رسانه به‌مثابۀ ابژۀ نسلی: بررسی نقش مصرف رسانه بر هویت نسلی

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 کارشناس‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

10.22108/srspi.2020.121075.1491

چکیده

ابژۀ نسلی پدیده‌‎ای مرتبط با نظام معرفتی نسل‌هاست که دراثر تغییرات سریع و برخورد تازه با پدیده‌‎های نوظهور از نسلی به نسل دیگر تفاوت پیدا می‌کند. هدف پژوهش حاضر، تبیین تفاوت نسل‌ها براثر مصرف رسانه‌‎هایی است که برای هر نسل حکم ابژۀ نسلی را پیدا کرده‌اند. بدین منظور با استفاده از نظریه‌های مانهایم و بالس و نظریۀ استفاده و خشنودی و اثرات جابه‌جایی و مکمل رسانه، این موضوع بررسی شد که آیا بین نسل‌ها به‌لحاظ مصرف انواع رسانه تفاوت وجود دارد یا خیر. روش پژوهش، پیمایشی و بر پایۀ پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته انجام شده است. جامعۀ آماری همۀ شهروندان ‌18ساله و بالاتر شهر رشت بودند. روش نمونه‎‌گیری از نوع طبقه‌‌بندی‌ بود و 400 نفر برای حجم نمونه انتخاب شدند. یافته‌ها نشان دادند بین ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها تفاوت معنادار وجود دارد و می‌توان تقسیم‌‎بندی نسل‌ها را براساس رسانۀ موردعلاقۀ هر نسل در نظام معرفتی آنها شناسایی کرد؛ زیرا هر نسل در انتخاب نوع رسانۀ خاص خود درگیر تجربۀ مشترک تاریخی است و به‌‎صورت انتخابی و فعال عمل می‌کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Media as a Generational Object: Investigating the Role of Media Consumption on Generational Identity

نویسندگان [English]

  • Mohammad Amin Kanani 1
  • Seyyed Hashem Mousavi 1
  • Zahra Beygzadeh 2
1 University of Guilan, Rast, Iran.
2 University of Guilan, Rasht, Iran
چکیده [English]

Introduction:
Generational object is a phenomenon related to the epistemic system of generations which differs from one generation to another due to rapid changes and fresh contacts of each generation to emerging phenomena. The introduction and expansion of mass and social media in the recent history of the country and how various social groups have dealt with it, along with the restrictions imposed on these technologies by the state, have been such that the emergence of the media has become a form of historical fact and remained in the memory of those generations. So, these facts can be considered as one of the most important events that, as Mannheim puts it as the "fresh contact" with new objects for generations in which periods were continually entering the cultural stream of society, and it can be claimed that each of these media are generational objects. Although Mannheim has spoken of socio-historical events as a generational object, he refuses to empirically identify them. Christopher Bollas frequently refers to instances of generational objects and considers generations to be a set of human beings that share generational objects. In his view, these objects are explainers of the individual's generation, and remembering them generates a sense of his generation in his mind. Bollas begins his essay by mentioning some of the famous authors' biographies and mentions Kim Newman's generational object as "television and later horror videos and movies". Therefore, he is one of the first who introduces the media as a generational object. In the sociology of media, recently, the concept of generation has been widely discussed, with some scholars discussing the approach of the media generation. For these researchers, generational identity formation is linked to media technologies at two levels: First, media experience in the years of identity formation through media consumption culture; second, representations made through media produced works help to define a particular generation's identity and sense of belonging to a particular generation. The purpose of the present study is to describe and explain the intergenerational differences in media use and to investigate whether media can be considered as an object for different generations. To this end, by the use of Mannheim and Bollas's theories, as well as the theory of use and gratification, and the theory of displacement and complementarity effects of media, it is explained whether there is a difference between generations in terms of media consumption.
 



Material & Methods
The research method was survey based on a researcher-made questionnaire. The population of the study was all citizens of Rasht in the year 2017. Sampling method was stratified and 400 persons were selected as the sample size.
 
Discussion of Results & Conclusions:
The findings showed that there is a significant difference between generations' media objects and increasing social media consumption caused differences in the thoughts and values of the younger generation with those of the previous generations. Each generation, focusing on their need for news or entertainment, uses the media they are interested in and remember it as one of their generational objects. Since the media are the communicating mediators in a society, their use during the formative years of generational identity and through the generational fresh contact has made generations, especially the younger generations who are aware of the community around them, and by increasing generations' knowledge of other individuals and groups, they have been able to influence intergenerational interaction and intergenerational norms. It can therefore be acknowledged that generational media objects have created common elements in generations' memories. The media objects that were adopted and consumed during the 1980s in Iran, as part of the lived experiences of the Islamic Revolution and the imposed war generation and the interpretation of this generation's life and social life were the print press, especially the domestic newspaper and domestic radio. With the end of this decade and the end of the war, media such as domestic television and foreign satellites and video became the focus of attention by the next generation (middle-aged generation). Despite the opposition of the official community space to the use of foreign satellite and video media, these media continued to be used until the arrival of new media (Internet and virtual social networks, especially telegrams). They attracted the attention of the younger generation, and this fresh contact to the new media has witnessed many widespread changes in the generational mindset. For this reason, and with the increasing use of the media in the social life of different generations, along with other economic, social and cultural developments in the past decades, more research is needed to understand the generations and objects that shape their mentality and identity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • generation
  • Generational Object
  • Media Consumption
  • Fresh Contact
  • Mannheim

مقدمه و بیان مسئله

آغاز به کار و گسترش استفاده از رسانه‌های جمعی و اجتماعی در تاریخ اخیر کشور و چگونگی برخورد گروه‌های اجتماعی مختلف و حاکمیت با آنها، به‌گونه‌ای بوده است که ظهور رسانه‌ها به‌نوعی به واقعیتی تاریخی تبدیل شده و در خاطرۀ نسل‌های آن دوره‌ها باقی مانده است؛ برای مثال، اگرچه تاریخ چاپ اولین روزنامه در ایران به 182 سال پیش، یعنی زمان چاپ روزنامۀ کاغذ اخبارِ میرزا صالح‌ شیرازی بازمی‌گردد، آزادی عمل و گسترش انتشار روزنامه‌ها در دهۀ 1320 دراثر تغییرات در فضای سیاسی، از واقعیت‌های تاریخی تأثیرگذار در صد سال اخیر کشور بوده است. اگرچه رادیو ایران در سال 1319 کارش را آغاز کرد، دریافت اخبار شنیداری هم از رادیو ایران و هم از رادیوهای بیگانه ازطرف گروه‌های اجتماعی مختلف در جریان کودتای 28 مرداد و سایر حوادث دهۀ 1330 خاطرات مختلفی را رقم زده است. همچنین آغاز به کار تلویزیون در سال 1337 و گسترش ایستگاه‌های پخش تلویزیونی در دهۀ 1340 با واکنش‌های متناقضی ازطرف موافقان و مخالفان آن روبه‌رو شده بود. استفاده از اصطلاح «جعبۀ جادو» یا شیطانی و کفرآمیز دانستن تصاویر آن ازطرف بخش سنتی جامعه و ویژگی سرگرم‎‌کنندۀ آن برای بسیاری از آحاد بخش مدرن جامعه به‎‌ویژه ازطریق سریال‌های تلویزیونی، زمینۀ مؤثری در تحولات بعدی جامعۀ ایران ایجاد کرده بود. استفاده از دستگاه‌های ضبط و پخش صدا در دهۀ 1350 و دستگاه‌های ضبط و پخش فیلم خانگی (ویدیو) در دهۀ 1360 و سپس گسترش استفاده از فناوری ماهواره در دهۀ 1370 و اینترنت در دهۀ 1380 و همچنین شبکه‌های اجتماعی مجازی در دهۀ 1390 که بخش چشمگیری از جمعیت کشور را درگیر خود کرده‌اند، همراه با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی که در استفاده از این فناوری‌ها ازطرف حاکمیت به وجود آمده‌اند، آثار و پیامدهای مختلفی برای جامعه داشته است. این واقعیت‌ها ازجمله مهم‌ترین رویدادهایی محسوب می‌شوند که به قول مانهایم برای نسل‌هایی که در آن دوره‌ها بی‌وقفه وارد جریان فرهنگی جامعه می‌شدند، حکم برخورد تازه با ابژه‌های تازه در زندگی و تجربۀ زیستۀ گروه‌های سنی تازه داشته‌اند و می‌توان ادعا کرد که هر کدام از این رسانه‌ها در دوره‌ای خاصی از تاریخ اخیر جامعۀ ایران حکم ابژه‌های نسلی یافته‌اند (Bolin, 2014: 111).

در دیدگاه مانهایم اگرچه همۀ افراد جامعه لحظات خاص تاریخی را تجربه می‌کنند، اثرگذاری آنها بر افرادی که در دورۀ اصلی شکل‌گیری (جوانی و نوجوانی) قرار دارند، قاطع‌تر و تعیین‌کننده‌تر است و در تمام دوره‌های بعدی زندگی با او خواهند بود. این اثرگذاری تا اندازۀ زیادی به چگونگی برخورد و واکنش سوژه‌های اجتماعی در رویارویی با آن وقایع و اذعان به ماندگاری این اثرات در دوره‌‌های بعدی زندگی آنها و تبدیل‌شدن آنها به ابژه‌های نسلی وابسته است. این اثرگذاری‌ها و واکنش‌ها از دو طریق به وجود می‌آیند: یکی محتوای تولید و ارسال‌شده به‌وسیلۀ رسانه‌ها و دیگری فناوری‌‌ها و ابزارهای رسانه‌ای. محتوا ممکن است ترکیبی از شخصیت‌ها و آثار تولیدی و ارسالی آنها ازطریق رسانه‌ها باشد. مانند نویسندگان و داستان‌ها یا گزارش‌های آنها، خواننده‌ها و آوازها یا ترانه‌های آنها یا بازیگران و سریال‌هایی که در رسانه‌ها به‌‎منزلۀ وسیلۀ ارتباطی منتشر می‌شوند؛ بنابراین، از ابعاد تجربۀ رسانه‌ای نسلی، ارتباط خاصی است که رسانه با تولید و ارسال محتوا بین شخصیت‌های رسانه‌ای و تودۀ مردم برقرار می‌کند. بعد دیگر تجربۀ رسانه‌ای، ابزارها و فناوری‌‌های ارتباط‌دهنده مانند جعبۀ صدا، جعبۀ جادو، صفحۀ گرامافون، نوار کاست یا سیستم ویدیوست. هر دو بعد این تجربه‌های رسانه‌ای با توجه به وقوع در لحظات مختلف تاریخی و برخوردهای تازه‌ای که ایجاد می‌کنند، در نسل‌های مختلف اثرات پایداری دارند. این برخوردهای تازۀ رسانه‌ای به نوبۀ خود بر معرفت نسلی در دورۀ شکل‌گیری هویت آنها تأثیرگذارند. به همین دلیل در هر دوره شاهد تغییراتی در فرهنگ و ارزش‌های نسلی و ورود بی‌وقفۀ دست‎‌اندرکاران جدید در عرصه‌های فرهنگی بوده‌ایم.

با توجه به موارد ذکرشده، نسل براساس تعریف بالس (1380: 28 و 29) مجموعه‌ای از انسان‌هاست که در ابژه‌های نسلی با یکدیگر سهیم‌اند؛ یعنی کسانی که از ابژه‌های معینی برخوردار شده‌‌اند، آن ابژه‌ها را به‌خوبی درک کرده‌اند و درنتیجه، اکنون به‌آهستگی بینشی دربارۀ آن واقعیت اجتماعی برای خود به وجود آورده‌اند. همچنین براساس تعریف او این ابژه‌ها عبارت‌اند از: اشخاص، مکان‌ها، اشیاء یا رویدادهایی که ازنظر فرد تعریف‌کنندۀ نسل او هستند و به یادآوردنشان احساسی از نسل خود او را در ذهنش زنده می‌کنند؛ بنابراین، رسانه‌ها هم از بعد تولید محتوا (اشخاص و آثار) و هم از بعد فناوری (اشیا) از زمرۀ ابژه‌های نسلی محسوب می‌شوند.

در این زمینه برخی مناطق که ازنظر بافت فرهنگی و موقعیت جغرافیایی متناسب، مراکز رسانه‌ای ایجاد کرده بوده‌اند، زمینه‌های مساعدی برای شکل‌گیری ابژه‌های رسانه‌ای برای نسل‌های مختلف دارند. شهر رشت از قدیمی‌ترین مراکز انتشار روزنامه در کشور بوده‌ است که هم به‌‎دلیل بافت فرهنگی خاص خود و هم به‌‌دلیل موقعیت جغرافیایی و ژئوپولیتیکی، سومین مرکز بزرگ تلویزیون و تولید برنامه را پس از تهران و آبادان داشته ‌است.

با توجه به تعاریف بالا، می‌توان رسانه‌ را پدیده‌ای در نظر گرفت که ابژه‌گونه بر هر نسل به‌‎منزلۀ سوژۀ اجتماعی تأثیرگذار بوده‌‌ است. به همین دلیل، هدف پژوهش حاضر توصیف و تبیین تفاوت بین‌نسلی در کاربری رسانه‌هاست و قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا رسانه ابژه‌ای برای نسل‌های مختلف قلمداد می‌شود یا خیر؛ درواقع، سؤال اصلی این پژوهش چنین است: آیا بین ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها تفاوت وجود دارد؟ اگر تفاوت وجود دارد، هر نسل کدام رسانه یا رسانه‌ها را ابژۀ نسلی خود قلمداد می‌کند؟

 

پیشینۀ پژوهش

احدی و حامد (1390) در پژوهش «سنجش وضعیت تفاوت نسل‌ها در ابژه‌های فرهنگی و اجتماعی» براساس دیدگاه کارکردگرایی پارسونز و با روش پیمایش، نشان دادند تفاوت دو نسل در مقوله‌های نوگرایی، مادی‌گرایی، نگرش به زنان و خانواده معنی‌دار بوده ‌است و نسل جوان در هر چهار مقوله رتبۀ بالاتری کسب کرده‌‌اند. همچنین بهترین مفهوم تبیین‌کنندۀ این تفاوت بین‌نسلی، مفهوم فاصلۀ نسلی است.

پورجبلی و عابدینی (1391) در مقالۀ «بررسی عوامل جامعه‌شناختی مؤثر بر پدیدۀ انسجام بین‌نسلی در میان جوانان (نسل جدید) و مقایسۀ آن با والدین (نسل قدیم)»، عوامل مؤثر بر انسجام بین‌نسلی را تبیین کردند. آنها در چارچوب نظری خود از نظریۀ بنگستون استفاده کردند که طی آن مسئلۀ شکاف نسلی بیشتر به دورۀ جدید مربوط می‌شود. روش پژوهش پیمایش بوده‌ است. نتایج نشان دادند استفاده از رسانه‌های جمعی بر انسجام نسلی افراد تأثیرگذار است و مصرف بخشی از انواع رسانه سبب تقویت انسجام بین‌نسلی می‌شود.

صبوری‌‌خسروشاهی و توکلی‌نیا (1391) پژوهش «بررسی تأثیر رسانۀ ملی در ایجاد شکاف نسلی» را با استفاده از دیدگاه کارل مانهایم و روش پژوهش پیمایش انجام دادند. یافته‌ها نشان دادند به‌طور کلی شکاف نسلی میان والدین و فرزندان وجود ندارد و نوعی اتفاق نظر میان آنان وجود دارد؛ ولی این اتفاق نظر در برخی حوزه‌ها (مانند نمازخواندن، روزه‌‌گرفتن و دوستی دختر و پسر) بیشتر و در برخی حوزه‌ها (مانند دیدار اقوام، چگونگی گذراندن اوقات فراغت و خرید وسایل زندگی) کمتر است.

ساعی و وطنی (1394) پژوهش «بررسی رابطۀ بین میزان بهره‌مندی از رسانه‌های نوین و میزان پایبندی نسل جوان به ارزش‌های اجتماعی» را با استفاده از نظریه‌‎های کاشت، استفاده و خوشنودی و دیدگاه‌های جیمز ‌لال، گربنر و اینگلهارت و جانسون و به کار گرفتن روش پیمایش انجام دادند. نتایج نشان دادند با افزایش میزان استفاده از رسانۀ تلفن همراه، اهمیت روابط اجتماعی بین دو جنس مخالف و اهمیت مسئولیت‌پذیری بین دانشجویان و خاص‌گرایی افزایش می‌یابد؛ درنتیجه، تلفن‌ همراه به‌‎منزلۀ رسانۀ دارای مخاطب عام، بر اهمیت برخی ارزش‌های اجتماعی نو بین نسل جوان افزوده‌ است.

سهراب‌‌زاده و جوادی (1395) در مقالۀ «شکاف نسلی و رسانه‌های جمعی از منظر جامعه‌شناسی» با تأکید بر نظریه‌های کارل‌ مانهایم و مارگارت‌ مید، نقش رسانه‌های جمعی در شکاف نسلی را بررسی کردند. روش این پژوهش، اسنادی و بر پایۀ مطالعۀ متون و نظریه‌های مانهایم و مید دربارۀ نسل بوده ‌است. برآیند این مطالعه نشان داد استفاده از رسانه‌های جمعی تحولاتی را به وجود می‌آورد که با ارزش‌های والدین سازگار نیست و به گفتۀ مید، والدین یا تغییرات را می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند. در صورت نپذیرفتن این تغییرات، شکاف نسلی به وجود می‌آید.

جعفرزاده‌‌پور (1396) در مقالۀ «رسانه، ابزاری برای دسته‌بندی نسل‌ها در ایران»، با مطالعۀ مقایسه‌ای برخی پژوهش‌های داخلی در زمینۀ نسل‌ها و با استفاده از دیدگاه اسراوس و هاو[1] (1991)، سعی کرده است الگویی از تقسیم‌بندی نسل‌ها در ایران را براساس رسانۀ استفاده‌شده به‌وسیلۀ آنها پیشنهاد کند. برآیند این مقاله اینگونه‌ بوده‌ است که نسل‌های حاضر در عرصۀ اجتماعی کشور را به سه نسل کلی سالمندان، میانسالان و جوانان و هر یک از آنها را به دو دستۀ کوچک‌تر بر مبنای ابژه‌های تاریخی – سیاسی و رسانه‌های دورۀ هویت‌یابی دسته‌بندی کرده و رسانه را به‌‎منزلۀ ابزار مهم در هویت‌یابی نسل‌ها شناسایی کرده‌ است.

اقبال‌‌ظفر و همکاران[2] (2003) در مقالۀ «تأثیر رسانه بر نسل جوان»، رسانه را عامل تأثیرگذار بر مؤلفه‌های اجتماعی شخصیت انسان قلمداد کردند. این مقاله در شهرستان فیض‌آباد کشور پاکستان، با استفاده از روش پیمایشی و نمونه‌گیری تصادفی انجام شده و حجم نمونه 150 نفر در نظر گرفته‌ شده است. بیشتر پاسخگویان جوان متعلق به گروه سنی 25-15 سال بوده‌اند. نتایج نشان دادند بین رسانه‌های جمعی و شکل‌گیری رفتار و نگرش انسان در دوران کودکی و بزرگسالی رابطۀ معنادار وجود دارد. رسانه‌های جمعی، به‌ویژه رسانه‌های الکترونیکی و اینترنت، نسل جوان را تهاجمی و مادی‌گرا کرده‌اند. همچنین فمینیسم و مد را ترویج داده‌اند و بر سطح تصمیم‌گیری نسل جوان بسیار تأثیر‌گذار بوده‌اند.

آلوین و مک‌کامون[3] (2004) در مقالۀ «نسل‌ها، گروه‌ها و تغییر اجتماعی»، ضمن مقایسۀ نظریه‌ها دربارۀ نسل و تغییرات اجتماعی، کلید پیوستگی اجتماعی و تغییر اجتماعی را در ساختار متفاوت نسل‌ها دانسته‌اند. آنها با تأکید بر دیدگاه مانهایم نسل‌ها را دسته‌بندی کردند و به این نتیجه رسیدند که هویت فرهنگی مشترک، نسل‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند. تجارب تاریخی منحصر به فرد نسل‌های مختلف به‌طور واضح بر دیدگاه‌های آنان نسبت به جهان تأثیرگذار بوده و جهت‌گیری‌ها و هویت‌های نسلی را متمایز کرده است.

وستلند و فاردی[4] (2012) در پژوهش «بررسی انواع گروه‌های نسلی رسانه‌ای چاپ، آنلاین و فردی (تلفن ‌همراه)» در استکهلم سوئد، ازطریق تحلیل ثانوی اطلاعات به‌‎دست‌‌آمده از نظرسنجی علمی دربارۀ میزان استفادۀ نسل‌ها از رسانه‌ها در سال 2010 و تجزیه و تحلیل داده‌ها، به این نتایج دست یافتند که نسل سال‌های 1940-1920 نسل رسانه‌های چاپی‌اند و نسل سال‌های 1970-1950 نسل رسانه‌های آنلاین و نسل سال‌های 1980 به بعد نسل رسانه‌های فردی‌اند. نتیجه اینکه رسانه‌های مهم هنگام تولد افراد، به‌موازات رشد آنها اهمیت خود را حفظ کردند؛ البته این به این معنا نیست که آنها عادت‌های رسانه‌ای خود را حفظ کنند؛ بلکه زمانی که نسل‌ها وارد مرحلۀ جدیدی در زندگی می‌شوند و رشد می‌کنند، اساساً در چشم‌اندازهای رسانه‌ای مختلفی قرار می‌گیرند. از آنجا که تجربیات خاص و مشترک با رسانه‌ها و محتوای آنها تجمع می‌یابند، نسل‌های مختلف به شکل‌های مختلف شکل می‌گیرند.

وایت[5] (2013) در پژوهش «نسل‌های متفکر» زندگی اجتماعی و سیاسی را با بررسی کاربرد‌های معاصر مفهوم نسل تحلیل کرده است. او با مرور کلی مباحث جامعه‌شناختی نسلی و پژوهش‌های تاریخی در این زمینه با تأکید بر دیدگاه گیدنز، به‌دنبال پاسخ به این سؤال بوده است که نسل‌ها با چندین مضمون ارائه می‌شوند. یافته‌ها نشان دادند به نسل‌ها از یک طرف به‌‎منزلۀ منابعی برای توضیحات تاریخی و ازطرفی برای شناسایی بحران‌های آینده توجه می‌شود. طرح نسل‌های آینده ابزارهایی برای مقابله با وجودنداشتن اطمینان و شاید حتی برای آگاهی از آینده ارائه می‌دهد. نتیجه اینکه مفهوم نسل به ما کمک می‌کند پیوستگی امنیت هستی‌شناختی جهان امروز را در چارچوبی بزرگ‌تر قرار دهیم.

آبیوم و واسکنسلوس[6] (2013) در مقالۀ «از نسل‌های سیاسی به اجتماعی: بازنگری انتقادی رویکرد کارل ‌مانهایم در زمینۀ مسئلۀ نسل‌ها»، برای توسعۀ مفهوم نسلی، دیدگاه مانهایم مبنی بر خودآگاهی سیاسی و اجتماعی – فرهنگی نسل‌ها و زمینه‌های غیر‌سیاسی و اجتماعی به‌‎منزلۀ گفتمان‌های مغایر را تحلیل کردند. نتایج نشان دادند قوت‌های نظریۀ مانهایم ازنظر دوگانگی زمان و غلبه بر تعاریف غیر‌تاریخی و مرکزیت تجزیه و تحلیل نسل‌های گسترده‌تر نمود بیشتری دارد. از آنجا که نسل‌های فرهنگی به جایگزین‌های دیگری مانند گروه‌های هم‌‌جنس و گروه‌های سنی محدود نمی‌شوند، اصطلاحات متعدد شناسایی نسلی بهتر‌ است به‌‎منزلۀ تشکیلات گفتمانی در حافظۀ جمعی نسل‌های اجتماعی وضع شوند.

سیبک و همکاران[7] (2014) پژوهش «نسل‌ها به‌‎منزلۀ مخاطبان رسانه‌ها» را با هدف شفاف‌سازی ارتباط بین مخاطبان رسانه‌ها و فرهنگ مصرف رسانه‌ای نسل‌ها انجام دادند. آنها ضمن مرور مطالعات تجربی گذشته با تأکید بر دیدگاه نسلی مانهایم و مکتب کنش متقابل نمادین به تحلیل در این زمینه پرداختند. یافته‌ها نشان دادند رسانه‌ها بر ساخت اجتماعی نسل‌ها به‌‎منزلۀ هویت‌های فرهنگی تأثیر گذاشته‌اند. پیشرفت‌های رسانه‌ای، مجلات و فناوری‌ها در بازتعریف هویت نسلی خاص و حس تعلق به یک نسل مؤثر بوده‌اند؛ به این صورت که نسل‌ها با مصرف رسانه‌ها و فناوری‌های دیجیتال، با روایت‌ها و گفتمان‌هایی که به‌دنبال سال‌های شکل‌گیری هویت ایجاد شده‌اند، به عادت‌های مصرفی در مرحلۀ تثبیت هویت نسلی شکل داده‌اند. همچنین مفهوم فرهنگی نسل توانسته است در توصیف تمایز مخاطبان معاصر که افراد متعلق به نسل‌های مختلف‌اند، مفید باشد.

بولین[8] (2014) در پژوهش «نسل‌های رسانه‌ای: بررسی تأثیرات ذهنی رسانه بر نسل‌های کاربران رسانه‌ها» با‌ استفاده از نظریه‌های مانهایم و دیدگاه میان‌‌فرهنگی و بین‌‌نسلی، چشم‌اندازهای رسانه‌ای و تأثیر آنها بر چگونگی ادراک نسل‌ها را بررسی کرده ‌است. نتایج نشان دادند خاطرات ویژۀ رسانه‌ای در سال‌های شکل‌گیری هر نسل نقش عمده‌ای در تفاوت‌های موجود بین نسل‌ها داشته‌اند.

ناپولی[9] (2014) در مقالۀ «مصرف رسانه‌های اجتماعی و هویت نسلی» با ‌استفاده از روش قوم‌‌نگاری و گروه‌ متمرکز، چهار گروه نسلی را مطالعه کرده و پیامدهای مصرف رسانۀ اجتماعی در روابط بین‌نسلی را کشف کرده‌ است. نتایج پژوهش نشان دادند به نسبت نوع گروه نسلی بررسی‌شده، رسانۀ ‌اجتماعی نقش مهمی در پیکربندی دوبارۀ هویت ‌نسلی ایفا ‌کرده ‌است.

چوی[10] (2015) مطالعۀ «تأثیر استفاده‌ از رسانه‌های جمعی توسط نسل جوان در سئول» را با استفاده ‌از فن مصاحبه میان نسل‌ها به‌ویژه نسل جوان انجام داده ‌است. چارچوب نظری پژوهش براساس نظریه‌های جامعه‌شناختی زندگی روزمره از مافیسولی است که معتقد است استفادۀ جوانان از رسانه‌های جمعی سبب وابستگی عاطفی آنان به رسانه‌ها می‌شود. بدین‌ گونه که خطر ابتلا به اعتیاد به رسانه‌های جمعی بین نسل جوان بسیار بیشتر از نسل‌های دیگر است؛ با این حال مافیسولی از آن به‌‎منزلۀ لذتی جمعی سخن می‌گوید. یافته‌ها نشان دادند این حجم از رسانه‌های جمعی ازطریق متون، تصاویر، عکس‌ها، ویدئوها و فیلم‌ها سبب ایجاد ارتباط عاطفی میان جوانان می‌شوند؛ درنتیجه، در آینده با تکامل فناوری، نقش عمده‌ای در اتصال افراد به زندگی روزمره ایفا می‌کنند و سبب یکپارچگی نمادین می‌شوند.

با مروری بر پژوهش‌های ذکرشده می‌توان نتیجه گرفت که مصرف رسانه بر هویت‌یابی نسل‌ها و الگوهای رفتاری هر نسل تأثیر گذاشته است؛ اما این تأثیر بر هر نسل به‌گونه‌ای متفاوت بوده ‌است. در پژوهش حاضر بحث رسانه به‌‎منزلۀ ابژۀ نسلیِ دارای نقش بسزا در نگرش نسل‌ها بررسی شده است. با استناد به اینکه بیشتر پژوهش‌ها در زمینۀ نسل و رسانه، بحث ابژۀ نسلی را نادیده‌ گرفته‌اند و بیشتر میزان تأثیرگذاری رسانه‌ها بر روابط نسلی را بررسی کرده‌اند، هیچ‌ کدام از پژوهش‌ها بحث ابژه‌‌بودن رسانه بین نسل‌ها را به‌صورت تجربی و عملیاتی مطرح نکرده‌اند. پژوهش‌های اندکی به‌صورت نظری و اسنادی انجام شده‌اند که به مطالعۀ حاضر در این زمینه عمق بیشتری می‌بخشند؛ ازجمله مقالات جعفرزاده‌‎‌پور (1396)، وستلند و فاردی (2012)، بولین (2014) و ناپولی (2014).

 

چارچوب ‌نظری

قدمت بررسی نقش و تأثیر توالی نسلی بر تغییرات اجتماعی دست‌کم به قدمت شکل‌گیری جامعه‌شناسی بازمی‌گردد (Alwin & Maccammon, 2004: 24). با وجود این، معنای مدرن مفهوم نسل، تنها در اوایل قرن بیستم، به‌‎دنبال حوادث پس از جنگ اول جهانی به‌ویژه در دهۀ 1920 ظهور کرد. در آن زمان بسیاری از نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی ازجمله فرانسوا مانتره (فرانسه)، آنتونیو گرامشی (ایتالیا)، خوزه اورتگا گاست (اسپانیا)، ویلفرد اوون (انگلستان)، ویلهلم پیندر، ادوارد وکسلر و البته کارل مانهایم (آلمان) بر اولویت و اهمیت جوانان و به‌ویژه تجارب آنان به‌‎منزلۀ مبنای ایدۀ نسل تأکید داشتند (Purhonen, 2016: 95). در این میان، استدلال مانهایم دربارۀ مسئلۀ نسل‌ها توجه بیشتری را به خود جلب کرد و جامعه‌شناسان، در دوره‌های بعدی رشد جامعه‌شناسی به‌‎طور گسترده‌ای از آن استفاده کردند. برای مثال، ساموئل استوفر در دهۀ 1950 از مدارای اجتماعی بالاتر نسل‌های جوان‌تر نسبت به نسل‌های بزرگسال بحث می‌کند. اینگلهارت در دهۀ 1970 نسل‌ها را بر پایۀ دو فرضیۀ اجتماعی‌شدن و کمیابی مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که نسل‌های جوان‌تر نسبت به نسل‌های بزرگسال، بیشتر به ارزش‌های فرامادی گرایش دارند. در اواخر قرن بیستم نیز رابرت پاتنام به شکل مشابهی از جایگزینی نسلی به‌‎منزلۀ یکی از عوامل مؤثر بر کاهش سرمایۀ اجتماعی در آمریکا یاد می‌کند (Alwin & Maccammon, 2004: 24). تقریباً در همۀ این دیدگاه‌های جامعه‌شناختی، دو عنصر مهم دیدگاه مانهایم یعنی حوادث اجتماعی – تاریخی و دورۀ اصلی شکل‌گیری هویت به کار گرفته شده است. برای مثال، اینگلهارت از اولی با فرضیۀ کمیابی و از دومی با فرضیۀ اجتماعی‌‎شدن یاد می‌کند. به همین دلیل، دیدگاه نسلی مانهایم «به‌‎منزلۀ دیدگاه نظری اصلی و سیستماتیک‌ترین و توسعه‌یافته‌ترین نظریۀ نسلی از دیدگاه جامعه‌شناسی شناخته شده است» (Pilcher, 1994: 482).

آنچه این دو عنصر را در دیدگاه مانهایم به هم پیوند می‌زند، مفهوم برخورد تازۀ هر نسل با ابژه‌ها، وقایع و پدیده‌هاست که به نوبۀ خود بر معرفت نسلی تأثیرگذار است. منظور مانهایم از برخورد تازه، نیرویی است که در گذار فرد به جوانی به بازاندیشی فرهنگی می‌پردازد. «براساس نوع ساختمان روانی ما، هر برخورد تازه‌ای (یعنی رویارویی جدید با چیزی) همیشه به معنی نوعی ارتباط تغییریافتۀ دورشدن از موضوع شناسایی و اتخاذ رویکردی نو در پذیرفتن، به کار بردن و بسط‌دادن مطلب پیشنهادی است» (مانهایم، 1389: 453). مانهایم معتقد ‌است ازطریق برخورد تازه، تجربۀ نسلی شکل می‌گیرد و این تجربیات تأثیر بسزایی بر تجارب بعدی زندگی هر نسل خواهند داشت (Bolin, 2014: 108). او در مقالۀ «مسئلۀ نسل‌ها» (1389: 456)، به ساختارهای فرهنگی و تجارب مشترک تاریخی نسل‌‎ها اشاره می‌کند که به‎‌صورت خودآگاهانه شکل گرفته‌‌اند و معتقد ‌است خودآگاهی سیاسی و فکری نسل‌ها پیش‌‌شرطی برای شکل‌گیری نسل به معنای اجتماعی و فرهنگی محسوب می‌شود؛ درواقع، با توسعۀ مفهوم نسل‌های اجتماعی، مانهایم استدلال می‌کند که به جای گروه‌های مشخص، نسل‌ها به گفتمان‌هایی خاص متصل می‌شوند و در تاریخی مشابه زندگی می‌کنند (Aboim & Vasconcelos, 2013).

در دیدگاه مانهایم، حوادثی که طی دورۀ اصلی شکل‌گیری (جوانی) تجربه می‌شوند، نفوذی قاطع و تعیین‎‌‌کننده در تمایز ایدئولوژیک و تعیین ساختار ذهنی، فرهنگ و رفتار بعدی اعضای یک نسل خواهند ‌داشت (Schuman & Scott, 1989: 359). ازنظر او همۀ حقایق و ایده‌ها با زمینۀ اجتماعی که موجب شکل‌گیری تجربه‌های مشترک در جوانی می‌شوند، ارتباط دارند و از آنها تأثیر می‌پذیرند. حتی اگر این ایده‌ها در بقیۀ عمر رد و تخریب شوند، تأثیر تعیین‎کنندۀ آنها همواره مسلط باقی خواهد ماند (Alwin & Maccammon, 2004: 23)؛ به عبارت دیگر، بر مبنای دیدگاه مانهایم هر نسل در دورۀ اصلی شکل‌گیری و رشد خود، دراثر حوادث تاریخی، سیاسی و اجتماعی و ابژه‌های مهم در آن دورۀ زمانی برای آن نسل، ساختار ذهنی و فرهنگ خود را شکل ‌می‌دهد. مانهایم سعی داشت نسل‌ها را نه براساس سن (تعداد سال‌های زندگی) بلکه براساس آن تجارب و ابژه‌های خاصی تعریف کند که بر ذهنیت نسلی تأثیرگذار بوده‌اند (مانهایم، 1389: 459).

اگرچه مانهایم از حوادث تاریخی – اجتماعی به‌منزلۀ ابژۀ نسلی سخن گفته است، مصداق‌های آن را چندان برنمی‌شمارد و از تعیین تجربی نسل‌ها خودداری می‌کند (Pilcher, 1994: 487). کریستوفر بالس (1380)، برعکس مانهایم، به کرات مصداق‌های ابژه‌های نسلی را بررسی کرده است. او مقاله‌اش را با ذکر چند مورد از شرح حال نویسندگان مشهور آغاز می‌کند: ابژۀ نسلی ورا بریتن، جنگ جهانی اول، ابژۀ نسلی آرتور میلر، بحران اقتصادی دهۀ 1930 و ابژۀ نسلی کیم نیومن، تلویزیون و بعدها ویدیو و فیلم‌های ترسناک بوده است.

بالس (1380: 28 و 29) نسل را مجموعه‌ای از انسان‌ها می‌داند که در ابژه‌های نسلی با یکدیگر سهیم‌اند؛ یعنی کسانی که از ابژه‌های معینی برخوردار شده‌اند، آن ابژه‌ها را به‌خوبی درک کرده‌اند و درنتیجه، اکنون به‌آهستگی بینشی دربارۀ واقعیت اجتماعی برای خود به وجود آورده‌اند. ازنظر او این ابژه‌ها عبارت‌اند از: اشخاص، مکان‌ها، اشیا یا رویدادهایی که ازنظر فرد معرفی‌کنندۀ نسل او هستند و به یاد آوردنشان احساسی از نسل خود او را در ذهنش زنده می‌کنند. او ابژه‌های نسلی را زیرمجموعۀ ابژه‌های فرهنگی می‌داند که برای ایجاد حس هویت نسلی به کار می‌روند. چه‌بسا نسل‌های قبلی نیز از ابژه‌ها استفاده‌ کرده ‌باشند؛ اما برای آنان حکم چارچوب شکل‌دهندۀ یک نسل را نداشته‌اند؛ در حالی که برای کودکانی که بعدها در سنین جوانی با تجربه‌‌کردن این ابژه‌ها به‌گونه‌ای ناخودآگاه احساس همبستگی نسلی می‌کنند، چنین حکمی را دارند.

بالس (1380: 13) اشاره می‎کند که با به یاد آوردن دورۀ شکل‌گرفتن نسل خود، هر یک از ما می‌توانیم ترانه‌ها، اشخاص و رویدادهایی را که با دوره و زمانۀ خودمان تداعی می‌کنیم، به‎دقت به یاد آوریم. ابژه‌های نسلی به ذهن کمک می‌کنند خاطرات گذشته را به یاد آورد؛ به عبارت دیگر، هر ابژۀ نسلی بخشی از تجربۀ ما از دوره و زمانه‌مان را در خود نگه می‌دارد؛ اما این ابژه‌ها خصوصیت فردی ندارند؛ یعنی برداشتی را که از دورۀ نسل خودمان داشته‌ایم برای ما بازمی‌‌آفرینند. از این لحاظ، ابژۀ نسلی با سایر ابژه‌هایی که نقش یادآورنده دارند (مانند خاطراتمان از خانه‌ها یا شهرهایی که قبلاً در آنها زندگی کرده‌ایم یا خاطراتی که از اعضای خانواده‌مان داریم)، متفاوت‌اند؛ پس ابژۀ نسلی عبارت است از: شخص، مکان، شیء یا رویدادی که ازنظر فرد بیان‌کنندۀ نسل اوست و به یاد آوردنش احساسی از نسل خود او را در ذهنش زنده می‌کند.

ابژه‌های نسلی تعبیر نسل جدید از هویتش را در رویدادی واقعی متبلور می‌کنند. هویت هر نسل، آمیزه‌ای عجیب و غریب از مفاهیمی است که یا همان نسل ابداع کرده یا به آن تحمیل شده ‌است؛ زیرا پسندهای اشخاص در زمینۀ موسیقی و تعابیری که در زبان ابداع می‌کنند، با رویدادهای خارج از کنترلشان سنخیت دارد (رویدادهایی مانند جنگ، بحران اقتصادی و نظایر آن). با این همه، ابژه‌های نسلی همچون ابژه‌های هنر عوام‌پسندانه باب روزند، دقیقاً به این دلیل که با زمان تاریخی در هم می‌آمیزند. دورۀ نوجوانی به‌گونۀ شگفت‌‌آوری با دیالکتیک «شخصی - اجتماعی»، «مسئولانه - نامعقول» و «عمدی - اتفاقی» در زندگی انسان همخوانی دارد. هرگز نمی‌توان به کنهِ واقعیت این جهان و پیچیدگی رویدادهای آن پی برد. آشفتگی ‌مطلق این رویدادها همواره سامان‌طلبی ما را تا حدی نقض می‌کند. نوجوانان‌ این تنش را به کامل‌ترین شکل آن و به‌گونه‌ای بسیار جدی تجربه و پس از تجدید قوا در سنین 20 تا 30 سالگی‌ تعابیری را دربارۀ فرهنگ و جامعه ارائه می‌کنند که تجربۀ جمعی آنان از زندگی را بیان می‌کند. هر نسلی ابژه‌هایی را به وجود می‌آورد که تاریخ دورۀ کودکی آحاد آن نسل رانشان می‌دهد. این ابژه‌ها بیان‌کنندۀ دیدگاهی دربارۀ سرگذشت جمعی عدۀ کثیری از انسان‌ها هستند که توقع داشتند (و هم از آنان توقع می‎رفت) تاریخ‌‌ساز شوند و در عین‌ حال آگاه بودند زندگی سرشار از رویدادهایی است که تاریخ، سامان منسجمشان را برنمی‌تابد؛ بنابراین، ذهنیت نسلی نشان‌دهندۀ برداشت نسل‌‎ها از جایگاه خود در تاریخ است؛ به عبارت دیگر، ذهنیت نسلی مجموعه‌ای از رؤیاست که از تأثیر واقعیت بر آحاد هر نسل سرچشمه می‌گیرد (بالس، 1380: 19-18).

به‌تازگی به‎طور گسترده‌ای در جامعه‌شناسی رسانه دربارۀ مفهوم نسل بحث شده است (Bolin, 2014; Westlund & Weibull, 2013; Westlund & Fardigh, 2012; Aroldi, 2011; Siibak et al., 2014 )؛ به‌گونه‌ای که برخی پژوهشگران از رویکرد نسل رسانه‌ای بحث می‌کنند (Westlund & Weibull, 2013). ازنظر آنها، شکل‌گیری هویت نسلی در دو سطح با فناوری‌های رسانه‌ای ارتباط می‌یابد. اول، تجربۀ رسانه در سال‌های شکل‌گیری هویت ازطریق فرهنگ مصرف رسانه؛ زیرا هر نسلی با سبک خاصی از مصرف رسانه رشد می‌کند. دوم، بازنمایی‌هایی که ازطریق آثار تولیدی رسانه‌ها صورت می‌گیرند، به تعریف هویت نسلی خاص و احساس تعلق به یک نسل خاص کمک می‌کنند. هر نسلی ازطریق رسانه روایت‌ها و گفتمان‌های مشترکی دارد که به ثبات فرهنگ مصرفی آنها در سال‌های شکل‌گیری یاری می‌رساند؛ به عبارت دیگر، هر نسلی با رسانه‌های دوران شکل‌گیری خود به‌‎منزلۀ ابژه، خاطره‌های خاص خود را می‌سازد؛ زیرا برای هر نسل یادآور دورۀ جوانی محسوب می‌شود و تداعی‌کنندۀ خاطراتی از آن دوره است. برای مثال برای نسل‌هایی که از رسانۀ ویدئو استفاده می‌کردند شنیدن واژۀ ویدئو تداعی‌کنندۀ خاطرات آن دوره خواهد ‌بود یا نسل جوان که فضای مجازی را محیطی برای آموختن، سرگرمی و ... قرار داده‌ است، با شنیدن واژۀ رسانه به یاد فضای مجازی و ارتباطات خود در قالب آن می‌افتد.

ازنظر نظریۀ استفاده و خوشنودی که پویایی مخاطب و رفع نیاز به سرگرمی یا کسب اخبار اهمیت زیادی دارد، این تداعی‌ها به‌دلیل این ‌است که نسل‌ها در هر مقطع از رسانه استفاده می‌کنند و میزان اهمیت و علاقه و رفع نیاز و در دسترس بودن آنها برای هر نسل خاص، آن نوع رسانه را مختص آن نسل نشان می‌دهد. طبق نظریۀ استفاده‌ و‌ خوشنودی، هر مخاطبی نیازهای خود به اخبار، روابط با دیگران و احساس هویت و سرگرمی را ازطریق استفاده از رسانه‌های بااهمیت و موردعلاقۀ خود تأمین می‌کند؛ به عبارتی، هر نسل از نوعی رسانۀ خاص بیشتر برای رفع نیازهای خود استفاده می‌کند و به آن علاقۀ بیشتری دارد.

نظریۀ اثرات جابه‌جایی و مکمل رسانه‌ها میان نسل‌ها، برای مفهوم‌‌سازی نسل‌ها براساس نوع رسانۀ مصرف‌شده، سؤالاتی را مطرح می‌کند؛ مانند اینکه: آیا رسانه‌های جدید به استفاده از رسانه‌های قدیمی خاتمه می‌دهند یا مکمل رسانه‌های قدیمی‌اند و همچنان با ورود رسانه‌های جدید، رسانه‌های قدیمی به کار خود ادامه خواهند ‌داد؟ رویکرد اثرات جابه‌جایی، این فرضیه را مطرح می‌کند که ظهور رسانه‌های جدید، به احتمال زیاد به هزینۀ رسانه‌های قدیمی تمام می‌شود. اثرات جابه‌جایی به این معنی است که رسانۀ جدید به‌نوعی سبب کاهش اهمیت رسانۀ قدیمی می‌‌شود. این میزان اهمیت را می‌توان ازطریق طول زمان و فراوانی ساعات مصرف افراد از رسانه‌ها اندازه‌گیری کرد. مسئلۀ جابه‌جایی رسانه‌های جدید با رسانه‌های قدیمی، پیش از مطالعۀ وستلند، در مباحث لازارسفلد دربارۀ رادیو و تلویزیون (1940) و بلسون دربارۀ دسترسی به اخبار آنلاین (1061) مطرح شده ‌بود (in: Westlund & Fardigh, 2012: 185). طبق نظریۀ مکمل، رسانه‌های جدید کارکردها و رضایت‌مندی‌های متفاوتی را برای مخاطبان ارائه می‌کنند و مکملی برای رسانه‌های قدیمی محسوب می‌شوند. هر دو نظریه، مانند نظریۀ استفاده‌ و ‌خوشنودی، به نیازها و عادات مخاطبان اهمیت می‌دهند. طبق نظر وستلند و فاردی (2012) دربارۀ اثرات جابه‌جایی و مکمل، نسل‌ها تمایل دارند رفتار رسانه‌ای خود را با گذشت زمان و در ارتباط با شیوه‌های زندگی تغییر دهند. از این منظر، انتظار می‌رفته است به‎‌موازات افزایش سن، علاقۀ نسل جوان به خواندن روزنامه‌های چاپی تغییر یابد. پایۀ این فرضیه این است که آنها ‌وارد مرحله‌ای از زندگی می‌شوند که در آن نیازها و علاقه‌مندی‌های خاصی پیدا و بر حسب آنها، نوع خاصی از رسانه را مصرف می‌کنند. رسانه‌های مهم هنگام تولد افراد، به‎‌موازات رشد آنها اهمیت خود را حفظ می‌کنند. اگرچه این به این معنی نیست که آنها عادت‌های رسانه‌ای خود را حفظ می‌کنند؛ بلکه عادت‌ها به‌‎طور چشمگیری تغییر نمی‌کنند و زمانی که نسل‌ها وارد مرحلۀ جدیدی می‌شوند در چشم‌اندازهای رسانه‌ای مختلفی قرار می‌گیرند و از آنجا که تجربیات خاص و مشترکی با رسانه‌ها و محتوای آنها داشته‌اند، نسل‌های مختلف به شکل‌های مختلف شکل می‌گیرند (Gumpert & Cathcart, 1985; in: Westlund & Fardigh, 2012).

در پژوهش حاضر، براساس میزان مصرف نسل‌های مختلف از رسانه‌ها، این مطلب بررسی شده است که آیا گسترش مصرف رسانه‌های جدید بین نسل جوان، به معنای کناررفتن رسانه‌های قدیمی خواهد‌ بود یا خیر و رسانه‌های جدید به‌‎نوعی مکمل رسانه‌های قدیمی محسوب خواهند ‌شد یا خیر. بدین‌ گونه می‌توان به چرایی تفاوت نسل‌ها در مصرف نوعی خاص از رسانه و تفاوت در نگرش‌های بین‌نسلی پی برد.

 

روش پژوهش

روش پژوهش، کمی و به‌صورت پیمایشی بوده و گردآوری اطلاعات از جمعیت نمونه با استفاده از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته انجام شده ‌است. برای سنجش متغیرها، طیف لیکرت به کار رفته‌ است: شش سؤال دربارۀ مصرف رسانه، دو سؤال دربارۀ ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها و دو سؤال دربارۀ ابژه‌های رویداد تاریخی نسلی.

جامعۀ آماری این پژوهش، همۀ شهروندان ‎‌18ساله و بالاتر شهر رشت در پاییز 1396 بوده است. در مجموع تعداد کل آنها 625500 نفر بوده است. همچنین از نمونه‌گیری طبقه‌بندی استفاده ‌شد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر با 392 نفر بود. واحد تحلیل، افراد (شهروندان) شهر رشت بودند؛ با این حال، برای رفع مشکلات احتمالی در بعضی پرسش‌نامه‌ها مانند وجود پرسش‌نامه‌های پاسخ داده ‌نشده، نیمه‌تمام، گمشده و ... حجم نمونه 400 نفر در نظر گرفته ‌شد که پس از انجام پیمایش و بررسی پرسش‌نامه‌ها، تعداد 400 پرسش‌نامه به طور کامل تجزیه و تحلیل شد.

تعریف عملیاتی مصرف رسانه‌ها: مصرف رسانه‌ای مجموعه‌‎ای از نیازها و الگوهای مخاطبان برای استفاده از رسانه‌های ارتباط جمعی است (فاضلی، 1382: 76). در این پژوهش رسانه‌‎ها به دو نوع جمعی و اجتماعی تقسیم شده‌اند. برای عملیاتی‌‎کردن میزان مصرف رسانه‎‌ها از پاسخگویان خواسته ‌شد میزان ساعات استفاده در روز، میزان اهمیت و میزان علاقه به هر یک را بیان کنند تا به‌‌وسیلۀ آن بدانیم چه مقدار زمان خود را در محیط این رسانه‌ها سپری می‌کنند. این رسانه‌ها عبارت‌اند از: (رسانه‌های جمعی: روزنامه و مجله، رادیو، تلویزیون داخلی، ماهواره خارجی) و (رسانه‌های اجتماعی: شبکه‌های مجازی و اینترنت). همچنین نیاز به رسانه به دو صورت خبری و سرگرمی از پاسخگویان پرسیده‌ شد.

تعریف عملیاتی نسل‌های رسانه‌ای: برای اندازه‌گیری متغیر نسل رسانه‌ای، از پاسخگویان خواسته ‌شد بگویند کدام یک از انواع رسانه (چاپی، شنیداری، دیداری - شنیداری، شبکه‌های اجتماعی و اینترنت) را به‌طور عمده در دورۀ جوانی مصرف می‌کرده‌اند یا (مصرف می‌کنند برای نسل جوان)؟ همچنین مهم‌ترین رسانه برای نسل خودشان را بیان کنند.

تعریف عملیاتی نسل‌های تاریخی: سعی شد براساس ابژه‌های تاریخی، نسل‌ها از هم تشخیص داده شوند. برای اندازه‌گیری متغیر نسل تاریخی، از پاسخگویان خواسته‌ شد مهم‌ترین واقعۀ تاریخی دوران زندگی خود و اینکه کدام یک از وقایع تاریخی را به نسل خود مربوط می‌دانند، ذکر کنند. وقایع مهم تاریخی ازجمله کودتای 28 مرداد، اصلاحات ارضی، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، انتخابات خرداد سال 1376، وقایع سال 1388، انتخابات 1396 و ... در پرسش‌نامه مطرح شدند. در پژوهش حاضر، متغیر نسل اندازه‌گیری‌شده، نسل رسانه است.

برای بررسی اعتبار شاخص‌‎ها و سؤالات از شیوۀ اعتبار سازه‌‎ای (تحلیل عاملی) استفاده شده و تحلیل عاملی به‌کاررفته، تحلیل عاملی اکتشافی از نوع تحلیل مؤلفه‎‌های اصلی بوده ‌است.

 

 

جدول 1- اعتبار شاخص‌ها

اعتبار و بارهای عاملی مربوط به گویههای مصرف رسانۀ جمعی و اجتماعی

گویه‌ها

بار عاملی

سطح معنی‌داری

آزمون بارتلت

شاخص KMO

میزان استفاده

83/0

000/0

627/233

87/0

میزان علاقه

81/0

000/0

421/657

72/0

میزان اهمیت

88/0

000/0

071/157

81/0

مصرف سرگرمی

73/0

000/0

716/205

72/0

مصرف اخبار

77/0

000/0

412/249

83/0

اعتبار و بارهای عاملی مربوط به گویه های نسل رسانه

گویه‌ها

بار عاملی

سطح معنی‌داری

آزمون بارتلت

شاخص KMO

کدام یک از رسانه‌های زیر را در دورۀ جوانی خود مصرف کرده‌اید یا ( مصرف می‌کنید)؟

73/0

000/0

 

413/162

79/0

اگر بخواهیم نسل‌ها را براساس مهم‌ترین وسایل ارتباط جمعی طبقه‌بندی کنیم، شما در کدام نسل قرار می‌گیرید؟

82/0

اعتبار و بارهای عاملی مربوط به گویه‌های نسل تاریخی

گویه‌ها

بار عاملی

سطح معنی داری

آزمون بارتلت

شاخص KMO

مهم‌ترین واقعۀ تاریخی دوران زندگی‌تان کدام یک از این موارد است؟

82/0

000/0

536/171

89/0

اگر بخواهیم نسل‌ها را براساس مهم‌ترین وقایع تاریخی طبقه‌بندی کنیم، شما خودتان را در کدام نسل قرار می‌دهید؟

70/0

 

 

پایایی پرسش‌نامه ازطریق مطالعۀ مقدماتی و آلفای کرونباخ ارزیابی شد. مطالعۀ مقدماتی این پژوهش یک بار و با 50 نفر انجام شد که با جرح و تعدیل و اصلاح در برخی گویه‌‎ها، میزان پایایی آنها به حد مطلوب رسید؛ درنهایت، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه‌ شده و در جدول زیر 2 آمده ‌است.

 

 

جدول 2- ضریب پایایی شاخص‌ها

متغیر

ضریب آلفای کرونباخ

نسل رسانه‌ای

87/0

نسل براساس رویدادهای تاریخی

68/0

مصرف رسانه‌های جمعی

78/0

مصرف رسانه‌های اجتماعی

85/0

 

 

یافته‌های پژوهش

الف) یافته‌های توصیفی

در جدول 3 ویژگی‌های جمعیتی پاسخگویان توصیف شده است. طبق داده‌های این جدول، بیشتر پاسخگویان در سنین میانی عمر خود بوده‌اند. پاسخگویان زن بیشتر از پاسخگویان مرد و پاسخگویان متأهل (دارای همسر) بیشتر از سایر مقولات زناشویی بوده‌اند. محل تولد بیشتر پاسخگویان شهر بوده است و بیشتر آنها گیلک بوده‌اند. ازنظر پایگاه اقتصادی - اجتماعی، بیشتر پاسخگویان در قشرهای متوسط و بالا قرار داشته‌اند.

 

 

جدول 3- ویژگی‌های جمعیتی نمونۀ مطالعه‌شده

متغیرها

طبقات هر متغیر

درصد هر طبقه

سن

29-18

2/29 درصد

55-30

55 درصد

56 و بالاتر

3/17 درصد

جنسیت

زن

3/53 درصد

مرد

8/46 درصد

وضعیت تأهل

مجرد

5/30 درصد

متأهل

5/60 درصد

سایر (طلاق‌گرفته، همسر‌فوت‌شده و ...)

9 درصد

تعداد سال‌های تحصیل

12سال (دیپلم)

30 درصد

16 سال (کارشناسی)

3/28 درصد

18 سال (کارشناسی‌ارشد)

3/4 درصد

سایر

4/37 درصد

محل تولد

شهر

77 درصد

روستا

23 درصد

قومیت

گیلک

8/61 درصد

ترک

3/22 درصد

فارس

50/7 درصد

تالش

8/5 درصد

سایر

8/2 درصد

پایگاه اجتماعی - اقتصادی

بالا

7/50 درصد

متوسط

5/40 درصد

پایین

8/8 درصد

 

 

دربارۀ میزان مصرف رسانه‌های جمعی و اجتماعی، به‌لحاظ میزان استفاده، اهمیت، استفادۀ خبری و سرگرمی، بیشتر پاسخگویان از میان رسانه‌های جمعی (تلویزیون داخلی) و در میان رسانه‌های اجتماعی از (شبکه‌های اجتماعی مجازی به‌ویژه تلگرام) استفاده می‌کردند. بقیه به ترتیب از ماهواره، اینترنت، مطبوعات چاپی داخلی (روزنامه) و رادیوی داخلی استفاده می‌کردند؛ اما به‌لحاظ علاقه‌مندی، پاسخگویان به ترتیب بیشترین علاقه را به تلویزیون داخلی و شبکه‌های اجتماعی مجازی، ماهوارۀ خارجی، مطبوعات چاپی داخلی (روزنامه)، رادیوی داخلی و اینترنت داشته‌اند.

 

ب) آمار تحلیلی

نسلها و رسانههای جمعی و اجتماعی به‌منزلۀ ابژه

با توجه به داده‌های جدول‌ 4، بیشتر پاسخگویان ردۀ سنی 55-30 سال، تلویزیون داخلی را یادآور خاطرات دورۀ جوانی خود می‎‌دانند. نسل رادیو (شنیداری) بعد از نسل تلویزیون با 3/18 درصد، رادیوی داخلی را یادآور خاطرات دورۀ جوانی نسل اول (+56) خود دانسته‌ است. بعد از آن به ترتیب، شبکه‌های اجتماعی، مطبوعات چاپی داخلی، ماهواره و اینترنت یادآور دورۀ هویت‌یابی نسل‌ها بوده‌‎اند.

طبق آمار ذکرشده در جدول 4 می‌توان ازنظر بالس اذعان کرد که نسل‌ها رسانۀ دورۀ شکل‌گیری هویت خود را به‌خوبی می‌شناسند و با آن خاطره دارند. نسلی (رسانه‌های چاپی و شنیداری) که اکنون 56‌ساله و بالاترند، از بین رسانه‌های مطرح‌شده، رسانۀ دورۀ جوانی‌شان را ذکر کرده‌اند. نکتۀ بسیار مهم این است که بیشتر مصرف‌کنندگان رسانه‌های جدید نسل جوان بوده‌اند که ازطریق مصرف رسانه به ابراز وجود و هویت‎‌بخشی به نسل خود پرداخته‌اند. بخش عمدۀ دلیل مصرف رسانه‌های اجتماعی به‌وسیلۀ نسل جوان این بوده است که کاربردها و قابلیت‌های رسانه‌های اجتماعی بسیار متنوع و درصدد برآورده‌کردن حداکثر نیاز کاربران است. در پژوهش حاضر با استفاده از نظریۀ استفاده و خوشنودی، بحث نیازهای مخاطب به رسانه بررسی شد؛ اما به دلایلی ازجمله پرداختن به رسانه‌های جمعی و اجتماعی به‌صورت همزمان و اینکه این نظریه به دو دلیل عمدۀ نیاز به کسب اخبار و سرگرمی بیشتر توجه کرده است، دربارۀ این نوع نیازها بررسی و بحث شد.

بنابراین، طبق آمار ذکرشده در جدول زیر می‌توان گفت یکی از ویژگی‌های شگرف اینترنت و فناوری‌های جدید ارتباطات، شکل‌گیری هویت‌ نسلی و حضور نسل‌های مختلف به‌صورت فعال در رسانه‌های اجتماعی است. رسانه‌های اجتماعی توانسته‌اند نسل جوان و تا حدود زیادی نسل میانسال را گرد هم جمع کنند تا آنها با هم دانش، باورها و علایق را به اشتراک گذرند و به روابط بین‌نسلی عمق ببخشند و از آن برای رفع نیاز خود به پیگیری اخبار دست اول و آگاهی از دنیای اطراف، سرگرمی و ... بهره بگیرند.

 

 

 

جدول 4- نسلها و انواع رسانه به‌منزلۀ ابژۀ نسلی

نسل‌ها

رسانه (ابژه)

خاطرات نسلی

میانگین سنی

تعداد

درصد

نسل اول

روزنامه ‌و ‌مجله ‌(مطبوعات چاپی)

38

5/9

5/44

رادیو

73

3/18

60

نسل دوم

تلویزیون

180

45

40

ماهواره

31

8/7

5/30

نسل سوم

شبکه‌های اجتماعی

49

3/12

5/22

اینترنت

29

3/7

7/21

جمع کل

400

100

-

 

نسلها و وقایع تاریخی به‌منزلۀ ابژۀ نسلی

با توجه به داده‌های جدول 5، بیشتر پاسخگویان ردۀ سنی 29-18 سال، انتخابات و وقایع سال 1388 را مهم‌ترین رویداد دورۀ نسل خود دانسته‌اند. جنگ تحمیلی برای نسل 50-33 با 28 درصد مهم‌ترین رویداد تاریخی - سیاسی بوده است و بعد از آن انقلاب اسلامی سال 1357 با 8/18 درصد قرار دارد. به ترتیب، انتخابات سال 1376، اصلاحات ارضی، کودتای 28 مرداد و سایر وقایع مهم‌ترین رویدادها و یادآور دورۀ هویت‌یابی نسل‌ها بوده‌اند.

سه نسل متوالی مطالعه‌شده، هر یک با توجه به تجربۀ مشترک و حوادث رخ‌داده در زمان زندگی‌شان، با محور قراردادن ابژه‌هایی متفاوت سعی در نشان‌دادن تمایز نسل خود از نسل‌های دیگر داشته‌اند. طبق دیدگاه نسلی بالس، رویدادهای تاریخی در زمان زندگی هر نسل، بر گسترۀ حیات ذهنی و هویت‌یابی آن نسل تأثیرگذارند. با توجه به اینکه نسل جوان بخشی از جمعیت حدود 29-18‌ساله را در برگرفته است و بیشتر وقایع تاریخی رخ‎‌داده بین سال‌های زندگی این نسل، از جنس انتخابات و وقایع سیاسی بوده‌اند، نسل جوان هویت خود را بیشتر در قالب مشارکت‌داشتن یا مشارکت‌نداشتن سیاسی و دغدغۀ رشد و شکوفایی جامعه براثر تعیین مسئولان باانگیزه و پاسخگوی مردم دانسته‌اند.

دربارۀ انتخابات سال 1376 شاهد نسل جدیدی از جوانان خواهان مشارکت سیاسی بودیم که در پژوهش حاضر 3/10 درصد را به خود اختصاص داده‌اند و نشان‌دهندۀ نسلی‌اند که تغییرات در زمینۀ سیاسی را مهم و بااهمیت دانسته‌ است. این تغییر در ذهنیت و کنش سیاسی نسل جوان، خود را بیشتر در عرصۀ وقایع سال 1388 نشان داد. در جدول زیر مشاهده می‌شود که 8/30 درصد از نسل جوان، انتخابات و وقایع سال 1388 را به‌‎منزلۀ واقعۀ تاریخی مهم دورۀ شکل‌گیری هویت نسلی خود دانسته‌اند.

با مرور و نگاهی گذرا به وقایع و حوادث سال 1388، مشاهده می‌شود که جنجال‌های متعددی در این سال رخ داده‌اند؛ این جنجال‌ها با مناظره‌های تلویزیونی زمان انتخابات ریاست‌جمهوری و به‌ویژه اعلام نتیجۀ انتخابات در روز 23 خرداد ادامه پیدا کرد و وارد فازهای جدیدی شد؛ درواقع، دهمین دورۀ انتخابات ریاست‌جمهوری با شور و هیجان خاص خود و برخی حواشی تأمل‎‌برانگیز آن به‌ویژه حماسۀ 9 دی‌ماه سال 1388 که مردم شهر رشت ازجمله پیشگامان در راهپیمایی بودند، با حضور گستردۀ نسل‌های مختلف به‌ویژه نسل جوان، نشان‌دهندۀ این بود که این انتخابات و وقایع بعد از آن، مهم‌ترین موضوع سیاسی - تاریخی سال 1388 ازنظر نسل جوان - که در متن آن حضور فعال داشته است - قلمداد شده است.

 

 

جدول 5- نسلها و وقایع تاریخی مهم آنها

نسل‌ها

وقایع تاریخی (ابژه)

تعداد

درصد

میانگین سنی

نسل اول

کودتای 28 مرداد سال 1332

17

3/4

2/61

اصلاحات ارضی

23

8/5

3/57

نسل دوم

انقلاب اسلامی سال 1357

75

8/1

6/45

جنگ تحمیلی

112

28

2/38

نسل سوم

انتخابات سال 1376

41

3/10

5/31

انتخابات سال 1388

123

8/30

4/25

انتخابات 1396

9

3/2

8/21

جمع کل

400

100

-

 

 

جدول تقاطعی فراوانی نسلهای تاریخی و رسانهای

جدول 6 نشان می‌دهد ابژۀ رسانه‌ا‌ی هر نسل تا چه ‌اندازه با مهم‌ترین رویداد تاریخی دورۀ زندگی‌‌اش تطابق دارد. طبق جدول زیر، نسل اول رسانه، رویدادهای تاریخی (انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی) را بیشتر گزارش کرده‎‌اند. همچنین 136 نفر از نسل دوم رسانه، رویدادهای تاریخی بیان‌شده را ذکر کرده‌اند و نسل سوم رویدادهای انتخابات 1376، 1388 و 1396 را نسبت به دیگر نسل‌ها، مهم‌ترین وقایع دورۀ زندگی خود دانسته‌اند. به این ترتیب، نسل اول رسانه، چون بیشترین گزارش را بین نسل‌های دیگر از رویداد تاریخی (کودتای 28 مرداد و اصلاحات ارضی) داشته ‌است، از این منظر با نسل اول تاریخی هم‌‌خوانی دارد؛ اما از آنجا که بیشتر افرادی که در نسل اول رسانه قرار‌ داشتند، وقایع تاریخی نسل دوم را گزارش کرده‌اند، می‌توان این نسل را نیز تا حدودی جزء نسل دوم تاریخی دانست. نسل دوم رسانه نسبت به دیگر نسل‌ها، در نسل تاریخی دوم قرار می‌گیرد و نسل سوم رسانه، از آنجا که بیشترین گزارش را از رویدادهای تاریخی نسل سوم داشته‌ است، با گروه نسل تاریخی سوم هم‌خوانی دارد.

 

 

جدول 6- توزیع فراوانی نسلهای تاریخی و رسانهای

 

نسل اول تاریخی:

(کودتای 28 مرداد و اصلاحات ارضی)

نسل دوم تاریخی:

(انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی)

نسل سوم تاریخی:

(انتخابات 1376، 1388 و 1396)

جمع کل

نسل اول رسانه:

(چاپی و شنیداری)

35

64

12

111

نسل دوم رسانه: (دیداری – شنیداری)

5

136

70

211

نسل سوم رسانه: (رسانه‌های اجتماعی)

0

6

72

78

جمع کل

40

206

154

400

 

 

فرضیۀ پژوهش: به نظر می‌رسد بین ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها تفاوت وجود دارد.

جدول زیر نتایج بررسی تفاوت میان ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها را نشان می‌دهد. برای بررسی این تفاوت، از فن آزمون واریانس آنووا استفاده شده ‌است. با توجه به اینکه مقدار ضریب فیشر 915/2F=  در سطح حداقل 95 درصد اطمینان 000/0 sig =معنادار است، فرض وجود تفاوت میان ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها تأیید می‌شود؛ درواقع، زمانی که سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 باشد، فرض وجودنداشتن تفاوت رد و نتیجه گرفته می‎‌شود که بین متغیر مستقل و وابسته تفاوت وجود دارد.

مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر، تفاوت در ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها بوده است. با توجه به اینکه در شکل‌گیری و هویت‌یابی نسل‌ها به نقش رسانه به‌‎منزلۀ ابژۀ نسلی اشاره شده است، با استفاده از جدول زیر شواهد و تجربۀ تاریخی در ایران تأییدکنندۀ داعیۀ مفهومی ذکرشده‌اند؛ به عبارت دیگر، هویت نسلی در ایران، با فرض تغییرپذیری ابژه‌ها تحقق یافته است. تفاوت در مصرف رسانه‌ای نسل‌ها نشان‌دهندۀ اهمیت تمایزگذاری در هویت نسلی است که موجب شناسایی نسل‌ها از یکدیگر می‌شود.

 

جدول 7- آزمون تفاوت نسلها در ابژههای رسانه‌‎ای

متغیر مستقل

میانگین

ضریب فیشر

سطح معنی‌داری

نسل اول (چاپی و شنیداری)

23/2

915/2

000/0

نسل دوم (دیداری – شنیداری)

82/3

 

 

نسل سوم (رسانه‌های اجتماعی)

68/5

 

 

 

 

با توجه به آزمون تفاوت واریانس ابژه‌های رسانه‌ای بین سه نسل مطالعه‌شده و وجود تفاوت بین سه نسل، برای فهم اینکه اختلاف معنادار بین ابژه‌‎های رسانه‌ای کدام یک از گروه‌های نسلی، تفاوت را ایجاد کرده است، از آزمون تعقیبی (Dunnet’s C) مخصوص واریانس‌های نابرابر استفاده شد. جدول 8 نتایج این آزمون را که مقایسۀ میانگین‌ها براساس واریانس‎‌هاست، نشان می‌دهد که طبق آن هر گروه نسلی با دو گروه نسلی دیگر دوبه‌دو آزمون شده‌اند. آزمون تعقیبی، سطح معنی‎‌داری را به‌صورت حد پایین و بالای هر گروه نشان می‌‎دهد. از آنجا که بین حد پایین و بالای همۀ گروه‌ها صفر قرار ندارد، این نتیجه به دست می‌آید که بین آنها تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین اختلاف میانگین نسل اول با نسل سوم معادل 45/3 بوده است که بیشترین اختلاف را بین گروه‌ها داشته‌اند. نتیجه اینکه ابژۀ رسانه‎‌ای نسل اول (چاپی و شنیداری) با نسل سوم (اینترنت و شبکه‌های اجتماعی) تفاوت زیادی بین دو نسل به وجود آورده است.

 

 

جدول 8- آزمون تعقیبی تفاوت نسل‌‎ها در ابژههای رسانهای

متغیر مستقل

تفاوت میانگین‌ها

سطح معنی‌داری

حد پایین

حد بالا

نسل اول

نسل دوم

نسل سوم

59/1-

45/3-

80/1-

67/3-

38/1-

23/3-

نسل دوم

نسل اول

نسل سوم

59/1

86/1-

38/1

03/2-

80/1

68/1-

نسل سوم

نسل اول

نسل دوم

45/3

86/1

23/3

68/1

67/3

03/2

 

 

آزمون رگرسیون چندگانه

برای به دست آوردن اثرات متغیرها به‌صورت همزمان، از تحلیل رگرسیونی به روش Enter (همزمان) استفاده ‌شد. در این مرحله، متغیر مصرف رسانه به‌‎منزلۀ متغیر وابسته (ملاک) و شش متغیر نسل رسانه، نیاز به سرگرمی، نیاز به اخبار، تحصیلات، سن و جایگاه اجتماعی - اقتصادی به‌صورت فاصله‌ای، به‌‎منزلۀ متغیرهای مستقل (پیش‌بین) وارد آزمون رگرسیون شده‌اند. هدف از این تحلیل، تعیین‌کردن تأثیر متغیرهای پیش‌‎بین در تبیین و پیش‌بینی متغیر ملاک است؛ به عبارت دیگر، هر یک از این متغیرها می‌توانند چند درصد از تغییرات متغیر ملاک را پیش‌بینی کنند. در جدول زیر چگونگی واردکردن متغیرها نشان داده ‌شده ‌است.

 

جدول 9- آزمون رگرسیون چندگانه

متغیرهای واردشده

روش

نسل رسانه

(Enter)  همزمان

نیاز به سرگرمی

نیاز به اخبار

تحصیلات

سن

جایگاه اجتماعی - اقتصادی

 

 

با توجه به اینکه داده‌های متغیر مصرف رسانه، به‌‎منزلۀ متغیر ملاک اصلی، توزیع طبیعی داشته‌اند و به‌دلیل استفاده از پیش‌فرض طبیعی چندمتغیره، سایر متغیرهای پیش‌بین که به‌صورت همزمان وارد معادلۀ رگرسیون چندگانه شده‌اند، طبیعی فرض می‌شوند.

نتایج آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوۀ همزمان نشان دادند چهار متغیرِ نیاز به سرگرمی با بتای 473/0، نیاز به اخبار با بتای 452/0، نسل رسانه با بتای 176/0 و تحصیلات با بتای 092/ و با سطح معناداری 000/0، قدرت پیش‌بینی معناداری برای متغیر مصرف رسانه داشته‌اند و متغیرهای سن با بتای 024/0- با سطح معناداری 830/ و جایگاه اجتماعی - اقتصادی با بتای 015/0 و سطح معناداری 575/0، با توجه به معنادارنبودن سطح معناداری، حذف شدند. این تحلیل دربارۀ ضریب تعیین 85/0= 2R نشان داد این چهار متغیر در مجموع 85 درصد از واریانس متغیر مصرف رسانه را پیش‌بینی می‌کنند که تقریباً در حد بالا قرار دارد. همچنین این جدول میزان تأثیر استانداردشدۀ هر کدام از متغیرهای پیش‌بین را بیان می‌کند. ستون سوم این جدول که با عنوان ضرایب استانداردشده (بتا) مشخص شده است، در بررسی میان متغیرهای پیش‌بین و متغیر وابسته (ملاک) اهمیت زیادی دارد. با توجه به مقدار عددی ستون (بتا)، ابتدا متغیر نیاز به سرگرمی و سپس متغیر نیاز به اخبار بیشترین تأثیر را دارند. از آنجا که سطح معناداری چهار متغیر از 05/0 کمتر است، این چهار متغیر تأثیر معناداری روی متغیر وابسته (ملاک) دارند. با توجه به ضرایب تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، متغیر نیاز به سرگرمی با بتای 473/0 بیشترین میزان تأثیر را بر متغیر مصرف رسانه داشته است. براساس این نتیجه، یک انحراف استاندارد در متغیر نیاز به سرگرمی، میزان مصرف رسانه را به میزان 473/0 انحراف استاندارد افزایش می‌دهد. سایر متغیرها نیز به همین ترتیب تأثیرات افزایشی بر متغیر وابسته داشته‌اند.

با توجه به نکات ذکرشده، بحث نیاز نسل‌ها به مصرف رسانه و نوع رسانۀ مصرف‌شده اهمیت فراوانی در تعیین ابژۀ رسانه‌ای هر نسل داشته است. در بحث دربارۀ نظریۀ استفاده و خوشنودی، به نیازهای مخاطب ازجمله آگاهی و کسب اخبار و سرگرمی اشاره شد. حال با توجه به اینکه متغیر نیاز به سرگرمی بین سایر متغیرها بالاترین میزان را به خود اختصاص داده است، نشان می‌دهد اوقات فراغت نسل‌ها به‌ویژه نسل جوان، از وقت گذراندن در کوچه و بازار و فضاهای عمومی و سرگرم‌شدن با اطرافیان در روابط چهره‌به‎‌چهره به فضای رسانه‌ای انتقال یافته است. نسل جوان نیازهای خود به سرگرمی و اوقات فراغت را بیشتر با رسانه‌های اجتماعی تأمین می‌کند.

 

 

جدول 10- عناصر متغیرهای درون معادله برای پیشبینی تأثیر متغیرهای مستقل بر میزان مصرف رسانۀ کل

متغیرهای واردشده

ضرایب استانداردشده(بتا)

مقدار T

سطح معنی‌داری

نیاز به سرگرمی

473/0

687/18

000/0

نیاز به اخبار

452/0

879/17

000/0

نسل رسانه

176

172/8

000/0

تحصیلات

092/0

094/4

000/0

000/0 = سطح معنی‌داری

85/0 =(2R) ضریب تعیین

92/0= مقدار  R

 

الگوی تحلیل مسیر، به قدرت پیش‌بینی متغیرهای مستقل (در سطح فاصله‌‎ای) برای متغیر وابسته (مصرف رسانه، در سطح فاصله‌ای) مربوط است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم واریانس مصرف رسانه را ارزیابی و پیش‌بینی کرده است. با توجه به این الگو، تأثیر متغیرهای نیاز به سرگرمی، نیاز به کسب اخبار، نسل رسانه و تحصیلات بر مصرف رسانه (متغیر وابستۀ نهایی) افزایشی بوده است؛ به این ترتیب که تأثیر مستقیم نیاز به سرگرمی بر مصرف رسانه افزایشی بوده است؛ یعنی با افزایش نیاز به سرگرمی، 473/0 واحد به انحراف استاندارد مصرف رسانه افزوده می‌شود. همچنین نیاز به اخبار به میزان 452/0 واحد و متغیر نسل رسانه ‌به اندازۀ 176/0 واحد و تحصیلات به میزان 092/0 واحد بر مصرف رسانه، تأثیر افزایشی داشته‌اند.

برای یافتن مسیرهای غیرمستقیم و تحلیل اثرات پیش‌بینی‌کنندۀ متغیرهای مستقل بر یکدیگر، طبق مبانی نظری پژوهش، هر کدام طی مراحل جداگانه به‌‎منزلۀ متغیر ملاک در نظر گرفته شدند. تأثیرات غیرمستقیم نسل رسانه بر مصرف رسانه ازطریق تأثیر متغیر نسل رسانه بر نیاز به سرگرمی، 200/0 واحد تأثیر افزایشی داشته ‌است؛ یعنی با تفاوت بین نسل‌های رسانه‌ای، میزان نیاز به سرگرمی افزایش یافته‌ است. تأثیر نسل رسانه بر نیاز به کسب اخبار 080/0 واحد بوده ‌است؛ یعنی نسل رسانه با تأثیر080/0 واحد انحراف استاندارد، نیاز به کسب اخبار را افزایش می‌دهد. طبق نظریۀ استفاده ‌و خوشنودی، ویژگی سرگرم‌کنندۀ رسانه‌ها افراد را به‌‎سمت خود تشویق می‌کند و نیاز به سرگرمی در افراد با مصرف رسانۀ مدنظر آنها تأمین می‌شود. همچنین در این تحلیل متغیر نیاز به کسب اخبار با بتای 452/0 بر متغیر مصرف رسانه تأثیر افزایشی داشته‌ است. تأثیرات غیرمستقیم متغیر تحصیلات نیز ازطریق تأثیر‌گذاری بر نیاز به اخبار به میزان 323/0 واحد بر مصرف رسانه به‌صورت افزایشی بوده ‌است.

 

 

 

نیاز به سرگرمی

 
0

 

 
   
 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1- الگوی تحلیل مسیر

 

 

با محاسبۀ اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، بین متغیرها ازلحاظ اثرات مستقیم، متغیر نیاز به سرگرمی (473/0) بیشترین اثر را داشته‌ است. همچنین از بین متغیرها تنها متغیر تغییر نسل رسانه بیشترین اثرات غیرمستقیم را بر مصرف رسانه داشته ‌است و این اثرات غیرمستقیم به‎‌واسطۀ متغیرهای تحصیلات (439/0) و متغیر نیاز به سرگرمی (200/0) و متغیر نیاز به کسب اخبار (080/0) انجام شده و در مجموع 297/0- برآورد شده ‌است. همچنین تأثیر غیرمستقیم تحصیلات بر مصرف رسانه ازطریق تأثیرگذاری بر نیاز به اخبار به میزان (323/0) واحد بوده ‌است.

 

 

جدول 11- اثرات متغیرهای مستقل بر مصرف رسانه

نام متغیر

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

اثر کل

نیاز به سرگرمی

473/0

-

473/0

نیاز به کسب اخبار

452/0

-

452/0

نسل رسانه

176/0

007/0 = (080/0) × (200/0)×(439/0)

183/0

تحصیلات

092/0

323/0

415/0

اثرات کل

 

193/1

33/0

-

394/0= (33/0 )×(193/1)

 

 

نتیجه

در جمع‌بندی کلی و با توجه به یافته‌های پژوهش، می‌توان گفت هر کدام از نسل‌ها با توجه به نیاز خود به کسب اخبار یا سرگرمی، از رسانه‌هایی استفاده می‌کنند که به آن علاقه دارند و آن را به‌‎منزلۀ یکی از ابژه‌های نسلی خود به یاد می‌آورند. از آنجا که رسانه‌ها واسطه‌های ارتباط‌دهنده در جامعه‌اند، مصرف آنها در دورۀ شکل‌گیری هویت نسلی و به‎‌واسطۀ برخورد تازه از نوع نسلی، سبب شناخت نسل‌ها به‌ویژه نسل جوان از جامعۀ پیرامون خود شده است و با افزایش دانش نسل‌ها دربارۀ دیگر افراد و گروه‌های موجود در جامعه، بر هنجارهای ارتباط متقابل درون‌نسلی و تفاوت بین‌نسلی تأثیرگذار بوده‌اند.

یافته‌های پژوهش حاضر نشان دادند بین ابژه‌های رسانه‌ای نسل‌ها تفاوت وجود دارد و افزایش مصرف رسانه‌های اجتماعی موجب تفاوت در افکار و ارزش‌های نسل جوان با نسل‌های قبل از خود شده ‌است. این یافته‌ها با نتایج پژوهش سهراب‌زاده و جوادی (1395) مبنی بر افزایش اختلاف در ارزش‌های نسلی دراثر استفاده از رسانه‌های جمعی، پژوهش ساعی و وطنی (1394) مبنی بر افزایش ارزش‌های جدید و نوظهور دراثر استفاده از رسانه‌های جدید و همچنین با یافته‌های صبوری و همکاران (1391) مبنی بر نقش شکاف‎‌انداز رسانه‌های خارجی، تاحدودی هم‎‌خوانی دارند.

یافته‌های ذکرشده تاحدودی با یافته‌های برخی پژوهش‌های خارجی همخوانی دارند؛ مانند پژوهش چوی (2015) مبنی بر اینکه استفاده از رسانه‌های جمعی سبب برقراری ارتباطات جدید و افزایش فناوری و اتصال افراد به زندگی روزمره شده ‌است یا یافته‌های اقبال‌ظفر و همکاران (2003) مبنی بر اینکه رسانه‌های جدید سبب بروز اختلافات ارزشی میان نسل‌ها شده‌اند و نسل جوان را مادی‌گرا و تهاجمی کرده‌‌اند. همچنین پژوهش وستلند و فاردی (2012) که نشان داد می‌توان نسل‌ها را براساس رسانه‌های استفاده‌شده به‌وسیلۀ آنان تقسیم‌بندی کرد. اینکه با گسترش رسانه‌های جدید آنلاین، رسانه‌های قدیمی کنار گذاشته نمی‌شوند و همچنان به کار خود ادامه می‌دهند نیز با نتایج پژوهش حاضر مطابقت داشت. آن‌چنان که میان نسل‌های مختلف مشاهده شد، هرچند مطبوعات چاپی و رادیو داخلی مخاطبان کمتری نسبت به دیگر انواع رسانه‌ داشتند، نسل قدیم همچنان از آنها به‌‎منزلۀ رسانۀ محبوب خود استفاده می‌کردند.

علاوه بر این، تفاوت نسلی مشاهده‌‎شده دربارۀ ابژه‌بودن رسانه‌ها و علاقه‌مندی و اهمیت خاصی که نسل‌ها برای رسانۀ استفاده‌شدۀ خود در دورۀ شکل‌گیری هویت خود قائل بودند، با نظریۀ بالِس دربارۀ ابژه‌های نسلی هم‌خوانی داشته ‌است. به نظر بالس، بینش نسل‌ها دربارۀ واقعیت‌های اجتماعی، ازطریق ابژه‌های نسلی فراهم می‌شود. او ابژه‌های نسلی را پدیده‌هایی می‌داند که برای ایجاد حس نسلی به کار می‌روند و به یاد آوردنشان احساسی از نسل او را در ذهنش زنده می‌کنند. طبق این تعریف، می‌توان رسانه را پدیده‌ای اجتماعی دانست که در هر دوره به هر نسل خاص هویت می‌بخشد.

در پژوهش حاضر، دربارۀ رسانه‌های محبوب و یادآور خاطرات دورۀ جوانی هر فرد سؤال و مشخص شد که هر فردی خود را براساس رسانۀ دارای کاربرد و محبوبش در دورۀ شکل‌گیری هویتش، متعلق به نسل خاصی از رسانه‌ها می‌داند. نسل اول رسانه‌های چاپی (روزنامۀ داخلی) و شنیداری (رادیو داخلی) را به‌‎منزلۀ رسانه‌های مهم و یادآور خاطرات دورۀ جوانی خود قلمداد کردند. نسل دوم رسانه‌های دیداری - شنیداری (تلویزیون داخلی و ویدیو و ماهوارۀ خارجی) را به‌‎منزلۀ ابژۀ نسلی خود می‌دانستند و نسل سوم از شبکه‌های اجتماعی مجازی و اینترنت به‌‎منزلۀ رسانه‌های نسل خود یاد کردند و اهمیت و علاقه‌مندی آنها به این نوع رسانه‎‌ها بیشتر از سایر انواع رسانه بوده‌ است.

دربارۀ رویدادهای تاریخی – اجتماعی که تجربۀ هر نسل را از دورۀ جوانی‎‌اش شکل داده‌اند، در پژوهش حاضر رویدادهایی ازجمله کودتای سال 1332 و اصلاحات ارضی (که رویدادهای مهم نسل سالخورده بودند) و انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی (رویدادهای مهم نسل میانسال) و انتخابات سال 1376، وقایع سال 1388 و انتخابات سال 1396 (که ازجمله رویدادهای مهم نسل جوان محسوب شدند) از وقایع مهم تاریخی - اجتماعی و سیاسی هر نسل در دورۀ اصلی شکل‌گیری‌اش بوده‌اند. طبق نظریۀ مانهایم، تجربیات مشترک هر نسل در دورۀ اصلی شکل‌گیری (جوانی) دید مشترکی از وقایع اجتماعی را توسعه می‌دهد و در میان هر نسل به‌گونه‌ای جداگانه بر ذهنیت نسلی آنها تأثیر می‎‌‌گذارد. این یافته‌ها با نظریۀ نسل تاریخی مانهایم هم‌خوانی داشته ‌است.

در زمینۀ مصرف نسل‌ها از رسانه‌های مختلف برای تأمین نیازها ازجمله نیاز به آگاهی و کسب اخبار و سرگرمی نیز نتایج پژوهش حاضر مبنی بر اینکه پاسخگویان نیازهای ذکرشده را ازطریق رسانه‌هایی که برایشان مهم بود، رفع می‌کردند با نظریۀ استفاده ‌و‌ خوشنودی هم‎‌خوانی داشت. نظریۀ استفاده ‌و خوشنودی، نگاهی متمرکز بر شناخت مخاطب دارد و به توجه مخاطب و خواسته‌ها و رضایت او در انتخاب نوع رسانه توجه کرده ‌است. در پژوهش حاضر، نشان داده ‌شد میزان مصرف هر رسانه به‌وسیلۀ افراد به میزان ساعات مصرف، اهمیت و نوع نیاز ازجمله نیاز به آگاهی و کسب اخبار و نیاز به سرگرمی و تفریح بستگی داشته‌ است؛ درواقع، هر فرد بیشتر رسانه‌ای را مصرف می‌کرد که به نیازهای او (خبری و سرگرمی) پاسخگو باشد و در این صورت از آن رسانه رضایت داشت.

همچنین طبق نظریۀ اثرات جابه‌جایی و مکمل، این نتیجه به دست آمد که با آمدن رسانه‌های اجتماعی و اینترنت، رسانه‌های قدیمی به کنار نرفتند؛ بلکه همچنان مخاطبان خود را دارند. این نتیجه نظریۀ مکمل را تأیید می‌کند؛ یعنی رسانه‌های اجتماعی جدید به‌‎منزلۀ مکملی برای مصرف افراد از رسانه‌ها محسوب شده‌اند. با توجه به اینکه در مجموع، میزان مصرف نسل اول از رسانه‌های جمعی نسبت به نسل‌های دیگر بیشتر بوده ‌است، می‌توان گفت این رسانه‌ها هم یادآور دورۀ خود آن نسل بوده‌اند و هم این نسل به مصرف این رسانه بیشتر علاقه داشته‌ است. همین طور دربارۀ نسل سوم که بیشترین مصرف رسانه‌های جدید را داشته‌اند، با وجود علاقه و مصرف زیاد از این رسانه‌ها، در عین حال از رسانه‌های جمعی نیز استفاده می‌‎کردند. چنانکه مشهود بود نسل‌ها نیاز به کسب اخبار و سرگرمی ازطریق رسانه را با مصرف هر دو نوع رسانۀ جمعی و اجتماعی برطرف کرده‌اند.

باید افزود همان ‌طور ‌که هر نسل در زمان حیاتش رسانه‌ای را بیشتر مصرف می‌کند که نمود بیشتری در جامعه داشته ‌باشد، به‌صورت گزینشی نیز دست به انتخاب رسانه می‌زند. برای مثال در‌ حال حاضر که با تغییرات سریع در زمینۀ رسانه‌ روبه‌رو هستیم، طبق یافته‌های پژوهش حاضر، درصد بالایی از نسل سالخورده همچنان از رسانه‌های دوران جوانی‌شان (روزنامۀ ‌داخلی و رادیو داخلی) استفاده می‌کنند و این نشان می‌دهد هر نسل در انتخاب نوع رسانۀ خاص خود هم درگیر تجربۀ مشترک تاریخی است و هم به‌صورت انتخابی و فعال عمل می‌کند.

در فضای اجتماعی و شهری (به‌ویژه شهر رشت) که سرعت تغییرات مرتبط با فناوری اطلاعات در آن شدت یافته‌ است، انواع رسانۀ استفاده‌شده به‌وسیلۀ نسل‌ها و به‌ویژه نسل جوان، بخشی از ابژه‌هایی هستند که گاه می‌توانند به‌‎منزلۀ مؤلفه‌های نسلی انسان‌ها محسوب شوند و به آنها معنا ببخشند و خاطراتشان را زنده کنند.

با‌ توجه ‌به یافته‌ها می‌توان اذعان کرد که ابژه‌های رسانه‌ای نسلی، عناصری مشترک در خاطرات نسل‌ها را به وجود آورده‌اند. ابژه‌های رسانه‌ای که در طول دهۀ شصت به‌‎منزلۀ بخشی از تجربیات زیستۀ نسل انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و تعبیر این نسل از زندگی و حیات اجتماعی‌اش مصرف و از آن استقبال شد، مطبوعات چاپی به‌ویژه روزنامۀ داخلی و رادیوی داخلی بوده‌ است. با پایان این دهه‌ و اتمام جنگ، ازسوی نسل بعدی (نسل میانسال)، به رسانه‌هایی همچون ‌تلویزیون داخلی و ماهوارۀ خارجی و ویدیو توجه شد. با وجود مخالفت فضای رسمی جامعه با مصرف رسانۀ ماهوارۀ خارجی و ویدیو، این رسانه‌ها همچنان استفاده شدند تا اینکه با ورود رسانه‌های جدید (اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی به‌ویژه تلگرام)، توجه نسل جوان به این رسانه‌ها جلب شد و این برخورد تازه‌ با رسانه‌های جدید گواه بسیاری از تغییرات گسترده در زمینۀ ذهنیت نسلی بوده ‌است. به همین دلیل و با توجه به گسترش کاربرد رسانه‌ها در زندگی اجتماعی نسل‌های مختلف در کنار سایر تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دهه‌های گذشته ضروری است در زمینه شناخت نسل‎‌ها و ابژه‌های شکل‌دهندۀ ذهنیت و هویت آنها پژوهش‌های گسترده‌تری انجام شود.



[1]Strauss and Howe

[2]Iqbalzafar et al.

[3]Alwin& Mccammon

[4]Westlund & Fardigh

[5]White

[6]Aboim & Vasconcelos

[7]Siibak et al.

[8]Bolin

[9]Napoli

[10]Choi

احمدی، ی. و حامد، ب. (1390). «سنجش وضعیت تفاوت نسل‌ها در ابژه‌های فرهنگی، اجتماعی؛ مطالعۀ موردی شهر کرمانشاه»، جامعهشناسی کاربردی، س 22، ش (2) 42، ص 208-185.

بالِس، ک. (1380). ذهنیت نسلی، ترجمۀ: حسین پاینده، ارغنون، ش 19، ص 29-1.

پورجبلی، ر. ‌و عابدینی، ص. (1391). «بررسی عوامل جامعه‌شناختی مؤثر بر پدیدۀ انسجام بین‌نسلی در میان جوانان (نسل جدید) و مقایسۀ آن با والدین (نسل قدیم)»، فصلنامۀ جامعه‌‎شناسی مطالعات جوانان، س 2، ش 5، ص 72-51.

جعفرزاده‌پور، ف. (1396). «رسانه، ابزاری برای دسته‌بندی نسل‌ها در ایران»، جامعهپژوهی فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، س 8، ش 2، ص 22-1.

ساعی، م. و وطنی، س. (1394). «بررسی میزان بهره‌مندی از رسانه‌های نوین و پایبندی نسل جوان به ارزش‌های اجتماعی»، فصلنامۀ علمی پژوهشی علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شوشتر، س 9، ش 3، ص 206-173.

سهراب‌زاده، م. و جوادی، س. (1395). «شکاف نسلی و رسانه‌های جمعی از منظر جامعه‌شناسی با تأکید بر نظریات کارل مانهایم و مارگارت مید»، دومین کنفرانس سراسری دانش و فناوری علوم تربیتی مطالعات اجتماعی و روانشناسی ایران، تهران.

صبوری‌خسروشاهی، ح. و توکلی‌نیا، ن. (1391). «بررسی تأثیر رسانۀ ملی در ایجاد شکاف نسلی؛ مورد مطالعه: دانشگاه آزاد و علوم و تحقیقات تهران شرق»، مطالعات رسانه‌ای، س 7، ش 19، ص 119-109.

فاضلی، ن. (1382). سبک زندگی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

مانهایم‌، ک. (1389). مقاله‌هایی دربارۀ جامعه‌شناسی شناخت، ترجمۀ: فریبرز مجیدی، تهران: ثالث.

 

Aboim, S. & Vasconcelos, P. (2013) “From Political to Social Generations: Acritical Reappraisal of Mannheim’s Classical Approach.” European Journal of Social Theory, 9: 1-19.

Alwin, D. & Mccammon, R. (2004) “Generations, Cohorts and Social Change.” In J.T. Mortimer & M. J. Shanahan (EDS), Handbook of the Life Course. New York: Springer.

Aroldi, P. (2011) “Generational Belonging between Media Audiences and ICT Users.” In F. Colombo, & L. Fortunati, Broadband Society and Generational Changes, Berlin: Peter Lang, 51-68.

Bolin, G. (2014) “Media Generations: Objective and Subjective Media Landscapes and Nostalgia among Generations of Media Users.” Journal of Audience & Reception Studies, 11 (2): 108-131.

Choi, H. (2015) “The Young Generation and their Social Media.” Societies, 129: 105-113.

Iqbalzafar, M. Saif Abbasi, S. Malik, W. & Zaheer, A. (2003) “Impact of Mass Media on Young Generation.” Journal of Information and Technology, 2 (1): 83-86.

Napoli, A. (2014) “Social Media Use and Generational Identity. Issues and Consequences on Peer-to-Peer and Cross-Generational Relationships- an Empirical Study.” Journal of Audience & Reception Studies, 11 (2): 182-206.

Pilcher, J. (1994) “Mannheim's Sociology of Generations: An Undervalued Legacy.” British Journal of Sociology, 45: 481-495.

Purhonen, S. (2016) “Generations on Paper: Bourdieu and the Critique of Generationalism.” Social Science Information, 55 (1): 94-114.

Schuman, H. & Scott, J. (1989). “Generation and Collective Memories.” American Sociological Review, 54 (20): 359-381.

Siibak, A. Vittadini, N. & Nimrod, G. (2014) “Generations as Media Audiences: Anintroduction.” Jornal of Audience & Reception Studies, 11: 100-107.

Westlund, O. & Fardigh, M. A. (2012) “Conceptualizing Media Generations: The Print/Online and Individualized Generations.” Observatorio (OBS) Journal, 6 (4): 181-213.

Westlund, O. & Weibull, L. (2013) “Generation, Life Course and News Media Use in Sweden 1986–2011.” Northern Lights, 11 (1): 147-173.

White, J. (2013) “Thinking Generations.” British Jornal of Sociology, 64 (2): 216-247.