Document Type : Research Paper
Authors
1 PhD Candidate of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Associate Professor, Department of Social Sciences, Faculty of Literature and Humanities, University of Isfahan, Isfahan, Iran
3 Associate Professor, Department of Community Planning, Faculty of Social Sciences, University of Tehran, Tehran, Iran
4 Assistant Professor, Department of Social Sciences, Faculty of Literature and Humanities, University of Isfahan, Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
توسعۀ روستایی به برنامهریزی برای تدارک زندگی بهتر روستاییان با الگوهای مختلف مداخلات ترویجی و اصلاحات فنی و تکنولوژیکی اشاره دارد. این الگوها با توجه به بافت و ساختار زمینهای جامعه هدف، در بیشتر مواقع، نتایجی خارج از کنترل مروّجان داشته است. با پدیدارشدن این نتایج، خواست عمومی تجدید نظر در توسعه بین عالمان علوم اجتماعی شکل گرفت. شک در مفهوم توسعه بر لزوم تعریف دانشی اشاره دارد که براساس آن، پیشرفت و تعالی از منظر کنشگران داخل نظام اجتماعی تعریف و توسط آنها احساس شود. این مهم با تأکید بر دانش محلی، توجه به نقش قدرت در تعریف مفاهیم و با در نظر گرفتن ویژگیهای انسانشناسانه از اجتماعات بشری دستیافتنی است.
اوایل دهۀ 80 میلادی، در کشورهایی که در جستوجوی توسعه و الگوهای آن بودند – ازجمله ایران- جامعۀ روستایی به تبعیت از گفتمان مدرنیته، آنگونه که هیلیارد[1] (2007) بیان کرده است، با سرمشقگرفتن از گمینشافت و گزلشافت تونیس، جوامع مکانیکی و ارگانیکی دورکیم و سرمایهداری در جامعۀ روستایی وبر، جامعهای پایینتر از جامعۀ شهری– جامعۀ برتر- معرفی شده و برای برخورداری از نعمت طبیعی توسعه به پژوهشهای توسعه قدم گذاشته است؛ اما با گذر سالها هنوز در جستوجوی این نعمت طبیعی است و آنچه درعمل دیده میشود، دستبهگریبانی با مسائل اجتماعی جدید حاصل از اجرای طرحهای توسعه است.
در ایران پس از انقلاب اسلامی، گفتمان توسعه با گفتمان انقلاب همسو شد. شعارها و وعدههای انقلاب مبنی بر رفع محرومیت و توجه به مستضعفان، تمرکز ویژهای بر روستا داشت و الگوهای توسعه نیز با همین وعده ظهور کرد. در این دوران، با وجود کوششهای ارگانهای مختلف برای توسعۀ مناطق روستایی، همچون جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، ستاد اجرایی فرمان امام، کمیتۀ امداد امام و ...، دولتها مسئولیت اصلی طراحی و اجرای برنامههای توسعۀ روستایی را بر عهده داشتند. این مقاله میکوشد گفتمان هر دولت و نسبت آن را با عنصر روستا بررسی کند. هدف این مقاله، توصیف گفتمانهای غالب در دولتهای پنجم تا دهم و جایگاه عنصر روستا در قلمرو هر گفتمان است و در پی پاسخ به این پرسشهاست:
- وجوه افتراق و اشتراک گفتمانهای دولتهای پس از انقلاب چیست؟
- برساخت توسعه در دولتهای پس از انقلاب در زمینۀ توسعۀ روستایی چگونه شکل گرفته است؟
- گفتمانهای دولتهای پس از انقلاب چه تأثیری بر الگوهای انتخابشده برای توسعۀ روستایی داشته است؟
پیشینۀ پژوهش
نقش دولت و آسیبهای آن در برنامهریزی توسعۀ ایران: ازنظر این مطالعات، اول، دولتها در ایران بهطور ماهوی، توانایی لازم را برای تدوین و اجرای برنامههای توسعهای ندارند. ازنظر جمشیدیها و تیموری (1396)، اصلیترین ویژگیهای دولت توسعهگرا مانند نخبگان توسعهگرا، بوروکراسی توانمند و ظرفیت کنترل منافع اقتصادی در ایران غایب است. دوم، دولتها بهعنوان سیاستگذاران اصلی برنامهریزی برای توسعه، به همۀ ابعاد توسعه توجه نکردهاند. قاسمی (1387)، مهمترین ویژگی مدیریت توسعه در ایران را تکیه بر بخش سختافزاری وارداتی و غفلت از بعد نرمافزاری توسعه (بعد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) میداند. سوم، گفتمانهای متفاوت و در رقابت دولتها، برنامههای توسعه را دچار تشتت و بلاتکلیفی کرده است. نوذری و کریمی (1391) معتقدند گفتمانهای توسعه بعد از انقلاب، هر یک کوشیدند فضایی متفاوت با وضعیت موجود و معنایی متمایز با سایر معانی ترویجشدۀ رقیبان را شکل دهند.
مطالعات مرتبط در حوزۀ توسعۀ روستایی: اول اینکه، گفتمان توسعۀ روستایی ایران را مبتنی بر گفتمان نوسازی میدانند که از روابط قدرت (حکومت مرکزی) متأثر است. ازنظر خسروبیگی و جوان (1394)، ارتباط حاکمیت بـا روسـتا و کشـاورزی در ایران، محصول گفتمان نوسازی است. تقیلو و همکاران (1395) نیز مشخصۀ اصلی گفتمان برنامهریزی در توسعۀ روستایی ایران را مبتنی بر گفتمان نوسازی میدانند که بر تکنولوژی، فنمحوری، نخبهسالاری و مشارکتنکردن ذینفعان روستایی در فرایند برنامهریزی تأکید دارد. دوم اینکه، نظام برنامهریزی برای توسعۀ روستایی ایران را ناقص و ناموفق میدانند؛ نظامی که متکی بر دولت و نقش اصلی آن در برنامهریزی توسعۀ روستایی است. زاهدی و همکاران (1391)، نوعی پراکندگی فکری و نظـری را در برنامهریزی توسعۀ روستایی ایران تشخیص دادهاند که هیچگاه بر مبنای نظریهای درونزاشده نبوده است. ازنظر حبیبپور گتابی و صفریشالی (1390)، مشکلات اجتماعی روستاییان، بهطور عمده در ساختارهای سیاستگذاری و برنامهریزی توسعۀ روستایی ریشه دارد.
مطالعات خارجی: به نقش دولت در ایجاد تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی و اقتصادی اشاره کردهاند که بدون آسیب نیز نبوده است. پمبرتون و گودوین[2] (2010) معتقدند تغییر در دولت محلی به وقوع عواقبی مانند ظهور نیروهای سیاسی و استراتژیهای جدید منجر شده است. داگلاس[3] و همکاران (2005)، نقش مداخلۀ دولت محلی در توسعۀ مناطق روستایی را بسیار مهم و جهانی میدانند که پیامدهای بالقوۀ مثبت و منفی دارد. برخی مطالعات به گفتمان روستایی توجه کردهاند. گلاتس[4] و همکاران (2009)، تصورات مربوط به روستا را در اروپا در حال تحول مداوم میدانند که این امر به تجدید ساختار اجتماعی و بازسازی اقتصادی بازمیگردد و این وضعیت در تنوع فزایندۀ گفتمانهای مربوط به روستا منعکس میشود. پوسپچ[5] (2014) نیز تغییر در گفتمان روستایی را در جمهوری چک در دوران گذار از چکسلواکی به جمهوری چک، نوعی نوسازی روستایی میداند تا اقدامات پیشین را اصلاح کند.
توجه به نقش اساسی دولتها در توسعۀ روستایی و درک ماهیت گفتمانی توسعه، از مواردی است که میتوان از مطالعات انجامشده نتیجه گرفت. همچنین، گفتنی است مشکلات ناشی از برنامههای توسعه، لزوماً به معنای اجرای غلط آن نیست؛ بلکه ممکن است ناشی از بنیانهای گفتمانی خود امر توسعه باشد. بر همین اساس، در مطالعۀ حاضر به بنیانهایی توجه شده است که فراتر از شیوۀ اجرا یا رویکردهای ظاهری است.
چشمانداز نظری
در پژوهشهای کیفی، که تحلیل گفتمان نیز یکی از انواع آن است، چارچوب نظری به شیوۀ پژوهشهای کمّی به کار نمیرود؛ اما در این پژوهش، از نظریات برای شکلدهی به پرسشها، اهداف، ساختار و روند پژوهش استفاده شده است. کرسول[6] این کاربرد نظریه را با عنوان لنز یا چشمانداز نظری معرفی میکند. «پژوهشگران از یک لنز نظری یا چشمانداز نظری استفاده میکنند که یک لنز کلی جهتدهنده برای مطالعه فراهم میآورد. این لنزها به چشماندازهای مدافعانه تبدیل میشوند که انواع سؤالات پرسیدهشده را شکل میدهند، دربارۀ نحوۀ جمعآوری و تحلیل دادهها اطلاعاتی به دست میدهند و ضرورت عمل یا تغییر را ایجاد میکنند ... لنزهای یادشده نشان میدهند که پژوهشگر در مطالعۀ کیفی، چگونه موضعگیری میکند و گزارشهای نوشتاری نهایی چگونه باید نوشته شود» (کرسول، 1391: 128).
در این پژوهش، از چشمانداز نظری نظریۀ انتقادی، بهطور عام و رویکردهای تجدیدنظرطلبانه در توسعه، بهویژه نظریۀ پساتوسعهگرایی بهره گرفته شده است. به این منظور، تعریفها، مفاهیم و خطوط اصلی این رویکرد، معرفی و پس از آن، سیر توسعۀ روستایی در ایران مرور میشود.
الف. توسعه، برنامهریزی برای توسعه و تجدیدنظرطلبی در آن
1. برنامهریزی برای توسعه: توسعه و برنامهریزی از ابتدای حیات مفهوم توسعه با یکدیگر قرین بودهاند. «مفهوم برنامهریزی، متضمن این باور است که دگرگونی اجتماعی را بهطور ارادی میتوان طراحی و هدایت کرد. این اندیشه را، که کشورهای فقیر با برنامهریزی میتوانند در مسیر پیشرفت گام بردارند، بیشتر متخصصان توسعه، همواره حقیقتی تردیدناپذیر و بینیاز از هرگونه اثبات تلقی کردهاند» (Escobar, 1992: 134).
با گذر زمان و استفادۀ کشورهای بهاصطلاح جهان سوم از برنامههای توسعهای که از غرب ساخته میشد، این اصل پذیرفتهشده، کمکم جایگاهی جدانشدنی از سیاستهای دولتها پیدا کرد؛ بهگونهای که با گذر سالها، تصور دولتی بدون برنامۀ توسعه، سخت و حتی غیرممکن بود؛ هرچند به بیطرفی و خنثیبودن این برنامهها میتوان انتقاد کرد. «با توجه به آثار تاریخی گستردۀ برنامهریزی در جهان سوم و حتی در خود غرب، که در آنجا این مفهوم با فرایندهای اساسی سلطه و کنترل اجتماعی پیوند داشته است، پذیرش کورکورانۀ برنامهریزی، بسیار شگفتآور است» (Escobar, 1992: 134).
علم اقتصاد در این مسیر، نقشی انکارناشدنی داشته است. «اقتصاددانان، قانون کمیابی را به معنای این فرض فنی میدانستند که نیازها و خواستههای انسان، بسیار محدود، ولی اصلاحپذیر است. این فرض به لزوم تخصیص منابع اشاره دارد. این امر، مسئلۀ اقتصاد را نشان میدهد؛ مسئلهای که راه حل آن را اقتصاددانان در بازار یا برنامهریزی میجویند» (Esteva, 1992: 16). در این مرحله، برنامهریزی برای توسعه به وجود آمد و به یکی از وظایف دائمی متولیان سیاسی بدل شد.
2. پساتوسعه: در دوران متأخر، به هر گونه روایت کلی که با آن، جریانها و رخدادهای جهان پیرامون را بتوان تبیین کرد، شک میشود. یکی از این روایتهای کلان، توسعه بود. با گذشت زمان، شکافهایی که توسعه، وعدۀ پرکردن آن را داده بود، روزبهروز عمیقتر شد. در این حالت، پساتوسعهگرایی به وضعیت دانش و گسترش آن، چگونگی مشروعیتبخشی به نهادهای مدرن، چگونگی تعریف جهان سوم و جوامع توسعهنیافته و چگونگی تدوین برنامههای توسعه توسط گفتمان توسعه توجه کرد.
پساتوسعه، ویژگیهای متفاوت جوامع را مهم میداند. توسعه تا پیش از این به تفاوتهای هویتی اهمیت زیادی نمیداد. همچنین، این امر که توسعه میتواند بهصورت یک جریان در یک جامعه به حرکت درآید و دولت در این قضیه، نقش انکارناپذیری دارد، از اجزای جدانشدنی گفتمان توسعه بوده است. «گفتمان توسعه بیش از نیمی از جمعیت بشر را توسعهنیافته میخواند و آن را به سوی توسعهیافتگی هدایت میکند. این امر نهتنها در توصیف دولتهای جنوب از خودشان و توسعهگرایی ایشان در تمام سیاستهای خود، بلکه در چگونگی سخنگفتن مردم عادی دربارۀ خود و دیگران (یعنی دنیای توسعهیافته) نیز مشهود است» (ضیایی، 1395: 352).
براساس این چشمانداز نظری، توسعه و برنامهریزی برای آن، امری گفتمانی است و تحلیل گفتمان، ابعاد مخفی آن را آشکار میکند. این رویکرد میکوشد با اندیشهای ساختارشکنانه، تفکرات رایج دربارۀ توسعه را بازخوانی کند.
ب. توسعۀ روستایی پیش از انقلاب اسلامی ایران
قبل از انقلاب اسلامی، برنامههای توسعه در قالب شش برنامه تدوین شد. این روند پیش از انقلاب با کمکگرفتن از مشاوران خارجی و الگوهای مدنظر آنان شتاب گرفت. «بهدلیل حرکت سریع ایران برای همانندشدن با کشورهای غربی و استفاده از الگوهای جاری در برنامهریزی، ازطریق دعوت از مشاوران خارجی، زمینههای آشنایی نظام برنامهریزی ایران با الگوهای غیربومی فراهم شد» (مکلئود، 1379: 13).
برنامۀ اول توسعه براساس تمایل به تغییر چهرۀ ظاهری جامعه تدوین شد. بیشتر عنوانهای این برنامه، دربردارندۀ نکات کلی بود. در برنامۀ دوم، به جنبههای عمرانی روستاها بیشتر توجه شد. از ابتدای برنامۀ سوم، اصلاحات ارضی شروع شد و در برنامۀ چهارم، برای اولینبار، فصل خاصی با عنوان عمران و نوسازی دهات در نظر گرفته شد و خدماتی محدود و اندک برای روستاهای کشور منظور شد. در برنامۀ پنجم با توجه به اتخاذ سیاستهای مبتنی بر دیدگاههای رشد اقتصادی و نیز راهبرد صنعتیکردن کشور به همراه دغدغههای ناشی از افزایش جمعیت و نیاز فزاینده به تولید مواد غذایی، عمران و توسعۀ روستایی، موقعیت تازهای به خود گرفت. با پیروزی انقلاب، برنامۀ ششم اجرایی نشد؛ اما با توجه به جنبههای تحققنیافتۀ برنامۀ قبلی تنظیم شده است.
در این دوران، برداشت برنامهریزان، نزدیک به رویکرد نوسازی است. «در این دوران، درک ایرانیان عمدتاً بهطور آگاهانه– و نه ناآگاهانه– از تمدن غربی، متوجه مظاهر و مصادیق عینی تمدن یا مدرنیزاسیون است. در این فرایند، بیشتر بر علم تجربی، تکنولوژی غربی، که عمدتاً به جوانب اجرایی فرایند توسعه توجه دارد، تأکید شده است» (طالب و عنبری، 1385: 199).
ج. توسعۀ روستایی پس از انقلاب اسلامی ایران
پس از پیروزی انقلاب، جریانهای اجتماعی روستایی، خواهان تجدید نظر در روابط اجتماعی شکلگرفته در دوران پهلوی، بهویژه پس از اصلاحات ارضی بودند. «با تضعیف قدرت دولت در اواخر انقلاب، تحرکات دهقانی پدیدار شد. با سقوط رژیم شاه، دو جریان دربارۀ دهقانان و درخواستهای مربوط به زمین به وجود آمد: اول، تقاضای بقایای طبقۀ مالک سابق برای عقبنشینی اصلاحات ارضی شاه بود؛ دوم، روند افزایش مطالبات کشاورزان توسط گروههای مختلف، مانند دهقانان و گروههای رادیکال (چپگراها و اسلامگراها)» (Shakoori, 2001: 64). سیاستهای کشاورزی و روستایی اجراشده پس از انقلاب، ازنظر ماهوی با پیش از انقلاب متفاوت است. این سیاستها، درحقیقت در پی پاسخگویی به خواست عمومی تغییر در همۀ اشکال بود.
روششناسی
تحلیل گفتمان برپایۀ روابط زبانی موجود در بنیانهای اجتماعی، وضعیت جامعه را بیان میکند. «جامعه از گفتمانها تشکیل شده است و تعاملات بین اجزای جامعه، بهخوبی وضعیت تاریخی و عملکرد سالم یا بیمار جامعه را معلوم میکند» (Gee, 1999: 109)؛ بنابراین، تحلیل گفتمان توسعه، شناخت جدیدی را در عرصۀ اجتماعی آشکار میکند.
تحلیل گفتمان، تحولات مفهومی و روشی گوناگونی به خود دیده است. «تحول [تحلیل گفتمان] براساس نقش گفتوگو و متن در بافت است که شماری از رویکردهای تفسیری و انتقادی را فراهم میآورد. لاکلاو و موفه، نظریهای پسامارکسیستی از سیاست را توسعه دادهاند که بر مبنای مفاهیم پساساختارگرایانۀ گفتمان بنا شده است و بهطور عمده برای خروج، شکلگیری و تحول ایدئولوژیها و اشکال اجتماعی به کار گرفته میشود» (Howarth and Griggs, 2016: 400).
کوشش برای برتری گفتمانی دولتها از دشمنیای رادیکال نشئت میگیرد که هر گفتمان برای از میدان به در کردن گفتمان رقیب به کار میگیرد. «[لاکلاو و موفه] با تلفیق زیربنا و روبنا، جامعه را نه طبقات قابل تقسیم، بلکه محصول مفصلبندیهای سیاسی گفتمان میدانند. در این طرح نظری برای هژمونیکشدن، مفصلبندی از درون یک خصمیت رادیکال ناشی میشود تا مرزهای سیاسی را رقم زند. در این صورت، هویتها در یک بستار نسبی بهطور موقت تشکیل میشوند» (ربانی و میرزایی، 1393: 45). رقابتهای گفتمانی و خصومتی، که برای کنارزدن گفتمان رقیب ظهور میکند، در برنامهریزی برای توسعه نیز تبلور مییابد.
برای عملیاتیکردن نظریۀ گفتمان لاکلاو و موفه، توماس مارتیلا در کتابی با نام «تحلیل گفتمان پسابنیادین»[7] (2015) با استفاده از میراث نظری مکتب اسکس[8]، الگویی برای اجرای یک تحلیل گفتمان گامبهگام ارائه کرده است. مارتیلا برای تشخیص الگوهای مفصلبندی گفتمانی، از مفاهیم روابط گفتمانی و هویت بهره میگیرد. وی بیان میکند که برای درک الگوهای مفصلبندی گفتمانی، بهطور تجربی، از دو دسته الگوی تکرارشونده استفاده میشود: روابط گفتمانی و هویتها؛ سپس گونهشناسی روابط و هویتهای گفتمانی را معرفی میکند. گونهشناسی روابط گفتمانی عبارتند از: 1. تضاد؛ 2. تخاصم؛ 3. انحلال؛ 4. سنجشناپذیری؛ 5. بازنمایی؛6. تفاوت و 7. همارزی. همچنین، هویتهای گفتمانی را در سه دستۀ 1. ارزشها شامل آرمانهای اخلاقی و دیگران متخاصم؛ 2. ذهنیتی شامل بازیگر اصلی، مخالفان، حامیان و دریافتکنندگان و 3. فعالیت شامل کنشها، کنشهای متقابل، ابژهها، منابع و استراتژی جای میدهد (Marttila, 2015: 129-133). منظور از یافتن روابط و هویتهای گفتمانی، کوشش برای یافتن الگوهایی است که در خلال آن، گفتمانی از گفتمان دیگر متمایز میشود.
عملیاتیکردن یک تحلیل گفتمان ازنظر مارتیلا، سه گام دارد: «گام اول با عنوان ساخت مشترک، شامل مراحل مفهومسازی موضوعی، مفهومسازی زمینهای، وقفۀ معرفتشناختی، ساختارشکنی و مفهومسازی نظری است. گام دوم با عنوان بازسازی، شامل مراحل تحلیل همزمان و تحلیل درزمانی زبانشناختی است و گام سوم عبارت است از هماهنگی» (Marttila, 2015: 144-145).
براساس این رویکرد، در این پژوهش، گفتمان توسعه و توسعۀ روستایی در سه گام، مفهومسازی نظری شده است:
گام اول: ساختار مشترک پژوهش که در پنج مرحله بررسی شد:
الف) تعیین موضوع پژوهش؛ ب) تعریف مختصات زمانی–فضایی از موضوع پژوهش؛ ج) حذف دیدگاههای نظری، پیشفرضها و نظریات هنجارینشدۀ پژوهشگر؛ د) ساختارشکنی مفهوم توسعه و ه) مفهومسازی نظری.
گام دوم: بازسازی
الف) تحلیل همزمان: این مرحله در سه قسمت انجام پذیرفته است: 1. شناسایی آن دسته از کردارهای گفتمانی که براساس اطلاعات ما از موضوع پژوهش، در زمینۀ فضایی–زمانی تعیینشده از معنا نگهداری میکند؛ 2. با استفاده از این اطلاعات، گفتمان تشخیصدادهشده را دوباره مفصلبندی میکنیم و 3. در این مرحله، گفتمان مفصلبندیشده، تدقیق و نقشهای سوژهای استخراجشده از آن تحلیل میشود. در این قسمت بیان میشود که این گفتمان مفصلبندیشده، چگونه ارتباط سوژههای اجتماعی را شکل میدهد و بین آنها خطوط ارتباطی تنظیم میکند.
ب) تحلیل درزمانی که در سه قسمت انجام میشود: 1. شناسایی آن دسته از کردارهای گفتمانی که در طول زمان و با تغییرات اجتماعی رخ داده است؛ 2. شناخت گفتمان مخالف و کنشهای ضدهژمونیک آن و ترسیم و توصیف فضای متخاصم گفتمانی و 3. بازسازی زمینۀ تغییر گفتمانی و پیامدهای حاصل از آن.
گام سوم هماهنگی: جستوجو برای یافتن شیوۀ پدیداری گفتمان در زمینههای آشکارشدن آن برای زمینهای بهجز توسعۀ روستایی.
رئیس دولت در این پژوهش، نمایندۀ گفتمان آن دولت در نظر گرفته شده است. گفتمان قائم به فرد نیست؛ اما یک شخصیت حقیقی یا حقوقی میتواند سخنگوی یک گفتمان باشد؛ زیرا از بطن یک گفتمان، یک شخصیت در عرصۀ عمومی ظاهر شده است و ماهیتی جدا از گفتمان متعلق به آن ندارد. «شخص را میتوان برحسب مجموع تمام جایگاههای سوژهای تعریف کرد که در حال حاضر اشغال کرده است. جایگاههای سوژگی، ساختاری از حقوق و الزامات را برای ما به همراه دارند» (بر، 1394: 184 و 185). رئیس یک دولت از دل یک گفتمان ظهور میکند و مؤثرترین و پرمخاطبترین سخنگوی آن تلقی میشود و با تمرکز بر این جایگاه، شناخت نسبتاً کاملی از گفتمان به دست میدهد. در حوزۀ روستایی نیز فقط دولت، مرجع تصمیمساز نیست و نهادهای مؤثر متنوعی در این حوزه وجود دارد؛ اما این تحلیل، دید کاملتری دربارۀ وضع موجود فراهم میکند.
متون بهکاررفته در این پژوهش، سخنرانیها و مصاحبههای سه رئیسجمهور است که بهصورت هدفمند انتخاب شده است. در انتخاب، متونی مدنظر بوده است که سه موضوع را دربردارد: 1. جهتگیریها و سیاستگذاریهای اصلی هر رئیسجمهور را نشان دهد؛ 2. متونی که در آن به توسعه و برنامهریزی، بهطور کلی اشاره شده است و 3. متونی که در آن به توسعۀ روستایی، بهطور ویژه توجه شده است. از هر رئیسجمهور، سه سخنرانی گزینش شده است که پس از مطالعۀ تمام سخنرانیها و مصاحبههای رؤسای جمهور، که با این سه محور در ارتباط است، از هر محور، متنی انتخاب شد که بیشترین نزدیکی را با اهداف این پژوهش دارد؛ سپس نتایج تحلیل در متون برنامههای توسعۀ پنجسالۀ اول تا پنجم، که این دولتها تدوین کردهاند، در مواد مرتبط با حوزۀ روستایی مصداقیابی و بررسی شده است.
به همین منظور، سه مصاحبه از هاشمی رفسنجانی در زمان ریاستجمهوری (1376-1368) از تارنمای مرکز اسناد هاشمی رفسنجانی بهصورت هدفمند انتخاب شد. سخنرانیهای خاتمی در دوران ریاستجمهوری (1376-1384) از دو کتاب «مردمسالاری» و «گزیدههای سخنرانیهای رئیسجمهور دربارۀ توسعۀ سیاسی، توسعۀ اقتصادی و امنیت» انتخاب شده است. سخنرانیهای احمدینژاد در طول مدت مسئولیت (1384-1392) از سایت دولت بهار[9] جمعآوری شده است. جزئیات متون منتخب به شرح جدول ذیل است:
جدول 1- متون انتخابی هر رئیسجمهور
Table 1- Texts selected of each president
|
متن سوم |
متن دوم |
متن اول |
رئیسجمهور |
|
مصاحبه با نشریۀ جهاد روستا پیرامون اهمیت توسعۀ روستایی و عملکرد جهاد سازندگی، 30 آذر 1372 (مصاحبۀ مکتوب) |
مصاحبه به مناسبت هفتۀ دولت، 6 دی 1373 (مصاحبۀ مطبوعاتی و رادیویی[10]) |
مصاحبهباروزنامۀجمهوری اسلامی پیراموندوره8سالۀریاستجمهوری، 24 تیر 1376 (مصاحبۀ مکتوب) |
هاشمی |
|
سخنرانی در دیدار با کشاورزان نمونۀ سراسر کشور، 2/10/1376 (صوت پیادهشده) |
سخنرانی در مراسم افتتاحیۀ همایش تدوین برنامۀ سوم توسعۀ کشور، 21/7/1377 (صوت پیادهشده) |
سخنرانی در جلسۀ شورای اداری سیستان و بلوچستان، 1/2/1377 (صوت پیادهشده) |
خاتمی |
|
سخنرانی در جشن ملی برقرسانی به روستاهای بیش از 20خانوار کشور، 21/12/88 (صوت پیادهشده) |
سخنرانی در اجلاس توسعۀ هزارۀ سوم سازمان ملل، 30/6/1389 (صوت پیادهشده)
|
سخنرانی در مجلس شورای اسلامی، 27 دی 1391 (صوت پیادهشده) |
احمدینژاد |
در تحلیل گفتمان، انسجام پژوهش به اعتبار پژوهش منجر میشود. «از مدعاهای تحلیلی انتظار میرود گفتمان منسجمی را تشکیل دهد. وجود بخشهایی از تحلیل، که با بخشهای دیگر تحلیل گفتمان هماهنگ نباشد، احتمال پذیرش تحلیل از سوی خوانندگان را کاهش میدهد» (Potter and Wetherell, 1987: 170). در تحلیل حاضر، از این گزینه برای افزایش اعتبار پژوهش، بسیار استفاده شده است. همچنین، کوشش شده است از ابتدای تعیین موضوع پژوهش تا انجامدادن مراحل آن، به سودمندی آن توجه شده باشد. پس از انتخاب هدفمند متون و تحلیل آنها، بار دیگر، همۀ سخنرانیها و مصاحبههای انتخابنشده برای یافتن شواهدی متفاوت و مخالف، مرور و نتایج این تحلیل تأیید شده است.
یافتهها
روند کلی تحلیل در این پژوهش براساس گامهای پیشنهادی مارتیلا و استفاده از اصول هویتها و روابط گفتمانی وی شکل گرفته است. به این منظور، در یک جدول، تضاد و تخاصم و سنجشناپذیری که به شناخت مرزهای هر گفتمان کمک میکند، معرفی شده و پس از آن، در جدول دیگری، نقطۀ کانونی مرکزی گفتمان و گرهگاهها و عناصر استخدامشده در آن گفتمان، معرفی و سپس در جدولی دیگر، نسبت هر گفتمان با حوزۀ روستایی، تحلیل و مصداقهای این تحلیلها در متن قوانین توسعۀ پنجساله بررسی شده است.
گفتمان دولت هاشمی میکوشد برای برتری خود بر گفتمانهای رقیب، شرایط کنونی جامعه را همسو با منافع گفتمان خودی اختیار کند؛ به همین علت با تبیین روابط تخاصم و تضاد، که در جدول شمارۀ 2 بیان شده است، مرز خود را با گفتمانهای رقیب مشخص میکند. همچنین، با عرصههای ذهنی، درونی و نرمافزاری، رابطهای سنجشناپذیر میگیرد. شرایط ذهنی و درونی، به آن دسته از عناصری برمیگردد که ملموس و عینی نیست. بیشتر این شرایط، موقعیتهایی درونی و ذهنی است و به کیفیت آنها توجه شده است. به آنها شرایط نرمافزاری نیز میتوان اطلاق کرد. عناصری مانند فرهنگ، آرامش، احساس امنیت و ... از این دستهاند. منظور از رابطۀ سنجشناپذیر، آن است که این گفتمان از برقراری ارتباط با یک عنصر به هر علتی سرباز میزند یا ناتوان است.
جدول 2- تضاد، تخاصم و سنجشناپذیری در گفتمان دولت هاشمی رفسنجانی
Table 2- Contrariety and antagonism in the discourse of Hashemi's government
|
گرهگاهها |
عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت هاشمی |
نمونۀ موجود در متون |
|
|
دیگری متضاد |
کشورهای عرب منطقه |
اگرماوعربهابایکدیگرهماهنگ بودیم،درسیاستمربوطبهخاورمیانهوفلسطین،وضعبهگونۀدیگریپیشمیآمد (متن اول). |
|
|
دولت پیشین |
درزمانجنگ،مسائلیازقبیل نابسامانیهایاقتصادیوچندنرخیبودنارز باعثایجادبازارهایسیاهشد (متن اول). |
||
|
ترکیه |
منمعتقدماینشتابیکهبرایسازندگی گرفتیم،شتابمعتدلیاست. درماهیکهداردمیگذرد،اگرترکیهراکهیککشوریشبیهبه کشورماست،باخودمانمقایسهکنیم، الان تورمشان 80 تا 90درصد است. ما را باآنکشورمقایسهکنید (متن اول). |
||
|
نیروهای محدودکنندۀ دولت در داخل |
اگردستماندرکارهایمانباز بود،شایدمیشدکهخیلیکمترازاینتورم داشته باشیم؛ولیباواقعیتهایموجودیکهماسروکارداشتیم،نهتصمیمگیریماازهر جهتدراختیار دولتبودونهنیازهاطوریبودکهبشودهمهراتأمینکرد (متن اول). |
||
|
افرادی که علت بهبود شرایط را نمیبینند |
سؤالدرستهمیناستکهچهچیزهاییدرزندگیمردممؤثربوده است؟منمیگویمدرآن زندگی، یکچیزهاییمؤثربودوحالاچونواقعشده،دیگران راحسابنمیکنند.فقطمیگویندحالاهست.بله،هست؛ولیچگونهبه وجودآمده؟(متن اول) |
||
|
الگوهای کمونیستی در اقتصاد |
سیاستاقتصادیمامتناوبازچینوشورویاست.درایران،همه چیزمتعلقبهمردماست؛ بنابراین،با آنهامقایسهنمیشودواقتصادبارعایتاصولوقوانینبازاستوبااحتیاطتعدیلهای اقتصادیراانجام میدهیم (متن دوم). |
||
|
دیگری متخاصم |
امریکا |
امریکاییهاو بعضیازدولتهایغربی،خیلیمواظبندکهنگذارندما نمونههایافتخارآمیزوموفقیاز همکاریو کمکراارائهکنیم (متن اول). |
|
|
استعمار |
الانمابهعنوانیکرقیبجدیبرای امریکاواستعمارغربدرکشورهاییمثلکشورهای آفریقاییمیتوانیمحضورپیدابکنیم(متن دوم). |
||
|
عراق |
مسئلۀصلح باعراقهنوزتمامنشدهوماهنوزاسیرداریم.عراقیهاهنوزخساراتمارانپرداختهاند (متن دوم). |
||
|
دیگری سنجشناپذیر |
بهبود شرایط ذهنی و درونی |
تطابقنداشتن اوضاع کشور با اهداف انقلاب |
منفکرمیکردمدرپایانایندورهازلحاظفرهنگیباشرایطبهتریمواجه باشیم؛درداخل،همهچیزازبابتمسائلفرهنگیبرروالمطلوبیکهدراهدافانقلاببوده،قرار داشته باشد (متن دوم). |
|
تصدیگری دولت در مسائل فرهنگی |
انسان رابایدتربیتکرد.ازطریقتقویتتریبونهاینمازجمعه،صداوسیماورسانهها،مطبوعاتو برنامههایفرهنگی مدارس،دانشگاههایبرنامههایسیما،تئاتروایجادپارکها،فضاهایفرهنگیو کتابخانههایسیارایننگرش راحفظمیکنیم(متن اول). |
||
براساس جدول شمارۀ 3، روابط گفتمانی در گفتمان دولت هاشمی بر این منطق پیریزی شده است که شرایط موجود در عرصۀ عمومی اجتماع باید بهبود یابد.
گفتنی است شرایط فیزیکی و بیرونی، بیشتر بر آن دسته از موقعیتها و شرایطی دلالت دارد که بهطور عینی و سنجشپذیر، ویژگیهای آن دیده میشود. این شرایط، بیشتر مربوط به محیط بیرونی است؛ شرایطی که جنبۀ سختافزاری دارد و قابل مشاهده است؛ مانند سطح تحصیلات، میزان درآمد، سطح امکانات رفاهی و ... در مقابل عناصر درونی و ذهنی که ذکر آن رفت.
جدول 3- نقطۀ کانونی، گرهگاهها و عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت هاشمی رفسنجانی
Table 3- Nodal point, nodes and discourse elements employed in Hashemi's government discourse
|
نقطۀ کانونی گفتمان |
گرهگاهها |
عناصر استخدامشده در گفتمان دولت هاشمی |
نمونۀ موجود در متون |
|
بهبود شرایط فیزیکی و بیرونی |
استراتژی سازندگی |
کاهش تصدیگری دولت |
در اینبرنامه، کارخانههاراسوددهوآمادۀواگذاریکردیم.دربرنامۀدوم،مسیرخصوصیسازی،هموارتر است (متن دوم). |
|
اصلاحات اقتصادی |
بهنظر من،مسیردرستیطیشدوبایدبهآن چیزیکهطیشده است،راضیباشیم.ضمناینکهحالا همانطورکهمایلهم بودیم، دوبارهآمدیمبهنزولتورم.اینهمانچیزیاستکهمیخواستیم (متن اول). |
||
|
فعالیتهای عمرانی |
در طولبرنامۀاول،وضعکشور، بهکلیتغییر کردواهدافبرنامهاجراشد.بزرگترینموفقیتاینبرنامه،اصلاحشرایطبعدازجنگو هموارشدنراهبرای عمرانوآبادیکشوربود (متن دوم). |
||
|
بهبود امکانات رفاهی |
اگراینتوسعهنبود، بایدشما میفهمیدیدکهدرزندگیمردمچهخبربود؟مثلاًاگر برقنداشتیدوبازهمظهرها خاموشیداشتید،کارخانههایتانکارنمیکردندیااگرماگازنکشیده بودیموشماالانبایدنفتسفیدواردکنید.مابرایرسیدنبه اینوضعیت،هزینههایبسیارهنگفتیصرفکردهایم.دربارۀاشتغالهماگراینکارهایعمرانینبود،اشتغالینبود.اگرایندانشگاههاراتوسعهنداده بودیموشما الانیکونیممیلیوننفردانشجودر دانشگاههانداشتید (متن اول). |
||
|
اصالت بازار و سرمایهداری خصوصی |
دربرنامۀاول،بخش خصوصیرافعالکردیم؛مردمتشویقشدندوسرمایهگذاریکردند(متن دوم). |
||
|
احساس بهبود شرایط توسط مردم |
ضرورت جبران خسارتهای جنگ |
به هر حال، جنگدر میدانهایجنگتمامشد؛ولیآثارشکهباقیبود.هزینههایفراوانیکهماهنوزهمداریمجورآن را میپردازیم (متن اول). |
|
|
مسائل انسانی و عدالت |
عدالت، ابعادفردی،اقتصادیواجتماعیداردومعنیآن،برخورداریازنعمتهای عمومی است (متن دوم). |
||
|
کمکردن شتاب سازندگی برای مردم |
بهعلاوه،ماکارهاییمیکنیمکهدردورۀبازسازی،توجیه اقتصادیومادینداردودردورۀ شتاب سازندگی کسیاینکاررانمیکند؛ولیمابهخاطرمصالحکشوراینکارراکردهایم.اگربخواهیممثلاًیکواحدیرادر تهرانیااصفهان بسازیم،یکبازدهدارد؛ولیاگربرویمدرکنارمرز،درجایناامنیادورازامکاناتبسازیم، یک هزینهایدرساختوهمبازدهآندارد؛ولیترجیحمیدهیمبهآنجابرویم؛بهخاطرمسائلانسانیو عدالتکهاینهاشتابسازندگیرابهیکمعناکممیکند (متن اول). |
||
|
گسترش آموزش عالی |
فکرکنیداگریکمیلیونازاینبچهها دیپلمبیکاربودندیابهخارجرفته بودند،در کشورچهاتفاقیمیافتاد؟ (متن اول) |
||
|
دخالت دولت در امور برای مردم |
ماسالهایاول،تورمراپایینآوردیم. بهتدریج،شرایطیبه وجودآمدکهیکمقدارهم خارجازاختیارمابود. دوبارهتورمبالارفت. مجبورشدیمتصمیمبگیریمکهدولتدخالتبکند.من دربرنامۀاولیهامایننبودکهدولتدخالتبکند.میخواستیماینوضعراآزادبگذاریموخودش (ساختاری) مسئلهراحلبکند (متن اول). |
||
|
ادامۀ حیات گفتمان |
شرایط انقلاب |
درمقطعفعلی،ماازمرحلۀبسیارمشکلیعبورکردیم.برنامۀدوم،بسترمناسبتروهموارتری داردو هدفآن،ادامۀ برنامۀبازسازیوسازندگیبااتکابهآرمانهایانقلابوتوجهبهمصالحجامعه ونیازهایکشور است (متن دوم). |
|
|
امام خمینی |
مهمتر ازهمهاینکهشمایادتاناستکهحضرتامام،خودشاندستوراستفادهاز امکاناتمردمرادرنظام آموزشیکشورصادرکردندودستورامامپشتسراینقضیهبود.البتهما خودمانهمبااینقضیهموافق بودیم (متن اول). |
||
|
مجلس |
مننگراننیستم.سازندگیالانبهساختارجامعهواردشده است.اینهارادیگرنمیتوانجابهجاکردوتغییرداد.چونهرتغییریدرآنهاهم بایددردولتتصویب شود وهمبایدمجلسراجعبهآنهاتصمیمگیریکند (متن دوم). |
||
|
الزام دولت بعدی به اجرای برنامۀ دوم توسعه |
همهمعلوم شده است؛همشاخصآنهاتعیینشدهوهمنرخو عددآنهاوهمبودجۀآنها.امکانتغییرآنهادربرنامۀ فعلی،دیگروجودندارد (متن اول). |
||
|
بهبود روابط خارجی |
رعایت موازین بینالمللی |
مابایدازقدرتماندردنیاسودببریموموازینیرادرارتباطاتبینالمللیرعایتکنیم.با تدبیر صحیحومدیریتعاقلانهبایدباهوشیاری،منافعخودراتنظیمکنیم (متن دوم). |
|
|
برنامهریزی براساس الگوهای مرسوم در جهان |
برنامههای5سالههممرسومدنیاستوماازاین 2 برنامهراضیهستیم. کشورهاییکهوضعشانتثبیتشده است،دورنمایاقتصادخودرادربیشتراز یکدورۀ5سالهروشنمیکنند.ماربعقرنرادر نظرگرفتیم.اگراینافقرادر سیاستهایکلیبهتصویبمجلسرساندیم،آنموقع، برنامههایبعدیکهتنظیممیشود،خودشراباآن افقتطبیقمیدهد(متن اول). |
||
|
الگوی مصرف براساس استانداردهای جهانی |
مصرف رابه جاییرساندهایمکهاستانداردهایجهانی برایمصرفمردم،آن راتعریفکرده است (متن دوم). |
||
|
کمک به دیگر کشورها |
فشارهمرویآفریقاییهابسیارجدیاستکهبه سویما حرکتنکنند. به هر حال،اینمیدانباز شدهومبارزهشروعشده است.ماپشتوانۀمان،امکاناتفنیوتجربههای سازندگی استو حسننیتیکهدردورانکارماننشاندادهایم(متن اول). |
براساس جدول شمارۀ 3، نقش محوری بهبود شرایط در عرصۀ عمومی اجتماع، جریان هویتسازی این گفتمان را رهبری میکند. این گفتمان، به نقش سرمایهداری خصوصی تعلق خاطر دارد و سازوکار بازار را برای نقش اقتصادی برگزیده است. ویژگی سازندگی، که این گفتمان به آن مشهور است، یکی از استراتژیهای هویتی گفتمان دولت هاشمی است و نمیتواند نقطۀ کانونی اصلی گفتمان به حساب آید؛ زیرا همسو با بهبود شرایط، سازندگی معنا مییابد و هویت میگیرد. عناصر دیگر استخدامشده در گفتمان دولت هاشمی در جدول مشهود است و برای رعایت اختصار از توضیح آن خودداری میشود.
در تحلیل گفتمان دولت هاشمی در حوزۀ روستایی، نقش مرکزی بهبود شرایط فیزیکی و بیرونی، تشخیصدادنی است و این امر نشان میدهد حوزۀ روستایی در قلمرو گفتمانی دولت آن قرار میگیرد و از ارتباط درونگفتمانی برخوردار است. منظور از ارتباط درونگفتمانی، این است که حوزۀ روستایی بهعنوان یک موضوع در قلمرو گفتمانی، از مجموعۀ هویتها و ارتباطات گفتمانی اثر میپذیرد؛ یعنی اقتدار هژمونیک گفتمان و کوشش برای محافظت از گرهگاه اصلی خود، در حوزۀ روستایی نیز تشخیصدادنی است؛ اما بنا بر عللی، این ارتباط، کامل و بدون نقص نیست. با توجه به جدول شمارۀ 4، نتایج تحلیل گفتمان دولت هاشمی در حوزۀ روستایی نشان میدهد در این حوزه، گفتمان– به اجبار یا به اختیار– مجبور شده است خلاف اصول خویش عمل کند. برداشت عقبماندگی از روستاها، مسئلۀ مالکیت زمین و ناتوانی سرمایهداری خصوصی در انجامدادن نقش در این حوزه، عناصری است که در شکلگیری کامل و همهجانبۀ این ارتباط درونگفتمانی، اختلال ایجاد میکند. علاوه بر این، نیاز به کارهای زیربنایی و اشتغالزا و وجود نهادی قدرتمند و صاحبنفوذ مانند جهاد سازندگی، دولت را به بر عهده گرفتن نقش مستقیم در این حوزه تشویق میکند؛ نقشی که در دیگر حوزهها از آن پرهیز شده است؛ به همین علت، ارتباط شکلگرفته را میتوان معوج و ناهمگون دانست. منظور از داشتن اعوجاج این است که رابطۀ درونگفتمانی بین عناصر اصلی گفتمان و حوزۀ روستایی، تمام و کمال نیست و نواقصی دارد؛ نواقصی که از هماهنگی کامل و همهجانبۀ این حوزه با مجموعۀ قلمرو گفتمانی جلوگیری میکند و باعث میشود این حوزه، بهطور کامل از مزایای گفتمان غالب بهرهمند نشود.
جدول 4- حوزۀ روستایی و ارتباط آن با گفتمان دولت هاشمی رفسنجانی
Table 4- Rural area and its relationship with the discourse of Hashemi's government
|
گرهگاه |
عناصر مختلکنندۀ ارتباط با نقطۀ کانونی گفتمان دولت هاشمی |
نمونۀ موجود در متون |
|
حوزه روستایی |
ناتوانی سرمایهداری خصوصی در اجرای نقش |
با وضعموجود نهمالکجرئتمیکنددرزمینسرمایهگذاریکندونهروستاییونهزارع؛به همین خاطر،زمینهایزیادی هستکهازآنهااستفادۀدرستینمیشود. درضمن،حلمسئلۀزمینهمدر ایجادشغلدرروستامؤثراستوهم درازبینرفتنوابستگی (متن سوم). |
|
نقشآفرینی اصلی دولت |
برایآنکهروستاییان عزیزماباعلاقهوشوقبیشتریدرروستاهابه کاربپردازند،بایدبرنامههایدولتبهشکلیتنظیم شودکهدرروستاهاکارگاههایمتناسبباوضعیتهر روستادایرشود(متن سوم). |
|
|
مالکیت زمین |
حل مسئلۀزمینومالکیتدر وضعروستا،دررابطۀروستاییواقتصادکشور،تأثیرزیادیداردو اینمسئله بایدحلشود. من قبولدارمکه این مشکلاساسیروستاییاستکهمتأسفانههنوزبعدازانقلابمانتوانستهایمآن را حلشکنیم(متن سوم). |
|
|
معرفی این حوزه بهعنوان بخش عقبمانده در گفتمان اصلی |
بایددرروستاهاامکاناتزندگیبهتررابرایروستاییان فراهمکرد؛ مثلاً آبلولهکشی،برق،آسفالت،بیمارستان،داروخانه،پزشکوفروشگاههایمجهزیکهدرآن همه چیز،مانندنفتوگازوخدماتدیگریکهدولتعرضهمیکند. اینکارهاازوظایفوکارهایمهمی استکهبایدآنهارارفتهرفتهانجامبدهیم (متن سوم). |
بررسی برنامههای اول و دوم توسعه، یافتههای مذکور را تأیید میکند. برای یافتن مصداقها، مواد مربوط به حوزۀ روستایی بررسی و تحلیل مذکور در آنها جستوجو شد.
جدول 5- مصداقهای تحلیلها در برنامۀ پنجسالۀ توسعۀ اول و برنامۀ پنجسالۀ توسعۀ دوم
Table 5- Examples of analyzes in the first development plan and the second development plan
|
توضیحات |
مصداقها |
موضوع |
برنامۀ اول و دوم توسعه |
|
در این مورد در برنامهها تمرکز بر حوزۀ شهری است. |
جبران خسارتهای ناشی از جنگ |
بهبود شرایط در معنای عام |
|
|
معرفی عنصر روستا-شهر: روستاهایی که با تجمیع و یکپارچگی، از امکانات بیشتری بهرهمند میشوند. این عنصر در پی کاهش میزان مهاجرت است؛ اما درعمل، تفاوتهای بومی و محلی و عمیق اجتماعات محلی روستایی را ندیده میگیرد و آن را با نام تسهیل خدمترسانی معرفی میکند. |
توجه به ظرفیتهای هر منطقه |
||
|
تعادل منطقهای |
|||
|
کشاورزی بهعنوان صنعتی پایه برای رشد شناسایی میشود و تغییرات اساسی در ساختار پایگاه و خاستگاه کشاورزی را طرح میکند و دولت را مسئول آن میداند. مالکیت زمین باید با نظارت دولت، اصلاح و سازماندهی شود. استراتژی بازار آزاد، خویش را در زمینۀ روستا و برخی حوزههای کشاورزی مرتبط با روستا نقض میکند. بخش کشاورزی و سرمایهگذاری در نقاط محروم را مشمول معافیت یا تخفیف مالیات میکند. |
رشد اقتصادی |
بهبود شرایط فیزیکی و بیرونی |
|
|
افزایش تولید سرانه |
|||
|
اشتغال مولد |
|||
|
کاهش وابستگی اقتصادی |
|||
|
حداقل نیازهای اساسی را در امور بیرونی و فیزیکی محدود میکند. در روستا، بهداشت و مسکن، بیمۀ روستاییان و عمران و بهسازی روستاها نیازهای اولیه و اساسی شناخته شده است. |
شناخت و تأمین نیازهای حداقلی مردم |
||
|
در این مورد به روستاها توجه ویژه شده است. |
کنترل رشد جمعیت |
||
|
افزایش سطح دسترسی امکانات |
|||
|
استقرار فعالیتهای غیرکشاورزی در محیط روستایی مطرح میشود. درآمد سرانۀ روستاییان باید افزایش یابد و فرصتهای شغلی برای ایشان فراهم شود. باز هم نقش اصلی را دولت بر عهده میگیرد و باید سبک زندگی روستاییان، که متکی بر ارتزاق از کشاورزی فعالیتهای مرتبط با آن است، تغییر کند. |
اشتغال و نیروی انسانی |
||
|
رسانهها باید برحسب نیازهای محلی و منطقهای، آموزشهایی برای تأمین نیازهای برنامۀ توسعه تهیه کنند. ایجاد آمادگی برای پذیرش استراتژی رشدمحور در جوامع روستایی مدنظر است. |
ارتقای فرهنگ عمومی |
بهبود شرایط ذهنی و درونی |
|
|
روستاها در اولویت فراهمکردن امکانات آموزشی قرار گرفتهاند؛ اما در آن، توسعۀ فضا و ایجاد امکانات، بیشتر مدنظر بوده است تا عناصری که به کیفیت و ماهیت این آموزش مربوط است. |
آموزش |
||
|
در برنامه به بیمههای اجتماعی اشاره میشود و این امر نیز به بهبود در دسترسی به امکانات برمیگردد و شامل جنبۀ درونی نمیشود. وقتی سخن از جریان رشد و تکامل مادی و معنوی میشود و عناصری مانند کرامت و آزادگی انسان مطرح میشود، در خط مشی مربوط به حوزۀ روستا، تمرکز بر تأمین نیازهاست و نیازها نیز به کالاها و مصرف آنها برمیگردد. در برنامه، عدالتاجتماعی در روستاها، با بهبود میزان دسترسی روستاییان به امکاناتی تأمین میشود که برنامه تدارک دیده است. این امر با عنصر محرومیتزدایی همراه میشود و بهبود منابع و امکانات عمومی، بهداشت، اشتغال، آموزش، تولید، عمران، کمکهای اقتصادی دولت و ایجاد تعادلهای منطقهای مدنظر قرار میگیرد. |
تأمین عدالت اجتماعی |
منبع: سازمان برنامه و بودجه، 1376؛ سازمان برنامه و بودجه، 1377
گفتمان دولت خاتمی و توسعۀ روستایی
همانگونه که در جدول شمارۀ 6 نشان داده شده است، روابط گفتمانی در گفتمان دولت خاتمی، درابتدا، مرزهای خود با گفتمانهای رقیب را با تأکید بر این موضوع مشخص میکند که گفتمانهای دیگر به نقش حداکثری مردم قائل نیستند؛ سپس تمام روابط گفتمانی خویش را بر این اصل قرار میدهد که گفتمانهای رقیب در پی مصادرۀ شرایط ایجادشده پس از پیروزی انقلاب است و اینگونه، گفتمان خود را بر آنان برتری میدهد.
جدول 6- تضاد و تخاصم در گفتمان دولت خاتمی
Table 6- Contrariety and antagonism in the discourse of khatami's government
|
گرهگاهها |
عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت خاتمی |
نمونۀ موجود در متون |
|
دیگری متضاد |
کسانی که خود را قیم مردم میدانند |
اینکه بنده بهعنوان رئیسجمهور، مدام بگویم مردم این را میخواهند و قیم مردم بشوم، کار به جایی نمیرسد. در بسیاری از نزاعهای سیاسی، افراد یا گروهها به نام اسلام و به نام دفاع از حقوق مردم حرف میزنند؛ ولی مردم، خودشان باید در صحنه حضور یابند (متن دوم). |
|
دولت پیشین |
زمان ۸ سال سازندگی در دوران ریاستجمهوری برادر بزرگوارمان، جناب آقای هاشمی، دستاوردهای بزرگی داشته است؛ اما مشکلاتی هم داشتیم. این دولت تازهکار از عهدۀ حل این مشکل برآمد (متن اول). |
|
|
سلیقهای که خود را عین اسلام، انقلاب و رهبری میداند |
بعد از گذشت بیستسال از انقلاب، شور، نشاط، شعور و حضور تعیینکنندۀ مردم در عرصۀ تصمیمگیری، این دستاورد بزرگ را داشت که در این کشور مشخص شد یک سلیقه، عین اسلام نیست، یک سلیقه عین انقلاب نیست، انقلاب، اسلام، رهبری و نظام، فراتر از سلیقهها و گرایشهای مختلف است (متن اول). |
|
|
جریانی که جامعۀ تکصدایی را میپسندد |
بدترین جامعه، جامعۀ تکصدایی است. ممکن است برای مدتی، همۀ صداها را بتوان خاموش کرد تا فقط یک صدا بماند؛ اما صداهای خاموششده، پس از مدتی بهصورت انفجارهای عظیم، خودشان را ابراز میکنند (متن اول). |
|
|
رویکردی که در طول زمان، ایرانیان را قانونگریز کرده است |
ما در طول تاریخ، ضدقانون بودهایم؛ یعنی یک بیماری تاریخی قانونستیزی داریم. علت آن هم این است که همۀ حکومتهای ما دیکتاتوری بوده است. مردم، قانون را قانون خودشان و در خدمت مصالحشان نمیدانستند. قانونگریزی یک هنر بود (متن اول). |
|
|
جریانی که جلوی ابراز سلیقهها را با تمسک به مقدسات میگیرد |
بسیاری از ما فکر میکنیم اختلاف نظر داریم؛ در حالی که یکسری عادات و تعصبات داریم و اسمش را میگذاریم، عقیده. حال، فاجعه است اگر بگوییم که این عادات و تعصبات، عین اسلام و عین حق است و دیگران هم حق ندارند صحبت کنند (متن اول). |
|
|
کسانی که به افراد برچسب امریکایی، ضداسلامی، ضدانقلابی و لیبرال میزنند |
هرچه هم کسانی بگویند فلانی ضداسلام و طرفدار امریکاست، فلانی ضدانقلاب است فلانی لیبرال است، نه دنیا میپذیرد، نه مردم. فلانی نظری دارد، دیگران هم نظری دارند، مردم هم تعیینکننده و داورند و انتخاب میکنند (متن اول). |
|
|
دیگری متخاصم |
منافقین |
منافقین هم هرچه نظام تثبیت بشود، بیشتر ناراحت میشوند. آنها هم حرکات مذبوحانۀ خودشان را در دنیا زیادتر کردند. (متن اول). |
|
صهیونیستها |
صهیونیستها برای تخریب چهرۀ جمهوری اسلامی، تلاش گستردهای میکنند. حجم تهاجم صهیونیستها علیه نظام جمهوری اسلامی نهتنها نسبت به گذشته کاهش پیدا نکرده، بلکه بسیار هم بیشتر شده است (متن اول). |
|
|
کسانی که مشارکت مردم را در امور انکار میکنند |
البته دشمنان ما خیلی کوشش کردند بگویند تکلیف امور در جایی دیگر تعیین میشود و تصمیمات را در جاهای دیگر میگیرند؛ اما معلوم شد که مردم تصمیم میگیرند و وقتی مردم به صحنه آمدند، رأیشان تعیینکننده است (متن اول). |
|
|
کسانی که انقلاب ایران را بهعنوان انقلابی خشن و بیمنطق به جهانیان نشان میدهند |
یکی از بزرگترین مشکلات ما این بود که دشمنان علیه ما روی افکار عمومی کار کرده بودند و مردمیترین انقلاب را انقلاب ضدمردمی، خشن و بیمنطق معرفی کرده بودند (متن اول). |
این گفتمان، سپس تمام روابط گفتمانی خویش را برای تبیین مشارکت مردمی به خدمت میگیرد و روابط گفتمانی، بهتمامی، مشارکت مردم را یادآوری میکند. در هویتهای گفتمانی خاتمی، ماهیت مدرن گفتمان عیان میشود. تأکید بر قانون، اصلیترین وجه این ماهیت است. همچنین، استراتژی این گفتمان در اصول اقتصادی، بیشباهت به دولت پیشین نیست. این موارد در جدول شمارۀ 7 نشان داده شده است:
جدول 7- نقطۀ کانونی، گرهگاهها و عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت خاتمی
Table 7- Nodal point, nodes and discourse elements employed in Khatami's government discourse
|
نقطه کانونی گفتمان |
گرهگاهها |
عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت خاتمی |
نمونۀ موجود در متون |
|
مشارکت مردمی |
قانون |
رعایت قانون توسط جریانهای قانونگریز |
عزیزان من، امروز، جوّی ایجاد شده است که قانونشکنترین جریانها و افراد هم باید شعار قانونگرایی بدهند. این دستاورد کمی است؟ (متن اول) |
|
قانون بهمثابه ارزشی دینی |
قانون نیز همچون بسیاری از ارزشهایی که در طول تاریخ بر جا مانده، به یک ارزش تبدیل شده است. قانون دارد به یک ارزش اجتماعی با پشتوانۀ دینی تبدیل میشود (متن اول). |
||
|
افزایش تقید مردم به قانون تحت نظر این گفتمان |
از دستاوردهای مهم انتخابات اخیر این بود که به مردم نشان داد خودشان بر سرنوشت خودشان حاکمند و قانونگذار هم از میان خودشان بیرون میآید (متن اول). |
||
|
محوریت کانونهای علمی مانند دانشگاهها در پژوهشها |
هر دستگاه مهمی در کشور، باید موظف باشد که بخش زیادی از گردش سرمایه را صرف تحقیقات کند؛ اما ما باید سازوکاری درست کنیم که این بودجۀ تحقیقاتی با استفاده از کانونهای علمی کشور، یعنی دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی انجام شود (متن دوم). |
||
|
نظرات دانشمندان و صاحبنظران |
اولین گامی که باید برای برنامهریزی برداریم، این است که مسئولان سیاسی و مدیران جامعۀ ما از رهنمودهای اهل علم، دانش و تخصص بهره ببرند. باید از این به بعد بکوشیم که مردم صاحب حق دانسته شوند و متفکران، اهل علم، پژوهشگران و عالمان جامعه نظر بدهند و براساس نظر آنها برنامههای جامعه تنظیم شود و مسئولان و مدیران جامعه، آن برنامهها را اجرا کنند (متن دوم). |
||
|
آمایش سرزمین |
اگر ما در امر آمایش سرزمین، که یکی از خلأهای مهم در برنامهریزی و تحمیل نوعی بیعدالتی به جامعه بود، موفق شویم، کار ارزشمندی انجام دادهایم. ما سرزمین را آمایش نکرده بودیم و نمیدانستیم در کجا چه استعدادها، چه مزیتهای نسبی و چه نیازهایی هست (متن اول). |
||
|
استراتژیهای برنامهریزی |
کاهش تصدیگری دولت |
دولت ما متمرکز است و متأسفانه متصدی همۀ کارهاست و این باعث میشود که دولت و مدیریت دولتی بسیار اهمیت پیدا کند؛ بنابراین، یکی از کارهایی که باید بکنیم، این است که حجم تصدّی دولت را کم کنیم (متن اول). |
|
|
توجه به جایگاه مالیات |
پول معلم را باید از درآمد مالیات پرداخت کرد، نه از درآمد نفت. هر ریالی که از درآمد نفت، صرف پرداخت حقوق جاری بشود، از سرمایهگذاری کم خواهد شد. دهسال دیگر ما نفت نداریم؛ بنابراین، باید درآمدهای نفتی را سرمایهگذاری کنیم (متن اول). |
||
|
حمایت از صادرات |
در زمستان امسال در شورای عالی اقتصاد گفتیم کسانی که صادرات میکنند، دیگر نیازی به پیمان ارزی ندارند و همۀ ارز به خودشان تعلق میگیرد. این یعنی ایجاد حرکت در امر صادرات. یکی از راههای نجات ما توسعۀ صادرات است (متن اول). |
||
|
حمایت اقتصادی هدفدار دولت از مردم |
ما نمیتوانیم در جامعه شاهد یک اختلاف طبقاتی عظیم باشیم و ببینیم که عدهای زیر چرخهای توسعه له میشوند. نباید برای بالارفتن مثلاً تولید ناخالص داخلی یا درآمد سرانۀ کشور، فاصلهها زیاد شود و بخش عظیمی از جامعه، که انسانهایی شریف و پاک هستند، دچار محرومیتهای جانکاهی شوند (متن دوم). |
||
|
|
توجه به ظرفیتهای اجتماعی |
در این برنامهریزی باید واقعیتها، عادتها، سنتها، ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی و سطح توقعات جامعه در نظر گرفته شود (متن دوم). |
|
|
تجدید نظر در روابط خارجی |
رفع تشنجها و کدورتها |
امروز، چهرهای که در دنیا از جمهوری اسلامی ترسیم شده، چهرهای منطقی، اصولی و متفکر است؛ چهرهای که برای دنیا حرف دارد و به دنبال رفع تشنجها، کدورتها و ایجاد روابط خوب است (متن اول). |
|
|
به نمایش گذاشتن چهرۀ مردمی انقلاب به جهان |
دولت یک دستاورد دیگر هم داشته است. امروز، چهرۀ نظام جمهوری اسلامی ایران در دنیا چهرهای متفکر، منطقی و در عین حال، اصولی است (متن اول). |
مشارکت مردم در این گفتمان به مفهوم جامعۀ مدنی بازمیگردد و آن را گفتمان دولت خاتمی با اصول و مبانی دینی و ارزشی بازتعریف کرده است. وجود این مفهوم، مستلزم جامعۀ پذیرندۀ مستعد و همراه است؛ بنابراین، باید خاستگاهی در طبقۀ متوسط، جوانان و تحصیلکردگان برای این رئیسجمهور در جامعۀ ایران در نظر گرفت؛ بنابراین، بدیهی است حوزههایی که از این خاستگاه فاصله داشته باشند، باید در فرهنگ و سنت و طرز فکرشان تغییراتی ایجاد شود تا همراهی گستردهتری با سیاستهای گفتمانی دولت داشته باشند. در این گفتمان به شناخت و لحاظکردن فرهنگ بومی و ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی روستاییان تأکید شده است؛ اما ماهیت مدرن آن درصدد است این فرهنگ را پالایش کند؛ یعنی به وجود ناخالصیها و عناصر مزاحم و ناخواستنی در فرهنگ بومی و سنتی روستا قائل است و به همین علت، این حوزه را نیازمند دخالت و تغییرات مدنظر خود میداند. در اینجا، بهطور ناخودآگاه، تمایل دولت به متولیبودن در این حوزه نمایان میشود و مهمتر از آن، فاصلۀ این حوزه با اصول گفتمانی اصلی نیز به چشم میآید.
مورد دیگری که جنبۀ عمومیتری دارد، اما در تحلیل جایگاه حوزۀ روستایی در گفتمان دولت خاتمی مهم است، به تناقض سیاستهای کلی گفتمان با سیاستهای اقتصادی آن مربوط است. خاتمی با انتخاب (مشارکت مردمی) در مرکز گفتمان خویش، محوریت مردم را برگزیده است؛ یعنی مردم و آنچه بر ایشان میگذرد، مهمترین وجه این گفتمان است. معیشت مردم، نحوۀ گذران زندگی ایشان و بهطور کلی، احساسی که مردم تحت قلمرو گفتمان دولت خاتمی دارند، بسیار اهمیت دارد؛ اما خاتمی به اجرای سیاستهایی در حوزۀ اقتصاد معتقد است که در درازمدت به سود اقتصاد کشور است و در کوتاهمدت به واردآمدن فشارهایی به مردم منجر میشود؛ به همین علت، سه راه در پیش روی گفتمان دولت خاتمی باقی میماند: راه اول، کنارگذاشتن نقطۀ کانونی مرکزی خویش است که قاعدتاً این راه برگزیده نمیشود؛ زیرا به از بین رفتن گفتمان منجر میشود. راه دوم، تغییر سیاستهای اقتصادی و اصولی است که گفتمان در اقتصاد به آن معتقد است که این امر نیز با وجود ماهیت آن نمیتواند اتفاق بیفتد. راه سوم، راهی است که به نظر میرسد خاتمی این راه را برگزیده است و آن عبارت است از عقبنشینی از سیاستهای اقتصادی، بهطور موضوعی و جزئی و نه کنارگذاشتن کامل این سیاستها. این امر باعث شده است خاتمی نتواند اصلاحات انقلابی و عمیق اقتصادی را اجرا کند و نقش پررنگ حمایتی در حوزۀ روستایی بر عهدۀ دولت نهاده شود.
براساس مجموع توضیحات مذکور نتیجه گرفته میشود که حوزۀ روستایی در گفتمان دولت خاتمی در قلمرو گفتمانی قرار دارد و نمیتوان آن را خارج از آن فرض کرد؛ اما همزمان، دو دسته از عناصر در این رابطۀ درونگفتمانی مؤثر است؛ عناصری که به نزدیکی حوزۀ روستایی به گفتمان خودی کمک میکند و عناصری که این رابطه را تضعیف و آن را از گفتمان خودی دور میکند. این امر سبب میشود گفتمان خودی نتواند بهصورت هماهنگ با سایر حوزهها، در این حوزه نیز مؤثر عمل کند. حوزۀ روستایی در گفتمان دولت خاتمی نتوانسته است بهطور تمام و کمال، شرایط پذیرش سیاستهای گفتمانی را احراز کند؛ از اینرو، گفتمان نیز نتوانسته است بهطور کامل آن را در نظر بگیرد. این امر، نشاندهندۀ از دست رفتن فرصتهایی است که در آن، حوزۀ روستایی میتوانسته است از سیاستهای کلان بهرهمند شود؛ اما این اشکال در ارتباط سبب شده است این بهرهمندی ناقص باشد؛ هرچند حوزۀ روستایی در دورۀ خاتمی نسبت به دورۀ هاشمی، ارتباطی بهتر و مؤثرتر با قلمرو گفتمانی برقرار میکند. جدول شمارۀ 8، این موارد را بهطور مشخص نشان میدهد.
جدول 8- حوزۀ روستایی و ارتباط آن با گفتمان دولت خاتمی
Table 8- Rural area and its relationship with the discourse of khatami's government
|
گرهگاه |
عناصر دخیل در ارتباط گفتمان دولت خاتمی با حوزۀ روستایی |
نمونۀ موجود در متون |
|
|
حوزۀ روستایی |
عناصر نزدیککنندۀ حوزۀ روستایی به قلمرو گفتمان |
حمایت بودجهای از دهکهای کمدرآمد جامعه |
از همین بودجه، چند میلیارد فقط برای رسیدگی به دهکهای کمدرآمد جامعه گذاشتیم. من میخواهم دهک محروم در جامعه نباشد؛ ولی این خواسته امشب و فردا محقق نمیشود (متن اول). |
|
گسترش کشاورزی برای تأمین امنیت و عدالت |
اهتمام ما به کشاورزی علاوه بر اینکه تأمینکنندۀ نیازهای مهم و حیاتی و اساسی جامعه است، گامی به سوی عدالت اجتماعی و تأمین حقوق انسانها نیز است. شریفترین انسانهای ما، پاکفطرتترین انسانهای ما و دوستداشتنیترین انسانهای ما در روستاها زندگی میکنند؛ در حالی که با کمال تأسف، فاصلۀ میان زندگی در روستا و شهر زیاد است (متن سوم). |
||
|
جلوگیری از مهاجرت روستاییان با بهبود شرایط زندگی |
امکان زندگی مناسب در روستا، یعنی ایجاد رغبت در روستایی برای ماندن و کارکردن در روستا. باید بسیار دقت کرد که در برنامهریزی، یک بخش فدای بخش دیگر نشود (متن سوم). |
||
|
مدرنیزاسیون کشاورزی |
به هر حال، ما چارهای نداریم جز اینکه روشهای سنتی را کنار بگذاریم و برای جامعه اشتغال ایجاد کنیم. با توجه به این وضعیت، حتماً باید دست به دامن صنعت بشویم (متن سوم). |
||
|
اعتقاد به ایجاد زیرساختهای لازم برای کشاورزی |
سرمایهگذاریهای زیربنایی، مانند سدسازی در رونقبخشی کشاورزی، بسیار کارساز است و اگر ما بتوانیم روی صنایع غذایی، صنایع تبدیلی و صنایع جانبی کشاورزی با تشخیص اولویتها سرمایهگذاری کنیم، هم کشاورزی ما رونق پیدا میکند، هم صنعت (متن سوم). |
||
|
عناصر دورکننده حوزه روستایی از قلمرو گفتمان |
فشار ناگزیر سیاستهای اقتصادی دولت به مردم |
چارهای جز پیمودن این راه نداریم و به هر حال باید راهکارهای علمیتر و عینیتر بیابیم و با وفاق ملی، هزینۀ گذر از این مرحله را بپردازیم (متن سوم). |
|
|
تلقی روستا بهمثابه یک منطقۀ محروم |
به هر حال، زندگی در روستاهای ما دشوارتر از شهر است. در روستاها امکانات رفاهی، علمی، آموزشی و بهداشتی کم است. هنوز فاصلۀ زندگی در روستا با زندگی در شهرها زیاد است (متن سوم). |
||
|
اعتقاد به چالش رویارویی کشاورزی و صنعت |
مسئلۀ دیگری که دنیا هم با آن مواجه است، تقابل صنعت و کشاورزی است (متن سوم). |
||
|
لزوم پالایش و تصفیۀ فرهنگ بومی و سنتی توسط دولت |
ازنظر دینی، ملی و بهاصطلاح، خصوصیتهای بومی، روستاییان ما بسیار دستنخورده و شفاف هستند. باید فرهنگ بومی و ملی ما شناخته، بهسازی و ارتقا داده بشود. ما باید سنتهای اصیل روستایی را بازشناسی و پالایش کنیم (متن سوم). |
||
|
اختیار محدود در رفع محدودیتها و محرومیتها |
اگر محرومیتی وجود دارد و حتی اگر بخشی از این محرومیتها نیز ناشی از عواملی بیرون از اختیار و توان دولت است، اگر مردم را در این زمینه توجیه بکنیم، تحمل مردم بیشتر میشود (متن اول). |
||
مصداقهای تحلیل مذکور در برنامۀ توسعۀ سوم و چهارم براساس جدول شمارۀ 9 بیان شده است.
جدول 9- مصداقهای تحلیلها در برنامۀ سوم توسعهو برنامۀ چهارم توسعه
Table 9- Examples of analyzes in the third development plan and the fourth development plan
|
توضیحات |
مصادیق |
موضوع |
برنامۀ سوم و چهارم توسعه |
|
شوراهای شهر و روستا برای تقویت بدنۀ جامعۀ مدنی و مشارکت مردم، نقش مهمی یافته است. |
مشارکت مردمی |
استراتژیهای کلی برنامه |
|
|
برای جلوگیری از اتلاف هزینهها و موازیکاری، تأکید بر تعیین نقش و قلمرو وظایف دستگاههای مرتبط با حوزۀ روستایی شده است. در حوزۀ روستایی، به واگذاری امور دولتی به بخش خصوصی و دستگاههای محلی تأکید شده است. برای ترغیب مشارکت بخش خصوصی در حوزۀ روستایی، حمایتهای تسهیلاتی در نظر گرفته شده است و از تعاونیها و طرحهای خوداشتغالی حمایت میشود. دولت باید از بخش خصوصی، حمایت و از تزریق سرمایه به مناطق روستایی توسط سرمایهداران خصوصی استقبال کند. |
علاقۀ دولت به کاهش تصدیگری |
||
|
شورای برنامهریزی و توسعۀ استان برای برنامهریزی براساس ویژگیهای مخصوص به هر منطقه براساس استعدادها و نیازهای هر منطقه ایجاد میشود و در حوزۀ روستایی، نقش تصویب طرحهای توسعه و عمران شهری و استانی روستا را بر عهده دارد. آمایش سرزمین در حوزۀ روستایی، یکی از حوزههای مهم است. همچنین، به اختصاص بودجه براساس نیاز و استعدادهای منطقهای تأکید شده است. |
آمایش سرزمین |
||
|
دولت باید سیاستهای گسترش اشتغال را پیگیری کند و همچنین، سیاستگذار و تأمینکننده، بخشی از اعتبارات صندوق قرضالحسنه با موضوع اشتغال روستاییان باشد. |
گسترش اشتغال |
تمایل دولت به ایفای نقش حمایتی در حوزه روستایی |
|
|
تعیین ضوابط برای خدمات زیربنایی در محیط روستایی را بر عهدۀ دولت گذاشته شده و به دولت، وظیفۀ ساماندهی سکونتگاههای روستایی نیز داده شده است. دولت مسئول ایجاد توسعۀ هماهنگ و موزون معرفی شده است. وظیفۀ شناخت، سیاستگذاری و اجرای این سیاستها برای رفع ناهماهنگیها به دولت محول شده است. |
عمران روستایی |
||
|
دولت باید حمایتهای اعتباری لازم را فراهم کند تا دسترسی روستاییان به امکانات اولیۀ زندگی آسان شود. نقش حمایتی دولت، در افزایش دسترسی روستاییان به امکانات آموزش و مسائل مربوط به آن، مانند تغذیه، ایاب و ذهاب و ... بیان شده است. دولت در حوزۀ بهداشت، نقشی حمایتی در روستا دارد و علاوه بر تدارک خدمات بهداشتی رایگان برای روستاییان، موظف است در مناطقی که سرمایههای خصوصی در زمینۀ بهداشت سرمایهگذاری نمیکنند، این خلأ را پر کند. دولت باید به ساکنان مناطق کمتر توسعهیافته، بیشتر از دیگر مناطق کمک کند و یارانۀ این افراد را افزایش دهد. به حمایت از فعالیتهای کشاورزی و اختصاص تسهیلات و زمین برای این فعالیتها و بهسازی راههای روستایی نیز برای حمایت از روستاییان توجه شده است. توجه به تأمین مسکن برای حوزۀ روستایی، سوخترسانی به روستاییان، بیمه و ... به عهدۀ دولت گذاشته شده است. |
توزیع امکانات |
||
|
صداوسیما با همکاری دیگر بخشهای دولتی، وظیفۀ تبلیغ روحیۀ کارآفرینی و پرداختن به مشاغلی را دارد که هر کس، خود میتواند راهاندازی کند. از صداوسیما خواسته شده است همسو با سیاستهای کلی اقتصادی دولت، به سرمایهداری خصوصی و کاهش بار دولت در ایجاد اشتغال کمک کند. |
رسانه |
تمایل به پالایش فرهنگ روستایی |
|
|
نقش فرهنگی زیادی بر عهدۀ شوراهای اسلامی شهر و روستا نهاده شده است و این نهاد، وظیفۀ آمادهکردن جامعۀ روستایی را برای مشارکت اجتماعی دارد. |
شوراهای شهر و روستا |
||
|
به توانمندسازی روستاییان و افزایش ظرفیتهای مربوط به ایشان اشاره میشود. |
افزایش توانمندی روستاییان |
منبع: سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، 1378؛ سازمان برنامه و بودجه، 1383
گفتمان دولت احمدینژاد و توسعه روستایی
در گفتمان دولت احمدینژاد، روابط گفتمانی براساس تقابل با نقاط کانونی گفتمانهای رئیسجمهورهای پیشین شکل میگیرد. تمایل این گفتمان به تمامیتخواهی و داشتن مسئولیت کامل در اجرای امور، یکی از پایههای اصلی تقابل گفتمانی احمدینژاد برای تفوق در عرصۀ عمومی اجتماع است. بهرهمندی همۀ مردم از تغییر شرایط و بهبود، راه اصلی تفوق گفتمان است؛ بنابراین، مرزهای خود را با این گفتمانها پررنگ میکند و گفتمانهای خارج از ایران را نیز به مبارزه میطلبد. جدول شمارۀ 10، این فضای تخاصم و تضاد را نمایش میدهد.
جدول 10- تضاد و تخاصم در گفتمان دولت احمدینژاد
Table 10- Contrariety and antagonism in the discourse of ahmadinejad's government
|
گرهگاهها |
عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت احمدینژاد |
نمونۀ موجود در متون |
|
دیگری متضاد |
گفتمان مبتنی بر سرمایهداری |
امروز که نظام تبعیضآلود سرمایهداری و اندیشۀ سلطهگری با شکست مواجه شده و به پایان راه رسیده است (متن دوم). |
|
گفتمانی که پاکدست نیست |
مدیریت غیردموکراتیک و ناعادلانه در ارکان تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی بینالمللی، ریشۀ بیشتر گرفتاریهایی است که بشریت، امروزه با آن مواجه است (متن دوم). |
|
|
منتقدان بیانصاف |
البته بعضی افراد، بعضی دوستان، بیرون و داخل هم هستند که بیانصافی میکنند، از مرز نقد عبور میکنند. نقد بهترین هدیه است برای هر کسی برای هر دولتی برای هر مسئولی (متن اول). |
|
|
افراد خاص که در اقتصاد انحصار دارند |
ضعف دوم، منحصرشدن عرصۀ اصلی اقتصاد به افراد خاص و معدود و خارجشدن تودههای مردم از فعالیتهای ماندگار اقتصادی و به همین سبب، رشد تولید وابسته به ارز نفتی است (متن اول). |
|
|
|
برنامهریزان براساس مدلهای اقتباسی |
شما میبینید عمده نظریهها، عمده مدلهایی که ارائه میشود، هم برای تحلیل اقتصادی ایران و هم برای برنامۀ رشد اقتصادی ایران، یا سرمایهداری است یا سوسیالیستی. بخش وسیعی از صنعت کشور به منابع بومی متکی نیست (متن اول). |
|
دیگری متخاصم |
تحریمکنندگان کشور |
دیدند اگر این طرحهای بزرگ، پیدرپی بخواهد اجرا بشود، دامن بلند ملت ایران از دسترس آنها خارج میشود. دیدند مردم باانگیزه شدند، وحدت ملی تقویت شده، همه به دنبال صیانت از ثروت ملی بسیج شدند؛ خب آمدهاند تحریمها را جلو انداختند شدتش را هم بردند بالا (متن اول). |
|
اعمالکنندگان فشار به کشور ازطریق مسئلۀ انرژی هستهای و حقوق بشر |
بهانۀ آنها برای دشمنی با ما موضوع هستهای و حقوق بشر است. موضوع هستهای را ما بارها توضیح دادهایم؛ اما در موضوع حقوق بشر، وضع خود آنها چطور است؟ اصولاً وضع دنیا چه جوری است؟ (متن اول) |
گفتمان دولت احمدینژاد برپایۀ تقابل با نقطۀ کانونی گفتمان دولت هاشمی رفسنجانی بنا نهاده میشود. گفتمان دولت هاشمی رفسنجانی، نقطۀ کانونی مرکزی (بهبود شرایط فیزیکی و بیرونی) را تکیهگاه اصلی خویش برگزید و گفتمان دولت احمدینژاد با حمله به این نقطۀ کانونی بیان کرد که این بهبود شرایط، شامل حال همه مردم نشده است و از این بهبود فقط عدۀ خاص و معدودی بهره بردهاند.
احمدینژاد برای تفوق گفتمان خویش کوشید با مستقرکردن نقطۀ کانونی مرکزی (بهبود در توزیع ثروت و امکانات)، به دریافتکنندگان سیاستهای گفتمانی خویش اثبات کند، گفتمان دولت هاشمی، توانایی بهبود شرایط فیزیکی و بیرونی را به نفع همۀ اقشار مردم نداشته است؛ به همین علت، با تمرکز بر شرایط فیزیکی و بیرونی کوشید که توزیع این شرایط را بهبود ببخشد و همانگونه که گفتمان دولت هاشمی از ابعاد نرمافزاری و غیرمادی غافل شد، این گفتمان نیز از این ابعاد غافل شد و بهبود توزیع را فقط بر جنبههای فیزیکی، مادی و سختافزاری و بیرونی بنا نهاد. جدول شمارۀ 11، نقطۀ کانونی و گرهگاهها و عناصر استخدامشده در آن را نشان میدهد.
جدول 11- نقطۀ کانونی، گرهگاهها و عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت احمدینژاد
Table 11- Nodal point, nodes and discourse elements employed in ahmadinejad's government discourse
|
نقطۀ کانونی گفتمان |
گرهگاهها |
عناصر گفتمانی استخدامشده در گفتمان دولت احمدینژاد |
نمونۀ موجود در متون |
|
بهبود در توزیع ثروت و امکانات |
دولت پاک |
اتهامهای بدون سند |
یک دوستی رفت در اصفهان سخنرانی کرد، به بعضی از اعضای دولت اتهام زد. سخنرانی که تمام شد، یه نفر بلند شد، گفت: آقا شما که این حرفها را میزنید، سندی هم دارید؟ برگشت، گفت آقا را باش. هفتساله نهادهای امنیتی و وزارتی گشتن، نتونستن سند پیدا کنن. تو از من سند میخوای؟ (متن اول) |
|
مدیریت دولت بهعنوان الگویی جهانی |
لزوم تغییر در مدیریت جهانی |
نظم نوین، نیازمند دو عامل است. اندیشه و مبانی نظری و ساختار و شیوۀ مدیریت که عامل تعیینکننده در چگونگی شکلگیری و کارکرد نظم جدید خواهد بود (متن دوم). |
|
|
رسیدن ایران به جایگاه شایستۀ خود در جهان |
همه در این اندیشه مشترکیم که از اهداف انقلاب اسلامی، ذیل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی پیشرفت کشور است، تعالی کشور است، رسیدن ملت ایران به جایگاه شایسته در جهان است (متن اول). |
||
|
تحسین اقدامات اقتصادی دولت توسط دیگر کشورها |
این طرح، طرح بسیار موفقی بود عزیزان من. دنیا تحسین کرد ملت ایران را. این افتخار دولت و مجلس شد. افتخار جمهوری اسلامی شد (متن اول). |
||
|
تمایل به اجرای طرحهای بزرگ و وسیع |
طرح هدفمندی یارانهها |
طرح عظیم هدفمندی یارانهها و صدها کار دیگر در کارنامۀ مشترک ما ثبت و جزء افتخارات ماست. همۀ اینها کارهای خوب و افتخارآمیز است (متن اول). |
|
|
تمایل به طرحهای بزرگ در روزهای پایانی دولت |
بعضیها میآیند ملاقات میکنند یا توصیه میکنند به بنده میگویند 6ماه به پایان دولت نمانده، رها کن، نمیشود کاری کرد. من میخواهم سؤال کنم مگر روزها با هم متفاوت است. هر یه روز میشود کارهای بزرگ کرد (متن اول). |
||
|
|
|
پذیرش خطر طرحهای بزرگ |
دوستان، برادران، خواهران عزیز، شرایط کشور ایجاب میکند که برگردیم منابع خودمان را احیا کنیم. دولت حاضره که خطرها را بپذیره تا دولتهای بعدی بتونن کارهای بزرگتر و مهمتری را انجام بدن (متن اول). |
|
درخواست اختیار کامل در مدیریت |
درخواست کاهش پرسشها از وزرا |
وزرای اقتصادی و رئیس کل بانک مرکزی، تقریباً دو سوم وقت هفتهشون را به نهادهای نظارتی احضار کنند، فشار بیاورند، اینا دیگر کی به کنترل بازار برسن، کی به ادارۀ اقتصاد کشور برسند (متن اول). |
|
|
تفاهم با دیگر مراجع مسئول در کشور |
من میخواهم خدمتتان بگویم اجرای طرحهای بزرگ در کشور، فقط و فقط ازطریق تفاهم امکان دارد، تفاهم مجلس و دولت (متن اول). |
||
|
درخواست دخالتنکردن مجلس در ادارۀ امور کشور |
جایگاه مجلس، بسیار محترم است، بسیار رفیع است بهلحاظ مسائل اساسی که در مجلس مطرح میشود، مسائل اساسی کشور. هرگز جایگاه مجلس به این نیست که دایرۀ اختیارت را به اجرا سرایت بدهد (متن اول). |
||
|
تمرکز در مدیریت کشور |
اقتصاد نیازمند تمرکز مدیریته، از چند نقطۀ موازی حتی یه اتاق را هم نمیشود اداره کرد. باید یه تمرکزی شکل بگیره (متن اول). |
||
|
پیروزی بر نیروی متخاصم |
پیروزی بر تحریمها |
آنها با تصور اینکه مصرف بنزین در کشور ما لجامگسیخته است، آمدهاند بنزین را تحریم کردند. این طرح باعث شد نیاز ما به واردات بنزین به صفر برسه و طرح آنها خنثی بشود (متن اول). |
|
|
کنترل فشار تحریمها بر مردم |
همزمان، دشمنان نگران شدند. دیدند بزرگترین طرح تحولی که همۀ آنها میگفتن موجب بحران میشود با موفقیت کامل اجرا شد (متن اول). |
||
|
باورهای شیعی در امور مربوط به حکومت |
حکومت علوی |
برای ما که حامل انقلاب اسلامی و پیام انقلاب اسلامی هستیم، یک مورد ظلم هم اضافی است داستان خلخال پای دختر شهروند حکومت علوی هرگز از ذهن و خاطرۀ ملت ایران و مسئولین فراموش نخواهد شد (متن اول). |
|
|
مهدویت |
خب با هم دستبهدست هم دادهایم، با یاری خدا، عنایات امام عصر علیهالسلام، هوشمندی مردم، حضور بینظیر ملت، گام اول را با هم برداشتیم و آثار خیلی خوبی هم داشت (متن اول). |
||
|
اندیشۀ الهی |
باور من این است که در هزارۀ جدید باید به اندیشۀ الهی و به خویشتن حقیقی انسان، که هدف از خلقت اوست، و به مدیریتهای صالح و عادل برگردیم؛ اندیشۀ الهی که بر حقیقت کمالجو و عدالتطلب انسان و جهانبینی توحیدی استوار است (متن دوم). |
اما در حوزۀ روستایی، گفتمان دولت احمدینژاد نسبت به تمام گفتمانهای پیش از خود، بیشترین نسبت و ارتباط را با حوزۀ روستایی برقرار میکند. نقطۀ کانونی مرکزی این گفتمان، بهطور مستقیم بر حوزۀ روستایی تمرکز دارد. بهبود توزیع ثروت و امکانات، بهطور مستقیم حوزۀ روستایی را یکی از اهداف اصلی خود قرار داده است. به این ترتیب، حوزۀ روستایی، بهطور کامل و بینقصی در قلمرو گفتمانی قرار دارد و ارتباطی که عناصر گفتمانی، بهویژه نقطۀ کانونی مرکزی آن با این حوزه برقرار میکند، ارتباطی کامل و بدون تزاحم است. از این نظر، گفتمان دولت احمدینژاد در جذب حوزۀ روستایی در قلمرو گفتمانی خویش، موفقترین رئیسجمهور در بین رئیسجمهورهای پیش از خود است و ارتباطی قوی و دوسویه بین حوزۀ روستایی و نقطۀ کانونی مرکزی گفتمان دولت احمدینژاد برقرار است. وجود حوزۀ روستایی و مشخصات مربوط به آن، استقرار و نفوذ قدرت نقطۀ کانونی مرکزی گفتمان دولت احمدینژاد را افزایش میدهد. گفتمان دولت احمدینژاد، با تأکید بر جامعۀ روستایی و کنشگری فعال در این حوزه، بدنهای قوی و پرجمعیت از روستاییان را در قلمرو خویش جذب کرد. این کنشگری، شامل سفرهای استانی متعدد، مسکن مهر، وامهای مربوط به بنگاههای کوچک زودبازده و ... میشد و نقشی بسیار پررنگ در انتخابات ریاستجمهوری سال 1388 داشت. همچنین، به محبوبیت مطلوبی برای احمدینژاد در این حوزه منجر شد؛ اما با توجه به این نکته که نقطۀ کانونی مرکزی گفتمان دولت هاشمی فقط به جنبههای بیرونی و فیزیکی شرایط توجه کرده بود و جنبههای درونی و غیرمادی و نرمافزاری شرایط را در نظر نگرفته بود، گفتمان دولت احمدینژاد نیز با این جنبهها، ارتباط گفتمانی مطلوبی برقرار نکرد. این امر، یکی از نقاط ضعف گفتمان دولت احمدینژاد است که نتوانست این دو بعد را همزمان در حوزۀ روستایی لحاظ و آن را در همۀ ابعاد در گفتمان خود جذب کند.
جدول 12- حوزۀ روستایی و ارتباط آن با گفتمان دولت احمدینژاد
Table 12- Rural area and its relationship with the discourse of ahmadinejad's government
|
گرهگاه |
ارتباط گفتمان دولت احمدینژاد با حوزۀ روستایی |
نمونۀ موجود در متون |
|
|
|
حوزۀ روستایی |
بعد جذبشده در قلمرو گفتمان |
بعد بیرونی، مادی و سختافزاری حوزۀ روستایی |
میبینید که بخشهای وسیعی از دنیا و ملتها زیر چرخهای خشن و بیرحم نگاه سرمایهداری و نگاه مادی له میشوند و ملتهایی که بهطور طبیعی و بهطور اصولی، ثروتهای فراوان مادی دارند، صاحب ثروتهای فراوان فرهنگی و انسانی هستند؛ اما رقابتهای سنگین دنیای سرمایهداری، اونها را محروم کرده، دست اونها را از بهرهبرداری از ذخایر خودشون کوتاه کرده (متن سوم). |
|
|
سیوسه چهار میلیون جمعیت کشور اینجاها زندگی میکنند که معمولاً دسترسی به مدیران، دسترسی به دولتمردان ندارند. اگه بناست عدالت برپا بشه، باید نگاه را ما بهطور عادلانه توزیع بکنیم. توجه را توزیع بکنیم (متن سوم). |
|
|||
|
امیدوارم این کار الگویی بشه برای سایر بخشهای خدماتی کشور. روستاها نیاز به آب هم دارند، نیاز به مدرسه هم دارند، نیاز به مخابرات هم دارند، نیاز به بهداشت هم دارند، نیاز به شبکۀ صداوسیما هم دارند (متن سوم). |
|
|||
|
لازمۀ استقرار و ثبات، اجرای عدالته. نگاه عدالتمحوره. خب، خدمات، امروز بحمدالله بهسرعت به سمت توزیع عادلانه حرکت میکنه (متن سوم). |
|
|||
|
بعد سنجشناپذیر با قلمرو گفتمان |
بعد درونی، غیرمادی و نرمافزاری حوزۀ روستایی |
همۀ ملت، همه جا. یک جمعیت 75 میلیونی باید در سرتاسر سرزمین پراکنده باشن، مستقر بشن. وجببهوجب زمین را آباد کنند. همۀ استعدادهای طبیعی ما بهرهبرداری بشه و این لازمهاش استقراره و ثباته (متن سوم). |
||
|
محل اصلی سکونت برای تولیدکننده، روستاست. اگه روستاها آباد شد، بهطور حقیقی و بنیادین، کشور آباد خواهد شد و آبادی او پایداره. اون کسانی که از پیشرفت پایدار صحبت میکنند یا توسعۀ پایدار، که حالا این کلمه را من خیلی علاقه ندارم که به کار ببرم؛ چون فاقد مفهوم انسانی و ارزشی است، باید دنبال پایداری روستا بگردن (متن سوم). |
||||
|
چه بسا دانشمندان بزرگ، مردان بزرگ، مجاهدان بزرگ، عدالتخواهان بزرگ، آزادیخواهان بزرگ، مصلحان بزرگ، از دل همین روستاها و کوهها و دشتها و بیابانها نشوونما کنند و در خدمت اصلاح جامعۀ بشری حرکت بکنند (متن سوم). |
||||
مصداقهای یافتههای مذکور، در مادههای مربوط به حوزۀ روستایی در برنامۀ پنجم توسعه در جدول شمارۀ 13 بیان شده است.
جدول 13- مصداقهای تحلیلها در برنامۀ پنجم توسعه
Table 13- Examples of analyzes in the fifth development plan
|
توضیحات |
مصادیق |
موضوع |
برنامه پنجم توسعه |
|
دولت موظف است در حوزۀ روستایی، این حمایتها را انجام دهد: حمایت مالی با اعطای تسهیلات، یارانه سود و کارمزد برای توسعۀ اشتغال خانوارهای روستایی و عشایری، توسعۀ زیرساختهای مجتمعهای کشاورزی و دامی و شیلاتی، توسعه و هدفمندسازی پژوهش، آموزش، تولید و تبلیغات فرش، آموزش فنی و حرفهای مستمر روستاییان با هدف توانمندسازی برای ارائه و استفاده از خدمات نوین و مشارکت در فعالیتهای صنعتی و بهبود کیفیت تولیدات، ساماندهی و استقرار فعالیتهای کارآفرینی و اشتغالزای کوچک و متوسط تولید و خدماتی در مناطق روستایی با ارائۀ مشوقهای مالی و اعتباری |
اشتغال |
بعد بیرونی و سختافزاری روستا |
|
|
برنامه، دولت را مکلف کرده است مکانهای ورزشی را برای جامعۀ روستایی پیشبینی کند. |
دسترسی به امکانات ورزشی |
||
|
در بخش مربوط به سلامت، به بهبود دسترسی و بهبود توزیع امکانات در حوزۀ روستایی توجه شده است. |
دسترسی به امکانات بهداشتی |
||
|
به دولت وظایف زیادی برای عمران روستایی محول شده است: بهسازی، نوسازی، بازسازی و ایمنسازی ساختار کالبدی محیط و مسکن روسـتایی، ساماندهی روستاها در قالب مجموعههای روستایی برای خدماترسانی بهتر، احداث، ترمیم و نگهداری و ایمنسازی شبکۀ راههای روستایی، تهیۀ طرحهای هادی روستایی و تعیین محدودۀ روستاها. |
عمران روستایی |
||
|
دولت موظف شده است از گسترش کشاورزی صنعتی و صنایع روستایی و صنایع دستی و خدمات گردشگری و ایجاد و توسعۀ بازارهای محلی حمایت کند. |
حمایت از گسترش کشاورزی و صنایع دستی و گردشگری |
||
|
دولت وظیفۀ تعمیم و گسترش بیمۀ روستایی و پوشش صددرصد آن را با تقویت صندوق بیمۀ اجتماعی روستاییان و عشایر بر عهده دارد. |
تأمین اجتماعی |
||
|
در حوزۀ فرهنگ، صرفاً بر گسترش فضاهای فرهنگی، مانند مساجد و افزایش دسترسی افراد به این فضاها تأکید شده است. مساجد بهعنوان پایگاههای فرهنگی تعریف شده؛ ولی دربارۀ محتوای این پایگاهها هیچ نظری ارائه نشده است. |
فرهنگ |
بعد درونی و نرمافزاری روستا |
|
|
در زمینۀ حفظ آثار و فرهنگ روستایی عشایری و روستایی، سازمان میراث فرهنگی موظف شده است از ایجاد مراکزی توسط بخش خصوصی و غیردولتی برای توسعۀ گردشگری این مناطق، حمایت مالی کند. به محتوای این فرهنگ توجه نشده و فقط برای توسعۀ گردشگری و بهرهمندی این مناطق، مزایای آن بیان شده است. |
حفاظت از هویت روستا |
منبع: معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهور، 1391
بحث و نتیجه
نتایج این تحلیل نشان میدهد هیچ گفتمانی نتوانسته است بدون هیچ نقصی، عنصر روستا را در خود جذب کند. در هر گفتمان، وجود عوامل محدودکننده و تأثیرگذار، به شکلگیری رابطۀ کامل و محکمی بین عنصر روستا و نقطۀ تکیهگاه مرکزی، لطمههای جدی وارد کرده است.
عنصر روستا نتوانسته است شرایط قلمرو گفتمان را بهطور کامل احراز کند؛ بنابراین، از کسب برخی از امتیازات محروم مانده است؛ بهعنوان مثال، در گفتمان دولت هاشمی، عنصر روستا در ابعاد درونی و نرمافزاری بلاتکلیف است. در گفتمان دولت خاتمی با وجود نیروهای جذبکنندۀ عنصر روستا به قلمرو گفتمان، بهعلت علاقۀ گفتمان به کوچکسازی دولت و اعتقاد به لزوم پالایش فرهنگی، عنصر روستا را نیروهایی از قلمرو گفتمان دفع میکنند و بالاخره، در گفتمان دولت احمدینژاد، تمرکز بر بهبود در توزیع امکانات، ابعاد نرمافزاری و درونی را از نظر دور نگه داشته است.
به نظر میرسد همین اشکالها موجب شده است آنها نتوانند بهطور جامع و کامل، به مسائل اجتماعات روستایی توجه کنند و باید به اثرگذاری آنها شک کرد. همچنین، نتایج این تحلیل نشان میدهد گفتمان توسعه، بهویژه در زمان برنامهریزی برای توسعه، بیطرف نیست. توسعه بهعلت ماهیت گفتمانی خویش نمیتواند بدون هیچگونه تداخل و تزاحمی به سمت اهداف مشخصشده در برنامهها حرکت کند؛ اهدافی که خود متأثر از گفتمان توسعه تعیین شدهاند. اکنون با پدیدهای مواجه هستیم که در همۀ مراحل خود، اعم از درک جهان پیرامون، ارزیابی شرایط کنونی، تعیین اهداف و الگوها و تعیین مسیرهای رسیدن به این اهداف، تحت تفوق گفتمان است؛ درنتیجه، سیاستگذارانی که مسیر توسعه را تعیین میکنند، درحقیقت از آن برای تفوق گفتمان خویش بهره میبرند.
نتایج این تحلیل نشان میدهد ارزیابی هر برنامۀ توسعه به گفتمانی بستگی دارد که آن را طرحریزی میکند. برنامهریزی در حوزۀ توسعۀ روستایی نیز از همین ویژگیهای گفتمانی متأثر است. حوزۀ روستایی در ایران- حداقل در زمانی که این پژوهش، آن را مدنظر قرار داده است- پذیرای سیاستهای متنوع توسعهای بوده است. ماهیت گفتمانی دولتهای مختلف، بهعنوان یکی از مهمترین جریانهای مؤثر در این سیاستها، باعث شده است موضوع روستا بهطور تمام و کمال، جذب قلمرو گفتمانها نشود. این نقص باعث به وجود آمدن شرایطی شده است که پیش از این وجود نداشت و روستاها را با مسائل جدیدی مواجه کرده است.
این امر، که هر برنامۀ توسعهای در چارچوب ویژگیهای گفتمانی ارزیابی میشود، دو نتیجۀ مهم را به پژوهشگران حوزۀ توسعه نشان میدهد: اول اینکه، بررسی هر برنامۀ توسعهای، نیازمند بررسی بستر و زمینهای است که در آن برنامه تدوین و اجرا شده است و بدون در نظر گرفتن این بستر و زمینه، هر گونه تحلیلی ناقص است. این بستر، شامل گفتمانی میشود که این برنامه را تدوین و اجرا کرده است. دوم اینکه، هیچ برنامۀ توسعهای در مرحلۀ اجرا با مجریانی در زمینه و بستر متفاوت، به بیان بهتر، با ویژگیهای گفتمانی متفاوت به شکل مطلوب به اجرا درنمیآید. این مورد دوم، بر اصل تخاصم گفتمانها بنا نهاده شده است. جایی به ادعای برنامههای توسعۀ روستایی مبنی بر ترسیم مسیری بلندمدت و پایدار در ایران شک میشود که این برنامهها را گفتمانهای متفاوتی طراحی و اجرا میکند.
بهطور کلی، نتایج نشان میدهد اول اینکه، ماهیت گفتمانی توسعه در حوزۀ روستایی در خدمت گفتمان غالب است و این، خود به معنای رد بیطرفی برنامههای توسعۀ روستایی است. دوم اینکه، اگر از این موضوع نیز بهعلت گریزناپذیری از ماهیت گفتمانها صرف نظر کنیم، نقص در روابط و ماهیتهای هر گفتمان، بر حوزۀ روستایی نیز اثر میگذارد و باعث میشود این حوزه حتی از مزایای گفتمان حاکم بهطور کامل بهرهمند نشود؛ به این علت، نمیتوان به توسعه، آنگونه که تاکنون برنامهریزی شده است، امید زیادی داشت. رویکردهای متأخر به توسعه، همچون پساتوسعهگرایان، رجوع به دانش محلی روستاییان و سپردن امر ایشان به دست خودشان را- بدون آنکه این امر، بیانکنندۀ بیتوجهی باشد- یکی از راه حلهای جایگزین میداند.
ازجمله محدودیتهای این پژوهش میتوان به بیتوجهی به جامعۀ مخاطبان اشاره کرد. همچنین، ناتوانی این پژوهش در برآورد موفقیت برنامههای توسعۀ روستایی نیز ذکرکردنی است. این موارد، خود، نیازمند مطالعاتی وسیع است. این مقاله با آگاهی از این موضوع که در حوزۀ روستایی، سیاستهای توسعهای از مجرای مراجع و مراکز متنوعی طرح و اجرا میشود، تدوین شده است و گفتنی است حوزۀ روستایی فقط از دولتها متأثر نیست؛ ولی امید است در کنار بررسی و تحلیلهایی دیگر به آن توجه شود.