Investigating Factors Affecting Social Indifference among Female Teachers and Strategies for Mitigation

Document Type : Research Paper

Authors

1 Associate professor in Sociology, Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran

2 M.A., Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran

Abstract

Introduction
Social indifference refers to a condition where individuals consciously disregard environmental, human, and social issues, as well as the broader dynamics of social life. Research has indicated that social indifference can foster a profound sense of emptiness among individuals in society (Ahmadi and Majidi, 2012, p. 340). This study aimed to explore the factors contributing to social indifference among teachers in Feminine City and to identify strategies for mitigating this issue. The theories of Simmer, Durkheim, Parsons, and Merton provided the theoretical framework for this investigation. Durkheim posits that anomie arises during periods of abrupt economic stagnation or rapid growth. This disintegration of social norms coupled with unfulfilled desires leads to a state of perpetual social dissatisfaction (Rafipour, 2010, p. 18). It is this social dissatisfaction that serves as a critical driver of social indifference (Mohsani Tabrizi and Sedaghati Fard, 2012, p. 6). According to Parsons, one key variable in his model is the distinction between passivity and activism. Passivity often results in an acceptance of the status quo, diminishing willpower and fostering a sense of indifference. This can lead to a lack of desire for change and engagement (Tavassoli, 2003, p. 243). In Merton's theory of structural strain, social indifference is analyzed in conjunction with isolation and a lack of participation. Merton posits that in a fragmented system, individuals struggle to identify their own goals, as well as the goals of society. Consequently, they may reject societal objectives and the means to achieve them, leading to a state of contradiction. This results in feelings of frustration and defeat, ultimately leading to isolation and indifference (Merton, 1964, pp. 40-41). In light of these theories, the primary focus of this research was the social indifference observed among teachers. The central questions guiding this study were as follows: What is the level of social indifference among teachers in Feminine City? What factors contribute to this indifference? And what strategies can be implemented to mitigate it?
 
 
Materials & Methods
This study employed a descriptive-analytical research method, utilizing a survey approach. A simple random sampling technique was used to select participants with the data collected through a researcher-developed questionnaire. The unit of analysis was the individual and the sample size consisted of 108 participants determined through simple random sampling. The validity of the questionnaire was established through its formal content, while its reliability was assessed using Cronbach's alpha, yielding a score of over 70% with the aid of SPSS software (version 23).
Discussion of Results & Conclusion
The findings indicated that teachers experienced moderate levels of social indifference, social alienation, and social responsibility, while their social satisfaction was notably low.  Specifically, the results revealed that social satisfaction (β = -0.657) and social responsibility (β = -0.609) negatively impacted social indifference, whereas social alienation (β = 0.594) had a positive effect. Interestingly, neither socio-economic status nor age appeared to influence levels of social indifference. Stepwise regression analysis identified social satisfaction as the first variable to enter the model followed by social alienation and then social responsibility. Conversely, age and socio-economic status were not included in the analysis. Additionally, 36.1% of teachers identified that prioritizing economic stability and addressing their welfare rights were the most significant solutions for reducing indifference towards societal issues. A total of 26.9% of participants reported efforts to maintain their respect and dignity while enhancing their social standing. Additionally, 25% emphasized the importance of scientific ranking and 13% expressed their desire to participate in significant and decisive decisions related to education and society.
To reduce social alienation, it is crucial to involve teachers in social, educational, and political planning and decision-making processes. Such involvement can help alleviate feelings of social alienation and lay the groundwork for diminishing social indifference. Addressing both material and non-material needs can enhance teachers' quality of life, reduce poverty and discrimination, and ultimately increase their social satisfaction. By fostering a more engaged and fulfilled teaching community, we can further mitigate their indifference toward societal issues.

Keywords

Main Subjects


مقدمه

لازمۀ رسیدن به یک جامعۀ سالم و توسعه‎‍یافته، فعالیت کلیۀ اقشار و نهاد‏های اجتماعی و انسجام اجتماعی آنهاست که نوعی مشارکت همه‎‍جانبه را می‎‍طلبد‎‍ و محور اصلی این مشارکت، توجه به عاملیت انسانی است ‎‍(دادخواه تهرانی و همکاران، 1400: 3). در فرهنگ مشارکت[1]، مشارکت حداکثری شهروندان در عرصه‏های مختلف زندگی اجتماعی، پیش‎زمینۀ اصلی توسعۀ همه‎‍جانبه به ‏حساب می‎‍آید و مشارکت‌نکردن و بی‏تفاوتی اجتماعی، یکی از عوامل توسعه‏نیافتگی در نظر گرفته می‌شود ‎‍(مسعودنیا، 1380: 152).

وربا [2]معتقد است اگر افراد دچار بی‎تفاوتی نسبت‌به محیط زندگی خود شوند، ساختارهای اجتماعی بی‏ثبات خواهند شد. بی‏تفاوتی اجتماعی، حالتی است که در آن افراد به‎صورت آگاهانه، نسبت‌به مسائل محیطی، انسانی ‏و زندگی اجتماعی، دچار بی‏توجهی و بی‏اعتنایی می‌شوند و نوعی احساس جدایی و نداشتن پیوند ذهنی‎‍ (شناختی) و عینی ‎‍(‎‍کنشی) میان فرد و جامعه پدیدار می‎‍شود. در‌واقع بی‏تفاوتی اجتماعی به‌مثابۀ یک مسئلۀ اجتماعی و به معنای علاقۀ کم یا ‌تعلق‌نداشتن در حیات اجتماعی ‏آدمیان نیز آمده ‏است ‎‍(Ganse, 1992: 185 به نقل از نوابخش و میرزاپور ولوکلا، 1394: ‏55). یکی از ویژگی‏های نامطلوب دنیای مدرن است که با تأکید بیش از حد بر ترجیحات شخصی و منافع فردگرایانه در زندگی شهری شکل می‌یابد، مانعی در راه شکل‏گیری ارتباطات مثبت اجتماعی و نیز افزایش مشارکت شهروندان در امور اجتماعی قرار می‌گیرد و به تضعیف یا حتی توقف فرایند توسعۀ ملی منجر می‏شود‎‍ (حسنوند، 1395: 10).

برخی از تحقیقات نشان داده است که بی‏تفاوتی اجتماعی احساس پوچی[3] در بین افراد جامعه را به وجود می‏آورد‎‍ (احمدی و مجیدی، 1392: 340). همچنین برخی از تحقیقات نشان داده‎‍اند که امروزه ‎‍بی‎‍تفاوتی اجتماعی در جامعه،‌ به‌طرز آشکاری مشاهده می‎‍شود (نقدی و رویین‎‍تن، 1402). ‎با توجه به اینکه انسان موجودی کنشگر است و توانایی تغییر و تحول در زندگی و سرنوشت خود را از‌طریق مشارکت اجتماعی دارد، بنابراین تصور اوست که پایه‏های یک جامعۀ مدنی[4] همراه با اعتنای اجتماعی[5] و مشارکت اجتماعی را تشکیل می‏دهد. ایران در حال گذار مسیر توسعه نیز، نیازمند حرکت و همکاری همۀ افراد در همۀ اقشار و سلسله‌مراتب اجرایی است و معلمان نیز از این موضوع جدا نیستند.

با توجه به اینکه شناخت مسائل اجتماعی، زیربنای آگاهی اجتماعی است و رشد جامعه در گرو نبود بی‏تفاوتی اجتماعی و حرکت جامعه به‌سوی دیگر‏خواهی و توجه به مسائل اجتماعی است‎‍، تلاش برای شناخت بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان به‏عنوان یک مسئلۀ اجتماعی، به متخصصان و اندیشمندان این حوزه‌ برای رفع و کاهش این آسیب اجتماعی کمک می‌کند. پژوهش کنونی در شهر فامنین در ناحیۀ شمالی استان همدان انجام ‎شد. در مصاحبۀ نیمه‎‍ساخت‎‍یافته‎‍ با معلمان دریافت شد که معلمان دورۀ متوسطه در مراسم جمعی که از جانب مدرسه یا شورای شهر برگزار می‎‍شود، مشارکت چندانی نمی‎‍کنند و اگر هم مشارکت کنند، با بی‎‍علاقگی است و رضایت چندانی از وضعیت خود و شهر ندارند. در روابط غیررسمی و دوستانه مشاهده شده است که آنها از شرایط موجود راضی نیستند و مشارکت در امور اجتماعی را نوعی کار بیهوده و عبث تلقی می‎‍کنند. همچنین آنها تمایلی برای کمک به دانش‎‍آموزان بی‎‍بضاعت، سیل‎‍زدگان و آوارگان داخلی و خارجی ندارند و آن را فقط از وظایف دولت برمی‎‍شمارند و مشارکت در انتخابات داخلی را وظیفه قلمداد نمی‎‍کنند[6].      

با توجه به اینکه معلمان نقش حیاتی در تربیت نسل آینده دارند، بی‎‍تفاوتی آنها آسیب جبران‎‍ناپذیری بر فرایند توسعۀ جامعه بر جای می‌گذارد. همچنین تحقق، تداوم و استمرار توسعۀ پایدار در هر جامعه، منوط به مشارکت همۀ افراد آن است (حسنوند، 1395:‏10). بسیاری از اندیشمندان دوگانگی توسعه ـ توسعه‌نیافتگی را با دوگانگی مشارکت ـ ‌مشارکت‌نکردن ‎‍(بی‏تفاوتی) تفسیر می‏کنند. بی‎تفاوتی نقطه مقابل درگیری و بیانگر نوعی افسردگی اجتماعی است ‎‍(طالب‎‍پور و ایازی، 1397: 46؛ احمدی و مجیدی، 1392؛ 340؛ صداقتی‏فرد، 1392: 20). اهمیت بی‏تفاوتی اجتماعی به‌‌حدی است که سلامت اجتماعی جامعه از‌طریق آن سنجیده می‎‍شود ‎‍(طالب‏پور و ایازی، 1397: 46) و نبود احساس مسئولیت نسبت‌به مشارکت اجتماعی و افزایش ناهنجاری‎‍ها و قانون‌گریزی‎‍ها، ضرورت بررسی بی‎‍تفاوتی اجتماعی را افزایش می‎‍دهد.

بنابر آنچه گذشت، مسئلۀ اصلی پژوهش کنونی نیز، بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان است. سؤال اصلی پژوهش این است که میزان بی‎‍تفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهرستان فامنین چقدر است؟ عوامل‏ مؤثر بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان کدام‌اند؟ ازنظر معلمان فامنین، چه راهکار‏هایی برای کاهش آن ارائه می‌شود؟ بر همین اساس اهداف پژوهش شامل موارد زیر است:

  • تعیین میزان بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان؛
  • تعیین عوامل مؤثر بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان؛
  • ارائۀ راهکارهای کاهش بی‎‍تفاوتی معلمان ازنظر آنها‌؛

 

مبانی نظری و تعریف مفاهیم

بی‏تفاوتی اجتماعی

 بی‏تفاوتی ترجمه‏ای از واژۀ انگلیسی (Apathy) است که برگرفته از ریشۀ کلمه‏ای یونانی است و در ادبیات فلاسفۀ رواقی، از واژۀ Apathia برای نشان‌دادن نسبت‌به چیزی به ‎‍کار می‎‍رفت که فرد مسئول آن نیست. در حوزۀ علوم سیاسی، بی‏تفاوتی اجتماعی‌ معادل بی‏میلی را در رابطه با مشارکت و درگیری فعال در فرآیند‏های سیاسی ‏مانند‌ بی‏تمایلی شهروندان برای شرکت در انتخابات و رأی‌دادن به کاندیداها به کار برده‎‍اند (فولادیان، 1394: 130). «در جامعه‏شناختی مفهومِ بی‏تفاوتی اجتماعی با عزلت‏گزیدن مرتن و فقدان مشارکت در حد انتظار، نوع‏دوستی را در مقابل بی‏تفاوتی قرار داده و به تحلیل آن پرداخته‏اند» ‎‍(محسنی تبریزی و صداقتی‌فرد، 1390: 4 ـ3).

 «در فرآیند زندگی اجتماعی روزمره در شهرهای بزرگ، وضعیت‎‍های اضطراری، برخی شهروندان را به‎‍طور ناگهانی دچار یک مسئله یا مشکل اساسی می‎‍کند که شدیداً به کمک دیگران نیازمند می‏شوند؛ مانند تمام‏کردن بنزین حین رانندگی، گم‏‏کردن مسیر، همراه‌نداشتن پول، تصادف و غیره. در بسیاری از این‌گونه موارد، شاهدان و ناظران اقدام به نوع‎‍دوستی و کمک‌رسانی به فرد نیازمند می‏کنند، اما در بسیاری از موارد دیگر، شاهدان با بی‏اعتنایی و بی‏تفاوتی از کنار ماجرا عبور می‏‏کنند» ‎‍(‍کلانتری و همکاران، 1386: 28).

 پی‎‍لیاوین و چارنگ[7] (1991) و لتین و دارلی[8] (1970) در نظریۀ پنج مرحلــه‎‍ای در تبییــن بی‎‍تفاوتــی اجتماعــی بــر مبنــای هزینه- پاداش تبیین می‎‍کنند که «بی‎‍تفاوتــی بــه دیگــران یــا نوع‌دوســتی مســتقیماً پاسـخی اسـت کـه افـراد ناظـر در یـک موقعیـت اضطـراری نشـان می‎‍دهنـد» (طالب‎‍پور و ایازی، 1397: 55). نبود یا ضعف تعاملات، پیوندها و روابطی که افراد را به‌صورت عینی به هم متصل می‎‍کند، زمینۀ انزوای اجتماعی (بی‎‍تفاوتی اجتماعی) آنها را فراهم می‎‍کند که بدون تردید افراد را از مشارکت رسمی و غیررسمی در جامعه محروم و مبادلات و دل‌بستگی‎‍های اجتماعی را کاهش می‎‍دهد (‌مقتدایی، 1399: 85).

پژوهش حاضر بر‌اساس وفاق ِرویکرد ساختارگرایی کاف و همکاران (1388)، بی‎‍تفاوتی اجتماعی را بررسی کرده ‎‍است. این رویکرد با این پیش‎‍فرض است که ساختارهای اجتماعی، کنش‎‍های ما را سامان می‎‍دهند و ارزش‌ها و هنجارهای مشترک برای جامعه، بر نظم اجتماعی مبتنی بر توافق‎‍های صنفی تأکید می‎‍ورزند. وفاق بر سر ارزش‎‍های اساسی، به انسجام و نظم در جامعه می‎‍انجامد و اعضای جامعه هم باید در چارچوب انتظارات فرهنگی، که در آن قرار می‎‍گیرند، کنشگر باشند. بر مبنای این رویکرد، بی‎‍تفاوتی و انفعال یک آسیب و مسئلۀ اجتماعی تلقی می‎‍شود. از صاحب‌نظران اصلی رویکرد وفاق، دورکیم[9] (1384)، پارسونز[10] (1937)، مرتن[11] (1964)، و سیمن[12] (1959) هستند (قادر‎‍زاده و رادمان، 1397: 9) که آرای آنها به‌اختصار از نظر می‎‍گذرد.

دورکیم (1384) با رویکرد انتقادی به جهان مدرن می‎‍نگرد؛ زیرا فردگرایی افراطی و بی‎‍تفاوتی، شاخصی برای‌ انسجام‌نداشتن اجتماعی جامعۀ مدرن است. او از یکسو تقسیم کار را عاملی مهم در انسجام اجتماعی و از سوی دیگر التزام به هنجارهای دینی و انجام مناسک مذهبی را در افزایش مسئولیت‎‍پذیری اجتماعی کنشگران تأثیر‎‍گذار می‎‍دانست ‎‍(جلایی‎‍پور و محمدی، 1387 :48‎‍). به اعتقاد دورکیم (1384)، در زمان‏های رکود اقتصادی ناگهانی و یا رشد سریع اقتصادی، آشفتگی اجتماعی (آنومی) روی می‏دهد. با از هم پاشیدگی هنجارها و از بین رفتن کنترل آرزوها و پدیدایی آنومی و اشباع‌نشدن آرزوهای بی‏حد، وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی ایجاد می‏شود (رفیع‌پور‎‍،‎‍ 1378‎‍: 18) که برای تبیین آن مانند دیگر واقعیت‏های اجتماعی، باید از واقعیت‏های اجتماعی دیگر کمک گرفت‎‍ (غفاری و ابراهیمی لویه، 1389:‎‍ 110). «به اعتقاد گمسون و کارنهاوزر [13] ، عامل محرک در وقوع بی‏تفاوتی اجتماعی، نارضایتی اجتماعی است» (محسنی تبریزی و صداقتی‌فرد، 1390: 6).

به اعتقاد پارسونز (1937)، ارزش‎‍های اجتماعی در مناسبات متقابل با جامعه ایجاد می‎‍‌شوند. در‌واقع‌ این ارزش‌ها هستند که در عمل، شرایط ساخت کنش اجتماعی را تشکیل می‎‍دهند و ارزش‌های فوق‎‍العاده متنوع را در قالب متغیرهای الگویی تحلیلی دسته‎‍بندی می‎‍کند. یکی از این انواع متغیرهای الگویی، انفعال‎‍گرایی در مقابل فعال‎‍گرایی است. انفعال‎‍گرایی به پذیرش وضع موجود و کاهش قدرت اراده (نوعی بی‎‍تفاوتی) و به‌دنبال آن‌ تمایل‌نداشتن به تغییر و مشارکت می‎‍انجامد ‎‍(توسلی، 1383: 243).

 مرتن (1964) جامعه را نظامی در نظر می‎‍گیرد که مشتمل بر مجموعه‎‍ای از عناصر ساختاری چون فرهنگ و ساختارهای اجتماعی است که در تعامل و هماهنگی با یکدیگر و با محیط، با ایفای کارکردهای مربوط به خود، امکان تطابق نظام اجتماعی و سازگاری افراد را با محیط خویش فراهم می‎‍‌کنند (عبداللهی و میرزایی، 1388‌: 138 -137). مرتن (1964) آنومی را در دو سطح کلان، یعنی ناهماهنگی و گسست بین فرهنگ و ساختارهای اجتماعی و سطح خُرد، یعنی گسستن افراد از ارزش‎‍ها و اهداف فرهنگی یا هنجارها و وسایل نهادینۀ نیل به آنها مطرح می‎‍کند. نظریۀ کنش‎‍ورزی بی‎‍هنجاری یا فشار ساختاری مرتن (1964) بیان می‎‍دارد که اشکال مختلف نظام‌گسیختگی جامعه، ناشی از نبود کارکرد صحیح نقش‌ها و پایگاه‎‍های اجتماعی است که سبب می‎‍‌شود افراد قادر به کشف اهداف خود و اهداف جامعه نباشند. مرتن (1964)، بی‎‍تفاوتی را حاصل وضعیتی می‎‍داند که در آن افراد اهداف پذیرفتنی جامعه و وسایل نیل به آنها را نمی‎‍پذیرند. «در این حالت، فرد با موقعیتی متناقض روبه‌رو می‎‍شود که طی آن از یکسو، فرد از‌نظر اخلاقی خود را مجبور به عدم استفاده از ابزار غیرقانونی می‎‍بیند و چون راه دیگری را متصور نمی‎‍بیند، احساس ناکامی، سرخوردگی و سپس شکست کرده و در‌نهایت با بهره‎‍گیری از ساز و کار گریز، خود را با انزواگرایی و بی‎‍تفاوتی نمایان‎‍گر می‎‍سازد».

نارضایتی اجتماعی

‌فریدنبرگ[14] (1965) احساس نارضایتی را مترادف با بیگانگی به کار برده است و آن را منبع اصلی فعالیت فرد در نظر می‏گیرد. به نظر او، احساس نارضایتی در فرد سبب می‎شود که او احساس انفصال و جدایی از موضوعات پیرامونی کند و با هر آنچه قبلاً پیوندی داشت، خود را جدا و منفک ببیند. در چنین حالتی فرد خود را موضوعی خارجی می‌نگرد و بین خود و این موضوع نوعی احساس کشمکش، تضاد، ستیز و نبود ارتباط و شناخت تصور می‌کند. فرد دچار نارضایتی، خود را ناتوان‏تر از آن می‏بیند که بتواند تغییری در شرایط محیطی‌اش به وجود آورد و در‌نتیجه احساس‏ نارضایتی، به بی‎‍باوری و ناامیدی منجر می‌شود ‎‍(محسنی تبریزی، 1370‌: 69). به نظر فریدنبرگ (1965)، فرد نارضایتی خود را به شکل منفعلانه و ناسازگارانه در قبال ارزش‏ها، هنجارها و ضوابط اجتماعی نهادی‌شده بروز می‌دهد و در مقابل آنها ژستی دفاعی همراه با احساس نفرت، بدبینی، انفعال و بی‏تفاوتی به خود می‏گیرد‎‍. به‏ اعتقاد او، محیط آموزشی و تجارب تحصیلی فرد، زندگی خانوادگی و ارتباطات فامیلی و نیز کسانی که فرد با آنها در تعامل و کنش متقابل مستمر است، همچنین سرکوب‌شدن مفهوم فردیت، هتک شخصیت فردی و نیز غلبۀ ارزش‏ها و احساسات جمعی بر ارزش و عواطف فردی از علل و عوامل عمده در بروز احساس نارضایتی است (محسنی تبریزی، 1382: 159 ـ 147). لیپست (1399) براساس متغیر‏های اجتماعی، پدیدۀ مشارکت یا‌ مشارکت‌نکردن (بی‏تفاوتی) گروه‏های مختلف را در پویش‏های اجتماعی تبیین می‎‍کند (غفاری و نیازی، 1386: 54 ـ 53). به نظر او «جامعه‏ای که در آن بخش بزرگی از جمعیت بی‏تفاوت، بی‏علاقه‌ و ناآگاه باشد، جایی است که در آن رضایت را نمی‎‍توان یافت» (لیپست، 1399: 226ـ182).

 

بیگانگی اجتماعی

 به نظر سیمن[15] (1959) واژۀ بیگانگی امروزه چنان عمومیت دارد که در تبیین هر چیزی به آن رجوع می‏شود‎‍. اساس دیدگاه او نسبت‌به بیگانگی اجتماعی، مبتنی بر شش مؤلفۀ احساس‏ بی‏قدرتی، احساس بی‏معنایی، احساس بی‏هنجاری، احساس تنفّر فرهنگی و تنفّر از خود و احساس انزوای اجتماعی استوار است.

 1ـ احساس بی‏قدرتی: عبارت است از احتمال و یا انتظار فرد در قبال بی‏تأثیری عمل خویش و تصور این باور که رفتار او قادر به تحقق و تعیین نتایج مورد انتظار نیست و او را به هدفی رهنمون نیست که بر‌اساس آن کنش او تجهیز شده است‌ (فولادیان، 1394: 128

 2ـ احساس بی‏هنجاری: احساس بی‎‍هنجاری از آنومی دورکیم (1384) اقتباس شده ‎‍است و بر وضعیتی دلالت دارد که در آن، هنجار‏های اجتماعی ‌نظم‌دهنده به سلوک فردی، در ‎‍هم شکسته شده یا تأثیر خود را از دست داده‎‍اند ‎‍(کوزر و روزنبرگ، 1393: 412)؛

 3ـ احساس بی‏‎‍معنایی: در این حالت، فرد احساس می‏کند هیچ راهنمایی برای انتخاب سلوک و عقیدۀ خود ندارد‌ و نمی‏تواند در تصمیم‏گیری، عقیدۀ خود را با استانداردهای فرهنگی ـ اجتماعی موجود در جامعه وفق دهد (محسنی تبریزی، 1375: 37). همچنین در کاربرد مفهوم بی‏معنایی، حد بالایی از بیگانگی مدنظر است که شخص نمی‏داند باید به چه چیز اعتقاد داشته باشد. سومین معنای بیگانگی، در اصل به توانایی حسی برای پیش‎‍بینی پیامدهای رفتاری مربوط می‏شود ‎‍(کوزر و رزنبرگ، 1393 :411)؛

 4ـ احساس انزوای اجتماعی: این احساس مبین انفکاک فکری فرد از استانداردهای فرهنگی و بیگانگی او از نظام اجتماعی است. به عبارتی فرد از متن اجتماع و ارزش‏های حاکم در آن جدا می‏شود‎‍؛

 5ـ احساس تنفر فرهنگی: تنفر فرهنگی، احساسی است که طی آن فرد نسبت‌به باور‏ها و اهدافی اعتقاد نازلی دارد که در یک جامعۀ خاص ارزشمند و دارای پاداش اجتماعی است؛

 6ـ احساس تنفر از خود: این حالت عبارت است از احساس ناتوانی فرد در انجام فعالیت‏هایی که او را ارضا کند. فرد طی این احساس، در فعالیت‏هایی مشغول می‏شود که فی‌نفسه فاقد پاداش است، آن هم بدون اینکه برای خود چیزی در بر داشته باشد، در‌واقع فرد برای خود، کار و فعالیت می‏کند (Seeman, 1959: 783-791).

 کنش مشارکتی با جهت‏گیری عام‏گرایانه و همراه با اعتماد متقابل انجام و در فضای عمومی تعریف می‏شود. ‌»اگر افراد احساس کنند که کنش آنها در ساختن دنیای آنها بیهوده است و احساس بیگانگی اجتماعی به آنها دست دهد، هرگز وارد مشارکت و مباحثه نمی‏شوند و بی‎‍‏تفاوت می‎شوند» (سفیری و صادقی، 1388: 12 ـ 11).

مسئولیت‌‏پذیری اجتماعی

مسئولیت اجتماعی در قالب تعهد اجتماعی مطرح می‏شود و تعیین‌کنندۀ درجۀ ارتباط فرد با دیگران است. «هر چقدر دامنۀ روابط فرد گسترده‏تر باشد، تعهد وی به دیگران بیشتر و میزان مسئولیت اجتماعی او بیشتر خواهد بود. مسئولیت اجتماعی نوعی از ارتباط بین انسان‎‍ها‎‍ست که بر مبنای جریان احساسات قرار گرفته است» ‎‍(Turner and Rojek, 2001: 370-504 ). کاکابدس و کالو[16] (2009) نیز بر‌حسب موقعیت‎‍های گوناگون حیات اجتماعی از پنج نوع شهروندی و مسئولیت‎‍پذیری اجتماعی یاد می‏کنند‎‍ که شامل، «مسئولیت‏پذیری ‏‏سیاسی‎‍، اقتصادی، اجتماعی، جهانی و مسئولیت‏پذیری در فضای مجازی» است و ابعاد اصلی مسئولیت‏پذیری اجتماعی کاکابدس و کالو (2009)‌ به پنج بعد تقسیم می‌شود: بعد اقتصادی،‌ جامعه‏ای،‌ سیاسی،‌ فرهنگی و بعد زیست. بعد جامعه‏ای مسئولیت‏پذیری اجتماعی به پایگاه اجتماعی فرد و مجموعه‏ای از روابط و پیوندهای میان افراد مربوط می‏شود که روزانه با توجه به نقش‏های خود با دیگری در کنش متقابل‌اند و ناظر بر تعهد کنشگران به مجموعه‏ای از قواعد و هنجارها، برای نظم‌بخشیدن و هماهنگ‌کردن روابط میان کنشگران است. درواقع مسئولیت‏پذیری اجتماعی مبتنی بر رعایت حقوق دیگران، نوع‌دوستی و مشارکت اجتماعی است.

 بعد فرهنگی بیانگر صورت‏های نمادین ارتباطات و تعاملات اجتماعی است و شامل سه نوع فرهنگ است: فرهنگ ملی: فرهنگی که پذیرش فرد را در جامعه ممکن می‏‌کند؛ فرهنگ قومی: فرهنگی که فرد را به تباری خاص مربوط می‏‌کند و سرانجام فرهنگ بین ملت‌ها (جهانی) که در قالب پیمان‏های سیاسی و فرهنگی کشورها مطرح است‎‍. بعد سیاسی شامل رفتار افراد، گروه‏ها و جوامع در بستر و موقعیتهای سیاسی است و رفتار سیاسی افراد شامل‌ آگاهی‏های سیاسی، تصمیم‏گیری سیاسی، تمایلات و خواسته‏های سیاسی و اعمال سیاسی است. افراد با این رفتارها در سطوح گوناگون سیاسی و مسئولیت‎‍پذیری سیاسی خود را نمایان می‏کنند (طالبی و خوش‌بین، 1391: 219 ـ 216)‎‍.

بعد اقتصادی در بر گیرندۀ سه حوزۀ کلی تولید، توزیع و مصرف کالاست و افراد به‌عنوان کنشگران در درون هر‌یک از این حوزه‏ها دارای حقوق و وظایفی‌اند که توجه به آنها به‌منظور بهبود کارکرد و تسریع روند امور این نهاد ضروری است. از فرد به‌عنوان یک شهروند انتظار می‏رود در صورت قرار‌گرفتن در هر‌یک از این موقعیت‏های اقتصادی، مسئولیت‏پذیری اجتماعی را رعایت کند؛ برای مثال‌ در عرصۀ تولید، فرد سرمایۀ خویش را در جهت ایجاد کارگاه‏ها و فعالیت‏های تولیدی به‎‍ کار ‎‍می‌گیرد تا به ‏رشد نهاد اقتصادی جامعه کمک کند. در عرصۀ توزیع نیز فرد با رعایت نظم، عدالت و انصاف در مبادله‏ها، به روند توزیع عادلانۀ کالاها در جامعه مدد می‌‎‍رساند. درنهایت در عرصۀ مصرف، فرد با صرفه‎‍جویی و استفادۀ بهینه از کالاها و خدمات، زمینۀ رشد اقتصادی جامعه را فرآهم‌ و از هدر‌رفتن منابع جلوگیری می‌کند (طالبی و خوش‌بین، 1391: 217ـ216). در‌واقع مسئولیت‏پذیری اجتماعی در نقطۀ مقابل بی‏تفاوتی اجتماعی قرار دارد.

 

پیشینۀ پژوهش

نتایج تفسیری از مدل‎‍سازی ساختارهای کوواریانسی پژوهش نادری و همکاران (1388) با عنوان ‎‍‌‎«بررسی رابطۀ بین بیگانگی اجتماعی و بی‎‍تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دورۀ کارشناسی»‎‍، نشان داد که ارتباط معنادار بین متغیر بیگانگی و بی‎‍تفاوتی اجتماعی وجود دارد. نتایج پژوهش احمدی و مجیدی (1392) نشان داد که بین متغیر بیگانگی اجتماعی و میزان بی‎‍اعتنایی اجتماعی دانشجویان رابطة معنادار و مستقیم و بین متغیرهای اعتماد اجتماعی و رضایت اجتماعی و میزان بی‎‍اعتنایی اجتماعی، رابطة معنادار و معکوسی وجود دارد. میزان بی‎‍اعتنایی اجتماعی دانشجویان پسر، بیشتر از دانشجویان دختر است. همچنین تأثیرگذارترین عامل، متغیر بیگانگی اجتماعی بود که 44درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می‎‍کند. نتایج پژوهش نبوی و همکاران (1393) با عنوان «‎‍بررسی عوامل مؤثر بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی در بین شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول» نشان داد که بین پایگاه اجتماعی-‎‍اقتصادی، احساس ازخودبیگانگی،‌ همدلی،‌ ناامنی‌ و سرمایۀ اجتماعی، همبستگی معناداری وجود دارد و حدود 30‌% تغییرات، بی‌تفاوتی اجتماعی به‌وسیلۀ این متغیرها تبیین شده ‎‍است. نتایج پژوهش نوابخش و میزاپوری ولوکلا (1394) با عنوان «‎‍تحلیل جامعه‎‍شناختی تأثیر بی‎‍هنجاری بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی‎‍ در میان شهروندان بابل» نشان داد که بی‎‍تفاوتی اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است. با افزایش سن و درآمد از میزان بی‎‍تفاوتی اجتماعی کاسته می‎‍شود. میان متغیر بی‎‍هنجاری و بی‎‍تفاوتی اجتماعی رابطۀ معنادار و مستقیمی وجود دارد. نتایج پژوهش زارع شاه‌آبادی و سامانی (1395) با عنوان «بررسی رابطۀ بی‎‍تفاوتی اجتماعی با سرمایۀ اجتماعی: مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاه‎‍های اصفهان و یزد»، نشان داد که بین سن، جنس و پایگاه اجتماعی با بی‎‍تفاوتی اجتماعی رابطۀ مثبت و معنی‎‍داری وجود دارد. نتایج تحقیق عنبری و غلامیان (1395) در میان ساکنان بالای 18 سال دو منطقۀ شهری (محلۀ قزل‌قلعه – منطقۀ 6 تهران) و روستای (نظام‌آباد اسلام‌شهر) تهران نشان داد که بی‎‍تفاوتی اجتماعی بیش از آنکه به عوامل و متغیرهای فردی نسبت داده شود، تابعی از ادراکات و تفسیرهای اجتماعی افراد خاصه، میزان اعتماد عمومی، رضایت اجتماعی، حس بی‎‍هنجاری در جامعه، تقدیرگرایی و احساس بی‎‍عدالتی بوده است. در این میان، اثرگذاری متغیرهای «بی‎‍اعتمادی» در جامعۀ شهری و «نارضایتی اجتماعی» در جامعۀ روستایی بارزتر بوده است؛ یعنی بی‎‍اعتمادی و نارضایتی خود به‌مثابۀ شاخصی همگرا با بی‎‍تفاوتی عمل کرده‎‍اند. نتایج پژوهش حسنوند و همکاران (1395) با عنوان «بررسی رابطۀ بین احساس نابرابری و بی‎‍تفاوتی اجتماعی در بین شهروندان 18 سال به بالای تهرانی»، در چارچوب نظریۀ فشار ساختاری مرتن (1964) نشان داد که میزان بی‎‍تفاوتی اجتماعی در حد متوسط رو به بالاست و بین متغیرهای احساس نابرابری اقتصادی، احساس نابرابری اجتماعی، احساس نابرابری سیاسی، وضعیت تأهل و بی‎‍قدرتی با بی‎‍تفاوتی اجتماعی، رابطه وجود دارد. در این میان، بی‎‍قدرتی به‌عنوان متغیر واسط، بیشترین اهمیت را در تبیین بی‎‍تفاوتی اجتماعی داشته است. نتایج پژوهش فیروزجائیان و همکاران (1396) با عنوان «بی‎‍تفاوتی زیست‎‍محیطی به‌مثابۀ بی‎‍تفاوتی اجتماعی»، در میان شهروندان شهر یزد نشان داد که بی‎‍تفاوتی زیست‌محیطی تحت تأثیر متغیرهای نگرش زیست‌محیطی، احساس مسئولیت، دانش زیست‌محیطی و اثربخشی است و با افزایش این متغیرها، بی‎‍تفاوتی زیست‌محیطی کاهش می‎‍یابد. رابطۀ متغیر تحصیلات با بی‎‍تفاوتی زیست‌محیطی معنادار بود و میانگین بی‎‍تفاوتی زیست‌محیطی افراد دارای تحصیلات زیر دیپلم بیش از دیگران است. همچنین متغیرهای فوق 26درصد از تغییرات بی‎‍تفاوتی زیست‌محیطی را تبیین می‎‍کنند. نتایج پژوهش علمدار و همکاران (1397) با عنوان «‎‍فرایند خلق بی‎‍تفاوتی در بافت تعاملی ایرانیان»، با رویکرد اتنومتدولوژی و بر مبنای نظریه‎‍های گارفینکل و بیمن[17] (2007) نشان داد در نسبت با دو حوزة تقابل نمادین اصلی «برابری- نابرابری» و «صمیمیت - غریبگی»، که در فرایند تعاملی ایرانیان وجود دارد، شش نوع موقعیت اجتماعی برای خلق بی‎‍تفاوتی اجتماعی‌ شناسایی می‌شود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون تحقیق قادرزاده و رادمان (‎‍1397) «بی‎‍تفاوتی اجتماعی جوانان و گسست اجتماعی- فرهنگی: مطالعۀ پیمایشی جوانان شهر بوکان» نشان داد که متغیرهای گسست ارزشی (263/0)، گسست هنجاری (356/0) و پایگاه اقتصادی- اجتماعی (170/0-) بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیرگذارند. متغیر گسست هنجاری بیشترین اثرگذاری را بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی دارد. رگرسیون خطی فوق به میزان 2/58درصد واریانس بی‎‍تفاوتی اجتماعی را تبیین می‎‍کند. نتایج پژوهش کشاورزی و همکاران (1399) با عنوان «بررسی ارتباط بین گرایش به هویت ملی و بی‎‍تفاوتی اجتماعی بین شهروندان شهر بوشهر» نشان داد که بین گرایش به هویت ملی و تمامی ابعاد آن، یعنی هویت تاریخی،‌ دینی،‌ فرهنگی‎‍،‌ سیاسی و هویت سرزمینی با میزان بی‎‍تفاوتی اجتماعی ارتباط معکوس و معنادار وجود داشته ‎‍است. همچنین نتایج حاصل از مدل معادلۀ ساختاری[18] نیز نشان ‎‍داد که دین‌داری بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیر متوسط معکوس (53/0-) داشته و متغیر دین‌داری در‌مجموع 28/0 از واریانس متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را تعیین کرده ‎‍است. نتایج پژوهش سفیری و حجتی کرمانی (1399) با عنوان «بررسی جامعه‌شناسی بی‎‍تفاوتی اجتماعی در شهر تهران»، با رویکرد کیفی و روش نظریۀ مبنایی نشان داد‌ نبود احساس مسئولیت، ترس، درگیری‎‍های فراوان شخصی، تأمین‌نشدن نیازهای اولیه و. . . از علل بی‎‍تفاوتی اجتماعی‌ و تنهایی و هرج و مرج از عواقب آن‌اند. نتایج پژوهش دادخواه تهرانی و همکاران (1400) با عنوان «بررسی رابطۀ میان سلامت اجتماعی با بی‎‍تفاوتی اجتماعی» نشان داد که این رابطه معنادار است و متغیر سلامت اجتماعی بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیر‎‍گذار است. نتایج پژوهش سیدین و همکاران (1401) با عنوان «تحلیل جامعه‎‍شناختی تأثیر بی‎‍هنجاری بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد تهران» نشان داد که بین چهار بعد متغیر بی‎‍هنجاری شامل بی‌معنایی، بی‎‍اعتمادی، بی‎‍قدرتی‎‍ و فردگرایی با بی‎‍تفاوتی اجتماعی، همبستگی مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین هرچه بی‌هنجاری اجتماعی بالاتر باشد، بی‌تفاوتی اجتماعی در دانشجویان افزایش خواهد یافت. نتایج پژوهش نقدی و رویین‌تن (‎‍1402) با عنوان «بررسی رابطۀ محرومیت اجتماعی و بی‎‍اعتمادی اجتماعی با بی‎‍تفاوتی اجتماعی» نشان داد که رابطۀ معنی‎‍داری بین این متغیرها وجود دارد.

نتایج پژوهش مک دیل و ریدلی[19] (1962) مؤید آن است که آن دسته از افرادی که پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایین‎‍تری دارند، گرایش کمتری به انواع درگیری مشارکت‎‍جویانه در جامعه داشته‎‍اند. پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین به احساس نبود اثرگذاری و بیگانگی و در‌نهایت بی‎‍تفاوتی منجر می‎‍شود. گانس[20]‎‍‎‍ (1992) در بررسی رابطۀ میان مشارکت سیاسی و بی‌تفاوتی در ایالات‌متحدۀ آمریکا به این نتیجه رسید که بی‌تفاوتی زمانی در جامعه بیشتر می‌‌شود که متغیرهای مهمی مانند احساس فتور و ناتوانی، بیگانگی اجتماعی، نارضایتی از نظام اجتماعی، کاهش تعلق اجتماعی و انگیزه‌های فردی و مواردی از این قبیل، فراوانی کمی و کیفی بیشتری داشته باشند. نتیجۀ پژوهش رز[21] (1975) در آفریقـا، در پایتخـت کشـور کنیـا، نشـانگر رابطـة مسـتقیم همبسـتگی میـان بی‎‍تفاوتـی بـا قومیـت بـوده‌ و علـت اصلـی را بی‎‍تفاوتـی بـه مسـائل اجتماعـی و سیاسـی و مختصــات خرده‎‍گروه‎‍هــای قومــی اســتنتاج کــرده اســت. نتایج تحقیق چن و ژنگ[22] ‎‍(1999) با عنوان ‌‎«بررسی میزان بی‌تفاوتی سیاسی و عوامل مؤثر بر آن در شهر پکن» نشان داد رابطۀ معنی‌داری میان اثر متغیرهای زمینه‌ای و رضایت اجتماعی، احساس اثربخشی، موقعیت اجتماعی-‎‍ شغلی و وابستگی حزبی- سیاسی به‌عنوان متغیرهای مستقل با بی‌تفاوتی سیاسی» وجود دارد. بی‌تفاوتی سیاسی با بهره‌گیری از شاخص‌هایی همچون میزان علاقه به مباحث سیاسی، توجه‌کردن به مسائل ملی و تمرکز و توجه به مسائل شهری سنجیده ‌شد‌. نتایج تحقیق آل میزجاجی[23] (2001) با عنوان «بررسی رابطۀ میان بوروکراسی و شهروندان» در شهر جدۀ کشور عربستان سعودی نشان داد که بی‌تفاوتی عمومی در شهروندان این کشور وجود دارد. بی‌تفاوتی شهروندان عربستان سعودی به‌عنوان ثروتمندترین کشور در جهان سوم، با وجود عرضۀ انواع خدمات عمومی در سطوح فردی و اجتماعی به شهروندان مانند بیمارستان رایگان، مدارس، دانشگاه‌ها، بزرگراه‌ها و غیره، ‌واقعیتی است که به‌عنوان مانعی در راه تمام تلاش‌های عرضه‌شده به‌وسیلۀ نظام اداری و دولتی برای توسعه در این کشور عمل کرده است.

بیشتر تحقیقات بی‎‍تفاوتی اجتماعی را از ابعاد و جهات متفاوتی بررسی کرده‎‍اند و این موضوع اهمیت و گستردگی مسئله و بودن بی‎‍تفاوتی اجتماعی را در جامعه‌ نشان می‎‍دهد. همچنین جامعۀ‏ آماری آنها بیشتر شهروندان، دانشجویان، جوانان، روستاییان، طلاب و کارگران بوده‎‍اند و راهکارهای کاهش بی‎‍تفاوتی ازنظر جامعۀ هدف بررسی نشده ‎‍است. با توجه به نقش حساس و محوری معلمان در تربیت نسلی مسئول و فعال اجتماعی (دانش‎‍آموزان)، پژوهش کنونی موضوع را در میان معلمان فامنین، با ارائۀ راهکارهای کاهش بی‎‍تفاوتی ازنظر آنها بررسی کرده ‎‍است. همین امر ضرورت و بداعت پژوهش را ازنظر موضوعی، مکانی و زمانی تداعی می‎‍کند.

چارچوب، مدل و فرضیه‎‍ها

 چارچوب نظری پژوهش در جدول‌ 1 و مدل نظری در شکل 1 خلاصه شده است.

جدول‌ 1 - چارچوب نظری

Table 1- Theoretical framework

نوع متغیر

نظریه‎‍پرداز

متغیر

مؤلفه

 

مستقل

سیمن (1959) (به نقل از فولادیان، 1394)

بیگانگی اجتماعی

احساس: بی‏قدرتی، بی‏هنجاری

انزوای اجتماعی، تنفر فرهنگی، احساس بی‏معنایی

کاک بدس و کالو (2009)

مسئولیت‏پذیری اجتماعی

مسئولیت‌پذیری: اقتصادی، فرهنگی

سیاسی، جامعه‏ای

فردینبرگ (به نقل از محسنی تبریزی، 1370)

رضایت اجتماعی

رضایت از: زندگی فردی، شغلی، زندگی اجتماعی

لیپست (1399)

پایگاه اقتصادی- اجتماعی

تحصیلات، درآمد، طبقه

وابسته

دورکیم (1384)‎‍، مرتن (1964)، پارسونز (به نقل از توسلی، 1383)

بی‌تفاوتی اجتماعی

بعد ذهنی‌، بعد عینی

مدل نظری پژوهش

شکل 1- مدل پزوهش

Fig 1- Research model

فرضیه‎‍های پژوهش

1 ـ بیگانگی اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد؛

2 ـ مسئولیت‏پذیری اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد؛

3- رضایت اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد؛

4 ـ متغیرهای زمینه‎‍ای (‌جنس، سن، وضعیت تأهل و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی) بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد.

 

روش پژوهش

رویکرد پژوهش، کمی و روش آن توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش‌نامۀ محقق ساخته و واحد تحلیل فرد است. جامعۀ آماری کلیۀ معلمان دورۀ ابتدایی و متوسطۀ شهر فامنین، یعنی 150 نفر بودند و برآورد حجم نمونه 108n = به ‎‍دست آمد. از شیوۀ نمونه‎‍گیری تصادفی ساده استفاده شد.

 

اعتبار[24] و پایایی[25] ابزار اندازه‌گیری

جدول‌2 - متغیرها، مؤلفه‌ها و گویه‎‍ها (تعریف عملیاتی) و پایایی آنها (آلفای کرونباخ) به تفکیک متغیرها

Table 2- Variables, components and items and their reliability (Cronbach's alpha variables)

متغیر

مؤلفه

گویه‏ها

آلفای کرونباخ

بی‌تفاوتی اجتماعی

 

بعد ذهنی

7 گویه

اگر به فرد نیازمند کمک نکنم، بعداً پشیمان می‏شوم. از افرادی که نسبت‌به اطرافیان خود بی‏تفاوت‌اند و با خونسردی از کنار آنها رد می‏شوند، بیزارم. بیشتر نگران مسائل زیست‌محیطی مانند تخریب درختانم. آیندۀ کشورم برای مهم است. بیشتر به فکر مشکلات دیگرانم. کمک به هم نوعانم را وظیفۀ خود نمی‏دانم. همۀ افراد جامعه را همنوع خود و محترم می‏دانم.

86/0

بعد عینی

 13 گویه

در انتخابات و رأی‏گیری‏ها شرکت می‏کنم. اخبار اتفاقات و جریانات سیاسی روز را چندان دنبال نمی‏کنم. در امور عمومی محلۀ خودمان همکاری می‏کنم. مشارکت داوطلبانه با انجمن‏های غیردولتی دارم. در حد توانم به نیازمندان کمک می‏کنم. اگر نزاعی اتفاق بیفتد، به پلیس تلفن می‏کنم. اگر فرد حادثه‏دیده‏ای را ببینم، به او کمک می‏کنم. اگر فردی مشکلی داشته باشد، تا جایی که بتوانم او را راهنمایی می‏کنم. به وظایف شهروندی خود واقفم و آنها را انجام می‏دهم. برای انتخابات کاندیداها فعالیت می‏کنم. زمانی که سخنرانی رئیس‌جمهور از رادیو یا تلویزیون پخش می‏شود، آن را دنبال می‏کنم. تصمیمات مسئولان حکومتی را پیگیری می‏کنم. اگر در خیابان لوله‏ها ترکیده باشد، به مأموران آب و فاضلاب خبر می‏دهم.

82/0

بیگانگی اجتماعی

احساس بی‏قدرتی 5 گویه

گاهی دیگران از رفتار من سوء استفاده می‏کنند. فکر می‏کنم قادر نیستم به اهداف و نتایج مدنظرم برسم. درگیر‌شدن با کارهایی که انجام می‏دهم‌، اغلب در نظرم دشوار است. در برخورد با معضلات به وجود آمده در سطح جامعه، بیش از پیش احساس ناتوانی می‏کنم. توانایی غلبه بر مشکلات پیش‎‍بینی‌نشدۀ زندگی را در زمان حال و آینده‌ در خود نمی‏بینم.

66/0

احساس بی‏معنایی

4 گویه

گاهی اوقات در مورد این‏که چه کسی هستم دچار تردید می‏شوم. در باور و عقایدم دچار ابهام شده‏ام. آینده جامعه را تیره و تار می‏بینم. زندگی را پوچ و بی‏هدف می‏بینم.

81/0

احساس انزوا

 4 گویه

هیچ نیازی نمی‏بینم که در انجام کارها و یا در مواقع مختلف کسی کنارم باشد. امروزه رفاقت و دوستی ارزشی ندارد. به‌دلیل اطمینان‌نداشتن به دیگران، تنهایی برای من بهتر است. از اینکه در کنار دوستانم هستم، احساس خوبی دارم.

75/0

احساس بی‏هنجاری 4گویه

در این جامعه هر‌کس برای خود قانونی دارد. هر طور دلم بخواهد رفتار می‏کنم و نتایج و پیامدهای آن برایم مهم نیست. احساس می‏کنم که امروزه در دنیایی زندگی می‏کنیم که هر‌کس به فکر خودش است. فکر می‏کنم‌ انسان باید به امروز بیندیشد؛ زیرا معلوم نیست که فردا چه پیش می‏آید.

65/0

احساس تنفر فرهنگی

7 گویه

از شرایط حاکم در زندگی خود متنفرم. در لابه‎‍لای چرخ‏های زندگی، موجود بی‏ارزشی هستم. هیچ شانس و فرصت لازمی برای خلق و تولید و ابتکاری وجود ندارد که خرسندم کند‌. خود را انسان مفیدی نمی‏دانم. این‏قدر از فعالیت‏های علمی،-پژوهشی بیزارم که دوست ندارم اسم آن را بشنوم. وقتی خوب فکر می‏کنم، می‏بینم درسی که آموزش می‏دهم برای دانش‏آموزان هیچ ارزشی ندارد. از قرار‌گرفتن در محیط آموزشی مانند مدرسه لذت نمی‏برم.

75/0

مسئولیت پذیری اجتماعی

سیاسی

5 گویه

شرکت در انتخابات مختلف را وظیفه می‌دانم. در طول روز برای کسب آگاهی سیاسی و پیگیری رویدادهای سیاسی کشور تلاش می‌کنم. حضور خود را در مشارکت سیاسی برای کشور لازم می‌دانم. دانش آموزان و خانواده‎‍هایشان را برای شرکت در انتخابات سرنوشت‌ساز تشویق می‏کنم. در انتخابات درون آموزش و پرورش و انتخاب مدیران آموزش و پرورش فعالیت و مشارکت می‏کنم.

84/0

اقتصادی

4 گویه

 خود را ملزم به صرفه‎‍جویی در مصرف آب، برق، گاز و ..... می‎‍دانم. خرید کالای داخلی را به خرید کالای خارجی ‏ترجیح می‏دهم. پرداخت مالیات شهروندان را لازم و ضروری می‏دانم. دانش‎‍آموزان را به فعالیت‎‍های کارآفرینی، تشویق می‎‍کنم.

69/0

فرهنگی

 5 گویه

در حفظ نشانه‌ها و آثار فرهنگی، تاریخی و ملی خود تلاش می‎‍کنم. در برنامه‌های فرهنگی و هنری شهر حضور می‏یابم. در کنار فرهنگ قومی خود، به شناخت و حفظ فرهنگ و آداب رسوم سایر قومیت‏ها نیز توجه دارم.‌ نشانه‏ها و آثار فرهنگی‌ و دانشمندان شهر برایم ارزشمندند و آنها را به دانش‎‍آموزان معرفی می‌کنم. از تعریف نشانه‌ها و آثار تاریخی شهر برای دانش‎‍آموزان لذت می‌برم.

84/0

جامعه‏ای

گویه

قانون و مقررات موجود در جامعه را به‎‍طور کامل رعایت می‎‍کنم. منافع جامعه را به منافع شخصی ترجیح می‏دهم. در انجمن‌ها و تشکل‏های آموزش و پرورش شرکت می‏کنم. قوانین و مقررات محل خدمتم (مدرسه یا دبیرستان) را به‌طور کامل رعایت می‏کنم. در نشست‏های شورای مدرسه یا دبیرستان با احساس مسئولیت شرکت می‏کنم.

80/0

رضایت اجتماعی

رضایت از زندگی فردی

 از وضعیت سلامت روحی و روانی خودم رضایت دارم. از وضعیت محیط کار خودم رضایت دارم. از وضع مالی خودم رضایت دارم. 3 معرف

84/0

رضایت شغلی

6 گویه

از شغلی که دارم، احساس جذابیت می‏کنم. توانایی فنی و مدیریتی مسئولان بالادستی قابل تقدیر است. مسئولان بالادستی به علایق و نظرات من احترام می‏گذارند. از همکارانم راضی هستم. میزان حقوق و دستمزد من در جامعه مطلوب است. فرصت‌های برابر برای پیشرفت شغلی من در جامعه وجود دارد.

68/0

رضایت از اوضاع جامعه

عملکرد مردم در قبال جامعه و مسائل اجتماعی ‏رضایت‌بخش است. عملکرد مسئولین دولتی در قبال جامعه و مردم رضایت‌بخش است‌. امنیت کشور ما از امنیت دیگر نقاط جهان بهتر است. 3 معرف

65/0

راهکارهای کاربردی

اقتصادی

4 گویه

افزایش حقوق متناسب با تورم جامعه، توجه به معیشت معلمان و پرداخت کمک‌هزینه، دادن وام کم‌بهره، افزایش تسهیلات و رفاه معلمان و مکان‌های تفریحی و ورزشی و...

64/0

 

احترام

4 گویه

حفظ حرمت معلمان با ساخت فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی، دوری از بی‌احترامی از قشر معلمان نسبت‌به سابر اقشار جامعه، تحقیرنکردن معلمان به‌‌خصوص از‌طریق رسانه‌های تصویری مثل تلویزیون، برخورد احترام‌آمیز بالادستی‌ها مثل مدیر و رئیس با معلم

رتبه‌بندی

4 گویه

 

توجه به تلاش‎‍های علمی معلمان و دادن امتیاز به آنها، محاسبۀ امتیازات علمی در ارتقای رتبه‌. افزایش حقوق و پاداش علمی ناشی از رتبه‌بندی و شایستگی‌ها، نه فقط روی کاغذ و بی‌خاصیت بودن آن‌، امکان ارتقای علمی معلمان مثل اساتید دانشگاه‌ها

مشارکت در تصمیم‌های مهم

3 گویه

حضور فعال و مشارکت در شوراهای تصمیم‎‍گیری و تصمیم‎‍سازی، اجتناب از انحصاری‌شدن تصمیمات سرنوشت‎‍ساز به عده‎‍ای خاص، دوری از فرقه‌گرایی و شبه حزبی عمل کردن در تصمیمات مهم آموزشی و پژوهشی و تأکید بر شایسته‌سالاری

یافته‎‍های پژوهش

یافته‎‍های توصیفی

یافته‎‍های توصیفی متغیرهای جمعیتی در جدول 3 گزارش شده است.

جدول 3- توزیع فراوانی پاسخگویان (108 نفر)

Table 3- Frequency distribution of respondents (108 people)

 

 متغیرها و مؤلفه‌ها

جنس

تحصیلات

    وضعیت تأهل

میزان درآمد (میلیون تومان)

مرد

زن

فوق دیپلم

کارشناسی

ارشد

مجرد

متأهل

زیر 10

10-20

بیشتر از20

فراوانی

51

57

12

76

20

20

81

39

60

9

درصد

2 /47

8/52

11

4/70

5/18

5/18

5/81

1/36

6/55

3/864

 

سن (سال)

طبقۀ اجتماعی

زیر 30

30-39

40-49

50 سال و بیشتر

پایین پایین و پایین

متوسط

بالای بالا و بالا

فراوانی

19

47

34

8

8

95

5

درصد

6/17

5/43

5/31

4/7

4/7

88

 

6/4

                               

 همان‎‍طور که جدول 3 نشان می‎‍دهد، درصد پاسخ‎‍گویان زن‎‍ (8/52%) بیش از پاسخ‎‍گویان مرد (2/47%) و درصد متأهلان بیش از مجردان (5/81%)‌ بوده ‎‍است. بیشترین سطح تحصیلات پاسخ‎‍گویان کارشناسی (4/70‌%)‌، بیشترین میزان درآمد پاسخ‎‍گویان بین 10 تا 20 میلیون تومان (6/55%) و بیشترین سن پاسخگویان بین 30-39 سال گزارش شده ‎‍است(5/43%). پاسخگویان بیشترین وضعیت طبقۀ اجتماعی خود را در حد متوسط ارزیابی کرده‎‍اند (88%).

جدول ۴- توزیع توصیفی راهکارها ازنظر معلمان

Table 4- Descriptive distribution of solutions from  the perspective of teachers

متغیر

فراوانی

درصد

اقتصادی

۳۹

۱/۳۶

احترام اجتماعی

۲۹

۹/۲۶

رتبه‌بندی علمی

۲۷

۲۵

مشارکت در تصمیم‎‍گیری‌های مهم

۱۳

۱۲

جمع

۱۰۸

۱۰۰

 همان‎‍طور که جدول راهکارها ازنظر معلمان نشان می‎‍دهد، 1/۳۶درصد بیان کردند که مهم‎‍ترین راهکار، کاهش بی‎‍تفاوتی معلمان نسبت‌به مسائل جامعه، توجه به اقتصاد و معیشت‌ و حقوق رفاه آنان است. ۹/۲۶درصد تلاش برای حفظ احترام و حیثیت و ارتقای پایگاه اجتماعی آنها و ۲۵درصد رتبه‎‍بندی علمی و ۱۳درصد هم مشارکت آنها را در تصمیمات مهم و سرنوشت‎‍ساز مرتبط با آموزش و پرورش و جامعه‌ بیان داشتند.

یافته‎‍های توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول ۵ خلاصه شده است.

جدول5- آمار توصیفی متغیر‎‍ها و مؤلفه‎‍های آنها

Table 5- Descriptive statistics of variables and their components

                    شاخص

    متغیر  

 

میانگین

انحراف معیار

کمینه

بیشینه

کجی

کشیدگی

تعداد گویه

بیگانگی اجتماعی

84/69

719/8

46

98

181/0

663/0

24

احساس بی‌قدرتی

69/12

031/16

5

23

477/0

319/0-

5

احساس بی‌معنایی

06/14

837/7

7

19

633/0-

114/0-

4

احساس انزوای اجتماعی

06/9

949/9

4

20

276/1

774/1

4

احساس بی‌هنجاری اجتماعی

92/10

507/12

4

20

011/0-

479/0-

4

احساس تنفر فرهنگی

32/10

165/6

3

15

992/0-

888/0

8

مسئولیت‏پذیری اجتماعی

91/67

249/12

44

100

116/0

420/0-

24

مسئولیت‏پذیری اقتصادی

06/8

682/2

3

15

384/0

141/0-

3

مسئولیت‏پذیری جامعه‏ای

87/16

628/4

5

25

463/0-

500/0-

5

مسئولیت‏پذیری فرهنگی

24/12

321/4

5

24

862/0

680/0

5

مسئولیت‏پذیری سیاسی

06/17

103/5

6

25

165/0-

805/0-

5

رضایت اجتماعی

39/38

772/7

21

60

334/0

157/0-

12

رضایت فردی

26/7

196/3

3

15

504/0

267/0-

3

رضایت شغلی

94/19

509/4

9

30

002/0

406/0-

6

رضایت جامعه‏ای

19/11

514/2

6

15

017/0

968/0-

3

بی‏تفاوتی اجتماعی

70/63

447/12

32

92

218/0-

231/0-

20

 بعد ذهنی بی‏تفاوتی اجتماعی

35/28

811/5

17

35

311/0-

241/1-

7

بعد عینی بی‏تفاوتی اجتماعی

35/35

809/8

13

57

267/0-

181/0-

13

برای بررسی میزان متغیرهای ملاک و پیش‎‍بین، به این طریق عمل شد. چنانچه میانگین به دست آمده زیر 40 باشد، در حد پایین، اگر بین 40 تا 70 باشد، در حد متوسط و اگر بیش از 70 باشد، در حد زیاد ارزیابی شد.

جدول (‌4‌) توزیع توصیفی از قبیل میانگین‌، انحراف معیار و حداقل و حداکثر، کجی و کشیدگی، نمرۀ کسب‌شدۀ مربوط به متغیر‎‍ها و ابعاد آنها را در آزمودنی‏ها نشان می‏دهد. براساس یافته‎‍ها، بیگانگی اجتماعی با (میانگین= 84/69 و انحراف معیار = 719/8 ) و مسئولیت‏پذیری‎‍ اجتماعی با (میانگین= 91/67 و انحراف معیار= 249/12) نیز در حد متوسط است، اما رضایت اجتماعی معلمان با (میانگین= 39/38 و انحراف معیار = 772/7 ) در حد پایین است. بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان با (میانگین= 70/63 و انحراف معیار 447/12) در حد متوسط است.‌ براساس یافته‎‍‎‍های جدول میانگین، بعد عینی بی‎‍تفاوتی معلمان بیش از بعد ذهنی آنهاست. همچنین شاخص‎‍های کجی و کشیدگی نشان می‎‍دهند که شرط نرمال‌بودن برای تمام متغیرها وجود دارد؛ زیرا تفاضل کجی و کشیدگی آنها بیشتر از 05‎‍/0درصد است.

یافته‎‍های آزمون فرضیه‎‍ها

 فرضیۀ اول: بیگانگی اجتماعی بر تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است.

فرض پژوهش: بیگانگی اجتماعی بر تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است. H1 ≠ H0

یافته‎‍های تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس متغیر بیگانگی اجتماعی و تأثیر آن بر متغیر بی‏تفاوتی اجتماعی‌ (به دو روش اینتر و روش گام به گام در جدول ‌7 و 6) خلاصه ‎‍شده ‏است.

جدول 6- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس بیگانگی اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش اینتر)

Table 6- Multiple regression analysis and variance of social alienation with social indifference (inter method)

متغیر ملاک

روش

متغیر پیش‌بین

b

t

R-value

R

R2

F

R-value

 بی‌تفاوتی اجتماعی

اینتر

بیگانگی اجتماعی

594/0

597/7

000/0

594/0

353/0

714/57

000/0

 همان‎‍طور که جدول (6) نشان می‎‍دهد، ‎‍ضریب رگرسیون بین متغیر بیگانگی اجتماعی با بی‏تفاوتی اجتماعی (59/0= R) در حد متوسط و مثبت است و بیگانگی اجتماعی 594/0درصد تغییرات بی‎‍تفاوتی معلمان را پیش‎‍بینی می‎‍کند. ضریب تعیین(R2) نشان می‎‍‎‍دهد 2/36درصد از تغییرات متغیر بی‏تفاوتی اجتماعی، با متغیر بیگانگی اجتماعی تعیین می‎‍شود. سطح معنی‎‍داری F (آنوا) کمتر از 01/0 است که حکایت از تأیید مدل رگرسیونی دارد و فرض پژوهش در 99درصد اطمینان نیز تأیید می‎‍شود. آمارۀ بتا نیز اهمیت نسبی حضور متغیر را در مدل رگرسیون‌ نشان می‎دهد. معمولاً هرگاه قدر مطلق آمارۀ t برای متغیری بزرگ‌تر از 96/1 باشد، سطح خطای آن نیز کوچک‌تر از 01/0 یا 05/0 است و با توجه به اینکه مقدار این آماره در این فرضیه 758/7 ‌ و سطح معناداری کمتر از 05/0 است، بنابراین فرضیۀ تأثیر بیگانگی اجتماعی بر بی‎تفاوتی اجتماعی با 99درصد اطمینان تأیید می‏شود.

جدول 7- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفه‎‍‎‍های بیگانگی اجتماعی با بی‎تفاوتی اجتماعی  (روش گام به گام)

Table 7- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of the components of social alienation and social indifference(stepwise)

متغیر ملاک

گام

متغیر پیش‌بین

b

t

R-value

R

R2

F

R-value

 

 

 

 

 

بی‌تفاوتی اجتماعی

1

احساس تنفر فرهنگی

452/0

220/5

000/0

452/0

204/0

245/27

000/0

2

احساس تنفر فرهنگی

387/0

455/4

000/0

512/0

262/0

684/18

000/0

 

احساس بی‌معنایی

250/0

874/2

005/0

3

احساس تنفر فرهنگی

353/0

143/4

000/0

558/0

311/0

658/15

000/0

 

احساس بی‌معنایی

247/0

933/2

004/0

احساس انزوای اجتماعی

223/0

711/2

008/0

4

احساس تنفر فرهنگی

318/0

775/3

000/0

593/0

352/0

994/13

000/0

احساس بی‌معنایی

270/0

266/3

001/0

احساس انزوای اجتماعی

210/0

604/2

011/0

احساس بی‌قدرتی

206/0

552/2

012/0

در روش گام به گام جدول (7)‌، اولین مؤلفه‎‍ای که وارد معادله شده است و بیشترین تغییر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را پیش‎‍بینی می‎‍کند، مؤلفۀ احساس تنفر فرهنگی بود. ضریب تأثیر این متغیر در گام اول (452/0) است. در مرحلۀ دوم مؤلفۀ احساس بی‎‍معنایی با ضریب تأثیر (250/0) وارد معادله شده ‎‍است. در گام سوم احساس انزوای اجتماعی با ضریب تأثیر (223/0) و در گام چهارم مؤلفۀ احساس بی‎‍قدرتی با ضریب تأثیر (206/0) وارد شده است. با اضافه‌شدن هر متغیر در هر گام، میزان تغییراتی افزایش می‎‍یابد که بی‎‍تفاوتی اجتماعی را پیش‎‍بینی می‎‍کند‌. سطح معنی‎‍داری آنوا در 4 گام کمتر از 000/0 شده است که حکایت از تأیید مدل و تأیید فرض تحقیق با سطح اطمینان 99درصد دارد. همچنین مؤلفۀ بی‎‍هنجاری رابطۀ معنی‎‍داری با بی‎‍تفاوتی اجتماعی نداشته و از معادله خارج شده است.

فرضیۀ دوم: مسئولیت‏پذیری اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر‎‍گذار است.

 (H1 ≠ H0: H1=H0)

در مرحلۀ اول با روش اینتر رگرسیون بین دو متغیر اصلی سنجیده شد و در مرحلۀ دوم با روش گام به گام، رابطۀ بین مؤلفه‎‍های مسئولیت‎‍پذیری با متغیر ملاک سنجیده شد. یافته‎‍ها در جدول (7) با روش اینتر و جدول (8) به روش گام به گام خلاصه شده ‏است.

جدول 8- تحلیل رگرسیون چندگانه و انوا متغیر مسئولیت‏پذیری اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش اینتر)

Table 8- Multiple regression analysis and variable types of social responsibility with social indifference (inter method)

متغیر ملاک

روش

متغیر پیش‌بین

b

t

R-value

R

R2

F

R-value

 بیتفاوتی اجتماعی

اینتر

مسئولیت‌پذیری اجتماعی

609/0-

701/2-

008/0

609/0

 

371/0

 

516/62

000/0

همان‎‍طور که جدول (8) رگرسیون با روش اینتر نشان می‎‍دهد، ضریب همبستگی رگرسیون بین متغیر مسئولیت‎‍پذیری اجتماعی با بی‎‍تفاوتی اجتماعی مثبت و متوسط است (609/0) و ضریب تعیین (371/0) درصد از تغییرات متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را تعیین و پیش‎‍بینی می‎‍کند. بتا یعنی ضریب تأثیر مسئولیت‎‍پذیری اجتماعی، 609/0درصد تأثیر منفی بر بی‎‍تفاوتی ‎‍اجتماعی دارد و با افزایش هر واحد مسئولت‎‍پذیری اجتماعی، از بی‎‍تفاوتی اجتماعی 609/0درصد کاسته می‎‍شود. آنوا ( 516/62 = F و سطح معنی‌داری= 000/0) نشان می‎‍دهد که فرض تحقیق در سطح 99درصد اطمینان تأیید شده است.

جدول 9- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفه‎‍های متغیر مسئولیت‏پذیری اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش گام به گام)

Table 9- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of the variable components of social responsibility and social indifference(stepwise method)

متغیر ملاک

گام

متغیر پیش‌بین

b

T

R-value

R

R2

F

R-value

 بی‌تفاوتی اجتماعی

1

مسئولیت‌پذیری جامعه‌ای

548/0-

747/6-

000/0

548/0

 

300/0

 

519/45

000/0

2

مسئولیت‌پذیری جامعه‌ای

537/0-

906/6-

000/0

606/0

367/0

396/30

000/0

مسئولیت‌پذیری اقتصادی

258/-0

314/3-

001/0

جدول رگرسیون چندگانه با روش گام به گام (9) نشان می‎‍دهد که مسئولیت‎‍پذیری جامعه‎‍ای، اولین مؤلفۀ مسئولیت‎‍پذیری اجتماعی است که وارد معادله شده ‎‍است و ضریب همبستگی بین این مؤلفه با بی‏تفاوتی اجتماعی در سطح متوسط (‎‍548/0‎‍) است. همچنین ضریب تعیین نشان می‎‍دهد که 30درصد از تغییرات متغیر بی‏تفاوتی اجتماعی با متغیر مسئولیت‎‍‏پذیری جامعه‎‍ا‎‍ی تعیین و پوشش داده می‎شود. بتای متغیر مسئولیت‏پذیری جامعه‎‍ای نشان می‎‍د‎‍هد‌ این مؤلفه 548/0درصد بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیر دارد؛ یعنی با افزایش یک واحد در متغیر مسئولیت‏پذیری جامعه‎‍ای، میزان بی‏تفاوتی اجتماعی به مقدار 548/0درصد کاهش می‏یابد و از بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان کاسته می‎‍شود.

 در گام دوم متغیر مسئولیت‎‍پذیری اقتصادی نیز، وارد معادله‌ و ضریب تأثیر آن بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی (258/0-) برآورد شد.‌ بتای دو مؤلفۀ مسئولیت‎‍پذیری در گام دوم، ‌‌795/0‎درصد از تغییرات متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را تبیین می‎‍کنند. در‌واقع با افزایش هر واحد تغییر در این دو متغیر، به‌اندازۀ 5/79درصد متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی کاهش می‎‍یابد. سطح معنی‎‍داری F (آنوا) کمتر از 000/0 است که حکایت از تأیید مدل رگرسیونی و فرض پژوهش در سطح اطمینان 99%دارد و متغیر مسئولیت‏پذیری جامعه‎‍ای و اقتصادی قادر به پیش‎‍بینی و تعیین تغییرات متغیر بی‎تفاوتی اجتماعی است.

 دیگر مؤلفه‎‍های متغیر مسئولیت‎‍پذیری وارد معادله نشده‎‍اند و تأثیر درخور توجهی بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی نداشتند.

فرضیۀ سوم: رضایت اجتماعی و مؤلفه‎‍های آن بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است. ( H1 ≠ H0: H1=H0)

یافته‎‍های تحلیل رگرسیونی با روش اینتر در جدول (10‌) خلاصه شده است.

جدول 10- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفه‎‍های متغیر رضایت اجتماعی با بی‎تفاوتی اجتماعی(روش اینتر)

Table 10- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of variable components of social satisfaction with social indifference (inter method)

متغیر ملاک

روش

متغیر پیش‌بین

b

t

R-value

R

R2

F

R-value

 بی‌تفاوتی اجتماعی

اینتر

رضایت اجتماعی

657/0-

964/ 8

000/0

657/0

431/0

358 /80

000/0

بر‌اساس یافتۀ جدول (10)، ضریب همبستگی رگرسیون رضایت اجتماعی (657/0) از تغییرات متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را پیش‎‍بینی می‎‍کند و همبستگی دو متغیر در حد متوسط و مثبت ارزیابی می‎‍شود. ضریب تعیین (431/0) درصد از تغییرات متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را تعیین می‎‍کند. ضریب تأثیر (بتا)، رضایت اجتماعی بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی، 657/0درصد تأثیر منفی دارد و با افزایش هر واحد رضایت اجتماعی از بی‎‍تفاوتی اجتماعی، 657/0درصد کاسته می‎‍شود. آنوا (‌358/80 = F و سطح معنی‎‍داری= 000/0) نشان می‎‍دهد که فرض تحقیق در سطح 99درصد اطمینان تأیید شده‎‍ است.

جدول 11- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفه‎‍های متغیر رضایت اجتماعی با بی‎تفاوتی اجتماعی (روش گام به گام)

Table 11- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of variable components of social satisfaction with social indifference) stepwise method (

متغیر ملاک

گام

متغیر پیش‌بین

b

t

R-value

R

R2

F

R-value

 بی‌تفاوتی اجتماعی

1

رضایت از اوضاع جامعه

574/0-

217/7-

000/0

574/0

330/0

091/52

000/0

2

رضایت از اوضاع جامعه

427/0-

521/5-

000/0

679/0

461/0

866/44

000/0

 

رضایت شغلی

391/0-

056/5-

000/0

جدول (11) نشان می‎‍دهد که در گام اول، رضایت از اوضاع جامعه وارد معادله شده‎‍ است و ضریب همبستگی بین این مؤلفه با بی‏تفاوتی اجتماعی در سطح متوسط (‎‍574/0‎‍)، قادر به پیش‎‍بینی تغییرات متغیر بی‎تفاوتی اجتماعی است. همچنین330/0درصد از تغییرات متغیر بی‏تفاوتی اجتماعی با متغیر رضایت از اوضاع جامعه‎‍ تعیین می‎شود. بتای رضایت از اوضاع جامعه (‌574/0-) درصد بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیر منفی دارد؛ یعنی با افزایش یک واحد در متغیر رضایت از اوضاع جامعه‎‍، میزان بی‏تفاوتی اجتماعی به مقدار 574/0درصد کاهش می‏یابد و از بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان، کاسته می‎‍شود.

 در گام دوم متغیر رضایت شغلی وارد معادله شده ‎‍است. ضریب تأثیر رضایت شغلی بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی (391/0-) برآورد شد؛ یعنی این دو متغیر با یکدیگر 818/0درصد از تغییرات متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را پیش‎‍بینی و تبیین می‎‍کنند. درواقع با افزایش هر واحد تغییر در این دو متغیر به‌اندازۀ 8/81درصد متغیر بی‎‍تفاوتی اجتماعی کاهش می‎‍یابد. سطح معنی‎‍داریF (آنوا) کمتر از 000/0 ، حکایت از تأیید مدل رگرسیونی و فرض پژوهش در سطح اطمینان 99% دارد. مؤلفۀ رضایت فردی نیز در مدل وارد نشده ‎‍است.

فرضیۀ چهارم: متغیرهای زمینه‎‍ای بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است.

 

جدول 12- آزمون تحلیل واریانس یک‌راهه (آنوا) بین سن و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با بی‌تفاوتی اجتماعی در بین معلمان

Table 12- One-way analysis of variance (ANOVA) test between age and socio-economic Status  with social indifference among teachers

متغیر

مجموع مربعات

درجۀ آزادی

میانگین مربعات

F

Sig

سن

 

 

 

 

 

بین گروه‌ها

643/690

6

107/115

686/0

562/0

درون گروه‌ها

875/15887

101

306/157

جمع

519/16578

107

 

پایگاه اقتصادی - اجتماعی

 

 

 

 

 

بین گروه‌ها

014/176

3

671/58

372/0

773/0

درون گروه‌ها

505/16402

104

716/157

جمع

519/16578

107

 

 یافته‎‍های جدول 12، رابطۀ بین گروه‎‍های سنی معلمان را با بی‎‍تفاوتی اجتماعی‌ نشان می‎‍دهد. در این مدل گروه‎‍های سنی 5 سالۀ معلمان از حیث میزان بی‌تفاوتی با یکدیگر مقایسه شد تا نشان داده شود که آیا بین گروه‎‍های سنی و بی‎‍تفاوتی معلمان ارتباط معنادار وجود دارد یا خیر. یافته‎‍ها نشان می‌دهد‌ آمارۀ F با مقدار‎‍ (732/0) در سطح خطایی بسیار بیشتر از حد استاندارد، یعنی 05/0 محاسبه شده ‎‍است (625/0=Sig). بنابراین بین گروه‎‍های سنی پنج ساله، تفاوت معناداری در زمینۀ شدت بی‎‍تفاوتی اجتماعی وجود ندارد و فرض تحقیق رد و فرض صفر، تأیید می‌شود.

 یافته‎‍ها نشان می‎‍دهد که بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی معلمان با بی‎‍تفاوتی اجتماعی آنها تفاوت معنی‎‍داری وجود ندارد. آمارۀ F به دست آمده (372/0) در سطح خطایی بسیار بیشتر از حد استاندارد، یعنی 05/0 محاسبه شده است (773/0=Sig)، بین طبقات اقتصادی- اجتماعی، تفاوت معناداری در زمینۀ شدت بی‎‍تفاوتی اجتماعی وجود ندارد؛ بنابراین فرض تحقیق رد و فرض صفر تأیید می‌شود.

برای بررسی متغیرهای جنس و وضعیت تأهل، به‌دلیل اسمی‌بودن آنها، از آمارۀ خی‎‍دو استفاده‌ و یافته‎‍ها در جدول 13 خلاصه شد‌.

 

جدول 13- تحلیل آماری متغیرهای اسمی (107نفر)

Table 13- Statistical analysis of nominal variables (107 people (

متغیر

خی‎‍دو

درجۀ آزادی

معنی‌داری

جنس

333/0

1

564/0

تأهل

815 /42

1

000/0

 

همان‎‍طور که جدول 13 نشان می‎‍دهد، رابطۀ جنس با بی‎‍تفاوتی اجتماعی معنی‎‍دار نیست، اما متغیر تأهل بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیرگذار است و فرض پژوهش با 99درصد اطمینان تأیید شد.

 

تحلیل‎‍های رگرسیونی چند متغیره با روش گام به گام

در این بخش از تحلیل هدف، یافتن میزان و سهم اثر متغیرهای مستقل بیگانگی اجتماعی، رضایت اجتماعی، مسئولیت‏پذیری اجتماعی و پایگاه اقتصادی - اجتماعی در تبیین میزان بی‏تفاوتی اجتماعی است. در روش گام‎‍به‎‍گام، قوی‎‍ترین متغیر‏ها به ترتیب وارد معادله می‏شوند و این کار تا زمانی ادامه می‏یابد که خطای آزمون معناداری به 5درصد برسد. تحلیل رگرسیون تا سه گام پیش رفته‌ (‌جدول ‌14)‌ و متغیر پایگاه اجتماعی – اقتصادی در تحلیل وارد نشده است.

 

 

جدول 14- تحلیل رگرسیون با روش گام به گام برای پیش‏بینی میزان تأثیر متغیرهای مستقل بر بیتفاوتی اجتماعی

Table 14- regression analysis predicting the influence of independent variables on social indifference (stepwise method)

متغیر ملاک

گام

متغیر پیش‌بین

b

t

R-value

R

R2

F

R-value

 بی‌تفاوتی اجتماعی

1

رضایت

اجتماعی

657/0-

964/8-

000/0

657/0

431/0

358/80

000/0

2

رضایت

اجتماعی

491/0-

730/6-

000/0

740/0

548/0

561/63

000/0

بیگانگی

اجتماعی

379/0

199/5

000/0

3

رضایت

اجتماعی

380/0-

028/5-

000/0

774/0

598/0

663/51

000/0

بیگانگی

اجتماعی

305/0

239/4

000/0

مسئولیت‌پذیری

275/0-

627/3-

000/0

 

 

در گام اول، اولین متغیر رضایت اجتماعی وارد تحلیل شده است و 657/0درصد از تغییرات بی‎‍تفاوتی اجتماعی را پیش‎‍بینی می‌کند. ‌براساس سطح معنی‎‍داری آنوا با 99درصد اطمینان‌، فرض تحقیق و مدل تأیید شد.

R= 0/657, sig = 0/000 < 0/05, F = 80/358, df = 1)

  در گام دوم، متغیر بیگانگی اجتماعی وارد معادله شد. هر دو متغیر رضایت اجتماعی و بیگانگی اجتماعی 810/0درصد از تغییرات بی‎‍تفاوتی اجتماعی را پیش‎‍بینی می‌کنند. رابطۀ معنی‎‍داری بین متغیرها با بی‎‍تفاوتی اجتماعی وجود دارد‌ و فرض تحقیق با 99درصد اطمینان تأیید می‎‍شود.

R= 0/745, sig = 0/000 < 0/05, F = 65/563, df = 2)

بیگانگی اجتماعی 4/12درصد واریانس بی‏تفاوتی اجتماعی را تبیین می‏کند.    (7/11= 1/43 – 8/54)

 در گام سوم، سومین متغیر مسئولیت‏پذیری اجتماعی وارد معادله شد.

R= 774/0, sig = 000/0 < 05/0, F = 663/51, df = 3)

مسئولیت‏پذیری اجتماعی 5درصد از واریانس بی‏تفاوتی اجتماعی را تعیین می‏کند‌ ‎‍(05/0 = 548/0 – 598/0).

 بر‌اساس یافته‎‍ها، هر قدر میزان رضایت اجتماعی و مسئولیت‎‍پذیری اجتماعی افزایش می‎‍باید، از بی‎‍تفاوتی اجتماعی کاسته‎‍ می‎‍‌شود؛ اما هر قدر میزان بیگانگی اجتماعی افزایش می‎‍یابد، به بی‎‍تفاوتی اجتماعی هم افزوده می‎‍شود.

 

نتیجه‎‍ و بحث

پژوهش حاضر، عوامل مؤثر بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان دورۀ ابتدایی و متوسطۀ شهر فامنین و راه‏های کاهش آن را با روش پیمایشی‌ مطالعه کرد. نتایج به شرح زیر به‎‍ دست آمد.

 نتایج توصیفی میانگین و انحراف معیار متغیرهای اصلی پژوهش نشان داد که بیگانگی اجتماعی، مسئولیت‏پذیری اجتماعی و بی‏تفاوتی اجتماعی پاسخ‎‍گویان در حد متوسط، اما رضایت اجتماعی آنها در حد کم گزارش شده است.

 در این تحقیق مهم‎‍ترین راهکار‌ کاهش بی‎‍تفاوتی اجتماعی ازنظر معلمان، به ترتیب اهمیت شامل موارد زیر بود: حل مسائل اقتصادی و حقوق و رفاه معلمان، حفظ احترام اجتماعی، حل مشکل رتبه‎‍بندی و در‌نهایت شرکت معلمان در تصمیمات مهم و سرنوشت‎‍ساز آموزش و پرورش.

نتایج آزمون فرضیه‎‍ها به شرح زیر برآورد شد.

 فرضیۀ اول پژوهش: تأثیر بیگانگی اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان تأیید شد.

 نتایج این پژوهش با پژوهش‎های فولادیان (1394)، حسنوند (1395) و در بعد بی‎‍قدرتی، با سیدین و همکاران (1401) و نوابخش و میرزاپوری ولوکلا (1394)، بعد بی‎‍هنجاری با محسنی ‎‍تبریزی (1375)، بعد بی‎‍معنایی با محسنی ‎تبریزی و صداقتی‏فرد (1390)، صداقتی‌‌فرد (1392)، سفیری و صادقی (1388)، گانس (1999)، نادری و همکاران (1388) و در بعد احساس تنفر فرهنگی و تنفر از خود با عنبری و غلامیان (1395)، فولادیان (1394)، نبوی و همکاران (1393)‌ همسو و هماهنگ است. همچنین تأیید‌کنندۀ نظریات‌ سیمن (1959) در رابطه با متغیر بیگانگی اجتماعی و ابعاد آن است. بر‌اساس رگرسیون گام به گام، هر قدر تنفر فرهنگی، احساس بی‎‍معنایی و بی‎‍قدرتی‌ در جامعه افزایش یابد، بی‎‍تفاوتی اجتماعی معلمان نسبت‌به خود، دیگران و جامعه نیز افزایش می‎‍یابد. براساس اظهارات معلمان در مصاحبه‎‍های نیمه‎‍ساخت‎‍یافته، توجه ویژه و بها‌دادن شخصیتی و معنایی به معلمان به‌عنوان یک سرمایۀ انسانی‌ سازندۀ نسل آینده، بی‎‍تفاوتی اجتماعی آنها را کاهش می‌دهد.

در تحلیل رگرسیون گام‎‍به‎‍گام مؤلفه‎‍های بیگانگی اجتماعی، مؤلفۀ احساس تنفر فرهنگی با ضریب تأثیر (452/0) اولین متغیری است که وارد معادله می‌شود و بیشترین تغییر بی‎‍تفاوتی اجتماعی را تبیین می‎‍کند. در نظریۀ کارکردگرایان، ساختاری از‌جمله دورکیم (1384) و پارسونز (1937) و مرتن (1964) فرهنگ در رأس نظام اجتماعی کل است و ارزش‌ها و باورها و اعتقادات مهم‎‍ترین عناصر سازندۀ فرهنگی‌اند. بنابراین تنفر فرهنگی عامل گسست فرد از جامعه می‌شود و آنها را نسبت‌به ارزش‎‍های جامعه بی‎‍تفاوت و احتمالاً مخالف می‌کند که نباید به‌راحتی از کنار این یافتۀ پژوهشی گذشت.

در گام دوم مؤلفۀ احساس بی‎‍معنایی، در گام سوم احساس انزوای اجتماعی و در گام چهارم مؤلفۀ احساس بی‎‍قدرتی وارد شده است. احساس بی‎‍معنایی، انزوا و بی‎‍قدرتی تقویت‌کنندۀ بی‎‍تفاوتی و پوچی در آحاد جامعه می‌شوند و تهدیدی برای انسجام و همبستگی اجتماعی فرد و جامعه‌اند.

 فرضیۀ دوم پژوهش: تأثیر مسئولیت‏پذیری اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان نیز تأیید شد.

نتایج این پژوهش با پژوهش‎های کلانتری و همکاران‎‍ (1386)، سفیری و حجتی کرمانی (1399)، علمدار و همکاران (1397)، محسنی تبریزی و صداقتی‌فرد (1390) هماهنگ و همسو است. همچنین در راستای تأیید نظرات کاکابدس و کالو (2009) است. بی‎‍تفاوتی اجتماعی ناشی از کاهش صمیمت و برابری در مقابل افزایش غریبگی و نابرابری و‌ مشارکت‌نکردن اجتماعی است و تمام ابعاد مسئولیت‎‍پذیری‎‍های اقتصادی، جامعه‎‍ای، فرهنگی و سیاسی را در بر می‎‍گیرد. در این حالت فرد خود را با فعالیت‎‍های بیهوده مشغول می‎‍‌کند و مسئولیتی نسبت‌به دیگران و جامعه احساس نمی‎‍کند. بی‎‍تفاوتی فرد نسبت‌به خود و جامعه بسیار خطرناک است و سلامت فرد و جامعه را تهدید می‌‎‍کند.

در روش گام به گام، نخست مسئولیت‎‍پذیری جامعه‎‍ای وارد معادله شده ‎‍است. این نوع مسئولیت‎‍پذیری، افراد را در رابطه با هویت ملی تبیین می‎‍کند و هر قدر کاهش یابد، هویت ملی را تهدید خواهد کرد. با افزایش تنفر فرهنگی و مسئولیت‎‍پذیری جامعه‎‍ای، همبستگی اجتماعی کاهش می‎‍یابد. بر‌اساس نظر دورکیم (1384)، اجزای جامعه باید در هماهنگی و تناسب باشند و از انسجام لازم برخوردار باشند تا همبستگی اجتماعی تقویت شود.

گام دوم مؤلفۀ مسئولیت‎‍پذیری اقتصادی وارد معادله شد و نشان داد هر قدر این مسئولیت افزایش یابد، علاقه به انجام وظیفه نیز افزایش می‎‍یابد و معلمان با شوق و احساس مسئولیت، ایفای وظیفه می‎‍کنند و با کسالت و سستی در کلاس و محل کار حاضر نخواهند شد. توجه به اقتصاد و معیشت و رفاه معلمان، اساسی است و افزایش حقوق و رتبه‎‍بندی علمی آنها از راهکارهای اساسی کاهش بی‌مسئولیتی و در‌نتیجه بی‎‍تفاوتی اجتماعی آنهاست.

 فرضیۀ سوم پژوهش: تأثیر رضایت اجتماعی بر بی‏تفاوتی اجتماعی معلمان نیز تأیید شد.

 نتایج این پژوهش با پژوهش‎های محسنی ‎‍تبریزی و صداقتی‏فرد ‎‍(1390)، عنبری و غلامیان (1395)، غفاری و نیازی ‎‍(1386)، احمدی و مجیدی (1392) و نظریه‎‍های گنس (1992) و لیپست (1399) و چن و ژنگ (‌1999) هماهنگ و همسو است. هر قدر رضایت اجتماعی افزایش می‎‍یابد، از بی‎‍تفاوتی اجتماعی کاسته می‎‍شود. معلمان رضایت اجتماعی کافی از شغل و اوضاع جامعه ندارند، به همین دلیل بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی آنها می‎‍افزاید. بنابر اظهارات معلمان، سرو‌کارداشتن با کودکان و نسل نوجوان مهارت‎‍های ویژه می‎‍طلبد و نیازمند وقت‌گذاشتن با تحمل بالاست. برای رسیدن به این هدف، دغدغۀ مالی و معیشتی معلمان باید برطرف‌ و حرمت شغل معلمی در جامعه حفظ شود تا رضایت اجتماعی آنها تأمین شود و نسبت‌به مسائل اجتماعی، احساس بی‎‍تفاوتی اجتماعی نداشته باشند.

فرضیۀ چهارم پژوهش: تأثیر متغیرهای زمینه‎‍ای سن، پایگاه اجتماعی– اقتصادی (درآمد، تحصیلات و طبقه) بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأیید نشد. این نتیجه ناهمسو و ناهماهنگ با نتایج پژوهش‎‍های نبوی و همکاران (1393)، غفاری و نیازی (1386)، فیروزجائیان و همکاران (1396)‎‍، زارع شاه‌آبادی و سامانی (1395)، نوابخش و میزاپوری ولوکلا (1394)، چن و ژنگ (1999) و مک‎‍دل و ریدلی (1962) است، اما تأهل بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی تأثیرگذار است و در راستای تحقیقات مذکور است. آنچه حائز توجه است، این است که معلمان از‌نظر پایگاه اقتصادی- اجتماعی تقریباً مشابه و هم‌سطح‌اند. به همین دلیل است که رابطۀ بین متغیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی آنها با بی‎‍تفاوتی اجتماعی معنی‎‍دار نشده ‎‍است.

 تأثیر جنس بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی نیز رد شد و مخالف نظریۀ لیپست (1399) است.

 بر‌اساس تحقیق ال‌ میزجاجی (2001)، بی‌تفاوتی شهروندان واقعیتی است که به‌عنوان مانعی در راه تمام تلاش‌های عرضه‌شده به‌وسیلۀ نظام اداری و دولتی برای توسعه در کشور عمل می‎‍کند. همچنین بیگانگی اجتماعی و نارضایتی محصول تأثیرپذیری از شرایط گوناگون تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه است که به بی‎تفاوتی ‎‍اجتماعی منجر خواهد شد. برای کاهش بیگانگی اجتماعی با شرکت‌دادن معلمان در برنامه‏ریزی‎‍ها و تصمیم‎‍گیری‎‍های اجتماعی و آموزشی و سیاسی و... می‎‍توان مانع از افزایش احساس بیگانگی اجتماعی آنها شد و بستر کاهش بی‎‍تفاوتی اجتماعی آنها را نسبت‌به سرنوشت فرد و جامعه فراهم کرد. از‌طریق رفع نیازهای مادی (حقوق، معیشت و رفاه) و غیرمادی (حفظ احترام اجتماعی و علمی)، به‌نوعی  توان معیشت و فقرزدایی و تبعیض‎‍زدایی در میان معلمان و رضایت اجتماعی آ‎نها افزایش می‌یابد. معلمان به‌عنوان نیروی انسانی، یکی از مهم‎‍ترین عناصر پیشرفت اقتصادی، توسعۀ دموکراسی در حوزۀ سیاسی، حافظ و تقویت‌کنندۀ نمادهای فرهنگی جامعه محسوب می‎‍شوند. آنها نه‌تنها خود و جامعۀ امروز را می‎‍سازند، بلکه تضمین‎‍کنندۀ توسعۀ فردای جامعه و مسئولیت‌پذیرکردن نسل‎‍های آینده هم هستند. در حوزۀ توجه به مسئولیت‏پذیری در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، جامعه‏ای باید در برنامه‏ریزی‎‍های توسعه‏ای در نظر گرفته شوند؛ زیرا تقویت روحیۀ مسئولیت‏پذیری اجتماعی در میان معلمان و ایجاد فضا و انگیزه برای مشارکت اجتماعی مؤثر آنها‎‍، به استحکام و رشد ارزش‏ها، اصول و تعهدات در جامعه کمک و فرایند توسعۀ کشور را بیمه کنند.

[1] Culture of Participation

[2] Sidney Verba

3 Feeling of Futility

[4] Civil Society

[5] Social Care

[6]مصاحبۀ عمیق پژوهشگر با معلمان

[7] Piliavin & Charng

[8] Latane & Darely

[9] Durkheim

[10] Parsons

[11] Merton

[12] Seeman

[13] Gamson and Karnhauser

[14] Friedenberge

[15] seeman

[16] kakabadse & Kalu

[17] Garfinkel and Beaman

[18] Smart PLS

[19] McDill & Ridley

[20] Ganse

[21] Ross

[22] Chen & Zhong

6 Al Mizjaji

[24] Validity

[25] Reliability

احمدی، ی. و مجیدی، ا. (1392). مؤلفه‎‍های اجتماعی – فرهنگی و بی‎‍اعتنایی اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه‎‍های کردستان و پیام نور. مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، 2(3)، 363-339. 10.22059/JISR.2013.51656
توسلی، غ. ع. ‎‍(1383). مشارکت اجتماعی در شرایط جامعۀ آنومیک (رابطۀ آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی با مشارکت اجتماعی). تهران: انتشارات دانشگاه تهران. https://www.gisoom.com/book/1274650-
جلایی‎‍پور، م.ر. و محمدی، ج. (1387‌). نظریه‎‍های متأخر جامعه‎‍شناسی. تهران: نی. https://www.gisoom.com/book/11143568/
حسنوند، ر. (1395). بررسی رابطة بین احساس نابرابری و بی‌تفاوتی اجتماعی در بین شهروندان 18 سال به بالای تهرانی، [پایان‌نامۀ ارشد، دانشکدۀ علوم اجتماعی تهران، استاد راهنما شراره مهدیزاده]. . https://elmnet.ir/doc/11177847-20813-
داد‎‍خواه تهرانی، ل.؛ ملانیاجلودار، ش. و جلیلی، م. (1400). ‌عوامل اجتماعی مؤثر بر بی‌تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان. چهارمین کنفرانس بین‌المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه، تهران. https://civilica.com
دورکیم، ا. (1384‎‍). تقسیم کار اجتماعی (ترجمۀ باقر پرهام). تهران‌: مرکز. https://www.gisoom.com/book/1478914-
رفیع‌پور، ف. (1378). آنومی یا آشفتگی اجتماعی، تهران: سروش. https://www.ketabium.com/product/580477
زارع شاه‌آبادی، ا. و سامانی، ش. (1395). ‌بررسی رابطۀ بی‌تفاوتی اجتماعی با سرمایۀ اجتماعی، مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاه‌‌های اصفهان و یزد. دومین کنفرانس سراسری دانش و فناوری علوم تربیتی مطالعات اجتماعی و روان‌شناسی ایران، نمایه در سیویلیکا، در دسترس از : https://civilica.com/doc/547185
سفیری، خ. و حجتی کرمانی، س. (1399). بررسی جامعه‎‍شناسی بی‎‍تفاوتی اجتماعی در شهر تهران. مطالعات فرهنگی و ارتباطات، 16(60)، 131- 111.   https://civilica.com/doc/1196278/
سفیری، خ. و صادقی، م. (1388). مشارکت اجتماعی دانشجویان دختر دانشکده‌های علوم اجتماعی دانشگاه‌های شهر تهران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن. جامعه‌شناسی کاربردی، 20(2)، 34-1.
سیدین، ن.؛ خادمیان، ط. و ادهمی، ع. (1401). تحلیل جامعه‌شناختی تأثیر بی‌هنجاری بر بی‌تفاوتی اجتماعی. پژوهش‌های جامعه‌شناختی، 16(3)، 55-80‌. https://ensani.ir/fa/article/529446/ -
صداقتی‌فرد، م. (1392). بی‌تفاوتی اجتماعی (معنا کاوی، بنیان نظری، سبب‌شناسی)، اصفهان: بهتاپژوهش. https://www.gisoom.com/book/11022869/
طالب‌پور، ا. و ایازی، س.ع. ن. (1397). آئین زیارت مشهدالرضا(علیه‌السلام) بر کاهش بی‎‍تفاوتی اجتماعی دانشجویان )مطالعۀ موردی؛ دانشجویان دانشگاه آیه‌الله بروجردی). فرهنگ رضوی، 6(‌23‌)، 72-43. 20.1001.1.23452560.1397.6.23.2.7
طالبی، ا. و خوش‌بین، ی. (1391). مسئولیت‌پذیری اجتماعی جوانان. علوم اجتماعی، 19(59)، 249-216. https://doi.org/10.22054/qjss.2013.6886
عبدالهی، م. و میرزایی، ا. (1388). بررسی کنش تطابقی جوانان با محیط سیاسی- اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن: مطالعۀ موردی استان ایلام. راهبرد، 18(53)، 127-99. .  https://ensani.ir/fa/article/journal-number/18454
علمدار، ف. س.‌؛ جوادی یگانه، م. ر.ض. و رحمانی، ج. (1397). فرایند خلق بی‎‍تفاوتی در بافت تعاملی ایرانیان. بررسی مسائل اجتماعی ایران، 9(1)، 190- 155. 10.22059/IJSP.2018.65905
عنبری، م. و غلامیان، س. (1395). تبیین جامعه‌شناختی عوامل مرتبط با بی‌تفاوتی اجتماعی. بررسی مسائل اجتماعی ایران، 7(2)، 133-159. .10.22059/IJSP.2016.63794
غفاری، غ. و نیازی، م. (1386). جامعه‌شناسی مشارکت، تهران: نشر نزدیک. https://www.gisoom.com/book/1426324/
غفاری، غ. ر. و ابراهیمی لویه، ع. (1389). جامعه‌شناسی تغییرات اجتماعی‌، تهران: انتشارات آگرا، ناشر لویه. https://agahbookshop.com
فولادیان، ا. (1394). بررسی رابطۀ بین میزان بیگانگی اجتماعی و میزان بی‌تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد. مطالعات جامعه‌شناختی جوانان، 5(17)، 144-125. https://www.sid.ir/paper/170160/fa
فیروز‎‍جائیان، ع. ا.؛ صالحی، ص.، و شفیعی، آ. (1396). بی‎‍تفاوتی زیست‌محیطی به‌مثابۀ بی‎‍تفاوتی اجتماعی. جامعه‌پژوهی فرهنگی، 8(3)، 137-164. https://socialstudy.ihcs.ac.ir
قادرزاده، ا. و رادمان، م. (1397). بی‎‍تفاوتی اجتماعی جوانان و گسست اجتماعی- فرهنگی: مطالعۀ پیمایشی جوانان شهر بوکان. مطالعات راهبردی جوانان و ورزش، 17(39)، 59-76. https://www.sid.ir/paper/520141/fa
کاف، ا.س.؛ فرانسیس، د‌.؛ دبلیو، ش. و دبلیو، د. (1388). چشماندازهایی در جامعه‌شناسی (ترجمۀ بهزاد احمدی و امید قادرزاده)، تهران: کویر.   https://www.gisoom.com/book/1626856
کشاورزی، م.؛ جعفری‌نیا، غ.ر. و گرگین، ب. (1399). بررسی ارتباط بین گرایش به هویت ملی و بی بی‌تفاوتی اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر. جامعه جامعه‌شناسی سیاسی ایران، 3 (4)، 381- 357.
کلانتری، ص.؛ ادیبی، م.؛ ربانی، ر. و احمدی، س. (1386). بررسی بی‌تفاوتی و نوع‌دوستی در جامعۀ شهری ایران و عوامل مؤثر بر آن. روان‌شناسی بالینی و شخصیت، 5(1)، 36-27.
کوزر، ل. و روزنبرگ، ب. ‎‍(‌1393). نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی (ترجمۀ فرهنگ ارشاد)، تهران: نشر نی. https://www.gisoom.com/book/11043127/
محسنی تبریزی، ع.ر. و صداقتی‌فرد، م. (1390). پژوهشی در‌بارۀ بی‌تفاوتی اجتماعی در ایران (‌مورد پژوهش: شهروندان تهرانی). جامعه‌شناسی کاربردی، 22 (3)، 1-22. 20.1001.1.20085745.1390.22.3.1.1
 محسنی تبریزی، ع.‎‍ر. (1382). ‌بیگانگی فعال و بیگانگی منفعل: مطالعۀ موردی دانشجویان ایرانی. نامۀ علوم اجتماعی، 2(22)، 131-145. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10565.html
محسنی تبریزی، ع. ‎‍ر. (1370). بیگانگی مفهوم‌سازی و گروه‎‍بندی تئوری‎‍ها در حوزه‌های جامعه‌شناسی و روان‎‍شناسی. نامۀ علوم اجتماعی،‌ 2، 45-30. https://jnoe.ut.ac.ir/article_15355.htm
مسعودنیا، ا. (1380). تبیین جامعه‌شناختی بی‌تفاوتی شهروندان در حیات اجتماعی سیاسی. اطلاعات سیاسی- اقتصادی، (11 و 12)، 165-152. . https://www.sid.ir/paper/490076/fa
مقتدایی، ل. (1399). رابطۀ رهبری مثبت‎‍گرا و انزوای اجتماعی با نقش میانجی معنویت در کار در دورۀ همه‎‍گیری کوید‎‍ 19 (مورد مطالعه دبیران شهر اصفهان). پژوهش‌های راهبردی مسائل اجتماعی ایران‌، (2)، 79-108. 
نادری، ح.؛ بنی‎‍فاطمه، ح. و حریری اکبری، م. (1388). الگوسازی ساختاری رابطۀ بین بیگانگی و بی‎‍تفاوتی اجتماعی. علوم اجتماعی (دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی مشهد)، 6 (2)، 61-29. https://doi.org/10.22067/jss.v0i0.8768
نبوی، ع.ح.‌؛ نواح، ع.ر. و امیرشیرزاد، ن. (1393). بررسی عوامل مؤثر بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی (‌مورد مطالعه: شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول). جامعه‌شناسی ایران، 15(3)، 161-132. 20.1001.1.17351901.1393.15.3.5.6
نقدی، ا. و رویین‌تن، م. (1402). بی‎‍تفاوتی اجتماعی؛ چرایی و چگونگی و پیامدها (مورد مطالعه شهر همدان). مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، 12(1)، 87-104.
نوابخش، م. و میرزاپوری ولوکلا، ج. (‌1394). تحلیل جامعه‎‍شناختی تأثیر بی‎‍هنجاری بر بی‎‍تفاوتی اجتماعی ‎‍(مورد مطالعه: شهروندان شهر بابل. مطالعات توسعۀ اجتماعی ایران، 17(3)، 53-67. https://journals.srbiau.ac.ir/article_8333.html
 
References
Abdullahi, M., & Mirzaei, E. (2008), Investigating the adaptation of young people to the political-social environment and the factors affecting it. Strategy, 18(53): 99-127. https://ensani.ir/fa/article/journal-number/18454/- [In Persian]
Ahmadi, Y., & Majidi, A. (2013). Socio-cultural components and social neglect (Case study: Students of Kurdistan and Payam Noor Universities). Social Studies and Research in Iran, 3 (7), 339-363. 10.22059/JISR.2013.51656-  [In Persian]
Al Mizjaji. A. D. (2001). Public apathy towards bureaucracy as a constraint on the development of saudi arabia. Public Administration Quarterly, 25(3), 281- 303. https://paq.spaef.org/article/77
Alamdar, F.S., Javadiyegane, M.R., & Rahmani, J. (2018). Social apathy creation in iranian interactive process. Iranian Journal of Social Problems, 9(1), 155-190.  10.22059/IJSP.2018.65905 – [In Persian]
Anbari, M., & Gholamian, S. (2016). Sociological explanation of the factors associated with Social apathy, Iranian Journal of Social Problems, 7(2), 133-159. 10.22059/IJSP.2016.63794 - [In Persian]
Chen, J., & Zhong, Y. (1999). Mass political interest (or apathy) urban China (1999). Communist And Post- Commonist Studies, 32, 281–303. https://ssrn.com/Astract=2230888.  
Cuff, A., Thirty Francis, D. W., & Sharrock, W. W. (2009). Perspectives in sociology, translation: Behzad Ahmadi and Omid Kadirzadeh: Tehran, Kavir. https://www.gisoom.com/book/1626856/- [In Persian]
Dat-Khah Tehrani, L., Mollania Jeludar, Sh., & Jalili, M. (2022). Social factors affecting social indifference among students. The 4rth international Conference on Social Studies, law and popular culture, Tehran [In Persian]
Durkheim, E. (2005), About the division of social work, Translator. Bagher Parham, Tehran: Publisher: Markaz Publishing. https://www.gisoom.com/book/1478914-  [In Persian]
Firouzjaian, A. A., Gulogah Salehi, S., & Shafii, A. (2016). Environmental indifference as social indifference. Sociological Cultural Studies, 8(3), 137-164. [In Persian]
Foladian, A. (2015). A survey of the relationship between social alienation and social apathy among the students of Islamic Azad University (Mashhad Branch). Sociological Studies of Youth (Jame Shenasi Motaleate Javanan), 5(17), 125-144. SID. https://sid.ir/paper/170160/en [In Persian]
Friedenberg, E. (1965). Coming of age in america: N. Y. Random House. Available at: https://www.amazon.com /
Ganse, H. (1992). Political participation and apathy. Phylon, 13, 51.
Garfinkel, H., & Liberman, K. (2007). Introduction: The lebenswelt origins of the sciences. Human Studies, 30(1), 3-7. Doi 10.1007/s10746-007-9045-x
Ghadirzadeh, O., & Radman, M. (2017). Social indifference of youth and socio-cultural discontinuity (Survey study of Bukan City youth). Strategic Studies of Sport and Youth, 17(39), 59-76. https://faslname.msy.gov.ir/issue_32_33.html- [In Persian]
Ghaffari, Gh. R., & Niazi, M. (2007). Sociology of participation, Tehran: Publisher:  Nazdik. https://www.gisoom.com/book/1426324/ - [In Persian]
Jalalipour, H. R., Mohammadi, J. (1998). Recent theories of sociology, Tehran: PublisherNey . https://www.gisoom.com/book/11143568// [In Persian]
Ghaffari, Gh.R., & Ebrahimi-Loyeh, A. (2010). Sociology of social changes, Publishers: Agra, Loya, 7th edition. https://www.gisoom.com/book/1750842- [In Persian]
Hassanvand, R. (2015). Investigating the relationship between the feeling of inequality and social indifference among Tehrani citizens over 18 years old. Master's thesis, Faculty of Social Sciences: Tehran, supervisor Sharareh Mahdizadeh. https://elmnet.ir/doc/11177847-20813- [In Persian]
Kalantary, S., Adibi, M., Rabbani, R., & Ahmadi, S. (2007). An investigation on apathy and altruism in urbam society of Iran. Clinical Psychology and Personality5(1), 27-37. [In Persian]
Kakabadse, A., & Kalu, N. (2009). Citizenship a reality far from ideal, cranfield University, UK and Auburn University, USA. Macmillan Palgrave. https://www.amazon.com /
Keshavarzi, M., Jafarinia, G., & Gorgin, B. (2021). Investigating the relationship between tendency to national identity and social indifference among citizens of Bushehr. Political Sociology of Iran3(4), 357-381. doi: 10.30510/psi.2021.216748.1105 [In Persian]
Koser, L., & Rosenberg, B. (2014). Basic sociological theories, Translation of Farhang Ershad , Ney Publishing, 6th edition. . https://www.gisoom.com/book/11043127/- [In Persian]
Latane, B., & Darely, J. M. (1970). The unresponsive bystander, Why dose not he help? Appleton-century-crofts. https://search.worldcat.org/
Lipset, S. M. (2019). Political man: Social foundations of political science, translated by Firoz Majidi, Samt. Publications. https://samt.ac.ir/fa/book/5940/- [In Persian]
Masoud Nia, A. (2001). Sociological explanation of citizens' indifference in social and political life, Political & Economic Ettela'at, 11&12: 152-165. https://www.sid.ir/paper/490076/fa- [In Persian]
McDill, E.L., & Ridley, J.C. (1962). Status, anomia, political alienation and political participation. American Journal of Sociology, 68, 205-213. https://search.gesis.org/ajax
Merton, R. (1964). Anomie and anomia and social interaction: Contexts of deviant behaviour, In Marshal Clinard (Ed), Anomies and Deviant Behaviour. The Free Press. https://www.researchgate.net/scientific-contributions/Richard-Featherstone-79693862?_tp=eyJjb250ZXh0Ijp7ImZpcnN0UGFnZSI6InB1YmxpY2F0aW9uIiwicGFnZSI6InB1YmxpY2F0aW9uIn19.
Mohseni Tabrizi. A.R., & Sedaghati Fard, M. (2011). A research in social apathy in Iran (Case Research : Tehran). Journal of Applied Sociology , 22(3), 1-22. 20.1001.1.20085745.1390.22.3.1.1 [In Persian]
Mohseni Tabrizi, A.R. (2004). Active and passive of students alienation in Iran. Journal of Social Siences Letter, 22(11), 131-145. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10565.html- [In Persian]
Mohseni Tabrizi, A.R. (1996). Alienation; An obstacle to participation and national development: examining the relationship between alienation and social and political participation. Cultural Research Letter, 1, 89-109. https://ensani.ir/fa/article/280907- [In Persian]
Mohseni Tabrizi, A.R. (1991). Alienation of conceptualization and grouping of theories in the fields of sociology and psychology. Journal of Social Siences Letter, 2(1156), 30-45. https://jnoe.ut.ac.ir/article_15355.html-  [In Persian]
Moghtadaei, L. (2020). The relationship between positive leadership and social isolation with the mediating role of spirituality at work in the pandemic of COVID-19 (Case Study: Teachers in Isfahan). Strategic Research on Social Problems , 9(2), 79-108. 10.22108/SRSPI.2020.123954.1577. [In Persian]
Nabawi, A.H., Navah, A.R., & Amirshirzad, N. (2013). Investigating factors affecting social indifference (Case Study: Citizens 18 years and older in Dezful City). Iranian Journal of Sociology, 15(3), 132-161. 20.1001.1.17351901.1393.15.3.5.6.  [In Persian]
Naderi, H., Bani Fatemeh, H., & Hariri Akbari, M. (2009). Structural equations modeling of relationship between alienation and social apathy. Ferdowsi University of Mashhad Journal of Social Sciences (JSS), 6(2), 29-61.  https://doi.org/10.22067/jss.v0i0.8768- [In Persian]
Naghdi, A., & Roeen Tan, M. (2023). Social apathy, causes and consequences (Case Study of Hamedan). Quarterly Journal of Social Studies and Research in Iran, 12(1), 87-104. [In Persian]
Navabakhsh, M., & Mirzapuri Valokola, J. (2015). Sociological analysis of the impact of abnormality on social Apathy. Journal of Iranian Social Development Studies, 7(3), 53-67. https://journals.srbiau.ac.ir/article_8333.html- [In Persian]
Parsons, T. (1937). The structure of social action, a study in social theory with special reference to a group of recent European writers. McGraw-Hill Book Company, inc. in English: 1st ed. https://link.springer.com/chapter/10.1007/978-3-658-13213-2_30
Piliavin, J.A., & Charng, H.W. (1991). Altruism: A review of recent theory and research. Annual Review of Sociology, 16, 27-65. https://doi.org/10.1146/annurev.so.16.080190.000331.
Rafipur, F. (1999). Anomie, or social disorder: A research on the potential of anomie in Tehran. Publisher: Soroush. https://www.ketabium.com/product/580477- [In Persian]
Ross, M.H. (1975). Political alienation, participation and ethnicity: An African Case. American Journal of Political Science, XIX l2, 291-312. https://www.semanticscholar.org/
Safiri, KH., Hojjati Kermani, S. (2020). Sociological investigation of social indifference in Tehran. Cultural and Communication Studies Quarterly, 16(60), 111-131. [In Persian]
Safiri, KH., & Sadeghe, M. (2009). Girl students' social participation of social sciences faculties in Tehran. Journal of Applied Sociology, 20(2), 1-34. [In Persian]
Sedaghati Fard, M. (2013). Social indifference (semantic analysis, theoretical basis, etiology). Isfahan: Behta Research. https://www.gisoom.com/book/11022869/- [In Persian]
Seidin, N., Adhami, A.R., & Khademian, T. (2022). Sociological analysis of the impact of abnormality on social indifference. Sociological Research, 16(3), 55-80. https://ensani.ir/fa/article/529446/- [In Persian]
Seeman, M. (1959). On the meaning of alienation. American Sociological Review, 24, 783-791. http://dx.doi.org/10.2307/2088565
Tavasli, GH.A. (2004).  Social participation in the conditions of anomic society, the relationship between social injuries and deviations and social Participation. Tehran: Publisher: University of Tehran Printing and Publishing Institute. https://www.gisoom.com/book/1274650- [In Persian]
Talebi, A.T., & Khoshbin, Y. (2011). Social responsibility of youth, Social Science Quarterly, 19(59), 216-249. https://doi.org/10.22054/qjss.2013.6886 - [In Persian]
Talebpour, A., & Ayazi, A.N. (2018). The impact of pilgrimage to mashhad al-ridha on the reduction of students’ social apathy: A Case Study of Ayatollah Ozma Borujerdi University Students,  Journal of Farhang Razavi, 6(23), 43-72.  20.1001.1.23452560.1397.6.23.2.7 - [In Persian]
Turner, B., & Rojek, C. (2001). Society and culture: Principles of scarcity and solidarity. Published in association with Theory, Culture & Society. SAGE. Available at: https://books.google.com/
Zare Shahabadi, A., & Samani, S. (2015). Investigating the relationship between social indifference and social capital of a case study of students of Isfahan and Yazd Universities. the second national conference of knowledge and technology of educational sciences of social studies and psychology of Iran. https://civilica.com/doc/547185- [In Persian].
Volume 13, Issue 3 - Serial Number 46
Strategic Research on Social Problems, Vol. 13, Issue 3, No. 46, 2024
October 2024
Pages 51-78
  • Receive Date: 13 January 2024
  • Revise Date: 22 September 2024
  • Accept Date: 02 October 2024
  • Publish Date: 22 September 2024