Document Type : Research Paper
Authors
1 Associate professor in Sociology, Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran
2 M.A., Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
لازمۀ رسیدن به یک جامعۀ سالم و توسعهیافته، فعالیت کلیۀ اقشار و نهادهای اجتماعی و انسجام اجتماعی آنهاست که نوعی مشارکت همهجانبه را میطلبد و محور اصلی این مشارکت، توجه به عاملیت انسانی است (دادخواه تهرانی و همکاران، 1400: 3). در فرهنگ مشارکت[1]، مشارکت حداکثری شهروندان در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی، پیشزمینۀ اصلی توسعۀ همهجانبه به حساب میآید و مشارکتنکردن و بیتفاوتی اجتماعی، یکی از عوامل توسعهنیافتگی در نظر گرفته میشود (مسعودنیا، 1380: 152).
وربا [2]معتقد است اگر افراد دچار بیتفاوتی نسبتبه محیط زندگی خود شوند، ساختارهای اجتماعی بیثبات خواهند شد. بیتفاوتی اجتماعی، حالتی است که در آن افراد بهصورت آگاهانه، نسبتبه مسائل محیطی، انسانی و زندگی اجتماعی، دچار بیتوجهی و بیاعتنایی میشوند و نوعی احساس جدایی و نداشتن پیوند ذهنی (شناختی) و عینی (کنشی) میان فرد و جامعه پدیدار میشود. درواقع بیتفاوتی اجتماعی بهمثابۀ یک مسئلۀ اجتماعی و به معنای علاقۀ کم یا تعلقنداشتن در حیات اجتماعی آدمیان نیز آمده است (Ganse, 1992: 185 به نقل از نوابخش و میرزاپور ولوکلا، 1394: 55). یکی از ویژگیهای نامطلوب دنیای مدرن است که با تأکید بیش از حد بر ترجیحات شخصی و منافع فردگرایانه در زندگی شهری شکل مییابد، مانعی در راه شکلگیری ارتباطات مثبت اجتماعی و نیز افزایش مشارکت شهروندان در امور اجتماعی قرار میگیرد و به تضعیف یا حتی توقف فرایند توسعۀ ملی منجر میشود (حسنوند، 1395: 10).
برخی از تحقیقات نشان داده است که بیتفاوتی اجتماعی احساس پوچی[3] در بین افراد جامعه را به وجود میآورد (احمدی و مجیدی، 1392: 340). همچنین برخی از تحقیقات نشان دادهاند که امروزه بیتفاوتی اجتماعی در جامعه، بهطرز آشکاری مشاهده میشود (نقدی و رویینتن، 1402). با توجه به اینکه انسان موجودی کنشگر است و توانایی تغییر و تحول در زندگی و سرنوشت خود را ازطریق مشارکت اجتماعی دارد، بنابراین تصور اوست که پایههای یک جامعۀ مدنی[4] همراه با اعتنای اجتماعی[5] و مشارکت اجتماعی را تشکیل میدهد. ایران در حال گذار مسیر توسعه نیز، نیازمند حرکت و همکاری همۀ افراد در همۀ اقشار و سلسلهمراتب اجرایی است و معلمان نیز از این موضوع جدا نیستند.
با توجه به اینکه شناخت مسائل اجتماعی، زیربنای آگاهی اجتماعی است و رشد جامعه در گرو نبود بیتفاوتی اجتماعی و حرکت جامعه بهسوی دیگرخواهی و توجه به مسائل اجتماعی است، تلاش برای شناخت بیتفاوتی اجتماعی معلمان بهعنوان یک مسئلۀ اجتماعی، به متخصصان و اندیشمندان این حوزه برای رفع و کاهش این آسیب اجتماعی کمک میکند. پژوهش کنونی در شهر فامنین در ناحیۀ شمالی استان همدان انجام شد. در مصاحبۀ نیمهساختیافته با معلمان دریافت شد که معلمان دورۀ متوسطه در مراسم جمعی که از جانب مدرسه یا شورای شهر برگزار میشود، مشارکت چندانی نمیکنند و اگر هم مشارکت کنند، با بیعلاقگی است و رضایت چندانی از وضعیت خود و شهر ندارند. در روابط غیررسمی و دوستانه مشاهده شده است که آنها از شرایط موجود راضی نیستند و مشارکت در امور اجتماعی را نوعی کار بیهوده و عبث تلقی میکنند. همچنین آنها تمایلی برای کمک به دانشآموزان بیبضاعت، سیلزدگان و آوارگان داخلی و خارجی ندارند و آن را فقط از وظایف دولت برمیشمارند و مشارکت در انتخابات داخلی را وظیفه قلمداد نمیکنند[6].
با توجه به اینکه معلمان نقش حیاتی در تربیت نسل آینده دارند، بیتفاوتی آنها آسیب جبرانناپذیری بر فرایند توسعۀ جامعه بر جای میگذارد. همچنین تحقق، تداوم و استمرار توسعۀ پایدار در هر جامعه، منوط به مشارکت همۀ افراد آن است (حسنوند، 1395:10). بسیاری از اندیشمندان دوگانگی توسعه ـ توسعهنیافتگی را با دوگانگی مشارکت ـ مشارکتنکردن (بیتفاوتی) تفسیر میکنند. بیتفاوتی نقطه مقابل درگیری و بیانگر نوعی افسردگی اجتماعی است (طالبپور و ایازی، 1397: 46؛ احمدی و مجیدی، 1392؛ 340؛ صداقتیفرد، 1392: 20). اهمیت بیتفاوتی اجتماعی بهحدی است که سلامت اجتماعی جامعه ازطریق آن سنجیده میشود (طالبپور و ایازی، 1397: 46) و نبود احساس مسئولیت نسبتبه مشارکت اجتماعی و افزایش ناهنجاریها و قانونگریزیها، ضرورت بررسی بیتفاوتی اجتماعی را افزایش میدهد.
بنابر آنچه گذشت، مسئلۀ اصلی پژوهش کنونی نیز، بیتفاوتی اجتماعی معلمان است. سؤال اصلی پژوهش این است که میزان بیتفاوتی اجتماعی در بین معلمان شهرستان فامنین چقدر است؟ عوامل مؤثر بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان کداماند؟ ازنظر معلمان فامنین، چه راهکارهایی برای کاهش آن ارائه میشود؟ بر همین اساس اهداف پژوهش شامل موارد زیر است:
بیتفاوتی اجتماعی
بیتفاوتی ترجمهای از واژۀ انگلیسی (Apathy) است که برگرفته از ریشۀ کلمهای یونانی است و در ادبیات فلاسفۀ رواقی، از واژۀ Apathia برای نشاندادن نسبتبه چیزی به کار میرفت که فرد مسئول آن نیست. در حوزۀ علوم سیاسی، بیتفاوتی اجتماعی معادل بیمیلی را در رابطه با مشارکت و درگیری فعال در فرآیندهای سیاسی مانند بیتمایلی شهروندان برای شرکت در انتخابات و رأیدادن به کاندیداها به کار بردهاند (فولادیان، 1394: 130). «در جامعهشناختی مفهومِ بیتفاوتی اجتماعی با عزلتگزیدن مرتن و فقدان مشارکت در حد انتظار، نوعدوستی را در مقابل بیتفاوتی قرار داده و به تحلیل آن پرداختهاند» (محسنی تبریزی و صداقتیفرد، 1390: 4 ـ3).
«در فرآیند زندگی اجتماعی روزمره در شهرهای بزرگ، وضعیتهای اضطراری، برخی شهروندان را بهطور ناگهانی دچار یک مسئله یا مشکل اساسی میکند که شدیداً به کمک دیگران نیازمند میشوند؛ مانند تمامکردن بنزین حین رانندگی، گمکردن مسیر، همراهنداشتن پول، تصادف و غیره. در بسیاری از اینگونه موارد، شاهدان و ناظران اقدام به نوعدوستی و کمکرسانی به فرد نیازمند میکنند، اما در بسیاری از موارد دیگر، شاهدان با بیاعتنایی و بیتفاوتی از کنار ماجرا عبور میکنند» (کلانتری و همکاران، 1386: 28).
پیلیاوین و چارنگ[7] (1991) و لتین و دارلی[8] (1970) در نظریۀ پنج مرحلــهای در تبییــن بیتفاوتــی اجتماعــی بــر مبنــای هزینه- پاداش تبیین میکنند که «بیتفاوتــی بــه دیگــران یــا نوعدوســتی مســتقیماً پاسـخی اسـت کـه افـراد ناظـر در یـک موقعیـت اضطـراری نشـان میدهنـد» (طالبپور و ایازی، 1397: 55). نبود یا ضعف تعاملات، پیوندها و روابطی که افراد را بهصورت عینی به هم متصل میکند، زمینۀ انزوای اجتماعی (بیتفاوتی اجتماعی) آنها را فراهم میکند که بدون تردید افراد را از مشارکت رسمی و غیررسمی در جامعه محروم و مبادلات و دلبستگیهای اجتماعی را کاهش میدهد (مقتدایی، 1399: 85).
پژوهش حاضر براساس وفاق ِرویکرد ساختارگرایی کاف و همکاران (1388)، بیتفاوتی اجتماعی را بررسی کرده است. این رویکرد با این پیشفرض است که ساختارهای اجتماعی، کنشهای ما را سامان میدهند و ارزشها و هنجارهای مشترک برای جامعه، بر نظم اجتماعی مبتنی بر توافقهای صنفی تأکید میورزند. وفاق بر سر ارزشهای اساسی، به انسجام و نظم در جامعه میانجامد و اعضای جامعه هم باید در چارچوب انتظارات فرهنگی، که در آن قرار میگیرند، کنشگر باشند. بر مبنای این رویکرد، بیتفاوتی و انفعال یک آسیب و مسئلۀ اجتماعی تلقی میشود. از صاحبنظران اصلی رویکرد وفاق، دورکیم[9] (1384)، پارسونز[10] (1937)، مرتن[11] (1964)، و سیمن[12] (1959) هستند (قادرزاده و رادمان، 1397: 9) که آرای آنها بهاختصار از نظر میگذرد.
دورکیم (1384) با رویکرد انتقادی به جهان مدرن مینگرد؛ زیرا فردگرایی افراطی و بیتفاوتی، شاخصی برای انسجامنداشتن اجتماعی جامعۀ مدرن است. او از یکسو تقسیم کار را عاملی مهم در انسجام اجتماعی و از سوی دیگر التزام به هنجارهای دینی و انجام مناسک مذهبی را در افزایش مسئولیتپذیری اجتماعی کنشگران تأثیرگذار میدانست (جلاییپور و محمدی، 1387 :48). به اعتقاد دورکیم (1384)، در زمانهای رکود اقتصادی ناگهانی و یا رشد سریع اقتصادی، آشفتگی اجتماعی (آنومی) روی میدهد. با از هم پاشیدگی هنجارها و از بین رفتن کنترل آرزوها و پدیدایی آنومی و اشباعنشدن آرزوهای بیحد، وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی ایجاد میشود (رفیعپور، 1378: 18) که برای تبیین آن مانند دیگر واقعیتهای اجتماعی، باید از واقعیتهای اجتماعی دیگر کمک گرفت (غفاری و ابراهیمی لویه، 1389: 110). «به اعتقاد گمسون و کارنهاوزر [13] ، عامل محرک در وقوع بیتفاوتی اجتماعی، نارضایتی اجتماعی است» (محسنی تبریزی و صداقتیفرد، 1390: 6).
به اعتقاد پارسونز (1937)، ارزشهای اجتماعی در مناسبات متقابل با جامعه ایجاد میشوند. درواقع این ارزشها هستند که در عمل، شرایط ساخت کنش اجتماعی را تشکیل میدهند و ارزشهای فوقالعاده متنوع را در قالب متغیرهای الگویی تحلیلی دستهبندی میکند. یکی از این انواع متغیرهای الگویی، انفعالگرایی در مقابل فعالگرایی است. انفعالگرایی به پذیرش وضع موجود و کاهش قدرت اراده (نوعی بیتفاوتی) و بهدنبال آن تمایلنداشتن به تغییر و مشارکت میانجامد (توسلی، 1383: 243).
مرتن (1964) جامعه را نظامی در نظر میگیرد که مشتمل بر مجموعهای از عناصر ساختاری چون فرهنگ و ساختارهای اجتماعی است که در تعامل و هماهنگی با یکدیگر و با محیط، با ایفای کارکردهای مربوط به خود، امکان تطابق نظام اجتماعی و سازگاری افراد را با محیط خویش فراهم میکنند (عبداللهی و میرزایی، 1388: 138 -137). مرتن (1964) آنومی را در دو سطح کلان، یعنی ناهماهنگی و گسست بین فرهنگ و ساختارهای اجتماعی و سطح خُرد، یعنی گسستن افراد از ارزشها و اهداف فرهنگی یا هنجارها و وسایل نهادینۀ نیل به آنها مطرح میکند. نظریۀ کنشورزی بیهنجاری یا فشار ساختاری مرتن (1964) بیان میدارد که اشکال مختلف نظامگسیختگی جامعه، ناشی از نبود کارکرد صحیح نقشها و پایگاههای اجتماعی است که سبب میشود افراد قادر به کشف اهداف خود و اهداف جامعه نباشند. مرتن (1964)، بیتفاوتی را حاصل وضعیتی میداند که در آن افراد اهداف پذیرفتنی جامعه و وسایل نیل به آنها را نمیپذیرند. «در این حالت، فرد با موقعیتی متناقض روبهرو میشود که طی آن از یکسو، فرد ازنظر اخلاقی خود را مجبور به عدم استفاده از ابزار غیرقانونی میبیند و چون راه دیگری را متصور نمیبیند، احساس ناکامی، سرخوردگی و سپس شکست کرده و درنهایت با بهرهگیری از ساز و کار گریز، خود را با انزواگرایی و بیتفاوتی نمایانگر میسازد».
نارضایتی اجتماعی
فریدنبرگ[14] (1965) احساس نارضایتی را مترادف با بیگانگی به کار برده است و آن را منبع اصلی فعالیت فرد در نظر میگیرد. به نظر او، احساس نارضایتی در فرد سبب میشود که او احساس انفصال و جدایی از موضوعات پیرامونی کند و با هر آنچه قبلاً پیوندی داشت، خود را جدا و منفک ببیند. در چنین حالتی فرد خود را موضوعی خارجی مینگرد و بین خود و این موضوع نوعی احساس کشمکش، تضاد، ستیز و نبود ارتباط و شناخت تصور میکند. فرد دچار نارضایتی، خود را ناتوانتر از آن میبیند که بتواند تغییری در شرایط محیطیاش به وجود آورد و درنتیجه احساس نارضایتی، به بیباوری و ناامیدی منجر میشود (محسنی تبریزی، 1370: 69). به نظر فریدنبرگ (1965)، فرد نارضایتی خود را به شکل منفعلانه و ناسازگارانه در قبال ارزشها، هنجارها و ضوابط اجتماعی نهادیشده بروز میدهد و در مقابل آنها ژستی دفاعی همراه با احساس نفرت، بدبینی، انفعال و بیتفاوتی به خود میگیرد. به اعتقاد او، محیط آموزشی و تجارب تحصیلی فرد، زندگی خانوادگی و ارتباطات فامیلی و نیز کسانی که فرد با آنها در تعامل و کنش متقابل مستمر است، همچنین سرکوبشدن مفهوم فردیت، هتک شخصیت فردی و نیز غلبۀ ارزشها و احساسات جمعی بر ارزش و عواطف فردی از علل و عوامل عمده در بروز احساس نارضایتی است (محسنی تبریزی، 1382: 159 ـ 147). لیپست (1399) براساس متغیرهای اجتماعی، پدیدۀ مشارکت یا مشارکتنکردن (بیتفاوتی) گروههای مختلف را در پویشهای اجتماعی تبیین میکند (غفاری و نیازی، 1386: 54 ـ 53). به نظر او «جامعهای که در آن بخش بزرگی از جمعیت بیتفاوت، بیعلاقه و ناآگاه باشد، جایی است که در آن رضایت را نمیتوان یافت» (لیپست، 1399: 226ـ182).
بیگانگی اجتماعی
به نظر سیمن[15] (1959) واژۀ بیگانگی امروزه چنان عمومیت دارد که در تبیین هر چیزی به آن رجوع میشود. اساس دیدگاه او نسبتبه بیگانگی اجتماعی، مبتنی بر شش مؤلفۀ احساس بیقدرتی، احساس بیمعنایی، احساس بیهنجاری، احساس تنفّر فرهنگی و تنفّر از خود و احساس انزوای اجتماعی استوار است.
1ـ احساس بیقدرتی: عبارت است از احتمال و یا انتظار فرد در قبال بیتأثیری عمل خویش و تصور این باور که رفتار او قادر به تحقق و تعیین نتایج مورد انتظار نیست و او را به هدفی رهنمون نیست که براساس آن کنش او تجهیز شده است (فولادیان، 1394: 128)؛
2ـ احساس بیهنجاری: احساس بیهنجاری از آنومی دورکیم (1384) اقتباس شده است و بر وضعیتی دلالت دارد که در آن، هنجارهای اجتماعی نظمدهنده به سلوک فردی، در هم شکسته شده یا تأثیر خود را از دست دادهاند (کوزر و روزنبرگ، 1393: 412)؛
3ـ احساس بیمعنایی: در این حالت، فرد احساس میکند هیچ راهنمایی برای انتخاب سلوک و عقیدۀ خود ندارد و نمیتواند در تصمیمگیری، عقیدۀ خود را با استانداردهای فرهنگی ـ اجتماعی موجود در جامعه وفق دهد (محسنی تبریزی، 1375: 37). همچنین در کاربرد مفهوم بیمعنایی، حد بالایی از بیگانگی مدنظر است که شخص نمیداند باید به چه چیز اعتقاد داشته باشد. سومین معنای بیگانگی، در اصل به توانایی حسی برای پیشبینی پیامدهای رفتاری مربوط میشود (کوزر و رزنبرگ، 1393 :411)؛
4ـ احساس انزوای اجتماعی: این احساس مبین انفکاک فکری فرد از استانداردهای فرهنگی و بیگانگی او از نظام اجتماعی است. به عبارتی فرد از متن اجتماع و ارزشهای حاکم در آن جدا میشود؛
5ـ احساس تنفر فرهنگی: تنفر فرهنگی، احساسی است که طی آن فرد نسبتبه باورها و اهدافی اعتقاد نازلی دارد که در یک جامعۀ خاص ارزشمند و دارای پاداش اجتماعی است؛
6ـ احساس تنفر از خود: این حالت عبارت است از احساس ناتوانی فرد در انجام فعالیتهایی که او را ارضا کند. فرد طی این احساس، در فعالیتهایی مشغول میشود که فینفسه فاقد پاداش است، آن هم بدون اینکه برای خود چیزی در بر داشته باشد، درواقع فرد برای خود، کار و فعالیت میکند (Seeman, 1959: 783-791).
کنش مشارکتی با جهتگیری عامگرایانه و همراه با اعتماد متقابل انجام و در فضای عمومی تعریف میشود. »اگر افراد احساس کنند که کنش آنها در ساختن دنیای آنها بیهوده است و احساس بیگانگی اجتماعی به آنها دست دهد، هرگز وارد مشارکت و مباحثه نمیشوند و بیتفاوت میشوند» (سفیری و صادقی، 1388: 12 ـ 11).
مسئولیتپذیری اجتماعی
مسئولیت اجتماعی در قالب تعهد اجتماعی مطرح میشود و تعیینکنندۀ درجۀ ارتباط فرد با دیگران است. «هر چقدر دامنۀ روابط فرد گستردهتر باشد، تعهد وی به دیگران بیشتر و میزان مسئولیت اجتماعی او بیشتر خواهد بود. مسئولیت اجتماعی نوعی از ارتباط بین انسانهاست که بر مبنای جریان احساسات قرار گرفته است» (Turner and Rojek, 2001: 370-504 ). کاکابدس و کالو[16] (2009) نیز برحسب موقعیتهای گوناگون حیات اجتماعی از پنج نوع شهروندی و مسئولیتپذیری اجتماعی یاد میکنند که شامل، «مسئولیتپذیری سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، جهانی و مسئولیتپذیری در فضای مجازی» است و ابعاد اصلی مسئولیتپذیری اجتماعی کاکابدس و کالو (2009) به پنج بعد تقسیم میشود: بعد اقتصادی، جامعهای، سیاسی، فرهنگی و بعد زیست. بعد جامعهای مسئولیتپذیری اجتماعی به پایگاه اجتماعی فرد و مجموعهای از روابط و پیوندهای میان افراد مربوط میشود که روزانه با توجه به نقشهای خود با دیگری در کنش متقابلاند و ناظر بر تعهد کنشگران به مجموعهای از قواعد و هنجارها، برای نظمبخشیدن و هماهنگکردن روابط میان کنشگران است. درواقع مسئولیتپذیری اجتماعی مبتنی بر رعایت حقوق دیگران، نوعدوستی و مشارکت اجتماعی است.
بعد فرهنگی بیانگر صورتهای نمادین ارتباطات و تعاملات اجتماعی است و شامل سه نوع فرهنگ است: فرهنگ ملی: فرهنگی که پذیرش فرد را در جامعه ممکن میکند؛ فرهنگ قومی: فرهنگی که فرد را به تباری خاص مربوط میکند و سرانجام فرهنگ بین ملتها (جهانی) که در قالب پیمانهای سیاسی و فرهنگی کشورها مطرح است. بعد سیاسی شامل رفتار افراد، گروهها و جوامع در بستر و موقعیتهای سیاسی است و رفتار سیاسی افراد شامل آگاهیهای سیاسی، تصمیمگیری سیاسی، تمایلات و خواستههای سیاسی و اعمال سیاسی است. افراد با این رفتارها در سطوح گوناگون سیاسی و مسئولیتپذیری سیاسی خود را نمایان میکنند (طالبی و خوشبین، 1391: 219 ـ 216).
بعد اقتصادی در بر گیرندۀ سه حوزۀ کلی تولید، توزیع و مصرف کالاست و افراد بهعنوان کنشگران در درون هریک از این حوزهها دارای حقوق و وظایفیاند که توجه به آنها بهمنظور بهبود کارکرد و تسریع روند امور این نهاد ضروری است. از فرد بهعنوان یک شهروند انتظار میرود در صورت قرارگرفتن در هریک از این موقعیتهای اقتصادی، مسئولیتپذیری اجتماعی را رعایت کند؛ برای مثال در عرصۀ تولید، فرد سرمایۀ خویش را در جهت ایجاد کارگاهها و فعالیتهای تولیدی به کار میگیرد تا به رشد نهاد اقتصادی جامعه کمک کند. در عرصۀ توزیع نیز فرد با رعایت نظم، عدالت و انصاف در مبادلهها، به روند توزیع عادلانۀ کالاها در جامعه مدد میرساند. درنهایت در عرصۀ مصرف، فرد با صرفهجویی و استفادۀ بهینه از کالاها و خدمات، زمینۀ رشد اقتصادی جامعه را فرآهم و از هدررفتن منابع جلوگیری میکند (طالبی و خوشبین، 1391: 217ـ216). درواقع مسئولیتپذیری اجتماعی در نقطۀ مقابل بیتفاوتی اجتماعی قرار دارد.
نتایج تفسیری از مدلسازی ساختارهای کوواریانسی پژوهش نادری و همکاران (1388) با عنوان «بررسی رابطۀ بین بیگانگی اجتماعی و بیتفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دورۀ کارشناسی»، نشان داد که ارتباط معنادار بین متغیر بیگانگی و بیتفاوتی اجتماعی وجود دارد. نتایج پژوهش احمدی و مجیدی (1392) نشان داد که بین متغیر بیگانگی اجتماعی و میزان بیاعتنایی اجتماعی دانشجویان رابطة معنادار و مستقیم و بین متغیرهای اعتماد اجتماعی و رضایت اجتماعی و میزان بیاعتنایی اجتماعی، رابطة معنادار و معکوسی وجود دارد. میزان بیاعتنایی اجتماعی دانشجویان پسر، بیشتر از دانشجویان دختر است. همچنین تأثیرگذارترین عامل، متغیر بیگانگی اجتماعی بود که 44درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند. نتایج پژوهش نبوی و همکاران (1393) با عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر بیتفاوتی اجتماعی در بین شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول» نشان داد که بین پایگاه اجتماعی-اقتصادی، احساس ازخودبیگانگی، همدلی، ناامنی و سرمایۀ اجتماعی، همبستگی معناداری وجود دارد و حدود 30% تغییرات، بیتفاوتی اجتماعی بهوسیلۀ این متغیرها تبیین شده است. نتایج پژوهش نوابخش و میزاپوری ولوکلا (1394) با عنوان «تحلیل جامعهشناختی تأثیر بیهنجاری بر بیتفاوتی اجتماعی در میان شهروندان بابل» نشان داد که بیتفاوتی اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است. با افزایش سن و درآمد از میزان بیتفاوتی اجتماعی کاسته میشود. میان متغیر بیهنجاری و بیتفاوتی اجتماعی رابطۀ معنادار و مستقیمی وجود دارد. نتایج پژوهش زارع شاهآبادی و سامانی (1395) با عنوان «بررسی رابطۀ بیتفاوتی اجتماعی با سرمایۀ اجتماعی: مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاههای اصفهان و یزد»، نشان داد که بین سن، جنس و پایگاه اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی رابطۀ مثبت و معنیداری وجود دارد. نتایج تحقیق عنبری و غلامیان (1395) در میان ساکنان بالای 18 سال دو منطقۀ شهری (محلۀ قزلقلعه – منطقۀ 6 تهران) و روستای (نظامآباد اسلامشهر) تهران نشان داد که بیتفاوتی اجتماعی بیش از آنکه به عوامل و متغیرهای فردی نسبت داده شود، تابعی از ادراکات و تفسیرهای اجتماعی افراد خاصه، میزان اعتماد عمومی، رضایت اجتماعی، حس بیهنجاری در جامعه، تقدیرگرایی و احساس بیعدالتی بوده است. در این میان، اثرگذاری متغیرهای «بیاعتمادی» در جامعۀ شهری و «نارضایتی اجتماعی» در جامعۀ روستایی بارزتر بوده است؛ یعنی بیاعتمادی و نارضایتی خود بهمثابۀ شاخصی همگرا با بیتفاوتی عمل کردهاند. نتایج پژوهش حسنوند و همکاران (1395) با عنوان «بررسی رابطۀ بین احساس نابرابری و بیتفاوتی اجتماعی در بین شهروندان 18 سال به بالای تهرانی»، در چارچوب نظریۀ فشار ساختاری مرتن (1964) نشان داد که میزان بیتفاوتی اجتماعی در حد متوسط رو به بالاست و بین متغیرهای احساس نابرابری اقتصادی، احساس نابرابری اجتماعی، احساس نابرابری سیاسی، وضعیت تأهل و بیقدرتی با بیتفاوتی اجتماعی، رابطه وجود دارد. در این میان، بیقدرتی بهعنوان متغیر واسط، بیشترین اهمیت را در تبیین بیتفاوتی اجتماعی داشته است. نتایج پژوهش فیروزجائیان و همکاران (1396) با عنوان «بیتفاوتی زیستمحیطی بهمثابۀ بیتفاوتی اجتماعی»، در میان شهروندان شهر یزد نشان داد که بیتفاوتی زیستمحیطی تحت تأثیر متغیرهای نگرش زیستمحیطی، احساس مسئولیت، دانش زیستمحیطی و اثربخشی است و با افزایش این متغیرها، بیتفاوتی زیستمحیطی کاهش مییابد. رابطۀ متغیر تحصیلات با بیتفاوتی زیستمحیطی معنادار بود و میانگین بیتفاوتی زیستمحیطی افراد دارای تحصیلات زیر دیپلم بیش از دیگران است. همچنین متغیرهای فوق 26درصد از تغییرات بیتفاوتی زیستمحیطی را تبیین میکنند. نتایج پژوهش علمدار و همکاران (1397) با عنوان «فرایند خلق بیتفاوتی در بافت تعاملی ایرانیان»، با رویکرد اتنومتدولوژی و بر مبنای نظریههای گارفینکل و بیمن[17] (2007) نشان داد در نسبت با دو حوزة تقابل نمادین اصلی «برابری- نابرابری» و «صمیمیت - غریبگی»، که در فرایند تعاملی ایرانیان وجود دارد، شش نوع موقعیت اجتماعی برای خلق بیتفاوتی اجتماعی شناسایی میشود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون تحقیق قادرزاده و رادمان (1397) «بیتفاوتی اجتماعی جوانان و گسست اجتماعی- فرهنگی: مطالعۀ پیمایشی جوانان شهر بوکان» نشان داد که متغیرهای گسست ارزشی (263/0)، گسست هنجاری (356/0) و پایگاه اقتصادی- اجتماعی (170/0-) بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیرگذارند. متغیر گسست هنجاری بیشترین اثرگذاری را بر بیتفاوتی اجتماعی دارد. رگرسیون خطی فوق به میزان 2/58درصد واریانس بیتفاوتی اجتماعی را تبیین میکند. نتایج پژوهش کشاورزی و همکاران (1399) با عنوان «بررسی ارتباط بین گرایش به هویت ملی و بیتفاوتی اجتماعی بین شهروندان شهر بوشهر» نشان داد که بین گرایش به هویت ملی و تمامی ابعاد آن، یعنی هویت تاریخی، دینی، فرهنگی، سیاسی و هویت سرزمینی با میزان بیتفاوتی اجتماعی ارتباط معکوس و معنادار وجود داشته است. همچنین نتایج حاصل از مدل معادلۀ ساختاری[18] نیز نشان داد که دینداری بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیر متوسط معکوس (53/0-) داشته و متغیر دینداری درمجموع 28/0 از واریانس متغیر بیتفاوتی اجتماعی را تعیین کرده است. نتایج پژوهش سفیری و حجتی کرمانی (1399) با عنوان «بررسی جامعهشناسی بیتفاوتی اجتماعی در شهر تهران»، با رویکرد کیفی و روش نظریۀ مبنایی نشان داد نبود احساس مسئولیت، ترس، درگیریهای فراوان شخصی، تأمیننشدن نیازهای اولیه و. . . از علل بیتفاوتی اجتماعی و تنهایی و هرج و مرج از عواقب آناند. نتایج پژوهش دادخواه تهرانی و همکاران (1400) با عنوان «بررسی رابطۀ میان سلامت اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی» نشان داد که این رابطه معنادار است و متغیر سلامت اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیرگذار است. نتایج پژوهش سیدین و همکاران (1401) با عنوان «تحلیل جامعهشناختی تأثیر بیهنجاری بر بیتفاوتی اجتماعی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد تهران» نشان داد که بین چهار بعد متغیر بیهنجاری شامل بیمعنایی، بیاعتمادی، بیقدرتی و فردگرایی با بیتفاوتی اجتماعی، همبستگی مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین هرچه بیهنجاری اجتماعی بالاتر باشد، بیتفاوتی اجتماعی در دانشجویان افزایش خواهد یافت. نتایج پژوهش نقدی و رویینتن (1402) با عنوان «بررسی رابطۀ محرومیت اجتماعی و بیاعتمادی اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی» نشان داد که رابطۀ معنیداری بین این متغیرها وجود دارد.
نتایج پژوهش مک دیل و ریدلی[19] (1962) مؤید آن است که آن دسته از افرادی که پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایینتری دارند، گرایش کمتری به انواع درگیری مشارکتجویانه در جامعه داشتهاند. پایگاه اجتماعی- اقتصادی پایین به احساس نبود اثرگذاری و بیگانگی و درنهایت بیتفاوتی منجر میشود. گانس[20] (1992) در بررسی رابطۀ میان مشارکت سیاسی و بیتفاوتی در ایالاتمتحدۀ آمریکا به این نتیجه رسید که بیتفاوتی زمانی در جامعه بیشتر میشود که متغیرهای مهمی مانند احساس فتور و ناتوانی، بیگانگی اجتماعی، نارضایتی از نظام اجتماعی، کاهش تعلق اجتماعی و انگیزههای فردی و مواردی از این قبیل، فراوانی کمی و کیفی بیشتری داشته باشند. نتیجۀ پژوهش رز[21] (1975) در آفریقـا، در پایتخـت کشـور کنیـا، نشـانگر رابطـة مسـتقیم همبسـتگی میـان بیتفاوتـی بـا قومیـت بـوده و علـت اصلـی را بیتفاوتـی بـه مسـائل اجتماعـی و سیاسـی و مختصــات خردهگروههــای قومــی اســتنتاج کــرده اســت. نتایج تحقیق چن و ژنگ[22] (1999) با عنوان «بررسی میزان بیتفاوتی سیاسی و عوامل مؤثر بر آن در شهر پکن» نشان داد رابطۀ معنیداری میان اثر متغیرهای زمینهای و رضایت اجتماعی، احساس اثربخشی، موقعیت اجتماعی- شغلی و وابستگی حزبی- سیاسی بهعنوان متغیرهای مستقل با بیتفاوتی سیاسی» وجود دارد. بیتفاوتی سیاسی با بهرهگیری از شاخصهایی همچون میزان علاقه به مباحث سیاسی، توجهکردن به مسائل ملی و تمرکز و توجه به مسائل شهری سنجیده شد. نتایج تحقیق آل میزجاجی[23] (2001) با عنوان «بررسی رابطۀ میان بوروکراسی و شهروندان» در شهر جدۀ کشور عربستان سعودی نشان داد که بیتفاوتی عمومی در شهروندان این کشور وجود دارد. بیتفاوتی شهروندان عربستان سعودی بهعنوان ثروتمندترین کشور در جهان سوم، با وجود عرضۀ انواع خدمات عمومی در سطوح فردی و اجتماعی به شهروندان مانند بیمارستان رایگان، مدارس، دانشگاهها، بزرگراهها و غیره، واقعیتی است که بهعنوان مانعی در راه تمام تلاشهای عرضهشده بهوسیلۀ نظام اداری و دولتی برای توسعه در این کشور عمل کرده است.
بیشتر تحقیقات بیتفاوتی اجتماعی را از ابعاد و جهات متفاوتی بررسی کردهاند و این موضوع اهمیت و گستردگی مسئله و بودن بیتفاوتی اجتماعی را در جامعه نشان میدهد. همچنین جامعۀ آماری آنها بیشتر شهروندان، دانشجویان، جوانان، روستاییان، طلاب و کارگران بودهاند و راهکارهای کاهش بیتفاوتی ازنظر جامعۀ هدف بررسی نشده است. با توجه به نقش حساس و محوری معلمان در تربیت نسلی مسئول و فعال اجتماعی (دانشآموزان)، پژوهش کنونی موضوع را در میان معلمان فامنین، با ارائۀ راهکارهای کاهش بیتفاوتی ازنظر آنها بررسی کرده است. همین امر ضرورت و بداعت پژوهش را ازنظر موضوعی، مکانی و زمانی تداعی میکند.
چارچوب نظری پژوهش در جدول 1 و مدل نظری در شکل 1 خلاصه شده است.
جدول 1 - چارچوب نظری
Table 1- Theoretical framework
|
نوع متغیر |
نظریهپرداز |
متغیر |
مؤلفه |
|
مستقل |
سیمن (1959) (به نقل از فولادیان، 1394) |
بیگانگی اجتماعی |
احساس: بیقدرتی، بیهنجاری انزوای اجتماعی، تنفر فرهنگی، احساس بیمعنایی |
|
کاک بدس و کالو (2009) |
مسئولیتپذیری اجتماعی |
مسئولیتپذیری: اقتصادی، فرهنگی سیاسی، جامعهای |
|
|
فردینبرگ (به نقل از محسنی تبریزی، 1370) |
رضایت اجتماعی |
رضایت از: زندگی فردی، شغلی، زندگی اجتماعی |
|
|
لیپست (1399) |
پایگاه اقتصادی- اجتماعی |
تحصیلات، درآمد، طبقه |
|
|
وابسته |
دورکیم (1384)، مرتن (1964)، پارسونز (به نقل از توسلی، 1383) |
بیتفاوتی اجتماعی |
بعد ذهنی، بعد عینی |
مدل نظری پژوهش
Fig 1- Research model
فرضیههای پژوهش
1 ـ بیگانگی اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد؛
2 ـ مسئولیتپذیری اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد؛
3- رضایت اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد؛
4 ـ متغیرهای زمینهای (جنس، سن، وضعیت تأهل و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی) بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیر دارد.
روش پژوهش
رویکرد پژوهش، کمی و روش آن توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامۀ محقق ساخته و واحد تحلیل فرد است. جامعۀ آماری کلیۀ معلمان دورۀ ابتدایی و متوسطۀ شهر فامنین، یعنی 150 نفر بودند و برآورد حجم نمونه 108n = به دست آمد. از شیوۀ نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد.
اعتبار[24] و پایایی[25] ابزار اندازهگیری
جدول2 - متغیرها، مؤلفهها و گویهها (تعریف عملیاتی) و پایایی آنها (آلفای کرونباخ) به تفکیک متغیرها
Table 2- Variables, components and items and their reliability (Cronbach's alpha variables)
|
متغیر |
مؤلفه |
گویهها |
آلفای کرونباخ |
|
بیتفاوتی اجتماعی
|
بعد ذهنی 7 گویه |
اگر به فرد نیازمند کمک نکنم، بعداً پشیمان میشوم. از افرادی که نسبتبه اطرافیان خود بیتفاوتاند و با خونسردی از کنار آنها رد میشوند، بیزارم. بیشتر نگران مسائل زیستمحیطی مانند تخریب درختانم. آیندۀ کشورم برای مهم است. بیشتر به فکر مشکلات دیگرانم. کمک به هم نوعانم را وظیفۀ خود نمیدانم. همۀ افراد جامعه را همنوع خود و محترم میدانم. |
86/0 |
|
بعد عینی 13 گویه |
در انتخابات و رأیگیریها شرکت میکنم. اخبار اتفاقات و جریانات سیاسی روز را چندان دنبال نمیکنم. در امور عمومی محلۀ خودمان همکاری میکنم. مشارکت داوطلبانه با انجمنهای غیردولتی دارم. در حد توانم به نیازمندان کمک میکنم. اگر نزاعی اتفاق بیفتد، به پلیس تلفن میکنم. اگر فرد حادثهدیدهای را ببینم، به او کمک میکنم. اگر فردی مشکلی داشته باشد، تا جایی که بتوانم او را راهنمایی میکنم. به وظایف شهروندی خود واقفم و آنها را انجام میدهم. برای انتخابات کاندیداها فعالیت میکنم. زمانی که سخنرانی رئیسجمهور از رادیو یا تلویزیون پخش میشود، آن را دنبال میکنم. تصمیمات مسئولان حکومتی را پیگیری میکنم. اگر در خیابان لولهها ترکیده باشد، به مأموران آب و فاضلاب خبر میدهم. |
82/0 |
|
|
بیگانگی اجتماعی |
احساس بیقدرتی 5 گویه |
گاهی دیگران از رفتار من سوء استفاده میکنند. فکر میکنم قادر نیستم به اهداف و نتایج مدنظرم برسم. درگیرشدن با کارهایی که انجام میدهم، اغلب در نظرم دشوار است. در برخورد با معضلات به وجود آمده در سطح جامعه، بیش از پیش احساس ناتوانی میکنم. توانایی غلبه بر مشکلات پیشبینینشدۀ زندگی را در زمان حال و آینده در خود نمیبینم. |
66/0 |
|
احساس بیمعنایی 4 گویه |
گاهی اوقات در مورد اینکه چه کسی هستم دچار تردید میشوم. در باور و عقایدم دچار ابهام شدهام. آینده جامعه را تیره و تار میبینم. زندگی را پوچ و بیهدف میبینم. |
81/0 |
|
|
احساس انزوا 4 گویه |
هیچ نیازی نمیبینم که در انجام کارها و یا در مواقع مختلف کسی کنارم باشد. امروزه رفاقت و دوستی ارزشی ندارد. بهدلیل اطمیناننداشتن به دیگران، تنهایی برای من بهتر است. از اینکه در کنار دوستانم هستم، احساس خوبی دارم. |
75/0 |
|
|
احساس بیهنجاری 4گویه |
در این جامعه هرکس برای خود قانونی دارد. هر طور دلم بخواهد رفتار میکنم و نتایج و پیامدهای آن برایم مهم نیست. احساس میکنم که امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که هرکس به فکر خودش است. فکر میکنم انسان باید به امروز بیندیشد؛ زیرا معلوم نیست که فردا چه پیش میآید. |
65/0 |
|
|
احساس تنفر فرهنگی 7 گویه |
از شرایط حاکم در زندگی خود متنفرم. در لابهلای چرخهای زندگی، موجود بیارزشی هستم. هیچ شانس و فرصت لازمی برای خلق و تولید و ابتکاری وجود ندارد که خرسندم کند. خود را انسان مفیدی نمیدانم. اینقدر از فعالیتهای علمی،-پژوهشی بیزارم که دوست ندارم اسم آن را بشنوم. وقتی خوب فکر میکنم، میبینم درسی که آموزش میدهم برای دانشآموزان هیچ ارزشی ندارد. از قرارگرفتن در محیط آموزشی مانند مدرسه لذت نمیبرم. |
75/0 |
|
|
مسئولیت پذیری اجتماعی |
سیاسی 5 گویه |
شرکت در انتخابات مختلف را وظیفه میدانم. در طول روز برای کسب آگاهی سیاسی و پیگیری رویدادهای سیاسی کشور تلاش میکنم. حضور خود را در مشارکت سیاسی برای کشور لازم میدانم. دانش آموزان و خانوادههایشان را برای شرکت در انتخابات سرنوشتساز تشویق میکنم. در انتخابات درون آموزش و پرورش و انتخاب مدیران آموزش و پرورش فعالیت و مشارکت میکنم. |
84/0 |
|
اقتصادی 4 گویه |
خود را ملزم به صرفهجویی در مصرف آب، برق، گاز و ..... میدانم. خرید کالای داخلی را به خرید کالای خارجی ترجیح میدهم. پرداخت مالیات شهروندان را لازم و ضروری میدانم. دانشآموزان را به فعالیتهای کارآفرینی، تشویق میکنم. |
69/0 |
|
|
فرهنگی 5 گویه |
در حفظ نشانهها و آثار فرهنگی، تاریخی و ملی خود تلاش میکنم. در برنامههای فرهنگی و هنری شهر حضور مییابم. در کنار فرهنگ قومی خود، به شناخت و حفظ فرهنگ و آداب رسوم سایر قومیتها نیز توجه دارم. نشانهها و آثار فرهنگی و دانشمندان شهر برایم ارزشمندند و آنها را به دانشآموزان معرفی میکنم. از تعریف نشانهها و آثار تاریخی شهر برای دانشآموزان لذت میبرم. |
84/0 |
|
|
جامعهای گویه |
قانون و مقررات موجود در جامعه را بهطور کامل رعایت میکنم. منافع جامعه را به منافع شخصی ترجیح میدهم. در انجمنها و تشکلهای آموزش و پرورش شرکت میکنم. قوانین و مقررات محل خدمتم (مدرسه یا دبیرستان) را بهطور کامل رعایت میکنم. در نشستهای شورای مدرسه یا دبیرستان با احساس مسئولیت شرکت میکنم. |
80/0 |
|
|
رضایت اجتماعی |
رضایت از زندگی فردی |
از وضعیت سلامت روحی و روانی خودم رضایت دارم. از وضعیت محیط کار خودم رضایت دارم. از وضع مالی خودم رضایت دارم. 3 معرف |
84/0 |
|
رضایت شغلی 6 گویه |
از شغلی که دارم، احساس جذابیت میکنم. توانایی فنی و مدیریتی مسئولان بالادستی قابل تقدیر است. مسئولان بالادستی به علایق و نظرات من احترام میگذارند. از همکارانم راضی هستم. میزان حقوق و دستمزد من در جامعه مطلوب است. فرصتهای برابر برای پیشرفت شغلی من در جامعه وجود دارد. |
68/0 |
|
|
رضایت از اوضاع جامعه |
عملکرد مردم در قبال جامعه و مسائل اجتماعی رضایتبخش است. عملکرد مسئولین دولتی در قبال جامعه و مردم رضایتبخش است. امنیت کشور ما از امنیت دیگر نقاط جهان بهتر است. 3 معرف |
65/0 |
|
|
راهکارهای کاربردی |
اقتصادی 4 گویه |
افزایش حقوق متناسب با تورم جامعه، توجه به معیشت معلمان و پرداخت کمکهزینه، دادن وام کمبهره، افزایش تسهیلات و رفاه معلمان و مکانهای تفریحی و ورزشی و... |
64/0
|
|
احترام 4 گویه |
حفظ حرمت معلمان با ساخت فیلمها و سریالهای تلویزیونی، دوری از بیاحترامی از قشر معلمان نسبتبه سابر اقشار جامعه، تحقیرنکردن معلمان بهخصوص ازطریق رسانههای تصویری مثل تلویزیون، برخورد احترامآمیز بالادستیها مثل مدیر و رئیس با معلم |
||
|
رتبهبندی 4 گویه
|
توجه به تلاشهای علمی معلمان و دادن امتیاز به آنها، محاسبۀ امتیازات علمی در ارتقای رتبه. افزایش حقوق و پاداش علمی ناشی از رتبهبندی و شایستگیها، نه فقط روی کاغذ و بیخاصیت بودن آن، امکان ارتقای علمی معلمان مثل اساتید دانشگاهها |
||
|
مشارکت در تصمیمهای مهم 3 گویه |
حضور فعال و مشارکت در شوراهای تصمیمگیری و تصمیمسازی، اجتناب از انحصاریشدن تصمیمات سرنوشتساز به عدهای خاص، دوری از فرقهگرایی و شبه حزبی عمل کردن در تصمیمات مهم آموزشی و پژوهشی و تأکید بر شایستهسالاری |
یافتههای پژوهش
یافتههای توصیفی
یافتههای توصیفی متغیرهای جمعیتی در جدول 3 گزارش شده است.
جدول 3- توزیع فراوانی پاسخگویان (108 نفر)
Table 3- Frequency distribution of respondents (108 people)
|
|
متغیرها و مؤلفهها |
||||||||||||||
|
جنس |
تحصیلات |
وضعیت تأهل |
میزان درآمد (میلیون تومان) |
||||||||||||
|
مرد |
زن |
فوق دیپلم |
کارشناسی |
ارشد |
مجرد |
متأهل |
زیر 10 |
10-20 |
بیشتر از20 |
||||||
|
فراوانی |
51 |
57 |
12 |
76 |
20 |
20 |
81 |
39 |
60 |
9 |
|||||
|
درصد |
2 /47 |
8/52 |
11 |
4/70 |
5/18 |
5/18 |
5/81 |
1/36 |
6/55 |
3/864 |
|||||
|
|
سن (سال) |
طبقۀ اجتماعی |
|||||||||||||
|
زیر 30 |
30-39 |
40-49 |
50 سال و بیشتر |
پایین پایین و پایین |
متوسط |
بالای بالا و بالا |
|||||||||
|
فراوانی |
19 |
47 |
34 |
8 |
8 |
95 |
5 |
||||||||
|
درصد |
6/17 |
5/43 |
5/31 |
4/7 |
4/7 |
88 |
|
6/4 |
|||||||
همانطور که جدول 3 نشان میدهد، درصد پاسخگویان زن (8/52%) بیش از پاسخگویان مرد (2/47%) و درصد متأهلان بیش از مجردان (5/81%) بوده است. بیشترین سطح تحصیلات پاسخگویان کارشناسی (4/70%)، بیشترین میزان درآمد پاسخگویان بین 10 تا 20 میلیون تومان (6/55%) و بیشترین سن پاسخگویان بین 30-39 سال گزارش شده است(5/43%). پاسخگویان بیشترین وضعیت طبقۀ اجتماعی خود را در حد متوسط ارزیابی کردهاند (88%).
جدول ۴- توزیع توصیفی راهکارها ازنظر معلمان
Table 4- Descriptive distribution of solutions from the perspective of teachers
|
متغیر |
فراوانی |
درصد |
|
اقتصادی |
۳۹ |
۱/۳۶ |
|
احترام اجتماعی |
۲۹ |
۹/۲۶ |
|
رتبهبندی علمی |
۲۷ |
۲۵ |
|
مشارکت در تصمیمگیریهای مهم |
۱۳ |
۱۲ |
|
جمع |
۱۰۸ |
۱۰۰ |
همانطور که جدول راهکارها ازنظر معلمان نشان میدهد، 1/۳۶درصد بیان کردند که مهمترین راهکار، کاهش بیتفاوتی معلمان نسبتبه مسائل جامعه، توجه به اقتصاد و معیشت و حقوق رفاه آنان است. ۹/۲۶درصد تلاش برای حفظ احترام و حیثیت و ارتقای پایگاه اجتماعی آنها و ۲۵درصد رتبهبندی علمی و ۱۳درصد هم مشارکت آنها را در تصمیمات مهم و سرنوشتساز مرتبط با آموزش و پرورش و جامعه بیان داشتند.
یافتههای توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول ۵ خلاصه شده است.
جدول5- آمار توصیفی متغیرها و مؤلفههای آنها
Table 5- Descriptive statistics of variables and their components
|
شاخص متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
کمینه |
بیشینه |
کجی |
کشیدگی |
تعداد گویه |
|
بیگانگی اجتماعی |
84/69 |
719/8 |
46 |
98 |
181/0 |
663/0 |
24 |
|
احساس بیقدرتی |
69/12 |
031/16 |
5 |
23 |
477/0 |
319/0- |
5 |
|
احساس بیمعنایی |
06/14 |
837/7 |
7 |
19 |
633/0- |
114/0- |
4 |
|
احساس انزوای اجتماعی |
06/9 |
949/9 |
4 |
20 |
276/1 |
774/1 |
4 |
|
احساس بیهنجاری اجتماعی |
92/10 |
507/12 |
4 |
20 |
011/0- |
479/0- |
4 |
|
احساس تنفر فرهنگی |
32/10 |
165/6 |
3 |
15 |
992/0- |
888/0 |
8 |
|
مسئولیتپذیری اجتماعی |
91/67 |
249/12 |
44 |
100 |
116/0 |
420/0- |
24 |
|
مسئولیتپذیری اقتصادی |
06/8 |
682/2 |
3 |
15 |
384/0 |
141/0- |
3 |
|
مسئولیتپذیری جامعهای |
87/16 |
628/4 |
5 |
25 |
463/0- |
500/0- |
5 |
|
مسئولیتپذیری فرهنگی |
24/12 |
321/4 |
5 |
24 |
862/0 |
680/0 |
5 |
|
مسئولیتپذیری سیاسی |
06/17 |
103/5 |
6 |
25 |
165/0- |
805/0- |
5 |
|
رضایت اجتماعی |
39/38 |
772/7 |
21 |
60 |
334/0 |
157/0- |
12 |
|
رضایت فردی |
26/7 |
196/3 |
3 |
15 |
504/0 |
267/0- |
3 |
|
رضایت شغلی |
94/19 |
509/4 |
9 |
30 |
002/0 |
406/0- |
6 |
|
رضایت جامعهای |
19/11 |
514/2 |
6 |
15 |
017/0 |
968/0- |
3 |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
70/63 |
447/12 |
32 |
92 |
218/0- |
231/0- |
20 |
|
بعد ذهنی بیتفاوتی اجتماعی |
35/28 |
811/5 |
17 |
35 |
311/0- |
241/1- |
7 |
|
بعد عینی بیتفاوتی اجتماعی |
35/35 |
809/8 |
13 |
57 |
267/0- |
181/0- |
13 |
برای بررسی میزان متغیرهای ملاک و پیشبین، به این طریق عمل شد. چنانچه میانگین به دست آمده زیر 40 باشد، در حد پایین، اگر بین 40 تا 70 باشد، در حد متوسط و اگر بیش از 70 باشد، در حد زیاد ارزیابی شد.
جدول (4) توزیع توصیفی از قبیل میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر، کجی و کشیدگی، نمرۀ کسبشدۀ مربوط به متغیرها و ابعاد آنها را در آزمودنیها نشان میدهد. براساس یافتهها، بیگانگی اجتماعی با (میانگین= 84/69 و انحراف معیار = 719/8 ) و مسئولیتپذیری اجتماعی با (میانگین= 91/67 و انحراف معیار= 249/12) نیز در حد متوسط است، اما رضایت اجتماعی معلمان با (میانگین= 39/38 و انحراف معیار = 772/7 ) در حد پایین است. بیتفاوتی اجتماعی معلمان با (میانگین= 70/63 و انحراف معیار 447/12) در حد متوسط است. براساس یافتههای جدول میانگین، بعد عینی بیتفاوتی معلمان بیش از بعد ذهنی آنهاست. همچنین شاخصهای کجی و کشیدگی نشان میدهند که شرط نرمالبودن برای تمام متغیرها وجود دارد؛ زیرا تفاضل کجی و کشیدگی آنها بیشتر از 05/0درصد است.
یافتههای آزمون فرضیهها
فرضیۀ اول: بیگانگی اجتماعی بر تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است.
فرض پژوهش: بیگانگی اجتماعی بر تفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است. H1 ≠ H0
یافتههای تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس متغیر بیگانگی اجتماعی و تأثیر آن بر متغیر بیتفاوتی اجتماعی (به دو روش اینتر و روش گام به گام در جدول 7 و 6) خلاصه شده است.
جدول 6- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس بیگانگی اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش اینتر)
Table 6- Multiple regression analysis and variance of social alienation with social indifference (inter method)
|
متغیر ملاک |
روش |
متغیر پیشبین |
b |
t |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
اینتر |
بیگانگی اجتماعی |
594/0 |
597/7 |
000/0 |
594/0 |
353/0 |
714/57 |
000/0 |
همانطور که جدول (6) نشان میدهد، ضریب رگرسیون بین متغیر بیگانگی اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (59/0= R) در حد متوسط و مثبت است و بیگانگی اجتماعی 594/0درصد تغییرات بیتفاوتی معلمان را پیشبینی میکند. ضریب تعیین(R2) نشان میدهد 2/36درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی، با متغیر بیگانگی اجتماعی تعیین میشود. سطح معنیداری F (آنوا) کمتر از 01/0 است که حکایت از تأیید مدل رگرسیونی دارد و فرض پژوهش در 99درصد اطمینان نیز تأیید میشود. آمارۀ بتا نیز اهمیت نسبی حضور متغیر را در مدل رگرسیون نشان میدهد. معمولاً هرگاه قدر مطلق آمارۀ t برای متغیری بزرگتر از 96/1 باشد، سطح خطای آن نیز کوچکتر از 01/0 یا 05/0 است و با توجه به اینکه مقدار این آماره در این فرضیه 758/7 و سطح معناداری کمتر از 05/0 است، بنابراین فرضیۀ تأثیر بیگانگی اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی با 99درصد اطمینان تأیید میشود.
جدول 7- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفههای بیگانگی اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش گام به گام)
Table 7- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of the components of social alienation and social indifference(stepwise)
|
متغیر ملاک |
گام |
متغیر پیشبین |
b |
t |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
1 |
احساس تنفر فرهنگی |
452/0 |
220/5 |
000/0 |
452/0 |
204/0 |
245/27 |
000/0 |
|
2 |
احساس تنفر فرهنگی |
387/0 |
455/4 |
000/0 |
512/0 |
262/0 |
684/18 |
000/0
|
|
|
احساس بیمعنایی |
250/0 |
874/2 |
005/0 |
||||||
|
3 |
احساس تنفر فرهنگی |
353/0 |
143/4 |
000/0 |
558/0 |
311/0 |
658/15 |
000/0
|
|
|
احساس بیمعنایی |
247/0 |
933/2 |
004/0 |
||||||
|
احساس انزوای اجتماعی |
223/0 |
711/2 |
008/0 |
||||||
|
4 |
احساس تنفر فرهنگی |
318/0 |
775/3 |
000/0 |
593/0 |
352/0 |
994/13 |
000/0 |
|
|
احساس بیمعنایی |
270/0 |
266/3 |
001/0 |
||||||
|
احساس انزوای اجتماعی |
210/0 |
604/2 |
011/0 |
||||||
|
احساس بیقدرتی |
206/0 |
552/2 |
012/0 |
در روش گام به گام جدول (7)، اولین مؤلفهای که وارد معادله شده است و بیشترین تغییر بیتفاوتی اجتماعی را پیشبینی میکند، مؤلفۀ احساس تنفر فرهنگی بود. ضریب تأثیر این متغیر در گام اول (452/0) است. در مرحلۀ دوم مؤلفۀ احساس بیمعنایی با ضریب تأثیر (250/0) وارد معادله شده است. در گام سوم احساس انزوای اجتماعی با ضریب تأثیر (223/0) و در گام چهارم مؤلفۀ احساس بیقدرتی با ضریب تأثیر (206/0) وارد شده است. با اضافهشدن هر متغیر در هر گام، میزان تغییراتی افزایش مییابد که بیتفاوتی اجتماعی را پیشبینی میکند. سطح معنیداری آنوا در 4 گام کمتر از 000/0 شده است که حکایت از تأیید مدل و تأیید فرض تحقیق با سطح اطمینان 99درصد دارد. همچنین مؤلفۀ بیهنجاری رابطۀ معنیداری با بیتفاوتی اجتماعی نداشته و از معادله خارج شده است.
فرضیۀ دوم: مسئولیتپذیری اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است.
(H1 ≠ H0: H1=H0)
در مرحلۀ اول با روش اینتر رگرسیون بین دو متغیر اصلی سنجیده شد و در مرحلۀ دوم با روش گام به گام، رابطۀ بین مؤلفههای مسئولیتپذیری با متغیر ملاک سنجیده شد. یافتهها در جدول (7) با روش اینتر و جدول (8) به روش گام به گام خلاصه شده است.
جدول 8- تحلیل رگرسیون چندگانه و انوا متغیر مسئولیتپذیری اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش اینتر)
Table 8- Multiple regression analysis and variable types of social responsibility with social indifference (inter method)
|
متغیر ملاک |
روش |
متغیر پیشبین |
b |
t |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
اینتر |
مسئولیتپذیری اجتماعی |
609/0- |
701/2- |
008/0 |
609/0
|
371/0
|
516/62 |
000/0 |
همانطور که جدول (8) رگرسیون با روش اینتر نشان میدهد، ضریب همبستگی رگرسیون بین متغیر مسئولیتپذیری اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی مثبت و متوسط است (609/0) و ضریب تعیین (371/0) درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی را تعیین و پیشبینی میکند. بتا یعنی ضریب تأثیر مسئولیتپذیری اجتماعی، 609/0درصد تأثیر منفی بر بیتفاوتی اجتماعی دارد و با افزایش هر واحد مسئولتپذیری اجتماعی، از بیتفاوتی اجتماعی 609/0درصد کاسته میشود. آنوا ( 516/62 = F و سطح معنیداری= 000/0) نشان میدهد که فرض تحقیق در سطح 99درصد اطمینان تأیید شده است.
جدول 9- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفههای متغیر مسئولیتپذیری اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش گام به گام)
Table 9- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of the variable components of social responsibility and social indifference(stepwise method)
|
متغیر ملاک |
گام |
متغیر پیشبین |
b |
T |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
1 |
مسئولیتپذیری جامعهای |
548/0- |
747/6- |
000/0 |
548/0
|
300/0
|
519/45 |
000/0 |
|
2 |
مسئولیتپذیری جامعهای |
537/0- |
906/6- |
000/0 |
606/0 |
367/0 |
396/30 |
000/0 |
|
|
مسئولیتپذیری اقتصادی |
258/-0 |
314/3- |
001/0 |
جدول رگرسیون چندگانه با روش گام به گام (9) نشان میدهد که مسئولیتپذیری جامعهای، اولین مؤلفۀ مسئولیتپذیری اجتماعی است که وارد معادله شده است و ضریب همبستگی بین این مؤلفه با بیتفاوتی اجتماعی در سطح متوسط (548/0) است. همچنین ضریب تعیین نشان میدهد که 30درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی با متغیر مسئولیتپذیری جامعهای تعیین و پوشش داده میشود. بتای متغیر مسئولیتپذیری جامعهای نشان میدهد این مؤلفه 548/0درصد بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیر دارد؛ یعنی با افزایش یک واحد در متغیر مسئولیتپذیری جامعهای، میزان بیتفاوتی اجتماعی به مقدار 548/0درصد کاهش مییابد و از بیتفاوتی اجتماعی معلمان کاسته میشود.
در گام دوم متغیر مسئولیتپذیری اقتصادی نیز، وارد معادله و ضریب تأثیر آن بر بیتفاوتی اجتماعی (258/0-) برآورد شد. بتای دو مؤلفۀ مسئولیتپذیری در گام دوم، 795/0درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی را تبیین میکنند. درواقع با افزایش هر واحد تغییر در این دو متغیر، بهاندازۀ 5/79درصد متغیر بیتفاوتی اجتماعی کاهش مییابد. سطح معنیداری F (آنوا) کمتر از 000/0 است که حکایت از تأیید مدل رگرسیونی و فرض پژوهش در سطح اطمینان 99%دارد و متغیر مسئولیتپذیری جامعهای و اقتصادی قادر به پیشبینی و تعیین تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی است.
دیگر مؤلفههای متغیر مسئولیتپذیری وارد معادله نشدهاند و تأثیر درخور توجهی بر بیتفاوتی اجتماعی نداشتند.
فرضیۀ سوم: رضایت اجتماعی و مؤلفههای آن بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است. ( H1 ≠ H0: H1=H0)
یافتههای تحلیل رگرسیونی با روش اینتر در جدول (10) خلاصه شده است.
جدول 10- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفههای متغیر رضایت اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی(روش اینتر)
Table 10- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of variable components of social satisfaction with social indifference (inter method)
|
متغیر ملاک |
روش |
متغیر پیشبین |
b |
t |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
اینتر |
رضایت اجتماعی |
657/0- |
964/ 8 |
000/0 |
657/0 |
431/0 |
358 /80 |
000/0 |
براساس یافتۀ جدول (10)، ضریب همبستگی رگرسیون رضایت اجتماعی (657/0) از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی را پیشبینی میکند و همبستگی دو متغیر در حد متوسط و مثبت ارزیابی میشود. ضریب تعیین (431/0) درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی را تعیین میکند. ضریب تأثیر (بتا)، رضایت اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی، 657/0درصد تأثیر منفی دارد و با افزایش هر واحد رضایت اجتماعی از بیتفاوتی اجتماعی، 657/0درصد کاسته میشود. آنوا (358/80 = F و سطح معنیداری= 000/0) نشان میدهد که فرض تحقیق در سطح 99درصد اطمینان تأیید شده است.
جدول 11- تحلیل رگرسیون چندگانه و واریانس (آنوا) مؤلفههای متغیر رضایت اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی (روش گام به گام)
Table 11- Multiple regression and variance analysis (ANOVA) of variable components of social satisfaction with social indifference) stepwise method (
|
متغیر ملاک |
گام |
متغیر پیشبین |
b |
t |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
1 |
رضایت از اوضاع جامعه |
574/0- |
217/7- |
000/0 |
574/0 |
330/0 |
091/52 |
000/0 |
|
2 |
رضایت از اوضاع جامعه |
427/0- |
521/5- |
000/0 |
679/0 |
461/0 |
866/44 |
000/0 |
|
|
|
رضایت شغلی |
391/0- |
056/5- |
000/0 |
جدول (11) نشان میدهد که در گام اول، رضایت از اوضاع جامعه وارد معادله شده است و ضریب همبستگی بین این مؤلفه با بیتفاوتی اجتماعی در سطح متوسط (574/0)، قادر به پیشبینی تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی است. همچنین330/0درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی با متغیر رضایت از اوضاع جامعه تعیین میشود. بتای رضایت از اوضاع جامعه (574/0-) درصد بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیر منفی دارد؛ یعنی با افزایش یک واحد در متغیر رضایت از اوضاع جامعه، میزان بیتفاوتی اجتماعی به مقدار 574/0درصد کاهش مییابد و از بیتفاوتی اجتماعی معلمان، کاسته میشود.
در گام دوم متغیر رضایت شغلی وارد معادله شده است. ضریب تأثیر رضایت شغلی بر بیتفاوتی اجتماعی (391/0-) برآورد شد؛ یعنی این دو متغیر با یکدیگر 818/0درصد از تغییرات متغیر بیتفاوتی اجتماعی را پیشبینی و تبیین میکنند. درواقع با افزایش هر واحد تغییر در این دو متغیر بهاندازۀ 8/81درصد متغیر بیتفاوتی اجتماعی کاهش مییابد. سطح معنیداریF (آنوا) کمتر از 000/0 ، حکایت از تأیید مدل رگرسیونی و فرض پژوهش در سطح اطمینان 99% دارد. مؤلفۀ رضایت فردی نیز در مدل وارد نشده است.
فرضیۀ چهارم: متغیرهای زمینهای بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأثیرگذار است.
جدول 12- آزمون تحلیل واریانس یکراهه (آنوا) بین سن و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با بیتفاوتی اجتماعی در بین معلمان
Table 12- One-way analysis of variance (ANOVA) test between age and socio-economic Status with social indifference among teachers
|
متغیر |
مجموع مربعات |
درجۀ آزادی |
میانگین مربعات |
F |
Sig |
|
سن |
|
|
|
|
|
|
بین گروهها |
643/690 |
6 |
107/115 |
686/0 |
562/0 |
|
درون گروهها |
875/15887 |
101 |
306/157 |
||
|
جمع |
519/16578 |
107 |
|
||
|
پایگاه اقتصادی - اجتماعی |
|
|
|
|
|
|
بین گروهها |
014/176 |
3 |
671/58 |
372/0 |
773/0 |
|
درون گروهها |
505/16402 |
104 |
716/157 |
||
|
جمع |
519/16578 |
107 |
|
یافتههای جدول 12، رابطۀ بین گروههای سنی معلمان را با بیتفاوتی اجتماعی نشان میدهد. در این مدل گروههای سنی 5 سالۀ معلمان از حیث میزان بیتفاوتی با یکدیگر مقایسه شد تا نشان داده شود که آیا بین گروههای سنی و بیتفاوتی معلمان ارتباط معنادار وجود دارد یا خیر. یافتهها نشان میدهد آمارۀ F با مقدار (732/0) در سطح خطایی بسیار بیشتر از حد استاندارد، یعنی 05/0 محاسبه شده است (625/0=Sig). بنابراین بین گروههای سنی پنج ساله، تفاوت معناداری در زمینۀ شدت بیتفاوتی اجتماعی وجود ندارد و فرض تحقیق رد و فرض صفر، تأیید میشود.
یافتهها نشان میدهد که بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی معلمان با بیتفاوتی اجتماعی آنها تفاوت معنیداری وجود ندارد. آمارۀ F به دست آمده (372/0) در سطح خطایی بسیار بیشتر از حد استاندارد، یعنی 05/0 محاسبه شده است (773/0=Sig)، بین طبقات اقتصادی- اجتماعی، تفاوت معناداری در زمینۀ شدت بیتفاوتی اجتماعی وجود ندارد؛ بنابراین فرض تحقیق رد و فرض صفر تأیید میشود.
برای بررسی متغیرهای جنس و وضعیت تأهل، بهدلیل اسمیبودن آنها، از آمارۀ خیدو استفاده و یافتهها در جدول 13 خلاصه شد.
جدول 13- تحلیل آماری متغیرهای اسمی (107نفر)
Table 13- Statistical analysis of nominal variables (107 people (
|
متغیر |
خیدو |
درجۀ آزادی |
معنیداری |
|
جنس |
333/0 |
1 |
564/0 |
|
تأهل |
815 /42 |
1 |
000/0 |
همانطور که جدول 13 نشان میدهد، رابطۀ جنس با بیتفاوتی اجتماعی معنیدار نیست، اما متغیر تأهل بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیرگذار است و فرض پژوهش با 99درصد اطمینان تأیید شد.
تحلیلهای رگرسیونی چند متغیره با روش گام به گام
در این بخش از تحلیل هدف، یافتن میزان و سهم اثر متغیرهای مستقل بیگانگی اجتماعی، رضایت اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی و پایگاه اقتصادی - اجتماعی در تبیین میزان بیتفاوتی اجتماعی است. در روش گامبهگام، قویترین متغیرها به ترتیب وارد معادله میشوند و این کار تا زمانی ادامه مییابد که خطای آزمون معناداری به 5درصد برسد. تحلیل رگرسیون تا سه گام پیش رفته (جدول 14) و متغیر پایگاه اجتماعی – اقتصادی در تحلیل وارد نشده است.
جدول 14- تحلیل رگرسیون با روش گام به گام برای پیشبینی میزان تأثیر متغیرهای مستقل بر بیتفاوتی اجتماعی
Table 14- regression analysis predicting the influence of independent variables on social indifference (stepwise method)
|
متغیر ملاک |
گام |
متغیر پیشبین |
b |
t |
R-value |
R |
R2 |
F |
R-value |
|
بیتفاوتی اجتماعی |
1 |
رضایت اجتماعی |
657/0- |
964/8- |
000/0 |
657/0 |
431/0 |
358/80 |
000/0 |
|
2 |
رضایت اجتماعی |
491/0- |
730/6- |
000/0 |
740/0 |
548/0 |
561/63 |
000/0 |
|
|
بیگانگی اجتماعی |
379/0 |
199/5 |
000/0 |
||||||
|
3 |
رضایت اجتماعی |
380/0- |
028/5- |
000/0 |
774/0 |
598/0 |
663/51 |
000/0 |
|
|
بیگانگی اجتماعی |
305/0 |
239/4 |
000/0 |
||||||
|
مسئولیتپذیری |
275/0- |
627/3- |
000/0 |
در گام اول، اولین متغیر رضایت اجتماعی وارد تحلیل شده است و 657/0درصد از تغییرات بیتفاوتی اجتماعی را پیشبینی میکند. براساس سطح معنیداری آنوا با 99درصد اطمینان، فرض تحقیق و مدل تأیید شد.
R= 0/657, sig = 0/000 < 0/05, F = 80/358, df = 1)
در گام دوم، متغیر بیگانگی اجتماعی وارد معادله شد. هر دو متغیر رضایت اجتماعی و بیگانگی اجتماعی 810/0درصد از تغییرات بیتفاوتی اجتماعی را پیشبینی میکنند. رابطۀ معنیداری بین متغیرها با بیتفاوتی اجتماعی وجود دارد و فرض تحقیق با 99درصد اطمینان تأیید میشود.
R= 0/745, sig = 0/000 < 0/05, F = 65/563, df = 2)
بیگانگی اجتماعی 4/12درصد واریانس بیتفاوتی اجتماعی را تبیین میکند. (7/11= 1/43 – 8/54)
در گام سوم، سومین متغیر مسئولیتپذیری اجتماعی وارد معادله شد.
R= 774/0, sig = 000/0 < 05/0, F = 663/51, df = 3)
مسئولیتپذیری اجتماعی 5درصد از واریانس بیتفاوتی اجتماعی را تعیین میکند (05/0 = 548/0 – 598/0).
براساس یافتهها، هر قدر میزان رضایت اجتماعی و مسئولیتپذیری اجتماعی افزایش میباید، از بیتفاوتی اجتماعی کاسته میشود؛ اما هر قدر میزان بیگانگی اجتماعی افزایش مییابد، به بیتفاوتی اجتماعی هم افزوده میشود.
نتیجه و بحث
پژوهش حاضر، عوامل مؤثر بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان دورۀ ابتدایی و متوسطۀ شهر فامنین و راههای کاهش آن را با روش پیمایشی مطالعه کرد. نتایج به شرح زیر به دست آمد.
نتایج توصیفی میانگین و انحراف معیار متغیرهای اصلی پژوهش نشان داد که بیگانگی اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی و بیتفاوتی اجتماعی پاسخگویان در حد متوسط، اما رضایت اجتماعی آنها در حد کم گزارش شده است.
در این تحقیق مهمترین راهکار کاهش بیتفاوتی اجتماعی ازنظر معلمان، به ترتیب اهمیت شامل موارد زیر بود: حل مسائل اقتصادی و حقوق و رفاه معلمان، حفظ احترام اجتماعی، حل مشکل رتبهبندی و درنهایت شرکت معلمان در تصمیمات مهم و سرنوشتساز آموزش و پرورش.
نتایج آزمون فرضیهها به شرح زیر برآورد شد.
فرضیۀ اول پژوهش: تأثیر بیگانگی اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان تأیید شد.
نتایج این پژوهش با پژوهشهای فولادیان (1394)، حسنوند (1395) و در بعد بیقدرتی، با سیدین و همکاران (1401) و نوابخش و میرزاپوری ولوکلا (1394)، بعد بیهنجاری با محسنی تبریزی (1375)، بعد بیمعنایی با محسنی تبریزی و صداقتیفرد (1390)، صداقتیفرد (1392)، سفیری و صادقی (1388)، گانس (1999)، نادری و همکاران (1388) و در بعد احساس تنفر فرهنگی و تنفر از خود با عنبری و غلامیان (1395)، فولادیان (1394)، نبوی و همکاران (1393) همسو و هماهنگ است. همچنین تأییدکنندۀ نظریات سیمن (1959) در رابطه با متغیر بیگانگی اجتماعی و ابعاد آن است. براساس رگرسیون گام به گام، هر قدر تنفر فرهنگی، احساس بیمعنایی و بیقدرتی در جامعه افزایش یابد، بیتفاوتی اجتماعی معلمان نسبتبه خود، دیگران و جامعه نیز افزایش مییابد. براساس اظهارات معلمان در مصاحبههای نیمهساختیافته، توجه ویژه و بهادادن شخصیتی و معنایی به معلمان بهعنوان یک سرمایۀ انسانی سازندۀ نسل آینده، بیتفاوتی اجتماعی آنها را کاهش میدهد.
در تحلیل رگرسیون گامبهگام مؤلفههای بیگانگی اجتماعی، مؤلفۀ احساس تنفر فرهنگی با ضریب تأثیر (452/0) اولین متغیری است که وارد معادله میشود و بیشترین تغییر بیتفاوتی اجتماعی را تبیین میکند. در نظریۀ کارکردگرایان، ساختاری ازجمله دورکیم (1384) و پارسونز (1937) و مرتن (1964) فرهنگ در رأس نظام اجتماعی کل است و ارزشها و باورها و اعتقادات مهمترین عناصر سازندۀ فرهنگیاند. بنابراین تنفر فرهنگی عامل گسست فرد از جامعه میشود و آنها را نسبتبه ارزشهای جامعه بیتفاوت و احتمالاً مخالف میکند که نباید بهراحتی از کنار این یافتۀ پژوهشی گذشت.
در گام دوم مؤلفۀ احساس بیمعنایی، در گام سوم احساس انزوای اجتماعی و در گام چهارم مؤلفۀ احساس بیقدرتی وارد شده است. احساس بیمعنایی، انزوا و بیقدرتی تقویتکنندۀ بیتفاوتی و پوچی در آحاد جامعه میشوند و تهدیدی برای انسجام و همبستگی اجتماعی فرد و جامعهاند.
فرضیۀ دوم پژوهش: تأثیر مسئولیتپذیری اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان نیز تأیید شد.
نتایج این پژوهش با پژوهشهای کلانتری و همکاران (1386)، سفیری و حجتی کرمانی (1399)، علمدار و همکاران (1397)، محسنی تبریزی و صداقتیفرد (1390) هماهنگ و همسو است. همچنین در راستای تأیید نظرات کاکابدس و کالو (2009) است. بیتفاوتی اجتماعی ناشی از کاهش صمیمت و برابری در مقابل افزایش غریبگی و نابرابری و مشارکتنکردن اجتماعی است و تمام ابعاد مسئولیتپذیریهای اقتصادی، جامعهای، فرهنگی و سیاسی را در بر میگیرد. در این حالت فرد خود را با فعالیتهای بیهوده مشغول میکند و مسئولیتی نسبتبه دیگران و جامعه احساس نمیکند. بیتفاوتی فرد نسبتبه خود و جامعه بسیار خطرناک است و سلامت فرد و جامعه را تهدید میکند.
در روش گام به گام، نخست مسئولیتپذیری جامعهای وارد معادله شده است. این نوع مسئولیتپذیری، افراد را در رابطه با هویت ملی تبیین میکند و هر قدر کاهش یابد، هویت ملی را تهدید خواهد کرد. با افزایش تنفر فرهنگی و مسئولیتپذیری جامعهای، همبستگی اجتماعی کاهش مییابد. براساس نظر دورکیم (1384)، اجزای جامعه باید در هماهنگی و تناسب باشند و از انسجام لازم برخوردار باشند تا همبستگی اجتماعی تقویت شود.
گام دوم مؤلفۀ مسئولیتپذیری اقتصادی وارد معادله شد و نشان داد هر قدر این مسئولیت افزایش یابد، علاقه به انجام وظیفه نیز افزایش مییابد و معلمان با شوق و احساس مسئولیت، ایفای وظیفه میکنند و با کسالت و سستی در کلاس و محل کار حاضر نخواهند شد. توجه به اقتصاد و معیشت و رفاه معلمان، اساسی است و افزایش حقوق و رتبهبندی علمی آنها از راهکارهای اساسی کاهش بیمسئولیتی و درنتیجه بیتفاوتی اجتماعی آنهاست.
فرضیۀ سوم پژوهش: تأثیر رضایت اجتماعی بر بیتفاوتی اجتماعی معلمان نیز تأیید شد.
نتایج این پژوهش با پژوهشهای محسنی تبریزی و صداقتیفرد (1390)، عنبری و غلامیان (1395)، غفاری و نیازی (1386)، احمدی و مجیدی (1392) و نظریههای گنس (1992) و لیپست (1399) و چن و ژنگ (1999) هماهنگ و همسو است. هر قدر رضایت اجتماعی افزایش مییابد، از بیتفاوتی اجتماعی کاسته میشود. معلمان رضایت اجتماعی کافی از شغل و اوضاع جامعه ندارند، به همین دلیل بر بیتفاوتی اجتماعی آنها میافزاید. بنابر اظهارات معلمان، سروکارداشتن با کودکان و نسل نوجوان مهارتهای ویژه میطلبد و نیازمند وقتگذاشتن با تحمل بالاست. برای رسیدن به این هدف، دغدغۀ مالی و معیشتی معلمان باید برطرف و حرمت شغل معلمی در جامعه حفظ شود تا رضایت اجتماعی آنها تأمین شود و نسبتبه مسائل اجتماعی، احساس بیتفاوتی اجتماعی نداشته باشند.
فرضیۀ چهارم پژوهش: تأثیر متغیرهای زمینهای سن، پایگاه اجتماعی– اقتصادی (درآمد، تحصیلات و طبقه) بر بیتفاوتی اجتماعی تأیید نشد. این نتیجه ناهمسو و ناهماهنگ با نتایج پژوهشهای نبوی و همکاران (1393)، غفاری و نیازی (1386)، فیروزجائیان و همکاران (1396)، زارع شاهآبادی و سامانی (1395)، نوابخش و میزاپوری ولوکلا (1394)، چن و ژنگ (1999) و مکدل و ریدلی (1962) است، اما تأهل بر بیتفاوتی اجتماعی تأثیرگذار است و در راستای تحقیقات مذکور است. آنچه حائز توجه است، این است که معلمان ازنظر پایگاه اقتصادی- اجتماعی تقریباً مشابه و همسطحاند. به همین دلیل است که رابطۀ بین متغیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی آنها با بیتفاوتی اجتماعی معنیدار نشده است.
تأثیر جنس بر بیتفاوتی اجتماعی نیز رد شد و مخالف نظریۀ لیپست (1399) است.
براساس تحقیق ال میزجاجی (2001)، بیتفاوتی شهروندان واقعیتی است که بهعنوان مانعی در راه تمام تلاشهای عرضهشده بهوسیلۀ نظام اداری و دولتی برای توسعه در کشور عمل میکند. همچنین بیگانگی اجتماعی و نارضایتی محصول تأثیرپذیری از شرایط گوناگون تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه است که به بیتفاوتی اجتماعی منجر خواهد شد. برای کاهش بیگانگی اجتماعی با شرکتدادن معلمان در برنامهریزیها و تصمیمگیریهای اجتماعی و آموزشی و سیاسی و... میتوان مانع از افزایش احساس بیگانگی اجتماعی آنها شد و بستر کاهش بیتفاوتی اجتماعی آنها را نسبتبه سرنوشت فرد و جامعه فراهم کرد. ازطریق رفع نیازهای مادی (حقوق، معیشت و رفاه) و غیرمادی (حفظ احترام اجتماعی و علمی)، بهنوعی توان معیشت و فقرزدایی و تبعیضزدایی در میان معلمان و رضایت اجتماعی آنها افزایش مییابد. معلمان بهعنوان نیروی انسانی، یکی از مهمترین عناصر پیشرفت اقتصادی، توسعۀ دموکراسی در حوزۀ سیاسی، حافظ و تقویتکنندۀ نمادهای فرهنگی جامعه محسوب میشوند. آنها نهتنها خود و جامعۀ امروز را میسازند، بلکه تضمینکنندۀ توسعۀ فردای جامعه و مسئولیتپذیرکردن نسلهای آینده هم هستند. در حوزۀ توجه به مسئولیتپذیری در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، جامعهای باید در برنامهریزیهای توسعهای در نظر گرفته شوند؛ زیرا تقویت روحیۀ مسئولیتپذیری اجتماعی در میان معلمان و ایجاد فضا و انگیزه برای مشارکت اجتماعی مؤثر آنها، به استحکام و رشد ارزشها، اصول و تعهدات در جامعه کمک و فرایند توسعۀ کشور را بیمه کنند.
[1] Culture of Participation
[2] Sidney Verba
[4] Civil Society
[5] Social Care
[6]مصاحبۀ عمیق پژوهشگر با معلمان
[7] Piliavin & Charng
[8] Latane & Darely
[10] Parsons
[11] Merton
[12] Seeman
[13] Gamson and Karnhauser
[14] Friedenberge
[15] seeman
[16] kakabadse & Kalu
[17] Garfinkel and Beaman
[18] Smart PLS
[19] McDill & Ridley
[20] Ganse
[21] Ross
[22] Chen & Zhong
[24] Validity
[25] Reliability