ارزیابی تأثیر مؤلفه‌های پیشگیری از جرم در طراحی محیط بر احساس امنیت ساکنان مطالعۀ موردی: روستاهای دهستان طوس

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد، گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

2 استادیار، گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

3 دانشیار، گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

چکیده

نیاز به امنیت همواره یکی از شاخص‌های کلیدی کیفیت زندگی و تأمین نیازهای اساسی بوده و مسئلۀ وقوع جرم از مهم‌ترین مسائل جامعۀ بشری به شمار رفته است. با وجود ضرورت‌داشتن بررسی موضوع جرایم و امنیت در جوامع شهری نسبت به جوامع روستایی، پیشرفت تمرکز مطالعات اخیر بر مباحث جرم‌شناسی روستایی، نشان‌دهندۀ بازگشت اهمیت این موضوع در متن جوامع روستایی است؛ به‌طوری که علاوه بر رویکردهای اجتماعی پیشگیری از جرم، کاربرد رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی (CPTED) در مناطق روستایی توصیه شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی‌تحلیلی و با توجه به هدف، از نوع کاربردی است و در آن سعی شده است با شناخت جایگاه مقولۀ امنیت در برنامه‌ریزی کالبدی روستایی، رویکرد CPTED در مناطق روستایی آزمون و میزان تأثیر آن بر میزان احساس امنیت ساکنان روستاهای دهستان طوس شناخته شود. در این پژوهش از دو روش مطالعات کتابخانه‌‌ای و میدانی استفاده شده است. بر مبنای فرمول کوکران با میزان خطای 05/0، از مجموع 6195 خانوار، تعداد 362 نمونه در سطح سرپرست خانوار به دست آمد که برمبنای قاعدۀ تسهیم به نسبت تعداد نمونه‌‌ها به تفکیک هر روستا مشخص شد؛ سپس با ارتقای نمونه‌‌های زیر 10 خانوار در هر روستا، تعداد نهایی نمونه‌‌ها به 386 رسید. در این پژوهش در مجموع 5 مؤلفۀ CPTED با 41 گویه انتخاب شدند و پایایی آنها با آزمون کرونباخ تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار تحلیل آماری SPSS و آزمون همبستگی اسپیرمن و الگوی رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از پرسش‌نامه و معناداری الگوی رگرسیون، اثرگذاری اصول این رویکرد تأیید شد. با توجه به منفی‌بودن ضریب مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی که بر میزان احساس امنیت هم‌افزا نیست و با نتیجۀ موردانتظار نیز هم‌راستا نیست، می‌‌توان بیان کرد ترتیب اثرگذاری مثبت اصول CPTED تنها به تعمیر و نگهداری، کنترل حرکت و دسترسی، قلمروگرایی و نظارت و مراقبت محدود می‌‌شود و نیاز به نقش هرچه بیشتر نهادهای دیده‌‌بانی در روستا احساس می‌‌شود تا مؤلفۀ حمایت را با تأثیری مثبت در تأمین حس امنیت دخالت دهند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluating the Impact of Factors of Crime Prevention through Environmental design on Perception of Security of Residents (Case Study: Toos Dehestan)

نویسندگان [English]

  • Aida Sadrossadat 1
  • Hamdollah Sojasi Qeidari 2
  • Aliakbar Anabestani 3
1 Geography,Feculty of Letters and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Iran.
2 Geography, Faculty of Letters and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Iran.
3 Geography, Faculty of Letters and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Iran
چکیده [English]

Introduction
Since the past, it was emphasized on the built-environmental aspect of a village in order to ensure its security against the entry of enemies. Therefore, the security measures had been taken in the architecture and design of streets. The relationship between security and rural physical planning is considered by the fact that the purpose of rural development planning is to improve the quality of life in rural communities, and the necessity for safety has always been an important index of quality of life and basic human needs. Crime is one of the most important issues of human society. Despite the fact that crime has been more considered in urban societies than rural communities, the focus of recent studies on rural criminology indicates the importance of this issue within rural context, too. Particularly, the high level of crime and insecurity in rural settlements at the urban fringe reveals that such settlements need more concern in this regard. Moreover, the approach of Crime Prevention through Environmental Design (CPTED) has been also recommended in rural areas in addition to socio- economic approaches. This is important due to the fact that those factors of CPTED resulting in reduction the incidence and fear of crime in rural areas can be recommended in the process of development of rural physical planning in the country, that is, the development of Rural Guidance Plans. Therefore, the aim of this study is to evaluating the impact of CPTED indices on perception of security of rural residents to apply its results and effective factors in making a safe community.
 



Material & Methods
This study uses a methodology of descriptive and analytical research with an applied approach. The methods of data collection are based on desk and field study. Desk study was used to determine the factors of CPTED. Field study was performed to fill out the questionnaires in the villages of Toos Dehestan of Mashhad County. Cochran formula was used to make a sample of 362 out of 6195 households (P & Q=0.5; d=0.05). By modulating the samples below 10 per village, the final sample size was revised as 386. The survey instrument was a questionnaire designed in the form of Likert scale whose validity was confirmed by a panel of experts. To determine the reliability of the questionnaire, Cronbach's alpha coefficient was used including Territoriality (0.73), Access Control (0.72), Surveillance (0.65), Support (0.62) and Repair and Maintenance (0.68). The data were analyzed using SPSS software including Spearman correlation, Linear Regression model and Path Analysis.
 
Discussion of Results & Conclusions
 This study indicates that Territoriality and Surveillance which examine a limited area such as surrounding environment have had a higher mean and then Access Control which shows the result of performing Rural Guidance Plans. The correlation between CPTED and Perception of Security is significant in all factors. There is a positive correlation between Territoriality, Access Control, Surveillance, Repair and Maintenance and Perception of Security. The Linear Regression model indicates the impact of Factors on Perception of Security including Territoriality (0.242), Access Control (0.372), Surveillance (0.179), Repair and Maintenance (0.287) and Support ( -0.116). The negative effect of Support on Perception of Security determines the weakness of Social Support in the studied rural areas. The results of regression model indicates the significant impact of CPTED on Perception of Security. However, the factor of Support is not in line with the expected outcome due to its negative impact factor. Therefore, according to Path Analysis the positive effects are respectively limited to 1- Repair and Maintenance, 2- Access Control, 3- Territoriality, 4- Surveillance. It is proposed to increase scouting groups in rural areas to have a positive impact on perception of security.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rural Physical Planning
  • Perception of Security
  • CPTED
  • Toos Dehestan

مقدمه و بیان مسئله

رشد و توسعۀ جوامع انسانی بر حسب زمان و مکان و با توجه به زیست و فعالیت در فضاهای روستایی، برنامه‌ریزی روستایی و توسعۀ روستایی مفهوم و مصداق پیدا می‌‌کند و همواره در مطالعات روستایی نقش توسعۀ کالبدی مناطق روستایی در ایجاد بستر مناسب برای توسعۀ اقتصادی و اجتماعی و اکولوژیکی و تأمین شرایط لازم برای تبدیل مناطق روستایی به محیط‌های امن برای فعالیت و سکونت امری ضروری تلقی شده است (عنابستانی و جوان‌شیری، 1393: 5). مقولۀ توسعه از امکانات اولیۀ مادی گرفته تا وضعیت آرامش روانی، پهنۀ وسیعی از زندگی فرد را در بر می‌‌گیرد (احمدوند و همکاران، 1391: 89). امنیت مؤلفه‌ای اساسی در توسعۀ پایدار انسانی به شمار می‌رود که افزایش رضایت‌مندی و شکل‌گیری سرمایۀ اجتماعی را ممکن می‌کند. علاوه بر سنجش میزان واقعی امنیت، باید به ارزیابی و امکان‌دادن به شکل‌گیری مکان‌‌های امن و در عین حال مقولۀ امنیت از دید افراد توجه کرد (صالحی، 1390: 123). مهم‌ترین نیاز ازنظر روحی امنیت است که مهم‌ترین هدف زندگی و جوهر سلامت روانی فرد تلقی می‌‌شود (صالحی، 1387: 22) و دو بعد عینی و ذهنی دارد. نیاز به امنیت همواره یکی از شاخص‌های کلیدی کیفیت زندگی و تأمین نیازهای اساسی بوده و مسئلۀ وقوع جرم از مهم‌ترین مسائل جامعۀ بشری به شمار رفته است. امروزه با توجه به رواج ناامنی‌های اجتماعی، موضوع امنیت، عوامل مؤثر بر آن و راهکارهای تقویت آن ضرورت یافته است. با وجود اینکه مسئلۀ امنیت در هر جامعه مقوله‌‎ای پیچیده و دارای ابعاد متنوع و متعدد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است، نباید برای تأمین این نیاز از نقش و تأثیر عوامل محیطی غافل شد. در این زمینه نظریه‌های مختلفی ازجمله فضاهای قابل‌دفاع‌، پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی[1]و جرم‌شناسی محیطی تبلور یافته‌اند که با به‌کارگیری مؤلفه‌های آنها می‌‌توان از وقوع جرم و بزهکاری پیشگیری کرد، میزان آن را کاهش داد و امنیت را ارتقا بخشید. همۀ این نظریات به‌ویژه بر نقش فضاهای کالبدی بر کاهش قابلیت جرم‌خیزی و میزان احساس امنیت تأکید دارند. توجه به ملاحظات اجتماعی و فرهنگی، مذهبی و ملی و حتی کالبدی در مقولۀ احساس امنیت از دیدگاه ساکنان در روند برنامه‌ریزی از این لحاظ مهم است که تأمین آسایش همگانی و رفاه را تنها در صورتی شدنی می‌‌داند که امنیت به‌منزلۀ اصلی‌ترین عامل برای مشارکت‌سازی و مشارکت‌پذیری بررسی شود (بمانیان و محمودی‌نژاد، 1388: 84). تاکنون مطالعات بسیاری دربارۀ میزان تأثیرگذاری متغیرهای کالبدی و آزمون رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی در متن جوامع شهری انجام شده است؛ در حالی که مطالعه‌ای در این زمینه در محیط‌‌های روستایی انجام نشده است. برای نمونه سرگزی‌اول و قائمی‌شاد (1393) نشان می‌دهند در صورتی که اصول مطرح‌شدۀ این رویکرد در محیط‌‌های شهری به‌خوبی به کار گرفته شوند، تا اندازۀ چشمگیری از جرایم شهری کاسته خواهد شد و بر ارتقای حس امنیت مؤثر خواهد بود. کلانتز[2] (1995) در مطالعه‌ای در منطقۀ مسکونی - تجاری در شهر تاتلاهاسی (پایتخت فلوریدا) نشان داد برخی عناصر این رویکرد نظیر تصور ذهنی، نظارت و کنترل دسترسی موجب کاهش بروز جرم می‌‌شوند. یافته‌‌های این پژوهش پیرو برخی اصول رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی‌اند؛ ولی مفهوم کاربری مختلط ارائه‌شده توسط جیکوبز به‌منزلۀ ابزاری کاهنده در جرایم اثبات نشده است. هدایتی[3] (2009) در مطالعه‌ای در منطقه‌ای مسکونی نشان داد اصول قلمرویابی، نظارت، حمایت و کنترل دسترسی قادر نیستند خطر ترس از جرم را کاهش دهند و عوامل دیگر اجتماعی و اقتصادی تعیین‌کننده‌اند. عبدالمحیط و الساوالی[4] (2010) با به‌کاربردن اصول این رویکرد نشان دادند نظارت تأمین‌کنندۀ احساس امنیت است؛ در حالی که حمایت و مدیریت کاهش‌دهندۀ جرم‌اند. در این مطالعه ارتباط معناداری میان عناصر کنترل دسترسی و تصور ذهنی با احساس امنیت برقرار نشده است. آلدرین‌ و همکاران[5] (2012) بر خلاف مطالعات پیشین تأثیر رفتار، باور و ادراک ساکنان دو منطقۀ مسکونی دروازه‌دار و بی‌دروازه را بر اصول رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی آزمون کردند. نتایج نشان‌دهندۀ معناداری رابطۀ قلمرویابی و حمایت است.

با وجود ضرورت‌داشتن پرداختن به موضوع جرایم و امنیت در جوامع شهری نسبت به جوامع روستایی، پیشرفت تمرکز مطالعات اخیر بر مباحث جرم‌شناسی روستایی، نشان‌دهندۀ بازگشت اهمیت این موضوع در متن جوامع روستایی است؛ به‌طوری که علاوه بر رویکردهای اجتماعی پیشگیری از جرم، به‌کاربردن رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی در مناطق روستایی توصیه شده است. این نکته از آن جهت مهم است که به نظر می‌‌رسد نیاز است همگام با پیدایش و بسط رویکرد برنامه‌ریزی کالبدی روستایی در کشور، به ارزیابی و آزمایش این رویکرد و شناخت میزان تأثیرگذاری آن در کاهش جرم و افزایش احساس امنیت در مناطق روستایی بیش از گذشته توجه شود؛ درواقع، باید در رویکردهای جدید برنامه‌ریزی کالبدی روستایی به مؤلفۀ امنیت توجه شود تا امکان تحقق فضای روستایی امن فراهم شود. توسعۀ به‌کارگیری این مفهوم در ادبیات شهرسازی و توصیۀ این روش در ادبیات جرم‌شناسی روستایی جهان نشان‌دهندۀ توانمندی بالای این روش در ارتقای سطح ایمنی و کارآمدی نتایج است که با توجه به اهمیت این موضوع در معماری قدیمی روستایی ایران، به نظر می‌‌رسد نیاز است در جوامع امروزی بار دیگر تأثیر فضاهای کالبد روستایی معاصر در میزان امنیت و احساس امنیت ساکنان سنجیده شود.

بر این اساس هدف این پژوهش سنجش رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی در فضاهای روستایی و شناخت میزان تأثیر مؤلفه‌های آن بر احساس امنیت کالبدی ساکنان است تا با شناخت مؤلفه‌های تأثیرگذار بتوان از آنها برای تأمین فضاهای امن روستایی بهره برد.

 

پرسش‌های پژوهش

- مقولۀ امنیت در برنامه‌ریزی کالبدی روستایی چه جایگاهی دارد؟

- رابطۀ میان مجموعه اصول CPTED در فضاهای روستایی با احساس امنیت ساکنان روستاهای دهستان طوس چگونه است؟

- کدامیک از مجموعه اصول CPTED بر احساس امنیت ساکنان روستاهای دهستان طوس مؤثرند؟

 

روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر ازنظر ماهیت و روش از نوع توصیفی - تحلیلی و با توجه به هدف، از نوع کاربردی است. این پژوهش با هدف کلی بررسی میزان اثرگذاری مؤلفه‌های CPTED بر احساس امنیت ساکنان روستاهای دهستان طوس انجام شده است. دهستان طوس، از توابع شهرستان مشهد، در استان خراسان رضوی واقع شده است. روستاهای این دهستان در مجاورت کلان‌شهر مشهد‌اند و به‌‎سبب حجم عظیمی از مهاجران، مشکلات امنیتی دارند و تاکنون مراجع قضایی و پلیس بارها به آنها توجه کرده‌اند.

در این پژوهش از دو روش مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی استفاده شده است. به کمک مطالعات کتابخانه‌ای، متغیرهای پژوهش شناسایی شدند و در مطالعات میدانی، اقدام به تهیه و تکمیل پرسش‌‌نامه از ساکنان شده است. بر مبنای فرمول کوکران با میزان خطای 05/0 از مجموع 6195 خانوار، تعداد 362 نمونه در سطح سرپرست خانوار به دست آمد که برمبنای قاعدۀ تسهیم به نسبت نیز تعداد نمونه‌‌ها به تفکیک هر روستا مشخص شد؛ سپس با ارتقای نمونه‌‌های زیر 10 خانوار در هر روستا، تعداد نهایی نمونه‌‌های اصلاح‌شده به 386 رسید (جدول 1). برای عملیاتی‌کردن پژوهش، با مطالعۀ ادبیات نظری در مجموع 5 مؤلفۀ CPTED با 15 شاخص و 41 گویه انتخاب شدند. مؤلفۀ قلمروگرایی (با شاخص‌های قلمروبندی و حس مالکیت و تفکیک عرصه‌ها)، مؤلفۀ کنترل حرکت و دسترسی (با شاخص‌های کنترل نفوذپذیری، نحوۀ طراحی خیابان، کیفیت دسترسی، نظام حرکتی، کارآیی شبکۀ معابر و کارآیی شبکۀ حمل‌ونقل عمومی)، مؤلفۀ نظارت و مراقبت (با شاخص‌های نظارت طبیعی، نظارت مکانیکی و نظارت رسمی)، مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌های اجتماعی (با شاخص‌های حیات شبانۀ فضا و تنوع فعالیت) و مؤلفۀ مدیریت فضا (با شاخص‌های تعمیر فضا و نگهداری از فضا).

برای بررسی این شاخص‌‌ها از ابزار پرسش‌‌نامه و سؤالاتی در قالب طیف لیکرت استفاده شد. روایی صوری این پرسش‌نامه توسط جمعی از متخصصان دانشگاهی (15 نفر) و پایایی پرسش‌نامه با تعداد 30 پرسش‌نامه با استفاده از فرمول کرونباخ برای قلمروگرایی (73/0)، کنترل حرکت و دسترسی(72/0)، نظارت و مراقبت (65/0)، حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی (62/0) و تعمیر و نگهداری (68/0) به دست آمد. برای یک قاعدۀ کلی، حد نصاب و به عبارتی مقدار لازم آلفا برای یک شاخص را 7/0 در نظر می‌‌گیرند (حبیب‌پورگتابی و صفری‌شالی، 1388: 366). در منابع دیگری مقادیر بالای 65/0 پذیرفتنی و مقادیر بالای 8/0 عالی معرفی شده‌اند (Leontitsis & Pagge, 2007). در جایی دیگر نیز مقدار آلفا 6/0 و بیشتر به‌منزلۀ مقدار پذیرفتنی آمده است (Loewenthal, 2004). بر این اساس پایایی مؤلفه‌های مذکور تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار تحلیل آماری SPSS و از آمار توصیفی شامل توزیع فراوانی و بررسی میانگین‌ها و آمار استنباطی شامل آزمون همبستگی اسپیرمن و الگوی رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد.

 

 

 

 

شکل 1- پراکندگی روستاهای مطالعه‌شده در دهستان طوس

جدول 1- برآورد حجم نمونۀ روستاهای دهستان طوس براساس فرمول کوکران (مرکز آمار ایران، 1390)

روستا

تعداد خانوار (سرشماری 90)

تعداد نمونه

تعداد نمونۀ اصلاح‌شده

شوراب

59

3

7

اروند

72

4

7

کلاته‌نوری

83

5

8

پرکندآباد

103

6

10

لقمانی‌باشریک

103

6

10

ناظرآباد

114

7

10

خین‌چماقی

115

7

10

صیدآباد

368

22

22

فریزی

404

24

24

چهل‌حجره

1000

58

58

کوشک‌مهدی

1010

59

59

زرکش

1138

66

66

کال‌زرکش

1626

95

95

جمع

6195

362

386

 


مبانی نظری پژوهش

جایگاه امنیت در برنامه‌ریزی روستایی

مقولۀ امنیت و وابستگی آن به کالبد روستا قدمتی به وسعت تاریخ بشر دارد. امنیت جایگاهی اثرگذار و نقشی اساسی در شکل‌گیری و تکامل الگوهای زیستی انسانی داشته و عامل اصلی پیدایش زندگی جمعی، اجتماعی و یکجانشینی انسان‌‌ها در طول تاریخ زندگی بشری است (مؤیدی و همکاران، 1392: 165). از دیرباز تأکید بر بعد کالبدی روستا برای برقراری امنیت و قابلیت نفوذناپذیری در برابر ورود افراد بیگانه به روستا وجود داشته است و بدین منظور تمهیدات امنیتی در معماری و شکل‌گیری بافت روستاها در نظر گرفته شده بود؛ به‌طوری که این موضوع را می‌توان از وجه تسمیۀ بسیاری از روستاها با پسوندهایی مانند حصار، قلعه، برج و... درک کرد و تدابیر کالبدی همچون ایجاد بدنه‌‌های مرتفع و دسترسی‌ناپذیر، قرارندادن بازشو در ارتفاعات پایین، ایجاد معابر سرپوشیده که افراد سواره نتوانند بتازند، ایجاد معابر با اختلاف سطح، ایجاد معابر غیرمستقیم و پیچ‌‎درپیچ، بالارفتن نسبی تراکم در بافت، ایجاد دسترسی‌‌های مخفی از زیرزمین خانه‌‌ها به یکدیگر، ایجاد مخفی‌گاه برای پنهان‌کردن آذوقه در ساختمان، پیدایش دربندها یا کوچه‌‌های دردار (زرگر، 1378: 153) ازجمله این تمهیدات است.

ازسویی، برنامه‌ریزی توسعۀ روستایی برای بهبـود و ارتقـای کیفیـت زندگی اجتماع روستایی انجام می‌شود و همواره صاحب‌نظران به امنیت - از شاخص‌‌های مهم سنجش کیفیت زندگی - توجه کرده‌اند (رضوان، 1385). برای نمونه کیفیت زندگی، رسیدن به یک زندگی برتر تعریف شده است که با داشتن سلامتی روحی، جسمی، امنیت و آسایش، ارتباطات شایسته با محیط اطراف و وضعیت مالی پذیرفتنی حاصل می‌شود (Hend Eksayed et al., 2013: 87). کامینز در تعریف خود از کیفیت زندگی بیان می‌کند که از هفت قلمرو مهم شامل بهزیستی مادی، سلامت، بهره‌وری، تعلق امنیت، اجتماع محلی و بهزیستی عاطفی می‌توان برای محاسبۀ شاخص ترکیبی کیفیت زندگی استفاده کرد. هاگرتی و همکارانش در سال 2001 اظهار داشتند که هفت قلمرو شامل روابط با خانواده، بهزیستی عاطفی، بهزیستی مادی، سلامت، کار و فعالیت مولد، احساس تعلق به اجتماع و امنیت فردی می‌توانند فضای کیفیت زندگی را به‌خوبی پوشش دهند (به نقل از محمدی‌استادکلایه و همکاران، 1391: 38 و 39)؛ ازسوی دیگر، توسعۀ پایدار روستایی عبارت است از فرایند کمک به مردم روستایی ازطریق اولویت‌بندی نیازهایشان، فعال‌کردن آنها و سرمایه‌گذاری در زمینۀ ایجاد زیرساخت‌ها و ارائۀ خدمات اجتماعی، برقراری عدالت و برابری با توجه به ظرفیت‌های محلی و رفتار برخلاف همۀ بی‌عدالتی‌های گذشته و تضمین سلامتی و درنهایت امنیت آنها. همچنین جوامع پایدار جوامعی‌اند که به‌لحاظ اقتصادی، اجتماعی و محیطی موفق بوده‌اند و به نیاز نسل‌‌های آینده احترام می‌گذارند. این جوامع مکان‌‌هایی به‌خوبی طراحی‌شده‌‌اند که مردم در آنها احساس آرامش و امنیت می‌کنند و ناهنجاری، جرم یا هراس از آن موجب کاهش کیفیت زندگی یا انسجام آن نمی‌شود (شرکت لولین دیویس، 1389: 1). تأمین نیازهای اساسی نیز یکی از اجزای اهداف اجتماعی توسعۀ پایدار روستایی است. نیاز به امنیت همواره از نیازهای اساسی انسان بوده است که براساس طبقه‌بندی مازلو در رتبۀ دوم و بعد از نیازهای جسمانی و زیستی قرار دارد و در صورت برآورده‌نشدن نسبی این نیاز، نیازهای ردۀ بالاتر انسان مانند نیاز به عشق و احترام به‌طور نسبی برآورده نمی‌شوند و انسان از دست‌یابی به بالاترین نیاز خود - که خودشکوفایی است - بازمی‌ماند (پاکزاد، 1385: 33). جان ‌لنگ در الگوی نیازهای انسانی، سلسله‌مراتب و روابط بین نیازها را در قالب دسته‌‌های مشتمل بر نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، وابستگی، عزت و اعتمادبه‌‎نفس، تحقق خویشتن و زیباشناختی بررسی می‌کند و امنیت را به‌منزلۀ یکی از نیازهای اساسی در مرتبۀ دوم این تقسیم‌بندی قرار می‌دهد (به نقل از صالحی، 1387: 23). کارن هورنای نیز برای نیاز به امنیت بیش از نیاز به ارضا - که شامل برخی نیازهای فیزیولوژیکی اساسی‌ است - اهمیت قائل شده است. به تعبیری آنچه در تعیین شخصیت نقش اساسی دارد، نیاز به ایمنی است که منظور او از آن، داشتن امنیت و رهایی از ترس است (به نقل از ساروخانی و هاشم‌نژاد، 1390: 83).

ارتباط میان برنامه‌ریزی کالبدی با امنیت را هم می‌توان از یافته‌‌های فالکنر در سال 1978 اقتباس کرد. او ارتباط میان عناصر کالبدی را با نیازهای طبقه‌بندی‌شدۀ مازلو نشان می‌دهد؛ به عبارتی، او بیان می‌کند که امنیت و ایمنی را می‌توان با موارد زیر تأمین کرد: خدمات حمایتی پلیس و آتش‌نشانی، ایمنی جاده، نبودن عناصر محیطی آلاینده و مناطق مسکونی که حریم خصوصی را حفظ می‌کنند (in: Walmsley, 1988: 60). در تعاریف مربوط به برنامه‌ریزی کالبدی نیز گاه به تأمین محیط امن اشاره شده است. برنامه‌ریزی کالبدی، همۀ فعالیت‌های منسجم، اندیشیده و منظمی است که انسان برای سازماندهی و بهسازی محیط کالبدی خود انجام می‌‌دهد (فاتح و داریوش، 1388: 157) و برنامه‌ریزی فضاهای کالبدی راهی برای رسیدن به سطح توسعۀ پایدار سکونتگاه‌ها برای حمایت از مردم به‌ویژه فقیران روستایی و کاهش آسیب‌پذیری مناطق روستایی است که در قالب مسکن سالم، محیط امن، خدمات عمومی، خدمات زیربنایی و کاربری زمین به آنها توجه می‌شود (عنابستانی و جوان‌شیری، 1393: 4).

با وجود جایگاه تعریف‌شده برای امنیت در متن برنامه‌ریزی روستایی، به مقولۀ امنیت و جرایم در جوامع روستایی چندان توجه نشده است؛ در حالی که جرم معضلی اجتماعی در جوامع ماست که بر زندگی هزاران نفر در هر سال تأثیر می‌گذارد. یکی از دلایل بی‌توجهی به موضوع امنیت در مطالعات روستایی این است که امنیت با میزان پایین جرایم مترادف تلقی می‌شود. ازطرفی، آمار و داده‌‌های پلیس تنها جرایم گزارش‌شده به پلیس را در بر می‌گیرد و سطح واقعی جرم را نشان نمی‌دهد (Fraser, 2011: 6). حال آنکه به‌دلیل خصوصیات اجتماعی جوامع روستایی ممکن است همۀ افراد تخلفات را به پلیس گزارش نکنند. اگر روستاییان بیشتر بر کنترل اجتماعی غیررسمی متکی باشند، کمتر احتمال دارد قانون‌شکنی‌ها را به پلیس گزارش دهند و ترجیح می‌دهند خارج از نظام رسمی دادگستری به موضوع رسیدگی کنند. همچنین در جوامع روستایی بیشتر احتمال دارد پلیس و ساکنان با یکدیگر ارتباط شخصی داشته باشند؛ ازاین‌رو، آنها تخلفات و جرایم را به‌صورتی غیررسمی حل و فصل می‌کنند (Bouffard & Muftic, 2006: 64). در بسیاری از مناطق روستایی ممکن است برخی ساکنان به فاصلۀ زیادی از سایر همسایگان خود زندگی کنند یا مسافت‌‌های زیادی را برای کار، خرید یا تحصیل بپمایند. این بدان معناست که خانه‌‌های روستایی ساعاتی از شبانه‌روز بدون نظارت رها می‌شوند. حضور کمِ پلیس و نیروی انتظامی به‌دلیل وسعت منطقۀ زیر پوشش آنها، موجب بروز جرم در مناطق روستایی به‌راحتی و به دور از چشم دیگران می‌شود (Sagarin et al., 1982). همچنین امروزه شبکۀ راه‌‌های ارتباطی مناسب موجب سهولت ارتکاب جرم در مناطق روستایی شده است (Barclay & Donnermeyer, 2007: 59). جرایم روستایی جرایمی‌اند که در متن روستا اتفاق می‌افتند که یا شامل جرایم معمولی نظیر دزدی و دعوا هستند یا جرایمی که تنها در مناطق روستایی روی می‌دهند مانند دزدی تراکتور و دام (Ceccato, 2016: 14). پنج حوزۀ کلیدی موردبحث در جرم‌شناسی روستایی شامل جرم کشاورزی، جرم محیطی، مواد مخدر، خشونت و جرم جوامع روستایی است (Donnermeyer, 2015: 158). پژوهشگران در دسته‌‌بندی دیگری سه نوع جرم را بیشتر جرم روستایی می‌‎دانند: نخست چیزی که می‌توان آن را فعالیت‌‌های قانون‌شکنی نامید. دوم خشونت بین افراد و سوم بی‌نظمی و آشوب اجتماعی. برای نمونه تعدی و ورود غیرمجاز به زمین یا ساختمان و واردکردن خسارت به مزارع و آزاررساندن به دام در اجتماعات کشاورزی وجود دارد. سرقت از خانه، دزدی وسایل نقلیه و سرقت اموال از وسیلۀ نقلیه، رفتارهای ضد اجتماعی همچون پرسه‌زدن جوانان در اطراف نیز در این دسته‌اند (به نقل از وودز،1390: 402 و 403)

بنابراین ضرورت بررسی مقولۀ امنیت به‌طور غیرمستقیم در بطن برنامه‌ریزی توسعۀ روستایی وجود دارد؛ ولی تاکنون نظام برنامه‌ریزی روستایی در زمینۀ فراهم‌کردن امکان کنترل‌‌های اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرایم غافل مانده است؛ در صورتی که اگر برنامه‌ریزی روستایی مبتنی بر آرمان‌‌های اصیل و بنیادی نظیر امنیت باشد و به‌صورت کارآمدی به اجرا درآید، می‌تواند در برقراری انتظام یکپارچۀ اجتماعی و کالبدی جامعه نقش مهمی ایفا کند.           

 

رویکرد پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی

به نظر می‌‌رسد اکتفاکردن به ابزارهای کنترل رسمی و عامل ازجمله پلیس و دستگاه قضایی برای مقابله با شرایط ناامنی و آشفتگی اجتماعی کافی نیست. جامعه‌شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت بر راه حل پیشگیری اجتماعی اشاره و بر کنترل رفتارهای اجتماعی افراد از بدو تولد و ارائۀ آموزش‌‌های لازم تأکید می‌‌کنند. در این میان صاحب‌نظران علوم محیطی روش غیرمستقیم‌تری را مدنظر قرار می‌‌دهند. هر فضا می‌‌تواند ازنظر عملکردی و کالبدی نقش متفاوتی داشته باشد. مسئله این است که بعضی فضاها به‌دلیل شرایط کالبدی خاص یا ویژگی‌‌های عملکردی در آن فضا، می‌‌توانند از عوامل زمینه‌ساز جرایم باشند (قلیچ و عماری، 1392: 10). در این میان نظریه‌پردازان مختلفی همچون جین جیکوب، اسکار نیومن و...، مشکلات فضاهای کالبدی و جرم‌خیز را معرفی و عوامل پیشگیرانۀ جرایم را در این مسیر پیشنهاد کرده‌اند که به‌طور عمده در قالب اصول CPTED طرح می‌شود. در حال حاضر پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی راهبردی باسابقه در کاهش جرم است. این بدان معناست که عوامل محیطی می‌‌توانند به کاهش ترس از جرم کمک کنند (کوردنر، 1390: 108). CPTED شامل بهبود روشنایی، قفل‌‌ها و درهای محکم‌تر، کاربرد ابزارهای نظارتی و سایر تغییرات کالبدی است تا موجب افزایش همبستگی اجتماعی و کاهش جرم و ترس از آن شود؛ ولی تغییرات طراحی کالبدی، دشوارسازی هدف و کنترل دسترسی موجب جدایی‌گزینی افراد می‌‌شود؛ ازاین‌رو، بر نوعی از فن‌‌‌های پیشگیری از جرم تأکید می‌شود که حفظ، بازیابی و ارتقای جامعه را ترغیب کنند؛ بنابراین، مراقبت، کشیک و پاسبانی از محله، سیاست‌‌های جامعه‌محور و واکنش‌‌های مشابهی توصیه می‌‌شود که منعکس‌کنندۀ پاسخ جامعه‌محور به جرم و ترس از آن و کاهش و کنترل رفتارهای فردی در جامعه باشد (Lab, 2010: 51). به‌تازگی مطالعاتی نیز در زمینۀ ارتباط میان مؤلفه‌های CPTED و احساس ترس انجام شده است؛ احساس ترس و بی‌اعتمادی نسبت به هر آنچه موجب آسیب شود (Siti et al., 2012: 630). هدف CPTED شناخت دقیق نشانه‌‌ها و علایم جرم به شیوه‌ای است که به‌وسیلۀ افراد درک می‌‌شود؛ سپس جستجوی تغییرات محیطی مشخصی است که به‌طور مستقیم متوجه ذهنیت است (کوردنر، 1390: 110).

به‌طور کلی براساس مستندات، تجربیات و نظریه‌های دانشمندان جهانی در این زمینه، می‌‌توان به اصولی اشاره کرد که به‌منزلۀ مبانی در طراحی محیطی استفاده می‌شوند که عبارت‌اند از:

- قلمروگرایی و مالکیت: فضای بیرونی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که سبب ایجاد نوعی حس مالکیت قوی شود (آقاغنی‌زاده و کلانتری، 1391: 83). روشنی فضای حائل بین فضاهای عمومی، نیمه‌خصوصی و خصوصی یا به عبارت دیگر، نقطۀ مشترکی که فضاهای نیمه‌خصوصی و خصوصی آغاز می‌‌شود، می‌‌تواند به این امر کمک کند. قطعیت‌نداشتن مالکیت موجب کاهش احساس مسئولیت و افزایش احتمال وقوع جرم و رفتارهای ناهنجار مقابله‌ناپذیر می‌شود (بمانیان و همکاران، 1392: 5)

- کنترل حرکت و دسترسی: ارتباط بسیار اندک موجب کاهش پویایی فضا می‌شود و ارتباط بسیار و ناصحیح عامل ایجاد فرصت برای ارتکاب جرم است. کاهش فرصت برای ارتکاب جرم ازطریق راهبرد‌‌های کنترل دسترسی سازمان‌دهی‌شده (نگهبانان)، مکانیکی (قفل‌‌ها) و طبیعی (تعریف فضاهای مناسب) است (جی‌هوپر و جی‌دروگ، 1386: 24).

- نظارت: به معنای توانمندسازی محیط ازطریق در معرض دید قرارگرفتن و آسانی نظارت است که امکان نظارت بر مناطق را به‌وسیلۀ ساکنان یا سازمان‌های انتظامی فراهم می‌کند. بر این اساس این امکان فراهم می‌شود که مناطق در معرض دید عمومی قرار گیرند و از ایجاد مناطق نظارت‌ناپذیر و به اصطلاح «مناطق کور» جلوگیری به عمل آورده شود (بمانیان و همکاران، 1392: 5).

- حمایت از فعالیتهای اجتماعی: با فراهم‌کردن برخی فعالیت‌‌های اجتماعی علاوه بر اشتغال‌زایی و ایجاد تسهیلات رفاهی، می‌توان میزان نظارت انسانی را افزایش داد (صالحی، 1390: 47).

- تعمیر و نگهداری از فضا: نگهداری بهتر از محیط علاوه بر افزایش قلمروگرایی میان ساکنان، احساس تعلق به فضا را ارتقا می‌دهد و این حس را القا می‌کند که این محله فضای امنی دارد و کوچک‌ترین انحراف و خطایی در این محیط با واکنش روبه‌رو می‌شود. یک پنجرۀ شکسته و تعمیرنشده، نشانه‌ای از این است که هیچ‌کس نگران نیست؛ بنابراین، شکستن پنجره‌‌های بیشتر هیچ هزینه‌ای نخواهد داشت (بمانیان و همکاران، 1392: 5) با مدیریت و نگهداری مناسب از مبلمان، تابلو، علایم و چراغ‌‌های روشنایی می‌توان علاوه بر بهینه‌سازی هزینه‌‌ها، از بالارفتن قابلیت مناطق در جرم‌خیزی کاست (صالحی، 1390: 48). ذکر این نکته ضروری است که این مفهوم می‌‌تواند در هر مکانی استفاده شود: مناطق شهری متراکم، شهرها و شهرک‌‌های کوچک و مناطق روستایی (Fennelly, 2013: 9).

 

یافته‌‌های پژوهش

بررسی میزان احساس امنیت روستاییان

برای بررسی مؤلفه‌های CPTED مؤثر بر میزان احساس امنیت از 5 مؤلفه در قالب «قلمروگرایی، کنترل حرکت و دسترسی، نظارت و مراقبت، حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی و تعمیر و نگهداری» بهره گرفته شد. براساس یافته‌‌های جدول (2) بیش از نیمی از پاسخگویان میانگین مؤلفه‌های قلمروگرایی، کنترل حرکت و دسترسی و نظارت و مراقبت را کمی بیش از حد متوسط و مؤلفه‌‌های حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی را کمتر از حد متوسط و تعمیر و نگهداری را در حد متوسط دانسته‌‌اند. در این میان مؤلفۀ «قلمروگرایی» با میانگین 41/3 بیشترین و مؤلفۀ «حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی» با میانگین 81/1 کمترین میانگین را میان مؤلفه‌های CPTED داشته است؛ به عبارتی، مؤلفه‌هایی همچون قلمروگرایی و نظارت که قلمرو محدودتری همچون محیط اطراف سکونت را در بر می‌گیرند، میانگین بالاتری داشته‌اند؛ سپس مؤلفۀ کنترل حرکت و دسترسی که نقش اجرایی - عملکردی طرح‌‎های هادی را دارد، بیشتر نمود می‌یابد.

 

جدول 2- بررسی وضعیت مؤلفه‌های CPTEDاز دیدگاه پاسخگویان

میانگین رتبه‌ای

درصد افراد پاسخگو

مؤلفه

خیلی زیاد

زیاد

متوسط

کم

خیلی کم

 

41/3

1/11

7/43

4/30

14

9/0

قلمروگرایی

24/3

9/13

8/32

9/26

2/18

9/8

کنترل حرکت و دسترسی

39/3

7/9

4/41

37

9/10

1/1

نظارت و مراقبت

81/1

1/1

6/4

11

2/26

3/57

حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی

74/2

5/2

2/22

5/32

2/27

7/15

تعمیر و نگهداری

92/2

7/7

9/28

6/27

3/19

8/16

کل

 

بررسی رابطۀ میزان احساس امنیت با مؤلفههای CPTED

با توجه به نرمال‌نبودن داده‌‌ها برای بررسی رابطۀ همبستگی بین متغیرها از نتایج آزمون اسپیرمن بهره گرفته شد. رابطۀ همبستگی با اطمینان 99 درصد و سطح خطای کمتر از 01/0 نشان می‌‌دهد همۀ مؤلفه‌های CPTED موجب برقراری احساس امنیت در پاسخگویان می‌‌شوند. ضریب همبستگی مثبت در مؤلفه‌‌های قلمروگرایی، کنترل حرکت و دسترسی، نظارت و مراقبت و تعمیر و نگهداری گویای رابطه‌ای همسو با میزان احساس امنیت است. همچنین شدت همبستگی این مؤلفه‌ها در سطح متوسط شناسایی شده است. در مقابل ضریب منفی مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی نشان‌دهندۀ کمرنگ‌بودن نقش مثبت حیات شبانۀ فضا و نبودن یا نامناسب‌بودن شرایط برای فعالیت‌‌های تفریحی و اجتماعی است که موجب می‌شود تأثیری منفی بر احساس امنیت فضا داشته باشند. ازسویی، ضریب آن بیانگر رابطه‌ای خیلی ضعیف است که به نظر می‌‌رسد با توجه به ضعیف‌بودن این رابطه، می‌‌توان با آماده‌سازی و ساماندهی شرایط برای تبلور این مؤلفه، در ارتقای احساس امنیت نقش داشت. از میان شاخص‌‌های مؤلفۀ «قلمروگرایی»، تنها حس مالکیت با ضریب همبستگی 537/0 با احساس امنیت رابطۀ معنادار دارد. از میان شاخص‌‌های مؤلفۀ «کنترل حرکت و دسترسی»،کنترل نفوذپذیری، نحوۀ طراحی خیابان و نظام حرکتی رابطه‌‌ای مستقیم با احساس امنیت دارند؛ به عبارتی، کنترل رفتار پیاده و سواره و جداسازی این حرکت‌‌ها یا نحوه و چگونگی طراحی راستای مسیر و عرض خیابان‌‌ها با احساس امنیت رابطۀ معنادار دارند که باید در طراحی شبکۀ معابر به آنها توجه شود. رابطۀ معکوس شاخص کارآیی حمل‌ونقل عمومی گواه بر این است که تسهیل شبکۀ حمل‌ونقل عمومی موجب تسهیل رفت‌وآمد همۀ افراد ازجمله معتادان شده است؛ به‌طوری که امنیت بیشتر زمانی احساس می‌‌شود که میزان نفوذپذیری حتی در زمینۀ نفوذ شبکۀ حمل‌ونقل عمومی کمتر باشد. همۀ شاخص‌‌های مؤلفۀ «نظارت و مراقبت» به‌صورت نظارت طبیعی، مکانیکی و رسمی رابطه‌ای همسو با احساس امنیت برقرار می‌‌کنند که در این میان نظارت طبیعی بیشترین نقش را دارد. وضعیت تعمیر و نگهداری از فضا در مؤلفۀ «تعمیر و نگهداری» نیز رابطۀ معنادار و همسویی را نشان می‌‌دهد. مقایسۀ ضرایب همبستگی برای مؤلفه‌‌های قلمروگرایی، نظارت و تعمیر و نگهداری نشان می‌‌دهد عواملی که بیانگر تمرکز فرد روستایی بر قلمرو سکونت اطراف خودند، درجۀ تقریباً یکسانی دارند. از همین عوامل می‌توان میزان اهمیت و قابلیت و ظرفیت حضور مردمی و رفتارهای اجتماعی را تشخیص داد؛ با این حال، به رابطۀ ناهمسو و معنادار شاخص‌‌های «حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی» باید توجه شود که در صورت کاهش تنوع فعالیت و نبود حیات شبانۀ فضا، احساس امنیت افزایش می‌‌یابد. به نظر می‌‌رسد این امر گاه به‌واسطۀ عملکرد معکوس واحدهای تجاری یا ادغام فضاهایی با تنوع فعالیتی با فضاهای خطرخیز (بازی و ورزش در فضاهای رهاشده یا خیابان) روی می‌‌دهد که امنیت را تهدید می‌‌‌‌کند. به این ترتیب، رابطۀ ناهمسوی همبستگی به دست می‌آید که به نوعی محدودکردن این فعالیت‌‌ها می‌‌تواند احساس امنیت را ترغیب کند؛ با این حال، می‌توان با مکان‌یابی فضاهای فعالیتی، آموزش افراد و تشکیل نهادهای مراقبتی و دیده‌بانی به‌‎نوعی در رابطۀ همسوی حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی با احساس امنیت سهیم شد که نیازمند بررسی است (جدول 3).

 

 

جدول 3- نتایج همبستگی بین مؤلفه‌های CPTEDو میزان احساس امنیت از دیدگاه پاسخگویان

 

قلمروگرایی

کنترل حرکت و دسترسی

نظارت و مراقبت

حمایت از فعالیت‌های اجتماعی

تعمیر و نگهداری

احساس امنیت

قملروگرایی و حس مالکیت

تفکیک عرصه‌‌ها

کنترل نفوذپذیری

نحوۀ طراحی خیابان

کیفیت دسترسی

نظام حرکتی

کارآیی حمل‌ونقل عمومی

کارآیی شبکۀ معابر

نظارت طبیعی

نظارت مکانیکی

نظارت رسمی

حیات شبانۀ فضا

تنوع فعالیت

تعمیر

نگهداری از فضا

ضریب همبستگی

537/0

069/0

598/0

392/0

005/0-

263/0

553/0-

085/0

591/0

140/0

279/0

117/0-

275/0-

0/411

370/0

سطح معناداری

000/0

179/0

000/0

000/0

922/0

000/0

000/0

096/0

000/0

006/0

000/0

022/0

000/0

000/0

000/0

ضریب همبستگی

477/

591/0

454/0

182/0-

458/0

سطح معناداری

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

 


بررسی میزان اثرگذاری مؤلفه‌‎های CPTED بر احساس امنیت

برای تهیۀ الگوی رگرسیون نیاز است ابتدا فرض‌‌های زیربنایی آن بررسی شوند. برای این منظور جملۀ خطا باید توزیع نرمال داشته باشد (بهنام‌فر و راستی، 1394: 265) که نتایج آزمون K-S با سطح معناداری 622/0 و آمارۀ 753/0 نشان‌دهندۀ نرمال‌بودن مقدار خطاست (نمودار 1). همچنین یکی از مهم‌ترین مفروضات رگرسیون، وجودنداشتن اثر هم‌خطی بین متغیرهای مستقل است. شاخص‌‌های تحمل واریانس و تورم واریانس این فرضیات را آزمون می‌‌کنند که باید مقدار شاخص تلورانس بین صفر و یک و شاخص VIF کمتر از دو باشد. یکی از مفروضات دیگر استقلال خطاهاست که باید فرض وجود همبستگی بین خطاها رد شود. برای آزمون‌کردن این فرض می‌‌توان از آمارۀ دوربین واتسون استفاده کرد. برای تأیید این فرض لازم است مقدار این آماره در بازۀ 5/1 تا 5/2 قرار داشته باشد (لطفی و همکاران، 1394: 144-145). مقدار آمارۀ دوربین واتسون این الگو برابر با 724/1 است.

 

 

نمودار 1- نرمال‌بودن مقدار خطا در الگوی رگرسیون مؤلفه‌هایCPTED

 

در جدول‌های (4) تا (6) مجموع مربعات، درجۀ آزادی، میانگین مربعات، آمارۀ فیشر و سطح معناداری رگرسیون گزارش شده‌اند. در مرحلۀ اول، نتایج به‌دست‌آمده ازنظر روستاییان نشان می‌دهند بین مجموع مؤلفه‌های CPTED و میزان احساس امنیت ضریب همبستگی 782/0 برقرار است. ضریب تعیین تعدیل‌شده بیانگر این است که مؤلفه‌های CPTED به میزان 606/0 واریانس متغیر احساس امنیت را تبیین می‌‌کنند. همان‌طور که ملاحظه می‌‌شود سطح معناداری صفر است؛ بنابراین، فرضیۀ صفر آزمون مبنی بر معنی‌‌دارنبودن الگوی رگرسیون با اطمینان 95 درصد رد می‌‌شود؛ ازاین‌رو، الگوی رگرسیونی ازلحاظ آماری معنی‌دار است. در این میان سطح معناداری برای همۀ مؤلفه‌های قلمروگرایی، کنترل حرکت و دسترسی، نظارت و مراقبت، حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی و تعمیر و نگهداری صفر به دست آمده است. مقادیر t بیانگر این است که همۀ مؤلفه‌های CPTED تأثیر آماری معنی‌داری در تبیین متغیر وابسته داشته‌اند. عرض از مبدأ 976/0- است که میزان متغیر وابسته را بدون دخالت متغیرهای CPTED نشان می‌‌دهد. شیب خط برای فضاهای هر یک از این مؤلفه‌ها متفاوت است. ضرایب استاندارد برای قلمروگرایی (242/0)، کنترل حرکت و دسترسی (372/0)، نظارت و مراقبت (179/0)، حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی (116/0-) و تعمیر و نگهداری (287/0) به دست آمده است که میزان تأثیر هریک از متغیرهای مستقل را بر متغیر وابسته بازگو می‌‌کند. بر این اساس می‌‌توان اذعان داشت که به‌دلیل ضعف متغیر حمایت از فعالیت‌های اجتماعی، شیب این متغیر منفی است که نشان‌دهندۀ میزان تأثیر معکوس آن بر میزان احساس امنیت است. سایر متغیرها تأثیری همسو بر میزان احساس امنیت داشته‌اند.


 

جدول 4- نتایج رگرسیون مؤلفه‌های CPTED بر میزان احساس امنیت

الگو

ضریب همبستگی

ضریب تعیین R

ضریب تعیین تعدیل‌شده

اشتباه معیار

آمارۀ دوربین واتسون

1

782/0e

611/0

606/0

37027/0

724/1

جدول 5- معناداری رگرسیون اصول CPTED بر میزان احساس امنیت (ANOVAb)

الگو

مجموع مربعات

درجۀ آزادی

میانگین مربعات

F

سطح معناداری

1

اثر رگرسیونی

898/81

5

380/16

474/119

000/0e

باقی‌مانده

097/52

380

137/0

 

 

کل

995/133

385

 

 

 

جدول 6- ضرایب میزان شدت اثرگذاری مؤلفه‌های CPTEDبر میزان احساس امنیت

الگو

ضریب غیراستاندارد

ضریب استاندارد

t

سطح معناداری

اثر هم‌خطی

B

Std. Error

Beta

تلورانس

VIF

1

عرض از مبدأ

976/0-

231/0

 

231/4-

000/0

 

 

قلمروگرایی

287/0

044/0

242/0

559/6

000/0

866/0

154/1

کنترل حرکت و دسترسی

615/0

057/0

372/0

837/10

000/0

751/0

331/1

نظارت و مراقبت

245/0

053/0

179/0

648/4

000/0

753/0

327/1

حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی

152/0-

043/0

116/0-

563/3-

000/0

688/0

454/1

تعمیر و نگهداری

328/0

042/0

287/0

783/7

000/0

965/0

036/1

 

 

در اینجا برای بررسی اثرات غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، نیاز است از روش تحلیل مسیر استفاده شود که مکمل الگوی رگرسیونی است. از فن تحلیل مسیر برای تعیین اثر مستقیم و غیرمستقیم و بی‎‌اثری بین متغیرهای موجود در نظام علی و میزان تطابق الگوی نظری با مجموعه‌ای از داده‌‌ها استفاده می‌شود. از مؤلفه‌های اولیۀ رسم نمودار، وجودنداشتن مسیر رفت‌وبرگشت بین متغیرهاست. در این روش همۀ مؤلفه‌ها به غیر از مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌های اجتماعی به‌صورت غیرمستقیم نیز بر متغیر وابستۀ احساس امنیت تأثیرگذارند. مؤلفۀ تعمیر و نگهداری تنها به‌صورت برون‌زا عملکرد دارد؛ در حالی که سایر مؤلفه‌‌ها هر دو نقش درون‌زایی و برون‌زایی را دارند. برای ارزیابی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم مؤلفه‌های CPTED بر احساس امنیت، الگوی تجربی زیر ارائه می‌شود. همان طور که در جدول (7) مشاهده می‌‌شود، از میان همۀ مؤلفه‌های CPTED، مؤلفۀ تعمیر و نگهداری بیشترین تأثیر را بر احساس امنیت دارد (451/0). اگرچه تأثیر مستقیم مؤلفۀ کنترل حرکت و دسترسی بیش از سایر مؤلفه‌‌هاست، اثرات غیرمستقیم مؤلفۀ تعمیر و نگهداری موجب می‌‌شود اثر کلی آن بیش از سایر مؤلفه‌‌ها محاسبه شود؛ پس از آن مؤلفه‌‌های کنترل حرکت و دسترسی، قلمروگرایی و نظارت و مراقبت تأثیرگذارند. ضرایب نسبتاً مشابهی میان مؤلفۀ نظارت و قلمروگرایی دیده می‌‌شود. همسانی نسبی آنها بیانگر این است که وقتی ساکنان حس مسئولیت بیشتری نسبت به قلمرو سکونتی خود داشته باشند، مراقبت از فضا بالا می‌‌رود و حتی زمانی که خطر ناامنی و تهدید امنیت ارتباط تنگاتنگی با املاک آنها داشته باشد خیلی سریع اقدام می‌‌‌کنند. همان‌طور که مؤلفۀ تعمیر و نگهداری - که دربرگیرندۀ تعمیر و نگهداری است - اهمیت فزاینده‌‌ می‌‌یابد. تأثیر زیاد مؤلفۀ کنترل حرکت و دسترسی بدین دلیل است که وضعیت شبکۀ معابر با تصادفات جاده‌‌ای ارتباط نزدیکی دارد که در محیط‌‌های روستایی نفوذپذیر و بافت‌‌های روستایی که معابر بین روستایی و شهری را از دل خود عبور می‌‌دهند، شدت می‌‌گیرد؛ بنابراین، کنترل حرکت در این روستاها می‌‌تواند با احساس امنیت همراه باشد. علاوه بر آن شبکۀ معابر و نحوۀ طراحی آنها می‌‌تواند دعوت‌کنندگی یا بازدارندگی از فضا را تعریف کند که این عامل تأثیر بسزایی در میزان جذب افراد غریبه به فضا و درنتیجه احساس امنیت دارد؛ به عبارتی، این متغیر حس مالکیت و قلمروگرایی را درگیر می‌‌کند. به همین دلیل اثرات غیرمستقیم این دو مؤلفه را می‌‌توان در الگو مشاهده کرد. در روش تحلیل مسیر، مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی نظیر نتایج الگوی رگرسیون، کمترین میزان اثرگذاری را با ضریب تأثیر 116/0- دارد. این امر نشان‌دهندۀ ضعیف‌بودن حمایت‌‌ها، تنوع‌نداشتن حمایت‌‌ها و فراگیرنبودن آنها بین گروه‌های سنی و درنهایت هم‌راستانبودن حمایت‌ها با موضوع احساس امنیت است (نمودار 2).

 

 

نمودار 2- الگوی تجربی مؤلفه‌های CPTED مؤثر بر احساس امنیت

جدول 7- اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کلی مؤلفه‌های CPTED بر احساس امنیت

مؤلفه‌های CPTED

اثرات مستقیم

اثرات غیرمستقیم

اثرات کلی

قلمروگرایی

242/0

06/0

302/0

کنترل حرکت و دسترسی

372/0

019/0

391/0

نظارت و مراقبت

179/0

122/0

301/0

حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی

116/0-

-

116/0-

تعمیر و نگهداری

287/0

164/0

451/0

 

 

نتیجه

امنیت از بنیادی‌‌ترین ارکان زندگی هر فرد و جامعه است که در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر به‌منزلۀ یکی از حقوق اجتماعی انسان و در ردیف آزادی است. منظور از احساس امنیت اجتماعی بعد روانی و ذهنی امنیت است که از حضور در فضاهای جمعی و تعامل با سایر افراد جامعه ناشی می‌‌شود. فضای امن که مردم در آن حضوری قوی دارند برای زندگی و کار جذاب‌تر است و برعکس فضای ناامن مرده و خطرناک به‌تدریج و هر روز بیش از روز قبل دافع مردم خواهد بود. در مناطق روستایی پیراشهری نوعی احساس تعلق‌نداشتن به جامعه و نبودن احساس امنیت رو به رشد است؛ حال آنکه نیاز است با توانمندسازی و ظرفیت‌سازی محلی ازطریق برنامه‌ریزی مشارکتی به هدف تأمین امنیت رسید.

در این پژوهش سعی شد با شناخت جایگاه مقولۀ امنیت در برنامه‌ریزی کالبدی روستایی، رویکرد CPTED در مناطق روستایی آزمون شود و تأثیر آن بر میزان احساس امنیت ساکنان روستاهای دهستان طوس شناخته شود. با توجه به نتایج به‌دست‎‌آمده از پرسش‌نامه و معناداری الگوی رگرسیون، اثرگذاری اصول این رویکرد تأیید شد. با توجه به منفی‌بودن ضریب مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی که بر میزان احساس امنیت هم‌افزا نیست و هم‌راستا با نتیجۀ موردانتظار نیست، می‌توان بیان کرد که ترتیب اثرگذاری مثبت اصول CPTED تنها به تعمیر و نگهداری، کنترل حرکت و دسترسی، قلمروگرایی و نظارت و مراقبت محدود می‌‌شود و نیاز به نقش هرچه بیشتر نهادهای دیده‌بانی در روستا احساس می‌شود تا مؤلفۀ حمایت را با تأثیری مثبت در تأمین حس امنیت دخالت دهند. تعمیر و نگهداری مؤلفه‌‌ای است که ارتباط تنگاتنگی با قلمرو خصوصی یا فضای اطراف سکونت فرد روستایی دارد؛ به همین دلیل همچون ابزار دفاعی فردی عمل می‌‌کند که توجه هرچه بیشتر به آن حس امنیت بیشتری را القا می‌‌کند. این مؤلفه امنیت فیزیکی ساختمان را نیز شامل می‌‌شود. نظارت و قلمروگرایی از دیگر مؤلفه‌‌هایی‌اند که اهمیت‌دادن به آنها همچون حفاظت از قلمرو شخصی است؛ ولی حوزۀ نفوذ آنها فراتر از تک‌ساختمان است. کاربرد این مؤلفه‌ها به‌ویژه در فضاها و بافت‌‌های مسکونی نمود می‌‌یابد و نقش اجتماعی افراد را که می‌‌تواند زمینه‌ساز حفظ امنیت باشد، به تصویر می‌‌کشد. با توجه به ضرایب تأثیر این دو مؤلفه می‌‌توان به‌نوعی به تأثیر حضور مردمی در حفظ امنیت امید بست و از دخالت هرچه بیشتر آنها در عرصه‌‌های مختلف روستایی حتی تأمین امنیت نیز استفاده کرد. به همین ترتیب به نظر می‌‌رسد نهادهای مراقبتی و دیده‌بانی در روستا می‌‌توانند چنان قدرتمند عمل کنند که حتی رابطۀ معکوس مؤلفۀ حمایت از فعالیت‌های اجتماعی را به رابطۀ مستقیم تبدیل کنند. یافته‌‌های پژوهش هم‌راستانبودن حمایت‌ها با میزان احساس امنیت را در وجود عملکرد معکوس و ناسالم برخی واحدهای تجاری یا ادغام فضاهایی با تنوع فعالیتی با فضاهای خطرخیز (بازی و ورزش در فضاهای رهاشده یا خیابان) می‌‌داند که به‌‎دلیل ضریب تأثیر پایین آن قابلیت اصلاح وجود دارد.

به‌‌طور کلی بررسی نتایج پژوهش حاضر با پیشینۀ پژوهش بیانگر این است که پژوهش حاضر با پژوهش سرگزی‌اول و قائمی‌شاد (1393) ناهمسوست؛ زیرا آنها همۀ این مؤلفه‌ها را در راستای افزایش احساس امنیت می‌‌دانند. پژوهش حاضر با پژوهش‌های آلدرین و همکاران (2012)، عبدالمحیط و الساوالی (2010)، هدایتی (2009) و کلانتز (1995) همسوست که تنها برخی مؤلفه‌های CPTED را مؤثر می‌دانند؛ ولی اختلافی در اثرگذاری تک‌تک متغیرها در این پژوهش‌ها دیده می‌‌شود. در زمینۀ کنترل حرکت و دسترسی با نظر کلانتز (1995)، نظارت با پژوهش عبدالمحیط و الساوالی (2010) و کلانتز (1995) و در زمینۀ قلمرویابی با پژوهش آلدرین‌ و همکاران (2012) همسو و با مؤلفۀ حمایت ناهمسوست.

با توجه به اینکه تمرکز مطالعۀ حاضر بر ابعاد کالبدی مؤثر بر احساس امنیت بود، به بعد اجتماعی آن توجه نشد؛ با این حال یکی از ارکان CPTED حمایت از فعالیت‌‌های اجتماعی است که نتایج پژوهش نشان دادند بستر مناسبی برای ترویج و حمایت از آن در محیط‌‌های روستایی فراهم نیست؛ ولی وجود ظرفیت و قابلیت مردمی در سایر متغیرها همچون نظارت طبیعی و قلمروگرایی تأیید شد؛ بنابراین، با اذعان به اینکه نسل دوم رویکرد CPTED بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی سکونتگاه‌‌ها تأکید دارد و ازسویی، رویکرد برنامه‌ریزی مشارکتی و اجتماع‌محور در فرایند مطالعات برنامه‌ریزی روستایی اهمیتی فزاینده دارد، نیاز است در مطالعه‌‌ای شاخص‌‌های اجتماعی مؤثر (پیوستگی اجتماعی، ارتباط، فرهنگ جامعه، آستانۀ ظرفیت) بر احساس امنیت یا کاهش جرم در مناطق روستایی نیز ارزیابی شوند. هرچند در نظام مدیریت ایران، مقولۀ امنیت در زمرۀ وظایف قانونی و مستقیم دهیاری قرار ندارد، احساس امنیت در فضا یکی از مهم‌ترین شاخص‌‌های کیفیت فضا محسوب می‌شود و بهبود در ساختار روستاها تنها با نگاه محله‌‌ای در تحقق اهداف افزایش کیفیت زندگی ممکن می‌‌شود که در این راستا مشارکت نهادهای اجتماعی را می‌‌طلبد و نیاز است نقش دهیاری و سایر نهادهای مردمی به‌دقت تکمیل شود. به عبارتی، پیشنهاد می‌‌شود مطالعات بعدی بر ایجاد شبکۀ پیچیده و تقریباً خودآگاه و ناخودآگاه از نظارت‌‌های اجتماعی تأکید کنند. لازم است هنجارهای اجتماعی میان خود مردم به‌صورت داوطلبانه رعایت و حفظ و به‌وسیلۀ آنها در امور زندگی اجرا ‌‌شوند که این امر توسط نهادهای محلی ترویج و مدیریت می‌‌شود.

 



[1] Crime Prevention through Environmental Design (CPTED)

[2]Clontz

[3]Hedayati

[4]Abdul Mohit & Elsawahli

[5] Aldrin et al.

آقاغنی‌زاده، ج. و کلانتری، م. (1391). «آسیب‌شناسی نظم و امنیت در پارک‌های شهر تهران با استفاده از اصول و راهبردهای پیشگیری جرم ازطریق طراحی محیطی»، پژوهش‌نامۀ نظم و امنیت انتظامی، د 5، ش (3) 19، ص 106-77.

احمدوند، م.؛ هدایتی‌نیا، س. و عبداللهی، خ. (1391). «بررسی تأثیر رفاه و سرمایۀ اجتماعی بر کیفیت زندگی در مناطق روستایی شهرستان بویراحمد»، مجلۀ پژوهش و برنامه‌ریزی روستایی، د 1، ش 2، ص 112-89.

بمانیان، م. و محمودی‌نژاد، هـ. (1388). امنیت و طراحی شهری، تهران: هله.

بمانیان، م.؛ فروتن، م. و موسوی‌پور، ف. (1392). «تدوین چارچوب محیط کالبدی امن در بافت‌های شهری تاریخی در ایران»، کنفرانس بین‌المللی معماری و توسعۀ شهری پایدار، تبریز، 27 و 28 آذر.

بهنام‌فر، ر. و راستی، الف. (1394). «رگرسیون خطی، نرمال‌بودن توزیع مقادیر خطا یا نرمال‌بودن توزیع متغیر وابسته»، مجلۀ ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ش 15 (33)، ص 265-263.

پاکزاد، ج. (1385). مبانی نظری و فرایند طراحی شهری، تهران: شهیدی.

جی‌هوپر، ل. و جی‌دورگ، م. (1386). امنیت و طراحی سایت، ترجمۀ: محمدجواد رحمانی، نازیلا دلدار و عاطفه عیسی‌نظرفومنی، تهران: شهیدی.

حبیب‌پورگتابی، ک. و صفری‌شالی، ر. (1388). راهنمای جامع کاربرد SPSS در تحقیقات پیمایشی (تحلیل داده‌های کمی)، تهران: لویه.

رضوان،ع. (1385). امنیت شهری و نقش برنامه‌ریزی شهری در ارتقا و بهبود آن؛ مورد مطالعه منطقۀ 17 تهران، (پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد)، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

زرگر، الف. (1378). درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.

ساروخانی، ب. و هاشم‌نژاد، ف. (1390). «بررسی رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی (مؤلفه‌های آن) و احساس امنیت اجتماعی در بین جوانان شهر ساری»، فصلنامۀ جامعه‌شناسی مطالعات جوانان، د 2، ش 2، ص 94-81.

سرگزی‌اول، ح. و قائمی‌شاد، م. (1393). «بررسی تأثیر چینش کالبدی محیط بر ارتقای امنیت و کاهش جرایم شهری با تأکید بر رویکرد CPTED؛ مطالعۀ موردی: محلۀ قاسم‌آباد - زابل»، اولین همایش ملی در جستجوی شهر فردا واکاوی مفاهیم و مصادیق در شهر اسلامی - ایرانی، تهران، 29 و 30 مهر.

شرکت لولین دیویس. (1389). مکان‌های امن: سیستم برنامه‌ریزی و پیشگیری از جرم، ترجمۀ: محسن هنرور و امین امینی، تهران: آرمان‌شهر.

صالحی، الف. (1387). ویژگی‌های محیطی فضاهای شهری امن، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی.

صالحی، الف. (1390). برنامه‌‎ریزی و طراحی محیطی امنیت در محیط زیست شهری، تهران: سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور.

عنابستانی، ع. و جوان‌شیری، م. (1393). تکنیک‌ها و مدل‌های مکان‌یابی کاربری اراضی در سکونتگاه‌های روستایی، تهران: پرهام نقش.

فاتح، م. و داریوش، ب. (1388). معماری روستایی 1-2، تهران: علم و دانش.

قلیچ، م. و عماری، ح. (1392). درآمدی بر فضای بی‌دفاع شهری، تهران: تیسا.

کوردنر، گ. (1390). کاهش ترس از جرم، ترجمۀ: اسماعیل حسنوند و احسان حسنوند، تهران: جامعه‌شناسان.

لطفی، ص.؛ مرادنژاد، آ.؛ بردی، ر. و واحدی، ح. (1394). «ارزیابی مؤلفه‌های کالبدی فضاهای عمومی و تأثیر آن در احساس امنیت اجتماعی شهروندان بابلسر»، پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، د 4، ش (1) 9، ص 152-131.

محمدی‌استادکلایه، الف.؛ مطیعی‌لنگرودی، ح. رضوانی، م. و قدیری‌معصوم، م. (1391). «ارزیابی اثرات الگوهای راهبرد اسکان مجدد پس از بلایای طبیعی بر کیفیت زندگی روستایی؛ مطالعۀ موردی: روستاهای جابه‌جاشدۀ شرق استان گلستان»، جغرافیا و مخاطرات محیطی، ش 4، ص 50-37.

مرکز آمار ایران. (1390). سرشماری ملی نفوس و مسکن خانوار.

مؤیدی، م.؛ علی‌نژاد، م. و نوایی، ح. (1392). بررسی نقش مؤلفه‌های منظر شهری در ارتقای سطح احساس امنیت در فضاهای عمومی شهری؛ نمونۀ موردمطالعه: محلۀ اوین تهران»، فصلنامۀ مطالعات امنیت اجتماعی، د 4، ش 35، ص 191-159.

وودز، م. (1390). جغرافیای روستایی (فرایندها، واکنش‌ها و تجربه‌های بازساخت روستایی)، ترجمۀ: محمدرضا رضوانی و صامت فرهادی، تهران: دانشگاه تهران.

Abdul Mohit, M. & Elsawahli, H. M. H. (2010) “Crime and Housing in Malaysia: Case Study of Taman Melati Terrace Housing in Kuala Lumpur.” Asian Journal of Environment-Behaviour Studies, 1 (3): 26-36.

Aldrin, A. Nordin, A. Mohd Najib, M. & Siti, R. (2012) “Validating Crime Prevention through Environmental DesignUsing Structural Equation Model.” Procedia Social and Behavioral Sciences 36: 591-601.

Barclay, E. & Donnermeyer, J. F. (2007) “Farm Victimisation: The Quintessential Rural Crime.” In E. Barclay, J. F. Donnermeyer, J. Scott & R. Hogg (Eds), Crime in Rural Australia, Sydney: the Federation Press. 57-68.

Bouffard, L. A. & Muftić, L. R. (2006) “The Rural Mystique: Social Disorganization and Violence Beyond Urban Communities.” Journal of the Western Society of Criminology, 7 (3): 56-66.

Ceccato, V. (2016) Rural Crime and Community Safety, USA: Routledge.

Clontz, K. A. (1995) Residential and Commercial Burglaries: An Empirical Test of Crime Prevention through Environmental Design. USA: Florida State University.

Donnermeyer, J. F. (2015) Crime in the Rural Context, International Encyclopedia of the Social & Behavioral Sciences, USA: Elsevier Science & Technology.

Fennelly, L. J. (2013) Effective Physical Security, USA: Elsevier.

Fraser, J. (2011) Rural Crime Prevention: A Literature Review, Ottawa: Department of Criminology, University of Ottawa.

Hedayati, M. M. (2009) Perception of Crime and An Assessment of Crime Prevention through Environmental Design (CPTED) Elements in A Housing Area: A Case Study of Minden Heights in Penang. Thesis (Ph. D.). Pulau Pinang, University Science Malaysia.

Hend Elsayed, F. Hamam S. Shalaby, A. & Elariane, A. (2013) “Principles of Urban Quality of Life for a Neighborhood.” HBRC Journal, 9 :86-92.

Lab, S. P. (2010) Crime Prevention, Bowling Green State University: Anderson.

Leontitsis, A. & Pagge, J. (2007) “A Simulation Approach on Cronbach’s Alpha Statistical Significance.” Mathematics and Computers in Simulation, 73 (5): 336-340.

Loewenthal, K. M. (2004) An Introduction to Psychological Tests and Scales. Hove, UK: Psychology Press.

Sagarin, E. Donnermeyer, J. F. & Carter, T. J. (1982) “Crime in the countryside - A prologue.” in T. J. Carter, G. H. Phillips, J. F. Donnermeyer & T. N. Wurschmidt (Eds), Rural crime. Totowa: Allanheld, Osmun, & Co. Publishers, Inc. 10-19.

Siti, R. Johari, N. & Mohd Najib. M. (2012) “The Relationship between Crime Prevention through Environmental Design and Fear of Crime.” Procedia - Social and Behavioral Sciences, 68: 628-636.

Walmsley, D. J. (1988) Urban Living the Individual in the City. UK: Longman Group.