بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی با ترس از جرم بین سالمندان شهر شیراز

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج

2 دانشیار گروه جامعه شناسی دنشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج

3 گروه جامعه شناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج

چکیده

در این پژوهش، رابطۀ ترس از جرم بین سالمندان شهر شیراز و برخی متغیرهای مؤثر بر آن نظیر سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی بررسی شده است. پژوهش با استفاده از روش پیمایشی انجام شده و نمونۀ پژوهش 330 نفر بوده است که از بین افراد 65 سال به بالا در شهر شیراز به شیوۀ نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شده است. داده‌های موردنیاز ازطریق پرسش‌نامه جمع‌‎آوری شده‌اند. با استفاده از نرم‌افزارهای آماری در دو بخش توصیفی و استنباطی، داده‌های جمع‌آوری شده تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان ‌می‌دهند در نمونۀ مطالعه‌شده ترس از جرم در دو بعد اعمال و اشخاص شامل ترس از حملۀ فیزیکی (5/35%)، ترس از توهین (57%)، ترس از سرقت وسایل (5/44%)، ترس از کلاه‌برداری (7/56%) و ترس از جیب‌بری (4/59%) بین سالمندان وجود دارد. در بخش استنباطی با استفاده از رویکرد مدل‌سازی معادلۀ ساختاری کوواریانس‌محور، ‌تأثیر متغیرهای مستقل پژوهش (سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی) بر متغیر وابسته بررسی شد. نتایج بیان می‌کنند اثر متغیر سرمایۀ اجتماعی بر ترس از جرم معکوس و معنادار و اثر متغیر سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم معکوس و غیرمعنادار است. متغیرهای مستقل پژوهش در مجموع در حد 14 درصد توان تبیین واریانس متغیر ترس از جرم را دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating the Relationship between Social and Cultural Capitals and Fear of Crime among Elderly People in Shiraz

نویسندگان [English]

  • ramin moradi 1
  • sirous ahmadi 2
  • simin jamnejad 3
1 Assistant Professor, Department of Social Sciences, Faculty of Humanities, Yasouj University
2 Associate Professor of Sociology, Faculty of Humanities, Yasouj University
3 Department of Sociology, Faculty of Humanities, Yasouj University
چکیده [English]

Introduction
Fear of crime is fundamentally an emotional reaction accompanied with danger and anxiety. This phenomenon is not necessarily a real fear and it could be an expected one. Theoretically, women and the elderly are more exposed to crime, and based on the valid documents, they have a higher fear of crime than others, because they are more vulnerable. Fear of crime as a social construct is affected by several factors and it seems that it could be additionally influenced by social and cultural capitals. When people get aged, they normally experience an unwelcome decrease in social networks that results from retirement, loneliness, or losing spouse. All of these experiences lead to the decline of social support. Accordingly, social isolation, and smaller social networks bring about fear of crime among the elderly people. Furthermore, having cultural capital means increasing information and cognitive potency. Naturally, growing information and cognitive strength equip individuals with some needed capabilities and skills for facing everyday life problems like fear of crime, because they are more able than others to distinguish the problem and to find suitable solutions for encountering them. As a result, the main goal of this research is to investigate the relationship between social and cultural capitals with fear of crime among the elderly people in Shiraz. 
 



Material & Methods
This cross-sectional survey was carried out on 330 aged people over 65 years old in Shiraz who have been selected by using the multi-stage random sampling method. In order to measure fear of crime, a researcher-made questionnaire was used. This questionnaire included two dimensions of fear of persons and fear of properties, and had 10 items. The respondents were told to respond whether they have recently felt fear of crime in the following items: extortion, assault, street annoyance, threat, insult, theft, fraud, defalcation, vandalism, and pick pocketing. The measurement was a dichotomous nominal type of yes=1 and no=0 and thus the range was between 0 and 1. For measuring the social capital, the questionnaire of social capital developed by Onyx and Bullen (2000) was utilized. This questionnaire was used earlier in Iran and its psychological properties had been calculated. Finally, for the assessment of the cultural capital, a researcher-made questionnaire including three dimensions of embedded, objectified, and institutionalized cultural capitals with 15 items were applied. For measuring the validity and the reliability, content validity and Kuder-Richardson coefficient were applied respectively.
 
Discussion of Results & Conclusions
Based on the descriptive findings of the research, most of the participants in terms of gender, employment, education, ethnicity, marital status, were male, retired, less than diploma, Fars, and living without spouse, respectively. Moreover, the findings showed that, the pick pocketing (59.4%), insults (57%), and fraud (56.7%) were the most frequent, and extortion (15.8%) was the least frequent of fear of crime among the respondents. On the other hand, the inferential research findings using structural equation modeling (SEM) by Amos software indicated that social capital statistically has a significant effect on fear of crime but there is no significant relationship between cultural capital and fear of crime. It should be mentioned that the independent variables in general, were able to explain 0.14 of the variance of the dependent variable of fear of crime. Among the demographic variables, age, sex, and education showed a significant effect on fear of crime so that fear of crime among women was more than men, with going up the age, fear of crime increased, and finally the more education the elderly had, the less fear of crime they would experience. Based on the results, although the significant effect of social capital on fear of crime on the theoretical framework was totally predictable, the lack of significant effect of cultural capital on fear of crime was unforeseeable. For justifying this research finding, some considerations must be regarded. First, according to some scholars, in some situations the cultural capital is used as an exhibition of property, lifestyle, and behavior so those well-off situations are shown to others for getting affirmation. In such a frame, cultural capital increases fear of crime instead of decreasing it. Second, as it was mentioned earlier, cultural capital means increasing the cognitive potency. Therefore, the more the elderly have cultural capital, the more they are able to understand the problems and difficulties of the society like the youth unemployment, inflation, poverty, social pathologies and so on. As a result, they feel more fear of crime. Third, after controlling the demographic variable of gender, it turned out that the score of the cultural capital among women is significantly more than men. Also, women are weaker than men physically and feel fear of crime automatically more than men. This research finding, showing the lack of the significant effect of cultural capital on fear of crime, is justified.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Fear of Crime
  • elderly
  • Social Capital
  • Cultural Capital

مقدمه و بیان مسئله

ازنظر بسیاری پژوهشگران، یکی از مسائل زندگی در مناطق شهری وجود زمینه‌های اجتماعی، جمعیتی و فیزیکی خاصی است که سبب شکل‌گیری احساسات ناخوشایندی ازجمله ترس از جرم بین شهروندان ‌می‌شود. یکپارچگی اجتماعی اندک، تراکم جمعیتی و سکونتی، ناهمگونی قومی، سنی و درآمدی، تعدد ساختمان‌ها، ارائه‌نشدن خدمات مناسب و... ازجمله عواملی‌اند که زمینه‌ساز شکل‌گیری ترس از جرم بین شهروندان ‌می‌شوند (Micheli et al., 2004). گاروفالو ترس از جرم را واکنشی هیجانی در نظر ‌می‌گیرد که با احساس خطر و اضطراب همراه است (Garofalo, 1981: 840). ترس از جرم لزوماً یک ترس واقعی نیست و ‌می‌تواند ترس انتظاری نیز باشد. ترس از جرم مانند خود ترس پدیدۀ پیچیده‌ای است که ‌می‌تواند بیان‌کنندۀ برداشت ما از خطر، ترس از قربانی‌شدن در برابر جرائم (مالی یا جسمی)، سیاست‌گذاری‌های عمو‌می ‌و در کل نگرانی از زندگی باشد. چنین پدیده‌ای نشان می‌دهد افراد از اینکه قربانی جرم شوند چقدر هراس دارند و این موضوع تا چه اندازه بر امنیت و آرامش زندگی‌شان ‌تأثیر دارد (نیازی و همکاران، 1396: 53). به‌لحاظ نظری، ترس از جرم و شیوع آن بین گروه‌های مختلف جامعه، سازه‌ای اجتماعی - روانی است که از عوامل مختلفی ‌تأثیر می‌گیرد. از این منظر، زنان و سالمندان به‌طور عمده بیشتر در معرض جرم قرار دارند و ترس از جرم نیز در میان آنها بیشتر گزارش شده است. در تبیین چنین وضعیتی گفته ‌می‌شود طبق فرضیۀ آسیب‎‌پذیری، کسانی که در مقایسه با دیگران خود را آسیب‌پذیرتر تصور می‌کنند، احساس ناامنی بیشتری می‌کنند (Baur, 2007; Fergosen & Mindel, 2007: 334). این گروه‌ها از دو منظر آسیب‌پذیرند: یکی آسیب‌پذیری فیزیکی که به معنای بی‌دفاع بودن در برابر حملات، نداشتن توانایی مقابله با حملات و روبه‌رو شدن با پیامدهای دهشتناک فیزیکی (و احتمالاً عاطفی) ناشی از حملات است و مورد دیگر آسیب‌پذیری اجتماعی است که این ایده را مطرح می‌کند که امکان دارد افراد به‌دلیل آنچه هستند، بیشتر در معرض تهدید قربانی‌شدن باشند و به‌دلیل این موقعیت، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی قربانی‌شدن بر دوش آنها بیشتر از دیگران سنگینی می‌کند (McCrea et al., 2005). از این لحاظ، زنان و افراد مسن به‌لحاظ فیزیکی آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به سایر افراد دارند (Killias & Clerici, 2000). بر این اساس، برخی پژوهشگران (Doran & Burgess, 2012; Garofalo,1981; Bigala & Ayiga, 2014; Dong, 2015). ترس از جرم را چالشی جدی برای زندگی سالمندان دانسته‌اند. در ایران نیز پزوهشگرانی نظیر مدیری (1385)، سراج‌زاده و گیلانی (1388)، سهراب‏زاده و همکاران (1393)، فلاحتی (1394) و شکوری‌اصل (1395) این پدیده را بین زنان بررسی کرده‌اند. با وجود این، پژوهش‌های اندکی در زمینۀ ترس از جرم بین سالمندان انجام شده است. این در حالی است که امروزه تقریباً در تمام کشورهای جهان، نسبت جمعیت سالمندان به‌سرعت در حال افزایش است. برحسب مستندات، جمعیت سالمندان جهان به‌‎زودی به رقم یک میلیارد نفر خواهد رسید (Dong, 2017: 4). در ایران نیز جمعیت سالمندان به‌سرعت در حال افزایش است؛ به‌گونه‌ای که درصد جمعیت سالمندان از 3 درصد در سال 1365 با رشد 100‌‎درصدی، به 1/6 درصد در سال 1395 رسیده است (مرکز آمار ایران، 1396) و پیش‎بینی ‌می‌شود در سال 1405 به 9 درصد کل جمعیت برسد که در این صورت جمعیت ایران به‌لحاظ پارامترهای جمعیت‌شناختی، اساساً جمعیتی سالمند محسوب ‌می‌شود. در ظاهر به نظر ‌می‌رسد از یک طرف سالمندی به‌خودی‌‎خود امری طبیعی و مرحله‌ای از زندگی اجتماعی است و ازطرف دیگر، ترس از جرم پدیده‌ای است که ممکن است بین گروه‌های سنی مختلف بروز کند؛ اما کیفیت زندگی سالمندی و شدت و ضعف ترس از جرم در جوامع مختلف سبب ‌می‌شود مطالعۀ ترس از جرم در ایران اهمیت مضاعفی پیدا کند. شرایط سالمندان در جامعۀ ایران نسبت به سایر کشورها خاص‌تر به نظر ‌می‌رسد. مشاهدۀ نتایج یک پژوهش جامع که به روش فراتحلیل (طی سال‌های 1384 تا 1394) در ایران با تمرکز بر سالمندآزاری در حوزه‌های مالی، جسمی، روانی، عاطفی، طردشدگی و سلب اختیار انجام شده است، نشان ‌می‌دهد میزان شیوع کلی سالمندآزاری در ایران 4/56 درصد است (مولایی و همکاران، 1396). در جامعۀ ایران سالمندان گروه مرجع و محترمی محسوب ‌می‌شوند و ازنظر دینی و ملی بر احترام به آنها تأکید شده است؛ درنتیجه، حساسیت و توجه به مسائل اجتماعی زندگی آنان ضروری به نظر ‌می‌رسد. با توجه به تغییرات مربوط به شرایط محیط اجتماعی و تغییر در شرایط زندگی سالمندان، شیوع ترس از جرم بین آنها چندان دور از انتظار نیست. ضمن آنکه تغییر ساختار خانواده در جهان و ایران از خانوادۀ گسترده به خانوادۀ هسته‌ای و مشکلات ناشی از ماهیت زندگی شهری، زمینه‌ساز سست‌شدن پیوند بین سالمندان و فرزندان در سنی شده است که به حمایت و توجه اطرافیان نیاز دارند. در چنین شرایطی سالمندان ممکن است با از دست دادن شبکۀ روابط اجتماعی خود با دیگران دچار نوعی انزوای اجتماعی شوند. چنین تغییراتی در زندگی سالمندان در حالی به وقوع پیوسته است که گزینه‌های جایگزین برای نگهداری از سالمندان نظیر سراهای سالمندان ازطرف عموم مردم پذیرفته نشده‌اند و سالمندان خود را تنها و رهاشده و محروم از ساختاری حمایتگر احساس می‌کنند که بتواند جایگزین شبکه‌های ازدست‌رفته باشد. بر این اساس سالمندان در سنی که به برقراری ارتباط و دریافت حمایت از اطرافیان نیاز دارند، تنها ‌می‌مانند. در این وضعیت به گمان پاتنام وقتی افراد مسن ‌می‌شوند، نوعی کاهش ناخواسته در شبکه‌های اجتماعی را تجربه ‌می‌کنند که ناشی از بازنشستگی، تنهایی و تجربۀ از دست دادن همسر است. همۀ این تجارب، سبب کاهش حمایت اجتماعی‌ می‌شود. بر این اساس، انزوای اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی کوچک‌تر سبب کاهش سرمایۀ اجتماعی ‌می‌شوند که این امر به نوبۀ خود سبب افزایش ترس از جرم در افراد مسن ‌می‌شود (Putnam, 2000)؛ توضیح اینکه سرمایۀ اجتماعی جنبه‌هایی از سازمان اجتماعی مانند شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد است که سبب تسهیل هماهنگی و همکاری برای سود دوجانبه ‌می‌شود. این جنبه‌های سرمایۀ اجتماعی به‌منزلۀ بازدارنده‌های ترس از جرم عمل ‌می‌کنند و سبب رابطۀ معکوس بین سرمایۀ اجتماعی و ترس از جرم در سالمندان ‌می‌شوند (Franklin et al., 2008; Oh & Kim, 2008; Scarborough et al., 2010). نکتۀ جالب‌توجه دیگر این است که طبق دیدگاه‌های نظریه‌پردازانی نظیر بوردیو (1977 به نقل از موحد و همکاران، 1391) و ریتزر (1389)، مهارت‌های آموزشی سبب افزایش آگاهی و شناخت افراد و سرمایۀ فرهنگی‌شان ‌می‌‌شود. این سرمایه به نوبۀ خود به افراد کمک ‌می‌کند ارزیابی مناسبی از موقعیت‌های مختلفی داشته باشند که ممکن است با آنها روبه‌رو شوند و بتوانند در موقعیت‌های ناشناخته واکنش مناسبی نشان دهند؛ به‌گونه‌ای که کیفیت زندگی‌شان از نوسانات ناشی از رویارویی نامناسب تأثیر نگیرد. در توضیح رابطۀ این دو نوع سرمایه با ترس از جرم ‌می‌توان گفت ترس از جرم مانند بسیاری از کنش‌های دیگر در بستر اجتماعی شکل ‌می‌گیرد و به‌منزلۀ الگویی رفتاری در زندگی اجتماعی نمود پیدا ‌می‌کند. دامنۀ تعاملات افراد، مشارکت و پیوند آنها با جامعه، اعتماد به جهان پیرامون و... در شکل‌گیری انواع الگوی رفتاری مؤثر است. همچنین چگونگی رویارویی با موقعیت‌های گوناگون، از عادت‌واره‌هایی تأثیر می‌گیرد که هر فرد در جریان زندگی اجتماعی به آنها مجهز ‌می‌شود؛ درواقع، الگوهای کنش و برداشت و تفسیر فرد از جهان پیرامون تا حد زیادی از مناسبات اجتماعی با دیگران و تعلق و پیوند با جهان اجتماعی اثر می‌گیرد؛ درواقع، سرمایۀ اجتماعی به فرد کمک ‌می‌کند بتواند در قالب برقراری پیوند و تکیه به دیگران و اعتماد به آنها، فرصت‌های بیشتری برای زندگی بهتر و کاستن از وضعیت‌های ناخوشایند به دست آورد؛ از‌این‌رو، به نظر ‌می‌رسد بتوان بین میزان ترس از جرم به‌منزلۀ یک وضعیت ناخوشایند با سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی پیوند برقرار کرد. توضیح اینکه برخورداری از سرمایۀ فرهنگی که رشد آگاهی و شناخت، بخشی از مضمون درونی آن را تشکیل ‌می‌دهد، به افراد کمک ‌می‌کند بتوانند جهت‌گیری و برداشت مناسبی از وضعیت‌های ناخوشایند نظیر ترس از جرم داشته باشند.

مباحث ذکرشده نشان ‌می‌دهند ترس از جرم به‌منزلۀ پدیده‌ای اجتماعی ‌می‌تواند بر زندگی گروه‌های آسیب‌پذیری نظیر سالمندان ‌تأثیر بگذارد؛ بنابراین، در این پژوهش وضعیت ترس از جرم بین سالمندان شهر شیراز و برخی عوامل اجتماعی مرتبط با آن نظیر سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی بررسی ‌می‌شود.

 

پیشینۀ پژوهش

برخی پژوهشگران موضوع ترس از جرم و عوامل فردی و زمینه‌ای مؤثر بر آن را بررسی کرده‌اند. ربانی‌خوراسگانی و همتی (1387) عوامل جامعه‌شناختی ترس از جرم را بین شهروندان زنجانی بررسی کرده‌اند. یافته‌های این پژوهش نشان ‌می‌دهند احساس ترس به میزان کمی میان این پاسخگویان وجود دارد و عوامل فردی (مانند سن، جنس، درآمد، خانوار، تحصیلات) در مقایسه با عوامل زمینه‌ای (مانند تلقی از خطر قربانی‌شدن، رضایت از محل، نگرش به پلیس و منطقۀ سکونت) توان تبیینی لازم را ندارند. پژوهش عبدالله‌پور (1391) نشان ‌می‌دهد متغیرهای سن، جنس، تحصیلات، نگرش مثبت به پلیس و بی‌نظمی ‌در محله و تجربۀ قربانی‌شدن فردی و همچنین تجربۀ قربانی‌شدن اعضای خانواده، درتبیین میزان ترس از جرم بین شهروندان شهر ساری نقش تبیین‌کننده‌ای داشته‌اند. نتایج پژوهش احمدی و درفشان (1392) نیز نشان ‌می‌دهند بین متغیرهای تعلق خاطر به محله، روابط همسایگی، بی‌نظمی فیزیکـی، بی‌نظمی اجتماعی، تنوع قومیتی محلۀ سکونت و رضایت از پلیس با ترس از جرم رابطۀ معناداری وجود دارد. شیلدز و همکاران[1] (2013) نشان داده‌اند ترس از جرم تنها با متغیر جمعیت‌شناختی تحصیلات رابطۀ معناداری دارد و با سایر متغیرها ازجمله شبکه‌های اجتماعی غیررسمی ‌رابطۀ معناداری ندارد.

برخی پژوهشگران به ترس از جرم و سرمایۀ اجتماعی توجه کرده‌اند. یافته‌های پژوهش فرگوسن و میندل[2] (2007) نشان ‌می‌دهند سالمندانی که سرمایۀ اجتماعی بیشتری داشتند، خشونت و بی‌انضباطی کمتری را در محله تجربه کردند و شبکه‌های حمایتی بیشتری داشتند. کروگر و همکاران[3] (2007) نیز ترس از جرم را بین سالمندان بررسی کردند. نتایج پژوهش آنها نشان می‌دهند سالمندانی که حمایت اجتماعی بیشتری از جانب دوستان و اعضای خانواده دریافت کرده بودند، ترس از جرم کمتری را در مقایسه با دیگران تجربه کرده بودند. لی[4] (1983) از شش بعد انسجام اجتماعی برای پیش‌بینی ترس از جرم استفاده کرد و نشان داد در اساس، چهار بعد انسجام اجتماعی رابطۀ منفی با ترس از جرم داشتند و این امر در هردو گروه زنان و مردان صادق بود.

موضوع دیگری که پژوهشگران به آن توجه کرده‌اند، نگرش به پلیس و ترس است. حمیدی‌فر و همکاران (1396) نشان دادند داراﺑـﻮدن ﺳـﻼﻣﺖ روان و داﺷـﺘﻦ ﻧﮕـﺮش ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﻠﻴﺲ و اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ آن ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ به‌منزلۀ ﺑﺎزدارﻧـﺪۀ ﺗـﺮس از ﺟـﺮم و اﻳﺠـﺎد اﺣﺴـﺎس اﻣﻨﻴـﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﻴﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﺪ. نورتون و کورلندر[5] (1982) نشان دادند ارتباط با پلیس در حال گشت‌زنی سبب کاهش ترس از جرم ‌می‌‌شود. کندی و سیلورمن[6] (1984) نشان دادند افرادی که خود را در معرض جرم ‌می‌بینند، احساس رضایت کمتری نسبت به عملکرد پلیس دارند.

ترس از جرم و محیط نیز موضوع مدنظر برخی پژوهشگران بوده است. جهانی (1390) ترس از جرم در فضاهای عمو‌می ‌شهر مشهد و عوامل موثر بر آن را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان ‌می‌دهند میانگین ترس از جرم در فضای عمو‌می ‌داخل محله‌ها 1/33 درصد و میانگین ترس از جرم در فضای عمو‌می ‌خارج از محله‌ها 1/45 درصد بوده است. در همین زمینه سستو و بمزر[7] (2016) نیز در پژوهشی در سوئد به این نتیجه رسید که نواحی متروک به‌ویژه در نزدیکی پمپ بنزین‌ها بیشترین میزان احساس ترس از جرم را بین سالمندان ایجاد ‌می‌کنند.

ترس از جرم و جنسیت نیز در پژوهش‌های مختلف بررسی شده است. صادقی‌فسایی و میرحسینی (1388) نشان دادند نوع جامعه‎‌پذیری، تجربۀ خشونت، ترس از تجاوز جنسی، معماری و طراحی مردانۀ شهرها و وجودنداشتن حمایت‌های قانونی، دلایل اصلی ترس زنان از جرم‌اند. نتایج پژوهش علیخواه و نجیبی‌ربیعی (1385) نشان ‌می‌دهند حدود نیمی ‌از زنان به هنگام تردد در شهر احساس امنیت ندارند. دی‌داندر و همکاران[8] (2005) در پژوهشی در بلژیک که دربارۀ 4747 نفر از زنان و مردان سالمند 60 تا 103 ساله انجام دادند، نشان دادند متغیر جنسیت همبستگی معناداری با ترس از جرم دارد و طی آن ترس از جرم بین زنان بیشتر از مردان است. احمدی و همکاران (1388) نیز ترس از جرم را در مناطق جرم‌خیز شهر شیراز بررسی کردند. یافته‌های این پژوهش نشان ‌می‌دهند ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻱ ﻓﺮﺩﻱ، ﺟﻨﺴﻴﺖ ﺭﺍﺑطۀ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﺩﺍرد ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ ﺭﺍ ﺑـیشتر ﺍﺯ ﺯﻧـﺎﻥ ﮔـﺰﺍﺭﺵﮐﺮﺩﻩ‌ﺍﻧﺪ.

تحلیل و بررسی مطالعات پیشین بیان‌‌کنندۀ این است که با وجود ﺭﺷﺪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪﺍﻥ ﺩﺭ ایران و جهان، ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﮐﺎﻓﻲ دربارۀ آنها ﺑﻪ‌منزلۀ ﮔﺮﻭﻩ ﺁﺳﻴﺐﭘﺬﻳﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، انجام نشده است. اندک مطالعات موجود که به‌طور مستقیم بر سالمندان متمرکز بوده‌اند، سالمندآزاری را بررسی کرده‌اند. وجه تمایز پژوهش حاضر از پژوهش‌های پیشین این است که بر سالمندان تمرکز دارد و تلاش ‌کرده است ‌تأثیر متغیرهای روابط اجتماعی و اعتماد به توانایی‌های فردی را بر ترس از جرم بررسی کند، چشم‌اندازی روشن از یکی از مسائل اجتماعی آنان یعنی ترس از جرم در جامعۀ شهری ارائه دهد و برخلاف پژوهش‌های پیشین، ضرورت تمرکز بر مسائل و مشکلات این قشر اجتماعی را به محافل علمی ‌کشور گوشزد کند.

 

چارچوب نظری

در تبیین ترس از جرم و عوامل مؤثر بر آن دیدگاه‌های مختلفی ارائه شده‌اند که هر کدام برخی متغیرها را مؤثر یا دارای رابطۀ با ترس از جرم می‌دانند. در این بخش این دیدگاه‌های نظری به‌صورت اجمالی بررسی ‌می‌شوند: نظریۀ آسیب‌پذیری بر این فرض استوار است که گروه‌های مختلف اجتماعی - جمعیتی، سطوح مختلفی از ترس از جرم را تجربه و آن را به گونه‌های مختلفی ابراز ‌می‌کنند (Liska et al., 1988). نظریۀ رسانه، نظریۀ دیگری است که براساس آن ترس از جرم محصول در معرض بودن رسانه‌هاست (Killias & Clerici, 2000; Romer et al., 2003; Weitzer & Kubrin, 2004).

سرمایۀ اجتماعی به‌طور گسترده در حوزۀ وسیعی از موضوعات شامل جامعه، اقتصاد، سیاست، پزشکی، انسان‎شناسی، روان‌شناسی، همه‌گیری، قومیت، تاریخ، توسعۀ اقتصادی، ازدواج، پرورش فرزند، روابط بین‌الملل، جنسیت، نهادگرایی، قانون، تحصیلات، نژاد، خانواده،‌ امور مدنی، دموکراسی و فقر جهانی استفاده شده است (Petersen, 2008: 213). اگرچه تأثیر همبستگی اجتماعی و همسایگی به‌منزلۀ بازدارنده‌های ترس از جرم در افراد سالمند، از اواسط دهۀ 1980 به این سو کم‌وبیش مطالعه شده است (Kennedy & Silverman, 1984; Lee, 1983; Skogan & Maxfield, 1981 )، نظریۀ سرمایۀ اجتماعی به‌تازگی به مطالعات ترس از جرم و مطالعات سالمندان اضافه شده است (Easton, 2013). به‌تازگی جرم‎‌شناسی و مطالعات سالمندی، دلالت‌های سرمایۀ اجتماعی بر ترس از جرم و به‌ویژه ترس از جرم در افراد سالمند را بررسی کرده‌اند (Chadee, 2000; Franklin et al., 2008; Lorence et al., 2012). ارتباط سرمایۀ اجتماعی با ترس از جرم در افراد سالمند، به‌طور عمده پیرامون این محور است که وقتی افراد مسن ‌می‌شوند، کاهشی ناخواسته در شبکه‌های اجتماعی را تجربه ‌می‌کنند که ناشی از بازنشستگی، تنهایی و تجربۀ از دست دادن همسر است. همۀ این تجارب، سبب کاهش حمایت اجتماعی ‌می‌شوند. بر این اساس، انزوای اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی کوچک‌تر سبب کاهش سرمایۀ اجتماعی ‌می‌شوند که این امر به نوبۀ خود سبب افزایش ترس از جرم در افراد مسن ‌می‌شود. به گمان پاتنام[9] (2000) سرمایۀ اجتماعی جنبه‌هایی از سازمان اجتماعی مانند شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد است که سبب تسهیل هماهنگی و همکاری برای سود دوجانبه ‌می‌شود. این جنبه‌های سرمایۀ اجتماعی به‌منزلۀ بازدارنده‌های ترس از جرم عمل ‌می‌کنند و سبب ایجاد رابطۀ معکوس بین سرمایۀ اجتماعی و ترس از جرم در سالمندان ‌می‌شوند (Franklin et al., 2008; Oh & Kim, 2008; Scarborough et al., 2010).

نظریۀ دیگر، نظریۀ سرمایۀ فرهنگی است. سرمایۀ فرهنگی مفهو‌می ‌جامعه‌شناختی است که اولین بار بوردیو آن را مطرح کرد. او سرمایۀ‌ فرهنگی را دارای سه مؤلفۀ اساسی به شرح زیر می‌داند: الف) سرمایۀ فرهنگی تجسم‌یافته، ب) سرمایۀ فرهنگی عینی، پ) سرمایۀ‌ فرهنگی نهادینه‌شده (به نقل از موحد و همکاران، 1391: 88). براساس این نظریه، برخورداری از سرمایۀ فرهنگی به معنای افزایش اطلاعات و توان شناختی است. به‌طور طبیعی، بالارفتن اطلاعات و توان شناختی سبب ‌می‌شود فرد در رویارویی با مسئله‌ها و مشکلات زندگی روزمره همچون موقعیت‌های به‌وجودآورندۀ ترس از جرم، قابلیت و مهارت بیشتری داشته باشد؛ زیرا بیش از دیگران قادر است ابعاد و جهات مسئله‌ها را شناسایی کند و راه حل‌ها و راهکارهای مناسب برای مقابله با آنها را برگزیند. این دیدگاه به‌صورت مستقیم ترس از جرم را بررسی نکرده است؛ اما ‌می‌توان با استناد به اهمیت و نقش آگاهی و شناخت در شکل‌گیری سرمایۀ فرهنگی، این موضوع را بررسی کرد که این نوع سرمایه در موقعیت‌هایی که به ارزیابی مناسب شرایط مختلف نیاز دارند و برای افراد ناشناخته و مستلزم واکنش مناسب‌اند، چگونه عمل ‌می‌کند. آیا سبب رویارویی مناسب و ایجادنشدن ترس ‌می‌شود یا خیر؟

همان گونه که بیان شد، ارتباط سرمایۀ اجتماعی با ترس از جرم در افراد سالمند، پیرامون این محور است که وقتی افراد مسن ‌می‌شوند، کاهشی ناخواسته در شبکه‌های اجتماعی را تجربه ‌می‌کنند که ناشی از بازنشستگی، تنهایی و تجربۀ از دست دادن همسر است. همۀ این تجارب، سبب کاهش حمایت اجتماعی‌ می‌شوند. بر این اساس، انزوای اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی کوچک‌تر، سبب کاهش سرمایۀ اجتماعی ‌می‌شوند و این امر به نوبۀ خود سبب افزایش ترس از جرم در افراد مسن ‌می‌شود. شکل‌گیری چنین ترسی به‌طور عمده ناشی از شرایط زندگی و نداشتن توانایی رویارویی با موقعیت‌هایی است که به‌صورت بالقوه ممکن است سبب ایجاد ترس شوند؛ از‌این‌رو و بر مبنای آنچه دربارۀ سرمایۀ اجتماعی گفته شد، داشتن چنین سرمایه‌ای ‌می‌تواند از افراد در موقعیت‌هایی که احتمال قربانی‌شدن وجود دارد، حمایت کند. در این زمینه هوبفل و همکاران[10] (2007) معتقدند سرمایۀ اجتماعی به‌طور بالقوه قادر است در هنگام بروز مشکلات و حوادث ناگوار با ارتقای احساس اطمینان، آرامش، خودکارآمدی، پیوندجویی و امید، سبب بهبود وضعیت مشکل‌زا شود. در همین زمینه شاو[11] (2005) معتقد است سرمایۀ اجتماعی می‌تواند فرد را از حمایت اجتماعی درون شبکه‌های بادوام برخوردار کند و اثر مثبتی از سلامت را به‌واسطۀ حس اعتمادبه‌نفس و امنیت و امیدواری بیشتر تجربه کند؛ از‌این‌رو، ‌می‌توان گفت سالمندانی که سرمایۀ اجتماعی بالاتری دارند، پیوند با شبکه‌های اجتماعی، احساس آرامش و حس اعتمادبه‌نفس بیشتری نیز دارند و از این طریق قابلیت و توانمندی بیشتری برای رویارویی با ترس از جرم و کنترل و تسکین آن دارند.

بوردیو در تبیین اینکه چگونه افرادی که سطوح بالاتری از سرمایۀ فرهنگی را دارند، موفقیت‌های آموزشی بیشتری دارند، به توان شناختی بالاتری اشاره ‌می‌کند که در نتیجۀ برخورداری از سرمایۀ فرهنگی حاصل ‌می‌شود (به نقل از ریتزر، 1389). این توان شناختی سبب ‌می‌شود افراد دارای سرمایۀ فرهنگی، ارتباطات مؤثرتری با دیگران برقرار کنند؛ درنتیجه، موفقیت بیشتری به دست آورند. در زمینۀ ‌تأثیر این نوع سرمایه در کاهش ترس از جرم سالمندان، ‌می‌توان گفت ترس از جرم در شرایطی به وجود ‌می‌آید که افراد نتوانند درک و برداشت واقع‌بینانه‌ای نسبت به جهان پیرامون و موقعیت‌های ناشناخته‌ای که بر وقوع و پیامدهای آنها اشرافی ندارند، به دست آورند. بخشی از ترس از جرائمی ‌مانند کلاهبرداری، خیانت، توهین و مانند آنها از ضعف در برخی مهارت‌ها نشئت می‌گیرد که مستلزم توانایی‌های شناختی است که در سرمایۀ فرهنگی ریشه دارند؛ بنابراین، برخورداری از سرمایۀ فرهنگی ضمن ایجاد شناخت و آگاهی، به سالمندان کمک ‌می‌کند بتوانند در موقعیت‌هایی که احتمال دارد قربانی جرائم مذکور شوند، رویارویی مناسبی داشته باشند. به این ترتیب، بالارفتن اطلاعات و توان شناختی سبب ‌می‌شود فرد در رویارویی با مسئله‌ها و مشکلات زندگی روزمره همچون موقعیت‌های ایجادکنندۀ ترس از جرم، قابلیت و مهارت بیشتری داشته باشد.

 

الگوی مفهو‌می‌پژوهش


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



فرضیه‌های پژوهش

متغیر سرمایۀ اجتماعی بر ترس از جرم ‌تأثیر دارد.

متغیر سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم ‌تأثیر دارد.

 

روش‌شناسی

پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و جامعۀ آماری آن همۀ سالمندان 65 سال به بالا در شهر شیراز است که تعداد آنها براساس سرشماری 1395 حدود 54128 نفر است (مرکز آمار ایران، 1396). برای تعیین اندازۀ نمونه از فرمول نمونه‎گیری کوکران استفاده شد و طی آن با استناد به پژوهش‌های پیشین (منوچهری و همکاران، 1387؛ احمدی و حیدری، 1393؛ مولایی و همکاران، 1396) و مطالعۀ مقدماتی پژوهشگران، با تعیین مقادیر 67/0=P، 33/0=q، 96/1=t، و 05/0=d، اندازۀ نمونه با توجه به مقدار N(54128)، حدود 330 نفر برآورد شد.

n=330=

برای انجام نمونه‌گیری از شیوۀ نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‎‌ای استفاده شد و طی آن ابتدا تمام مناطق یازده‌گانۀ شهر شیراز انتخاب شدند؛ سپس محله‌های مختلف هر یک از این مناطق، روی نقشه مشخص شدند. در گام سوم، در هر منطقه دو محله به‌طور تصادفی انتخاب شدند. بر این اساس، در مجموع 22 محله انتخاب شد. در مرحلۀ چهارم، در هر یک از محله‌های انتخابی یک نقطۀ نمونه‎گیری روی نقشه مشخص و از پرسشگران خواسته شد در نقطۀ مشخص‌شده قرار گیرند و با انتخاب تصادفی جهات جغرافیایی (شمال=1، جنوب=2، شرق=3، غرب=4) در جهت جغرافیایی تعیین‌شده حرکت و به منازل شهروندان مراجعه کنند و ضمن تشریح موضوع پژوهش، در صورت وجود شخص سالمند (65 سال به بالا) که آگاهانه و با رضایت قلبی مایل به مشارکت در پژوهش باشد، پرسش‌نامه‌ها را ارائه و داده‌ها را جمع‌آوری کنند. بر این اساس، در هر یک از محله‌های انتخابی با 15 نفر و در مجموع در 22 محله در مناطق 11‌گانۀ شهر شیراز 330 نفر انتخاب و اطلاعات موردنیاز از آنان جمع‌آوری شد.

برای سنجش ترس از جرم با استفاده از پژوهش‌های موجود و تناسب آن با موضوع پژوهش، مبادرت به تهیۀ پرسش‎‌نامه شد که مشتمل بر دو بعد اشخاص و اموال است. در مجموع از 10 گزینه استفاده شده است که هر بعد به‌طور مساوی 5 گزینه ‌دارد. در این پرسش‌نامه از افراد پاسخگو خواسته شده است مشخص کنند در چند وقت اخیر از کدامیک از موارد زیر (اخاذی، حملۀ فیزیکی، مزاحمت خیابانی، تهدید، توهین که بیان‌کنندۀ جرائم از بابت اشخاص‌اند و سرقت، کلاهبرداری، تخریب اموال، خیانت در امانت و جیب‌بری که بیان‌کنندۀ جرائم نسبت به اموال است) احساس ترس کرده‌اند. سطح سنجش به‌صورت اسمی ‌دوگزینه‌ای، بلی=1 و خیر=0 ‌است و بر همین مبنا دامنۀ نمرات پرسش‌نامۀ ترس از جرم از صفر (کمترین نمره) تا 10 (بیشترین نمره) است. نظر به اینکه گزینه‌‎های استفاده‌شده به واقعیت زندگی اجتماعی ‌مربوط‌اند، برای تعیین اعتبار از اعتبار محتوا استفاده شد و طی آن پرسش‌نامۀ مذکور پس از طراحی در اختیار داوران قرار گرفت و از آنها خواسته شد آن را ارزیابی کنند؛ درنهایت، با انجام برخی اصلاحات مدنظر داوران، این پرسش‌نامه در قالب 10 سؤال و دو بعد، نهایی شد. برای تعیین پایایی این پرسش‌نامه با توجه سطح سنجش سؤالات که به‌صورت اسمی ‌دو‌گزینه‌ای است، بهترین روش سنجش پایایی، استفاده از روش بازآزمون است که طی به آن 33 نفر از نمونه‌های پژوهش برابر با 10 درصد، پس از جمع‌آوری داده‌ها در فاصلۀ زمانی یک هفته بعد، مراجعه و با آنها مصاحبه شد. با توجه به نتایج به‎دست‌آمده میزان توافق بین دو مرحله 97/0 بود که نشان ‌می‌داد ابزار استفاده‌شده، ضریب پایایی بسیار بالایی داشته است.

برای سنجش سرمایۀ اجتماعی از پرسش‌نامۀ اونیکس و بولن[12] (2000) استفاده شده است. این پرسش‌نامه در مجموع 36 سؤال و 8 بعد مشارکت در جامعۀ محلی، عاملیت اجتماعی یا پیش‌نگری و پیش‌قد‌می ‌در زمینۀ اجتماعی، احساس امنیت و اعتماد، تعاملات با همسایگان، تعاملات با خانواده و دوستان، تحمل تنوع، ارزش زندگی، و تعاملات شغلی را دارد. افتخاریان و همکاران (1395) این پرسش‌نامه را در شرایط جامعۀ ایران با تمرکز بر سالمندان استفاده و اعتبار آن را را به روش اعتبار سازه بررسی کردند. همسانی درونی پرسش‌نامه براساس ابعاد سرمایۀ اجتماعی محاسبه و مقدار آلفای کرونباخ 732/0 به دست آمد.

برای سنجش سرمایۀ فرهنگی از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته (با استفاده از پرسش‌نامه‌هایی که سایر پژوهشگران در پژوهش‌های خود به کار گرفته‌‎اند) و مشتمل بر سه بعد سرمایۀ تجسم‌یافته، سرمایۀ عینیت‌یافته، و سرمایۀ نهادینه‌شده استفاده شد. این پرسش‌نامه 15 گزینه دارد که به‌‎صورت اسمی دوگزینه‌ای (بلی=1 و خیر=0) نمره‌‎گذاری شده‎‌اند و بر همین اساس دامنۀ نمرات آن از صفر (کمترین نمره) تا 15 (بیشترین نمره) ‌است. برای برآورد پایایی گویه‌های این متغیر از ضریب کودر ریچاردسون استفاده شده است که مقدار آن برابر با 865/0 است و نشان ‌می‌دهد این پرسش‎نامه ضریب پایایی بالایی دارد. برای تحلیل داده‌ها نیز از نرم‌افزارهای آماری Spss و Amos - به ترتیب برای داده‌های توصیفی و معنی‌داری رابطۀ بین متغیرها - استفاده شد.

 

یافته‌های توصیفی

یافته‌های متغیرهای جمعیتی – زمینه‌ای پژوهش و نیز یافته‌های مربوط به متغیر وابستۀ ترس از جرم بین سالمندان در شهر شیراز در جدول 1 منعکس شده‌اند. براساس داده‌های جدول 1 بخش بزرگی از پاسخگویان را مردان، افراد بازنشسته، دارای تحصیلات ابتدایی، دارای قومیت فارس و بدون زندگی با همسر تشکیل ‌می‌دهند. به‌علاوه، براساس یافته‌های حاصل از متغیر وابستۀ پژوهش - که در جدول 2 انعکاس یافته است - بیشترین میزان ترس از جرم بین سالمندان، به جیب‌بری با 4/%59، توهین با 57% و گویۀ کلاهبرداری با 7/56% است و کمترین میزان ترس از جرم به اخاذی با 8/15% مربوط است.


 

جدول 1- توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب متغیرهای جمعیتی و زمینه‌ای

متغیر

تعداد

مقوله‌ها

فراوانی

%درصد

جنسیت

330

مرد

184

8/55

زن

146

2/44

 

 

مدرک تحصیلی

 

 

330

ابتدایی

200

6/60

دیپلم

108

7/32

کارشناسی

17

2/5

بالاتر از کارشناسی

5

5/1

 

قومیت

 

330

فارس

230

7/69%

ترک

57

3/17%

لر

40

1/12

سایرین

3

9/

 

وضعیت اشتغال

 

330

بازنشسته

267

9/80

شاغل

63

1/19

 

وضعیت تجرد

 

330

زندگی بدون همسر

239

4/72

زندگی با همسر

91

6/27

نوع زندگی

 

مستقل

192

2/58

با فرزندان

138

8/41

وضعیت درآمد

 

                              

330

کمتر از یک میلیون

95

8/28

یک تا سه میلیون

218

1/66

سه تا شش میلیون

17

2/5

نوع منزل مسکونی

330

شخصی

272

4/82

استیجاری

58

6/17


برای نشان‌‎دادن وضعیت ترس از جرم در سطح جامعۀ آماری از فن خودگردان‎‌سازی داده‌ها با نمونۀ 50000نفری با جایگزینی استفاده شده است که نتایج آن در جدول شماره 2 نشان داده شده‌اند.


 

جدول 2- توزیع فراوانی و درصدی ترس از جرم بین سالمندان

 

 

فاصلۀ اطمینان 95

بلی

خیر

فاصلۀ اطمینان 95

سطح پایین

سطح بالا

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

 

 

1. اخاذی

8/11

7/19

52

8/15

278

2/84

سطح پایین

سطح بالا

2. حمله فیزیکی

3/30

6/40

117

5/35

213

5/64

3/80

2/88

3. مزاحمت خیابانی

2/24

2/34

96

1/29

234

9/70

9/54

7/69

4. تهدید

5/24

5/34

97

4/29

233

6/70

8/65

8/75

5. توهین

5/51

4/62

188

0/57

142

0/43

5/65

5/75

6. سرقت

4/39

7/49

147

5/44

183

5/55

6/37

5/48

7. کلاهبرداری

2/51

8/61

187

7/56

143

3/43

2/38

8/48

8. تخریب اموال

9/17

27

74

4/22

256

6/77

73

1/82

9. خیانت در امانت

2/38

8/48

143

3/43

187

7/56

2/51

8/61

10. جیب‌بری

2/54

5/64

196

4/59

134

6/40

5/35

8/45

 


برای بررسی وضعیت ترس از جرم در سطح جامعۀ آماری از تی تک‌‎نمونه‌ای استفاده شده است. با توجه به اینکه میانگین طیف متغیر مذکور عدد 5 ‌است، مقدار T محاسبه‎‌شده با این عدد مقایسه شده است. نتایج آزمون نشان ‌می‌دهند میانگین ترس از جرم به مقدار 93/3، از سطح متوسط پایین‌‎تر است و با توجه به سطح معناداری آزمون (sig=0/000)، ‌می‌توان نتیجه گرفت که این میزان با اطمینان 99/0 در سطح جامعۀ آماری معنادار است.


 

جدول 3- برآورد مقادیر آزمون تی تک‌نمونه‌ای برای تعیین میانگین متغیر ترس از جرم و ابعاد آن

متغیر

آمار توصیفی

آمار استنباطی

Test Value: 3

میانگین

انحراف معیار

آمارۀ t

Df

Sig

ترس از جرم

93/3

42/2

46/29

329

000/0

اخاذی

78/5

82/1

04/17-

000/0

حملۀ فیزیکی

77/6

39/2

55/5-

000/0

مزاحمت خیابانی

45/6

27/2

35/8-

000/0

تهدید

46/6

28/2

23/8-

000/0

توهین

84/7

48/2

55/2

011/0

سرقت

22/7

49/2

99/1-

047/0

کلاهبرداری

83/7

48/2

44/2

015/0

تخریب اموال

12/6

08/2

99/11-

000/0

خیانت در امانت

16/7

48/2

44/2-

015/0

جیب‌بری

97/7

46/2

47/3

001/0


یافته‌های استنباطی

بین سرمایۀ اجتماعی و ترس از جرم رابطۀ معناداری وجود دارد.

برای بررسی رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و ترس از جرم با توجه به نوع متغیرها و سطح سنجش آنها از مدل معادلۀ ساختاری استفاده شده است که نتایج آن در شکل 1 و جدول 4 ارائه شده‌اند.


 

 

شکل 1- مدل معادلۀ ساختاری اثر سرمایۀ اجتماعی بر ترس از جرم

 

جدول 4- شاخص‌های برازش الگو

HOELTER

RMSEA

PCFI

PNFI

CFI

TLI

CMIN/DF

شاخص

01/0

05/0

08/0-0

1-50/0

1-50/0

1-90/0

1-90/0

5-1

دامنه قابل قبول

169

146

083/0

634/0

607

942

904/0

261/3

الگو

CMIN= 104.3    df= 32   p= 0.000   R2= 0.14    B= -0.27   C.R= -0.462 P = 0.0000

 


شاخص‌های برازش الگو، پذیرفتنی‌بودن الگو را نشان می‌دهند و بتای به‌دست‌آمده نشان ‌می‌دهد با یک واحد تغییر در واریانس متغیر سرمایۀ اجتماعی، واریانس متغیر ترس از جرم به میزان 38/0 کاهش پیدا ‌می‌کند. این نتیجه نظریه‌های موجود در این زمینه را تأیید می‌کند؛ زیرا نشان ‌می‌دهد با افزایش سرمایۀ اجتماعی مقدار ترس از جرم کاهش ‌می‌یابد. در مجموع 14 درصد از تغییرات متغیر ترس از جرم ناشی از اثر سرمایۀ اجتماعی است.


 

جدول 5- برآورد مقادیر اثر متغیر سرمایۀ اجتماعی بر ترس از جرم

متغیر مستقل

مسیر

متغیر وابسته

ضریب تعیین

برآورد

نسبت بحرانی

P. Value

غیراستاندارد

استاندارد

سرمایۀ اجتماعی

<---

ترس از جرم

14/0

03/0-

38/0-

621/4-

000/0

 


بین سرمایۀ فرهنگی و ترس از جرم رابطۀ معناداری وجود دارد.

برای بررسی ‌‌تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم، از مدل‌سازی معادلۀ ساختاری استفاده شده است. با توجه به ساختی‌بودن الگوی اندازه‌گیری سرمایۀ فرهنگی و وجودنداشتن امکان محاسبۀ چنین الگویی در نرم‌افزار ایموس، متغیر سرمایۀ فرهنگی، متغیری آشکار در نظر گرفته شده است. شکل زیر الگوی ‌تأثیر متغیر سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم را نمایش ‌می‌دهد.


 

شکل 2- مدل معادلۀ ساختاری تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم

 


شاخص‌های برازش الگو نشان‌دهندۀ پذیرفتنی‌بودن الگو هستند. میزان بتای به‌دست‌آمده در الگو 05/0- ‌است که نشان‌دهندۀ ‌تأثیر منفی سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم است؛ ولی این میزان در سطح جامعۀ آماری معنادار نیست
(sig= 422/0).


 

جدول 6- شاخص‌های برازش الگو

RMSEA

PCFI

PNFI

CFI

TLI

CMIN/DF

شاخص

08/0-0

1-50/0

1-50/0

1-90/0

1-90/0

5-1

دامنۀ پذیرفتنی

066/0

59/0

57/0

947/0

914/0

06/3

الگو

 

جدول 7- برآورد مقادیر اثر متغیر سرمایۀ فرهنگی بر ترس از جرم

متغیر مستقل

مسیر

متغیر وابسته

ضریب تعیین

برآورد

نسبت بحرانی

P. Value

غیراستاندارد

استاندارد

سرمایۀ فرهنگی

<---

ترس از جرم

00/0

01/0-

05/0-

802/0-

422/0

 


نتیجه

مسائل و مشکلات ناشی از افزایش سن همچون ضعف قوای جسمانی، ابتلا به بیماری، ناتوانی در ایفای نقش‌های اجتماعی و کاهش درآمدهای اقتصادی، سبب شده است سالمندان به‌تدریج به گروهی آسیب‎‌پذیر تبدیل شوند و ترس از جرم بین آنان افزایش یابد. با توجه به افزایش سریع جمعیت سالمندان در ایران، پژوهش حاضر تلاش کرده است ترس از جرم را بین سالمندان در جامعۀ شهری ایران بررسی و آن را برحسب برخی متغیرهای زمینه‌ای و سرمایه‌‌های اجتماعی و فرهنگی تبیین کند که یافته‌های آن به شرح زیر بررسی می‌شوند:

اول) براساس یافته‌های توصیفی پژوهش، ترس از جرم بین سالمندان به‌ویژه در برخی شاخص‌ها همانند ترس از حملۀ فیزیکی (5/35%)، ترس از توهین (57%)، ترس از سرقت وسایل (5/44%)، ترس از کلاهبرداری (7/56%) و ترس از جیب‌بری (4/59%) در سطح نگران‌کننده‌ای است و این امر برای جامعه‌ای که جمعیت سالمند آن به‎‌سرعت در حال افزایش است و ازسوی دیگر سالمندان آن، همیشه به‌منزلۀ ریش‌سفیدان و بزرگان پایگاه اجتماعی والایی داشته‌اند، پذیرفتنی نیست و به بازاندیشی بنیادی نیاز دارد.

دوم) براساس یافته‌های استنباطی پژوهش، ترس از جرم با متغیرهای زمینه‌ای - جمعیتی سن، جنسیت و تحصیلات پیوندهای معناداری دارد که سازوکار آن به این شرح ارائه می‌شود: با افزایش سن، ترس از جرم افزایش ‌می‌یابد. این یافتۀ پژوهش ناشی از این است که سالمندان با بالارفتن سن، به‌طور طبیعی با مشکلات جسمی، روان‌شناختی و اجتماعی بیشتری روبه‌رو ‌می‌شوند (Macionis, 2017: 409). به‌علاوه، با افزایش سن، احتمال دارد سالمندان با پدیده‌هایی همچون مرگ همسر، جدایی از فرزندان، نداشتن توانایی تعامل با دیگران و... روبه‌رو شوند که به‌راحتی ‌می‌توانند زمینه‌ساز تنهایی و انزوا و درنتیجه، ترس از جرم شوند. زنان نسبت به مردان ترس از جرم بیشتری دارند. این یافتۀ پژوهش به‌لحاظ تجربی با نتایج پژوهش (De Donder et al., 2005: 363) در بلژیک و پژوهش (Kennedy & Silverman, 1984: 241) در آمریکا منطبق است که نشان دادند زنان سالمند در مقایسه با مردان سالمند ترس از جرم بیشتری دارند. ازسوی دیگر، به‌لحاظ نظری نیز پذیرفتنی است؛ زیرا با استناد به نظریه‌های مختلف تکاملی، آسیب‎‌پذیری، آزار جنسی، تفاوت جامعه‌پذیری، قدرت و تفاوت زیستی (احمدی و حیدری، 1393)، زنان در مجموع نسبت به مردان ضعیف‌ترند و به‌لحاظ اصول و قواعد اجتماعی‌شدن، به‌طور معمول آرام و منفعل‌اند و همین عوامل سبب ‌می‌شوند آنها همواره ترس از جرم بیشتری نسبت به مردان داشته باشند. با افزایش تحصیلات، ترس از جرم کمتر ‌می‌شود. این امر احتمالاً ناشی از این است که تحصیلات بیشتر سبب ‌می‌شود فرد سواد و اطلاعات و معلومات بیشتر و شانس بیشتری برای کسب موقعیت و منزلت اجتماعی بالاتر داشته باشد (Macionis, 2017: 381). بر این اساس، سالمندانی که تحصیلات دانشگاهی دارند، سواد، اطلاعات و منزلت اجتماعی - اقتصادی بالاتری نیز دارند و همین امر به آنها کمک ‌می‌کند درک بهتر و مناسب‌تری از وضعیت محیط و موقعیت اطراف خود داشته باشند و در رویارویی با وضعیت‌های نامطلوب و ترس‌آور، ترس از جرم کمتری داشته باشند.

سوم) با توجه به یافته‌های استنباطی پژوهش، سرمایۀ اجتماعی بر ترس از جرم ‌تأثیر دارد؛ به‌گونه‌ای که با افزایش سرمایۀ اجتماعی، ترس از جرم بین سالمندان کاهش ‌می‌یابد. این یافتۀ پژوهش به‌لحاظ تجربی با نتایج پژوهش نیازی و همکاران (1396)، کروگر و همکاران (2007)، دی‌داندر و همکاران (2005) و لی (1983) که نشان داده‌اند با افزایش سرمایۀ اجتماعی ترس از جرم کاهش ‌می‌یابد، منطبق است و آنها را تأیید ‌می‌کند. این یافتۀ پژوهش به‌لحاظ نظری نیز با ارجاع به ابعاد اساسی سرمایۀ اجتماعی یعنی روابط با دیگران، مشارکت و اعتماد توجیه‌پذیر است. روابط فرد با افراد و گروه‌ها به‌منزلۀ ابعاد سرمایۀ اجتماعی، سبب به‌ دست آوردن منابع باارزشی ‌می‌شود که به‌واسطه آن، فرد احساس ‌می‌کند از نوعی حمایت اجتماعی برخوردار است ( Bourdieu, 1977 به نقل از موحد و همکاران، 1391). به‌طور طبیعی، برخورداری از حمایت دیگران موجب ‌می‌شود فرد در موقعیت‌های تهدیدکننده ازجمله ترس از قربانی‌شدن و بزه‌دیدگی، قدرت و اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشد. به نظر ‌می‌رسد سالمندان با استفاده از شبکۀ روابط اجتماعی و درگیرشدن در این روابط، ‌می‌توانند خلأ ضعف جسمانی و قوای بدنی‌شان را جبران کنند و درنتیجه، ترسشان از جرم کاهش یابد. ازسوی دیگر، مشارکت به‌منزلۀ یکی دیگر از ابعاد سرمایۀ اجتماعی، سبب تقویت پیوندهای بین فرد و جامعه ‌می‌شود. چنین پیوندهایی سبب ‌می‌شوند فرد سالمند در شبکه‌ای از روابط درگیر شود و احساس جداافتادگی و تنهایی نکند. نتیجۀ چنین وضعیتی نیز ‌می‌تواند در کاهش ترس از جرم مؤثر واقع شود. مشارکت در شبکه‌های اجتماعی ‌می‌تواند این اطمینان را در فرد سالمند به وجود آورد که در صورت بروز مشکلات احتمالی، کسانی وجود دارند که در حل آنها به او کمک کنند. وجود چنین احساسی در فرد ‌می‌تواند سبب افزایش اطمینان و اعتمادبه‌نفس شود (Shaw, 2005: 501). درنهایت اینکه اعتماد اجتماعی به‌منزلۀ دیگر بعد سرمایۀ اجتماعی که در سه شکل تعمیم‌یافته، بنیادین و بین‌شخصی ظاهر ‌می‌شود، ‌می‌تواند به فرد کمک کند نسبت به افراد، نهادها و کلیت جامعه حسن ظن و اطمینان خاطر داشته باشد. بر این اساس، داشتن اعتماد سبب ‌می‌شود فرد سالمند اطمینان و آرامش خاطری بیشتر و ترس از جرم کمتری داشته باشد (Wyant, 2008).

چهارم) با استناد به یافته‌های استنباطی پژوهش، رابطۀ معناداری بین سرمایۀ فرهنگی و ترس از جرم وجود ندارد. به عبارت دیگر، با کم و زیاد شدن سرمایۀ فرهنگی، ترس از جرم تغییر خاصی نمی‌کند. این یافتۀ پژوهش به‌لحاظ تجربی با نتایج پژوهش نیازی و همکاران (1396)، صالحی‌امیری و افشاری‌نادری (1390)، و طهماسبی و همکاران (1392) که نشان داده‌اند با افزایش سرمایۀ فرهنگی، احساس امنیت بیشتر ‌می‌شود، منطبق نیست و آنها را تأیید نمی‌کند. این امر ‌می‌تواند ناشی از عوامل زیر باشد: 1) پژوهش‌های پیشین دراساس بر احساس امنیت متمرکز بوده‌اند و هیچ کدام لزوماً بر ترس از جرم تأکید نداشته‌اند. 2) پژوهش‌های مذکور به‌طور عمده بر زنان تأکید داشته‌اند و کمتر به هر دو جنسیت پرداخته‎‌اند. 3) هیچ کدام از پژوهش‌های ذکرشده به‎طور مشخص دربارۀ سالمندان مطالعه نکرده‌اند؛ اما فارغ از این تفاوت‌ها، به‌لحاظ نظری این فرض منطقی به نظر ‌می‌رسد که با افزایش سرمایۀ فرهنگی، ترس از جرم بین سالمندان کاهش یابد؛ زیرا سرمایۀ فرهنگی برحسب دیدگاه بوردیو (1977 به نقل از موحد و همکاران، 1391) سبب افزایش اطلاعات و توانایی شناختی می‌شود و افرادی که اطلاعات و توانایی شناختی بالاتری داشته باشند، به‌طور طبیعی ترس از جرم کمتری خواهند داشت؛ زیرا ابزارهای لازم برای رویارویی با مسئله، تشخیص و تعریف مسئله، بررسی راه حل‌ها، اقدام و ارزیابی را دارند؛ اما در تبیین اینکه چرا این امر در پژوهش حاضر اتفاق نیفتاده است، ‌می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) همچنان که دیلینی (1388) خاطر نشان ‌می‌کند سرمایۀ فرهنگی، یادآور مفهوم مصرف چشمگیر تورستاین وبلن است (نمایش عمو‌می‌ مایملک، شیوۀ‌ زندگی و رفتار به‌گونه‌ای که وضعیت مرفه و متظاهرانه به دیگران برای کسب تأیید، فهمانده می‌شود). سرمایۀ فرهنگی در چنین مفهومی، ‌می‌تواند زمینه‌ساز ترس از جرم باشد؛ زیرا تمایز از دیگران در شیوۀ زندگی برای افراد سالمند که توانایی‌های جسمی‌ و بدنی لازم را ندارند، ‌می‌تواند دیگران را به جرم علیه آنان تشویق کند. 2) در چارچوب رویکرد بوردیو افزایش سرمایۀ فرهنگی به معنی افزایش توان‏شناختی (ریتزر، 1389) است. بر این اساس، افراد سالمند دارای سرمایۀ فرهنگی بالاتر، به‌طور طبیعی فهم عمیق‌تری از جامعۀ نامتوازن خود و مسائل و مشکلات نهفته در آن همچون بیکاری جوانان، تورم، افزایش فقر و آسیب‌های اجتماعی دارند و همین امر سبب ‌می‌شود آنها در نگاهشان به جامعه، همواره احساس ترس از جرم را با خود داشته باشند. 3) بررسی این یافتۀ پژوهش با کنترل متغیر جمعیتی جنسیت، نشان ‌می‌دهد نمرۀ سرمایۀ فرهنگی زنان سالمند به‌طور معناداری از مردان سالمند بیشتر است. همچنان که پیشتر عنوان شد، در چارچوب نظریه‌های تکاملی، آسیب‌پذیری، آزار جنسی، تفاوت جامعه‌پذیری، قدرت و تفاوت زیستی (احمدی و حیدری، 1393)، زنان نسبت به مردان ضعیف‌ترند و همواره احساس ترس از جرم بیشتری دارند. بر این اساس، یافتۀ پژوهش حاضر مبنی بر وجودنداشتن رابطۀ معنادار بین سرمایۀ فرهنگی و ترس از جرم را ‌می‌توان با اثر جنسیت، توجیه و تبیین کرد.

با توجه به نتایج بخش توصیفی و استباطی پژوهش، برای کاهش زمینۀ بروز ترس از جرم که بخش عمده‌ای از آن ناشی از عوامل فرهنگی و بخشی ناشی از شرایط محیطی جامعه است، باید نهادهایی مانند شهرداری و سازمان بازنشستگی با استفاده از رسانه‌های جمعی و تبلیغات محیطی، برخی دغدغه‌ها نظیر ضرورت حفظ احترام سالمندان (دربارۀ مواردی همچون توهین، تهدید و...) را برطرف کنند. به‌علاوه، در نقاط پرتردد شهری که در آنها سالمندان این دغدغه را دارند که در معرض سرقت قرار بگیرند، تمهیدات لازم برای حضور مؤثر عوامل انتظا‌می ‌برای پیشگیری از وقوع بزه و ایجاد اطمینان خاطر فراهم شود. ضمن آنکه اطلاع‌رسانی و آموزش سالمندان در رویارویی با تهدیداتی نظیر سرقت وسایل و جیب‌بری ‌می‌تواند راهگشا باشد. همچنین توجه به تقویت سرمایۀ اجتماعی در جامعه ‌می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات مثبت ازجمله کاهش ترس از جرم شود؛ بنابراین، به نظر ‌می‌رسد شکل‌گیری سازمان‌های مردم‌نهاد و ایجاد ظرفیت‌هایی برای تقویت ارتباط بین سالمندان با جامعه بتواند زمینۀ کاهش ترس از جرم را فراهم کند.



[1]Shields et al.

[2]Fergoson & Mindel

[3]Kruger et al.

[4]Lee

[5] Norton & Courlander

[6]Silverman

[7]Ceccato & Bamzar

[8] De Donder et al.

[9] Putnam

[10]Hobfoll et al.

[11] Shaw

[12]Onyx & Bullen

احمدی، س. و حیدری، آ. (1393). «بررسی تفاوت‌های جنسیتی در احساس ناامنی»، پژوهشهای راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، س 3، ش 1، ص 44-31.

احمدی، س. و درفشان، م. (1392). «رابطۀ سرمایۀ فرهنگی و مهارت حل مسئله در بین دانشجویان»، فصلنامۀ راهبرد اجتماعی فرهنگی، د 3، ش 9، ص 151-135.

احمدی، ح.؛ سروش، م. و افراسیابی، س. (1388). «ترس از جرم در مناطق جرم‎‌خیز شهر شیراز»، جامعه‌شناسی کابردی، س 20، ش 23، ص 80-65.

افتخاریان، ر.؛ کلدی، ع.؛ سام، ش.؛ صحاف، ر. و فدایی‌وطن، ر. (1395). «روایی پایایی نسخۀ فارسی پرسش‎نامۀ سرمایۀ اجتماعی اونیکس در سالمندان»، مجلۀ سالمند، د 11، ش 1، صص 189-174.

جهانی، س. (1390). ترس از جرم در فضای عمومی شهر مشهد، پایان‎‌نامۀ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد.

حمیدی‌فر، ع.؛ عباسی، ق. و رحمانی‌جوانمرد، س. (1396). «بررسی رابطۀ سلامت عمومی و نگرش به پلیس با ترس از جرم شهروندان»، فصلنامۀ دانش انتظامی، د 19، ش 3، ص 166-147.

دیلینی، ت. (1388). نظریه‌های کلاسیک جامعه‌شناسی، ترجمۀ: بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی، تهران: نشر نی.

ربانی‌خوراسگانی، ر. و همتی، ر. (1387). «تبیین جامعه‌شناختی ترس از جرم؛ مطالعۀ موردی شهروندان زنجانی»، مجلۀ جامعه‌شناسی ایران، د 9، ش 4-3، ص 88-58.

ریتزر، ج. (1389). نظریۀ جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمۀ: محسن ثلاثی، تهران: علمی.

سراج‎‌زاده، ح. و گیلانی، الف. (1388). «بی‌سازمانی اجتماعی و ترس از جرم»، فصلنامۀ رفاه اجتماعی، س 10، ش 34، ص 223-244.

سهراب‌زاده، م.؛ عشایری، ط. و حسنوند، الف. (1393). «تبیین جامعه‌شناخی ترس از جرم (پیمایش مناطق حاشیه‎‌نشین شهر تبریز در سال 93)»، فصلنامۀ مطالعات امنیت اجتماعی، س 11، ش 40، ص 122-87.

شکوری‌اصل، ش. (1395). «ترس از جرم در بانوان در فضای شهری؛ نمونۀ موردی محلۀ مخصوص و سلامت»، پژوهشنامۀ زنان، د 6، ش 21، ص 91-77.

صادقی‌فسایی، س. و میرحسینی، ز. (1388). «تحلیل جامعه‌شناختی ترس از جرم در میان زنان شهر تهران»، نامۀ علوم اجتماعی، د 17، ش 36، ص 60-45.

صالحی‌‌امیری، ر. و افشاری‌نادری، الف. (1390). «مبانی نظری و راهبردی مدیریت ارتقای امنیت اجتماعی و فرهنگی در تهران»، فصلنامۀ راهبرد، د 20، ش 59، ص 76-49.

طهماسبی، س.؛ طهماسبی، ز. و فریده یغمایی، ف. (1392). «عوامل مرتبط با تمایل به انجام جراحی‌های زیبایی براساس نظریۀ عملکرد منطقی در دانشجویان دانشگاه شهرکرد»، مجلۀ پرستاری و مامایی جامع‌نگر، س 24، ش 74، ص 61-53.

عبدالله‌پور، م. (1391). بررسی میزان ترس از جرم در فضاهای شهری و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه مازندران.

علیخواه، ف. و نجیبی‌ربیعی، م. (1385). «زنان و ترس از جرم در فضاهای شهری»، نشریۀ رفاه اجتماعی، د 6، ش 22،ص 131-109.

فلاحتی، ل. (1394). «ساختار فضایی شهر و احساس امنیت در بین زنان؛ مطالعۀ موردی ورودی مترو تجریش و پایانۀ جنوب»، فصلنامۀ پژوهش‌های ایرانی، د 5، ش 20، ص 77-61.

مدیری، آ. (1385). «جرم، خشونت و احساس ناامنی در فضاهای شهری»، مجلۀ رفاه اجتماعی، د 6، ش 22، ص 28-11.

منوچهری، هـ.؛ قربی، ب.؛ حسینی، م.؛ نصیری‌اسکویی، ن. و کاربخش، م. (1387). «میزان و انواع سوء رفتار خانگی با سالمندان مراجعه‌کننده به پارک‌های شهر تهران»، نشریۀ دانشکدۀ پرستاری و مامایی شهید بهشتی، س 18، ش 62، ص 45-39.

موحد، م.؛ مظفری، ر. و علیزاده، س. (1391). «مطالعۀ رابطۀ سرمایۀ فرهنگی با اعتماد نهادی»، مجلۀ مطالعات توسعۀ اجتماعی - فرهنگی، د 1، ش 3، ص 97-71.

مولایی، م.؛ اعتماد، ک. و طاهری‎‌تنجای، پ. (1396). «بررسی میزان شیوع سوء رفتار با سالمندان در ایران از سال 1384 تا 1394 با استفاده از مرور ساختاریافته و متاآنالیز»، مجلۀ سالمند، ‌د 12، ش 2، ص 252-245.

نیازی، م.؛ عباس‎‌زاده، م.؛ بیات، ب. و عشایری، ط. (1396). «فراتحلیل بررسی عوامل موثر بر ترس از جرم در بین شهروندان»،  فصلنامۀ پژوهش‌های دانش انتظامی، س 19، ش 3، ص 67-41.

مرکز آمار ایران. (1396). www.amar.org

Baur, J. (2007). “Fear of Crime: The Impact of Age, Victimization, Perceived Vulnerability to Victimization and Neighborhood Characteristics.” Available at: http://www.acpr.gov.au/pdf/ACPR_I6.pdf.

Bigala, P. & Ayiga, N. (2014) “Prevalence and Predictors of Elder Abuse in Mafikeng Local.” Municipality in South Africa, 28 (1): 463–474.

Ceccato, V. & Bamzar, R. (2016) “Elderly Victimization and Fear of Crime in Public Spaces.” International Criminal Justice Review, 26 (2): 1-20.

Chadee, D. (2000) “Fear of Crime, Safety and Community Integration: Another Fear-Safety Paradox?” Available at: https://www.jiscmail.ac.uk/cgi-bin/filearea.cgi.

De Donder, L. Verto, D. & Messelis, E. (2005) “Fear of Crime and Elderly People: Key Factors that Determine Fear of Crime among Elderly People in West Flanders.” Ageing International, 30 (4): 363-376.

Dong, X. (2015) “Elder abuse: Systematic Review and Implications for Practice.” Journal of American Geriatrics Society, 63 (6): 1214-1238.

Dong, X. (2017) "Elder abuse: Research, Practice and Policy.” Chicago: Springer.

Doran, B. J. & Burgess, M. B. (2012) Putting Fear of Crime on the Map. Canberra: Springer.

Easton, M. (2013) Fear of Crime and Older Adults: A Metanarrative Review of the Literature. Research Project Submitted in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree of Master of Arts, Simon Fraser University.

Fergoson, K. & Mindel, C. H. (2007) Modeling Fear of Crime in Dallas Neighborhoods: A Test of Social Capital Theory.” Journal of Crime and Delinquency, 28: 322-349.

Franklin, T. Franklin, C. & Fearn, N. (2008) “A Multilevel Analysis of the Vulnerability, Disorder and Social Integration Models of Fear of Crime.” Social Justice Research, 21 (2): 204-227. doi:10.1007/s11211-008-0069-9.

Garofalo, J. (1981) “The Fear of Crime: Causes and Consequences.” The Journal of Criminal Law and Criminology, 72 (2): 839-857.

Hobfoll, S. E. Watson, P. Bell, C. C. Brayant, R. A. & Bremer, M. J. (2007) “Friedman. Five Essential Elements of Immediate and Mid-Term Mass Trauma Intervention Emperical Evidence.” Psychiatry, 70 (4): 283-315.

Kennedy, L. W. & Silverman, R. A. (1984) “Significant others and Fear of Crime among the Elderly.” The International Journal of Aging Human Development, 20 (4): 241-256.

Killias, M. & Clerici, C. (2000) “Different Measures of Vulnerability in their Relation to Different Dimensions of Fear of Crime.” The British Journal of Criminology, 40 (3), 437-450.

Kruger, J. Carlson, S. A. & Kohl, H. W. (2007). “Fitness Facilities for Adults: Differences in Perceived Access and Usage.” American Journal of Preventive Medicine, 32 (6): 500-505.

Lee, R. (1983) “Social Integration and Fear of Crime among Older People.” Journal of Gerontology, 38: 745-750.

Liska, A. E. Sanchirico, A. & Reede, M. D. (1988). “Fear of Crime and Constrained Behaviour: Specifying and Estimating a Reciprocal Effects Model.” Social Forces, 66: 827-837.

Lorence, T. Clayton, S. Neary, D. Whitehead, M. Petticrew, M. Thomson, H. & Renton, A. (2012) “Crime, Fear of Crime, Environment and Mental Health and Wellbeing: Mapping Review of Theories and Causal Pathways.” Health & Place, 18: 757-765.

Macionis, J. (2017) Sociology. New York: Pearson.

McCrea, R. Tung-Kai, S. John, W. & Stimson, J. R. (2005) “Fear of Crime in Brisbane; Individual, Social and Neighbourhood Factors in Perspective.” Journal of Sociology, 41: 7-27.

Micheli, S. Austin, D. Mark, A. & Allen Furr, L. (2004) “The Effects of Neighborhood Conditions on Perceptions of Safety.” Journal of Criminal Justice, 8 (30): 417-427.

Norton, L. & Courlander, M. (1982) Fear of Crime among the Elderly: The Role of Crime Prevention Programs.” The Gerontologist, 22 (4): 388-393.

Oh, J. H. & Kim, S. (2008) “Aging, Neighborhood Attachment and Fear of Crime: Testing Reciprocal Effects.” Journal of Community Psychology, 37(1): 21-40.

Onyx, J. & Bullen, P. (2000) “Measuring Social Capital in Five Communities.” The Journal of Applied Behavioral Science, 36 (1): 23-42.

Petersen, D. M. (2008) Social Capital, Social Support and Quality of Life Among Long-Term Breast Cancer Survivors. Dissertation publishing, proQuest, Dissertation submitted in partial satisfaction of the requirements for the Degree of Doctor of Philosophy in Health Services and Policy Analysis, Dissertation director, Joan, R. University of California, Berkeley.

Putnam, R. D. (2000) Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. New York: Simon and Schuster.

Romer, D. Jamieson, K. H. Macheat, S. & Howel, A. (2003) “Television News and the Cultivation of Fear of Crime.” Journal of Communication, 53 (1): 88-104.

Scarborough, B. Like-Haislip, Y. Novak, K. Lucas, W. & Alarid, L. (2010) “Assessing the Relationship between Individual Characteristics, Neighbourhood Context and Fear of Crime.” Journal of Criminal Justice, 38: 819-826.

Shaw, M. (2005) “Health Inequality: An Introduction to Theories, Concepts and Methods.” International Journal of Epidemiology, 34 (2)” 500–502.

Shields, M. Prpper, C. & Janke, K. (2013). “Does Violent Crime Deter Physical Activity?” Iza Discussio Paper, 2 (75): 1-38.

Skogan, W. G. & Maxfield, M. G. (1981) Coping with Crime: Individual and Neighborhood Reactions. Beverly Hills, CA: Sage Publication.

Weitzer, R. & Kubrin, C. E. (2004) “Breaking News: How Local TV News and Real-World Conditions Affect Fear of Crime.” Justice Quarterly, 21 (3): 497–520.

Wyant, B. R. (2008) “Multilevel Impacts of Perceived Incivilities and Perceptions of Crime Risk on Fear of Crime.” Journal of Research in Crime and Delinquency, 45: 39-64.