Proportion of Technical and Vocational Education and Training (TVET) and Distribution of Employment in Iran

Document Type : Research Paper

Authors

1 Assistant professor, Progress and Society Department, Technology Studies Institute, Tehran, Iran

2 Researcher, Progress and Society Department, Technology Studies Institute, Tehran, Iran

Abstract

Introduction
The transition of graduates from various levels of the education system, whether it be from schools or universities, into the labor market has become a significant concern in many countries. This concern arises from the realization that a rising unemployment rate, particularly among educated youth, can have numerous economic and social repercussions for societies. Extensive research conducted by the International Labor Organization (ILO) in 2019 and the CEDEFOP in 2020 has highlighted the critical role of the mismatch between Technical and Vocational Education and Training (TVET) and the demands of the labor market in exacerbating the unemployment crisis in low and middle-income countries. Consequently, recognizing the importance of establishing a harmonious relationship between TVET and workforce employment within the labor market, this study aimed to address the following question: To what extent does a balance or imbalance exist between the representation of TVET and employment in the three key sectors of industry, services, and agriculture within the country? With this objective in mind, this research endeavored to provide an overview of the current state of affairs concerning the presence or absence of equilibrium between TVET and employment within the country, while also underscoring the necessity of revising the educational development process based on the requirements of the labor market within this particular educational subsystem.
 
 
Materials and Methods
The present study was an applied research conducted using a quantitative approach and employing a descriptive-analytical method. Secondary research methodology was utilized in this study. The statistical data sources for this study comprised registration statistics of graduates from technical and vocational high schools at the second level, individuals, who have acquired skills through informal training offered by the TVT Organization, as well as graduates from Technical and Vocational Universities and Comprehensive Scientific-Applied Universities during the academic year of 2019/20. These data were categorized according to industry, services, and agriculture clusters. Additionally, data from the labor force census plan in the academic year of 2019/20 were also incorporated. Sampling and data verification processes were conducted using a complete counting approach and all the recorded data were included in the analysis. To address the research questions, descriptive-fuzzy tests, such as averages and standard deviations, were employed, along with inferential tests, such as single-group t-tests, ANOVA, and the TOPSIS and TOPSIS-A methods for data analysis.
 
Discussion of Results & Conclusion
The research findings shed light on the current state of compatibility between employment and technical, vocational, and skill training within the sectors of industry, agriculture, and services of the country. Both the descriptive and fuzzy sections of the study revealed a lack of satisfactory alignment between training and employment nationwide with a significant mismatch observed across all three sectors. Specifically, the results indicated that mismatch existed in all clusters, with industry and agriculture experiencing a more pronounced disparity. The mismatch within the services and agriculture clusters primarily stemmed from a shortage of technical, vocational, and skill graduates in the fields related to these sectors. On the other hand, the imbalance within the industry cluster was attributed to an excess of technical, vocational, and skill training surpassing the demands of the labor market. This discrepancy characterized by a shortage of training in the services cluster and an oversupply of training in the industry cluster reflects a common characteristic of less developed societies. It stands in contrast to prevailing and future employment trends worldwide. Unquestionably, this trajectory will inevitably lead to a crisis of mismatch and a surge in unemployment in the country's labor market. In conclusion, the research findings underscored the urgent need to address the imbalance between training and employment in the country. A comprehensive review and revision of the education system, specifically tailored to meet labor market demands within this particular subsystem, are imperative. By aligning technical, vocational, and skill training with the evolving needs of industries in the country, the nation can navigate towards a more harmonious and prosperous labor market, thereby mitigating the risks associated with mismatch and unemployment in the future.
 

Keywords

Main Subjects


1.                   مقدمه و بیان مسئله

در قرن بیست‌ویک، رقابت بر اقتصاد مبتنی بر دانش متمرکز است (Asongu & Tchamyou, 2016). اصطلاح «دانش، قدرت است[1]»، ویژگی جوامع دانش‌مدار و جایگزین «وقت طلاست[2]»، ویژگی جوامع سرمایه‌داری شده است (Achim, 2015). در اقتصاد دانش‌‍محور نه‌تنها بر افزایش‌ یافته‌های آموزش،‌ بر توسعۀ مهارت‌های موردنیاز قرن بیست‌ویک تکیه می‌شود (Bridges, 2008).

نظریات اقتصادی و سرمایۀ انسانی، بهبود شاخص توسعۀ انسانی را  یکی از عوامل مهم در توسعۀ همه‌جانبۀ کشورها قلمداد‌ و در این ‌بین، از آموزش به‌عنوان یکی از متغیرهای مهم توسعه یاد می‌کنند. این اهمیت از جایی ناشی می‌شود که نیروی انسانی تحصیل‌کرده و واجد صلاحیت، پیشرانی مؤثر در توسعۀ اقتصادی و اجتماعی جوامع محسوب می‌شود و به همین سبب نیز، بسیاری از کشورها در راستای بهبود رقابت‌پذیری اقتصادی و تحقق پیشرفت‌های اجتماعی خود، اجرای سیاست‌های ناظر به ارتقای کیفیت نظام آموزشی (Handel et al., 2016)، به‌ویژه آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای[3] را در دستور کار دارند (CEDEFOP, 2020). نتایج مطالعات متعددی که بروندادهای نظام آموزش را در دو بعد فردی و اجتماعی بررسی کرده‌اند، گویای آن‌اند که در بعد فردی، سرمایه‌گذاری افراد در آموزش و به‌طور ویژه آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای، اقبال افراد برای به دست آوردن فرصت‌های شغلی و همچنین کسب درآمدهای بالاتر را افزایش می‌دهد (OECD, 2020; Risal & Gupta, 2017; Hanushek et al., 2015; McIntosh, 2006; Blundell et al., 2005). در بعد اجتماعی نیز افزایش سطح آگاهی، بهبود وضعیت اشتغال، ارتقای مشارکت اقتصادی و بهره‌وری نیروی انسانی در بازار کار، ازجمله پیامدهای آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای به شمار می‌آیند (Lee et al., 2020; ILO, 2017; Wolter and Ryan, 2011; Hanushek & Wößmann, 2008; Mouzakitis, 2010; )؛ اما با وجود این، گذار فارغ‌التحصیلان سطوح مختلف نظام آموزشی از مدرسه یا دانشگاه به بازار کار، ازجمله دغدغه‌های اصلی بسیاری از کشورها به شمار می‌آید. این دغدغه از آنجایی ناشی می‌شود که افزایش نرخ بیکاری و به‌ویژه نرخ بیکاری جوانان تحصیل‌کرده، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی متعددی را برای جوامع به‌دنبال خواهد داشت. افزایش فقر و کاهش سلامت روان (Vaalavuo, 2016)، افزایش افسردگی، اضطراب و خودکشی (Nordt et al., 2015)، تشدید بحران‌های مالی و آموزش‌های افزایش هزینه‌های بیمه‌ای (Choudhry et al., 2012 Berger & Forstater, 2007;)، افزایش هزینه‌های اجتماعی ناشی از کاهش رضایت از زندگی و ارتکاب جرم (Ochsen & Welsch, 2011)، چالش‌های ناشی از بی‌خانمانی (Forstater, 2015)، کاهش سطح درآمد، تولید ناخالص ملی و قدرت خرید (Alrasheedy, 2019‌; Gardeazabal & Polo-Muro, 2021 ‌)، ازجمله پیامدهای بیکاری است که در حال حاضر برخی از جوامع با آن مواجه‌اند. در کشور ایران نیز بحران بیکاری، چالش‌هایی از قبیل افزایش جرم و جنایت و طلاق (گرشاسبی‌فخر، 1389؛ ابراهیمی و چاکر‌زهی، 1394؛ نقدی و همکاران، 1399)، کاهش بهداشت، سلامت و افزایش خودکشی (فیض‌پور و لطفی، 1394؛ پناهی و آل عمران، 1395؛ اصفهانی و همکاران، 1399)، تهدید ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی (انصاری سامانی و خیل‌کردی، 1398؛ نقدی و همکاران، 1399)، کاهش درآمد و دستمزد نیروی کار (کراری و ارسنگور، 1398؛ شاه‌آبادی و خانی، 1391؛ موسوی و همکاران، 1389) و افزایش مهاجرت نیروی کار (حیدری و همکاران، 1395؛ متقی، 1394) را به‌دنبال داشته است.

در این میان مطالعات سازمان بین‌المللی کار[4] (Benanav, 2019) و مرکز اروپایی توسعۀ آموزش‌های فنی و حرفه‌ای[5] (2020)، حاکی از آن است که تناسب‌نداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و نیازمندی‌های بازار کار، ازجمله عوامل مهم تشدید بحران بیکاری در کشورهای با درآمد کم و متوسط به شمار می‌آید. به ‌عبارت ‌دیگر تناسب‌نداشتن میان عرضه از سوی نظام‌های آموزشی و تقاضا از سوی صنایع و شرکت‌ها، که خود را در قالب‌های بیش‌آموزی و کم‌آموزی[6]، بیش‌مهارتی و کم‌مهارتی[7]، شکاف مهارتی[8] و کمبود مهارت و مازاد مهارت[9] نشان می‌دهد، علاوه بر کاهش بهره‌وری، شانس اشتغال افراد را نیز در بازار کار کاهش می‌دهد (McGuinness et al., 2017). کشور ما نیز در حال حاضر، سطح درخور توجهی از بیکاری‌ در سن کار را در بین گروه‌های مختلف جمعیت دارد که در این میان جمعیت در سنین کار، دارای تحصیلات و به‌ویژه تحصیلات دانشگاهی، از بیکاری بیشتری در مقایسه با گروه‌های کم‌سواد یا بی‌سواد رنج می‌برند (عسگری، 1399)؛ برای مثال بر‌اساس داده‌های حاصل از طرح آمارگیری نیروی کار کشور در سال 1398، افراد دارای تحصیلات دیپلم (نرخ بیکاری 11درصدی)، در مقایسه با افراد دارای تحصیلات سوادآموزی و ابتدایی (نرخ بیکاری 6درصد) و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی کارشناسی (نرخ بیکاری 3/18درصدی) در مقایسه با دیپلمه‌ها (نرخ بیکاری 3/11درصدی) در بازار کار، نرخ بیکاری نزدیک به دو برابری را تجربه کرده‌اند. بنابراین به‌واسطۀ اهمیت تناسب میان آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و اشتغال نیروی انسانی در بازار کار، پژوهش حاضر درصدد است تا با پاسخ به این سؤال است که چه میزان از تناسب یا تناسب‌نداشتن میان سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال سه بخش صنعت، خدمات و کشاورزی در کشور وجود دارد؟ ضمن ارائۀ تصویری از وضعیت موجود تناسب و تناسب‌نداشتن آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال در کشور، ضرورت بازنگری در توسعۀ آموزش مبتنی بر نیاز بازار کار در این زیر، نظام آموزشی را انعکاس می‌دهد.

 

2.                   مبانی نظری پژوهش

توسعۀ منابع انسانی، آموزش و بازآموزی نیروی کار و انتقال مهارت و شایستگی‌ها، که با مدیریت و برنامه‌ریزی آموزش مهارتی ارتباط دارد، در بسیاری از کشورها ضرورت بنیادی محسوب می‌شود (UNESCO, 2014). رشد و توسعۀ اقتصادی کشورها به میزان درخور ‌توجهی، از رشد و توسعۀ آموزشی تأثیر می‌پذیرد که یکی از مهم‌ترین بخش‌های نظام آموزش هر کشور، نظام آموزش مهارتی است‌ (میرزا‌محمدی و همکاران، 1391). علاوه بر آثار اقتصادی که آموزش‌ و تربیت فنی و حرفه‌ای دارند، کمک به رشد و توسعۀ اقتصادی، کمک به عدالت و توسعۀ اجتماعی، توسعه و ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر در جامعه، ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی، توزیع عادلانۀ درآمدها در جامعه، آثار اجتماعی و ارتقای عمودی طبقات توده‌های پایین‌تر اجتماعی نیز، از اهداف بسیار مهم آموزش فنی و حرفه‌ای و انتقال مهارت به شمار می‌آیند (صالحی عمران، 1393). بررسی اسناد بالادستی کشور نیز، حاکی از جایگاه اساسی آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای است. در همین راستا، در اهداف نظام علم و فناوری، بندهای 5-3 و 7-3، به پرورش استعدادهای شغلی برای برآوردن نیازهای جامعه و دستیابی به سطح دانش و مهارت نیروی کار متناسب با معیارهای جهانی اشاره‌ و در بخش راهبردها و اقدامات ملی‌ برای توسعۀ علم و فناوری در کشور (راهبرد کلان 8)، بر تربیت و پرورش سرمایۀ انسانی با محوریت پرورش انسان‌های کارآفرین و خلاق در بخش‌های مختلف کشور تأکید شده است. همچنین در فصل دوم اهداف نظام علم و فناوری مادۀ 21، دولت مکلف است تا به‌منظور گسترش شایستگی حرفه‌ای از‌طریق افزایش دانش و مهارت، با نگرش به انجام کار واقعی در محیط، اصلاح هرم تحصیلی نیروی کار و ارتقا و توانمندسازی سرمایه‌های انسانی، کاهش فاصلۀ سطح شایستگی نیروی کار کشور با سطح استاندارد جهانی، ایجاد فرصت‌های جدید شغلی و حرفه‌ای برای جوانان و ارتقای جایگاه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای را برای نظام آموزش فنی و حرفه‌ای و علمی ـ کاربردی کشور، اعم از رسمی، غیررسمی و سازمان‌نیافته، ظرف یک سال از تاریخ تصویب این قانون در نظام آموزش فنی و حرفه‌ای کشور، فراهم کند.

یونسکو[10] (2017) در تعریف آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای، از این نوع آموزش به‌عنوان آموزش و تربیت با اهداف خاص یاد می‌کند که در کنار آموزش‌های عمومی، دانش، مهارت و نگرش مرتبط با حرف و مشاغل، حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی مشخصی را در فرد به وجود می‌آورد. سازمان بین‌المللی کار[11] (2006) نیز، آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای را ورای آموزش‌های عمومی یا به تعبیری، اجباری می‌داند که همۀ افراد جامعه باید آن را سپری کنند و در تبیین این مفهوم، به آن دسته از آموزش‌هایی اشاره می‌کند که دانش و مهارت خاص مرتبط با یک حرفه یا شغل را در طول فرایند آموزش و تربیت، به فرد انتقال می‌دهند. سازمان همکاری‌های توسعۀ اقتصادی[12] (2020) و مرکز اروپایی توسعۀ آموزش‌های فنی و حرفه‌ای (2015) هم، در تشریح آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای بر آموزش‌های مبتنی بر حرفه و شغل، تأکید دارند که درواقع دانش چگونگی، مهارت انجام و شایستگی‌های لازم برای ورود به یک حرفه و یا انجام یک شغل را در فرد به وجود می‌آورد. در پژوهش‌های مربوط به آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، از اصطلاحات متفاوتی از قبیل آموزش و تربیت فنی[13]، آموزش و تربیت حرفه‌ای[14]، تربیت شغلی و فنی[15]، برای تبیین این نوع از آموزش استفاده می‌شود؛ اما یونسکو و مرکز بین‌المللی آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای[16]، آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای (TVET) را مفهومی جامع می‌دانند که دیگر مفاهیم را در بر می‌گیرد و در کشورهای مختلف، به آموزش و تربیتی فنی و حرفه‌ای ترجمه می‌شود (UNESCO, 2017).

در حال حاضر تحولاتی همچون جهانی‌شدن، سالمندی جمعیت، مهاجرت، تغییرات آب و هوایی، تغییرات فناورانه و دیگر مواردی از این قبیل، که تحول در دنیای کار را به‌همراه داشته است، موجب نگرانی سیاست‌گذاران، شاغلان و کارفرمایان دربارۀ نبود تناسب میان آموزش[17] و تربیت فنی و حرفه‌ای با نیازمندی‌های بازار کار شده است. در همین راستا نیز بررسی‌ تناسب‌نداشتن آموزش‌ها با نیازمندی‌های بازار کار، موضوع پژوهشی متعددی بوده است (Battu & Bender, 2020;؛ Bender, & Roche, 2013; Mahy et al., 2015; Caroleo & Pastore, 2018). بنا بر شواهد و باور بسیاری از صاحب‌نظران، با وجود تلاش‌های فراوان در راستای ایجاد تحول و تغییر در فرایند نظام مهارت‌آموزی در کشور، این نظام آموزشی‌ مدت‌هاست که قادر نیست نیازهای بازار کار را ازنظر تأمین نیروی کار ماهر، به‌طور کامل تأمین کند و آموزش‌های متناسب با فناوری‌های قرن حاضر را ارائه دهد (قاسمی خیرآبادی و همکاران، 1399). به‌طور کلی با توجه به تأثیراتی که آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در تشکیل و ارتقای سطح بازدهی نیروی انسانی در بر دارد، در بررسی‌های به ‌عمل ‌آمده در بیش از 71 پژوهش، انطباق آموزش‌های فنی و حرفه‌ای با نیازهای بازار کار‌ مطالعه شده است. پژوهشگران با صراحت، به کافی‌نبودنِ انطباق برنامه‌های آموزش فنی و حرفه‌ای با نیازهای بخش‌های سه‌گانۀ اقتصادی (صنعت، خدمات و کشاورزی)‌ اشاره کرده‌اند (لطفی جلال‌آبادی و همکاران، 1398). نبود تناسب، به انواع مختلفی از نبود تعادل میان آموزش‌ها، مهارت‌ها و مدارک تحصیلی با نیازمندی‌های بازار کار و مشاغل اشاره دارد. این مفهوم، ابعاد کمی و کیفی نبود تعادل را در عرضۀ نیروی انسانی آموزش‌دیده و تقاضای شغلی در بازار کار‌ در بر می‌گیرد(Benanav, 2019). همان‌گونه که پیش ‌از این نیز خاطرنشان کردیم، اصطلاح تناسب‌نداشتن مفهوم وسیعی است که در اشکال مختلفی، اصطکاک بازار کار از قبیل تناسب‌نداشتن عمودی[18] (که عموماً به‌صورت بیش‌آموزی، کم‌آموزی، بیش‌مهارتی و کم‌مهارتی اندازه‌گیری می‌شود)، شکاف مهارت، کمبود مهارت و مازاد مهارت (که عموماً در قالب موقعیت‌های شغلی تکمیل‌نشده و یا عرضۀ مازاد بر موقعیت شغلی اندازه‌گیری می‌شود) و تناسب‌نداشتن افقی[19] (‌تناسب‌نداشتن رشته و حوزۀ مطالعاتی) نمایان می‌شود (ILO, 2017؛ Mahuteau et al., 2015 Bender, & Roche, 2013;). در ادامه به‌صورت مختصر، هر‌یک از این‌ تناسب‌نداشتن‌ها شرح داده می‌شود.

تناسب‌نداشتن عمودی‌ در نوع اول، که از آن با عنوان بیش‌آموزی و کم‌آموزی یاد می‌شود، درنتیجۀ انطباق‌نداشتن سطح مدرک تحصیلی با حرفه یا شغل احرازشده وجود می‌آید (Bender & Roche, 2013). این نبود تناسب در سطح خرد، زمانی به وجود می‌آید که شغل فرد با مدرک تحصیلی موردنیاز آن مطابقت نداشته باشد؛ برای مثال زمانی که فردی با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد در حرفه‌ای اشتغال دارد که نیازمند تحصیلات کاردانی است، در این حالت از تناسب‌نداشتن با عنوان بیش‌آموزی یاد می‌شود. در مقابل، چنانچه فردی با مدرک تحصیلی دیپلم، موقعیت شغلی را اشتغال کند که نیازمند تحصیلات سطح کارشناسی باشد، در این حالت تناسب‌نداشتن در قالب کم‌آموزی نمایان می‌شود (ILO, 2017). در سطح کلان نیز بیش‌آموزی و کم‌آموزی زمانی بروز می‌کند که بازار کار به‌لحاظ ساختاری، نیازمند افرادی با سطح تحصیلات کارشناسی و کاردانی است؛ اما نظام آموزش، عموماً افرادی را در سطوح بالاتر تحصیلی تربیت می‌کند و برعکس. نوع دوم از تناسب‌نداشتن عمودی نیز که از آن با عنوان بیش‌مهارتی و کم‌مهارتی یاد می‌شود، زمانی به وجود می‌آید که سطح مهارتی فرد، بیشتر یا کم‌تر از سطح مهارتی مورد انتظار برای انجام شغلی است که احراز کرده است (Benanav, 2019). تناسب‌نداشتن افقی، زمانی در بازار کار نمایان می‌شود که سطح تحصیلی فرد، انطباق لازم با سطح تحصیلی مورد انتظار حرفه و شغل را دارد، اما حوزه و رشتۀ تحصیلی فرد، تناسب لازم با حرفه و شغل احرازشده را ندارد (Mahuteau et al., 2015). یافته‌های رابرت[20] (2014) گویای آن است که این شکل از تناسب‌نداشتن در رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی مرسوم‌تر است و افرادی که در بخش آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای تحصیل‌کرده‌اند، ‌ تناسب افقی بیشتری در مقایسه با دیگر گروه‌ها دارند. تناسب‌نداشتن افقی در کنار تناسب‌نداشتن عمودی، تا اندازۀ زیادی سطح بهره‌وری نیروی انسانی را در بازار کار‌ کاهش می‌دهد و هدررفت منابع صرف‌شده در آموزش را به‌دنبال دارد (Schweri et al., 2020).

شکاف مهارتی نیز، به خلأ مهارتی اشاره دارد که فرد برای انجام فعالیت‌های یک حرفه و شغل، با آن مواجه است (Benanav, 2019). در عصر حاضر تغییر و تحولات فناورانه، عوامل مهمی است که بروز این نوع از تناسب‌نداشتن‌ در نیروی انسانی را در بازار کار‌ تشدید کرده است (Battu & Bender, 2020 ؛‌Caroleo & Pastore, 2018). اویاو و همکاران[21] (2017)، توسعۀ آموزش و تربیت فنی و حرفۀ مستمر[22] را ازجمله سازوکارهای مواجه با این نوع از تناسب‌نداشتن در بازار کار می‌دانند که در نتیجۀ تغییر و تحولات بازار کار تشدید می‌شود. کمبود و مازاد مهارت به‌عنوان نوع دیگری از نبود تناسب‌ها، به کمبود یا مازاد افراد واجد صلاحیت برای احراز یک حرفه و شغل اشاره دارد(Benanav, 2019). در سمت عرضۀ نیروی انسانی، این تناسب‌نداشتن تا اندازۀ زیادی ناشی از توزیع نامتوازن فراگیران در بین رشته و حوزه‌های مختلف تحصیلی است. در سمت تقاضای نیروی انسانی نیز، ساختار سنتی و مدرن بازار کار و تنوع و یا نبود تنوع در حرف و مشاغل، این نوع از تناسب‌نداشتن را تشدید می‌کند. مطالعات سازمان بین‌المللی کار (ILO) (2015) و مرکز اروپایی توسعۀ آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای (Cedefop) (2015)، متذکر می‌شوند که این شکل از نبود تناسب در بازار کار تا اندازۀ زیادی، ‌ نظام حقوق و دستمزدها را متأثر می‌کند.

 

3.                   پیشینۀ پژوهش

برونل و وروک[23] (2021) و فورد و ماسون[24] (2006)، نبود تناسب از نوع کمبود نیروی ماهر در بازار کار را عاملی مؤثر و منفی بر بهره‌وری شرکت‌ها ذکر کرده‌اند. بررسی‌های باتو و بندر[25] (2020) دربارۀ تناسب‌نداشتن‌ آموزش در کشورهای در حال ‌توسعه، حاکی از آن است که طی چهار دهۀ گذشته در کشورهای با سطح درآمد‌ ضعیف و متوسط، سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در حوزۀ آموزش انجام شده است و افزایش نرخ ثبت‌نام در مدارس ابتدایی و متوسطه و همچنین ثبت‌نام در مقاطع آموزش عالی، ازجمله شواهد این امر است. اگرچه این امر به بهبود سطح سواد در جامعه منجر شده است، عرضۀ مازاد نیروی انسانی تحصیل‌کرده و ناتوانی بازار کار در جذب این نیروها، به افزایش‌ تطابق‌نداشتن آموزش و اشتغال در این کشورها منجر شده است. شووری و همکاران[26] (2020) در بررسی تناسب‌نداشتن افقی و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای در کشور سوئیس، تبیین می‌کنند که اگرچه آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای، گذار افراد به بازار کار را تسهیل می‌کنند،‌ فارغ‌التحصیلان نظام آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای نیز در مقایسه با افرادی که در نظام آموزش عمومی تحصیل می‌کنند، سطح حقوق پایین‌تری را در چرخۀ حیات کاری خود تجربه می‌کنند. شووری و همکاران (2020) در تحلیل‌های خود، ریشۀ این امر را در تناسب‌نداشتن افقی در بازار کار بیان می‌کنند؛ یعنی افراد متناسب با حوزۀ تحصیلی و مدرک دریافت‌شده به کار گرفته نمی‌شوند، این موضوع جرائم مرتبط با حقوق سطح پایین‌تر را بر آنها تحمیل می‌کند. کارولئو و پاستور[27] (2018) که بیش‌آموزی و تأثیر تناسب‌نداشتن آموزش بر دستمزد نیروی انسانی را در بازار کار کشور ایتالیا بررسی کرده‌اند، میزان تناسب‌نداشتن در این کشور را نسبتاً بالا و بیش از 4/11 گزارش کرده‌اند که از مجموع این تناسب‌نداشتن، 8 درصد آن به بیش‌آموزی و بیش‌مهارتی اختصاص داشته است. رشته‌های مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی بیشترین میزان تناسب‌نداشتن را در مطالعۀ مذکور داشته‌اند، در عین ‌حال رشته‌های زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و روان‌شناسی نیز دارای سطح درخور توجهی از تناسب‌نداشتن بوده‌اند. همچنین یافتۀ این مطالعه گویای آن است که بیش‌آموزی و بیش‌مهارتی موجب شده است تا افراد در بازار کار، دستمزد خود را 20درصد زیر نرخ واقعی کسب کنند. بندر و راک[28] (2013) نیز که رابطۀ میان خوداشتغالی و تناسب‌نداشتن آموزش را مطالعه کرده‌اند، گزارش می‌کنند که صرف هزینه‌های زیاد در آموزش و ناتوانی در کسب درآمد متناسب با تحصیلات، خسارت بزرگی برای افراد با سطوح بالایی از تحصیلات محسوب می‌شود. آ‌نها همچنین بیان می‌کنند که این تناسب‌نداشتن آموزش و شغل افراد در ارتباط با خانم‌های تحصیل‌کرده، وضعیت‌ تأملی‌شدنی‌تری‌ دارد. برونی و همکاران[29] (2013) نیز کمبود نیروی ماهر و شکاف مهارتی را عاملی اثرگذار بر مباحث اقتصادی از قبیل بهره‌وری، تولید ناخالص ملی، اشتغال و سطح درآمد افراد بیانمی‌کند.

شاکری و همکاران (1398) در پژوهشی که با هدف ارائۀ الگوی تناسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای با نیازهای بازار کار انجام داده‌اند، توسعۀ نامتوازن آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، غفلت از آینده‌پژوهی مشاغل و تحولات فناورانه و توجه‌نکردن به ظرفیت‌های محیطی و آمایش سرزمین را از مهم‌ترین موانع تناسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای با نیازهای بازار کار بیان کرده‌اند. در همین زمینه، عباس‌زاده و همکاران (1397) نیز در بررسی تناسب میان آموزش‌های هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای با نیازهای آموزشی صنایع کوچک شهر اهواز، آموزش هنرستان‌ها را فاقد تناسب با نیازهای صنایع در شهر اهواز ذکر کرده‌اند. کشتی‌آرای و همکاران (1391) نیز در پژوهش خود، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای هنرستان‌های دخترانه و پسرانۀ شهرستان فلاورجان را با نیازهای شغلی بخش صنعت در این شهرستان منطبق ندانسته‌اند. آهکی و همکاران (1391) نیز در بررسی رابطۀ تناسب شغل و رشتۀ تحصیلی و میزان بهره‌وری کارکنان شرکت ملی نفت، تناسب میان رشتۀ تحصیلی و شغل را از عوامل مؤثر بر بهره‌وری بیان کرده‌اند. همچنین یافته‌های این پژوهش، رابطۀ مثبت و معناداری میان انگیزۀ شغلی و تناسب رشته و شغل را ذکر کرده‌اند. بیگدلی و همکاران (1391) نیز در بررسی رابطۀ میان رشتۀ تحصیلی و وضعیت اشتغال دانش‌آموختگان دانشکدۀ روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تناسب میان رشته و شغل دانش‌آموختگان رشته‌های روان‌شناسی بالینی، مشاوره، کتابداری و کودکان استثنایی را مطلوب و رشته‌های مدیریت و تکنولوژی آموزشی را نامطلوب گزارش کرده‌اند.

کاووسی (1387) در مطالعه‌ای، رابطۀ میان آموزش‌های کار و دانش و فنی و حرفه‌ای را با اشتغال به بررسی تناسب میان رشته و شغل فارغ‌التحصیلان هنرستان‌ها در آذربایجان شرقی بررسی کرده است. یافته‌های این مطالعه گویای آن است که 4/17درصد فارغ‌التحصیلان هنرستان‌های فنی و 15درصد فارغ‌التحصیلان هنرستان‌های کار و دانش، در مشاغل مرتبط با رشتۀ خود شاغل شده‌اند. همچنین یافته‌های این پژوهش نشان داد که نبود تناسب میان رشته و شغل در جامعۀ دختران در مقایسه با پسران، بیشتر است. در همین راستا، یافته‌های پژوهش شریف و همکاران (1386) که با هدف بررسی کارایی بیرونی شاخۀ فنی و حرفه‌ای آموزش متوسطۀ شهرستان شهرکرد و بر مبنای دو شاخص اشتغال و ادامۀ تحصیل فارغ‌التحصیلان انجام شده است، حاکی از پایین‌بودن نرخ اشتغال فارغ‌التحصیلان و تناسب‌نداشتن رشتۀ تحصیلی شاغلان با اشتغال آنان است. در راستای این نتایج، پیشنهاد شده است که سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان آموزشی این‌گونه آموزش‌ها، با مطالعه و تحقیق کافی دربارۀ نیازهای خاص و تغییرات بازار کار استان، به طراحی و اجرای این آموزش‌ها مشغول شوند.

مروری مختصر بر پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه‌های مختلف تناسب و تناسب‌نداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال در کشور، در مقایسه با مطالعات انجام‌شده در دیگر کشورها، حاکی از آن است که متأسفانه این مقولۀ مهم چندان درخور توجه پژوهشگران حوزۀ اشتغال و همچنین محققان حوزۀ تعلیم و تربیت واقع نشده است. همچنین پژوهش‌های انجام‌شده بیشتر بر تناسب‌نداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال یک استان یا بخش مانند صنعت متمرکز بوده است؛ بنابراین وجه تمایز اساسی این پژوهش با پژوهش‌های انجام‌شده، بررسی تناسب‌نداشتن میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال در سطح استان‌های کشور و در هر سه بخش خدمات، صنعت و کشاورزی به‌صورت جامع، با استفاده از داده‌‌های معتبر مرکز آمار ایران است. بدیهی است‌ توجه‌نکردن به این قبیل موضوعات و ندادن بازخورد تناسب و تناسب‌نداشتن به بازار کار و آموزش، چالش‌های این حوزه را تشدید می‌کند.

4.                      

5.                   روش پژوهش

مطالعۀ حاضر در زمرۀ پژوهش‌های کاربردی قرار می‌گیرد که با رویکرد کمی، به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از داده‌های ثانویه[30] انجام‌ شده است. شایان ذکر است که بررسی مبانی روش‌شناسی حاکی از آن است در زمینۀ موضوعات مشابه، پژوهش حاضر مانند بررسی اندازۀ بین اندازۀ تحصیلات و شغل مدل‌های مختلفی از‌جمله‌ مدل OUR[31]، مدل وردوگو- وردوگو[32] و غیره وجود دارد که بیشتر آنها از داده‌های پیمایشی‌ (اولیه و ثانویه) و برای تحلیل داده‌ها از مقادیر پیش‌فرض خاص خود استفاده می‌کنند. به‌طور کلی، در مطالعات کمی که موضوع تناسب‌نداشتن یک متغیر وابسته یا مستقل‌ بررسی شده است، عمدتاً از داده‌های پیمایشی بهره گرفته می‌شود. بنابراین پیمایش، ابزاری است که‌ طیف وسیعی از داده‌های مربوط به یک عضو نمونه را در کنار هم تجمیع می‌کند. بنابراین پژوهش حاضر به‌منظور بررسی گستردۀ مسئلۀ پژوهش در کل استان‌های کشور، از داده‌های اشتغال و آموزش در مقطع متوسطه، آموزش عالی و آموزش‌های غیر رسمی به صورت تجمیعی استفاده کرده است. به این ترتیب متناسب با این داده‌ها، امکان بهره‌گیری از مدل‌های استاندارد و مقادیر آنها وجود نداشت و نیازمند به‌کارگیری روش‌های تحلیلی متناسب با این داده‌ها بوده است.

در همین راستا، آمار ثبتی فارغ‌التحصیلان مقطع دوم متوسطۀ فنی حرفه‌ای و کاردانش، مهارت‌آموختگان آموزش‌های غیررسمی سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای، فارغ‌التحصیلان دانشگاه فنی و حرفه‌ای و دانشگاه جامع علمی–کاربردی سال 1398، به تفکیک خوشه‌های صنعت، خدمات و کشاورزی و داده‌های طرح آمارگیری نیروی کار سال 1398، منابع داده‌های آماری پژوهش حاضر را تشکیل داده‌اند. نمونه‌گیری و بررسی داده‌ها به‌صورت تمام‌شماری انجام شد و تمامی داده‌های ثبتی در پاسخ به سؤالات پژوهش وارد تحلیل شدند. مبنای انتخاب سه خوشه برای بررسی، افزایش قابلیت مقایسه‌پذیری و تلفیق داده‌ها، اشتغال و آموزش در مقطع متوسطه، آموزش عالی و آموزش‌های غیر رسمی بوده است؛ زیرا در صورت استفاده از داده‌ها به‌صورت غیر تمجیع‌شده، امکان مقایسه و تحلیل داده‌ها از بین می‌رود. جدول1، حجم داده‌های آماری مرتبط با آموزش و اشتغال را نشان می‌دهد.

 

جدول 1- توزیع داده‌های‌ بررسی‌شده در پژوهش

Table1- Distribution of data studied in the research

خوشه

آموزش مهارتی

اشتغال

متوسطۀ دوم

آموزش عالی

غیررسمی

خدمات

412/51

936/161

195/307

901/212/12

صنعت

303/142

904/157

317/417

07/776/7

کشاورزی

837/6

385/5

795/75

541/292/4

جمع کل

552/200

225/325

307/800

459/281/24

منبع: طرح آمارگیری نیروی کار سال 1398

 

 

داده‌ها پس از طبقه‌بندی مبتنی بر متغیرهای آموزش و اشتغال و کدبندی به شرح ذیل، وارد فرایند تجزیه‌وتحلیل شدند:

 = سهم اشتغال از هر خوشه در هر استان است؛

 = سهم آموزش فنی و حرفه‌ای رسمی هر خوشه، در هر استان است؛

i = نشان‌دهندۀ 31 استان‌های کشور است؛

j = خوشه‌های خدمات (S)، صنعت (I) و کشاورزی (A) را شامل می‌شود.

در تجزیه‌وتحلیل دادۀ مبتنی بر سؤالات پژوهش، از آزمون‌های توصیفی - فازی (میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (t تک‌گروهی، آنووا، تاپسیس و تاپسیس-A) استفاده شد. جدول 2، آزمون‌های ‌استفاده‌شده برای پاسخ به سؤالات پژوهش را نشان می‌دهد.

 

 

جدول 2- روش پاسخ به سؤالات پژوهش

Table 2- Method of answering research questions

عنوان

سؤال

روش

توضیحات

سؤال اول

آیا میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال در سطح استان‌ها تناسب وجود دارد؟

توصیفی-فازی

تحلیل وضعیت میزان تناسب بر‌اساس روش توصیفی و منطق فازی ،با تقسیمات فازی مبتنی بر معیار فاصله از وضعیت «تناسب کامل» که فضا به چهار فاز «تناسب کامل»، «تناسب» (محدودۀ بین  «تناسب کامل» و مقادیر مثبت منفی میانگین)، «نبود تناسب» (محدوده‌ای به طول انحراف معیار خارج از محدودۀ «تناسب») و محدودۀ «نبود تناسب شدید» که نواحی بیرونی‌تر را شامل می‌شود.

استنباطی

1.   آزمون t بین  و  برای هر خوشه؛

2.   آزمون آنووا مقادیر  بین خوشه‌ها؛

3.   آزمون t مقادیر  به‌صورت دوبه‌دو بین خوشه‌ها.

سؤال دوم

کدام استان‌ها ازنظر میزان تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال عملکرد بهتری داشته‌اند؟

روش تاپسیس

درواقع تفاضل میان سهم اشتغال و سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای در هر استان محاسبه‌‌ و رتبه‌بندی در هر خوشه بر‌اساس قدر مطلق این مقدار انجام‌ شده است.

سؤال سوم

آیا میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای هنرستان‌های فنی حرفه‌ای و کار و دانش، آموزش‌های غیررسمی و آموزش عالی و اشتغال در سطح استان‌ها تناسب وجود دارد؟

توصیفی-فازی

مطابق با روش توصیفی-فازی پاسخ به سؤال 1 برای همۀ سطوح آموزشی فرآیند، تکرار می‌شود.

استنباطی

مطابق با روش استنباطی، پاسخ به سؤال 1 برای همۀ سطوح آموزشی فرآیند تکرار می‌شود.

سؤال چهارم

در کدام‌یک از سطوح آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای، نبود تناسب کمتری با بازار کار وجود دارد؟

تاپسیس-A

مشابه روش تاپسیس است، ولی گزینه‌ها سطوح مختلف آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای‌اند و معیارها شامل قدر مطلق میانگین و واریانس هر سطح از آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی (شامل متوسطه، غیررسمی و دانشگاهی) در خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی است.

6.                      

 

7.                   یافته‌های پژوهش

در این بخش با توجه به سؤالات مطرح‌شده، یافته‌های پژوهش ارائه می‌شود.

  • بررسی تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال در سطح استان‌ها

ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشه‌ها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیست؛ اما لازم است مرز فازها برای هریک از خوشه‌ها، متناسب با مفروضات اولیۀ ذکرشده، در جدول (3) به‌صورت جداگانه تعریف شود.

 

 

 

جدول 3- حدود نواحی تحلیل فازی

Table 3- Limits of fuzzy analysis areas

خوشه

تناسب کامل

تناسب (ناحیۀ سبز)

نبود تناسب (ناحیۀ نارنجی)

نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز)

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

خدمات

0

0<X<8/9

-8/9<X<0

8/9<X<16/4

-16/4<X<-8/9

16/4<X

X<-16/4

صنعت

0

0<X<23/3

-23/3<X<0

23/3<X<33/3

-33/3<X<-23/3

33/3<X

X<-33/3

کشاورزی

0

0<X<14/3

-14/3<X<0

14/3<X<23/3

-23/3<X<-14/3

23/3<X

X<-23/3

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در ادامه به ترتیب از راست به چپ، نمودارهای خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی ارائه و وضعیت تناسب استان‌ها در هر خوشه، مشخص می‌شود.

 

 

 

شکل 1- مقایسۀ سهم خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای در سال 1398

Fig 1- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET in 2019/20 year

 

 

در شکل‌های فوق، سهم خوشه‌های خدمات، صنعت و خدمات از اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای نمایش داده‌ شده است. شایان ذکر است میزان تناسب‌نداشتن در استان‌هایی بیشتر است که از خط نیمساز فاصلۀ بیشتری دارند. در عین ‌حال اگر استانی در محدودۀ قرمز قرار گیرد، به معنای نبود تناسب شدید و منطقۀ نارنجی به معنای نبود تناسب و منطقۀ سبز محدودۀ تناسب است و همچنین قرار‌گرفتن بر‌ نقطه‌چین، به معنای تناسب کامل است. حال قرار‌گرفتن در محدودۀ پایین خط نقطه‌چین سبز، به این معناست که سهم اشتغال در آن استان بیشتر از سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای است و قرار‌گرفتن یک استان در بخش بالاتر از خط نقطه‌چین سبز، به معنای بیشتر‌بودن سهم آموزش مهارتی نسبت‌به سهم اشتغال در آن استان است. بر همین اساس در خوشه‌های خدمات و کشاورزی در بسیاری از استان‌ها، سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای بیشتر از سهم اشتغال است، در حالی ‌که این وضعیت در خوشۀ صنعت برعکس‌ و سهم اشتغال از سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای کمتر است.

همان‌طور‌که ذکر شد، موضوع تناسب با رویکرد استنباطی نیز بررسی ‌شده است؛ بنابراین در ابتدا مقادیر آمارۀ آزمون t (مقایسۀ میانگین دو جامعه با واریانس نامعلوم (نمونۀ بزرگ)‌ برای مقایسۀ سهم اشتغال و سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای برای خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی محاسبه ‌شده است.

 

 

جدول 2- نتایج آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه

Table 4- t-test results to compare the mean parameter of two populations

فرضیه

عنوان فرضیه

درجۀ آزادی

مقدار آمارۀ آزمون

مقدار P-value

اول

بین آموزش، تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد.

30

97/4

<001/0

دوم

بین آموزش، تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد.

30

74/14-

001/0<

سوم

بین آموزش، تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال خوشۀ کشاورزی تناسب وجود دارد.

30

00/8

<001/0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در جدول 4 مشاهده می‌شود که مقادیر محاسبه‌شده برای آمارۀ آزمون هر سه فرضیه در سطح اطمینان 95درصد، در بازۀ مقادیر بحرانی تابع توزیع احتمال Z قرار ندارد (در بازۀ 96/1- الی 96/1 قرار ندارد) و مقادیر P-value نیز کمتر از 001/0 هستند؛ بنابراین فرض H0، در هر سه فرضیه رد شده است؛ پس در هر سه خوشه، نبود تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای به‌صورت معناداری وجود دارد.

اما برای مقایسۀ نبود تناسب میان خوشه‌ها با استفاده از آزمون f (آزمون ANOVA)، فرضیه برابر صفر‌بودن هم‌زمان مقادیر نبود تناسب اشتغال، آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای در خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی آزمون شده است و سپس خوشه‌ها دوبه‌دو باهم مقایسه شده‌اند.

 

 

 

جدول 5- داده‌های توصیفی آزمون ANOVA برای بررسی نبود تناسب اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای

Table 5- Descriptive data of ANOVA test To investigate the mismatch of employment and technical and vocational training

واریانس

میانگین

جمع

فراوانی (استان)

گروه‌ها

34/58

93/8-

87/276-

31

SOCCS-STEVTS

46/103

31/23

75/722

31

SOCCS-STEVTI

180/82

36/14-

45/445-

31

SOCCS-STEVTA

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

جدول 6- نتایج آزمون ANOVA برای بررسی نبود تناسب اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای

Table 6- ANOVA test results to investigate the mismatch between employment and technical and vocational training

منبع تغییر

مجموع مربعات

درجۀ آزادی

میانگین مربعات

آمارۀ F

P-value

آمارۀ F بحرانی

بین گروه‌ها

79/25724

2

39/12882

147/158

49/3

09/3

درون گروه‌ها

838/7319

90

33/81

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

 

از محاسبات انجام‌شده مشخص می‌شود که فرضیۀ H0 رد شده است و میانگین تفاضل نبود تناسب حداقل یکی از خوشه‌ها، با هم برابر نیست.

 

 

 

جدول 7 - ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشه‌ها به‌صورت دوبه‌دو

Table 7- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs

ماتریس مقایسۀ میانگین‌ها

رتبۀ خوشۀ‌ خدمات در استان

رتبۀ خوشۀ صنعت در استان

رتبۀ خوشۀ کشاورزی در استان

رتبۀ خوشۀ خدمات در استان

0

114/14-

554/2-

رتبۀ خوشۀ‌ صنعت در استان

114/14

0

399/15-

رتبۀ خوشۀ کشاورزی در استان

554/2-

399/15-

0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

چون H0 در همۀ آزمون‌ها معنادار نیست، بنابراین نتیجه این است که میانگین نبود تناسب در هر سه خوشه با یکدیگر متفاوت است و قابلیت مقایسه میان میانگین این مقادیر، وجود دارد؛ بنابراین بیشترین نبود تناسب میان آموزش و اشتغال به ترتیب در خوشۀ صنعت (31/23)، سپس کشاورزی (37/14-) و درنهایت در خوشۀ خدمات (93/8-) وجود دارد.

 

بررسی عملکرد استان‌ها ازنظر میزان تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال

برای رتبه‌بندی استان‌ها ازنظر میزان تناسب، از روش TOPSIS استفاده ‌شده است. استان‌ها گزینه‌هایی‌اند که باید رتبه‌بندی شوند و قدر مطلق تفاضل سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای از سهم اشتغال هر استان در خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی، معیارهای تصمیم‌گیری برای رتبه‌بندی استان‌ها هستند. شایان ذکر است که اهمیت قدر مطلق تفاضل نبود تناسب خوشه‌ها در تصمیم‌گیری یکسان‌اند.

 

 

جدول 8- رتبه‌بندی استان‌ها ازنظر تناسب میان سهم آموزش مهارتی و اشتغال

Table 8- Ranking of provinces in terms of proportion between the share of each cluster in skill training and employment

استان‌ها

کل

خدمات

صنعت

کشاورزی

مقدار

رتبه

قدر مطلق تفاضل

رتبه

قدر مطلق تفاضل

رتبه

قدر مطلق تفاضل

رتبه

اصفهان

097/0

1

00/3

8

87/7

3

86/4

4

سمنان

101/0

2

87/1

4

92/6

1

78/8

8

یزد

109/0

3

38/3

10

79/8

4

42/5

5

مرکزی

183/0

4

23/0

1

36/13

7

13/13

16

سیستان و بلوچستان

196/0

5

65/2

6

53/14

8

88/11

14

قزوین

264/0

6

36/0

3

10/17

9

73/16

19

کهگیلویه و بویراحمد

312/0

7

87/2

7

79/19

12

92/16

20

قم

330/0

8

87/10

19

62/7

2

34/3

2

خراسان رضوی

353/0

9

85/8

18

39/18

11

55/9

11

آذربایجان غربی

371/0

10

27/0

2

69/22

16

96/22

25

تهران

381/0

11

75/12

22

13/12

6

62/0

1

آذربایجان شرقی

389/0

12

99/6

11

19/22

15

11/15

17

چهارمحال و بختیاری

396/0

13

06/11

20

18/18

10

12/7

6

البرز

404/0

14

54/13

23

49/9

5

05/4

3

خراسان جنوبی

426/0

15

22/2

5

66/26

18

44/24

28

ایلام

430/0

16

56/7

14

08/24

17

34/16

18

همدان

436/0

17

19/3

9

99/26

19

81/23

26

بوشهر

441/0

18

19/12

21

92/19

13

71/7

7

زنجان

510/0

19

22/7

12

46/20

14

68/27

30

لرستان

518/0

20

82/7

15

52/29

21

70/21

22

خراسان شمالی

561/0

21

41/7

13

33/34

27

92/26

29

اردبیل

568/0

22

57/8

17

98/32

26

41/24

27

کرمان

602/0

23

51/8

16

65/38

29

14/30

31

خوزستان

660/0

24

03/17

24

17/29

20

14/12

15

فارس

690/0

25

98/18

28

16/30

22

19/11

12

گلستان

700/0

26

04/19

29

71/30

23

66/11

13

مازندران

700/0

27

12/22

30

98/30

24

86/8

9

هرمزگان

716/0

28

10/23

31

28/32

25

18/9

10

گیلان

775/0

29

07/17

25

52/37

28

42/20

21

کرمانشاه

783/0

30

10/17

26

62/39

30

52/22

24

کردستان

797/0

31

79/17

27

68/39

31

89/21

23

   منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در جدول 8، مشاهده شده است که استان‌های اصفهان، سمنان و یزد، بیشترین میزان تناسب و استان‌های گیلان، کرمانشاه و کردستان، بیشترین نبود تناسب را دارند. شایان ذکر است که دربارۀ رتبه‌های برخی از استان مانند سیستان و بلوچستان، باید به این نکته توجه شود که چون وضعیت اشتغال در این استان پایین است، در عین حال سهم آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای کمتر بوده است؛ اما همین آموزش‌های ارائه‌شده نیز تناسب خوبی با اشتغال افراد داشته است، ولی دربارۀ دیگر استان‌های دچار نبود تناسب، با وجود توزیع منابع و سهم مناسب از ارائۀ آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای، همچنان نبود تناسب بین آموزش‌ها و اشتغال افراد وجود دارد.

  • بررسی تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای هنرستان‌های فنی حرفه‌ای و کار و دانش، آموزش‌های تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی و آموزش عالی و اشتغال در سطح استان‌ها

ابتدا به تفکیک در هر سطح از آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای (شامل متوسطه، دانشگاهی و غیررسمی)، میزان تناسب میان سهم خوشه‌های صنعت، کشاورزی و خدمات با سهم اشتغال هر خوشه بررسی شد؛ سپس در گام بعدی در هر سطح آموزش، میزان تناسب خوشه‌ها با هم مقایسه شد و درنهایت سطوح آموزش مهارتی ازنظر میزان تناسب، با هم مقایسه شدند.

  • بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال، آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای هنرستان‌های فنی حرفه‌ای و کار و دانش در خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی در سطح استان‌ها‌

ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشه‌ها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیستند، مرز فازها برای هر‌یک از خوشه‌ها متناسب با مفروضات (مبتنی بر روش مطرح‌شده برای پاسخ به سؤال اول) تعیین‌ شده است.

 

 

جدول 9- حدود نواحی تحلیل فازی سطح 3 (دورۀ متوسط مدارس هنرستان و کار و دانش)

Table 9- Limits of fuzzy analysis areas for level 3 (technical and vocational secondary high school)

خوشه

تناسب کامل

تناسب (ناحیۀ سبز)

نبود تناسب (ناحۀ نارنجی)

نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز)

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

خدمات

0

0<X<22/9

9/22-<X<0

/229<X<9/30

9/30-<X<9/22-

9/30<X

X<9/30-

صنعت

0

0<X<1/41

-1/41<X<0

1/41<X<3/48

3/48-<X<1/41-

3/48<X

X<3/48-

کشاورزی

0

0<X<1/18

-1/18<X<0

1/18<X<8/27

8/27-<X<1/18-

8/27<X

X<8/27-

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در شکل‌های ذیل، وضعیت تناسب استان‌ها در هر خوشه ‌‌مشاهده می‌شود.

 

 

شکل 2- مقایسۀ سهم خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی سطح 3 در سال 1398

Fig 2- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET of level 3 in 2019/20 year

 

 

همان‌طور که در شکل 2 مشاهده می‌شود، بیشتر استان‌ها در هر سه خوشه در ناحیۀ سبز (تناسب) قرار ندارند و این موضوع ازنظر استنباطی نیز تأیید می‌شود.

 

 

جدول 10- مقادیر آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه

Table 10- T-test values to compare the mean parameter of two populations

فرضیه

عنوان فرضیه

درجۀ آزادی

مقدار آمارۀ آزمون

مقدار P-value

اول

بین آموزش‌های فنی حرفه‌ای و مهارتی در مقطع متوسطه و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد.

30

12/16

<001/0

دوم

بین آموزش‌های فنی‌ حرفه‌ای و مهارتی در مقطع متوسطه و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد.

30

29/30-

<001/0

سوم

بین آموزش‌های فنی‌ حرفه‌ای و مهارتی در مقطع متوسطه و اشتغال خوشۀکشاورزی تناسب وجود دارد.

30

68/10-

<001/0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در جدول 10 مشاهده می‌شود که مقادیر محاسبه‌شده برای آمارۀ آزمون هر سه فرضیه در سطح اطمینان 95درصد، در بازۀ مقادیر بحرانی، تابع توزیع احتمال Z قرار ندارد (یعنی در بازۀ 96/1-الی 96/1 قرار ندارد) و مقادیر P-value نیز کمتر از 001/0 هستند؛ بنابراین فرض، در هر سه فرضیه رد شده است؛ پس در هر سه خوشه، نبود تناسب میان اشتغال و آموزش‌های مهارتی دورۀ متوسطه به‌صورت معناداری وجود دارد، اما برای مقایسۀ نبود تناسب میان آموزش‌های هنرستان‌های فنی حرفه‌ای و کاردانش و اشتغال بین سه خوشه، لازم است آزمون f (آزمون ANOVA) انجام شود و میانگین هر‌یک از خوشه‌ها نیز دوبه‌دو با هم مقایسه شوند.

 

 

جدول 11- داده‌های توصیفی آزمون ANOVA برای بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای هنرستان‌های فنی حرفه‌ای و کار و دانش در خوشه‌ها

Table 11- Descriptive data of ANOVA test  To investigate the proportion between employment and technical and vocational education and training in technical and vocational secondary high school in clusters

واریانس

میانگین

جمع

فراوانی (استان)

گروه‌ها

66/16

-22/95

-711/51

31

SOCCS-STEVTS

53.67

41/10

1274/18

31

SOCCS-STEVTI

96.69

-18/13

-562/23

31

SOCCS-STEVTA

 

منبع: یافته‌های پژوهش

 

جدول 12- نتایج آزمون ANOVA بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای هنرستان‌های فنی حرفه‌ای و کار و دانش در خوشه‌ها

Table 12- ANOVA test results to investigate the proportion between employment and technical and vocational education in training of technical and vocational secondary high school in clusters

منبع تغییر

مجموع مربعات

درجۀ آزادی

میانگین مربعات

آمارۀ F

P-value

آمارۀ F بحرانی

بین گروه‌ها

78900/56

2

39450/28

546/56

4/51

3/09

درون گروه‌ها

6496/04

90

72/178

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

فرضیۀ  رد شده است و میانگین تفاضل نبود تناسب حداقل یکی از خوشه‌ها با هم برابر نیست؛ بنابراین همان‌طور که پیش ‌از این ذکر شد، برای مقایسۀ میانگین‌ها نبود تناسب، مقایسۀ دوبه‌دو هم انجام می‌شود.

 

 

جدول 13- ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین‌ نبود تناسب ‌خوشه‌ها به‌صورت دوبه‌دو

Table 13- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs

ماتریس مقایسه میانگین‌ها

‌نبود تناسب‌ خوشۀ خدمات در استان

‌نبود تناسب‌ خوشۀ صنعت در استان

‌نبود تناسب‌ خوشۀ کشاورزی در استان

‌نبود تناسب‌ خوشۀ خدمات در استان

0

579/32-

101/2-

‌نبود تناسب‌ خوشۀ صنعت در استان

579/32

0

897/26

‌نبود تناسب‌ خوشۀ کشاورزی در استان

101/2

897/26-

0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

بنابراین میانگین نبود تناسب در هر سه خوشه با یکدیگر متفاوت است و متقابلاً بیشترین نبود تناسب میان آموزش مهارتی سطح سه (مدارس هنرستان و کار و دانش) و اشتغال، به ترتیب در خوشۀ صنعت (1/41‌درصد)، خدمات (95/22درصد) و کشاورزی (14/18درصد) وجود دارد.

 

بررسی وضعیت تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی در خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی در سطح استان‌ها‌

ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشه‌ها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیست، مرز فازها برای هر‌یک از خوشه‌ها متناسب با مفروضات (مبتنی بر روش مطرح‌شده برای پاسخ به سؤال اول) تعیین ‌شده است.

 

جدول 14- حدود نواحی تحلیل فازی سطح 4 (آموزش‌های غیررسمی)

Table 14- Limits of fuzzy analysis areas for level 4 (informal training)

خوشه

تناسب کامل

تناسب (ناحیۀ سبز)

نبود تناسب (ناحیۀ نارنجی)

نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز)

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

خدمات

0

0<X<10

-10<X<0

10<X<21/6

-21/6<X<-10

21/6<X

X<-21/6

صنعت

0

0<X<21/9

-21/9<X<0

21/9<X<30/5

-30/5<X<-21/9

30/5<X

X<-30/5

کشاورزی

0

0<X<11/9

-11/9<X<0

11/9<X<22

-22<X<-11/9

22<X

X<-22

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در شکل‌های ذیل، وضعیت تناسب استان‌ها در هر خوشه مشاهده شده است.

 

شکل 3- مقایسۀ سهم خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی سطح 4 در سال 1398

Fig 3- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET of level 4 in 2019/20 year

 

 

همان‌طور که در شکل 3 مشاهده می‌شود در خوشۀ خدمات، میزان تناسب بیشتر از دیگر خوشه‌ها به نظر می‌آید، ولی لزوماً به معنای وجود تناسب در این خوشه نیست. برای بررسی به‌صورت استنباطی، آزمون t برای مقایسۀ مقادیر فاصله از تناسب کامل از صفر و آزمون‌های f (آنووا) و t برای مقایسۀ بین خوشه‌ها انجام‌ شده است.

 

 

 

 

جدول 15- مقادیر آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه

Table 15- T-test values to compare the mean parameter of two populations

فرضیه

عنوان فرضیه

درجۀ آزادی

مقدار آمارۀه آزمون

مقدار P-value

اول

بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد.

54

73/4-

001/0<

دوم

بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد.

55

43/12

<001/0

سوم

بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی و اشتغال خوشۀ کشاورزی تناسب وجود دارد.

42

54/6-

<001/0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

نتایج نشان می‌دهد نبود تناسب میان آموزش و اشتغال در همۀ خوشه‌ها، معنادار است.

 

 

جدول 16- داده‌های توصیفی آزمونANOVA  برای بررسی نبود تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی در خوشه‌ها

Table 16- Descriptive data of ANOVA test To investigate the mismatch between employment and informal technical and vocational training in clusters

واریانس

میانگین

جمع

فراوانی (استان)

گروه‌ها

3/139

9/99-

310-

31

SOCCS-STEVTS

67/76

90/21

679

31

SOCCS-STEVTI

6/106

89/11-

369-

31

SOCCS-STEVTA

منبع: یافته‌های پژوهش

 

جدول 17- نتایج آزمون ANOVA برای بررسی نبود تناسب میان اشتغال و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی در خوشه‌ها

Table 17- ANOVA test results to investigate the mismatch between employment and informal technical and vocational training in clusters

منبع تغییر

مجموع مربعات

درجۀ آزادی

میانگین مربعات

آمارۀ F

P-value

آمارۀ Fبحرانی

بین گروه‌ها

23/22356

2

11/11178

9/103

06/4

09/3

درون گروه‌ها

94/9678

90

54/107

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

آزمون f نشان می‌دهد در بین حداقل یکی از مقادیر، میانگین نبود تناسب هر خوشه تفاوت معنادار وجود دارد.

 

 

جدول 18- ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشه‌ها به‌صورت دوبه‌دو

Table 18- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs

ماتریس مقایسۀ میانگین‌ها

نبود تناسب‌ خوشۀ خدمات در استان

 نبود تناسب‌ خوشۀ صنعت در استان

نبود تناسب‌ خوشۀ کشاورزی در استان

 نبود تناسب‌ خوشۀ خدمات در استان

0

08/12

675/0

نبود تناسب‌ خوشۀ صنعت در استان

08/12-

0

9/13

نبود تناسب‌ خوشۀ کشاورزی در استان

67/0-

9/13-

0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

مقایسۀ دوبه‌دو میانگین مقادیر نبود تناسب خوشه‌ها نشان می‌دهد به‌صورت آماری، این مقادیر‌ از هم متمایزند؛ پس بیشترین میزان نبود تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی با اشتغال در خوشۀ صنعت (9/21)، سپس خوشۀ کشاورزی (9/11-) و کمترین نبود تناسب مربوط به خوشۀ خدمات (10-) است.

بررسی وضعیت تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای حوزۀ آموزش عالی و اشتغال در خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی در سطح استان‌ها‌

ازنظر توصیفی-فازی، وضعیت خوشه‌ها ازنظر میزان تناسب با یکدیگر یکسان نیست، مرز فازها برای هر‌یک از خوشه‌ها متناسب با مفروضات (مبتنی بر روش مطرح‌شده برای پاسخ به سؤال اول) تعیین ‌شده است.

 

 

جدول 19- حدود نواحی تحلیل فازی سطح 5 (آموزش‌های غیررسمی)

Table 19- Limits of fuzzy analysis areas for level 5 (higher education)

خوشه

تناسب کامل

تناسب (ناحیۀ سبز)

نبود تناسب (ناحیۀ نارنجی)

نبود تناسب شدید (ناحیۀ قرمز)

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

حد بالا

حد پایین

خدمات

0

0<X<1/1

-1/1<X<0

1/1<X<8/6

-8/6<X<-1/1

8/6<X

X<-8/6

صنعت

0

0<X<19/1

-19/1<X<0

19/1<X<27/3

-27/3<X<-19/1

27/3<X

X<-27/3

کشاورزی

0

0<X<20/2

-20/2<X<0

20/2<X<29/7

-29/7<X<-20/2

29/7<X

X<-29/7

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

در شکل‌های ذیل، وضعیت تناسب استان‌ها در هر خوشه ‌‌مشاهده می‌شود.

 

شکل 4- مقایسۀ سهم خوشه‌های خدمات، صنعت و کشاورزی از اشتغال و آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی سطح 5 در سال 1398

Fig 4- Comparison of the share of services, industry and agriculture clusters in employment and TVET of level 5 in 2019/20 year

 

 

همان‌طور که در شکل 4 مشاهده می‌شود، میزان تناسب در خوشۀ خدمات بیشتر از دیگر خوشه‌ها به نظر می‌آید (میانگین بسیار کوچک و نزدیک به صفر دارد). برای بررسی به‌صورت استنباطی، آزمون t برای مقایسۀ مقادیر فاصله از تناسب کامل از صفر و آزمون‌های f (آنووا) و t برای مقایسۀ بین خوشه‌ها انجام ‌شده است.

 

 

 

جدول 20- مقادیر آزمون t برای مقایسۀ پارامتر میانگین دو جامعه

Table 20- T-test values to compare the mean parameter of two populations

فرضیه

عنوان فرضیه

درجۀ آزادی

مقدار آمارۀ آزمون

مقدار P-value

اول

بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای آموزش عالی و اشتغال خوشۀ خدمات تناسب وجود دارد.

60

63/0-

001/0<323/0

دوم

بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای آموزش عالی و اشتغال خوشۀ صنعت تناسب وجود دارد.

58

64/11-

<001/0

سوم

بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای آموزش عالی و اشتغال خوشۀ کشاورزی تناسب وجود دارد.

32

03/12

<001/0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

نتایج نشان می‌دهد فرضیۀ H0 برای خوشۀ خدمات رد نشده است و تفاوت معناداری بین میانگین مقادیر نبود تناسب این خوشه با صفر وجود ندارد، ولی این فرضیه در خوشۀ صنعت و کشاورزی رد شده است و تفاوت معناداری وجود دارد.

 

 

 

جدول 21- داده‌های توصیفی آزمون ANOVA   برای بررسی وضعیت تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای حوزۀ آموزش عالی و اشتغال در خوشه‌ها

Table 21- Descriptive data of ANOVA test To investigate the mismatch between technical and vocational training in the field of higher education and employment in clusters clusters

واریانس

میانگین

جمع

فراوانی (استان)

گروه‌ها

01/59

10/1

40/34

31

SOCCS-STEVTS

38/69

15/19

74/593

31

SOCCS-STEVTI

49/93

24/20-

72/627-

31

SOCCS-STEVTA

منبع: یافته‌های پژوهش

 

جدول 22- نتایج آزمون ANOVA برای بررسی وضعیت تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای حوزۀ آموزش عالی و اشتغال در خوشه‌ها

Table 22- ANOVA test results to investigate the proportion between technical and vocational training in the field of higher education and employment in clusters

منبع تغییر

مجموع مربعات

درجۀ آزادی

میانگین مربعات

آمارۀ F

P-value

آمارۀ F بحرانی

بین گروه‌ها

15/24121

2

57/12060

05/163

19/1

09/3

درون گروه‌ها

81/6656

90

96/73

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

آزمون f نشان می‌دهد بین یکی از مقادیر میانگین نبود تناسب خوشه‌ها تفاوت معنادار وجود دارد.

 

 

جدول 23- ماتریس مقادیر آزمون t مقایسۀ میانگین نبود تناسب خوشه‌ها به‌صورت دوبه‌دو

Table 23- Matrix of t-test values to compare the average mismatch of clusters in pairs

ماتریس مقایسۀ میانگین‌ها

‌ نبود تناسب خوشۀ‌ خدمات در استان

نبود تناسب خوشۀ‌ صنعت در استان

نبود تناسب خوشۀ‌ کشاورزی در استان

 نبود تناسب خوشۀ‌ خدمات در استان

0

866/8-

630/9

نبود تناسب خوشۀ‌ صنعت در استان

866/8

0

190/17

نبود تناسب خوشۀ‌ کشاورزی در استان

630/9-

190/17-

0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

مقایسۀ دوبه‌دوی میانگین نبود تناسب خوشه‌ها نیز، وجود تفاوت معنادار را بین مقادیر تأیید می‌کند؛ پس در سطح پنج صلاحیت آموزش‌های فنی‌، حرفه‌ای و مهارتی، بیشترین نبود تناسب با اشتغال، به خوشۀ کشاورزی (25/20-)، سپس خوشۀ صنعت (15/19) مربوط است، ولی خوشۀ خدمات ازنظر آماری‌ تناسب دارد.

بررسی تناسب سطوح آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای‌ با بازار کار

برای مقایسۀ میزان تناسب با اشتغال در سطوح مختلف آموزش، از روش تاپسیس-A استفاده ‌شده است که ابتدا سطوح آموزش ازنظر قدر مطلق میانگین و سپس ازنظر انحراف معیار جداگانه رتبه‌بندی می‌شوند و درنهایت از تجمیع نتایج رتبه‌بندی نهایی (مبتنی بر روش تاپسیس) انجام می‌شود.

 

 

جدول 24- نتایج مقایسۀ میزان تناسب سطوح مختلف آموزش با بازار کار

Table 24- Results of comparing the level of proportion between different levels of training and the labor market

سطوح آموزش مهارتی

TOPSIS-A

TOPSIS-Average

TOPSIS-STDV.P

رتبه

امتیاز

رتبه

امتیاز

رتبه

امتیاز

آموزش‌های مهارتی سطح 5 (دانشگاهی)

1

052/0

1

307/0

2

487/0

آموزش‌های مهارتی سطح 4 (غیررسمی)

3

509/0

2

365/0

3

893/0

آموزش‌های مهارتی سطح 3 (متوسطه)

2

544/0

3

918/0

1

027/0

     منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

نتایج نشان می‌دهد بیشترین تناسب با بازار کار در آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای دانشگاهی وجود دارد. آموزش‌های دورۀ متوسطه ازنظر تناسب با بازار کار در رتبۀ دوم و آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی در رتبۀ سوم قرار دارد، درحالی‌که انتظار اولیه این بود که آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای غیررسمی با توجه به انعطاف‌پذیری بیشترش نسبت‌به نیازهای بازار کار‌، تناسب بیشتری را نشان دهد.

 

8.                   بحث و نتیجه‌

آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای فارغ از اینکه متمرکز بر آموزش‌های سخت یا نرم باشد، نقش بسزایی‌ در بهبود کمی و کیفی اشتغال نیروی انسانی در بازار کار دارد (Ludwig-Mayerhofer, 2019 Eichhorst, 2015)؛ اما با وجود این، تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای با نیازمندی‌های بازار کار، از عوامل کلیدی مؤثر در اشتغال و بیکاری، به‌ویژه در کشورهای کمتر توسعه‌یافته به شمار می‌آید (The World Bank, 2012). در رابطه با وضعیت موجود و تناسب آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای با توزیع سهم هر‌یک از خوشه‌های اشتغال صنعت، کشاورزی و خدمات در کشور، یافته‌های پژوهش نشان داد‌ سهم آموزش‌ها و اشتغال در کشور در دو بخش توصیفی و فازی‌، تناسب مقبولی ندارد و‌ نبود تناسب آموزش‌ها با اشتغال در هر سه خوشه، به‌طرز درخور ‌توجهی معنادار است. در همین رابطه نتایج تحقیق حاکی از آن است که در هر سه خوشه نبود تناسب وجود دارد. در این میان حوزۀ صنعت و کشاورزی، نبود تناسب بیشتری دارند. همچنین این نبود تناسب در دو خوشۀ صنعت و کشاورزی، عمدتاً از جنس کمبود مهارت آموخته‌ها و دانش‌آموخته‌های آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای مرتبط با رشته‌های تحصیلی حوزۀ خدمات و کشاورزی است. در ارتباط با آموزش و اشتغال خوشۀ صنعت، این‌ تناسب‌نداستن از نوع آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای، مازاد بر نیاز بازار کار است. نبود تناسب از نوع کمبود آموزش‌ها در مقایسه با سهم اشتغال از بازار کار‌ خوشۀ خدمات و همچنین نبود تناسب از نوع مازاد آموزش‌ها در مقایسه با سهم اشتغال از بازار کار خوشۀ صنعت، حاکی از آن است که این روند از ویژگی‌های جوامع کمتر توسعه‌ یافته‌ و در تضاد با روندهای حال و آیندۀ اشتغال در جهان است و بدون تردید آیندۀ بازار، کار کشور را با بحران نبود تناسب و تشدید بیکاری مواجه می‌کند. در همین رابطه، گزارش‌های سازمان بهره‌وری آسیا[33] (2020) و بانک جهانی[34] (2021) نشان می‌دهد‌ تغییر و تحولات بازار کار در دنیا، متأثر از عواملی همچون اتوماسیونی‌شدن مشاغل و پررنگ‌شدن هوش مصنوعی، دیجیتالی‌شدن فعالیت‌ها و دیگر انواع تغییرات فناورانه در جهان ، به از بین رفتن بسیاری از مشاغل در حوزۀ صنعت منجر شده و در مقابل، گسترش مشاغل حوزۀ خدمات را به‌دنبال داشته است. در همین خصوص، نتایج گزارش‌های ذکرشده نشان می‌دهد که در جوامع توسعه‌یافته، 75درصد جمعیت شاغلان در حوزۀ خدمات، 20درصد در حوزۀ صنعت و 5درصد در حوزۀ کشاورزی فعالیت می‌کنند. توزیع سهم شاغلان سال 1398 در کشور ما نیز به‌گونه‌ای است که 7/49درصد در بخش خدمات، 8/31درصد صنعت و 6/18درصد در بخش کشاورزی اشتغال داشته‌اند. این در حالی است ‌که تأمین‌کنندگان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای کشور، تمرکز 55 تا 70 درصدی بر آموزش‌های حوزۀ صنعت، 15 تا 25درصدی بر آموزش‌های حوزۀ خدمات و تمرکز کمتر از 3درصدی بر آموزش‌های حوزۀ کشاورزی داشته‌اند (خادمی کٌله‌لو، 1398). در همین رابطه مطالعات کاووسی (1387) و عباس‌زاده و همکاران (1397) در بررسی میان تناسب آموزش‌های فنی، ‌حرفه‌ای و مهارتی مدارس فنی‌حرفه‌ای و کاردانش با نیازمندی‌های بازار کار، نبود‌ تناسب‌ بالایی را گزارش کرده‌اند. بندر و راک (2013) و برونل و وروک (2021) نیز فارغ از اتلاف هزینه‌ها و سرمایه‌های اجتماعی، کاهش بهره‌وری، سطح درآمد افراد و تولید ناخالص ملی را ازجمله پیامدهای نبود تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای با نیازهای بازار کار ذکر کرده‌اند. بررسی‌های باتو و بندر (2020) نیز نشان می‌دهد که در کشورهای در حال ‌توسعه و با درآمد متوسط، طی چهار دهۀ گذشته سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در حوزۀ آموزش انجام شده است و افزایش نرخ ثبت‌نام در مدارس ابتدایی و متوسطه و همچنین نرخ بالای ثبت‌نام در آموزش عالی، ازجمله شواهد این امر است؛ اما با وجود این، اگرچه سرمایه‌گذاری انجام‌شده به بهبود سطح سواد در جامعه منجر شده است، نبود تناسب میان عرضۀ نیروی انسانی و نیازمندی‌های بازار کار موجب شده است تا بازار کار در جذب نیروهای تحصیل‌کرده ناتوان باشد و بحران بیکاری در این جوامع تشدید شود. در همین خصوص گزارش‌های یونسکو (2017) و مجمع جهانی اقتصاد[35] (2019) دربارۀ نظام آموزشی ایران نیز، نشان می‌دهد کشور ایران در یک دهۀ اخیر ازنظر دسترسی به آموزش‌های ابتدایی، متوسطه و آموزش عالی، وضعیت مناسب و سبزی را در میان 167 کشور دارد، اما با وجود این در دو بعد کیفیت آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی و همچنین دانش‌آموختگان دانشگاهی بامهارت، به ترتیب در رتبه‌های 111 (نارنجی) و 145 (قرمز) قرار دارد (Legatum, 2019). بدیهی است تناسب میان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و نیازمندی‌های بازار کار، یکی از مؤلفه‌های اصلی کیفیت در نظام آموزشی به شمار می‌آید که در این رابطه نتایج پژوهش حاضر در دو بخش توصیفی و استنباطی، نشان می‌دهد که متأسفانه میان توزیع آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای به‌تفکیک، خوشه‌های صنعت خدمات و کشاورزی و سهم اشتغال در بازار کار کشور، نبود تناسب معنادار و درخور ‌توجهی وجود دارد. شایان ذکر است که در این نبود تناسب، متغیر‌ متفاوتی در سطح خرد و کلان‌ تأثیرگذار و نیازمند بررسی است؛ اما همچنان که ذکر شد، در حال ‌حاضر نبود تناسب بین آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای و اشتغال در بازار کار، مشهود‌ و به‌ توجه بیش‌ازپیش نیاز است؛ زیرا فلسفۀ آموزش‌هایی از این جنس، اساساً مبتنی بر نیاز تعریف می‌شود. در همین راستا و مبتنی بر یافته‌های پژوهش، موارد ذیل پیشنهاد می‌شود:

متأسفانه در کشور ما چرخۀ طراحی، پیاده‌سازی و توسعۀ آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای معکوس طراحی ‌شده است و مبنای این آموزش‌ها، اساساً توان تأمین‌کنندگان آموزش و همچنین تقاضای اجتماعی است که تناسب چندانی با نیازمندی‌های بازار کار و کارفرمایان ندارد. این در حالی است که ازلحاظ منطقی، آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای‌ تقاضامحور است و نقطۀ شروع این آموزش‌ها باید بر‌اساس طراحی و احصای استانداردهای حرفه و شغل باشد (نیازمندی بازار کار) و سپس تدوین استانداردهای آموزش، در دستور کار تأمین‌کنندگان آموزش قرار گیرد.

علاوه بر بررسی نیازمندی‌های بازار کار فعلی با اتکای به آمایش سرزمینی و اقتضائات متفاوت محیطی، تأمین‌کنندگان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای باید ترندهای جهانی را در حوزۀ اشتغال‌ بررسی و رشته/دوره‌های آموزشی خود را با توجه به نیازمندی‌های بازار کار آینده طراحی و پیاده‌سازی کنند. متأسفانه در شرایط فعلی مشاهده می‌شود که با وجود تحول در بسیاری از مشاغل و مهارت‌های مرتبط با یک حرفۀ نظام آموزشی، همچنان بر رشته و محتوای قدیمی پایبندی دارد که همین امر نیز، چالش تناسب میان آموزش و اشتغال را در استان‌های مختلف کشور‌ تشدید کرده است؛ برای مثال حوزۀ کشاورزی ازجمله این چالش‌هاست که در مقطع متوسطه‌ به تعطیلی هنرستان‌ها و مدارس فنی و حرفه‌ای این حوزه در استان‌های مختلف کشور منجر شده است.

در شرایط فعلی و مبتنی بر بررسی‌های انجام‌شده ذیل این پژوهش، بسیاری از کد‌رشته محل/دوره‌ها که به‌صورت متمرکز تعریف می‌شوند، در سطح استان‌های مختلف و بدون توجه به اقتضائات استان کپی و تکثیر شده ‌و در حال برگزاری است؛ برای مثال در هنرستان‌های متوسطۀ کاردانش و فنی و حرفه‌ای، بیش از 60درصد مهارت‌آموختگان پسر، تمامی استان‌ها در رشته‌های مرتبط با حوزۀ صنعت فعالیت داشته‌اند، در حالی ‌که آن استان اساساً در زمرۀ استان‌های دارای ظرفیت‌های صنعتی قرار نمی‌گیرد. بنابراین پیشنهاد می‌‌شود که دیگر تأمین‌کنندگان آموزش و تربیت فنی و حرفه‌ای مبتنی بر نتایج مطالعات ملی (طرح تکاپو وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، طرح تاپ وزارت، صنعت، معدن و تجارت، سند آمایش سرزمینی سازمان برنامه ‌و بودجه کشور و ...) انجام‌شده در حوزۀ ظرفیت‌های اقتصادی و اشتغالی استان‌ها به بازنگری رشته/دوره‌ها به‌ویژه در استان‌هایی مشغول شوند (گیلان، کرمانشاه و کردستان) که دچار بیشترین نبود تناسب‌اند.

رصد اشتغال فارغ‌التحصیلان آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی در سطوح مختلف آموزش (متوسطۀ دوم و آموزش عالی) و در انواع آموزش (رسمی و غیررسمی) به‌صورت مستمر به‌وسیلۀ تأمین‌کنندگان آموزش انجام‌ و دوره‌ها به‌صورت کمی و کیفی و در یک فرایند مستمر بازنگری شود.

دربارۀ پژوهش‌های آتی نیز پیشنهاد می‌شود نمونه‌گیری در سطح کشور برای رصد اشتغال و آموزش‌های افراد در دستور کار قرارگیرد و از اعضای نمونه در مقاطع زمانی مختلف،‌ پرسش شود (در راستای ایجاد داده‌های پانلی[36]). در‌واقع یکی از محدودیت‌های این پژوهش، مطالعۀ بررسی نبود تناسب آموزش و اشتغال تنها در سطح خوشه‌های سه‌گانه بوده‌ و موضوع نبود تناسب در سطح رشته‌های تحصیلی و آموزش‌های مهارتی انجام نشده است. این محدودیت در ابتدا ناشی از ‌دسترسی‌نداشتن به پیمایشی با مشخصات یاد‌شده و دوم، محدودیت مقایسه‌پذیری میان داده‌های اشکال مختلف آموزش و اشتغال بوده است؛ بنابراین در این مطالعه با استفاده از داده‌های ثانویه و کلان، میزان‌ نبود تناسب در سطح آموزش و مهارت‌های کلی ارائه‌شده به‌وسیلۀ نهادهای آموزشی مختلف و خوشه‌های اشتغال سه‌گانه‌ بررسی شده است.

 

[1] Knowledge is Power

[2] Time is Money

[3] Technical and Vocational Education and Training (TVET)

[4] International Labour Organization (ILO)

[5] European Centre for the Development of Vocational Training (Cedefop)

[6] Overeducation & Undereducation

[7] Overskill & UnderSkill

[8] Skill Gap

[9] Skill Shortag & Skill Surplus

[10] UNESCO

[11] ILO

[12] Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD)

[13] Technical Education and Ttraining (TVT)

[14] Vocational Education and Training (VET)

[15] Career and Technical Education (CTE)

[16] International Centre for Technical and Vocational Education and Training (UNEVOC)

[17] Education Mismatch

[18] Vertical Mismatch

[19] Horizontal Mismatch

[20] Robert

[21] Oviawe et al

[22] Continuing Vocational Training

[23] Brunello & Wruuck

[24] Forth & Mason

[25] Battu & Bender

[26] Schweri et al.

[27] Caroleo & Pastore

[28] Bender & Roche

[29] Bruni et al.

[30] Secondary Research

[31] Over-Required-Under education

[32] Verdugo and Verdugo

[33] Asian Productivity Organization (APO)

[34] The World Bank

[35] World Economic Forum

Panel Data [36] (به مجموعه اطلاعاتی گفته می‌شود که چند بُعدی‌اند (Multidimensional) و در مقاطع زمانی مختلف اندازه‌گیری می‌شوند؛ از همین رو و بر‌اساس آنچه گفته شد، دادۀ پانلی‌ به‌نوعی دادۀ مکان-زمان (Spacial-Time Data) نیز در نظر گرفته می‌شود).

آهکی، م.؛ هدایتی دزفولی، ع.ا. و نیسی، ع.ا. (1391). رابطۀ تناسب شغل و شاغل (رشتۀ تحصیلی) و میزان بهرهوری کارکنان در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب (معاونت فنی) اهواز. خط مشیگذاری عمومی در مدیریت، 3(6)، 43-53.
ابراهیمی، م. و چاکرزهی، ع.ا. (1394). ارتباط میان نرخ جرم و جنایت با تورم و بیکاری در ایران. پژوهشهای راهبردی مسائل اجتماعی ایران، 4(2)، 113-127. https://dorl.net/dor/20.1001.1.23221453.1394.4.2.7.7
اصفهانی، پ.؛ کرانی، ب.؛ تورانی، س.؛ افشاری، م. و طاهری، میرم.ق. (1399). تأثیرات بیکاری بر سلامت در ایران: مرور حیطه‌ای 15 سال پژوهش. مجلۀ دانشگاه علوم پزشکی فسا، 10(1)،1986-1997.
انصاری سامانی، ح. و خیل‌کردی، ر. (1398). تأثیر بیکاری بر ثبات سیاسی در ایران (1394-1364). پژوهش‌های برنامه و توسعه، 1(1)،153-178. https://doi.org/10.22034/pbr.2021
بیگدلی، م.؛ کرامتی، م.ر. و بازرگان، ع. (1391). بررسی رابطۀ بین رشتۀ تحصیلی با وضعیت اشتغال دانشآموختگان دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران. پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 18(3)، 111-131.
پناهی، ح. و آل عمران، س.ع. (1395). بررسی رابطۀ علیت بین بیکاری و سلامت در ایران». سلامت کار در ایران، 13(3)، 81-89..
حیدری، ح.؛ داوودی، ن. و طالبی، ف. (1395). آثار کلان اقتصادی و بخشی مهاجرت نیروی کار متخصص و غیر متخصص در کشور ایران. پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 22(4)، 43-21.
خادمی کله لو، م. (1398). سالنامۀ مهارت ایران. تهران: انتشارات دبیرخانۀ شورای عالی آموزش و تربیت فنی، حرفه‌ای و مهارتی.
شاکری، م.؛ برزگر بفروئی، ک. و جمشیدی، م.ع. (1398). ارائة الگوی تناسب آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای با نیازهای بازارکار از دیدگاه صاحبان صنایع شهر یزد براساس نظریة دادهبنیاد. نوآوری‌های آموزشی، 18(3)، 39-58. https://doi.org/10.22034/jei.2019.99315
شاه‌آبادی، ا. و خانی، ز. (1391). بررسی رابطۀ علی بهرهوری کل عوامل و نرخ بیکاری در اقتصاد ایران. پژوهش‌های رشد و توسعۀ اقتصادی، 2(7)، 35-58.
شریف، م.؛ نیکخواه، م. و نیلی، ر. (1386). کارایی بیرونی شاخه فنی و حرفه‌ای آموزش متوسطۀ شهرستان شهرکرد بر مبنای دو شاخص اشتغال و ادامۀ تحصیل فارغ‌التحصیلان. پژوهش‌های آموزش و یادگیری، 14(27)، 68-55.
صالحی عمران، ا. (1393). آسیبشناسی مدیریت آموزش‌های مهارتی کشور. مهارت‌آموزی، 2(4)، 25-48.
عسگری، م. (1399). عوامل مؤثر بر اشتغال در صنایع کارخانه‌ای کشور. توسعه و سرمایه، 6(1)، 1-30.
عباسزاده، س.؛ شاهی، س. و مهر‌علیزاده، ی. (1397). تناسب آموزش‌های هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای با نیازهای آموزشی صنایع کوچک شهر اهواز. مطالعات برنامهریزی آموزشی، 7(14)، 48-70. https://doi.org/10.22080/eps.1970.2125
فیض‌پور، م.ع. و لطفی، ع.ا. (1394). تمایزات اقتصادی و آسیبهای اجتماعی مناطق کشور مطالعۀ نرخ بیکاری و میزان خودکشی. پژوهشهای راهبردی مسائل اجتماعی ایران، 4(1)، 153-166. https://dorl.net/dor/20.1001.1.23221453.1394.4.1.10.8
قاسمی خیرآبادی، ع.؛ خورشیدی، ع.؛ عباسی سروک، ل.؛ خسروی، ص. و دلگشا، ی. (1399). مؤلفه‌های حاکمیتی و شاخص‌های آموزش مهارتی در سطح ملی و محلی، مطالعۀ موردی استان تهران. مهارتآموزی، 7(3)، 73-96.
کراری، ص. و ارسونگور، م. (1398). بررسی تأثیر بهرهوری و نرخ بیکاری بر دستمزد در اقتصاد ایران بین سالهای 1395-1350، با بهکارگیری رهیافت همجمعی ARDL. مدیریت بهرهوری (فراسوی مدیریت)، 13(50)، 71-93.
کاووسی، ط. (1387). رابطۀ آموزش‌های کاردانش و فنی و حرفه‌ای با اشتغال در استان آذربایجان شرقی. مدیریت و برنامهریزی در نظامهای آموزشی، 1(1)، 96-83.
کشتی‌آرای، ن.؛ یوسفی، ع.ر. و موسوی، س. (1391). تناسب نیازهای بخش صنعت با آموزش‌های فنی و حرفه‌ای هنرستان‏های دخترانه و پسرانۀ گرشاسبی (مطالعۀ موردی شهرستان فلاورجان). رهیافتی نو در مدیریت آموزشی، 3(2)، 119-137. https://dorl.net/dor/20.1001.1.20086369.1391.3.10.8.9
گرشاسبی‌فخر، س. (1389). ارتباط میان بیکاری و سرقت در ایران. پژوهش رفاه اجتماعی، 11(40)، 401-423.
لطفی جلالآبادی، م.؛ فرهادی، ع.؛ روایی، س. و غلامی، م. (1398). طراحی مدل مهارت محور برای دانشجویان شغلی: با استفاده از نظریه زمینه ای. کارافان، 16(20)، 71-100. https://dorl.net/dor/20.1001.1.23829796.1398.16.46.4.9
متقی، س. (1394). بررسی عوامل اقتصادی مهاجرت در کشور ایران (تأکید بر شاخصهای درآمد و بیکاری). سیاست‏های راهبردی و کلان، 3(11)، 15-31.
موسوی محسنی، ر.؛ معطری، م.؛ خداپرست شیرازی، ج. و صفوی مقدم، ن‌. (1389). بهرهوری نیروی کار و بیکاری طبیعی در اقتصاد ایران، یک مطالعه بر پایۀ منحنی فیلیپس. مطالعات اقتصادی، 1(1)، 71-84.
میرزا‌محمدی، م.ح.؛ فتحی، م. و ندیرخانلو، س. (1391). بررسی نقش مهارتآموزی در توانمندسازی نیروی انسانی. مهارت‌آموزی. 1(2)، 122-103.
نقدی، ی.؛ کاغذیلن، س. و لشکری‌زاده، م. (1399). مقایسه اثرات تورم و بیکاری بر امنیت اجتماعی در ایران. پژوهشنامۀ نظم و امنیت انتظامی، 13(51)، 1-26.
 
References
Abbaszadeh, S., Shahi, S., & Mehr Alizadeh, Y. (2018). Consistency of technical institutes and vocational training with the needs of small industries of Ahvaz. Journal of Educational Planning Studies, 7(14), 48-70. https://doi.org/10.22080/eps.1970.2125. [In Persian].
Achim, M. V. (2015). The new economy-asking for new education approaches. Evidence for Romania and other post-communist European countries. Procedia Economics and Finance, 32, 1199-1208. https://doi.org/10.1016/S2212-5671(15)01498-7
Ahaki, M., Hedayati Dezfouli, A., & Nisi, A. (2012). The relationship between job and employee (field of study) compatibility and employee productivity in the National Company of Southern Oilfields (Technical Deputy) of Ahvaz. Iranian Journal of Public Administation Mission, 3(2), 5-43. [In Persian].
Alrasheedy, A. (2019). The cost of unemployment in Saudi Arabia. International Journal of Economics and Finance, 11(11), 1-30. https://doi.org/10.5539/ijef.v11n11p30
Ansari Samani, H., & KhilKordi, R. (2019). Empirical study of the impact of unemployment on political stability in Iran (1985-2015). Journal of Program and Development Research, 1(1), 153-178. https://doi.org/10.22034/pbr.2021.89804. [In Persian].
Asian Productivity Organization. (2020). Share in Employment. Retrieved from: http://www.apo-tokyo-aepm.org/
Asgari, M. (2020). Factors affecting employment in manufacturing industries of Iran. Journal of Development and Capital, 6(1), 1-30. [In Persian].
Asongu, S. A., & Tchamyou, V. S. (2016). The impact of entrepreneurship on knowledge economy in Africa. Journal of Entrepreneurship in Emerging Economies, 8(1), 101-131.
Battu, H., & Bender, K. A. (2020). Educational mismatch in developing countries: A review of the existing evidence. The Economics of Education, 269-289. https://doi.org/10.1016/B978-0-12-815391-8.00020-3
Bender, K. A., & Roche, K. (2013). Educational mismatch and self-employment. Economics of Education Review, 34, 85-95.
Berger, S., & Forstater, M. (2007). Toward a political institutionalist economics: Kapp’s social costs, Lowe’s instrumental analysis, and the European institutionalist approach to environmental policy. Journal of Economic Issues, 41(2), 539-546. https://doi.org/10.1080/00213624.2007.11507043
Benanav, A. (2019). The origins of informality: The ILO at the limit of the concept of unemployment. Journal of Global History, 14(1), 107-125. https://doi.org/10.1017/S1740022818000372
Bigdeli, M., Keramati, M.R., & Bazargan, A. (2012). Investigating the relationship between the field of study and the employment status of graduates of the Faculty of Psychology and Educational Sciences, University of Tehran. Research and Planning in Higher Education, 18 (3), 111-131. [In Persian].
Blundell, R., Dearden, L., & Sianesi, B. (2005). Evaluating the effect of education on earnings: models, methods and results from the National Child Development Survey. Journal of the Royal Statistical Society: Series A (Statistics in Society), 168(3), 473-512. https://doi.org/10.1111/j.1467-985X.2004.00360.x
Bridges, C. M. (2008). Entrepreneurship education and economic development: preparing the workforce for the twenty-first century economy [Doctoral dissertation, Clemson University].
Brunello, G., & Wruuck, P. (2021). Skill shortages and skill mismatch: A review of the literature. Journal of Economic Surveys, 30(1), 110- 134. https://doi.org/10.1111/joes.12424
Bruni, M., Luch, L., & Kuoch, S. (2013). Skills shortages and skills gaps in the Cambodian labour market: Evidence from employer skills needs survey. ILO Asia-Pacific Working Paper Series. Geneva: International Labour Organization.
Caroleo, F. E., & Pastore, F. (2018). Overeducation at a glance. Determinants and wage effects of the educational mismatch based on AlmaLaurea data. Social Indicators Research, 137(3), 999-1032. https://doi.org/10.1007/s11205-017-1641-1
Cedefop. (2015). Skill shortages and gaps in European enterprises. Retrieved from Luxembourg: https://www.cedefop.europa.eu/en/publications/3071
Cedefop. (2020). Strengthening skills anticipation and matching in Bulgaria: bridging education and the world of work through better coordination and skills intelligence (9289630841). Retrieved from Luxembourg:
Choudhry, M. T., Marelli, E., & Signorelli, M. (2012). Youth unemployment rate and impact of financial crises. International Journal of Manpower, 33(1), 76-95.
Ebrahimi, M., & Chakarzehy, A.V. (2015). The relationship between inflation, unemployment and crime rates in Iran. Strategic Researche on Social Problems, 4(2), 113-127. https://dorl.net/dor/20.1001.1.23221453.1394.4.2.7.7 [In Persian].
Eichhorst, W., Rodriguez-Planas, N., Schmidl, R., & Zimmermann, K. F. (2015). A road map to vocational education and training in industrialized countries. Industrial and Labor Relations Review, 68(2), 314-337. doi:10.1177/0019793914564963
Feizpour, M.A., & Lotfi, E. (2015). Economical distinctions and social problems of Iran: Rates of unemployment and suicide. Strategic Research on Social Problems. 4(1), 153-166. https://dorl.net/dor/20.1001.1.23221453.1394.4.1.10.8. [In Persian].
Forstater, M. (2015). Working for a better world: Cataloging arguments for the right to employment. Philosophy & Social Criticism, 41(1), 61-67. https://doi.org/10.1177/0191453714553500
Forth, J., & Mason, G. (2006). Do ICT skill shortages hamper firms’ performance? Evidence from UK benchmarking surveys. National Institute of Economic and Social Research Discussion Papers, (281), https://citeseerx.ist.psu.edu/document?repid=rep1&type=pdf&doi=8d216a48e71172af08273a4c2b0bb1e43bd707f4
Garshasebi Fakhr, S. (2011). Relationship between Unemployment and Robbery in Iran. Social Welfare Quarterly, 11(40), 401-423. [In Persian].
Gardeazabal, J., & Polo-Muro, E. (2021). Cultural expenditure of those who enter (or exit) unemployment. Journal of Cultural Economics, 46(4), 571-596. https://doi.org/10.1007/s10824-021-09423-6
Handel, M. J., Valerio, A., & Puerta, M. L. S. (2016). Accounting for mismatch in low-and middle-income countries: measurement, magnitudes, and explanations: World Bank Publications. https://econpapers.repec.org/RePEc:wbk:wbpubs:24906
Hanushek, E., Schwerdt, G., Woessmann, L., & Zhang, L. (2015). General education, vocational education, and labor-market outcomes over the life-cycle. Journal of Human Resources, 52(1), 48-78. https://doi.org/10.3368/jhr.52.1.0415-7074R
Hanushek, E. A., & Woessmann, L. (2008). The role of cognitive skills in economic development. Journal of Economic Literature, 46(3), 607-668. 10.1257/jel.46.3.607
Heidari, H., Davoodi, N., & Talebi, F. (2016). Macroeconomic and sectoral effects of the migration of skilled and non-skilled labor in Iran. Research and Planning in Higher Education, 22(4), 21-43. [In Persian].
ILO. (2006). Vocational education and training institutions. A management handbook. Retrieved from Geneva, Switzerland: https://www.ilo.org/public/libdoc/ilo/2006/106B09_15_engl.pdf
ILO. (2015). Global employment trends for youth. Retrieved from Geneva, Switzerland: http://www.ilo.org/global/research/global-reports/youth
ILO. (2017). The impact of skills training on the financial behaviour, employability and educational choices of rural young people. Retrieved from Retrieved from Geneva, Switzerland: https://www.ilo.org/wcmsp5/groups/public/---ed_emp/documents/publication/wcms_565085.pdf
Isfahani, P., Korani, B., Tourani, S., Afshari, M., & Taheri, M. (2020). Mpact of unemployment on health in Iran: A scopingreview of 15 years of research. Journal of Fasa University of Medical Sciences, 10(1), 1986-1997. [In Persian].
Karrari, S., & Ersungur. (2019). The Effect of productivity and unemployment rate on wages in the economy of iran from 1971 to 2016: The ARDL. Journal of Productivity Management. 13(50), 71-93. [In Persian].
Kavousi, T. (2008). Relation of work-based and vocational education with employment. Journal of Management and Planning in Educational Systems. 1(1), 83-96. [In Persian].
Keshti Aray, N., Yousefi, A., & Mousavi, S. (2012). An investigation of the fitness between industrial needs of falavarjan city and technical and professional training of art school for girls and boys. Journal of New Approaches in Educational Administrations, 3(2), 119-137. https://dorl.net/dor/20.1001.1.20086369.1391.3.10.8.9. [In Persian].
Khademi Kolah-lu, M. (2019). Yearly Journal of Iran Skills. Publications of the Secretariat of the Higher Council for Technical, Vocational and Skill Training. [In Persian].
Lee, H. S., Har, W. M., & Yee, L. S. (2020). Impacts of lower and upper secondary vocational education on economic growth. Journal of Technical Education and Training, 12(1). 76-81.
Legatum, I. (2019). The lagatum prosperity index. https://docs.prosperity.com/5915/7405/9380/The_Legatum_Prosperity_Index_2019_for_web.pdf
Lotfi Jalal Abadi, M., Farhadi, A., Ravaei, S., &  Gholami, M. (2020). Designing a Skill-oriented model for occupational students: Using the grounded theory. Karafan Quarterly Scientific Journal, 16(20), 71-100. https://dorl.net/dor/20.1001.1.23829796.1398.16.46.4.9. [In Persian].
Ludwig-Mayerhofer, W., Pollak, R., Solga, H., Menze, L., Leuze, K., Edelstein, R., Künster, R., Ebralidze, E., Fehring, G., & Kühn, S. (2019). Vocational education and training and transitions into the labor market. Econstor Make Your Publications Visible, 3, 278-295. Retrieved from http://dx.doi.org/10.1007/978-3-658-23162-0_15
Mahuteau, S., Mavromaras, K., Sloane, P., & Wei, Z. (2015). Horizontal and vertical educational mismatch and wages. Retrieved from: http://homepages.abdn.ac.uk/h.battu/pages/SloanePaper.pdf
Mahy, B., Rycx, F., & Vermeylen, G. (2015). Educational mismatch and firm productivity: do skills, technology and uncertainty matter? De Economist, 163(2), 233-262. https://doi.org/10.1007/s10645-015-9251-2
McGuinness, S., Pouliakas, K., & Redmond, P. (2017). How useful is the concept of skills mismatch? Retrieved from Switzerland: https://www.ilo.org/wcmsp5/groups/public/---ed_emp/---ifp_skills.
McIntosh, S. (2006). Further analysis of the returns to academic and vocational qualifications. Oxford Bulletin of Economics and Statistics, 68(2), 225-251. https://doi.org/10.1111/j.1468-0084.2006.00160.x
Mirza Mohammadi, M.H., Fathi, M., & Nadir Khanlou, S. (2013). Investigating the role of skill training in human resource empowerment. Skill Training Quarterly, 1(2), 103-122. [In Persian].
Mottaghi, S. (2015). Investigating the economic factors of migration in Iran (Emphasis on income and unemployment indicators). Strategic and Macro Policies, 3(11), 15-31. [In Persian].
Mousavi, M., Mo'attari, R., Khoda parast Shirazi, J., & Safavi Moghaddam, N. (2010). Labor productivity and natural unemployment in the Iranian economy, a study based on the Phillips curve. Quarterly Journal of Economic Studies, 1(1): 71-84.. [In Persian].
Mouzakitis, G. S. (2010). The role of vocational education and training curricula in economic development. Procedia-Social and Behavioral Sciences, 2(2), 3914-3920. https://doi.org/10.1016/j.sbspro.2010.03.616
Naghdi, Y., Kaghazilan, S., & Lashkari Zadeh, M. (2020). Comparison of the effects of inflation and unemployment on social security in Iran. Journal of Disciplinary Order and Security, 13(51), 1-26. [In Persian].
Nordt, C., Warnke, I., Seifritz, E., & Kawohl, W. (2015). Modelling suicide and unemployment: a longitudinal analysis covering 63 countries, 2000–11. The Lancet Psychiatry, 2(3), 239-245. https://doi.org/10.1016/S2215-0366(14)00118-7
Ochsen, C., & Welsch, H. (2011). The social costs of unemployment: accounting for unemployment duration. Applied Economics, 43(27), 3999-4005. https://doi.org/10.1080/00036841003761900
OECD. (2020). Improving education outcomes for students who have experienced trauma and/or adversity. Retrieved from Paris, France: https://www.oecd-ilibrary.org/education/improving-education-outcomes
Oviawe, J. I., Uwameiye, R., & Uddin, P. S. (2017). Bridging skill gap to meet technical, vocational education and training school-workplace collaboration in the 21st century. International Journal of Vocational Education and Training Research, 3(1), 7-14. doi: 10.11648/j.ijvetr.20170301.12
Panahi, H., & Aleemaran, S. A. (2016). Study of the causality between unemployment and health. Iran Occupational Health, 13(3), 81-89. [In Persian].
Qasimi Khairabadi, A., Khorshidi, A., Abbasi, L., khosravi, P., & Delgoshaei, Y. (2020). Providing a governance model of skills training at the sub-national level with a data theory approach. Karafan Quarterly Scientific Journal, 7(3), 29-40. 10.48301/kssa.2020.125541.[In Persian].
Risal, H. G., & Gupta, C. (2017). Evaluating the impact of education on earnings in Nepal. Delhi Business Review, 18(1), 1-14.
Robert, P. (2014). Job mismatch in early career of graduates under post-communism. International Journal of Manpower, 35(4), 500-513. DOI: 10.1108/IJM-05-2013-0113
Salehi Omran, E. (2014). Pathology of the country's skill training management .Skill Training Quarterly, 4(8), 25-48. [In Persian].
Schweri, J., Eymann, A., & Aepli, M. (2020). Horizontal mismatch and vocational education. Applied Economics, 52(32), 3464-3478. https://doi.org/10.1080/00036846.2020.1713292
Sharif, M., Nikkhah, M., & Nili, M.A. (2008). The efficiency of technical and vocational education of high school level based on two indicators of employment and persuing higher-education in shahrkord (1375-1380). Journal of Education and Learning Research, 5(2), 55-66. [In Persian].
Shakeri, M., Barzegar Bafroo’i, K., & Jamshidi, M.A. (2019). Presenting a model for tailoring the technical and vocational training with the labor market needs from the viewpoint of Yazd industry owners based on the grounded theory. Journal of Educational Innovations, 18(3), 39-58. https://doi.org/10.22034/jei.2019.99315. [In Persian].
Shahabadi, A., & Khany, Z. (2012). Investigating the causal relationship between total factor productivity growth and unemployment rate of Iran. Economic Growth and Development Research, 2(7), 35-58. https://dorl.net/dor/20.1001.1.22285954.1391.2.7.2.9 [In Persian].
The World Bank. (2012). The right skills for the job? Rethinking Training Policies for Workers. (R. Almeida, J. Jere Behrman, & D. Robalino, Eds.) Washington DC: The World Bank. Retrieved from https://openknowledge.worldbank.org/bitstream/handle/10986/13075/709080PUB0EPI0067869B09780821387146.pdf?sequence=1&isAllowed=y
The World Bank. (2021). Employment in agriculture (% of total employment) (modeled ILO estimate). Retrieved from The World Bank: https://data.worldbank.org/indicator/SL.AGR.EMPL.ZS
UNESCO. (2017). TVETipedia Glossary. Retrieved from https://unevoc.unesco.org/home/TVET
UNESCO. (2014). Sustainable Development Begins with Education: How Education Can Contribute to the Proposed Post- 2015 Goals [Accessed 26 July 2015]. www.globaleducationfirst.org/4443.htm/.
Vaalavuo, M. (2016). Deterioration in health: What is the role of unemployment and poverty? Scandinavian Journal of Public Health, 44(4), 347-353. https://doi.org/10.1177/1403494815623654
Wolter, S. C., & Ryan, P. (2011). Apprenticeship. In Handbook of the Economics of Education, 3, 521-576. doi:10.1016/B978-0-444-53429-3.00011-9.
World Economic Forum. (2019). The global competitiveness report. Retrieved from: https://www3.weforum.org/docs/WEF_TheGlobalCompetitivenessReport2019.pdf
 
  • Receive Date: 28 September 2023
  • Revise Date: 09 February 2024
  • Accept Date: 26 February 2024
  • Publish Date: 22 December 2023