته شده است. از پاسخگویان خواسته شده تا میزان موافقت یا مخالفت خود را به هر یک از گویه‏های مربوط به پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی اعلام نمایند. نمره نهایی از مجموع نمرات گویه‏ها حاصل شده است و کسب نمرات بالاتر، به معنای گرایش بیشتر به پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی است.

 

یادگیری اجتماعی

اشخاص می‏توانند از طریق مشاهده رفتار دیگران و نتایج آن رفتارها را یاد بگیرند. در یادگیری اجتماعی، فرآیندهای شناختی و عوامل محیطی، عوامل دو طرفه هستند (پورسعید، 1388: 84). و فرآیندهای شناختی و تقویت مثبت یا منفی، در یادگیری نقش ایفا می‏کنند (رفیعی، 1382: 53). در پژوهش حاضر، برای سنجش یادگیری اجتماعی، یک مقیاس 5 گویه‏ای ساخته شد که با توجه به نکات کلیدی نظریه یادگیری که مشاهده و تقلید از اعضای خانواده، دوستان و همسالان است، ساخته شده است. سطح سنجش همه این گویه‏ها ترتیبی است و از پاسخگویان خواسته شد تا به گویه‏ها با گزینه‏های هرگز، خیلی کم، گاهی، زیاد و همیشه پاسخ گویند. نمره نهایی از مجموع نمرات گویه‏ها حاصل شده است و کسب نمرات بالاتر، به معنای یادگیری بیشتر سکوت (واکنش انفعالی)، توسط دختران است.

 

یافته های تحقیق

توصیف متغیر ملاک

میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن

جدول 3 توزیع پاسخگویان به لحاظ نوع و میزان مزاحمت خیابانی تجربه شده در سه ماه گذشته را نشان می‏دهد. مطابق این جدول، بالاترین میزان تجربه مزاحمت خیابانی توسط پاسخگویان در سه ماه گذشته، به ترتیب شامل بعد مزاحمت غیر فیزیکی، مزاحمت فیزیکی و پیشنهاد و تهدید جنسی بوده است. در بعد غیر فیزیکی، 42.8 درصد از دختران گزارش کرده‏اند که همیشه و یا اکثر اوقات از سوی مزاحمان، حرف‏های نامناسب (متلک) شنیده‏اند و چشم‏چرانی (36 درصد همیشه و اکثر اوقات) و مزاحمت با وسایل نقلیه (35.3 درصد)، نیز رایج‏ترین نوع مزاحمت خیابانی است. در بعد فیزیکی، به 21.9 درصد از دختران مورد بررسی همیشه و یا اکثر اوقات توسط مزاحمان در فضای عمومی، تنه زده است. درنهایت، 5.3 درصد از دختران گزارش کرده‏اند که همیشه و یا اکثر اوقات، مزاحمان به آنها حرف‏های توهین‏آمیز زده و از آن‏ها درخواست‏های صریح جنسی داشته‏اند.

 

 

جدول 3-توزیع پاسخگویان به لحاظ نوع و میزان مزاحمت خیابانی تجربه شده در سه ماه گذشته

ابعاد

ردیف

گویه‏ها

هرگز

بندرت

گاهی اوقات

 

اکثر

اوقات

 

همیشه

مزاحمت غیرفیزیکی

1

با وسایل نقلیه برایم بوق زده‏اند یا چراغ داده‏اند

10.9

31.4

22.4

15.1

20.2

2

نسبت به من چشم‏چرانی کرده‏اند

15.2

26.8

22.0

14.6

21.4

3

به من چشمک زده‏اند

25.6

22.0

18.6

13.8

20.0

4

به من نگاهِ خیره و شهوت آلود کرده‏اند

21.4

30.2

21.7

12.3

14.5

5

با دیدن من شروع به سوت زدن یا آواز خواندن کرده‏اند

23.5

31.7

18.2

11.8

14.8

6

با ماشین ویراژ داده‏اند یا ترمز شدید زده‏اند تا من را بترسانند

28.0

28.9

20.4

10.4

12.3

7

با ماشین توقف کرده‏اند و اصرار در سوار کردن من داشته‏اند

45.4

26.8

13.8

5.6

8.5

8

من را تعقیب کرده‏اند

36.6

34.4

13.7

8.1

7.3

9

برای من ایما و اشارات زننده درآورده‏اند

39.2

31.1

14.7

7.5

7.5

10

برایم صدای بوسه درآورده‏اند

38.2

32.6

14.8

7.5

7.0

11

برایم سد معبر ایجاد کرده‏اند

44.1

27.4

12.6

8.9

7.0

12

حرفهای نامناسب (متلک) شنیده‏ام

8.3

26.1

22.8

14.7

28.1

13

به من اصرار شده است تا شماره تلفن بدهم یا بگیرم

26.8

25.4

20.8

14.1

13.0

14

حرف‏های نامناسبی در مورد اندامم شنیده‏ام

38.2

33.4

12.5

7.2

8.6

مزاحمت فیزیکی

15

به من تنه زده‏اند

14.0

43.3

20.8

10.7

11.2

16

بیش از اندازه به بدن من نزدیک شده‏اند

43.4

38.9

9.3

6.8

1.7

17

بدنم را لمس کردند و به من دست زدند

64.7

28.1

5.3

1.1

0.8

18

به نقاط حساسِ بدن من، به صورت ناگهانی حمله کرده‏اند

78.1

16.9

3.9

0.6

0.6

پیشنهاد و

تهدید جنسی

19

حرف های توهین‏آمیز و درخواست‏های صریح جنسی شنیده‏ام

62.3

20.4

11.9

2.5

2.8

20

حرف‏های شهوانی که با صدای بلند و خطاب به من بود، شنیده‏ام

57.5

27.9

7.5

2.8

4.2

21

به من پیشنهاد جنسی داده‏اند

72.3

16.3

6.6

2.0

2.9

22

من را تهدید جنسی کرده‏اند

87.6

9.3

2.0

0.6

0.6

 

همچنین جدول 4 توزیع پاسخگویان بر اساس میزان مزاحمت خیابانی، در یک سال گذشته را نشان می‏دهد و مطابق با آن تنها 2.6 درصد پاسخگویان، در یک سال گذشته، هیچ وقت مورد مزاحمت قرار نگرفته‏اند. و در مجموع 70.6 درصد پاسخگویان از روزی چندین بار تا ماهی یک بار مورد این مزاحمت‏ها قرار گرفته‏اند.

 

 

جدول 4- توزیع پاسخگویان بر اساس میزان مزاحمت خیابانی در یک سال گذشته

ردیف

میزان تجربه مزاحمت خیابانی

تعداد

درصد

درصد تجمعی

1

2

3

روزی چندین بار

28

9.2

9.2

2

 

روزی یک بار

15

4.9

14.1

3

دوسه روز یک بار

39

12.7

26.8

4

هفته ای یک بار

43

14.1

40.8

5

دو سه هفته یک بار

51

16.7

57.5

6

ماهی یک بار

40

13.1

70.6

7

دو سه ماه یک بار

50

16.3

86.9

8

شش ماه یک بار

32

10.5

97.4

9

هیچ وقت

8

2.6

100.0

10

جمع کل

306

100.0

---

 

 

توصیف متغیرهای پیش‏بین

جهت فهم دقیق‏تر داده‏های مربوط به پذیرش ارزش‏های مردسالاری، پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی و یادگیری اجتماعی با ترکیب گویه‏های چهارده گانه، پانزده گانه و سه گانه، جدول 5 در سه مقوله کم، متوسط و زیاد تنظیم شده است.

 

 

جدول 5- توزیع پاسخگویان به لحاظ پذیرش ارزش‏های مردسالاری، کلیشه‏های نقش جنسیتی و یادگیری اجتماعی

پذیرش ارزش‏های مردسالاری

فراوانی

درصد

درصدتجمعی

کم

متوسط

زیاد

جمع کل

124

165

26

315

39.4

52.4

8.3

100.0

39.4

91.7

100.0

میانگین (دامنه)

(63-14) 33.93

پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی

فراوانی

درصد

درصدتجمعی

کم

متوسط

زیاد

جمع کل

149

147

19

315

47.3

46.7

6.0

100.0

47.3

94.0

100.0

میانگین (دامنه)

(67-15) 33.68

یادگیری اجتماعی

فراوانی

درصد

درصدتجمعی

کم

متوسط

زیاد

جمع کل

73

220

50

343

21.3

64.1

14.6

100.0

21.3

85.4

100.0

میانگین (دامنه)

(25-7) 15.99

 

همان گونه که داده‏های جدول مذکور نشان می‏دهد، درصد اندکی از دختران مورد بررسی کلیشه‏های نقش جنسیتی (6 درصد) و ارزش‏های پدرسالاری (8.3 درصد) را در حد زیاد پذیرفته بوده‏اند. همچنین، 16.4 درصد از دختران، رفتارهای منفعلانه در مقابله با مزاحمت‏های خیابانی را در حد زیادی از اعضای خانواده و دوستان خود آموخته‏اند. نکته قابل توجه، پذیرش اندک کلیشه‏های نقش جنسیتی (47.3) و ارزش‏های مردسالاری (39.3) در بین دختران بررسی شده است.

 

آزمون همبستگی پیرسون میان متغیرهای پیش بین و ملاک

 

 

جدول 6- آزمون همبستگی متغیرهای پیش‏بین با متغیر میزان مورد مزاحمت‏های خیابانی قرارگرفتن

متغیرهای پیش بین

میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن

ضریب همبستگی پیرسون

سطح معنی‏داری (sig)

تعداد1

یادگیری اجتماعی

0.19-

0.373

295

پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی

**0.173-

0.002

270

پذیرش ارزش‏های مردسالاری

**0.167-

0.003

270

1 تفاوت در تعداد پاسخگویان به علت داده‏های پاسخ نداده‏ای است که به علت حساسیت موضوع و طفره رفتن پاسخگویان از برخی از سؤالات ایجاد شده است.

** همبستگی در سطح 0.001 معنی‏دار است.

 

 

 این جدول نشان‏دهنده این است که متغیر پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی و پس از آن متغیر پذیرش ارزش‏های مردسالاری با متغیر میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن به ترتیب با ضریب همبستگی 0.173 و 0.167 در سطح اطمینان 99 درصد همبستگی دارند که این همبستگی منفی و معنادار است. (هر چند این همبستگی ضعیف است، اما بالا بودن حجم نمونه می تواند به ما قابلیت تعمیم دهد). بنابراین هرچه پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی و ارزش‏های مردسالاری افزایش یابد، میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن کاهش می‏یابد. پس زنان و دخترانی که کلیشه‏های نقش جنسیتی و ارزش های مردسالاری بیشتری را پذیرفته‏اند، کمتر مورد مزاحمت خیابانی قرار می‏گیرند.

 

تحلیل رگرسیون

 

 

جدول 7- خلاصه مدل رگرسیون چند متغیره میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن

مقدار R

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

مقدار F

سطح معنی‏داری

0.247

0.061

0.049

5.01

0.002

 

جدول 8- ضرایب تأثیر مدل تبیین کننده میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن

 

متغیرهای پیش بین

ضریب تأثیر غیر استاندارد

 (B)

ضریب تاثیر استاندارد (Beta)

مقدار آزمون تی

(T-value)

سطح معنی‏داری (sig)

همبستگی

آمار هم خطی

مرتبه صفر

تفکیکی

نیمه تفکیکی

تورم واریانس

ضریب حداقل تحمل

ثابت (constant)

4.812

 

6.051

0.000

         

پذیرش ارزش‏های مرد سالاری

4.812

0.022-

0.217-

0.828

0.179-

0.014-

0.14-

0.400

2.498

پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی

0.005-

0.215-

2.130-

0.034

0.219-

0.138-

0.136-

0.397

2.516

یادگیری اجتماعی

0.052-

0.114

1.777

0.077

0.087

0.116

0.113

0.986

1.014

 

 

همان‏طور که داده‏های جدول 7 نشان می‏دهد ضریب همبستگی چندگانه (R)، معادل 0.247 است. این مسأله به ما نشان می‏دهد که متغیرهای سه گانه پذیرش ارزش‏های مردسالاری، پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی، و یادگیری اجتماعی به طور همزمان معادل 0.247 با متغیر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن ارتباط و همبستگی داشته است. همچنین، ضریب تعیین معادل 0.061 محاسبه شده است که حاکی از آن است که 1/6 درصد از متغیر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن در نمونه مورد بررسی، از طریق سه متغیر پیش‏بین مذکور، قابل توضیح است. رقم ضریب تعیین تعدیل شده معادل 0.049 است که نشان می‏دهد سه متغیر مذکور9/4 درصد از میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن در جامعه آماری را تبیین می‏کنند. و 1/95درصد باقیمانده، مربوط به عوامل دیگری است که در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفته‏اند. همچنین نسبت F مشاهده شده برای آزمون معناداری ضریب تعیین، معادل 5.01 محاسبه گردید که در سطح 99 درصد معنی‏دار است (002/0=Sig).

همچنین برای فهم دقیق‏تر شدت و برای تأثیرات متغیرهای پیش‏بین بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن از داده‏های جدول 8 استفاده شده است. این جدول برای تشخیص این‏که کدام متغیر پیش‏بین قدرت بیشتری در تبیین و پیش‏بینی متغیر ملاک میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن دارد، ترسیم شده است. یافته‏های این جدول نشان می‏دهد که از بین سه متغیر وارد شده در مدل رگرسیونی، اثر متغیر پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی (034/0=sig) به لحاظ آماری معنادار است. و متغیرهای پذیرش ارزش‏های مرد سالاری (828/0=sig) و یادگیری اجتماعی (077/0=sig)، تأثیر معناداری بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن نداشته‏اند.

ضریب تأثیر استاندارد (Beta)، گویای جهت و به ویژه شدت تأثیر هر یک از متغیرهای پیش‏بین بر میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن است. بر این اساس، متغیر پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی (0.215-=Beta)، قوی‏ترین پیش‏بینی‏کننده میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن، است؛ یعنی افزایش این متغیر موجب افزایش کاهش میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن می‏شود. به عبارت دیگر، هر چه پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی بالاتراست، میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن نیز کمتر می‏شود.

همچنین معادله خط رگرسیونی به شرح زیر است:

(پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی) 0.215- 4.812= میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن یعنی وقتی پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی صفر است، میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن 4.812 است. همچنین به ازای هر واحد افزایش در انحراف معیار در پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی، میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن 0.21 کاهش می‏یابد.

شکل زیر، نمودار تحلیل مسیر مدل تحلیلی تحقیق را نشان می‏دهد.

 

 

 

نمودار 3- مدل تحلیلی نهایی تحقیق

 

همان‏طور که نمودار فوق نشان می‏دهد، متغیرهای پذیرش ارزش‏های مردسالارانه تأثیر معناداری بر متغیر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن، نداشته است. این در حالی است که متغیر پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی (به مقدار 215/0- اثر کاهنده)، و میزان یادگیری رفتارهای منفعلانه (به مقدار 114/0 اثر افزاینده) بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن داشته‏اند.

 

بحث و نتیجه

نتایج حاصل از بررسی میزان مزاحمت‏های خیابانی نسبت به زنان، نشان می‏دهد که 97.4 درصد از پاسخگویان در شش ماه گذشته، حداقل یک بار مزاحمت خیابانی را تجربه کرده‏اند. این مسأله (میزان بالای مزاحمت‏های خیابانی نسبت به زنان) در تحقیقات پیشین داخلی و خارجی نیز مورد تأیید قرار گرفته است. مطابق نتایج تحقیق لنتون و همکاران (1999) مزاحمت‏ها برای 88.7 درصد از زنان نمونه بیش از 2 بار اتفاق افتاده است. همچنین بر اساس نتایج تحقیق ناهار و همکاران (2013) بیش از 92 درصد دختران بنگلادشی مورد مزاحمت قرار گرفته‏اند. همچنین لهسایی‏زاده و یوسفی (2012) در تحقیق خود در شهر شیراز و قاضی‏نژاد و شاکری (1391) در تحقیق خود در شهر تهران، نیز بر میزان بالای این مزاحمت‏ها تأکید دارند.

مزاحمت‏های غیر فیزیکی مثل متلک پراکنی، بوق زدن و چراغ دادن با وسایل نقلیه، چشم‏چرانی کردن، چشمک زدن، سوت زدن و آواز خواندن، با ماشین ویراژ دادن و سد معبر شدن و ... بیشترین میزان را در رابطه با مزاحمت‏ها به خود اختصاص داده است. نتایج تحقیقات پیشین داخلی و خارجی نیز بر شیوع چنین انواعی از مزاحمت‏ها، تأکید دارند. در میان تحقیقات داخلی این یافته مطابق با تحقیق حیدری چروده (1385) است که مزاحمت از طریق وسایل نقلیه، زل زدن و خیره شدن و متلک‏پرانی را شایع‏تر می‏داند. همچنین نگاه هرزه (مطابق با تحقیق اباذری و همکاران، 1387)؛ مزاحمت‏های بصری و کلامی (ایمان و همکاران، 1390)؛ متلک‏های رکیک و حرف‏های زشت (مطابق با تحقیق سحابی و همکاران، 1388؛ حسینی الست، 1385؛ علیخواه و ربیعی، 1385) مورد تأیید قرار گرفته‏اند. این یافته کم و بیش مطابق با برخی تحقیقات خارجی نیز است.

فاریچایلد (2010) در تحقیق خود، مزاحمت‏هایی چون درآوردن صدای جیغ، سوت‏زدن یا خیره نگاه کردن را بیشتر ارزیابی کرده است. لنتون و همکاران (1999) از سر تا پا را برانداز کردن بیش از لمس یا تلاش برای لمس جنسی و خود را به سمت زنان ولو کردن شایع است و لیونگستون و همکاران (2013) مزاحمت‏های کلامی را بیش از لمس فیزیکی و دستمالی کردن بدن، در تحقیقات خویش ارزیابی کرده‏اند.

در تحقیق حاضر نیز بعد مزاحمت‏های فیزیکی و بعد پیشنهاد و تهدیدات جنسی شیوع کمتری داشته‏اند. این بعد از مزاحمت‏ها پیش از این در تحقیقات داخلی نیز گزارش شده است: دشنام‏های جنسی و به طور ناگهانی و به زور قاپیدن و لمس کردن زنان در تحقیق لهسایی‏زاده و یوسفی‏نژاد (2012) ایذا و آزار جنسی در تحقیق صادقی فسایی (1385)؛ تنه خوردن، لمس شدن بدن، در تحقیق علیخواه و ربیعی (1385).

فرضیه اول دلالت بر این دارد که با افزایش میزان پذیرش ارزش‏های پدرسالارانه توسط دختران، احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن آنان نیز افزایش می‏یابد. و فرضیه دوم مدعی است که با افزایش میزان پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی توسط دختران، احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن آنان نیز افزایش می‏یابد. فرضیه سوم ادعا دارد که یادگیری اجتماعی احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن دختران را افزایش می‏دهد.

با وجود این‏که ضریب همبستگی ارتباط معنادار میان متغیر پذیرش ارزش‏های مردسالاری و مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن، را نشان می‏دهد اما تحلیل رگرسیونی بر این مسأله دلالت ندارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می‏دهد که بر خلاف فرضیه حاضر، هرچه پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی افزایش یابد، میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن کاهش می‏یابد. پس زنان و دخترانی که کلیشه‏های نقش جنسیتی بیشتری را پذیرفته‏اند، کمتر مورد مزاحمت خیابانی قرار می‏گیرند. نتیجه تحقیق حاضر، با نتیجه تحقیق (لهسایی‏زاده و یوسفی‏نژاد، 1389)، مبنی بر این که کسانی که مفروضات نقش‏های جنسیتی خود را نمی‏پذیرند، بیشتر مورد مزاحمت قرار می‏گیرند، همخوانی دارد. بر اساس یافته‏های پژوهش مذکور، تخطی از مفروضات نقش‏های جنسیتی توسط زنان، به وسیله ایجاد مزاحمت از جانب مردان، مورد تنبیه قرار می‏گیرد. چنین به نظر می‏رسد که در فرهنگ‏های مردسالار که راهبرد حفظ فاصله میان دو جنس و تحکیم برتری مردان بر زنان، دنبال شده و مرزبندی دقیقی بین نقش‏های مردان و زنان به صورت «کلیشه‏های جنسیتی سنتی» در فرهنگ عمومی وجود دارد، زنان و دختران برای جلوگیری از توبیخ، طرد و انزوای اجتماعی و نیز به منظور اجتناب از دریافت تنبیهات احتمالی، خود را مجبور می‏بینند تا رفتارها و به ویژه کنش‏های اجتماعی‏شان را مطابق چنین کلیشه‌هایی شکل داده و تنظیم نمایند. چنین هنجارهای نیرومندی، از زنان انتظار دارد تا از انجام دادن برخی رفتارهایی که به زعم فرهنگ مسلط جامعه، در فضاهای عمومی «تحریک کننده» هستند، پرهیز نمایند؛‌از قبیل: با صدای بلند صحبت نکردن و نخندیدن، نپوشیدن برخی لباس‏ها، پرهیز از هرگونه تماس چشمی ولو ناخود آگاه با افراد غریبه و ... . بدیهی است که عدم رعایت چنین هنجارهایی که خود را به شکل کلیشه‏های جنسیتی نیرومند اما تبعیض‏آمیز بر افراد مؤنث جامعه تحمیل می‏نمایند، می‏تواند احتمال بروز هرگونه مزاحمت خیابانی توسط مردان را افزایش دهد. واکنش‏هایی که ساختار اجتماعی و فرهنگی اجازه داده است تا به عنوان یک سازوکار تنبیهی منبعث از وجدان جمعی و به صورت آگاهانه، یا فرایند ذهنی پنهان شده در ضمیر ناخودآگاه جمعی و فردی، از سوی مردان برای همنوا نمودن زنان با هنجارهای اجتماعی، به کار گرفته شوند.

همچنین فرضیه سوم مبنی بر تأثیر یادگیری اجتماعی بر احتمال مورد مزاحمت خیابانی قرارگرفتن دختران، مورد تأیید واقع نشد. این فرض بدین خاطر طرح گردید که زنان و دخترانی که از طریق دوستان و خانواده، برخوردهای فعالانه و یا منفعلانه با مزاحمان را فراگرفته‏اند به احتمال زیاد قادر خواهند بود تا نمودهای عینی از چنین یادگیری‏ای را در رفتار اشکار خود به نمایش بگذارند و از این طریق به مزاحمان پیام دهند که آماده برخورد با مزاحمان هستند (و لذا کمتر مورد مزاحمت قرار گیرند) و یا از مزاحمان ترس واهمه دارند و قادر به انجام واکنش فعالانه نیستند (و لذا مزاحمان را به ارتکاب مزاحمت، ترغیب و تشجیع نمایند). با این حال، چنین فرضیه‏ای  تأیید نشد. می توان به عنوان یک احتمال اولیه چنین گفت که در رفتار آشکار زنان و دخترانی که مورد مزاحمت قرار می‌گیرند، نشانه‏هایی از ترس از رویارویی با مزاحمان و یا شجاعت برخورد با مزاحمان قابل شناسایی نبوده است؛ چرا که این مزاحمت‌ها، عمدتا توسط افرادی صورت می‌گیرد که برای هم غریبه هستند. همچنین، ممکن است مردان مزاحم،‌ فارغ از شناختی که از رفتار منفعلانه یا فعالانه قربانیان خویش به دست می‏آورند، تحت تأثیر سایر عوامل فردی و اجتماعی، مرتکب مزاحمت گردند. بدیهی است که در چنین صورتی، رفتارهای منفعلانه آموخته شده از خانواده و دوستان در مواجهه با مزاحمان توسط دختران، نمی‌تواند تأثیری بر افزایش میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن آنان داشته است. چنین به نظر می‏رسد که به کارگیری دیدگاه یادگیری اجتماعی، در تبیین چرایی ارتکاب مزاحمت‏های خیابانی (به ویژه توسط پسران و مردان)، کارآیی بیشتری داشته است.

در جمع‏بندی نهایی باید افزود که این تحقیق در صدد تحلیل اجتماعی عوامل مؤثر بر مزاحمت‏های خیابانی نسبت به زنان در میان دانشجویان دختر دانشگاه مازندران است. لذا از سه نظریه فمنیستی، جامعه‏پذیری جنسیتی و یادگیری اجتماعی، جهت دستیابی به عوامل مؤثر بر میزان مورد مزاحمت خیابانی قرار گرفتن، بهره گرفته است. تحقیقات داخلی معدودی در ارتباط با مزاحمت‏های خیابانی در داخل کشور صورت گرفته است. هیچ یک از تحقیقات صورت گرفته در این زمینه از نظریه فمنیستی و نظریه یادگیری اجتماعی استفاده نکرده‏اند، که در این تحقیق به بررسی تأثیر متغیرهای این نظریات نیز پرداخته شد.

نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای پذیرش ارزش‏های مردسالارانه و یادگیری اجتماعی هیچکدام تأثیری بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن، نداشته‏اند و متغیر پذیرش کلیشه‏های نقش جنسیتی بر میزان مورد مزاحمت قرار گرفتن تأثیر منفی داشته است.



[1] Carol Brook Gardner

[2] Bularzik

[3] Livingeston

[4] nonverbal

[5]Hunter

[6] Parish, William L; Das, Aniruddha; Laumann

[7] Lenton

آبوت، پ. و والاس، ک. (1381). جامعه‏شناسی زنان، ترجمه: منیژه نجم عراقی، تهران: نشر نی.

اباذری، ی.؛ صادقی‌فسایی، س. و حمیدی، ن. (1387). «احساس ناامنی در تجربه زنانه از زندگی روزمره»، پژوهش زنان، دوره 6، ص 75-103.

اسماعیلی، و. (1391). بررسی اثرات ساختارهای اجتماعی و فرآیندهای یادگیری بر نگرش به قتل‏های ناموسی (مطالعه موردی شهر مریوان)، پایان‏نامه دوره کارشناسی ارشد علوم اجتماعی، دانشگاه مازندران.

اسماعیلی‌نسب، م. (1386). «آزارهای زنان در محیط کار، نگاه‌هایی که قامت خم می‌کنند»، سپیده دانایی، سال اول، ص 51-44.

اعزازی، ش. (1383). «ساختار جامعه و خشونت علیه زنان»، رفاه اجتماعی، سال چهارم، ش14، ص 59-96.

ایمان، م.؛ یوسفی، ا. و حسین‏زاده، م. (1390). «زنان، مزاحمت و واکنش: بررسی تجربه دختران دانشجو درباره مزاحمت‏های خیابانی و واکنش به آن»، مجله جامعه‏شناسی ایران، دوره دوازدهم، ش 2، ص 63-93.

پورسعید، م. (1388). «طرح الگوی توسعه منابع انسانی کارآفرین بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی»، فصلنامه پژوهش‏های مدیریت منابع انسانی دانشگاه جامع امام حسین(ع)، سال اول، ش 3، ص 81-100.

ثمودی پیله‏ور، ف. (1392). بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی خشونت نمادین پسران علیه دختران با تکیه بر مزاحمت‌های خیابانی، پایان‏نامه کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

جوکار، ف.؛ طاهری، ز. و پورنجف، ح. (1390). «بررسی نگرش دانش‏آموزان دختر و پسر نسبت به نقش جنسیتی خود و جنس مخالف»، پژوهش پرستاری، دوره 6، ش23، ص 6-14.

حسینی‌الست، ع. (1385). هویت گمشده زن ایرانی در گذر از سنت به مدرنیته، قم: اندیشه ماندگار

حیدری چروده، م. (1389). «تحلیل جامعه‏شناختی تأثیر رفتار قربانیان خشونت و ارتباط آن با رفتار خشونت‏آمیز علیه آنان»، مجله بررسی مسائل اجتماعی ایران، سال اول، ش2، ص 55-79.

دهقانی، م. (1388). «اخلاق دین بنیاد از نگاه روان‏شناسی دین»، معارف، ش 69، ص 62-71.

رجب لاریجانی، م. (1389). مطالعه جامعه شناختی آزار جنسی زنان در محیط کار، پایان‏نامه کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

رفیعی، ف. (1382). «کاربرد دو نظریه آموزشی در کلاس درس: نظریه ساخت‏گرا، نظریه یادگیری اجتماعی»، فصلنامه پرستاری ایران، سال پانزدهم و شانزدهم، ش33 و 32، ص 50-56.

ریاحی، م. (1386). «عوامل اجتماعی مؤثر بر نگرش‏های جنسیتی جوانان استان مازندران»، رفاه اجتماعی، سال ششم، ص 169-191.

سروش، م. و بحرانی، ش. (1392).«رابطه دینداری، نگرش به نقش جنسیتی و نگرش به فرزند، با تعداد واقعی و ایده آل فرزند»، زن در توسعه و سیاست، دوره 11، ش 2، ص 189-208.

شادی‏طلب، ژ. و خانجانی‏نژاد، ل. (1391). «نگرش روستاییان به توانایی‏های زنان در مدیریت اجرایی روستا (مطالعه موردی روستاهای پلتکه و بالاپاپکیاده شهرستان لنگرود)»، پژوهش‏های روستایی، سال سوم، ش 4، ص 129-154.

شفیلد، ک. (1380). تروریسم جنسی؛ مهار اجتماعی زنان، ترجمه: فرخ قره‏داغی، مجموعه مقالات، گردآورنده: نوشین احمد خراسانی، تهران: نشر توسعه، جلد 10، ص 63-75.

صادقی‏فسایی، س. (1385). «ارائه یک الگوی مفهومی برای مسائل و انحرافات اجتماعی و راه حل‏های کاهش آن در عسلویه»، مجله جامعه‏شناسی ایران، دوره هفتم، ش 2، ص 119-146.

صادقی‏فسایی، س. و لاریجانی، م. (1391). «آزار جنسی در محیط کار، تهدیدی بر امنیت اجتماعی»، مطالعات اجتماعی ایران، دوره هفتم، ش 2، ص 87-111.

غیاثی، پ. و کریمی، ح. ( 1388). «بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی با نگرش مردان به مشارکت در تنظیم خانواده»، زن و مطالعات خانواده، سال اول، ش 4، ص 115-158.

علی‏اصغر پور، ع.؛ زهرئی، س.؛ یزدانی، ح. و فرجی، ب. (1386). «بررسی چالش‏های مربوط به مدیریت زنان (تحقیقی پیرامون یک سازمان دولتی)»، مطالعات زنان، ش 3، ص92-120.

علیخواه، ف. و نجیبی ربیعی، م. (1385). «زنان و ترس از جرم در فضاهای شهری»، رفاه اجتماعی، سال ششم، ش 22، ص 109-131.

قاسمی، و. و امیری اسفرجانی، ز.ا (1390). «تبیین جامعه‏شناختی تأثیر دینداری بر سرمایه اجتماعی درون گروهی (مطالعه موردی شهر اصفهان)»، جامعه‏شناسی کاربردی، ش2، ص 21-46.

قاضی‏نژاد، م. و شاکری، ف. (1391). «بررسی و تحلیل جامعه‏شناختی ترس از جرم و رفتارهای غیر مدنی در میان زنان شهر تهران (با تأکید بر هویت جنسی و هویت مدنی)»، مسائل اجتماعی ایران، سال سوم، ش 2، ص 181-202.

کاوه، م. (1391). آسیب‏شناسی بیماری‏های اجتماعی، تهران: انتشارات جامعه‏شناسان، ج 2.

کریمی، ی. (1386). روان‏شناسی اجتماعی، تهران: دانشگاه پیام نور.

گرت، ا. (1382). جامعه‏شناسی جنسیت، ترجمه: کتایون بقایی، تهران: نشر دیگر.

لطفی، ص.؛ موسوی، م. و منوچهری میاندوآب، ا. (1393). «بررسی و تحلیل حضور زنان در فضاهای عمومی (مطالعه موردی: شهر میاندوآب)»، سومین همایش ملی آسیب‏های اجتماعی زنان و خانواده،  ص2-25.

لهسایی‏زاده، ع. و یوسفی‏نژاد، ا. (1389). «رابطه بین پذیرش هنجارهای جنسیتی و تجربه مزاحمت‏های خیابانی: مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه شیراز»، جامعه‏شناسی، ش5، دوره دوم، ص 133-147.

ماتلین، م. (1390). روان‏شناسی زنان، ترجمه: شهناز محمدی، تهران: روان

محمدی، ف. و میرزایی، ر. (1391). «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر خشونت علیه زنان (مطالعه شهرستان روانسر»، مطالعات اجتماعی ایران، سال ششم، ش 1، ص 101-129.

مهدنژاد، ح.؛ پرهیز، ف. و خزاعی، ن. (1393). «تحلیل فضایی جرایم مزاحمت خیابانی علیه زنان در شهر زنجان»، سومین همایش ملی آسیب‌های اجتماعی زنان و خانواده، ص 356-378.

Bertram, C. (2012) “Girls Resisting Gender Violence on the Streets and in Schools”, Sex Roles, 66:296–298.

Berges, A. (2006) “Intersections of Race, Gender, and Crime, Future Direction for Feminist Criminology”,  Feminist Criminology, 1(1):27-47.

Ethine, G. Krug, L. Dahlberg, J. Mercy, A. Zwi, and Rafael, L. (2002) World Report on Violence and Health, Geneva, World health Organization.

Fairchild, K. & Rudman, A. (2008) “Everyday Harassment and Womens Objectification”, Soc Just Res, 21:338:357.

Fairchild, K. (2010) “Context Effects on Women’s Perceptions of Stranger Harassment”, Sexuality & Culture, 14:191–216.

Fileborn, B. (2013) “Conceptual Understandings and Prevalence of Sexual Harassment and Street Harassment”, Australian Instiute of Family Studies, 6: 1-12.

Fitzgerald,  F. Shullman, S. Richalds, M. Swecker J. Gold, Y. Ormerod, M. Weizman, L. (1988) "The Incidence and Dimensions of Sexual Harassment in Academia and the Workplace", Vocational Behaviour, 32: 152-175.

Hunter Maggie (2012) “Street Harassment in Istanbul” http://www.Ihollabac k.org2013/10/29.

Kissling, E. (1991) “Street Harassment: The Language of Sexual Terrorism”, Discourse& Society, 2(4): 451-460.

Lenton, R. Michael, D. Fox, J. Morra, N. (1999) “Sexual Harassment In Public Places: Experiences of Canadian Women”, Crsa/Rcsa, 36(4): 517-540.

Lahsaeizadeh, A. Yousefinejad, E. (2012) "Social Aspects of  Women’s Experiences of Sexual Harassment in Public Place in Iran", Sexuality & Culture, 16: 3-17.

Livingston, B. KC Wagner, S. Diaz, T. & Angela, Lu (2013, “The Experience of Being Targets of Street Harassment in NYC: Preliminary Findings From Qualitative Study of a Sample of 223 Voice Who Hollaback!” The worker institute at Cornell Equality at Work: p1-6.

Nahar Papreen, v. Reeuwijk, M. & Reis, R. (2013) “Contextualizing Sexual Harassment of Adolescent Girls in Bangladesh”, Reproductive Health Matters, 21(41):78-86.

Parish, W. Das, A. Laumann, E. (2006) "Sexual Harassment in Urban China", Arch Sex Behavior, 35: 411-425.

Sever, A. (1999) “Sexual Harassment: Where We Were, Where We Are and Prospects for the New Millennium Introduction to the Special Issue”, CRSA/RCSA, 36(4): 469-497.