بررسی تأثیر عوامل محیطی بر احساس امنیت زنان (نمونۀ موردی محلۀ سهل‌آباد شیراز)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز، دانشکده هنر و معماری، گروه شهرسازی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر تهران، ایران

10.22108/ssoss.2019.111934.1266

چکیده

زنان ازجمله مهم‌ترین گروه‌های استفاده‌کننده از فضاهای شهری هستند  و حضور آنان در اجتماع، الزامات و و پیش‌نیازهایی می‌طلبد که یکی از مهم‌ترین این الزامات، امنیت است. این مقاله، درصدد است براساس مقیاس محله رابطۀ میان شاخص‌های محیطی و احساس امنیت زنان را در فضاهای شهری مشخص کند. در این پژوهش، از روش کمّی از نوع پیمایش استفاده شده است و داده‌ها به کمک پرسش‌نامه جمع‌آوری شده‌اند. شاخص‌های محیطی مؤثر بر احساس امنیت زنان، از پژوهش‌های پیشین استخراج شده است و پس از پالایش، 25 شاخص انتخاب و در قالب چهار  بُعدِ کالبدی‌‌فضایی، عملکردی، بصری‌ادراکی و اجتماعی دسته‎بندی شده‌اند. پس از آن، به کمک پرسش‌نامه در قالب 14 گویه با طیف لیکرت، میزان تأثیر شاخص‌های منتخب در محلۀ سهل‌آباد شیراز –به‌صورت نمونۀ موردی- در میان 370 نفر از زنان ساکن در این محله، بررسی شده است. درنهایت، داده‌های حاصل از پیمایش به روش رگرسیون لجستیک ترتیبی تحلیل شده‌اند.  نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد در بعد کالبدی‌فضایی بهبود «وضعیت نورپردازی» و در بعد ادراکی بهبود «شهرت محله»، «خوانایی و وضوح مسیرها» و «حس تعلق به محله» بیشترین تأثیر را بر احساس امنیت زنان دارد. اهمیت جنبۀ ذهنی امنیت و نیز تأثیرگذاری بعد ادراکی فضا بر احساس امنیت، لزوم توجه برنامه‌ریزان و طراحان شهری را به ابعاد هویتی‌ادراکی در طراحی و برنامه‌ریزی فضاهای شهری به‌خصوص در مقیاس محله نشان می‌دهد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluating the Impact of Environmental Factors on Women's Sense of Safety (Case study: Sahlabad Neighborhood- Shiraz)

نویسندگان [English]

  • Maryam Roosta 1
  • Pardis Ahmadi 2
1 Shiraz University, Faculty of Art & Architecture, Urban Design & Planning Department
2 MA. Student in Urban Planning, Faculty of Architecture and Urban Planning University of Art Tehran, Iran
چکیده [English]

Introduction
The presence of women as one of the most important and vulnerable user groups of urban spaces requires requirements and prerequisites. One of the most important of which is ‘safety’.
The perception of women safety in urban spaces depends on many factors. Physical-spatial characteristics, economic status, political and social conditions, cultural issues, each with their own indicators, affect the level of women's safety. But, studies show that women in urban spaces with better qualities, have stronger sense of safety. This article aims to investigate the relationship between environmental indicators and women's sense of safety in urban spaces at the neighborhood scale.
 



Material & Methods    
This research has been considered as an applied research regarding the purpose and has used a descriptive-interpretative approach in the method. In line with this approach, a library method was used to collect documentary data and a quantitative survey using a questionnaire to collect field data. Environmental indicators affecting women's sense of safety were extracted from previous studies and after the refining, by selecting the frequency of indicators, 25 indicators were selected and classified into four dimensions: physical, spatial, functional, visual- perceptual, and social. Subsequently, the effect of the selected indicators in the Sahl-abad neighborhood of Shiraz- as the case study- was evaluated using a 14-item questionnaire with a Likert scale among 370 women living in this neighborhood. Sampling was done in a randomized manner over a period of three weeks among women aged 15-60 years old in the neighborhood. The results of the scan were analyzed by sequential logistic regression.
 
Discussion of Results & Conclusions    
The results of data analysis show how improvement of each indicator would affect sense of safety in women. The indicators which have greatest impacts are the ‘lighting situation’ in the physical-spatial dimension (107.3%), the improvement of ‘neighborhood fame (95%)’, ‘legibility and clarity of the paths (88.6%)’ and ‘sense of belonging to the neighborhood (77.8%)’ in the perceptual dimension.
In the social aspect, findings showed that the effect of the ‘socialization of space’ index on the woman’s sense of safety was not significant. The lack of significant effect of this index, despite its emphasis on previous research, may be due to the lack of sociable spaces in Sahel-abad neighborhood and, consequently, the lack of experience and understanding of these spaces by the responding women and their inability to assess its impact on the sense of safety.
 In the category of ‘functional’ indicators, the ‘presence of street vendors’ had a negative impact on women's sense of safety. The presence of vendors or informal retailers, while in many cases contributing to the vitality of the space and the realization of the nightlife of urban spaces, in some cases, such as this neighborhood, does not provide a safe and favorable social environment for women. It also seems to have a negative impact on women's sense of safety. In this category, attention to ‘walking’ has a significant impact on women's sense of safety. This issue is especially important at the neighborhood level, and its realization should be addressed in planning, functional, visual, and physical aspects.
The high share of the impact of indicators in the ‘visual-perceptual’ category states the importance of the visual and especially the perceptual dimension in the design and planning of urban spaces. The ‘perceptual’ aspect of women's safety is in many cases more important than its objective, and consequently, as the results of this statistical analysis show, mental and perceptual indicators and their empowerment in urban spaces can have a significant impact on improving women's sense of safety.
The significance of the ‘mental’ aspect of safety on the one hand and the effect of the ‘perceptual’ dimension of space on the sense of safety, is expressed for designer and urban planners to focus on ‘identity-perceptual dimensions’ in the design and planning of urban spaces, especially in the ‘neighborhood’ scale.
The article’s suggesting strategies to promote the women’s sense of safety are enhancing the lightning situation of public spaces, paying more attention to creating defensible urban spaces in urban design and urban planning, enhancing the legibility and clarity of the paths by environmental strategies, enhancing the vitality of public spaces along with vehicles and pedestrian accessibility, and reducing environmental pollution.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sense of Safety
  • women
  • Neighborhood Spaces
  • Sequential Logistic Regression

مقدمه

زنان، نیمی از جمعیت شهری و بخش تأثیرگذاری از بافت اجتماعی شهر را به خود اختصاص داده‌اند. در سال‌های اخیر افزایش مشارکت اجتماعی این بخش از جامعه در زمینه‌های مختلف، اهمیت برنامه‌ریزی و طراحی شهری را برای تسهیل و ارتقاء حضور آنان در شهر و فضاهای شهری بیشتر کرده است. حضور بی‌دغدغه و انجام فعالیت‌های اختیاری این طیف جمعیتی در عرصۀ زندگی شهری پیش‌شرط‌هایی می‌طلبد که بی‌شک، یکی از مهم‌ترین آنها امنیت است. تاکنون پژوهش‌های بسیاری اهمیت این موضوع و بررسی میزان اثرگذاری شاخص‌های مختلف بر ارتقاء حس امنیت را ارزیابی کرده‌اند. این پژوهش‌ها با رویکردهای جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، جرم‌شناسی و درنهایت رویکردهای محیطی و فضایی دربارۀ خاستگاه معماری و شهرسازی انجام شده‌اند. مقیاس محله یکی از مهم‌ترین مقیاس‌های مکانی برای مطالعه و طراحی و برنامه‌‎ریزی به‌منظور بهبود وضعیت امنیت زنان و حضور آنها در عرصه‌های عمومی است.

این مقاله تلاش می‌کند شاخص‌های محیطی مؤثر بر ارتقاء حس امنیت زنان را در منابع نظری جمع‌بندی و سپس به کمک پیمایش، میزان تأثیر و اولویت‌بندی هریک از آنها را برای توجه‌کردن به این مسائل در طرح‌ها و برنامه‌های شهری بررسی کند.

در ادامۀ مقاله، ابتدا مبانی نظری تبیین و پیشینۀ پژوهش مرور می‌شود و سپس ضمن معرفی روش پژوهش، نمونۀ موردی و جامعۀ آماری فرآیند انجام پژوهش شرح داده خواهد شد. در ادامه، یافته‌های حاصل از آزمون، تحلیل و درنهایت، بحث و نتیجه‌گیری ارائه خواهد شد.

 

مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش

فضاهای محله‌ای

فضاهای محله‌ای درواقع همان فضاهای باز شهری در مقیاس محله هستند که در میان طیف سلسله‌مراتب فضای عمومی تا فضای نیمه‌خصوصی قرار گرفته‌اند. این دسته فضاها به دلیل مقیاس کوچک و نوع فعالیت‌های جاری خود، قادرند جمعیت ساکن در محله را جذب کنند و تعاملات اجتماعی را در این مقیاس ارتقا بخشند؛ به ‌همین ‌دلیل، به گفتۀ دکتر مدنی‌پور، فضاهای عمومی محلات نباید باقی‌مانده‌ای از تودۀ خانه‌های موجود باشند؛ زیرا شرط بقاء حیات اجتماعی ساکنان هستند و در سلسله‌مراتب فضاهای شهری نقشی فعال در زنجیرۀ پیوستۀ تجارب عینی و ذهنی ایفا می‌کنند (مدنی‌پور، 1387: 45).

فضاهای محله‌ای به دلیل انجام فعالیت‌های روزمرۀ زندگی بهترین گزینه برای برقراری عدالت جنسیتی در فضاهای شهری هستند؛ زیرا در درون شهر، بیشترین ارتباط زنان با چنین فضاهایی است. براساس برخی شواهد در بررسی تاریخی فضاهای شهری ایران، در این مقیاس فضاهایی مختص به زنان وجود داشته است. انتهای معابر بن‌بست، سکوهای جلوی خانه‌ها و نظیر آنها فضاهایی امن، راحت و محصور برای زنان فراهم می‌آورده است (رضازاده و محمدی، 1387: 67 و66) بنابراین، در طول زندگی روزمره، این دسته از فضاهای شهری ازلحاظ مقیاس، کیفیت‌های فضایی و میزان دسترسی‌ یکی از مناسب‌ترین فضاها برای حضور زنان و تعاملات اجتماعی آنان هستند. باتوجه‌به این مطلب، می‌شود در این فضاها به‌طور خاص، طراحی و برنامه‌ریزی را برای ارتقاء امنیت – به‌صورت مهم‌ترین مطالبۀ حضور زنان در حیات شهری- دنبال کرد.

 

امنیت و فضای شهری

مازلو نیازهای انسانی را طبقه‌بندی کرده و بر مبنای تقسیم او نیاز به امنیت همواره از نیازهای اساسی انسان بوده است و پس از نیازهای فیزیولوژیک (آب و غذا و...) به شکل دومین طبقه از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین نیازها معرفی شده‌اند. به عقیدۀ مازلو[1] (1967) در صورت برآورده‌نشدن نسبی نیاز به امنیت، نیازهای مهم‌تر انسان مانند نیاز به عشق و احترام نیز به‌طور نسبی برآورده نمی‌شوند و انسان حتی از دستیابی به خواسته‌های متعالی خود، مانند خودشکوفایی، زیباشناختی، دانستن و فهمیدن باز می‌ماند (لنگ، 1381: 96).

امنیت دو جنبۀ عینی و ذهنی دارد که جنبۀ عینی و بیرونی آن، ایمنی[2] و جنبۀ ذهنی و درونی آن احساس امنیت[3] نامیده می‌شود (کارگر، 1383: 36). جنبه‌های ذهنی و عینی امنیت به‌صورت مستقیم باهم در ارتباط هستند؛ اما همان طور که میان ترس و خطر تفاوت وجود دارد، باید میان احساس امنیت و امنیت نیز تفاوت قایل شد (مدیری، 1385: 26). برخی کارشناسان مانند صالحی (1387) احساس امنیت را برای جامعه ضروری‌تر و مهم‌تر از امنیت می‌دانند؛ بنابراین، تمرکز بر «احساس امنیت» و بررسی راهکارهای محیطی ارتقاء آن، از دغدغه‌های حوزۀ شهرسازی به شمار می‌آید.

صاحب‌نظران امنیت شهری را پیش‌شرطی ابتدایی و ضروری برای توسعۀ اقتصادی و اجتماعی می‌دانند؛ بر این ‌اساس، هر نوع توسعه شهری بدون امنیت امکان‌پذیر نخواهد بود (صارمی و صارمی، 1390: 8). لینچ (1384) امنیت را از ویژگی‌های اصلی شهر و فضای شهری خوب می‌داند.

فضاهای عمومی شهری نیز با موضوع امنیت تعامل نزدیکی دارند. منابع علمی متعددی به اهمیت و ضروت امنیت در فضاهای شهری توجه کرده‌اند. جیکوبز در کتاب معروف خود، درارتباط‌با مقولۀ احساس امنیت، بر اهمیت نظارت غیررسمی در قالب «چشم‌های خیابان» و مشارکت و حضور فعالانۀ مردم در فضای شهری تأکید می‌کند. او معتقد است امن‌نبودن بسیاری از نقاط شهرها به دلیل مشکل ضعف کالبدی و محیطی برای حضور مردم و تأمین سرزندگی است (ر. ک. جیکوبز، 1386).

اسکار نیومن در نظریۀ «فضاهای قابل دفاع» بر نظارت فعالانه و تعریف عرصه‌ها و ارتقاء وضعیت کالبدی فضاهای شهری و محله‌ای برای کاهش جرم و ارتقاء امنیت تأکید کرده است. او سه ویژگی مهم فضاهای مستعد جرم را بیگانگی، نبودن نظارت عمومی و دسترسی به راه فرار می‌داند و به باور او با استفاده از سازوکارهای نمادین طراحی محیط مصنوع، می‌شود امنیت محیط را تا حد زیادی افزایش داد (ر. ک. نیومن، 1378).

در رویکرد [4]CEPTED نیز مؤلفه‌های محیطی مؤثر بر کاهش جرم و بهبود امنیت، به‌طور مستقیم در قالب یک چک لیست تدوین شده است (ر. ک.Ray, 1971 ). این نظریه مبتنی بر تأثیر کیفیت محیط بر رفتار انسان است و مطابق آن، طراحی مناسب فضا و محیط ساخته‌شده به کاهش فرصت‌های مجرمانه، افزایش ترس از جرم و بهبود کیفیت زندگی منجر می‌شود (پورجعفر و همکاران، 1387: 74).

هیلیر[5] (1996) بر افزایش امنیت ازطریق افزایش تحرک و جنبش در فضاهای شهری تأکید دارد. بنا بر نظر او مکان‌هایی که برای حرکت و جنبش ظرفیت کمتری دارند، برای وقوع جرم مستعد هستند؛ همچنین، با بزرگ‌ترشدن فضا، افزایش حضور مردم و ایجاد الگوهای حرکتی، امنیت استفاده‌کنندگان از فضا ارتقاء می‌یابد (Brenda & Pei, 1997).

بارتون و لین در پژوهش خود تأکید می‌کنند که آشنابودن فضا و وجودنداشتن حس غربت، در تقویت احساس امنیت ذهنی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد؛ همچنین، زمینۀ مثبت یا منفی ذهنی به‌یادمانده از فضا نیز به‌صورت چشمگیری بر دریافت ادراکی امنیت از فضا تأثیر دارد (Buron & Lynne, 2006).

لطفی و همکاران (1394) در پژوهشی با عنوان «ارزیابی مؤلفه‌های کالبدی فضاهای عمومی و تأثیر آن در احساس امنیت اجتماعی شهروندان بابلسر» بر معنا‌داری و مستقیم‌بودن رابطۀ میان مؤلفه‌های محیطی و امنیت اجتماعی تأکید دارند.

رحیمی و پیربابایی (1392) در پژوهش خود در شهر تبریز، به وجود همبستگی معنادار میان سازمان‌دهی فضایی و ادراکی خیابان با احساس امنیت عابران اشاره می‌کنند.

طبق پژوهش بمانیان و همکاران (1388) میان احساس امنیت درک‌شده از فضا و میزان تردد و استفاده از آن فضا رابطۀ مستقیمی وجود دارد.

 با بررسی منابع پژوهشی و میزان تکرار پژوهش‌های مرتبط با حوزۀ امنیت و محیط، می‌شود یقین حاصل کرد که میان برخی از شاخص‌ها و کیفیت‌های محیطی با امنیت، رابطۀ مستقیم و هم‌بستگی معناداری وجود دارد.

 

زنان، امنیت و فضای شهری

نیمی از جمعیت ساکن در شهرها زنان هستند و روند روزافزون حضور آنها در محیط‌های کار و فعالیت اجتماعی شهری سبب می‌شود تا در مکان‌یابی و طراحی و ساخت کالبد شهر، به حضور گستردۀ این قشر در فضاها و عرصه‌های مختلف سکونت، کار و حمل‌ونقل توجه شود (قاضی‌نژاد و شاکری،1391). در طراحی و برنامه‌ریزی فضاهای عمومی شهری برای جلب رضایت تمام گروه‌های استفاده‌کننده از فضا باید نیازهای زنان شناخته و زمینه‌های ایجاد حقوق مدنی دررابطه‌با حضور آنان فراهم شود (کیقبادی، 1393).

زنان به دلیل ویژگی‌های جسمی و روحی خاص خود، نسبت به مردان کمتر احساس امنیت می‌کنند (گلی و همکاران، 1394). جنسیت به‌صورت تأثیرگذارترین عامل شخصیتی در احساس ناامنی مطرح شده است. عموماً زنان بیشتر از مردان، ترس و ناامنی را احساس  می‌کنند و مردان احساس مثبت‌تری نسبت به امنیت محیط خود دارند (بمانیان و همکاران، 1388).

بل تأکید می‌کند درک یک زن از امنیت به این بستگی دارد که او به چه میزان محیط فیزیکی و اجتماعی اطراف خود را بشناسد و در آن احساس راحتی داشته باشد. عواملی چون ارتباطات اجتماعی و نوع گروه‌های اجتماعی حاضر در یک فضا در مقایسه با مؤلفه‌های طراحی آن، بر احساس امنیت زنان بیشتر تأثیر دارند (Bell, 1998).

فضای شهری مناسب باید تا حد زیادی امنیت گروه‌های مختلف استفاده‌کننده از خود را تأمین کند. امروزه، با اندازه‌گیری تعداد زنان و مردان استفاده‌کننده از فضا و میزان احساس آرامش و امنیت آنها از حضور در آن فضا می‌شود میزان موفقیت هر فضای شهری را محاسبه کرد (حاجی‌احمدی و همکاران، 1394).

 

شاخص‌های محیطی احساس امنیت زنان در فضاهای شهری

در فضاهای شهری، درک زنان از امنیت به مؤلفه‌های بسیاری وابسته است. ویژگی‌های کالبدی‌‌فضایی، وضعیت اقتصادی، وضعیت سیاسی و اجتماعی و مسائل فرهنگی هریک با شاخص‌های خود بر میزان احساس امنیت زنان تأثیرگذارند؛ اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد زنان در فضای شهری با کیفیت‎‌ مناسب، بیشتر احساس امنیت می‌کنند و حضورشان در این مکان‌ها پررنگ‌تر است.

بمانیان و همکاران (1388) در پژوهش خود به جنبه‌های دوسویۀ کالبدی‌اجتماعی فضا بر احساس امنیت زنان توجه کرده‌اند و شش عامل شهرت فضا، آشنابودن فضا، عدالت اجتماعی، تراکم جمعیتی یک فضا، نظارت و مراقبت از فضا و جاذبه و اجتماع‌پذیری فضا را بر احساس امینت زنان مؤثر دانسته‌اند.

ضابطیان و همکاران (1389) در جمع‌بندی خود از مؤلفه‌های برنامه‌ریزی کالبدی فضاهای شهری بر احساس امنیت زنان، به این عوامل اشاره می‌کنند: کاربری‌ها و فعالیت‌های ناشی از آنان، خوانایی، دسترسی و نفوذپذیری، نظارت غیررسمی، میزان آشنایی با فضا و حیات شبانه.

گلی (1390) در پژوهش خود تأکید می‌کند که در فضاهای شهری میان نوع کاربری، تنوع فعالیتی، بازه‌های زمانی فعالیت‌ها و نیز چگونگی مجاورت کاربری‌ها با احساس امنیت زنان در آن فضاها رابطۀ معناداری وجود دارد.

گلی و همکاران (1394) در فضاهای عمومی شهری میان فرم فضا، اطلاعات محیطی، نور، میزان دسترسی، کیفیت فعالیت‌ها و کاربری زمین با احساس امنیت اجتماعی زنان رابطۀ معناداری یافته‌اند.

در بررسی‌های کتابخانه‌ای عوامل مؤثر بر میزان احساس امنیت زنان در فضاهای شهری را چنین بر شمرده‌اند: مزاحمت‌های خیابانی، امنیت تردد شبانه در شهر، وضعیت حمل‌ونقل، میزان دسترسی، فیزیک محیط، اشراف‌داشتن بر فضا، کیفیت پیاده‌روها، روشنایی، رنگ، پوشش گیاهی، حجاب و پوشش، نظارت‌های عمومی و رسمی و حضور پلیس (پوراحمد و همکاران، 1396).

شکوری‌اصل (1395) در پژوهش خود، بیست و شش شاخص محیطی مؤثر بر احساس امنیت زنان را در سه بعد فرم، عملکرد و معنا دسته‌بندی کرده و برای آنها از آزمون کمّی استفاده کرده است.

پین، طراحی نامناسب فضاها و خیابان‌های شهری را بر وقوع جرم و احساس ناامنی مؤثر می‌داند (Pain, 2000). در پژوهش دیگری عوامل مؤثر بر ناامنی زنان را رعایت‌نکردن سلسله‌مراتب فضایی، نظارت کم بر فضاهای شهری و مراقبت کم از ساختمان‌ها دانسته‌اند (Brown et al., 2004). به اعتقاد موسر، در فضاهای شهری مهم‌ترین مکان‌های ناامن برای زنان مکان‌ها و فضاهای کم‌نور و تاریک، ایستگاه‌های اتوبوس دورافتاده و سرویس‌های بهداشتی نامناسب هستند (Moser, 2004).

کوزنز و همکارانش، عوامل تشدیدکنندۀ ناامنی زنان را وجود نقاط دورافتاده، کیفیت نامناسب راه‌ها و تقاطع‌ها و نامناسب‌بودن پیاده‌روها می‌دانند (Cozens et al., 2005).

براساس پژوهشی از مؤسسۀ جگوری در دهلی عوامل محیطی مؤثر بر احساس ناامنی زنان در خیابان‌های شهر، شلوغی محل‌های انتظار برای وسایل حمل‌ونقل عمومی، نامناسب‌‌بودن پیاده‌روها، نامناسب‌بودن سرویس‌های بهداشتی عمومی و کمبود علائم و اطلاعات هستند (Jagori, 2010). در پژوهش دیگری عواملی مانند میزان ساختمان‌های فرسوده، بناهای رهاشده، زمین‌های خالی، وجود نقاط پنهان، کیفیت نامناسب پیاده‌روها و نقاشی‌‎های نامناسب دیواری بر احساس ناامنی در فضاهای شهری تأثیر دارند (Pitner et al., 2012). به اعتقاد فوستر و همکارانش نیز عوامل محیطی مؤثر بر وقوع جرم در فضاهای شهری شامل این موارد هستند: تفکیک نامناسب کاربری‌ها، وجود انواع آلودگی‌‎ها و وجود فعالیت‌های نامتجانس (Foster et al., 2011).

جدول شماره 1، جمع‌بندی شاخص‌های محیطی امنیت را در منابع مختلف نشان می‌دهد.

 

روش و فرآیند پژوهش

در نخستین مرحلۀ پژوهش، برای یافتن شاخص‌های محیطی مؤثر بر امنیت زنان در فضاهای شهری منابع و اسناد کتابخانه‌ای مطالعه و بررسی قرار شده است. هدف آن بوده است که به این شیوه، ضمن تدوین مبانی نظری، شاخص‌های لازم برای پیمایش و تدوین پرسش‌نامه، اولویت‌بندی و انتخاب شوند. نمودار تصویر شماره 1، فراوانی تکرار شاخص‌ها را در منابع کتابخانه‌ای نشان می‌دهد. همان‌ گونه که در این نمودار دیده می‌شود، شاخص‌های نظارت رسمی و غیررسمی، دسترسی‌پذیری و نورپردازی مناسب، بیشترین میزان فراوانی را در منابع نظری به خود اختصاص داده‌اند.


 

 

 

 

 

 

 

 جدول شماره 1- جمع‌بندی پیشینۀ پژوهش

شاخص‌های مؤثر بر امنیت

سال

اشخاص

استفاده از تابلوها و علائم- نظارت طبیعی- افزایش حس مالکیت- کنترل ورودی‌ها- نورپردازی مناسب- مبلمان و تجهیزات- دسترسی مناسب- دسترسی به کیوسک تلفن (دسترسی به کمک)- جدارۀ شفاف- تعمیر و نگهداری- نظارت غیررسمی - توجه به کاربری‌ها

1387

پورجعفر و همکاران

نبودن ازدحام- خوانایی- پرهیز از ایجاد فضاهای غیر قابل دفاع- وجود تابلوها و علائم- زیبایی بصری- نورپردازی مناسب- نبودن آلودگی محیطی- وجودنداشتن آلودگی صوتی- دسترسی مناسب- کیفیت سکونت مناسب- سازگاری فعالیت‌ها

1387

صالحی

شهرت فضا- آشنابودن فضا- عدالت اجتماعی- تراکم جمعیتی در یک فضا- نظارت و مراقبت از فضا و جاذبه و اجتماع‌پذیری فضا

1388

بمانیان و همکاران

کاربری‌ها و فعالیت‌های ناشی از آنها- امنیت تردد زنان- خوانایی فضاهای شهری- مراقبت‌های طبیعی و مصنوعی- میزان آشنایی فضا- حیات شبانۀ شهری- شهرت فضاها

1389

الیاس‌زادۀمقدم و ضابطیان

نور و روشنایی- زیبایی بصری- جدارۀ شفاف- نظارت رسمی- نظارت غیررسمی- کنترل ورودی‌ها- تعمیر و نگهداری- مبلمان و تجهیزات- وجودنداشتن کنج‌های مخفی- سازگاری فعالیت‌ها

1390

محسنی‌تبریزی و همکاران

معابر- علائم و مبلمان شهری- کاربری اراضی- خوانایی- پوشش گیاهی- دانه‌بندی و فشردگی بافت- تناسبات بصری- نظارت غیررسمی- وجودنداشتن آلودگی محیطی

1393

مستفوی‌الممالکی و بهرامی

مشارکت زنان در شهر- حمل‌ونقل زنان در شهر- خوانایی فضاهای شهری- دسترسی داشتن به کمک- حیات شبانۀ کاربری‌ها و فعالیت‌های شهری- آشنابودن فضا- شهرت محیط- نظارت و مراقبت از فضا- جاذبه و اجتماع‌پذیری فضا

1393

شبانی و همکاران

احترام به مالکیت خصوصی- بزرگی خانه- سازمان‌دهی عبور و مرور- نمای ساختمان- اشراف‌نداشتن بر دیگران- نمادهای شهر- وجودنداشتن آلودگی محیطی- نور و روشنایی

1393

زرقانی و شادمهری

آسایش بصری و محیطی- وجودنداشتن اطلاعات محیطی گمراه‌کننده- فرم فضا- خلوت‌بودن- نور- کنترل نفوذپذیری- کیفیت فعالیت‌ها و کاربری زمین- متغیرهای زمینه‌ای- دسترسی به خدمات و حمل‌ونقل عمومی

1393

گلی و همکاران

پیاده‌مداری- زیبایی‌شناسی- اجتماع‌پذیری- امنیت شبانه- نظارت مستقیم- آسایش محیطی- ساختار محیط

1394

ایزدی و حقی

ساختار فیزیکی- دانه‌بندی- انعطاف مکان- کیفیت کالبدی- سلسله‌مراتب فضایی- تداوم بصری- کاربرد مناسب رنگ- نورپردازی و روشنایی- آسایش اقلیمی- پوشش گیاهی مناسب- تجهیزات و مبلمان شهری- وجودنداشتن آلودگی‌های زیست‌محیطی- کیفیت سکونت- دسترسی به خدمات- اختلاط کاربری‌ها- وجودنداشتن زمین‌های رهاشده- فعالیت‌های شبانه- فعالیت‌های بانوان- نفوذپذیری- حمل‌ونقل عمومی- نبودن ازدحام پیاده- نبود ترافیک سواره- تفکیک مناسب سواره و پیاده- سازگاری بصری- سازگاری معنایی- شهرت مکان

1395

شکوری‌اصل

وجودنداشتن مزاحمت‌های خیابانی- امنیت تردد شبانه در شهر- وضعیت حمل‌ونقل- دسترسی‌پذیری- فیزیک محیط- امکان مشاهدۀ فضا- کیفیت پیاده‌روها- روشنایی- رنگ- پوشش گیاهی- حجاب و پوشش- نظارت‌های عمومی و رسمی و حضور پلیس

1396

پوراحمد و همکاران

رعایت سلسله‌مراتب فضایی- نظارت رسمی و غیررسمی- مراقبت از فضا

2004

براون و همکاران

زیبایی بصری- آب و فضای سبز- نظارت رسمی- نظارت غیررسمی- کنترل ورودی‌ها- تعمیر و نگهداری- تابلو و علائم- جدارۀ شفاف - مشارکت شهروندان

2003

کلارک و اک

دید مطلوب و جدارۀ شفاف- نور مناسب- زندگی شبانه- تعمیر و نگهداری- پرهیز از ایجاد کنج‌های مخفی - دسترسی به کمک- نظارت رسمی- نظارت غیررسمی- کاربری مختلط- سازگاری فعالیت‌ها- تسهیلات پیاده‌روی- خرده‌فروشی- ایجاد حس مالکیت- وجود تابلوها و علائم- زیبایی بصری - خوانایی

2007

هون

نظارت طبیعی- تسهیلات پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری- کاربری مختلط- خوانایی- وجود تابلوها و علائم- دسترسی به حمل‌ونقل عمومی- ایجاد حس مالکیت- تعمیر و نگهداری- نور و روشنایی- مبلمان- خرده‌فروشی- سازگاری فعالیت‌ها- امکان برگزاری رویدادهای فرهنگی هنری- زندگی شبانه- پرهیز از ایجاد کنج‌های مخفی

2007

لوکاس و همکاران

نظارت رسمی- کنترل ورودی‌ها- تعمیر و نگهداری- تسهیلات پیاده‌روی- سازگاری فعالیت‌ها- زندگی شبانه

2008

کوزن و همکاران

نور و روشنایی- نظارت رسمی- نظارت غیررسمی- کنترل ورودی‌ها- تعمیر و نگهداری- دسترسی- تسهیلات پیاده‌روی- مقیاس انسانی- سازگاری فعالیت‌ها

2009

راس

نور و روشنایی- خوانایی- پاکیزگی و وجودنداشتن آلودگی- نظارت رسمی- نظارت غیررسمی- کنترل ورودی‌ها- تعمیر و نگهداری- مبلمان و تجهیزات- وجودنداشتن کنج‌های مخفی- ترافیک سواره- جدارۀ شفاف- سازگاری فعالیت‌ها- زندگی شبانه

2011

اکبلم

نظارت رسمی- توجه به گروه‌های آسیب‌پذیر- نور و روشنایی- فضای سبز- کنترل ورودی‌ها- احساس مالکیت- تعمیر و نگهداری مبلمان و روشنایی- توجه به نقش شهروندان

2011

هاشمی و همکاران

تابلوها و علائم- مالکیت عمومی- وجودداشتن سرویس بهداشتی- تنوع مکان نشستن- اقلیم- نور و روشنایی- دستفروشی- زیبایی بصری- کنترل ورودی‌ها- تسهیلات پیاده‌روی- دسترسی- شهرت محیط- نظارت رسمی- نظارت غیررسمی- زندگی شبانه

2011

بیلر

وجودنداشتن ساختمان‌های فرسوده- وجودنداشتن ابنیۀ رهاشده- وجودنداشتن زمین‌های خالی- وجودنداشتن نقاط پنهان- کیفیت مناسب پیاده‌روها

2012

پیتنر و همکاران

اختلاط مناسب کاربری‌ها- وجودنداشتن انواع آلودگی‌‎ها- وجودنداشتن فعالیت‌های نامتجانس

2012

فوستر و همکاران

 

 

تصویر شماره 1- میزان تکرار شاخص‌ها در پژوهش‌های پیشین

 

 

پس از آن برای نظم‌دهی و تحلیل مناسب‌تر، شاخص‌ها ازنظر موضوعی دسته‌بندی و تفکیک شده‌اند. در این دسته‌بندی 25 شاخص به‌دست‌آمده از مطالعات کتابخانه‌ای درچهار بُعد کالبدی‌فضایی، عملکردی، بصری‌ادراکی، زیست‌محیطی و اجتماعی تفکیک شد‌ه‌اند. نمودار تصویر شماره 2 این دسته‌بندی را نشان می‌دهد.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

تصویر شماره 2- دسته‌بندی شاخص‌های محیطی مؤثر بر احساس امنیت زنان

 

در مرحلۀ دوم، داده‌ها به صورت کمّی جمع‌آوری شده‌اند. برای انجام این کار و به‌منظور خلاصه‌سازی پس از بازبینی مجدد شاخص‌های حاصل‌شده از مبانی نظری تعدادی از مهم‌ترین آنها به‌صورت پرسش‌نامه‌ای‌ در قالب 14 گویه با طیف نگرش‌سنجی لیکرت تدوین شده است.

 

معرفی محلۀ سهل‌آباد

مطابق مطالب گفته‌شده، در مرحلۀ دوم پژوهش، بررسی نگرش زنان دربارۀ شاخص‌های محیطی اثرگذار بر احساس امنیت آنان مدنظر است. این محله با وسعت حدود 156 هکتار و با جمعیتی بالغ بر 17000 نفر در منتهاالیه جنوب‌ شرقی شهر شیراز و در منطقۀ 7 شهرداری این شهر قرار دارد.

 

تحلیل داده‌ها

داده‌های حاصل از این مرحله، به کمک نرم‌افزار SPSS ارزیابی و تحلیل شده‌اند و مدل تحلیلی استفاده‌شده، مدل رگرسیون لجستیک ترتیبی است.

جدول شماره 2، به‌صورت توصیفی پاسخ‌ افراد را به پرسش‌هایی نشان می‌دهد که دربارۀ وضعیت شاخص‌های محیطی مؤثر بر احساس امنیت زنان این محله هستند.


 

جدول شماره 2- وضعیت احساس امنیت و شاخص‌های محیطی در محلۀ سهل‌آباد

خیلی خوب

خوب

متوسط

بد

خیلی بد

بی‌جواب

شاخص

72

69

104

78

44

3

رؤیت‌پذیری

25

134

130

46

30

5

نورپردازی

23

88

126

70

62

1

زیبایی، پاکیزگی و پاکیزگی محیطی

61

101

116

65

24

3

خوانایی

43

78

88

72

84

5

حس تعلق

68

106

96

57

40

3

آشنایی با فضا

21

80

127

76

64

2

شهرت

25

54

103

88

97

3

اجتماع‌پذیری فضا

35

68

116

93

57

1

نظارت رسمی

63

99

106

61

37

4

نظارت غیررسمی

37

74

87

81

87

4

وجود خرده‌فروشی

23

78

92

81

95

1

وضعیت پیاده‌رو

38

90

111

77

49

5

تعداد کاربری‌های فعال در شب

 

جدول شماره 3- داده‌های حاصل از اعمال مدل لجستیک ترتیبی بر روی شاخص‌ها

 

Estimate

Std. Error

Wald

df

Sig.

95% Confidence Interval

Lower Bound

Upper Bound

Q1

0.327

0.076

18.631

1

0.000

0.178

0.475

Q2

0.729

0.1

53.29

1

0.000

0.533

0.925

Q4

0.444

0.085

27.045

1

0.000

0.276

0.611

Q5

0.624

0.089

49.035

1

0.000

0.449

0.799

Q6

0.576

0.078

54.875

1

0.000

0.423

0.728

Q7

0.221

0.077

8.227

1

0.004

0.07

0.371

Q8

0.668

0.09

55.213

1

0.000

0.492

0.844

Q9

-0.035

0.078

0.203

1

0.652

-0.187

0.117

Q10

0.36

0.082

19.35

1

0.000

0.2

0.521

Q12

0.439

0.081

29.114

1

0.000

0.28

0.599

Q14

-0.246

0.074

11.146

1

0.001

-0.391

-0.102

Q15

0.418

0.079

28.224

1

0.000

0.264

0.572

Q16

0.219

0.08

7.41

1

0.006

0.061

0.377

Q18

0.214

0.078

7.523

1

0.006

0.061

0.366

 


برای تحلیل داده‌ها از estimate هر سؤال متغیر e می‌گیریم. eβ نسبت بخت‌ها است و این فرمول نشان می‌دهد به ازای هر واحد تغییر و بهبود در شاخص‌ها احساس امنیت چند برابر می‌شود. اگر میزان آن را از عدد 1 کم و در عدد 100 ضرب کنیم، درصد میزان تغییر به دست می‌آید.

به‌طور خلاصه، در جدول شماره 4  می‌شود یافته‌های حاصل از آزمون مدل رگرسیون لجستیک ترتیبی را بر شاخص‌ها مشاهده کرد.


 

جدول شماره 4- یافته‌های حاصل از آزمون لجستیک ترتیبی

 

شاخص

ضریب رگرسیون

نسبت بخت‌ها

تفسیر (درصد تأثیر)

کالبدی‌فضایی

رؤیت‌پذیری

0.327

1.387

38.7

نورپردازی

0.729

2.073

107.3

بصری‌ادراکی

زیبایی، پاکیزگی و پاکیزگی محیطی

0.444

1.559

55.9

خوانایی

0.624

1.866

86.6

حس تعلق

0.576

1.779

77.9

آشنایی با فضا

0.221

1.247

24.7

شهرت خوب

0.668

1.950

95.0

اجتماعی

اجتماع‌پذیری فضا

0.0335-

0.966

بی معنا

نظارت رسمی

0.36

1.433

43.3

نظارت غیررسمی

0.439

1.551

55.1

عملکردی

وجود دست‌فروش‌ها

0.246-

0.782

021.8

پیاده‌مداری

0.418

1.519

51.9

تعداد کاربری‌های فعال در شب

0.219

1.245

24.5

نبود کاربری‌های ناسازگار

0.214

1.239

23.9

 


در دستۀ شاخص‌های کالبدی‌فضایی به ازای 1 سطح کاهش نقاط کور در محله (افزایش رؤیت‌پذیری) احتمال برخورداری زنان از حس امنیت، 38.7 درصد و به ازای 1 سطح بهبود وضعیت نورپردازی در محله، احتمال برخورداری آنان از حس امنیت، حدودا 2.07 برابر می‌شود.

در دستۀ شاخص‌های بصری‌ادراکی با 1 سطح بهبود در وضعیت عمومی زیبایی محله و پاک‌سازی آن از آلودگی‌های محیطی و بصری احساس امنیت، 55.9 درصد افزایش می‌یابد. در این دسته، شاخص‌های شهرت محله، خوانایی فضا و حس تعلق با 95، 86.6 و 77.9 درصد، بر حس امنیت زنان بیشترین تأثیر را دارند. همچنین، با 1 سطح ارتقاء وضعیت آشنایی با فضا حس امنیت زنان در محله 24.7 درصد افزایش می‎یابد.

در دستۀ شاخص‌های بعد اجتماعی، شاخص اجتماع‌پذیری فضا با مقدار معناداری 0.652 در سطح معناداری 5 درصد، درزمینۀ بهبود حس امنیت زنان تأثیری را نشان نمی‌دهد. در این دسته، با 1 سطح بهبود در شاخص‌های نظارت رسمی (حضور پلیس) و نظارت غیررسمی، احساس امنیت زنان به ترتیب 43.3 و 55.1 درصد افزایش می‌یابد.

در دستۀ شاخص‌های عملکردی حضور دست‌فروش‌ها بر احساس امنیت زنان تأثیر منفی داشته است. در همین دسته، ارتقاء پیاده‌مداری تأثیر چشمگیری بر احساس امنیت زنان دارد. مطابق نتایج آزمون، با 1 سطح بهبود وضعیت پیاده‌مداری حس امنیت زنان 51.8 درصد افزایش خواهد یافت. بهبود کیفی و کمّی وضعیت تنوع کاربری‌ها و نیز کاربری‌های فعال شبانه، 24.4 درصد احساس امنیت زنان را افزایش می‌دهد و انتقال و حذف کاربری‌های ناسازگار، به میزان 23.8 درصد بر بهبود حس امنیت زنان مؤثر است.

 

 بحث و نتیجه‌

یافته‌های حاصل از اعمال مدل لجستیک ترتیبی بر روی داده‌ها نشان می‌دهد در میان شاخص‌های محیطی مؤثر بر احساس امنیت زنان، وضعیت نورپردازی بیشترین میزان تأثیر را به خود اختصاص داده است. اهمیت تأثیر نورپردازی همان‌ گونه که در ماتریس جدول شماره 2 و نمودار شماره 1 نیز دیده می‌شود، در بخش مرور پیشینۀ پژوهش، از پرتکرارترین شاخص‌ها در میان منابع کتابخانه‌ای بوده است؛ بنابراین، در فرآیند طراحی و برنامه‌ریزی، توجه‌کردن‌ به کیفیت و کمیت نورپردازی معابر و فضاهای عمومی محله، ممکن است تا حد زیادی به بهبود حس امنیت زنان کمک کند.

زیادبودن سهم تأثیر شاخص‌ها در دستۀ بصری‌ادراکی اهمیت بعد بصری و به‌خصوص، بعد ادراکی را در طراحی و برنامه‎ریزی فضاهای شهری نشان می‌دهد. همان ‌گونه که پیشتر نیز اشاره شد، جنبۀ ذهنی امنیت زنان، در بسیاری از موارد از بعد عینی آن اهمیت بیشتری دارد و به‌تبع آن، همان‌ گونه که نتایج این تحلیل آماری نیز نشان می‌دهد، شاخص‌های ذهنی و ادراکی و تقویت آنها در فضاهای شهری ممکن است بر بهبود احساس امنیت زنان تأثیر به‌سزایی داشته باشد. در حیطۀ دانش شهرسازی راهکارهای طراحی و برنامه‎‌ریزی مشخصی برای ارتقاء این شاخص‌های کیفی وجود دارد. 

در بعد اجتماعی نتایج معنادار نبودن تأثیر شاخص اجتماع‌پذیری فضا را بر احساس امنیت زنان نشان می‌دهند. معنادارنبودن تأثیر این شاخص، باوجود تأکید پژوهش‌های پیشین بر آن، ممکن است به دلیل مسائلی از این قبیل باشد: فقدان فضاهای اجتماع‌پذیر در محلۀ سهل‌آباد و درنتیجه، محسوس‌نبودن تجربه و درک چنین فضاهایی از جانب زنان پاسخ‌دهنده و قادرنبودن آنها به ارزیابی میزان تأثیر آنها بر احساس امنیت.

در دستۀ شاخص‌های عملکردی حضور دست‌فروش‌ها، بر احساس امنیت زنان تأثیر منفی داشته است. حضور دست‌فروش‌ها یا به عبارتی فروشنده‌های غیررسمی با آن‌ که در بسیاری موارد به افزایش سرزندگی فضا و تحقق حیات شبانۀ فضاهای شهری کمک می‌کند، در برخی موارد مانند محلۀ مدنظر، فضای اجتماعی امن و مطلوبی را برای حضور زنان فراهم نمی‌سازد. به نظر می‌رسد دلیل تأثیر منفی این شاخص بر احساس امنیت زنان نیز چنین باشد. در همین دسته، توجه به مسئله‌ای چون پیاده‌مداری تأثیر چشمگیری بر احساس امنیت زنان نشان می‌دهد. این موضوع، به‌خصوص در مقیاس محله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و برای تحقق آن در ابعاد عملکردی، بصری و نیز کالبدی‌‌فضایی باید به این امر توجه و برای آن برنامه‌ریزی کرد.

در مجموع، طبق مرور نتایج پژوهش‌های پیشین و نیز تحلیل نتایج حاصل از این پیمایش، توجه به ابعاد کالبدی‌فضایی، بصری‌ادراکی، عملکردی و اجتماعی در طراحی و برنامه‌ریزی فضاهای محله‌ای ممکن است بر بهبود حس امنیت زنان در این فضاها تأثیرگذار باشد. در ساماندهی فضاها از شاخص‌های هویتی‌ادراکی غافل می‌شوند؛ بااین‌حال، این شاخص‌ها‌ به‌طور ویژه‌ای بر احساس امنیت زنان تأثیر می‌گذارند.

برنامه‌ریزی و طراحی درخصوص عملیاتی‌کردن این راهبردها ممکن است ازطریق افزایش حس امنیت زنان- به‌صورت یکی از مهم‌ترین گروه‌های استفاده‌کننده از فضاهای شهری- حضور آنان را در عرصه‌های عمومی به‌خصوص در مقیاس محله، تقویت کند.

 



[1]Maslow

[2] Security

[3] Safety

[4] Crime Prevention Through Environmental Design

[5]Hilier

بمانیان، م.؛ رفیعیان، م. و ضابطیان، ا. (1388). «سنجش عوامل مؤثر بر ارتقاء امنیت زنان در محیط‌های شهری (مورد محدوده اطراف پارک‌ شهر تهران)»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی پژوهش زنان، د 7 ، ش 3، ص 49- 67.

پوراحمد، ا.؛ آروین، م. و رحیم‌پور، ن. (1396). «ارزیابی احساس امنیت زنان در فضاهای شهری؛ مطالعۀ موردی منطقۀ یک اهواز»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی مطالعات شهری، ش 23، ص 53-68.

پورجعفر، م.؛ محمودی‌نژاد، ه.؛ رفیعیان، م. و انصاری، م. (1387). «ارتقاء امنیت محیطی و کاهش جرائم شهری با تأکید بر رویکرد C.P.T.E.D.»، نشریۀ بین‌المللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، ش 6، ص 73- 82.

حاجی‌احمدی همدانی، آ.؛ ماجدی، ح. و جهانشاه‌لو، ل. (1394). «بررسی معیارهای تأثیرگذار بر افزایش میزان فعالیت زنان در فضاهای شهری؛ مطالعۀ موردی محلۀ پونک (20متری گلستان) شهر تهران»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی مطالعات شهری، ش 14، ص 58-47 .

جیکوبز، ج. (1386). مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی، ترجمۀ: حمیدرضا پارسی و آرزو افلاطونی، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

رحیمی، ل. و پیربابایی، م. (1392). «نقش سازمان‌دهی فضایی و ادراکی خیابان در احساس امنیت عابران، مطالعۀ موردی شهر تبریز»، فصلنامۀ علمی پژوهشی هویت شهر، د 7، ش16، ص 71- 80.

رضازاده، ر. و محمدی، م. (1387). «طراحی فضای محله‌ای با تأکید بر رویکرد عدالت جنسیتی و چارچوب اصول اخلاق مراقبتی»، فصلنامۀ علمی -پژوهشی نامۀ معماری و شهرسازی، ش 2، ص 92-73.

شکوری اصل، ش. (1395). «شناسایی ویژگی‌های محیطی تأثیرگذار بر احساس امنیت بانوان در فضاهای شهری؛ مطالعۀ موردی محلات مخصوص و سلامت منطقۀ 11 شهر تهران»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی مطالعات شهری، ش 21، ص 91-77.

صارمی، ح. و صارمی، م. (1390). «بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر تجلی شهر امن از دیدگاه اسلام»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی مدیریت شهری، ش 27، ص 18-7.

صالحی، ا. (1387). ویژگی‌های محیطی فضاهای شهری امن، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری.

ضابطیان، ا.؛ بمانیان، م. و رفیعیان، م. (1389). «بررسی الگوی برنامه‌ریزی کاربری فضاهای شهری مؤثر بر افزایش امنیت زنان»، فصلنامۀ علمی پژوهشی علوم اجتماعی، ش 48، ص 148-108.

قاضی‌نژاد، م. و شاکری، ف. (1391). «بررسی و تحلیل جامعه‌شناختی ترس از جرم و رفتارهای غیرمدنی در میان زنان شهر تهران با تأکید بر هویت جنسی و هویت مدنی»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی مسائل اجتماعی ایران، د 3 ، ش 2، ص 202-181.

کیقبادی، س. (1393). «ارتقاء حضور زنان در فضای شهری با رویکرد توسعۀ امنیت اجتماعی (نمونۀ موردی بلوار سجاد مشهد)»، نخستین همایش مهندسی عمران، معماری و مدیریت پایدار شهری، گرگان.

گلی، ع. (1390). «زنان و امنیت در فضاهای عمومی شهری (مطالعۀ موردی پارک آزادی شیراز)»، فصلنامۀ علمی- پژوهشی جامعه‌شناسی تاریخی، د 3، ش 2، ص 165-143.

گلی، ع.؛ قاسم‌زاده، ب.؛ فتح‌بقالی، ع. و رمضان‌مقدم‌واجاری، ی. (1394). «عوامل مؤثر در احساس امنیت اجتماعی زنان در فضاهای عمومی شهری (مطالعۀ موردی پارک ائل‌گلی تبریز)»، فصلنامۀ علمی پژوهشی مطالعات راهبردی زنان، ش 69، ص  136-97.

لطفی، ص.؛ بردی، ر. و واحدی، ح. (1394). «ارزیابی مؤلفه‌های کالبدی فضاهای عمومی و تأثیر آن در احساس امنیت اجتماعی شهروندان بابلسر»، پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، ش 9، ص 154-131. 

لنگ، ج. (1381). آفرینش نظریۀ معماری؛ نقش علوم رفتاری در طراحی محیط. ترجمۀ: علیرضا عینی‌فر. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

لینچ، ک. (1384). شکل خوب شهر، ترجمۀ: سیدحسین بحرینی، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

مدنی‌پور، ع. (1387). فضاهای عمومی و خصوصی شهر، ترجمۀ: فرشاد نوریان، تهران: شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری.

مدیری، آ. (1385). «جرم، خشونت و احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر»، فصلنامۀ علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، ش 22، ص 28-11.

نیومن، ا. (1387). خلق فضاهای قابل دفاع. ترجمۀ: فایزه رواقی و کاوه صابر. تهران: انتشارات طحان.

Bell, Wendy. (1998) “Women and Community Safety.” Bell Planning Associates South Australia, 32: 1-26.

Brenda, S. A. Yeoh, Pei Lin Yeow. (1997) “Where Women Fear to Tread: Images of Danger and the Effects of Fear of Crime in Singapore.” Geo Journal, 43 (3): 273-286.

Burton, E. & Lynne, M. (2006) Inclusive Urban Design: Streets for Life, London: Architectural Press.

Brown, B. B. Perkins, D. D. & Brown .G. (2004) “Crime, New Housing, and Housing Incivilities in A First-Ring Suburb: Multilevel Relationships Acrosstime.” Housing, 16 (6): 301-345.

Cozens, P. Saville, G. and Hillier, D. (2005) “Crime Prevention Through Environmental Design (CPTED): A Review and Modern Bibliography.” Journal of Property Management, 23 (5): 328–356.

Foster, S. and Giles-Corti, B. and Knuiman, M. (2011) “Neighbourhood Design and Fear of Crime: A Social Ecological Examination of the Correlates of Residents’ Fear In New Suburban Housing Developments.” Health & Place, 16 (6): 1156-1165.

Moser, C O.N. (2004) “Urban Violence and Insecurity: An Introductory Roadmap.” Environment and Urbanization, 16(2): 3-16.

Pain, R. ( 2000) “Place, Social Relations and the Fear of Crime: A Review.” Progress in Human Geography, 24 (3): 365–387

Pitner, R. O. and Man Soo, Y. and Brown, E. (2012) “Making Neighborhoods Safer :Examining Predictors of Residents’ Concerns About Neighborhood Safety.” Environmental Psychology, 32: 43-49.

Jagori, T. (2010) Understanding Woman’s Safety; Toward a Gender Inclusive City, Delhi: Jagori.

Ray, C. Jeffery. (1971) Crime prevention through environmental design, London: Sage Publications.