بررسی نقش افراد تبعیدی بر احساس امنیت شهروندان شهر ایذه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه آموزشی علوم اجتماعی، ساختمان نبوت، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد

2 جامعه شناسی دانشگاه یزد ایران

چکیده

امنیت از مهم‌‌ترین نیاز‌‌های بشری و دلیل اصلی او برای دوری از تنهایی و روی‌آوردن به زندگی جمعی است. این پژوهش با هدف سنجش میزان احساس امنیت شهروندان شهر ایذه با تأکید بر نقش افراد تبعیدی‌‌ انجام و در آن از نظریات امنیت اجتماعی، کنترل اجتماعی و پیوند اجتماعی برای تبیین استفاده شده است. تعداد 384 نفر از شهروندان به‌منزلۀ حجم نمونه، با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری دومرحله‌‌ای سیستماتیک و تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع‌‌آوری اطلاعات پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته است که اعتبار آن با استفاده از محتوا و پایایی آن با محاسبۀ آلفای کرونباخ سنجیده شده است. یافته‌‌های پژوهش نشان می‌‌دهند میزان احساس امنیت در نواحی 5گانۀ شهری متفاوت است. بین حضور تبعیدی‌‌ها در شهر و احساس امنیت رابطه وجود دارد. بین جنسیت، تحصیلات و درآمد با احساس امنیت رابطۀ معناداری وجود دارد. همچنین بین نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها و احساس امنیت همبستگی منفی وجود دارد؛ اما این رابطه ازنظر آماری معنادار نیست. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد متغیرهای جنس، درآمد، تحصیلات و نوع محله و حضور تبعیدی‌‌ها در محله حدود 10 درصد از تغییرات احساس امنیت در این شهر را تبیین می‌‌کنند. انتخاب شهر‌‌ها برای تبعیدگاه بودن نتایج ناخوشایندی برای آن شهر دارد که یکی از آنها کاهش احساس امنیت شهروندان است؛ ولی متأسفانه قانون‌گذار کمتر به این امر توجه کرده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Survey of the Role of Exiles on the Sense of Security of Citizens in Izeh City

نویسندگان [English]

  • akbar zare shahabadi 1
  • mehran bondori 2
1 Department sociology, Faculty socio, university yazd, country Iran
2 Sociology of Yazd University of Iran
چکیده [English]

Introduction
Security is one of the most important human needs and the main reason for tendency of humans to group living. It seems that in Iran society, especially provinces and cities that face many damages with imbalance development of cultural and economic status, if we leave aside the security created by police and military force, we have bad and unfavorable conditions in the other security dimensions (financial, occupational, judicial, …). Establishing security in the cities such as Izeh has special difficulties. Because the population context of this city is made up of low and weak levels, and since their income rate is trivial and the unemployment rate is high, Izeh city is located in the arrowhead of economic and social pathology due to the above conditions.  Also, in the city of Izeh, tribal disagreements and street ware fare tag-rag have made it hard to maintain the security of the city. But what seems to affect the security of the city is the name of Izeh in the list of Iranian exile cities. In such a way, in the time periods 2011-2013 and 2017-2018, the number of 650 people were exiled from different cities to Izeh city, only in the first half of  2018, 53 people were exiled to Izeh city. All in all, it can be said that Izeh city, due to the lack of growth and economic development, the high amount of poverty, joblessness, tribal conflict and thugs’ conflicts has insecurity conditions and the presence of the exiled people has the role of facilitator in increasing crimes and conflicts so it leads to the reduction of security in the city. According to the above subjects, the significance and necessity of studying the role of the exilic people in the citizen security feeling is determined and the main goal of the research is assessing the rate of citizen security feeling as well as examining the presence of the exilic people and the roles they have in the rate of security feeling of Izeh citizen.
 



Material and Methods
This research is survey in terms of implementation, is analytical in terms of method, and is applied in terms of goal. The number of 384 people from citizen were selected as volume size, by using Cochran formula and by two-step systematic and randomly sampling and method. The data collection tool is a researcher-made questionnaire that its validity is assessed by content and its reliability is assessed by Cronbach alpha. SPSS software and statistics tests, T, F, Pearson correlation coefficient and multivariable regression are used for statistical analysis.
 
Discussion of Results and Conclusion
The findings of the research show that the rate of security feeling in the 5 areas of city is different. There is a relationship between the presence of exiles in the city and sense of security. There is significant relationship among genders, education, and income with security feeling. Also, there is negative correlation between people attitude toward exiles and security feeling but this relationship was not statistically significant. Multivariable regression analysis show that gender, income, education variables and the type of neighbor and the presence of exiles in the neighborhood explain about 10% the security feeling changes in this city. The city selection for exile places has the unfavorable results for this city and one of them is the reduction of security feeling in citizens that unfortunately, legislators pay less attention to it.
According to the obtained results, it can be concluded that Izeh city was deleted from the list of exiled cities because of its special situation. And considering the present period of communication, exile does not have the former efficiency, other sentences substitute for this sentence. If legislators insist on issues such as sentence, before issuing the sentence, they should think about the criminal’s job and other needs in the exiled places until the criminals for satisfying the needs of exiles. If they want to issue the exiled sentence, they should select a city as exiled place with the less crime and sins not the cities that are exposed to the different types of damages and deviations. Regarding the research theories that define a separate and distinct identity from the exiles and sometimes contrast with native’s identity which leads to separation, disparate and insecurity in these cities. So, it is necessary to do special cultural activities in the direction of coordination and harmony of culture and identity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Security
  • Security Feeling
  • Citizen
  • Exile
  • Izeh

مقدمه و بیان مسئله

انسان‌‌ها در طول تاریخ همواره در جستجوی شرایط امن و بدون خطر به سر برده‌اند و راه‌‌های مختلفی را برای دست‌یابی به آن آزموده‌‌اند (انتظاری و همکاران، 1394: 8). شاید غارنشینی انسان‌‌های اولیه به‌منزلۀ نخستین تحول زندگی انسان روی کره زمین، در پی این نیاز بوده است تا مأوا و مأمنی برای دوری از خطرات دائمی زندگی ایجاد کند (غضنفری و قاسمی‌‌کیا، 1394: 168). انسان امروزی نیز به‌دنبال عصر صنعتی‌شدن، سرعت و فناوری، رؤیای برتری بر همنوعان و جهان پیرامون خود را ازطریق وسایل پیشرفتۀ نظامی و اتمی در سر می‌‌پروراند (بشارتی‌فرد، 1396: 66). تلاش انسان در طول تاریخ نشان‌دهندۀ تکاپوی انسان برای دست‎‌یابی به امنیت است.

برخی دانشمندان حوزۀ مطالعات امنیتی، توجه به امنیت را قبل از وجود اجتماع‌‌های بشری دانسته‌‌اند و حتی دلیل اصلی دست‌شستن بشر از آزادی و زندگی طبیعی فردی و تن‌دادن به زیست جمعی و به تعبیری به وجود آمدن اجتماع‌‌ها را نیاز بشر به امنیت دانسته‌‌اند (زنگی‌آبادی و زنگنه، 1390: 42). بشر با تجمع و تشکیل جامعه، بستری نو برای تهدید امنیت خود فراهم کرد که از زندگی جمعی او ناشی می‌‌شد؛ او که برای فرار از ناامنی و دست‎یابی به احساس امنیت جامعه را تشکیل داده بود، به‌زودی دریافت که این بار امنیتش تنها ازسوی طبیعت و عوامل طبیعی تهدید نمی‌شود؛ بلکه ازسوی انسان‌‌ها و عوامل گوناگون اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز تهدید می‌‌شود؛ ازاین‌رو، دغدغۀ همیشگی او برای دست‌یابی به احساس امنیت در مقولۀ جدیدی با عنوان «احساس امنیت اجتماعی» ظهور کرد (نبوی و همکاران، 1389: 74).

امروزه ضرورت و اهمیت امنیت در حوزه‌‌های مختلف بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا نبودن امنیت می‌تواند بر همۀ امکانات زندگی تأثیر بگذارد (عطارزاده، 1387: 13). دربارۀ اهمیت امنیت همین بس که برخی صاحب‌نظران این عرصه آن را حتی از نیازهای زیستی ضروری‌‌تر می‌‌دانند و معتقدند اگر امنیت نباشد نمی‌‌توان حتی نیاز‌‌های فیزیولوژیک و زیستی را نیز برطرف کرد (حبیب‌زاده و رجبی‌ویسرودی، 1393: 47). بی‌‌تردید هیچ عنصری برای پیشرفت، توسعه، تکامل جامعه و شکوفایی استعداد‌‌ها، از عنصر امنیت و تأمین امنیت و آرامش در جامعه مهم‌‌تر نیست و توسعۀ اجتماعی، خلاقیت و تحرک اجتماعی اثربخش، در سایۀ امنیت اجتماعی میسر است (خورشیدی و همکاران، 1392: 46). احساس امنیت زمینۀ مشارکت اجتماعی افراد را فراهم و از این طریق راه را برای توسعه هموار می‌‌‌کند (دسترنج، 1393: 151). احساس ناامنی در جامعه، موجب کاهش سطح بهداشت روانی می‌شود و تحقق این ناامنی، سلب اعتماد اجتماعی را پدید می‌‌آورد. در چنین شرایطی، جامعه دچار گسست‌‌هایی در شبکۀ روابط اجتماعی می‌‌شود؛ درواقع، احساس ناامنی سبب به وجود آمدن تنش، اضطراب، بی‌‌قراری و حتی بیماری‌‌های روانی خواهد شد. نبودن احساس ناامنی در جامعه سبب می‌‌شود افراد از حوزۀ عمومی کناره‌‌گیری کنند و زندگی و فعالیت‌‌های خود را در ترس و انزوا ادامه دهند. بدون شک در چنین شرایطی امکان تحقق آرمان‌‌ها و اهداف و تحولات مثبت جامعه محقق نمی‌شود و رشد و اعتلای آن از حد یک برنامه‌‌ریزی فراتر نخواهد رفت (میرزایی و حسنوند، 1391: 135).

از مدت‌‌ها پیش و در پی گسترش برخی ناهنجاری‌‌های اجتماعی همچون اقدامات شرارت‌بار در برخی صحنه‌‌ها و مزاحمت برای نوامیس مردم، وقوع صحنه‌‌های خشونت‌بار و تعرض افراد ماجراجو و شرور، حرکت‌‌های سازمان‌یافته برای گسترش مفاسد اجتماعی و دام‌گستردن برای کشاندن دختران و پسران جامعه به کام فساد، سرقت‌‌های مسلحانه و خیابانی، اشاعۀ اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، نا‌‌‌‌امن‌کردن اماکن تفریحی و بوستان‌‌ها و پارک‌‌ها برای خانواده‌‌ها، پدیدۀ زنان خیابانی و... نمود‌‌های تازه‌‌ای از نبودن امنیت در جامعه بروز کرده است (احمدی‌‎موسوی و همکاران، 1394: 76). برخی نظرسنجی‌‌ها مانند نظرخواهی افکارسنجی دانشجویان ایران، نشان می‌دهد 81 درصد از ایرانیان به‌گونه‌‌ای احساس ناامنی می‌‌کنند (زارع‌شاه‌آبادی و ترکان، 1394: 105).

به نظر می‌‌رسد در جامعۀ ایران به‌ویژه استان‌‌ها و شهر‌‌هایی که از توسعۀ نامتوازن اقتصادی و فرهنگی آسیب بسیاری دیده‌‌اند، اگر امنیت ایجادشده به‌وسیلۀ پلیس و نیرو‌‌های نظامی را کنار بگذاریم، در سایر ابعاد امنیت (مالی، شغلی، قضایی و...) به‌شدت وضعیت نابسامان و پایینی وجود دارد. برای مثال نبود چشم‌انداز روشن اقتصادی به‌دلیل تورم، رکود اقتصادی، تعطیلی بسیاری از کارخانه‌‌ها و شرکت‌‌ها و کشمکش‌‌ها و نزاع‌‌های سیاسی داخلی و خارجی، بسیاری از جمعیت ما را با امنیت مالی و شغلی پایین روبه‎‌رو کرده است. به‌گونه‌‌ای که آخرین آمار بیکاری تابستان 1397 نشان می‌‌دهد میزان بیکاری جوانان ۱۵ تا 29 ساله به ۵/۲۵ درصد رسیده است (درگاه مرکز آمار ایران). یا به‌دلیل کمبود و پایین‌بودن ایمنی جاده‌‌ها، شهروندان ما امنیت جانی پایینی دارند. به‌گونه‌‌ای که در شش ماه نخست سال ۱۳۹۷ تعداد کشته‌‌های حوادث ترافیکی و جاده‌‌ای کشور به ۸۸۴۱ نفر رسیده است و همین آمار در پایان سال ۱۳۹۶ برابر با ۱۵ هزار ۹۳۲ نفر بوده است (درگاه سازمان پزشکی قانونی). همچنین به‌دلیل وجود تبعیض‌‌ها و پارتی‌بازی‌‌های گسترده در اداره‌ها، امنیت حقوقی افراد نادیده گرفته و حقوق افراد تضییع می‌شود.

برقراری امنیت در شهرهایی مانند ایذه دشواری خاصی دارد؛ زیرا بافت جمعیتی این شهر بیشتر از طبقۀ پایین و فرودست تشکیل شده است که سطح درآمدی آنها ناچیز و میزان بیکاری آنها بسیار بالاست. همۀ این شرایط شهر ایذه را در نوک پیکان آسیب‌‌های اجتماعی و فرهنگی قرار داده است. همچنین در شهر ایذه مسئلۀ اختلافات طایفه‌‌ای، درگیری‌‌های خیابانی اراذل و اوباش، حفظ و برقراری امنیت شهر را تاحدودی سخت کرده است. برای مثال در سال 1383 به‌واسطۀ اختلافات طایفه‌‌ای که در زمان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی رخ داد، 3 نفر در درگیری‌‌های بین‌طایفه‌‌ای کشته شدند (سجادیان و همکاران، 1394: 62)؛ اما آنچه علاوه بر همۀ این مسائل بر امنیت شهر تأثیر گذاشته است، قرارگرفتن نام ایذه در فهرست شهر‌‌های تبعیدی ایران است.

در سال ۱۳۷۷ به موجب دستور قوۀ قضاییه، شهرستان ایذه به‌همراه چندین شهر دیگر به‌منزلۀ یکی از مناطق سکونت اجباری (تبعیدگاه) انتخاب شد و هرساله تعداد بسیاری از مجرمان و محکومان پرونده‌‌های مختلف ازجمله سارقان، فروشندگان مواد مخدر، افراد مرتکب به جرم زنا، افراد مرتکب به ضرب و جرح عمدی با سلاح گرم، مرتکبان به قتل عمد، افراد مرتکب به تظاهر و قدرت‌نمایی، جعل‌کنندگان عنوان‌‌های نظامی، مزاحمان نوامیس، مرتکبان تجاوز به عنف، مجرمان همجنس‌‌گرایی و زندانیان سیاسی و امنیتی[1] را برای گذراندن دورۀ تبعیدی‌شان به شهرستان ایذه تبعید می‌‌کنند. به‌گونه‌‌ای که قوۀ قضاییه در بازۀ زمانی 1/1/1390 تا ۳۰/4/1397 تعداد 650 نفر از شهر‌‌های مختلف مانند تهران، کرمان، قم، اراک، آذربایجان شرقی، مشهد، شیراز، ارومیه، قزوین، گلستان و ده‌‌ها شهر کوچک و بزرگ را به شهر ایذه تبعید کرده است. تنها در نیمۀ اول سال 1397 تعداد 53 نفر به ایذه تبعید شده‌‌اند. بین این افراد تبعیدشده، مجرمانی وجود دارند که رسانۀ ملی بارها در بخش‌‌های خبری مختلف از آنها با عنوان‌های «جانی، اراذل، اوباش و اخلالگر» نام برده است. بودن اینگونه افراد با هویت‌‌ها و فرهنگ‌‌های مختلف، نارضایتی‌‌هایی را در شهر برافروخته است و به نظر می‌‌رسد وجود چنین افرادی علاوه بر آنکه بازخورد و وجهۀ منفی از شهر را به دید عموم می‌‌گذارد، مجموعه‌ای از حساسیت‌‌ها را هم برانگیخته است و این احتمال وجود دارد که آشنایی این افراد خطرناک با افراد بزهکار بومی، امنیت را در شهر ایذه بیشتر خدشه‌دار کند. در کل می‌‌توان گفت شهر ایذه به‌لحاظ نداشتن رشد و توسعۀ اقتصادی، میزان بسیار بالای فقر، بیکاری گسترده، اختلافات طایفه‌‌ای و درگیری‌‌های اراذل و اوباش، شرایط زمینه‌‌ای ناامنی را دارد و حضور افراد تبعیدی نقش تسهیل‌‌گر در افزایش بزهکاری‌‌ها و درگیری‌‌ها دارد و آنها از این طریق سبب کاهش امنیت در شهر می‌‌شوند. با توجه به مطالب ذکرشده اهمیت و ضرورت چنین پژوهشی دربارۀ نقش افراد تبعیدی در احساس امنیت شهروندان مشخص می‌شود. هدف اصلی پژوهش این است که ضمن سنجش میزان احساس امنیت شهروندان، به این سؤال پاسخ دهد که حضور افراد تبعیدی چه نقشی در میزان احساس امنیت شهروندان شهر ایذه دارد.

 

تاریخچه و پیشینۀ پژوهش

قدمت مفهوم و ماهیت تبعید به زمان ظهور اسلام در قرن ششم میلادی برمی‌‌گردد. با وجود این، در معنای اصطلاحی کاملاً روشن نیست. تبعید در قرآن کریم نیامده است؛ ولی در سورۀ مائده عبارت «ینفوا فی الارض» به‌منزلۀ یکی از مجازات‌‌های محارب آمده است (شاکری و شاهد، ۱۳۹۰: ۳). در حقوق جزا، تعاریف مختلفی برای اصطلاح تبعید ارائه شده است: ۱)تبعید، اخراج مجرم از محل ارتکاب یا از اقامتگاهش است و در صورتی که محل ارتکاب بزه با اقامت فرد متفاوت باشد، دورکردن از هر دو محل به معنای تبعید است (جعفری‌لنگرودی، 1378: 1128). 2) تبعید را بیرون‌راندن کسی از شهر یا آبادی معین، به نقطۀ دیگر از کشور تعریف کرده‌‌اند که غالباً به‌صورت اقامت اجباری در نقطه یا ممنوعیت از اقامت در محل معین اعمال می‌شود (ایمانی، 1383: 112). 3) اخراج و دورکردن مجرم از محل ارتکاب جرم یا اقامتگاه او و اجبار به سکونت در مکان خاصی که ازطرف محاکم انتخاب شده است که فرد محکوم به تبعید، حق خروج از آن مکان بدون اجازۀ ناظران را ندارد یا از اقامت در شهر خود ممنوع و برای مدت معینی به سکونت در محلی دیگر محکوم می‌شود (کلهر و کلهر، 1394: 4).

تبعیدی، شخصی است که به‌دلیل انجام‌دادن یا انجام‌ندادن کاری، حضورش ازنظر سیاسی یا اجتماعی به تشخیص حکومت برای آن محل مضر است و به محل دیگری تبعید می‌‌شود که حکومت تعیین کند و به‌طور عمده تا محل اول فاصله داشته باشد (سادات‌بیدگلی، 1396 ب: 113). تبعیدگاه، محلی است که تبعیدی موظف است مدت محکومیتش به تبعید را در آنجا به سر برد و به‌‌طور معمول از محل ارتکاب جرم فاصله دارد. تبعیدگاه در معنای عام، محلی است که دولت، شخص یا اشخاصی را محکوم و مجبور به اقامت در آنجا می‌کند. تبعیدگاه به مفهوم خاص‌تر، نقطه‌‌ای اغلب دورافتاده و بد آب و هواست که حکومت گروهی را که آنها را عناصر خطرناک و اصلاح‌ناپذیر تلقی می‌کند (به جرم ارتکاب جرائم سیاسی یا اجتماعی، امنیتی) مجبور به زیستن درآن نقطه می‌کند (ایمانی، 1383: 244). کیفر تبعید در فقه جزایی، برای بعضی جرائم معین شده است که فقها دربارۀ برخی از آنها اتفاق نظر دارند - همچون زنا، قوادی و محاربه - که مشهور فقهای شیعه قائل به حدی‌بودن تبعید در این مواردند؛ برخی موارد دیگر اختلافی است - مثل قتل فرزند، مخنث‌بودن، سرقت، احتکار و... - که بعضی از فقها قائل به مجازات تبعید برای این مجرمان‌اند؛ ولی بیشتر فقها به تبعیدنکردن معتقدند و بعضی دیگر برای جمع اقوال، قائل به تعریزی‌بودن کیفر تبعید برای این جرائم‌اند (مصطفی‌پور، 1392: 12).

تبعید در تاریخ ایران و اسلام پیشینه‌‌ای بس کهن دارد؛ زیرا همواره پس از غلبۀ قوم غالب، یکی از راه‌‌های دورکردن قوم مغلوب و رقبای سیاسی از صحنه، تبعید آنهاست و شاید مسالمت‌جویانه‌ترین روش هنگامی که به هر دلیلی نمی‌‌خواستند دست به کشتار مخالفان بزنند، تبعید آنها بود. در تاریخ اسلام نیز این شیوه از مجازات وجود داشت. با گسترش اختلافات جانشینی پیامبر (ص)، از تبعید برای دورکردن رقبا بهره گرفته شد. عثمان‌بن‌عفان گروه‌هایی از مخالفان خود را به خارج از حجاز و به‌طور عمده به شام تبعید کرد (طبری، 1375 به نقل از سادات‌بیدگلی، ۱۳۹۵: ۳). پس از استقلال ایران از خلافت مرکزی و روی کار آمدن حکومت‌‌های ایرانی، مجازات تبعید هم در ایران به دو صورت فردی و قومی (طایفه‌‌ای) وجود داشته است. تبعید فردی بدین صورت بود که پادشاه افرادی را که احساس می‌‌کرد وجود آنها در پایتخت می‌‌تواند به قیمت از دست دادن تاج و تختش باشد، به شهر‌‌های دور از پایتخت تبعید می‌‌کرد و تبعید قومی چنین بود که پادشاه همۀ افراد طوایف یا اقوامی را که در ولایت‌‌های دور و نزدیک پایتخت بودند و از حملۀ آنها به پایتخت یا ایجاد مزاحمتشان برای ارتش خود ترس و واهمه داشت، به شهر‌‌ها و ولایت‌‌های دیگر تبعید می‌‌کرد. برای نمونه در زمان نادرشاه افشار در سال ۱۱۴۹ هـ. ق. نادر پس از فرونشاندن شورش بختیاری‌‌ها، حدود ده هزار نفر از عشایر هفت‌لنگ و چهارلنگ را به جام در خراسان تبعید کرد (استرآبادی، 1377: 116).

ازجمله اقداماتی که پهلوی اول (رضاشاه) پس از به قدرت رسیدن در جهت نوسازی انجام داد، انحلال تشکیلات قدیم عدلیه و ایجاد دادگستری جدید بود. طراح و مجری دادگستری جدید، میرزا علی‌اکبر داور بود (سادات‌بیدگلی، 1396 الف: 31). آنچه دورۀ پهلوی را در این زمینه نسبت به دوره‌‌های قبل شاخص می‌‌کند، افزایش میزان و نحوۀ استفاده از مجازات تبعید است. استفادۀ گسترده از تبعید برای مقابله با مخالفان سیاست‌‌های نوسازی دورۀ رضاشاه، این فرض را به ذهن می‌‌رساند که گسترش شمول تبعید در حقوق جزا، ناشی از احتیاج حکومت به این نحوه از مجازات برای مقابله با مخالفان سیاسی بوده است. بدین لحاظ است که در «قانون مجازات عمومی» 1304ش/ 1925م و «قانون مجازات مُقدمین علیه امنیت کشور» مصوب 1310ش/1931م به استفاده از تبعید توجه شد و حکومت با استفاده از این قوانین دستاویز خوبی برای سرکوبی مخالفان سیاسی خود پیدا کرد (سادات‌بیدگلی، 1396 الف: 21). در زمان پهلوی دوم تبعید قومی کم‌‌‌رنگ شد و تنها همان تبعید‌‌های فردی باقی ماند و با استفاده از این حربه بیشتر مخالفان حکومت، چه در داخل و چه به خارج از مرزهای ایران تبعید می‌‌شدند. بدین ترتیب تبعید که در فقه تنها به جرم‌‌های زنا، قوادی و محاربه اختصاص داشت، به ابزاری برای دورکردن مخالفان حکومت تبدیل شد و جرم‌‌های بسیاری در ذیل آن قرار گرفتند.

در جستجو‌‌های انجام‌شده مشخص شد تا به حال متغیر «افراد تبعیدی‌‌» و نقش آنها بر احساس امنیت سنجیده نشده است. تنها در مباحث حقوقی حکم تبعید بررسی شده بود. به همین دلیل به‌ناچار به پیشینه‌‌هایی اکتفا شد که متغیر‌‌های زمینه‌‌ای و اجتماعی مرتبط با احساس امنیت را بررسی کرده بودند.

نامنی و همکاران (1397) در پژوهش «بررسی تأثیر طرد اجتماعی غربت‌‌ها بر احساس امنیت اجتماعی ساکنین شهر سبزوار» نشان دادند بین طرد اجتماعی اقلیت غربت‌‌ها با امنیت اجتماعی ساکنان شهر سبزوار رابطه وجود دارد که هرچه افراد یا گروه‌‌های اجتماعی خاص بیشتر طرد شوند و در انزوا قرار گیرند، امنیت اجتماعی افراد جامعه را به همان اندازه به خطر می‌اندازند و ادامۀ زندگی اجتماعی را برای شهروندان با مسائل و آسیب‌‌های اجتماعی ناشی از آن روبه‌رو می‌کنند.

نصیری‌هندخاله و همکاران (1396) در پژوهش «بررسی احساس امنیت اجتماعی در شهر‌‌های مرزی؛ مطالعۀ موردی: شهر پیرانشهر» دریافتند که بین عملکرد نیروی انتظامی و احساس امنیت رابطۀ معنادار و مستقیمی وجود دارد. همچنین بین احساس امنیت و سن و جنس رابطۀ معناداری وجود دارد.

بزرگوار و همکاران (1396) در پژوهش «سنجش احساس امنیت شهروندان در شهر جدید هشتگرد» نشان دادند زنان نسبت به مردان احساس امنیت کمتری دارند. همچنین بین درآمد ماهیانه و احساس امنیت در شهر هشتگرد تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی هرچه درآمد بالاتر می‌‌رود احساس امنیت بیشتر می‌شود.

سجادیان و همکاران (۱۳۹۴) در پژوهش «ارزیابی نقش طایفه‌گرایی در احساس امنیت اجتماعی؛ مطالعۀ موردی: شهر ایذه» پی بردند که بین تحصیلات و احساس ناامنی شهروندان رابطۀ مستقیم و معنادار وجود دارد.

انتظاری و همکاران (1394) در پژوهش «احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن با تأکید بر نقش پلیس؛ مورد مطالعه: شهر نور» نشان دادند بین پایگاه اجتماعی - اقتصادی با احساس امنیت رابطه وجود دارد. همچنین مردان بیشتر از زنان احساس امنیت می‌‌کنند.

ایمانی و همکاران (1394) در پژوهش «سنجش احساس امنیت در مناطق شهری؛ مطالعۀ موردی: شهر اردبیل» دریافتند تفاوت معناداری بین مناطق شهری و امنیت اجتماعی وجود دارد. به‌گونه‌‌ای که منطقۀ 4 کمترین میزان احساس امنیت اجتماعی و منطقۀ 2 بیشترین میزان احساس امنیت اجتماعی را دارند.

مکانیکی و همکاران (1394) در پژوهش «بررسی تأثیر کالبد شهر در ایجاد یا تقویت حس امنیت زنان؛ نمونۀ موردی: مناطق 1 و 2 شهر بیرجند» دریافتند کیفیت محیط شهری در منطقۀ 2 نسبت به منطقۀ 1 بیشتر است و حس امنیت را بیشتر افزایش می‌‌دهد. میزان احساس امنیت در منطقۀ 2 بیشتر از منطقه 1 است.

غضنفری و قاسمی‌‌کیا (1394) در پژوهش «تأثیر پیشگیری غیرکیفری بر میزان احساس امنیت در میان جوانان شهر بروجرد» دریافتند بین جنسیت و وضعیت تأهل با احساس امنیت رابطه وجود دارد؛ ولی بین تحصیلات و احساس امنیت رابطه‌‌ وجود ندارد.

هزارجریبی و همکاران (۱۳۹۳) در پژوهش «میزان احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن؛ مطالعۀ موردی: شهر تهران» نشان دادند بین پایگاه اجتماعی - اقتصادی با احساس امنیت اجتماعی همبستگی وجود دارد. بیشتر شهروندان تهرانی شرکت‌کننده در این پژوهش میزان احساس امنیت خود را متوسط و پایین ‌‌دانسته‌اند.

بهیان و فیروزآبادی (1392) در پژوهش «بررسی عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی در شهر‌‌ها؛ مطالعۀ موردی: شهر کرمان» نشان دادند وضعیت دو متغیر امنیت مالی و امنیت جانی بین شهروندان شهر کرمان براساس میانگین‌‌ها در سطح مطلوبی است.

پایدار و همکاران[2] (2017) در پژوهش «بررسی امنیت راه (مسیر) زنان در محله‌‌های سانتیاگو در شیلی» نشان دادند بیشتر پاسخگویان محلۀ خود را تاحدودی امن می‌‌دانستند؛ ولی در این مورد اتفاق نظر داشتند که احساس ناامنی بر مسیری تأثیر می‌‌گذارد که برای پیاده‌‌روی روزانۀ خود انتخاب می‌‌کنند. یافته‌‌های دیگر پژوهش نشان می‌‌دهند حضور دیگران، نزدیکی به مغازه‌‌ها، مدارس و پارک، فضا‌‌های باز و حضور افراد آشنا مهم‌‌ترین عوامل برای افزایش احساس امنیت زنان‌اند.

تاندوگان و اِلهِن[3](2016) در پژوهش «ترس از تجاوز در فضای عمومی از دیدگاه زنان ترکیه» نشان دادند زنان بیشتر در معرض ترس از جرم در شهرها قرار دارند؛ درنتیجه، آنها باید ترجیح دهند در محل‌های بسته و محافظت‌شده رفت‌وآمد کنند و به‌ویژه در شب برای جلوگیری از در معرض خطر بودن در خیابان‌های شهری، پارک‌‌ها، میدان‌‌ها، با وسائل نقلیۀ عمومی جابه‌‎جا شوند.

مزلقانی[4](2014) در پژوهش «سنجش میزان امنیت شهروندان ایرانی و سوئدی» احساس امنیت و ترس را در دو شهر تهران و استکهلم مقایسه کردند. نتایج نشان دادند حس ایمنی بین شهروندان تهران و استکهلم متفاوت است. همۀ شاخص‌‌ها نشان می‌‌دهند ساکنان استکهلم احساس امنیت بیشتری نسبت به ساکنان تهران دارند.

پیرسون و بریتزک[5] (2014) در پژوهش «روابط بین ترس از وقوع جرم و عوامل محیطی – کالبدی و خصوصیات فردی افراد در نیوزیلند» به این نتیجه دست یافتند که بین ترس از وقوع جرم و جنسیت، تجربۀ قبلی جرم و احساس محرومیت ارتباط مثبت و بین متغیر‌‌های شغل و سن ارتباط منفی وجود دارد.

راینا و سومبالی بان[6] (2013) در پژوهش «بررسی احساس امنیت - ناامنی در میان نوجوانان در ارتباط با جنسیت، نظام خانواده و جایگاه ترتیبی» نشان دادند دختران نسبت به پسران احساس ناامنی بیشتری دارند.

 

مبانی نظری پژوهش

برای اولین بار در سال 1993 دانشمندانی چون باری بوزان، ویور و لمیتر امنیت اجتماعی به مفهوم فنی را در مکتب کپنهاگ مطرح کردند. بوزان بحث خود را دربارۀ امنیت اجتماعی با بیان معنای ارگانیکی نهفته در این نظریه آغاز می‌‌کند و معتقد است زمانی امنیت اجتماعی مطرح خواهد بود که نیروی بالقوه یا بالفعلی به‌منزلۀ تهدیدی برای هویت افراد جامعه وجود داشته باشد. امنیت اجتماعی ازنظر بوزان به حفظ مجموع ویژگی‌‌هایی برمی‌گردد که بر مبنای آن افراد خودشان را عضوی از یک گروه اجتماعی قلمداد می‌‌کنند یا به بیان دیگر، به جنبه‌‌هایی از زندگی فرد معطوف می‌شود که هویت گروهی او را سامان می‌‌بخشند؛ درواقع، آنچه سبب سامان‎‌گرفتن گروه اجتماعی می‌شود، احساس وابستگی و تعلقی است که میان اعضای گروه وجود دارد و به آنها کلیت یکپارچه‌‌ای می‌‌بخشد که مبنای تعریف اعضا، از هستی خویش خواهد بود؛ پس گروه اجتماعی آن کلیت خاصی است که به‌دلیل اشتراکات اعضای گروه در اندیشه‌ها و باور‌‌ها، احساسات و عواطف، کردار و اعمال به وجود آمده است و از آن به‌منزلۀ «ما» یاد می‌شود. برای مثال ما مسلمان‌‌ها، ما زنان و...؛ حال هر عامل و پدیده‌‌ای که سبب ایجاد اختلال در احساس تعلق و پیوستگی اعضای گروه شود، هویت گروه را به مخاطره می‌اندازد و تهدیدی برای امنیت اجتماعی قلمداد می‌شود. بدین جهت است که بوزان مفهوم ارگانیکی امنیت را هویت می‌داند و امنیت اجتماعی را مترادف با امنیت هویت تلقی می‌کند (نویدنیا، 1382: 65-64).

ازنظر ویور، همان‌‌ طور که در امنیت ملی، دولت و در امنیت فردی، فرد مرجع امنیت تلقی می‌‌شوند، در امنیت جامعه‌‌ای، مرجع امنیت گروه است. گروه هم به مجموعه‌‌ای از افراد اطلاق می‌‌شود که خاستگاه، آگاهی و هدف مشترکی داشته باشند. در گفتمان غربی و به‌ویژه اروپایی، مهم‌‌ترین مسئلۀ «امنیت جامعه‌‌ای»، بقای هویت گروهی است. در این گفتمان، گروه‌‌ها تمایل ندارند هویت یا مایی خود را در هویت یا ماهای دیگر هضم کنند؛ درواقع، هویت عبارت است از مجموعۀ صفات و علایق متمایزی که یک گروه را از دیگری جدا می‌‌کند؛ به عبارت بهتر، هویت خط فارق یک گروه از گروه دیگر است. این خط فاصل، مانع از آن می‌‌شود که این دو تفکر در یکدیگر هضم شوند (نصری، 1390: 41-40).

مولار تأکید دارد که امنیت اجتماعی را می‌‌توان به‌منزلۀ مفهومی فرضی برای هر جمع انسانی به کار برد و آن را عبارت از قابلیت حفظ شرایط پذیرفتنی داخلی برای تکامل الگو‌‌های سنتی زبان، فرهنگ، انجمن‌‌ها، مذهب، هویت ملی و رسوم می‌داند. بدین ترتیب امنیت جوامع آشکارا با امنیت سیاسی پیوند دارد؛ اما مجزا از آن است. امنیت سیاسی به ثبات سازمانی کشورها، نظام‌‌های دولت و ایدئولوژی‌‌هایی مربوط می‌‌شود که به دولت‌‌ها و حکومت‌‌ها مشروعیت می‌‌بخشند؛ اما امنیت اجتماعی به بقای گروه‌‌هایی توجه دارد که به‌دلیل اشتراک اعضای آن در اندیشه، احساس و اعمال، کلیت یکپارچه‌‌ای را تشکیل می‌‌دهند که از آن به‌منزلۀ هویت یاد می‌‌شود (به نقل از نویدنیا، 1382: 61).

مرتون معتقد است جوامع صنعتی جدید بر توفیقات مادی در زندگی تأکید دارند که به شکل انباشت ثروت و تحصیلات علمی به‌منزلۀ مهم‌‌ترین اهداف زندگی شخص و معیار‌‌های منزلتی تجلی می‌‌کنند. دست‌یابی به این اهداف مقبول اجتماعی به ابزارهای مقبولی هم نیاز دارد که البته از دسترس جمعی از افراد جامعه خارج است؛ یعنی جامعه طوری ساخت یافته است که طبقات فرودست، فرصت‌‌های کمتری برای تحقق آرزو‌‌های خود دارند؛ درنتیجه، چون این اهداف به آرمان‌‌های اصلی زندگی همۀ افراد (فقیر و غنی) تبدیل شده‌اند، کسی هم که به ابزار مشروع دسترسی ندارد، با فشار جامعه برای دست‌یابی به آنها از ابزار نامشروع استفاده می‌‌کند (به نقل از صدیق‌سروستانی، 1389: 13) و به این صورت به‌کارگیری ابزار نامشروع به‌وسیلۀ افراد برای رسیدن به اهداف خود سبب سلب امنیت افراد دیگر می‌شود.

نظریۀ کنترل اجتماعی دلیل اصلی وقوع جرم را نبود کنترل اجتماعی می‌‌داند (صدیق‌سروستانی، ۱۳۸۹: ۵۱). کنترل اجتماعی به ساختار‌‌هایی اطلاق می‌‌شود که جامعه برای واداشتن اعضای خود به سازگاری و جلوگیری از ناسازگاری به کار می‌‌برد؛ به بیان دیگر، کنترل اجتماعی به مجموع عوامل محسوس و نامحسوسی گفته می‌شود که یک جامعه برای حفظ معیار‌‌های خود به کار می‌‌برد و به قصد جلوگیری از کجروی اجتماعی افراد بر سر راه آنان قرار می‌‌دهد (ستوده، ۱۳۹۶: ۱۳4-۱۳3). نظریۀ کنترل اجتماعی بر این پیش‌فرض استوار است که برای کاستن از تمایل به رفتار بزهکارانه و مجرمانه، همۀ افراد باید کنترل شوند. این نظریه همچنین رفتار انحرافی را عمومی و جهان‌شمول و آن را نتیجۀ کارکرد ضعیف سازوکار‌‌های کنترل اجتماعی و کنترل‌‌های شخصی و درونی می‌‌داند؛ بنابراین، بزهکاری و جرم، از یک سو محصول عوامل فردی کنترل نظیر خود‌‌پندارۀ منفی، ناکامی، روان‌پریشی و اعتمادبه‌نفس است و ازسوی دیگر، نظام‌‌های کنترل ناقص اجتماعی و نبود تقید و تعهد نسبت به نهاد‌‌های بنیادین اجتماعی مانند خانواده و مدرسه به رفتار انحرافی منتهی می‌‌شوند (احمدی، ۱۳۸۴: ۸۶). کنترل‌‌های اجتماعی ازنظر هدف‌‌هایی که در جامعه دارند به دو نوع تقسیم می‌‌شوند: الف)کنترل غیررسمی، در گستره‌‌ای به تناسب جامعه، به‌وسیلۀ هر یک از اعضا و در محیط‌‌های متفاوت خانواده، مدرسه، محل کار، اماکن مذهبی و... انجام می‌‌شود. اینگونه از کنترل‌‌، در نقطۀ مقابل کنترل رسمی و براساس اصول اخلاقی، ارزش‌‌ها و هنجار‌‌های متعارف است (داوری و سلیمی، ۱۳۹۱: ۵۰۷). ب) کنترل رسمی: کنترل اجتماعی رسمی، دربردارندۀ اقدام‌‌هایی است که منابع اقتدار، آنها را در مسیر مقابله با وقوع جرم و کجروی در جامعه عهده‌‌دار می‌‌شود. این اقدام‌‌ها به‌سبب متکی‌بودن بر ضمانت‌‌های اجرایی دولتی، از یک طرف، به‌طور عمده الزام‌‌آور و متکی بر قهر و اجبارند و ازطرف دیگر، به گسترۀ خاصی از هنجار‌‌های اجتماعی (هنجار‌‌های رسمی) محدود است که با تکیه بر همان ضمانت‌‌ اجرا‌‌های حکومتی تعریف می‌‌شود (داوری و سلیمی، ۱۳۹۱: ۵۰۱).

تراویس هرشی، پایه‌گذار نظریۀ پیوند اجتماعی، معتقد است جرم زمانی روی می‌‌دهد که پیوند میان فرد و جامعه ضعیف یا گسسته شود. او دلیل همنوایی افراد با هنجار‌‌های اجتماعی را پیوند اجتماعی آنها دانسته است (صدیق‌سروستانی، 1389: 52). او چهار عنصر اصلی دلبستگی، سرسپردگی، درگیری و ایمان را سبب پیوند فرد و جامعه می‌‌داند (ستوده، 1396: 138). داشتن تعلق خاطر (دلبستگی) نسبت به افراد و نهاد‌‌ها در جامعه، از شیوه‌‌هایی است که فرد خود را ازطریق آن به جامعه پیوند می‌‌زند. ضعف چنین تمایلات و پیوند‌‌هایی موجب می‌‌شود فرد خود را در ارتکاب کج‌رفتاری آزاد بداند (صدیق‌سروستانی، 1389: 52).

تعهد: فرد متعهد به فعالیت‌‌های متعارف در زندگی روزمره، برای حفظ موقعیتی که با کوشش برای خود به دست آورده است، کج‌رفتاری نمی‌‌کند و خود را به خطر نمی‌‌اندازد. از دیدگاه نظریۀ نظارت اجتماعی، عمل‌‎کننده، هزینه‌‌ها و منافع ناشی از عمل خود را می‌‌سنجد و براساس آنها انتخاب می‌‌کند. کسی کج‌رفتاری می‌‌کند که چیزی برای از دست دادن نداشته باشد یا آنچه دارد برای او کم‌ارزش باشد (بخارایی، ۱۳۸۶: ۵۰۰).

درگیری و مشارکت: به‌طور معمول کسانی که درگیر کار، زندگی خانوادگی، سرگرمی، مشارکت اجتماعی و... هستند، کمتر فرصت هنجارشکنی پیدا می‌‌کنند. برعکس کسی که بیکار و عاطل است بیشتر به کژرفتاری روی می‌‌آورد. به همین دلیل آسیب‌شناسان اجتماعی معتقدند افزایش سال‌‌های تحصیل، انجام خدمت نظام وظیفه و فراهم‌بودن امکانات ورزشی، سبب کاهش کژرفتاری و بزهکاری میان جوانان می‌‌شود.

ایمان (اعتقاد): آخرین مؤلفۀ نظریۀ پیوند اجتماعی ایمان یا اعتقاد است. هیرشی معتقد است هرچه میزان اعتقاد به ارزش‌‌های اخلاقی و هنجار‌‌های فرهنگی ضعیف‌‌تر باشد، انتظار کژرفتاری از فرد می‌‌رود. فردی که خود را متأثر از اعتقادات معمول در جامعه نبیند، هیچ وظیفۀ اخلاقی برای همنوایی با قوانین رسمی و غیررسمی خود متصور نیست (ستوده، 1396: 139)؛ بنابراین، طبق این رویکرد، بین تعلق خاطر افراد به جامعه، تعهد آنان به امور متداول و زندگی روزمرۀ‌‌ هم‌‌نوا با هنجار‌‌های اجتماعی، درگیرشدن آنها در فعالیت‌‌های مختلف زندگی و اعتقاد به نظام هنجاری جامعه از یک سو و هم‌‌نوایی آنان با هنجار‌‌های اجتماعی ازسوی دیگر رابطۀ مستقیم و با احتمال کج‌‌رفتاری آنان رابطۀ معکوس وجود دارد (هیرشی، به نقل از صدیق‌سروستانی، 1389: 53). هیرشی معتقد است احتمال بزهکاری هنگامی بیشتر است که این تقیدات، تعلقات و تعهدات ضعیف شوند (احمدی، ۱۳۸۴: ۹۱).

 

چارچوب نظری پژوهش

صاحب‌‌‌نظران مکتب کپنهاگ با وجود اختلاف نظرهایی که در زمینۀ تعریف دامنۀ امنیت دارند، در یک ویژگی هم‌عقیده‌اند و آن این است که احساس ناامنی هنگامی ظهور و بروز می‌‌یابد که هویت جداگانه‌‌ای شکل بگیرد و هویت افراد دیگر در معرض خطر باشد. با ورود افراد مجرم (تبعیدی)، این افراد یا دچار بحران هویت‌اند یا هویتی متفاوت از مردم عادی برای خود تعریف می‌‌کنند که این هویت در تضاد با هویت مردم بومی در تبعیدگاه قرار می‌‌گیرد؛ مردمی که پیشینۀ تاریخی، زبانی و دینی دارند. افراد بومی تبعیدگاه نیز هویت جداگانه‌ای برای خود تعریف می‌‌کنند. این جدایی بین هویت‌‌ها سبب جدایی افراد تبعیدی به‌منزلۀ گروه اجتماعی متمایز و شناخته‌شده‌‌ای می‌شود که بیگانه به حساب می‌‌آیند و این می‌‌تواند برای مردم حسی از ناامنی تولید کند؛ بنابراین، حضور افراد تبعیدی با هویت‌‌های متفاوت و بیگانه از مردم عادی موجب ناامنی در شهر می‌شود؛ چیزی که در نظریات بوزان، مولار و ویور نهفته است.

بخشی از کنترل اجتماعی در هر جامعه‌‌ای به‌وسیلۀ دوستان، همسایگان،‌ آشنایان، خانواده و... انجام می‌‌گیرد که به آن کنترل غیررسمی می‌‌گویند و در کنار کنترل رسمی که پشتوانه و ضمانت اجرایی دارد، از راه‌‌های کاهش بزهکاری در جامعه محسوب می‌‌شود. هنگامی که یک بزهکار به شهری تبعید می‌‌شود در نگاه او افراد بومی آن شهر غریبه محسوب می‌‌شوند و کنترل غیررسمی را از دوش خود برداشته می‌‌بیند. هرچند نظارت رسمی ازطرف متولیان امر در دادسراها و نیروی انتظامی بر فرد تبعیدی وجود دارد، برای آنها خارج از توان است که در شبانه‌‎روز نگهبان فرد تبعیدی باشند تا تخلفی از او سر نزند. فرد تبعیدی نیز این احساس زیر نظر بودن به‌وسیلۀ هم‌محله‌‌ای‌‌ها، دوستان و خانواده را ندارد و می‌‌تواند راحت‌‌تر هر تخلفی را انجام دهد؛ زیرا در دید او آشنایی وجود ندارد و همین امر سبب وقوع جرم و به خطر افتادن امنیت شهروندان می‌شود.

ازسوی دیگر، برابر با نظریۀ پیوند اجتماعی هیرشی، پیوند نتیجۀ دلبستگی، تعهد، درگیری و ایمان فرد در جامعه است؛ یعنی هرچه فرد دلبسته‌‌تر به محیط، متعهد‌‌تر و درگیر‌‌تر باشد ‌و ایمان و باور اخلاقی به هنجارها داشته باشد، پیوند او با جامعه محکم‌‌تر می‌‎شود و مانع از انحراف و بزه او می‌‌شود. رابطۀ تبعیدی‌‌ها با نظریۀ هیرشی را اینگونه باید تفسیر کرد که در درجۀ اول، این افراد، تنها در یک مدت زمان مشخص در این شهر می‌‌مانند و چون غرابتی با محیط ندارند هیچ‌گونه تعهد و دلبستگی به محل تبعید پیدا نمی‌‌کنند. دوم اینکه چون این افراد سابقۀ بزهکاری دارند، شرکت‌‌ها و مؤسسات به آنها کار نمی‌‌دهند و هیچ‌گونه درگیری و مشغولیتی به‌جز کارهای دستفروشی و آزاد ندارند. سوم اینکه، بیشتر این افراد از فرهنگ‌‌ها و قومیت‌‌های مختلفی‌اند. آنچه در نظر فرد تبعیدی ارزش محسوب می‌شود، به احتمال زیاد برای مردمان بومی تبعیدگاه ضدارزش است. همچنین این افراد سوابق نابهنجاری‌‌های بسیاری دارند که آنها را تبعید کرده‌اند؛ پس به ارزش‌‌های اخلاقی پایبندی ندارند؛ درنتیجه، همۀ اصولی که هیرشی برای پیوند اجتماعی نام می‌‌برد، یا اصلاً در افراد تبعیدی وجود ندارد یا به‌صورت ضعیف وجود دارد. به‌طور خلاصه باید گفت نداشتن تعهد و دلبستگی فرد تبعیدی به محیط تبعیدگاه، نداشتن شغل و کار مناسب در محیط تبعیدگاه و اعتقادنداشتن به ارزش‌‌های اخلاقی که به‌طور معمول از ویژگی‌‌های افراد تبعیدی است، سبب می‌‌شود مرتکب‌شدن به تخلف و نابهنجاری در نزد فرد تبعیدی راحت‌‌تر صورت گیرد و آنها از شهروندان شهر ایذه سلب امنیت کنند.

 

فرضیه‌‌های پژوهش

فرضیۀ 1) بین متغیر‌‌های زمینه‌‌ای (جنسیت، تحصیلات، درآمد) و میزان احساس امنیت تفاوت وجود دارد.

فرضیۀ 2) بین میزان احساس امنیت میان نواحی 5گانۀ شهری ایذه تفاوت وجود دارد.

فرضیۀ 3) بین حضور افراد تبعیدی‌‌ در شهر ایذه و احساس امنیت رابطه وجود دارد.

فرضیۀ 4) بین نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها و احساس امنیت رابطه وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1 - الگوی نظری پژوهش

 


روش پژوهش

این پژوهش ازنظر اجرا پیمایش و از نوع توصیفی - تحلیلی و ازنظر هدف، کاربردی است. جامعۀ آماری آن، افراد بالای 15 سال شهرستان ایذه است که طبق سرشماری سال 1395 بالغ بر «68115» برآورده شدند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد. گردآوری داده‌‌ها با پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته انجام شد. پایایی پرسش‌نامه با ضریب آلفای کرونباخ و اعتبار آن با روش اعتبار محتوا به دست آمد؛ یعنی اعتبار گویه‌‌ها ازطریق مشورت با استادان و متخصصان تأیید شد. در جدول زیر نتایج آزمون آلفای کرونباخ آمده است.

 

 

جدول 1- میزان آلفای متغیر‌‌های مستقل و وابستۀ پژوهش

متغیر

ابعاد

تعداد گویه

آلفا

احساس امنیت اجتماعی

امنیت جانی

امنیت مالی

امنیت شغلی

امنیت نوامیس

امنیت قضایی

امنیت اعتقادی

احساس امنیت اجتماعی(کل)

۴

۴

۴

۴

۴

۴

24

۸۱/۰

۷۶/۰

۷۶/۰

۷۱/۰

۷۰/۰

72/0

81/0

حضور افراد تبعیدی‌‌در شهر

 

۶

۷۹/۰

نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها

 

۵

۸۰/۰

 

 

شیوۀ نمونه‌گیری، نمونه‌گیری دومرحله‌‌ای بود که در مرحلۀ اول نمونه‌گیری سیستماتیک در محله‌های شهر اعمال شد. براساس طرح جامع شهری ایذه مصوب سال ۱۳۹۲، شهر به مناطق 1 و 2 تقسیم شده است. منطقۀ 1 شامل 3 ناحیه و منطقۀ 2 شامل 2 ناحیه است و این 5 ناحیه از 14 محله تشکیل شده‌‌اند. در برخی محله‌ها 27 و در برخی از آنها 28 پرسش‌نامه توزیع شد (برای مثال در ناحیۀ 3 منطقۀ 1 که از سه محله تشکیل شده بود، تعداد 82 پرسش‌نامه توزیع شد). همان طور که گفته شد، در مرحلۀ اول خانوار‌‌ها به روش نمونه‎‌گیری سیستماتیک شناسایی شدند؛ به این صورت که در داخل محله‌ها در هر بلوک از اعداد 1 تا 10 به‌صورت تصادفی عدد 4 انتخاب شد و چون عدد واسط 10 بود، خانه‌های بعدی 14 و 24 و... انتخاب شدند. مرحلۀ دوم نمونه‌گیری تصادفی ساده بود. بدین صورت که از بین افراد بالای 15 سال خانواده، به‌صورت تصادفی یک نفر انتخاب و پرسش‌نامه تکمیل شد. برای تحلیل آماری از نرم‌افزار spss و آزمون‌‌های آماری T و F، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

تبعیدی: افرادی‌اند که به‌دلیل ارتکاب جرم در شهر خود برای دورشدن از اسباب جرم به شهر دیگری تبعید می‌‌شوند. از آنجا که این افراد به جرمی محکوم شده‌‌اند، اول اینکه بزهکارند. دوم اینکه به‌دلیل سکونت‌نداشتن در شهر خود، تعهد و وابستگی به آن ندارند. سوم اینکه چون غریبه‌‎اند، نظارت و کنترل اجتماعی ضعیفی را حس می‌‌کنند.

حضور افراد تبعیدی: منظور از این متغیر، حضور عینی ادراک‌شدۀ افراد تبعیدی در زندگی فرد است؛ یعنی فرد به‌واسطۀ پایگاه اقتصادی - اجتماعی و زندگی در محله‌های خاص ممکن است حضور این افراد را بیشتر از افراد دیگر ادراک کند؛ به عبارت دیگر، دو فرد که ازنظر گروه‌‌های درآمدی، تحصیل، محل زندگی، شغل و... با هم متفاوت‌اند اما در این شهر سکونت دارند، ممکن است حضور افراد تبعیدی را متفاوت درک کنند. این متغیر با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. تا چه اندازه افراد تبعیدی در شهر را می‌‌شناسید؟ 2. آیا افراد تبعیدشده در شهر، در محلۀ شما زندگی می‌‌کنند؟ 3. آیا پیش آمده است که با افراد تبعیدشده ارتباط شغلی داشته باشید؟ 4. آیا از افراد تبعیدشده کسی را می‌‌شناسید که با اقوام شما وصلت کرده باشد؟ 5. آیا پیش آمده است فردی تبعیدی را برای انجام کاری (مثل کارگری و...) به کار گرفته باشید؟ 6. آیا در مراسمی، دسته‎جمعی شرکت کرده‌اید که افراد تبعیدی هم در آن حضور داشته باشند؟

نگرش به تبعیدی‌‌ها: آلپورت در تعریف نگرش می‌‌‌‌نویسد: «حالتی ذهنی یا عصبی حاکی از تمایل که ازطریق تجربه سازمان یافته و بر پاسخ‌‌های فرد به تمامی موضوعات و موقعیت‌‌هایی که با آن در ارتباط است، تأثیری جهت‌‌دار و پویا دارد؛ به عبارت دیگر، هر نگرش نوعی موضع‌گیری قبلی برای انجام عمل مثبت یا منفی نسبت به اشخاص، اشیا و حوادث است و نقش جهت‌دهنده در تبدیل حالات روانی – عاطفی به حالات حرکتی ایفا می‌‌کند» (به نقل از شرف‌الدین، 1377: 86)؛ درواقع، این پژوهش به‌دنبال پاسخ به این سؤال بود که افراد بومی چه نوع نگاه و طرز فکری به افراد تبعیدی دارند. آیا افراد تبعیدی را می‌‌پذیرند یا نگاهشان به آنها منفی خواهد بود؟ همۀ گویه‌‌های به‌کاررفته برای سنجش نگرش، نگرش منفی افراد به تبعیدی‌‌ها را نشان می‌‌دهند:

1. سعی می‌‌کنم در محله‌هایی زندگی نکنم که افراد تبعیدی هستند. 2. فرد تبعیدشده به شهر می‌‌تواند همان تخلفاتی را که در شهر خود انجام داده است، در این شهر هم تکرار کند. 3. تبعیدی‌ها نباید اجازۀ فعالیت در مشاغلی مانند رانندگان تاکسی را داشته باشند. 4. افراد تبعیدی سبب به هم خوردن آرامش ساکنان شهر شده‌‌اند. 5. باید نظارت ویژه‌‌ای بر رفت‌وآمد افراد تبعیدی در نظر گرفته شود.

نواحی شهری: بنا بر تقسیمات طرح جامع شهری، شهر ایذه به دو منطقۀ 1و 2 تقسیم می‌‌شود که منطقۀ 1 شامل 3 ناحیه و منطقۀ 2 شامل 2 ناحیه است؛ بنابراین، منظور از نواحی شهری نواحی پنج‌‌گانه‌‌ای است که در این دو منطقۀ شهر ایذه وجود دارند.

احساس امنیت: احساس امنیت را می‌توان میزان آرامش خاطر ذهنی و روانی افراد دربارۀ اینکه در زندگی روزمرۀ خود چقدر در برابر خطرات احتمالی و مزاحمت دیگر افراد جامعه مصونیت دارند، تعریف کرد (مظلوم‌خراسانی و اسماعیلی، 1389: 225). در این پژوهش شش بعد از احساس امنیت اجتماعی به‌منزلۀ متغیر وابسته بررسی شده است که در ادامه معرفی می‌شوند:

امنیت جانی: به معنای تضمین جسم و جان افراد در مقابل خطرات و آسیب‌‌هایی است که مانع ادامۀ حیات آنان می‌شود (باپیری و همکاران، 1394: 78). این بعد با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. قدم‌زدن به‌تنهایی در مسیر خلوت، 2. کمک به سرنشینان ماشینی که در شب در خیابان خلوت خراب شده است، 3. سوارشدن تاکسی به هنگام شب و تنهایی، 4. تردد با ماشین‌‌های مسافر‌‌کش شخصی در شب.

امنیت مالی: عبارت است از تضمین دارایی‌های خانواده از سرقت و دزدی و اطمینان خاطری که از تأمین نیازهای مادی و مالی خانواده حاصل می‌شود (تنهایی و همکاران، 1393: 14). این بعد نیز با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. حمل پول نقد و اشیای قیمتی به‌همراه خود، 2. پارک‌کردن خودرو به مدت طولانی در خیابان، 3. در میان گذاشتن میزان ثروت و درآمد خود با دیگران، 4. خالی‌گذاشتن منزل به هنگام مسافرت یا کار به مدت چند روز.

امنیت شغلی: این بعد امنیت اجتماعی تنها شامل شرایط و اوضاع و احوالی نیست که افراد نگران از دست دادن شغل خود باشند؛ بلکه باید چشم‌انداز شغلی افراد و روند پیشرفت و ترقی آنان را در بر داشته باشد؛ یعنی افراد ضمن کار و انجام وظیفه و دریافت حقوق و مزد، امکانات لازم برای بهبود شرایط و پرورش خویش را داشته باشند (تنهایی و همکاران، 1393: 15-14). این بعد نیز با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. آیندۀ شغلی خود یا دیگر اعضای خانواده، 2. نگرانی از رقابت‌‌های ناسالم شغلی، 3. احتمال یافتن شغل مناسب پس از اتمام تحصیلات، 4. احتمال یافتن شغل جدید در کوتاه‌مدت در صورت از دست دادن شغل.

امنیت قضایی: اطمینان و آرامش احزاب و گروه‌‌های قانونی برای انجام فعالیت در جامعه و همچنین اطمینان افراد و گروه‌‌های یک جامعه از قرارنگرفتن در معرض تهدید و خطر در صورت اعتراض و اعتصاب برای دست‌یابی به حقوق خود (هاشمی‌نسب، 1394: 178). این بعد با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. شرکت در تجمعات اعتراضی برای رسیدن به حقوق خود، 2. برگزاری تجمعات آزاد صنفی ازطرف اصناف مختلف، 3. فعالیت آزادانۀ احزاب سیاسی، 4. وجود قوانین اجتماعی مشخص در جامعه.

امنیت اعتقادی: یعنی اینکه افراد جامعه تا چه حد احساس می‌‌کنند که می‌‌توانند باور‌‌های خود را آزادانه بیان کنند و دربارۀ مسائل و مشکلات جامعه به بحث و گفتگو بنشینند (هاشمی‌نسب، 1394: 179). این بعد با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. چاپ و نشر عقاید، 2. احترام به افکار مختلف در جامعه، 3. بیان راحت باورها، 4. بحث و گفتگو دربارۀ مشکلات جامعه.

امنیت نوامیس: آرامش و اطمینان افراد از در معرض خطر تعرض قرارنگرفتن نوامیس آنها در سطح محله، شهر و به‌طور کلی جامعه (ذاکری‌ماهانه، 1390: 216). این بعد نیز با گویه‌‌های زیر سنجیده شده است:

1. تهدید نوامیس در محلۀ زندگی، 2. وجود امنیت کامل نوامیس در سطح شهر، 3. تهدید نوامیس به‌وسیلۀ آشنایان، 4. وجود امنیت کامل نوامیس در هنگام مسافرت در شب یا روز.

 

یافته‌‌های پژوهش

یافته‌‌ها نشان می‌‌دهند 50 درصد پاسخگویان مرد و50 درصد زن هستند. همچنین 5/62 درصد پاسخگویان مجرد، 2/36 درصد متأهل و 3/1 بی‌‌همسر دراثر طلاق یا فوت بوده‌‌اند. میانگین سنی پاسخگویان 26 سال و انحراف معیار 49/9 است. سطح تحصیلات 6 درصد پاسخگویان بیسواد و ابتدایی، 8/43 درصد راهنمایی و دبیرستان، 6/40 درصد کاردانی و کارشناسی، 8/6 درصد کارشناسی‌ارشد و دکتری بود و 9/2 درصد هم تحصیلات حوزوی داشتند. 4/9 درصد بدون درآمد بودند، 7/17 درصد درآمد زیر 1 میلیون، 5/31 درصد 1 تا 2 میلیون، 7/22 درصد 2 تا 3 میلیون، 6/8 درصد 3 تا 4 میلیون، 3/6 درصد 4 تا 5 میلیون و 9/3 درصد بالای 5 میلیون داشتند.

همان گونه که در جدول 2 مشاهده می‌شود، میانگین احساس امنیت اجتماعی و ابعاد آن از حد متوسط پایین‌‌تر است و این تفاوت هم ازنظر آماری معنادار است.

 

 

جدول 2- آمارۀ توصیفی متغیر وابسته به تفکیک ابعاد و آزمون تک‌نمونه‌‌ای T

ابعاد

گویه‌‌ها

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

میانگین معیار

T

سطح معناداری

جانی

4

4

20

50/9

03/4

12

127/12

00۰/0

مالی

4

4

20

28/9

72/3

12

260/14

00۰/0

شغلی

4

3

15

91/5

88/2

9

946/20

00۰/0

نوامیس

4

4

17

83/8

62/2

5/10

414/12

00۰/0

قضایی

4

4

18

62/8

04/3

11

259/15

00۰/0

اعتقادی

4

4

20

44/10

63/3

12

418/8

00۰/0

کل(احساس امنیت اجتماعی)

24

24

87

58/52

17/12

5/55

673/4

00۰/0

 

 

مطابق داده‌‌های جدول ۳ احساس حضور افراد تبعیدی‌‌ در شهر ازطرف شهروندان از میانگین متوسط بالاتر بوده است که نشان می‌‌دهد مردم نسبت به حضور آنان حساس و آگاه‌اند. همچنین نگرش منفی شهروندان نسبت به تبعیدی‌‌ها از متوسط بیشتر است که نگاه منفی شهروندان ایذه‌‌ای نسبت به تبعیدی‌‌ها را نشان می‌‌دهد. (همان گونه که در بخش تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها توضیح داده شده است، گویه‌‌ها نگرش منفی پاسخگویان را می‌سنجند).

 

 

جدول 3- آمارۀ توصیفی متغیر‌‌های مستقل پژوهش و آزمون تکنمونه‌‌ای T

متغیر مستقل

گویه‌‌ها

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

میانگین معیار

T

سطح معناداری

حضور افراد تبعیدی‌‌ در شهر

6

10

28

۴۴/۲۳

۹۲/۲

۱۹

۶۹۵/۲۹

۰۰۰/۰

نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها

5

5

25

۴۶/۱۸

۲۷/۵

۱۵

۸۷۴/۱۲

۰۰۰/۰

 

 

 نتایج جدول 4 نشان می‌‌دهند میزان احساس امنیت بین مردان بیشتر از زنان و این تفاوت با توجه به 001/0P= ازنظر آماری معنادار است.

 

 

جدول 4- خروجی آزمون T مستقل برای تعیین تفاوت جنسیت و میزان احساس امنیت اجتماعی

متغیر

ابعاد

میانگین

انحراف معیار

T

سطح معنا‌‌داری

جنس

مرد

07/65

96/13

274/3

001/0

زن

50/60

25/13

 

 

نتایج جدول 5 نشان می‌‌دهند تفاوت معناداری بین میزان تحصیلات و احساس امنیت وجود دارد؛ یعنی هرچه تحصیلات افزایش می‌‌یابد، احساس امنیت بیشتر می‌‌‌شود.

 

جدول 5- خروجی آزمون تحلیل واریانس بین میزان احساس امنیت و تحصیلات

متغیر

ابعاد

تعداد

میانگین

انحراف معیار

f

سطح معناداری

تحصیلات

بیسواد و ابتدایی

راهنمایی و دبیرستان

کاردانی و کارشناسی

کارشناسی‌ارشد و دکتری

تحصیلات حوزوی

کل

۲۳

۱۶8

۱۵6

۲6

۱۱

۳۸4

۵۶/۴۹

۹۲/۵۰

۳۵/۵۳

۳۷/۵۶

۸۱/۶۴

۵۸/۵۲

۵۷/۱۱

۳۹/۱۲

۶۷/۱۱

۰۰/۱۰

۰۱/۱۳

۱۷/۱۲

۸۲۸/۴

۰۰۱/۰

 

 

 

 

 

 

 

جدول 6 بیان‌کنندۀ وجود تفاوت بین میزان درآمد و احساس امنیت است؛ به این معنا که هرچه درآمد افزایش می‌‌یابد، میزان احساس امنیت اجتماعی نیز بیشتر می‌‌شود.

 

 

جدول 6- خروجی آزمون تحلیل واریانس برای مقایسۀ میزان احساس امنیت اجتماعی برحسب درآمد

متغیر

ابعاد

تعداد

میانگین

انحراف معیار

F

سطح معناداری

درآمد

بدون درآمد

زیر 1 ملیون

1 تا 2 ملیون

2 تا 3 ملیون

3 تا 4 ملیون

4 تا 5 ملیون

5 ملیون به بالا

کل

36

۶۸

۱21

۸7

۳۳

۲۴

۱۵

۳۸4

۶۶/۴۹

۰۵/۵۰

۳۴/۵۱

۳۵/۵۳

۶۶/۵۶

۷۵/۵۷

۲۰/۵۹

۵۸/۵۲

۷۳/۱۳

۹۴/۱۱

۲۷/۱۱

۰۳/۱۲

۹۹/۱۱

۸۷/۱۲

۷۰/۱۰

۱۷/۱۲

۲۸۵/۳

 

۰۰۴/۰

 

 

 

 

 

جدول ۷ میزان احساس امنیت را بین نواحی مختلف شهر ایذه نشان می‌‌دهد. بر این اساس ناحیۀ ۲ منطقۀ ۲ بالاترین احساس امنیت را داشته است؛ سپس ناحیۀ ۱ منطقۀ ۲ و ناحیۀ ۳ منطقۀ ۱ و ناحیۀ ۲ منطقۀ ۱ و در آخر ناحیۀ ۱ منطقۀ ۱ بوده‌اند.

 

 

جدول 7- خروجی آزمون تحلیل واریانس میزان احساس امنیت اجتماعی بین نواحی ۵گانۀ شهری ایذه

مناطق شهری

نواحی شهری

محله‌‌های شهری

تعداد

میانگین

انحراف معیار

F

سطح معناداری

منطقۀ ۱

ناحیۀ ۱

1. شهید علی مردان‌بختیاری (جادۀ اصفهان)

۲. گنجشگیر

۳. حافظ شمالی

 

82

 

21/51

 

08/12

 

410/2

 

049/0

ناحیۀ ۲

۱. مرکز شهر (بازار) و خیابان طالقانی

۲. خیابان سرقنات و بهشت زهرا

۵5

۳۲/۵۰

۱۸/۱۱

ناحیۀ ۳

۱. حافظ جنوبی

۲. شهید عبدالمجید کیانی و بلوار چویل

۳. ترمینال و شهرک جانبازان

 

82

 

82/51

 

 

75/11

منطقه۲

ناحیۀ ۱

۱. اکبرآباد

۲. پارک جنگل (بهاران)

۳. خیابان حر

 

82

 

 

08/53

 

 

97/12

ناحیۀ ۲

۱. نورآباد

۲. شهید اشکبوس‌ نادری

3. محمد رسول‌الله

 

83

 

84/55

 

04/12

 

جدول ۸ نشان می‌‌دهد بین حضور افراد تبعیدی‌‌ و احساس امنیت شهروندان همبستگی منفی وجود دارد؛ به این معنا که هرچه احساس حضور تبعیدی‌‌ها در شهر بیشتر می‌‌شود میزان احساس امنیت کاهش می‌‌یابد؛ اما این همبستگی در بعد امنیت جانی و شغلی و احساس امنیت اجتماعی معنادار است و در سایر ابعاد امنیت معنادار نیست. همچنین بین نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها و احساس امنیت اجتماعی، همبستگی منفی مشاهده می‌شود؛ یعنی هرچه نگرش مردم نسبت به تبعیدی‌‌ها منفی‌‌تر می‌‌شود، احساس امنیت اجتماعی کاهش می‌‌یابد؛ اما این همبستگی در ابعاد امنیت قضایی و اعتقادی معنادار است و در سایر ابعاد معنادار نیست.

 


 

جدول ۸ - ماتریس همبستگی بین متغیر‌‌های مستقل و متغیر وابسته به تفکیک ابعاد

متغیر وابسته (به تفکیک ابعاد)

متغیر مستقل

امنیت جانی

امنیت مالی

امنیت شغلی

امنیت نوامیس

امنیت قضایی

امنیت اعتقادی

امنیت اجتماعی

۱. حضور افراد تبعیدی‌‌ در شهر

ضریب پیرسون

*۱۳۰/۰-

۰۵۲/۰-

**۲۳۲/۰-

۰۴۰/۰

۰۸۸/۰-

۰۰۱/۰

**۱۴۵/۰-

سطح معناداری

۰۱۱/۰

۳۱۵/۰

۰۰۱/۰

۴۳۴/۰

۰۸۵/۰

۹۸۶/۰

۰۰۵/۰

۲. نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها

ضریب پیرسون

۰۰۴/۰-

۰۳۳/۰

۰۳۲/۰-

۰۰۸/۰

*۱۱۷/۰

*۱۲۱/۰

۰۷۰/۰

سطح معناداری

۹۴۵/۰

۵۲۱/۰

۵۳۴/۰

۸۷۱/۰

۰۲۲/۰

۰۱۸/۰

۱۷۴/۰

P<0/05; P<0/01; P<0/00

 

 

تبیین رگرسیون نشان داده است از مجموع متغیرهای واردشده در معادلۀ رگرسیون، متغیرهای جنس، تحصیلات، درآمد، محله‌های شهری و حضور افراد تبعیدی در الگوی رگرسیون باقی ماندند و در مجموع این پنج متغیر توانستند حدود ۱۰ درصد از واریانس احساس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بقیۀ تغییرات متغیر وابسته به‌دلیل پیچیدگی و چندبعدی بودن متغیر وابستۀ پژوهش یعنی احساس امنیت اجتماعی به سایر متغیر‌‌ها بستگی دارد.


 

جدول 9- رگرسیون تأثیر متغیرهای مستقل بر احساس امنیت اجتماعی

متغیرهای مستقل

ضرایب استانداردنشده

ضرایب استانداردشده

(Beta)

t

سطح معنا‌داری

B

خطای معیار

جنسیت

130/3-

204/1

129/0-

599/2-

010/0

تحصیلات

185/1

446/0

134/0

658/2

008/0

درآمد

204/1

420/0

147/0

866/2

004/0

نواحی شهری

030/1

414/0

 122/0

489/2

013/0

حضور افراد تبعیدی در شهر

426/0-

206/0

102/0-

063/2-

040/0

ضریب تعیین تعدیل‌شده

 

ضریب تعیین

ضریب همبستگی چندگانه

099/0

 

110/0

332/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 2- الگوی تحلیل مسیر

 

 

الگوی مسیر، اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته (احساس امنیت اجتماعی) را بررسی می‌کند. با توجه به جدول مذکور می‌توان اشاره کرد که متغیر درآمد بیشترین اثر مستقیم و کل را بر متغیر وابسته (احساس امنیت اجتماعی) داشته است.


 

جدول 10- اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل احساس امنیت اجتماعی

متغیرهای مستقل

نوع اثر

کل

مستقیم

غیرمستقیم

جنسیت

129/0-

-

129/0-

تحصیلات

134/0

-

134/0

درآمد

147/0

012/0

159/0

نواحی شهری

122/0

-

122/0

حضور افراد تبعیدی در شهر

102/0-

-

102/0-

 


نتیجه

امنیت از مهم‌‌ترین نیاز‌‌های بشری در همۀ دوره‌های تاریخ بوده است. امروزه به‌دلیل پیشرفت و توسعه، امنیت نقش مهم‌‌تری پیدا کرده و همۀ ابعاد زندگی انسان‌‌ها را در بر گرفته است. توجه‌نکردن به مقولۀ احساس امنیت خسارت‌های زیادی را به بار خواهد آورد. در ایجاد امنیت و احساس امنیت، عوامل گوناگونی دخیل‌اند. شناسایی این عوامل و عناصر از پیش‌شرط‌‌های اساسی برای ارتقای سطح امنیت اجتماعی است. در این پژوهش متغیر‌‌های زمینه‌‌ای و متغیر حضور افراد تبعیدی در شهر و نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها بررسی شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌‌دهند میزان احساس امنیت اجتماعی در همۀ ابعاد آن در شهر ایذه از میانگین معیار پایین‌تر است که با نتایج پژوهش هزارجریبی و همکاران (۱۳۹۳) همسو و با نتایج پژوهش بهیان و فیروزآبادی (1392) ناهمسوست. همچنین میزان احساس امنیت در نواحی مختلف شهری ایذه متفاوت است که با نتایج پژوهش‌های مکانیکی و همکاران (1394) و ایمانی و همکاران (1394) همسوست که نشان داده بودند میزان احساس امنیت در نواحی مختلف شهری بیرجند و اردبیل متفاوت است.

نتایج این پژوهش نشان می‌‌دهند بیشترین میزان احساس امنیت به ناحیۀ ۲ از منطقۀ ۲ متعلق است که شامل محله‌‌های نورآباد، شهید اشکبوس نادری و محمد رسول‌الله است. پس از این ناحیه، ناحیۀ ۲ از منطقۀ ۲ بیشترین احساس امنیت را دارد که شامل محله‌‌های اکبرآباد، پارک جنگل (بهاران) و خیابان حر است.

ناحیۀ ۳ منطقۀ ۱ که از محله‌های حافظ جنوبی،‌ شهید عبدالمجید کیانی، ترمینال و شهرک جانبازان تشکیل شده است، در رتبۀ سوم قرار می‌‌گیرد. ناحیۀ 1 منطقۀ 1شامل محله‌های شهید علی مردان‌بختیاری (جادۀ اصفهان)، گنجشگیر و حافظ شمالی، در ردۀ چهارم قرار دارد و کمترین میزان احساس امنیت در ناحیۀ ۲ از منطقۀ ۱ است که از محله‌‌های مرکز شهر (بازار)، خیابان طالقانی‌ و محلۀ سرقنات و بهشت زهرا تشکیل شده است.

بیشتر ساکنان ناحیۀ ۲ منطقۀ ۲ - که بیشترین میزان احساس امنیت را دارند – کسانی‌اند که به‌لحاظ اقتصادی و اجتماعی به نسبت دیگر مناطق شهر وضعیت بهتری دارند. این ناحیه در شهر به محلۀ بالانشین‌‌ها معروف است. وضعیت ناحیۀ ۱ منطقۀ ۲ هم به همین منوال است و سطح درآمدی این محله هم به نسبت نواحی منطقۀ ۱ بالاتر است. بیشتر ساکنان ناحیۀ ۳ منطقۀ ۱ هم از طبقۀ متوسط‌اند. ناحیۀ ۲ منطقۀ ۲ کمترین میزان احساس امنیت را داشته‌ است و به‌دلیل قرارگرفتن بازار در این محله همه گونه افرادی در آن رفت‌وآمد می‌‌کنند که احتمال دارد احساس امنیت پایین در آن به شلوغی‌اش مربوط باشد. همچنین ناحیۀ ۱ منطقۀ ۱ بیشتر به مناطق حاشیه‌نشین شهر منتهی است و بیشتر ساکنان آن خانواده‌‌هایی‌اند که در سال‌‌های اخیر از روستا‌‌ها به شهر آمده‌‌اند.

نتایج پژوهش نشان دادند بین جنسیت و میزان احساس امنیت تفاوت وجود دارد؛ بدین معنی که مردان امنیت بیشتری نسبت به زنان دارند که با نتایج پژوهش‌های نصیری‌هندخاله و همکاران (۱۳۹۶)، انتظاری و همکاران (1394)، پیرسون و بریتزک (2014) و راینا و سومبالی‌بان (2013) همسوست. همچنین بین تحصیلات و احساس امنیت تفاوت وجود دارد؛ بدین معنا که هرچه تحصیلات بالاتر رود میزان احساس امنیت نیز بالاتر می‌‌رود که با نتایج پژوهش سجادیان و همکاران (۱۳۹۴) هم‌‌راستاست و با نتایج پژوهش غضنفری و قاسمی‌‌کیا (1394) ناهمسوست. بین میزان درآمد و احساس امنیت نیز تفاوت وجود دارد؛ یعنی هرچه درآمد بالاتر رود، میزان احساس امنیت نیز بالاتر می‌‌رود که با نتایج پژوهش بزرگوار و همکاران (۱۳۹۶) همسوست.

بین نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها و احساس امنیت رابطه‌‌ای مشاهده نشد؛ اما نگرش مردم به تبعیدی‌‌ها با بعد قضایی و اعتقادی احساس امنیت رابطۀ معناداری داشت ولی در سایر ابعاد معنادار نبود. بین حضور افراد تبعیدی‌‌ در شهر با احساس امنیت رابطۀ معکوس و معنادار وجود دارد؛ یعنی هرچه احساس حضور افراد تبعیدی در محله‌ها بالاتر رود، احساس امنیت نیز کاسته می‌‌شود. همچنین بین حضور تبعیدی‌‌ها در شهر و بعد جانی و شغلی احساس امنیت رابطۀ معکوس و معنادار وجود دارد.

در پاسخ به این سؤال که چرا حضور افراد تبعیدی در شهر این پتانسیل را دارد که بر احساس امنیت شهروندان تأثیر بگذارد، باید چندین دلیل را ذکر کرد؛ 1- تبعیدی‌‌ها، افرادی با سابقۀ بزهکاری فراوان در شهر خود هستند که برای در امان ماندن مردم آن شهر و با هدف دورکردن آنها از اسباب جرم تبعید شده‌‌اند و هیچ تضمینی وجود ندارد که تخلفات و بزهکاری‌‌ها را در محیط تبعیدگاه تکرار نکنند و امنیت شهروندان را کاهش دهند. برای مثال آیا شخصی که در شهر خود مرتکب سرقت شده است، در تبعیدگاه توانایی دستبردزدن به خانه‌‌های مردم را ندارد؟

2- افراد تبعیدی به‌دلیل اینکه در تبعیدگاه بستگان یا خانه‌‌ای ندارند، مجبور می‌‌شوند خانه‌‌هایی را اجاره کنند و هزینه‌‌های بسیار بیشتری نسبت به شهروندان بومی بپردازند. این هزینه‌‌های بالا آنها را به سکونت در محله‌‌های حاشیه‌نشین شهر وادار می‌‌کند؛ همان محله‌هایی که دامن‌گیر فساد، اعتیاد و بزهکاری‌اند. زندگی در محله‌های حاشیه‌‌ای شهر به احتمال زیاد سبب آشنایی آنها با اراذل و اوباش و بزهکاران در این محله‌‌ها و تکرار تخلفاتشان در تبعیدگاه می‌شود.

3- یکی دیگر از دلایلی که افراد تبعیدی می‌‌توانند دست به تخلف بزنند و به‌دنبال آن امنیت را کاهش دهند، نبود نظارت‌‌های غیررسمی است که شامل همسایگان، خانواده، دوستان و هم‌محله‌ای‌‌ها می‌‌شود. غریبه‌بودن تبعیدی‌ها و نبودن این نظارت‌ها بر آنها سبب می‌‌شود راحت‌تر تخلف کنند.

با توجه به نتایج حاصل‌شده پیشنهاد‌‌های این پژوهش عبارت‌اند از:

۱- با توجه به نتایج این پژوهش که احساس حضور تبعیدی در شهر سبب کاهش احساس امنیت اجتماعی شهروندان می‌شود و آرامش خاطر آنان را بر هم می‌‌زند، لازم است شهر ایذه از لیست شهرهای تبعیدگاهی حذف شود.

۲- با توجه به اینکه عصر، عصر ارتباطات است و تبعید دیگر کارآیی لازم را ندارد، اگر احکامی جایگزین اینگونه حکم‌‌ها شوند، کارآیی بیشتری خواهند داشت.

۳- اگر قضات محترم به این نتیجه رسیدند که حکم تبعید همچنان در کاهش بزهکاری فرد مجرم کارآیی دارد، قبل از صدور حکم به فکر کار و نیازهای دیگر او در محیط تبعید‌‌گاه باشند تا فرد تبعیدی برای برآوردن نیاز‌‌های خود مجبور به بزهکاری نباشد.

۴- اگر قرار است همچنان حکم تبعید صادر شود، شهرهایی به‌منزلۀ تبعیدگاه انتخاب شوند که جرم و تخلف کمتری در آنها روی می‌‌دهد نه شهرهایی که خود در معرض انواع آسیب‌‌ و انحراف‌اند.

5- با توجه به نظریات پژوهش که تعریف هویت جداگانه و متمایز ازسوی افراد تبعیدی و در بعضی موارد مغایر با هویت مردم بومی سبب جدایی و ناسازگاری و ناامنی در این شهرها می‌شود، لازم است فعالیت‌‌های فرهنگی ویژه‌‌ای برای همسازی و هماهنگی فرهنگی و هویتی انجام شوند.

6- نظارت ویژه‌‌ای بر رفت‌وآمد آنها صورت گیرد و به آنها اجازه ندهند در هر شغلی ازجمله مشاغل عمومی مانند رانندگی تاکسی شخصی و... فعالیت کنند.

7- اختصاص بودجه‌‌ای جداگانه به‌وسیلۀ قوه قضاییه به شهرهای تبعیدگاهی برای کاهش آسیب‌‌هایی که ممکن است این افراد در محیط تبعیدگاه ایجاد کنند.

8- مسئولان اجرایی و انتظامی شهری برای افزایش احساس امنیت شهروندان برنامه‌ریزی‌‌های لازم ازجمله گشت‌‌های منظم پلیس و ایجاد کلانتری‌‌ها در محله‌های شهری را انجام دهند.

9- با توجه به اینکه احساس امنیت در منطقۀ ۱ از منطقۀ ۲ کمتر است، ضروری است برنامه‌‌هایی برای توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این مناطق تدارک دیده شوند.



[1] همۀ این جرائم براساس مستندات دادسرای انقلاب اسلامی شهرستان ایذه بیان شده‌اند.

[2]Paydar et al.

[3]Tandogan & Ilhan

[4] Mazlaghani

[5]Pearson & Breetzke

[6] Raina & Sumbali Bhan

احمدی، ح. (1384). جامعه‌شناسی انحرافات، تهران: سمت.

احمدی‌موسوی، م.؛ کارگربیده، ش. و مظفر، ع. (1394). «عوامل مؤثر بر افزایش امنیت اجتماعی و چالش‌‌های فراروی آن در پرتو پیشگیری خانواده‌مدار»، فصلنامۀ علمی-ترویجی بصیرت و تربیت اسلامی، س 12، ش 33، ص 99-75.

استرآبادی، م. (۱۳۷۷). جهانگشای نادری، تصحیح سید عبدالله انور، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

انتظاری، ع.؛ اسدپور، ع. و احمدی‌آهنگ، ک. (1394). «احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن با تأکید بر نقش پلیس؛ موردمطالعه: شهر نور»، فصلنامۀ انتظام اجتماعی، س 7، ش 4، ص 34-7.

ایمانی، ع. (۱۳۸۳). فرهنگ اصطلاحات حقوق کیفری، تهران: گنج دانش.

ایمانی، ب.؛ کانونی، ر.؛ حبیب‌زاده، ع. و مسلمی‌پور، آ. (1394). «سنجش احساس امنیت در مناطق شهری؛ مطالعۀ موردی: شهر اردبیل»، پژوهشنامۀ جغرافیای انتظامی، س 3، ش 10، ص 34-1.

باپیری، الف.؛ کمربیگی، خ. و درویشی، ف. (1394). «بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی و برخی عوامل مرتبط با آن؛ مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه‌‌ها و مراکز آموزشی استان ایلام»، فرهنگ ایلام، د 16، ش 47 و 46، ص 90-75.

بخارایی، الف. (1386). جامعهشناسی انحرافات اجتماعی در ایران، تهران: پژواک جامعه.

بزرگوار، ع.؛ زیاری، ک. و تقوایی، م. (1396). «سنجش احساس امنیت شهروندان در شهر جدید هشتگرد»، نشریۀ علمی-پژوهشی مدیریت شهری، ش 39، ص 385-367.

بشارتی‌فرد، الف. (1396). «بررسی عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی شهروندان 18 سال به بالای شهرستان اندیمشک»، ماهنامۀ پژوهش‌‌های تاریخی، اجتماعی و سیاسی، ش 1، ص 83-65.

بهیان، ش. و فیروزآبادی، آ. (۱۳۹۲). «بررسی عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی در شهرها؛ مطالعۀ موردی: شهر کرمان»، فصلنامۀ مطالعات جامعهشناختی شهری، ش 3، ص ۱۲۲-۱۰۳.

تنهایی، ح.؛ ادهمی، ع. و بختیاری، ح. (1393). «بررسی تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی ساکنان بالای 18 سال شهر قزوین»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی مطالعات امنیت اجتماعی، ش 40، ص 38-1.

جعفری‌لنگرودی، م. (۱۳۷۸). مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران: گنج دانش.

حبیب‌زاده، الف. و رجبی‌ویسرودی، ب. (1393). «بررسی رابطۀ بین اعتماد اجتماعی به پلیس و مشارکت شهروندان در ارتقای امنیت عمومی»، فصلنامۀ دانش انتظامی، س 16، ش 3، ص 60-45.

خورشیدی، ع.؛ قنبری، ع. و زارع‌مهدوی، ق. (1392). «تأثیر اقدامات پدافند غیرعامل بر امنیت اجتماعی تهران»، فصلنامۀ انتظام اجتماعی، س 5، ش 2، ص 66-43.

داوری، م. و سلیمی، ع. (۱۳۹۱). جامعهشناسی کجروی، تهران: حوزه و دانشگاه.

دسترنج، م. (1393). «بررسی عوامل مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی در بین جوانان شهر لار (فارس) و بستک (هرمزگان) با تأکید بر رسانه‌های جمعی»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی مطالعات امنیت اجتماعی، ش 40، ص 174-149.

ذاکری‌ماهانه، ر. (1390). بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن؛ مطالعۀ موردی: شهر یزد، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد.

زارع‌شاه‌آبادی، الف. و ترکان، ر. (1394). «بررسی رابطۀ احساس امنیت اجتماعی و نظام ارزشی جوانان؛ مطالعه‌‌ای دربارۀ دانشجویان دانشگاه یزد»، مجلۀ مطالعات اجتماعی ایران، د 9، ش 1، ص 127-103.

زنگی‌آبادی، ع. و زنگنه، م. (1390). «سنجش احساس امنیت اجتماعی در بین شهروندان شهر‌‌های کوچک و مرزی؛ مطالعۀ موردی: شهر خواف»، فصلنامۀ دانش انتظامی، س 13، ش 1، ص 65-41.

سادات‌بیدگلی،‌ م. (۱۳۹۵). «تحلیل ملاک‌‌های انتخاب تبعیدگاه برای تبعیدیان دورۀ پهلوی اول»، فصلنامۀ علمی-ترویجی مطالعات تاریخ انتظامی، س 3، ش 9، ص 22-1.

سادات‌بیدگلی، م. (1396 الف). «تحلیل مجازات تبعید در دورۀ پهلوی اول»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی گنجینۀ اسناد، س 27، ش 4، ص 43-20.

سادات‌بیدگلی، م. (1396 ب). «تحلیل مؤلفه‌‌های تبعید مخالفان سیاسی در دورۀ پهلوی اول (تبعیدی، تبعیدگاه و علت تبعید)»، دوفصلنامۀ تحقیقات تاریخ اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، س 7، ش 2، ص 134-111.

ستوده، هـ. (1396). آسیبشناسی اجتماعی (جامعهشناسی انحرافات)، تهران: آوای نور.

سجادیان، ن.؛ نعمتی، م.؛ شجاعیان، ع. و اورکی، پ. (1394). «ارزیابی نقش طایفه‌گرایی در احساس امنیت اجتماعی؛ مطالعۀ موردی: شهر ایذه»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی اطلاعات جغرافیایی سپهر، د 24، ش 94، ص 76-59.

شاکری، الف. و شاهد، ب. (۱۳۹۰). «نقدی بر مجازات تبعید در فقه و حقوق ایران»، دوفصلنامۀ علمی-تخصصی علامه، س 11، ش 1، ص 24-1.

شرف‌‎الدین، ح. (1377). «نگرش»، مجلۀ معرف، ش 25، ص 89-86.

صدیق‌سروستانی، ر. (1389). آسیبشناسی اجتماعی (جامعهشناسی انحرافات اجتماعی)، تهران: سمت.

عطارزاده، م. (1387). «امنیت، مشارکت مدار دینی»، فصلنامۀ تخصصی-کاربردی مطالعات امنیت اجتماعی، معاونت اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)، ش 14، ص 37-11.

غضنفری، هـ. و قاسمی‌‌کیا، م. (1394). «تأثیر پیشگیری غیرکیفری بر میزان احساس امنیت در میان جوانان شهر بروجرد»، پژوهش‌‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، س 4، ش 1، ص 182-167.

کلهر، ح. و کلهر، ح. (1394). «بررسی کارآیی کیفر تبعید در عصر ارتباطات»، اولین کنفرانس حقوقی و امور قضایی، مؤسسۀ اطلاع‌رسانی نارکیش، https://www.civilica.com/Paper-LAWCONF01-LAWCONF01_011.html.

مصطفی‌پور، ع. (1392). «تبعید زانی بکر و احکام آن»، فصلنامۀ فرهنگ جهاد، س 17، ش 3 و 4، ص 44-12.

مظلوم‌خراسانی، م. و اسماعیلی، ع. (1389). «بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی زنان شهر مشهد در سال ۱۳۸۶-۱۳۸۵ و عوامل مؤثر بر آن»، مجلۀ علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، س 7، ش 2، ص 251-219.

مکانیکی، ج.؛ کاوسی، الف. و احتشام، س. (1394). «بررسی تأثیر کالبد شهر در ایجاد یا تقویت حس امنیت زنان؛ نمونۀ موردی: مناطق 1 و 2 شهر بیرجند»، فصلنامۀ دانش انتظامی خراسان جنوبی، س 4، ش 1، ص 102-89.

میرزایی، ح. و حسنوند، الف. (1391). «بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی؛ مطالعۀ تطبیقی دهستان مرکزی شهرستان سلسله و شهر الشتر»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی مطالعات امنیت اجتماعی، ش 32، ص 155-133.

نامنی، الف.؛ نامنی، ر. و غربی، م. (1397). «بررسی تأثیر طرد اجتماعی غربت‌‌ها بر احساس امنیت اجتماعی ساکنین شهر سبزوار»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی مطالعات امنیت اجتماعی، ش 53، ص 62-33.

نبوی، ع؛ حسین‌‎زاده، ع. و حسینی، هـ. (1389). «بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی»، مجلۀ علمی-پژوهشی جامعهشناسی کاربردی، س 21، ش 4، ص 96-73.

نصری، ق. (1390). درآمدی نظری بر امنیت جامعه‌‌ای (مفاهیم، مؤلفه‌‌ها و نظریه‌‌ها)، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

نصیری‌هندخاله، الف.؛ جلالیان، الف. و گنجی، ن. (1396). «بررسی احساس امنیت اجتماعی در شهر‌‌های مرزی؛ مطالعۀ موردی: شهر پیرانشهر»، فصلنامۀ علمی-ترویجی علوم و فنون مرزی، س 8، ش 3، ص 148-129.

نویدنیا، م. (1382). «درآمدی ‌‌بر امنیت اجتماعی»، فصلنامۀ مطالعات راهبردی، ش 19، ص 77-55.

هاشمی‌نسب، س. (1394). بررسی عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با احساس امنیت اجتماعی دختران دبیرستانی شهر شیراز، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد.

هزارجریبی، ج.؛ کشوری‌چرمی، م.؛ فاروقی، الف. و متقدم، ع. (۱۳۹۳). «بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن؛ مطالعۀ موردی: شهر تهران»، فصلنامۀ برنامهریزی رفاه و توسعۀ اجتماعی، ش ۲۰، ص ۴۱-۳.

Mazlaghani, H. (2014) Feeling of Safety and Fear in a City a Comparison Study Between Two City Disticts in Tehran and Stockolm, Thesis for the Degree of M.a, Faculty of Landscape Architecture, Horticulture and Crop Production Science, Swidish University.

Paydar, M. Kamani-Fard, A. &.Etminani-Ghasrodashti, R. (2017) “Perceived Security of Women in Relation to their Path Choice toward Sustainable Neighborhood in Santiago, Chile.” Cities, 60: 289-300.

Pearson, A. L. & Breetzke, G. D. (2013) “The Association between the Fear of Crime and Mental and Physical Wellbeing in New Zealand.” Journal Applied Geography, 46: 45-52.

Raina, S. & Sumbali Bhan, K. (2013) “A Study of Security-Insecurity Feelings among Adolescents in Relation to Sex, Family System and Ordinal Position.” International1 Journal of Educational Planning & Administration, 3 (1): 51-60.

Tandogan, O. Simsek, I. B. (2016) "Fear of Crime in Public Spaces: From the View of Women Living in Cities", World Multidisciplinary Civil Engineering-Architecture-Urban Planning Symposium, 2011-2018.

www. Amar.org.

www.lmo.ir.