تحلیل جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن مطالعۀ موردی: جوانان 18-16سالۀ شهر اصفهان

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت ورزشی، دانشگاه اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی، دانشگاه اصفهان ، ایران

10.22108/srspi.2020.121120.1493

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیلی و ازلحاظ هدف، کاربردی بود که به روش میدانی اجرا شد. جامعۀ آماری همۀ دختران و پسران 18-16 سال شهر اصفهان بودند که در 6 ماه اول سال 1397 در 470 باشگاه دولتی و خصوصی فعال در حوزۀ بدنسازی، پرورش اندام و ایروبیک شرکت کرده بودند که با توجه به وجودنداشتن آمار دقیق از تعداد آنها، براساس جدول کرجسی و مورگان (1970) برای جامعۀ نامعلوم، تعداد 384 نفر به‌‌منزلۀ نمونۀ پژوهش به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری پژوهش پرسش‌نامۀ محقق‎‌ساخته‌‌ای بود که روایی صوری و محتوایی آن ضمن بررسی دقیق متون و ادبیات پژوهش، پس از نظرخواهی از استادان و متخصصان (10 نفر) تأیید و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (86/0) محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌‌ها از روش‌‌های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) و روش‌های آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم) استفاده شد. نتایج نشان دادند مهم‌ترین عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن، به ترتیب شامل فرهنگ عمومی بین جوانان (84/0)، پذیرش اجتماعی و گروه دوستان و همسالان (81/0)، تبلیغات ماهواره‌‌ها و رسانه‌‌ها (79/0)، گروه‌‌های مرجع (72/0)، نارضایتی از بدن (71/0)، عوامل اقتصادی (62/0) و سرمایۀ فرهنگی (41/0) است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Sociological Analysis of Factors Affecting the Tendency of Youth to Manage the Body (Case study: 16-18 youth in Isfahan)

نویسندگان [English]

  • Masoud Naderian 1
  • Fatemeh Pazhouhan 2
1 University of Isfahan, Iran
2 university of Isfahan, Iran
چکیده [English]

Introduction
Today, body management and the variables influencing it tend to be one of the most important topics in sociology. The body is not merely a biological and psychological aspect, but rather is a socially constructed phenomenon. The body should be regarded as a pivot that makes it possible for humans to understand the world. It is through the body that the individual assumes the essence of his or her existence according to social and cultural conditions, age, gender, and personality. The development of nutrition, health and sports technologies along with independence of operation, intense consumerism, the importance of youth and the growing interest in young and beautiful bodies have greatly been influenced by the popular culture of new media. These issues have made body a central theme in the social and cultural studies of contemporary society. Media in advertising and virtual space with a variety of advertising patterns, especially in sports clubs, instill a need for beauty and fitness among their target audience, mainly teenagers and young adults.
 



Material & Methods
The research method was descriptive-analytical and in terms of its purpose, it was pragmatic. It was implemented by field method. The statistical population of the study was girls and boys aged 16-18 years in Isfahan who participated in 470 public and private clubs active in the field of bodybuilding and aerobics in the first six months of 2018. Due to the lack of accurate statistics of their numbers, based on Kerjesi and Morgan's table for an unknown society, 384 individuals were selected as the research sample by the available sampling method. The research measurement tool consisted of a researcher-made questionnaire whose surface and content validity, after consultation with professors and experts, were verified by a careful examination of its texts and research literature (n = 10 persons). Its reliability was also calculated by Cronbach’s alpha (0.86). Descriptive statistics (mean, standard deviation) and inferential statistics (Pearson correlation coefficient, exploratory factor analysis, and second-order confirmatory factor analysis) were used to analyze the data.
 
Discussion of Results & Conclusions
Studies show that in today's business community, in most cases, the value given to a person's appearance is greater than the value given to his personality, character, and behavior. Therefore, many young people nurture their body to be exposed to fashion in order to attract attentions because they believe that the body's appearance (being muscular and handsome) is one of the most important factors in making relationships and drawing attentions. Therefore, by raising awareness and insight in the society, especially among the youth, it is necessary to internalize the value of each person in addition to the facial aspects of body and fitness and physical strength in his dignity, modesty, and modes of behavior and character in communicating with others. Therefore, reducing various facets of a person's character to a mere aesthetic beauty cannot be an absolute value. The results showed that the most important factors affecting youth tendency to body management were, respectively, youth culture (0.84), social acceptance and peer group (0.81), satellite and media advertising (0.79), reference groups (0.72), body dissatisfaction (0.71), economic factors (0.62), and cultural capital (0.41).
In this regard, it is suggested that sports managers and executives, especially leisure-time sports, be provided with training sessions for coaches and managers of sports clubs in the Ministry of Education, sports federations and subsidiaries such as sports clubs, universities and private sports clubs in order to explain the philosophy and principles of fitness and leisure activities. Moreover, by formulating laws and regulations along with by-laws required to suit the circumstances of society for bodybuilding centers and sports clubs, they elaborate a code of ethics in the field of bodybuilding and take regulatory actions and effective measures in this regard. They also describe the negative effects and consequences of youth make up in the mass media, especially television.

کلیدواژه‌ها [English]

  • youth
  • Social Factors
  • sociological factors
  • Body management
  • Isfahan

مقدمه و بیان مسئله

امروزه مدیریت بدن و متغیر‌های مؤثر بر گرایش به آن از مباحث مهم در جامعه‌شناسی است. بدن تنها جنبۀ زیستی و روان‌شناختی ندارد؛ بلکه پدیده‌ای است که به‌صورت اجتماعی ساخته‌ و پرداخته می‌شود (قبادی و همکاران، 1396). بدن را باید محوری دانست که امکان درک انسان نسبت به جهان را ممکن می‌کند. از خلال بدن است که فرد جوهر هستی خود را بنا بر شرایط اجتماعی و فرهنگی، سن، جنسیت و شخصیت خود در اختیار می‌گیرد و آن را به دیگران منتقل می‌کند (Lubroton, 2013: 61). رشد فناوری‌‌ها در حوزۀ تغذیه، سلامت و ورزش در کنار اهمیت‌یافتن عاملیت، استقلال عمل، مصرف‌‌گرایی شدید، اهمیت‌یافتن جوانی و افزایش علاقه به بدن‌‌های جوان، زیبا و خوش‌اندام که خود از فرهنگ عامۀ رسانه‌‌های نو تأثیر زیادی گرفته‌‌اند، بدن و بدنی‌شدن را به موضوعی محوری در مطالعات اجتماعی و فرهنگی جامعۀ معاصر تبدیل کرده است. رسانه‌‌ها در تبلیغات و در فضای مجازی با انواع الگوی تبلیغاتی و به‌ویژه در باشگاه‌‌های ورزشی احساس نیاز به زیبایی و تناسب اندام را بین مخاطبان خود که به‌طور عمده نوجوان و جوان‌اند، درونی می‌‌کنند (حسینی‌پاکدهی و مرادیان، 1395؛ افراسیابی و خرم‌پور، 1394: 192). وضعیت بدن در جامعۀ مصرفی نشان‌دهندۀ نوعی علاقۀ تجاری، نمایشی و آرایشی افراد جامعه به‌ویژه جوانان به آن است که طی آن لازم است فرم بدن مناسب، تا اندازه‌ای لاغر، جوان، خوش‌تیپ و عضلانی نگاه داشته شود. در شرایط فعلی جامعۀ ما همگانی‌شدن پدیدۀ پرورش اندام و بزرگ‌نمایی برخی اندام‌های بدن مانند عضلات سینه و بازوان و ران‌‌ها بین مردان جوان و تناسب ‌اندام همراه با لاغرکردن عضلات شکم و باسن بین زنان و دختران در جامعه فراگیر شده است. به‌دنبال چنین رفتارهایی، استفاده از لباس‌هایی با سه ویژگی چسبان‌بودن، کوتاه‌بودن و بدن‌نما بودن، بین جوانان به‌وضوح ‌مشاهده می‌شود (آقایاری، 1382؛ موحد و حسینی، 1391: 25). بسیاری از رفتارها ازجمله مسائل جنسیتی را نمی‌توان به‌طور کامل جدای از نفوذ وفشار همسالان و تصاویر نوجوانان به‌‎ویژه دختران از بدن خود بررسی کرد. این نوجوانان به درک پایه از خود در گروه همسالان یا آنان که احاطه‌شان کرده‌اند، تمایل دارند (Berger & Reilly, 2008: 299)؛ درواقع، تصویر بدن پدیده‌ای متأثر از جنسیت است؛ بدین معنا که مردان و زنان به‌گونه‌ای اجتماعی می‌شوند تا بدن‌هایشان را به‌طور متفاوتی ادراک کنند و ایده‌آل و ویژگی‌های جسمی متفاوتی را باارزش بدانند. زنان بدنشان را به‌منزلۀ کالایی متمایز ادراک و برحسب معیارهای زیبایی‌شناختی قضاوت و ارزیابی می‌کنند؛ در حالی که برای مردان عملکرد و توانایی بدنی از زیبایی بدن مهم‌تر است (ریاحی، 1390). چنین رویه‌ها و رفتارهایی با ساختارهای اجتماعی و خانوادگی و سازوکارهای قانونی جامعه - که نوع کامجویی زن و مرد از یکدیگر را مقید به قید خانواده و مسائل شرعی می‌کند - در تعارض است؛ چنین تعارضی ازطریق شکاف ایجادشده بین فرهنگ موجود و فرهنگ آرمانی در لایه‌های گوناگون زندگی اجتماعی بین جوانان ردگیری‌شدنی است (بستان‌نجفی و همکاران، 1385). منظور از مدیریت بدن، نظارت و دستکاری مستمر ویژگی‌های ظاهری اندام‌های بدن به‌ویژه عضلات سینه، بازوان، کمربند شانه‌ای و عضلات ران‌هاست که افراد انجام می‌دهند؛ زیرا در طی سال‌های اخیر توجه افراطی به اندام‌ها و وضعیت ظاهری ازسوی دختران و پسران به موضوعی اساسی و مهم در جامعه‌شناسی تبدیل شده و اهمیت آن هم در پژوهش‌های تجربی هم در نظریه‌پردازی‌های جامعه‌شناختی واضح و آشکار است. هرچند چهره و اندام‌های افراد، حالت فیزیکی، شخصی و جنبۀ خصوصی دارد، بسیاری از جوانان (دختر و پسر) بدن خود را پرورش می‌دهند تا در معرض مد قرار گیرند و چهرۀ آنان در جامعه تابلو شود و نظرها به آنها جلب شود؛ زیرا معتقدند بدن از عوامل بسیار مهم در ایجاد روابط، محبوبیت اجتماعی و در برخی موارد کسب امتیازهای اجتماعی است. در چند دهۀ اخیر جوانان در ایران به تناسب ‌اندام به‌‌منزلۀ معیار زیبایی‌ اندام‌های بدن توجه کرده‌اند. رشد و توسعۀ باشگاه‌های بدنسازی و کلاس‌های ایروبیک و آمادگی جسمانی برای رسیدن به‌ تناسب اندام و استفادۀ بی‌حد و حصر از مواد دارویی برای لاغرکردن یا تقویت و برجسته‌کردن برخی اندام‌های بدن، نشان‌دهندۀ گرایش روزافزون دختران و پسران جوان به‌سمت دست‌یابی به ظاهری زیبا و آراسته است (Dares, 2001: 14)؛ اما در عمل مشاهده می‌شود تناسب ‌اندام و آمادگی جسمانی و به‌طور کلی مدیریت بدن بین جوانان به پدیدۀ بزرگ‌نمایی برخی اندام‌ها (مانند سینه، بازوان، ران‌‌ها و سرشانه‌‌ها) تبدیل شده است که این روند با معیارهای تناسب ‌اندام و اصول و مبانی ورزش مغایرت دارد (نادریان‌جهرمی، 1390).

علاوه بر این، رژیم‌های رفتاری و غذایی ویژۀ بدنسازی و توجه به آراستگی و دستکاری جسم در شرایط تجاری جامعۀ معاصر، بدن را در برابر گرایش‌های بازتابی مداوم به‌ویژه در شرایطی که کثرت انتخاب وجود داشته باشد، تأثیرپذیر کرده است؛ بنابراین، هم برنامه‌ریزی و تنظیم زندگی و هم پدیدآمدن گزینه‌هایی برای انتخاب شیوۀ زندگی با رژیم‌های غذایی در هم‌ آمیخته‌اند و مدیریت صحیح و عقلانی بدن را مشکل کرده‌‎اند (نادریان‌جهرمی، 1395). از نگاه گیدنز واقعیت این است که ما بیش ‌از پیش مسئول طراحی بدن خویش می‌شویم و هرچه محیط فعالیت‌های اجتماعی ما از جامعۀ سنتی فاصله بگیرد، فشار این مسئولیت را بیشتر احساس می‌کنیم؛ بنابراین، امروزه بدن افراد نشان‌دهندۀ هویت متمایز بین آنان شده است که اشخاص از خود به نمایش می‌گذارند؛ یعنی افراد با نوع مدیریت بر بدنشان، هویت شخصی متمایزی را نیز در معرض دید دیگران قرار می‌دهند؛ درواقع، بدن افراد در مدرنیتۀ متأخر، مولد هویت متمایز بین آنان شده است؛ تا جایی که فوکو معتقد است انسان مدرن کسی است که می‌کوشد هویت خود را بازآفریند؛ ازاین‌رو، کنترل منظم بدن ازجمله ابزارهای اساسی است که شخص به‌وسیلۀ آن روایت معینی از هویت شخصی خود بروز می‌دهد و در عین ‌حال خود نیز به‌طور کم‌وبیش ثابتی از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می‌گیرد (اینانلو، 1395).

پژوهش حاضر در حوزۀ موضوعات اجتماعی ورزش و برای اولین بار در شهر اصفهان انجام ‌شده است و از دیدگاه‌های زیر جالب‌توجه است: 1- جمعیت چشمگیر پسران و دختران جوان شرکت‌کننده در برنامه‌های بدنسازی و تناسب اندام و سایر رشته‎‌های ورزشی مرتبط در باشگاه‌های دولتی و خصوصی. 2- توجه به برخی پیامدهای منفی و آسیب‌رسان مدیریت بدن در شرایط فعلی جامعۀ ایران به‌وسیلۀ جوانان همچون استفاده از پرورش بیش از حد عضلات سینه، بازو و ران و خال‌کوبی‌های ناهنجار روی بازوان و سینه و سایر نقاط بدن، بزهکاری و دعواهای خیابانی ناشی از تشکیل گروه‌های غیررسمی برای برخی رفتارهای هنجارشکن و تجاوز و تقلیل روابط سالم بین‌گروهی که ناشی از تضاد هنجاری و اختلال نمادی است. همچنین باید تضعیف تعهدات جمعی به انحراف کشیده‌شدن تفریحات سالم و خدشه در سلامت عمومی افراد را به دلایل مطالعه دربارۀ مدیریت بدن افزود که برای جامعۀ ورزش بسیار نگران‌کننده و شرم‌آور است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که دیدگاه‌های جوانان 18-16 سال شهر اصفهان را دربارۀ عوامل مهم و اثرگذار بر جوانان تحلیل و اولویت‌بندی کند؛ دیدگاه‌هایی که جوانان را وادار به دستکاری بی‌رویه و خلاف هنجارها و عرف جامعه از بدن خود می‌کنند.

 

پیشینۀ پژوهش

 لورا و همکاران[1] (2016)گزارش می‌دهند که امروزه مدارس باید برنامه‌های آموزشی سازمان‌یافته‌ای را در اولویت قرار دهند که هدف آنها مدیریت و کنترل بدن ازطریق عادت‌دادن نوجوانان و جوانان به رفتارها و رویه‌هایمنطقی و صحیح است. برای اثربخشی این موضوع، مشارکت خود دانش‌آموزان و والدین با شعار «بدن ایده‌آل، آرمان‌های ناسالم و رفتارهای صحیح» ضروری است. حتی این شعار باید بخش‌هایی از برنامۀ روزانۀ همۀ مدارس باشد و واحد درسی تلقی شود. پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند رسانه‌هایی که ایده‌های غلط را تبلیغ می‌کنند، شناسایی و کنترل شوند. جوانان باید در جستجوی راه‌های منطقی و علمی برای دست‌یابی به تناسب اندام، کنترل وزن و انعطاف‌پذیری بدن باشند که یکی از مؤثرترین آنها فعایت‌های ورزشی مداوم و برنامه‌ریزی شده همراه با برنامۀ غذایی است.

پژوهش‌های انجام‌شده رابطۀ بین میزان تحصیلات، میزان درآمد و سن و همچنین ترجیحات مربوط به بدن‌نمایی و نوع پوشش و ترجیحات ارزشی را بررسی کرده‌اند و نشان می‌دهند 76 % از دختران و 54 % از پسرانِ بین شانزده تا بیست ‌و سه سال از وضعیت بدن خود ناراضی‌اند و خواستار تناسب ‌اندام و زیبایی ظاهری بدن خود هستند. همچنین 11% افراد بین 15-24 سال از دختران دانشجو پوشش فعلی را ترجیح می‌دهند. افراد با میزان درآمد بالا برای وضعیت ظاهری بدن از وسایل زینتی و مکمل‌های لاغری استفاده ‌می‌کنند (به نقل از سروقد و همکاران، 1389).

بابایی‌فرد و همکاران (1395) در پژوهش «عوامل اجتماعی - فرهنگی مؤثر در مدیریت بدن در میان زنان شهر کاشان» نشان دادند متغیرهای باورهای مذهبی، رسانه‌های ارتباط جمعی و پذیرش اجتماعی توانسته‌‌اند حدود 49 درصد از تغییرات مدیریت بدن بین زنان را تبیین کنند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان می‌دهند متغیرهای باورهای مذهبی و استفاده از رسانه‌ها بیشترین تأثیر مستقیم مثبت را در توجه زنان به مدیریت بدن داشته‌اند. بر این اساس ملاحظه می‌‌شود زنان شهر کاشان، گذشته از گرایش فکری و مذهبی خود، به‌سمت مدیریت بدن گرایش پیدا کرده‌‎اند. در این زمینه، تأثیر افزایش ارتباطات جهانی و دسترسی به مجاری جدید ارتباطی و اطلاعاتی نیز موجب تغییرات فرهنگی وسیعی در گروه‌ها و اقشار مختلف جوامع به‌ویژه میان زنان شده است.

برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند فشارهای روانی در زندگی، تبلیغات تجاری در رسانه‌ها و تجاری‌شدن پدیده‌های اجتماعی، ترویج مصرف‌گرایی و نفوذ فرهنگ‌های بیگانه و تأثیر ماهواره و اینترنت در زندگی جوانان، موجب بروز پدیدۀ بزرگ‌نمایی بدن در جامعه شده‌اند (به نقل از یارمحمدیان و شرفی‌راد، 1390).

بررسی‌ها نشان می‌دهند 2/86 درصد از جوانان در نظرسنجی در سال 1376 معتقد بودند بدن‌‌نمایی همراه با پوشیدن لباس‌های چسبان برای خودنمایی عیب است؛ حال ‌آنکه در سال 1389 یعنی بعد از گذشت 13 سال نظر جوانان تغییر کرده و به 5/41 درصد رسیده است (به نقل از موحد و حسینی، 1391).

افراسیابی و خرم‌پور (1394) گزارش کردند که بین جنس، سن، تحصیلات، سرمایۀ فرهنگی، دیانت، نگرش سنتی به خانواده و مدیریت بدن رابطه وجود دارد؛ اما متغیرهای ساختاری همانند پایگاه اجتماعی - اقتصادی، سرمایۀ اقتصادی و شغل رابطۀ معناداری با مدیریت بدن نداشتند.

ادیبی‌سده و جلالی‌آکردی (1392) نشان دادند امروزه تلاش‌های زیادی ازسوی جوانان دربارۀ داشتن ظاهری آراسته و بدنی زیبا و عضلانی انجام می‌شود تا از این طریق هویت متمایزی که جوانان می‌خواهند و دوست دارند از خود در اجتماع نشان دهند، حاصل شود. بدین‌ ترتیب تلاش برای داشتن چهره و ظاهری زیبا و اندام کامل بیش از آنکه با طرد هویت آنان مرتبط باشد، با پذیرش هویت ازسوی آنان همراه است. این نکته‌ای است که ذکائی (1386)، پرستش و همکاران (1387) و گیدنز (2008) نیز به آن اشاره دارند.

ابراهیمی و بهنویی‌گدنه (1389) نشان دادند مدیریت بدن بین جوانان اهمیت ویژه‌ای دارد. همچنین آزمون فرضیه‌ها نشان داد بین سرمایۀ فرهنگی و مدیریت بدن جوانان (دختر و پسر) رابطۀ معناداری وجود دارد و پایگاه اجتماعی - اقتصادی با مدیریت بدن آنها همبستگی دارد. در مجموع، براساس یافته‌های این پژوهش هرچه میزان سرمایۀ فرهنگی افراد بیشتر باشد، مدیریت بدن نزد آنان اهمیت پیدا می‌کند.

صادقی‌فسایی و همکاران (1396) عوامل مؤثر بر مدیریت بدن را به‌طور کلی به سه دسته عوامل سطح خرد (نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس از تنهاشدن، رضایت خاطر فردی و ...)، سطح میانی (پذیرش اجتماعی، راهکار رسیدن به بسیاری از اهداف دختران در آینده و ...) و سطح کلان (بالارفتن ارزش سرمایۀ جنسی بین زنان جامعه، ایجاد تفاوت نسلی و بازنگری انتقادی، تحولات ارزشی و ...) طبقه‌بندی کرده‌اند.

کراسلی[2] (2005) نشان داد در بیشتر مقوله‌ها و معرف‌های مدیریت بدن، زنان به‌صورت چشمگیری بیشتر از مردان به فعالیت‌های نظارتی بر بدن خود می‌پردازند.

 گیملین[3] (2006) نشان داد توسل‌جستن به جراحی زیبایی پس از چندین مرتبه تلاش در به‌کارگیری رویکردهای عملی گوناگون برای از بین بردن تجربیات بدنی مشکل‌ساز اتفاق افتاده است؛ بدین معنا که زنان پس ‌از ناامیدی از اصلاحات مدنظر در صورت و اندام‌های خود، تصمیم به انجام عمل‌های جراحی زیبایی گرفته‌اند.

فیتزسیمونز و باردون کان[4] (2011) به این نتیجه رسیدند که بین نظارت بدن و نگرانی‌ها دربارۀ شکل و وزن بدن روابط متقابلی وجود دارد و این دو بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند؛ به این معنی که افراد با نگرانی بیشتر نسبت به ‌ظاهر و وزن خود، به‌طور مداوم بر بدن خود نظارت می‌کنند و متقابلاً افرادی که در نتیجۀ گرایش به استانداردهای فرهنگی بدن، نظارت بدنی مداومی را اعمال می‌کنند، نگرانی بیشتری دربارۀ وزن و ظاهر بدن خود دارند.بررسی نتایج پژوهش‌های انجام‌شده، تأثیر متغیرهای نارضایتی از بدن، پذیرش اجتماعی، تبلیغات ماهواره‌‌ها و رسانه‌ها، سرمایۀ فرهنگی، عوامل اقتصادی، گروه دوستان و همسالان، گروه مرجع و فرهنگ عمومی بین جوانان بر مدیریت بدن را نشان ‌می‌دهند؛ به عبارت دیگر، در الگوی مفهومی پژوهش نشان داده شده است این متغیرها بر مدیریت بدن بین جوانان 18-16 سال شهر اصفهان مؤثرند و در پژوهش حاضر اولویت‌بندی هر یک از این متغیرها و میزان پیش‌بینی آنها بر مدیریت بدن گزارش شده است.

 

چارچوب نظری پژوهش

پژوهشگران و صاحب‌نظران علوم اجتماعی نظریه‌های متفاوتی دربارۀ مدیریت بدن ارائه‌ کرده‌اند. پیر بوردیو[5] (2014) معتقد است خاستگاه نمایی رفتار، عطش فرد برای کسب ارزش و شأن اجتماعی است و تنها جامعه قادر است این عطش را سیراب کند. امیدواری انسان به رهایی درگرو تن‌دادن به قضاوت و داوری دیگران است (Berlant, 2006: 95; Gill et al., 2003: 1-14).بوردیو هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت تمایز و پایگاه می‌داند و در تحلیل خود از بدن به کالایی‌شدن بدن در جوامع اشاره می‌کند که به‌صورت سرمایۀ فیزیکی ظاهر می‌‌شود و تولید آن در گرو رشد و گسترش بدن به‌گونه‌ای است که بدن حامل ارزش در زمینه‌های اجتماعی باشد. او معتقد است بدن به‌‌منزلۀ شکل جامعی از سرمایۀ فیزیکی دربردارندۀ منزلت اجتماعی و اشکال نمادین متمایز است (به نقل از موحد و حسینی، 1391: 25).

اروینگ گافمن[6] (2005) به موقعیت بدن در تعامل اجتماعی ازطریق بررسی رفتار در مکان‌های عمومی و خصوصیِ ارائۀ خویشتن و مدیریت لکۀ ننگ توجه می‌کند. مفهوم لکۀ ننگ این است که قضاوت‌ها و داوری‌های انجام‌شده ازسوی دیگران دربارۀ ارزش بدن، بر اساسِ فرد از خود تأثیر می‌گذارد. از نگاه گافمن، مدیریت بدن در حفظ و نگهداشت آشنایی بین افراد، نقش‌ها و روابط اجتماعی محوریت اساسی دارد و به‌منزلۀ حلقۀ واسط بین هویت فردی و هویت اجتماعی افراد ایفای نقش ‌می‌کند (in: Casttell, 1998: 74). گیدنز معتقد است حالات چهره و دیگر حرکات بدن فراهم‌کنندۀ نشانه‌هایی هستند که ارتباطات روزمره مشروط به آنهاست (بستان‌نجفی و همکاران، 1385: 8-1)؛ به‌ عبارت ‌دیگر، برای اینکه بتوانیم به‌طور مساوی با دیگران در تولید و بازتولید روابط اجتماعی شریک شویم، باید قادر باشیم نظارتی مداوم و موفقیت‌آمیز بر چهره و بدن خویش اعمال کنیم. روبرت و بارون[7] (2012) بر این باورند که بدن در نظام‌های اجتماعی مدرن، زمینۀ اصلی فعالیت فرهنگی و سیاسی شده است (in: Morgan, 2005: 318). نمای ظاهری فرد بیش از آنکه نشان‌دهندۀ هویت شخصی او باشد، هویت اجتماعی‌اش را نشان می‌دهد. لباس و هویت اجتماعی حتی امروز هم هنوز به‌کلی از یکدیگر جدا نشده‌اند و پوشش افراد همچنان به‌صورت نشانه‌‌هایی از نوع و موضع طبقاتی یا پایگاه حرفه‌ای آنان باقی‌ مانده است. مدهای لباس در روزگار ما از گروه‌های فشار، آگهی‌های تجارتی، امکانات اجتماعی - اقتصادی و عوامل دیگری تأثیر می‌گیرد که بیشتر مروج استانداردهای اجباری‌اند تا تفاوت‌های فردی. گیدنز معتقد است بدن جزئی از نظام کنشی است و تنها شیئی منفعل نیست. نظارت بر فرایندهای جسمانی، جزء ذاتی نوعی توجه بازتابی مداوم است که فاعل باید نسبت به رفتار خویش نشان دهد (Giddens, 2008). لیونو و همکاران[8] (2017)، در پژوهش «تأثیر سن، جنسیت و وضعیت ظاهری بدن با میانجی پیاده‌روی و چاقی در بزرگسالان» معتقدند پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری و به‌طور کلی نیم ساعت ورزش، نقش مؤثری در تناسب اندام، کنترل وزن و شکل‌دهی وضعیت ظاهری بدن دارد.

بوردیو با ارائۀ مفاهیمی همچون زمینه، عادت، سرمایۀ نمادین، سرمایۀ فرهنگی و سرمایۀ اجتماعی، به مباحث جامعه‌شناسی بدن و مصرف نزدیک شده است. او با استفاده از مفهوم سرمایۀ فیزیکی، ارتباط ظاهر و ویژگی‌های جسمانی را به‌‌منزلۀ یکی از اشکال سرمایه با دیگر صورت‌های سرمایه تشریح می‌کند و سرمایۀ بدنی را به‌منزلۀ یکی از انواع فرعی سرمایۀ فرهنگی، نوعی منبع فرهنگی می‌داند که در بدن سرمایه‌گذاری شده است (به نقل از ذکائی، 1387: 142-117). بدین ترتیب بدن محصولی اجتماعی است که ذیل منطق اجتماعی سرمایۀ فیزیکی، درون منش خاصی ازطریق ورزش، اوقات فراغت و مصرف‌گرایی شکل می‌گیرد (جلالی‌آکردی، 1389). در اندیشۀ بوردیو بدن شکلی از سرمایۀ فیزیکی است که تغییر گسترده در آن از ارزش‌های اجتماعی رایج در اندازه، شکل و ظاهر بدن تأثیر می‌گیرد (کوهی، 1390) که خود را در صور متفاوتی ازقبیل ابعاد بدن (حجم، ارتفاع و وزن) و شکل بدن (گردی، سختی، راست‌قامتی و خمیدگی آن) متجلی می‌‌کند. این ویژگی‌های طبیعی ظاهری، بیان‌کنندۀ چگونگی برخورد با بدن، مراقبت از آن و نوع تغذیه، یعنی عمیق‌ترین تمایلات سرمایۀ فرهنگی روزمره‌اند (ذکائی، 1381: 23).

کانون اصلی علاقۀ گافمن در اثر معروف او نمود خود در زندگی روزانه این است که چگونه مردم قادرند در بدن‌های خود دخالت کنند و آن را در جریان زندگی روزانه متفاوت بسازند (in: Shilling, 2003: 672). ازنظر او بین خود اجتماعی یا هویت اجتماعی با خود واقعی فاصله وجود دارد. او برداشت از خود را با رهیافت نمایشی تشریح می‌کند و با رویکرد نمایشی خود، نقش‌های اجتماعی و موقعیت‌های اجتماعی را تنها نمایش‌هایی می‌بیند که در زندگی روزمره اجرا می‌شوند. به عقیدۀ او «خود» در افراد به‌وسیلۀ نقش‌هایی که در این موقعیت‌ها اجرا می‌کنند، شکل می‌گیرد و معنا می‌یابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم خود تا اندازۀ زیادی به بدن فرد اشاره دارد. از دید او عاملان بدنی یا جسمی نیز رأی‌جمع‌کن‌هایی هستند که با توسل به همۀ روش‌های علامت‌دهی اجتماعی، سعی دارند نظر دیگران را به خود جلب کنند. این عاملان بدنی «معرف‌های تجسدیافتۀ منش و منزلت‌اند» که کنشگران دیگر آنها را تفسیر می‌کنند (in: Lopez & Scott, 2006). ازنظر گربنر دربارۀ تأثیر رسانه‌ها بر هویت اجتماعی افراد، نظریۀ کاشت بهتر تأثیرات رسانه‌ای را تحلیل می‌کند. نظریۀ کاشت حاصل دو دهه مطالعۀ جرج گربنر دربارۀ تأثیر تلویزیون بر مخاطبان است که از اوایل دهۀ 1960 آغاز و درنهایت، سبب ارائۀ این نظریه از جانب او شد. براساس این نظریه، افرادی که در رویارویی بسیار با وسایل ارتباط‌جمعی به‌ویژه تلویزیون قرار دارند، به‌مرور جهان را به‌گونه‌ای ادراک می‌کنند که به‌ جای انطباق با واقعیت بیرونی، بیشتر با آن چیزی همخوان است که رسانه‌ها دربارۀ واقعیت بیان می‌کنند. گربنر در مطالعات خود مخاطبان را به دو دستۀ پرمصرف و کم‌مصرف تقسیم می‌کند. بینندگان پرمصرف آن دسته از مخاطبان تلویزیون‌اند که چهار ساعت یا بیشتر تلویزیون تماشا می‌کنند و انتخاب برنامه‌ای که می‌بینند برایشان اهمیت ندارد؛ اما بینندگان کم‌مصرف، روزانه دو ساعت یا کمتر به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده و انتخابی تلویزیون تماشا می‌کنند. تلویزیون منبع اصلی گروه پرمصرف برای ساخت واقعیت است؛ در حالی که بینندگان کم‌مصرف از سایر رسانه‌ها نیز به‌موازات تلویزیون استفاده می‌کنند (به نقل از حسینی‌انجدانی و همکاران، 1388: 49). نظریه‌پردازان کاشت استدلال می‌کنند که تلویزیون آثار درازمدت، تدریجی و غیرمستقیم اما متراکم و بااهمیت دارد. آنها تأکید می‌کنند که تماشای تلویزیون بیشتر آثار نگرشی دارد تا رفتاری.

ازنظر فدرستون امروزه خرید و استفاده از کالاهای مصرفی و به معرض نمایش گذاشتن، نشان‌دهندۀ هویت فردی و اجتماعی است. افراد برای اثبات اینکه به طبقه‌ای خاص تعلق دارند، با عنوان «مد» از پوشش، شکل‌‎دادن و آرایش، بدن خود را تنظیم می‌کنند. امروزه در رسانه‌های گروهی برای تبلیغ از زنان و مردانی استفاده می‌شود که بدن‌های خاص، خوش‌فرم و متناسب دارند. درون فرهنگ مصرفی، تبلیغات، فشارهای عمومی، تلویزیون و تصاویر متحرک، تعداد بسیار زیادی از تصاویر بدنی خوش‌فرم و به‌ظاهر ایده‌آل را به نمایش ‌می‌گذارند. به‌علاوه، رسانه‌های عمومی به‌طور مستمر به مزایای آرایش بدن تأکید می‌کنند. در رسانه‌ها برای ارائۀ تصاویر، از بدن‌های زیبا، ستارگان، افراد مشهور و شکل‌هایی استفاده می‌شود که نمونه‌ای از زندگی خوب را به نمایش می‌گذارند. آنها شکل‌های زیبای بدنی را همیشه در آرامش، خندان، پر از انرژی جوانی و احاطه‌شده با آخرین کالاهای مصرفی در مجموعه‌های لوکس و تجربۀ لذت به‌یادماندنی نشان می‌دهند. به نظر ‌می‌رسد عامل اصلی تنظیم و مدیریت بدن در فرهنگ مصرفی از دیدگاه فدرستون، رسانه‌ها هستند (کوهی، 1390)؛ اما بنا بر نظریۀ مبادله، پاسخ‌های افراد برحسب اصل پاداش و مجازات صورت می‌گیرد؛ یعنی فرد به جنبه‌هایی که پاداش در بر دارند، پاسخ مساعد می‌دهد و از جنبه‌هایی که سبب مجازات می‌‌شوند، اجتناب می‌ورزد (ادیبی و انصاری، 1383). از اصول کلی در نظریۀ مبادله، وجود سود در انجام کنش است. در این معنا، کنش فرد در خلأ صورت نمی‌گیرد و هرکس در ازای آنچه می‌گیرد، باید چیزی بدهد. هزینه نیز کوششی است که در نتیجة یک انتخاب معین و کنارگذاشتن انتخاب‌های دیگر از دست رفته و صرف حصول رضایت و پاداش‌های بالقوه شده است. در نظریۀ مبادله، تأیید اجتماعی عنوانی کلی است که ممکن است وجه اشتراک همۀ پاداش‌هایی باشد که از یک کنش ناشی می‌شوند. مردم در زندگی خود در جستجوی مطلوب واقع‌شدن هستند و از آن در روابط اجتماعی خود لذت می‌برند. تأیید ممکن است صورت‌های ملموس زیادی بهخود بگیرد (Skid Moore, 1996: 79)؛ به عبارت دیگر، موجودات در هر وضعیتی، رفتاری از خود بروز می‌دهند که بیشترین پاداش‌ها و کمترین مجازات‌ها را در بر داشته باشد (ادیبی و انصاری، 1383: 263).

هدف پژوهش حاضر این است که با توجه به چارچوب نظری پژوهش و نتایج پژوهش‌های داخلی و خارجی، هشت عامل پذیرش اجتماعی، تبلیغات ماهواره‌ها و رسانه‌ها، فرهنگ عمومی بین جوانان، گروه دوستان و همسالان، گروه‌های مرجع، عوامل اقتصادی سرمایۀ فرهنگی و نارضایتی از بدن را بر گرایش جوانان به مدیریت بدن ارزیابی کند.

 

روش‌‌شناسی

روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی بود که به روش میدانی اجرا شد و ازلحاظ هدف جزء پژوهش‌های کاربردی بود. جامعۀ آماری پژوهش همۀ دختران و پسران 18-16 سال شهر اصفهان بودند که در 6 ماه اول سال 1397 در 470 باشگاه دولتی و خصوصی فعال در حوزۀ بدنسازی، پرورش اندام و ایروبیک شرکت کرده بودند. با توجه به اینکه برخی از آنها عضو ثابت باشگاه‌‌ها نبودند، آمار دقیقی از آنها در دسترس نبود؛ بنابراین، برای جامعۀ نامعلوم براساس جدول کرجسی و مورگان[9] (1970) تعداد 384 نفر به‌منزلۀ نمونۀ پژوهش به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسش‌نامۀ محقق‌ساختۀ عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن بود. جمع‌‌آوری داده‌‌ها در دو بخش انجام شد. در بخش کتابخانه‌ای داده‌‌های مربوط به ادبیات و پیشینۀ پژوهش با مرور مقالات، کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و جستجوی اینترنتی بررسی شدند و در بخش میدانی پرسش‌نامه‌های پژوهش توزیع و جمع‌آوری شدند. پرسش‌نامه 33 سؤال تخصصی و 5 سؤال برای مشخصات جمعیت‌‌شناختی داشت که براساس طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت نمره‌‌گذاری شده بود. برای بررسی روایی پرسش‌نامه از روایی صوری و محتوایی استفاده شد؛ یعنی ضمن بررسی دقیق متون و ادبیات پژوهش دربارۀ عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن و نظرخواهی از استادان و متخصصان، تعداد 33 سؤال به‌منزلۀ پیامدها طرح شد. بعد از طرح سؤالات، پیش‌‌نویس اولیۀ پرسش‌نامه تهیه و دوباره در اختیار استادان و متخصصان علوم ورزشی (10 نفر) قرار گرفت تا مربوط‌بودن، وضوح و سادگی هر سؤال بررسی شود. بعد از بررسی نظرهای استادان و متخصصان و براساس شاخص والتس و باسل، سؤالاتی که ضریب بالای 79/0 را کسب کردند، در پرسش‌نامه باقی ماندند (31 سؤال). بعد از این مرحله، پرسش‌نامه در اختیار 30 نفر از پاسخگویان قرار گرفت و پایایی سؤالات و کل پرسش‌نامه (86/0) بررسی شد که در این مرحله همۀ سؤالات پایایی بالایی داشتند. برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌های پژوهش از روش‌های آمار توصیفی (جداول، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون کلموگروف اسمیرونف و الگوی عاملی مرتبۀ دوم) استفاده شد. تمام تجزیه و تحلیل‌ها با نسخۀ 22 نرم‌افزار اس‌‌پی‌‌اس‌‌اس (SPSS) و نرم افزار لیزرل انجام شد.

 

یافته‌‌ها

برای درک اینکه سؤالات در چند عامل زیربنایی قرار می‌‌گیرند و تعیین تعداد یا ماهیت عامل‌‌هایی که هم‌‌پراشی بین متغیرها را توجیه می‌‌کنند، پس از بررسی و اطمینان از طبیعی‌بودن داده‌‌ها، تحلیل عاملی اکتشافی به کار برده شد که نتایج آن در ادامه ارائه شده‌اند. در اولین مرحله از اجرای آزمون، ضرایب تعیین سؤالات در وضعیت مناسبی قرار نگرفتند. چنانچه ضریب تعیین عددی در متغیری (سؤالی) کوچک‌تر از 5/0 باشد، باید آن متغیر را حذف کرد و دوباره تحلیل عاملی اکتشافی را انجام داد؛ زیرا کوچک‌بودن این مقدار بدان معناست که این سؤال با هیچ یک از عوامل ارتباط زیادی ندارد (رامین‌مهر و چارستاد، 1394). مطابق با نتایج پژوهش 4 سؤال 3Q، 7Q، 19Q و 20Q در وضعیت مناسبی قرار نگرفتند و بار عاملی آنها کمتر از 5/0 بود؛ بنابراین، ابتدا این سؤالات حذف شدند و دوباره تحلیل عاملی انجام شد. در مرحلۀ دوم آزمون، دوباره الگوی اندازه‌‌گیری با تعداد 27 شاخص پیاده‌‌سازی شد که علاوه بر معنی‌داربودن تمام ضرایب تعیین، از آنجا که مطابق با جدول (1) مقدار آمارۀ آزمون KMOبرابر با 813/0 و بزرگ‌تر از 7/0 است، کفایت نمونه‌‌گیری برای انجام تحلیل عاملی اکتشافی وجود دارد. همچنین از آنجا که سطح معناداری آمارۀ بارتلت برابر با صفر و کمتر از 05/0 است، ساختار داده‌‌ها برای انجام تحلیل عاملی اکتشافی مناسب است (رامین‌مهر و چارستاد، 1394).

 

 

جدول 1- نتایج آزمون KMO و بارتلت

 

آزمون بارتلت

شاخص کفایت نمونه‌‌گیری (KMO)

خی دو

درجۀ آزادی

سطح معنی‌‌داری

418 /1526

368

000/0

813/0

 

 

جدول (2)،بارهای عاملی هر یک از متغیرها را بعد از چرخش واریماکس نشان می‌‌دهد.

 

 

 

جدول 2- درصد واریانس و مقادیر ویژۀ عامل‌‌های مختلف

 

مقادیر ویژۀ اولیه

واریانس تبیینشده

مجموع مقادیر عامل‌‌ها بعد از چرخش

Total

% of

Variance

Cumulative

%

Total

% of

Variance

Cumulative

%

Total

% of

Variance

Cumulative

%

1

391/5

968/19

968/19

391/5

968/19

968/19

631/2

745/9

745/9

2

025/2

501/7

469/27

025/2

501/7

469/27

592/2

601/9

345/19

3

655/1

13/6

599/33

655/1

13/6

599/33

055/2

61/7

955/26

4

512/1

599/5

198/39

512/1

599/5

198/39

89/1

001/7

957/33

5

446/1

354/5

553/44

446/1

354/5

553/44

884/1

979/6

936/40

6

293/1

79/4

342/49

293/1

79/4

342/49

809/1

699/6

635/47

7

172/1

339/4

682/53

172/1

339/4

682/53

368/1

066/5

7/52

8

08/1

998/3

68/57

08/1

998/3

68/57

345/1

98/4

68/57

9

993/0

677/3

357/61

 

 

 

 

 

 

10

969/0

587/3

945/64

 

 

 

 

 

 

11

919/0

403/3

348/68

 

 

 

 

 

 

12

851/0

153/3

501/71

 

 

 

 

 

 

13

817/0

026/3

527/74

 

 

 

 

 

 

14

762/0

824/2

351/77

 

 

 

 

 

 

15

645/0

387/2

738/79

 

 

 

 

 

 

16

617/0

284/2

022/82

 

 

 

 

 

 

17

582/0

154/2

176/84

 

 

 

 

 

 

18

571/0

115/2

291/86

 

 

 

 

 

 

19

537/0

99/1

281/88

 

 

 

 

 

 

20

492/0

823/1

104/90

 

 

 

 

 

 

21

479/0

775/1

879/91

 

 

 

 

 

 

22

474/0

756/1

636/93

 

 

 

 

 

 

23

424/0

471/1

203/95

 

 

 

 

 

 

24

384/0

424/1

63/96

 

 

 

 

 

 

25

349/0

294/1

924/97

 

 

 

 

 

 

26

306/0

133/1

057/99

 

 

 

 

 

 

27

255/0

943/0

100

 

 

 

 

 

 

 

 

مطابق با نتایج جدول 2 در کل ارزش ویژۀ هشت عامل بیشتر از یک (391/5، 025/2، 655/1 ، 512/1، 446/1، 293/1، 172/1، 080/1) بود. این هشت عامل 680/57 درصد از واریانس کل را تبیین می‌‌کردند. در جدول 3 مهم‌ترین خروجی تحلیل عاملی اکتشافی محسوب می‌‌شود و ماتریس چرخش‌یافتۀ عاملی نام دارد. در این ماتریس مشخص می‌‌شود که کدام متغیر (سؤال) به کدام عامل مربوط است. همان ‌‌طور که قبلاً ذکر شد 4 سؤالِ 3Q، 7Q، 19Q و 20Q در مرحلۀ اول حذف شدند.

 

 

 

 

 

جدول 3- نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و بارهای عاملی گویه‌‌های پرسشنامۀ عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن

گویه

پذیرش اجتماعی

تبلیغات ماهواره‌‌ها و رسانه‌‌ها

فرهنگ عمومی بین جوانان

گروه دوستان و همسالان

گروه‌‌های مرجع

عوامل اقتصادی

سرمایۀ فرهنگی

نارضایتی از بدن

Q1

151/0

069/0

074/0

28/0

052/0

251/0-

556/0

069/0

Q2

07/0

099/0

073/0

033/0-

008/0-

21/0

784/0

072/0-

Q4

003/0-

003/0-

063/0-

142/0-

758/0

009/0-

072/0

044/0

Q5

056/0-

387/0

004/0-

159/0-

599/0

026/0-

014/0

016/0

Q6

025/0

701/0

118/0

017/0

111/0

005/0

251/0

058/0-

Q8

026/0

686/0

237/0

048/0

071/0

251/0

188/0-

111/0

Q9

562/0

116/0

09/0

025/0

125/0

286/0

267/0

222/0

Q10

014/0

078/0

084/0

008/0

059/0-

738/0

059/0

051/0-

Q11

085/0

129/0

049/0

036/0

073/0

65/0

007/0-

18/0

Q12

345/0

011/0

153/0

121/0

032/0

382/0

291/0-

45/0

Q13

038/0

11/0

107/0

026/0

143/0

225/0

047/0

636/0

Q14

286/0

766/0

002/0-

09/0-

131/0

032/0

068/0

051/0-

Q15

312/0

611/0

25/0

017/0

074/0

127/0

048/0

148/0

Q16

252/0

319/0

212/0

278/0

01/0-

143/0

076/0

421/0-

Q17

201/0

068/0

162/0

254/0

439/0

072/0

091/0-

158/0

Q18

226/0

161/0

27/0

02/0

327/0

286/0

012/0

394/0-

Q21

476/0

172/0

476/0

284/0-

17/0-

036/0

159/0

036/0-

Q22

695/0

206/0

145/0

238/0-

124/0

109/0

046/0

076/0-

Q23

702/0

019/0-

09/0

209/0

111/0-

158/0-

032/0-

083/0-

Q24

635/0

285/0

139/0-

007/0-

243/0

142/0

09/0

029/0

Q25

401/0

175/0

236/0

192/0

5/0

037/0

048/0-

126/0-

Q26

15/0

023/0

597/0

027/0

275/0

341/0

062/0

008/0

Q27

07/0

286/0

682/0

044/0

058/0-

16/0-

053/0-

246/0

Q28

003/0

143/0

742/0

011/0

223/0

164/0

128/0

125/0-

Q29

046/0-

035/0-

049/0

686/0

203/0-

041/0-

302/0

074/0

Q30

045/0-

061/0

06/0-

819/0

011/0-

024/0

063/0-

004/0-

Q31

147/0

184/0-

041/0

482/0

166/0

092/0

001/0

362/0-

 

 

مطابق با جدول 3 مشخص شد 5 شاخص به مؤلفۀ پذیرش اجتماعی، 5 شاخص به مؤلفۀ تبلیغات ماهواره‌‌ها و رسانه‌‌ها، 3 شاخص به مؤلفۀ فرهنگ عمومی بین جوانان، 3 شاخص به مؤلفۀ گروه دوستان و همسالان، 5 عامل به مؤلفۀ گروه‌‌های مرجع، 2 شاخص به عوامل اقتصادی، 2 شاخص به مؤلفۀ سرمایۀ فرهنگی و 2 شاخص به مؤلفۀ نارضایتی از بدن مربوط‌اند؛ پس از مشخص‌شدن شاخص‌‌های هر یک از این عوامل، از تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم برای مشخص‌کردن عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن استفاده شد که در شکل 1 نشان داده شده است. در ضمن الگو‌‌های زیر تأییدی بر روایی سازۀ ابزار پژوهش‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1- الگوی ضرایب استانداردشدۀ مقیاس هشتعاملی عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن


سپس برای برازش الگو از شاخص‌‌های برازش مطلق، تطبیقی و مقتصد استفاده شد که نتایج آن در جدول 4 ذکر شده‌اند.

 

 

جدول 4- شاخص‌‌های برازش الگوی ابزار پژوهش

شاخص

مقدار

مقدار مطلوب

وضعیت

معادل فارسی

انگلیسی

خی دو

c2

43/713

-

-

ریشۀ میانگین مربعات باقی‌مانده

RMR

043/0

کمتر از 05/0

مطلوب

شاخص برازش تطبیقی

CFI

91/0

مساوی یا بیشتر از 90/0

مطلوب

شاخص برازش افزایشی

IFI

93/0

مساوی یا بیشتر از 90/0

مطلوب

شاخص نیکویی برازش مقتصد

PGFI

77/0

بزرگ‌تر از 50/0

مطلوب

ریشۀ میانگین مربعات خطای برآورد

RMSEA

073/0

کمتر از 1/0

مطلوب

خی دو بهنجارشده

CMIN/DF

76/2

بین 1 تا 3

مطلوب

 

 

نتایج جدول 4 نشان می‌دهند شاخص‌‌های نسبت خی دو به درجۀ آزادی CMIN/DF برابر با 76/2، شاخص برازش مطلق RMR کمتر از 05/0، شاخص‌های برازش تطبیقی CFI و IFI بیشتر از 90/0، شاخص نیکویی برازش مقتصد PGFI برابر با 77/0 و شاخص RMSEA برابر با 073/0 در سطح پذیرفتنی قرار دارند؛ بدین معنی که الگوی پژوهش برازش مطلوبی دارد و ساختار عاملی در نظر گرفته‌شده برای آن پذیرفتنی است.

پارامترهای گاما و لامدا یا همان بارهای عاملی ارتباط بین سازه‌ها یا همان عامل‌ها را نشان می‌‌دهند. پارامتر گاما (g)، ارتباط بین متغیر پنهان بیرونی و درونی و پارامتر لامدا (l)، ارتباط بین متغیر پنهان درونی و متغیر مشاهده‌شدۀ درونی را نشان می‌‌دهد. براساس این ضرایب و مقدار معناداری آنها که با استفاده از مقدار t انجام می‌‌گیرد، می‌‌توان هر یک از عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن را رتبه‌بندی کرد. در جدول 5 نیز این عوامل رتبه‌‌بندی شده‌‌اند.

 

 

جدول 5- رتبه‌‌بندی عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن

ردیف

عامل

بار عاملی استانداردشده

انحراف استاندارد

t

P_value

رتبه

1

پذیرش اجتماعی

81/0

21/0

13/8

*001/0

2

2

تبلیغات ماهواره‌‌ها و رسانه‌‌ها

79/0

20/0

16/7

*001/0

4

3

فرهنگ عمومی بین جوانان

84/0

24/0

68/7

*001/0

1

4

گروه دوستان و همسالان

81/0

45/0

16/7

*001/0

2

5

گروه‌‌های مرجع

72/0

37/0

89/5

*001/0

5

6

عوامل اقتصادی

62/0

26/0

38/4

*001/0

7

7

سرمایۀ فرهنگی

41/0

43/0

83/3

*001/0

8

8

نارضایتی از بدن

71/0

56/0

87/4

*001/0

6

**/* به ترتیب معناداری در سطح خطای 05/0 و 01/0

 

نتایج جدول 5 نشان می‌‌دهند مهم‌ترین عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به مدیریت بدن به ترتیب شامل فرهنگ عمومی بین جوانان (84/0)، پذیرش اجتماعی و گروه دوستان و همسالان (81/0)، تبلیغات ماهواره‌‌ها و رسانه‌‌ها (79/0)، گروه‌‌های مرجع (72/0)، نارضایتی از بدن (71/0)، عوامل اقتصادی (62/0) و سرمایۀ فرهنگی (41/0) هستند.

 

نتیجه‌

بررسی‌ها نشان می‌دهند در جامعۀ تجاری امروز در بیشتر موارد ارزش و بهایی که به وضعیت ظاهری افراد داده می‌شود، از ارزش داده‌شده به شخصیت و منش و رفتارهای آنها بیشتر است؛ بنابراین، بسیاری از جوانان بدن خود را پرورش می‌دهند تا در معرض مد قرار گیرند و چهرۀ آنان در جامعه تابلو و نظرها به‌سوی آنان جلب شود؛ زیرا معتقدند وضعیت ظاهری بدن (عضلانی‌بودن و خوش‌تیپ شدن) از عوامل بسیار مهم در ایجاد روابط و در معرض توجه قرارگرفتن است. توماس[10] (2001) و آنجلا و بلیر[11] (2010) معتقدند وضعیت آراستۀ ظاهری در موفقیت جوانان در برقراری ارتباط با دیگران به‌ویژه جنس مخالف تأثیر مثبت دارد. نتایج پژوهش نشان دادند جوانان به اندام‌ها و وضعیت ظاهری بدن و تناسب ‌اندام‌ها توجه ویژه‌ای دارند؛ زیرا از وضعیت موجود بدن خود ناراضی‌اند. این یافته با نتایج پژوهش‌های برسنوف[12] (2006) و ویلیام[13] (2007) همخوانی دارد که معتقدند دختران و پسران جوان ارزیابی شخصیت درونی افراد را ابتدا در وضعیت ظاهری آنها جستجو می‌کنند. براساس نظر پاسخگویان عواملی چون پذیرش اجتماعی و گروه همسالان بر گرایش افراد به دستکاری و مدیریت بدن به‌گونه‌ای که خود می‌خواهند، تأثیر دارد؛ پس لازم است با ارتقای سطح شناخت، آگاهی و بینش جامعه و به‌ویژه جوانان این موضوع را نهادینه کرد که ارزش هر فرد علاوه بر جنبه‌های ظاهری بدن و تناسب ‌اندام و قدرت جسمانی، در وقار، متانت و شیوه‌های رفتار و منش او در برقراری ارتباط با دیگران است؛ بنابراین، تقلیل وجوه مختلف شخصیت افراد تنها به‌دلیل زیبایی ظاهری ارزش مطلق محسوب نمی‌شود. نتایج نشان دادند نارضایتی از بدن بین جوانان به‌منزلۀ عاملی اثرگذار در گرایش آنان به مدیریت بدن و دستکاری آن به‌ویژه عضلات برخی اندام‌ها مانند بازوها و سینه‌هاست. اگرچه نتایج برخی پژوهش‌ها نشان ‌می‌دهند وضعیت ظاهری مانند اندازۀ قد و قامت و فرم عضلات بدن به میزان بسیار زیادی به وراثت بستگی دارد و دستکاری آن به‌صورت مقطعی نتایج زیانباری برای فرد به‌همراه دارد، میانگین مجموعه گویه‌های مرتبط با بعد پذیرش گروه‌های مرجع و نارضایتی از بدن برابر 86 درصد است؛ به‌ عبارت ‌دیگر، 86 درصد جوانان شرکت‌کننده در این پژوهش معتقدند در صورت مدیریت بر بدن، دستکاری برخی از اعضای بدن ( عضلات بازوها، سینه‌ها و سرشانه‌ها و ران‌ها) و خوش‌تیپ کردن خود مطابق با بدن برخی از قهرمانان زیبایی‌ اندام یا هنرپیشگانی که چهره‌شان را در رسانه‌ها و ماهواره‌ها تبلیغ می‌کنند (به‌‌منزلۀ گروه مرجع)، بین افراد جامعه بیشتر به آنها احترام گذاشته می‌شود و بین همسالان محبوب‌تر و در روابط اجتماعی موفق‌تر می‌شوند. با در نظر داشتن اصول اساسی مکتب مبادله می‌توان گفت پاداش حاصل از انجام‌دادن یا انجام‌ندادن کنش‌های افراد، یک وجه اشتراک کلی دارد که از آن به‌‌منزلۀ تأیید اجتماعی یاد می‌شود که در قالب‌های گوناگونی همچون احترام و منزلت و سایر مزایا متجلی می‌شود؛ بنابراین، افراد رفتاری را انجام می‌دهند که متضمن حداقل مجازات و حداکثر پاداش باشد. این اصل به‌راحتی با مدیریت بدن به‌‌منزلۀ یک کنش اجتماعی انطباق‌پذیر است. نتایج پژوهش نشان دادند از دیدگاه پاسخگویان دربارۀ مؤلفۀ فرهنگ عمومی بین جوانان، میانگین مجموعه گویه‌های مرتبط با فرهنگ عمومی بین جوانان برابر 74 درصد است. بیش از هفتاد درصد جوانان شرکت‌کننده در این پژوهش معتقدند توجه به زیبایی بدن و عضلانی‌بودن و داشتن تناسب ‌اندام، به‌منزلۀ یک اصل و فرهنگ بین افراد جامعه به‌ویژه جوانان پذیرفته ‌شده است. جوانان چاق با بدنی نامتناسب و ناموزون در جامعه و در جلو دوستان از وضعیت اندام‌های خود خجالت می‌کشند و در برخی مواقع به آنها طعنه زده می‌شود یا تمسخر می‌شوند؛ بنابراین، دوست دارند آنان نیز اندام کشیده، متناسب و قوی داشته باشند. بسیاری از پژوهشگران علوم رفتاری با چنین یافته‌ای موافق‌اند و گزارش کرده‌اند که یکی از عوامل مؤثر در گرایش جوانان برای مدیریت و دستکاری بدن، فرهنگ عمومی بین جوانان است (آقایاری، 1382؛ نادریان‌جهرمی، 1390؛ Bass, 2002; Michael et al., 2010)؛ اما در عمل مشاهده می‌شود موضوع بسیار مهم آمادگی جسمانی و تناسب ‌اندام که اصلی اساسی و بسیار باارزش در حوزۀ برنامه‌های ورزشی و اوقات فراغت همۀ اقشار مختلف جامعه به‌ویژه جوانانی است که در باشگاه‌های ورزشی به آمادگی جسمانی و تناسب اندام ‌می‌پردازند، به انحراف کشیده شده و متأسفانه بین بسیاری از جوانان به پدیدۀ بزرگ‌نمایی برخی اندام‌ها (مانند سینه و بازوان و ران‌ها) تبدیل شده است که با شاخص‌ها و معیارهای تناسب ‌اندام و اصول و مبانی و فلسفۀ تربیت ‌بدنی و ورزش مغایرت دارد. در این راستا پیشنهاد ‌می‌شود مدیران و مسئولان ورزشی به‌ویژه ورزش‌های تفریحی برنامه‌ریزی شده در اوقات فراغت، با برگزاری دوره‌های توجیهی برای مربیان و مدیران باشگاه‌های ورزشی در تربیت ‌بدنی وزارت آموزش ‌و پرورش، فدراسیون‌های ورزشی و واحدهای تابع آن مانند هیئت‌های ورزشی، دانشگاه‌ها و باشگاه‌های ورزشی خصوصی، فلسفه و اصول آمادگی جسمانی و فعالیت‌های ورزش‌‌های تفریحی را تبیین کنند و با تدوین قوانین و مقررات و آیین‌نامه‌های موردنیاز و متناسب با شرایط و تحولات جامعه برای مراکز بدنسازی، باشگاه‌های ورزشی، تبیین منشور اخلاقی در رشتۀ ورزشی بدنسازی و پرورش اندام، شیوه‌های نظارتی قانونمند و اقدامات مؤثر در این زمینه را انجام دهند. همچنین در رسانه‌های گروهی و به‌ویژه تلویزیون آثار و عواقب منفی خودآرایی و خودنمایی جوانان را تشریح کنند.



[1]Laura et al.

[2] Crossley

[3] Gimlin

[4]Fitzsimmons & Bardone-Cone

[5]Bourdieu

[6] Gaffman

[7] Robert & Baron

[8]Leon et al.

[9]Krejcie & Morgan

[10]Thomas

[11]Angela & Blair

[12]Brssenoff

[13]William

آقایاری، س. (1382). بررسی گرایش زنان به جراحی پلاستیک، پایان‌نامۀ کارشناسی دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

ابراهیمی، ق. و بهنویی‌گدنه، ع. (1389). «سرمایۀ فرهنگی، مدیریت ظاهر و جوانان؛ مطالعۀ دختران و پسران شهر بابلسر»، زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)، د 8، ش 3، ص 176-153.

ادیبی، ح. و انصاری، ع. (1383). نظریه‌های جامعهشناسی، تهران: دانژه.

ادیبی‌سده، م. و جلالی‌آکردی، هـ. (1392). «مدیریت بدن و هویت اجتماعی؛ مورد مطالعه: جوانان دختر و پسر شهر ساری»، مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، د 3، ش 9، ص 22-9.

افراسیابی، ح. و خرم‌پور، ی. (1394). «فرانوگرایی فرهنگی و رابطۀ آن با جهان‌گرایی در بین جوانان شهر یزد»، تحقیقات فرهنگی ایران، د 8، ش 2، ص 215-189.

اینانلو، م. (1395). برساخت بدن؛ جامعه‌شناسی سبک‌های مدیریت بدن جوانان، تهران: جامعه‌شناسان.

بابایی‌فرد، الف.؛ منصوریان‌راوندی، ف. و ذوالفقاری، ن. (1395). «عوامل اجتماعی - فرهنگی مؤثر در مدیریت بدن در میان زنان شهر کاشان»، مطالعات راهبردی زنان (کتاب زنان)، د 18، ش 71، ص 83-59.

بستان‌نجفی، ح.؛ بختیاری، م. و شرف‌الدین، ح. (1385). اسلام و جامعه‌شناسی خانواده، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه‏.

پرستش، ش.؛ بهنوئی، ع. و محمودی، ک. (1387). «بررسی جامعه‌شناختی مدیریت ظاهر و هویت فردی در بین جوانان؛ مطالعۀ موردی: شهر بابلسر»، مجلۀ علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، د 5، ش 2، ص 49-19.

جلالی‌آکردی، هـ. (1389). بررسی رابطۀ بین مدیریت بدن و هویت اجتماعی جوانان؛ مطالعۀ موردی: شهر ساری، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد، دانشگاه اصفهان.

حسینی‌انجدانی، م.؛ درویزه، ز.؛ خسروی، ز. و پورشهریاری، م. (1388). «نقش رسانه‌ها در رشد هویت ملی نوجوانان شهر تهران»، پژوهش‌های ارتباطی، د 16، ش 2، ص 64-39.

حسینی‌پاکدهی، ع. و مرادیان، ی. (1395). «تأثیر تبلیغات بازرگانی بر نگرش به مدیریت بدن؛ مورد مطالعه: شهروندان بالای 18 سال کرمانشاه»، مطالعات میان فرهنگی، د 11، ش 29، ص 142-113.

ذکائی، م. (1381). «خرده‌فرهنگ، سبک زندگی و هویت»، فصلنامۀ رشد آموزش علوم اجتماعی، ش 21 و 20، ص 20-27.

ذکائی، م. (1386). «جوانان، بدن و فرهنگ تناسب»، فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی، س 1، ش 1، ص 141-117.

ذکائی، م. (1387). جامعهشناسی جوانان، تهران: آگه.

رامین‎مهر، ح. و چارستاد، پ. (1394). روش تحقیق کمی با کاربرد مدلسازی معادلات ساختاری (نرمافزار لیزرل)، تهران: ترمه.

ریاحی، م. (1390). «بررسی تفاوت‌های جنسیتی در میزان رضایتمندی از تصور از بدن»، فصلنامۀ زن در توسعه و سیاست، د3، ش9، ص 50-33.

سروقد، س.؛ رضایی، آ. و معصومی، ف. (1389). «رابطۀ بین سبک‌های تفکر با خودکارآمدی جوانان دختر و پسر پیش‌دانشگاهی شیراز»، زن و جامعه (جامعه‌شناسی زنان)، د 1، ش 4، ص 156-135.

صادقی‌فسایی، س.؛ فاضل، ر. و رضایی، ح. (1396). «مطالعۀ جامعه‌شناختی رابطۀ میان مدیریت بدن و سرمایۀ جنسی زنان؛ مورد مطالعه: زنان متولد دهة 60 شهر همدان»، مطالعات اجتماعی - روان‌شناختی زنان، ش 52، ص 101-144.

قبادی، ح.؛ کلدی، ع. و مهدوی، م. (1396). «بررسی عوامل مؤثر بر گرایش به جراحی‌های زیبایی و مدیریت بدن در بین زنان شهر ایلام در سال 1395»، مجلۀ دانشگاه علوم پزشکی ایلام، د 25، ش 3، ص 56-44.

کوهی، ک. (1390). تبیین جامعهشناختی مدیریت بدن در میان زنان شهر تبریز، پایان‌نامۀ دکتری، دانشگاه اصفهان.

موحد، م. و حسینی، م. (1391). «مطالعۀ عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با مدیریت چهره در میان دختران جوان»، زن و جامعه (جامعه‌شناسی زنان)، د 3، ش 2، ص 37-17.

نادریان‌جهرمی، م. (1390). اخلاق در ورزش، تهران: پژوهشگاه تربیت‌ بدنی.

نادریان‌جهرمی، م. (1395). مبانی جامعه‌شناسی در ورزش، تهران: بامداد کتاب.

یارمحمدیان الف. و شرفی‌‌راد، ح. (1390). «تحلیل رابطۀ بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی در نوجوانان»، جامعه‌شناسی کاربردی (مجلۀ پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان)، د 22، ش 4، ص 50-35.

Angela, F. & Blair, T. (2010) ”Effect of Exposure to Media Images on Perceptual Body Image Distortion and Affective Dissatisfaction.” (retrieved on psych.hanover. edu/department/ youngst/IS/ Terrell %20&%20.)

Bass, B. (2002) “Individual Capability, Team Performance and Team Productivity: Chapter 6.” Human Performance and Productivity, 1, 2, 3: 178-249.

Berger, E. & Reilly, N. (2008) “Determinants of Sport Participation among Canadian Adolescents.” Sport Management Review, 11: 277-307.

Berlant, A. R. (2006) “Building Character or Characters what the Research Says about Sport Participation and Moral Development.” Research Quarterly for Exercise and Sport (Supplement): A-95.

Bourdieu, P. (2014). Difference:Social Critique of Chimerical Judgment, Translated by: Hassan Chavoushian, Tehran: sales publication.

Brssenoff, G.R. (2006) “Can the Media Affects Us? Social Comparision, Self Discrepancy and the thin Ideal Psychology.” Psychology of Women Quarterly 24 (3): 285-290.

Casttell, R. B. (1998) Personality and Motivation, Structure and Measurement. Yonkers-on Hudson, NY: World Book.

Crossley, N. (2005). “Mapping Reflexive Body Techniques: On Body Modification and Maintenance.” Body & Society, 11: 1-35.

Dares, E. (2001). Duping in Elite Sport, The Politics of Drugs in the Olympic Movement, U.S.A.: Humankinetics.

Fitzsimmons, E. & Bardone-Cone, M. A. (2011) “Downward Spirals of Body Surveillance and Weight/Shape Concern among African American and Caucasian College Women.” Body Image, 8: 216–223.

Gaffman, O. (2005) Stigma Hot, Translated by: Massoud kianpour, Tehran: Center.

Giddens, A. (2008). Individuation and Detachment, Society and Personal Identity in the New Age, Translated by: Nasser Mofaghian, Tehran: Ney Publishing.

Gill, D.Gross, J. B. & Huddleston, S. (2003) “Participation Motives in Youth Sports.” International Journal of sport Psychology, 14: 1-14.

Gimlin, D. (2006) “The Absent Body Project: Cosmetic Surgery as Response to Bodily Dys-Appearance.” Sociology, 40 (4): 699-716.

Krejcie, R. V. & Morgan, D. W. (1970) “Determining Sample Size for Research Activities.” Educational and Psychological Measurement, 30: 607-610.

Laura, A. Mara, S. & Risto, M. (2016) “Stop Photoshopping!: A Visual Participatory Inquiry Into Students’ Responses to a Body Curriculum.” Journal of Teaching in Physical Education, 35 (1): 54-69.

Leon, M. Ramakrishnan, M. Lizhou, L. & Hilda, M. (2017) “The Influence of Age, Sex and Body Mass Index on the Effectiveness of Brisk Walking for Obesity Management in Adults: A Systematic Review and Meta-Analysis.” Journal of Physical Activity and Health, 14 (5): 389-407.

Lopez, J. & Scott, J. (2006) Making Social Theory, Translated by: Hossein Ghazian. Tehran: Publishing Ney.

Lubroton, D. (2013) Body Sociology. Translated by: Nasser Fakouhi. Tehran: Sales.

Michael P. L. Linda, S. & Helen, H. (2010) “The Relation of Sociocultural Factors to Eating Attitudes and Behaviors among Middle School Girls.” in www. American Psychological Association.com, p: 471-490.

Morgan, A. (2005) “Evaluating Risk and Pain in Elective Cosmetic Surgery.” in: http://inter- disciplinary.net/mso/hid/hid4/morgan%20paper.pdf, 315-320.

Shilling, C. (2003) The Body and Social Theory. London: Sage Publications.

Skid Moore, W. (1996) Theories of Sociology, Theoretical Thinking in Sociology, Translated by: Hashemi Gilani, A. Moghadas, M. Moidfar, S. Ragabzadh, A. & Hazery, A. M. Tehran: Taban.

Thomas, J. C. (2001) “The Knowledge Management Puzzle: Human and Social Factors in Knowledge Management.” Journals & Magazines, 40 (4): 863-884.

William, M. (2007) Ethics in Sport. U.S.A.: Humankinetics.