Document Type : Research Paper
Authors
Yasouj University, Yasouj, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
سلامت، تنها مقولۀ زیستی نیست و ابعاد روانی و اجتماعی را نیز شامل میشود. بهعلاوه، سلامت امری شخصی نیز نیست و بهطور گسترده در ساختار جامعه ریشه دارد (Mascionis, 2017: 564). بر همین اساس، سازمان بهداشت جهانی با طرح مفهوم تعیینکنندههای اجتماعی سلامت[1]، معتقد است شرایطی که افراد در آن متولد میشوند، زندگی میکنند و پیر میشوند، بهطور گسترده بر سلامت آنان تأثیر دارد و نابرابری در آنها، موجب نابرابری در سلامت افراد میشود (Gontijo, 2010 : 20). شواهد محکمی وجود دارند که نشان میدهند تعیینکنندههای اجتماعی سلامت تأثیر شگرفی بر سلامت جسمی دارند (Wilkinson & Marmot, 2003: 23) به گمان ماشونیس (Mascionis, 2017: 565) جامعه سلامت مردم را شکل میدهد؛ زیرا این الگوهای فرهنگیاند که سلامت را تعریف میکنند و معیارهای فرهنگی سلامت طی زمان تغییر میکنند. بهعلاوه، نابرابری اجتماعی که تأثیر زیادی بر سلامت دارد، دراساس زاییدۀ جامعه است. تردیدی وجود ندارد که بیماری، ناتوانی و مرگ زودرس، همبستگی معناداری با طبقۀ اجتماعی دارد و در طبقات پایینتر جامعه شیوع بیشتری دارد (Homades & Ugalde, 2005: 83).
براساس برخی برآوردها، تقریباً نیمی از سلامت مردم به عوامل اجتماعی مانند فقر، سواد، وضعیت مسکن، شغل و میزان رعایت حقوق زنان وابسته است و نیمی دیگر از نظام سلامت، مسائل ژنتیکی و محیط زیست نشئت میگیرد (حیدری و صالحیانصالحینژاد، 1393: 8؛ فرشــتهنــژاد و همــکاران، 1389: 27؛ طالبی و واعظی، 1393).
قند خون یا دیابت، بیماری متابولیکی است که از اختـلال در ترشح انسولین یا عملکرد انسولین یا هر دو نشئت میگیرد و با بـالارفتن قند خون مشخص میشود (American Diabetes Association, 2009). این بیماری طی دو دهۀ اخیر بهسرعت در حال افزایش بوده است و هماکنون از نگرانیهای فزایندۀ مهم بهداشـت عمومی در سراسر جهان است (Whiting et al., 2011; Guariguata, 2012). علاوه بر شیوع گستردۀ دیابت که زنگ خطری برای تمام جوامع است، آنچه سبب میشود این بیماری در ردیف مهمترین مشکلات بهداشتی جهان قرار گیرد، عوارض متعدد آن است که بهدنبال آن ایجاد میشوند (Wild et al., 2004: 1049). شـیوع جهانی دیابت در سال 2010 در بزرگسـالان، معادل 285 میلیــون نفر و در سال 2012 حدود 371 میلیون نفر بود و تخمین زده میشـود تا سال 2030 بـه بیش از 552 میلیـون نفـر برسـد (Whiting et al., 2011; Guariguata, 2012). شیوع دیابت در منطقۀ خاورمیانـه نیز بهطور جالبتوجهی در حال افزایش است و برآورد میشـود میزان رشـد سـالانۀ دیابت تا سال 2030 در ایران بعد از پاکسـتان به رتبۀ دوم منطقه برسد (الفتیفر و همکاران، 1396: 70). براساس آمارهای موجود، حدود 7 میلیون نفر در ایران به بیماری دیابت مبتلا هستند (محمودی و علوی، 1394: 71).
ایـن افزایـش در میـزان شـیوع دیابت با فاکتورهای اجتماعی همچون تغییرات سبک زندگی ارتباط نزدیکی دارد (American Diabetes Association, 2013). سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز ممکن است در بروز دیابت نقش داشته باشند؛ اما پژوهشهای مستند زیادی در این حوزه انجام نشدهاند. بر این اساس و با توجه به شیوع گستردۀ قند خون در ایران بهویژه در جامعۀ شهری، سؤال اساسی پژوهش حاضر این است که آیا سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر سلامت جسمانی (ابتلا به قند خون) تأثیر دارند یا خیر.
پیشینة پژوهش
مرادی و همکاران[2] (2018) در پژوهشی با گزینش 300 نفر از مبتلایان به قند خون که به کلینیک دانشگاه علوم پزشکی ایران مراجعه کرده بودند، نشان دادند بین میزان هموگلوبین ای وان سی (HbA1C)، این بیماران با سرمایۀ اجتماعیشان ارتباط وجود دارد. نتایج و یافتههای پژوهش نشان دادند رابطۀ معناداری بین سرمایۀ اجتماعی و شاخص هموگلوبین ای وان سی بیماران وجود دارد.
کیوانآرا و همکاران[3] (2018) رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و کیفیت زندگی بیماران مراجعهکننده به مراکز دیابت در اصفهان را بررسی کردند. نتایج این پژوهش که روی 215 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شده است، نشان میدهند ارتباط معنیداری بین کیفیت زندگی و سرمایۀ اجتماعی در بیماران دیابتی وجود دارد.
هو و همکاران[4] (2015) رابطۀ سرمایۀ اجتماعی و کیفیت زندگی را بین مبتلایان به بیماری قند خون نوع 2 در چین بررسی کردند. این پژوهش که دربارۀ 436 نفر و به روش مصاحبهای انجام شد، نشان داد رابطۀ مثبت و معناداری بین سرمایۀ اجتماعی و کیفیت زندگی بین مبتلایان به قندخون وجود دارد.
ویور و همکاران[5] (2014) در پژوهشی که به روش کیفی در کانادا انجام دادند، نشان دادند آیا منابع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر قابلیتهای سلامت و خود-مدیریتی دیابت اثر میگذارند یا خیر. یافتههای این پژوهش که از ژانویۀ 2011 تا دسامبر 2012 ازطریق مصاحبههای عمیق روی 45 فرد مبتلای به دیابت در کلینیکی در شهر انتاریو انجام شد، نشان دادند منابع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بین افراد با منابع کم و متوسط، سبب تضعیف و تخریب مدیریت رژیم غذایی میشوند؛ اما بین افراد با منابع بالا، سبب تشویق و تحریک افراد به مدیریت رژیم غذایی میشوند.
عباسزاده و همکاران (1392) تأثیر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و سلامت روانی را بر مدیریت بدن بین زنان شهر تبریز بررسی کردند. نتایج نشان میدهند همبستگی بین متغیرهای سرمایۀ اجتماعی در ابعاد چهارگانه (بهجز بعد حمایت دوستان)، سرمایۀ فرهنگی و سلامت روانی با متغیر مدیریت بدن معنیدار است.
نکتۀ اساسی در پژوهشهای انجامشده در این حوزه این است که هیچ کدام از آنها بهطور مستقیم اثر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر ابتلا به قند خون را بررسی نکردهاند. بر این اساس، این پژوهش در نظر دارد بهگونهای متفاوت از پژوهشهای پیشین، با انجام آزمایشهای پزشکی روی نمونههای پژوهش و کسب اطلاعات پرسشنامهای از آنان، اثر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را بر قند خون بررسی کند.
مبانی نظری
زندگی سالمتر، محصول تعامل اجتماعی بین انتخابهای فردی و محیط اجتماعی و اقتصادی احاطهکنندة افراد است؛ بنابراین، جوامع دارای سرمایة اجتماعی، سطح سلامت اجتماعی بالاتری خواهند داشت (امینیرارانی و همکاران، 1390: 214). بیشتر مطالعات مربوط به سرمایة اجتماعی و سلامت، با کار امیل دورکیم (1897) مرتبطاند. او نشان داد همبستگی اجتماعی بهطور معکوسی با خودکشی ارتباط دارد. بحث محوری دورکیم در این مطالعه این است که نیروی تعیینکنندة خودکشی، روانشناختی نیست؛ بلکه نیرویی اجتماعی است. او نتیجه میگیرد که به هر اندازه، همبستگی اجتماعی سست و ارتباط و تعلق سنتی فرد به گروه کاسته شود، او آمادگی بیشتری برای پایاندادن به زندگی خود پیدا میکند. از آن زمان به بعد، به ارتباط بین سرمایة اجتماعی با سلامت جسمی (Almedom, 2005; Nyqvist, 2005; Ishham et al., 2006) در دو سطح فردی (Rose, 2000; Hayyppa & Maki, 2001) و اجتماعی (Putnam, 2000; Kawachi et al., 1999 a; 1999 b; Wilkinson, 1996) توجه شده است. پاتنام (2000: 37) معتقد است سرمایۀ اجتماعی و سلامتی به چهار دلیل با هم ارتباط دارند: 1- شبکههای اجتماعی بهگونهای کمکهای مادی را در اختیار افراد قرار میدهند که سبب کاهش اضطراب میشوند. 2- شبکهها، معیارهای سلامتی و بهداشت را تقویت میکنند. 3- شبکهها خدمات بهداشتی مناسبتری را تقاضا میکنند. 4- تکامل و فعالیت اجتماعی سبب فعالتر شدن سیستم دفاعی بدن میشود. فرض بر این است که فضاهای اجتماعیِ دارای برخی از انواع مشارکت و اعتماد، بهواسطۀ حمایت اجتماعی، افزایش آگاهی و حساسیت، بهداشت مناسب را ایجاد یا تسهیل میکنند؛ درواقع، سرمایۀ اجتماعی با تأمین حمایت اجتماعی و عزت نفس و احترام متقابل، سلامتی افراد را تقویت میکند (Kawachi & Berkman, 2000). پیوندهای بینگروهی و فراگروهی سرمایة اجتماعی آوندی و همآوندی، ممکن است شانس داشتن ارتباطات صحیح برای اهداف متنوع را افزایش دهند؛ بنابراین، امکان دسترسی به اطلاعات و منابع جدید را فراهم کنند و توانایی حل مشکلات گوناگون بهوسیلۀ مردم را افزایش دهند (Ferlander, 2007: 123). اجتماعات تشکیلشده از انواع و اقسام شبکههای اجتماعی و انجمنهای مدنی، در رویارویی با فقر و ضعف اجتماعی در موقعیت بهتری قرار دارند (Moser, 1996; Narayan, 2000; Jordan, 2008)، دعواها را حل میکنند (Ashutosh, 2000: 182) و از فرصتهای تازه بهره میگیرند (Ishham, 1999). بر این اساس، میتوان چنین فرض کرد که با ارتقای سرمایۀ اجتماعی، سلامت جسمانی نیز ارتقا مییابد.
بوردیو[6] (1977) برای تحلیل چگونگی تعامل فرهنگ و تحصیلات و سهم آنها در بازتولید اجتماعی، مفهوم سرمایۀ فرهنگی را مطرح کرد. او در بررسی موفقیت تحصیلی دانشجویان، متوجه شد که عادتوارههای فرهنگی و خصلتهای به ارث رسیده از خانواده، بیشتر از عوامل اقتصادی بر موفقیت تأثیر میگذارند. به گمان بوردیو (1986: 247) سرمایۀ فرهنگی به سه شکل تجسمیافته (که بیانکنندۀ تواناییهای بالقوه است مانند مهارت زبانی، دانش فرهنگی و قدرت حافظه که انتقالپذیر نیستند)، عینی (که در تملک اختصاصی افراد قرار دارد مانند کتابها، تابلوهای نقاشی، آلات موسیقی و ... که به دیگران انتقالپذیرند) و نهادینهشده (مانند مدارک و مدارج تحصیلی و حرفهای که همچون سرمایۀ فرهنگی تجسمیافته، به دیگران انتقالپذیر نیست) وجود دارد. ازنظر او دانشجویانی که سطوح بالاتری از سرمایۀ فرهنگی را دارند، ضمن داشتن توان شناختی بالاتر، قادرند ارتباطات مؤثرتری با معلمان بهمنزلۀ ارزیابیکنندگان اصلی نظامهای آموزشی برقرار کنند و درنتیجه، موفقیت تحصیلی بیشتری به دست آورند (Ritzer & Ryan, 2011: 20 ). اگرچه بوردیو دربارۀ بهداشت و جامعهشناسی پزشکی مطلبی را منتشر نکرده است (Cockerham, 2013: 108)، ایدۀ سرمایۀ فرهنگی و بهویژه اینکه این سرمایه سبب ایجاد توان شناختی بالاتر میشود، بهطور فزایندهای در پژوهشهای مرتبط با سلامت به کار میرود (Abel & Frohlich, 2012; Christensen, 2011; Cockerham, 2005, 2010). سازوکار رابطۀ سرمایۀ فرهنگی و سلامت جسمی بهطور عام و مبتلاشدن یا نشدن به قند خون به این صورت است که افراد دارای سرمایۀ فرهنگی، مجموعهای از دانش و مهارتهای شناختی را دارند که در شکل کالاها و ابزارهای فرهنگی نمایان میشوند (شارعپور و خوشفر، 1381: 139) و سبب میشوند از رفتارهای پرخطر برای سلامت بپرهیزند؛ زیرا دانش و مهارتهای شناختی برآمده از سرمایۀ فرهنگی به فرد امکان تشخیص این را میدهد که رعایتنکردن فاکتورهای مهم در سلامت، درنهایت، دامان همه و ازجمله خود او را خواهد گرفت. با این تفاصیل، میتوان فرض کرد با ارتقای سرمایۀ فرهنگی، سلامت جسمانی نیز ارتقا یابد.
نابرابری اجتماعی از ویژگیهای اساسی جوامع انسانی است. افراد و گروهها برحسب دسترسی نابرابرشان به منابع کمیاب جامعه، در قالب قشرهای اجتماعی رتبهبندی میشوند (Shepard & Greene, 2002: 242). جامعهشناسان با طرح مفهوم پایگاه اقتصادی - اجتماعی، ملاکهای اصلی رتبهبندی مردم از بالا تا پایین را تحصیلات، شغل و درآمد میدانند (Brinkerhof et al., 2011: 155)؛ در حالی که تحصیلات و شغل شاخصهای اجتماعیاند، درآمد شاخصی اقتصادی محسوب میشود. درآمد، پول ناشی از شغل یا سرمایهگذاری است (Mascionis, 2017: 669) که بهطور طبیعی به فرد اجازه میدهد نیازهای اساسیاش همچون غذا، لباس، مسکن و ... را تأمین و سرمایۀ اقتصادی فرد را مشخص کند. سرمایۀ اقتصادی پیوند نزدیکی با امید به زندگی (Lichter & Crowley, 2002)، جایگاه فرد (Anderson & Taylor, 2012)، فعالیت سیاسی (Kendal, 2011)، ازدواج و رفتارهای جنسی (Kimmel & Aronson, 2012)، بهرۀ هوشی (Capron & Duyme, 1989)، اوقات فراغت (Burdge, 1969)، کالاهای مصرفی (Martineao, 1958) و پیشرفت تحصیلی (Niles, 1981) و تأثیر انکارناپذیری بر سلامت دارد (Marmot, 2004; Wilkinson, 2005). در تبیین اینکه چگونه سرمایۀ اقتصادی بر سلامت تأثیر میگذارد، میتوان به سازوکار مادی، شیوههای روانی - اجتماعی و روشهای رفتاری اشاره کرد. در قالب سازوکار مادی، سرمایۀ اقتصادی به فرد امکان برآوردهکردن نیازهای ضروری خود را میدهد. بهطور طبیعی هرچه فرد غذا و مسکن مناسبتری (به دور از آلودگی و سر و صدا) داشته باشد، سلامت جسمانی بیشتری خواهد داشت. در چارچوب شیوههای روانی - اجتماعی، فرض بر این است که سرمایۀ اقتصادی به فرد امکان میدهد بهتر از عهدۀ مشکلاتش برآید، استرس کمتری داشته باشد و با مقایسۀ خود با دیگران، احساس مطلوبی پیدا کند که همۀ این موارد بر سلامت تأثیر مستقیم میگذارند. درنهایت، در قالب روشهای رفتاری، برخورداری از سرمایۀ اقتصادی این امکان را به فرد میدهد که دسترسی بیشتری به خدمات بهداشت و درمان داشته باشد و برخی رفتارهای مرتبط به سلامت مانند رژیمهای غذایی، ورزش و ... را بیشتر انجام دهد. با این تفاصیل، میتوان انتظار داشت با افزایش سرمایۀ اقتصادی، سلامت جسمانی نیز ارتقا یابد.
سؤالهای پژوهش
- آیا بین سرمایۀ اجتماعی و سلامت جسمانی (ابتلا به قند خون) رابطه وجود دارد؟
- آیا بین سرمایۀ فرهنگی و سلامت جسمانی (ابتلا به قند خون) رابطه وجود دارد؟
- آیا بین سرمایۀ اقتصادی و سلامت جسمانی (ابتلا به قند خون) رابطه وجود دارد؟
روش پژوهش
این پژوهش در چارچوب رویکرد کمی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعۀ آماری آن، شهروندان 60-40 سالۀ شهر تبریزند که براساس مستندات، جمعیت آنان بالغ بر 540336 نفر است (مرکز آمار ایران، 1396). اندازۀ نمونه براساس فرمول کوکران (1977) در سطح اطمینان 95 درصد و فرض اطلاعنداشتن از توزیع صفتهای ابتلا به قند خون=p و مبتلانشدن به قند خون= q، برابر با 385 نفر است که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای در مناطق 10گانۀ شهر تبریز انتخاب شدند. مراحل انجام نمونهگیری به این صورت بود که ابتدا مناطق 10گانۀ شهر تبریز روی نقشه مشخص شدند. در گام دوم، در هر منطقه 4 محله مشخص شدند (در کل 40 محله). در گام سوم روی نقشۀ مندرجشدۀ هر محله، دو عدد روی محور مختصات X و Y تعیین و محل تقاطع آنها برای نقطۀ نمونهگیری تعیین شد. در گام چهارم، با انتخاب تصادفی یکی از جهتهای جغرافیایی (شرق=1، غرب=2، شمال=3، جنوب=4) در مسیر انتخابشده حرکت و در هر محله به اولین خانه از 12 خانه مراجعه و با توضیح اهداف پژوهش، دعوتنامهای به آنها تقدیم و از آنها خواسته شد در بازۀ زمانی یکماهه، برای انجام آزمایش خون رایگان به آزمایشگاه جهاد دانشگاهی تبریز مراجعه کنند. در این مرحله، در کل به 480 نفر مراجعه شد و در مجموع، در بازۀ زمانی یکماهۀ مدنظر پژوهشگران، افراد مراجعهکننده آزمایش شدند و همکاران پژوهشگر که در تمام دورۀ یکماهۀ جمعآوری اطلاعات در آزمایشگاه مستقر بودند، اطلاعات موردنیاز را از آنها جمعآوری کردند. این فرایند تا رسیدن نمونۀ پژوهش به عدد 385 ادامه یافت. همۀ مواردی که بعد از دورۀ یکماهه به آزمایشگاه مراجعه کردند، بهصورت رایگان آزمایش شدند؛ اما جمعآوری اطلاعات از آنان صورت نگرفت. در همۀ موارد، هنگام جمعآوری اطلاعات پرسشنامه، شمارۀ نوبت مراجعه به آزمایشگاه روی پرسشنامهها درج میشدند و پاسخگویان در جریان قرار میگرفتند که علاوه بر نتایج کلی آزمایش که به خود آنها تحویل داده میشود، نسخۀ دیگری از آزمایش که تنها مشتمل بر نتایج قند خون بیماران است، در اختیار پژوهشگر قرار میگیرد و هیچ یک از پاسخگویان نسبت به این امر اعتراضی نداشتند و با رضایت خاطر آن را پذیرفتند.
در این پژوهش اثر سه متغیر سرمایۀ اجتماعی، سرمایۀ فرهنگی و سرمایۀ اقتصادی بر قند خون افراد بررسی شده است که تعریف مفهومی و عملیاتی هر یک از آنها به شرح زیر است: سرمایۀ اجتماعی در پژوهش حاضر عبارت است از حاصل جمع منابع واقعی یا بالقوهای که از شبکۀ بادوام از روابط کمابیش نهادینهشدۀ آشنایی و شناخت متقابل یا عضوشدن در یک گروه به دست میآید؛ شبکهای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایۀ جمعی برخوردار و آنان را مستحق اعتبار میکند (ابوالحسنتنهایی و حضرتی، 1388: 44). به تمام عواید و منابعی که مجموعۀ افراد بهدلیل موقعیت اجتماعی و عضوشدن و ارتباط تنگاتنگ خود با شبکهها، نهادها و سازمانهای مختلف به دست میآورند، سرمایۀ اجتماعی اطلاق میشود. برای سنجش سرمایۀ اجتماعی، از پرسشنامۀ سرمایۀ اجتماعی اونیکس و بولن (2000) استفاده شده است که مشتمل بر هفت بعد ارزش زندگی، عاملیت اجتماعی، احساس امنیت و اعتماد، مشارکت در جامعه، تعاملات با اطرافیان، تحمل تنوع و روابط کاری است. این پرسشنامه 34 گویه دارد که در سطح ترتیبی 5گزینهای (از خیلی زیاد 5 تا خیلی کم 1) سنجیده شده و دامنۀ آن از 34 تا 170 است. باقرییزدی (1390) و رجبیگیلان و همکاران (1392) از این پرسشنامه استفاده و ویژگیهای روانسنجی آن در شرایط جامعۀ ایران را بررسی کردند. برای تعیین پایایی آن، از همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برابر با 875/0 است. سرمایۀ فرهنگی در پژوهش حاضر به داراییهای مجسمکننده و ذخیرهکننده یا تأمینکنندۀ ارزشهای فرهنگی اطلاق میشود؛ به عبارت دیگر، این سرمایه شامل انباشت ارزشها و نمودهای فرهنگی و هنری باارزش، صلاحیتهای تحصیلی و آموزش رسمی و تمایلات و عادات دیرینی است که در فرایند جامعهپذیری و فرهنگپذیری حاصل میشوند (غفاری، 1387: 14). برای سنجش سرمایۀ فرهنگی از پرسشنامۀ پژوهشگرساخته استفاده شد که مشتمل بر سه بعد نهادی، تجسمی و عینی است. این پرسشنامه 15 گویه دارد که در سطح سنجش اسمی دوگزینهای (بلی=1 و خیر=0) سنجیده شده و دامنۀ نمرات آن از 0 تا 15 است. با توجه به گویههای این پرسشنامه که بهطور عمده بر سنجش واقعیت عینی مبتنی بودهاند، برای تعیین اعتبار آن از اعتبار محتوا و نظرهای داوران و برای تعیین پایایی آن از همبستگی درونی به روش کودر-ریچاردسون استفاده شد که مقدار آن برابر با 766/0 بود. سرمایۀ اقتصادی در پژوهش حاضر عبارت است از داراییهای مادی، مالی و بهطور کلی انواع منابع مالی که در قالب مالکیت جلوۀ نهادی پیدا میکنند. منابع اقتصادی به مجموعهای ازسرمایههای ریالی و غیرریالی مانند ملک، زمین و ... اطلاق میشود. مالکیت از آن شخصی حقیقی است که نظارت و کنترل و حق هرگونه اعمال تصمیم بر آنها را دارد (علیرضانژاد و همکاران، 1393: 168). برای سنجش عملیاتی سرمایۀ اقتصادی از پرسشنامۀ پژوهشگرساخته مشتمل بر 10 گویه استفاده شد که در سطح اسمی دوگزینهای (بلی=1 و خیر=0) تنظیم شده و دامنۀ نمرات آن از 0 تا 10 است. نظر به اینکه گویههای این پرسشنامه نیز بر سنجش واقعیت عینی مبتنیاند، از اعتبار محتوا برای سنجش اعتبار و از ضریب کودر-ریچاردسون برای تعیین پایایی آن استفاده شد که مقدار آن 780/0 است. قند خون در پژوهش حاضر عبارت از اندازۀ گلوکز موجود در خون انسان است (آقامحمدیخیاوی و همکاران، 1390: 354). برای سنجش قند خون بهمنزلۀ متغیر وابستۀ پژوهش، از نتایج آزمایش قند خون استفاده شد که آزمایشگاه آنها را اندازهگیری کرده است[7]. بر این اساس، نتایج آزمایش قند خون افراد برحسب سن آنها تفسیر و افراد در دو گروه قند خون طبیعی و قند خون غیرطبیعی دستهبندی شدند.
یافتههای پژوهش
ویژگیهای جمعیتشناختی پاسخگویان در جدول 1 آورده شده است. تفکیک این ویژگیها بیان میکند بخش زیادی از پاسخگویان بهلحاظ جنسیت، زن بهلحاظ وضعیت تأهل، متأهل و بهلحاظ قومیت، ترک بودهاند. همچنین بهلحاظ وضعیت تحصیلات، دیپلم و ازنظر سنی، میانگین سنی 51 سال داشتهاند.
جدول 1- ویژگیهای جمعیتشناختی پاسخگویان
|
|
مقولهها |
فراوانی |
درصد |
|
جنسیت |
مرد |
190 |
4/49 |
|
زن |
195 |
6/50 |
|
|
وضعیت تأهل |
متأهل |
367 |
3/95 |
|
مجرد |
18 |
7/4 |
|
|
قومیت
|
ترک |
378 |
2/98 |
|
فارس |
7 |
8/1 |
|
|
تحصیلات |
بیسواد |
57 |
8/14 |
|
ابتدایی |
77 |
0/20 |
|
|
راهنمایی |
70 |
2/18 |
|
|
دیپلم |
99 |
7/25 |
|
|
کاردانی |
21 |
5/5 |
|
|
کارشناسی |
40 |
4/10 |
|
|
کارشناسیارشد |
13 |
4/3 |
|
|
دکتری |
8 |
0/2 |
|
|
قند خون |
طبیعی |
327 |
9/84 |
|
غیرطبیعی |
58 |
1/15 |
جدول 2- آمارهای توصیفی سرمایهها و ابعاد آن بین شهروندان دارای قند خون طبیعی و غیرطبیعی
|
متغییرهای مستقل و ابعاد آنها |
میانگین |
مینیمم |
ماکسیمم |
انحراف معیار |
دامنۀ تغییرات |
|
|
سرمایۀ اجتماعی |
ارزش زندگی |
03/15 |
8 |
25 |
92/2 |
17 |
|
عاملیت اجتماعی |
75/13 |
6 |
38 |
76/4 |
32 |
|
|
احساس امنیت و اعتماد |
02/18 |
8 |
32 |
25/3 |
24 |
|
|
مشارکت در جامعه |
68/14 |
5 |
40 |
96/3 |
35 |
|
|
تعاملات با اطرافیان |
18/18 |
5 |
35 |
66/3 |
30 |
|
|
تحمل تنوع |
98/8 |
3 |
16 |
80/2 |
13 |
|
|
روابط کاری |
29/6 |
2 |
18 |
06/2 |
16 |
|
|
کل |
92/96 |
51 |
149 |
71/15 |
98 |
|
|
سرمایۀ فرهنگی |
بعد عینی |
67/6 |
5 |
23 |
82/1 |
18 |
|
بعد نهادی |
05/7 |
5 |
16 |
48/1 |
11 |
|
|
بعد تجسمی |
19/8 |
5 |
23 |
55/1 |
18 |
|
|
کل |
91/21 |
15 |
46 |
66/3 |
31 |
|
|
سرمایۀ اقتصادی |
06/12 |
10 |
20 |
10/2 |
10 |
|
اطلاعات توصیفی متغیرهای مستقل (سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) و ابعاد آنها بهتفصیل در جدول 2 مشاهده میشود.
تفاوت میانگین سرمایهها در گروه قند خون طبیعی و غیرطبیعی
برای آزمون تفاوت میانگین سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در شهروندان دارای قند خون طبیعی و غیرطبیعی از آزمون تی مستقل استفاده شد که نتایج آن در جدول 3 مشاهده میشوند.
جدول 3- تفاوت میانگین سرمایهها در شهروندان دارای قند خون طبیعی و غیرطبیعی
|
|
قند خون طبیعی |
قند خون غیرطبیعی |
t |
df |
Sig |
|
تعداد= 327 |
تعداد= 58 |
||||
|
سرمایۀ اجتماعی |
26/99 |
72/83 |
41/7 |
383 |
012/0 |
|
سرمایۀ فرهنگی |
30/22 |
74/19 |
06/5 |
383 |
228/0 |
|
سرمایۀ اقتصادی |
27/12 |
90/10 |
72/4 |
383 |
000/0 |
براساس دادههای جدول 3 سرمایههای اجتماعی و اقتصادی با داشتن قند خون طبیعی بین شهروندان تبریزی تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان میدهند؛ اما دربارۀ سرمایۀ فرهنگی این تفاوت مشاهده نمیشود. به عبارتی، افراد دارای سرمایۀ اجتماعی و اقتصادی بالاتر نسبت به افراد با میانگین پایینتر، قند خون طبیعی دارند؛ اما در سرمایۀ فرهنگی این تفاوت مشاهده نمیشود.
پیشبینی عضوشدن در گروه قند خون طبیعی براساس سرمایهها
برای پیشبینی نسبتهای شانس عضوشدن افراد در گروه قند خون طبیعی برحسب سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از آزمون رگرسیون لجستیک استفاده شده است. براساس دادههای جدول 4 متغیر سرمایۀ اجتماعی (000/0 =, Sig 7/23=wald)، سرمایۀ فرهنگی (024/0=, Sig 1/5=wald) و سرمایۀ اقتصادی (029/0=, Sig 8/4=wald) رابطۀ معناداری با طبیعیبودن قند خون شهروندان تبریزی دارند؛ بهگونهای که بهازای یک واحد افزایش در سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، طبیعیبودن قند خون به ترتیب 075/1، 156/1، 336/1 برابر میشود. در مجموع، متغیرهای سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی براساس شاخصهای کاکس و اسنل و نگلکرک، قادرند به ترتیب 172/0 و 301/0 از تغییرات طبیعیبودن قند خون شهروندان تبریزی را تبیین کنند. بهعلاوه براساس دادههای جدول 5 حساسیت الگو در تشخیص افراد دارای قند خون طبیعی، 8/98%، در تشخیص افراد دارای قند خون غیرطبیعی، 8/13% و در مجموع 86% است.
جدول 4- تحلیل رگرسیون لجستیک طبیعیبودن قند خون براساس سرمایهها
|
|
B |
S.E |
Wald |
Df |
Sig |
Exp(B) |
|
سرمایۀ اجتماعی |
072/0 |
015/0 |
773/23 |
1 |
000/0 |
075/1 |
|
سرمایۀ فرهنگی |
145/0 |
064/0 |
131/5 |
1 |
024/0 |
156/1 |
|
سرمایۀ اقتصادی |
289/0 |
132/0 |
791/4 |
1 |
029/0 |
336/1 |
|
مقدار ثابت |
139/11- |
004/2 |
891/30 |
1 |
000/0 |
000/0 |
جدول 5- الگوی رگرسیون لجستیک در تشخیص افراد با قند خون طبیعی از غیرطبیعی
|
مشاهدهشده |
موردانتظار |
درصد پیشبینی صحیح |
|
|
قند خون طبیعی |
قند خون غیرطبیعی |
||
|
قند خون طبیعی |
323 |
4 |
8/98 |
|
قند خون غیرطبیعی |
50 |
8 |
8/13 |
|
درصد پیشبینی کل |
0/86 |
||
پیشبینی عضوشدن در گروه قند خون طبیعی براساس ابعاد سرمایههای اجتماعی و فرهنگی
برای پیشبینی نسبتهای شانس عضوشدن افراد در گروه قند خون طبیعی برحسب ابعاد سرمایۀ اجتماعی (ارزش زندگی، عاملیت اجتماعی، احساس امنیت و اعتماد، مشارکت در جامعه، تعاملات با اطرافیان، تحمل تنوع و روابط کاری) و سرمایۀ فرهنگی (عینی، نهادی و تجسمی) نیز از آزمون رگرسیون لجستیک استفاده شده است. براساس دادههای جدول 6، بعد ارزش زندگی (005/0 =, Sig 983/7=wald)، بعد عاملیت اجتماعی (004/0 =, Sig 315/8=wald)، بعد احساس امنیت و اعتماد (045/0 =, Sig 898/3=wald)، بعد مشارکت در جامعه (003/0 = Sig، 213/5=wald) و بعد تحمل تنوع (005/0 =, Sig 022/8=wald) رابطۀ معناداری با طبیعیبودن قند خون شهروندان تبریزی دارند؛ اما در ابعاد تعاملات با اطرافیان (082/0 =, Sig 168/0=wald) و روابط کاری (159/0 =, Sig 195/1=wald) رابطۀ معناداری را نشان نمیدهد. در ابعاد سرمایۀ فرهنگی نیز بعد عینی (031/0 =, Sig 648/4=wald) و بعد تجسمی (042/0 =, Sig 116/4=wald) رابطۀ معناداری را با طبیعیبودن قندخون شهروندان تبریزی نشان میدهندۀ اما در بعد نهادی (157/0 =, Sig 999/1=wald) چنین رابطهای مشاهده نمیشود. در مجموع، ابعاد متغیر سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی براساس شاخصهای کاکس و اسنل و نگلکرک، قادرند به ترتیب 183/0 و 320/0 درصد از تغییرات طبیعیبودن قند خون شهروندان تبریزی را تبیین کنند. بهعلاوه براساس دادههای جدول 7 حساسیت الگو در تشخیص افراد دارای قند خون طبیعی، 9/97%، در تشخیص افراد دارای قند خون غیرطبیعی، 8/13% و در مجموع، 2/85% است.
جدول 6- تحلیل رگرسیون لجستیک طبیعیبودن قند خون براساس ابعاد سرمایههای اجتماعی و فرهنگی
|
|
B |
S.E |
Wald |
Df |
Sig |
Exp(B) |
|
ارزش زندگی |
186/0 |
066/0 |
983/7 |
1 |
005/0 |
904/1 |
|
عاملیت اجتماعی |
153/0 |
053/0 |
315/8 |
1 |
004/0 |
165/2 |
|
احساس امنیت و اعتماد |
998/0 |
120/0 |
898/3 |
1 |
045/0 |
103/1 |
|
مشارکت در جامعه |
502/1 |
497/0 |
213/5 |
1 |
003/0 |
029/1 |
|
تعاملات با اطرافیان |
018/0 |
045/0 |
168/0 |
1 |
082/0 |
018/1 |
|
تحمل تنوع |
190/0 |
067/0 |
022/8 |
1 |
005/0 |
209/2 |
|
روابط کاری |
043/0 |
097/0 |
195/1 |
1 |
159/0 |
958/0 |
|
بعد عینی |
348/0 |
161/0 |
648/4 |
1 |
031/0 |
416/1 |
|
بعد نهادی |
171/0 |
121/0 |
999/1 |
1 |
157/0 |
187/1 |
|
بعد تجسمی |
338/0 |
166/0 |
116/4 |
1 |
042/0 |
402/1 |
|
مقدار ثابت |
452/6- |
342/1 |
101/23 |
1 |
000/0 |
002/0 |
جدول 7- الگوی رگرسیون لجستیک در تشخیص افراد با قند خون طبیعی از غیرطبیعی
|
مشاهدهشده |
موردانتظار |
درصد پیشبینی صحیح |
|
|
قند خون طبیعی |
قند خون غیرطبیعی |
||
|
قند خون طبیعی |
320 |
7 |
9/97 |
|
قند خون غیرطبیعی |
50 |
8 |
8/13 |
|
درصد پیشبینی کل |
2/85 |
||
پیشبینی عضوشدن در گروه قند خون طبیعی براساس مجموع متغیرهای پژوهش
برای کنترل اثر متغیرهای زمینهای (تحصیلات، جنسیت، وضع تأهل، محل تولد) بر وضعیت طبیعیبودن قند خون و تصریح رابطۀ سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با طبیعیبودن قند خون، از آزمون رگرسیون لجستیک استفاده شد. طی این آزمون علاوه بر سرمایههای سهگانۀ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، متغیرهای جمعیتشناختی در الگو وارد شدند. براساس دادههای جدول 8 در مجموع سه متغیر سرمایۀ اجتماعی، سرمایۀ اقتصادی و تحصیلات (در بالای دیپلم و دانشگاهی) با طبیعیبودن قند خون شهروندان تبریزی رابطۀ معناداری دارند؛ اما جنسیت و وضعیت تأهل، رابطۀ معناداری را نشان نمیدهد. براساس دادههای جدول 8 متغیر سرمایۀ اجتماعی (000/0=,Sig 5/31=wald)، سرمایۀ اقتصادی (015/0=,Sig 9/5=wald)، تحصیلات دیپلم (003/0=,Sig 1/9=wald) و تحصیلات دانشگاهی (016/0=,Sig 8/5=wald)، رابطۀ معناداری با طبیعیبودن قند خون شهروندان دارند؛ بهگونهای که بهازای یک واحد افزایش در سرمایۀ اجتماعی، سرمایۀ اقتصادی، تحصیلات دیپلم و تحصیلات دانشگاهی، طبیعیبودن قند خون به ترتیب 105/1، 405/1، 058/6 و 146/0 برابر میشود. در مجموع، براساس شاخصهای کاکس و اسنل و نگلکرک، متغیرهای سرمایۀ اجتماعی، سرمایۀ اقتصادی و تحصیلات دیپلم و دانشگاهی، میزان تببینکنندگی متغیر وابستۀ قند خون را به ترتیب به 217/0 و 38/0 درصد افزایش میدهند که نشان میدهد متغیر زمینهای تحصیلات با احتساب شاخص کاکس و اسنل، 045/0 و شاخص نگلکرک، 079/0 درصد بر قدرت تببینکنندگی افزودهاند.
جدول 8- تحلیل رگرسیون لجستیک طبیعیبودن قند خون براساس مجموع متغیرهای مستقل
|
|
B |
S.E |
Wald |
Df |
Sig |
Exp(B) |
|
سرمایۀ اجتماعی |
100/0 |
018/0 |
498/31 |
1 |
000/0 |
105/1 |
|
سرمایۀ فرهنگی |
139/0 |
076/0 |
340/3 |
1 |
068/0 |
149/1 |
|
سرمایۀ اقتصادی |
3400 |
140/0 |
898/5 |
1 |
015/0 |
405/1 |
|
تحصیلات دیپلم |
801/1 |
597/0 |
097/9 |
1 |
003/0 |
058/6 |
|
تحصیلات دانشگاهی |
921/1 |
794/0 |
846/5 |
1 |
016/0 |
146/0 |
|
وضعیت تأهل |
617/0 |
737/0 |
701/0 |
1 |
402/0 |
854/1 |
|
جنسیت |
395/0 |
373/0 |
117/1 |
1 |
291/0 |
484/1 |
|
مقدار ثابت |
970/15- |
264/3 |
935/23 |
1 |
000/0 |
000/0 |
جدول 9- الگوی رگرسیون لجستیک در تشخیص افراد با قند خون طبیعی از غیرطبیعی
|
مشاهدهشده |
موردانتظار |
درصد پیشبینی صحیح |
|
|
قند خون طبیعی |
قند خون غیرطبیعی |
||
|
قند خون طبیعی |
316 |
11 |
6/96 |
|
قند خون غیرطبیعی |
39 |
19 |
8/32 |
|
درصد پیشبینی کل |
0/87 |
||
نتیجه
تردیدی نیست که سلامت، تنها مقولهای زیستی نیست و در ساختار جامعه ریشه دارد (Mascionis, 2017: 565). بهعلاوه شواهد زیادی نشان میدهند تعیینکنندههای اجتماعی سلامت تأثیر بسیاری بر سلامت جسمی دارند (Wilkinson & Marmot, 2003: 23). سرمایههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بخشی از این تعیینکنندههای سلامت جسمانیاند که البته کمتر بهطور سیستماتیک بررسی شدهاند. پژوهش حاضر بهگونهای متفاوت و با استفاده از آمیزهای از نتایج آزمایشهای پزشکی و یافتههای حاصل از پرسشنامههای پژوهش، تلاش کرده است این رابطه را واکاوی کند. نتایج بهدستآمده به شرح زیر بررسی میشوند:
براساس یافتههای توصیفی، میزان ابتلا به قند خون غیرطبیعی بین شهروندان برابر با 1/15% است. این یافته با آمار رسمی دیابت در ایران که میزان آن بین جمعیت بالای 18 سال برابر با 12% است، منطبق است و آن را تأیید میکند (الفتیفر و همکاران، 1396؛ محمودی و علوی، 1394). تفاوت اندک آمار رسمی دیابت در ایران با یافتههای توصیفی پژوهش حاضر، شاید از این امر نشئت بگیرد که خارج از محدودۀ طبیعیبودن قند خون برای پاسخگویان پژوهش حاضر، لزوماً به معنای ابتلا به دیابت نیست و ممکن است ناشی از برخی عادات و رویهها و رفتارها در ساعات قبل از خونگیری بوده باشد.
براساس یافتهها، سرمایۀ اجتماعی تأثیر معناداری بر سلامت جسمی دارد و طی آن با افزایش سرمایۀ اجتماعی، نسبت شانس عضوشدن در گروه قند خون طبیعی افزایش مییابد. این یافته بهلحاظ تجربی با نتایج پژوهش امینیرارانی و همکاران (1390)، کاواچی و همکاران (1997)، نارایان (2000)، موزر (1996) و جوردن (2008) هماهنگ است که نشان میدهند سرمایۀ اجتماعی بیشتر سبب سلامت بیشتر میشود. یافتۀ دیگر پژوهش حاضر مبنی بر رابطۀ معنادار سرمایۀ اجتماعی و سلامت جسمی، تأییدکنندۀ مبانی نظری پژوهش بهویژه رویکرد پاتنام (2000) است که برمبنای آن، شبکههای اجتماعی با کاهش اضطراب، تقویت معیارهای سلامتی و بهداشت، تقاضای خدمات بهداشتی مناسبتر و فعالتر کردن سیستم دفاعی بدن، سبب بهبود سلامت میشوند.
براساس یافتههای پژوهش، سرمایۀ فرهنگی تأثیر معناداری بر سلامت جسمی دارد و طی آن با افزایش سرمایۀ فرهنگی، نسبت شانس عضوشدن در گروه قند خون طبیعی افزایش مییابد. این یافته بهلحاظ تجربی نتایج پژوهش عباسزاده و همکاران (1392) را تأیید میکند که نشان دادند سرمایۀ فرهنگی سبب بهبود و تقویت سلامت و مدیریت بهتر بدن میشود. بهعلاوه، این یافته بهلحاظ نظری با مبانی نظری پژوهش و بهویژه نظریۀ بوردیو (1977) منطبق است که برمبنای آن سرمایۀ فرهنگی با افزایش توان و مهارتهای شناختی سبب موفقیت تحصیلی میشود. بر این اساس، سرمایۀ فرهنگی سبب افزایش اطلاعات و توانایی شناختی شهروندان میشود و افرادی که اطلاعات و توانایی شناختی بالاتری داشته باشند، حساسیت بیشتری نسبت به سلامت جسمی خود دارند و به همین دلیل از رفتارهای افزایشدهندۀ ریسک ابتلا به قند خون، خودداری میکنند. همانند مصرف بیرویۀ شیرینی، مواد قندی، نوشابههای گازدار یا تحمل گرسنگیهای شدید که سبب اختلال در ترشح انسولین میشود.
براساس یافتهها، متغیرهای جمعیتی جنسیت و تأهل، تأثیر معناداری بر سلامت جسمی یا بهطور خاص ابتلا به قند خون ندارند. این یافته به این معناست که زنان و مردان بهطور یکسان در معرض ابتلا به قند خون قرار دارند. بهعلاوه، افراد متأهل و مجرد تفاوتی در ابتلا به قند خون ندارند؛ اما متغیر تحصیلات اثر معناداری بر ابتلا به قند خون دارد و طی آن با تغییر سطح تحصیلات از زیر دیپلم به دیپلم نسبت شانس قرارگرفتن در گروه قند خون طبیعی، شش برابر میشود؛ اما با تغییر تحصیلات از کمتر از دیپلم به تحصیلات دانشگاهی، شانس عضوشدن در گروه طبیعی (در مقایسه با تغییر تحصیلات از زیر دیپلم به تحصیلات دیپلم) کاهش پیدا میکند و 146/0 برابر میشود. در تبیین و توجیه این یافته میتوان به دو عامل اشاره کرد: 1) با توجه به وضعیت فعلی جامعه که طی آن میزان بیکاری بین تحصیلکردگان بهطور بیسابقهای رو به افزایش است (درتومی و همکاران، 1396)، این امر سبب واردشدن فشارها و استرسهای روحی و روانی بر این گروه و درنتیجه ایجاد اختلالات ترشح انسولین در آنان شده است. 2) مقایسۀ گروه با تحصیلات دانشگاهی و گروه با تحصیلات دیپلم در شاخص قند خون با کنترل متغیر سن بیانکنندۀ آن است که سن آنان بهطور معناداری بیشتر از گروه با تحصیلات دیپلم است. با توجه به اینکه سلامت جسمی بهطور عام و ابتلا به اختلالات ترشح انسولین یا همان قند خون، پیوند نزدیکی با بالاتر رفتن سن دارد، این یافتۀ پژوهش را میتوان ناشی از بالاتربودن سن دانست.
پیشنهادهای پژوهش
- با توجه به تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر سلامت جسمی، پیشنهاد میشود به مقولۀ سرمایۀ اجتماعی بیش از پیش توجه شود و شیوههای ارتقای آن بهویژه ازطریق نهادهای فرهنگی مانند آموزش و پرورش، دانشگاهها، رسانه و خانواده مدنظر قرار گیرد.
- با توجه به تأثیر سرمایۀ فرهنگی بر سلامت جسمی، پیشنهاد میشود نهادها و دستگاههای فرهنگی کشور همچون آموزش و پرورش، دانشگاهها و رسانهها به آموزش و ارتقای سرمایۀ فرهنگی بهمنزلۀ مهارت اساسی زندگی توجه کنند. این دستگاهها ظرفیتهای جالبتوجهی در رشد و گسترش سرمایۀ فرهنگی دارند و قادرند با سرمایهگذاری بر این مقولۀ مهم، علاوه بر برخوردارکردن جامعه از مزایای متعدد آن، اثر معنادار آن بر سلامت جسمی را نیز افزایش دهند و از این طریق به تسکین یا رفع یکی از دغدغههای مهم حوزۀ سلامت، پاسخ مثبت دهند.
- با توجه به تأثیر سرمایۀ اقتصادی بر سلامت جسمانی، لازم است مسئولان اقتصادی کشور به ثبات اقتصادی، افزایش قدرت خرید و ایجاد بسترهای افزایش اشتغال و گسترش بیمه های اجتماعی بیش از پیش توجه کنند.