واکاوی نقش انگاره احساس امنیت در ارتقاء مشارکت اجتماعی شهروندان شهر شیراز

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار، بخش شهرسازی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایرانز

چکیده

بعد ذهنی مشارکت، تمایل به مشارکت اجتماعی است و به‌دلیل اعتماد و سایر عوامل زمینه‌ساز ایجاد می‌شود و بعد عینی مشارکت اجتماعی به‌صورت عضویت، نظارت، اجرا و تصمیم‌گیری بروز می‌کند و بیانگر پیوند عینی افراد است. به نظر می‌رسد وجود و تقویت ابعاد مختلف امنیت، نقش بسزایی در تقویت هر دو بعد ذهنی و عینی مشارکت اجتماعی شهروندان داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش انگاره امنیت در ارتقاء مشارکت اجتماعی شهروندان شهر شیراز، ازطریق اولویت‌بندی مؤلفه‌های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی و روش آن توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. برای اولویت‌بندی انگاره‌های مؤثر بر میزان مشارکت شهروندان، پرسش‌نامه‌ای تدوین و به‌طور تصادفی میان 256 نفر از جامعه آماری توزیع شده و برای تحلیل داده‌ها و بررسی نقش انگاره امنیت از نرم‌افزار SPSS و آزمون T استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند امنیت بیش از سایر عوامل، زمینه مشارکت اجتماعی فعال شهروندان را فراهم می‌آورد و پس از آن، به ترتیب عوامل اثربخشی، نقش‌آفرینی، انگیزه، تناسب، حمایت، اعتماد، اطلاعات و آموزش، احساس مسئولیت، تعلق و دلبستگی، زمینه و مقدمات و دعوت از عوامل تأثیرگذار بر آن هستند. همچنین، در بخش نتیجه، راهکارهای ارتقاء هر یک از این مؤلفه‌ها بیان شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Role Analysis of the Sense of Security in Enhancement of the Citizens’ Social Participation Case Study: Shiraz, Iran

نویسندگان [English]

  • Ali Reza Sadeghi 1
  • Fatemeh Shams 2
1 Assistant Professor of Urban Design, Department of Urban Planning & Design, Faculty of Art and Architecture, Shiraz University
2 Master Student of Urban Design, Department of Urban Planning & Design, Faculty of Art and Architecture, Shiraz University
چکیده [English]

Social participation represents different types of individual and group actions in order to influence the decision-making processes for public affairs.The subjective dimension of participation is the tendency to social participation creating trust and other underlying factors in people as a result; and the objective dimension of social participation appears as membership, supervision, performance and decision-making to represent an objective relationship between them. It seems that existence and consolidation of different dimensions of security plays an important role in consolidation of two subjective and objective aspects of social participation of citizens.
The current study aims to assess the role of sense of security in enhancement of social participation of citizens in Shiraz with prioritizing the effective factors. The study is fulfilled according to its descriptive-analytical and survey methodology during which, the theoretical foundations of study have been analyzed at first in order to reach the main goal. Then, a questionnaire is scrutinized in order to consider the role of security idea in participation of citizens in Shiraz, and is distributed among 256 people of statistical population. SPSS software and T-Test method are used to analyze data and consider the role of security. The findings of study show that sense of security, among other factors such as effectiveness, role-playing, incitation, appropriateness, protection, trust, information and education, responsibility, belonging and attachment, condition and invitation; prepares citizens more for social participation and motivation. In addition, this manuscript presents some guidelines, strategies and policies to improve social participation based on effective factors.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sense of Security
  • Social Participation
  • Shiraz City

مقدمه و بیان مسأله

مشارکت به‌صورت با همدیگر عمل‌کردن، بر عهده گرفتن، سهمی از چیزی بردن، بخشی از چیزی را بر عهده داشتن و عمل متقابل اجتماعی تعریف شده است (ساروخانی،1370: 21). این کار نوعی کنش هدفمند در فرایند تعاملی بین فعال و محیط اجتماعی او برای دستیابی به اهداف معین محسوب می‌شود (دهقان و غفاری، 1384: 98-67). درواقع، مشارکت اجتماعی از اعتماد بین فرد و اجتماع به دست می‌آید و ازنظر مفهومی به معنای انواع فعالیت‌های فردی و گروهی برای دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیرگذاشتن بر فرایند‌های تصمیم‌گیری مربوط به امور عمومی است (ادریسی و شجاعی، 1391: 158-115). مشارکت فرد در امور اجتماعی با تقویت همبستگی اجتماعی رابطه‌ای دوسویه دارد و شامل هر کنش متقابل اجتماعی و درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت‌های گروهی است که در آن موقعیت‌ها افراد یا گروه‌ها برای دستیابی به اهداف گروهی برانگیخته و در مسئولیت کار شریک می‌شوند. بنابراین، درگیر‌شدن، یاری دادن و مسئولیت سه بخش مهم مشارکت اجتماعی هستند (حسین‌زاده و فدائی‌ده‌چشمه، 1391: 82-59)

امروزه، به‌دلیل ‌توجه ناکافی به نقش مشارکت شهروندان در فرایند برنامه‌ریزی، مدیریت و تصمیم‌سازی بسیاری از کلان‌شهر‌ها به شهروندان چنین تلقین شده ‌است که در امر تأثیرگذاری بر جامعه و سرنوشت آینده شهر، به‌نوعی ناتوان هستند. این امر، زمینه احساس بی‌مسئولیتی در برابر مسائل شهری، بی‌اعتنایی نسبت به تخریب فضاهای شهری، بی‌علاقگی به مشارکت در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان و وجودنداشتن انگیزه برای بهبود کیفیت محیط زندگی را در بین بسیاری از آنان به وجود آورده است. گروه‌های اجتماعی مختلف، با تداوم حضور و مشارکت در عرصه‌های عمومی و اجتماعی شهرها خود را هرچه بیشتر سرزنده و بانشاط می‌کنند؛ زیرا شهرها از دیرباز مکان‌هایی برای ایجاد روابط متقابل، برخوردها و تبادلات اجتماعی میان افراد و گروه‌های مختلف با منافع و علایق متفاوت بوده‌اند و در افزایش فعالیت‌های متقابل اجتماعی و کاهش نابرابری‌های اجتماعی به‌طور اساسی نقش داشته‌اند. درحقیقت، شهرها همواره مکانی برای جستجوی تفاوت‌ها و هویت‌ها بوده‌اند و شهروند، با مشارکت در شهر و فعالیت‌های شهری و با باز‌نمایی تفاوت‌ها خود و دیگران را می‌شناسد و میزان تحمل عقاید و دیدگاه‌های گوناگون در او افزایش می‌یابد.

همچنین، امنیت را رهایی از خطر، مخاطرات و لطمات و رهایی از هراس و تردید دانسته‌اند (کامران و شعاع برآبادی، 1389: 46-25) که موضوعاتی چون رهایی از خطر، تهدید، آسیب، اضطراب، هراس، نگرانی با وجود آرامش، اطمینان، آسایش، اعتماد، تأمین‌بودن و ضمانت را در بر می‌گیرد (لطفی و همکاران، 1393: 56-39). احساس امنیت نیز به‌صورت در امان بودن یا در امان حس‌کردن خود تعریف شده است (کامران و شعاع برآبادی، 1389: 46-25) و معنای آن شامل این موارد است: نترسیدن از اینکه به ارزش‌های انسانی حمله شود یا آنها در معرض خطر قرار گیرند و نیز احساس اطمینان و آرامش خاطر داشتن (نوروزی و فولادی سپهر، 1388: 159-129). به‌عبارت‌دیگر، احساس امنیت به معنای احساس رهایی انسان از اضطراب، بیم و خطر است (گروسی و همکاران، 1386: 39-26) و در شهرهای امروزی برای مشارکت فعالانه اجتماعی نوعی حس آرامش ناشی از در امان بودن از خطرات و تهدیدات محیطی یا به بیان دیگر، وجود حس امنیت در زمان مشارکت ضرورت دارد. در همین زمینه، ورپل، به تحقیقی در شهر لندن اشاره می‌کند که در آن بیش از نیمی از گروه‌های آسیب‌پذیر اجتماعی (چون زنان و سالمندان و کودکان) به‌دلیل ترس از در معرض حمله قرار گرفتن، از مشارکت در فعالیت‌های شبانه و حضور در اماکن عمومی واهمه داشته‌اند. نزدیک به نیمی از این افراد حتی در طول روز نیز به‌دلیل ترس از آزار بدنی و در معرض دزدی قرار گرفتن، در فعالیت‌های اجتماعی داوطلبانه و انتخابی شرکت نمی‌کردند (Worpole, 1992:37). امروزه، افزایش جرم و جنایت و بزهکاری در محیط‌های شهری در کنار معضلاتی چون تعارضات فرهنگی، بی‌ثباتی اجتماعی، گسترش فقر و شکاف طبقاتی، بیکاری، ضعف امکانات آموزشی، کم‌بودن میزان سواد، اعتیاد و... زمینه تشدید احساس ناامنی را در بین شهروندان فراهم کرده است و به همین دلیل، وجود احساس امنیت و در امان بودن از خطرات و تهدیدات برای شرکت در فعالیت‌های اجتماعی ضرورت دارد. باتوجه‌به این مطالب، این پژوهش قصد دارد با بازشناخت مفاهیم مرتبط با مشارکت اجتماعی و احساس امنیت، نقش انگاره امنیت را در مشارکت شهروندان در فعالیت­های اجتماعی شهر شیراز بررسی کند. به‌این‌ترتیب، سئوال اصلی تحقیق این اساس است که در بین عوامل مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی شهروندان، انگاره امنیت چه جایگاه و رتبه‌ای دارد.

 

پیشینه تحقیق

درزمینه شاخص‌های مشارکت اجتماعی و عوامل مؤثر بر میزان آن، پژوهش‌های بسیاری در داخل و خارج از کشور انجام شده است که پژوهش فتحی و میرزاپوری (1395) از آن‌جمله هستند و در آنها وضعیت شغلی، تحصیلات، درآمد و پایگاه اقتصادی - اجتماعی ازجمله عوامل تأثیرگذار بر این موضوع محسوب شده‌اند. درحقیقت، میزان مشارکت اجتماعی براساس وضعیت شغلی افراد، میزان تحصیلات، میزان درآمد و پایگاه اقتصادی - اجتماعی ایشان متفاوت است. در پژوهش مشابه دیگر، احساس قدرت و تأثیرگذاری فرد، عامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی شهروندان در نظر گرفته شده است که این امر، خود از مؤلفه‌هایی چون میزان تحصیلات، سن، تعلق به مکان و میزان ادغام با فرهنگ اکثریت تأثیر می‌پذیرد (نقدی و کولیوند، 1394: 2-20). همچنین، در پژوهش انصاری و تاج‌الدین، بر رابطه معنادار این متغیر‌ها با میزان مشارکت تأکید شده است: اعتماد نهادی، رضایت اجتماعی، امنیت اجتماعی و مدت زمان سکونت (انصاری و تاج‌الدین، 1393 :161-178). همچنین، مظلوم‌خراسانی و همکاران (1391) در تحقیق دیگری تأکید کرده‌اند که این متغیرها با مشارکت ‌اجتماعی به‌طور معناداری رابطه دارند: سن، جنس، تحصیلات، شغل، درآمد، احساس تعلق شهری، داشتن قدرت ‌سیاسی، بیگانگی ‌سیاسی، رضایتمندی از عملکرد مسئولان ‌شهری، احقاق حقوق شهروندی و استفاده از رسانه‌های جمعی. در پژوهش شیانی و همکاران (1391) عوامل و شرایط مؤثر بر مشارکت اجتماعی در مدیریت امور شهری چنین بیان شده‌اند: خصوصیات زمینه‌ای (جنسیت، سن، سابقه شهرنشینی، شغل و...) نظام شخصیتی (ارزش‌ها، نگرش‌ها، تعهدات، تعلقات و...) خصوصیات خانوادگی، وضعیت نهادی و وضعیت منطقه‌ای. حسین‌زاده و فدائی‌ده‌چشمه (1391) نیز در پژوهش خود، عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان شهر شهرکرد در امور شهری را شامل این موارد می‌دانند: رضایت شهروندان، سیاست‌های انگیزشی، اعتماد اجتماعی و نوع فعالیت شهرداری) همچنین، محققان در پژوهش مرتبط دریافتند که میان متغیرهایی چون خاطره جمعی، انگیزه اقتصادی، اعتماد و رابطه اجتماعی با مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (ادریسی و شجاعی، 1391: 115-158). در تحقیق رضادوست و همکاران در سال 1388عوامل مؤثر در مشارکت اجتماعی شهروندان به این صورت معرفی شده‌اند: متغیر‌های وضعیت اشتغال، وضعیت تأهل، تحصیلات، رضایت از خدمات شهری، عضویت در تشکل‌های اجتماعی و شرکت در انتخابات. نتایج کلی پژوهشی با عنوان «نقش مشارکت محلی در ارتقاء امنیت اجتماعی از دیدگاه مردم کرمانشاه» نشان می‌دهد مردم در 60درصد موارد، فعالیت‌های مشارکت‌جویانه را درزمینه تأمین امنیت محلات تأثیرگذار می‌دانند (Ghasemi et al., 2014:657-665). در سایر پژوهش‌ها عوامل دیگر مؤثر بر مشارکت شهروندان، شامل این متغیرهاست: میزان اطلاعات عمومی شهروندان، میزان سازمان‌یافتگی گروه‌ها و تشکل‌های مشارکت‌جویانه و عمق باور به فعالیت‌های مشارکتی در شهروندان (Zhou et al., 2014:91-106) و آگاهی از حقوق و مسئولیت‌های شهروندی و جایگاه مشارکت شهروندی در نظام مدیریتی شهر (Kwena, 2013).

در جمع‌بندی نتایج این مطالعات درزمینه مشارکت اجتماعی شهروندان، باید گفت که باوجود تعدد و تنوع پژوهش­های مرتبط، کمتر پژوهشی رابطه بین امنیت و مشارکت اجتماعی را بررسی و عوامل تأثیرگذار بر امر مشارکت اجتماعی را معرفی و رتبه‌بندی کرده است.

 

چارچوب مفهومی موضوع پژوهش

مشارکت و مشارکت اجتماعی: مفاهیم و ریشه‌ها

واژه مشارکت[1] ازنظر لغوی به معنای درگیری و تجمع برای هدفی خاص است. درباره معنای اصطلاحی این لغت بسیار بحث کرده‌اند؛ ولی درمجموع جوهره اصلی آن درگیری، فعالیت و تأثیرپذیری است (میرموسوی، 1375: 87). درواقع، مشارکت به معنای عام از دیرباز با زندگی انسان پیوند داشته است؛ اما به معنای جدید از عرصه سیاست و پس از تحولات رنسانس و انقلاب کبیر فرانسه آغاز و پس از جنگ جهانی دوم در معنا و مفهومی جدید رشد یافته است (علوی‌تبار، 1382: 13). مشارکت، درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت‌های گروهی است که آنان را بر‌ می‌انگیزد تا برای دستیابی به هدف‌های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند (طوسی،1370: 54). میزان مشارکت اجتماعی نشان‌دهنده انسجام و همبستگی اجتماعی است. این موضوع میزان دخالت اعضای نظام اجتماعی در فرایند تصمیم‌گیری (راجرز و شومیکر، 1369: 304) برانگیختن حساسیت مردم در ادراک و توانمندی در پاسخگویی به طرح‌های توسعه در ابعاد گوناگون است (عفتی،1371: 84).

درحقیقت، مشارکت به معنی سهیم‌شدن مردم در تدوین سیاست‌ها و پیشنهادهاست و ارائه اطلاعات از جانب مسئولان و امکان اظهار نظر درباره آن اطلاعات، بخش مهمی از فرایند مشارکت محسوب می‌شود؛ اما تمام ماجرا نیست. همکاری کامل در جایی تحقق می‌‌یابد که مردم به‌طور فعالی در فرایند تهیه طرح، نقش‌ها را بر عهده بگیرند. ازنظر بانک جهانی مشارکت فرایندی است که ازطریق آن بهره‌وران[2]، کنترل خود را بر روند برنامه‌های توسعه و تصمیمات و منابع مرتبط با برنامه باهم تقسیم می‌کنند (حبیبی و رضوانی، 1385: 50-70). مشارکت تضمین‌کننده قدرت شهروندان، به‌ویژه طبقه آسیب‌پذیر و کم‌بهره، برای استفاده از منابع و فرصت­های اقتصادی و سیاسی در تعیین سنجیده و آگاهانه سرنوشت خود است.

این موضوع مؤلفه‌ای اساسی در ارزیابی توسعه انسانی در ساختار شهری محسوب می‌شود که با درگیری شبکه‌های اجتماعی در میزان همبستگی و ایجاد تعاملات و ارتباطات سازنده بین‌گروهی یا درون‌شبکه‌ای بر امر توسعه تأثیر می‌گذارد. درواقع، به‌طور خلاصه مشارکت شهروندی امری سازمان‌یافته است که فعالانه، ارادی و داوطلبانه انجام می‌شود. همچنین، باوجود اینکه این مسئله امری تعاملی و متقابل است و درزمینه انجام فعالیت و اهداف آن احساس همبستگی و تعلق وجود دارد، فرایندمحور، پایدار و مستمر نیز هست.

 

ویژگی‌ها و سطوح مختلف مشارکت اجتماعی

مضمون مشارکت بر تأثیرگذاشتن مردم بر پیشنهادات و فرایندهای برنامه‌ریزی تأکید دارد. از این لحاظ، مشارکت اساساً با مطلع‌کردن مردم از شیوه کار برنامه‌ریزان متفاوت است و باید از نخستین مراحل برنا‌مه‌ریزی شروع شود. مشارکت، صرفاً در ارائه اطلاعات به مردم، داشتن روابط خوب و متقاعد‌سازی آنان خلاصه نمی‌شود؛ بلکه فراهم‌کردن فرصت یادگیری برای مردم و تشویق آنان به فعالیت متقابل است (برک‌پور، 1381: 247). مشارکت و انگیزش اجتماعی در سطوح مختلف خرد، میانی و کلان جامعه رخ می‌دهد و همچنین، برحسب ملاک‌های مختلف به‌طور گوناگونی تقسیم‌بندی می‌شود (موسوی، 1386: 68). براساس معیارهایی چون میزان قدرت و اختیار، مقیاس و قلمرو فعالیت، انواع اصلی مشارکت به مشارکت سیاسی، مشارکت اجتماعی و مشارکت محلی تقسیم می‌شوند (حبیبی و رضوانی، 1385: 53) به همین دلیل، مشارکت اجتماعی در برگیرنده انواع مختلف ‌فعالیت‌های فردی و گروهی برای دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیرگذاشتن بر فرایندهای تصمیم‌گیری درباره امور عمومی است. درحقیقت، مشارکت اجتماعی درزمینه تشکیل تشکل‌های اجتماعی غیردولتی - که مانند واسطه میان حکومت و مردم عمل می‌کنند - نقش ایفا می‌کند؛ اما تازه‌ترین زمینه آن، مشارکت شهروندان در ایجاد، اصلاح و اداره محیط زندگی، فضا‌ها و عرصه‌های عمومی شهری پیرامون خود است. این مشارکت از الزامات زندگی شهری است و زمانی تحقق می‌یابد که شهر‌نشینان از حالت فرد شهرنشین خارج و به شهروند تبدیل شوند (علوی‌تبار، 1382: 13). این نوع مشارکت امری معطوف به مکان است و در سه سطح مطرح می‌شود. سطح نخست معطوف به حضور و درگیری ذهنی و عاطفی شهروندان و گروه‌های مختلف اجتماعی و سنی چون کارمندان، کارگران، کودکان، جوانان، زنان، سالمندان و... در عرصه‌های عمومی شهری است. سطح دوم شامل توانایی انجام فعالیت، بروز رفتار و برقراری تعاملات مطلوب اجتماعی شهروندان در عرصه‌های عمومی شهری و محیط زندگی پیرامون خود است و سطح سوم، پذیرش مسئولیت و مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی، نظارت و اداره شهر، محله و محیط‌ زندگی خود را در بر می‌گیرد. بنابراین، باید گفت: 1- مشارکت شهروندان ماهیت سیاسی دارد؛ 2- ایجاد انگیزه و تشویق ابتکارات عنصری مهم در فرایند مشارکت است؛ 3- مسئولیت‌پذیری آگاهانه و داوطلبانه مشارکت‌کنند‌گان در فرایند مشارکت ضروری است؛ 3- برقراری تعامل، فعالیت و پیوند متقابل اجتماعی جزیی از این فرایند است؛ 4- تبادل اطلاعات و امکان اظهار نظر، بخشی از فرایند مشارکت ست، نه همه آن و 5- مشارکت کامل به معنای سهیم‌شدن شهروندان در قدرت تصمیم‌گیری است.

 

بررسی نقش امنیت در بین انگاره‌های مشوق مشارکت اجتماعی فعال

مشارکت‌ در فرایند توانمندسازی افراد جامعه، بر سه‌ ارزش بنیادی سهیم‌کردن مردم در قدرت، راه‌دادن آنها به نظارت بر سرنوشت خویش و بازگشودن فرصت‌های پیشرفت به روی‌ مردم تأکید دارد (طوسی،1370: 5). میزان مشارکت اجتماعی شهروندان با عواملی چون: 1- ویژگی‏های فردی و زمینه‌های خانوادگی (مانند پایگاه اجتماعی - اقتصادی، محیط اجتماعی، وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، گروه جنسی و سنی) و 2- محرک‏های اجتماعی (تنوع‏ فرهنگی، تصور از تبعیض و نابرابری، ویژگی‌های ساختارهای اجتماعی، برنامه‌های حمایت‏کننده عمومی و دولتی) مرتبط دانسته شده است (یزدان‌پناه و صمدیان، 1387: 127-149).

همچنین، براساس نظریه فعالیت موجه آیزن و فیش‌باین، عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی این موارد هستند: فعال، قصد و نیت افراد، اطمینان از حصول نتایج مدنظر، فرصت انتخاب منطقی، میزان اطلاعات موجود و وجود امکانات برای انجام‌دادن مشارکت (علوی‌تبار، 1382: 23).

در همین زمینه و براساس نظریه کنش اجتماعی پارسونز، عواملی چون عنصر محیط و تسهیلات فیزیکی، ارزش‏های غایی، وضعیت ساختاری جامعه (وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) تمایلات و نیازهای فردی و اجتماعی (پاداش‌های معنوی و مادی و رعایت ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی) و متغیرهای الگویی (علاقه‌مندبودن، جهت‌گیری جمعی، عام‌گرایی، عقل‌گرایی، فعال‌گرایی، آزادی و مساوات‌طلبی) عوامل تأثیرگذار بر مشارکت اجتماعی فعال هستند (یزدان‌پناه و پناهی، 1383: 107-69).

همچنین، ارتقاء میزان تحصیلات و اطلاعات، تغییر هنجارهای سنتی حاکم بر جامعه، تغییر در اولویت‌های ارزشی، وجود اعتماد بین فرد و اجتماع، توسل به انگیزه‌های اقتصادی و فرهنگ نیز از انگاره‌های مشوق مشارکت اجتماعی فعال محسوب می‌شوند (چلبی، 1375: 247 و غفاری، 1386: 67). گذشته از آن، ازنظر ماشی این عوامل به ایجاد بسترهای لازم برای مشارکت اجتماعی شهروندان کمک می‌کنند: وجود زمینه فکری لازم برای مشارکت (تقسیم عادلانه درآمد و امکانات توسعه، توسعه خودگردان و فعالیت‌های اشتراکی) وجود نهادها و سازمان‌های مشوق مشارکت (انجمن‌ها، تعاونی‌ها، شوراها و...) داشتن اطلاعات کافی (ایدئولوژیک، فنی و عملیاتی) و وجود امکانات مادی و تخصصی لازم (کائوتری، 1379: 151).

باتوجه‌به این مطالب، از دیدگاه صاحبنظران، انگاره‌هایی چون وجود زمینه و مقدمات لازم، نقش‌آفرینی، حمایت، اثربخشی، اعتماد، اطلاعات و آموزش، احساس مسئولیت، انگیزه، تناسب، تعلق و دلبستگی و دعوت عوامل مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی فعال هستند؛ اما به نظر می‌رسد در بین انگاره‌های بررسی‌شده، به نقش انگاره امنیت و احساس آرامش ناشی از در امان بودن از خطرات احتمالی قبول مسئولیت مشارکت، به‌طور شایسته‌ای توجه نشده ‌است. حضور این انگاره در عواملی چون وجود زمینه مشارکت، اعتماد بین فرد و اجتماع، نقش عنصر محیط و تسهیلات فیزیکی در تشویق مشارکت و... مستتر است؛ اما درزمینه تشویق مشارکت اجتماعی لزوم اشاره به آن، به‌صورت عاملی کلیدی احساس می‌شود. براین‌اساس، گروه‌های‌ اجتماعی آسیب‌پذیر و به‌طور خاص زنان، برای حضور بیشتر و مشارکت داوطلبانه در فضاهای شهری به‌جز خشونت، با مانع اصلی دیگری به نام ناامنی هم روبه‌رو هستند (فروزنده، 1384: 12). در همین زمینه، نتایج تحقیقی در انگلستان بر این نکته تأکید دارد که در بسیاری از شهرهای بزرگ، بیشتر گروه‌های آسیب‌پذیر به‌دلیل احساس ناامنی تحرک و فعالیت‌های داوطلبانه، انتخابی و اختیاری خود را محدود می‌کنند (سیفایی، 1384: 48). به نظر می‌رسد در صورت صرف نظر از مسائل فرهنگی در بیشتر جوامع، این یافته‌ها قابل تعمیم هستند.

با در نظر گرفتن مطالب گفته‌شده، فرضیه اصلی تحقیق این است که ظاهراً وجود امنیت بیشتر از سایر عوامل، زمینه مشارکت و انگیزش اجتماعی فعال شهروندان را فراهم می‌‌کند؛ بنابراین، در ادامه برای واکاوی نقش انگاره امنیت در مشارکت اجتماعی شهروندان، انگاره‌های مشوق مشارکت اجتماعی فعال اولویت‌بندی و تحلیل شده‌اند.

 

روش‌شناسی تحقیق

در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی در بستری پیمایشی استفاده شده است و جامعه آماری آن، کلیه شهروندان بزرگ‌تر از 18 سال شهر شیراز هستند. همچنین، حجم گروه نمونه جامعه آماری با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. در گام نخست برای دستیابی به مؤلفه‌های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی شهروندان، 15 معیار در قالب 22 سئوال انتخاب و برای انجام‌ مصاحبه با گروه نمونه 50نفری از این جامعه تنظیم شده است. این معیار‌ها و سئوال‌ها با جمع‌بندی نتایج به‌دست‌آمده از مبانی نظری تحقیق طراحی شده‌اند. باتوجه‌به نتایج حاصل‌شده از مصاحبه، 12 مؤلفه به‌صورت مؤلفه‌های مؤثر بر تشویق مشارکت اجتماعی شناخته شده‌اند و درنهایت، برای تعیین درجه اهمیت هرکدام از آنها و دستیابی به مهم‌ترین مؤلفه مؤثر بر ارتقاء مشارکت اجتماعی پرسش‌نامه‌ای تدوین شده است. این پرسش‌نامه از دو بخش الف) بررسی جمعیت‌شناسی پاسخگویان (جنس، سن، میزان تحصیلات و وضعیت تأهل) و ب) تعیین درجه اهمیت هرکدام از این 12 مؤلفه، تشکیل شده‌ است. همچنین، برای تعیین روایی و اعتبار ابزار تحقیق از روش اعتبار محتوا و برای تعیین پایایی ابزار تحقیق، از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، ابتدا باید واریانس نمره‌های هر زیرمجموعه سئوال‌های پرسش‌نامه و واریانس کل را محاسبه کرد؛ بنابراین، تعداد 256 پرسش‌نامه بین گروه نمونه جامعه آماری مدنظر توزیع شده و پاسخ‌های به‌دست‌آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS ارزیابی شده است. میزان این واریانس نیز برای کل سئوالات، 81/0 به دست آمده است. گفتنی است در جمع‌آوری اطلاعات، از روش نمونه‌گیری تصادفی استفاده شده است و آمار تحلیلی نیز براساس آزمون T ارائه شده‌اند.

 

یافته‌ها

طبق یافته‌های به‌دست‌آمده از مبانی نظری و مصاحبه انجام‌شده، 12 مؤلفه اعتماد، امنیت، حمایت، انگیزه (مادی یا معنوی) اثربخشی، دعوت، احساس مسئولیت، زمینه و مقدمات، اطلاعات و آموزش، تناسب (با ویژگی‌های فردی، فرهنگی یا شخصیتی) تعلق و دلبستگی (با موضوع مشارکت و سایر مشارکت‌کنندگان) و نقش‌آفرینی (نوع نقش‌آفرینی در فرایند مشارکت و مستمر و مقطعی‌نبودن نقش‌آفرینی) به‌صورت مؤلفه‌های مؤثر بر تشویق مشارکت اجتماعی مطرح هستند (جدول 1).

 

 

جدول 1- تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی شهروندان. ماخذ: نگارند‌گان

مؤلفه

مفهوم

اعتماد

اعتماد، دلالت بر آن دسته از انتظارات و تعهدات اجتماعی دارد که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به سازمان‌ها و نهادهای مربوط به زندگی اجتماعی خود دارند. اعتمادداشتن به ساز‌وکار مشارکت و همچنین، اعتماد به مشارکت‌کنندگان دیگر، از عوامل مشوق مشارکت اجتماعی است.

امنیت

امنیت ازجمله حقوق و نیاز‌های اولیه انسان و لازمه رفاه و آرامش اوست. همچنین، وجود امنیت و آرامش ناشی از در امان بودن از خطرات احتمالی نپذیرفتن مسئولیت مشارکت، عوامل مؤثر بر تقویت مشارکت اجتماعی هستند.

حمایت

در زمان مشارکت، این عوامل به‌طور چشمگیری در میزان آن تأثیر دارند: وجود حمایت، یعنی اعتقاد شخصی به محترم‌بودن و برخورداری از تعهدات متقابل از جانب نهاد‌های رسمی و قانونی.

انگیزه

انگیزه‌ها عواملی هستند که ‌به‌طور خاصی در ایجاد نیرو، سازمان و الگوهای خاص رفتاری نقش دارند. وجود محرک­ها و انگیزه­های مادی و غیرمادی در تشویق مشارکت اجتماعی به نحو بسزایی نقش دارد.

اثربخشی

اطمینان از اثربخش‌بودن مشارکت و رسیدن به نتایج مدنظر، از عوامل مشوق مشارکت اجتماعی است.

دعوت

دعوت‌شدن فرد به فرایند‌های مشارکت اجتماعی از جانب دیگران و وجود درخواست رسمی برای انجام‌دادن آن، از عواملی است که بر میزان مشارکت تأثیرگذار است.

احساس مسئولیت

احساس مسئولیت‌داشتن نسبت به موضوع و زمینه مشارکت، بر میزان و نوع مشارکت اجتماعی شهروندان تأثیر دارد.

زمینه و مقدمات

ازجمله عوامل مشوق مشارکت اجتماعی فعال، فراهم‌بودن زمینه و زیرساخت‌های لازم و وجود مقدمات اولیه برای انجام‌دادن آن است.

اطلاعات و آموزش

برگزاری دوره‌های آموزشی در این زمینه و داشتن اطلاعات لازم درباره آن، میزان مشارکت اجتماعی شهروندان را تقویت می‌کند.

تناسب

متناسب‌بودن موضوع و زمینه با علائق فردی و ویژگی‌های شخصیتی و فرهنگی فرد، آَشکارا بر میزان مشارکت اجتماعی تأثیر دارد.

تعلق و دلبستگی

ازجمله عوامل مشوق مشارکت اجتماعی فعال، احساس تعلق‌داشتن نسبت به دیگر مشارکت‌کنندگان و دلبستگی به موضوع و زمینه مشارکت است.

نقش‌آفرینی

اطمینان از نوع نقش‌آفرینی در فرایند مشارکت (به‌صورت رهبر یا عضو محترم گروه مشارکت‌کننده) و مستمر و مقطعی‌نبودن نقش‌آفرینی بر میزان مشارکت اجتماعی تأثیر دارد.

 

 

بررسی‌های جمعیت‌شناسی گروه نمونه مدنظر، با استفاده از نرم‌افزار Excel انجام شده است و 54درصد این گروه را مردان و 46درصد را زنان تشکیل داده‌اند. سن افراد به‌صورت انتخابی در چهار رده 1- 35-18سال؛ 2-50-35 سال؛ 3- 65-50 سال و 4- بیش از 65 سال در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از ارزیابی جمعیت‌شناسی نشان می‌دهد 56درصد پاسخگویان در رده سنی الف، 20درصد در رده سنی ب، 10درصد در رده سنی پ و 14درصد در رده سنی ت قرار گرفته‌اند. به‌طور‌کلی 29درصد این افراد تحصیلات دیپلم، 38درصد کارشناسی، 11درصد بیشتر از کارشناسی و بقیه پاسخگویان، تحصیلاتی کمتر از دیپلم داشته‌اند. همچنین، 65درصد آنان متأهل و 72درصد شاغل بوده‌اند.

براساس این مطالب، هدف اصلی این پژوهش واکاوی نقش انگاره امنیت در مشارکت اجتماعی شهروندان، ازطریق اولویت‌بندی و تحلیل انگاره‌های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی است. به‌این‌ترتیب، بین 12 مؤلفه‌ ذکرشده مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی آزمون T انجام شده و درجه اهمیت هر مؤلفه براساس تعیین قدر مطلق کوچک‌ترین میزان T تعیین شده است. در هر مرحله از آزمون Tچنانچه قدر مطلق‌های یک یا چند مؤلفه مساوی بوده‌اند، مؤلفه دربردارنده کمترین مقدار آماره T انتخاب شده است. همچنین، در صورت تکرار متوالی یک مؤلفه در مراحل آزمون T نخستین مقدار به‌دست‌آمده آن مؤلفه تعیین و در مراحل بعدی آزمون T از آن چشم‌پوشی شده است. نتایج حاصل از ارزیابی‌های این آزمون، در جدول (2) ارائه شده است.

 

 

جدول 2- تعیین درجه اهمیت هریک از مؤلفه‌های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی از جانب گروه نمونه جامعه آماری با استفاده از آزمون T.

مقدار T

 

 

 

مولفه

مقدار T در

مرحله

 1

آزمون

مقدار T در مرحله

 2 آزمون

مقدار

T در

مرحله

3

 آزمون

مقدار T در مرحله

 4 آزمون

مقدار T در مرحله

5

 آزمون

مقدار T در مرحله

6

آزمون

مقدار T در مرحله

7

آزمون

مقدار

T در

مرحله

8

آزمون

مقدار T در مرحله
9

آزمون

مقدار T در مرحله 10 آزمون

مقدار T در مرحله 11 آزمون

مقدار T در

مرحله

12

آزمون

۲۴٫۲۷۶

۱۹٫۵۹۱

۱۴٫۹۰۵

۱۰٫۲۲

۵٫۵۳۴

0.849

-۳٫۸۳۷

-۸٫۵۲۲

-۱۳٫۲۰۸

-۱۷٫۸۹۳

-۲۲٫۵۷۹

-۲۷٫۲۶۴

 

۶٫۵۰۸

-0.961

-۸٫۴۳۱

-۱۵٫۹۰۱

-۲۳٫۳۷

-۳۰٫۸۴

-۳۸٫۳۰۹

-۴۵٫۷۷۹

-۵۳٫۲۴۹

-۶۰٫۷۱۸

-۶۸٫۱۸۸

-۷۵٫۶۵۷

 

۱۱٫۵۱

۴٫۹۷۵

-۱٫۵۵۹

-۸٫۰۹۴

-۱۴٫۶۲۸

-۲۱٫۱۶۳

-۲۷٫۶۹۷

-۳۴٫۲۳۲

-۴۰٫۷۶۶

-۴۷٫۳۰۱

-۵۳٫۸۳۵

-۶۰٫۳۷

 

۲۱٫۲۸۶

۱۶٫۱۷۵

۱۱٫۰۶۴

۵٫۹۵۳

0.842

-۴٫۲۶۹

-۹٫۳۸

-۱۴٫۴۹

-۱۹٫۶۰۱

-۲۴٫۷۱۲

-۲۹٫۸۲۳

-۳۴٫۹۳۴

 

۲۷٫۷۳۷

۲۲٫۲۲۶

۱۶٫۷۱۴

۱۱٫۲۰۳

۵٫۶۹۲

0.180

-۵٫۳۳۱

-۱۰٫۸۴۲

-۱۶٫۳۵۴

-۲۱٫۸۶۵

-۲۷٫۳۷۷

-۳۲٫۸۸۸

 

۵۷٫۱۵۴

۵۰٫۹۳۱

۴۴٫۷۰۷

۳۸٫۴۸۴

۳۲٫۲۶۱

۲۶٫۰۳۷

۱۹٫۸۱۴

۱۳٫۵۹

۷٫۳۶۷

۱٫۱۴۳

-۵٫۰۸

-۱۱٫۳۰۴

 

۲۷٫۳۲۷

۲۲٫۲۲۸

۱۷٫۱۲۸

۱۲٫۰۲۹

۶٫۹۲۹

۱٫۸۳

3.27-

-۸٫۳۶۹

-۱۳٫۴۶۹

-۱۸٫۵۶۸

-۲۳٫۶۶۸

-۲۸٫۷۶۷

 

۱۷٫۳۶۱

۱۳٫۳۳۱

۹٫۳۰۲

۵٫۲۷۲

۱٫۲۴۲

-۲٫۷۸۷

-۶٫۸۱۷

-۱۰٫۸۴۶

-۱۴٫۸۷۶

-۱۸٫۹۰۵

-۲۲٫۹۳۵

-۲۶٫۹۶۴

 

۴۰٫۰۲۴

۳۴٫۲۵۶

۲۸٫۴۸۸

۲۲٫۷۲

۱۶٫۹۵۲

۱۱٫۱۸۴

۵٫۴۱۶

0.352-

-۶٫۱۲

-۱۱٫۸۸۷

-۱۷٫۶۵۵

-۲۳٫۴۲۳

 

۳۹٫۶۷۶

۳۴٫۲۶۷

۲۸٫۸۵۹

۲۳٫۴۵

۱۸٫۰۴۲

۱۲٫۶۳۳

۷٫۲۲۴

۱٫۸۱۶

-۳٫۵۹۳

-۹٫۰۰۱

-۱۴٫۴۱

-۱۹٫۸۱۹

 

۲۶٫۳۲۷

۲۱٫۶۶۵

۱۷٫۰۰۴

۱۲٫۳۴۳

۷٫۶۸۲

۳٫۰۲۱

1.64-

-۶٫۳۰۱

-۱۰٫۹۶۲

-۱۵٫۶۲۴

-۲۰٫۲۸۵

-۲۴٫۹۴۶

 

۱۹٫۴۶۷

۱۵٫۰۰۵

۱۰٫۵۴۳

۶٫۰۸۱

۱٫۶۱۹

-۲٫۸۴۲

-۷٫۳۰۴

-۱۱٫۷۶۶

-۱۶٫۲۲۸

-۲۰٫۶۹

-۲۵٫۱۵۲

-۲۹٫۶۱۴

 

جمع‌بندی

درجه اهمیت

(درجه اهمیت: 1)

(درجه اهمیت: 2)

(درجه اهمیت:

3)

(درجه اهمیت: 4)

(درجه اهمیت: 5)

(درجه اهمیت: 6)

(درجه اهمیت:

 7)

(درجه اهمیت:

8)

(درجه اهمیت: 9)

(درجه اهمیت: 10)

(درجه اهمیت: 11)

(درجه اهمیت: 12)

مؤلفه

امنیت

اثربخشی

نقش­آفرینی

انگیزه

تناسب

حمایت

اعتماد

اطلاعات و آموزش

احساس مسئولیت

تعلق و دلبستگی

زمینه و مقدمات

دعوت


مأخذ: نگارندگان

 


بحث

باتوجه‌به نتایج حاصل از ارزیابی اطلاعات، مؤلفه‌های مؤثر بر میزان مشارکت اجتماعی شهروندان به ترتیب اهمیت شامل این موارد هستند: 1- «امنیت»؛ 2- «اثربخشی»؛ 3- «نقش‌آفرینی»؛ 4- «انگیزه»؛ 5- «تناسب»؛ 6- «حمایت»؛ 7- «اعتماد»؛ 8- «اطلاعات و آموزش» 9- «احساس مسئولیت»؛ 10- «تعلق و دلبستگی»؛ 11- «زمینه و مقدمات» و 12- «دعوت».

در میان مؤلفه‌های مؤثر بر میزان این مشارکت، «امنیت» مهم‌ترین و با اهمیت‌ترین مؤلفه ‌است که با نتایج به‌دست‌آمده در پژوهش قاسمی و همکاران (2014) نیز مطابقت دارد. امنیت دو بعد عینی و ذهنی دارد و بعد عینی آن مترادف با واژه ایمنی و به معنای ایجاد موقعیت ایمن برای شهروندان است؛ اما بعد ذهنی آن،‌ مستقیماً با احساس و‌ ادراک شهروندان از وضعیت محیط پیرامون ارتباط دارد و به معنای احساس امنیت است. احساس امنیت یا امنیت ذهنی همیشه به‌طور مستقیم با امنیت واقعی یا عینی ارتباط ندارد و وجود یا وجودنداشتن این احساس، لزوماً به معنای بهره‌مندی یا محرومیت از امنیت واقعی نیست.

به نظر می‌رسد تأمین امنیت عینی و ذهنی شهروندان، پیش‌زمینه اصلی شکل‌گیری فضاهای عمومی مطلوب برای تقویت مشارکت شهروندی است. جامعه آماری این پژوهش، برای حضور در فضاهای عمومی شهری این اولویت محیطی را در درجه نخست اهمیت قرار‌ داده است و این امر، نتایج تحقیق مؤسسه تحقیقاتی(Division for the Advancement of Women, 2005: 15-16) کشور فرانسه را در سال 2005 تأیید می‌کند. این تحقیق نشان می‌دهد بیشترین تجاوزها و نقض حقوق زنان که ناامنی ذهنی و عینی را نیز به وجود می‌آورد، در فضاهای عمومی شهری انجام می‌شود. همچنین، نتایج حاصل از پژوهش حاضر درباره اولویت محیطی امنیت، نتایج این تحقیقات را نیز تأیید می‌کند: تحقیقات در شهر‌های ادینبرو اسکاتلند و محله ولویچ لندن (که از جانب ورپل در سال 1992 گزارش شده‌اند) تحقیقات نگار فروزنده در سال 1384 (که ناامنی و خشونت علیه زنان را موانع دسترسی ایشان به فضاهای عمومی شهری می‌داند) و نتایج تحقیقات انجمن زنان علیه خشونت در کشور انگلستان (که سیفایی در سال 1384 آن را گزارش داده است).

از آن گذشته، مؤلفه «اثربخشی» به مفهوم اطمینان از اثربخش‌بودن مشارکت اجتماعی در درجه دوم اهمیت گرفته است و این امر، ظاهراً نتایج حاصل از پژوهش‌های انصاری و تاج‌الدین (1393) و همچنین، ادریسی و شجاعی (1391) را تصدیق می‌کند؛ زیرا ازنظر معنایی مفهوم این مؤلفه با تعریف ارائه‌شده از مؤلفه «اعتماد نهادی» مطرح‌شده در این دو پژوهش، مشترک است. از دیدگاه پرسش‌شوندگان «نقش‌آفرینی» یعنی تداوم نقش مشارکت‌کننده در فعالیت مشارکتی در رتبه سوم اهمیت قرار گرفته و هم‌مفهوم با مؤلفه «قدرتمندبودن و اعتماد اجتماعی» مطرح‌شده در پژوهش مظلوم‌خراسانی و همکاران (1391) است. همچنین، ازنظر آنان مؤلفه «انگیزه» نیز در رتبه چهارم اهمیت قرار گرفته و ازلحاظ معنایی با مؤلفه «سیاست‌های انگیزشی» مطرح‌شده در پژوهش حسین‌زاده و فدائی‌ده‌چشمه (1391) مشترک است؛ زیرا هردو به وجود محرک‌ها و انگیزه‌های مادی و غیرمادی در تشویق مشارکت اجتماعی اشاره دارند. واژه «تناسب» یعنی متناسب‌بودن موضوع و زمینه با علائق فردی و ویژگی‌های شخصیتی و فرهنگی فرد، ازنظر اهمیت در رتبه پنجم قرار دارد و با تعاریف ارائه‌شده از مؤلفه‌های «احساس تعلق و رضایت شهروندی» در پژوهش شیانی و همکاران (1391) همسو است و این مؤلفه‌ها نیز از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر مشارکت اجتماعی هستند. همچنین، تأثیرگذاری متغیرهای زمینه‌ای که در پژوهش حسین‌زاده و فدائی‌ده‌چشمه (1391) به اثبات رسیده است، نقش مؤلفه «زمینه و مقدمات» را تأیید می‌کند. گذشته از اطلاعات ذکرشده در مطالعات مرتبط، این پژوهش به مجموعه مؤلفه‌هایی دست یافته است که هریک به‌نوعی بر مشارکت اجتماعی شهروندان تأثیرگذار هستند. این مؤلفه‌ها به ترتیب شامل «حمایت»، «اعتماد»، «اطلاعات و آموزش»، «احساس مسئولیت»، «تعلق و دلبستگی» و «دعوت» هستند و در بخش نتیجه‌، راهکارهایی برای ارتقاء آنها ارائه شده است.

نتیجه

میزان مشارکت اجتماعی افراد جامعه به‌طور چشمگیری در تحقق زندگی بهتر و ایجاد جامعه توسعه‌یافته‌تر تأثیر دارد. این مشارکت، خصوصاً اگر به‌صورت سازمان‌یافته انجام شود، این نتایج را در پی دارد: 1- از بی‌اعتنایی، تک‌روی و خودبیگانگی اجتماعی و فرهنگی جلوگیری می‌کند، 2- سبب کاهش نابرابری اجتماعی می‌شود و 3- نیروی همبستگی و وحدت ملی را تقویت می‌کند. باید گفت که در فرایند مشارکت، دستیابی به سطوح خرد مشارکت شهروندی ضروری است و این مسئله، ازطریق همکاری گروه‌های مختلف اجتماعی در عرصه‌های عمومی شهری ممکن می‌شود. درحقیقت، حضور در عرصه‌های عمومی پذیرش مسئولیت و انجام فعالیت، در مقیاس محلی عوامل تقویت‌کننده مشارکت شهروندی هستند. در این میان، به نظر می‌رسد در عرصه‌های عمومی شهری فراهم‌کردن زمینه مشارکت محلی گروه‌های اجتماعی مختلف، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا این امر، اهداف متعالی طراحی شهری را محقق می‌کند و همچنین، زمینه‌ساز تندرستی، بقا و درگیری فعال گروه‌های اجتماعی مختلف با زندگی و بهبود کیفیت زندگی آنهاست. درواقع، به نظر می‌رسد ایجاد زمینه مشارکت شهروندی در عرصه‌های عمومی به‌نوعی فرصت رشد و کمال را برای شهروندان فراهم می‌کند و امید به زندگی را در آنها افزایش می‌دهد.

 

 

شکل 1- مشارکت شهروندی و سطوح مختلف آن (ماخذ: نگارندگان)

 

 

 

مطابق نتایج تحقیق، از دیدگاه شهروندان شهر شیراز، مشارکت اجتماعی از عواملی دوازده‌گانه تأثیر می‌پذیرد که به ترتیب اهمیت شامل این موارد هستند: 1- «امنیت»؛ 2- «اثربخشی»؛ 3- «نقش‌آفرینی»؛ 4- «انگیزه»؛ 5- «تناسب»؛ 6- «حمایت»؛ 7- «اعتماد»؛ 8- «اطلاعات و آموزش»؛ 9- «احساس مسئولیت»؛ 10- «تعلق و دلبستگی»؛ 11- «زمینه و مقدمات» و 12- «دعوت». (شکل 1) در این میان، ارتقاء احساس امنیت اجتماعی بیش از هر عامل دیگری، زمینه مشارکت اجتماعی شهروندان را در عرصه‌های عمومی فراهم می‌آورد. همچنین، پیشگیری از جرم مهم‌ترین رویکرد برای جلوگیری از وقوع جرم و ایجاد امنیت محیطی با استفاده از طراحی است. رویکردهای جدید طراحی محیطی قصد دارند ازطریق ساختار کالبدی شهری و طراحی "محیط‌های مصنوع" از ارتکاب جرائم جلوگیری کنند. این امر، از راه کاهش «پتانسیل طبیعی» مناطق شهری در جرم‌خیزی یا امکان‌دهی به وقوع جرم ممکن می‌شود و اهداف کلان آن، شامل خوانایی، نظارت، همه‌شمولی، نفوذپذیری بصری، مقیاس انسانی، ایمنی سواره و پیاده، نگهداری و قلمروگرایی است. توضیحات و راهبردهای هریک از این اهداف نیز در جدول (3) ذکر شده است.‌

 

 

جدول 3- اهداف و راهبردهای ارتقاء حس امنیت شهروندان برای تقویت مشارکت اجتماعی شهروندان. مأخذ: نگارندگان

اهداف

راهبرد

خوانایی

  • تأکید بر ورودی‌های محله با طراحی شاخص فرم کالبدی
  • حفظ و تقویت چشم‌اندازها به جانب عناصر شاخص و توالی نشانه‌ها برای افزایش خوانایی
  • سهولت درک و شناسایی محیط به کمک استفاده‌کنندگان
  • متناسب‌بودن فرم کالبدی با کاربری‌های موجود و پیش‌بینی استفاده از عناصر اصیل موجود

نظارت

  • ایجاد امکان نظارت افراد بر یکدیگر در محیطی که در آن حضور دارند.
  • تزریق کاربری‌هایی با حیات شبانه
  • پیش‌بینی فضاهای فعالیتی به‌طوری‌که به فضاهای جرم‌خیز اشراف داشته باشند.
  • ایجاد امکان نظارت غیرمستقیم بر فضا
  • طراحی جداره شفاف برای کاربری‌های همگانی پیشنهادی
  • طراحی واحدهای مسکونی در طبقات بالایی

همه‌شمولی

  • ایجاد امکانات استفاده از فضا برای همه اقشار
  • تعبیه علائم هشداردهنده برای نابینایان در معابر و تقاطع‌ها‌
  • تأمین سطح شیب‌دار در محل تغییر ارتفاع سطوح در معابر

نفوذپذیری بصری

  • طراحی جداره‌های تفکیک‌شده و نفوذپذیر‌
  • استفاده از مصالح شفاف (شیشه) در طبقات همکف برای تقویت ارتباط درون و بیرون

مقیاس انسانی

  • تناسب عناصر موجود در فضا با مقیاس انسانی
  • پرهیز از ایجاد معابر عریض برای جلوگیری از حس رهاشدگی انسان در فضا

ایمنی سواره و پیاده

  • رعایت سلسله‌مراتب شبکه دسترسی
  • کاهش تداخل حرکتی پیاده و سواره
  • بهره‌گیری از تکنیک‌های آرام‌سازی‌

نگهداری

  • انجام اقدامات مربوط به ماندگاری
  • تشویق ساکنان به مدیریت و نگهداری از فضای مقابل حریم مالکیت خود
  • انجام اقدامات مربوط به مرمت
  • رفع آثار فرسودگی و تخریب در نمای ابنیه

قلمروگرایی

  • ایجاد و تقویت حس تعلق ساکنان
  • تشویق ساکنان به زیباسازی محل سکونت خود برای افزایش حس نگهداری
  • طراحی ورودی معابر محلی به‌طوری‌که برای ساکنان محلی مشخص و آشنا و برای بازدیدکنندگان هشداردهنده باشد.
  • تعریف فضاهای نیمه‌عمومی برای رعایت سلسله‌مراتب قلمروهای فضایی

 

 

 

درزمینه راهکارهای ارتقاء سایر مؤلفه‌های تأثیرگذار بر مشارکت اجتماعی شهروندان، این موارد ذکر می‌شوند: تلاش برای تقویت سرمایه اجتماعی و حس اعتماد شهروندان به مدیریت شهری و تقویت شفافیت در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در عرصه مسائل شهری برای افزایش حس اعتماد در مشارکت کنندگان، حمایت سازمان‌های ذی‌ربط و مدیریت شهری از سازمان‌های مردمی مشارکت‌کنندگان و فعالیت آنها و تدوین و به ‌کار بردن قوانین تضمین‌کننده حقوق شهروندی و کرامت انسانی برای حمایت از فعالیت‌های مشارکتی، سودآورکردن مشارکت و تأمین ابزارهای لازم برای جلب مشارکت شهروندان و سهیم‌کردن افراد مشارکت‌جو در منافع به‌دست‌آمده از پروژه‌های توسعه شهری با هدف ایجاد انگیزه در مشارکت‌کنندگان، تبیین و اطلاع‌‌رسانی نتایج مثبت حاصل از مشارکت افراد در امور شهری، اعلام عمومی طرح‌ها و پیشنهادهای شهروندان و تجلیل از مشارکت‌کنندگان صاحب ایده‌های نوین برای تأکید بر مؤلفه اثربخشی، دعوت‌شدن شهروندان به فرایند‌های مشارکت اجتماعی از جانب نهادهای مرتبط، تشویق افراد به عضویت در تشکل‌های غیردولتی و نهادهای مردمی تأثیرگذار و همچنین، شناسایی مشارکت‌کنندگان فعال و تأثیرگذار و نظرخواهی از آنها برای تقویت مؤلفه دعوت، واگذاری برخی از مسئولیت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری شهری به شهروندان و سازمان‌های مردم‌نهاد غیردولتی و آموزش مسئولیت‌های شهروندی و ضرورت توجه به آن به شهروندان برای ایجاد احساس مسئولیت در آنها، گسترش فضای فعالیت نهادهای مدنی و عمومی در برنامه‌ریزی‌های مدیریت شهری، ایجاد بستر اجتماعی - فرهنگی مشارکتی ازطریق رسانه‌ها و برنامه‌های فرهنگی خاص، تدوین سازوکارهای قانونی برای حمایت از فعالیت‌های مشارکتی و همچنین، در نظر گرفتن جایگاه قانونی مشخص برای مشارکت شهروندی در فرایند تهیه و تصویب طرح‌های شهری با هدف فراهم‌کردن زمینه و مقدمات مشارکت افراد، توجه به مؤلفه اطلاعات و آموزش ازطریق برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای تبیین و اجرایی‌شدن حقوق شهروندی و توجه به مطالبات شهروندی و جایگاه قانونی آن و برگزاری کارگاه‌های آموزش منافع حاصل از مشارکت برای شهروندان، معرفی طیف متنوعی از تشکل‌های مردم‌نهاد مشارکتی متناسب با گروه‌های مختلف مردمی و ارائه گزینه‌ها و حوزه‌های مختلف مشارکتی به شهروندان (اجرا، سرمایه‌گذاری، تصمیم‌گیری و...) با هدف ایجاد تناسب، ارتقاء مؤلفه تعلق و دلبستگی با استفاده از بسترسازی انجام فعالیت‌های مشارکتی مرتبط با خاطرات جمعی ساکنان محله، تشکیل نهادها و گروه‌های همیار و همفکر در محله و استفاده از مشارکت آنها و دعوت از افراد به‌منظور مشارکت محله‌محوری برای تقویت احساس مالکیت بر محیط شهری و تأکید بر نقش‌آفرینی ازطریق تبیین نحوه مشارکت گروه‌های مختلف در حوزه‌های مختلف امور شهری، اطمینان‌بخشی به مشارکت‌کنندگان دررابطه‌با تداوم نقش‌آفرینی آنها ازطریق به رسمیت شناخته‌شدن عضویت افراد و همچنین، تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد شناخته‌شده و معتمد به‌صورت مشارکت‌کنندگان دائمی در تصمیم‌گیری‌های شهری.



[1] Participation

[2] Stakeholders

ادریسی، ا. و شجاعی، م. (1391). «بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعی ساکنان در تحقق طرح‌های توسعه شهری، نمونه موردی: پیاده‌راه‌سازی حوزه تاریخی شهر تهران منطقه 12»، فصلنامه برنامه‌ریزی، رفاه و توسعه اجتماعی، د 4، ش 13، ص 158-115.

انصاری، ا. و تاج‌الدین، ح. (1393). «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر میزان مشارکت شهروندان در امور شهری، مطالعه موردی: منطقه 13 شهر اصفهان»، نشریه مطالعات جامعه‌شناختی شهری، د 4، ش 12، ص 178-161.

برک‌پور، ن. (1381). گذار از حکومت شهری به حاکمیت شهری، پایان‌نامه دکتری شهر‌سازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.

چلبی، م. (1375). تشریح و تحلیل نظم اجتماعی، تهران، نشر نی.

حبیبی، م ح. و سعیدی‌رضوانی، ه. (1385). «شهرسازی مشارکتی؛ تمایز مفهومی و ارزیابی تجربیات ایرانی»، نشریه صفه، د 15، ش 43، ص 70-50.

حسین‌زاده، ع ح. و فدائی‌ده‌چشمه، ح. (1391). «بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در امور شهری (مطالعه موردی: شهر شهرکرد)»، نشریه مطالعات جامعه‌شناختی شهری، س 2، د 2، ش 5، ص 82-59.

راجرز، ا. و شومیکر، ف. (1369). رسانش نوآوری‌ها: رهیافتی میان فرهنگی، ترجمه: عزت‌الله کرمی و ابوطالب فنایی، شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز.

رضادوست، ک.؛ حسین‌زاده، ع ح. و عابدزاده، ح. (1388). «بررسی عوامل مؤثر در مشارکت اجتماعی شهروندان جامعه شهری شهر ایلام»، نشریه جامعه‌شناسی کاربردی، د 20، ش 3، ص 110-97.

ساروخانی، ب. (1370). فرهنگعلوم اجتماعی، تهران: نشر کیهان.

سیفایی، م. (1384). مطلوبیت‌سنجی فضاهای عمومی شهری برای استفاده گروه‌های خاص اجتماعی (زنان) در برنامه‌ریزی مشارکتی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه تربیت مدرس.

شیانی، م.؛ رضوی‌الهاشم، ب. و دلپسند، ک. (1391). «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری تهران»، نشریه مطالعات شهری، د 2، س 2، ش 4، ص 240-215.

طوسی، م ع. (1370). مشارکت در مدیریت و مالکیت، تهران: مرکز آموزش و مدیریت دولتی.

عفتی، م. (1371). بررسی عوامل مؤثر در مشارکت روستاییان در طرح‌های توسعه روستایی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

علوی‌تبار، ع ‌ر. (1382). بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها، تهران: سازمان شهرداری‌ها و دهداری‌های کشور.

غفاری، م ر. (1386). جامعه‌شناسی مشارکت، تهران: انتشارات نزدیک.

دهقان، ع ر. و غفاری، غ ر. (1384). «تبیین مشارکت اجتماعی فرهنگی دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران»، مجله جامعه‌شناسی ایران، د 6.، ش 1، ص 98-67.

فتحی، س. و ‌میرزاپوری، ج. (1395). «بررسی تأثیر پایگاه اقتصادی - اجتماعی بر مشارکت اجتماعی، مورد پژوهش: جوانان شهر بابل»، فصلنامه مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، د 7، س 7، ش 22، ص 100-87.

فروزنده، ن. (1384). ارزیابی امنیت فردی در مناطق شهری تهران برحسب جنسیت، تهران: همایش توسعه محله‌ای.

کامران، ح. و شعاع‌برآبادی، ع. (1389). «بررسی امنیت در شهرهای مرزی مطالعه موردی: شهر تایباد»، نشریه جغرافیا، د 8، ش 25، ص 46-25.

کائوتری، ه. (1379). مشارکت در توسعه، ترجمه: هادی غبرائی و داود طبائی، تهران: نشر روش.

گروسی، س.؛ میرزایی، ج. و شاهرخی، ا. (1386). «بررسی رابطه اعتماد اجتماعی و احساس امنیت مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد جیرفت»، نشریه دانش انتظامی، د 9، ش 2، ص 39-26.

لطفی، ص.؛ بردی‌آنامرادنژاد، ر. و ساسانی‌پور، م. (1393). «بررسی احساس امنیت در فضاهای عمومی (مطالعه موردی کلان‌شهر شیراز)»، نشریه پژوهش و برنامه‌ریزی شهری، د 5، ش 19، ص 56-39.

مظلوم‌خراسانی، م.؛ نوغانی، م. و خلیفه، م ر. (1391). «بررسی میزان مشارکت اجتماعی مردم در شهر مرودشت و عوامل مؤثر بر آن در سال 1387»، نشریه جامعه‌شناسی کاربردی، د 23، ش 45، ص 80-51.

موسوی، ط. (1386). «مشارکت اجتماعی یکی از مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی»،  فصلنامه رفاه اجتماعی، د 6، ش 23، ص 92-67.

میرموسوی، ع. (1375). «مبانی دینی و فرهنگ سیاسی مشارکتی»، مجله نقد و نظر، س 2، ش 8 و 7، ص 101 -86.

نقدی، ا ا. و کولیوند، ش. (1394). «بررسی مشارکت اجتماعی شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده شهری، مورد مطالعه: ساماندهی بافت فرسوده خیابان مدرس کرمانشاه»، فصلنامه مطالعات مدیریت شهری، د 7، ش 21، ص 20-2.

نوروزی، ف. ا و فولادی‌سپهر، س. (1388). «بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان 29-15ساله شهر تهران و عوامل مؤثر بر آن»، نشریه راهبرد، د 18، ش 53، ص 159-129.

یزدان‌پناه، ل. و پناهی، م ح. (1383).« اثر ویژگی‌های فردی بر مشارکت اجتماعی»، فصلنامه علوم اجتماعی، د 11، ش 26، ص 107-69.

یزدان‌پناه، ل. و صمدیان، ف. (1387). «تأثیر ویژگی‌های فردی و اجتماعی بر مشارکت اجتماعی زنان کرمانی»، نشریه مطالعات زنان، د 6، ش2، ص 149-127.

Division For the Advancement of Women. (2005) Equall parcitipation of  women and men in dicision making processes, witih particular emphasis on political participation and leadership, department of economic social affairs, New York.

Ghasemi, R. Reshadat, S. Moradi, N. Rezaei, M. Rajabi Gilan, N. Armanmehr, V. (2014) “The Role of Community Participation in Promoting Social Security from Viewpoint of People in Kermanshah, Iran”, Journal of Research & Health, Social Development & Health Promotion Research Center, 4 (2): 657-665.

Kwena, G.N. (2013) Factors Affecting Community Participation In The Management of Development Projects Through Local Authority Service Delivery Action Plans: A Case Study of Kilgoris Constituency, Narok County, University of Africa, School of Management And Leadership.

Worpole, K. (1992) Towns for People: Transformaing Urban Life. London: Buckingham University Press.

Zhou, N. Xiao, X. Feng, F. (2014) “Citizen Participation in the Public Policy Process in China: Based on Policy Network Theory”, Public Administration Research; 3(2): 91-106.