فرسایش سرمایه‌ اجتماعی و بی‌نظمی در بین شهروندان تهرانی

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم ‏اجتماعی دانشگاه مازندران، ایران

2 کارشناسی‏ ارشد جامعه‏ شناسی دانشگاه مازندران، ایران

چکیده

نظم اجتماعی یکی از معرف‌های اساسی توسعه‌ در هر نظام اجتماعی است؛چرا که بنیان جامعه و روابط اجتماعی به حساب می‏آید. در این میان، سرمایه‌ اجتماعی به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد می‌تواند به حفظ و دوام نظم (در سطح خرد و کلان)در جامعه و کاهش هزینه‌های کنترل رسمی در جامعه کمک کند. مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر فرسایش سرمایه‌ اجتماعی بر بی‌نظمی در بین شهروندان تهرانی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایش بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه ‌جمع‌آوری شده است. برای این منظور 400 نفر از ساکنین شهر تهران با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش،حاکی از آن است که میزان کل بی‏نظمی اجتماعی در حد متوسط بوده است. مدل نظری تحقیق از طریق تکنیک مدل‏سازی معادله ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. همچنین ‌مؤلفه‏های ذهنی (بی‏اعتمادی اجتماعی،مشارکت ذهنی ضعیف،احساس آنومی) و عینی (ضعف روابط رسمی و غیر رسمی و ضعف کنترل اجتماعی) فرسایش سرمایه اجتماعی با بی‏نظمی در دو بعد آن (فیزیکی-اجتماعی) تأثیر مستقیم (62/0=Beta ) دارند. درکل سازه فرسایش سرمایه‏اجتماعی توانسته‏است 39 درصد از تغییرات بی‏نظمی را مورد تبیین قرار دهد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Erosion of Social Capital and Disorder Among Tehranian Citizen

نویسندگان [English]

  • Ali asghar Firozjayan Galougah 1
  • Marziyeh Majidi 2
1 University of Mazandaran, Iran
2 University of Mazandaran, Iran
چکیده [English]

Introduction    
Social order is indicator of development in every social system. Because, it is the base of society and social relations. Because of nature and content, social capital can help to maintenance and continuity of order in society and also to reduce costs of formal control. But erosion of social capital is named as Weak Intergroup objective and subjective relations in society can issue disorder. So this article explains effect of erosion of social capital on disorder in among Tehranian citizen.
Social order is basis of development and stability in every society. the order base on social norms. The norms disregard by persons to different reasons. Whereas social relations is basis of social live, disturbance in social relations can issue social order. Therefore erosion of social capital is named as Weak Intergroup objective and subjective relations in society, can issue disorder or law evasion. So this article explains erosion of social capital effect disorder. In this research is used Putnam and fukuyama theory to analyses social capital erosion. The aim of this research is to study Erosion of social capital and disorder among Tehranian citizen.
 
Material & Methods    
The methodology of this study is a survey research. Survey is one of the best way to obtain information on attitudes, beliefs, opinions, behaviors or characteristics of a group of members of a population. The statistical population of this study consisted of all citizen ( up to18years old) in the city of tehran, 400 of which were selected as the sample for the survey using Cochran Formula. In this research we sampled using probability sampling method and among different types of this method we chose cluster sampling. Data needed for the research was obtained in the field method and by means of a questionnaire. The first part of questionnaire consists of eight questions related to participant’s characteristics. The second part is composed questions which are designed to evaluate dependent and independent variables. Data analysis was performed using SPSS and Amos software.
The main hypothesis in the research is that erosion of social capital affect on disorder. the erosion of social capital divide in tow type: weak subjective social capital and weak objective social capital.
Disorder is as dependent variable in this research. Disorder is divided in tow types.Physical disorder and social disorder. Physical disorder correlate to social behavior that people do in the society .people doesn’t obey the law. Physical disorder correlates to environment. People dose work that nature is injured. Each one of the tow variable calculate with several questions.
 
Discussion of Results & Conclusions  
 the result represent that subjective indicators (social distrust, weak subjective participation, anomy feeling) and objective indicators(weak formal and informal relations, weak social control) erosion of social capital have meaningful and direct correlation with disorder in tow mentions(social and physical)…construct of erosion of social capital has positive and meaningful effect(Beta=0/62) with disorder. Generally, this variable explain %39 of disorder variable variance.
 So Disorder is one of serious injuries in Iranian society especially in urban space.it is influenced by different factors. But social bonding has key role in social behavior. The weakness of social bonding or erosion of social capital brings disorder in tow dimension of physical and social. But erosion of social capital is named as Weak Intergroup objective and subjective relations in society can issue disorder.
What must to do? It is necessary to support positive social capital in society. Social bonding must reinforce between individuals in society. State and other organization must enhance trust and participation in society. Also it is necessary to power social control in society. Also it is necessary to increase social participation in society.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Erosion of Social Capital
  • Subjective Social Capital
  • Objective Social Capital
  • Social and Physical Disorder. Tehran

مقدمه و بیان مسأله

نظم اجتماعی از اهمیت حیاتی برای هر جامعه‏ای برخوردار است و به همین دلیل همواره دغدغه اصلی جامعه‏شناسان پرداختن به مقوله نظم یا بی‏نظمی اجتماعی بوده و هست (چلبی، 1375). جامعه انسانی و روابط اجتماعی براساس نظم اجتماعی و به‌واسطه هنجارهای اجتماعی اداره و تنظیم می‌شود. هنجارهای اجتماعی،الگوها و شیوه‌های رفتار و قواعد تعیین‌کننده کنش متقابل میان مردم هستند که پیروی از آنها موجب تعادل و نظم در جامعه می‌گردد. رعایت هنجارها برای زندگی جمعی و نظم اجتماعی الزامی‌اند و اگر در شبکه وسیع روابط اجتماعی، هنجارها رعایت نشوند، زندگی اجتماعی مختل و جامعه عملاً فلج می‌شود. در آن‌صورت روابط اجتماعی که هدفش بهتر ارضا‌شدن نیاز است، به‌طور معکوس تأثیر می‌گذارد (رفیع پور، ۱۳۷۸: ۱۸۷). در این وضعیت است که بی‏نظمی  شکل می‏گیرد. بی‌نظمی،هر نوع رفتاری است که با هنجارهای رسمی یا قوانین کشور و نیز هنجارهای غیر رسمی یا رسوم قومی و انتظارات اجتماعی مغایر باشد (امیرکافی، ۱۳۸۴: ۵-۸). از انیرو بی‏نظمی را می‏توان وضعیتی دانست که هنجارهای اجتماعی در آنها به هر شکلی توسط افراد جامعه رعایت نمی‏شود.

به زعم اسکوگان[1] (1990) نشانه‌های بی‌نظمی عبارت‌انداز: نشانه‌های اجتماعی و نشانه‌های فیزیکی (سراج‏زاده، ۱۳۸۹ :۲۳۳). نشانه‌های آشکار بی‌نظمی اجتماعی عبارت‌انداز: ولگردی افراد معتاد و مست در محله، خرید و فروش مواد مخدر در انظار و مکان‌های عمومی، زورگیری و اخاذی، پرسه‌زنی‌دستفروش‌ها، فحاشی ‌و نزاع‌های خیابانی، تخلفات بالای ترافیکی، مزاحمت متکدیان، افراد کارتن‌خواب، تخریب اموال عمومی و امثال این‌هاست. بی‌نظمی‌های فیزیکی هم به ظاهر شهر اشاره دارد. مکان‌های با سطوح بالای بی‌نظمی فیزیکی مکان‌هایی هستند که در آنها شاهد ساختمان‌های متروکه و نیمه‌ساخته، ساخت ‌و‌سازها و مزاحمت‌های ناشی از آن، نخاله‌های ساختمانی در مسیر عبورومرور، نصب بدون اجازه اطلاعیه‌ها و تبلیغات بر روی دیوارها و دیوارنوشته‌ها، وجود زباله‌ها در خیابان و جوی آب و امثالهم هستیم.

مرور بر تحقیقات انجام شده در این حوزه بیانگر این است که جامعه فعلی ما امروزه متاسفانه شاهد افول اخلاق و افزایش بی‌سابقه بی‌اعتمادی و روند روزافزون رفتارهای هنجارشکنانه، بی‌توجهی به باورها، قوانین، ضوابط و مقررات، ارزش‌های فراگیر اجتماعی و رشد بی‌قانونی شده است (گودرزی، ۱۳۹۱؛ جلایی پور، ۱۳۸5؛ رفیع‌پور، ۱۳۷۸؛ ارزش‌ها و نگرش‌ها، ۱۳۸1؛ ۱۳۸۳؛ ایسپا، 1381، 1384، ۱۳۸۵؛ سعادت، ۱۳۸۵؛ فیروزآبادی و ایمانی جاجرمی، ۱۳۸۵، قدوسی، ۱۳۸۴ و فیروزجائیان، ۱۳86). این محققان بی‌نظمی جامعه کنونی را به‌عنوان یک مسئله اجتماعی پذیرفته‌اند و ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها و آسیب‌های اجتماعی جامعه ایران را در بی‌نظمی می‌دانند و عوامل مختلفی را برای توضیح بالارفتن میزان این ناهنجاری‌ها و نیز تنوع آنها در شهرها ذکر می‌کنند که پرداختن به هر یک از آنها در جای خود بسیار مغتنم است،اما آنچه امروزه اهمیت بسیار داردو کمتر موردتوجه قرار گرفته پرداختن به بسترهایی است که زمینه‌های بروز ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی در شهرهای بزرگ را فراهم می‌آورد و آن کاهش و فرسایش سرمایه‌ اجتماعی در کلان شهرهاست.

عموم صاحب‌نظران علوم اجتماعی با پذیرش این ایده که سرمایه‌ اجتماعی به مثابه نیروی پیوند دهنده‏ای است که به حفظ وفاق و انسجام جوامع کمک می‌کند و موجبات روان‌سازی و برخورداری از نظم‌اجتماعی پویا را تحلیل و تقویت می‌کند، نقش و سهم درخورتوجهی را برای این سرمایه در فراهم‌سازی انتظام اجتماعی قائل شده‌اند (غفاری،‏ ۱۳۹۰ :۱۱). سرمایه اجتماعی که حاصل روابط اجتماعی بین افراد، گروه‏ها و نهادهای اجتماعی است در برقراری نظم اجتماعی تأثیر به سزایی دارد (تاجبخش، 1384). اهمیت این مفاهیم در برقراری نظم اجتماعی در سطح جامعه بر هیچکس پوشیده نیست. چرا که نقصان در هر یک از این مفاهیم در سطح فردی بی‏نظمی و انحراف اجتماعی را به همراه خواهد داشت.

باید توجه داشت که جوامع درحال گذار تغییرات اساسی در حوزه‏های مختف را تجربه می‏کنند. از این‏رو سرمایه اجتماعی در کنار سرمایه‏های دیگر (فیزیکی، اقتصادی، فرهنگی و انسانی) دچار تغییراتی می‏شود. اما مساله اینجاست که سرمایه اجتماعی مشخصا از حالت درون گروهی به سوی سرمایه اجتماعی برون گروهی حرکت نمی‏کند و این موضوع جامعه را با فرسایش سرمایه اجتماعی روبرو خواهد کرد (شارع‏پور، 1380؛ عبداللهی و موسوی، 1386). تحقیقات مختلفی که در زمینه وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران انجام شده است بیانگر فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران هستند (عبداللهی و موسوی، 1386؛ رفیع‏پور، 1378، ارزش ها و نگرش ها، 1383، ایسپا، 1385؛ دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، 1385 الف و 1385 ب؛ دینی ترکمانی، 1385؛ سعادت، 1385؛ فیروزآبادی، 1385؛ قدوسی، 1384؛ موسوی خامنه و حسن‏پور درودگر، 1391). مرور این تحقیقات مشخص خواهد شد که شاخص‏های سرمایه اجتماعی در ایران امروز از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. این موضوع می‏تواند جامعه ما را با انواع آسیب‏های اجتماعی روبرو کند. بی‏نظمی اجتماعی بخصوص در جامعه شهری به شدت تحت تأثیر فقدان یا کاهش سرمایه اجتماعی برون گروهی است.

در سال‏های اخیر فراوانی‌ ،تنوع و شدت ناهنجاری‌ها در شهرها، بالاخص در شهرهای بزرگ همواره رو به افزایش گذاشته است. این امر هزینه‏های متعدد در حوزه‏های خرد تا کلان جامعه را به همراه داشته است. در برخی حوزه‏ها (مثلاً زباله پراکنی در حوزه زیست محیطی) بی‏نظمی آن‏چنان رواج دارد که گوئی به مساله عادی و عرفی شده دربین مردم بدل شده است (فیروزجائیان و غلامرضازاده، 1395). که این خود بر شدت بی‏نظمی فیزیکی-اجتماعی و تأثیرات مخرب آن بر جامعه افزوده است. به نظر می‏رسد که زوال سرمایه اجتماعی در جامعه در شکل‏گیری بی‏نظمی‏های عرفی شده تأثیرگزار باشد. بر این اساس این تحقیق درنظر دارد تا به بررسی تأثیر فرسایش سرمایه اجتماعی بر بی‏نظمی در دو بعد اجتماعی-فیزیکی در بین شهروندان شهر تهران بپردازد.

 

پیشینه تحقیق

هرچند بی‏نظمی اجتماعی پدیده‏ای فراگیر در جامعه امروز ایران است اما کمتر توجه محققان را به خود جلب کرده است. این موضوع شاید تأیید کننده این مدعا باشد که بی‏نظمی در جامعه امروز ایران عرفی شده است. با این وجود تحقیقات اندک شماری در سال‏های اخیر در این زمنیه انجام شده است که در ادامه آمده است.

ابراهیمی و همکاران (1395)در مطالعه‏ای باعنوان "تحلیل جامعه شناختی پایبندی گردشگران به هنجارهای اجتماعی" به بررسی میزان پایبندی گردشگران به هنجارها و نظم اجتماعی پرداخته‏اند. این تحقیق به روش پیمایش بر روی 300 نفر از گردشگران استان مازندران انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به سطح معناداری 003/0 به‌دست‌آمده جنسیت و هنجار اجتماعی کل، زنان گردشگر بیش از مردان به هنجارها پایبند هستند، همچنین حدود 21 درصد از تغییرات «هنجار اجتماعی» توسط پنج متغیر (روابط درون‌گروهی، همبستگی اجتماعی، تعهد گروهی، عقلانیت و دلهره منزلت درون گروهی) تبیین می‏شود. متغیرهای تعهد گروهی (24/0 ضرایب استاندارد شده)، همبستگی اجتماعی (17/0 ضرایب استاندارد شده)، عقلانیت (14/0) ضرایب استاندارد شده) و روابط درون‌گروهی با (12/0 ضرایب استاندارد شده) به ترتیب قوی‏ترین پیش‌بینی کننده‏های «هنجار اجتماعی» هستند.

فیروزجائیان و غلامرضازاده (1395)در تحقیقی با عنوان "تحلیل عوامل موثر بر بی‏نظمی اجتماعی با تأکید بر رفتار زباله پراکنی" به بررسی بی نظمی زیست محیطی پرداخته‏اند. روش تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار سنجش آن پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل کلیه گردشگرانی داخلی است که در تابستان 1393 وارد استان مازندران شده‏اند. حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 385 نفر برآورد شده است. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه به طور تصادفی در بین گردشگران کنار ساحل، پارک‏های جنگلی استان مازندران جمع‏آوری گردید. نتایج تحقیق نشان داد که رفتار زباله پراکنی با متغیرهایی چون نگرش، ضعف هنجاری، عدم احساس مسئولیت، احساس منفی نسبت به زباله، زباله پراکنی توسط دیگران، عادت، گمنامی، فقدان خدمات رابطه معناداری دارد. همچنین با توجه به مدل مسیر ارائه شده، همه این متغیرها 35 درصد از تغییرات متغیر وابسته (رفتار زباله پراکنی) را تبیین کرده‏اند. 

احمدی و همکاران (1393) در تحقیق به عنوان "بررسی رابطه میزان کنترل اجتماعی و بی‏نظمی در بین شهروندان شهر دهدشت" به بررسی مساله بی‏نظمی پرداختند. این تحقیق به به‏کارگیری نظریه کنترل به بررسی رابطه بین کنترل اجتماعی رسمی و غیر رسمی با بی‏نظمی پرداخته است. روش این تحقیق روش پیمایش مقطعی و غیر آزمایشی است. جامعه آماری تحقیق کلیه شهروندان بالای 18 سال شهر دهدشت و نمونه تحقیق نیز 400 نفرر بوده که به روش تصادفی چند مرحله‏ای انتخاب شده‏اند. ابزار جمع‏آوری اطلاعات نیز پرسشنامه است. بر اساس یافته‏های تحقیق رابطه معکوس و معنی‏داری بین کنترل اجتماعی و بی‏نظمی وجود دارد و طی آن کنترل اجتماعی توانسته است 32 درصد از تغییرات بی‏نظمی را مورد تبیین قرار دهد.

صادقی فسایی و امینیان (1393)،پژوهشی با عنوان «تحلیل جامعه‌شناختی نظم اجتماعی با توجه به انواع هنجارگرایی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن»انجام داده‌اند. این تحقیق با روش پیمایشی و با نمونه‌ای 400 نفری بوده است. در این پژوهش تأثیر متغیرهای مستقل مرتبط با سه زمینه کنترل اجتماعی، عدالت رویه‌ای و سرمایه‌ اجتماعی بر متغیر وابسته یعنی هنجارگرایی و ابعاد چهارگانه آن (متعهدانه، مصلحت‏گرایانه، اجبارگرایانه و عادت‌گرایانه) در شهر تهران بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که میانگین رتبه‌ای هنجارگرایی 81/2 از 5 بوده است؛ و متغیرهای مستقلی کنترل-رسمی، کنترل‌غیررسمی، پایگاه اقتصادی– اجتماعی، سن، عدالت‌رویه‌ای، خودکنترلی، قطعیت مجازات، مشروعیت-سیاسی، تعهددینی، سرمایه‌اجتماعی و فردگرایی ارتباط معنادار با متغیر هنجارگرایی دارند. همان‌طور که مشاهده می‌شود در مطالعه‌ حاضر عوامل اجتماعی مؤثر بر نظم اجتماعی شرح و بسط داده شده است. این عوامل عمدتاً مرتبط با متغیر سرمایه اجتماعی و مؤلفه‌های مرتبط با آن دانسته شده است.

فیروزجائیان و علی بابایی (1392) در مطالعه‌ای با عنوان «فرسایش سرمایه اجتماعی و قانون‌گریزی در شهر تهران» ارتباط فرسایش سرمایه‌ اجتماعی، به معنای ضعف پیوندهای عینی و ذهنی برون‌گروهی، بابی‌هنجاری و قانون‌گریزی در جامعه را بررسی کرده‌اند. دراین مطالعه 400 نفر از افراد 24 سال به بالای شهر تهران به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. در این پژوهش قانون‌گریزی هم در سطح ذهنی (جهت‏گیری) و هم در سطح عینی (رفتار) تقسیم شده است. براساس نتایج این مطالعه فرسایش سرمایه‌ اجتماعی بر جهت‌گیری قانون‏گریزانه تأثیر بیشتری نسبت به رفتار قانون‏گریزانه دارد. بر این اساس اگر قانون‌گریزی نتیجه‌ نهایی عدم تعلق اجتماعی فرد قانون‌گریز به هنجارهای رسمی تلقی شود، آن‌گاه ضعف در سرمایه‌ی اجتماعی و پیوندهای اجتماعی ضعیف فرد را در این موقعیت قرار خواهد داد.

عباس‏زاده و همکاران (1390)، پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و آنومی اجتماعی» انجام داده‌اند. روش این پژوهش پیمایشی بوده است و جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد تبریز در سال تحصیلی 88-87 با حجم نمونه 400نفری است. ایشان به این نتایج دست یافته‌اند که میانگین آنومی اجتماعی در بین دانشجویان پاسخگو در حد متوسط به بالا است و نتایج تحلیل رگرسیون نشان می‌دهد که توان متغیرهای مستقل در تبیین واریانس متغیر وابسته در حدود 12 درصد بوده و در این میان، مؤلفه‌های سرمایه‌ اجتماعی (اعتماد نهادی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی) بر آنومی اجتماعی تأثیرگذار بوده است. آنومی‌اجتماعی در دیدگاه برخی همچون دورکیم نوعی از بی‌نظمی اجتماعی تلقی می‌شود؛ بنابراین براساس نتایج حاصل از این مطالعه می‌توان باز هم ارتباط میان سرمایه‌ اجتماعی و بی‏نظمی اجتماعی را مورد بررسی و مداقه قرار داد.

البته باید توجه داشت که بی‏نظمی مختص به جامعه خاصی نیست. از اینرو در هر جامعه می‏توان مصادیقی از بی‏نظمی مشاهده کرد. بر این اساس محققان خارجی نیز در مطالعاتی به بررسی بی نظمی پرداخته‏اند که نمونه‏هایی از اخیرترین آنها در ادامه آمده است.

کوشنیگ و توبیاس[2] (2014)، در تحقیق پیمایشی خود که بر روی 1419 تن از همشهریان خود در محله با عنوان «بی‌نظمی، سرمایه اجتماعی و نقض هنجار» انجام داده‏اند، علاوه بر بحث در مورد نظریه «پنجره شکسته»، آنها چارچوب کلاسیک جرم منطقی را با علائم بی‌نظمی، کنترل‌اجتماعی محلی و تعاملات خود اصلاح نمودند و با آزمایش مفاهیم خود، نتایجی از سه آزمایش زمینه‌ای را ارائه نمودند که نشان‏دهنده‌ آن بود که بی‌نظمی فیزیکی و نیز بی‏نظمی اجتماعی با نقض هنجارها صورت می‏گیرد؛ و نقض بیشتر هنجارهای مشابه و هنجارهای مختلف را تسریع می‌نماید.آن‌ها شواهدی دال بر این ارائه دادند که تأثیرات بی‌نظمی تا حد معناداری در مجاورت با سرمایه اجتماعی پایین، نمایانگر می‏شوند.

هیل و همکاران[3] (2014)،در پژوهش خود با عنوان «قضاوت در مورد تأثیرات بی‌نظمی در محلات»، اظهار می‌دارند که نیروهای پلیس، در محلات بی‌نظم با جنایات بالا، حضور بیشتری دارند. آنان در سه مطالعه‌ تجربی، ادراکات افراد از سرمایه اجتماعی و ترس از جنایت در محلات بی‌نظم و محلات دارای نظم را مقایسه نمودند. در تمامی مطالعات، بی‌نظمی محلات، ادراک و احساس سرمایه‌ اجتماعی را پایین آورده، به ترس بالاتری از جنایت منتهی می‌گردد. نتایج سه مطالعه نشان داد درحالی‏که بی‏نظمی بر ادراک و احساس افراد از محیط اجتماعی در محلات و در نتیجه احساس امنیت یعنی ترس از جنایت تأثیر دارد؛ حضور پلیس چه در محلات بی‌نظم و چه محلات دارای نظم تأثیری نداشته است. جنسیت افراد شرکت‏کننده و نظم محلات، تأثیر تعاملی معناداری بر ادراک سرمایه‌ اجتماعی و احساس امنیت در خانم‌ها دارد (خانم‌ها در شرایط محلات بی‏نظم، سرمایه‌ اجتماعی کمی را درک کرده و امنیت کمتری را به نسبت آقایان در شرایط بی‌نظمی احساس می‏کنند) به هر جهت حضور پلیس بر ادراک افراد شرکت کننده، مرد یا زن از محیط اجتماعی و احساس آن‌ها از امنیت تأثیری نداشته است.

پاکارد و همکاران[4] (2013)، در پژوهشی باعنوان «ارتباطات اجتماعی: بی‌نظمی و آشفتگی» به بررسی تجربی تأثیرات حمایتی سرمایه‌ اجتماعی در محلات پرداخته‌اند و نشان دادند که روابط و ارتباطات اجتماعی به ارتقای درک سرمایه‌ اجتماعی محیط محلی آن‌ها کمک می‌نماید. ایشان نشان دادند که چگونه ارتباطات اجتماعی با تغییر ادراکات افراد از محلات، واسطه تأثیرات منفی بی‌نظمی محلات می‌گردد. پژوهش آنها تحقیقات فعلی در مورد اهمیت سرمایه‌‏اجتماعی به عنوان عامل حمایتی در سطح محلی را توسعه می‌بخشد؛ آنها نشان داده‏اند که چگونه سرمایه اجتماعی در سطح خرد تأثیرات مثبتی را بر نظم محلات به‏وجود می‏آورد. آنها دریافتند که شبکه‌های اجتماعی به عنوان منابعی فعالیت و عملکرد دارند که بر شیوه تفسیر افراد از مسائل محیطی بخصوص نظم اجتماعی، تأثیر می‌گذارد.

کادنا و همکاران[5] (2012) پژوهشی را با عنوان «تولید زباله و تجربه زباله‏ریزی در محله‏های مکزیکو سیتی» انجام دادند. جامعه آماری این پژوهش را 20706 نفر از ساکنان محله جاردین بالبوئنا تشکیل داده‏اند که 633 نفر از آنها با روش نمونه‏گیری تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. روش انجام پژوهش از نوع مقطعی و تکنیک مورد استفاده برای جمع‏آوری اطلاعات پرسشنامه است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که 58% مصاحبه شوندگان گزارش کرده‏اند که آنها در تولید این زباله‏ها نقش داشته‏اند. در حالی که 42% گفته‏اند نقشی در تولید این نوع زباله نداشته‏اند. تنبلی، عدم مراقبت توسط مقامات شهری، عدم وجود سطل آشغال در خیابان‏ها، و تقلید عوامل اصلی زباله‏ریزی از نظر مصاحبه شوندگان عنوان شده است. بر اساس نتایج این تحقیق افراد در هر سن، تحصیلات و درآمدی می‏توانند مرتکب رفتار زباله‏ریزی گردند

جب و همکاران[6] (2009) معتقدند که پیوندهای محکم اجتماعی مانع انحرافات می‏شود، درحالی‌که پیوندهای ضعیف انعطاف‏پذیری کمتری درمقابل انحراف دارند. هرچه انسجام و همبستگی بیشتر باشد، میزان انحرافات کمتر است و مردم بیشتر از قوانین اجتماعی پیروی می‏کنند.

در کل می‏توان گفت که بی نظمی با توجه به فراگیری آن در اشکال مختلف در جامعه ما کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. همچنین با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی در انسجام اجتماعی توجه دقیقی به بررسی رابطه این مفهوم با بی‏نظمی صورت نگرفته است. این در حالی است که بی‏نظمی در برخی از حوزه‏ها در جامعه ما به‏صورت عرف درآمده است. بر این اساس این تحقیق در دو بعد جنبه نوآورانه دارد. یکی بررسی سازه بی‏نظمی در دو بعد اجتماعی و فیزیکی. تحقیقات موجود صرفا بر یکی از شاخص‏های این دو بی‏نظمی توجه کرده‏اند. همچنین در این تحقیق بی‏نظمی از منظر فرسایش سرمایه اجتماعی بررسی شد. سرمایه اجتماعی نیز به‏عنوان سازه‏ای مرتبه دوم دارای دو بعد ذهنی و عینی به همراه ابعادشان مورد بررسی قرارگرفت. آزمون تأثیر سازه سرمایه اجتماعی بر سازه بی‏نظمی می‏تواند برای تحقیقات آنی نیز راهگشا باشد.

 

چارچوب نظری

این تحقیق به بررسی تأثیر فرسایش سرمایه اجتماعی بر بی‏نظمی می‏پردازد. بی‏نظمی وضعیتی است که در آن افراد جامعه هنجارهای پذیرفته شده اجتماع را رعایت نمی‏کنند. بی‏نظمی می‏تواند به دو صورت در جامعه مشاهده شود: فیزیکی و اجتماعی. طبعاً بی‏نظمی هر نوعش تحت تأثیر عواملی چند صورت می‏گیرد. یک از این عوامل که نقش مهمی در تبیین بی‏نظمی در جامعه برخوردار است مفهوم سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی که حاصل روابط اجتماعی بین افراد،گروه‏ها و نهادهای اجتماعی است در برقراری نظم اجتماعی تأثیر به‏سزایی دارد. چرا که سرمایه اجتماعی با متغیرهای شناخته شده جامعه‏شناسی همچون اعتماد، آگاهی، نگرانی درباره دیگران و مسائل عمومی، مشارکت در مسائل عمومی، انسجام و همبستگی گروهی و همکاری ارتباط دارد (تاجبخش، 1384). اهمیت این مفاهیم در برقراری نظم اجتماعی در سطح جامعه بر هیچکس پوشیده نیست چرا که نقصان در هر یک از این مفاهیم در سطح جامعه مسائل متعددی را در سطح خرد و کلان در پی خواهد داشت. یکی از این مسائل بی‏نظمی است. در واقع وقتی در جامعه‏ای با فرسایش سرمایه اجتماعی روبرو باشیم ممکن است آسیب‏های متعددی را شاهد باشیم که یکی از مهم‏ترین آن بی‏نظمی در ابعاد فیزیکی و اجتماعی است. در این تحقیق با استفاده از نظریه پاتنام و فوکویاما به تبیین بی‏نظمی می‏پردازیم.

روبرت پاتنام یکی از مهم‏ترین نظریه‏پردازان در حوزه سرمایه اجتماعی است. پاتنام در آثار متعدد خود به بحث از افول و یا فرسایش سرمایه اجتماعی می‏پردازد (پاتنام، 1995،1999،2001،1996،1380). او با انتشار کتاب بولینگ یکنفره (Putnam, 2001) به طور جدی به بحث افول سرمایه اجتماعی و تأثیرات آن درجامعه می‏پردازد. او که این کتاب را بر اساس مقاله‏ای با همین عنوان که در سال 1995 نوشته است (Putnam, 1995) بر این ادعا است که افول سرمایه اجتماعی جامعه آمریکا را با شهروندانی درونگرا و کمتر مشارکت جو در زندگی اجتماعی مواجه کرده است. از نظر او ضعف سرمایه اجتماعی زندگی اجتماعی را با مشکلاتی از جمله افزایش بی‏نظمی و جرائم روبرو خواهد کرد.

اعتماد،هنجارهای همیاری و شبکه‏ها سه مفهوم محوری در نظریه پاتنام از سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی هم تأثیرات فردی و هم تأثیرات اجتماعی دارد. افراد با سرمایه اجتماعی تلاش می‏کنند مؤثرتر از دیگران باشند و کنش‏های جمعی مؤثری انجام دهند (Putnam, 1999:136). به نظر او منابع سرمایه اجتماعی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه‏ها معمولاً خود تقویت کننده و خودافزاینده هستند. دور بازتولیدکننده فضایل به تعادل اجتماعی همراه با سطح بالائی از همکاری، اعتماد، معامله متقابل، مشارکت مدنی و رفاه جمعی منجر می‏شود. این ویژگی‏ها معرف جامعه مدنی هستند. برعکس فقدان این ویژگی‏ها در جوامع غیر مدنی نیز خصلتی خودتقویت کننده دارد. عهدشکنی، بی‏اعتمادی، فریب و حیله، بهره‏کشی، انزوا، بی‏نظمی و رکود یکدیگر را در یک جو خفقان‏آور دورهای باطل تشدید می‏کنند (پاتنام، 1380: 303).

پاتنام در بحث از عدم دخالت مدنی در جامعه معاصر آمریکا به بحث از فرسایش سرمایه اجتماعی می‏پردازد. از نظر او نه تنها مشارکت‏های مدنی در جامعه آمریکا در دهه 1960 به بعد نسبت به گذشته رو به افول رفته است این تأثیر در فعالیت‏های اجتماعی غیر رسمی هم مشاهده می‏شود. از نظر او تأثیر این فرسایش در تغییر رفتار از جمله تمایل فزاینده رانندگان به عبور از چراغ قرمز و افزایش جرائم قابل مشاهده است (Putnam, 1999:148-152). او در تحقیقی که در رابطه با اندازه‏گیری سرمایه اجتماعی و پیامدهای آن در 50 ایالت آمریکا انجام می‏دهد بین فرسایش سرمایه اجتماعی و سطح جرم، فرار از مالیات و نابرابری‏های مدنی و اقتصادی رابطه می‏بیند. به نظر او جرم به شکل بسیار قوی و به‏طور معکوس با سرمایه اجتماعی پیش‏بینی می‏شود. مثلاً میزان قتل با میزان پایین سرمایه اجتماعی در برخی ایالات در رابطه است. در ایالت‏هایی که سرمایه اجتماعی بالاتری داشته‏اند میزان قتل کمتر است. همچنین در ایالت‏هایی که سرمایه اجتماعی بالاتری داشته‏اند مردم کمتر ستیزه‏گر هستند. این موضوع در رابطه با فرار از مالیات و گریز از قانون هم صادق است. در جاهایی که مردم دخالت‏های مدنی بیشتری برخوردارند بیشتر قوانین را رعایت می‏کنند. همچنین در ایالت‏هایی که شاخص‏های سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردار هستند نابرابری‏های مدنی و اقتصادی کمتر است (Putnam, 2001:41-51). در مجموع می‏توان نتیجه گرفت که هرچند از نظر پاتنام تأثیر درونی سرمایه اجتماعی بر جامعه مدنی و گسترش دموکراسی، افزایش شهروندانی با جهت‏گیری معطوف به اجتماع و قانون مدار است که با دولت بهتر همکاری می‏کنند (توسلی، 1384: 20). اما فرسایش سرمایه اجتماعی می‏تواند هم برای فرد و هم برای جامعه نتایج زیانباری را برجای گذارد. یکی از این نتایج نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی از طرف افرادی است که از سرمایه اجتماعی پایینی برخوردارند. به هر حال نظریه پاتنام توسط محققان دیگر برای بررسی مسائل اجتماعی به‏خصوص انحرافات مورد استفاده قرار گرفته است (Norris, 1996; Messner et al., 2004 & Muntaner, 2002 ). به نظر این محققان نظم اجتماعی به شدت تحت تأثیر کاهش سرمایه اجتماعی قرار می‏گیرد.

مدل مورد نظر پاتنام درباره فرسایش قاطع سرمایه اجتماعی مورد نقد قرار گرفته است (فوکویاما، 1379: 118؛ فیلد، 1386: 63؛ Paxton, 1999; Hall, 1999). فرانسیس فوکویاما ا از جمله سرشناس‏ترین نظریه‏پردازن در حوزه سرمایه اجتماعی است. او در کتاب پایان نظم، سرمایه اجتماعی و حفظ آن (1997،1379)، سرمایه اجتماعی را متعلق به گروه‏ها می‏داند نه افراد. او در این کتاب با بحث از فروپاشی بزرگ، انحرافات اجتماعی را نمادی از افول سرمایه اجتماعی در جامعه می‏داند. اما او در کتاب جداگانه‏ای با عنوان فروپاشی بزرگ :ماهیت انسانی و بازسازی نظم اجتماعی (1999) به‏طور مشخص درباره هنجارها و ارزش‏های اجتماعی بحث می‏کند. به نظر او از اوائل دهه 1960 تا اوائل دهه 1990 بیشتر کشورهای غربی شاهد فروپاشی‏ای در نظم اجتماعی بوده‏اند. به نظر او این فروپاشی بزرگ به سه شکل خود را نشان داده است: اول افزایش در میزان جرم، دوم افول در اعتماد بین شخصی و سوم اضمحلال خانواده.

فوکویاما به جای سنجش و اندازه‏گیری سرمایه اجتماعی به عنوان یک ارزش مثبت، فقدان سرمایه اجتماعی را از طریق آسیب‏های اجتماعی ارزیابی می‏کند. فرض بر این است که چون سرمایه اجتماعی وجود هنجارهای رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی را منعکس می‏کند انحرافات اجتماعی نیز بالفعل بازتاب نبود سرمایه اجتماعی خواهد بود (فوکویاما، 1379 : 19 ،2001: 16-12). او برای توضیح تاثیرات سرمایه اجتماعی بر جامعه از شکل پیوندهای اجتماعی (درون-برون گروهی) و شکل‏گیری شعاع اعتماد حرف می‏زند. پیوندهای درون‏گروهی می‏تواند روابط برون‏گروهی منفی ایجاد کند که می‏توان آن را شعاع بی‏اعتمادی نامید. هرچقدر این شعاع بی‏اعتمادی بیشتر باشد آن گروه موانع بیشتری نسبت به جامعه پیرامون خود به وجود می‏آورد تا جائی‏که می‏تواند موجب نفرت و خشونت نسبت به افراد خارج از گروه شود (فوکویاما، 1379: 127-126).

در مجموع می‏توان گفت که به نظر پاتنام و فوکویاما سرمایه اجتماعی برای نظم اجتماعی از اهمیت فوق‏العاده‏ای برخوردار است. از این منظر بی‏نظمی اجتماعی و فیزیکی شهروندان نشانه‏ای از فقدان سرمایه اجتماعی برون گروهی در جامعه است. مثلاً تخریب محیط شهری از طریق رفتارهای وندالیستی می‏تواند تحت تأثیر ضعف سرمایه اجتماعی بین گروهی باشد. این موضوع در رابطه با بی‏هنجاری اجتماعی از طریق عدم رعایت قوانین در بخش‏های مختلف جامعه صدق کند. در واقع در وضعیت فرسایش سرمایه اجتماعی با نوعی ضعف در پیوند اجتماعی روبرو هستیم. پاکستون سرمایه اجتماعی را به دو بعد پیوندهای عینی و پیوندهای ذهنی تقسیم می‏کند (Paxton, 1999:93).

بر این اساس می‏توان فرسایش سرمایه اجتماعی را در دو بعد عینی و ذهنی مورد بررسی قرار داد. سرمایه اجتماعی منفی به‏عنوان یک سازه از ظریق دو بعد عینی و ذهنی قابل بررسی است. فرسایش سرمایه اجتماعی در بعد ذهنی با مؤلفه‏هایی چون بی‏اعتمادی اجتماعی، ضعف مشارکت ذهنی و احساس آنومی سنجیده شده و در بعد عینی نیز با ضعف کنترل اجتماعی، ضعف روابط رسمی و ضعف روابط غیر رسمی سنجیده می‏شود. مهم‌ترین قضیه‌ این تحقیق این است که ضعف پیوندهای ذهنی و عینی در جامعه که نتیجه‌‌ فرسایش سرمایه‌ اجتماعی یا به عبارتی، ضعف رابطه فرد با جامعه (اختلال رابطه‌ای) است، موجب بی‌نظمی اجتماعی- فیزیکی می‏شود. مطالعات تجربی نیز نشان می‏دهد که کاهش سرمایه اجتماعی موجب بی‏نظمی فیزیکی و اجتماعی در جامعه می‏شود (Hill et al., 2014; Packard et al., 2013; Keuschnigg & Tobias, 2014). وقتی افراد در جامعه احساس آنومی کنند و بی‏اعتمادی کاهش یابد، حس مشارکت‏پذیری اجتماعی در افراد کاهش می‏یابد و طبعا در این وضعیت افراد تمایلی به رعایت هنجارها و نظم اجتماعی ندارند. همچنین کنترل اجتماعی ضعیف تأثیر غیر قابل انکاری بر بی‏نظمی در هر دو نوع فیزیکی و اجتماعی دارد (احمدی و همکاران، 1393؛ صادقی فسایی و امینیان، 1393). در وضعیت فقدان کنترل اجتماعی افراد به راحتی هنجارهای اجتماعی را شکسته و به محیط آسیب می‏رسانند. همچنین ضعف روابط رسمی و غیر رسمی افراد در جامعه به‏عنوان شاخصی از سرمایه اجتماعی عینی جمع‏گرایی را در افراد کاهش داده و زمینه ساز هنجارشکنی در میان افراد در جامعه می‏شود. در واقع کاهش پیوستگی اجتماعی موجب انحرافات اجتماعی می‏شود (Jeb et al., 2009). با توجه به مطالب گفته شده در بالا می‏توان فرسایش سرمایه اجتماعی را به‏عنوان سازه‏ای مرتبه دوم درنظر گرفت که دارای دو بعد ذهنی و عینی است. این دو بعد هر کدام با سه مؤلفه مورد بررسی قرار می‏گیرند. همچنین بی‏نظمی نیز به‏صورت سازه‏ای مرتبه اول با دو بعد فیزیکی و اجتماعی مورد بررسی قرار می‏گیرد.

 

 

 

مدل شماره(1) مدل نظری فرسایش سرمایه اجتماعی و بی نظمی

 


فرضیات تحقیق

  1. فرسایش سرمایه اجتماعی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.
  2. ضعف مشارکت ذهنی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.
  3. بی‏اعتمادی اجتماعی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.
  4. احساس آنومی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.
  5. ضعف روابط غیر رسمی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.
  6. ضعف کنترل اجتماعی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.
  7. ضعف روابط رسمی بر بی‏نظمی و ابعاد آن تأثیر معنی‏داری دارد.

 

روش تحقیق

روش تحقیق در این پژوهش پیمایش است. جامعه آماری این پژوهش، شهروندان بالای ۱۸ سال ساکن در شهر تهران است. حجم جامعه آماری که در این پژوهش ۷۹۲۲۲۵۹ نفر بوده است که از طریق فرمول کوکران 384 نفر به‏عنوان نمونه انتخاب شده است. در عین حال در مرحله گردآوری داده 400 نفر از ساکنان شهر تهران با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. به منظور نمونه‌گیری از جامعه آماری، از طرح تقسیم‏بندی مناطق تهران که به وسیله فیروزآبادی و جاجرمی در سال ۱۳۸۵ تهیه شده، استفاده شده است. در مجموع مناطق ۲۲‌گانه شهرداری تهران با استفاده از جدول اعداد تصادفی، منطقه ۴ از شمال تهران، منطقه ۱۱ از مرکز تهران، منطقه ۱۶ از پایین تهران انتخاب شده‌اند که ۲۲۸ نفر از منطقه ۴،۷۹ نفر از منطقه ۱۱ و ۱۰۶ نفر از منطقه ۱۶ نمونه‌ ما را تشکیل می‏دهند. در این تحقیق، بعد از انتخاب جامعه آماری مورد نظر که شامل ۳ منطقه از پهنه اقتصادی بالا، متوسط و پایین به تفکیک توسعه اقتصادی و اجتماعی از نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای استفاده شده است. بدین صورت که ابتدا لیست کاملی از مناطق شهر تهران تهیه شده و در مرحله بعد مناطقی که به لحاظ نمره شاخص توسعه یافتگی در یک سطح قرار دارند در درون یک خوشه قرار می‏گیرند و در نهایت در هر یک از مناطق، خیابان‌های اصلی و فرعی و کوچه از روی بلوک‏بندی‌های موجود در مرکز آمار ایران به تصادف انتخاب و با مراجعه حضوری به بلوک‌های مورد نظر و تحویل پرسشنامه به آنها از پاسخگویان در خواست کردیم که به سؤال‏های مطرح شده، پاسخ دهند.

برای تعیین اعتبار پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش،با به کارگیری روش اعتبار صوری و محتوی ابتدا یک پرسشنامه مقدماتی با توجه به تحقیقات پیشین خارجی و داخلی در این زمینه تهیه گردید و با تعدادی از اساتید و متخصصان در این مورد مشورت شد و با رفع نقایص آن، به این نتیجه رسیدیم که شاخص‌های به کار رفته در این پرسشنامه، معرف حوزه معنایی مفاهیم اصلی هستند. برای بررسی پایایی پرسشنامه تحقیق حاضر نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که نتایج آن در جدول زیر گزارش شده است. بنابراین این پرسشنامه از پایایی قابل قبولی نیز برخوردار است.

 

جدول شماره (1) میزان آلفای کرونباخ متغیرهای تحقیق

متغیرها

تعداد گویه

ضریب آلفا

ضعف اعتماد عام (تعمیم یافته)

6

0.74

ضعف مشارکت ذهنی

4

0.76

ضعف  روابط رسمی

9

0.72

ضعف روابط غیر رسمی

9

0.74

احساس آنومی

7

0.67

ضعف کنترل اجتماعی

5

0.78

بی نظمی اجتماعی

7

0.76

بی نظمی فیزیکی

6

0.73

 

 

تعریف متغیرها

الف- تعریف متغیر وابسته (بی‏نظمی)

متغیر وابسته در این تحقیق بی‏نظمی است. بی‏نظمی مترادف با هر نوع رفتاری است که مغایر با هنجارهای رسمی و غیر‏رسمی و انتظارات یک جامعه باشد. از این منظر بی‏نظمی با انحراف مترادف است. به زعم اسکوگان (1990) نشانه‌های بی‌نظمی عبارت‌انداز: نشانه‌های اجتماعی ونشانه‌های فیزیکی. بر این اساس برای بررسی بی‏نظمی آن را به دو بعد تقسیم کرده ایم؛ بی‏نظمی اجتماعی و بی‏نظمی فیزیکی.

 

بی‏نظمی اجتماعی

بی‏نظمی اجتماعی را می‏توان هر نوع رفتاری تعریف کرد که موجب اختلال در هنجارهای معطوف به روابط فرد با جامعه می‏گردد. در این وضعیت با نوعی اختلال رابطه‏ای بین افراد جامعه روبرو هستیم. برای سنجش این متغیر از شاخصی هفت سوالی استفاده شده است. عبور از خیابان در مناطق غیر خط کشی، رعایت نکردن نوبت دیگران، برطرف کردن مشکلات اداری به روش غیر متعارف، بوق زدن و سروصدای بی‏مورد در خیابان، دعوا و جر و بحث در اماکن عمومی به‏عنوان شاخص برای سنجش بی‏نظمی اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت.

 

بی‏نظمی فیزیکی

 بی‏نظمی فیزیکی معطوف به فضای فیزیکی شهر است. از این منظر به هر نوع رفتاری که به ظاهر فیزیکی شهر آسیب رساند بی‏نظمی فیزیکی است. برای بررسی این متغیر از هفت سوال در رابطه با موارد زیر استفاده شده است. -رها کردن زباله (دستمال کاغذی، وسایل دور ریختنی و..) در خیابان، آسیب رساندن به اموال عمومی (صندلی اتوبوس، وسائل پارک، مترو و...)، گذاشتن اجناس مغازه یا وسایل اضافی منزل در پیاده رو و ....، نوشتن یا چسباندن مطالبی بر روی درب منازل یا دیوار خیابان، آسیب رساندن به وسایل موجود در پارک و اماکن عمومی، پارک ماشین در مکان‏های پارک ممنوع.

 

ب- تعریف متغیر مستقل

متغیر اصلی وابسته در این تحقیق فرسایش سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی ریشه در ساختارها و روابط اجتماعی در جامعه دارد. از این‏رو آن به تعبیر پاکستون حاصل پیوندهای عینی و ذهنی افراد با دیگران است. در وضعیت فرسایش سرمایه اجتماعی به نوعی با ضعف پیوندهای عینی و ذهنی در جامعه روبرو هسستیم. تعریف مؤلفه‏های هر بعد در جدول زیر آمده است.برای سنجش هریک از این متغیرها شاخص‏هایی از این متغیرها تهیه شده است.

 

 

جدول شماره(2)تعریف متغیرهای مستقل حاضر در تحقیق

متغیر مستقل

ابعاد

مؤلفه‏ها

تعریف

 

 

 

 

 

 

فرسایش سرمایه اجتماعی

 

 

 

عینی

ضعف روابط رسمی

به معنی پیوند و ارتباط ضعیف فرد با شبکه‏های اجتماعی و مدنی جامعه (احزاب،انجمن‏ها و ....)است.

ضعف روابط غیر رسمی

به معنی پیوند ضعیف فرد با شبکه‏های خانوادگی، خویشاوندی و دوستی است.

ضعف کنترل اجتماعی

کنترل اجتماعی مجموعه تدابیری است که جامعه در جهت محافظت از قوانین و اجبار افراد در جهت پیروی از قوانین به‏کار می‏گیرد. ضعف این تدابیر موجب بی‏نظمی می‏شود.

 

 

 

ذهنی

احساس آنومی

وضعیتی است که در آن هنجارهای اجتماعی نظارت و کنترل خود را بر روی رفتار فرد از دست می‏دهند.

ضعف مشارکت ذهنی

بعد ذهنی مشارکت که همان تمایل و گرایش فرد به مشارکت اجتماعی است.

عدم اعتماد اجتماعی

عدم اطمینان به اعتماد پذیری فرد به غریبه‏ها یا افراد جامعه با توجه به یک رشته پیامدها یا رویدادهای معین که همراه با سوء ظن است.

 


یافته‏های تحقیق

توصیف اجمالی نمونه

نتایج حاصل از توصیف داده‌های تحقیق بیانگر آن است، 51.5 درصد افراد در نمونه آماری را مردان و 48.5 درصد را نیز زنان تشکیل داده­اند. 48 درصد افراد متاهل، 47.8 درصد مجرد و 4.3 درصد نیز بدون همسر هستند. 3.8 درصد زیر 20 سال، 34.3 درصد بین 21 تا 30 سال، 37.5 درصد بین 31 تا 40 سال، 14.3 درصد بین 41 تا 50 سال، 8.5 درصد بین 51 تا 60 سال و 1.8 درصد نیز بین 61 تا 70 سال سن دارند. همچنین میانگین سنی بر اساس جنسیت نیز نشان دهنده میانگین سنی بالاتر مردان در این نمونه آماری است که برابر است با 36.48 و برای زنان برابر با 33.48 است. 3. درصد افراد بی­سواد، 1 درصد ابتدایی، 8.3 درصد راهنمایی و دبیرستان، 28 درصد دیپلم، 10.5 درصد فوق دیپلم، 36.5 درصد لیسانس، 13.5 درصد فوق،لیسانس و 2.3 درصد نیز دارای تحصیلات دکترا هستند. که شاغل می باشند و 15.8 درصد خانه دار، 5 درصد بیکار، 14.4 درصد دانشجو و 3 درصد بازنشسته و همچنین 1 درصد نیز سایر را انتخاب کرده­اند. 11.3 افراد درآمد خانواده­اشان زیر 1 میلیون در ماه، 27.5 بین 1 تا 2 میلیون، 32.8 درصد بین 2 تا 3 میلیون در ماه، 17.5 درصد بین 3 تا 4 میلیون در ماه، 5.8 درصد بین 4 تا 5 میلیون در ماه و 1.3 درصد نیز درآمد ماهیانه خانواده‏هایشان بالاتر از 5 میلیون در ماه است. همچنین کمترین میزان در آمد ماهیانه خانواده در این نمونه آماری 500هزار تومان در ماه و بیشترین آن نیز 10 میلیون تومان در ماه است. میانگین درآمد خانواده برابر با 2586100 است.

در رابطه با شاخص کل سرمایه اجتماعی میزان میانگین04/49 و واریانس نیز 59/62 بوده است. میانگین متغیر ضعف مشارکت ذهنی در نمونه مورد نظر برابر با 2.83 است و این نشان‏دهنده این نکته است که میزان ضعف مشارکت ذهنی در نمونه مورد نظر از حد متوسط میانگین (2.5) بیشتر است. همچنین میانگین متغیر ضعف روابط رسمی در نمونه مورد نظر برابر با 72/2 است که از حد متوسط میانگین (5/2) بیشتر است. میانگین متغیر ضعف شبکه ارتباطی در نمونه مورد نظر برابر با 2.69 و بالاتر از میانگین(2.5)است. همچنین میانگین متغیر ضعف اعتماد اجتماعی در نمونه مورد نظر برابر با 2.23 و کمتر از میانگین (میانگین 2.5) است. میزان متغیر ضعف کنترل اجتماعی در نمونه مورد نظر برابر با 2.16 است و این نشان‏دهنده این نکته است که میزان ضعف کنترل اجتماعی در نمونه مورد نظر از حد متوسط میانگین (2.5) کمتر است.


 

جدول شماره (3)توزیع فراوانی شاخص بی نظمی(اجتماعی-فیزیکی)

متغیر

همیشه

اغلب

گاهی

بندرت

هرگز

تعداد کل

میانگین از5

از 5

فروانی

درصد

فروانی

درصد

فروانی

درصد

فروانی

درصد

فروانی

درصد

فروانی

درصد

بی نظمی اجتماعی

15

3.8

62

15.5

173

43.3

141

35.3

9

2.3

400

 

100

 

2.83

بی‌نظمی فیزیکی

7

1.8

24

6.

70

17.5

111

27.8

188

47.

۴۰۰

۱۰۰

1.87

 

 

همانطور که در جدول فوق مشاهده می­شود، میزان متغیر بی‏نظمی اجتماعی در نمونه مورد نظر برابر با 2.83است و این نشان‏دهنده این نکته است که میزان بی‏نظمی اجتماعی در حد متوسط است. همچنین میزان بی‏نظمی فیزیکی با میانگین 1.97 در حد نسبتاً پایین است. بی‏نظمی کل نیز با میانگین 2.35 در حد متوسط است.

یافته‏های استنباطی

در این تحقیق برای بررسی رابطه دو به دوی متغیرهای مستقل و وابسته از ضرائب پیرسون استفاده گردید. همچنین برای آزمون مدل نظری تحقیق نیز با کاربرد نرم‏افزار Amos مدل مفروض مورد بررسی تجربی قرار گرفت.

 

 

جدول شماره(4) آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل و بی نظمی و ابعاد آن

متغیر مستقل

 

متغیر وابسته

آماره

بی‏نظمی فیزیکی

بی‏نظمی اجتماعی

بی‏نظمی

ضعف مشارکت ذهنی

ضریب همبستگی

0.23

0.28

0.27

سطح معناداری

0.00

0.00

0.00

ضعف روابط رسمی

ضریب همبستگی

0.15

0.18

0.17

سطح معناداری

0.01

0.00

0.00

 

ضعف روابط غیر رسمی

ضریب همبستگی

0.16

0.25

0.21

 

سطح معناداری

0.00

0.00

0.00

بی اعتمادی اجتماعی

ضریب همبستگی

0.143**

0.346**

0.270**

سطح معناداری

0.00

0.00

0.00

 

ضعف کنترل اجتماعی

ضریب همبستگی

0.14

0.25

0.18

 

سطح معناداری

0.00

0.00

0.00

 

احساس آنومی

ضریب همبستگی

0.16

0.27

0.25

 

سطح معناداری

0.00

0.00

0.00

           

 

 

جدول فوق بیانگر آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل تحقیق و متغیر بی‏نظمی و ابعاد آن است. همان‏گونه که از جدول بر می‏آید رابطه بین همه متغیرهای مستقل با بی‏نظمی و ابعاد آن معنی‏دار بوده و جهت آن نیز مستقیم می‏باشد. این بدان معنیست که با افزایش ضعف در ابعاد سرمایه اجتماعی بی‏نظمی در دو بعد اجتماعی و فیزیکی نیز افزایش خواهد یافت. همچنین در رابطه با ابعاد بی‏نظمی هم باید گفت که شدت رابطه مؤلفه‏های فرسایش سرمایه اجتماعی با بی‏نظمی اجتماعی بیشتر از بی‏نظمی فیزیکی است. که البته این نتیجه با میزان بالاتر بی‏نظمی اجتماعی نسبت به بی‏نظمی فیزیکی سازگار است.

 

آزمون مدل

همان‏گونه که آمد در این تحقیق برای آزمون مدل نظری تحقیق از نرم‏افزار AMOS استفاده شده است. این نرم‏افزار به عنوان یکی از نرم‏افزارهای معادله ساختاری مطرح است. مدل ساختاری روشی برای آزمون مدل نظری است. بر این اساس برای کاربرد این تکنیک نیاز است تا محقق مدل نظری پیش فرض داشته باشد. در این تکنیک تلاش می شود تا میزان برازش مدل نظری نسبت به داده‏های نمونه‏ای سنجیده شود. در مدل زیر متغیر فرسایش سرمایه اجتماعی به‏عنوان مدل مرتبه دوم مورد تحلیل قرار گرفت. این متغیر از طریق دو بعد سرمایه اجتماعی عینی و ذهنی مورد سنجش قرار گرفته است. همان‏گونه که در مدل آمده است ضریب Beta رابطه بین فرسایش سرمایه اجتماعی و ابعاد آن و بی‏نظمی و ابعاد آن 62/0 است. این بدان معناست که هرچه سرمایه اجتماعی در جامعه از فرسایش بیشتری برخوردار باشد بی‏نظمی در جامعه نیز بیشتر خواهد بود. طبعا افزایش سرمایه اجتماعی جدید موجب افزایش نظم در جامعه خواهد شد. همان‏گونه که از مدل بر می‏آید سازه فرسایش سرمایه اجتماعی توانسته است 39 درصد از تغییرات بی‏نظمی را مورد تبیین قرار دهد.

 

 

 

DF=18      x2: 25.86      sig= 0/10    RMSEA=0.03    R2=0.39

مدل تجربی (2) مدل ساختاری روابط بین فرسایش سرمایه‏اجتماعی و بی‏نظمی

 

 

آماره‏های برازش در معادله ساختاری نشان می‏دهند که آیا مدل نظری با داده‏های نمونه‏ای تناسب دارد یا خیر. همان‏گونه که در بالا آمده است آماره کای اسکوئر معنی‏دار نیست که این بیانگر برازش مدل تجربی بالاست. بدین معنا که تفاوت آن‏چنانی بین داده‏های نمونه‏ای و داده‏های تولید شده توسط مدل تحلیلی وجود ندارد. همچنین نتایج آماره ریشه دوم میانگین مربعات خطای برآورد RMSEA = 0/03 در محدوده قابل قبول قرار دارد. همه آماره‏های برازش تطبیقی و مقتصد همان‏گونه که در جدول شماره (5) آمده است در محدوده قابل قبول قرار دارند. کلاً این آماره‏ها نشان می‏دهند که مدل نظری ما توسط داده‏های نمونه‏ای مورد حمایت قرار گرفته است. 


 

جدول شماره(5) آماره‏های برازش ‌مدل ساختاری فرسایش سرمایه اجتماعی و بی‏نظمی

PCFI

PNFI

NFI

RFI

IFI

CFI

x2/df

0.63

.62

0.96

0.94

0.98

0.98

1.43

 


بحث و نتیجه‏گیری

یکی از آسیب‏های جدی‏ای که جامعه ایرانی با آن مواجه است بی‏نظمی در حوزه‏های مختلف است. مساله بی‏نظمی که به‏صورت اجتماعی و فیزیکی در جامعه نمایان است تحت تأثیر عوامل مختلف صورت می‏گیرد. در این پژوهش که بر روی 400 نفر از شهروندان شهر تهران انجام شده است، کوشش شد تأثیر فرسایش سرمایه اجتماعی بر بی‏نظمی بررسی شود. در سال‏های اخیر نظریه سرمایه اجتماعی به‏طور فزاینده‏ای بوسیله جرم‏شناسان برای مطالعه انحراف و جرم مورد استفاده قرار گرفته است: سرمایه اجتماعی و خطر انحراف مجدد (Liu, 1999)، سرمایه اجتماعی، جرم و ماهیت انسانی (Savage & Kanazavel, 2002)، سرمایه اجتماعی در میان زنان مجرم (Reising et al., 2002)، سرمایه اجتماعی و انسجام مجدد مجرمان (Bazemore & Erbe, 2003)، سرمایه اجتماعی و عدالت کیفری در جهان در حال تغییر (Faulkner, 2003)، ابعاد سرمایه اجتماعی و میزان آدمکشی (Messner et al., 2004) و سرمایه اجتماعی و مجازات جسمی در مدارس (Owen, 2005)، سرمایه اجتماعی و انحراف نوجوانان (Salmi & Kivivori, 2006)، ترس از جرم و سرمایه اجتماعی (Ferguson & Mindel, 2007). اینها نمونه‏هایی از تحقیقاتی است که با استفاده از نظریه سرمایه اجتماعی برای تحلیل انحراف انجام شده است. اساس همه این مطالعات آن است که عدم شکل‏گیری یا ضعف سرمایه اجتماعی جدید موجب انحراف افراد از قوانین و هنجارهای اجتماعی در جامعه می‏گردد. این نشان‏دهنده آن است که امروزه سرمایه اجتماعی جایگاه مهمی را در تحلیل مسائل اجتماعی‏، انحراف و بی‏نظمی در جامعه‏شناسی پیدا کرده است. بر این اساس بی‏نظمی را می‏توان از طریق این نظریه مورد تحلیل قرار داد. به زعم اسکوگان، بی‌نظمی اجتماعی می‌تواند فرسایش ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و همچنین بهم‏ریختگی ظاهر محیط را منجر شود. به زعم ایشان، فقدان نظم و کنترل اجتماعی مترادف با مفهوم بی‌نظمی است (Skogan, 1990). از نظر او نشانه‏های بی‏نظمی عبارتند از نشانه‏های اجتماعی و فیزیکی. بر همین اساس در این تحقیق بی‏نظمی به‏عنوان سازه‏ای در دو بعد اجتماعی و فیزیکی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بی‏نظمی در نمونه مورد مطالعه در حد متوسط بوده است. هرچند بی‏نظمی اجتماعی بیشتر از بی‏نظمی فیزیکی بوده است. که این با نتیجه تحقیق احمدی (1393) سازگار است.

مهم‌ترین فرضیه تحقیق این است که ضعف پیوندهای ذهنی و عینی یا به عبارتی، ضعف رابطه فرد با جامعه (اختلال رابطه‌ای) باعث فرسایش سرمایه اجتماعی می‏شود،که این امر عامل مهمی در به وجود آمدن بی‌نظمی اجتماعی- فیزیکی در سطح اجتماع می‏شود. همان‏طور که در تحلیل دو متغیره آمد، رابطه بین متغیرهای ضعف مشارکت ذهنی، ضعف اعتماد اجتماعی و احساس آنومی و بی‏نظمی فیزیکی- اجتماعی مثبت و مستقیم است. بدین معنی که هرچه فرسایش سرمایه اجتماعی ذهنی بالاتر رود میزان بی‏نظمی در جامعه نیز بیشتر خواهد شد. تأثیر این متغیرها بر بی‏نظمی در تحقیق پاکارد[7] (2013) هم مورد تائید قرار گرفت. همچنین بین متغیرهای ضعف کنترل اجتماعی، ضعف روابط رسمی و ضعف روابط غیر رسمی و بی‏نظمی فیزیکی- اجتماعی رابطه‏ای مستقیم و مثبت وجود دارد. به عبارت دیگر هر چه میزان فرسایش اجتماعی عینی در جامعه افزایش یابد بی‏نظمی نیز در جامعه افزایش می‏یابد. تأثیر این متغیرها بر بی‏نظمی در تحقیقات دیگر هم مورد تائید قرار گرفت (فیروزجائیان، 1395؛ صادقی، 1393 و احمدی، 1393).

همچنین مدل معادله ساختاری بیانگر آن است­ که فرسایش سرمایه اجتماعی به‏عنوان فرضیه اصلی تحقیق تأثیر مثبت و افزایشی بر بی‏نظمی دارد که نتیجه با نتیجه تحقیق مارک کوشنیگ و همکارانش (2014) سازگار است. همان‏گونه که آمد سرمایه اجتماعی به‏عنوان سیمان انسجام اجتماعی در جامعه عمل می‏کند که این خود موجب برقراری نظم در حوزه‏های مختلف خواهد شد. طبعا زمانی که سرمایه اجتماعی از وضعیت مطلوبی در جامعه برخوردار نباشد انحرافات اجتماعی زمینه ظهور در جامعه پیدا می‏کند. در این وضعیت انحرافات و حتی جرائم سطوح خرد تا کلان جامعه را دربر می‏گیرد (چلبی و همکاران، 1383 و فیروزجائیان، 1392). در عین حال تقویت مؤلفه‏های سرمایه اجتماعی موجب پایبندی بیشتر افراد جامعه به هنجارهای اجتماعی می‏گردد. که این موضوع به مانند این تحقیق در مطالعه ابراهیمی و همکاران (1395) در رابطه با رفتار گردشگران و صادقی فسائی (1393) در رابطه با رفتار شهروندان تهرانی تائید شده است.

جوامع توسعه یافته جوامعی هستند که سرمایه اجتماعی برون گروهی در آنها از قدرت و کیفیت بالایی برخوردار است (Woolcock, 1998; Zaheer, 1998; Maeda & Miyahara, 2003; Grange, 2003). چرا که به تعبیر پاتنام هرچه سرمایه اجتماعی برون گروهی تقویت شود شهروندان تمایل به مشارکت بیشتری در عرصه‏های اجتماعی دارند. اما فرسایش سرمایه اجتماعی برون گروهی و تقویت سرمایه اجتماعی درون گروهی موجب فردگرایی و گروه‏گرایی در جامعه شده که این خود موجب تخطی از هنجارهای اجتماعی توسط افراد می‏شود. براین اساس لازم است تا نهادهای متولی جهت افزایش و تقویت نظم در جامعه در دو جهت عمل کنند؛ ابتدا تقویت سرمایه اجتماعی عینی از طریق تقویت کنترل اجتماعی (احمدی و همکاران، 1393) و گسترش برنامه‏های مشارکت جویانه در جامعه.در این راستا می‏توان در غالب پلیس محله زمینه مشارکت افراد محله را در برقراری نظم اجتماعی-فیزیکی فراهم کرد (عنبری و فیروزجائیان، 1388 :138). همچنین تقویت و حمایت از رفتارهای مشارکت جویانه سازمان‏های غیر دولتی (مثلا سازمان‏های زیست محیطی و انجمن‏های محلی) زمینه ساز مشارکت جمع‏گرایانه در جامعه فراهم شود. دیگر اینکه نهادهای متولی از طریق برنامه‏های اعتماد سازی در جامعه و تقویت هنجارهای اجتماعی (مثلا در قالب برنامه‏های صدا و سیما و آموزش و پرورش) گرایش به شهروندمداری را در جامعه گسترش دهند و از طریق تقویت احساس امنیت (غفاری، 1390) سرمایه اجتماعی ذهنی نیز در جامعه تقویت خواهد شد. طبعا با تقویت سرمایه اجتماعی در جامعه زمینه برای نظم اجتماعی نیز فراهم خواهد شد. چرا که شهروندانی که تعلق و پیوند اجتماعی بیشتری داشته باشند کمتر در خلاف هنجارهای اجتماعی عمل خواهند کرد. و این نظم اجتماعی و توسعه را نتیجه خواهد داد. چرا که امروزه سرمایه اجتماعی بستری برای توسعه اقتصادی و اجتماعی بخصوص در کلانشهرهاست (فیروزآبادی و ایمانی جاجرمی، 1385). این تحقیق با مشکلات چند در اجرا مواجه بوده که مهم‏ترین آن کمبود مطالعات داخلی در حوزه نظم اجتماعی و همچنین گردآوری داده بوده است.تلاش شده است تا ضمن استفاده از ادبیات موجود مبنایی برای مطالعات آتی در این حوزه فراهم شود. محقق طولانی شدن زمان گردآوری داده را جهت دریافت اطلاعات دقیق ترجیح داده است.



[1]Skogan

[2]Keuschnigg and Tobias

[3]Hill et al.

[4]Packard et al.

[5]Cadena et al.

[6] Jeb et al.

[7]Packard et al.

ابراهیمی، ق.؛ جان‏محمدی، و. و اندرواژ، ف. (1395). «تحلیل جامعه‏شناختی پایبندی گردشگران به هنجارهای اجتماعی»، فصلنامه برنامه‏ریزی و توسعه گردشگری، ش 16، ص 178-168.

ارزش‏ها و نگرش‏های ایرانیان. (1381). یافته‏های پیمایش در 28استان کشور، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

احمدی، س. و دیگران. (۱۳۹۳). «بررسی رابطه میزان کنترل اجتماعی و بی‌نظمی در بین شهروندان شهر دهدشت»،پژوهش­های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، سال سوم، ش 2، ص 44-35.

امیرکافی، م. (1380). «اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن»، نمایه پژوهش، ش 18، ص 10-42.

ایسپا (مرکز افکار سنجی دانشجویان). (1381). بررسی نگرش شهروندان تهرانی در مورد قانون و مسائل آن در جامعه، جهاد دانشگاهی، گزارش تحقیقاتی

ایسپا (مرکز افکار سنجی دانشجویان). (1384). بررسی نگرش شهروندان چند شهر کشور پیرامون قانون و مسائل آن در جامعه، جهاد دانشگاهی، گزارش تحقیقاتی.

ایسپا(مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران). (1385). کندوکاوهایی در باورها و نگرش‏های جامعه ایرانی، تهران: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی.

پاتنام، ر. (1384). جامعه برخوردار، سرمایه اجتماعی و زندگی عمومی در سرمایه اجتماعی، به کوشش کیان تاجبخش، تهران: نشر شیرازه.

پاتنام، ر. (1380). دموکراسی و سنت های مدنی، ترجمه: محمد تقی دلفروز، تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور.

تاجبخش، کیان. (۱۳۸۴). سرمایه اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه، تهران: نشر شیرازه.

دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. (1385).طرح ملی سنجش سرمایه اجتماعی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران.

دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. (1385). طرح ملی سنجش سرمایه اجتماعی جوانان ایران، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران.

دینی ترکمانی، ع. (1385). «تبیین افول سرمایه اجتماعی»، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال ششم، ش 23، ص24-48.

رفیع‌پور، ف. (1387). آنومی یا آشفتگی اجتماعی، پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در شهر، تهران: سروش.

سعادت، ر. (1385). «تخمین سطح و توزیع سرمایه اجتماعی استان‏ها»،فصلنامه رفاه اجتماعی، سال ششم، ش23، ص173-196

شارع‏پور، م. (1380). «فرسایش سرمایه اجتماعی و پیامدهای آن»، نامه انجمن جامعه‏شناسی ایران، ش3، ص101-112.

صادقی‏فسایی، س. و امینیان، ا. (1393). «تحلیل جامعه‏شناختی نظم اجتماعی با توجه به انواع هنجارگرایی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن»، ماهنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دوره 3، ش 2، ص285-310.

جلائی‏پور، ح. (1385). «فروپاشی یا آشفتگی اجتماعی در ایران 1376-1384»، مجله جامعه شناسی ایران، دوره هفتم، ش 3، ص75-59.

چلبی، م. و مبارکی، م. (1383). «تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و جرم در سطوح خرد و کلان»، مجله جامعه‌شناسی ایران، دوره ششم، ش2، ص 44-3.

چلبی، م. (1375). جامعه‏شناسی نظم، تهران: نشر نی.

عبداللهی، م. و موسوی، م. (1386). سرمایه اجتماعی در ایران؛ وضعیت موجود، دورنمای آینده و امکان‏شناسی گذار»، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال ششم، ش 25، ص234-195.

عباس‏زاده، م. علیزاده‏اقدم، م. و بناب، ر. (1391). «بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و آنومی اجتماعی»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دوره اول، ش1، ص145-172.

عنبری، م. و فیروزجائیان، ع. (1388). «مشارکت امنیتی و انتظام مشارکتی، بررسی تجارب و زمینه‏های مشارکت مردمی در تامین نظم و امنیت (با تاکید بر ایران)»، فصلنامه نظم و امنیت انتظامی، ش 2، ص95-59

غفاری، غ. (1390). سرمایه اجتماعی و امنیت انتظامی، برای سازمان تحقیقات و مطالعات ناجا، تهران: انتشارات جامعه‏شناسان.

فیروزآبادی، ا. و ایمانی جارجرمی، ح. (1385). «سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی-اجتماعی در کلان شهر تهران»، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال ششم، ش 23، ص225-197.

فیروزجائیان، ع. (1386) فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه ارزشها و هنجارهای اجتماعی، طرح پژوهشی، دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی.

فیروزجائیان، ع. و علی‏بابایی، ی. (1392). «فرسایش سرمایه اجتماعی و قانون گریزی در شهر تهران»، مجله جامعه‏شناسی ایران، دوره چهاردهم، ش 1، ص 128-159.

فیروزجائیان، ع. غلامرضازاده، ف. (1395).«تحلیل عوامل مؤثر بر بی نظمی اجتماعی (با تأکید بر رفتار زباله پراکنی)»، فصلنامه جامعه‏شناسی کاربردی، ش 61، ص112-95

فوکویاما، ف. (1379). پایان نظم، سرمایه اجتماعی و حفظ آن، ترجمه: غلام عباس توسلی، تهران: جامعه ایرانیان

فوکویاما، ف. (1384). سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی، در سرمایه اجتماعی، به کوشش کیان‏تاجبخش، تهران: نشر شیرازه

قدوسی، ح. ( 1384). رابطه سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی از منظر نهادگرایی، در سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی، مریم شریفیان، تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

گودرزی، م. (۱۳۸۷). گرایش‌های فرهنگی و نگرش‌های اجتماعی ایرانیان (کل کشور)، یافته‌های پیمایش ملی تحولات فرهنگی ۱۳۸۳، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.

موسوی‏خامنه، م. و حسن‏پور درودگر، ز. (1391). «بررسی تحلیلی - تطبیقی سرمایه اجتماعی در محله‏های مساعد و نامساعد شهرتهران»، مسایل اجتماعی ایران، سال سوم، ش 6، ص203 - 228

ناطق‏پور، م. و فیروزآبادی، ا. (1384). «سرمایه اجتماعی و عوامل مؤثر بر شکل‏گیری آن در شهر تهران»، مجله جامعه‏شناسی ایران، دوره 6، ش 4، ص 59- 91.

Bazemore, G. & Carsten, E. (2003) "Operationalization the Community Variable in Offender Reintegration: Theory and Practice for Developing Intervention Social Capital". Youth Violence and Juvenile Justice, 1(x): 246-275.

Dowley, K. Brian, M. Silver, D. (2000) "Social Capital, Ethnicity and Support for Democracy in the Post-Communist States". Europs-Asia Studies, 54(4):505-527.

Faulkner, D. (2003) "Taking Citizenship Seriously: Social Capital and Criminal Justice in A Changing World". Criminal Justice, 3(3): 287-315.

Ferguson, K. M. & Mindel, C.H. (2007) "Modeling Fear of Crime in Dallas's Neighborhoods: A Test of Social Capital Theory". Crime & Delinqency. 53(2): 322-349.

Fukuyama, F. (1997) Social capital. The Tanner lectures on human values. Delivered at Brasenose college oxford. May 12, 14 and 15.

Fukuyama, F. (1999) The great disruption: human nature and the reconstitution of social order. New York, the free press.

Fukuyama, F. (2001) "Social capital, civil society and development". Third World Quarterly, 1:7-20.

Jeb, A. & Amy, F. & Sean, P. (2009) "Social Control- Serious Delinquency and Risky Behavior", Journal of Crime & Delinquency, 54:423- 456.

Grange, Lesley Le. (2003) "The Role of (dis) Trust in a (Trans) National Higher Education Development Project". Higher Education. 46(4):491-505.

Hall, P.A. (1999) "Social Capital in Britain". British Journal of Political Science, 29: 417-461.

Hill, Jessica, Thomas V. Pollet and Daniel Nettle. (2014) Disorder affects judgments about a neighborhood: police presence does not. PeerJ2:e287. pp:1-18.

Keuschnigg, M. and Tobias, W. (2014) Disorder, Social Capital, and Norm Violation: Three Field Experiments on the Broken Windows Thesis, Department of Sociology, LMU Munich, Germany, D-GESS, ETH Zurich, Switzerland

Letki, N. (2004) "Socialization for Participation? Trust, Membership and Democratization in East-Critical Europe". Political Research Quarterly, 57(4):665-679. 

Letki, N. (2003) Investigating the roots civic morality; Trust, social capital and institutional performance, department of political science. Collegium Civitas. Poland.

Liu, J. (1999) "Social Capital and Covariates of Reoffending Risk in the Chinese Context". International Criminal Justice Review. 9: 39-55.

Maeda, Y. and Makota, M. (2003) "Determinants of Trust in industry, Government and citizen s groups in Japan". Risk Analysis. 23(2):303-310.

Messner, Steven. F. ericp.Baumer; Richard Rosenfeild. (2004). Dimensions of social capital and rate of criminal homicide. American sociological Reviw.vol.69.no.6.pp:882-903.

Norris, P. (1996) "Does Television Erode Social Capital? A Reply to Putnam", Ps: Political Science and Politics, 29(3):474-480.

Owen, S. (2005) "The Relation Between Social and Corporal Punishment in School: A Theoretical Inquiry". Youth & Society. 37(1): 85-112.

Packard, J. Callaway, L. Dorris, C. & Suhr, E. (2013) "Social Ties, Perceptions of Disorder and Distress: a Qualitative Examination of the Protective Effects of Social Capital in Neighborhoods". International and Multidisciplinary Journal of Social Sciences, 2(1): 27-51.

Paxton, P. (1999) "Is Social Capital Declining in the United States? A Multiple Indicator Assessment". American Journal of Sociology. 105(1):88-127.

Putnam, R. (1995) "American Declining Social Capital", Journal of Democracy, 6(1): 65-78.

Putnam, R. (1995) "Tuning in, Tuning Out: The Strange Disappearance of Social Capital in America". PS: Political Science and Politics, 28(40):664-683.

Putnam, R. (1999) "Civic disengagement in contemporary America, in Government an Opposition, 36(2):135 - 156· 

Putnam, R. (2001) "Social Capital; Measurement and Consequence", Isuma: Canadian Journal of Policy Research [Internet]. 2: 41-51.

Putnam, R. (2001) Bowling Alone: The collapse and Revival of American community. simon & Schuster press. New York.

Reising, M. P. Moltfreter, K. & Morash, M. (2002) "Social Capital Among Women Offenders: Examining the Distribution of Social Networks and Resources". Journal of Contemporary Criminal Hustice. 18(2):167-187.

Salmi, V. & Kivivori, J. (2006) "The Association Between Social Capital and Juvenile Crime; The Role of Individual and Structural Factors". European Journal of Criminology. 3: 123-148.

Savage, J. & Satoshi, K. (2002) "Social Capital, Crime and Human Nature". Journal of Contemporary Criminal Justice. 18(2): 188-211.

Skogan, W. G. (1990) Disorder and Decline: Crime and the Spiral of Decay in American Cities, New York: Free Press.

Wilson, J. (2001) "Review: Dr Putnam's social lubricant: Bowling Alone: The collapse and Revival of American community by Robert". D. Putnam. Contemporary Sociology. 30(3):225-227.

Woolcock, M. (1998) "Social Capital And Economic Development: Towards A Theoretical Synthesis and Policy Framework", Theory and Society. 27:151-208.

Zaheer, A. (1998) "Does Trust Matter? Exploring the Effect of Inter Organizational and Interpersonal Trust on Performance", Organization Science, 9(2): 141-159.