Document Type : Research Paper
Authors
1 Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran.
2 Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
در دهۀ اخیر مدیریت سازمانها تشخیص داده است در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و اثربخش، منابع انسانی بیشترین اهمیت را دارند. در دنیایی که دانش و ارتباط با مشتریان بیش از پیش اهمیت یافته است، سرمایۀ انسانی که نشاندهندۀ حجم دانش، مهارتهای فنی، خلاقیت و تجربۀ سازمان است، اهمیت فزایندهای مییابد و به همین شیوه نیروی کار داراییهای هزینهبردار محسوب نمیشود؛ بلکه داراییهای مولد تلقی میشود؛ بنابراین، سازمانها همواره نگران از دست دادن نیروی انسانی خود هستند. ازجمله فعالیتهای سازمانها برای حفظ کارکنان خود، تقویت وفاداری سازمانی آنان است؛ زیرا امروزه وفاداری کارکنان به سازمان، موضوعی بااهمیت در مباحث سازمانی است؛ اینچنین بحث میشود که سازمانها باید تلاش کنند بالاترین سطح تعهد و وفاداری را در نیروی کار خود حفظ کنند؛ درواقع، سازمانها بهدنبال کارکنان وفادارند؛ زیرا آنها با بیشترین علاقهمندی در سازمان انجام وظیفه میکنند (Fischer, 2006: 491). وفاداری سازمانی کارکنان هم نگرشی مهم در سازمان و هم جزء اقدامات بنیادین است. برخی رفتارهای کارکنان که وفاداری سازمانی آنها را نشان میدهد (همچون بدون خطر کارکردن، رعایت قوانین، پیروی از دستورات، حفظ کیفیت، خروجیها و مراقبت از اموال سازمان) در شرح شغل کارکنان تعیین شده است؛ اما آن دسته از رفتارها که در شرح شغل ذکر نشدهاند (همچون تا دیروقت کارکردن برای تکمیل پروژه، شرکت در فعالیتهای فوق برنامه، مشارکت در همکاریهای سازمانی، ارائۀ پیشنهادها و باقیماندن در سازمان) بر مبنای سیاستهای نانوشته یا هنجارهای فرهنگ سازمانیاند (Kumar & Shekhar, 2012: 101). دانشگاه بهدلیل کارکردهایش بهشدت به نیروی انسانی خود متکی است؛ بنابراین، به اهمیت حفظ کارکنان در دانشگاه نسبت به سازمانهای دیگر بیشتر توجه شده است. دانشگاه بهمنزلۀ نهادی علمی و فرهنگی با توجه به اساس تشکیل خود از راههای مختلف نسبت به حفظ کارکنان خود اقدام میکند؛ اما از بهترین و ارزانترین راهها برای حفظ کارکنان دانشگاه، تقویت وفاداری سازمانی آنان است و این امر به شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری سازمانی در بافت دانشگاهی منوط است. آنچه امروزه دانشگاهیان به آن توجه کردهاند، بحث حفظ کارکنان و تقویت وفاداری آنان ازطریق اخلاق و ایجاد وابستگی کاری در کارکنان است که سبب شناسایی عوامل مؤثر بر وفاداری سازمانی شده است. از عوامل مؤثر بر وفاداری سازمانی کارکنان در محیط دانشگاهی، رهبری اخلاقی و تعلق خاطر کاری است.
از رویکردهای جدید رهبری که بسیار به آن توجه شده و ضعفها و مشکلات الگوهای سنتی رهبری را برطرف کرده است، رویکرد رهبری اخلاقی است. ضرورت توجه به رهبری اخلاقی از آنجا ناشی میشود که نتایج مثبت رهبری اخلاقی برای سازمانها ثابت شده است (عباسزاده و همکاران، 1394: 45). مقتضای این نوع رهبری، توسعۀ استانداردهای اخلاقی برای ادارۀ رفتارهای کارکنان و اجرای مؤثر استانداردهای اخلاقی در رفتار آنان است (Yilmaz, 2010: 3950). رهبری اخلاقی، از شیوههای معمول سازمانیِ دارای محتوای اخلاقی، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است (Shin, 2012: 301). رهبر اخلاقی فردی بااخلاق و مدیری اخلاقی است و به باور براون این نوع رهبری بر رضایت کارکنان تأثیر مثبتی دارد (Brown, 2007). رهبران اخلاقی، مسئولیتها، انتظارات و اهداف عملکردی را روشن میکنند؛ بهطوری که زیردستان میدانند از آنها چه انتظاری میرود و چه موقع عملکردشان به حد انتظار میرسد. رهبران اخلاقی به زیردستان خود در تصمیمگیریها حق اظهار نظر میدهند و به ایدهها و طرز فکر آنها گوش میکنند. آنها از پیروان خود با صحبت حمایت میکنند (Kalshoven et al., 2011: 57).
رهبری اخلاقی سازمان بر پرورش کارکنان قوی، قدرت ایجاد ارتباط داخل سازمان و همسو با دیدگاههای کارکنان و ایجاد تلاش برای صلاحیتآفرینی متمرکز شده است (Cakici 2007: 156; Eriguc, 2012; Yalcin & Baykal, 2012: 48). نفوذ رهبر در کارکنان بدان معنی است که آنها در زندگی کارکنان تأثیر مثبت یا منفی میگذارند (Yukl, 2012). رهبران اخلاقی افرادی پایبند به اصول، جامعهپذیر و درستکار شناخته میشوند که تصمیمهای متعادل و خوب میگیرند (Brown & Trevino, 2006: 597). رهبری اخلاقی با ایجاد ارزشها، آگاهی اخلاقی، اعطای اقتدار و مسئولیت به افراد، در پیش گرفتن مدیریت مشارکتی و ایجاد جو سازمانی مناسب برای تحقق سلامت سازمانی، صداقت و معتمدبودن، عملکردن به ارزشها و نگرشها در رفتارها، عملکردن به ارزشها در تصمیمگیری و رفتار عادلانه در هر موقعیتی را تشویق میکند (Tutar et al.,. 2011: 1381). رهبری اخلاقی در سه بعد روابط بینفردی، الگوبودن و عملگرایی معرفی شده است. روابط بینفردی به معنای گوشکردن به صحبتها و نظرهای کارکنان، در نظر گرفتن منافع کارکنان و گفتگوی اخلاقی با آنهاست. الگوبودن به معنای رعایت عدالت در تصمیمگیری و معتمدبودن در نظر گرفته شده و درنهایت، عملگرایی به معنای توجه به استانداردهای اخلاقی، عمل بر پایۀ ارزشهای اخلاقی و تأکید بر درست انجامدادن کارهاست (Brown et al., 2005: 121).
در سالهای اخیر دانشمندان مدیریت و سازمان به موضوع تعلق خاطر کارکنان توجه فراوانی کردهاند (Harter et al., 2002; Richman et al., 2008; Macey et al., 2009). مهارت مدیریتی اخیر بر حداکثر عملکرد سازمانی با توجه به تحریک نگرش با تأکید بر روانشناسی مثبت سازمانی تمرکز دارد. ازسویی، صاحبنظران حوزۀ روانشناسی مثبت سازمانی، از تعلق خاطر کاری بهمنزلۀ یکی از مؤلفههای جذاب مطالعاتی در سازمان یاد کردهاند (Schaufeli & Bakker, 2004). تعلق خاطر کاری به میزان انرژی گفته میشود که فرد برای انجام کارهای خود صرف میکند (Maslach et al., 2001: 401). با احساس تعلق خاطر کاری کارکنان در سازمان، وفاداری سازمانی و جو صمیمی ایجاد میشود. در چنین محیطی که افراد در طول زمان با هم آشنا شدهاند و احساس تعلق و وفاداری به زیستن و فعالیت در گروه را پیدا کردهاند، کارها سادهتر و فعالیتهای گروهی بهخوبی و باسرعت پیشرفت میکنند (قاضیطباطبایی و مرجایی، 1380: 36). شافلی تعلق خاطر کاری را شامل سه بعد سرزندگی، فداکاری و مجذوبشدن در کار مطرح کرد. سرزندگی به معنای احساس نشاط، قدرت و غرور در کار، انعطافپذیری و پشتکار بیان شده است. فداکاری دربردارندۀ معناداری هدفمند کار، انگیزۀ کاری و چالشبرانگیزی کار در نظر گرفته شده و درنهایت، مجذوبشدن در کار به معنای غوطهور شدن در کار، وابستگی کاری و لذتبردن از کار مطرح شده است (Schaufeli et al., 2006).
از آنجا که دانشگاه، نهادی علمی - فرهنگی و عامل پیشگام تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در هر جامعه است، اخلاق مأموریتی برای دانشگاههای بزرگ دنیا تصویر شده است؛ زیرا مدیران دانشگاه با رعایت اصول رهبری اخلاقی سبب ایجاد شبکهای از روابط متقابل و متعالی میشوند که عملکرد کارکنان و سازمان را بهبود خواهد بخشید. رهبران اخلاقی سبب معنادارشدن کار و ایجاد شوق و وابستگی کاری برای کارکنان میشوند. کارکنان دانشگاه با مشاهدۀ رفتارهای اخلاقی مدیران نسبت به کار و سازمان احساس تعلق و و ابستگی خواهند کرد. رفتارهای اخلاقی مدیران دانشگاهی عامل مهمی در ایجاد تعلق خاطر کاری کارکنان و وفاداری آنان به دانشگاه میشود؛ بنابراین، در پژوهش حاضر نقش رهبری اخلاقی در وفاداری سازمانی با میانجیگری تعلق خاطر کاری در کارکنان دانشگاه بهمنزلۀ مسئلهای در حوزۀ نقش اخلاق در مدیریت منابع انسانی دانشگاهی بررسی میشود.
مبانی نظری و تجربی پژوهش
وفاداری بهصورت ارادت و دلبستگی عاطفی نسبت به چیز خاصی تعریف شده است که ممکن است به شخص، گروه، وظیفه یا هدف مربوط باشد (Powers, 2000: 5). وفاداری سازمانی به انطباق کارکنان با ارزشها، نگرشها و عقاید سازمان و تمایل آنان به انجام تلاش اضافی برای دستیابی به اهداف سازمان اشاره دارد (Mohammad Qasem & Hamed Suleiman, 2009: 93). همچنین بهمنزلة احساس تعلق و تمایل به حفظ عضویت و ارتباط با سازمان است و بر احساس وابستگی، اشتیاق شدید به عضوشدن در گروه، آمادگی برای تشریک مساعی، حس اعتماد، همسویی داوطلبانه با گروه و تمایل به پیروی از رهنمودهای سازمانی دلالت دارد (Adler & Adler, 1988: 405). وفاداری سازمانی شامل حمایت، طرفداری صادقانه و دفاع از اهداف سازمان است و بهدلیل ارتقای جایگاه سازمان نزد بیرونیها ضروری است. حمایت و دفاع در مقابل تهدیدهای بیرونی و حفظ تعهد در شرایط مطلوب، وفاداری سازمانی محسوب میشود (مایلافشار و همکاران، 1391: 147). وفاداری سازمانی کارکنان نگرشی است که کارکنان را به سازمان پیوند میدهد و پایه و اساس تعهد آنها به سازمان است (Pereira, 2009). رهبری اخلاقی دربرگیرندۀ روشهای مدیریت و رهبری است که در آن به حقوق و شأن افراد براساس اصول انسانی ارزش و احترام گذاشته میشود؛ در عین حال رهبران اخلاقی بر رفتار سایر مدیران نیز تمرکز جدی دارند و تلاش میکنند اصول محوری در رهبری اخلاقمدار به شکل نظاممند در همۀ سطوح سازمانی جریان داشته باشد (Resick et al., 2006: 349). رهبری اخلاقی بهصورت نمایش رفتار مناسب هنجاری ازطریق اعمال فردی، ارتباطات بینفردی و ترویج چنین رفتاری به پیروان ازطریق ارتباطات دوسویه، تقویت و تصمیمگیری تعریف شده است (Walumbwa et al., 2011: 209). عوامل زیادی بر توسعۀ رهبری اخلاقی تأثیر دارند که مهمترین آنها عبارتاند از: احترام به دیگران، خدمت به دیگران، عدالت برای دیگران، صداقت نسبت به دیگران و ساختن جامعه با دیگران (Northouse, 2013). کان تعلق خاطر کاری را استفاده از تمام وجود خویش در ایفای نقشهای کاری تعریف میکند (Kahn, 1990: 702). مطالعات نشان دادهاند با ایجاد تعلق خاطر کاری در کارکنان همافزایی بین فرد و سازمان رخ میدهد که برای هر دو گروه پیامدهای مثبتی بههمراه خواهد داشت (عیسیخانی و همکاران، 1391: 25). شافلی و باکر، تعلق خاطر کاری کارکنان را حالت ذهنی مثبت، رضایتبخش و مرتبط با کار تعریف میکنند که با سه شاخص سرزندگی، فداییشدن و مجذوبشدن مطرح شده است (Schaufeli & Bakker, 2004: 293).
پژوهشگران در مطالعات متعددی نقش رهبری اخلاقی در وفاداری سازمانی را بررسی کردهاند؛ ازجملهعلیرحیمی و همکاران (1397)، طاهریعطار (1397)، مرادی (1396)، عباسپور و همکاران (1396)، تیمورزاده و همکاران (1396)، میراحمدزاده اردبیلی (۱۳۹۵)، کیخا و شهرکیپور (۱۳۹۵)، رستگار و همکاران (1395)، تابلی و کوثری (1394)، اقبالی (۱۳۹۴)، دلوی و گنجی (1394)، زندی و همکاران (1394)، دوستار و همکاران (1394)، ظهیری و همکاران (1394)، فلاحی و همکاران (1393)، راهداریشمالی (1390)، نئوبرت و همکاران[1] (2009)، پونو و تناکون[2] (2009)، ساترلند[3] (2010)، کیم و بریمر[4] (2011) و گوسل و توکماک[5] (2012). نتایج این مطالعات نقش مثبت رهبری اخلاقی در وفاداری سازمانی را نشان میدهند.
برای نمونه علیرحیمی و همکاران (1397) نقش رهبری اخلاقی و اخلاق سازمانی در کاهش ترک خدمت سازمانی کارکنان را بررسی کردند. نتایج نشاندهندۀ ارتباط منفی و معنادار رهبری اخلاقی و اخلاق سازمانی با ترک خدمت در کارکنان بود.
طاهریعطار (1397) در پژوهش «تأثیر رهبری اخلاقی بر چابکی سازمانی و وفاداری سازمانی با لحاظ عدالت سازمانی بهمنزلۀ متغیر میانجی؛ مورد مطالعه: وزارت ورزش و جوانان» نشان داد رهبری اخلاقی با عدالت سازمانی، چابکی سازمانی و وفاداری سازمانی رابطۀ مثبت و معناداری دارد.
تیمورزاده و همکاران (1396) تأثیر رهبری اخلاقی و سبکهای رهبری بر تعهد سازمانی کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ تأثیر مثبت و معنادار رهبری اخلاقی و رهبری تبادلی بر تعهد سازمانی کارکنان بود.
دلوی و گنجی (1394) با بررسی اثرات رهبری اخلاقی بر استرس شغلی و قصد ترک خدمت کارکنان، اثر منفی و معنادار رهبری اخلاقی بر استرس شغلی و قصد ترک خدمت را نشان دادند.
روهادس و آیزنبرگر[6] (2002) نشان دادند رهبری اخلاقی و زمینۀ اخلاقی با حمایت سازمانی ادراکشده، تعهد عاطفی و رفتارهای مدنی کارکنان پیشبینیپذیر است.
نئوبرت و همکاران (2009) رابطۀ رهبری اخلاقی با رضایت شغلی و تعهد عاطفی کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ تأثیر مستقیم و مثبت رهبری اخلاقی بر رضایت شغلی و تعهد عاطفی کارکنان و تأثیر غیرمستقیم مثبت با میانجیگری جو اخلاقی بر رضایت شغلی و تعهد عاطفی کارکنان بود.
پونو و تناکون (2009) رابطۀ رفتار رهبری اخلاقی با عملکرد کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ تأثیر مثبت و معنادار رهبری اخلاقی بر تعهد سازمانی و اعتماد در مدیران بود.
ساترلند (2010) رابطۀ رهبری اخلاقی با تعهد سازمانی در مدیران را بررسی کرد. نتایج بیانکنندۀ رابطۀ مثبت و معنادار رهبری اخلاقی با تعهد سازمانی بود.
کیم و بریمر (2011) تأثیر رهبری اخلاقی بر رضایت شغلی و تعهد عاطفی مدیران میانی را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ رابطۀ مثبت و معنادار رهبری اخلاقی با رضایت شغلی و تعهد عاطفی مدیران بود.
گوسل و توکماک (2012) رابطۀ رهبری اخلاقی با اعتماد سازمانی، تعهد عاطفی و رضایت شغلی در کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ رابطۀ مثبت و معنادار رهبری اخلاقی با اعتماد سازمانی، تعهد عاطفی و رضایت شغلی در کارکنان بود.
پژوهشگران در مطالعات متعددی نقش رهبری اخلاقی در تعلق خاطر کاری را بررسی کردند؛ ازجملهحسنزاده و همکاران (۱۳۹۵)، شیدایی (۱۳۹۵)، گودرزوند چگینی و همکاران (1397)، سورانی یانچشمه (1397)، چوی و اهن[7] (2016) و جینسبرگ و همکاران[8](2016). نتایج این مطالعات نقش مثبت رهبری اخلاقی در تعلق خاطر کاری را نشان میدهند.
برای مثال حسنزاده و همکاران (۱۳۹۵) رابطۀ بین رهبری اخلاقی و تعلق خاطر کاری با توجه به متغیر تعدیلگر آوای سازمانی در کارکنان را بررسی کردند. نتایج نشان دادند رهبری اخلاقی با تعلق خاطر کاری کارکنان رابطۀ مثبت و معناداری دارد. همچنین آوای سازمانی رابطۀ میان رهبری اخلاقی و تعلق خاطر کاری را تعدیل میکند.
سورانی یانچشمه (1397) تأثیر رهبری اخلاقی بر تعلق خاطر کاری با نقش میانجی جو سازمانی نوآورانۀ اعضای هیئت علمیدانشگاههای آزاد را بررسی کرد. نتایج بیانکنندۀ اثر مثبت و معنادار رهبری اخلاقی بر تعلق خاطر کاری و جو سازمانی نوآورانه بود. همچنین رهبری اخلاقی با میانجیگری جو سازمانی نوآورانه، اثر غیرمستقیم معنادار بر تعلق خاطر کاری داشت.
چوی و اهن (2016) رابطۀ رهبری اصیل، توانمندسازی روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی در کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ روابط مثبت و معنادار رهبری اصیل با توانمندسازی روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی در کارکنان است.
جینسبرگ و همکاران (2016) رابطۀ توانمندسازی روانشناختی و رفتار شهروند سازمانی با تعلق خاطر کاری در کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ رابطۀ مثبت و معنادار توانمندسازی روانشناختی و رفتار شهروند سازمانی با تعلق خاطر کاری بود.
پژوهشگران در مطالعات متعددی نقش تعلق خاطر کاری در وفاداری سازمانی را بررسی کردهاند؛ ازجملهنوری و همکاران (1389)، کاوه و گنجی (1393)، شهیدنیک و همکاران (1394)، مقدم و سلطانی (1395)، حیدری و همکاران (1395)، فریاد و همکاران (1395)، ملکزادهبافقی و طباطباییبافقی (1396)، همتینژاد و حیدری (1396)، شمس و همکاران (1396)، قطب و همکاران (1396)، منصوری و بکدلینصرآباد (1396)، یزدانیان و شاهطالبی (1396)، حسینی و همکاران (1397)، پیام و همکاران (1397)، هاکنن و همکاران[9](2006)، ریچاردسون و همکاران[10] (2006)، هالبسلبن[11] (2008) و برک و الکوت[12](2010). نتایج این مطالعات بیانکنندۀ نقش مثبت تعلق خاطر کاری در وفاداری سازمانی است.
برای مثال همتینژاد و حیدری (1396) با بررسی رابطۀ تعلق خاطر کاری با تعهد سازمانی کارکنان، نشان دادند بین تعلق خاطر کاری با تعهد سازمانی رابطه وجود دارد.
شمس و همکاران (1396) نقش تعدیلگری وفاداری سازمانی بر رابطۀ بین معنویت در محیط کار و دلبستگی شغلی در کارکنان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ رابطۀ مثبت و معنادار معنویت در محیط کار با دلبستگی شغلی و نقش تعدیلگری معنادار وفاداری سازمانی در رابطۀ معنویت در محیط کار با دلبستگی شغلی است.
حسینی و همکاران (1397) تأثیر تعلق خاطر کاری بر عملکرد شغلی کارکنان با میانجیگری متغیر دلبستگی شغلی را بررسی کردند. نتایج نشاندهندۀ ارتباط مثبت و معنادار دلبستگی شغلی با تعلق خاطر کاری و ارتباط مثبت و معنادار دلبستگی شغلی با عملکرد شغلی بود.
هاکنن و همکاران (2006) نقش میانجی تعلق خاطر کاری در روابط منابع شغلی با تعهد سازمانی در معلمان را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ نقش میانجی معنادار تعلق خاطر کاری در این رابطه بود.
ریچاردسون و همکاران (2006) نقش میانجی تعلق خاطر کاری در روابط ویژگیهای شخصیتی، تقاضاهای شغلی و منابع شغلی با تعهد سازمانی را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ نقش میانجی معنادار تعلق خاطر کاری در این روابط بود.
هالبسلبن (2008) درنتایج فراتحلیل خود دربارۀ تعلق خاطر کاری، بیان کرد که تعلق خاطر کاری رابطۀ منفی معنادار با قصد ترک شغل دارد.
برک و الکوت (2010) رابطۀ تعلق خاطر کاری با قصد ترک شغل را بررسی کردند. نتایج بیانکنندۀ رابطۀ منفی و معنادار تعلق خاطر کاری با قصد ترک شغل بود.
فرضیههای پژوهش
- رهبری اخلاقی اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر وفاداری سازمانی کارکنان دارد.
- تعلق خاطر کاری اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر وفاداری سازمانی کارکنان دارد.
- رهبری اخلاقی اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر تعلق خاطر کاری دارد.
- رهبری اخلاقی بهواسطۀ تعلق خاطر کاری اثر غیرمستقیم مثبت و معنادار بر وفاداری سازمانی کارکنان دارد.
با توجه به مبانی نظری و سوابق و فرضیههای پژوهش، الگوی مفهومی پژوهش در قالب شکل 1 ترسیم شد:
شکل 1- الگوی مفهومی پژوهش
رهبری اخلاقی(EL)، تعلق خاطر کاری (UWE)، وفاداری سازمانی(OL)
روش پژوهش
پژوهش حاضر با توجه به فلسفۀ پژوهش، جزء مطالعات کمی، با توجه به هدف، از نوع مطالعات کاربردی و ازلحاظ شیوۀ جمعآوری و تحلیل دادهها، روش استفادهشده توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی و بهویژه مدلیابی معادلات ساختاری است.
جامعۀ پژوهش
جامعۀ پژوهش همۀ کارشناسان و کارشناس - مدیران دانشگاه بوعلیسینا به تعداد 477 نفر است که از این تعداد 387 نفر کارشناس برابر با 81% جامعه و 90 نفر کارشناس - مدیر برابر با 19% جامعهاند. در راستای برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد؛ در این فرمول p و q نسبت موفقیت و شکستاند که 5/0 در نظر گرفته میشوند؛ مقدار t2 در سطح خطای 05/0 برابر 96/1 است؛ مقدار خطای d نیز 04/0 در نظر گرفته میشود وN معرف حجم جامعۀ مدنظر است.
بنابراین، حجم نمونۀ آماری 266 نفر تعیین شد و اعضای نمونه با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند؛ بهطوری که از مجموع 266 عضو نمونه با رعایت نسبت طبقات در جامعه، تعداد 215 نفر کارشناس برابر با 81% و تعداد 51 نفر کارشناس - مدیر برابر با 19% بودند.
ابزار پژوهش
برای گردآوری دادهها پس از بررسیهای انجامشده و براساس مطالعات نظری و تجربی در متغیرهای پژوهش با توجه به بافت و فرهنگ بومی جامعۀ پژوهش، از پرسشنامههای استاندارد استفاده شد که در مطالعات داخل کشور فراوان استفاده شدهاند؛ بنابراین، از پرسشنامۀ 10سؤالی رهبری اخلاقی براون و همکاران[13] (2005) در سه بعد (روابط بینفردی، الگوبودن و عملگرایی) در طیف 5درجهای (خیلی کم (1)، کم (2)، متوسط (3)، زیاد (4) و خیلی زیاد(5)) استفاده شد. بعضی از گویههای این پرسشنامه عبارتاند از: مدیر ما به صحبتها و نظرهای کارکنان به دقت گوش میدهد؛ از همۀ کارکنان میخواهد استانداردهای اخلاقی را نقض نکنند؛ در تصمیمگیری عدالت را رعایت میکند؛ در زمینۀ اخلاق کار با کارکنان بحث و گفتگو میکند. از پرسشنامۀ 17سؤالی تعلق خاطر کاری شافلی و همکاران[14] (2006) در سه بعد (سرزندگی، فداکاری و مجذوبشدن در کار) در طیف 7درجهای (کاملاً مخالفم (1)، مخالفم (2)، تا حدودی مخالفم (3)، نظری ندارم (4)، تا حدودی موافقم (5)، موافقم (6) و کاملاً موافقم (7) استفاده شد. بعضی از گویههای این پرسشنامه عبارتاند از: در محل کار احساسی سرشار از انرژی دارم؛ شیفتۀ کارم هستم؛ نسبت به کارم احساس غرور و افتخار میکنم؛ من در کارم غوطهور هستم؛ جداکردن کار از من برایم دشوار است؛ درنهایت، از پرسشنامۀ وفاداری سازمانی محققساختۀ 5سؤالی در طیف 3درجهای (قطعاً نه (1)، احتمالاً نه (2) و قطعاً (3)) استفاده شد که گویههای آن عبارتاند از: آیا از سازمان خود راضی هستید؟ به نظر شما سازمان در طول سال گذشته بهتر شده است؟ آیا شغلی که شما در سازمان دارید، در مقایسه با سازمانهای مشابه جذاب است؟ آیا شما سازمان را به افراد دیگر نیز توصیه میکنید؟ آیا شما تمایل دارید در زمان یکساله به سازمان تعهد کارکردن بدهید؟
برای تعیین پایایی ابزار پژوهش از روش آلفای کرونباخ استفاده شد؛ بنابراین، ابزار مدنظر بر 30 پاسخگوی انتخابشده بهصورت تصادفی اجرا شد؛ سپس ضرایب پایایی محاسبه شدند.
جدول 1- ضرایب پایایی ابزار پژوهش
|
|
متغیرها |
تعداد |
شماره سؤالات |
آلفای کرونباخ |
|
1 |
رهبری اخلاقی |
10 |
10-1 |
906/0 |
|
2 |
تعلق خاطر کاری |
17 |
17-1 |
943/0 |
|
3 |
وفاداری سازمانی |
5 |
5-1 |
803/0 |
با توجه به نتایج حاصل از تحلیل ضرایب پایایی آلفای کرونباخ، از آنجا که ضرایب پایایی ابزار پژوهش در دامنۀ حداقل 803/0 تا 943/0 قرار دارند، ابزار پایایی مناسب دارد. برای تعیین روایی سازۀ ابزار از فن تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ اول استفاده شد. هدف اصلی این نوع فن آزمون فرضیههایی دربارۀ تعداد عوامل زیربنایی موجود در مجموعهای از متغیرها، روابط عاملها با نشانگرها و برازش الگوی اندازهگیری با توجه به مبانی نظری و تجربی دربارۀ مجموعهای از متغیرهاست و زمانی به کار میرود که عوامل مکنون موجود در یک مجموعه از متغیرها یک سطح داشته باشند؛ بهطوری که عاملهای مکنون ناشی از عوامل مکنون دیگر نباشند.
جدول 2- شاخصهای برازندگی تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ اول پرسشنامۀ رهبری اخلاقی
|
شاخص |
ملاک |
رهبری اخلاقی |
|
|
1 |
خی دو |
081/0 |
19/5 |
|
2 |
درجۀ آزادی |
- |
3 |
|
3 |
نسبت |
2 و کمتر |
73/1 |
|
4 |
RMSEA |
05/0 و پایینتر |
029/0 |
|
5 |
CFI |
حداقل 9/0 |
96/0 |
|
6 |
GFI |
حداقل 9/0 |
94/0 |
جدول 3- شاخصهای برازندگی تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ اول پرسشنامههای تعلق خاطر و وفاداری سازمانی
|
شاخص |
ملاک |
تعلق خاطر کاری |
وفاداری سازمانی |
|
|
1 |
خی دو |
079/0 و 068/0 |
58/5 |
53/9 |
|
2 |
درجۀ آزادی |
- |
3 |
5 |
|
3 |
نسبت |
2 و کمتر |
86/1 |
90/1 |
|
4 |
RMSEA |
05/0 و پایینتر |
031/0 |
027/0 |
|
5 |
CFI |
حداقل 9/0 |
93/0 |
92/0 |
|
6 |
GFI |
حداقل 9/0 |
91/0 |
90/0 |
با توجه به نتایج حاصل از شاخصهای برازندگی در الگوهای اندازهگیری تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ اول ابزارهای پژوهش، مقدار خی دو حاصل در همۀ الگوهای اندازهگیری ابزارها در سطح 05/0 معنادار است و برازش الگوی مفهومی با الگوی تجربی ابزار مدنظر است. همچنین نسبت خی دو بر درجۀ آزادی در همۀ الگوهای اندازهگیری ابزارها با توجه به ملاک مدنظر، بیانکنندۀ برازش مناسب الگوی مفهومی ابزارها با دادههاست. مقادیر شاخصهای ,RMSEA CFI،GFI وAGFI در الگوهای اندازهگیری ابزارها نیز با توجه به ملاک مدنظر مطلوب ارزیابی میشوند و برازش مناسب همۀ الگوهای اندازهگیری ابزارها را نشان میدهند؛ بنابراین، با توجه به نتایج الگوهای اندازهگیری ابزارها، ابزارهای پژوهش برازش مناسب و پذیرفتنی (روایی سازه) دارند.
شیوۀ تجزیه و تحلیل دادهها
برای تجزیه و تحلیل دادهها از فنهای آماری و نرمافزارهای آماری SPSS وLISRELبه شرح زیر استفاده شد: در تحلیل توصیفی دادهها از جدولهای توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در آزمون فرضیهها از فنهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تأییدی استفاده شد. از 266 پرسشنامۀ توزیعشده تعداد 13 پرسشنامه بهدلایل برنگشتن، ناقصبودن و اطلاعات مبهم، در مرحلۀ تحلیل دادهها حذف شد؛ بنابراین، تحلیل روی 253 پرسشنامه انجام شد.
یافتههای پژوهش
الف) تحلیل توصیفی متغیرهای پژوهش
جدول 4- بررسی توصیفی وضعیت متغیرهای پژوهش
|
|
متغیر |
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
||
|
1 |
رهبری اخلاقی EL |
|
253 |
60/3 |
779/0 |
|
|
|
3 |
تعلق خاطر کاری UWE |
|
253 |
74/4 |
136/1 |
|
|
|
4 |
وفاداری سازمانی OL |
|
253 |
75/2 |
642/0 |
|
|
ب) تحلیل ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش
جدول 5- ماتریس متغیرهای پژوهش همبستگی
|
|
رهبری اخلاقی EL |
تعلق خاطر کاری UWE |
وفاداری سازمانی OL |
|
رهبری اخلاقی EL |
- |
|
|
|
تعلق خاطر کاری UWE |
623/0* |
- |
|
|
وفاداری سازمانی OL |
589/0* |
763/0* |
- |
با توجه به نتایج حاصل از تحلیل ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش، متغیرهای رهبری اخلاقی (589/0) و تعلق خاطر کاری (763/0) رابطۀ مثبت و معنادار با متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارند. متغیر رهبری اخلاقی رابطۀ مثبت و معنادار با متغیر تعلق خاطر کاری (623/0) در سطح 05/0 دارد.
ج) آزمون فرضیههای پژوهش
شکل 2- الگوی تجربی با ضرایب استانداردشده
شکل 3- الگوی تجربی با مقادیر شاخص T
(رهبری اخلاقی (EL)، روابط بینفردی (EL1)، الگوبودن (EL2)، عملگرایی (EL3). تعلق خاطر کاری (UWE)، سرزندگی (UWE1) ، فداکاری (UWE2)، مجذوب شدن در کار (UWE3)، وفاداری سازمانی (OL))
فرضیۀ اول: رهبری اخلاقی اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی دارد.
جدول 6- ضرایب مسیر مستقیم رهبری اخلاقی بر وفاداری سازمانی
|
متغیر مستقل |
متغیر وابسته: وفاداری سازمانی OL |
||
|
مسیر استاندارد |
T |
|
|
|
رهبری اخلاقی EL |
26/0 |
66/3 |
|
با توجه به نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری، متغیر رهبری اخلاقی با ضریب مسیر (26/0) و مقدار تی(66/3) اثر مستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد.
فرضیۀ دوم: تعلق خاطر کاری اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی دارد.
جدول 7- ضرایب مسیر مستقیم تعلق خاطر کاری بر وفاداری سازمانی
|
متغیر مستقل |
متغیر وابسته: وفاداری سازمانی OL |
||
|
مسیر استاندارد |
T |
|
|
|
تعلق خاطر کاری UWE |
53/0 |
43/6 |
|
با توجه به نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری، متغیر تعلق خاطر کاری با ضریب مسیر (53/0) و مقدار تی(43/6) اثر مستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد.
فرضیۀ سوم: رهبری اخلاقی اثر مثبت، مستقیم و معنادار بر تعلق خاطر کاری دارد.
جدول 8- ضرایب مسیر مستقیم رهبری اخلاقی بر تعلق خاطر کاری
|
متغیر مستقل |
متغیر وابسته: تعلق خاطر کاری UWE |
|
|||
|
مسیر استاندارد |
T |
R2 |
T |
||
|
رهبری اخلاقی EL |
66/0 |
74/10 |
56/0 |
63/8 |
|
با توجه به نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری، متغیر رهبری اخلاقی با ضریب مسیر مستقیم (66/0) و مقدار تی (74/10) اثر مستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر تعلق خاطر کاری در سطح 05/0 دارد. همچنین متغیر رهبری اخلاقی قادر به تبیین 56% واریانس متغیر تعلق خاطر کاری است. مقدار واریانس تبیینشدۀ متغیر تعلق خاطر کاری با توجه به مقدار تی (63/8) در سطح 05/0 معنادار است.
فرضیۀ چهارم: رهبری اخلاقی بهواسطۀ تعلق خاطر کاری اثر غیرمستقیم مثبت و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی دارد.
جدول 9- ضریب مسیر غیرمستقیم رهبری اخلاقی بر وفاداری سازمانی با میانجیگری تعلق خاطر کاری
|
متغیر مستقل |
متغیر میانجی: تعلق خاطر کاری UWE - متغیر وابسته: وفاداری سازمانی OL |
||||
|
مسیر استاندارد |
T |
R2 |
T |
|
|
|
رهبری اخلاقی EL |
349/0 |
53/5 |
47/0 |
06/5 |
|
با توجه به نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری، متغیر رهبری اخلاقی با ضریب مسیر غیرمستقیم بهواسطۀ تعلق خاطر کاری (349/0) و مقدار تی (53/5)، اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد.
جدول 10- ضرایب مسیر مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل بر وفاداری سازمانی
|
متغیر مستقل |
متغیر وابسته: وفاداری سازمانی OL |
||
|
اثرات استانداردشده |
|||
|
مستقیم |
غیرمستقیم |
کل |
|
|
رهبری اخلاقی EL |
26/0 |
349/0 |
609/0 |
|
تعلق خاطر کاری UWE |
53/0 |
- |
53/0 |
متغیر رهبری اخلاقی، اثر مستقیم مثبت (26/0)، اثر غیرمستقیم مثبت (349/0) و اثر کل مثبت (609/0) و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد. متغیر تعلق خاطر کاری، اثر مستقیم مثبت (53/0) و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد. با توجه به اثرات کل متغیرهای مستقل، متغیر رهبری اخلاقی (609/0) بیشترین اثر و متغیر تعلق خاطر کاری (53/0) کمترین اثر را بر متغیر وفاداری سازمانی دارند. متغیر رهبری اخلاقی با ضریب مسیر غیرمستقیم بهواسطۀ تعلق خاطر کاری (349/0) و مقدار تی (53/5)، اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد. متغیر رهبری اخلاقی بهواسطۀ متغیر تعلق خاطر کاری قادر به تبیین 47% واریانس متغیر وفاداری سازمانی است.
جدول 11- شاخصهای برازندگی تحلیل مسیر تأییدی
|
|
شاخص |
|
ملاک |
برآورد |
|
1 |
خی دو |
|
000/0 |
32/75 |
|
2 |
درجۀ آزادی |
|
- |
41 |
|
3 |
نسبت |
|
2 و کمتر |
83/1 |
|
4 |
RMSEA |
|
05/0 و پایینتر |
036/0 |
|
5 |
CFI |
|
حداقل 9/0 |
97/0 |
|
6 |
GFI |
|
حداقل 9/0 |
94/0 |
|
7 |
AFGI |
|
حداقل 9/0 |
91/0 |
با توجه به نتایج حاصل از شاخصهای برازندگی در الگوی تحلیل مسیر تأییدی پژوهش، نسبت خی دو بر درجۀ آزادی با توجه به ملاک مدنظر، بیانکنندۀ برازش مناسب الگوی مفهومی با الگوی تجربی است. مقدار شاخص RMSEA در دامنۀ ملاک پذیرفتنی قرار دارد و این امر نیز مقدار خطای پذیرفتنی را نشان میدهد. مقادیر شاخصهای CFI ،GFI،AGFI نیز با توجه به ملاک مدنظر مطلوب ارزیابی میشوند و برازش مناسب الگوی ساختاری را نشان میدهند؛ بنابراین، با توجه به نتایج الگوی ساختاری پژوهش برازش مناسب و پذیرفتنی دارد.
نتیجه
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رهبری اخلاقی در وفاداری سازمانی با میانجیگری تعلق خاطر کاری در کارشناسان و کارشناس - مدیران دانشگاه بوعلیسینا به تعداد 477 نفر بود. در راستای برآورد حجم نمونۀ پژوهش از فرمول کوکران استفاده و حجم نمونه 266 نفر تعیین شد. اعضای نمونه با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. نتایج نشان دادند رهبری اخلاقی اثر مستقیم مثبت (26/0) و معنادار بر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد. تعلق خاطر کاری اثر مستقیم مثبت (53/0) و معنادار بر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد. رهبری اخلاقی با ضریب مسیر مستقیم (66/0) و مقدار تی (74/10)، اثر مستقیم، مثبت و معنادار بر تعلق خاطر کاری در سطح 05/0 دارد. رهبری اخلاقی با ضریب مسیر غیرمستقیم بهواسطۀ تعلق خاطر کاری (349/0) و مقدار تی(53/5)، اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر وفاداری سازمانی در سطح 05/0 دارد. رهبری اخلاقی بهواسطۀ تعلق خاطر کاری قادر به تبیین 47% واریانس وفاداری سازمانی است. نسبت خی دو بر درجۀ آزادی با توجه به ملاک مدنظر، بیانکنندۀ برازش مناسب الگوی مفهومی با الگوی تجربی است. مقدار شاخص RMSEA در دامنۀ ملاک پذیرفتنی قرار دارد و این امر نیز نشاندهندۀ مقدار خطای پذیرفتنی است. مقادیر شاخصهای CFI ،GFI،AGFI نیز با توجه به ملاک مدنظر مطلوب ارزیابی میشوند و برازش مناسب الگوی ساختاری را نشان میدهند.
نتایج پژوهش حاضر دربارۀ رابطۀ رهبری اخلاقی با وفاداری سازمانی با نتایج مطالعات علیرحیمی و همکاران (1397)، طاهریعطار (1397)، مرادی (1396)، عباسپور و همکاران (1396)، تیمورزاده و همکاران (1396)، میراحمدزاده اردبیلی (۱۳۹۵)، کیخا و شهرکیپور (۱۳۹۵)، رستگار و همکاران(1395)، تابلی و کوثری (1394)، اقبالی (۱۳۹۴)، دلوی و گنجی (1394)، زندی و همکاران (1394)، دوستار و همکاران (1394)، ظهیری و همکاران (1394)، فلاحی و همکاران (1393)، راهداریشمالی (1390)، روهادس و آیزنبرگر (2002)، نئوبرت و همکاران (2009)، پونو و تناکون (2009)، ساترلند (2010)، کیم و بریمر (2011) و گوسل و توکماک (2012) همسوست. نتایج پژوهش حاضر دربارۀ رابطۀ رهبری اخلاقی با تعلق خاطر کاری با نتایج مطالعات حسنزاده و همکاران (۱۳۹۵)، شیدایی (۱۳۹۵)، گودرزوند چگینی و همکاران (1397)، سورانی یانچشمه (1397)، چوی و اهن (2016) و جینسبرگ و همکاران (2016) همجهت است. همچنین نتایج دربارۀ رابطۀ تعلق خاطر کاری با وفاداری سازمانی با نتایج مطالعات مطالعات نوری و همکاران (1389)، کاوه و گنجی (1393)، شهیدنیک و همکاران (1394)، مقدم و سلطانی (1395)، حیدری و همکاران (1395)، فریاد و همکاران (1395)، ملکزاده بافقی و طباطباییبافقی (1396)، همتینژاد و حیدری (1396)، شمس و همکاران (1396)، قطب و همکاران (1396)، منصوری و بکدلینصرآباد (1396)، یزدانیان و شاهطالبی(1396)، حسینی و همکاران (1397)، پیام و همکاران(1397)، هاکنن و همکاران (2006)، ریچاردسون و همکاران (2006)، هالبسلبن (2008) و برک و الکوت(2010) همسوست.
در تبیین نتایج پژوهش باید گفت فرهنگ، باورهای دینی و اخلاقی کشور زمینۀ حمایتی بسیار قوی و مؤثر از اخلاق و ترویج آن در دانشگاههاست. با توجه به فرهنگ جمعگرایی، رهبری اخلاقی سبب تقویت اتحاد، مشارکت و انسجام کارکنان در امور کاری با توجه به اصول اخلاقی میشود. باورهای دینی نیز بر لزوم رهبری اخلاقی، ترویج و توسعۀ اخلاقیات در دانشگاهها تأکید دارد. همچنین بافت اخلاقی کشور و دانشگاه خواستار توجه به اخلاقیات و اعمال آن در همۀ سطوح دانشگاه و بین همۀ کارکنان است.
حاصل توجه به اخلاق و رهبری اخلاقی در دانشگاه، حرکت بهسمت دانشگاه اخلاقمدار، جذابشدن کار نزد کارکنان و وفاداری کارکنان به دانشگاه است. دانشگاهی که در آن اخلاق اهمیت ویژهای دارد، رهبری اخلاقی در آن موضوعی مهم و همیشگی است. در این دانشگاه رهبران اخلاقیات را توسعه میدهند، کارکنان با میل و رغبت از الگوهای اخلاقی استقبال و کار خود را با رفتارهای اخلاقی عجین میکنند و از کار خود رضایت دارند و به آن افتخار میکنند. کارکنانی که به کار خود عشق میورزند و به آن دلبستگی دارند، نسبت به سازمان و کار خود وفادارند و تمایل چندانی برای ترک سازمان ندارند. همچنین وفاداری به سازمان مایۀ غرور و فخر آنان است و با افتخار از دانشگاه و شغل خود یاد میکنند.
حضور رهبران اخلاقی در دانشگاه سبب ایجاد احساس کاری مطلوب کارکنان، کسب رضایت و غرور، تمایل به انجام کار، مجذوبشدن در کار و وفاداری سازمانی کارکنان میشود؛ زیرا رهبران دانشگاهی با رفتار اخلاقی، اعتماد و وفاداری پیروانشان را به دست میآورند و این رفتار اخلاقی سبب ایجاد حس تعلق خاطر کاری بیشتر در کارکنان میشود؛ بنابراین، کارکنان با شوق و میل بیشتری در کار خود فعالیت میکنند.
رهبران اخلاقی مانند الگوهای اخلاقی برای پیروانشان عمل میکنند. کارکنان با مشاهدۀ اعمال و رفتار رهبران اخلاقی، اصول و الگوهای رفتار اخلاقی آنها را یاد میگیرند و از رفتارهای اخلاقی الگوبرداری و آنها را در خود تقویت میکنند. رهبران دانشگاهی اهمیت اخلاقیات را به زیردستان خود منتقل میکنند و این امر سبب آگاهشدن کارکنان به اهمیت و ارزش اخلاقیات و افزایش درک و فهم آنان از رفتارهای اخلاقی میشود. رهبران اخلاقی از پاداش و تنبیه برای تشویق رفتار مطلوب بهره میگیرند تا رفتارهای غیراخلاقی را حذف یا کنترل و رفتارهای اخلاقی را تقویت کنند.
بنابراین، چنانچه رهبران دانشگاهی در رفتار و کردار خود به ارزشهای اصیل اخلاقی همچون صداقت، امانتداری، درستکاری و احترام به جایگاه والای انسان در نظام هستی پایبند باشند، بر زیردستان تأثیر میگذارند و خود را بهمنزلۀ الگوی اخلاقی شایسته به کارکنان میشناسانند. در چنین شرایطی انتظار میرود کارکنان نیز با الگو قراردادن رفتارهای رهبر، پایبندی به ارزشهای اصیل را در فعالیتهای کاری خود و در تعامل با سایر افراد مرتبط با سازمان سرلوحه قرار دهند و بیش از پیش در فعالیتهای سازمان درگیر شوند.
درنهایت، با توجه به نقش مثبت و تأثیرگذار رهبری اخلاقی در تعلق خاطر کاری و وفاداری سازمانی کارکنان پیشنهادهای زیر به رهبران دانشگاهی ارائه میشوند:
رهبران دانشگاهی در چگونگی تعاملات روزمره با کارکنان، نگرشهای خود و روشهایی که کارکنان را تشویق میکنند و مسیری که سازمان یا مؤسسه یا ستادشان را در آن پیش میبرند، بهصورت اخلاقی رهبری کنند.
بالابردن توانایی کنارگذاشتن خواستهها و منافع شخصی در مقابل آرمان مشترک سازمانی که از آن حمایت میکنند، دانشگاهی که رهبری میکنند و نیازهای افرادی که به آنها خدمت میکنند.
آمادهبودن برای تشویق و پذیرش بازخوردهای جدی، نظرهای مخالف نظر شخصی خود و به چالش کشیدهشدن ایدهها و کارهایی که پیشنهاد دادهاند.
قراردادن تفکر و گفتگو دربارۀ اخلاق و مسائل اخلاقی بهمنزلۀ جزئی از فرهنگ دانشگاه.
حفظ و گسترش شایستگی در دانشگاه؛ زیرا کارکنان وامدار کسانیاند که به آنها اعتماد کردهاند تا دانشگاه را در جهت درست و با بهترین و مؤثرترین روشها رهبری کنند.
توسعۀ استانداردهای اخلاقی و اجرای مؤثر آنها.
تدوین منشور اخلاقی برای سازمان و پیگیری حسن اجرای آن.
بهکارگیری نیروی انسانی مقید به رعایت اخلاقیات و قانونمدار در دانشگاه.
آموزش عملی اخلاق بهوسیلۀ افراد مقید و پایبند به اخلاقیات و قانون.
بهرهگیری از پاداش و تنبیه برای تشویق رفتار مطلوب کارکنان.