بررسی عوامل مؤثر بر انگیزه‌های خالکوبی مطالعه‌ مردان شهرکرمانشاه

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسنده

استادیار، گروه جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی اسلام آباد غرب، ایران

چکیده

هدف این مقاله بررسی عوامل جامعه‌شناختی مؤثر بر انگیزه‌های خالکوبی در شهر کرمانشاه است. روش توصیفی از نوع پیمایش و ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ای است که محقق تهیه کرده است. جامعة آماری مردان 15 سال به بالای شهر کرمانشاه است که دست‌کم یک‌بار اقدام به خالکوبی کرده‌اند. 350 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی گلوله برفی جمع‌آوری و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد بین میزان عزت نفس، محرومیت نسبی و انگیزه‌های خالکوبی ارتباط معناداری وجود دارد؛ همچنین وضعیت تأهل، طبقة اجتماعی و سطح تحصیلات بر انگیزه‌های خالکوبی تأثیر معناداری دارند. بحث: شناخت و آگاهی از عواقب و مشکلات اجتماعی، فیزیکی و روان‌شناختی تاتو در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی افراد تأثیر بسیاری دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The survey of Sociological factors affecting to tattoo case study of Kermanshah

نویسنده [English]

  • Ali Moradi
Assistant Professor, Sociology Department Islamic Azad University of Islamabad, West of Iran
چکیده [English]

The purpose of this article is survey of Sociological factors affecting to tattoo in Kermanshah. The research method is descriptive with emphasis of survey and data-collecting instrument is structured questionnaires. Statistical society is all men 15 years and over in Kermanshah at least once to have a tattoo is. 350 persons were selected using formula Cochran sampling data was collected through snowball sampling. To calculate the validity of face validity and Cronbach's alpha was used to estimate the reliability of the technique. Using SPSS software using statistical techniques appropriate to the assessed variables were analyzed. Results show that self-esteem, deprivation sense, tendency to disguise, religious tendency have been significant relationship with tattoo. The results of the compare means show that marital status, modeling, social class and education level have a significant impact on tattoo.

مقدمه و بیان مسأله

از مسائلی که افراد بسیاری، به‌خصوص جوانان درگیر آن هستند، خالکوبی یا تاتو[1] است. مطالعات اخیر نشان می‌دهند، امروزه تمایل افراد به مد و میزان اشتیاق افراد به اصلاح و جوان‌کردن بدن بیشتر است (Cano and Sams, 2010). اصلاح (تغییر) قیافه یعنی هرگونه تغییر در ساختار یا شکل فیزیکی بدن از وضعیت بیولوژیکی اصلی خود است (Cano & Sams, 2010). زمانی فقط اشراف و اعیان خالکوبی می‌کردند؛ درحالی‌که امروزه گروه زیادی از مردم پوست بدنشان را خالکوبی می‌کنند. در خالکوبی، بیشتر با نوک قلم‌های خودنویس، رنگ‌هایی به زیر پوست می‌فرستند. در بیشتر مواقع، احتمال ورود این رنگ‌های شیمیایی به رگ و ایجاد بیماری وجود دارد.

طبق فرهنگ لغت انگلیسی میریام وبستر، واژة «Tattoo» در سال 1777 میلادی برای نخستین‌بار در مدارک نمایان شد و به معنای تصاویر رنگی بر سطح بدن تعریف شد؛ اما در سال 1769 میلادی (زمان اکتشافات جیمز کوک دریانورد انگلیسی) در آب‌های اقیانوسیة جنوبی جزایر تاهیتی، بومیان این منطقه معادل مفهومی خالکوبی، نشان و داغ (در زبان انگلیسی یعنی «to Mark») را با واژة Tatta (تاتااو) بیان کردند که ۱۵۰ سال قبل از اکتشافات کوک و ورود به فرهنگ لغت وبستر است. جالب است که معنای دقیق و واقعی واژة تاتو «Tattoo» به معنای ضرب‌آهنگ سریع و تند طبل بوده است که نظامیان نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا در زمان کوک برای خود به کار می‌بردند. هنر اصلاح بدن سابقه‌ای طولانی و جذاب دارد. تغییراتی مانند سوراخ و خالکوبی درحال تبدیل‌شدن به جریان اصلی و روزمره است (Nathanson, 2006).

نخستین خالکوبی بشر احتمالاً زمانی ایجاد شده که فردی دست‌های دودی خود را روی زخم بدنش کشیده و دوده بر زیر پوست، مانند نقش، ماندگار شده است. در سال 1991 در حدود5000 سال پیش پیکر مرد یخی که تاتوهای بسیاری بر بدن داشت بین تپه‌های استرالیا و ایتالیا پیدا شد. این پیکر یکی از بهترین اسناد برجای‌مانده در زمینة تاتو است. سال 1948 در مرز بین روسیه و چین یک مومیایی در کوه‌های آلتا کشف شد که مربوط به 2400 سال پیش بود. سال 1891 دانشمندان بر پیکر زنی مصری تعدادی خطوط و نقاط نقره‌ای پیدا کردند (کتیرایی، 1345: 8).

مصری‌ها نخستین مردمانی بودند که تمرین تاتو را به سراسر دنیا منتشر کردند. تمرین تاتو به‌صورت حرفه‌ای با تلاش و کار مداوم از مصر به یونان، ایران و از آنجا به جنوب غرب آسیا وارد و درنهایت با مردم کوچ‌نشین آسیای غربی به ژاپن منتقل شد (Nathanson, 2006).

پلینزی در دنیای کهن، قوی‌ترین و تأثیرگذارترین تاتو‌ها را داشته است. اندونزی نخستین کشوری است که به‌صورت حرفه‌ای از اشکال تریبال استفاده کرد و آن را آموزش داد. در آفریقا به‌دلیل تیره‌بودن پوست افراد و مشخص‌نبودن تاتوی رنگی، تکنیک جدیدی اختراع شد که کندن پوست و مقداری از گوشت بدن با وسایل نوک‌تیز بود؛ به‌طوری‌که بُعد و عمق ایجاد کند. یونانیان، تاتو را از پارسیان آموختند. زنان یونانی شیفتة زیبایی رنگ‌ها و فرم‌های تاتو شدند. رومی‌ها از تاتو برای تنبیه نیز استفاده می‌کردند و در آن زمان بسیاری از برده‌ها و مجرمان تاتو داشتند. از دیگر مناطق مشهور در زمینة تاتو، جنوب و شمال آمریکا، انگلستان و فرانسه است (کتیرایی، 1345: 9).

خالکوبی در ایران به دوران بسیار قدیم تاریخی بازمی‌گردد و بیشتر نزد زنان، پهلوانان و اوباش جاهل مرسوم بوده ‌است. تندیس‌هایی در پازیریک و لرستان از دورة هخامنشیان یافت شده که نشان خالکوبی بر بدنشان بوده است. مولوی در مثنوی معنوی، ضمن داستان پهلوان قزوینی (شیر بی‌یال و دم) به عمل خالکوبی با عنوان کبودی‌زدن اشاره می‌کند. شیوة خالکوبی با اندک تفاوت در همه جای ایران یکسان بوده ‌است. ابتدا نقش را با سوزنی بر پوست حک می‌کردند تا اندکی خون بیاید، سپس مادة رنگی را بر این زخم قرار می‌دادند تا به‌تدریج جذب پوست شود. زنان معمولاً برای زیباترشدن خالکوبی می‌کرده‌اند (نیکلسون، 1363: 6).

خالکوبی در ذهن برخی جوانان و نوجوانان طبقة پایین اجتماع، نشانه‌ای از ورود به دوران مردی و مردانگی بوده است؛ زیرا به عقیدة آنها بی‌باکی و مردیِ بسیار می‌خواهد تا درد سوزناک سوزن‌هایی را تحمل کنند که پشت سر هم در پوست نازک انسان فرو می‌رود و به همین دلیل در بیشتر زندان‌ها که پاتوق بزهکاران است و زور و بازو و بی‌باکی نقش بسیار زیادی در حفظ فرد از گزند دیگران دارد، خالکوبی به شدت شیوع دارد (کتیرایی، 1345: 10).

شاید به‌لحاظ تاریخی، خالکوبی مشکل اجتماعی نباشد؛ اما امروزه براساس مطالعات انجام‌شده کسانی که خالکوبی می‌کنند جامعه و گروه‌ها بسیار کم آنها را می‌پذیرند. با اینکه بسیاری از رنگ‌های استفاده شده برای آرایش و تزریق در پوست ازنظر پزشکی تأیید نشدند و عامل سرطان هستند (احمدیان، 1384؛ شریفی مود و همکاران، 1386؛ Cano and Sams, 2010)، از لحاظ اجتماعی نیز فاصلة زیادی با هنجارهای اجتماعی و عرف جامعه دارند. خالکوبی و سوراخ‌کردن متعلق به رفتارهای اعتیادآور شخصی است که ممکن است تقریباً درنتیجة آزادکردن آندرفین‌ها که در ارتباط با سوراخ‌کردن‌های دردناک بدن، بی‌هوشی و مستلزم احساسات مثبت است ادعا می‌شود اعتیاد از جنبه‌های روانی نشأت می‌گیرد. این کار از طریق فروکردن سوزن انجام می‌شود؛ درنتیجه احتمال انتقال انواع عفونت‌ها مثل ایدز، هپاتیت، عفونت استافیلوکوکی، سلولیت و همچنین واکنش‌های آلرژیک و حساسیت پوستی به مواد و رنگ‌های خالکوبی وجود دارد که درنتیجه علائم التهاب و حساسیت موضعی در محل خالکوبی ظاهر می‌شود.

امروزه، علاوه‌بر هزینه‌های انجام خالکوبی و اثرات روحی و جسمی آن، این رفتار به‌لحاظ اجتماعی پذیرفته نیست. افرادی که خالکوبی دارند معمولاً در عرف و بین بیشتر افراد جامعه، آدم‌های لات، اراذل و اوباش توصیف می‌شوند (بالاسرایی، 1384: 28-30).

این افراد به‌دنبال گریز از هنجارهایی هستند که در جامعه تأیید شده است. قانون، ارزش‌های مدنظر جامعه، مناسک و سنت‌های پذیرفته‌شدة کهن یک جامعه، خالکوبی را خلاف هنجار در نظر می‌گیرند و این قضیه به سَرخوردگی و نوعی محرومیت نسبی برای افراد خالکوبی‌کننده منجر شده است و برای جبران این نقص (پذیرش اجتماعی) این رفتارها را انجام می‌دهند. در مرحلة دوم، افرادی که اقدام به خالکوبی و سوراخ‌کردن بدن می‌کنند، به‌لحاظ رتبه‌بندی و وجهة اجتماعی در رده‌های پایینی قرار می‌گیرند.

تمرکز بر این موضوع در شهر کرمانشاه، دلایل فرهنگی متفاوتی را دربرمی‌گیرد. عواملی مانند موفق‌نبودن در زندگی اجتماعی، وجودنداشتن فرصت‌های برابر شغلی، فاصلة طبقاتی، پوشاندن ضعف‌ها و پاسخ‌گویی به نیاز فطری، مبارزة منفی علیه سنت‌ها، مسائل روحی و عاطفی از علل احتمالی این پدیده در نظر گرفته می‌شود. بررسی‌های میدانی انجام شده در باشگاه‌های ورزشی شهر کرمانشاه، مصاحبه‌های متعدد با مسؤولان باشگاه‌ها و مراکز بهداشتی و درمانی این شهر، بومی بودن پژوهشگر و آشنایی با جامعه آماری این منطقه باعث انتخاب شهر کرمانشاه برای بیان این مسأله شده است. گفتنی است، روحیة متفاوت فرهنگی بین جوانان این استان به‌خصوص ورزشکاران در بیان این مسأله دخیل است.

مطالعات (احمدیان، 1384؛ شریفی مود و همکاران، 1386؛ Cano and Sams, 2010) نشان می‌دهند شاید ناآگاهی مردم از عوارض خالکوبی باعث شده است که استفاده از آن با استقبال زیادی مواجه شود. پژوهش حاضر، علل و انگیزه‌های اساسی برای خالکوبی و سوراخ‌کردن بدن را بررسی می‌کند.

اهداف این مطالعه به شرح زیر است:

1-                 تعیین تأثیر ظاهرگرایی افراد در انگیزه‌های خالکوبی؛

2-                 تعیین تأثیر میزان عزت نفس در انگیزه‌های خالکوبی افراد؛

3-                 تعیین تأثیر میزان عمل بدون تفکر بر انگیزه‌های خالکوبی افراد؛

4-                 تعیین تأثیر میزان تبلیغات بر انگیزه‌های خالکوبی افراد؛

5-                 تعیین تأثیر احساس محرومیت نسبی بر انگیزه‌های خالکوبی افراد؛

6-                 تعیین تأثیر میزان باورهای دینی بر انگیزه‌های خالکوبی افراد؛

7-                 تعیین تأثیرات متغیرهای جمعیتی (سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، طبقة اجتماعی و استفاده از رسانه‌های جمعی بر انگیزه‌های خالکوبی.

 

پیشینة پژوهش

سیلک و همکاران[2] (2006) در مطالعه‌ای با نام «تغییر بدن: انگیزه برای خالکوبی و سوراخ‌کردن» جنبه‌های انگیزشی تغییر بدن در جامعة امروز را توصیف کرده‌اند و 10 مورد از انگیزه‌های خالکوبی در بدن را مرجعی برای تحقیقات آینده قرار دادند.

تیگمان و هوپکینز[3] (2011) در مطالعه‌ای با نام «خالکوبی‌ها و سوراخ‌ها: حالات واحد بدن»، انگیزه‌های اساسی از عمل کدر خالکوبی و سوراخ برای تغییر بدن را بررسی کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که افراد خالکوبی‌کرده به‌طور برجسته‌ای نسبت به افراد خالکوبی‌نکرده، هماهنگی و یگانگی روحی و جسمانی بیشتری دارند؛ همچنین نتایج نشان می‌دهد که خالکوبی و نه سوراخ‌کردن بدن حالتی از یگانگی بدن را نشان می‌دهد.

دیرک و همکاران[4] (2011) در مطالعه‌ای با نام مطالعة کنترل موردی از خالکوبی‌ها (تاتوها) در قربانیان جوان،در موبایل کانتی آلالاما انجام دادند. نتایج نشان داد 21 درصد از خودکشی‌ها، تاتو کرده بودند. تاتو علائم احتمالی مرگ و غیز ار خودکشی ومرگ تصادقی در افراد جوان است.

ماتهانسون و همکاران[5] (2006) در مطالعه‌ای با نام شخصیت و سوء رفتار در ارتباط با اصلاح بدن و علائم متفاوت فرهنگی به این نتیجه رسیدند که خالکوبی و اصلاح بدن پیامدهای گوناگون منفی فرهنگی مانند طرد اجتماعی، برای افراد دارد که سلامت اجتماعی آنها را به خطر می‌اندازد.

پریتی و همکاران[6] (2006) در مطالعه‌ای با نام نشانه‌های بدن: (تاتوکردن) خالکوبی‌کردن، سوراخ‌کردن بدن و تحلیل علائم اختلال بین نوجوانان، خالکوبی‌کردن و سوراخ‌کردن بدن را به رفتارهای پرخطر مثل اختلال تحلیلی مربوط می‌دانند. نتایج نشان می‌دهد آقایان نسبت به خانم‌ها بیشتر خالکوبی می‌کنند (5/14% در مقابل 4/5%)؛ ولی استفاده از سوراخ‌کردن بدن برعکس و به‌صورت 4/18% در مقابل 3/21% است.

کانو و سامز[7] (2010) در مطالعه‌ای با نام اصلاح بدن و جوان‌شدن، پیش‌گویی‌هایی را برای مدیریت و اصلاح بدن در دو دانشگاه و بین 454 دانشجو در ایالت متحدة جنوبی ارائه کردند که نشان‌دهندة ارتباط بین خودخواهی، اعمال بدون تفکر و تحت‌تأثیر تبلیغات بازار و خودنمایی است. نتایج نشان می‌دهد دانشجویانی که در گذشته به اصلاح و تغییر قیافه تمایل داشته‌اند به تکرار این رفتار ادامه می‌دهند.

استرین و همکاران[8] (2006) در مطالعه‌ای با نام شیوع تاتو، خالکوبی و سوراخ‌کردن بدن در کشور آلمان و احساس سلامت، اختلافات ذهنی و جستجوی احساس و هیجان در میان افرادی که تاتو کرده‌اند، به این نتیجه رسیدند که بیشترین میزان سوراخ‌کردن بدن در افراد 14 تا 44 سال (زنان 41% و مردان 27%) بوده است. در این گروه، افراد 14 تا 24 سال که بیکار هستند، به کلیسا وابستگی ندارند و تاتوکردن با کاهش سلامت روحی ارتباط دارد.

سایر مطالعات، دلایل خاصی را برای خالکوبی ارائه کردند، ازجمله گریف و همکاران[9] (1999) خودبیانگری دنبال‌شده با «آنچه شخص خواسته»، فوربس[10] (2001) خودبیانگری و «تنها مثل آن را به نظررسیدن»، آرمسترانگ و همکاران[11] (2004) خودبیانگری و هویت اطراف نسبت به انحراف یا طغیان، تیگ من و گولدر[12] (2006) «برای بیان خودم» و «به خاطر اینکه آنها خوب به نظر برسند» مهم‌ترین و واضح‌ترین پاسخ برای داشتن خالکوبی را معرفی کردند. کازانجیوا و تسانکو[13] (2007) نیز به بیماری‌های عفونی انتقال‌یافته با فرایند خالکوبی و واکنش‌های آلرژیک، گراینولوماس و تومور ازجمله گرفتاری تاتو متمرکز شدند.

در جمع‌بندی پیشینة پژوهش، مطالعات انجام‌شده چارچوبی برای طراحی و تدوین فرضیه‌ها هستند. بااین‌حال، بیشتر مطالعات در خارج از کشور انجام شده و در داخل، زیاد به این مسأله از دید جامعه‌شناسی توجه نشده است. نخست، مطالعات انجام‌شده در خارج از ایران بیشتر در حوزة پزشکی انجام شده است و دوم، بیشتر این مطالعات انگیزه‌های خالکوبی را از دیدگاه روان‌شناسی و روان‌پزشکی بررسی و توصیف کرده‌اند؛ بنابراین، مطالعة این مسأله از نگاه جامعه‌شناسی با استفاده از جامعة آماری متفاوت، رفتن به فراسوی توصیف‌های صرف و استفاده از آزمون‌‌های آماری پیشرفته مبنایی برای مطالعات در علوم اجتماعی هستند.

 

مروری بر مبانی نظری پژوهش

دیدگاه نظری بروتون

بروتون[14] عقیده دارد بدن انسان، محوری است که با آن، رابطة انسان با جهان بیرونی به واقعیت بدل می‌شود؛ درواقع، مکان و زمانی که هستی از خلال تصویر خاص یک کنشگر تجسم می‌یابد. از خلال بدن، انسان، ذات حیات را از آن خود می‌کند و این ذات را ازطریق نظم‌های نمادین مشترک خود با اعضای جماعتی برای دیگران نیز به بیان می‌آورد. کنشگر بدین‌وسیله جهان را به‌گونه‌ای فیزیکی در اختیار خود می‌گیرد و از آنِ خود می‌کند. برای این کار جهان را انسانی می‌کند یا از آن هم بیشتر، آن را به پدیده‌ای آشنا و درک‌پذیر، حامل معانی و ارزش‌ها بدل می‌کند که هر کنشگر دیگری (که در همان نظام استنادهای فرهنگی او قرار دارد) آن را تجربه می‌کند (‌بروتون، 1392: 14).

نکتة حایز اهمیتی که داوید لوبروتون بدان اشاره می‌کند این است که «بدن، به‌غلط یک پدیدة بدیهی به نظر می‌رسد. داده‌ای ساده و بدون شبهه نیست؛ بلکه حاصل یک تبیین اجتماعی و فرهنگی است». از دیدگاه بروتون، بدن، یک تبیین فرهنگی - اجتماعی در ساختار جامعه‌ای است که به‌مثابة مدارهای پیچیدة فضایی – زمانی - معنایی عمل می‌کند؛ بنابراین، همیشه باید زمان، فضا و معنا را به بازنمودهای درخور مبادله تبدیل کند.

بروتون (2008) در کتاب خود با نام جامعه‌شناسی بدن، به نقش‌های روی بدن توجه دارد و معتقد است که نشانه‌‌گذاری ارج و فرهنگی روی بدن می‌تواند از خلال نوشتار مستقیم جامعه بر پوست کنشگر انجام گیرد. این عمل به شکل نوعی کندن، زخم‌کردن، تغییر شکل یا افزودن چیزی بر پوست ممکن است. شکل‌دادن نمادین، امری نسبتاً رایج در جوامع انسانی است. نوشتار پوستی به شکل خالکوبی‌های همیشگی یا موقت، آرایش، تغییر شکل‌دادن‌های کلی بدن، به‌گونه‌ای نشانه‌گذاری بدن هستند و جامعه می‌کوشد آن را کنترل کند. نوشتارهای بدن درحقیقت یک نظام خوانش موازی با جایگاه ارج و دقیق‌تر خویشاوندی فرد را به وجود می‌آورد. این نوشتارها یادآور ارزش‌های جامعه و جایگاه مشروع هر فرد در نظام ساختار اجتماعی است (بروتون، 1392).

مردم‌شناسان معتقدند خالکوبی در اصل، ریشة قبیله‌ای و طایفه‌ای دارد و تصور می‌شد با وجود پیشرفت تمدن و گسترش شهرنشینی، جایی برای بروز آیین‌ها و رسومات قبیله‌ای باقی نماند؛ اما شواهد نشان می‌دهد امروزه گروه‌های مختلفی با انواع آیین‌ها جایگزین آنها شده‌اند و استفاده از این پدیده و حرکت جامعه به‌سمت نمادگرایی، اعضای یک گروه را به یک نوع طرز فکر خاص سوق می‌دهد و آنها را به پیروی از قانون‌های نانوشته مجبور می‌کند.

نظریة بلک: بلک مفهوم «خود بیانگری» را مالکیت تعریف کرد. هر شخص با تصرفات و دارایی‌هایش معرفی می‌شود. بلک، مادیّت را میزان اهمیت مصرف‌کننده و دسترسی به تملک جهانی تعریف می‌کند. در سطوح بالاتر، مادیّت، مثل تصرف مکان اصلی زندگی شخص و تأمین رضایت است. شخص بر دارایی‌ها و مالکیت خود کنترل و تصرف دارد. مالکیت افراد یک تجربۀ محسوس برای هر شخص محسوب می‌شود (مثل پول، وام و ملک) و بعضی افراد بر افراد دیگر مالکیت دارند (مثل کارفرمایان). تصور بلک از تمایل افراد به تغییر قیافه، کنترل بدن خود است. بلک معتقد است اشخاص با چیزهایی که دارند خود را معرفی می‌کنند. همین مالکیت باعث تمایل افراد به تغییر در بدن خود می‌شود. بدن هر شخص، مرکز شناسایی او است و باعث برقراری ارتباط با دیگران می‌شود. افراد همان‌طور که بر کار خود مالکیت دارند، به حفظ بدن خود به بهترین حالت نیز تمایل دارند (Cano & Sams, 2010).

نظریة مک آدامز: طبق دیدگاه مک آدامز[15]، هر فرد یک تصور ذهنی از خود دارد که اساس شناخت را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین، تغییر قیافه با شناسایی روابط ارتباط دارد. تغییر قیافه مانند تبلیغات، کشیدن عکس یک جامعه یا فرهنگ در یک زمان است. مشارکت‌های صنعتی در خلق فرهنگ، براساس تغییرات عمل می‌کنند. عوامل مشترکی مانند آئین پرستش، ارزش‌ها، زبان، مشارکت گرو‌ه‌های نژادی در ایجاد فرهنگ تأثیر دارند. به‌طور مثال، شناخت نژادی با فعالیت‌های فرهنگی حمایت می‌شود (مانند فستیوال‌ها). عوامل دیگری مانند زبان مادری، فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، غذاهای محلی، وضعیت نسل‌ها، تأثیر سن، تجربه‌های فرهنگی نیز تأثیر دارند. برخلاف رفتار‌های بیرونی، فرم بدن انسان بر خودشناسی تأثیر زیادی دارد. به‌غیر از استثناها، تغییر قیافه یکی از وجوه ارتباطی محسوب می‌شود؛ زیرا افراد وقتی ظاهر خوبی ندارند ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنند (Cano & Sams, 2010).

 

نظریة کش و پپروژینسکی

کش و پروزینسکی[16] با تمرکز بر نگرش فرد نسبت به بدن، تصویر بدن را یک سازة چندبعدی به‌طور خاص روی ظاهر تعریف می‌کنند. این نگرش نسبت به بدن هر فرد است که با تفکیک چهار جزء اصلی اجتماعی و روانی روی تصویر بدن یعنی ادراکی، عاطفی، شناختی و رفتاری کشف می‌شود. این پژوهشگران اندازة بدن را براساس اجزای دریافتی توصیف می‌کنند. رضایت یا نارضایتی از ظاهر هر شخص را جزء عاطفی در نظر می‌گیرند. اعتقادات دربارة بدن در رابطه با اندازه و ظاهر، جزء شناختی و نظافت، فعالیت و آیین جزء رفتاری در نظر گرفته می‌شوند. مرور تصویر بدن یک ساخت چندبعدی است که اهمیت گسترش آن فراتر از ظاهر سادة فیزیکی است؛ اما بازتاب یک مفهوم است که به‌طور عمیق ریشه در هیجان‌های فرد، احساسات و افکار دارد که افزایش شرم و اضطراب و مواردی از افسردگی، عزت نفس کم و حتی اختلال در غذا خوردن را شامل می‌شود (Kazandjieva & Tsankov, 2007). براساس این دیدگاه استنباط می‌شود که تاتو یا خالکوبی برای تاتوکننده به تصویری مثبت از بدن منجر می‌شود و با عمل جراحی یا تاتو، زیبایی وسیله‌ای برای حل این مشکل و به‌دست‌آوردن یک تصویر ایده ال برای فرد می‌شود.

نظریة کمال مطلوب: انگیزۀ تغییر قیافه یکی از ویژگی‌های مربوط به کمال مطلوب است. نظریۀ ویژگی مربوط به کمال مطلوب معتقد است که نیاز فرد در داشتن تعلق به یک گروه یکی از انگیزه‌های اصلی در مفهوم خودشناسی محسوب می‌شود؛ همچنین این نظریه بیان می‌کند مفهوم فردیّت با نسبت‌های فردی (شخصی) و مفاهیم دسته‌جمعی ارتباط دارد. مفهوم فردیّت، ویژگی‌ها و عادت‌های هر فرد را معرفی می‌کند که افراد آن را با دیگران مقایسه می‌کنند و حس خودشناسی را به وجود می‌آورند. وابستگی، شناسایی گستردة روابط است (مانند ارتباط والدین – فرزندان و روابط رمانتیک). ارتباط‌های دسته‌جمعی مانند وابستگی است. ارتباط دسته‌جمعی، شباهت هر شخص را با گروه‌های اجتماعی بزرگ مشخص می‌کند. هرگونه شباهت فرد با گروه اجتماعی، حس خودشناسی را ارتقا می‌دهد. تغییر قیافه نیز خودشناسی را افزایش می‌دهد (Cano & Sams, 2010).

نظریۀ یگانگی تیگ من و گولدر: از دیدگاه تیگ من و گولدنر رایج‌ترین انگیزه برای خالکوبی و سوراخ‌کردن، خودبیانگری و حسی از هویت یا یگانگی است. تیگ من و گولدر به‌دنبال استفاده از چارچوب نظری به‌دست‌آمده با نظریۀ یگانگی بودند. واژة یگانگی برای متفاوت‌بودن در مقایسه با سایر افراد به تلاشی مثبت اشاره می‌کند. فرضیة اساسی نظریۀ یگانگی، تمایل‌ مردم به متفاوت و خاص‌بودن و نیازداشتن به همسانی است. در حقیقت آنها به‌دنبال ایجاد یک سطح متعادل از تمایز فردی هستند؛ زیرا قضاوت‌های ادراکی همسانی یا غیرهمسانی شدید برای دیگران به‌صورت آزاردهنده‌ای تجربه شده است. براین‌اساس مردمی که نیاز بیشتری به یگانه‌بودن دارند، انگیزة بیشتری برای ایجاد سطحی از تفاوت فردی خواهند داشت؛ به‌طور مثال به‌دست‌آوردن یا خریدن چیزی که برای آنها منحصربه‌فرد است. تیگ من و گولدر معتقدند خالکوبی افراد باعث ایجاد یگانگی با تغییر بدن می‌شود و افراد خالکوبی‌کرده نسبت به افراد فاقد خالکوبی تا حد زیادی دربارة نیاز برای یگانگی امتیاز بندی شدند (Tiggemann & Hopkins, 2011).

تیگ من و گولدر پیش‌بینی کردند افراد خالکوبی‌کرده نسبت به همتایان فاقد خالکوبی، دربارة بررسی ظاهر امتیازبندی بالاتری دارند. بررسی ظاهری به محتوای شناختی، بررسی‌های رفتاری و احساسی در بدن و اهمیت آن برای ارزشیابی شخصی اشاره می‌کند. برخلاف انتظار آنها، تیگ من و گولدر متوجه تفاوت خاصی در بررسی ظاهر بین شرکت‌کنندگان خالکوبی‌کرده و فاقد خالکوبی نشدند؛ باوجوداین آنها حدس زدند که شاید اندازه‌گیری بررسی ظاهر، به دستیابی به بررسی اولیه در جنبه‌های هنجاری از ظاهر، مرتبط با نمونه‌های دلخواه اجتماعی رایج زیبایی مثل وزن و شکل منجر می‌شود. با احتمال واضح‌تری اینجا بررسی شد که به قابل رؤیت بودن و جابجایی خالکوبی‌ها مرتبط است. برای مثال فردی که یک شخصیت چینی کوچک خاص را روی سر خود خالکوبی کرده و بندرت بوسیله کسی دیده می‌شود، نسبت به فردی که یک اژدها قابل رویت بزرگی را روی خود یا طرف صورتش خالکوبی کرده است بوسیله ظاهر تحریک می‌شود. براین‌اساس پیش‌بینی می‌شود افرادی با خالکوبی‌های قابل رؤیت، آسان‌تر امتیاز بالاتری را در مورد بررسی ظاهر، نسبت به افرادی با خالکوبی پنهان به دست می‌آورند؛ زیرا بیشتر بررسی‌های خالکوبی و سوراخ‌ها حالت‌هایی از تغییر بدنی تصور شده‌اند. احتمالاً تفاوت‌هایی در انگیزه و منظور آنان وجود دارد. درنتیجه، خالکوبی عملی است که زمان، هزینه و درد چشمگیری نسبت به سوراخ‌کردن دارد و اغلب در چندثانیه انجام می‌شود. مهم‌تر اینکه خالکوبی به تغییر دایمی بدن منجر می‌شود؛ درحالی‌که سوراخ‌کردن‌ها معمولاً به‌آسانی با پرکردن سوراخ در پوست یا درمان برداشته می‌شود. تعداد نامحدودی از تصاویر خالکوبی برای انتخاب وجود دارد یا حتی به‌طور شخصی به وسیله حاملی برای خاص بودن در مقابله با مقدار بسیار محدودی از حلقه‌ها، میخ‌ها و چیزهای نصب کردنی فلزی موجود برای سوراخ‌ها طراحی شده است. بر همین اساس خالکوبی‌ها احتمالاً با معنای شخص قابل توجهی نسبت به سوراخ‌ها تأثیر گذار خواهند بود. جدول 1 الگوی نظری پژوهش را با تمرکز بر نظریه‌‌های پژوهش و متناسب با متغیرها نشان می‌دهد.

 

جدول1-الگوی نظری پژوهش

نظریه‌پرداز

ایدة نظری

استنتاج نظری

ارائة فرضیه

مفاهیم و متغیرها

برتون

نوشتارهای بدن در حقیقت یک نظام خوانش موازی با جایگاه فرد به وجود می‌آورد و یادآور ارزش‌های جامعه و جایگاه مشروع هر فرد در نظام ساختار اجتماعی است

فرد سعی دارد با خالکوبی جایگاه خود را در جامعه از دیگران جدا کند.

طبقة اجتماعی بر انگیزه‌های خالکوبی تأثیر دارد

طبقة اجتماعی

مک آدامز

برخلاف رفتار‌های بیرونی، فرم بدن انسان روی خودشناسی نقش زیادی دارد. تغییر قیافه یکی از وجوه ارتباطی است؛ زیرا افراد هنگامی‌که ظاهر خوبی ندارند، ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنند؛ بنابراین، تغییر قیافه نقش تبلیغات را برای فرد ایفا می‌کند.

هر اندازه توجه به ظاهر اهمیت داشته باشد، تمایل به اصلاح آن بیشتر می‌شود.

 

توجه به ظاهر بر انگیزه‌های خالکوبی تأثیر دارد

ظاهرگرایی

نظریۀ کمال مطلوب

نظریۀ کمال مطلوب معتقد است که نیاز فردیّت وظیفه تعلق داشتن به یک گروه یکی از انگیزه‌های اصلی در مفهوم خودشناسی محسوب می‌شود.

طبق این نظریه، خالکوبی و تغییر قیافه مشخصه‌ای برای خودشناسی و عزت نفس افراد می‌شود.

بین عزت نفس و انگیزه‌های خالکوبی رابطه وجود دارد.

 

عزت نفس

تیگ من و گولدر

مردم دوست دارند با مقایسه خود با دیگران، متفاوت از آنها باشند. خالکوبی افراد باعث ایجاد یگانگی از طریق تغییر بدن می‌شود.

افراد خالکوبی‌کرده در بررسی ظاهر، خود را بالاتر از همتایان فاقد خالکوبی می‌دانند

بین محرومیت نسبی و انگیزه‌های خالکوبی رابطه وجود دارد.

محرومیت نسبی،

عمل بدون تفکر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الگوی 1- الگوی تجربی پژوهش

 

 

فرضیه‌های پژوهش

بین میزان ظاهرگرایی و انگیزه‌‌های خالکوبی رابطة معنادار وجود دارد.

بین میزان عزت نفس و انگیزه‌های خالکوبی رابطة معنادار وجود دارد.

بین میزان عمل بدون تفکر و انگیزه‌‌های خالکوبی رابطة معنادار وجود دارد.

بین میزان اثرپذیری از تبلیغات و انگیزه‌‌‌‌‌‌های خالکوبی رابطة معنادار وجود دارد.

بین میزان احساس محرومیت نسبی و انگیزه‌های خالکوبی رابطة معنادار وجود دارد.

سطح تحصیلات بر انگیزه‌های خالکوبی تأثیر معنادار دارد.

وضعیت تأهل بر انگیزه‌های خالکوبی تأثیر معنادار دارد.

طبقة اجتماعی بر انگیزه‌های خالکوبی تأثیر معنادار دارد.

بین استفاده از رسانههای جمعی و انگیزه‌های خالکوبی رابطة معنادار وجود دارد.

 

روش پژوهش

روش پژوهش در این مطالعه توصیفی با تأکید بر روش پیمایشی بوده است. جامعة مطالعه‌شده در این پژوهش، مردان بالای 15 سال در شهر کرمانشاه هستند که دست‌کم یک‌بار خالکوبی کرده‌اند. گروه زیادی از این افراد، ورزشکاران بودند؛ زیرا این گروه تمایل زیادی به تغییر قیافه دارند و بیشتر با جامعه و انواع روش‌های تغییر قیافه (مانند جراحی پلاستیک) ارتباط دارند. تعداد 350 نفر با روش نمونه‌گیری گلوله برفی جمع‌آوری شدند. ازآنجاکه تعداد افراد خالکوبی‌کننده معلوم نبود، از نمونه‌گیری در دسترس و گلوله برفی استفاده شد که نوعی نمونه‌گیری غیراحتمالی است و به روش خاص انتخاب نمونه نیاز ندارد. برای این کار، پژوهشگر به‌ناچار با پیداکردن نمونه‌هایی در باشگاه‌ها، حمام‌های عمومی و سالن‌های ورزشی (مانند شنا) به نمونة آماری دست یافت. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ای بود که پژوهشگر تهیه کرده است و در آن دو گروه سؤال وجود داشت. تعدادی سؤال در زمینة ویژگی‌های جمعیتی و زمینه‌ای است که هر کدام با یک سؤال مطرح شدند. تعدادی از گویه‌ها نیز که در قالب طیف پنج درجه‌ای لیکرت طرح شدند مربوط به متغیرهای انتزاعی بودند که هر کدام با بیش از یک گویه سنجیده شدند.

برای محاسبة اعتبار ابزار از پنج نفر اساتید و متخصصانِ مربوط کمک گرفته شد که پس از مطالعه و بررسی با تغییر، حذف و اصلاح برخی از گویه‌ها درنهایت اعتبار صوری به دست آمد. برای برآورد پایایی ابزار نیز مطالعة مقدماتی بین 60 نفر از ورزشکاران انجام شد که خالکوبی کرده بودند. پس از ورود داده‌ها به نرم‌افزار SPSS، دوباره برخی گویه‌ها حذف و اصلاح شدند و درنهایت پرسش‌نامه‌ای پذیرفتنی که روایی و پایایی دارد بین پاسخ‌گویان توزیع شد.

برخی مفاهیم نیاز به تعریف و نحوة سنجش دارند؛ به همین دلیل برخی از متغیرها و مفاهیم اصلی، تعریف نظری و عملیاتی شدند که به شرح زیر است:

انگیزه‌های خالکوبی: نوعی آمادگی نسبتاً ثابت و مداوم روانی برای واکنش نسبت به اشیا، افراد، موضوعات خاص و نگرش نشان‌‌دادن واکنش مثبت یا منفی نسبت به افراد، نهادها و حوادث است (محسنی، 1379: 19؛ ربانی و قاسمی، 1381: 148). خالکوبی یا تَتو (تاتو) به ایجاد نقوش دایمی یا با ماندگاری طولانی روی پوست گفته می‌شود. خالکوبی نوعی آرایش جسمانی است که با خراش‌های بسیار کوچک، طرح انتخاب‌شده را بر پوست، چاپ و سپس رنگدانه‌های مناسب را در محل آن وارد می‌کنند (پانون و پرن، 1386). انگیزه‌های خالکوبی با استفاده از 31 گویه در هفت بعد بررسی شد. این ابعاد عبارتنداز: 1- جلب توجه و متمایزبودن با استفاده از سه گویه؛ 2- پذیرش اجتماعی و هویت یابی با هفت گویه؛ 3- غرور و زیبایی با چهار گویه؛ 4- مدیریت و کنترل بدن با نه گویه؛ 5- تقلید از دیگران با سه گویه؛ 6- علاقه به کسی با دو گویه؛ 7- سایر موارد با سه گویه.

جدول 2 اعتبار و پایایی متغیرهای پژوهش را نشان می‌دهد. میزان آلفای کرونباخ برای این متغیرها نشان می‌دهد گویه‌های بیشتر متغیرهای پژوهش، هماهنگی درونی خوبی با هم دارند.

 

 

 

 

 

 

جدول 2- اعتبار و پایایی متغیرهای پژوهش

متغیر وابسته

تعداد

گویه

آلفای

کرونباخ

متغیرهای مستقل

تعداد

گویه

آلفای

کرونباخ

انگیزه‌های خالکوبی

جلب توجه و متمایزبودن

3

69/0

میزان ظاهرگرایی

11

69/0

پذیرش و هویت اجتماعی

7

78/0

میزان عمل بدون تفکر

5

73/0

غرور و زیبایی

4

75/0

میزان تأثیرپذیری از تبلیغات

6

81/0

مدیریت و کنترل بدن

9

81/0

میزان محرومیت نسبی

9

94/0

تقلید از دیگران

3

66/0

میزان عزت نفس

30

77/0

علاقه به کسی

2

59/0

کل انگیزة خالکوبی

31

89/0

سایر موارد

3

78/0

 

 

 

متغیرهای مستقل در این پژوهش عبارتنداز:

ظاهرگرایی: عملی است که فرد زیبایی بدن خود را معیار و ملاک قضاوت قرار می‌دهد و براساس آن رفتار می‌کند. این متغیر با استفاده از 11 گویه در قالب طیف پنج درجه‌ای لیکرت سنجیده شد.

عمل بدون تفکر: نوعی ویژگی است که باعث خریدکردن انسان بدون نیاز به کالای مشخص می‌شود. این متغیر با استفاده از پنج گویه در قالب طیف پنج درجه‌ای لیکرت سنجیده شد.

احساس محرومیت نسبی: منظور از احساس محرومیت نسبی این است که نخست، شخصی خود را در مقام مقایسه با دیگران قرار دهد و در ضمن مقایسه، خود را نسبت به آنها در موقعیت پایین‌تر و نازلتری ببیند ودر نهایت اینکه در این حالت خود را مقصر نمی‌شناسد (ربانی و همکاران، 1390). این متغیر فاصله‌ای بوده و با هشت گویه براساس طیف پنج درجه‌ای لیکرت سنجده شد.

عزت نفس: منظور، ارزشیابی کلی فرد از خود است. این اصطلاح بیان‌کنندة خود و خود انگاره[17] نیز هست (سامانی و فولاد چنگ، 1385: 43). برای سنجش عزت نفس از مقیاس عزت نفس اسمیت[18] (1967) استفاده شده است. این مقیاس 30 گویه و هر عبارت یک مقیاس پاسخ‌گویی لیکرت دارد.

اثرپذیری از تبلیغات: تبلیغ‌کنندگان بازار دربارة تمام محصولات، نیاز مشتری‌ها، حقایق بازار، موقعیت مغازه‌ها آگاهی لازم را دارند. این متغیر با استفاده از شش گویه در قالب طیف پنج درجه‌ای لیکرت سنجیده شد.

 

یافته‌های پژوهش

نتایج به‌دست‌آمده از جمع‌آوری پرسش‌نامه‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. تحلیل‌ها در قالب توصیف ویژگی‌های مختلف متغیرها با استفاده از آمارهای توصیفی است و در مرحلة بعد، متناسب با سطح سنجش متغیرهای مستقل از آزمون‌های آماری و وابسته به آن برای بررسی فرضیه‌های پژوهش اقدام شد.

 

یافته‌های توصیفی

نتایج حاصل نشان می‌دهد که 156 نفر (6/44%) از پاسخ‌گویان، متأهل و 158 نفر (1/45%) آنها مجرد هستند. 47 نفر (4/13%) از پاسخ‌گویان خود را جزء طبقة بالای جامعه، 199 نفر (9/56%) خود را جزء طبقة میانی و 99 نفر (3/28%) خود را جزء طبقة پایین جامعه می‌دانند. از دیگر متغیرها استفاده از خالکوبی برای نخستین بار است که بین پاسخ‌گویان، 173 نفر (4/49%) از دوستان، 20 نفر (7/5%) از والدین و 54 نفر (4/15%) از سایرین تقلید کردند و 51 نفر (6/14%) خودشان شروع کرده بودند.

از دیگر متغیرهای مطالعه‌شده، نوع تاتو است. نتایج نشان می‌دهد که بین پاسخ‌گویان، 131 نفر (4/37%) از نوشته، 98 نفر (0/28%) از تصویر و 95 نفر (1/27%) از نوشته و تصویر برای خالکوبی استفاده کردند.

جدول 3، ویژگی آماری انگیزه‌های خالکوبی را نشان می‌دهد. این متغیر از 31 گویه، تشکیل و در قالب هفت بعد طبقه‌بندی شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی انگیزة خالکوبی برابر 77/90 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار[19] (97) در حد متوسط است.

 

جدول 3 - ویژگی‌های آماری ابعاد متغیر انگیزه‌های خالکوبی

علت‌های خالکوبی

تعداد

گویه

میانگین

انحراف

معیار

واقعی

مورد انتظار

جلب توجه و متمایزبودن

3

59/9

9

96/2

پذیرش و هویت اجتماعی

7

33/20

21

93/4

غرور و زیبایی

4

84/12

12

88/2

مدیریت و کنترل بدن

9

62/25

27

53/7

تقلید از دیگران

3

02/9

9

39/2

علاقه به کسی

2

68/5

6

97/1

سایر موارد

3

99/8

9

78/2

کل انگیزة خالکوبی

31

77/90

93

85/11

 

جدول 4، نتایج حاصل از آزمون میانگین رتبه‌ای فریدمن را برای ابعاد مختلف متغیر انگیزه‌های خالکوبی نشان می‌دهد که در آن میانگین رتبه‌ها در ابعاد مختلف با هم تفاوت دارند؛ بنابراین، فرضیة H0 یا فرضیة یکسانی رتبه‌ها رد می‌شود. نتایج آزمون رتبه‌ای فریدمن براساس مقدار کای اسکوئر تفسیر می‌شود. مقدار خی‌دو در این آزمون برابر 86/1088 و درجة آزادی برابر 6 است. این نتیجه، حداقل، 95 % این معناداری را تأیید می‌کند.

بیشترین میانگین رتبه، مربوط به مدیریت بدن و پس از آن پذیرش اجتماعی است. می‌توان استنباط کرد افرادی که اقدام به خالکوبی کرده‌اند انگیزة بیشتری برای کنترل و مدیریت بدن خود دارند. براساس عقیدة بلک، افراد سعی می‌کنند با تغییر قیافه، بدنشان را طبق تمایل خود کنترل و مدیریت کنند. این مالکیت و تمایل باعث می‌شود افراد در بدن خود تغییراتی به وجود آورند. پایین‌ترین میانگین رتبه، مربوط به علاقه به دیگران است. باوجوداینکه شدت آن نسبت به سایر موارد کمتر است، این مورد را هم درنظر می‌گیرند.

جدول 5، ویژگی‌های آماری متغیرهای مستقل فاصله‌ای را به‌صورت خلاصه نشان می‌دهد. یکی از این متغیرها میزان ظاهرگرایی است که با استفاده از 11 گویه سنجیده شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی آن برابر 99/34 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (33) بیشتر است.

متغیر دیگر، میزان عمل بدون تفکر است که با استفاده از 5 گویه سنجیده شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی آن برابر 82/15 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (15) بیشتر است.

متغیر دیگر، میزان تأثیرپذیری از تبلیغات است که با استفاده از 6 گویه سنجیده شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی آن برابر 63/21 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (15) بیشتر است.

متغیر دیگر، میزان محرومیت نسبی است که با استفاده از 9 گویه سنجیده شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی آن برابر 66/24 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (27) در حد متوسطی است.

متغیر دیگر، میزان باورهای دینی است که با استفاده از 7 گویه سنجیده شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی آن برابر 57/21 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (21) در حد متوسطی است.

متغیر دیگر، میزان عزت نفس است که با استفاده از 9 گویه سنجیده شده است. نتایج نشان می‌دهد میانگین واقعی آن برابر 52/78 است. این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (75) نسبتاً بیشتر است.

 

جدول 4- آزمون مقایسة میانگین رتبة ابعاد مختلف متغیر انگیزة خالکوبی

ابعاد انگیزة خالگوبی

ابعاد انگیزه

جلب توجه

پذیرش اجتماعی

زیبایی

مدیریت بدن

تقلیدکسی

علاقه

سایر

میانگین رتبه

26/3

10/6

61/4

61/6

93/2

45/1

05/3

X2= 86/1088                                      df = 6                                     Sig. = 000/0

 

 

جدول 5- ویژگی‌های آماری متغیر‌های مستقل

ابعاد

متغیر

تعداد

گویه

میانگین

انحراف

معیار

واقعی

مورد انتظار

میزان ظاهرگرایی

11

99/34

33

78/6

میزان عمل بدون تفکر

5

82/15

15

07/5

میزان تأثیرپذیری از تبلیغات

6

63/21

15*

42/5

میزان محرومیت نسبی

9

66/24

27

73/9

میزان باورهای دینی

8

57/21

24

53/5

میزان عزت نفس

30

52/87

75**

59/10

*این متغیر در دامنه 0 تا 5 قرار دارد؛ بنابراین میانگین مورد انتظار از ضرب تعداد گویه‌ها در 5/2، عدد 15 به دست آمد.

** این متغیر در دامنه 1 تا 4 قرار دارد؛ بنابراین میانگین مورد انتظار از ضرب تعداد گویه‌ها در 5/2، عدد 75 به دست آمد.

 

 

یافته‌های استنباطی

برای بیان رابطة بین متغیرهای پژوهش از آزمون ضریب همبستگی و برای آزمون مقایسة میانگین‌ها از آزمون تحلیل واریانس و تی گروه‌های مستقل استفاده می‌شود. جدول 6، آزمون همبستگی پیرسون بین متغیرهای مستقل فاصله‌ای (میزان توجه به ظاهر، میزان عمل بدون تفکر، میزان تبلیغ بازار، میزان تمایل به تغییر قیافه، میزان محرومیت نسبی، میزان گرایش‌های دینی و میزان عزت نفس) و متغیر وابسته (انگیزه خالکوبی) رابطه معناداری را نشان می‌دهد. در این جدول، شش فرضیه آزموده شده است. نتایج نشان می‌دهد رابطة بین متغیرهای ظاهرگرایی، عمل بدون تفکر، میزان تأثیرپذیری از تبلیغات، میزان محرومیت نسبی و میزان عزت نفس با انگیزة خالکوبی به‌ترتیب برابر 341/0، 201/0، 154/0، 245/0 و 378/0- است.

 

 

جدول 6- آزمون همبستگی متغیرهای مستقل فاصله‌ای و متغیر وابسته و ابعاد آن

ماتریس

همبستگی

جلب توجه

پذیرش اجتماعی

غرور و زیبایی

مدیریت و کنترل بدن

تقلید از دیگران

علاقه به کسی

سایر موارد

انگیزة خالکوبی

ظاهرگرایی

(245/0=r)

(000/0=Sig)

(228/0=r)

(001/0=Sig)

(169/0=r)

(011/0=Sig)

(162/0=r)

(002/0=Sig)

(131/0=r)

(02/0=Sig)

(162/0=r)

(006/0=Sig)

(13/0=r)

(01/0=Sig)

(341/0=r)

(000/0=Sig)

میزان عمل بدون تفکر

(06/0=r)

(28/0=Sig)

(14/0=r)

(01/0=Sig)

(17/0=r)

(002/0=Sig)

(03/0=r)

(50/0=Sig)

(07/0=r)

(18/0=Sig)

(01/0=r)

(84/0=Sig)

(005/0=r)

(93/0=Sig)

(201/0=r)

(002/0=Sig)

اثرپذیری از تبلیغات

(13/0=r)

(02/0=Sig)

(13/0=r)

(02/0=Sig)

(13/0=r)

(02/0=Sig)

(003/0=r)

(97/0=Sig)

(09/0=r)

(09/0=Sig)

(06/0=r)

(27/0=Sig)

(195/0=r)

(001/0=Sig)

(154/0=r)

(032/0=Sig)

محرومیت نسبی

(169/0=r)

(011/0=Sig)

(162/0=r)

(003/0=Sig)

(131/0=r)

(026/0=Sig)

(133/0=r)

(025/0=Sig)

(185/0=r)

(025/0=Sig)

(125/0=r)

(027/0=Sig)

(22/0=r)

(001/0=Sig)

(245/0=r)

(000/0=Sig)

میزان عزت نفس

(201/0- =r)

(002/0=Sig)

(154/0- =r)

(022/0=Sig)

(22/0- =r)

(000/0=Sig)

(125/0- =r)

(003/0=Sig)

(252/0- =r)

(000/0=Sig)

(217/0- =r)

(000/0=Sig)

(112/0- =r)

(048/0=Sig)

(378/0- =r)

(000/0=Sig)

 

 

جدول 7، مقایسة میانگین نمرة خالکوبی را بین گروه‌های مختلف سه متغیر وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، طبقة اجتماعی و تقلید تاتو برای بار اول نشان می‌دهد. ازآنجاکه این سه متغیر در سطح سنجش اسمی چندبعدی و ترتیبی قرار دارند، برای بررسی آنها فرضیه از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده می‌شود. نتایج به‌دست‌آمده به این صورت است: میانگین انگیزة خالکوبی برای افراد مجرد، متأهل و مطلقه با هم متفاوت است و این تفاوت معنادار براساس آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (211/4 =F) در سطح حداقل 95% اطمینان (006/0Sig= ) تأیید شده است؛ میانگین انگیزة خالکوبی برای گروه‌های مختلفِ متغیرِ «نخستین‌بار از چه کسی تقلید کرده‌اید» با هم متفاوت است و این تفاوت معنادار براساس آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (91/5 =F) در سطح حداقل 95% اطمینان (000/0Sig=) تأیید شده است؛ میانگین انگیزة خالکوبی برای گروه‌های مختلفِ متغیر طبقة اجتماعی، با هم متفاوت است و این تفاوت معنادار براساس آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (05/6 =F) در سطح حداقل 95% اطمینان (000/0Sig= ) تأیید شده است؛ میانگین انگیزة خالکوبی برای گروه‌های مختلفِ متغیر سطح تحصیلات، با هم متفاوت است و این تفاوت معنادار براساس آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (115/3 =F) در سطح حداقل 95% اطمینان (016/0Sig= ) تأیید شده است.

 

 

جدول 7- مقایسة میانگین انگیزة خالکوبی برای وضعیت تأهل، طبقة اجتماعی و تقلید تاتو برای بار اول

نام متغیر

واریانس‌ها

جمع

درجة آزادی

میانگین مربعات

آزمون F

معناداری

 

وضعیت تأهل

بین گروه‌ها

438/568

3

479/189

 

211/4

 

006/0

درون گروه‌ها

51/13723

305

99/44

واریانس کل

94/14291

308

---

 

طبقه اجتماعی

بین گروه‌ها

64/543

2

82/271

 

05/6

 

003/0

درون گروه‌ها

14/13748

306

92/44

واریانس کل

79/14291

308

---

سطح تحصیلات

بین گروه‌ها

93/553

4

483/138

 

115/3

 

016/0

درون گروه‌ها

69/13248

289

459/44

واریانس کل

62/13802

302

---

 

 

رگرسیون چندمتغیره

در پژوهش حاضر از آماره رگرسیون چندگانه به‌شیوة گام‌به‌گام استفاده می‌شود. در این روش، متغیرهای مختلف به‌ترتیبِ میزان اهمیت در تبیین متغیر وابسته، وارد معادله می‌شوند و متغیرهایی که تأثیری در توضیح متغیر وابسته نداشته باشند خارج از معادله قرار می‌گیرند. خروج متغیرها در این روش به معنای کم‌اهمیت‌بودن آنها نیست؛ بلکه هدف در این روش، انتخاب متغیرهایی است که قابلیت پیش‌بینی و تبیین بیشتری برای متغیر وابسته داشته باشند. برای استفاده از این روش، متغیرهای اسمی به‌صورت ساختگی وارد تحلیل رگرسیون شدند. در اینجا متغیر ساختگی، برداری است که در آن به اعضای طبقة معینی یک عدد دلخواه و به بقیه (آزمودنی‌هایی که عضو آن طبقه نباشند) عدد دلخواه دیگری داده می‌شود. با این روش این متغیرها در جوار متغیرهای پیوسته به کار می‌روند و به‌صورت متغیرهای پیوسته استفاده می‌شوند. نتایج جدول 8 نشان می‌دهند در این معادله، چهار متغیر عزت نفس، ظاهرگرایی، احساس محرومیت نسبی و الگوپذیری وارد شدند. آزمون T نشان می‌دهد ضریب بتا برای این چهار متغیر در سطح معناداری قرار دارد. نخستین متغیری که در معادلة رگرسیونی وارد شد، میزان عزت نفس است. مقدارT برای این متغیر برابر 70/2- T= و ضریب معنی‌داری 008/0 =Sig.T است. در اینجا میزان ضریبِ تعیین برابر 351/0= به دست آمد. در گام دوم با واردشدن میزان ظاهرگرایی مقدارT برابر 93/2 T= و ضریب معنی‌داری 004/0 =Sig.T است. در مرحلة سوم میزان احساس محرومیت نسبی وارد معادله شد، مقدار T برای این متغیر برابر 20/3 T= و ضریب معنی‌داری 002/0 =Sig.T است. در اینجا با واردشدن سومین متغیر، میزان ضریبِ تعیین برابر 455/0= به دست آمد. در مرحلة چهارم الگوپذیری وارد معادله شد، مقدار T برای این متغیر برابر 12/2 T= و ضریب معنی‌داری 036/0 =Sig.T است. در این مرحله میزان ضریب تعیین برابر 485/0 = به دست آمد. این چهار متغیر درمجموع مقدار 485/0 از تغییرات درونی متغیر انگیزه‌های خالکوبی را تبیین کردند.

 

 

جدول 8 - تحلیل چندگانه متغیرهای مستقل برای پیشبینی انگیزة خالکوبی

مرحله

نام متغیر

B

Beta

مقدار t

معناداری

آزمون فیشر

معناداری

1

عزت نفس

283/0-

21/0-

70/2-

008/0

351/0

 

 

671/7

 

 

000/0

2

ظاهرگرایی

46/0

23/0

93/2

004/0

401/0

3

احساس محرومیت

387/0

26/0

20/3

002/0

455/0

4

الگوپذیری

08/4

17/0

12/2

036/0

485/0

Constant=92/20                                  Durbin-Watson =87/1                     

 

 

نتیجه‌

هدف در این مطالعه بررسی عوامل مرتبط با انگیزه‌های خالکوبی بوده است. پس از بررسی ادبیات نظری و گردآوری داده‌های لازم، روابط بین متغیرها آزموده شد و نتایج درخور تفسیری به دست آمد.

درواقع رفتار فرد بسیار رابطۀ نزدیکی با تمایل او برای تغییر قیافه دارد. افرادی که در گذشته تمایل زیادی به تغییر قیافه داشته‌اند نسبت به افرادی که این‌چنین نبوده‌اند بسیار خواهان تغییر قیافه خود در آینده خواهند بود. براساس نتایج به‌دست‌آمده استدلال می‌شود که تلاش بیشتر مردم برای تغییرات بدن ارزش «بودن»‌های مختلف پس از تاتو را بروز می‌کند و این تلاش بیشتر برای برجسته‌ترکردن هویت آنها در جامعه و رسیدن به تسلط و کنترل بدن است.

عزت نفس نیز در ارتباط با انگیزه‌های خالکوبی است. این متغیر ارتباط معکوسی با انگیزة خالکوبی دارد. نتایج نشان می‌دهد افرادی که اعتماد به نفس و عزت نفس کمتری دارند از تاتو بیشتر استفاده می‌کنند.

ازجمله عوامل مرتبط با انگیزه‌های خالکوبی، عمل بدون تفکر است. بیشتر مطالعات نقش عمل بدون تفکر را در رفتار مصرف‌کنندگان نشان می‌دهد. گیرارد[20] خریدهای اینترنتی و روابط بین خرید بدون تفکر دربارة نوع محصول و نوع بازار را مطالعه کرد. مطالعات گریف[21] بین دانشجویان نشان می‌دهد که خانم‌ها بیشتر از آقایان به تغییر قیافه تمایل دارند. این ویژگی یکی از شش ویژگی اختلال عصبی است و ارتباط نزدیکی با احساسات مرد دارد. اختلال عصبی باعث می‌شود فرد قادر به کنترل امیال و هوس‌های خود نباشد و از خریدکردن لذت ببرد، بدون اینکه به قیمت آن توجهی داشته باشد.

یکی از عوامل مرتبط با خالکوبی، تبلیغات بازار است. نتایج نشان داد بین تبلیغ بازار، تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و مکان بازار با میزان خالکوبی ارتباط مشخصی وجود دارد. بسیاری از پاسخ‌گویان معتقد بودند تبلیغات رسانه‌ای به‌خصوص ماهواره روی ورزشکاران حرفه‌ای و بازیگران مهم، انگیزه آنها را برای تاتو بیشتر کرده است.

از دیگر عوامل مرتبط، احساس محرومیت نسبی است.

به‌طورکلی نتایج این پژوهش در راستای مطالعات انجام‌شده است. بیشتر این مطالعات بر متغیرهای روان‌شناسی، بهداشتی و فردی متمرکز شده‌اند؛ اما نتایج این مطالعه در بعد جامعه‌شناسی در راستای نتایج آنها در نظر گرفته می‌شود. کازانجیوا و تسانکو (2007) بر بیماری‌های منتقل‌شونده، سیلک و همکاران (2006) بر انگیزه‌های خالکوبی، تیگمان و هوپکینز (2011) بر یگانگی بدن، دیرک و همکاران (2000) بر خطرات اجتماعی خالکوبی، ماتهانسون و همکاران (2006) بر پیامدهای خطرناک روی سلامت روان افراد، بریی و همکاران (2010) بر آسیب‌های روانی، پریتی و همکاران (2006) بر نقش متغیرهای جمعیتی، کانو و سامز (2010) بر خودخواهی و اعمال بدون تفکر و تحت تأثیر تبلیغات بازار و خودنمایی، استرین و همکاران (2006) بر اختلافات ذهنی و جستجوی احساس و هیجان، گریف (1999) خودبیانگری دنبال‌شده با «آنچه شخص خواسته»، فورسب (2001) خودبیانگری و «تنها مثل آن  به‌نظررسیدن»، آرمسترانگ (2004) خودبیانگری و هویت اطراف نسبت به انحراف یا طغیان، میلز و ایچولد (2001) حالات و هنر افراد، تیگ من و گولدر (2006) «برای بیان خودم» را مهم‌ترین و واضح‌ترین پاسخ برای داشتن خالکوبی معرفی کردند.

بیشتر نتایج، مدیریت بدن و پذیرش اجتماعی را بیان می‌کنند که انگیزه‌های اصلی برای دستیابی به اصلاح بدن هستند. این انگیزه به نظر می‌رسد در رابطه با طبقة سنی و اجتماعی بوده است. تاتو، معانی شخصی برای تحمل‌کنندگان آن دارد؛ درحالی‌که خالکوبی یا سوراخ‌کردن، نوعی پیرایش متداول به نظر می‌رسد. به‌طور خلاصه، انگیزه‌های بزرگ برای انجام تاتو و خالکوبی بدن بسیار شبیه هستند و در ده مقولة زیبایی، مد، فردیّت، دلایل شخصی، تداوم جسمی، وابستگی‌های گروهی و تعهد، مقاومت، معنویّت و فرهنگ سنتی، اعتیاد، انگیزه‌های جنسی یا هیچ دلیل خاصی بیان می‌شوند. بیشتر آنهایی که در این مقوله بیان شدند برای بیان شخصی و یا زیبایی بدن هستند. دیگر انگیزه‌ها برای نشان‌دادن ارتباطی خاص در انجام تاتو و خالکوبی انجام می‌گیرد. براساس نتایج به‌دست‌آمده، عمل بدون تفکر به نوعی اختلال عصبی منجر می‌شود و باعث می‌شود فرد قادر به کنترل امیال و هوس‌های خود نباشد و از خریدکردن لذت ببرد، بدون اینکه به قیمت آن توجهی داشته باشد. برخی مردم اجبار را بر فرایند تصمیم‌گیری دلیل دستیابی به خالکوبی بیان می‌کنند؛ تأثیر داروهای الکلی نیز درگزارش‌های فردی پاسخ‌گویان مطرح شده است؛ بنابراین، هیچ دلیل شخصی خاصی برای این کار وجود ندارد.

هر چند پدیدة خالکوبی ایرادی ندارد، علل گرایش جوانان به این پدیده درخور تأمل و بررسی است. دلایل این امر به دو صورت فردی و اجتماعی ارزیابی می‌شود. براساس دیدگاه اجتماعی، امروزه با گسترش شبکه‌های جهانی و نفوذ زیرمجموعه‌های آن در سراسر دنیا بسیاری از شرکت‌های تبلیغاتی یا گروه‌های مختلف از این ابزار یا مشابه آن برای تبلیغات خود استفاده می‌کنند تا نفوذ فرهنگی بر جوامع به‌ویژه کشورهای در حال توسعه داشته باشند.

براین‌اساس پیشنهاد می‌شود که:

الف- ازآنجاکه نگرش و تمایل به تاتو بین برخی از افراد وجود دارد، در راستای مراقبت از بدن و اجزای فیزیکی بدن لازم است آرایش و به‌خصوص تاتو که شدیدترین نوع آرایش فیزیکی بدن است، زیر نظر و مراقبت پزشکان و متخصصان آن قرار گیرد.

ب- تمام کسانی که به هر نوعی خالکوبی انجام داده‌اند، تست غربال‌گری انجام دهند تا از عوارض احتمالی آن در امان باشند.

ج- محرومیت نسبی، از عوامل تشویق‌کنندة افراد به خالکوبی است؛ بنابراین، تا حد امکان با دراختیارگذاشتن تسهیلات به افراد، احساس محرومیت نسبی در جامعه را کاهش دهند.

د- لازم است افراد جامعه را از عواقب و مشکلات اجتماعی، فیزیکی و روان‌شناختی تاتو آگاه کنند؛ زیرا در هر تصمیمی اگر شناخت کافی باشد، مشکلات آتی آن به‌نسبت کمتر خواهد بود.

به‌طورکلی باید به مسائل فرهنگی در رابطه با گسترش استفاده از خالکوبی توجه کرد. از دیگر مسائل، تغییر الگوهای رفتاری افراد است؛ به‌خصوص آنهایی که در معرض خطر جوامع هستند (مانند جوانان). بعضی از جوانان به مدهای گوناگونی گرایش دارند. تراکم جمعیت، تجمع افراد با رفتارهای پرخطر در یک مکان بسته، استفاده از وسایل مشترک برای خالکوبی، نداشتن قوانین برای مدیریت این رفتار و نبود منابع لازم برای مقابله با خالکوبی ازجمله مسائلی است که مسؤولان باید به آن توجه داشته باشند و برای حل آن راهکاری بیاندیشند.



[1] Tattoo

[2] Silke et al.

[3] Tiggemann and Hopkins

[4] Dirk et al.

[5] Mathanson et al.

[6] Preti et al.

[7]Cano & Sams

[8] Strin et al.

[9] Greif et al.

[10] Forbes

[11] Armstrong et al.

[12] Tggmann & Golder

[13] Kazandjieva & Tsankov

[14] Breton

[15] Mc Adams

[16] Kesh & Birjineski

[17] Self Steem

[18] Smith

[19] برای محاسبة میانگین مورد انتظار، تعداد گویه‌های هر متغیر را در 3 (متوسط) ضرب کرده و میانگین مورد انتظار به دست می‌آید.

[20] Girard

[21] Grief

احمدیان، م. (1384). «آشنایی با خالکوبی (تاتو) و سوراخ‌کردن بدن»، نشریة طیف، س 6، ش 17، ص 16 - 17.

بالاسرائی، ک. (1384). «تاتو»، مجلة دیدار، س 7، ش 127، ص 28 -30.

پانون، م. و پرن، م. (1386). فرهنگ مردم‌شناسی، ترجمه: اصغر عسکری خانقاه، تهران: انتشارات سمت.

ربانی، ع.؛ ربانی، ر. و حسنی، م. (1390). «رابطة احساس محرومیت نسبی با گرایش به هویت ملی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه اصفهان)»، مجلة جامعه‌شناسی کاربردی، س 22، ش 42، ص 67 - 94.

ربانی، ع. و قاسمی، و. (1381). «نگرش مردم شهر اصفهان در مورد آسیب‌های نظام اجتماعی ایران با تأکید بر تحلیل آسیب دین‌گریزی در جامعه»، مجلة جامعه‌شناسی ایران، دوره چهارم، ش3، ص148-165.

سامانی، س. و فولادچنگ، م. (1385). روان‌شناسی نوجوانی، شیراز: انتشارات ملک سلیمان.

شریفی مود، ب.؛ متانت، م. و قائدی، ح. (1386). «فراوانی عفونت‌های ویروسی منتقله از راه خون در افراد خالکوبی‌شدة شهر زاهدان»، فصلنامة بیماری‌های عفونی و گرمسیری وابسته به انجمن متخصصین بیماری‌های عفونی و گرمسیری، س 12، ش 37، ص 67 - 69.

کتیرایی، م. (1345). از خشت تا خشت، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی.

لوبروتون، د. (1392). جامعه‌شناسی بدن، ترجمة: ناصر فکوهی، تهران: نشر ثالث.

محسنی، م. (1379). بررسی آگاهی‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی فرهنگی در ایران، تهران: دبیرخانة شورای فرهنگ عمومی.

نیکلسون، ر. (1363). مثنوی معنوی، مولوی بلخی، تهران: انتشارات مولی.

Armstrong, M. L. Roberts, A. E. Owen, D. C. & Koch, J. R. (2004) “Contemporary College Students and Body Piercing”, Journal of Adolescent, Health, 35:58–61.

Cano, C. R. and Sams, D. (2010) “Body Modifications and Young adults: Predictors of Intentions to Engage in Future Body Modification”, Journal of Retailing and Consumer Services, 17:80-87.

Dirk, D. M.D. Kennrth, S. Snell, M. D. and Samantha Larder, M. D. (2000) “A Case-Control Study of Tattoos in Young Suicide Victims as a Possible Marker of Risk”, Journal of Affective Disorders, 59:165-168.

Forbes, G. B. (2001) “College Students with Tattoos and Piercings: Motives, Family Experiences, Personality Factors, and Perception by Others”. Psychol Rep, 89:774–86.

Greif, J. Hewitt, W. Armstrong, M.L. (1999) “Tattooing and Body Piercing. Body Art Practices among College Students”. Clinical Nursig Research, 8:368–385.

Kazandjieva, J. and Tsankov, N. (2007) “Tattoos: Dermatological Complications”, Journal of Clinics in Dermatology, 25:375-382.

Nathanson, C. Paulhus, D. L. and Williams, K. M. (2006) “Personality and Misconduct Correlates of Body Modification and Other Cultural Deviance Markers”, Journal of Research in Personality, 40: 779-802.

Preti, A. Pinna, C. Nocco, S. Mulliri, E. Pilia, S. Petretto, D. R. and Masala, C. (2006) “Body of Evidence: Tattoos, Body Piercing, and Eating Disorder Symptoms among Adolescents”, Journal of Psychosomatic Research, 61:561-566.

Silke W.; Jutta S. and Peter, M. K. (2006), modifying the body: Motivations for getting tattooed and pierced,

Stirn, A. Hinz, A. and Brahler, E. (2006) “Prevalence of Tattooing and Body Piercing in Germany and Perception of Health, Mental Disorders, and Sensation Seeking among Tattooed and Body-Pierced Individuals”, Journal of Psychosomatic Research, 60:531-534.

Tiggemann, M. and Hopkins, L. A. (2011) “Tattoo and Piercings: Bodily Expressions of Uniqueness?”. Journal of Bodily Image, 8: 245-250.

Tiggmann, M. & Golder, F. (2006) “Tattooing: An Expression of Uniqueness in the Appearance Domain”. Body Image, 3:309–315.