Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant professor, Progress and Society Department, Technology Studies Institute, Tehran, Iran
2 Researcher, Progress and Society Department, Technology Studies Institute, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
در قرن بیستویک، رقابت بر اقتصاد مبتنی بر دانش متمرکز است (Asongu & Tchamyou, 2016). اصطلاح «دانش، قدرت است[1]»، ویژگی جوامع دانشمدار و جایگزین «وقت طلاست[2]»، ویژگی جوامع سرمایهداری شده است (Achim, 2015). در اقتصاد دانشمحور نهتنها بر افزایش یافتههای آموزش، بر توسعۀ مهارتهای موردنیاز قرن بیستویک تکیه میشود (Bridges, 2008).
نظریات اقتصادی و سرمایۀ انسانی، بهبود شاخص توسعۀ انسانی را یکی از عوامل مهم در توسعۀ همهجانبۀ کشورها قلمداد و در این بین، از آموزش بهعنوان یکی از متغیرهای مهم توسعه یاد میکنند. این اهمیت از جایی ناشی میشود که نیروی انسانی تحصیلکرده و واجد صلاحیت، پیشرانی مؤثر در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی جوامع محسوب میشود و به همین سبب نیز، بسیاری از کشورها در راستای بهبود رقابتپذیری اقتصادی و تحقق پیشرفتهای اجتماعی خود، اجرای سیاستهای ناظر به ارتقای کیفیت نظام آموزشی (Handel et al., 2016)، بهویژه آموزش و تربیت فنی و حرفهای[3] را در دستور کار دارند (CEDEFOP, 2020). نتایج مطالعات متعددی که بروندادهای نظام آموزش را در دو بعد فردی و اجتماعی بررسی کردهاند، گویای آناند که در بعد فردی، سرمایهگذاری افراد در آموزش و بهطور ویژه آموزش و تربیت فنی و حرفهای، اقبال افراد برای به دست آوردن فرصتهای شغلی و همچنین کسب درآمدهای بالاتر را افزایش میدهد (OECD, 2020; Risal & Gupta, 2017; Hanushek et al., 2015; McIntosh, 2006; Blundell et al., 2005). در بعد اجتماعی نیز افزایش سطح آگاهی، بهبود وضعیت اشتغال، ارتقای مشارکت اقتصادی و بهرهوری نیروی انسانی در بازار کار، ازجمله پیامدهای آموزش و تربیت فنی و حرفهای به شمار میآیند (Lee et al., 2020; ILO, 2017; Wolter and Ryan, 2011; Hanushek & Wößmann, 2008; Mouzakitis, 2010; )؛ اما با وجود این، گذار فارغالتحصیلان سطوح مختلف نظام آموزشی از مدرسه یا دانشگاه به بازار کار، ازجمله دغدغههای اصلی بسیاری از کشورها به شمار میآید. این دغدغه از آنجایی ناشی میشود که افزایش نرخ بیکاری و بهویژه نرخ بیکاری جوانان تحصیلکرده، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی متعددی را برای جوامع بهدنبال خواهد داشت. افزایش فقر و کاهش سلامت روان (Vaalavuo, 2016)، افزایش افسردگی، اضطراب و خودکشی (Nordt et al., 2015)، تشدید بحرانهای مالی و آموزشهای افزایش هزینههای بیمهای (Choudhry et al., 2012 Berger & Forstater, 2007;)، افزایش هزینههای اجتماعی ناشی از کاهش رضایت از زندگی و ارتکاب جرم (Ochsen & Welsch, 2011)، چالشهای ناشی از بیخانمانی (Forstater, 2015)، کاهش سطح درآمد، تولید ناخالص ملی و قدرت خرید (Alrasheedy, 2019; Gardeazabal & Polo-Muro, 2021 )، ازجمله پیامدهای بیکاری است که در حال حاضر برخی از جوامع با آن مواجهاند. در کشور ایران نیز بحران بیکاری، چالشهایی از قبیل افزایش جرم و جنایت و طلاق (گرشاسبیفخر، 1389؛ ابراهیمی و چاکرزهی، 1394؛ نقدی و همکاران، 1399)، کاهش بهداشت، سلامت و افزایش خودکشی (فیضپور و لطفی، 1394؛ پناهی و آل عمران، 1395؛ اصفهانی و همکاران، 1399)، تهدید ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی (انصاری سامانی و خیلکردی، 1398؛ نقدی و همکاران، 1399)، کاهش درآمد و دستمزد نیروی کار (کراری و ارسنگور، 1398؛ شاهآبادی و خانی، 1391؛ موسوی و همکاران، 1389) و افزایش مهاجرت نیروی کار (حیدری و همکاران، 1395؛ متقی، 1394) را بهدنبال داشته است.
در این میان مطالعات سازمان بینالمللی کار[4] (Benanav, 2019) و مرکز اروپایی توسعۀ آموزشهای فنی و حرفهای[5] (2020)، حاکی از آن است که تناسبنداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و نیازمندیهای بازار کار، ازجمله عوامل مهم تشدید بحران بیکاری در کشورهای با درآمد کم و متوسط به شمار میآید. به عبارت دیگر تناسبنداشتن میان عرضه از سوی نظامهای آموزشی و تقاضا از سوی صنایع و شرکتها، که خود را در قالبهای بیشآموزی و کمآموزی[6]، بیشمهارتی و کممهارتی[7]، شکاف مهارتی[8] و کمبود مهارت و مازاد مهارت[9] نشان میدهد، علاوه بر کاهش بهرهوری، شانس اشتغال افراد را نیز در بازار کار کاهش میدهد (McGuinness et al., 2017). کشور ما نیز در حال حاضر، سطح درخور توجهی از بیکاری در سن کار را در بین گروههای مختلف جمعیت دارد که در این میان جمعیت در سنین کار، دارای تحصیلات و بهویژه تحصیلات دانشگاهی، از بیکاری بیشتری در مقایسه با گروههای کمسواد یا بیسواد رنج میبرند (عسگری، 1399)؛ برای مثال براساس دادههای حاصل از طرح آمارگیری نیروی کار کشور در سال 1398، افراد دارای تحصیلات دیپلم (نرخ بیکاری 11درصدی)، در مقایسه با افراد دارای تحصیلات سوادآموزی و ابتدایی (نرخ بیکاری 6درصد) و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی کارشناسی (نرخ بیکاری 3/18درصدی) در مقایسه با دیپلمهها (نرخ بیکاری 3/11درصدی) در بازار کار، نرخ بیکاری نزدیک به دو برابری را تجربه کردهاند. بنابراین بهواسطۀ اهمیت تناسب میان آموزشهای فنی و حرفهای و اشتغال نیروی انسانی در بازار کار، پژوهش حاضر درصدد است تا با پاسخ به این سؤال است که چه میزان از تناسب یا تناسبنداشتن میان سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال سه بخش صنعت، خدمات و کشاورزی در کشور وجود دارد؟ ضمن ارائۀ تصویری از وضعیت موجود تناسب و تناسبنداشتن آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال در کشور، ضرورت بازنگری در توسعۀ آموزش مبتنی بر نیاز بازار کار در این زیر، نظام آموزشی را انعکاس میدهد.
توسعۀ منابع انسانی، آموزش و بازآموزی نیروی کار و انتقال مهارت و شایستگیها، که با مدیریت و برنامهریزی آموزش مهارتی ارتباط دارد، در بسیاری از کشورها ضرورت بنیادی محسوب میشود (UNESCO, 2014). رشد و توسعۀ اقتصادی کشورها به میزان درخور توجهی، از رشد و توسعۀ آموزشی تأثیر میپذیرد که یکی از مهمترین بخشهای نظام آموزش هر کشور، نظام آموزش مهارتی است (میرزامحمدی و همکاران، 1391). علاوه بر آثار اقتصادی که آموزش و تربیت فنی و حرفهای دارند، کمک به رشد و توسعۀ اقتصادی، کمک به عدالت و توسعۀ اجتماعی، توسعه و ایجاد فرصتهای شغلی بیشتر در جامعه، ارتقای بهرهوری نیروی انسانی، توزیع عادلانۀ درآمدها در جامعه، آثار اجتماعی و ارتقای عمودی طبقات تودههای پایینتر اجتماعی نیز، از اهداف بسیار مهم آموزش فنی و حرفهای و انتقال مهارت به شمار میآیند (صالحی عمران، 1393). بررسی اسناد بالادستی کشور نیز، حاکی از جایگاه اساسی آموزش و تربیت فنی و حرفهای است. در همین راستا، در اهداف نظام علم و فناوری، بندهای 5-3 و 7-3، به پرورش استعدادهای شغلی برای برآوردن نیازهای جامعه و دستیابی به سطح دانش و مهارت نیروی کار متناسب با معیارهای جهانی اشاره و در بخش راهبردها و اقدامات ملی برای توسعۀ علم و فناوری در کشور (راهبرد کلان 8)، بر تربیت و پرورش سرمایۀ انسانی با محوریت پرورش انسانهای کارآفرین و خلاق در بخشهای مختلف کشور تأکید شده است. همچنین در فصل دوم اهداف نظام علم و فناوری مادۀ 21، دولت مکلف است تا بهمنظور گسترش شایستگی حرفهای ازطریق افزایش دانش و مهارت، با نگرش به انجام کار واقعی در محیط، اصلاح هرم تحصیلی نیروی کار و ارتقا و توانمندسازی سرمایههای انسانی، کاهش فاصلۀ سطح شایستگی نیروی کار کشور با سطح استاندارد جهانی، ایجاد فرصتهای جدید شغلی و حرفهای برای جوانان و ارتقای جایگاه آموزشهای فنی و حرفهای را برای نظام آموزش فنی و حرفهای و علمی ـ کاربردی کشور، اعم از رسمی، غیررسمی و سازماننیافته، ظرف یک سال از تاریخ تصویب این قانون در نظام آموزش فنی و حرفهای کشور، فراهم کند.
یونسکو[10] (2017) در تعریف آموزش و تربیت فنی و حرفهای، از این نوع آموزش بهعنوان آموزش و تربیت با اهداف خاص یاد میکند که در کنار آموزشهای عمومی، دانش، مهارت و نگرش مرتبط با حرف و مشاغل، حوزههای اقتصادی و اجتماعی مشخصی را در فرد به وجود میآورد. سازمان بینالمللی کار[11] (2006) نیز، آموزش و تربیت فنی و حرفهای را ورای آموزشهای عمومی یا به تعبیری، اجباری میداند که همۀ افراد جامعه باید آن را سپری کنند و در تبیین این مفهوم، به آن دسته از آموزشهایی اشاره میکند که دانش و مهارت خاص مرتبط با یک حرفه یا شغل را در طول فرایند آموزش و تربیت، به فرد انتقال میدهند. سازمان همکاریهای توسعۀ اقتصادی[12] (2020) و مرکز اروپایی توسعۀ آموزشهای فنی و حرفهای (2015) هم، در تشریح آموزش و تربیت فنی و حرفهای بر آموزشهای مبتنی بر حرفه و شغل، تأکید دارند که درواقع دانش چگونگی، مهارت انجام و شایستگیهای لازم برای ورود به یک حرفه و یا انجام یک شغل را در فرد به وجود میآورد. در پژوهشهای مربوط به آموزشهای فنی و حرفهای، از اصطلاحات متفاوتی از قبیل آموزش و تربیت فنی[13]، آموزش و تربیت حرفهای[14]، تربیت شغلی و فنی[15]، برای تبیین این نوع از آموزش استفاده میشود؛ اما یونسکو و مرکز بینالمللی آموزش و تربیت فنی و حرفهای[16]، آموزش و تربیت فنی و حرفهای (TVET) را مفهومی جامع میدانند که دیگر مفاهیم را در بر میگیرد و در کشورهای مختلف، به آموزش و تربیتی فنی و حرفهای ترجمه میشود (UNESCO, 2017).
در حال حاضر تحولاتی همچون جهانیشدن، سالمندی جمعیت، مهاجرت، تغییرات آب و هوایی، تغییرات فناورانه و دیگر مواردی از این قبیل، که تحول در دنیای کار را بههمراه داشته است، موجب نگرانی سیاستگذاران، شاغلان و کارفرمایان دربارۀ نبود تناسب میان آموزش[17] و تربیت فنی و حرفهای با نیازمندیهای بازار کار شده است. در همین راستا نیز بررسی تناسبنداشتن آموزشها با نیازمندیهای بازار کار، موضوع پژوهشی متعددی بوده است (Battu & Bender, 2020;؛ Bender, & Roche, 2013; Mahy et al., 2015; Caroleo & Pastore, 2018). بنا بر شواهد و باور بسیاری از صاحبنظران، با وجود تلاشهای فراوان در راستای ایجاد تحول و تغییر در فرایند نظام مهارتآموزی در کشور، این نظام آموزشی مدتهاست که قادر نیست نیازهای بازار کار را ازنظر تأمین نیروی کار ماهر، بهطور کامل تأمین کند و آموزشهای متناسب با فناوریهای قرن حاضر را ارائه دهد (قاسمی خیرآبادی و همکاران، 1399). بهطور کلی با توجه به تأثیراتی که آموزشهای فنی و حرفهای در تشکیل و ارتقای سطح بازدهی نیروی انسانی در بر دارد، در بررسیهای به عمل آمده در بیش از 71 پژوهش، انطباق آموزشهای فنی و حرفهای با نیازهای بازار کار مطالعه شده است. پژوهشگران با صراحت، به کافینبودنِ انطباق برنامههای آموزش فنی و حرفهای با نیازهای بخشهای سهگانۀ اقتصادی (صنعت، خدمات و کشاورزی) اشاره کردهاند (لطفی جلالآبادی و همکاران، 1398). نبود تناسب، به انواع مختلفی از نبود تعادل میان آموزشها، مهارتها و مدارک تحصیلی با نیازمندیهای بازار کار و مشاغل اشاره دارد. این مفهوم، ابعاد کمی و کیفی نبود تعادل را در عرضۀ نیروی انسانی آموزشدیده و تقاضای شغلی در بازار کار در بر میگیرد(Benanav, 2019). همانگونه که پیش از این نیز خاطرنشان کردیم، اصطلاح تناسبنداشتن مفهوم وسیعی است که در اشکال مختلفی، اصطکاک بازار کار از قبیل تناسبنداشتن عمودی[18] (که عموماً بهصورت بیشآموزی، کمآموزی، بیشمهارتی و کممهارتی اندازهگیری میشود)، شکاف مهارت، کمبود مهارت و مازاد مهارت (که عموماً در قالب موقعیتهای شغلی تکمیلنشده و یا عرضۀ مازاد بر موقعیت شغلی اندازهگیری میشود) و تناسبنداشتن افقی[19] (تناسبنداشتن رشته و حوزۀ مطالعاتی) نمایان میشود (ILO, 2017؛ Mahuteau et al., 2015 Bender, & Roche, 2013;). در ادامه بهصورت مختصر، هریک از این تناسبنداشتنها شرح داده میشود.
تناسبنداشتن عمودی در نوع اول، که از آن با عنوان بیشآموزی و کمآموزی یاد میشود، درنتیجۀ انطباقنداشتن سطح مدرک تحصیلی با حرفه یا شغل احرازشده وجود میآید (Bender & Roche, 2013). این نبود تناسب در سطح خرد، زمانی به وجود میآید که شغل فرد با مدرک تحصیلی موردنیاز آن مطابقت نداشته باشد؛ برای مثال زمانی که فردی با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد در حرفهای اشتغال دارد که نیازمند تحصیلات کاردانی است، در این حالت از تناسبنداشتن با عنوان بیشآموزی یاد میشود. در مقابل، چنانچه فردی با مدرک تحصیلی دیپلم، موقعیت شغلی را اشتغال کند که نیازمند تحصیلات سطح کارشناسی باشد، در این حالت تناسبنداشتن در قالب کمآموزی نمایان میشود (ILO, 2017). در سطح کلان نیز بیشآموزی و کمآموزی زمانی بروز میکند که بازار کار بهلحاظ ساختاری، نیازمند افرادی با سطح تحصیلات کارشناسی و کاردانی است؛ اما نظام آموزش، عموماً افرادی را در سطوح بالاتر تحصیلی تربیت میکند و برعکس. نوع دوم از تناسبنداشتن عمودی نیز که از آن با عنوان بیشمهارتی و کممهارتی یاد میشود، زمانی به وجود میآید که سطح مهارتی فرد، بیشتر یا کمتر از سطح مهارتی مورد انتظار برای انجام شغلی است که احراز کرده است (Benanav, 2019). تناسبنداشتن افقی، زمانی در بازار کار نمایان میشود که سطح تحصیلی فرد، انطباق لازم با سطح تحصیلی مورد انتظار حرفه و شغل را دارد، اما حوزه و رشتۀ تحصیلی فرد، تناسب لازم با حرفه و شغل احرازشده را ندارد (Mahuteau et al., 2015). یافتههای رابرت[20] (2014) گویای آن است که این شکل از تناسبنداشتن در رشتههای علوم انسانی و اجتماعی مرسومتر است و افرادی که در بخش آموزش و تربیت فنی و حرفهای تحصیلکردهاند، تناسب افقی بیشتری در مقایسه با دیگر گروهها دارند. تناسبنداشتن افقی در کنار تناسبنداشتن عمودی، تا اندازۀ زیادی سطح بهرهوری نیروی انسانی را در بازار کار کاهش میدهد و هدررفت منابع صرفشده در آموزش را بهدنبال دارد (Schweri et al., 2020).
شکاف مهارتی نیز، به خلأ مهارتی اشاره دارد که فرد برای انجام فعالیتهای یک حرفه و شغل، با آن مواجه است (Benanav, 2019). در عصر حاضر تغییر و تحولات فناورانه، عوامل مهمی است که بروز این نوع از تناسبنداشتن در نیروی انسانی را در بازار کار تشدید کرده است (Battu & Bender, 2020 ؛Caroleo & Pastore, 2018). اویاو و همکاران[21] (2017)، توسعۀ آموزش و تربیت فنی و حرفۀ مستمر[22] را ازجمله سازوکارهای مواجه با این نوع از تناسبنداشتن در بازار کار میدانند که در نتیجۀ تغییر و تحولات بازار کار تشدید میشود. کمبود و مازاد مهارت بهعنوان نوع دیگری از نبود تناسبها، به کمبود یا مازاد افراد واجد صلاحیت برای احراز یک حرفه و شغل اشاره دارد(Benanav, 2019). در سمت عرضۀ نیروی انسانی، این تناسبنداشتن تا اندازۀ زیادی ناشی از توزیع نامتوازن فراگیران در بین رشته و حوزههای مختلف تحصیلی است. در سمت تقاضای نیروی انسانی نیز، ساختار سنتی و مدرن بازار کار و تنوع و یا نبود تنوع در حرف و مشاغل، این نوع از تناسبنداشتن را تشدید میکند. مطالعات سازمان بینالمللی کار (ILO) (2015) و مرکز اروپایی توسعۀ آموزش و تربیت فنی و حرفهای (Cedefop) (2015)، متذکر میشوند که این شکل از نبود تناسب در بازار کار تا اندازۀ زیادی، نظام حقوق و دستمزدها را متأثر میکند.
برونل و وروک[23] (2021) و فورد و ماسون[24] (2006)، نبود تناسب از نوع کمبود نیروی ماهر در بازار کار را عاملی مؤثر و منفی بر بهرهوری شرکتها ذکر کردهاند. بررسیهای باتو و بندر[25] (2020) دربارۀ تناسبنداشتن آموزش در کشورهای در حال توسعه، حاکی از آن است که طی چهار دهۀ گذشته در کشورهای با سطح درآمد ضعیف و متوسط، سرمایهگذاریهای گستردهای در حوزۀ آموزش انجام شده است و افزایش نرخ ثبتنام در مدارس ابتدایی و متوسطه و همچنین ثبتنام در مقاطع آموزش عالی، ازجمله شواهد این امر است. اگرچه این امر به بهبود سطح سواد در جامعه منجر شده است، عرضۀ مازاد نیروی انسانی تحصیلکرده و ناتوانی بازار کار در جذب این نیروها، به افزایش تطابقنداشتن آموزش و اشتغال در این کشورها منجر شده است. شووری و همکاران[26] (2020) در بررسی تناسبنداشتن افقی و آموزش و تربیت فنی و حرفهای در کشور سوئیس، تبیین میکنند که اگرچه آموزش و تربیت فنی و حرفهای، گذار افراد به بازار کار را تسهیل میکنند، فارغالتحصیلان نظام آموزش و تربیت فنی و حرفهای نیز در مقایسه با افرادی که در نظام آموزش عمومی تحصیل میکنند، سطح حقوق پایینتری را در چرخۀ حیات کاری خود تجربه میکنند. شووری و همکاران (2020) در تحلیلهای خود، ریشۀ این امر را در تناسبنداشتن افقی در بازار کار بیان میکنند؛ یعنی افراد متناسب با حوزۀ تحصیلی و مدرک دریافتشده به کار گرفته نمیشوند، این موضوع جرائم مرتبط با حقوق سطح پایینتر را بر آنها تحمیل میکند. کارولئو و پاستور[27] (2018) که بیشآموزی و تأثیر تناسبنداشتن آموزش بر دستمزد نیروی انسانی را در بازار کار کشور ایتالیا بررسی کردهاند، میزان تناسبنداشتن در این کشور را نسبتاً بالا و بیش از 4/11 گزارش کردهاند که از مجموع این تناسبنداشتن، 8 درصد آن به بیشآموزی و بیشمهارتی اختصاص داشته است. رشتههای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی بیشترین میزان تناسبنداشتن را در مطالعۀ مذکور داشتهاند، در عین حال رشتههای زمینشناسی، زیستشناسی و روانشناسی نیز دارای سطح درخور توجهی از تناسبنداشتن بودهاند. همچنین یافتۀ این مطالعه گویای آن است که بیشآموزی و بیشمهارتی موجب شده است تا افراد در بازار کار، دستمزد خود را 20درصد زیر نرخ واقعی کسب کنند. بندر و راک[28] (2013) نیز که رابطۀ میان خوداشتغالی و تناسبنداشتن آموزش را مطالعه کردهاند، گزارش میکنند که صرف هزینههای زیاد در آموزش و ناتوانی در کسب درآمد متناسب با تحصیلات، خسارت بزرگی برای افراد با سطوح بالایی از تحصیلات محسوب میشود. آنها همچنین بیان میکنند که این تناسبنداشتن آموزش و شغل افراد در ارتباط با خانمهای تحصیلکرده، وضعیت تأملیشدنیتری دارد. برونی و همکاران[29] (2013) نیز کمبود نیروی ماهر و شکاف مهارتی را عاملی اثرگذار بر مباحث اقتصادی از قبیل بهرهوری، تولید ناخالص ملی، اشتغال و سطح درآمد افراد بیانمیکند.
شاکری و همکاران (1398) در پژوهشی که با هدف ارائۀ الگوی تناسب آموزشهای فنی و حرفهای با نیازهای بازار کار انجام دادهاند، توسعۀ نامتوازن آموزشهای فنی و حرفهای، غفلت از آیندهپژوهی مشاغل و تحولات فناورانه و توجهنکردن به ظرفیتهای محیطی و آمایش سرزمین را از مهمترین موانع تناسب آموزشهای فنی و حرفهای با نیازهای بازار کار بیان کردهاند. در همین زمینه، عباسزاده و همکاران (1397) نیز در بررسی تناسب میان آموزشهای هنرستانهای فنی و حرفهای با نیازهای آموزشی صنایع کوچک شهر اهواز، آموزش هنرستانها را فاقد تناسب با نیازهای صنایع در شهر اهواز ذکر کردهاند. کشتیآرای و همکاران (1391) نیز در پژوهش خود، آموزشهای فنی و حرفهای هنرستانهای دخترانه و پسرانۀ شهرستان فلاورجان را با نیازهای شغلی بخش صنعت در این شهرستان منطبق ندانستهاند. آهکی و همکاران (1391) نیز در بررسی رابطۀ تناسب شغل و رشتۀ تحصیلی و میزان بهرهوری کارکنان شرکت ملی نفت، تناسب میان رشتۀ تحصیلی و شغل را از عوامل مؤثر بر بهرهوری بیان کردهاند. همچنین یافتههای این پژوهش، رابطۀ مثبت و معناداری میان انگیزۀ شغلی و تناسب رشته و شغل را ذکر کردهاند. بیگدلی و همکاران (1391) نیز در بررسی رابطۀ میان رشتۀ تحصیلی و وضعیت اشتغال دانشآموختگان دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تناسب میان رشته و شغل دانشآموختگان رشتههای روانشناسی بالینی، مشاوره، کتابداری و کودکان استثنایی را مطلوب و رشتههای مدیریت و تکنولوژی آموزشی را نامطلوب گزارش کردهاند.
کاووسی (1387) در مطالعهای، رابطۀ میان آموزشهای کار و دانش و فنی و حرفهای را با اشتغال به بررسی تناسب میان رشته و شغل فارغالتحصیلان هنرستانها در آذربایجان شرقی بررسی کرده است. یافتههای این مطالعه گویای آن است که 4/17درصد فارغالتحصیلان هنرستانهای فنی و 15درصد فارغالتحصیلان هنرستانهای کار و دانش، در مشاغل مرتبط با رشتۀ خود شاغل شدهاند. همچنین یافتههای این پژوهش نشان داد که نبود تناسب میان رشته و شغل در جامعۀ دختران در مقایسه با پسران، بیشتر است. در همین راستا، یافتههای پژوهش شریف و همکاران (1386) که با هدف بررسی کارایی بیرونی شاخۀ فنی و حرفهای آموزش متوسطۀ شهرستان شهرکرد و بر مبنای دو شاخص اشتغال و ادامۀ تحصیل فارغالتحصیلان انجام شده است، حاکی از پایینبودن نرخ اشتغال فارغالتحصیلان و تناسبنداشتن رشتۀ تحصیلی شاغلان با اشتغال آنان است. در راستای این نتایج، پیشنهاد شده است که سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی اینگونه آموزشها، با مطالعه و تحقیق کافی دربارۀ نیازهای خاص و تغییرات بازار کار استان، به طراحی و اجرای این آموزشها مشغول شوند.
مروری مختصر بر پژوهشهای انجامشده در حوزههای مختلف تناسب و تناسبنداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال در کشور، در مقایسه با مطالعات انجامشده در دیگر کشورها، حاکی از آن است که متأسفانه این مقولۀ مهم چندان درخور توجه پژوهشگران حوزۀ اشتغال و همچنین محققان حوزۀ تعلیم و تربیت واقع نشده است. همچنین پژوهشهای انجامشده بیشتر بر تناسبنداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال یک استان یا بخش مانند صنعت متمرکز بوده است؛ بنابراین وجه تمایز اساسی این پژوهش با پژوهشهای انجامشده، بررسی تناسبنداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال در سطح استانهای کشور و در هر سه بخش خدمات، صنعت و کشاورزی بهصورت جامع، با استفاده از دادههای معتبر مرکز آمار ایران است. بدیهی است توجهنکردن به این قبیل موضوعات و ندادن بازخورد تناسب و تناسبنداشتن به بازار کار و آموزش، چالشهای این حوزه را تشدید میکند.
مطالعۀ حاضر در زمرۀ پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد که با رویکرد کمی، به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از دادههای ثانویه[30] انجام شده است. شایان ذکر است که بررسی مبانی روششناسی حاکی از آن است در زمینۀ موضوعات مشابه، پژوهش حاضر مانند بررسی اندازۀ بین اندازۀ تحصیلات و شغل مدلهای مختلفی ازجمله مدل OUR[31]، مدل وردوگو- وردوگو[32] و غیره وجود دارد که بیشتر آنها از دادههای پیمایشی (اولیه و ثانویه) و برای تحلیل دادهها از مقادیر پیشفرض خاص خود استفاده میکنند. بهطور کلی، در مطالعات کمی که موضوع تناسبنداشتن یک متغیر وابسته یا مستقل بررسی شده است، عمدتاً از دادههای پیمایشی بهره گرفته میشود. بنابراین پیمایش، ابزاری است که طیف وسیعی از دادههای مربوط به یک عضو نمونه را در کنار هم تجمیع میکند. بنابراین پژوهش حاضر بهمنظور بررسی گستردۀ مسئلۀ پژوهش در کل استانهای کشور، از دادههای اشتغال و آموزش در مقطع متوسطه، آموزش عالی و آموزشهای غیر رسمی به صورت تجمیعی استفاده کرده است. به این ترتیب متناسب با این دادهها، امکان بهرهگیری از مدلهای استاندارد و مقادیر آنها وجود نداشت و نیازمند بهکارگیری روشهای تحلیلی متناسب با این دادهها بوده است.
در همین راستا، آمار ثبتی فارغالتحصیلان مقطع دوم متوسطۀ فنی حرفهای و کاردانش، مهارتآموختگان آموزشهای غیررسمی سازمان آموزش فنی و حرفهای، فارغالتحصیلان دانشگاه فنی و حرفهای و دانشگاه جامع علمی–کاربردی سال 1398، به تفکیک خوشههای صنعت، خدمات و کشاورزی و دادههای طرح آمارگیری نیروی کار سال 1398، منابع دادههای آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادهاند. نمونهگیری و بررسی دادهها بهصورت تمامشماری انجام شد و تمامی دادههای ثبتی در پاسخ به سؤالات پژوهش وارد تحلیل شدند. مبنای انتخاب سه خوشه برای بررسی، افزایش قابلیت مقایسهپذیری و تلفیق دادهها، اشتغال و آموزش در مقطع متوسطه، آموزش عالی و آموزشهای غیر رسمی بوده است؛ زیرا در صورت استفاده از دادهها بهصورت غیر تمجیعشده، امکان مقایسه و تحلیل دادهها از بین میرود. جدول1، حجم دادههای آماری مرتبط با آموزش و اشتغال را نشان میدهد.
جدول 1- توزیع دادههای بررسیشده در پژوهش
Table1- Distribution of data studied in the research
|
خوشه |
آموزش مهارتی |
اشتغال |
||
|
متوسطۀ دوم |
آموزش عالی |
غیررسمی |
||
|
خدمات |
412/51 |
936/161 |
195/307 |
901/212/12 |
|
صنعت |
303/142 |
904/157 |
317/417 |
07/776/7 |
|
کشاورزی |
837/6 |
385/5 |
795/75 |
541/292/4 |
|
جمع کل |
552/200 |
225/325 |
307/800 |
459/281/24 |
منبع: طرح آمارگیری نیروی کار سال 1398
دادهها پس از طبقهبندی مبتنی بر متغیرهای آموزش و اشتغال و کدبندی به شرح ذیل، وارد فرایند تجزیهوتحلیل شدند:
= سهم اشتغال از هر خوشه در هر استان است؛
= سهم آموزش فنی و حرفهای رسمی هر خوشه، در هر استان است؛
i = نشاندهندۀ 31 استانهای کشور است؛
j = خوشههای خدمات (S)، صنعت (I) و کشاورزی (A) را شامل میشود.
در تجزیهوتحلیل دادۀ مبتنی بر سؤالات پژوهش، از آزمونهای توصیفی - فازی (میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (t تکگروهی، آنووا، تاپسیس و تاپسیس-A) استفاده شد. جدول 2، آزمونهای استفادهشده برای پاسخ به سؤالات پژوهش را نشان میدهد.
جدول 2- روش پاسخ به سؤالات پژوهش
Table 2- Method of answering research questions
|
عنوان |
سؤال |
روش |
توضیحات |
|
سؤال اول |
آیا میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال در سطح استانها تناسب وجود دارد؟ |
توصیفی-فازی |
تحلیل وضعیت میزان تناسب براساس روش توصیفی و منطق فازی ،با تقسیمات فازی مبتنی بر معیار فاصله از وضعیت «تناسب کامل» که فضا به چهار فاز «تناسب کامل»، «تناسب» (محدودۀ بین «تناسب کامل» و مقادیر مثبت منفی میانگین)، «نبود تناسب» (محدودهای به طول انحراف معیار خارج از محدودۀ «تناسب») و محدودۀ «نبود تناسب شدید» که نواحی بیرونیتر را شامل میشود. |
|
استنباطی |
1. آزمون t بین و برای هر خوشه؛ 2. آزمون آنووا مقادیر بین خوشهها؛ 3. آزمون t مقادیر بهصورت دوبهدو بین خوشهها. |
||
|
سؤال دوم |
کدام استانها ازنظر میزان تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال عملکرد بهتری داشتهاند؟ |
روش تاپسیس |
درواقع تفاضل میان سهم اشتغال و سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای در هر استان محاسبه و رتبهبندی در هر خوشه براساس قدر مطلق این مقدار انجام شده است. |
|
سؤال سوم |
آیا میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای هنرستانهای فنی حرفهای و کار و دانش، آموزشهای غیررسمی و آموزش عالی و اشتغال در سطح استانها تناسب وجود دارد؟ |
توصیفی-فازی |
مطابق با روش توصیفی-فازی پاسخ به سؤال 1 برای همۀ سطوح آموزشی فرآیند، تکرار میشود. |
|
استنباطی |
مطابق با روش استنباطی، پاسخ به سؤال 1 برای همۀ سطوح آموزشی فرآیند تکرار میشود. |
||
|
سؤال چهارم |
در کدامیک از سطوح آموزش و تربیت فنی و حرفهای، نبود تناسب کمتری با بازار کار وجود دارد؟ |
تاپسیس-A |
مشابه روش تاپسیس است، ولی گزینهها سطوح مختلف آموزش و تربیت فنی و حرفهایاند و معیارها شامل قدر مطلق میانگین و واریانس هر سطح از آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی (شامل متوسطه، غیررسمی و دانشگاهی) در خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی است. |
در این بخش با توجه به سؤالات مطرحشده، یافتههای پژوهش ارائه میشود.
ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشهها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیست؛ اما لازم است مرز فازها برای هریک از خوشهها، متناسب با مفروضات اولیۀ ذکرشده، در جدول (3) بهصورت جداگانه تعریف شود.
جدول 3- حدود نواحی تحلیل فازی
Table 3- Limits of fuzzy analysis areas
|
خوشه |
تناسب کامل |
تناسب (ناحیۀ سبز) |
نبود تناسب (ناحیۀ نارنجی) |
نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز) |
|||
|
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
||
|
خدمات |
0 |
0<X<8/9 |
-8/9<X<0 |
8/9<X<16/4 |
-16/4<X<-8/9 |
16/4<X |
X<-16/4 |
|
صنعت |
0 |
0<X<23/3 |
-23/3<X<0 |
23/3<X<33/3 |
-33/3<X<-23/3 |
33/3<X |
X<-33/3 |
|
کشاورزی |
0 |
0<X<14/3 |
-14/3<X<0 |
14/3<X<23/3 |
-23/3<X<-14/3 |
23/3<X |
X<-23/3 |
منبع: یافتههای پژوهش
در ادامه به ترتیب از راست به چپ، نمودارهای خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی ارائه و وضعیت تناسب استانها در هر خوشه، مشخص میشود.
شکل 1- مقایسۀ سهم خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای در سال 1398
Fig 1- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET in 2019/20 year
در شکلهای فوق، سهم خوشههای خدمات، صنعت و خدمات از اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای نمایش داده شده است. شایان ذکر است میزان تناسبنداشتن در استانهایی بیشتر است که از خط نیمساز فاصلۀ بیشتری دارند. در عین حال اگر استانی در محدودۀ قرمز قرار گیرد، به معنای نبود تناسب شدید و منطقۀ نارنجی به معنای نبود تناسب و منطقۀ سبز محدودۀ تناسب است و همچنین قرارگرفتن بر نقطهچین، به معنای تناسب کامل است. حال قرارگرفتن در محدودۀ پایین خط نقطهچین سبز، به این معناست که سهم اشتغال در آن استان بیشتر از سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای است و قرارگرفتن یک استان در بخش بالاتر از خط نقطهچین سبز، به معنای بیشتربودن سهم آموزش مهارتی نسبتبه سهم اشتغال در آن استان است. بر همین اساس در خوشههای خدمات و کشاورزی در بسیاری از استانها، سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای بیشتر از سهم اشتغال است، در حالی که این وضعیت در خوشۀ صنعت برعکس و سهم اشتغال از سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای کمتر است.
همانطورکه ذکر شد، موضوع تناسب با رویکرد استنباطی نیز بررسی شده است؛ بنابراین در ابتدا مقادیر آمارۀ آزمون t (مقایسۀ میانگین دو جامعه با واریانس نامعلوم (نمونۀ بزرگ) برای مقایسۀ سهم اشتغال و سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای برای خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی محاسبه شده است.
جدول 2- نتایج آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه
Table 4- t-test results to compare the mean parameter of two populations
|
فرضیه |
عنوان فرضیه |
درجۀ آزادی |
مقدار آمارۀ آزمون |
مقدار P-value |
|
اول |
بین آموزش، تربیت فنی و حرفهای و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد. |
30 |
97/4 |
<001/0 |
|
دوم |
بین آموزش، تربیت فنی و حرفهای و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد. |
30 |
74/14- |
001/0< |
|
سوم |
بین آموزش، تربیت فنی و حرفهای و اشتغال خوشۀ کشاورزی تناسب وجود دارد. |
30 |
00/8 |
<001/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
در جدول 4 مشاهده میشود که مقادیر محاسبهشده برای آمارۀ آزمون هر سه فرضیه در سطح اطمینان 95درصد، در بازۀ مقادیر بحرانی تابع توزیع احتمال Z قرار ندارد (در بازۀ 96/1- الی 96/1 قرار ندارد) و مقادیر P-value نیز کمتر از 001/0 هستند؛ بنابراین فرض H0، در هر سه فرضیه رد شده است؛ پس در هر سه خوشه، نبود تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای بهصورت معناداری وجود دارد.
اما برای مقایسۀ نبود تناسب میان خوشهها با استفاده از آزمون f (آزمون ANOVA)، فرضیه برابر صفربودن همزمان مقادیر نبود تناسب اشتغال، آموزش و تربیت فنی و حرفهای در خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی آزمون شده است و سپس خوشهها دوبهدو باهم مقایسه شدهاند.
جدول 5- دادههای توصیفی آزمون ANOVA برای بررسی نبود تناسب اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای
Table 5- Descriptive data of ANOVA test To investigate the mismatch of employment and technical and vocational training
|
واریانس |
میانگین |
جمع |
فراوانی (استان) |
گروهها |
|
34/58 |
93/8- |
87/276- |
31 |
SOCCS-STEVTS |
|
46/103 |
31/23 |
75/722 |
31 |
SOCCS-STEVTI |
|
180/82 |
36/14- |
45/445- |
31 |
SOCCS-STEVTA |
منبع: یافتههای پژوهش
جدول 6- نتایج آزمون ANOVA برای بررسی نبود تناسب اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای
Table 6- ANOVA test results to investigate the mismatch between employment and technical and vocational training
|
منبع تغییر |
مجموع مربعات |
درجۀ آزادی |
میانگین مربعات |
آمارۀ F |
P-value |
آمارۀ F بحرانی |
|
بین گروهها |
79/25724 |
2 |
39/12882 |
147/158 |
49/3 |
09/3 |
|
درون گروهها |
838/7319 |
90 |
33/81 |
منبع: یافتههای پژوهش
از محاسبات انجامشده مشخص میشود که فرضیۀ H0 رد شده است و میانگین تفاضل نبود تناسب حداقل یکی از خوشهها، با هم برابر نیست.
جدول 7 - ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشهها بهصورت دوبهدو
Table 7- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs
|
ماتریس مقایسۀ میانگینها |
رتبۀ خوشۀ خدمات در استان |
رتبۀ خوشۀ صنعت در استان |
رتبۀ خوشۀ کشاورزی در استان |
|
رتبۀ خوشۀ خدمات در استان |
0 |
114/14- |
554/2- |
|
رتبۀ خوشۀ صنعت در استان |
114/14 |
0 |
399/15- |
|
رتبۀ خوشۀ کشاورزی در استان |
554/2- |
399/15- |
0 |
منبع: یافتههای پژوهش
چون H0 در همۀ آزمونها معنادار نیست، بنابراین نتیجه این است که میانگین نبود تناسب در هر سه خوشه با یکدیگر متفاوت است و قابلیت مقایسه میان میانگین این مقادیر، وجود دارد؛ بنابراین بیشترین نبود تناسب میان آموزش و اشتغال به ترتیب در خوشۀ صنعت (31/23)، سپس کشاورزی (37/14-) و درنهایت در خوشۀ خدمات (93/8-) وجود دارد.
بررسی عملکرد استانها ازنظر میزان تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال
برای رتبهبندی استانها ازنظر میزان تناسب، از روش TOPSIS استفاده شده است. استانها گزینههاییاند که باید رتبهبندی شوند و قدر مطلق تفاضل سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای از سهم اشتغال هر استان در خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی، معیارهای تصمیمگیری برای رتبهبندی استانها هستند. شایان ذکر است که اهمیت قدر مطلق تفاضل نبود تناسب خوشهها در تصمیمگیری یکساناند.
جدول 8- رتبهبندی استانها ازنظر تناسب میان سهم آموزش مهارتی و اشتغال
Table 8- Ranking of provinces in terms of proportion between the share of each cluster in skill training and employment
|
استانها |
کل |
خدمات |
صنعت |
کشاورزی |
||||
|
مقدار |
رتبه |
قدر مطلق تفاضل |
رتبه |
قدر مطلق تفاضل |
رتبه |
قدر مطلق تفاضل |
رتبه |
|
|
اصفهان |
097/0 |
1 |
00/3 |
8 |
87/7 |
3 |
86/4 |
4 |
|
سمنان |
101/0 |
2 |
87/1 |
4 |
92/6 |
1 |
78/8 |
8 |
|
یزد |
109/0 |
3 |
38/3 |
10 |
79/8 |
4 |
42/5 |
5 |
|
مرکزی |
183/0 |
4 |
23/0 |
1 |
36/13 |
7 |
13/13 |
16 |
|
سیستان و بلوچستان |
196/0 |
5 |
65/2 |
6 |
53/14 |
8 |
88/11 |
14 |
|
قزوین |
264/0 |
6 |
36/0 |
3 |
10/17 |
9 |
73/16 |
19 |
|
کهگیلویه و بویراحمد |
312/0 |
7 |
87/2 |
7 |
79/19 |
12 |
92/16 |
20 |
|
قم |
330/0 |
8 |
87/10 |
19 |
62/7 |
2 |
34/3 |
2 |
|
خراسان رضوی |
353/0 |
9 |
85/8 |
18 |
39/18 |
11 |
55/9 |
11 |
|
آذربایجان غربی |
371/0 |
10 |
27/0 |
2 |
69/22 |
16 |
96/22 |
25 |
|
تهران |
381/0 |
11 |
75/12 |
22 |
13/12 |
6 |
62/0 |
1 |
|
آذربایجان شرقی |
389/0 |
12 |
99/6 |
11 |
19/22 |
15 |
11/15 |
17 |
|
چهارمحال و بختیاری |
396/0 |
13 |
06/11 |
20 |
18/18 |
10 |
12/7 |
6 |
|
البرز |
404/0 |
14 |
54/13 |
23 |
49/9 |
5 |
05/4 |
3 |
|
خراسان جنوبی |
426/0 |
15 |
22/2 |
5 |
66/26 |
18 |
44/24 |
28 |
|
ایلام |
430/0 |
16 |
56/7 |
14 |
08/24 |
17 |
34/16 |
18 |
|
همدان |
436/0 |
17 |
19/3 |
9 |
99/26 |
19 |
81/23 |
26 |
|
بوشهر |
441/0 |
18 |
19/12 |
21 |
92/19 |
13 |
71/7 |
7 |
|
زنجان |
510/0 |
19 |
22/7 |
12 |
46/20 |
14 |
68/27 |
30 |
|
لرستان |
518/0 |
20 |
82/7 |
15 |
52/29 |
21 |
70/21 |
22 |
|
خراسان شمالی |
561/0 |
21 |
41/7 |
13 |
33/34 |
27 |
92/26 |
29 |
|
اردبیل |
568/0 |
22 |
57/8 |
17 |
98/32 |
26 |
41/24 |
27 |
|
کرمان |
602/0 |
23 |
51/8 |
16 |
65/38 |
29 |
14/30 |
31 |
|
خوزستان |
660/0 |
24 |
03/17 |
24 |
17/29 |
20 |
14/12 |
15 |
|
فارس |
690/0 |
25 |
98/18 |
28 |
16/30 |
22 |
19/11 |
12 |
|
گلستان |
700/0 |
26 |
04/19 |
29 |
71/30 |
23 |
66/11 |
13 |
|
مازندران |
700/0 |
27 |
12/22 |
30 |
98/30 |
24 |
86/8 |
9 |
|
هرمزگان |
716/0 |
28 |
10/23 |
31 |
28/32 |
25 |
18/9 |
10 |
|
گیلان |
775/0 |
29 |
07/17 |
25 |
52/37 |
28 |
42/20 |
21 |
|
کرمانشاه |
783/0 |
30 |
10/17 |
26 |
62/39 |
30 |
52/22 |
24 |
|
کردستان |
797/0 |
31 |
79/17 |
27 |
68/39 |
31 |
89/21 |
23 |
منبع: یافتههای پژوهش
در جدول 8، مشاهده شده است که استانهای اصفهان، سمنان و یزد، بیشترین میزان تناسب و استانهای گیلان، کرمانشاه و کردستان، بیشترین نبود تناسب را دارند. شایان ذکر است که دربارۀ رتبههای برخی از استان مانند سیستان و بلوچستان، باید به این نکته توجه شود که چون وضعیت اشتغال در این استان پایین است، در عین حال سهم آموزش و تربیت فنی و حرفهای کمتر بوده است؛ اما همین آموزشهای ارائهشده نیز تناسب خوبی با اشتغال افراد داشته است، ولی دربارۀ دیگر استانهای دچار نبود تناسب، با وجود توزیع منابع و سهم مناسب از ارائۀ آموزش و تربیت فنی و حرفهای، همچنان نبود تناسب بین آموزشها و اشتغال افراد وجود دارد.
ابتدا به تفکیک در هر سطح از آموزش و تربیت فنی و حرفهای (شامل متوسطه، دانشگاهی و غیررسمی)، میزان تناسب میان سهم خوشههای صنعت، کشاورزی و خدمات با سهم اشتغال هر خوشه بررسی شد؛ سپس در گام بعدی در هر سطح آموزش، میزان تناسب خوشهها با هم مقایسه شد و درنهایت سطوح آموزش مهارتی ازنظر میزان تناسب، با هم مقایسه شدند.
ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشهها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیستند، مرز فازها برای هریک از خوشهها متناسب با مفروضات (مبتنی بر روش مطرحشده برای پاسخ به سؤال اول) تعیین شده است.
جدول 9- حدود نواحی تحلیل فازی سطح 3 (دورۀ متوسط مدارس هنرستان و کار و دانش)
Table 9- Limits of fuzzy analysis areas for level 3 (technical and vocational secondary high school)
|
خوشه |
تناسب کامل |
تناسب (ناحیۀ سبز) |
نبود تناسب (ناحۀ نارنجی) |
نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز) |
|||
|
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
||
|
خدمات |
0 |
0<X<22/9 |
9/22-<X<0 |
/229<X<9/30 |
9/30-<X<9/22- |
9/30<X |
X<9/30- |
|
صنعت |
0 |
0<X<1/41 |
-1/41<X<0 |
1/41<X<3/48 |
3/48-<X<1/41- |
3/48<X |
X<3/48- |
|
کشاورزی |
0 |
0<X<1/18 |
-1/18<X<0 |
1/18<X<8/27 |
8/27-<X<1/18- |
8/27<X |
X<8/27- |
منبع: یافتههای پژوهش
در شکلهای ذیل، وضعیت تناسب استانها در هر خوشه مشاهده میشود.
شکل 2- مقایسۀ سهم خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی سطح 3 در سال 1398
Fig 2- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET of level 3 in 2019/20 year
همانطور که در شکل 2 مشاهده میشود، بیشتر استانها در هر سه خوشه در ناحیۀ سبز (تناسب) قرار ندارند و این موضوع ازنظر استنباطی نیز تأیید میشود.
جدول 10- مقادیر آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه
Table 10- T-test values to compare the mean parameter of two populations
|
فرضیه |
عنوان فرضیه |
درجۀ آزادی |
مقدار آمارۀ آزمون |
مقدار P-value |
|
اول |
بین آموزشهای فنی حرفهای و مهارتی در مقطع متوسطه و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد. |
30 |
12/16 |
<001/0 |
|
دوم |
بین آموزشهای فنی حرفهای و مهارتی در مقطع متوسطه و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد. |
30 |
29/30- |
<001/0 |
|
سوم |
بین آموزشهای فنی حرفهای و مهارتی در مقطع متوسطه و اشتغال خوشۀکشاورزی تناسب وجود دارد. |
30 |
68/10- |
<001/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
در جدول 10 مشاهده میشود که مقادیر محاسبهشده برای آمارۀ آزمون هر سه فرضیه در سطح اطمینان 95درصد، در بازۀ مقادیر بحرانی، تابع توزیع احتمال Z قرار ندارد (یعنی در بازۀ 96/1-الی 96/1 قرار ندارد) و مقادیر P-value نیز کمتر از 001/0 هستند؛ بنابراین فرض، در هر سه فرضیه رد شده است؛ پس در هر سه خوشه، نبود تناسب میان اشتغال و آموزشهای مهارتی دورۀ متوسطه بهصورت معناداری وجود دارد، اما برای مقایسۀ نبود تناسب میان آموزشهای هنرستانهای فنی حرفهای و کاردانش و اشتغال بین سه خوشه، لازم است آزمون f (آزمون ANOVA) انجام شود و میانگین هریک از خوشهها نیز دوبهدو با هم مقایسه شوند.
جدول 11- دادههای توصیفی آزمون ANOVA برای بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای هنرستانهای فنی حرفهای و کار و دانش در خوشهها
Table 11- Descriptive data of ANOVA test To investigate the proportion between employment and technical and vocational education and training in technical and vocational secondary high school in clusters
|
واریانس |
میانگین |
جمع |
فراوانی (استان) |
گروهها |
|
66/16 |
-22/95 |
-711/51 |
31 |
SOCCS-STEVTS |
|
53.67 |
41/10 |
1274/18 |
31 |
SOCCS-STEVTI |
|
96.69 |
-18/13 |
-562/23 |
31 |
SOCCS-STEVTA |
منبع: یافتههای پژوهش
جدول 12- نتایج آزمون ANOVA بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای هنرستانهای فنی حرفهای و کار و دانش در خوشهها
Table 12- ANOVA test results to investigate the proportion between employment and technical and vocational education in training of technical and vocational secondary high school in clusters
|
منبع تغییر |
مجموع مربعات |
درجۀ آزادی |
میانگین مربعات |
آمارۀ F |
P-value |
آمارۀ F بحرانی |
|
بین گروهها |
78900/56 |
2 |
39450/28 |
546/56 |
4/51 |
3/09 |
|
درون گروهها |
6496/04 |
90 |
72/178 |
منبع: یافتههای پژوهش
فرضیۀ رد شده است و میانگین تفاضل نبود تناسب حداقل یکی از خوشهها با هم برابر نیست؛ بنابراین همانطور که پیش از این ذکر شد، برای مقایسۀ میانگینها نبود تناسب، مقایسۀ دوبهدو هم انجام میشود.
جدول 13- ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشهها بهصورت دوبهدو
Table 13- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs
|
ماتریس مقایسه میانگینها |
نبود تناسب خوشۀ خدمات در استان |
نبود تناسب خوشۀ صنعت در استان |
نبود تناسب خوشۀ کشاورزی در استان |
|
نبود تناسب خوشۀ خدمات در استان |
0 |
579/32- |
101/2- |
|
نبود تناسب خوشۀ صنعت در استان |
579/32 |
0 |
897/26 |
|
نبود تناسب خوشۀ کشاورزی در استان |
101/2 |
897/26- |
0 |
منبع: یافتههای پژوهش
بنابراین میانگین نبود تناسب در هر سه خوشه با یکدیگر متفاوت است و متقابلاً بیشترین نبود تناسب میان آموزش مهارتی سطح سه (مدارس هنرستان و کار و دانش) و اشتغال، به ترتیب در خوشۀ صنعت (1/41درصد)، خدمات (95/22درصد) و کشاورزی (14/18درصد) وجود دارد.
بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی در خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی در سطح استانها
ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشهها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیست، مرز فازها برای هریک از خوشهها متناسب با مفروضات (مبتنی بر روش مطرحشده برای پاسخ به سؤال اول) تعیین شده است.
جدول 14- حدود نواحی تحلیل فازی سطح 4 (آموزشهای غیررسمی)
Table 14- Limits of fuzzy analysis areas for level 4 (informal training)
|
خوشه |
تناسب کامل |
تناسب (ناحیۀ سبز) |
نبود تناسب (ناحیۀ نارنجی) |
نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز) |
|||
|
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
||
|
خدمات |
0 |
0<X<10 |
-10<X<0 |
10<X<21/6 |
-21/6<X<-10 |
21/6<X |
X<-21/6 |
|
صنعت |
0 |
0<X<21/9 |
-21/9<X<0 |
21/9<X<30/5 |
-30/5<X<-21/9 |
30/5<X |
X<-30/5 |
|
کشاورزی |
0 |
0<X<11/9 |
-11/9<X<0 |
11/9<X<22 |
-22<X<-11/9 |
22<X |
X<-22 |
منبع: یافتههای پژوهش
در شکلهای ذیل، وضعیت تناسب استانها در هر خوشه مشاهده شده است.
شکل 3- مقایسۀ سهم خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی سطح 4 در سال 1398
Fig 3- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET of level 4 in 2019/20 year
همانطور که در شکل 3 مشاهده میشود در خوشۀ خدمات، میزان تناسب بیشتر از دیگر خوشهها به نظر میآید، ولی لزوماً به معنای وجود تناسب در این خوشه نیست. برای بررسی بهصورت استنباطی، آزمون t برای مقایسۀ مقادیر فاصله از تناسب کامل از صفر و آزمونهای f (آنووا) و t برای مقایسۀ بین خوشهها انجام شده است.
جدول 15- مقادیر آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه
Table 15- T-test values to compare the mean parameter of two populations
|
فرضیه |
عنوان فرضیه |
درجۀ آزادی |
مقدار آمارۀه آزمون |
مقدار P-value |
|
اول |
بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد. |
54 |
73/4- |
001/0< |
|
دوم |
بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد. |
55 |
43/12 |
<001/0 |
|
سوم |
بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی و اشتغال خوشۀ کشاورزی تناسب وجود دارد. |
42 |
54/6- |
<001/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
نتایج نشان میدهد نبود تناسب میان آموزش و اشتغال در همۀ خوشهها، معنادار است.
جدول 16- دادههای توصیفی آزمونANOVA برای بررسی نبود تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی در خوشهها
Table 16- Descriptive data of ANOVA test To investigate the mismatch between employment and informal technical and vocational training in clusters
|
واریانس |
میانگین |
جمع |
فراوانی (استان) |
گروهها |
|
3/139 |
9/99- |
310- |
31 |
SOCCS-STEVTS |
|
67/76 |
90/21 |
679 |
31 |
SOCCS-STEVTI |
|
6/106 |
89/11- |
369- |
31 |
SOCCS-STEVTA |
منبع: یافتههای پژوهش
جدول 17- نتایج آزمون ANOVA برای بررسی نبود تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی در خوشهها
Table 17- ANOVA test results to investigate the mismatch between employment and informal technical and vocational training in clusters
|
منبع تغییر |
مجموع مربعات |
درجۀ آزادی |
میانگین مربعات |
آمارۀ F |
P-value |
آمارۀ Fبحرانی |
|
بین گروهها |
23/22356 |
2 |
11/11178 |
9/103 |
06/4 |
09/3 |
|
درون گروهها |
94/9678 |
90 |
54/107 |
منبع: یافتههای پژوهش
آزمون f نشان میدهد در بین حداقل یکی از مقادیر، میانگین نبود تناسب هر خوشه تفاوت معنادار وجود دارد.
جدول 18- ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشهها بهصورت دوبهدو
Table 18- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs
|
ماتریس مقایسۀ میانگینها |
نبود تناسب خوشۀ خدمات در استان |
نبود تناسب خوشۀ صنعت در استان |
نبود تناسب خوشۀ کشاورزی در استان |
|
نبود تناسب خوشۀ خدمات در استان |
0 |
08/12 |
675/0 |
|
نبود تناسب خوشۀ صنعت در استان |
08/12- |
0 |
9/13 |
|
نبود تناسب خوشۀ کشاورزی در استان |
67/0- |
9/13- |
0 |
منبع: یافتههای پژوهش
مقایسۀ دوبهدو میانگین مقادیر نبود تناسب خوشهها نشان میدهد بهصورت آماری، این مقادیر از هم متمایزند؛ پس بیشترین میزان نبود تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی با اشتغال در خوشۀ صنعت (9/21)، سپس خوشۀ کشاورزی (9/11-) و کمترین نبود تناسب مربوط به خوشۀ خدمات (10-) است.
بررسی وضعیت تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای حوزۀ آموزش عالی و اشتغال در خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی در سطح استانها
ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشهها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیست، مرز فازها برای هریک از خوشهها متناسب با مفروضات (مبتنی بر روش مطرحشده برای پاسخ به سؤال اول) تعیین شده است.
جدول 19- حدود نواحی تحلیل فازی سطح 5 (آموزشهای غیررسمی)
Table 19- Limits of fuzzy analysis areas for level 5 (higher education)
|
خوشه |
تناسب کامل |
تناسب (ناحیۀ سبز) |
نبود تناسب (ناحیۀ نارنجی) |
نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز) |
|||
|
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
حد بالا |
حد پایین |
||
|
خدمات |
0 |
0<X<1/1 |
-1/1<X<0 |
1/1<X<8/6 |
-8/6<X<-1/1 |
8/6<X |
X<-8/6 |
|
صنعت |
0 |
0<X<19/1 |
-19/1<X<0 |
19/1<X<27/3 |
-27/3<X<-19/1 |
27/3<X |
X<-27/3 |
|
کشاورزی |
0 |
0<X<20/2 |
-20/2<X<0 |
20/2<X<29/7 |
-29/7<X<-20/2 |
29/7<X |
X<-29/7 |
منبع: یافتههای پژوهش
در شکلهای ذیل، وضعیت تناسب استانها در هر خوشه مشاهده میشود.
شکل 4- مقایسۀ سهم خوشههای خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی سطح 5 در سال 1398
Fig 4- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET of level 5 in 2019/20 year
همانطور که در شکل 4 مشاهده میشود، میزان تناسب در خوشۀ خدمات بیشتر از دیگر خوشهها به نظر میآید (میانگین بسیار کوچک و نزدیک به صفر دارد). برای بررسی بهصورت استنباطی، آزمون t برای مقایسۀ مقادیر فاصله از تناسب کامل از صفر و آزمونهای f (آنووا) و t برای مقایسۀ بین خوشهها انجام شده است.
جدول 20- مقادیر آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه
Table 20- T-test values to compare the mean parameter of two populations
|
فرضیه |
عنوان فرضیه |
درجۀ آزادی |
مقدار آمارۀ آزمون |
مقدار P-value |
|
اول |
بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای آموزش عالی و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد. |
60 |
63/0- |
001/0<323/0 |
|
دوم |
بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای آموزش عالی و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد. |
58 |
64/11- |
<001/0 |
|
سوم |
بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای آموزش عالی و اشتغال خوشۀ کشاورزی تناسب وجود دارد. |
32 |
03/12 |
<001/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
نتایج نشان میدهد فرضیۀ H0 برای خوشۀ خدمات رد نشده است و تفاوت معناداری بین میانگین مقادیر نبود تناسب این خوشه با صفر وجود ندارد، ولی این فرضیه در خوشۀ صنعت و کشاورزی رد شده است و تفاوت معناداری وجود دارد.
جدول 21- دادههای توصیفی آزمون ANOVA برای بررسی وضعیت تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای حوزۀ آموزش عالی و اشتغال در خوشهها
Table 21- Descriptive data of ANOVA test To investigate the mismatch between technical and vocational training in the field of higher education and employment in clusters clusters
|
واریانس |
میانگین |
جمع |
فراوانی (استان) |
گروهها |
|
01/59 |
10/1 |
40/34 |
31 |
SOCCS-STEVTS |
|
38/69 |
15/19 |
74/593 |
31 |
SOCCS-STEVTI |
|
49/93 |
24/20- |
72/627- |
31 |
SOCCS-STEVTA |
منبع: یافتههای پژوهش
جدول 22- نتایج آزمون ANOVA برای بررسی وضعیت تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای حوزۀ آموزش عالی و اشتغال در خوشهها
Table 22- ANOVA test results to investigate the proportion between technical and vocational training in the field of higher education and employment in clusters
|
منبع تغییر |
مجموع مربعات |
درجۀ آزادی |
میانگین مربعات |
آمارۀ F |
P-value |
آمارۀ F بحرانی |
|
بین گروهها |
15/24121 |
2 |
57/12060 |
05/163 |
19/1 |
09/3 |
|
درون گروهها |
81/6656 |
90 |
96/73 |
منبع: یافتههای پژوهش
آزمون f نشان میدهد بین یکی از مقادیر میانگین نبود تناسب خوشهها تفاوت معنادار وجود دارد.
جدول 23- ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشهها بهصورت دوبهدو
Table 23- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs
|
ماتریس مقایسۀ میانگینها |
نبود تناسب خوشۀ خدمات در استان |
نبود تناسب خوشۀ صنعت در استان |
نبود تناسب خوشۀ کشاورزی در استان |
|
نبود تناسب خوشۀ خدمات در استان |
0 |
866/8- |
630/9 |
|
نبود تناسب خوشۀ صنعت در استان |
866/8 |
0 |
190/17 |
|
نبود تناسب خوشۀ کشاورزی در استان |
630/9- |
190/17- |
0 |
منبع: یافتههای پژوهش
مقایسۀ دوبهدوی میانگین نبود تناسب خوشهها نیز، وجود تفاوت معنادار را بین مقادیر تأیید میکند؛ پس در سطح پنج صلاحیت آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی، بیشترین نبود تناسب با اشتغال، به خوشۀ کشاورزی (25/20-)، سپس خوشۀ صنعت (15/19) مربوط است، ولی خوشۀ خدمات ازنظر آماری تناسب دارد.
بررسی تناسب سطوح آموزش و تربیت فنی و حرفهای با بازار کار
برای مقایسۀ میزان تناسب با اشتغال در سطوح مختلف آموزش، از روش تاپسیس-A استفاده شده است که ابتدا سطوح آموزش ازنظر قدر مطلق میانگین و سپس ازنظر انحراف معیار جداگانه رتبهبندی میشوند و درنهایت از تجمیع نتایج رتبهبندی نهایی (مبتنی بر روش تاپسیس) انجام میشود.
جدول 24- نتایج مقایسۀ میزان تناسب سطوح مختلف آموزش با بازار کار
Table 24- Results of comparing the level of proportion between different levels of training and the labor market
|
سطوح آموزش مهارتی |
TOPSIS-A |
TOPSIS-Average |
TOPSIS-STDV.P |
|||
|
رتبه |
امتیاز |
رتبه |
امتیاز |
رتبه |
امتیاز |
|
|
آموزشهای مهارتی سطح 5 (دانشگاهی) |
1 |
052/0 |
1 |
307/0 |
2 |
487/0 |
|
آموزشهای مهارتی سطح 4 (غیررسمی) |
3 |
509/0 |
2 |
365/0 |
3 |
893/0 |
|
آموزشهای مهارتی سطح 3 (متوسطه) |
2 |
544/0 |
3 |
918/0 |
1 |
027/0 |
منبع: یافتههای پژوهش
نتایج نشان میدهد بیشترین تناسب با بازار کار در آموزش و تربیت فنی و حرفهای دانشگاهی وجود دارد. آموزشهای دورۀ متوسطه ازنظر تناسب با بازار کار در رتبۀ دوم و آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی در رتبۀ سوم قرار دارد، درحالیکه انتظار اولیه این بود که آموزش و تربیت فنی و حرفهای غیررسمی با توجه به انعطافپذیری بیشترش نسبتبه نیازهای بازار کار، تناسب بیشتری را نشان دهد.
آموزش و تربیت فنی و حرفهای فارغ از اینکه متمرکز بر آموزشهای سخت یا نرم باشد، نقش بسزایی در بهبود کمی و کیفی اشتغال نیروی انسانی در بازار کار دارد (Ludwig-Mayerhofer, 2019 Eichhorst, 2015)؛ اما با وجود این، تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای با نیازمندیهای بازار کار، از عوامل کلیدی مؤثر در اشتغال و بیکاری، بهویژه در کشورهای کمتر توسعهیافته به شمار میآید (The World Bank, 2012). در رابطه با وضعیت موجود و تناسب آموزش و تربیت فنی و حرفهای با توزیع سهم هریک از خوشههای اشتغال صنعت، کشاورزی و خدمات در کشور، یافتههای پژوهش نشان داد سهم آموزشها و اشتغال در کشور در دو بخش توصیفی و فازی، تناسب مقبولی ندارد و نبود تناسب آموزشها با اشتغال در هر سه خوشه، بهطرز درخور توجهی معنادار است. در همین رابطه نتایج تحقیق حاکی از آن است که در هر سه خوشه نبود تناسب وجود دارد. در این میان حوزۀ صنعت و کشاورزی، نبود تناسب بیشتری دارند. همچنین این نبود تناسب در دو خوشۀ صنعت و کشاورزی، عمدتاً از جنس کمبود مهارت آموختهها و دانشآموختههای آموزش و تربیت فنی و حرفهای مرتبط با رشتههای تحصیلی حوزۀ خدمات و کشاورزی است. در ارتباط با آموزش و اشتغال خوشۀ صنعت، این تناسبنداستن از نوع آموزش و تربیت فنی و حرفهای، مازاد بر نیاز بازار کار است. نبود تناسب از نوع کمبود آموزشها در مقایسه با سهم اشتغال از بازار کار خوشۀ خدمات و همچنین نبود تناسب از نوع مازاد آموزشها در مقایسه با سهم اشتغال از بازار کار خوشۀ صنعت، حاکی از آن است که این روند از ویژگیهای جوامع کمتر توسعه یافته و در تضاد با روندهای حال و آیندۀ اشتغال در جهان است و بدون تردید آیندۀ بازار، کار کشور را با بحران نبود تناسب و تشدید بیکاری مواجه میکند. در همین رابطه، گزارشهای سازمان بهرهوری آسیا[33] (2020) و بانک جهانی[34] (2021) نشان میدهد تغییر و تحولات بازار کار در دنیا، متأثر از عواملی همچون اتوماسیونیشدن مشاغل و پررنگشدن هوش مصنوعی، دیجیتالیشدن فعالیتها و دیگر انواع تغییرات فناورانه در جهان ، به از بین رفتن بسیاری از مشاغل در حوزۀ صنعت منجر شده و در مقابل، گسترش مشاغل حوزۀ خدمات را بهدنبال داشته است. در همین خصوص، نتایج گزارشهای ذکرشده نشان میدهد که در جوامع توسعهیافته، 75درصد جمعیت شاغلان در حوزۀ خدمات، 20درصد در حوزۀ صنعت و 5درصد در حوزۀ کشاورزی فعالیت میکنند. توزیع سهم شاغلان سال 1398 در کشور ما نیز بهگونهای است که 7/49درصد در بخش خدمات، 8/31درصد صنعت و 6/18درصد در بخش کشاورزی اشتغال داشتهاند. این در حالی است که تأمینکنندگان آموزش و تربیت فنی و حرفهای کشور، تمرکز 55 تا 70 درصدی بر آموزشهای حوزۀ صنعت، 15 تا 25درصدی بر آموزشهای حوزۀ خدمات و تمرکز کمتر از 3درصدی بر آموزشهای حوزۀ کشاورزی داشتهاند (خادمی کٌلهلو، 1398). در همین رابطه مطالعات کاووسی (1387) و عباسزاده و همکاران (1397) در بررسی میان تناسب آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی مدارس فنیحرفهای و کاردانش با نیازمندیهای بازار کار، نبود تناسب بالایی را گزارش کردهاند. بندر و راک (2013) و برونل و وروک (2021) نیز فارغ از اتلاف هزینهها و سرمایههای اجتماعی، کاهش بهرهوری، سطح درآمد افراد و تولید ناخالص ملی را ازجمله پیامدهای نبود تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای با نیازهای بازار کار ذکر کردهاند. بررسیهای باتو و بندر (2020) نیز نشان میدهد که در کشورهای در حال توسعه و با درآمد متوسط، طی چهار دهۀ گذشته سرمایهگذاریهای گستردهای در حوزۀ آموزش انجام شده است و افزایش نرخ ثبتنام در مدارس ابتدایی و متوسطه و همچنین نرخ بالای ثبتنام در آموزش عالی، ازجمله شواهد این امر است؛ اما با وجود این، اگرچه سرمایهگذاری انجامشده به بهبود سطح سواد در جامعه منجر شده است، نبود تناسب میان عرضۀ نیروی انسانی و نیازمندیهای بازار کار موجب شده است تا بازار کار در جذب نیروهای تحصیلکرده ناتوان باشد و بحران بیکاری در این جوامع تشدید شود. در همین خصوص گزارشهای یونسکو (2017) و مجمع جهانی اقتصاد[35] (2019) دربارۀ نظام آموزشی ایران نیز، نشان میدهد کشور ایران در یک دهۀ اخیر ازنظر دسترسی به آموزشهای ابتدایی، متوسطه و آموزش عالی، وضعیت مناسب و سبزی را در میان 167 کشور دارد، اما با وجود این در دو بعد کیفیت آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی و همچنین دانشآموختگان دانشگاهی بامهارت، به ترتیب در رتبههای 111 (نارنجی) و 145 (قرمز) قرار دارد (Legatum, 2019). بدیهی است تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفهای و نیازمندیهای بازار کار، یکی از مؤلفههای اصلی کیفیت در نظام آموزشی به شمار میآید که در این رابطه نتایج پژوهش حاضر در دو بخش توصیفی و استنباطی، نشان میدهد که متأسفانه میان توزیع آموزش و تربیت فنی و حرفهای بهتفکیک، خوشههای صنعت خدمات و کشاورزی و سهم اشتغال در بازار کار کشور، نبود تناسب معنادار و درخور توجهی وجود دارد. شایان ذکر است که در این نبود تناسب، متغیر متفاوتی در سطح خرد و کلان تأثیرگذار و نیازمند بررسی است؛ اما همچنان که ذکر شد، در حال حاضر نبود تناسب بین آموزش و تربیت فنی و حرفهای و اشتغال در بازار کار، مشهود و به توجه بیشازپیش نیاز است؛ زیرا فلسفۀ آموزشهایی از این جنس، اساساً مبتنی بر نیاز تعریف میشود. در همین راستا و مبتنی بر یافتههای پژوهش، موارد ذیل پیشنهاد میشود:
متأسفانه در کشور ما چرخۀ طراحی، پیادهسازی و توسعۀ آموزش و تربیت فنی و حرفهای معکوس طراحی شده است و مبنای این آموزشها، اساساً توان تأمینکنندگان آموزش و همچنین تقاضای اجتماعی است که تناسب چندانی با نیازمندیهای بازار کار و کارفرمایان ندارد. این در حالی است که ازلحاظ منطقی، آموزش و تربیت فنی و حرفهای تقاضامحور است و نقطۀ شروع این آموزشها باید براساس طراحی و احصای استانداردهای حرفه و شغل باشد (نیازمندی بازار کار) و سپس تدوین استانداردهای آموزش، در دستور کار تأمینکنندگان آموزش قرار گیرد.
علاوه بر بررسی نیازمندیهای بازار کار فعلی با اتکای به آمایش سرزمینی و اقتضائات متفاوت محیطی، تأمینکنندگان آموزش و تربیت فنی و حرفهای باید ترندهای جهانی را در حوزۀ اشتغال بررسی و رشته/دورههای آموزشی خود را با توجه به نیازمندیهای بازار کار آینده طراحی و پیادهسازی کنند. متأسفانه در شرایط فعلی مشاهده میشود که با وجود تحول در بسیاری از مشاغل و مهارتهای مرتبط با یک حرفۀ نظام آموزشی، همچنان بر رشته و محتوای قدیمی پایبندی دارد که همین امر نیز، چالش تناسب میان آموزش و اشتغال را در استانهای مختلف کشور تشدید کرده است؛ برای مثال حوزۀ کشاورزی ازجمله این چالشهاست که در مقطع متوسطه به تعطیلی هنرستانها و مدارس فنی و حرفهای این حوزه در استانهای مختلف کشور منجر شده است.
در شرایط فعلی و مبتنی بر بررسیهای انجامشده ذیل این پژوهش، بسیاری از کدرشته محل/دورهها که بهصورت متمرکز تعریف میشوند، در سطح استانهای مختلف و بدون توجه به اقتضائات استان کپی و تکثیر شده و در حال برگزاری است؛ برای مثال در هنرستانهای متوسطۀ کاردانش و فنی و حرفهای، بیش از 60درصد مهارتآموختگان پسر، تمامی استانها در رشتههای مرتبط با حوزۀ صنعت فعالیت داشتهاند، در حالی که آن استان اساساً در زمرۀ استانهای دارای ظرفیتهای صنعتی قرار نمیگیرد. بنابراین پیشنهاد میشود که دیگر تأمینکنندگان آموزش و تربیت فنی و حرفهای مبتنی بر نتایج مطالعات ملی (طرح تکاپو وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، طرح تاپ وزارت، صنعت، معدن و تجارت، سند آمایش سرزمینی سازمان برنامه و بودجه کشور و ...) انجامشده در حوزۀ ظرفیتهای اقتصادی و اشتغالی استانها به بازنگری رشته/دورهها بهویژه در استانهایی مشغول شوند (گیلان، کرمانشاه و کردستان) که دچار بیشترین نبود تناسباند.
رصد اشتغال فارغالتحصیلان آموزشهای فنی، حرفهای و مهارتی در سطوح مختلف آموزش (متوسطۀ دوم و آموزش عالی) و در انواع آموزش (رسمی و غیررسمی) بهصورت مستمر بهوسیلۀ تأمینکنندگان آموزش انجام و دورهها بهصورت کمی و کیفی و در یک فرایند مستمر بازنگری شود.
دربارۀ پژوهشهای آتی نیز پیشنهاد میشود نمونهگیری در سطح کشور برای رصد اشتغال و آموزشهای افراد در دستور کار قرارگیرد و از اعضای نمونه در مقاطع زمانی مختلف، پرسش شود (در راستای ایجاد دادههای پانلی[36]). درواقع یکی از محدودیتهای این پژوهش، مطالعۀ بررسی نبود تناسب آموزش و اشتغال تنها در سطح خوشههای سهگانه بوده و موضوع نبود تناسب در سطح رشتههای تحصیلی و آموزشهای مهارتی انجام نشده است. این محدودیت در ابتدا ناشی از دسترسینداشتن به پیمایشی با مشخصات یادشده و دوم، محدودیت مقایسهپذیری میان دادههای اشکال مختلف آموزش و اشتغال بوده است؛ بنابراین در این مطالعه با استفاده از دادههای ثانویه و کلان، میزان نبود تناسب در سطح آموزش و مهارتهای کلی ارائهشده بهوسیلۀ نهادهای آموزشی مختلف و خوشههای اشتغال سهگانه بررسی شده است.
[1] Knowledge is Power
[2] Time is Money
[3] Technical and Vocational Education and Training (TVET)
[4] International Labour Organization (ILO)
[5] European Centre for the Development of Vocational Training (Cedefop)
[6] Overeducation & Undereducation
[7] Overskill & UnderSkill
[8] Skill Gap
[9] Skill Shortag & Skill Surplus
[10] UNESCO
[11] ILO
[12] Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD)
[13] Technical Education and Ttraining (TVT)
[14] Vocational Education and Training (VET)
[15] Career and Technical Education (CTE)
[16] International Centre for Technical and Vocational Education and Training (UNEVOC)
[17] Education Mismatch
[18] Vertical Mismatch
[19] Horizontal Mismatch
[20] Robert
[21] Oviawe et al
[22] Continuing Vocational Training
[23] Brunello & Wruuck
[24] Forth & Mason
[25] Battu & Bender
[26] Schweri et al.
[27] Caroleo & Pastore
[28] Bender & Roche
[29] Bruni et al.
[30] Secondary Research
[31] Over-Required-Under education
[32] Verdugo and Verdugo
[33] Asian Productivity Organization (APO)
[34] The World Bank
[35] World Economic Forum
Panel Data [36] (به مجموعه اطلاعاتی گفته میشود که چند بُعدیاند (Multidimensional) و در مقاطع زمانی مختلف اندازهگیری میشوند؛ از همین رو و براساس آنچه گفته شد، دادۀ پانلی بهنوعی دادۀ مکان-زمان (Spacial-Time Data) نیز در نظر گرفته میشود).