A Sociological Study of the Role of Social Process in Explaining Risky Behaviors

Document Type : Research Paper

Author

Assistant Professor of Sociology, Imam Khomeini International University, Qazvin, Iran

Abstract

Introduction
Today, the emergence of risky behaviors among young people is one of the most important social problems. It has also become one of the most important and widespread concerns in human societies. In spite of the many efforts made in recent decades to increase the awareness of the consequences and reduce such behaviors, the risk has continued to increase. Youth is considered one of the most important, turbulent and sensitive age periods in any society and this period is one of the important stages in the socialization of actors, development, orderliness, and the institutionalization of social and moral norms. This period plays a prominent role in the development of psychological and social security in such a way that the occurrence and persistence of high-risk behaviors by young people have led to the formation of anti-social subcultures, insecurity, fear of crime, social phobia, and reduced trust among citizens. The incompatibility of such behaviors with social norms and its manifestation in the form of risky behaviors can have irreparable consequences for the whole society. The occurrence of such behaviors is one of the most important social issues in societies disrupting the lives of individuals and causes serious harm to the society. Such behaviors also increase the negative and destructive physical, psychological, and social consequences in a society and can cause many other damages.
 



Materials and Methods
This descriptive cross-sectional study used survey to collect data. The statistical population of the study comprised all people aged 15-34 years in the city of Tabriz with a population of 579694 people according to the general population and housing census of 1390 AH (2011). The number of statistical samples of the research was estimated to be 630 using Cochran’s statistical formula. The sampling method was multi-stage cluster sampling. In this way, the sample individuals were randomly selected from each region (cluster) of the municipality and by gender in relation to the population of each sex in the total statistical population of each region. A researcher-made questionnaire was used to measure the variables and obtain the necessary information. The validity of the scales was of the type of content validity including formal and structural validities. In addition, SPSS-22 and Smart-PLS software were used to analyze the data.
 
Discussion of Results and Conclusions
The results showed that the correlation between the social control, social empowerment, generation gap, and differential affiliation with risky behaviors was statistically significant. Also, the results of the Structural Equation Modeling indicated that the variables in the path model could explain 29.9 percent of the variations in the dependent variable of high-risk behaviors. On the other hand, according to the social process approach, the role of socialization was effective in the occurrence of deviant and risky behaviors. Therefore, the presence of individuals in different social spaces helps to form multiple and sometimes conflicting identities. Individuals’ personalities are constructed and addressed through such social relations and social networks, and cultural values ​​are internalized. In the meantime, the family is the link between the individual and society. In fact, this approach is based on the belief that family interactions and parent-child relationships, control mechanisms, and how to influence friends and peers are key elements to understanding the deviant behavior of young people.
In this regard, the results of the present study are consistent with the theoretical contents of the social process.  As a general conclusion, it can be said that using the correct educational method in the family is the most basic and main element of socializing the next generation and going through the process of proper socialization of the potential of the youth. In addition, the internalization of normal norms could be a very positive and turning point for the mechanisms of formal institutions of social processes to work effectively in socializing people.

Keywords

Main Subjects


مقدمه

دورۀ جوانی، یکی از مهم‌ترین، پرتلاطم‌ترین، حساس‌ترین دوره‌های سنی در هر جامعه‌ای محسوب می‌شود و از مراحل مهم در جامعه‌پذیری کنشگران، ایجاد توسعه، نظم‌گرایی، نهادینه‌سازی هنجارهای اجتماعی و اخلاقی است و نقش برجسته‌ای در توسعۀ مسئلۀ امنیت روانی و اجتماعی دارد؛ به‌گونه‌ای که تداوم چنین رفتارهای مخاطره‌آمیزی از سوی آنان، موجب شکل‌گیری خرده‌فرهنگ ضداجتماعی می‌شود و زمینۀ ناامنی، ترس از جرم، هراس اجتماعی و کاهش اعتماد را در بین شهروندان فراهم می‌آورد.

جوانان همواره در کانون کنترل و نگرانی بزرگسالان و ساختار اجتماعی بوده‌اند و گستره‌ای از ترس و نگرانی‌ها به‌طور مداوم دربارۀ رفتار و مسائل جوانان وجود دارد (فرانس[1]، 1395: 11). هم‌نوا نبودن این رفتارها با هنجارهای اجتماعی و بروز آن به شکل رفتارهای مخاطره‌آمیز ممکن است پیامدهای جبران‌ناپذیری برای کل جامعه داشته باشد. بروز این رفتارها، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی جوامع، زندگی فرد و دیگران را مختل و جامعه را دچار آسیب جدی می‌کند و نتایج منفی و مخرب جسمی، روان‌شناختی و اجتماعی را در جامعه افزایش می‌دهد و خود ممکن است علت و بسترساز بسیاری از آسیب‌های دیگر شود. رفتارهای پرخطر[2] ازجمله استعمال دخانیات، الکل و سایر داروها، نداشتن تحرک و فعالیت، خشونت، نداشتن مهارت مقابله با استرس و فشارهای روانی، پایبندنبودن به اصول اخلاقی و رفتارهای جنسی ناامن، پیامدهای اجتماعی را با خود به همراه خواهد داشت و بخش مهمی از منابع خانواده‌ها و جامعه را برای پیشگیری از رفتارهای پرخطر به خود اختصاص می‌دهد (سعادتی، 1396: 7). رفتارهای پرخطر، ممکن است در کوتاه‌مدت و بلندمدت، تأثیر نامساعدی بر سلامتی افراد داشته باشد و بر سلامتی دورۀ بزرگسالی جوانان نیز اثر بگذارد (Crosby and et al., 2009: 4).

با توجه به ساختار سنی جوان کشور و نظر به اینکه جوانان، آسیب‌پذیرترین قشر جامعه در برابر بروز رفتارهای مخاطره‌آمیز هستند، بدیهی است هر گونه ضایعه و نارسایی در بهداشت جسمی و روانی و درنتیجه، کاهش توانایی‌های این قشر حرکت‌ساز، به‌گونه‌ای پرهیزناپذیر، به کندی پیشرفت جامعه منتهی می‌شود و بروز این رفتارها در درازمدت نیز ممکن است آثار منفی بر سلامتی افراد جامعه داشته باشد.

 مطابق آمار سازمان پزشکی قانونی، شایع‌ترین علل مرگ‌ومیر جوانان و نوجوانان زیر 25 سال در ایران، در مرتبۀ اول، تصادفات رانندگی و سپس مسمومیت‌های ناشی از الکل، مواد مخدر و خودکشی بوده است (احمدی و معینی، 1394: 2). شهر تبریز نیز به‌عنوان یکی از کلان‌شهرهای ایران، از این امر مستثنا نیست و نتایج برخی مطالعات در این شهر نشان می‌دهد میانگین بزهکاری با مؤلفه‌های وندالیسم، خشونت، سرقت و تقلب، استعمال مواد مخدر، الکل و کج‌روی‌های فرهنگی برابر با 45 درصد است (جعفری، 1389: 102). میانگین پرخاشگری روانی و فیزیکی نیز، برابر با 43/62 بوده است که میانگین مذکور، حاصل بیشتر از حد متوسط است (سعادتی و عباس‌زاده، 1392: 129). میانگین گرایش به اغتشاشات شهری برابر با 13/41 درصد برآورد شده است (اسلامی بناب، 1392: 93) و در مطالعۀ حسنی نیز 46 درصد، خشونت؛3/15 درصد، سرقت؛ 46 درصد، وندالیسم؛ 9/12 درصد، مصرف مواد و 42 درصد، کج‌روی جنسی برآورد شده است (حسنی، 1394: 14). همچنین نزدیک به نیمی از جمعیت این کلان‌شهر (79/46 درصد) را جوانان تشکیل می‌دهند (مرکز آمار ایران، 1395).

در این میان، نظریه‌های فرایند اجتماعی،[3] نقش جامعه‌پذیری را در بروز رفتار انحرافی و پرخطر بررسی می‌کنند. بر این اساس، حضور افراد در فضاهای اجتماعی متفاوت به شکل‌گیری هویت‌های گوناگون و گاهی متضاد کمک می‌کند. بر همین اساس، با بالغ‌شدن افراد، عناصری از جامعه که با آن تماس و ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای دارند، بر الگوهای رفتاری آنان تأثیر می‌گذارد. درحقیقت، شخصیت افراد از لابه‌لای همین روابط اجتماعی و از درون شبکه‌های اجتماعی ساخته و پرداخته و ارزش‌های فرهنگی درونی می‌شود. نظریه‌های فرایند اجتماعی، جوان کج‌رو را فردی به تصویر می‌کشند که رفتار وی، که در بستر روابط اجتماعی و فرایندهای اجتماعی شکل گرفته است، در تضاد با هنجارهای جامعه معمولی قرار دارد. پژوهش حاضر نیز درصدد پاسخگویی به پرسش‌های ذیل است:

- میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز در چه حدی است؟

- فرایند و سازوکار‌های اجتماعی، چه تأثیری در بروز رفتارهای پرمخاطرۀ جوانان دارد؟

 

چارچوب نظری

توجه به رفتارهای پرخطر در میان جوانان و کوشش برای شناخت و پیشگیری آنها از اواخر دهۀ 1980 از ایالات متحده آغاز شده و گسترش روزافزونی در میان سایر جوامع داشته است. رفتارهای پرخطر عبارت است از رفتارهایی که ارتکاب آن، احتمال صدمه و آسیب‌دیدن فرد و جامعه را در پی دارد (Zuckerman, 2006: 52). بنا به تعریف ایگرا و ایروین[4]، رفتارهای پرخطر رفتارهایی است که به‌طور عمدی انجام می‌شود و پیامدهای نامشخصی به بار می‌آورد و احتمال دارد این پیامدها برای سلامتی، شخص مضر باشد (هوگارد[5]، 1393: 90). آرنت[6] نیز، آن دسته از رفتارهایی را که پیامدهای شخصی و اجتماعی دارد، رفتار مخاطره‌آمیز تعریف می‌کند و به‌عقیدۀ وی، افراد، کنترل زیادی بر پیامدهای احتمالی آن ندارند. او معتقد است مخاطره‌پذیری، بیش از هر چیز از محدودیت‌هایی تأثیر می‌پذیرد که خانواده، جامعه، مدرسه و فرهنگ برای آن قائل می‌شوند (Arnett, 1995: 68). براساس تعریف دیگر، رفتار پرخطر، رفتاری است با پیامدهای نامطلوب که با احتمال آسیب یا لطمه همراه است و به‌طور کلی، چنین رفتارهایی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با سلامت و رفاه افراد مرتبطند (Ritchter, 2010: 26، به نقل از رحمانی، 1394: 37).

برای فهم تفاوت بین انواع رفتارهای پرخطر، مور و گالون[7]، چهار گروه از رفتارهای مخاطره‌آمیز را مشخص کرده‌اند که عبارتند از: رفتارهای مخاطره‌آمیز هیجان‌خواهی، رفتارهای مخاطره‌آمیز حاکی از سرکشی و نافرمانی، رفتارهای مخاطره‌آمیز بی‌احتیاطانه و رفتارهای مخاطره‌آمیز ضداجتماعی (Leather, 2009: 297، به نقل از رحمانی، 1394: 37). مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحدۀ امریکا، شش نوع بحرانی از رفتارهای مخاطره‌آمیز را مشخص کرده است: نداشتن فعالیت فیزیکی، عادات بد غذایی، سیگارکشیدن، مصرف الکل، رفتارهای جنسی و خشونت که علت اصلی مرگ‌ومیر و ناتوانی در میان جوانان و بزرگسالان است (رحمانی، 1394: 37).

از سال 1991، ایالات متحدۀ امریکا، برنامه‌ای ملی با نام «سیستم نظارت بر رفتارهای پرخطر[8]» را طراحی کرد و به اجرا گذاشت که ارزیابی نُه مقوله از رفتارهای پرخطر شامل خشونت، خودکشی، بی‌ملاحظگی در رانندگی، مصرف دخانیات، الکل و مواد، رفتارهای پرخطر جنسی، رفتارهای تغذیۀ ناسالم و نداشتن فعالیت‌های بدنی و ورزش را در برمی‌گرفت. در ایران نیز برنامۀ آموزش مهارت‌های زندگی در مدارس، که از سال 1381 به اجرا در آمد، بر همین اساس طراحی شده است. این طرح، شامل آموزش‌های پیشگیرانه در چهار مورد دخانیات، اعتیاد، ایدز و خشونت است که در قالب آموزش مهارت‌های ارتباطی، توانایی تصمیم‌گیری، توانایی تفکر خلاق، مهارت خودشناسی و توانایی مقابله با هیجان‌ها و تنش و... ارائه می‌شود (سلیمانی‌نیا و همکاران، 1384: 78).

مبنای نظریه‌های فرایند اجتماعی اینگونه است که بیشتر کنشگران از روابط خانوادگی، پیوندهای گروهی همسالان، مراکز آموزشی و کنش متقابل با اشخاص تأثیر می‌گیرند. اگر این روابط، مثبت باشد، افراد از عهدۀ مقررات جامعه برمی‌آیند؛ اما اگر این روابط، مخرب و ناسالم باشد، موفقیت‌های متداول، احتمالاً غیرممکن می‌شود و راه‌ حل‌های انحرافی و پرخطر جایگزین آن خواهد شد (Siegel, 2008: 214). دیدگاه فرایند اجتماعی، دو شاخۀ عمدۀ یادگیری اجتماعی و کنترل اجتماعی دارد که درادامه به این دیدگاه‌ها توجه می‌شود:

یادگیریاجتماعی

نظریه‌های یادگیری اجتماعی، رفتار انحرافی را محصول یادگیری هنجارها، ارزش‌ها و رفتارهای مربوط به فعالیت‌های انحرافی می‌دانند. نظریۀ یادگیری بر فراگیری نگرش‌ها، معاشرت‌ها و رفتارهای لازم برای تداوم زندگی منحرفانه تأکید می‌کند. این نظریه بر آن است که برای شروع یک زندگی توأم با کج‌روی، جوانان قانون‌شکن باید نگرش‌ها، رفتارها و فنون لازم برای ارتکاب انحراف و سپس غلبه بر آشفتگی عاطفی را یاد بگیرند (سیگل و سنا[9]، 1384: 259). در این میان، خانواده به‌عنوان یکی از کارگزاران اصلی جامعه‌پذیری، مهارت‌ها و ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی بهنجار را منتقل می‌کند. درمقابل، انزوا از خانواده یا بیگانگی با آن و به‌طور کلی، جامعه‌پذیری نادرست، اغلب فرد را با رفتارهای ضداجتماعی و انحرافی مواجه می‌کند (Park and Buriel, 1998: 463).

ویلیام گود[10]، نهاد خانواده، سازمان و انگاره‌های آن را کلیدی برای شناخت شخصیت و رفتار فرد پرورش‌یافته در آن تلقی می‌کند و هرگونه نابسامانی و بی‌سازمانی در این نهاد و ساختار آن را در بروز توسعه و تکوین شخصیت منحرف و کج‌رو دخیل می‌داند. الیزابت هارلوک[11] نیز منشأ نابهنجاری را در محیط خانواده و در ساختارهای آن جست‌وجو می‌کند و آن را معلول نحوۀ تربیت، سازوکار‌های جامعه‌پذیری در خانواده می‌داند. دوروتی لاونولت[12] دربارۀ نقش رفتارهای آسیب‌زای خانواده در شکل‌گیری رفتار نابهنجار متذکر می‌شود که تجربیات اولیۀ زندگی در تعیین چگونگی رفتار مؤثر است و خانواده، اولین نهادی است که زمینۀ چنین تجربیاتی را فراهم می‌کند (محسنی تبریزی، 1383: 70-76).

سوبل[13] معتقد است شیوه‌های جامعه‌پذیری با استقلال کودکان تغییر می‌یابد و این امر، خود ناشی از ورود جوانان به ساختارهای اجتماعی متعدد و متنوع است. این امر به شکاف نسلی[14]، کاهش کنترل والدین در خانواده و جایگزینی فرهنگ جوانان منجر می‌شود که در آن، اقتدار والدین کاهش می‌یابد و بستر برای بروز رفتارهای مخاطره‌آمیز فراهم می‌شود. بر این اساس، بروک جاکوبسن و همکاران[15]، معتقدند شکاف نسلی قشر جوان در رابطه با مسائل اجتماعی، به‌طور عمده بر سکس، مصرف الکل، مواد مخدر و به‌طور کلی، رفتارهای مخاطره‌آمیز متمرکز است(Falk and Falk, 2005: 22) . براساس دیدگاه نظری پیر بوردیو[16] نیز با به‌کارگیری مفهوم هیستریسیس (ناسازی)[17]،مفهوم شکاف نسلی را می‌توان بررسی کرد.به‌عقیدۀ بوردیو، فرایند اجتماعی‌شدن، که ابتدا در خانواده آغاز می‌شود، عمیقاً کنش‌های ما را شکل می‌دهد؛ یعنی عادت‌واره با این زمینه شکل می‌گیرد و این روند آهسته و ناخودآگاه است؛ ولی به‌تدریج، تمایلات ما همراه با تحولات جهان‌های اجتماعی ما تغییر می‌کند؛ بنابراین شخص، وضعیت جدیدی پیدا می‌کند که در آن سرعت یا جهت تغییر میدان با سرعت و جهت تغییر عادت‌وارۀ اعضای آن میدان، متفاوت باشد؛ یعنی کنش‌های کنشگران اجتماعی ممکن است دچار تحریف زمانی شود و در این حالت، سرسختانه، مقاوم یا نادرست به نظر آید(Bourdieu and Passeron, 1990: 165) . در ناسازی، نوعی اختلاف فاز میان عادت‌وارۀ قدیمی و شرایط جدید به وجود می‌آید و این اختلاف فاز به رفتارهای کم‌سازگار یا ناسازگار و پرخطر کنشگران منجر می‌شود (بون ویتز[18]،1391: 104).

یکی دیگر از آرای کلاسیک دربارۀ یادگیری رفتار انحرافی، نظریۀ همنشینی افتراقی[19] ادوین اچ. ساترلند[20] است. نظریۀ وی بر دیدگاه تعامل‌گرایی مبتنی است و بر نقش تعامل اجتماعی در شکل‌دادن نگرش‌ها و رفتار مردم تأکید دارد. ساترلند معتقد است افراد، رفتار انحرافی را به‌طور عمده از گروه‌های منحرف صمیمی، همچون گروه‌های نخستین و کوچک دوستان یاد می‌گیرند. براساس نظر وی، وقتی افراد در حلقه‌های معاشرت و رفت‌وآمدها، نظام ارزش‌ها و هنجارهای مغایر ارزش‌های رایج اجتماع را بیشتر دریافت کنند، احتمال بروز رفتارهای انحرافی در آنها بیشتر می‌شود (هیوز و کرولر[21]، 1395: 234). در این میان، رونالد آکرز[22]، معتقد است مردم در تعامل با افراد اثرگذار یاد می‌گیرند رفتار خود را ارزیابی کنند. اگر افراد و گروه‌هایی که به‌نظر خود فرد، نقش مهمی در زندگی‌اش دارند، انواع کج‌روی‌ها را رفتار بهنجاری بدانند، بسیار احتمال دارد که فرد مرتکب این رفتارها شود؛ به همین ترتیب، اگر خانواده، دوستان و دیگران مهم و اثرگذار فرد، کج‌روی را نابهنجار بدانند، کمتر احتمال دارد که فرد درگیر این رفتارها شود (کندال[23]، 1392: 303).

رسانه‌ها نیز به‌عنوان یکی دیگر از کارگزاران جامعه‌پذیری، منبع اصلی اندیشه‌ها و اطلاعات است و  نفوذ زیادی بر نگرش‌ها، عقاید و رفتار مردم دارد (عباس‌زاده و همکاران، 1393: 7). بر این اساس، مطابق نظریۀ الگوبرداری[24]، برخی تصاویر رسانه‌ای ممکن است به‌صورت خاصی برای نوجوانان و جوانان، برجسته باشند. بدن‌های زنانۀ لاغر و کنش‌های جنسی می‌توانند به‌آسانی توجه گزینشی را به خود جلب کنند. نوشیدن الکل و کشیدن سیگار، هرچند برجسته نباشد، ممکن است توجه نوجوان را به خود جلب کند. تکرار اینگونه تصاویر و رفتارها، احتمال یادگیری آنها را افزایش می‌دهد؛ اما مهم‌تر اینکه رسانه بیشتر از اینکه رفتارهای ناسالم خوردن، کشیدن سیگار و آمیزش جنسی را تقبیح کند، آنها را تأیید می‌کند (پرس[25]، 1393: 10). ازنظر ژان بودریلار[26] نیز عملکرد رسانه‌های جمعی، جلوگیری از مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی است و فردی‌سازی و منزوی‌کردن افراد و واردکردن آنها به دنیای شبیه‌سازی‌شده‌هاست؛ جایی که در آن، تشخیص امر واقعی و امر ساختگی ناممکن است و کنشگران در آن، امر ساختگی را بر واقعیت ترجیح می‌دهند. وی چنین استدلال می‌کند که فضای رسانه‌ای، در نوعی از هرزگی، خصوصی‌ترین فرایندهای زندگی ما را بستر تغذیۀ مجازی می‌کند (فرهنگی و اردشیرزاده، 1393: 45).

کنترل اجتماعی

نظریه‌های کنترل اجتماعی، رفتار انحرافی را نتیجۀ تعهد ضعیف به نهادهای عمدۀ موجود در جامعه تلقی می‌کند و ایدۀ اصلی‌ آنها این است که از آنجا که سازوکار اعمال کنترل رسمی و غیررسمی از سوی نهادهای ذی‌ربط رو به ضعف می‌گذارد، آنان برای انتخاب گزینه‌های رفتاری ضداجتماعی و مخاطره‌آمیز، احساس آزادی می‌کنند (سعادتی، 1396: 148). نظریه‌پردازان کنترل اجتماعی معتقدند افراد به این علت از قانون اطاعت می‌کنند که رفتارها و ایده‌های آنان با نیروهای بیرونی و درونی کنترل می‌شود. به‌نظر آنان، رفتار افرادی که فعالیت‌های منحرفانه انجام می‌دهند با وابستگی و تعهد به مردم، نهادها و فرایندهای مرسوم کنترل می‌شود. اگر این تعهد و الزام از بین برد، آنان در زیر پاگذاشتن قانون آزاد خواهند بود (حسینی نثار و فیوضات، 1390: 101). نظریۀ کنترل بر این نکته تأکید دارد که پیوندهای سست بین افراد و جامعه، آنان را آزاد می‌گذارد تا منحرف شوند؛ حال آنکه پیوندهای محکم موجب می‌شوند انحراف، تاوان سختی داشته باشد (استارک[27]، 1395: 222). بر همین اساس، اف. ایوان نای[28]، بیشترین نرخ رفتار انحرافی در بین جوانان را ناشی از روابط خانوادگی ضعیف و کنترل‌های اجتماعی اندک می‌داند. ازنظر تروایس هیرشی[29]، بدون کنترل‌های اجتماعی و در صورت نداشتن حساسیت و علاقه به دیگران، جوان برای ارتکاب اعمال مجرمانه آزاد است. وی چنین فرض می‌کند که رفتارهای انحرافی و پرخطر، زمانی رخ می‌دهد که پیوند فرد با جامعه سست یا شکسته می‌شود (Hirschi, 1969: 253). براساس نظریۀ بازدارندگی[30] جک گیبز[31] نیز اگر سازوکارهای کنترل رسمی و پلیس در رسیدگی و برخورد با رفتارهای منحرفانه و پرونده‌های حاصل از انحراف بسیار موفق عمل کند، احتمال آنکه افراد به سبب ارتکاب دوبارۀ جرم محکوم شوند، کمتر خواهد بود. همچنین، هوپ کورمن[32] و اچ. نسی موکن[33]، اظهار می‌دارند که افزایش مراقبت‌های پلیسی، میزان ارتکاب رفتار انحرافی را کاهش می‌دهد. در صورتی که شمار مأموران پلیس کاهش یابد، میزان بازداشت‌ها نیز کاهش پیدا می‌کند و درنتیجه، موارد ارتکاب جرایم افزایش می‌یابد (استارک، 1395: 236).

 

پیشینۀ تجربی

بخشی از نتایج پژوهش اسدپور (1395) نشان می‌دهد همبستگی بین متغیرهای سبک‌های فرزندپروری (سهل‌گیر و استبدادی)، با گرایش به رفتارهای پرخطر و شیوع آن، معنادار بوده؛ ولی رابطۀ خطی بین متغیرهای سبک فرزندپروری منطقی و گرایش و شیوع رفتارهای پرخطر، معنادار نبوده است. قسمتی از نتایج پژوهش رحمانی (1394)، نشان داد تأثیر متغیر پیوند افتراقی بر بروز رفتارهای پرخطر، معنادار بوده است. در پژوهش رشید (1394)، عوامل اجتماعی و فردی، شامل روابط خانوادگی، وجود الگوهای اجتماعی نامناسب، کنترل خانواده، نقش و محتوای رسانه‌های جمعی و نظارت اجتماعی به‌عنوان مهم‌ترین عوامل مؤثر بر بروز رفتارهای پرخطر تشخیص داده شده‌اند.

نتایج مطالعۀ معینی (1393) نشان داد بین متغیرهای دلبستگی به خانواده و دوستان، تعهد به هنجارها، مشارکت، باور به اصول اخلاقی، خودپنداره، خود- کنترلی، همنشینی با دوستان بزهکار، نظارت والدین بر فرزندان، مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی و رفتارهای پرخطر، رابطۀ معناداری وجود دارد. بخشی از نتایج پژوهش علیوردی‌نیا (1393)، نشان داد متغیرهای تقویت افتراقی، پیوند افتراقی، ارزیابی خانواده از فرد، ارزیابی همسالان از فرد، حذف محرک مثبت، الزام تحصیلی و باور 55 درصد از تغییرات متغیر رفتارهای پرخطر را تبیین می‌کند. نتایج پژوهش حسینی (1393)، نشان داد رابطۀ متغیرهای معاشرت با دوستان ناباب، پایگاه اجتماعی– اقتصادی، میزان کنترل والدین، علاقه خانوادگی و سطح تحصیلات والدین با گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر معنادار بوده است. پروین و علی‌بابایی (1392)، در پژوهش خود نشان داد رابطۀ دو متغیر خودکنترلی اجتماعی، کنترل اجتماعی با رفتارهای پرخطر، معکوس و معنادار است. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد سه متغیر احساس فشار اجتماعی، بازدارندگی اجتماعی و آثار منفی شهرنشینی، 82 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می‌کند.

نتایج پژوهش وزینا و همکاران[34] (2015)، نشان داد تجربۀ خشونت در خانواده، جامعه‌پذیری نامناسب، درک کم والدین، نظارت اندک والدین، وجود تنش و اختلافات خانوادگی، وجود همسالان ناباب و منحرف و رفتارهای مخاطره‌آمیز، تأثیر معناداری بر بروز رفتارهای مخاطره‌آمیز داشته است. چانکاریکا و همکاران[35] (2014)، در مطالعه‌ای نشان دادند بستر اجتماعی سبک زندگی دانشگاهی با مصرف الکل، فرصت‌های مناسب، کاهش نظارت، تفاوت‌های فردی و فرهنگی (مذهب، نگرش به جنس، انتظارات اجتماعی، طبقۀ اجتماعی)، نقش مؤثری در فراهم‌کردن رابطۀ جنسی مخاطره‌آمیز داشته است. نتایج پژوهش وونگ تونگام و همکاران[36] (2014) نشان داد همبستگی مثبت و مستقیمی بین وجود همسالان منحرف و استفاده از الکل و مواد مخدر وجود داشته است.

بخشی از نتایج وانگ و همکاران[37] (2013)، نشان داد سبک‌های فرزندپروری، کنترل والدین بر مصرف مواد، بزهکاری و رفتارهای پرخطر جنسی، تأثیرات معناداری دارند. یافته‌های پژوهش سیموئز و متوس[38] (2012) نشان داد حوادث منفی زندگی (تجربۀ خشونت و درگیری در خانواده، وجود انحراف در خانواده، وجود همسالان کج‌رو)، رابطۀ معناداری با رفتارهای پرخطر داشته است. نتایج پژوهش لسلی و همکاران[39] (2010) نشان‌ داد متغیرهای سن، سابقۀ رفتار انحرافی در خانواده، همسالان کج‌رو، نظارت و کنترل والدین، تأثیر معناداری بر بروز رفتارهای مخاطره‌آمیز داشته‌ است. پژوهش توبلر و کومرو[40] (2010)، نشان داد بین نظارت و کنترل والدین و تعاملات خانواده با بروز رفتارهای پرخطر، رابطۀ معنادار و معکوسی وجود دارد.

 با توجه به پیشینه‌های نظری و تجربی مطرح‌شده، مدل نظری پژوهش به شکل زیر تدوین می‌شود:

 

 

نمودار 1- مدل نظری پژوهش

Fig 1- Theoretical Model of Research

 

 

فرضیه‌های پژوهش

- بین همنشینی افتراقی و میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز، رابطه وجود دارد.

- بین کنترل اجتماعی و میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز، رابطه وجود دارد.

- بین شکاف نسلی و میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز، رابطه وجود دارد.

- بین جامعه‌پذیری و میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز، رابطه وجود دارد.

- بین عملکرد رسانه‌های جمعی و میزان بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز، رابطه وجود دارد.

 

روش‌شناسی

نوع پژوهش حاضر براساس چگونگی گردآوری داده‌ها، پیمایشی، براساس هدف پژوهش، از نوع کاربردی و ازلحاظ میزان ژرفایی، جزء پژوهش‌های پهنانگر و با در نظر گرفتن معیار زمان، مقطعی است. جامعۀ آماری پژوهش، شامل کلیّۀ افراد 15-34 سالۀ شهر تبریز است که براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390، به تعداد 579694 نفر هستند. تعداد نمونۀ آماری پژوهش نیز با استفاده از فرمول آماری کوکران، 630 نفر برآورد شده است. شیوۀ نمونه‌گیری، از نوع نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای است. به این ترتیب، افراد نمونه به‌صورت تصادفی از هر منطقۀ (خوشه) شهرداری و به تفکیک جنسیت و به نسبت جمعیت هر جنس در کل جامعۀ آماری هر منطقه، به‌صورت تصادفی برای گردآوری اطلاعات انتخاب شدند. برای سنجش کلیّۀ متغیرها و کسب اطلاعات لازم از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخت استفاده شده و اعتبار این مقیاس‌ها، از نوع اعتبار محتوایی[41] از نوع اعتبار صوری[42] و سازه‌ای[43] است.

- نتایج حاصل از تحلیل عاملی سازۀ کنترل اجتماعی نیز نشان می‌دهد اول اینکه، معنی‌داری آزمون بارتلت[44] و مقدار به‌دست‌آمده برای آزمون KMO[45]، نشان‌دهندۀ مناسب‌بودن داده‌ها و کفایت نمونه‌ای برای انجام‌دادن این تحلیل است. همچنین، براساس مقادیر ویژه، گویه‌های طراحی‌شده برای سنجش متغیر کنترل اجتماعی، به دو عامل کنترل اجتماعی رسمی و کنترل اجتماعی غیررسمی تقلیل یافت. درمجموع نیز دو عامل مذکور، 18/55 درصد از واریانس گویه‌ها را تبیین کردند. ضرایب پایایی به‌دست‌آمده برای عامل‌های دوگانه و سازۀ کنترل اجتماعی، پایداری درونی مناسب گویه‌ها را در حد مطلوب نشان داد

- نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل عاملی سازۀ جامعه‌پذیری در خانواده نشان داد براساس معنی‌داری آزمون بارتلت و مقدار آزمون KMO، انجام‌دادن تحلیل عاملی، مناسب و منطقی و پیش‌شرط کفایت نمونه‌ای نیز برقرار است. مطابق معیار مقادیر ویژه نیز گویه‌هایی که برای سنجش سازۀ جامعه‌پذیری در خانواده طراحی شده بودند، درنهایت، به دو عامل جامعه‌پذیری بهنجار و جامعه‌پذیری نابهنجار، تقلیل یافتند، همچنین، این دو عامل، 79/77 درصد از واریانس گویه‌ها را تبیین کردند. ضرایب پایایی به‌دست‌آمده برای ابعاد مذکور و سازۀ جامعه‌پذیری نیز در حد مناسبی است.

- برای برآورد اعتبار مقیاس‌های شکاف نسلی، همنشینی افتراقی و عملکرد رسانه‌ها، از اعتبار صوری از نوع اعتبار محتوایی استفاده شده است؛ یعنی گویه‌های طراحی‌شده برای هر یک از متغیرهای مذکور براساس نظرات متخصصان، پالایش و اعتبارسنجی شد. ضرایب پایایی حاصل برای متغیرهای مذکور نیز بیشتر از 7/0 و در حد مناسبی است (جدول شمارۀ 1).

 

 

جدول 1- نتایج و اجزای تحلیل عاملی اکتشافی و ضریب پایایی متغیرهای مستقل پژوهش

Table 1- Results and components of exploratory factor analysis and reliability coefficient of independent research variables

ضریب پایایی کل

ضریب پایایی هر مؤلفه

آزمون KMO

آزمون بارتلت

کل واریانس تبیین‌شده

واریانس تبیین‌شدۀ هر عامل

مقادیر ویژۀ هر عامل

مؤلفه

متغیر

P

x2

 

870/0

891/0

600/0

000/0

96/288

18/55%

77/39

51/5

کنترل رسمی

کنترل اجتماعی

770/0

40/15

20/2

کنترل غیررسمی

 

862/0

910/0

777/0

000/0

 

19/237

79/77%

52/53

81/4

جامعه‌پذیری بهنجار

 

جامعه‌پذیری

757/0

26/24

18/1

جامعه‌پذیری نابهنجار

891/0

-

-

-

-

-

-

-

-

شکاف نسلی

730/0

-

-

-

-

-

-

-

-

همنشینی افتراقی

727/0

-

-

-

-

-

-

-

-

رسانه‌های جمعی

 

 

برای برآورد اعتبار پرسش‌نامۀ رفتارهای پرخطر، از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم[46] با استفاده از نرم‌افزار Smart-PLS استفاده شده است. متغیر رفتارهای پرخطر در این پژوهش با چهارده مؤلفه (متغیر پنهان مرتبۀ اول)، شامل خشونت، رانندگی خطرناک، مصرف خودسرانۀ دارو، خودکشی، هرزه‌نگاری اینترنتی (سایبر سکس)، تغذیۀ ناسالم، بی‌تحرکی، اعتیاد به شبکه‌های مجازی، مصرف سیگار، مصرف قلیان، مصرف مشروب، مصرف مواد مخدر، رابطۀ جنسی ناسالم و قمارکردن، در قالب طیف لیکرت و در سطح سنجش رتبه‌ای سنجیده شده است. برای بررسی اعتبار درونی(همگرا[47]) مدل، از شاخص متوسط واریانس استخراج‌شده (AVE[48]) استفاده شده است. برای این شاخص، حداقل مقدار مطلوب براساس نظر مگنر و همکاران 4/ است (داوری و رضازاده، 1392: 137). این شاخص برای تمامی ابعاد سازۀ رفتار پرخطر، بیشتر از 4/ و در حد مطلوب است؛ یعنی متغیرهای پنهان مدنظر توانسته‌اند بیشتر از 40 درصد واریانس مشاهده‌پذیرهای خود را تبیین کنند و درنتیجه، روایی همگرای مدل حاضر تأیید می‌شود. برای آزمون برازش و کیفیت مدل اندازه‌گیری نیز از شاخص اشتراک با روایی متقاطع (CV Com[49]) استفاده شده است. این شاخص درحقیقت، توانایی مدل مسیر در پیش‌بینی متغیرهای مشاهده‌پذیر با مقادیر متغیر پنهان متناظر آنهاست. مقادیر مثبت این شاخص، نشان‌دهندۀ کیفیت مناسب مدل اندازه‌گیری است (محسنین و اسفیدانی، 1393: 146). در این پژوهش نیز مطابق یافته‌ها، مقادیر به‌دست‌آمده برای شاخص CV Com، همگی مثبت است؛ بنابراین، کیفیت مدل اندازه‌گیری تأیید می‌شود.

برای برآورد پایایی[50] گویه‌های متغیرهای پنهان مدل اندازه‌گیری، از تکنیک آلفای کرونباخ[51] و پایایی مرکب[52](p دلوین- گلدشتاین)، استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون آلفای کرونباخ نشان داد ضرایب به‌دست‌آمده برای تمامی متغیرهای پنهان در مدل اندازه‌گیری، بیشتر از 6/0 و در حد مطلوب است. به‌علت برتری پایایی مرکب، نسبت به آلفای کرونباخ، برای بررسی همسانی درونی مدل اندازه‌گیری، از این شاخص نیز استفاده شده است. نتایج شاخص پایایی مرکب برای تمامی متغیرهای پنهان حاضر در مدل، بیشتر از 7/0 و در حد مطلوب است و پایایی مناسب مدل اندازه‌گیری را نشان می‌دهد. پایایی ترکیبی به‌دست‌آمده برای سازۀ رفتارهای پرخطر نیز برابر با 930/0 است (جدول شمارۀ 2).

 

جدول 2- نتایج و اجزای تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب پایایی هر یک از مؤلفه‌های سازۀ رفتار پرخطر

Table 2. Results and components of confirmatory factor analysis and reliability coefficients of each component of risky behaviors structure

CV Com

پایایی ترکیبی

پایایی

AVE

مؤلفه‌های رفتار پرخطر

687/0

899/0

853/0

691/0

خشونت

582/0

873/0

822/0

582/0

رانندگی خطرناک

414/0

768/0

602/0

460/0

مصرف خودسرانۀ دارو

765/0

959/0

952/0

774/0

خودکشی

776/0

965/0

959/0

777/0

هرزه‌نگاری اینترنتی (سایبر سکس)

403/0

713/0

700/0

412/0

تغذیۀ ناسالم

625/0

853/0

846/0

666/0

تحرک ناکافی

744/0

958/0

949/0

745/0

اعتیاد به شبکه‌های مجازی

732/0

956/0

947/0

735/0

مصرف سیگار

883/0

978/0

973/0

883/0

مصرف قلیان

697/0

962/0

956/0

701/0

مصرف مشروب

623/0

935/0

919/0

647/0

مصرف مواد مخدر

688/0

963/0

958/0

690/0

رابطۀ جنسی ناسالم

709/0

939/0

924/0

714/0

قمارکردن

400/0

930/0

980/0

527/0

سازۀ رفتار پرخطر

 

همچنین، برای برآورد اعتبار تشخیصی( واگرا[53]) مدل، از روش ماتریس فورنل و لارکر[54] استفاده شده است. براساس نتایج ماتریس فورنل و لارکر، مقادیر جذر AVE، برای تمامی متغیرهای پنهان (مؤلفه)، که در خانه‌های موجود در قطر اصلی ماتریس قرار دارد، از مقدار همبستگی میان آنها، که در خانه‌های زیرین و راست قطر اصلی قرار گرفته‌ است، بیشتر است؛ بنابراین، گفتنی است متغیرهای مکنون در مدل حاضر، تعامل بیشتری با مشاهده‌پذیرهای خود دارند تا با سازه‌های دیگر؛ به عبارتی، اعتبار واگرای مدل در حد مناسب است و تأیید می‌شود (جدول شمارۀ 3).

 

 

 

جدول 3- ماتریس سنجش روایی تشخیصی(واگرا) فورنل- لارکر

Table 3- Fornell-Larcker Discriminant Validity Results

قمارکردن

رابطۀ جنسی ناسالم

مصرف مواد

مصرف مشروب

مصرف قلیان

مصرف سیگار

اعتیاد به شبکه‌های مجازی

بی‌تحرکی

تغذیۀ ناسالم

انحراف‌های مجازی

خودکشی

مصرف خودسرانۀ دارو

رانندگی خطرناک

خشونت

مؤلفه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

831/0

خشونت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

762/0

436/

رانندگی خطرناک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

678/

410/0

550/0

مصرف خودسرانۀ دارو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

879/0

653/0

340/0

823/0

خودکشی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

881/0

418/0

536/0

468/0

447/0

هرزه‌نگاری اینترنتی

 

 

 

 

 

 

 

 

641/0

320/0

227/0

173/0

166/0

285/0

تغذیۀ ناسالم

 

 

 

 

 

 

 

816/.

057/0

040/0

147/0

114/0

238/0

241/0

بی‌تحرکی

 

 

 

 

 

 

863/0

241/0

376/0

470/0

760/0

579/0

553/0

765/0

اعتیاد به شبکه‌های مجازی

 

 

 

 

 

857/0

602/0

028/0

206/0

653/0

697/0

592/0

435/0

655/0

مصرف سیگار

 

 

 

 

939/0

791/0

538/0

041/0

025/0

477/0

632/0

628/0

408/0

521/0

مصرف قلیان

 

 

 

837/0

686/0

657/0

410/0

220/0

248/0

684/0

474/0

663/0

497/0

465/0

مصرف مشروب

 

 

804/0

701/0

534/0

701/0

580/0

264/0

293/0

721/0

560/0

576/0

562/0

520/0

مصرف مواد مخدر

 

830/0

581/0

800/0

571/0

600/0

278/0

008/0

189/0

757/0

289/0

469/0

480/0

235/0

رابطۀ جنسی ناسالم

823/0

145/0

269/0

344/0

139/0

281/0

402/0

122/0

379/0

441/0

556/0

255/0

322/0

231/0

قمارکردن

 

 

براساس شاخص نسبت HTMT نیز سازه در صورتی اعتبار ممیز دارد که کلیّۀ اعداد به‌دست‌آمده از این ماتریس، کوچک‌تر از 1 باشد. با توجه به موارد مذکور، سازه‌های مدنظر در این مطالعه از اعتبار ممیز نیز برخوردار است (جدول شمارۀ 4).

 

 

 

 

 

 

جدول 4- نتایج شاخص  HTMT

Table 4- HTMT index results

 

جامعهپذیری

رفتار پرخطر

شکاف نسلی

عملکرد رسانه

همنشینی افتراقی

کنترل اجتماعی

 

 

 

 

 

جامعه‌پذیری

 

 

 

 

 

 

رفتار پرخطر

0.262

 

 

 

 

 

شکاف نسلی

0.526

0.411

 

 

 

 

عملکرد رسانه

0.566

0.330

0.635

 

 

 

همنشینی افتراقی

0.529

0.35

0.352

0.497

 

 

کنترل اجتماعی

0.493

0.331

0.613

0.683

0.386

 

 

 

 

یافته‌های توصیفی پژوهش

براساس یافته‌ها، 3/50 درصد، معادل 317 نفر از پاسخگویان را مردان و 7/49 درصد، معادل 313 نفر از آنان را زنان تشکیل داده‌اند. 5/60 درصد نمونه، مجرد؛ 1/37 درصد، متأهل و 7/1 درصد، مطلقه و 6/0 درصد، همسر فوت‌شده گزارش شده است.

براساس یافته‌ها، 8/9 درصد پاسخگویان را دانش‌آموزان، 5/52 درصد را دانشجویان، 7/5 درصد را دارندگان مشاغل آزاد، 3/7 درصد را شاغلان بخش دولتی، 6/4 درصد شاغلان را بخش خصوصی، 1/4 درصد را کارگران، 3/14 درصد را افراد خانه‌دار و 6/1 درصد را نیز دارندگان سایر مشاغل تشکیل داده‌اند. همچنین، در بین نمونۀ آماری، بیشتر پاسخگویان (6/34 درصد)، مدرک لیسانس داشتند. دارندگان مدرک دیپلم نیز با 6/25 درصد در رتبۀ بعدی قرار داشتند. تحصیلات پدر بیشتر پاسخگویان، دیپلم (8/30 درصد) و ابتدایی (9/21 درصد) بود و تحصیلات مادر بیشتر آنان، بی‌سواد (7/26 درصد)، دیپلم (2/26 درصد) و ابتدایی (8/24 درصد) گزارش شده است.

میانگین سن پاسخگویان نیز 56/24 سال بوده است. در این میان، کمترین سن، 15 سال و بیشترین آن، 34 سال است. همچنین، بیشتر افراد، (8/39 درصد)، در گروه سنی 24-20 سال قرار داشته‌اند. میانگین درصدی متغیر سن (94/36)، کمتر از حد متوسط است. نتایج آماره‌های توصیفی متغیرهای تحقیق اصلی پژوهش در جدول شمارۀ 5 نشان داده شده است.

 

 

جدول 5- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش

Table 5- Descriptive statistics of research variables

طبقات

دامنه تغییرات

مینیمم

ماکزیمم

انحراف معیار

 

میانگین درصدی

میانگین

متغیر

پایین

متوسط

بالا

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

فراوانی

1/15

95

3/70

443

4/14

91

39

13

52

99/6

09/64

33/33

کنترل اجتماعی

3/20

128

5/72

457

7

44

27

9

36

41/4

27/62

42/22

جامعه‌پذیری

1/27

171

8/59

377

9/12

81

18

6

24

93/3

66/61

80/14

شکاف نسلی

5/33

211

7/58

370

8/7

49

12

4

16

81/2

56/59

53/9

همنشینی افتراقی

9

57

6/80

508

3/10

65

52

23

75

54/7

01/66

51/49

عملکرد رسانه

9/71

453

8/23

150

3/4

27

220

106

326

47/44

77/49

27/162

رفتار پرخطر

 

 

نتایج آزمون همبستگی

برای سنجش همبستگی متغیرهای مستقل و رفتارهای پرخطر از ضریب همبستگی r پیرسون استفاده شده است. نتایج نشان داد همبستگی بین متغیرهای کنترل اجتماعی و جامعه‌پذیری، شکاف نسلی و همنشینی افتراقی با متغیر رفتارهای پرخطر به‌لحاظ آماری، معنادار بوده است؛ ولی رابطۀ خطی متغیر مذکور با متغیر عملکرد رسانه‌های جمعی، معنادار نیست (جدول شمارۀ 6).

 

 

جدول 6- آزمون همبستگی بین متغیرهای مستقل و رفتارهای پرخطر

Table 6- Correlation Test of Independent Variables and Risky Behaviors

متغیر

رفتار پرخطر

کنترل اجتماعی

جامعه‌پذیری

شکاف نسلی

همنشینی افتراقی

عملکرد رسانه

کنترل رسمی

کنترل غیررسمی

بهنجار

نابهنجار

ضریب

ضریب

ضریب

ضریب

ضریب

ضریب

ضریب

خشونت

067/-

035/-

151/-**

155/0**

072/0

112/0**

124/0**

رانندگی خطرناک

034/-

008/-

184/-**

209/0**

058/0

178/0**

086/0*

خوددرمانی

050/-

016/-

113/-**

187/0**

172/0**

165/0**

075/0

خودکشی

055/-

120/-**

088/-*

073/0

003/0

081/0*

001/0

هرزه‌نگاری

093/-*

044/-

134/-**

321/0**

109/0**

264/0**

114/0**

تغذیۀ ناسالم

112/-**

125/-**

079/-*

075/0

166/0**

053/0

044/0

تحرک ناکافی

025/-

054/-

075/-

105/0**

154/-**

073/0

076/0

اعتیاد به شبکۀ مجازی

156/-**

179/-**

041/-

191/0**

234/0**

192/0**

039/0

استعمال سیگار

160/-**

115/-**

006/-

257/0**

203/0**

188/0**

103/0**

استعمال قلیان

169/-**

110/-**

078/-

242/0**

149/0**

230/0**

096/0*

مصرف مشروب

100/-*

140/-**

051/-

280/0**

228/0**

198/0**

085/0*

مصرف مواد مخدر

061/-

026/-

108/-**

091/0*

138/0**

142/0**

003/0

رابطۀ جنسی ناسالم

177/-**

145/-**

148/-**

132/0**

211/0**

176/0**

017/0

قمارکردن

066/-

105/-**

101/-*

007/0

107/0**

120/0**

059/0

رفتارهای پرخطر

153/-**

176/-**

127/-**

256/0**

222/0**

248/0**

075/0

**:معنی‌داری در سطح 01/     *: معنی‌داری در سطح 05/      

 

 

مدل معادلات ساختاری

در پژوهش حاضر برای برازش مدل اندازه‌گیری، برازش مدل ساختاری، مدل کلی و درنهایت، برآورد آثار مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر بروز رفتارهای پرخطر از نرم‌افزار Smart-PLS استفاده شده است. این روش، زمانی استفاده می‌شود که حجم نمونه کوچک باشد یا توزیع متغیرها نرمال نباشد. با توجه به نرمال‌نبودن توزیع متغیرها در این مطالعه و تعداد زیاد گویه‌ها از نرم‌افزار مذکور استفاده شد. نتایج نشان داد مقادیر به‌دست‌آمده برای شاخص متوسط واریانس استخراج‌شده (AVE) برای بررسی اعتبار درونی (همگرا) مدل، برای تمامی ابعاد، بیشتر از 4/ و در حد مطلوبی است. برای آزمون برازش و کیفیت مدل اندازه‌گیری، از شاخص اشتراک با روایی متقاطع (CV Com) استفاده شده است. مقادیر مثبت این شاخص، نشان‌دهندۀ کیفیت مناسب مدل اندازه‌گیری است. مطابق یافته‌ها نیز مقادیر به‌دست‌آمده برای شاخص CV Com، همگی مثبت است؛ بنابراین، کیفیت مدل اندازه‌گیری پژوهش تأیید می‌شود.

برای برآورد پایایی گویه‌های متغیرهای پنهان مدل اندازه‌گیری پژوهش حاضر، از تکنیک آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون آلفای کرونباخ نشان داد ضرایب به‌دست‌آمده برای تمامی متغیرهای پنهان در مدل اندازه‌گیری، بیشتر از 7/0 و در حد مطلوبی است. نتایج به‌دست‌آمدۀ شاخص پایایی مرکب نیز برای تمامی متغیرهای پنهان حاضر در مدل، بیشتر از 7/0 و در حد مطلوبی است و پایایی مناسب مدل اندازه‌گیری را نشان می‌دهد (جدول شمارۀ 7).

 

جدول 7- شاخص‌های برازش مدل اندازه‌گیری

Table 7- Measurement Model Fitness Index

CV Com

پایایی ترکیبی

پایایی

AVE

متغیر

447/0

854/0

760/0

447/0

همنشینی افتراقی

423/0

810/0

744/0

426/0

شکاف نسلی

315/0

786/0

732/0

415/0

عملکرد نامناسب رسانه

345/0

868/0

849/0

446/0

کنترل اجتماعی

753/0

947/0

932/0

753/0

جامعه‌پذیری

347/0

977/0

975/0

434/0

رفتار پرخطر

 

برای برآورد کیفیت مدل ساختاری از شاخص افزونگیCV Red [55] استفاده شده است. معروف‌ترین و شناخته‌شده‌ترین معیار اندازه‌گیری این توانایی، شاخص Q2 استون-گیزرلر[56] است. مقادیر Q2مثبت نشان می‌دهد مقادیر مشاهده‌شده خوب بازسازی شده‌ است و مدل، توانایی پیش‌بینی دارد. در پژوهش حاضر نیز تمامی مقادیر به‌دست‌آمده برای این شاخص، مثبت است و درنتیجه، مدل ساختاری، کیفیت مناسبی دارد؛ به عبارتی، متغیرهای مستقل، توانایی پیش‌بینی متغیر وابسته را دارد. یکی دیگر از معیارهای برآورد برازش مدل ساختاری، میانگین شاخص Redundancyهای مربوط به سازه‌های درون‌زاست. مقادیر زیاد برای این شاخص، نشان‌دهندۀ برازش مناسب بخش ساختاری مدل است که در پژوهش حاضر، این مقدار، 120/0 حاصل آمده است. برای سنجش عملکرد کلی مدل (مدل اندازه‌گیری و مدل ساختاری)، از شاخص نیکویی برازش[57]GOF استفاده شده است. مقدار این شاخص برای مدل حاضر، برابر با 347/0 است و مطلوبیت و برازش کلی مدل را نشان می‌دهد (جدول شمارۀ 8).

 

جدول 8- شاخص‌های برازش ساختاری و کل مدل

Table 8- Structural Fitness Index and the Total Model

 

SRMR

 

NFI

 

برازش مدل کلی GOF

Redundancy

 

 

CV Red

 

 

144/0

 

 

 

337/0

 

 

347/0

 

 

 

120/0

 

369/0

378/0

336/0

347/0

388/0

444/0

 

براساس مقدار F Square حجم اثر برای ارزیابی مدل‌های ساختاری بررسی می‌شود. درحقیقت، حجم اثر، نشان‌دهندۀ سهم هر یک از متغیرهای مستقل در R2 است. علاوه بر این، با توجه به مقدار Q2، توان پیش‌بینی‌کنندگی مدل برای متغیر وابسته بررسی‌شدنی است؛ به عبارت دیگر، توان پیش‌بینی‌کنندگی مدل نشان می‌دهد که مدل به چه میزان در پیش‌بینی متغیر وابسته توانایی دارد. حجم اثر چهار متغیر جامعه‌پذیری، عملکرد رسانه، همنشینی افتراقی و کنترل اجتماعی، در حد کم و اثر شکاف نسلی در حد متوسط است. همچنین، مقدار Q2نشان می‌دهد درمجموع، توان پیش‌بینی کنندگی مدل، 232/0 و در حد متوسط است (جدول شمارۀ 9).

 

 

جدول 9- بررسی حجم اثر و توان پیش‌بینی کنندگی مدل

Table 9- Effect Size and Model Predictability

متغیر

f Square

Q2

جامعه‌پذیری

168/0

 

 

232/0

شکاف نسلی

347/0

عملکرد رسانه

199/0

همنشینی افتراقی

000/0

کنترل اجتماعی

000/0

 

براساس نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری، متغیرهای شکاف نسلی، عملکرد نامناسب رسانه‌های جمعی، جامعه‌پذیری، کنترل اجتماعی و همنشینی افتراقی، به‌ترتیب بیشترین تأثیر را به‌صورت مستقیم بر متغیر بروز رفتارهای مخاطره‌آمیز داشته‌اند. در این میان، تأثیر مستقیم متغیرهای شکاف نسلی، عملکرد نامناسب رسانه‌های جمعی، جامعه‌پذیری بر متغیر وابسته، با توجه به t به‌دست‌آمده، بیشتر از مقدار 96/1 و در سطح 05/0 و کمتر به‌لحاظ آماری معنادار است. همچنین، نوع تأثیرات مستقیم متغیرهای مذکور، مثبت و مستقیم است. تمامی متغیرها به‌جز متغیر همنشینی افتراقی، به‌صورت غیرمستقیم نیز بر متغیر وابسته تأثیر داشته‌اند که این آثار، معنادار نبوده است. همچنین، اثر کلی متغیر شکاف نسلی (730/0) بر متغیر بروز رفتارهای پرخطر با توجه به t به‌دست‌آمده، به‌لحاظ آماری معنادار است. نوع تأثیر این متغیر، بر متغیر وابسته مثبت و مستقیم بوده است. درمجموع، متغیرهای حاضر در مدل معادلات ساختاری توانسته‌ است 9/29 درصد از تغییرات متغیر بروز رفتارهای پرخطر را تبیین کند (جدول شمارۀ 10 و نمودار شمارۀ 2).

 

 

جدول 10- بررسی اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته

Table 10- Direct, indirect and total effects of independent variables on the dependent variable

متغیرها

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

اثر کل

میزان اثر

T Statistics

P Values

میزان اثر

T Statistics

P Values

میزان اثر

T Statistics

P Values

همنشینی افتراقی

017/0

707/0

480/0

-

-

-

017/0

707/0

480/0

شکاف نسلی

681/0

188/7

001/0

05/0

0169/0

865/0

730/0

295/7

001/0

عملکرد رسانه

350/0

051/4

012/0

06/-

598/0

550/0

291/0

059/1

290/0

جامعه‌پذیری

327/0

070/3

027/0

09/-

752/0

453/0

235/0

896/0

371/0

کنترل اجتماعی

 

019/0

 

335/0

 

733/0

 

008/-

 

292/0

 

770/0

012/0

306/0

760/0

اثرات تبیین‌شده = 299/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمودار 2- تعیین مسیر تأثیرگذاری متغیرهای مستقل بر بروز رفتارهای پرخطر براساس مدل معادلات ساختاری پژوهش

Fig 2- Determining the Path of Influence of Independent Variables on the Emergence of Risky Behaviors on the Structural Equation Model of the Research

 

 

بحث و نتیجه‌

پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه‌شناختی نقش فرایند اجتماعی در تبیین رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر تبریز انجام شد. مطابق رویکرد فرایند اجتماعی، رفتار انحرافی، نتیجۀ جامعه‌پذیری نامناسب است که به تضاد با نهادهای اجتماعی و درنهایت به اشکال منحرفانه و پرخطر رفتار منجر می‌شود.

براساس یافته‌های پژوهش، رابطۀ خطی بین متغیر جامعه‌پذیری و بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان معنادار است و متغیر مذکور براساس مدل معادلات ساختاری، 327/0 واحد تأثیر مستقیم و معنادار بر متغیر وابسته داشته است. بر همین اساس، طبق نظریۀ یادگیری اجتماعی، نقطۀ شروع این فرایند، یادگیری ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارها در تماس مستقیم با دیگران مهم است که عناصر اصلی جامعه‌پذیری به شمار می‌روند. در این میان، خانواده، حلقۀ واسط فرد و جامعه است و تعاملات خانوادگی و روابط والدین و فرزندان، کلید اصلی فهم رفتار انحرافی جوانان است. ویلیام گود، بروز هر گونه نابسامانی در نهاد خانواده را در شکل‌گیری انحرافات جوانان مؤثر می‌داند. هارلوک نیز منشأ ناهنجاری‌های رفتاری را به محیط خانواده و سبک‌های جامعه‌پذیری افراد مرتبط می‌داند. همچنین، لاونولت جامعه‌پذیری اولیه فرد در خانواده را در تبیین رفتارهای انحرافی و مخاطره‌آمیز مؤثر می‌داند. لاب و سامپسون نیز ساختار خانواده و تنش بین زوجین و اختلافات خانوادگی را در روند جامعه‌پذیری افراد دخیل می‌دانند. فارینگتون به شیوه‌های جامعه‌پذیری نابهنجار دوران کودکی در شکل‌گیری رفتارهای پرخطر اشاره می‌کند. معناداری رابطۀ جامعه‌پذیری و بروز رفتارهای پرخطر در این پژوهش نیز همسو با محتوای نظری مذکور و مطابق با بخشی از نتایج پژوهش‌های اسدپور (1395)، رشید (1394)، معینی (1393)، علیوردی‌نیا (1393)، حسینی (1393)، وزنیا و همکاران (2015)، چانکاریکا و همکاران (2014)، وانگ و همکاران (2013)، سیموئز و متوس (2012)، لسلی و همکاران (2010)، توبلر و کومرو (2010)، انیل (2007)، تینکو و همکاران (2006) است و بنابراین، در جامعۀ آماری مدنظر کاربرد دارد.

براساس نتایج پژوهش، همبستگی بین متغیر شکاف نسلی و بروز رفتارهای پرخطر به‌لحاظ آماری معنادار است و این متغیر با توجه مدل معادلات ساختاری، 681/0 تأثیر مثبت و مستقیم بر متغیر وابسته داشته است. مطابق دیدگاه شکاف نسلی، این شکاف، به تفاوت‌هایی اطلاق می‌شود که در جریان تقابل‌های سیاسی-اجتماعی بروز می‌یابد. تغییرات سریع اجتماعی و جامعه‌پذیری متفاوت به تفاوت ارزش‌ها و ابژه‌های فرهنگی نسل جدید و نسل قدیم منجر می‌شود؛ به‌گونه‌ای که نسل جدید در برابر ارزش‌های نسل قدیم، رویکردی منتقدانه و در بدترین حالت به رویکردهای مخربانه و پرخطر روی می‌آورد. با تأکید بر نظر بوردیو گفتنی است در نتیجۀ اثر ناسازی که به‌ضرورت، منطق شکل‌گیری عادت‌واره نیز از آن تأثیر می‌پذیرد، افراد همیشه مجبور به نوعی سازگاری خواهند بود؛ اما اگر محیطی که آنها واقعاً با آن مواجه هستند، تفاوت زیادی با آنچه به‌لحاظ عینی با آن انطباق یافته‌اند، داشته باشد؛ به عبارتی، وجود شکاف نسلی ( فاصلۀ میان عادت‌وارۀ والدین و فرزندان) که عوامل جامعه‌پذیری گوناگونی، آن را برساخته است، می‌تواند به نوعی احساس درک‌نشدن منتهی شود و در جهت عکس عمل کند و سبب واکنش‌های منفی و کنش‌های نابهنجار و پرخطر شود. بر این اساس، گفتنی است هرگاه، اختلافات بین دو نسل جوان و بزرگسال در زمینۀ انتظارات، سبک زندگی، نگاه به زندگی و ... بغرنج باشد و تعامل منطقی میان این دو نسل برقرار نباشد، این شکاف، ممکن است موجب بی‌هنجاری و مسائل اجتماعی گوناگون و مخاطره‌آمیز شود. در این میان، معناداری رابطۀ خطی بین دو متغیر شکاف نسلی و رفتارهای پرخطر در این پژوهش و اثر معنادار آن در مدل معادلات ساختاری، همسو با محتوای نظری مذکور و مطابق نتایج پژوهش‌های انیل (2007) و تینکو و همکاران (2006) است.

از دیگر نتایج پژوهش حاضر، تأثیر معنادار عملکرد رسانه‌های جمعی بر متغیر بروز رفتارهای پرخطر است. متغیر مذکور، 350/0 اثر مثبت و مستقیم بر متغیر وابسته داشته است. رسانه‌ها یکی از سازوکار‌های اصلی جامعه‌پذیری است که بر نگرش و کنش انسان‌ها تأثیر بسزایی دارد و زمینۀ بروز کنش‌ها و رفتارهای پرخطر و کم‌خطر را فراهم می‌آورد. بر این اساس، بودریلار (1970)، رسانه‌ها را شبیه‌سازی‌شده قلمداد می‌کند و با مفهوم حاد واقعی معتقد است افراد به محاصرۀ نشانه‌هایی درآمده‌اند که هرگز واقعی نیستند؛ بلکه بدلی از واقعیات‌ هستند و افراد با الگوبرداری از این نشانه‌های غیرواقعی، از مدار واقعیت و حقیقت خارج می‌شوند و از هنجارها و ارزش‌های مشروع اجتماعی فاصله می‌گیرند. در این فضای متوهم، فردیت فرد، قربانی نشانه‌هایی می‌شود که با حقیقت فاصله زیادی دارد؛ اما این فواصل با تکنیک‌های رسانه‌ای پر می‌شود و فرد با تقلید و الگوبرداری از آن نشانه‌ها همسو با اهداف غریزی و غیرانسانی رسانه‌ها عمل می‌کند. باندورا نیز الگوبرداری و تقلید از رسانه‌های جمعی را در شکل‌گیری رفتارهای انحرافی و پرخطر مؤثر می‌داند. وی معتقد است رسانه‌ها مجموعه‌ای از فرصت‌ها را برای یادگیری رفتارهای نابهنجار و ناسالم و مخاطره‌آمیز، همچون مصرف الکل، سیگار، خشونت و رابطۀ جنسی ... فراهم می‌آورند. در این میان، تأثیر معنادار عملکرد نامناسب رسانه‌های جمعی در مدل معادلات ساختاری، همسو با محتوای نظری مذکور و مطابق با بخشی از نتایج پژوهش رشید (1394) و آرنت و جنسن (1993) است.

براساس نتایج پژوهش، رابطۀ خطی بین همنشینی افتراقی و بروز رفتارهای پرخطر، معنادار بوده است و نوع رابطه نیز مثبت و مستقیم است. در نظریۀ همنشینی افتراقی ساترلند (1974)، تعاملات اجتماعی و همنشینی با افراد منحرف و بی‌بندوبار، علت اصلی رفتارهای انحرافی قلمداد می‌شود. وی معتقد است رفتار انحرافی با تعاملات اجتماعی با نااهلان یاد گرفته می‌شود. فرد با ارتباط با منحرفان اجتماعی حتی ابزارها و سازوکارهای ارتکاب رفتار منحرفانه را نیز می‌آموزد. آکرز (1999) نیز رویکرد افراد مهم را در ارتکاب رفتار انحرافی مؤثر می‌داند؛ به‌گونه‌ای که اگر از دیدگاه دیگران مهم، عملی منحرفانه قلمداد شود، احتمال آنکه فرد، آن رفتار را انجام دهد، کاهش می‌یابد؛ ولی اگر دیگران مهم، آن عمل را تأیید کنند، احتمال ارتکاب آن بیشتر می‌شود. درحقیقت، نقش دیگران به‌عنوان الگوی نقش در فرایند یادگیری رفتار انحرافی، بسیار مؤثر است. همچنین، تنبیه‌نکردن رفتار انحرافی و پاداش‌دهی به آن، میزان ارتکاب و گرایش به سمت رفتار انحرافی و پرخطر را افزایش می‌دهد. به هر حال، پاداش و تنبیه و اعمال نظارت بر رفتارهای مخاطره‌آمیز، نقش بارزی در ارتکاب‌کردن یا نکردن این نوع رفتارها دارد. بر همین اساس، معناداری رابطۀ همنشینی افتراقی و بروز رفتارهای پرخطر، با بخشی از نتایج پژوهش‌های رحمانی (1394)، رشید (1394)، معینی (1393)، علیوردی‌نیا (1393)، حسینی (1393)، وزنیا و همکاران (2015)، چانکاریکا و همکاران (2014)، وونگ تونگام و همکاران (2014)، سیموئز و متوس (2012)، لسلی و همکاران (2010) و انیل (2007) همسو و با محتوای نظری مذکور، منطبق است.

براساس یافته‌های پژوهش، همبستگی بین متغیر کنترل اجتماعی و بروز رفتارهای پرخطر با اطمینان 99 درصد و در سطح معناداری کوچک‌تر از 05/0 تأیید شد. براساس نظریه‌های کنترل اجتماعی، رفتارهای انحرافی و مخاطره‌آمیز، نتیجۀ ضعف سازوکارهای کنترل رسمی و غیررسمی است؛ به‌گونه‌ای که براساس نظریۀ کنترل نای، رفتار منحرفانه ناشی از ضعف کنترل‌های اجتماعی غیررسمی، به‌ویژه نهاد خانواده است. وی معتقد است این نهاد با جامعه‌پذیری و درونی‌کردن ارزش‌ها و هنجارهای مناسب و نظارت مستقیم و غیرمستقیم بر کنش‌های جوانان و برآورده‌کردن نیازهای آنان و دوری از تنش و اختلاف، نقش بسزایی در جلوگیری و کاهش رفتارهای پرخطر دارد. هیرشی (1969)، کج‌روی و انحراف را نتیجۀ سست‌شدن حلقه‌هایی می‌داند که فرد را به گروه‌های جامعه پیوند می‌زند و با گسست و سست‌شدن این حلقه‌های ارتباطی، احتمال بروز رفتارهای نامطلوب و مخاطره‌آمیز ازنظر گروه و جامعه تشدید می‌یابد. گیبز (1986) نیز در نظریۀ بازدارندگی خود بر نقش سازوکارهای رسمی کنترل، همچون سرعت، قطعیت و جدیت نیروهای امنیتی و پلیس در بروز رفتارهای پرمخاطره تأکید دارد. بر همین اساس، کورمن و موکن (2000)، معتقدند کاهش سازوکار‌های نظارت رسمی از سوی نهاد پلیس و نیروی انتظامی مصادف با افزایش رفتارهای انحرافی و پرخطر کنشگران اجتماعی خواهد بود. در این میان، معناداری رابطۀ کنترل اجتماعی و بروز رفتارهای پرخطر در پژوهش حاضر با محتوای نظری مذکور، همسوست و همچنین، نتیجۀ مذکور با نتایج پژوهش‌های رشید (1394)، معینی (1393)، علیوردی‌نیا (1393)، حسینی (1393)، پروین و علی‌بابایی (1392)، وزنیا و همکاران (‌2015)، چانکاریکا و همکاران (2014)، وانگ و همکاران (2013)، لسلی و همکاران (2010)، توبلر و کومرو (2010) و تینکو و همکاران (2006) منطبق است و در جامعۀ آماری مدنظر، کاربرد دارد.

همبستگی بین دو متغیر شکاف نسلی و بروز رفتارهای پرخطر جوانان، معنادار بوده و متغیر مذکور، بیشترین تأثیر معنادار را براساس مدل مسیر در تبیین رفتارهای پرمخاطره داشته است؛ بنابراین، پیشنهادهای ذیل طرح می‌شود:

- تعامل و گفت‌وگوی نسل قدیم و نسل جدید (جوانان) و مذاکره بر سر ارزش‌های مورد منازعۀ این دو نسل براساس الگوهای منطقی؛

- اهمیت‌دادن نسل قدیم و بزرگسال به انتظارات و ارزش‌های نسل جدید؛

- انتقال ارزش‌های و هنجارهای جهت‌دهنده به نسل‌های حاضر توسط بزرگسالان با قراردادن خود به‌عنوان الگوی مرجع؛

- کاهش شکاف ارزش‌های دو نسل با استفاده از کارگاه‌های فرهنگی و آموزشی برای ایجاد هدفی مشترک برای داشتن زندگی سالم و مفید.

با توجه به معناداری رابطۀ همنشینی با همسالان و دوستان منحرف با شکل‌گیری رفتار انحرافی و یادگیری رفتارهای پرخطر در جوانان، نظارت بر تعاملات اجتماعی فرزندان، بسیار مؤثر است و می‌توان با رویکردی منطقی، عواقب تعاملات اجتماعی با افراد منحرف را به جوانان گوشزد کرد. برای جلوگیری از این فرایند آسیب‌زا (همنشینی و تأثیر دوستان ناباب و منحرف)، کنترل و اقناع جوانان ازطریق مذاکره و استدلال، کارایی مطلوبی دارد. در این رابطه، پیشنهادهای ذیل مطرح می‌شود:

- تعامل بین نظام خانواده و جوانان برای حل مسائل و مشکلات پیش‌آمده؛

- تعیین معیارهای اجتماعی و هنجارین دوستی و رفاقت از سوی گروه‌های مرجع؛

- آموزش مهارت‌های دوست‌یابی و تعیین الگوهای مناسب دوستی توسط نهادی اجتماعی مربوط.

با توجه به اهمیت رسانه‌ها در شکل‌گیری افکار، عقاید، واقعیات و همچنین معناداری تأثیر آن بر بروز رفتارهای پرخطر در پژوهش حاضر، اقدام مناسب برای سیاست‌گذاری اجتماعی فرهنگی مطلوب و مخاطب‌پسند در رسانۀ ملی و شبکه‌های مجازی، ضروری به نظر می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که گرایش مخاطبان به رسانه‌های جمعی‌ متضاد با ارزش‌های اجتماعی، کمتر شود. بر این اساس، پیشنهادهای زیر مطرح می‌شود:

- برگزاری جلسه‌های هم‌اندیشی بین صاحب‌نظران حوزۀ رسانه و جوانان؛

- تشکیل کارگروه‌های ویژه برای خانواده از سوی رسانه‌ها و استفاده از متخصصان حوزۀ مسائل و آسیب‌های اجتماعی، پزشکان اجتماعی و روان‌شناسان در این کارگروه‌ها؛

- تدارک برنامه‌های فرهنگی و آموزشی مرتبط با رفتارهای پرخطر برای مدارس و دانشگاه‌ها توسط رسانه‌ها؛

- تهیه و ساخت پویانمایی‌های اخلاقی و فرهنگی ؛

- کنترل برنامه‌های خشن و غیراخلاقی و مدیریت بازی‌های رایانه‌ای آسیب‌زا توسط خانواده؛

- پایبندی رسانه‌ها در اطلاع‌رسانی صحیح اخبار و رویدادهای جامعه به شهروندان و پرهیز از بزرگ‌نمایی، سانسور و دروغگویی برای افزایش اعتماد اجتماعی، به‌ویژه در بین جوانان.

با در نظر گرفتن تأیید رابطۀ کنترل اجتماعی و بروز رفتارهای مخاطره‌آمیز از سوی جوانان، نقش نهادهای خانواده، آموزش‌وپرورش و نیروی انتظامی به‌عنوان کانون‌های درونی‌سازی ارزش‌های اجتماعی، برجسته است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود:

- والدین به شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز و بردبارانه به تحکیم و تثبیت رفتارهای بهنجار اجتماعی جوانان یاری رسانند؛ زیرا هر گونه سخت‌گیری یا کنترل بیش از حد، دیده‌نشدن، تبعیض یا احساس جانبداری، ازجمله مواردی است که جوانان را به سمت رفتارهای پرخطر سوق می‌دهد؛

- پلیس و نیروی انتظامی و نهاد قوۀ قضائیه نیز می‌تواند با برخوردهای صحیح و مناسب و با به‌کارگیری سازوکارهای کنترل، نقش مؤثری در کاهش رفتارهای پرخطر جوانان داشته باشد. بر این اساس، در برخورد با جوانان منحرف و دارای رفتار پرخطر باید بیشتر بر مجازات‌های ترمیمی تأکید شود تا مجازات‌های تنبیهی تا با این روش با دادن فرصتی دوباره به جوان برای جبران اشتباه‌ها و رفتارهای ناسالم، راهی نو پیش روی آیندۀ وی قرار داده شود و برچسب انحراف، جوان را از خانواده و همسالان و سطح جامعه مطرود نکند.

نکتۀ نهایی اینکه وجود شیوه‌های تربیتی صحیح در خانواده، به‌عنوان پایه‌ای‌ترین و اصلی‌ترین کارگزار اجتماعی‌کردن کنشگران و طی‌کردن روند جامعه‌پذیری مناسب جوانان در این نهاد، زمینه برای پذیرش هنجارهای بهنجار، هموار می‌شود و این موضوع، خود (درونی‌کردن هنجارهای بهنجار)، نکتۀ مثبتی است تا سازوکارهای نهادهای رسمی فرایند اجتماعی و کنترل به‌صورت مؤثری در اجتماعی‌کردن افراد عمل کنند و درنهایت، این مهم در بروز رفتارهای پرخطر و نامشروع قشر جوان، نقش بسزایی دارد.



[1] France

[2] Risky Behaviors

[3]Social Process

[4]Igra and Irwin

[5] Haugaard

[6] Arnett

[7] Moore and Gullone

[8] YRBSS

[9] Siegel and Senna

[10]William Good

[11] Elizabeth Hurlock

[12] Dorothy Lovenolth

[13]Sobel

[14] Generation Gap

[15] Brooke Jacobsen

[16]Pierre Bourdieu

[17] Hysteresis

[18] Bonnewitz

[19]Differential Association Theory

[20]Edwin H. Sutherland

[21] Hughes and Kroehler

[22] Ronald Akers

[23] Kendall

[24] Modeling Theory

[25] Perse

[26] Jean Baudrillard

[27] Stark

[28]F. Ivan Nye

[29] Travis Hirschi

[30] Jack Gibbs

[31] Deterrence Theory

[32]Hope Corman

[33] H. Naci Mocan

[34]Vezina and et al.

[35]Chanakira and et al.

[36] Wongtongkam et al.

[37] Wang et al.

[38] Simoes and Matos

6 Leslie et al.

7 Tobler and Komro

[41] Face Validity  

[42] Content Validity

3 Construct Validity

4 Bartlett Test

[45] Kaiser-Meyer- Olkin

[46] Second Order Confirmatory Factor Analysis

[47] Convergent Validity

[48] Average Variance Extracted

[49]CV-Communality

[50] Reliability  

[51] Cronbachs Alpha

[52]Composite Reliability

[53] Discriminant Validity

[54] Fornell and Larcker

[55] CV Redundancy

[56] Stone-Geisser

[57]Goodness of Fit

احمدی، ح. و معینی، م. (1394). «بررسی رابطۀ مهارت‌های اجتماعی و رفتارهای پرخطر جوانان؛ مطالعۀ موردی: شهر شیراز»، فصلنامۀ پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، س 4، ش 9، ص 1-24.
استارک، ر. (1395) جامعه‌شناسی استارک، ترجمۀ نسرین طباطبایی و محمد پورجعفری، تهران: نشر ثالث.
اسدپور، خ. (1395). بررسی میزان شیوع و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز و عوامل مرتبط با آن، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه تبریز، دانشکدۀ حقوق و علوم اجتماعی، گروه علوم اجتماعی.
اسلامی بناب، ر. (1392). میزانگرایشبهاغتشاشاتشهریوعواملمؤثربرآن (موردمطالعه:جواناناستانآذربایجانشرقی)، طرح پژوهشی، دفتر تحقیقات کاربردی فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی. 
بون ویتز، پ. (1391). درس‌هایی از جامعه‌شناسی پیر بوردیو، ترجمۀ: جهانگیر جهانگیری و حسن پورسفیر، تهران: نشر آگه.
پرس، الف. (1393). اثرات رسانه‌ای و جامعه، ترجمۀ مهدی منتظر قائم، تهران: انتشارات مرکز تحقیقات صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.
پروین، س. و علی‌بابایی، ی. (1392). «مطالعۀ جامعه‌شناختی گرایش کارگران مهاجر فصلی به رفتارهای پرخطر در شهر تهران»، فصلنامۀ توسعه روستایی، د 5، ش 1، ص 183-195.
جعفری، ق. (1389). مطالعۀ جامعه‌شناختی سهم عوامل ساختاری و یادگیری اجتماعی در بزهکاری نوجوانان در شهر تبریز (مطالعۀ موردی مناطق حاشیهنشین)، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی.
حسنی، م. (1394). شرمسازی بازپذیرکننده و بزهکاری: تحلیل جامعه‌شناختی نظریۀ شرمسازی بازپذیرکنندۀ «بریث ویت» در بستر خانواده، پایان‌نامۀ دکتری جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه مازندران، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی.
حسینی نثار، م. و فیوضات، الف. (1390). نظریه‌های انحرافات اجتماعی، تهران: نشر پژواک.
حسینی، ح. (1393). بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر گرایش نوجوانان به رفتارهای پرخطر (مورد مطالعه: دانش‌آموزان پسر دورۀ راهنمایی شهر اهواز)، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی.
داوری، ع. و رضازاده، الف. (1392). مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS، تهران: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی.
رحمانی، م. (1394). تأثیر روابط اجتماعی بر بروز رفتارهای پرخطر در بین دانش‌آموزان مقطع متوسطۀ شهر بجنورد، پایان‌نامۀ دکتری جامعه‌شناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه اصفهان، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، گروه علوم اجتماعی.
 رشید، خ. (1394). «رفتارهای پرخطر در بین دانش‌آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران»، فصلنامۀ رفاه اجتماعی، س 15، ش 57، ص 31-56.
سرشماری عمومی نفوس و مسکن (1390). استان آذربایجان شرقی، شهر تبریز، تهران: مرکز آمار ایران.
سعادتی، م. (1396). تبیین جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر بروز رفتارهای پرخطر (مورد مطالعه: جوانان 15-34 سال شهر تبریز)، پایان‌نامۀ دکتری جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه کاشان، دانشکدۀ علوم انسانی.
سعادتی، م. و عباس‌زاده، م. (1392). بررسی جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر پرخاشگری در بین تماشاگران، طرح پژوهشی، دفتر تحقیقات کاربردی فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی.
سلیمانی‌نیا، ل.، علیرضا، ج. و پروانه، م.(1384). «نقش سلامت روان در ظهور رفتارهای پرخطر نوجوانان»، فصلنامۀ رفاه اجتماعی، س 5، ش 19، ص 75-90.
سیگل، ل. و سنا، ج (1384). بزهکاری نوجوانان، ترجمۀ: علی‌اکبر تاج مزینانی و فرامرز ککولی دزفولی، تهران: انتشارات سازمان ملی جوانان.
عباس‌زاده، م.، سعادتی، م. و محمدی، ع (1393). «بررسی نقش رسانه‌های جمعی در بروز پرخاشگری (مورد مطالعه: تماشاگران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز)»، فصلنامۀ دانش انتظامی آذربایجان شرقی، س 14، ش 1، ص 1-17.
علیوردی‌نیا، الف. (1393). «بررسی وضعیت رفتارهای پرخطر در میان دانشجویان دانشگاه مازندران»، فصلنامۀ توسعۀ اجتماعی، د 7، ش 3، ص 123-154.
فرهنگی، ع. و اردشیرزاده، م. (1393). نظریه‌پردازان و مشاهیر ارتباطات، تهران: انتشارات مرکز نشر دانشگاهی.
فرانس، الف. (1395). فهم جوانی در مدرنیتۀ متأخر، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
کندال، د. (1392). جامعه‌شناسی معاصر، ترجمۀ: فریده همتی، تهران: انتشارات جامعه‌شناسان.
محسنی تبریزی، ع. (1383). وندالیسم: مبانی روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی رفتار وندالیستی در مباحث آسیب‌شناسی و کژ رفتاری اجتماعی، تهران: انتشارات آن.
محسنین، ش. و اسفیدانی، م. (1393). معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی به کمک نرم‌افزار Smart-PLS (آموزشی و کاربردی)، تهران: مؤسسۀ کتاب مهربان نشر.
معینی، م. (1393). بررسی جامعه‌شناختی مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی مؤثر بر بازدارندگی رفتارهای پرخطر جوانان (مطالعۀ موردی: شهر شیراز)، پایان‌نامۀ دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه شیراز، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، گروه علوم اجتماعی.
هوگارد، ج. (1393) رفتارهای دردسرآفرین در نوجوانی، ترجمۀ: امیر خطیبی، تهران: نشر رشد.
هیوز، م. و کرولین جی، ک. (1395). مبانی جامعه‌شناسی، ترجمۀ: مهرداد هوشمند و غلامرضا رشیدی، تهران: انتشارات سمت.
Arnett, J. (1995) The young and the reckless: adolecent reckless behavior. Journal of Current Directions in Psychological Science, 20(4), 67-77.
Arnett, J. and Jensen, B. L. (1993) Cultural bases of risk behavior: danish, adolescents. Journal of Child Development, (64),1842-1855.
Bourdieu, P. and Passeron, J.C. (1990) Reproduction in Education, Society, and Culture. London: Sage Publications.
Chanakira, E., O’Cathain, A., Goyder, E.C., and Freeman, J.V. (2014) Factors perceived to influence risky sexual behaviors among university students in the united kingdom: a qualitative telephone interview study. Journal of BMC Public Health, 14(1055), 1-7.
Crosby, R.A., Santlle, J.S., and DiClemente, R.J. (2009) Adolescent Health: Understanding and Preventing Risk Behaviors. San Francisco: Jossey-Bass.
Falk, G., and Falk, U. (2005) Youth culture and the generation gap. New York: Algora Publishing.
Hirschi, T. (1969) Cause of delinquency. Berkeley: University of California Press.
Leather, N.C. (2009) Risk-taking behaviour in adolescence: a literature review. Journal of Child Health Care, 13(3), 295–304.
Leslie, L.K., James, S., Monn, A., Kauten, M.C., Zhang, J., and Aarons, G. (2010) Health-risk behaviors in young adolescents in the child welfare system. Journal of Adolescent Health, 47(1), 26-34.
O’Neill, E.K. (2007) Differences in Health Risk Behaviors between College Freshmen Living in Special Interest Housing and Traditional Housing. Dissertation of Doctor of  Philosophy in Educational Curriculum and Instruction, Faculty of Virginia Polytechnic Institute and State University.
Park, R.D., and Buriel, R. (1998) Socialization in the family: ethnic and ecological perspectives. In N. Eisenberg (ED.), Journal of child Psychology, (30), 463-552.
Richter, M. (2010) Risk Behavior in Adolescence Patterns, Determinants and Consequences. Wiesbaden: VS Verlag: Springer Science and Business Media.
Siegel, L.J. (2008) Criminology: Theories, Patterns and Typologies. Belmont: Wadsworth Publishing.
Simoes, C., and Matos, M. (2012) Risk behaviors in adolescents with special needs: are social and emotional competences important?, Procedia- Social and Behavioral Sciences, (69), 2219-2227.
Tinkew, J.B., Moore, K.A., and Carrano, J. (2006) The father child relationship, parenting styles and adolescent risk behavior in intact families. Journal of Family Issues, 27(6), 850-881.
Tobler, A.L., and Komro, K.A. (2010) Trajectories or parental monitoring and communication and effects on drug use among urban young adolescents. Journal of Adolescents Health, 46(6), 560-568.
Vezina, J., Herbert, M., and Poulin, F. (2015) Histoty of family violence childhood behavior problems and adolescent high risk behavior as pridicator of girls repeated pettebs of dating victimization in two developmental periods. Journal of Violence against Women, 21(4), 435-459.
Wang, J., Deng, X.J., Wang, J.J., Wang, X.W., and Xu, L. (2013) Substance use, sexual behaviors, and suicidal ideation and attempts among adolescents: findings from the 2004 guangzhou youth risk behaviors survey. Public Health, 123(2), 116-121.
Wongtongkam, N., Ward, P.R., Day, A., and Winefield, A.H. (2014) The influence of protective and risk factors in individual, peer and school domains on thai adolescents alcohol and illicit drug use: a survey. Addictive Behaviors, 39(10), 1447-1451.
Zuckerman, M. (2006) Sensation Seeking and Risky Behavior. American Psychological Association.