تحلیل فضایی جرایم سرقت در سطح شهر قروه

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه خوارزمی، ایران

2 کارشناس ارشد جغرافیاو برنامه‌ریزی شهری دانشگاه خوارزمی، ایران

3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه خوارزمی، ایران

چکیده

مسأله‌ای که امروزه متولیان امر امنیت با آن مواجه هستند، افزایش جرایم سرقت است. یکی از ارکان مهم مدیریت بهینه شهرها، تحلیل فضایی جرایم شهری در سطح مناطق است. لذا هدف این پژوهش دستیابی به چگونگی پراکندگی جراِیم و بررسی رابطه بین متغیرهای محیطی با متغیر نوع جرم، متغیر زمانی و نوع جرم (تحلیل زمانی و مکانی ارتکاب به سرقت) و شناسایی مناطق جرم‌خیز در شهر قروه است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. محدوده مورد پژوهش شهر قروه در استان کردستان است. داده‌های مورد استفاده در پژوهش شامل آمار 2 ساله (1389 -1390) جرایم سرقت است که از فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان قروه دریافت شده است. داده‌ها و اطلاعات از روش اسنادی-کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است و برای تجزیه ‌و تحلیل آن‌ها از روش‌های آماری از قبیل ضریب همبستگی در نرم‌افزار SPSS (برای به دست آوردن رابطه میزان جرم و زمان و مکان در شهر قروه) و سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS (برای نشان دادن توزیع و پراکندگی جرایم در سطح شهر) استفاده‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که بیشترین نوع جرم از میان جرایم سرقت صورت گرفته مربوط به جرم سرقت موتورسیکلت به میزان 48/29 درصد از کل جرایم بوده است. بیشترین تعداد جرایم سرقت نیز در محدوده خیابان‌های اصلی شهر به وقوع پیوسته است و الگوی توزیع و پراکندگی جرایم نیز از زمان، مکان و فصول سال تبعیت می‌کند به این معنی که با روند تغییر ساعت در طول شبانه‌روز نوع جرم سرقت نیز تغییریافته به‌ طوری‌که در ساعات روشنایی روز (از ساعت 6 صبح تا 18 عصر) بیشترین جرایم مربوط به سرقت موتورسیکلت و در زمان تاریکی (از ساعت 18 عصر الی 6 بامداد) جرایم سرقت مربوط به منزل و ماشین بیشتر اتفاق افتاده است. همچنین بین موقع مکانی جرم با میزان وقوع آن رابطه معناداری وجود دارد به این صورت که در فضاهای مسکونی بیشترین جرم مربوط به سرقت منازل و در خیابان و میدان‌ها شلوغ شهری سرقت از نوع موتور است و نوع سرقت با فصل وقوع رابطه معناداری وجود دارد به‌طوری در سه فصل اول سال بیشترین سرقت مربوط به موتورسیکلت است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis on Spatial Distribution of Robbery Crimes in the Qorveh City

نویسندگان [English]

  • Ali shamai 1
  • Mohammad waysian 2
  • Azad asghri 3
  • Sara kamangar 3
1 Kharazmi University of tehran
2 Kharazmi University of tehran
3 Kharazmi University of tehran
چکیده [English]

Introduction
Population growth and rapid urbanization means that crime as a social problem, threaten the quality of life. After industrialization and population density as a common problem in urban areas, income offense. An increase in crime in cities creates insecurity, chaos and confusion of life of citizens, this has a broad spiritual and material costs upon society. Robbery constitutes a significant proportion of crime in cities. Crimes of Robbery associated with everyday activities in society. The identification of the causes of crime and try to eliminate or mitigate its effects is the most important prevention strategy. Scholars have found place, person and time are three main elements shaping societal ills. Differences in spatial and behavioral characteristics, along with time, causes the spatial distribution of crime in the city is not the same, in some areas due to its features and characteristics of the social, economic and cultural residents, the rate of crime is higher. In the regard of offenses, the offenses related to Robbery is the most important and most complex problems in the cities of Iran, which has psychological and social effects on individuals and society. Because Robbery is more abundant than any other crime in the Qorveh city. Identification and spatial analysis of Robbery crime provides an opportunity to the police to respond faster. In this research, we focused on the study of the spatial distribution of population on committing criminal acts and the effect of environmental factors on the geographical areas in Qorveh. The following secondary objectives of this study will be to achieve the main goal, which includes: 1) the determining of the effect of the location on Robbery; 2) the recognition of the role of time in the event of Robbery, 3) the role and impact of urban space in the incidence of Robbery.
 
Matherial & Methods
This study in the regard of goal is practical and in the regard of method is analytical-descriptive. The case of study is Qorveh in Kurdistan province. Data used in the study consisted of a 2-year statistics (2010 -2011) Robbery crime that have been received from the city's police chief. The data and information collected by documentary-library and analysis of statistical techniques such as correlation coefficient using SPSS (to obtain the relationship between the offense and the time and place in Qorveh) and Geographic Information Systems GIS (for the distribution and the distribution of crime in the city).
 
Discussion of Results & Conclusions
The results show that most of crimes related to motorcycle Robbery, which has been made 29/48 percent of total crimes. Because of villagers’ daily trips to the town center for shopping and economic activities, in the very busy hours, situation becomes very suitable for Robbery, which the motorcycle Robbery is the most. The highest number of robbery offenses and their distribution have occurred within the city's main streets, which shows the distribution pattern of Robbery crimes in the city-will follow the pattern of population density. In other areas and city streets have not seen much difference in the type of crimes. Nearly homogeneous scattered crimes show geographical areas are according to their characteristics that can influence the number and type of crimes. Crimes distribution and density patterns are following time, place and years’ seasons, which mean by changing trends of hours across the daily life, the kind of Robbery changed too. Also, there is meaningful correlation between crimes’ location and the repeated times’, and the kind of crime and its occurred season. This indicates that in each of the city's urban Spaces, due to their situations, occur a particular type of crime.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Spatial Analysis
  • Crime Hot spots
  • Robbery
  • Qorveh city

مقدمه و بیان مسأله

بررسی‌های به‌عمل‌آمده مشخص می‌سازد که مکان و زمان در میزان جرایم و ایجاد انگیزه برای گذار از اندیشه به عمل مجرمانه نقش دارد. تحلیل فضایی جرایم در شهرها به شناسایی الگوهای رفتار مجرمانه، کشف کانون‌های جرم‌خیز و درنهایت به تغییر این اوضاع خلق فضاهای مقاوم در برابر جرم و رفع ناهنجاری‌های شهری کمک می‌کند (احمدی و همکاران، 1392: 47). زندگی شهری با تنوع ارزش‌ها و پندارها، مردمان دیگر نقاط را به خود جذب و با تجمع آن‌ها اختلافات موجود تشدید شده است (تقوایی و همکاران، 1389: 2). رشد جمعیت و شهرنشینی سریع، موجب شده که جرم به‌عنوان یک معضل اجتماعی، کیفیت زندگی را مورد تهدید قرار دهد (Hedayati et al., 2011: 160). افزایش جرم در شهرها موجب ایجاد ناامنی، نابسامانی و آشفتگی زندگی شهروندان شده، این مسأله هزینه‌های مادی و معنوی گسترده‌ای بر دوش جامعه می‌گذارد (تقوایی، 1389: 106). در طول تاریخ نرخ جرایم و آسیب‌ها در نواحی شهری همواره بالا بوده است (علی‌اکبری، 1383: 49). سرقت، از جرایم مهم و پرشمار اجتماع‌های انسانی است که به‌طور تقریبی در کلیه جوامع دیده می‌شود و در طول زمان و بر اساس مکان‌ها و جوامع مختلف متفاوت بوده است (رضوانی و همکاران، 1390: 39). درواقع سرقت یکی از باسابقه‌ترین جرایم بشری است که در جامعه‌های مختلف به شیوه‌های گوناگون دیده می‌شود (رحیمی و ادریسی، 1389: 91). سرقت بخش قابل‌توجهی از جرایم در شهرها را تشکیل می‌دهد (Mon & et al., 2010:96). الگوی جرایم سرقت با فعالیت‌های روزمره اجتماعی افراد در ارتباط است (Dietrich, 2008: 185). در این میان شناسایی عوامل بروز جرم و سعی در از بین بردن یا کاهش اثرات آن، مهم‌ترین راهکار پیشگیری و ناهنجاری شناخته ‌شده است. اندیشمندان دریافته‌اند مکان، انسان و زمان سه عنصر اصلی شکل‌گیری ناهنجاری‌های اجتماعی‌اند. تفاوت در ساختار مکانی و خصوصیات رفتاری، در کنار عامل زمان، موجب می‌شود تا توزیع فضایی جرایم در سطح شهر یکسان نیست و در برخی مناطق به دلیل ویژگی‌های حاکم بر آن و خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ساکنان، ارتکاب جرم بیشتر است (تقوایی و همکاران، 1391: 2). امروزه پدیده سرقت به یک مشکل اقتصادی – اجتماعی در جوامع بدل گردیده است، به‌طوری‌که لطمات روحی ناشی از این پدیده حتی پس از کشف و دستگیری سارق نیز تا مدت‌ها شهروندان را آزار می‌دهد (سلامی و همکاران، 1391: 87). سرقت یکی از کردارهای ناموزون جمعی و پدیده‌ای است که امنیت مالی و جانی جامعه را بر هم می‌زند. رفع نیازهای فردی و جمعی به هر شیوه ممکن از تقویت طریق تجاوز به اموال غیر و همچنین انتخاب الگوی سرقت به‌عنوان شیوه‌ای برای خرده‌فرهنگ‌های بزهکاری، ظهور و شیوع سایر جرایم را در پی خواهد داشت (عطاشنه و امیری، 1389: 105). سرقت نه‌تنها باعث از بین رفتن اموال شخصی افراد می‌شود، بلکه امنیت جامعه را نیز متزلزل می‌سازد و از طریق دیگر انگیزه کار و تلاش و سرمایه‌گذاری را از بین می‌برد (قربانی حسینی، 1381: 262). در این ‌بین تحلیل فضایی جرایم در حوزه شهرها از گرایش‌های نوینی است که می‌کوشد تا جنبه از مسائل شهری بشر امروز را مورد مطالعه قرار دهد و با تکیه ‌بر ابزار و فناوری تحلیل جغرافیایی برای مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی[1] و پیشگیری از جرم راهبردها و راهکارهای مناسب ارائه دهد (قصری و همکاران،1390: 175). تحلیل فضایی به معنایی تعبیر و تفسیر مجموعه ساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست-محیطی است. عوامل شکل‌گیری فضا شامل محیط‌های طبیعی، انسانی، فرهنگی و پیوند میان این عوامل است. درواقع، تحلیل فضایی تفسیر پراکندگی فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در مکان‌های مختلف است که با شناسایی ویژگی‌های فضایی امکان سازمان‌دهی فضا را فراهم می‌کند (شماعی و همکاران، 1392: 118). تحلیل فضایی جرم دارای ابعاد جغرافیایی است که در مقیاس‌های جغرافیایی (ملی، منطقه‌ای، محلی) به‌طور نامتناسبی توزیع‌شده است (Zhang & Peterson, 2007:2). لذا وضعیت جرم سرقت در شهر قروه راستای اقدامات پیشگیرانه ضروری به نظر می‌رسد. آن‌چه مسلم است، یکی از جنبه‌های اصلی جرم، ارتباط با پدیده‌های فضای و محیطی است که هم‌اکنون در این خصوص بررسی‌های کمتری صورت گرفته است. از طرف دیگر توزیع جرایم سرقت در تمام مناطق شهر یکسان نیست و تحت تأثیر عوامل فیزیکی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در نقاط مختلف شهر شاهد تراکم ناموزون این پدیده هستیم. در این پژوهش کوشیده‌ایم تا مهم‌ترین کانون‌های وقوع جرایم مربوط به سرقت در شهر قروه را چگونه است را جواب دهیم. پژوهش حاضر نوعی تحلیل اکولوژیک به‌حساب می‌آید که در آن وابستگی و روابط مشترک بین انسان (مجرم یا فرد کج‌رو اجتماعی) و محیط (محدود شهر قروه) را مورد بررسی قرار می‌دهد. هدف اصلی پژوهش، مطالعه نحوه توزیع فضایی اعمال مجرمانه و تأثیر عوامل محیطی و جمعیتی بر ارتکاب آن‌ها در مناطق جغرافیایی شهر قروه است. اهداف فرعی زیر در این پژوهش مقدمه‌ای برای دستیابی به هدف اصلی است؛ که شامل: 1) شناخت تأثیر موقعیت مکانی در وقوع سرقت؛ 2) شناخت تأثیر نقش زمان در وقوع انواع سرقت؛ 3) نقش و تأثیر فضای شهری در وقوع انواع سرقت است.

درنهایت نتایج به‌دست‌آمده می‌تواند به نیروی انتظامی در شناخت نحوه توزیع فضایی جرایم ازنظر نوع جرم و زمان و محل وقوع آن با توجه به کاربری‌های شهری در مناطق مختلف شهر قروه کمک کند و با توجه به این مطالعات، بهترین تصمیم را برای مقابله با جرایم بگیرند. برای کشف ارتباط بین برخی از پدیده‌های محیطی با نوع و میزان جرم از آزمون خی‌دو و شیوه‌های تحلیل همبستگی استفاده‌شده است.

 

ضرورت تحقیق

شناسایی متغیرهای زمانی و مکانی مراکز جرم‌خیز بسیار مهم است زیرا منجر به آگاهی و الگودهی دقیق از جرایمی که در حال وقوع هستند را در هر مکان برای نشان داده به پلیس و برنامه‌ریزان برای پیشگیری نشان می‌دهد (Nelson et al., 2001:250). از میان جرایم، جرایم مربوط به سرقت از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین معضلات اکثر شهرهای کشور محسوب می‌شود؛ و تأثیرات روانی و اجتماعی را بر افراد و جامعه می‌گذارد. با توجه به این‌که پدیده سرقت نسبت به سایر جرایم در شهر قروه از فراوانی بیشتری برخوردار است. شناسایی و تحلیل فضایی محدوده‌های جرم‌خیز سرقت این فرصت را فراهم می‌آورد تا پلیس سریع‌تر بتواند واکنش نشان دهد. تحلیل‌های پژوهش نیز می‌تواند پلیس را در میزان کنترل و مراقبت خود از محدوده‌ها را افزایش و از تعداد جرایم در این مناطق بکاهد. همچنین ریشه‌یابی ارتکاب سرقت در منطقه می‌تواند از به هدر رفتن منابع، امکانات و ثروت‌ها جلوگیری کرد و آنان را در راستای اعتلا و پیشرفت جامعه خویش به‌کارگیری نماییم. تا بدین‌وسیله شاهد افزایش سطح امنیت اجتماعی و جامعه سالم باشیم. بررسی این موضوع با توجه به موارد مطرح‌شده در بالا به شرح زیر حائز اهمیت است:

1) بعد امنیتی: تراکم‌های زیاد جمعیت در شهرها خود زمینه‌ساز بسیاری از انحرافات و ناهنجاری‌های اجتماعی و تأثیرگذار بر الگوی اجتماعی مردم هست؛ 2) بعد اقتصادی: بودجه و بخش قابل‌توجهی از نیرو و زمان بسیاری را صرف کشف جرایم، دستگیری مجرمان، رسیدگی‌های قضایی و نگهداری و مجازات آن‌ها می‌نماید، که این مسأله هزینه‌های مادی و معنوی گسترده‌ای بر دوش جامعه می‌گذارد؛ 3) بعد اجتماعی: علاوه بر تحمیل هزینه‌های اقتصادی بر جامعه، سبب ایجاد حس ناامنی، دلهره، هراس و آشفتگی زندگی شهروندان می‌شود و بسیاری از بیماری‌های روحی و روانی که زمینه‌ساز نارسایی‌های اقتصادی و کاهش تولید جامعه هستند، ناشی از ناهنجاری اجتماعی هستند.

 

پیشینه

پس از صنعتی شدن و تراکم جمعیت جرایم به‌صورت یک مشکل رایج در جامعه شهری درآمد (Cozens, 2002: 129). درواقع از دهه 1960 به بعد، علاقه فزاینده‌ای نسبت به مطالعه نقش محیط در بزهکاری و در نقطه مقابل تأثیر شرایط محیطی در پیشگیری جرم شکل گرفت جین جاکوبز[2] ازجمله پیشرویان این ایده است وی در اثر معروف خود با عنوان «مرگ وزندگی شهرهای بزرگ آمریکا» که در سال 1961 انتشار یافت بحث مهم نوع طراحی شهرها و تأثیر آن در کاهش بزهکاری و همچنین مراقبت‌های طبیعی و معمولی مردم در پیشگیری از بزهکاری را مطرح نمود. در سال 1969 «جفری[3]» نخستین کسی بود که عبارت «پیشگیری از جرم و جنایت از طریق طراحی شهری» را به کاربرد. او به برنامه‌ریزی شهری و طراحی ساختارهای شهری و واحدهای همسایگی به‌منظور کنترل و پیشگیری از جرم و جنایت تأکید داشت. به نظر او مراقبت‌های طبیعی شهروندان از طریق طراحی ساختمان‌ها و فضای شهری عامل مهم کنترل جرایم شهری است (عباسی، 1387: 10). در سال 1973 در راستای اندیشه‌های پیشگیری جرم «اسکار نیومن[4]» دیدگاه فضای مقاوم در برابر جرم (فضای قابل دفاع) را مطرح کرد. مطالعه نیومن پاسخی به میزان بالای جرایم در شهرهای آمریکا است. به اعتقاد او فضاهای مقاوم در برابر جرم امکان مناسبی برای باز ساخت محیط مسکونی شهرها فراهم می‌آورد تا بدین‌وسیله محیط امن و سالمی در شهرها برای زندگی ایجاد گردد. وی عقیده داشت ایجاد تغییرات فیزیکی در محیط برای کاهش جرم اغلب موجب واکنش از طرف مجرمان می‌شود. بدین‌صورت که بزهکاران مجبور به تغییر در رفتار خود یا تغییر محل ارتکاب جرم می‌شوند (عباسی، 1387: 11). سابقه شناسایی و تحلیل محدوده‌های جرم‌خیز شهری[5] به‌عنوان رویکردی علمی به دهه 1980 میلادی بازمی‌گردد و ازجمله مفاهیمی است که طی 15 سال اخیر در بین تحلیل‌گران جرایم شهری اهمیت بسیار یافته است و امروزه به‌عنوان دستاوردی معتبر برای مقابله با انحرافات اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم مطرح‌شده است (قربانی حسینی، 1381: 262). بررسی‌های متکی به روش علمی و مبتنی بر اصول و روش‌های آماری در خصوص محیط جغرافیایی و ارتباط آن با جرم برای اولین بار در نیمه قرن نوزدهم به‌وسیله کتله[6] و گری[7] صورت گرفته است. کتله فیزیکدان و منجم بلژیکی به کمک اعداد و ارقام، همبستگی و ارتباط محیط جغرافیایی و جرم را نشان داد به اعتقاد وی جرایم ارتکابی در یک جامعه و نوسانات متناوب آن مانند یک تابع ریاضی وابسته به تغییرات اقتصادی و اجتماعی زمان و مکان هست (بیات رستمی، 1389: 22). تأثیر و اهمیت مطالعات و بررسی‌های «کتله» درزمینهٔ جغرافیای جرم به حدی است که در برخی منابع «کتله» را پدر آمار جنایی و ازجمله پایه‌گذاران مکتب جغرافیای جنایت معرفی نموده‌اند و گفته می‌شود تحقیقات او سبب شده است تا جرم به‌عنوان یک پدیده اجتماعی تابع دو متغیر زمان و مکان شناخته شود (کی‌نیا، 1373: 469). تنوع جرایم وابسته به زمان و مکان و شرایط جغرافیای مناطق است (Meagan, 2004:2).

مگان[8] در سال 2004 در پژوهشی با استفاده از مدل‌های شهری به بررسی جغرافیایی جرایم شهری در نواحی پورت لند، ارگان، توکسون و آریزونا پرداخت. او با استفاده از مدل‌سازی فضایی در چارچوب مدل رگرسیون به مطالعه جرم و جنایت در این نواحی پرداخت نتایج حاصله از این فرایند مدل نشان داد که ویژگی‌های کالبدی و محیطی و همچنین خصوصیات اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی ساکنان آن امکان فرصت بیشتری برای وقوع جرم ‌دارند. لذا تنوع جغرافیایی جرم و جنایت همراه با تغییرهای وابسته به مکان و زمان آن شرایط وقوع جرایم شهری را از حومه به مرکز شهر افزایش می‌دهد.

آکرمن[9] و موری[10] (2004) در پژوهشی به بررسی الگوهای فضایی جرم و جنایت در مناطق لیما و اوهایو پرداخته‌اند آن‌ها با استفاده از دو رویکرد نظری و کاربردی و ترکیبی از هر دو به تجزیه ‌و تحلیل بینش و چرایی جرم و جنایت در دو سطح کلان و خرد با استفاده از عوامل اجتماعی- اقتصادی، جمعیتی، کاربری زمین و ویژگی‌های زیست‌محیطی مرتبط با آن‌ها را مورد بررسی قرار داده‌اند. نتایج حاصله نشان می‌دهد که جرم و جنایت دارای ضریب تأثیرپذیری خیلی قوی در عملکرد عوامل اجتماعی و اقتصادی در شهرهای کوچک است که مانع بهبود شرایط اقتصادی می‌شود.

وبر[11] (2014) در پژوهشی به بررسی تأثیر برنامه گشت سواره پلیس در کاهش جرم و جنایت مناطق شهری پرداخته است. نتایج این پژوهش در یک هفته نشان از کاهش 14 درصدی جرایم دارد. همچنین افزایش گشت (شدت برنامه) با کاهش جرایم در جامعه ارتباط معنی‌داری دارد.

مباحث مربوط به جغرافیای بزهکاری و مطالعه رابطه جرم و مکان در کشور تنها طی چند سال اخیر مورد توجه پژوهشگران کشور قرارگرفته است و بررسی‌ها نشان از افزایش توجه به موضوع فوق در متون علمی کشور دارد که از مهم‌ترین پژوهش‌های انجام ‌شده در این زمینه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

زنگی‌آبادی و رحیمی نادر (1389) در تحقیقی با عنوان تحلیل فضایی جرم در شهر کرج (با استفاده از GIS) به ارزیابی شرایط مکانی شهر و حوزه‌های جرم در رفتار و فعالیت‌های غیرقانونی در سطح شهر کرج پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بین ارتکاب جرایم و ویژگی‌های محل وقوع جرم مثل تاریکی و خلوتی محیط ارتباط معناداری وجود دارد به علاوه تراکم جمعیت و افزایش تعداد مهاجرین به کرج به‌عنوان عامل مؤثر در بروز جرم عمل می‌کند.

کلانتری و همکارانش (1389) در تحقیقی با عنوان تحلیل فضایی الگوهای بزه سرقت در بخش مرکزی شهر زنجان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) به بررسی تأثیربخش مرکزی شهر زنجان در شکل‌گیری الگوهای بزهکاری در شهر زنجان و تبیین عوامل مؤثر در بروز بزهکاری در این منطقه پرداخته است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که کانون‌های جرم‌خیز در بخش مرکزی شهر زنجان به‌طور تصادفی توزیع‌شده است. از سوی دیگر بالا بودن میزان کاربری تجاری و کمبود یا نبود برخی کاربری‌های مورد نیاز شهروندان ازجمله فضای سبز که نظارت رسمی بر این محدوده‌ها را بسیار دشوار ساخته، در افزایش توزیع جغرافیایی نوع و میزان جرایم و شکل‌گیری الگوهای فضایی بزهکاری مؤثر بوده است.

بارانی و همکاران (1389) در تحقیقی با عنوان تحلیل الگوهای مکانی- زمانی بزهکاری در مناطق شهری باهدف تحلیل مکانی و زمانی ارتکاب جرایم در بخش مرکزی شهر تهران انجام‌گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین کانون‌های جرم‌خیز بخش مرکزی تهران در قسمت‌های مرکزی و شمال شرقی آن بخش قرار دارد.

نصیری و همکاران (1393) در پژوهشی به تحلیل فضایی جرم و مکان‌های جرم‌خیز بزه سرقت در شهر قزوین پرداخته‌اند. این پژوهش باهدف تحلیل فضایی-زمانی جرایم مرتبط با سرقت طی دوره زمانی 1388 تا 1391 انجام پذیرفته، نتایج پژوهش بیانگر آن است که درزمینه جرایم امنیتی؛ کلانتری 17 با بیشتری، در زمینه جرایم اقتصادی؛ کلانتری 11 با بیشترین و درنهایت درزمینه اجتماعی، بیشترین مورد جرم در کلانتری 11 قرار دارد.

ویسیان و همکاران (1393) در پژوهشی به تحلیل پراکندگی جغرافیایی جرایم در شهرستان‌های استان ایلام پرداخته‌اند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شهرستان ایلام رتبه نخست را به خود اختصاص داده و به‌عنوان کانون اصلی جرایم صورت گرفته این استان هست. همچنین به‌منظور بررسی ارتباط بین فراوانی جرایم و متغیر زمینه‌ساز تراکم جمعیت از GIS استفاده گردیده که نشان می‌دهد بیشترین تراکم جرم در جمعیت، شهرستان ملک شاهی، شهرستان‌های ایوان و دهلران به ترتیب به چشم می‌خورند. کمترین نسبت جرم به جمعیت نیز در شهرستان‌های ایلام و آبدانان دیده می‌شود که نشان‌دهنده رابطه مستقیم و مثبت بین نسبت جرایم و تراکم جمعیت وجود دارد.

 

مبانی نظری

مکتب جغرافیایی جرم توسط اندیشه‌های کتله بلژیکی و گری فرانسوی به‌صورت مدون مطرح شد. کتله در کتاب مشهورش به نام فیزیک اجتماعی آمار مربوط به بزهکاری در فرانسه رابین سال‌های 1825 و 1836 مورد مطالعه قرار داد. او به کمک اعداد ارقام همبستگی و ارتباط محیط جغرافیایی و جرم را نشان داد به اعتقاد وی جرایم ارتکابی در یک جامعه و نوسانات متناوب آن مانند یک تابع ریاضی وابسته به تغییرات شرایط اقتصادی و اجتماعی زمان و مکان است. تحقیقات کتله مورد توجه بسیاری از اندیشمندان کشورهای مختلف جهان ازجمله ایتالیا، فرانسه و آلمان قرار گرفت و همین امر موجب بروز جنب‌وجوش‌های علمی جدید و ازجمله ایجاد رشته جدیدی در زمینه آمار جنایی به نام کتلیسم شد. تحقیقات کتله باعث شده است تا جرم به‌عنوان یک پدیده اجتماعی تابع دو متغیر زمان و مکان شناخته شود (احمدی و همکاران، 1392: 48). جرم[12] سازه‌ای اجتماعی است که بر نقض ارزش‌های مشترک جامعه توسط یک فرد یا گروه دلالت دارد. افزایش نرخ جرم و تنوع آن در جوامع شهری نه‌تنها با اصول نظم اجتماعی تعارض دارد بلکه به همراه خود، هدر رفتن منابع اقتصادی، سرخوردگی شهروندان و وخامت کلی در کیفیت زندگی را به ارمغان می‌آورد و با کاهش امنیت اجتماعی، پایه‌های زندگی اجتماعی را تهدید می‌کند (احمدآبادی و همکاران، 1387: 254). همچنین جرایم بر عملکرد اقتصادی کشور تأثیرگذار هست و رشد اقتصادی را کند می‌کند و سبب شکاف در رشد اقتصادی کشور می‌شود (Arturo Ruiz Estrada & Ndoma,2014). جرایم موجب تحمل هزینه‌های بسیار گزافی در سطوح فردی، اجتماعی، منطقه‌ای و ملی می‌گردد (Mc Collster et al., 2010:104). در زمینه عوامل مؤثر بر نوع و میزان جرایم، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که برخی از آن‌ها شامل موارد ذیل است:

مفهوم سرقت: سرقت واژه‌ای عربی از ماده «سرق» از مصدر ثلاثی مجرد (سرقه) به معنای برداشتن چیزی از کسی با حیله و فریب یا از خفا و پنهانی یا برداشتن مخفیانه چیزی و بدون حق برداشت آن است. همچنین «سارق به کسی گفته می‌شود که به‌طور پنهانی وارد حرز شود و چیزی که از آن او نیست بردارد» در فرهنگ فارسی نیز واژه سرقت به معنای دزدیدن و دزدی کردن یا بردن مال دیگری آمده است. در قانون مجازات اسلامی مصوب 11/10/1370 در ماده 197 در تعریف سرقت آمده است که «سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به‌طور پنهانی» (عطاشنه و امیری، 1389 :106).

جرم و عوامل جرم‌زا: از دیدگاه حقوقی، نقض قانون هر کشوری در اثر عمل خارجی در صورتی‌که انجام ‌وظیفه با اعمال حقی آن را تجویز نکند و مستوجب مجازات هم است، جرم نامیده می‌شود. بعضی دیگر نیز هر فعل یا ترک فعلی را که نظم، صلح و آرامش اجتماعی را مختل نماید و قانون برای آن مجازات تعیین کرده است، جرم نامیده‌اند (شاهیوندی و همکاران، 1388: 158). بین جرم و عملکرد ضعیف اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی مناطق شهری ارتباط وجود دارد (Cozens, 2008:273). که در بروز جرم تأثیرگذار است که تعداد یا میزان اهمیت هر یک از این عوامل در جوامع گوناگون به دلیل وجود تفاوت‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی متفاوت است. این عوامل را در یک تقسیم کلی می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف) تبیین‌های زیست‌شناختی (عوامل فردی یا زیستی): عوامل جسمانی و زیستی نظیر نقص بدنی، ویژگی‌های خاص اندام‌های بدن، شکل جمجمه و ناهنجاری‌های کروموزومی و ژنتیکی را بر ارتکاب جرم و بزهکاری (سرقت) مؤثر می‌دانند.

ب) تبیین‌های روان‌شناختی (عوامل روانی): بر تفاوت‌های فردی افراد که بر اساس عوامل روان‌شناختی نظیر هوش و نوع شخصیت تعیین می‌شود تمرکز نموده‌اند. روان‌شناسان هر فرد را همچون شخصیت منحصربه‌فرد می‌دانند که راه یافتن ریشه‌ها و عواملی که فرد را مستعد رفتار انحرافی می‌نماید، شناخت ویژگی‌های فردی او نظیر اختلالات شخصیتی، خشم، اضطراب، افسردگی، لذت‌جویی، کم‌هوشی و تعلق‌خاطر به دیگران است، با ابداع آزمون‌های هوش، تبیین‌های جرم و بزهکاری بر جنبه روانی رفتار متمرکزشده است.

ج) تبیین جامعه‌شناختی (عوامل اجتماعی): جامعه‌شناسان ریشه بسیاری از کج‌رفتاری‌ها را در محیط و شرایط اجتماعی جستجو می‌کنند و علل زیر ساز بسیاری از آن‌ها را در خود جامعه می‌دانند. عوامل اجتماعی از قبیل خانواده نابسامان، ناسازگاری والدین گروه مرجع نایاب، مهاجرت و مطبوعات در صورت تداوم کج‌رفتاری‌ها و جرم (سرقت) را می‌توانند پدیدآورند (رحیمی و ادریسی، 1389: 95-94). بسامان بودن شاخص‌های اجتماعی را سرمایه اجتماعی گویند.

مکان و جرم: بروز جرایم تحت تأثیر ساختار اجتماعی و فیزیکی شهرها است (Sham et al., 2013:307). تحقیقات اثبات نموده است، که مجرمان در انتخاب محل وقوع جرم کاملاً سنجیده و منطقی عمل می‌نمایند و در حد امکان محدوده‌هایی را برای ارتکاب جرم برمی‌گزینند که شرایط بهتر و مناسب‌تری را برای ارتکاب جرم و فرار پس از ارتکاب داشته است. بنابراین چنان‌چه بتوان از نقطه ‌نظر مکانی- فضایی امکان ارتکاب جرم و فرصت‌های کج‌روی را از مرتکب آن گرفت و یا این فرصت‌ها را کاهش داد و به حداقل رسانید، جامعه سریع‌تر راه سلامت را پیموده و نرخ تبهکاری در شهر به‌طور فراوانی کاهش خواهد یافت. به‌طورکلی، تمامی ناهنجاری‌ها و مفاسد اجتماعی یا هر رفتار انسانی که مخالف نظم عمومی و ارزش‌های جامعه است، به هر نحو که از انسان سر بزند، دارای بستر زمانی و مکانی است. این ویژگی موجب می‌شود تا بزهکاری جنبة جغرافیایی پیدا کند. بزهکار، بزه دیده، رفتار مجرمانه و ظرف مکانی و زمانی آن، هر بزه را از دیگر رفتارها متمایز می‌کند. مهم‌تر این‌که تفاوت در شرایط مکانی و خصوصیات رفتاری در کنار عامل زمان، توزیع فضایی نابرابری جرایم را در پی دارد. همین امر موجب می‌شود تا در واحد مکان، ناهنجاری‌های اجتماعی به‌طور یکسان پراکنده نیستند (کلانتری و صفری، 34:1387). آن‌چه مسلم است مکان، زمان و انگیزه و توانایی مجرم، سه عامل اصلی پیدایش رفتار مجرمانه است. توجه به این سه عامل و مشخصات آن می‌تواند تأثیر بسزایی در اتخاذ سیاست‌های پیشگیری از وقوع جرم ایفا نماید در این میان نقش عامل مکان (محیط) بسیار تعیین‌کننده است.

فضای شهری و جرم: روشن است که نیروی انتظامی و تعدد پلیس و نگهبان برای یک فضا به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن تأمین امنیت شهر است و البته یک طرح و بافت شهرسازی نیز به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت را در کالبد شهر تزریق کند و بنا به تجربه پیشگیری از جرم از هر طریقی که است در مقایسه با برخورد با جرم به برقراری امنیت بیشتر کمک می‌کند. یکی از راه‌های برقراری امنیت از طریق مداخلات در کالبد شهرهاست و البته مهم‌تر از کالبد هر مکانی روح غالب بر آن مکان است که ناشی از روابط اجتماعی، اقتصادی و محیط طبیعی است که در آن از سازنده‌های مختلفی تشکیل‌شده و بستر کنش و واکنش‌ها و میدان عمل فعالیت‌های انسانی است (علی‌اکبری، 1383: 61). مردم در فضاهای شهری با انواع تهدیدها مانند جرم، تروریسم، آلودگی هوا و آب، زلزله و سیل، تداخل حرکت وسایل نقلیه و پیاده‌ها روبه‌رو هستند. کشورهای پیشرفته گرچه توانسته‌اند بسیاری از تهدیدهای طبیعی را کنترل کنند، ولی کنترل تهدیدهای انسانی در این کشورها رو به افزایش است. ازاین‌رو زوکین[13] در کتاب فرهنگشهرها می‌گوید فضاهای شهری به انداز کافی برای مردم امن نیستند تا آن‌ها در خلق فرهنگ عمومی مشارکت داشته‌اند (مدیری، 1385: 13). مسأله جرم و ترس از آن برای جامعه و افراد مسؤول در مدیریت شهری اهمیت فراوانی دارد (Cozens et al., 2003: 122). زیرا در سال‌های اخیر ترس از جرم و جنایت در فضاهای شهری به‌عنوان یک مشکل بزرگ اثر مستقیمی بر رفتار مردم در شهرها گذاشته است (Evans & Fletcher, 2000: 411). فراوانی میله‌های فلزی در و پنجره، و حتی در سطوح فوقانی ساختمان پنجره‌ها و بالکن‌ها که برای جلوگیری از سرقت در فضاهای شهری ناشی از تأثیر ترس از جرم است (Tabrizi & Madanipour, 2006: 933).

از آن‌جا که تاکنون مطالعه تحلیل فضایی جرم در شهر قروه صورت نگرفته و نحوه توزیع جرایم برای دستگاه‌های انتظامی تا حدود زیادی ناشناخته است، این بررسی می‌تواند به بسیاری از ابهامات در پراکندگی جرایم شهر قروه پاسخ دهد و نیروهای انتظامی را در برخورد بهتر با جرایم یاری کند. با توجه به آن‌چه در چارچوب نظری پژوهش مطرح شد، مدل تحلیلی زیر بر مبنای روابط بین فرضیه‌ها و تأثیر نهایی آن‌ها روی متغیرهای وابسته تهیه‌شده است.

 

 

شکل 1- چارچوب تحلیلی پژوهش

 

 

در راستای مبانی نظری و چارچوب تحلیلی پژوهش می‌توان فرضیه‌ها را به‌صورت زیر مطرح نمود:

1)   بین زمان وقوع جرم سرقت و نوع جرم سرقت رابطه معناداری وجود دارد.

2)   بین موقع مکانی جرم و نوع جرم سرقت‌ها رابطه وجود دارد.

3)   بین نوع سرقت و فصول مختلف رابطه معناداری وجود دارد.

روش پژوهش

این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. محدوده مورد پژوهش شهر قروه در استان کردستان است. داده‌های مورد استفاده در پژوهش شامل آمار 2 ساله (1389 -1390) جرایم سرقت است که از فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان قروه دریافت شده است. داده‌ها و اطلاعات از روش اسنادی-کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است و برای تجزیه ‌و تحلیل آن‌ها از روش‌های آماری از قبیل ضریب همبستگی در نرم‌افزار SPSS (برای به دست آوردن رابطه میزان جرم و زمان و مکان در شهر قروه) و سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS (برای نشان دادن توزیع و پراکندگی جرایم در سطح شهر) استفاده ‌شده است.

 

محدودهمورد مطالعه

شهرستان قروه یکی از شهرستان‌های استان کردستان در غرب ایران است مرکز آن، شهر قروه و دیگر شهرهای این شهرستان، سریش‌آباد، درج و دلبران است (شکل 2) مرکز شهرستان قروه در شرق استان و در فاصله 93 کیلومتری از شهر سنندج قرارگرفته و از شرق به استان همدان و از جنوب به استان کرمانشاه محدود می‌شود (مطیعی لنگرودی و همکاران، 1392: 75). بر اساس برآوردهای سرشماری نفوس و مسکن جمعیت این شهر در آبان ماه سال 1390 برابر 87792 نفر هست (مرکز آمار ایران،1390).

 

 

شکل 3- موقعیت جغرافیایی شهر قروه در استان و کشور

 

 

یافته‌های پژوهش

یافته‌های توصیفی: در این مبحث سه متغیر اصلی پژوهش بررسی‌ شده است: 1) تحلیل نوع و میزان جرایم سرقت؛ 2) توزیع مکانی انواع جرایم سرقت.

1)               تحلیل نوع و میزان جرایم سرقت

جدول 1 توزیع فراوانی نوع جرم سرقت طی سال‌های 90-1389 را نشان می‌دهد. در این پژوهش جرایم سرقت به 9 دسته مختلف بر اساس ملاک تقسیم‌بندی جرایم سرقت در پلیس پیشگیری انجام‌گرفته است. بر اساس این جدول از مجموع 329 مورد جرم سرقت، بیشترین فراوانی نوع سرقت به ترتیب مربوط به موتورسیکلت با 48/29 درصد، سایر عناوین با 71/16 درصد، ماشین با 58/14 درصد هست. همچنین کمترین فراوانی نوع جرایم سرقت به ترتیب مربوط به اماکن دولتی با 51/1 درصد، اماکن خصوصی با 64/3 درصد و مغازه با 68/6 درصد بوده است.

 

 

جدول 1- توزیع فراوانی انواع جرم سرقت (1390-1389)

نوع جرم سرقت

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

منزل

34

33/10

33/10

موتورسیکلت

97

48/29

81/39

ماشین

48

58/14

39/54

مغازه

22

68/6

15/61

کش و روزنی

32

72/9

91/70

جیب‌بری

24

29/7

2/78

سایر عناوین

55

71/16

91/94

دولتی

5

51/1

40/96

خصوصی

12

64/3

100

جمع

329

100

-          

منبع: فرماندهی انتظامی شهرستان قروه و محاسبات نگارندگان

 

2)   توزیع مکانی انواع جرایم سرقت

یکی از مسائلی که در این پژوهش بدان پرداخته ‌شده، بحث مکان‌های جرم‌خیز یا کانون‌های جرم‌خیز است که بیانگر یک مکان با میزان بالای جرم است. نحوه پراکندگی جرایم در شهر قروه طبق جدول 2 نشان می‌دهد که 48/60 درصد از جرایم سرقت در سطح شهر و خیابان‌ها، 79/22 درصد از جرایم در مناطق و محلات مسکونی، 94/10 درصد از جرایم در میدان‌ها شهری و 77/5 درصد از سرقت‌ها در محورهای برون‌شهری رخ ‌داده است. جدول فوق بیانگر این است که بیشترین درصد جرایم سرقت به وقوع پیوسته در سطح خیابان‌های اصلی و فرعی شهر صورت گرفته است. بنابراین توجه هر چه بیشتر به خیابان‌های اصلی و معابر شلوغ ضروری است.

 

 

جدول 2- توزیع فراوانی مکان مربوط به جرایم سرقت

مکان جرم

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

مسکونی

75

79/22

79/22

خیابان

199

48/60

27/83

میدان‌ها

36

94/10

21/94

محور برون‌شهری

19

87/5

100

جمع

329

100

 

منبع: فرماندهی انتظامی شهرستان قروه و محاسبات نگارندگان

 

 

بر اساس نقشه 3 بیشترین جرایم سرقت به ترتیب مربوط به مناطق خیابان‌های چمران، شهرک امام، خیابان سید جمال‌الدین و خیابان شریعتی و کمترین جرایم سرقت در خیابان‌های پروین، خیابان ابوذر و اتحاد رخ ‌داده است. همچنین از نظر نوع جرایم ارتکابی به‌جز شهرک امام، خیابان پروین که بیشتر جرم آن‌ها مربوط به سرقت سایر عناوین بوده، بیشترین جرمی که در سایر مناطق افتاده به ترتیب مربوط به سرقت موتورسیکلت، ماشین، منزل و مغازه بوده است. هرکدام از مناطق شهری از نظر نوع جرم ارتکابی تنوع خاصی دارند به ‌طوری‌که در منطقه شهری خیابان سید جمال‌الدین، تختی، چمران و بوعلی بیشترین جرایم به ترتیب مربوط به موتورسیکلت، ماشین، منزل، کش و روزنی و جیب‌بری بوده ولی در برخی دیگر مناطق شهری خیابان شریعتی، چمران و شهرک امام بیشترین جرایم به ترتیب مربوط به موتورسیکلت، سایر عناوین، مغازه و اماکن خصوصی بوده است.

 

یافته‌های تحلیلی

فرضیه اول: بین زمان وقوع جرم سرقت و نوع سرقت رابطه معناداری وجود دارد.

برای تعیین ارتباط بین زمان وقوع جرم و نوع جرم از آزمون خی‌دو (کای اسکوئر) استفاده ‌شده است. با توجه به جدول 3 مقدار کای اسکوئر برابر 73/52 با سطح معنی‌داری (000/0sig:) است. این مقادیر نشان می‌دهند که بین زمان وقوع جرم و نوع جرم با سطح اطمینان 99 درصد رابطهٔ معنادار وجود دارد. برای تعیین میزان همبستگی بین دو متغیر مذکور از ضریب همبستگی فی (p) و ضریب توافقی (C) استفاده ‌شده است. با توجه به میزان همبستگی این ضریب نیز در سطح 000/0 درصد معنی‌دار است، به این معنا که با روند تغییر ساعت در طول شبانه‌روز نوع جرم سرقت نیز تغییر یافته است. با توجه به جدول 3 نشان می‌دهد که در فاصله بین 6 صبح تا 18 عصر بیشترین جرم که نشان‌دهنده این است در ساعت روشنایی روز اتفاق افتاده است مربوط به سرقت موتورسیکلت است. جرایمی مانند سرقت منزل، سرقت ماشین و سرقت مربوط به سایر عناوین تا حدود زیادی متکی و نیازمند شرایط محیطی تاریک هستند که از اوایل ساعت 18 تا 6 صبح وقوع افتاده است.

 

 

شکل 3- پراکندگی کل جرایم سرقت در شهر قروه

 

جدول 3-توزیع فراوانی جرایم سرقت در طول شبانه‌روز

خصوصی

دولتی

سایر عناوین

جیب و کیف

کش و روزنی

مغازه

ماشین

موتور

منزل

زمان

0

0

13

11

17

4

11

60

2

12- 6

0

0

13

11

9

6

10

33

11

18- 12

0

0

3

0

0

0

2

0

8

24- 18

8

2

22

0

0

10

25

1

21

6- 24

Sig=0/000         df=8           Chi square=52/73               Contingency Coefficient=0/729                 φ=0/743

 

 

فرضیه دوم: بین موقع مکانی جرم و میزان وقوع سرقت‌ها رابطه وجود دارد.

برای تعیین ارتباط بین مکان جرم و میزان جرایم آزمون خی‌دو گرفته ‌شده است. مقدار خی‌دو برای فرضیه دوم برابر 18/48 است که از خی‌دو جدول 4 با درجه آزادی 8 و در سطح 000/0 معنی‌دار است. به ‌عبارت ‌دیگر، موقع مکانی جرم و میزان وقوع سرقت‌ها در سطح 99 درصد معنی‌داری است. همچنین ضریب همبستگی فی نشان از وجود همبستگی مثبت و نسبتاً بالا بین دو متغیر مذکور دارد. به‌ عبارت‌ دیگر هر یک از مناطق شهری با توجه به ویژگی‌های خاص خود نوع جرم خاصی از سرقت را مرتکب شده‌اند. چنان‌که از جدول 2 مشاهده می‌شود حدود 48/60 درصد جرایم در سطح خیابان‌ها اتفاق می‌افتد و بعد از آن اماکن مسکونی (محلات) با 79/22 درصد، میدان‌ها شهری با 94/10 درصد و محورهای برون‌شهری نیز با 78/5 درصد به ترتیب قرار گرفتند. داده‌های آماری نشان می‌دهد که بیشترین جرم سرقت در مناطق خیابان چمران، شهرک امام، خیابان شریعتی و خیابان سید جمال‌الدین رخ‌ داده است که از نوع جرایم سرقت سایر عناوین و به ‌ویژه موتورسیکلت و ماشین بوده است. با توجه به این‌که خیابان‌های چمران، شریعتی و سید جمال مرکز شهر را تشکیل می‌دهند و فعالیت‌های تجاری در آن گسترده است و با توجه به ورود روزانه روستایان با وسایل نقلیه به مرکز شهر برای خرید و فعالیت اقتصادی باعث شلوغی بسیار زیاد در ساعاتی از روز می‌شود که زمینه لازم را برای سرقت فراهم می‌آورد که بیشترین جرم مربوط به سرقت موتورسیکلت و ماشین است. در سایر مناطق و خیابان‌های شهری تفاوت چندانی در نوع جرم دیده نشده است و تقریباً به‌صورت همگن پراکنده‌ شده‌اند. همچنین بیشترین جرایم رخ‌ داده شده در خارج از محدود پر ترافیک و شلوغ شهر قروه مربوط به سرقت سایر عناوین بوده است. بنابراین توجه هر چه بیشتر به مکان‌های اصلی شهر و پر تردد ضروری است. به طور کلی در فضاهای مسکونی بیشترین جرم مربوط به سرقت منازل و در خیابان و میدان‌ها شلوغ شهری سرقت از نوع موتور است.

 

 

جدول 4- بررسی رابطه بین موقع مکانی جرم و میزان وقوع سرقت‌ها

 

منزل

موتور

ماشین

مغازه

کش و روزنی

جیب‌بری

سایر عناوین

دولتی

خصوصی

مسکونی

20

15

10

0

6

0

17

1

2

خیابان

14

68

30

19

16

18

28

2

1

میدان

0

11

8

3

3

4

6

0

0

محور برون‌شهری

0

3

0

2

1

1

4

2

8

Sig=0/000           df=8               Chi square=18/48                 Contingency Coefficient=0/491                   φ=583/0

 

 

فرضیه سوم: بین نوع سرقت و فصول مختلف رابطه معناداری وجود دارد.

مقدار خی‌دو برای فرضیه سوم برابر 74/58 است که از خی‌دو جدول 5 با درجه آزادی 8 و در سطح 99% معنی‌دار است. بیشترین نوع سرقت در فصل بهار مربوط به سرقت موتورسیکلت، سایر عناوین و منزل هست. داده‌های آماری مؤید افزایش ارتکاب جرم سرقت در فصل بهار نسبت به سایر فصول هست که همین امر میانگین آن را در سال‌های مورد مطالعه در این فصل بالا می‌برد. از سوی دیگر در فصل بهار و تابستان با توجه به آن‌که شهرستان قروه دارای فعالیت‌های کشاورزی و داد و ستدهای اقتصادی است، لذا رفت ‌و آمد با وسایل نقلیه موتوری در این فصل به بیشترین حد خود می‌رسد. بنابراین تردد این وسایل در داخل شهر و به‌تبع آن شلوغ شدن مرکز شهر شرایط را برای وقوع جرم سرقت این نوع وسایل نقلیه فراهم می‌کنند که بیشترین آمار جرم سرقت مربوط به موتورسیکلت، ماشین، کش و روزنی و سایر عناوین است. به‌طور کلی در سه فصل اول سال بیشترین سرقت مربوط به موتورسیکلت است.

 

 

جدول 5- بررسی رابطه نوع سرقت و فراوانی سرقت در فصول مختلف

خصوصی

دولتی

سایر عناوین

جیب و کیف

کش

مغازه

ماشین

موتور

منزل

فصول

0

0

11

9

6

3

9

37

12

بهار

2

1

14

7

8

5

13

33

5

تابستان

3

0

18

7

7

8

13

22

13

پاییز

4

2

8

5

5

8

13

4

5

زمستان

Sig=0/000          df=8                Chi square=74/58             Contingency Coefficient=118/0                               φ=583/0

منبع: فرماندهی انتظامی شهرستان قروه و محاسبات نگارندگان

 

 

نتیجه‌

آن‌چه مسلم است میزان وقوع جرایم با توجه به زمان، مکان و فصول وقوع آن متفاوت است. در این میان تحلیل فضایی جرایم با رویکرد کانون‌های جرم‌خیز به‌صورت راهکاری مؤثر برای کنترل و پیشگیری از جرایم شهری است. این تحلیل‌ها با در نظر گرفتن آمار ارتکاب به بزه سرقت و تلاش در راستای کاستن از فرصت‌های جرم‌خیز اهمیت فراوانی دارد. زیرا از جمله شاخص‌های برنامه‌ریزی شهر سالم در هر جامعه‌ای وجود امنیت و آرامش روحی، روانی در آن برای تمامی شهروندان است که در پرتو آن به فعالیت‌های خود بپردازند. هدف اصلی پژوهش، مطالعه نحوه توزیع فضایی اعمال مجرمانه و تأثیر عوامل محیطی و جمعیتی بر ارتکاب آن‌ها در مناطق جغرافیایی شهر قروه بوده است. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. محدوده مورد پژوهش شهر قروه در استان کردستان است. داده‌های مورد استفاده در پژوهش شامل آمار 2 ساله (1389 -1390) جرایم سرقت است که از فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان قروه دریافت شده است. داده‌ها و اطلاعات از روش اسنادی-کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است و برای تجزیه ‌و تحلیل آن‌ها از روش‌های آماری از قبیل ضریب همبستگی در نرم‌افزار SPSS (برای به دست آوردن رابطه میزان جرم و زمان و مکان در شهر قروه) و سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS (برای نشان دادن توزیع و پراکندگی جرایم در سطح شهر) استفاده‌ شده است.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که بیشترین نوع جرم از میان جرایم سرقت صورت گرفته مربوط به جرم سرقت موتورسیکلت به میزان 48/29 درصد از کل جرایم بوده است. با توجه به ورود روزانه روستایان با وسایل نقلیه به مرکز شهر برای خرید و فعالیت اقتصادی باعث شلوغی بسیار زیاد در ساعاتی از روز می‌شود که زمینه لازم را برای سرقت فراهم می‌آورد که بیشترین جرم مربوط به سرقت موتورسیکلت است. بیشترین تعداد جرایم سرقت و پراکندگی آن‌ها نیز در محدوده خیابان‌های اصلی شهر به وقوع پیوسته است که نشان می‌دهد الگوی پراکندگی جرایم سرقت در سطح شهر با توجه به الگوی تراکم جمعیت تبعیت می‌کند این یافته پژوهش با نتایج پژوهش شماعی و همکاران (1392) در مورد تراکم جمعیت و افزایش جرایم همخوانی دارد. در سایر مناطق و خیابان‌های شهری تفاوت چندانی در نوع جرم دیده نشده است و تقریباً به‌صورت همگن پراکنده ‌شده‌اند که نشان می‌دهد فضاهای جغرافیایی با توجه به ویژگی‌های که دارند می‌توانند در تعداد و نوع جرایم رخ‌داده تأثیرگذارهستند. الگوی توزیع و پراکندگی جرایم نیز از زمان، مکان و فصول سال تبعیت می‌کند به این معنی که با روند تغییر ساعت در طول شبانه‌روز نوع جرم سرقت نیز تغییر یافته در فاصله بین 6 صبح تا 18 عصر بیشترین جرم که نشان‌دهنده این است در ساعت روشنایی روز اتفاق افتاده است مربوط به سرقت موتورسیکلت است. جرایمی مانند سرقت منزل، سرقت ماشین و سرقت مربوط به سایر عناوین تا حدود زیادی متکی و نیازمند شرایط محیطی تاریک هستند که از اوایل ساعت 18 تا 6 صبح وقوع افتاده است. همچنین بین موقع مکانی جرم با میزان وقوع آن و نوع سرقت با فصل وقوع رابطه معناداری وجود دارد که نشان‌دهنده این است که هر یک از مناطق شهری با توجه به موقعیتی که در شهر داند نوع خاصی از جرایم در آن‌جا به وقوع می‌پیوندد. به طور کلی در فضاهای مسکونی بیشترین جرم مربوط به سرقت منازل و در خیابان و میدان‌ها شلوغ شهری سرقت از نوع موتور است همچنین در سه فصل اول سال بیشترین سرقت مربوط به موتورسیکلت است. یافته‌های فرضیه‌های پژوهش با نتایج پژوهش شاهیوندی و همکاران (1388) و زنگی‌آبادی و رحیمی نادر (1389) همخوانی دارد.

لذا در همین راستا می‌توان پیشنهادهای زیر را مطرح نمود:

-                     با توجه به آمار بالای جرایم سرقت باید علت اصلی آن از جنبه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فضایی و غیره بررسی شود. لذا تقویت سرمایه‌های اجتماعی از طریق آموزش‌های مستمر فرهنگی بسیار ضروری است.

-                     با توجه به این‌که جرایم از محلی به محل دیگر گسترش می‌یابند، باید مکان‌هایی که بیشترین جرم در آن‌جا به وقوع پیوسته شناسایی و ویژگی‌های این محلات ازنظر نوع سکونت و ویژگی‌های مردم محله، مانند سن، سواد، قومیت، مذهب و غیره، مطالعه و بررسی شود تا از گسترش این جرایم به مناطق و محلات دیگر شهر جلوگیری به عمل آید.

-                     با توجه به این‌که بیشتر مکان‌های وقوع جرم در شهر قروه، فضاهای شریانی اصلی شهر است، باید از طریق ایجاد کیوسک‌ها و ایستگاه‌های پلیس امنیت و آسایش را برای رهگذران فراهم نمود.

-                     با توجه به این‌که در زمان‌های مختلف شبانه‌روز جرم‌های خاصی اتفاق می‌افتد، نیروی انتظامی با شناختی که نسبت به این مسأله پیدا می‌کند، می‌تواند مناسب‌ترین برخورد را با مجرمان در کوتاه‌ترین زمان و با حداقل نیرو داشته باشد.

-                     مکان‌یابی و احداث مراکز انتظامی در محدوده‌های دارای تمرکز بالای جرم در شهر، زیرا به نظر می‌رسد یکی از عوامل تأثیرگذار در بالا بودن نرخ جرایم نبود مراکز انتظامی در این محدوده‌ها از شهر است.

-                     همراه سازی و تشویق مردم جامعه در قالب مشارکت در امر پیشگیری و تأمین امنیت اجتماعی.

-                     ایجاد یک مدیریت یکپارچه، کارآمد، مشارکتی و پاسخگو که از همه امکانات و ابتکارات برای جلب فرصت‌ها، دور کردن تهدیدها و تأمین امنیت استفاده کند.

اولویت‌بخشی به فعالیت‌های پلیس بر پایه استفاده بیشتر از فناوری‌های نوین سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) بدین‌صورت که تحلیل جرم بر مبنای نقاط جرم‌خیز که از تحقیقات زیربنایی در رابطه با جرم و مکان است و تهیه نقشه جامع بزهکاری که مسئولان را نسبت به رشد جرایم هوشیار و پاسخگو نگه می‌دارد. این سیستم قابلیت بسیار وسیعی برای تهیه پایگاه داده‌ای، تهیه نقشه‌های بزهکاری و تحلیل الگوهای جرم، شناسایی محل‌های وقوع جرم در آینده و یا تخصیص محل اقامت بزهکار برخوردار است.



[1] Defensible space

[2]Jacobs

[3] Jeffery

[4] Oscar Newman

[5] Hotspots analysis

[6] Quetelet

[7]Guerry

[8]Meagan

[9] Ackerman

[10]Murray

[11] Weber

[12] crime

[13] Zukin

احمدآبادی، ز.؛ صالحی، م. و احمدآبادی، ع. (1387). «رابطه مکان و جرم: مطالعه آسیب‌شناسی گیم‌نت‌های شهر تهران»، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال هفتم، ش 27، ص 253-276.

احمدی، س.؛ سیف‌الدینی، ف. و کلانتری، م. (1392). «تحلیل فضایی الگوهای بزهکاری در منطقه 17 شهرداری تهران»، نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، سال سیزدهم، ش 31، ص 47.

بارانی، م.؛ کلانتری، م. و جباری، ک. (1389). «تحلیل الگوهای مکانی - زمانی بزهکاری در مناطق شهری (مطالعه موردی: جرایم سرقت به عنف و شرارت و باج‌گیری در بخش مرکزی شهر تهران)»، فصلنامهانتظاماجتماعی، سال دوم، ش 1، ص 7-33.

بیات رستمی، ر. (1389). تحلیل فضایی الگوهای بزهکاری در بخش مرکزی شهرها با استفاده از سامانهٔ اطلاعات جغرافیایی (GIS) مورد مطالعه: بزه سرقت در بخش مرکزی شهر زنجان، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زنجان.

تقوایی، م. (1389). «بررسی و مقایسه شاخص‌های شش‌گانه جرم در سطح مناطق مختلف شهر شیراز»، فصلنامه جغرافیا، دور جدید، سال هشتم، ش 26، ص 105-133.

تقوایی، م.؛ ضرابی، ا.؛ بیک‌محمدی، ح. و رحیمی، ب. (1391). «بررسی پراکنش فضایی جرم در مناطق هشت‌گانه شهر شیراز»، مجله جغرافیا و توسعه ناحیه‌ای، ش 18، ص 1-26.

تقوایی، م.؛ ضرابی، ا. و رحیمی، ب. (1389). «بررسی عوامل مؤثر بر میزان جرم در مناطق مختلف شهر شیراز»، فصلنامه علوم اجتماعی، ش 48، ص 1-41.

رحیمی، م. و ادریسی، ا. (1389). «بررسی عوامل مؤثر بر سرقت»، فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، ش 23، ص 89-117.

رضوانی، م.؛ زارع، ز.؛ فرهادی، ص. و نیک‌سیرت، م. (1390). «جغرافیای جرم در نواحی روستایی با تأکید بر سرقت دام در بخش چهار دولی شهرستان قروه»، فصلنامه مطالعات مدیریت انتظامی، سال ششم، ش 1، ص 38-62.

زنگی‌آبادی، ع و رحیمی نادر، ح. (1389). «تحلیل فضایی جرم در شهر کرج (با استفاده از GIs)»، فصلنامه حقوق، دوره 40، ش 2، ص 179-198.

سلامی، م.؛ زهری، ز. و اشرفی، ع. (1391). «شناسایی و پهنه‌بندی کانون‌های وقوع جرم سرقت در شهر بیرجند»، پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، سال اول، ش 2، ص 85-104.

شاهیوندی، ا.؛ ریسی، ر. و شیخی، ح. (1388). «تحلیلی بر توزیع فضایی جرایم در مناطق شهر اصفهان»، فصلنامه دانش انتظامی، سال یازدهم، ش 4، ص 152-182.

شماعی، ع.؛ قنبری، ع. و عین شاهی میرزا، م. (1392). «فضایی جرایم شهری در مناطق بیست‌ودو گا نه کلان‌شهر تهران»، پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، سال دوم، ش 6(2)، ص 117-130.

عباسی‌ورکی، ا. (1387). شناساییوتحلیلفضاییکانون‌هایجرم‌خیزشهرقزوینبااستفاده ازسامانهاطلاعاتجغرافیایی GIS نمونهموردیبزهقاچاقوسوءمصرفموادمخدردرشهرقزوین، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زنجان.

عطاشنه، م. و امیری، م. (1389). «علل و عوامل جرم سرقت در شهر اهواز (سال‌های 75 تا 85)»، فصلنامهعلوماجتماعی، سال چهارم، ش 11، ص 103-126.

علی‌اکبری، ا. (1383). «توسعه شهری و آسیب‌شناسی اجتماعی در ایران»، پژوهش‌هایجغرافیایی، ش 48، ص 49-70.

قربانی‌حسینی، ع. (1381). جرم‌شناسیوجرم‌یابیسرقت، مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی.

قصری، م.؛ قزلباش، س.؛ کلانتری، م. و جباری، ک. (1390). «بررسی تأثیر نوع و میزان کاربری اراضی شهری در شکل‌گیری الگوهای فضایی بزهکاری، مطالعه موردی: جرایم مرتبط با مواد مخدر در بخش مرکزی شهر تهران»، فصلنامه ژئوپولتیک، سال هفتم، ش 3، ص 174-202.

کلانتری، م. و صفری، ا. (1387). «کاربرد فناوری نوین در امور پلیس (مطالعه موردی: نقشه‌نگاری بزهکاری)»، فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم، سال سوم، ش 6، ص 29-56.

کلانتری، م.؛ صالحی، ر.؛ بیات، ر. و کرمی، ا. (1389). «عنوان تحلیل فضایی الگوهای بزه سرقت در بخش مرکزی شهر زنجان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)»، فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، ش 24، ص 141-160.

نصیری، ا.؛ گل‌مهر، ا. و رحمانی، م. (1393). «تحلیل فضایی جرم و مکان‌های جرم‌خیز مطالعه موردی: بزه سرقت در شهر قزوین»، فصلنامه جغرافیا، سال 12، ش 43، ص 157-176.

کی‌نیا، م. (1373). مبانی جرم‌شناسی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

مدیری، آ. (1385). «جرم، خشونت و احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر»، فصلنامهعلمیپژوهشیرفاهاجتماعی، سال ششم، ش ۲۲، ص 11-28.

ویسیان، م.؛ حسینی، م. و علی‌پور، م. (1393). «رتبه‌بندی و تحلیل پراکندگی جغرافیای جرایم در شهرستان‌های استان ایلام با استفاده از مدل‌های تصمیم‌گیری چند معیار»، فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم، سال 9، ش 32، ص 53-78.

مرکز آمار ایران. (1385). نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن.

مطیعی لنگرودی، ح.؛ فرهادی، ص. و زارع، ز. (1392). «عوامل مؤثر بر گسترش اعتیاد در نواحی روستایی (مطالعه موردی: دهستان چهار دولی غربی شهرستان قروه)»، پژوهش‌های جغرافیای انسانی، دوره 45، ش 1، ص 65-85.

Ackerman, W. & M. Alan, T. (2004) “Assessing Spatial Patterns of Crime in Lima, Ohio”, Cities, 21(5): 423–437.

Arturo Ruiz Estrada, M. & Ndoma, I. (2014) “How Crime Affects Economic Performance: The Case of Guatemala”, Journal of Policy Modeling, 36(5): 867–882.

Cozens, P.M. (2002) “Viewpoint Sustainable Urban Development and Crime Prevention Through Environmental Design forthe British City Towardsan Effective Urban Environmentalism for the 2 1st Century”, Cities, 19(2): 129–137.

Cozens, P.M. (2008) “Crime Prevention Through Environmental Design in Western Australia: Planning for Sustainable Urban Futures, Dev”, Plann, 3(3): 272–292.

Cozens Paul, N. Richard, W. Jeremy, H. D . (2003) “Managing Crime and the Fear of Crime at Railway Stations a Case Study in South Wales (UK)”, International Journal of Transport Management, 1: 121–132.

Dietrich, O. W. (2008) “Comparing Spatial Patterns Of Robbery: Evidence Frome a Western and an Eastern European City”, Cities Journal, 25: 185-196.

Evans, D. J. & Fletcher, M. (2000) “Fear of Crime: Testing Alternative Hypotheses”, Applied Geography, 20:395-411.

Massoomeh. Hedayati, A. Aldrin, A. N. (2011) “A Review of the Effectiveness of Crime Prevention by Design Approaches towards Sustainable Development”, Journal of Sustainable Development, 4(1):160-172.

Mc Collster, K. E. & French, M. & Fang, H. (2010) “The Cost of Crime to Society: New Crime-Specific Estimates for Policy and Program Evaluation”, Drug and Alcohol Dependence, 108(1–2) :98–109.

Meagan, E. C. (2004) “Geographies of urban crime: An intraurban study of crime in Nashville, Tennessee; Portland, Oregon; and Tucson”, Arizona, Dissertation Submitted to the Faculty of the Department of Geography and Regional Development In Partial Fulfillment of the Requirements For the Degree of Doctor of Philosophy, In the Graduate College The University of Arizona, p197.

Mon, Kh. & Heinonen, J. & Eck, E. (2010) “Street Robbery, Problem-Oriented Guides for Police Problem-Specific Guides Series”, U.S. Department of Justice Office of Community Oriented Policing Services, 59:96.

Nelson, A.L. Bromley, R.D.F. Thomas, C.J. (2001) “Identifying Micro-Spatial and Temporal Patterns of Violent Crime and Disorder in the British City Centre”, Applied Geography, 21: 249–274.

Shama, R. & Shah Muhamad Husseinb, M. & Nizam Ismai, H. (2013) “A Review of Social Structure, Crime and Quality Of Life as Women Travelers in Malaysian Cities”, Procedia - Social and Behavioral Sciences, 101(8):307–317.

Tabrizi, L. & Madanipour, A. (2006) “Crime and the City: Domestic Burglary and the Built Environment in Tehran”, Habitat International, 30:932-944.

Weber, B. (2014) “Can Safe Ride Programs Reduce Urban Crime?”, Regional Science and Urban Economics, 48: 1–11.

Zhang, H. & Peterson, M. (2007) “A Spatial Analysis of Neighbourhood Crime in Omaha, Nebraska Using Alternative Measures of Crime Rates”, Internet Journal of Criminology, 1-28.