بررسی تأثیر دینداری و بیگانگی اجتماعی بر همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار جامعه شناسی، موسسه تحقیقات اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز- گروه علوم اجتماعی

چکیده

هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ روابط بین دینداری و بیگانگی اجتماعی با همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی است. پژوهش به روش پیمایشی انجام شده و جامعۀ آماری آن دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز است که 363 نفر از آنها برای مطالعه انتخاب شدهاند. روش انتخاب دانشجویان نیز براساس نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی و متناسب بوده است. داده‌های مورد نیاز پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز گردآوری شده است. برای تحلیل داده‌ها از نسخۀ 22 نرم‌افزار SPSS استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی در سطح بالا قرار دارد. همچنین نتایج تحلیل استنباطی نشان‌دهندۀ آن است که متغیر دینداری اثر مستقیم و مثبتی بر همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی داشته است؛ در حالی که اثر متغیر میزان بیگانگی اجتماعی بر همنوایی دانشجویان با هنجارها معکوس و منفی بوده است. در مجموع این دو متغیر توانسته‌اند 8/42 درصد از تغییرات همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی را تبیین کنند؛ بنابراین، دینداری و بیگانگی اجتماعی از عوامل تأثیرگذار بر همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی‌اند.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Study of the Relationship Between Religiosity and Social Alienation with Conformity of Student with Social Norms(Case Study: Students of Islamic Azad University of Tabriz)

نویسندگان [English]

  • Kamal Koohi 1
  • Teyebeh Fayadi 2
1 Associate Professor of Sociology , Institute for Social Research , Faculty of Law and Social Sciences, University of Tabriz
2 Graduated Masters in Sociology, Islamic Azad University of Tabriz, Faculty of Humanities, Social Sciences Department
چکیده [English]

Introduction
Individuals do a lot of things in their everyday of social life that is compatible with social laws. In fact, community members have accepted them as a social norm. Norms guide all human activities in the community and determine what behavior a person has in different situations. Behavioral deviation is a phenomenon that is not compatible with the common expectations of members of a community, and most people consider it to be inappropriate and inaccurate. In fact, those who are in harmony with the norms of society are considered "normal", and those who do not conform are called "abnormal". An overview of the status of Conformity with the norms and anomic conditions in society, especially the academic community, shows that a significant proportion of students are in anomic status. Given that the demographic structure of the society is mainly Teenager and young, young forces are shaping the future of society, if their needs and desires are not obviate and they suffer from various types of social problems, they can't be considered as useful forces in Society advancement. In this regard, the aim of this study is the relationship between religiosity and social alienation with student conformity with social norms.
Material and Methods
Research was done through survey method and the population study was Islamic Azad University of Tabriz that is approximately 22810 person. In this research, sample of 363 people was selected for study. Proportional stratified and random sampling methods were used for choosing the samples and the necessary information has been collected from students of Islamic Azad University of Tabriz by questionnaire. In this research was used theories of Emile Durkheim, Talcott Parsons, Kinsley Davis and Simon and the research results of researchers. Also, the present study tested the hypothesis such as " There is a relationship between the Rate of students' religiosity and their coherence with social norms." and "There is a relationship between the degree of social alienation of students and their coherence to social norms." also, the reliability test results of variables show that  Items designed to measure the variables are good items because, reliability is at all appropriate levels The research hypotheses was tested by Pearson correlation coefficient and multivariate regression test in version 22 of the SPSS software
Discussion of Result and Conclusions
 After data analyzing the findings show that average of Conformity of Student with Social Norms was 82.46 percent, in other words the conformity of student with social norms is at high level. Also, descriptive analysis of the research variables show that Rate of social alienation and, Rate of students' religiosity has a above to moderate levels. Also, Inferential Findings show that the religiosity variables had a positive and direct effect.in other words, with the increase the religiosity degree of students increases their conformity with social norms, while social alienation had negative and reverse effect on the conformity of student with social norms. This means that with the increase in rate of students' social alienation, decreases their level of conformity with social norms. Also, in total, 38.1 % of student conformity with social norms can be explained by the Religiosity and Social Alienation variables. From 38.1% of the explanation, 33.7 belong to the students' religiosity variable and 4.8% is depend to the social alienation variable. Religiosity and social alienation are influential factors in the students' social harmony with social norms. in fact, religion, through the creation and preservation of unity, social integrity and social cohesion, has prevented the social alienation of individuals and their breaking the norm and It forces people into different ways to adapt to social norms of society.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Conformity
  • Social Norm
  • Religiosity and Social Alienation
  • Students of Islamic Azad University

مقدمه و بیان مسئله

افراد در زندگی اجتماعی روزمرۀ خود خواسته یا ناخواسته کارهای بسیاری را انجام ‌می‌دهند که در راستای قوانین اجتماعی‌اند؛ درواقع، اعضای جامعه آنها را به‌منزلۀ هنجاری اجتماعی پذیرفته‌اند. وجدان بشری یا افراد جامعه بیشتر هنجارها را تعریف می‌کنند؛ این تعریف با هدف زندگی اجتماعی آرام‌تر و مرفه‌تر صورت می‌پذیرد. در مقابل، مردم جامعه هرگونه کجروی و ناهنجاری و ناهمنوایی با آن را مانع رفاه و آرامش زندگی اجتماعی خود می‌دانند و آن را نمی‌پذیرند. خانواده اولین پنجرۀ ارتباطی فرد با جهان خارج است و به‌طور معمول نخستین تجربه‌های اجتماعی افراد در خانواده اتفاق می‌افتد. به این ترتیب خانواده مهم‌ترین واحد انتقال‌دهندۀ ارزش‌ها و هنجارها به افراد است و نیازها و خواسته‌های جامعه را به آنها می‌آموزد و این شناخت، آنها را به گزینش شیوۀ رفتاری معین و باورکردن شخصیتشان رهنمون می‌کند. ارتباط انسان‌ها اساس شکل‌گیری جامعۀ انسانی به معنای واقعی است (ساروخانی، 1381: 21). همان‌گونه که امیل دورکیم با تأکید زیاد خاطر نشان کرده است، همبستگی و انسجام گروهی و اجتماعی، در جریان فرایند جامعه‌پذیری صورت می‌گیرد (ریوتورت، 1380: 94-93). هنجارها راهنمای ‌همۀ فعالیت‌های انسان در جامعه‌اند و تعیین می‌کنند فرد در شرایط گوناگون چه رفتاری را باید یا نباید داشته باشد. کژرفتاری پدیده‌ای است که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد آن را ناپسند و نادرست می‌دانند. جامعه افرادی را که با ارزش‌ها و هنجارها هماهنگ و همساز باشند، «سازگار» یا «همنوا» و کسانی را که برخلاف آنها رفتار کنند، «ناسازگار» یا «ناهمنوا» می‌خواند؛ درواقع، کسانی که با هنجارهای جامعه همنوا هستند، «بهنجار» شمرده می‌شوند و آنان که همنوایی ندارند، «نابهنجار» نام می‌گیرند (ستوده، 1389: 35).

نبودن همنوایی اجتماعی یا تأثیر متغیرهای تأثیرگذار در کاهش آن، عامل عمده در شکل‌گیری روند فرار از نظم و ترتیبات عام اجتماعی است. افراد هرقدر نسبت به مشترکات فرهنگی و آرمانی خود همبسته و در برابر ارزش‎های همه‌خواهانه تسلیم باشند، تعهد و پایبندی‌شان در رعایت هنجارها و قواعد زندگی جمعی بیشتر خواهد بود. بنا به نظر چلبی، «وجود میزانی از نظم اجتماعی برای هر جامعه‌ای ضروری و لازم به نظر می‌رسد که ابراز این نظم همان همنوایی اجتماعی است» (کفاشی و همکاران، 1389: 117). ناهنجاری‌های رفتاری ازجمله عواملی‌اند که به‌تدریج نظم اجتماعی را مختل می‌کنند؛ بنابراین، بررسی و شناخت علل ناهنجاری در هر اجتماعی می‌تواند در تصحیح روند جامعه‌پذیری و نظم اجتماعی مؤثر باشد (نانوای، 1386: 119). انزوا و جامعه‌گریزی حالتی است که فرد احساس می‌کند با ارزش‌ها و هنجارهای جامعه بیگانه شده است؛ یعنی شخص احساس می‌کند با کسی یا جمعی ارتباط ندارد (ستوده، 1389: 77). در صورتی که دلبستگی به افراد و نهادهای اجتماعی یکی از شیوه‌هایی است که فرد خود را ازطریق آن به جامعه پیوند می‌دهد. ضعف چنین پیوندهایی موجب می‌شود فرد خود را در ارتکاب کژرفتاری آزاد بداند (ستوده، 1389). مهم‌ترین سرمایۀ هر جامعه نیروی انسانی آن جامعه است و از میان آن، نیروهای جوان ازجمله دانشجویان از قشرهای بسیار مهم و یکی از منابع هنجارفرست تلقی می‌شوند. مسیرهای پژوهش و ارتقا و پیشرفت جوامع با پویایی و شادابی این قشر مهم فراهم می‌شود و اگر زمینه‌ها و بسترهای لازم فراهم نشود، یک بیماری و مسئلۀ مهم اجتماعی به نام «بیگانگی اجتماعی» سبب آسیب‌پذیری آن خواهد شد. «ازنظر هربرت بلومر، یک مسئلۀ اجتماعی در جامعه وجود آشکار پیدا نخواهد کرد مگر آنکه به‌منظور تداوم حیات اجتماعی آن جامعه، تصمیم به شناسایی آن مسئله گرفته شود» (بخارایی، 1393: 59).

رواج احساس آنومی میان افراد جامعه موجب ازکارافتادن معیارها و هنجارهای همگانی و به‌دنبال آن رشد و گسترش فردگرایی غیراخلاقی ‌می‌شود. بروز مشاجره‌ها و درگیرهای افراد در حوزه‌های فردی و غیرفردی ‌می‌تواند ناشی از رنگ‌باختن معیارهای اخلاقی، قواعد ازکارافتاده و قاعده‌گریزی افراد جامعه باشد؛ اینها ویژگی‌های جامعه‌ای است که در آن هنجارها تضعیف شده‌اند. پدیداری چنین پنداشتی در ذهنیت افراد جامعه بر کنش‌های آنان نیز تأثیر می‌گذارد. فردی که احساس آنومی دارد، اطراف خود را پرآشوب ‌می‌بیند، هیچ ضابطه و قاعده‌ای را برنمی‌تابد، در نظرش هنجارها تنظیم‌کنندۀ رفتار، مبهم و ناکارآمدند، به خزیدن در کنج انزوا تمایل دارد و نسبت به جامعۀ خودش بی‌اعتماد است. به قول هابرماس تشدید چنین احساسی در جامعه بین افراد سبب انسداد کنش ارتباطی و عقیم‌ماندۀ حوزۀ عمومی ‌می‌شود (طالبی و همکاران، 1394: 53-52).

بررسی اجمالی وضعیت همنوایی با هنجارها و شرایط آنومیک در جامعه به‌ویژه جامعۀ دانشگاهی نشان ‌می‌دهد نسبت چشمگیری از دانشجویان در وضعیت آنومیک قرار دارند (شیانی و علی‌محمدی، 1389: 21) و احساس آنومی 5/18 درصد دانشجویان پایین، 5/65 درصد متوسط و 16 درصد بالاست که نشانگر احساس آنومی متوسط رو به بالای دانشجویان دانشگاه تهران است (دانش و علی‌پور، 1392: 203). همچنین 3/11 درصد دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان ازخودبیگانگی پایین، 7/62 درصد از آنها ازخودبیگانگی متوسط و 26 درصد از آنها ازخودبیگانگی بالا دارند (جهانگیری و همکاران، 1391: 89). در همین زمینه، میزان بیگانگی اجتماعی و بی‌تفاوتی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد در سطح نسبتاً متوسط رو به بالا قرار دارد (فولادیان، 1394: 125). در جامعۀ آماری پژوهش حاضر، یعنی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، نیز با اقتباس از پژوهش جوادی و همکاران (1391: 29) میزان احساس آنومی 61/55 درصد و متوسط رو به بالا گزارش شده است. باتوجه به اینکه ساختار جمعیتی کشور به‌طور عمده نوجوان و جوان‌اند، این نیروهای جوان‌اند که آیندۀ جامعه را رقم ‌می‌زنند. اگر نیازها و خواسته‌های آنها برآورده نشود و دچار انواع آسیب اجتماعی بشوند، دیگر نمی‌توان آنها را نیروهای مفید در پیشرفت جامعه به شمار آورد؛ بنابراین، کل هزینه‌هایی که جامعه برای جامعه‌پذیری، تحصیل و آموزش آنها صرف کرده است، به هدر خواهند رفت. در مقالۀ حاضر کوشش ‌می‌شود به این سؤال‌ها پاسخ داده شود که میزان همنوایی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز با هنجارهای اجتماعی چقدر است و آیا دینداری و بیگانگی اجتماعی بر آن تأثیرگذار است یا خیر.

 

ادبیات نظری پژوهش

امیل دورکیم بر این باور بود که اگر در جامعه‌ای «همنوایی اجتماعی» - نیروی کششی که افراد جامعه را به هم می‌پیوندد - قوی باشد، اعضای آن جامعه به‌‌ احتمال زیاد با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی همنوا می‌شوند؛ ولی اگر در جامعه‌ای همنوایی اجتماعی ضعیف باشد، ممکن است مردم به‌سوی «رفتار مجرمانه» کشیده شوند؛ به بیان دیگر، افرادی که با اجتماع خود همنوایی دارند، به پیروی از مقررات آن تمایل دارند؛ در حالی که کسانی‌که از اجتماع بریده‌اند، ممکن است به نقض آن مقررات تمایل داشته باشند. افرادی که برخلاف هنجارهای سنتی و معیارهای خانوادگی و اجتماعی رفتار کنند، ازسوی دیگران برای همنوایی با هنجارهای اجتماعی زیر فشار قرار می‌گیرند. به این صورت که افراد ناهمنوا از جامعه طرد یا تمسخر و استهزا می‌شوند. گروه‌های همسالان و افراد دارای موقعیت مشابه و گروه‌های مرجع نقش مهمی در همنوایی افراد ایفا می‌کنند (ستوده، 1389: 134-135). از دیدگاه دورکیم، نتیجۀ عمدۀ نبود مقررات اجتماعی - که نشان‌دهندۀ جوامع در حال جهش است ـ کم و سست‌شدن انسجام و همنوایی آن است و این همان چیزی است که دورکیم با مفهوم «آنومی» به‌وضوح آن را بیان می‌کند. این کلمه که در لغت به معنای نبودِ قانون است، ازنظر دورکیم ضعیف و کم‌شدن سلطۀ هنجارهای اجتماعی روی رفتارهای فردی است (ریوتورت، 1380: 121). دروکیم برای توضیح اینکه چطور افراد، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی را می‌پذیرند و رفتار خود را با آنها تطبیق می‌دهند، از نظریۀ «تصاویر جمعی» استفاده می‌کند و معتقد است در جامعه حالات، باورها، عقاید و ارزش‌هایی وجود دارند که با استفاده از ضمانت‌های اجرایی - که مهم‌ترین آنها قوانین موضوعه‌اند - به فرد تحمیل می‌شود و فرد چاره‌ای جز پذیرش این «تصاویر جمعی» ندارد. از مطالعۀ نظرهای او چنین برمی‌آید که او شخصیت انسان را محصول واکنش‌هایی می‌داند که ازطریق فشارهای اجتماعی حاصل می‌شوند (کریمی، 1387: 101).

بنا به نظر پارسونز، یکپارچگی به حفظ همنوایی اجتماعی به‌منزلۀ ارزشی اساسی اشاره دارد. کنش‌ها، نخست بر این اساس قضاوت می‌شوند که آیا به‌سوی افزایش یا کاهش یکپارچگی و همبستگی بین افراد جامعه کشیده می‌شوند یا نه؟ کنش اجتماعی پارسونز پیش‌فرضی است که به‌طور معمول نشان‌دهندۀ یک «معیار ارزشیابی» است. همۀ کنش‌ها را نمی‌توان هم‌ارزش و در خصلت، یکدست تلقی کرد. هر عملی که از انسان سر می‌زند، کم و بیش مطلوب، مفید، مهم و مطابق با استانداردهایی است که در جامعه، به‌صورت هنجار پذیرفته شده است (نواف و همکاران، 1383: 61). به نظر پارسونز، یک جمع با نوعی همبستگی مشخص می‌شود که «ویژگی آن نهادینه‌شدن جهت‌گیری‌های ارزشی مشترک است» (کوهن، 1392: 161).

به نظر کینگزلی دیویس، نظم اجتماعی ایجاب می‌کند که اهداف گروهی و ارزش‌های غایی، نسبت به خواهش‌ها و انگیزه‌های فردی تقدم داشته باشند. ارزش‌های غایی به‌صورت وراثتی به مردم منتقل نمی‌شوند؛ بلکه این ارزش‌ها باید با وسایلی به آنان آموخته و حفظ شوند. از آنجا که ارزش‌ها و اهداف غایی خواهش‌های جسمانی را کنترل می‌کنند، باید با قدرت تمام بر افراد مسلط باشند. اعتقاد به دنیای ماورای طبیعی و دل‌مشغولی با موجودات مقدس، موجب چیرگی هرچه بیشتر اهداف غایی می‌شود. دیویس چنین ادامه می‌دهد: «کمک دین به یکپارچگی اجتماعی، منحصربه‌فرد و غیرقابل ‌چشم‌پوشی است» (سراج‌زاده و پویافر، 1387: 76).

ازنظر دیویس، دین به‌منزلۀ یک قلمرو ماورای طبیعی برای ایجاد پندار جبرگرایی اخلاقی ضروری است. این نیروی اخلاقی فرد را وادار می‌کند براساس ارزش‌های اجتماعی رفتار کند. به‌علاوه، به‌طور معمول اهداف اجتماعی بعضی از مردم را خشنود نمی‌کند یا آنان قادر نیستند به‌صورت برابری به آنها دست یابند؛ ازاین‌رو، جامعه اهداف متعالی را - که برای همۀ افراد، با هر منزلت اجتماعی این‌دنیایی، دست‌یافتنی است - ایجاد کرده است تا ناکامی‌هایِ این‌جهانی آنان را جبران کند و ناخشنودی و افسردگی آنان را کاهش دهد (سراج‌زاده و پویافر، 1387: 76)؛ بنابراین، با آنکه دیویس بر کارکردهای اجتماعی دین تأکید دارد، به کارکردهای روان‌شناختی آن هم توجه کرده است. نظریه‌پردازان کارکردگرای بعدی، مثل یینگر، از دیویس بسیار فراتر رفتند و رویکرد روانی - اجتماعی کارکردگرایی را مطرح کردند. بر طبق این رویکرد، دین از یک طرف محصول ابعاد و نیازهای روان‌شناختی انسان است و ازطرف دیگر، پدیده‌ای است که کارکردهایی برای نظم و ثبات اجتماعی دارد (همیلتون، 1381: 205).

به نظر سیمن واژۀ بیگانگی امروزه چندان تداوم و عمومیت دارد که در تبیین هر چیزی بدان رجوع می‌شود. او در اشاره به رواج و توسعۀ این مفهوم در جامعۀ معاصر این نکته را متذکر می‌شود که ساختار بوروکراسی جامعۀ مدرن شرایطی را ایجاد کرده است که در آن انسان‌ها قادر به فرایند نحوه و چگونگی کنترل عواقب و نتایج اعمال و رفتارهای خود نیستند. نحوۀ کنترل و مدیریت جامعه بر سیستم پاداش اجتماعی به‌گونه‌ای است که فرد قادر نیست ارتباطی را بین رفتار خود و پاداش دریافت‌کرده از جامعه برقرار کند. در چنین وضعیتی است که احساس بیگانگی بر فرد مستولی می‌شود و او را به کنش منفعلانۀ ناسازگارانه در قبال جامعه سوق می‌دهد (فولادیان، 1394: 128).

سیمن کوشیده است ضمن ارائۀ تعریفی مفهومی از بیگانگی و مشخص‌کردن سنخ‌شناسی بیگانگی، صور و انواع تظاهرات رفتار بیگانه‌گونه را در پنج نوع تمایزپذیر زیر ارائه دهد که به نظر او از رایج‌ترین و متداول‌ترین صور کاربرد مفهومی واژه در ادبیات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی‌اند:

الف) احساس بی‌‌قدرتی: عبارت است از احتمال یا انتظار تصورشده ازسوی فرد در قبال بی‌تأثیری عمل خویش یا تصور این باور که رفتار او قادر به تحقق و تعیین نتایج موردانتظار نیست و او را به هدفی رهنمون نمی‌کند که براساس آن کنش او تجهیز شده است.

ب) احساس انزوای اجتماعی: واقعیتی فکری است که در آن فرد نداشتن تعلق و وابستگی و انفصال تامه‌ای را با ارزش‌های مرسوم جامعه احساس می‌کند. در این حالت فرد اعتقاد و باور نازلی نسبت به سازوکار ارزش‌گذاری و سیستم پاداش اجتماعی دارد و خود را با هر آنچه ازنظر جامعه معتبر و باارزش است، هم‌عقیده و همسو نمی‌بیند.

ج) احساس بی‌هنجاری: به عقیدۀ سیمن احساس بی‌هنجاری، احساس بی‌قدرتی وضعیتی فکری و ذهنی است که در آن فرد این احتمال را به‌حد زیادی بر خود مفروض و متصور می‌دارد که تنها کنش‌هایی فرد را به حوزه‌های هدف نزدیک می‌کنند که جامعه آنها را تأیید نمی‌کند.

د) احساس بی‌معنایی: این شکل از بیگانگی زمانی مشهود است که فرد در باور وعقیدۀ خود دچار شک و تردید و ابهام است؛ یعنی نمی‌داند به چه ‌چیز اعتقاد داشته باشد؛ به عبارتی، او در تخمین و پیش‌بینی به‌نسبت دقیق رفتار دیگران و برآورد عواقب و نتایج رفتار خود با دشواری روبه‌روست.

ه) احساس تنفر از خویشتن: سیمن میزان و درجۀ هر رفتاری را براساس پاداش‌های موردانتظار می‌بیند و همانند مارکس معتقد است پاداش به‌طور انحصاری در خود عمل نهفته نیست؛ بلکه نسبت به کار، امری خارجی است. به نظر سیمن در دنیای صنعتی، انسان کار می‌کند بدون آنکه به ارزش واقعی کار خود واقف باشد و از نتایج کار خویش بهره‌مند شود. نتیجۀ این امر، زوال و ازدست‌رفتن مفهوم واقعی کار و آغاز نفی خود در تولید است. در چنین وضعیتی فرد شانس و فرصت لازم برای خلق و تولید محصولی را نخواهد داشت که او را راضی و خرسند کند؛ درنتیجه، به نوعی احساس انزجار از روابط اجتماعی تولید گرفتار ‌می‌شود (وثوقی و ساری، 1387: 180-179).

 

ادبیات تجربی پژوهش

پژوهش‌های متعدد انجام‌شده در جوامع مختلف نشان ‌می‌دهند همنوایی با هنجارهای اجتماعی به عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و سیاسی بستگی دارد. در زیر به چند نمونه از این پژوهش‌ها اشاره ‌می‌شود:

صادقی‌فسایی و امینیان (1395) در سنخ‌شناسی همنوایی اجتماعی به این نتیجه دست یافتند که افراد براساس «آگاهی معطوف به نظر» از چرایی و دلایل وجودی یک هنجار اجتماعی مطلع می‌شوند و براساس «آگاهی معطوف به نتیجه» می‌توانند یک امر هنجاری را تشخیص دهند و از تبعات رعایت هنجارها یا تخطی از آنها نیز آگاه شوند. افراد در زمان رویارویی با یک هنجار با ارجاع به پیامدهای احتمالی آن (مثبت یا منفی)، تصمیم به کنش می‌گیرند. از یک سو کشش‌های درونی مبتنی بر لذت‌طلبی یا جامعه‌ستیزی، وجودنداشتن فرصت‌ها و انسداد راه‌های مشروع برای دست‌یابی به اهداف بر همنوایی اجتماعی مؤثرند و ازسوی دیگر، مقاومت فرهنگیِ خرده‌فرهنگ‌‎های گوناگون در جامعه مانند خرده‌فرهنگ جوانان یا طبقات بالای جامعه با نوعی انحراف و تعارض عامدانه با هنجارهای مسلط همراه است (برای به‌‎چالش‌کشیدن قدرت حاکم) که این مسئله میزان همنوایی را به‌شدت کاهش می‌دهد. بر این اساس، تیپ‌های گوناگون همنوایی عبارت‌اند از: همنوایی ‌متعهدانه، همنوایی مصلحت‌گرایانه، همنوایی اجبارگرایانه و همنوایی عادت‌گرایانه. تیپ‌های هنجارشکنی نیز عبارت‌اند از: هنجارشکنی غافلانه، هنجارشکنی عامدانه، هنجارشکنی منفعت‌گرایانه، هنجارشکنی اجبارگرایانه و هنجارشکنی عادت‌گرایانه.

میرزایی و همکاران (1396) به این نتیجه رسیده‌اند که بین پیوند اجتماعی و قانون‌گریزی رابطۀ معنادار وجود دارد. نتیجۀ کلی اینکه هرچقدر فرد پیوندها و شبکۀ اتصال اجتماعی قوی‌تری با جامعه داشته باشد، به همان نسبت قانون‌مندتر خواهد شد.

ابراهیمی‌لویه و همکاران (1393) ادعا کرده‌اند که نارضایتی اجتماعی، فردگرایی و رسانه‌های جمعی متغیرهای اصلی تأثیرگذار بر ایجاد بیگانگی اجتماعی بین جوانان
30-20 ساله است.

ماندگار (1392) به این نتیجه رسید که همنوایی اجتماعی شهروندان با متغیر فعالیت‌های مذهبی رابطۀ مستقیم و مثبت و با متغیر بیگانگی اجتماعی رابطۀ معکوس و معنی‌داری دارد.

زارع و اسفندیاری (1392) در پژوهشی میان دانش‌آموزان مقطع دبیرستان در مدراس دولتی شهرستان خواف و شهر بیرجند به این نتیجه دست یافتند که در خواف، متغیرهای پایبندی به هنجارهای دینی، پیوند با خانواده و پیوند با جامعه و در بیرجند متغیرهای فرصت‌های خانوادگی، پیوند با مدرسه و پیوند با جامعه به ترتیب بیشترین تأثیر را بر هنجارشکنی دانش‌آموزان داشته‌اند.

مریجی (1390) نیز نشان داد خانواده و آموزه‌های دینی از عواملی‌اند که در کاهش انحرافات اجتماعی نقش برجسته و انکارناپذیری دارند. ‌می‌توان با بهره‌گیری از شیوۀ صحیح و تأییدشدۀ تربیت دینی، رفتار فرزندان را مطابق با ارزش‌های حاکم شکل داد یا دراثر تدبیر بد و سخت‌گیری یا سهل‌انگاری در روش تربیت، راه انحراف و کجروی رفتاری و ناهمنوایی فرزندان را در جامعه هموار کرد.

در راستای پژوهش مریجی، توفیقیان‌فر و حسینی (1391) به این نتیجه رسیدند که بین همنوایی اجتماعی و بیگانگی اجتماعی جوانان رابطۀ معنی‌دار و معکوسی وجود دارد و هرچه میزان همنوایی اجتماعی جوانان در جامعه پایین باشد، میزان بیگانگی اجتماعی در آنها افزایش ‌می‌یابد.

حیدرنژاد خیاوی (1390) در بررسی رابطۀ بین میزان همزیستی اجتماعی و زمینۀ اجتماعی و فرهنگی بین دانش‌‌آموزان دختر دورۀ پیش‌دانشگاهی شهر تبریز نشان داد بین همزیستی اجتماعی و باورهای دینی، روابط خانوادگی، عوامل مدرسه‌ای و حمایت اجتماعی دانش‌آموزان رابطۀ مستقیم و معنی‌داری وجود دارد.

وثوقی و ساری (1387) نیز در پژوهش بیگانگی اجتماعی جوانان شهر تهران به این نتیجه رسیدند که متغیرهای عدالت اجتماعی و رفتارهای ضد اجتماعی با بیگانگی اجتماعی رابطۀ معنادار دارند؛ به این معنا که هرچه عدالت اجتماعی افزایش یابد، از میزان بیگانگی اجتماعی کاسته می‌شود و هرچه رفتارهای اجتماعی افزایش یابد، بر میزان بیگانگی اجتماعی افزوده ‌می‌شود.

مشابه پژوهش مذکور، سراج‌زاده و همکاران (1383) در بررسی رابطۀ بین میزان و انواع دینداری با مدارای اجتماعی به این نتیجه رسیدند که تأثیر میزان دینداری بر ابعاد و مؤلفه‌های مختلف مدارا متفاوت است. هر چقدر افراد دیندارتر باشند، مدارای آنان نسبت به موضوعاتی مثل مسائل جنسی، جرم و ارتباط با غیرمسلمانان کمتر است. همچنین نوع دینداری اصلی‌ترین متغیر برای تبیین تغییرات مدارای اجتماعی است.

همچنین پژوهش‎های متعدد خارجی در زمینۀ موضوع پژوهش انجام شده است. برای مثال الفیوندری و همکاران[1] (2018) نشان داده‌اند که هنجارهای اجتماعی به‌طور سنتی فعالیت‌های بسیار مهمی در زندگی را شامل ‌می‌شوند. هنجارها فعالیت‌های اجتماعی را کنترل ‌می‌کنند و تأثیر زیادی بر همنوایی اجتماعی و توسعه دارند. نقض در فرایند احترام به هنجارهای اجتماعی سبب بروز اختلافات اجتماعی و وجودنداشتن پیشرفت در جامعه ‌می‌شود.

فایلی[2] (2016) همنوایی اجتماعی در عراق را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که همنوایی اجتماعی در عراق با هماهنگی سه عنصر اساسی یعنی دولت، فرهنگ و مذهب به دست آمده است و حفظ ‌می‌شود.

بینمور[3] (2010) بیان کرده است که احترام به هنجارهای اجتماعی ‌می‌تواند در ارتقای عملکرد نظام اجتماعی برای رسیدن به رفاه اجتماعی در جامعه نقش مفیدی بازی کند.

یانگ‌لی[4] (2009) ارتباط مذهب، همنوایی و بهزیستی ذهنی را در چین معاصر بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که بین ترجیحات ریسک و مذهب، همبستگی قوی وجود دارد. علاوه بر آن باورها و اعمال مذهبی برای دست‌یابی به همزیستی ذهنی میان چینی‌ها اهمیت بیشتری دارد. همچنین یافته‌های این مطالعه از نظریۀ جامعه‌شناختی انتخاب عقلانی برای تبیین روابط بین مذهب، همنوایی و بهزیستی ذهنی حمایت کرده است.

ولچ و همکاران[5] (2006) در پژوهشی دربارۀ داده‌های متروپلیتن به این نتیجه رسیدند که افراد دارای مذهب مسیحی، توانایی همنوایی اجتماعی بالاتری دارند. همچنین نتایج نشان دادند دینداری و خودکنترلی تأثیر معنی‌داری در کجرفتاری و وجودنداشتن همنوایی دارند.

درنهایت، ناکامورا در دو پژوهش جداگانه (1968; 1967) در ژاپن دریافت که رفتارهای افراد عضو در گروه‌های مذهبی، در مقایسه با افراد غیرعضو، با هنجارهای جامعه مطابقت بیشتری داشته‌اند و این دسته از افراد همنوایی بیشتری با هنجارها از خود نشان داده‌اند.

در مجموع براساس نظریه‌ها و پژوهش‌های قبلی ‌می‌توان گفت همنوایی اجتماعی از عوامل مختلفی تأثیر ‌می‌گیرد؛ بنابراین، برای بررسی روابط بین متغیرهای دینداری، بیگانگی اجتماعی با همنوایی اجتماعی دانشجویان با هنجارها فرضیه‌های زیر تدوین شده است:

بین میزان دینداری دانشجویان و همنوایی آنها با هنجارهای اجتماعی رابطه وجود دارد.

بین میزان بیگانگی اجتماعی دانشجویان و همنوایی آنها با هنجارهای اجتماعی رابطه وجود دارد.

 

 

شکل 1- الگوی مفهومی پژوهش

 

روش‌شناسی پژوهش

نوع پژوهش مبتنی بر پارادایم کمی و روش به‌کاررفته برای گردآوری اطلاعات و داده‌ها روش پیمایشی بوده است.

جامعۀ آماری پژوهش دربرگیرندۀ همۀ دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال 1396 است. طبق آمار اعلام‌شده ازطرف دانشگاه تعداد دانشجویان بالغ بر 22810 نفر است. تعداد نمونه براساس فرمول نمونه‌گیری کوکران برای متغیرهای کمی براساس نتایج مطالعۀ مقدماتی 363 نفر برآورد شده است. واحد تحلیل در این پژوهش دانشجو بوده است.

 

96/1 T =: سطح اطمینان 95 درصد

24/0S2=: واریانس متغیر وابستۀ پژوهش براساس مطالعۀ مقدماتی

05/0 D= حداکثر خطای پذیرفتنی

N = 22810

 

جدول 1- آمار دانشجویان به تفکیک دانشکده‌های دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

نام دانشکده

مرد

زن

تعداد دانشجو

حجم نمونه

دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی

417

1095

1512

24

دانشکدۀ علوم انسانی

1294

2413

3707

59

دانشکدۀ علوم پایه

512

788

1300

21

دانشکدۀ فنی و مهندسی 1

4817

1411

6228

99

دانشکدۀ فنی و مهندسی 2

2561

978

3539

56

دانشکدۀ مدیریت، اقتصاد و حسابداری

2241

1183

3424

55

دانشکدۀ معماری و هنر

1307

1793

3100

49

جمع

13149

9661

22810

363

 

روش نمونه‌گیری، نمونه‌گیری احتمالی بوده و از بین نمونه‌گیری‌های احتمالی به‌دلیل همگنی جامعۀ آماری از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی متناسب استفاده شده است؛ به این صورت که تعداد نمونه‌های هر کدام از دانشکده‌ها برحسب تعداد دانشجویان آنها گزینش شده است. دانشکده‌ای که تعداد دانشجوی بیشتری داشت تعداد نمونۀ زیادی به آن اختصاص داده شده است. درنهایت، داده‌های گردآوری‌شده با نسخۀ 22 نرم‌افزار SPSS تحلیل شده‌اند.

ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. پرسشنامه‌ها پس از بررسی اعتبار صوری آنها توسط چند نفر از متخصصان این حوزه و بررسی پایایی آن به‌وسیلۀ فن آلفای کرونباخ در یک مطالعۀ مقدماتی اصلاح و ویرایش و پرسشنامۀ نهایی برای گردآوری اطلاعات تنظیم شد. نتایج تحلیل اعتبار و پایایی متغیرهای پژوهش نشان ‌می‌دهند پرسشنامه هم اعتبار و هم پایایی بالایی دارد. نتایج تحلیل اعتبار به‌وسیلۀ تحلیل عاملی و تحلیل پایایی به‌وسیلۀ آلفای کرونباخ گویه‌های هر یک از متغیرهای مندرج در پرسشنامه به شرح جدول زیر است.


 

جدول 2- نتایج تحلیل عاملی همنوایی اجتماعی و پایایی آن

گویه‌ها

عامل‌ها و مقادیر ویژۀ آنها

آلفای کل

به حقوق دیگران احترام ‌می‌گذارم.

همنوایی عمومی

056/5

76/0

هنگام عبور از خیابان به چراغ راهنما توجه ‌می‌کنم.

معتقدم ‌می‌توان با تعدیل نظرهای متفاوت در گروه، به رأی واحد رسید.

در جمع کاری را انجام می‌دهم که به نفع جمع باشد.

با پوشش مناسب در سطح جامعه حضور ‌می‌یابم.

معتقدم مشارکت در برنامه‌های گروهی موجب تقویت روابط گروهی ‌می‌شود.

در ارتباط با دیگران در جامعه مؤدبانه رفتار ‌می‌کنم.

در تعامل با دیگران همیشه خیر و صلاح آنها را در نظر ‌می‌گیرم.

موقع شروع کلاس، در کلاس حضور ‌می‌یابم.

نظم دانشگاهی

68/1

در گذاشتن وسایلم در جای خود سستی نمی‌کنم.

سر کلاس درس چیزی نمی‌خورم.

در معاشرت با دوستان سعی ‌می‌کنم مورد رضایت آنها باشم.

طوری لباس ‌می‌پوشم که در شأن دانشگاه باشد و جلف نباشد.

هنجارهای پوششی

341/1

رعایت رنگ‌های مجاز در پوشش نشان‌دهندۀ وقار و متانت دانشجوست.

لباسی را که به تیپم بیاید ‌می‌پوشم؛ هرچند در شأن دانشگاه نباشد.

به تذکرات اطرافیان دربارۀ نحوۀ پوشش، اهمیت چندانی نمی‌‌دهم.

مقدار آزمون کایزر مایر برای کفایت نمونه‌گیری (KMO)

751/0

آزمون بارتلت و معنی‌داری آن

(000/0)5/1924

مقدار واریانس تبیین‌شده

9/57

 

 

 

 

 

 

جدول 3- نتایج تحلیل عاملی متغیر دینداری و پایایی آن

گویه‌ها

عامل‌ها و مقادیر ویژۀ آنها

آلفای کل

اگر ما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنیم فساد همه‌جا را پر می‌کند.

بعد اعتقادی

 06/4

771//0

در روز قیامت به اعمال و رفتار ما دقیقاً رسیدگی ‌می‌شود.

قرآن کلام خداوند است و هرچه ‌می‌گوید حقیقت محض است.

کسی که به خدا ایمان دارد از مرگ نمی‌هراسد.

گاهی احساس ‌می‌کنم به خدا نزدیک شده‌ام.

بعد عاطفی

61 /1

بدون اعتقادات دینی احساس ‌می‌کنم زندگی‌ام پوچ و بی‌هدف است.

بعضی وقت‌ها احساس ترس از خداوند به من دست ‌می‌دهد.

باید با پدیدۀ بدحجابی با قاطعیت مبارزه کرد.

همیشه نمازم را ‌می‌خوانم و نمی‌‌گذارم قضا شود.

بیشتر اوقات روزه‌هایم قضا ‌می‌شود.

در مراسم‌های مذهبی (مولودی و عزاداری) شرکت ‌می‌کنم.

بعد مناسکی

13/1

سعی ‌می‌کنم در نماز جماعت مساجد شرکت کنم.

به قرائت کتاب آسمانی قرآن کریم علاقۀ زیادی دارم.

مقدار آزمون کایزر مایر برای کفایت نمونه‌گیری (KMO)

738/0

آزمون بارتلت و معنی‌داری آن

(000/0)4/1317

مقدار واریانس تبیین‌شده

34/65

 

جدول 4- نتایج تحلیل عاملی متغیر بیگانگی اجتماعی و پایایی آن

گویه‌ها

عامل‌ها و مقادیر ویژۀ آنها

آلفای کل

من احساس ‌می‌کنم ازخودم بیگانه هستم و احساس واقعی به باورهای خویش ندارم.

بی‌قدرتی

992/6

88/0

احساس ‌می‌کنم تسلط چندانی بر مسیر زندگی ندارم.

من احساس ‌می‌کنم با ارزش‌ها و هنجارهای جامعۀ خود بیگانه نیستم.

توانایی غبله بر مشکلات در زندگی حال و آینده را در خود نمی‌بینم.

از دست کسانی مانند من کار مفیدی برای جامعه برنمی‌آید.

زندگی دانشگاهی را پوچ و بی‌هدف ‌می‌بینم.

آینده را تیره و تار ‌می‌بینم.

زمانی که کاری انجام ‌می‌دهم به پیامدهای آن اعتنایی ندارم.

من احساس ‌می‌کنم نمی‌توانم به اهداف موردانتظار خودم در آینده دست یابم.

بی‌معنایی

772/1

آیندۀ شغلی خود را مبهم و غیرواضح ‌می‌بینم.

از شرایط حاکم بر زندگی خودم متنفرم.

با درنظرگرفتن همۀ چیز‌ها، معمولاً فکر ‌می‌کنم شکست خورده‌ام.

ای کاش ‌می‌توانستم احترام بیشتری برای خودم قائل ‌‌شوم!

در لابه‌لای چرخ‌های زندگی موجودی بی‌ارزشم.

از اینکه در کنار دوستان هستم، احساس خوبی دارم.

انزوای اجتماعی

481/1

بیشتر دوست دارم تنها باشم.

به جمعی که تعلق دارم، اطمینان چندانی ندارم.

از شرایط زندگی خود متنفر هستم.

مقدار آزمون کایزر مایر برای کفایت نمونه‌گیری (KMO)

802/0

آزمون بارتلت و معنی‌داری آن

(000/0)877/3416

مقدار واریانس تبیین‎‌شده

43/63

 


یافته‌های پژوهش

یافته‌های توصیفی متغیرهای پژوهش مانند میزان دینداری، میزان بیگانگی اجتماعی و میزان همنوایی با هنجارهای اجتماعی نشان ‌می‌دهند میانگین دینداری، بیگانگی اجتماعی و همنوایی اجتماعی با هنجارها بین دانشجویان به ترتیب 94/76، 32/50 و 46/82 درصد بوده است؛ بنابراین، میزان دینداری و میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی در سطح بالا و میزان بیگانگی اجتماعی در سطح متوسط قرار دارد. بقیۀ اطلاعات در جدول زیر ارائه شده است.


 

جدول 5- نتایج تحلیل آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

شاخص‌ها

میزان همنوایی با هنجارهای اجتماعی

میزان بیگانگی اجتماعی

میزان دینداری

تعداد نمونه

329

339

332

میانگین

12/84

35/54

40/55

میانگین درصدی

46/82

32/50

94/76

انحراف معیار

9/8

4/16

16/8

خطای استاندارد میانگین

89/0

57/0

45/0

حداقل

57

24

31

حداکثر

102

103

72

دامنۀ تغییرات

44

79

41

 

 

نتایج آزمون مقایسۀ میانگین میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی برحسب متغیرهای زمینه‌ای نشان‌دهندۀ موارد زیر است: نخست، میانگین همنوایی دانشجویان پسر با هنجارهای اجتماعی در مقایسه با دانشجویان دختر به مراتب بیشتر بوده است و این میزان اختلاف در سطح اطمینان 99 درصد اختلاف معنی‌داری تلقی ‌می‌شود؛ زیرا سطح معنی‌داری آزمون تفاوت میانگین از سطح معنی‌داری 01/0 کوچک‌تر بوده است؛ بنابراین، جنسیت یکی از عوامل تعیین‌کننده در میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی محسوب ‌می‌شود. دوم، میانگین همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی برحسب وضعیت تأهل معنی‌دار نبوده است. سوم، میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی برحسب سطح تحصیلات یکسان نبوده و اختلاف مشاهده‌شده در سطح اطمینان 99 درصد معنی‌دار بوده است؛ به عبارت دیگر، میانگین همنوایی دانشجویان کارشناسی‌ارشد با هنجارهای اجتماعی به‌طور معنی‌داری بیشتر از میانگین همنوایی دانشجویان کارشناسی بوده است. درنهایت، بررسی وضعیت همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی برحسب وضعیت اشتغال نشان داد میزان همنوایی شاغلان با هنجارهای اجتماعی در قیاس با دانشجویان بیکار به‌طور معنی‌‎دار و چشمگیری بیشتر بوده است و این میزان اختلاف (14/4) در سطح اطمینان 99 درصد اختلاف معنی‌داری است.

نتایج تحلیل همبستگی بین متغیرهای همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی و متغیرهای میزان دینداری و میزان بیگانگی اجتماعی نشان ‌می‌دهند بین میزان دینداری و همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی همبستگی مستقیم و مثبت قوی وجود دارد؛ به عبارت دیگر، اگر میزان دینداری دانشجویان افزایش یابد، میزان همنوایی آنها با هنجارهای اجتماعی نیز بالا ‌می‌رود و بر عکس؛ بنابراین، ‌می‌توان گفت دانشجویان با دینداری بالا، همنوایی بالا و دانشجویان با دینداری پایین، همنوایی پایینی با هنجارهای اجتماعی دارند؛ در حالی که نتایج به‌دست‌آمده در زمینۀ میزان بیگانگی اجتماعی متفاوت‌تر است؛ به بیان دیگر، بین میزان بیگانگی اجتماعی و میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی همبستگی معنی‌دار معکوس و منفی مشاهده شده است. به این معنی که هرگونه افزایش در میزان بیگانگی اجتماعی دانشجویان سبب کاهش میزان همنوایی آنها با هنجارهای اجتماعی می‌شود. همچنین تحلیل همبستگی با سطح اطمینان 95 درصد نشان‌دهندۀ وجود همبستگی مثبت و مستقیم بین سن و میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی است. با افزایش سن دانشجویان میزان همنوایی آنها با هنجارهای اجتماعی بهبود پیدا ‌می‌کند.


 

جدول 6- نتایج آزمون تفاوت میانگین میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی برحسب متغیرهای زمینه‌ای

گروه‌ها

میانگین

تفاوت میانگین

مقدار T

سطح معنی‌داری

جنسیت*

پسر

93/85

68/3

869/3

000/0

دختر

25/82

وضعیت تأهل*

مجرد

17/84

579/0

506/0

613/0

متأهل

58/83

تحصیلات**

کارشناسی

97/82

976/3-

598/3-

000/0

کارشناسی‌ارشد

57/86

وضعیت اشتغال**

شاغل

08/87

14/4

45/4

000/0

بیکار

94/82

* با فرض برابری واریانس گزارش شده است؛ زیرا لونز معنی‌دار نبود. ** با فرض نابرابری واریانس گزارش شده است؛ زیرا لونز معنی‌دار بود.

 

جدول 7- نتایج تحلیل همبستگی پیرسون بین متغیرهای پژوهش با همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی

سن

میزان بیگانگی اجتماعی

میزان دینداری

متغیرها

133/0

20/0-

557/0

ضریب همبستگی

همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی

018/0

001/0

000/0

سطح معنی‌داری

354

363

332

تعداد نمونه

 

 

 در این پژوهش برای بررسی سهم تأثیر هر یک از متغیرهای دینداری و بیگانگی اجتماعی بر متغیر همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی از رگرسیون خطی گام‌به‌گام استفاده شده است. نتایج به‌دست‌آمده از این رگرسیون نشان می‌دهند هر دو متغیر میزان دینداری و بیگانگی اجتماعی وارد الگوی برازش رگرسیونی شده‌اند. این متغیرها در مجموع 6/38 درصد از تغییرات همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی را تبیین می‌کنند. از این میزان 7/33 درصد از تغییرات همنوایی به متغیر میزان دینداری دانشجویان تعلق دارد و بقیه یعنی 8/4 درصد نیز به متغیر بیگانگی اجتماعی مرتبط است. بر همین اساس ‌می‌توان گفت میزان دینداری مهم‌ترین عامل در همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی به شمار ‌می‌رود. نتایج جدول تحلیل واریانس رگرسیونی نیز نشان‌دهندۀ آن است که دو متغیر دینداری و بیگانگی اجتماعی توانسته‌اند به‌طور معنی‌داری تغییرات متغیر همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی را تبیین کنند. همچنین ضرایب بتای استاندارد متغیرها نشان ‌می‌دهند دینداری تأثیر افزایشی و بیگانگی اجتماعی تأثیر کاهشی در همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی دارند. به ازای یک واحد افزایش در میزان دینداری دانشجویان، همنوایی آنها با هنجارهای اجتماعی جامعه 608/0 بالا ‌می‌رود و به ازای یک واحد افزایش در میزان بیگانگی اجتماعی دانشجویان تقریباً 221/0 از میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی کاسته ‌می‌شود.

 

 

 

نمودار 1- توزیع نرمال باقی‌مانده‌های رگرسیونی

جدول 8- الگوی تبیینی میزان همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی

الگو

ضریب همبستگی

ضریب تبیین

ضریب تبیین اصلاحشده

خطای استاندارد برآورد

تغییرات ضریب تبیین

مقدار F

سطح معنی‌داری

مقدار دوربین واتسون

1

581/0a

337/0

335/0

29345/6

337/0

543/87

000/0

865/1

2

621/0b

386/0

381/0

07163/6

048/0

a. Predictors: (Constant), Religiosity b. Predictors: (Constant), Religiosity, Social Alienation Dependent Variable: Conformity

جدول 9- ضرایب متغیرهای واردشده بر الگوی برازش رگرسیونی

الگو

ضرایب استانداردنشده

ضریب استاندارد

مقدار T

سطح معنی‌داری

چند همخطی

B

S.E

بتا

تولرانس

VIF

1

عرض از مبدأ

191/53

644/2

-

119/20

000/0

-

-

میزان دینداری

562/0

046/0

581/0

943/11

000/0

000/1

000/1

2

عرض از مبدأ

573/57

718/2

-

186/21

000/0

-

-

میزان دینداری

589/0

046/0

608/0

863/12

000/0

985/0

016/1

میزان بیگانگی اجتماعی

111/0-

024/0

221/0-

673/4-

000/0

85/0

016/1

 


نتیجه

براساس نتایج پژوهش، تفاوت معنی‌داری بین میزان دینداری و همنوایی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی وجود دارد. همچنین بین بیگانگی اجتماعی و همنوایی با هنجارهای اجتماعی رابطۀ معنی‌دار و معکوس وجود دارد. این نتایج همسو با نتیجۀ پژوهش ماندگار (1392) است. توفیقیان‌فر و حسینی (1391) نیز با نتایج همسو با این پژوهش، به این نتیجه رسیدند که بین دو متغیر همنوایی با هنجارهای اجتماعی و بیگانگی اجتماعی جوانان رابطۀ معکوس و معنی‌دار وجود دارد و همنوایی اجتماعی به میزان 23 درصد بر بیگانگی اجتماعی جوانان تأثیر دارد و این مطلب گویای این است که به ازای هر واحد افزایش در میزان همنوایی اجتماعی، 23 درصد از میزان بیگانگی اجتماعی کاسته می‌شود. براساس نتایج پژوهش، میزان همنوایی با هنجارهای اجتماعی و میزان دینداری رابطۀ مستقیم و معنی‌دار دارند. مریجی (1390) نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که می‌توان با بهره‌‌گیری از شیوۀ صحیح و تأییدشدۀ دینی، رفتار فرزندان را مطابق ارزش‌های حاکم شکل داد. زارع و اسفندیاری (1392) دریافتند که پیوند با خانواده، پیوند با جامعه و پیوند با مدرسه تأثیر بسزایی در هنجارشکنی افراد دارد. وثوقی و ساری (1387) به این نتیجه رسیدند که متغیرهای عدالت اجتماعی و رفتارهای ضد اجتماعی با بیگانگی اجتماعی رابطۀ معنادار دارند. الفیوندری و همکاران (2018) معتقدند نقض در فرایند احترام به هنجارهای اجتماعی سبب بروز اختلافات اجتماعی و پیشرفت‌نکردن جامعه ‌می‌شود. بینمور (2010) بیان کرده است که احترام به هنجارهای اجتماعی ‌می‌تواند در ارتقای عملکرد نظام اجتماعی برای رسیدن به رفاه اجتماعی در جامعه نقش مفیدی بازی کند. در مجموع، طبق نتایج پژوهش حاضر، پژوهش‌های پیشین و نظریه‌های حوزۀ همنوایی و بیگانگی می‌توان گفت اگر در جامعه‌ای به‌ویژه میان جوانان دانشجو بیگانگی اجتماعی شیوع پیدا کند، در آن جامعه میزان آسیب‌های اجتماعی تشدید می‌یابد و رفتارهای مطابق با هنجارهای اجتماعی کاهش پیدا می‌کند و هنجارشکنی‌ها نیز روند صعودی را طی خواهند کرد؛ زیرا یکی از عوامل اصلی همنوایی با هنجارهای جامعه احساس تعلق افراد به خانواده، دوستان و جامعه و همبستگی اجتماعی است. در شرایط بروز بیگانگی اجتماعی اعضای جامعه به‌ویژه جوانان نسبت به جامعه و هنجارهای آن بی‌تفاوت می‌شوند و احساس بی‌معنایی و پوچی در زندگی ‌می‌کنند. این امر زمینه را برای رفتارهای ناهمنوا با هنجارها تقویت و میزان شیوع رفتارهای هنجارشکنانه را تشدید می‌کند؛ بنابراین، برای پیشگیری از چنین وضعیتی مشارکت‌دادن افراد جامعه به‌ویژه دانشجویان در فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و تقویت احساس تعلق به جامعه و بالابردن میزان پذیرش اجتماعی و اجتناب از طرد اجتماعی آنان ضروری به نظر ‌می‌رسد. همچنین می‌توان برای تنبیه افراد هنجارشکن به جای شرمنده‌سازی جداکننده یعنی طرد اجتماعی از روش‌های غیررسمی مانند شرمنده‌سازی پیونددهنده استفاده کرد.

از دیدگاه نظریه‌پردازان به‌ویژه دیویس نیز دین نیرویی اخلاقی است که فرد را وادار می‌کند براساس ارزش‌های اجتماعی رفتار کند و اگر هم در مواردی قادر به دست‌یابی به اهداف متعالی خود نشد، به‌واسطۀ اهداف متعالی که جامعه برای همۀ افراد با هر منزلتی ایجاد کرده است، دچار افسردگی و ناامیدی نشود. او علاوه بر تأکید بر کارکردهای اجتماعی دین، به کارکردهای روان‌شناختی آن هم توجه کرده است. ازنظر دورکیم نیز دین نقش مهمی در کم‌کردن بی‌عدالتی‌ها و ایجاد احساس یکپارچگی دارد و می‌تواند شعله‌های خودمحوری و خودپرستی را فرونشاند. با این بیان می‌توان گفت با وجود دین‌گریزی در جامعه از همنوایی افراد نسبت به هم کاسته می‌شود. به نظر دورکیم با کاهش همنوایی در جامعه، ممکن است مردم به‌سوی رفتار مجرمانه کشیده شوند؛ در این‌ صورت تمایلی به پیروی از مقررات اجتماعی نخواهند داشت؛ پس از جامعه طرد می‌شوند یا در معرض تمسخر دیگران قرار می‌گیرند. دورکیم معتقد است تقسیم کار برخلاف جوامع سنتی، به نوعی با پیشرفت به‌سوی فردگرایی همراه است و این برخلاف اجتماعی‌بودن انسان است. سراج‌زاده و پویافر (1387) نیز کارکرد دین در نظام‌های اجتماعی و نقش آن در حفظ تعادل و نظم اجتماعی را یکی از حوزه‌های مهم مطالعاتی در جامعه‌‌شناسی دین دانسته‌اند و میزان تأثیر دین و دینداری افراد بر کاهش احساس آنومی و جلوگیری از بروز شرایط آنومیک در جامعه را بررسی کرده‌اند. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که هر دو متغیر احساس آنومی و کجروی با دینداری کل رابطۀ معکوس معنی‌داری دارند. همچنین دینداری ازطریق کاهش احساس آنومی در افراد، در کاهش بروز کجروی تأثیر دارد. ولچ و همکاران (2006) نیز ذکر کرده‌اند که مذهب سبب همنوایی بیشتر افراد با هنجارها می‌شود و رفتارهای انحرافی را کاهش ‌می‌دهد. در همین راستا، ناکارامورا[6](1968; 1967) نیز به این نتیجه رسیده است که عضوشدن در گروه‌های مذهبی درنهایت همنوایی با جامعه را تقویت ‌می‌کند. همچنین یانگ‌لی (2009) باورها و اعمال مذهبی را برای دست‌یابی به همزیستی ذهنی در جامعه یکی از عوامل مهم قلمداد کرده است. در راستای نظریه‌ها و پژوهش‌های پیشین، نتایج پژوهش حاضر نشان دادند دین یکی از عوامل مؤثر بر میزان همنوایی افراد با هنجارهای اجتماعی است؛ به عبارت دیگر، هر چقدر میزان دینداری بین دانشجویان بیشتر باشد به همان میزان همنوایی آنها با هنجارها بالاتر خواهد بود. اگر سستی در انجام اعمال دینی بین دانشجویان وجود داشته باشد، بستر و زمینه برای رفتارهای خلاف هنجاری شکل می‌گیرد و ممکن است هنجارشکنی تشدید شود. با این اوصاف ‌می‌توان ادعا کرد که یکی از مهم‌ترین کارکردهای اجتماعی دین در جامعه به‌ویژه میان دانشجویان تقویت همنوایی آنها با هنجارهاست. نهاد دین ازطریق برگزاری مراسم‌های مختلف مذهبی به همبستگی اجتماعی جامعه کمک زیادی می‌کند و از پراکندگی اعضای جامعه و جزیره‌ای‌شدن آن پیشگیری ‌می‌کند؛ درواقع، دین با ایجاد و حفظ وحدت، یکپارچگی و انسجام اجتماعی در جامعه از بیگانگی اجتماعی افراد و هنجارشکنی آنها پیشگیری و افراد را به صورت‌های مختلف به تطبیق‌دادن خود با هنجارهای اجتماعی جامعه ‌وادار می‌کند.

به‌طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهند همنوایی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با هنجارهای اجتماعی، از عوامل متعددی تأثیر می‌گیرد که می‌توان با تقویت عوامل تأثیرگذار مثبت و کنترل عوامل تأثیرگذار منفی به نتایج بهتری دست یافت. والدین می‌‌توانند با آموزش ارزش‌های فرهنگی جامعۀ خود هنجارپذیری را در فرزندان تقویت کنند. خانواده‌ها می‌توانند با ایجاد فضای گرم و صمیمی سبب جذب جوانان به محیط خانه و خانواده شوند تا در دام دوست‌نماها گرفتار نشوند؛ زیرا بیشتر کجروی‌‌ها و ناهنجاری‎ها دراثر فاصله‌گرفتن نوجوانان و جوانان از خانه و خانواده و ارتباط با دوستان ناباب اتفاق می‌افتد. مسئولان محترم می‌توانند با ایجاد زمینۀ فعالیت‌های مذهبی بنیۀ دینی جوانان و خودکنترلی آنان را تقویت کنند.



[1] Elfiondri et al.

[2]Faily

[3]Binmore

[4] Yang Liu

[5]Welch et al.

[6]Nakamura

ابراهیمی‌لویه، ع.؛ صحبتی‌ها، ع. و رضایی‌زاده، هـ. (1393). «بیگانگی اجتماعی جوانان و عوامل مؤثر بر آن؛ مورد مطالعه: جوانان 20تا 30 سالۀ شهرستان خدابنده»، بررسی مسائل اجتماعی ایران، د 5، ش 1، ص 17-1.

بخارایی، الف. (1393). جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی در ایران، تهران: قدیانی.

توفیقیان‌فر، ع. و حسینی، الف. (1391). «بررسی بیگانگی اجتماعی جوانان و عوامل مرتبط با آن؛ نمونه: جوانان شهر یاسوج»، فصلنامۀ مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، س 3، ش 8، ص 58-45.

جوادی، ح.؛ علمی، م. و صباغ، ص. (1391). «بررسی عوامل مؤثر اجتماعی در احساس آنومی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز»، مطالعات جامعه‌شناسی، د 4، ش 14، ص 45-29.

جهانگیری، ج.؛ ابوترابی‎زارچی، ف.؛ تنها، ف. و ابوترابی‌زارچی، ح. (1391). «بررسی رابطۀ بین رضایت از زندگی خوابگاهی و ازخودبیگانگی دانشجویان دختر خوابگاهی در دانشگاه اصفهان»، زن در فرهنگ و هنر، د 4، ش 4، ص 106-89.

حیدرنژادخیاوی، خ. (1390). بررسی رابطۀ بین میزان همزیستی اجتماعی در زمینۀ اجتماعی و فرهنگی در بین دانش‌آموزان دختر پیش‌دانشگاهی شهر تبریز، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز.

دانش، پ. و علی‌پور، پ. (1392). «مطالعۀ عوامل مرتبط با احساس آنومی فردی در میان دانشجویان دانشگاه تهران»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، د 2، ش 2، ص 224-203.

ریوتورت، ف. (1380). نخستین درس‌های جامعه‌شناسی، ترجمۀ: حسین نسجیان، تبریز: دانشگاه آزاد اسلامی.

زارع، ب. و اسفندیاری، م. (1392). «بررسی تطبیقی هنجارشکنی‌ها در بین دانش‌آموزان سال سوم متوسطه خواف و بیرجند و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن»، مجلۀ علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، س 10، ش 1، ص 117-146.

ساروخانی، ب. (1381). جامعه‌شناسی ارتباطات، تهران: اطلاعات.

ستوده، هـ. (1389). آسیب‌شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات)، تهران: آوای نور.

سراج‌زاده، ح. و پویافر، م. (1387). «دین و نظم اجتماعی: بررسی رابطۀ دینداری با احساس آنومی و کجروی در میان نمونه‌ای از دانشجویان»، مجلۀ مسائل اجتماعی ایران، س 16، ش 6، ص 105-71.

سراج‌‎زاده، ح.؛ شریعتی‌‎مزینانی، س. و صابر، س. (1383). «بررسی رابطۀ میزان دینداری و انواع آن با مدارای اجتماعی»، مجلۀ علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، س 1، ش 4، ص 142-109.

شیانی، م. و علی‌محمدی، م. (1389). «تحلیلی بر احساس آنومی فردی در میان جوانان با تأکید بر جنسیت»، مجلۀ تحقیقات علوم اجتماعی ایران، ش 3، ص 34-21.

صادقی‌فسایی، س. و امینیان، الف. (1395).« از هنجارگرایی تا هنجارگریزی؛ سنخ‌شناسی همنوایی اجتماعی و تحلیل کیفی شرایط علی مؤثر بر آن»، بررسی مسائل اجتماعی ایران، ش 20، ص 104-77.

طالبی، الف.؛ امینی، س. و طلوع‌پارسا. ف. (1394). «بررسی تأثیر احساس آنومی بر امکان کنش ارتباطی؛ مورد مطالعه: شهر مشهد»، فصلنامۀ بررسی مسائل اجتماعی ایران، د 6، ش 1، ص 70-51.

فولادیان، الف. (1394). «بررسی رابطۀ بین میزان بیگانگی اجتماعی و میزان بی‌تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد»، فصلنامۀ مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، س 5، ش 17، ص 144-125.

کریمی، ع. (1387). آسیب‌شناسی تربیت اجتماعی، تهران: عابد.

کفاشی، م.؛ پهلوان، م. و عباس‌نژادعربی، ک. (1389). «بررسی تأثیر سبک زندگی بر هویت اجتماعی؛ مطالعۀ موردی: جوانان 15-29‌سالۀ شهر بابل»، فصلنامۀ پژوهشی اجتماعی، س 3، ش 9، ص 139-117.

کوهن، آ. الف. (1392). تئوری‌های انقلاب، ترجمۀ علیرضا طیب، تهران: قومس.

ماندگار، ع. (1392). بررسی همبستگی اجتماعی شهروندان شهر ارومیه و عوامل اجتماعی مرتبط با آن، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز.

مریجی، ش. (1390). «بررسی نقش خانواده در کاهش انحرافات اجتماعی»، معرفت فرهنگی اجتماعی، س 4، ش 8، ص 72-49.

میرزایی، الف.؛ احمدی، ی. بخارایی، الف. و نایبی، هـ. (1396). «قانون‌گریزی و پیوندهای اجتماعی»، جامعه‌پژوهشی فرهنگی، د 8، ش 3، ص 130-103.

نانوای، ن. (1386). بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر ناهنجاری‌های رفتاری دانش‌آموزان دورۀ متوسطۀ شهرستان میاندوآب در سال تحصیلی 86-85، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز.

نواف، م.؛ انگوتیا، م. و رایزمن، ل. (1383). جامعه‌شناسی قشرها و نابرابری اجتماعی، ترجمۀ: محمد قلی‌پور، مشهد: آوای کلک.

وثوقی، م. و ساری، م. (1387). «بیگانگی اجتماعی قشر جوان؛ مطالعۀ موردی: جوانان شهر تهران»، مجلۀ جامعه‌شناسی معاصر، س 1، ش 1، ص 195-173.

همیلتون، م. (1381). جامعه‌شناسی دین، ترجمۀ: محسن ثلاثی، تهران: ثالث.

Binmore, K. (2010) “Social Norms or Social Preferences.” Mind & Society, 9: 139-158.

Elfiondri, O. A. Dibya, P. & Uning, P. (2018) “Defining Indigenous Social Norms of Water-Related Taboo: Contemporary Social Attitude, Social Harmony and Development.” International Journal of Humanities and Social Science, 8 (4): 116-121.

Faily, L. (2016) Social Harmony: An Iraqi Perspective, LSE Middle East Centre Report, London School of Economics. Monography (Report).

Nakamura, H. (1967) “Dochosei Tenuto no Shian.” Tokyo Toritsu Daigaku Jinbungaku-ho, 59: 45-60.

Nakamura, H. (1968) “Docho Gainen ni Tsuite no Insho Bunseki.” Tokyo Toritsu Daigaku Jinbungaku-ho, 62: 31-41.

Welch, M. R. Tittle, C. R. & Grasmick, H. G. (2006) “Christian Religiosity, Self-Control and Social Conformity.” Social Forces, 84 (3): 1605-1623.

Yang Liu, E. (2009. Religion, Conformity and Subjective Well-Being in Contemporary Chinese Society, Department of Sociology, Doctor of Philosophy Dissertation. Graduate Faculty of Baylor University.