Communication: Solutions to Achieving Knowledge Capitalization

Document Type : Research Paper

Authors

1 Professor, Department of Social Sciences, Faculty of Economics and Social Sciences, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran

2 Assistant professor, Department of Sociology, Faculty of Economics and Social Sciences, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran

3 Assistant Professor, Department of Social Sciences; Faculty of Economics and Social Sciences; Shahid Chamran University of Ahvaz; Ahvaz; Iran.

4 Ph.D. student Sociology, Department of Social Sciences, Faculty of Economics and Social Sciences, Shahid Chamran University of Ahvaz, Ahvaz, Iran

Abstract

Introduction
In today's world, knowledge and technology serve as the primary drivers of economic, industrial, and social development. Technological innovations are advancing at an unprecedented pace, reshaping lifestyles, production methods, and societal thought patterns. Within this context, universities play a crucial role in generating knowledge and training specialized human resources. Their collaboration with industry is widely recognized as one of the most effective means of translating knowledge into practical application. Despite Iran's significant scientific capacity, which includes over 2,138 higher education institutions and ranks 15th globally in scientific production, the connection between universities and industry remains weak. The country ranks 128th worldwide in this regard, highlighting an underutilization of university-generated knowledge to address the pressing challenges faced by its industry and economy. Additionally, despite its rich natural resources, Iran has primarily relied on the sale of raw materials due to shortcomings in technological exploitation, failing to develop high-yield processing industries. In this context, establishing a robust connection between academia and industry is not only essential for economic development, but also a vital strategy for enhancing employment, increasing productivity, reducing resource waste, and bolstering the country's economic resilience against sanctions and global crises.
 
 
Materials & Methods
In this study, a data-driven research methodology was employed. The research was conducted in Khuzestan Province, involving 44 provincial elites, including university professors and managers from knowledge-based companies and technology units. Participants were selected through theoretical and purposive sampling methods, with the theoretical sampling process continuing until saturation was achieved. Data collection involved in-depth and semi-structured interviews, while data analysis was conducted using theoretical coding techniques.
 
Discussion of Results & Conclusion
The results of this research revealed several key factors contributing to the persistent disconnect between industry and academia in Iran. These included government ownership of industries, a lack of prioritization for research within organizations, overreliance on government funding by universities, and inadequacy of internal research and technology centers within industries. Additionally, the focus on domestic markets for produced goods, a predominance of theoretical approaches over application-oriented methodologies in universities, and a misalignment between industry and educational institutions further exacerbated this issue. One of the most pressing challenges identified was the state-owned nature of the nation's economic structure, which limited competition among state-run companies. In this environment, industry managers were typically appointed by the government and received extensive financial support, encouraging a reliance on government budgets rather than fostering performance improvement and innovation. This dynamic diminished incentives for leveraging university resources and scientific expertise within the industry. Moreover, the abundance of natural resources, particularly oil, had intensified this reliance on primary production activities, detracting from efforts to innovate and adopt new technologies. As a result, industries experienced stagnation in innovation and a decline in product quality. In many sectors, research was often conducted more for show than for practical application, failing to enhance production processes or product quality. The structural organization of universities in Iran was primarily driven by governmental needs rather than regional planning and industrial requirements. This misalignment reduced incentives for universities to collaborate with industries in pursuit of income and credibility. Furthermore, the emphasis on theoretical education over practical applications hindered the development of effective connections between university and industry. Consequently, much university research remained unutilized, serving merely as a showcase. Additional barriers to collaboration stemmed from structural issues within organizations and industries, where internal research often yielded no tangible results. These challenges ultimately obstructed the establishment of a productive relationship between academia and industry in Iran. Therefore, this research underscores the urgent need for structural reforms in both the university and industry sectors to address these gaps and promote effective collaborations that will drive technological and innovative development in the country.

Keywords

Main Subjects


مقدمه

در دنیای کنونی، علم و فناوری هر روز درحال‌توسعه است، تغییرات تکنولوژیک [فناورانه] شتاب می‌گیرد، نوآوری‌های علمی و فناوری دائماً درحال ظهور است و دستاوردهای علمی و فناوری به‌طور فزاینده‌ای در تولید و عَمَل [کُنِش] اعمال می‌شود که به‌تدریج شیوۀ زندگی مردم، روش‌های تولید و حتی شیوه‌های تفکر را تغییر می‎‌دهد (Shijie, 2023: 39). دانش به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان منبع کلیدی رشد اقتصادی و رقابت‌پذیری شرکت‎‌ها شناخته شده است. گروهی از محققین (Etzkowitz, 1998, 2002, Etzkowitz & Leydesdorff, 1997, 1999, Etzkowitz et al., 2000, Slaughter & Leslie, 1997, Viale & Etzkowitz, 1997) استدلال کردند که دانشگاه‌ها باید پیوندهای مستقیمی با صنعت ایجاد کنند تا «سرمایه‌سازی دانش» را به حداکثر برسانند و دانشگاه باید از نزدیک با دنیای صنعتی ادغام شود (cited in Euna, 2006: 1330-1331). همکاری‌های دانشگاه و صنعت سازوکاری است که بیشتر استفاده می‌شود تا دانش عمومی و غیرمجسم دانشگاه‌ها را با دانش کاربردی صنعت ترکیب کند (Rossi et al., 2024: 2). مولر[1] (2006) نشان داد که روابط دانشگاه و صنعت باعث رشد اقتصادی منطقه می‌شود (Mueller, 2006 cited in Welsh et al, 2008: 1856) و منسفیلد[2] (1998) محاسبه کرد که 10درصد از محصولات جدید صنعت اطلاعات بین سال‌های 1986 و 1994 بدون تحقیقات دانشگاهی قابل‌حصول نبود (Mansfield, 1998 cited in Welsh et al., 2008: 1856). منسفیلد و لی[3] (1996) دریافته‌اند که شرکت‌های مستقر در کشور و منطقه‌ای که تحقیقات دانشگاهی در آن انجام می‌شود، به‌طور درخور ‌توجهی بیشتر از شرکت‌های دورتر از منطقۀ جغرافیایی این فرصت را دارند که جزو اولین‌هایی باشند که یافته‌های این تحقیق را به کار می‌گیرند؛ بنابراین، پیوندهای سخت جغرافیایی و کاری بین صنعت و دانشگاه به شرکت‌ها امکان نوآوری و رشد می‌دهد (Mansfield & Lee, 1996 cited in Welsh et al., 2008: 1856). زوکر و دری[4] (1998) و زوکر و همکاران (2002) به این نتیجه رسیدند که دسترسی به تحقیقات علمی و دانشمندان برجسته، شاخصی کلیدی در پیش‎‌بینی موفقیت یک شرکت بیوتکنولوژی[5] است (cited in Welsh et al., 2008: 1856). ادارۀ ملی مالکیت فکری چین 1457 میلیون دلار برای ترویج انتقال دانش و ترغیب همکاری دانشگاه و صنعت هزینه کرده است. با مشوق‌های دولت چین، تعداد ثبت اختراعات ناشی از همکاری دانشگاه و صنعت در سال 2022 به بیش از 760 هزار مورد رسید که در دهۀ گذشته بیش از 100 برابر افزایش داشته است (Li et al., 2024: 1-2). منافع متقابلی برای دانشگاه‌ها و صنایع در رابطۀ سازنده وجود دارد. از یک طرف، دانشگاه‌ها برای دریافت بودجه، به‌ویژه برای تحقیقات، رویارویی دانشجویان و اساتید با مشکلات عملی، ایجاد فرصت‌های شغلی برای فارغ‌التحصیلان و دستیابی به حوزه‌های فناوری کاربردی با صنایع تعامل دارد. از سوی دیگر، مزایای یک شرکت شامل دسترسی به دانشجویان، امکانات و اساتید بسیار آموزش‌دیده و همچنین تصویری بهتر از خود جای گذاشتن هنگام همکاری با یک مؤسسه علمی برجسته است (Bagheri-Moghadam et al., 2012: 284). در هر جامعه و اقتصادی، حفظ بازارهای داخلی و خارجی و پایبندکردن مشتریان به محصولات ساخته‎‌شده از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ اما حفظ این بازار، منوط به تولید محصول با سطح بالای فناوری و سطح بالای کیفیت است؛ زیرا با توسعۀ روابط اقتصادی میان کشورها، مصرف‌کنندگان از این قدرت بهره‎‌مند شده‎‌اند که از میان نشان و برندهای تجاری گوناگون دست به انتخاب بزنند؛ بنابراین، هرچه کیفیت محصول و سطح فناوری به‌کاربرده‌شده در تولید محصول بیشتر باشد، قرارگرفتن در مدار انتخاب مصرف‌کنندگان را تضمین خواهد کرد و شانس بیشتری را برای سلطه بر بازار نصیب شرکت خواهد کرد. شتاب پیوستۀ تغییرات فناورانه منجر به کوتاه‌شدن چرخۀ عمر محصول و فناوری شده است و هر روز شاهد تولید ارتقایافته و نسخه‎‌های به‌روزشدۀ محصولات هستیم که توجه صنعت را به تخصص و دانشی افزایش داده است که از دل آزمایشگاه‎‌ها، کارگاه‎‌ها، پایان‎‌نامه و رساله‎‌های دانشگاهی برمی‌آید. ایران کنونی یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان به‌لحاظ برخورداری از منابع زیرزمینی است؛ بااین‌حال، به دلایلی ازجمله شروع دیرهنگام توسعه، موانع سیاسی موجود و محدودیت دسترسی به فناوری‎‌های نوین نتوانسته است صنایع تبدلی پایین‌دست را به‌طور مؤثر ایجاد کند. این امر موجب شده که ایران نتواند سهم چشمگیری در بازارهای جهانی به خود اختصاص دهد. در عرصۀ صادرات، خام‌فروشی گسترده‎‌ای بر منابع طبیعی کشور حاکم است و کشور از درآمدهای هنگفت حاصل از ارزش افزودۀ صنایع تبدیلی محصولات محروم مانده است. از جهتی دیگر بهره‎‌گیری محدود از علم، میزان اتلاف منابع ملی را افزایش داده است؛ بدین معنا که برای تولید کالا میزان منابع مصرفی، نسبت‌به همان میزان کالای تولیدی در سطح جهانی بیشتر است؛ بنابراین، ضروری است که میزان بهره‎‌وری را افزایش داده که این بهره‎‌وری از رهگذر تولید علم از درون دانشگاه خواهد گذشت. در سالیان اخیر بارها ثابت شده است که وابستگی پایۀ اصلی درآمدی کشور به یک محصول خاص سبب شده که تکانه‎‌های شدید اقتصادی ناشی از کاهش قیمت جهانی یا به دلیل بستن گلوگاه‎‌های صادرات نفتی ضربات جبران‌ناپذیری به اقتصاد کشور وارد شود. هرچه گرایش نظام اقتصادی کشور به سمت ایجاد تنوع در سبد تولید محصولات تجاری و گوناگون‌کردن راه‎‌های درآمدی ناشی از کالاهای متعدد بیشتر شود، آستانۀ تحمل اقتصاد کشور را در شرایط مشابه تحریمی بیشتر خواهد کرد که نیازمند بهره‎‌گیری از توانمندی دانشگاه‎‌ها، استادان و دانشجویان است. از سوی دیگر میزان اشتغال صنایع تبدیلی به مراتب بسیار بیشتر از اشتغال در پایگاه‎‌های تولیدات خام خواهد بود که می‎‌تواند راهگشای بسیاری از مسائل و مشکلات دانش‌آموختگان دانشگاهی باشد.

دانشگاه‎‌ها تأمین‌کنندۀ نیروی انسانی متخصص و بسیاری از توانایی‎‌های علمی، پژوهشی و آزمایشگاهی موردنیاز صنایع هستند. مراکز صنعتی نیز که آزمایشگاه عملی برای تجربۀ آموخته‎‌های دانشگاهی‎‌اند، به‌منظور بهره‎‌گیری از فناوری‎‌های لازم خود، از یک‌سو به نیروی متخصص برای مشاغل فنی و مدیریتی و از سوی دیگر به پژوهش و توسعه نیاز دارند؛ بنابراین، نیازهای متقابل این دو قطب و درنهایت تسریع فرایند توسعه می‎‌تواند ضرورت برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت را تعیین کند (قره‎‌چه و همکاران، 1399: 3). دانشگاه کانون تربیت نیروی انسانی متخصص و آموزش‌دیده است که با برخورداری از ایده‎‌ها و اندیشه‎‌های نو می‎‌تواند نیروی نوین را تزریق کند و صنعت با به کاربست ایده‎‌های نوظهور دانشگاهیان می‎‌تواند اندیشۀ توسعۀ اقتصادی و پیشرفت را تحقق سازد (نریمانی و الوانی، 1393: 139). طبق آخرین آمار وزارت علوم 2138 مرکز آموزش عالی در کشور فعال هستند که میزان دانشجویان درحال تحصیل بیش از 3 میلیون نفر است که این خود نشان‌دهندۀ وجود ظرفیت بزرگ در این بخش است. ایران به‌لحاظ تولید علم در رتبۀ 15 دنیا قرار دارد؛ ولی به‌لحاظ کاربردی‌کردن و ارتباط صنعت و دانشگاه در رتبۀ 128 جهان قرار دارد؛ بنابراین، این نشان‌دهندۀ شکاف عمیق است که بین رتبۀ تولید علم و کاربردی‌کردن آنها در کشور وجود دارد؛ از این‌رو پرسش اصلی این پژوهش این است که دلایل شکاف و گسست ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران چه چیزی است.

سؤالات تحقیق

مهم‌ترین شرایط مؤثر بر گسست ارتباط صنعت و دانشگاه چه شرایطی است؟

چه استراتژی‌ها و راهبردهایی در زمینۀ ارتباط دانشگاه و صنعت قابل‌شناسایی هستند؟

پیامدهای ارتباط یا عدم ارتباط دانشگاه و صنعت چیست؟

پیشینۀ تحقیق

در اواخر دهۀ 1970 و اوایل دهۀ 1980، سیاست‌گذاران ایالات متحده شروع به تعیین چگونگی و ایجاد سازوکارهای ویژه برای روابط دانشگاه و صنعت کردند. قوانین کلیدی ازجمله قانون 1980 سنا بِیه دول،[6] قانون 1980 اِستیون ویدلر[7] در فناوری‎‌های نو، قانون انتقال فناوری فدرال 1986 و مجموعه‎‌ای از دستورات اجرایی و تصمیمات قضایی که تأکید جدیدی بر استفاده از تحقیقات دانشگاهی برای گسترش اقتصاد دانشی و ترویج همکاری‎‌های دانشگاه و صنعت داشت (welsh et al., 2008 cited in Lacy et al., 2014: 456). ازجمله مطالعات خارجی صورت‌گرفته در زمینۀ ارتباط صنعت و دانشگاه مطالعۀ لی و همکاران[8] (2024) است که در پژوهشی نشان دادند توسعه با کیفیت بالا در چین بدون تحقیقات با کیفیت عالی امکان‌پذیر نیست. ازآنجایی‌که دانشگاه منبع ضروری تحقیقات پیشرفته است، تجزیه‌وتحلیل تأثیر همکاری دانشگاه و صنعت بر عملکرد شرکت کمک می‌کند تا اهمیت دانشگاه‌ها برای توسعۀ اقتصادی و فعالیت‌های نوآوری چین درک شود. همچنین نتایج نشان می‌دهد که همکاری دانشگاه و صنعت می‌تواند بهره‌وری شرکت را با بهبود کیفیت نوآوری‌ها، تقویت کارایی و گسترش افق‌های تحقیقاتی آنها ارتقا دهد. آماراتونگا و همکاران[9] (2024) در پژوهشی نشان دادند که ارتباط دانشگاه و صنعت رشته‌ای است که به‌تدریج درحال‌رشد است و از سال 1970 تا 2023، میانگین نرخ رشد سالانۀ 5.71درصدی را در تولیدات علمی در هر سال به ثبت رسانده است. ایالات متحده، چین و بریتانیا پربازده‌ترین کشورهای جهان بودند. کارآفرینی دانشگاهی، بوم‌شناسی صنعتی، تحلیل شبکه‌های اجتماعی، یادگیری فعال، آموزش مهندسی، اقتصاد سلامت، سلامت عمومی، روابط دانشگاه و صنعت، ارتباطات، تحلیل لایه‌ای علّی و رقابت، راه‌های بالقوه‌ای برای محققان آینده در زمینۀ پیوندهای دانشگاه و صنعت است. شی و همکاران[10] (2020) در پژوهشی نشان دادند که شرکت‌های نوآور عملکرد ثابتی را در دو مرحلۀ نوآوری یعنی مرحلۀ تحقیق و توسعه و مرحلۀ تجاری‌سازی نشان نمی‌دهند. نتایج تجربی نشان می‌دهد که همکاری دانشگاه و صنعت می‌تواند در ابتدا برای کارایی نوآوری شرکت مضر باشد؛ اما شرکت می‌تواند با عمیق‌ترشدن تعامل از همکاری دانشگاه و صنعت سود ببرد. بستیلر و همکاران[11](2017) در پژوهشی نشان دادند که همکاری پژوهشی دانشگاه و صنعت می‌توانند ازطریق ارتباطات متقابل و در درازمدت، با همگرایی به سمت فرایندهای تصمیم‌گیری مشابه، یک همکاری قابل‌اعتماد را ایجاد و حفظ کنند و از مطالعات داخلی صورت‌گرفته در این زمینه می‎‌توان به مطالعۀ مراد‎‌نژادی (1400) اشاره کرد که در پژوهشی نشان داد از مؤلفه‌های بهبود ارتباط بین دانشگاه ایلام و بخش‎‌های اقتصادی، تدوین بانک اطلاعاتی جامعی دربارۀ کسب‌و‌کارهای موجود در استان و تدوین بانک اطلاعاتی اساتید، تخصص‎‌ها، مهارت‎‌ها و پروژه‎‌های مطالعاتی صورت‌گرفته در دانشگاه ایلام است. فتح‎‌آبادی و همکاران (1401) در پژوهشی نشان دادند که رابطۀ مثبت و معناداری میان مدیریت دانش و انتقال فناوری وجود دارد و همچنین مدیریت دانش ازطریق تأثیر بر گرایش کارآفرینانه نیز بر انتقال فناوری تأثیر می‎‌گذارد؛ بنابراین، سازمان‎‌ها می‎‌توانند با تکمیل چرخۀ مدیریت دانش و تلاش در جهت ارتقا و نهادینه‎‌سازی گرایش کارآفرینانه، انتقال فناوری ایجادشده در دانشگاه‎‌ها را به شکل مناسب‎‌تری به انجام رسانند. قریشی و همکاران (1400) در پژوهشی به ده راهبرد برای بهبود همکاری دانشگاه و صنعت اشاره کردند؛ ازجمله: تشکیل شبکه‎‌ای از متخصصین صنعت و دانشگاه برای بهبود روابط و مشارکت‎‌ها، قراردادهای همکاری در اجرای پروژه‎‌های تأسیس مراکز تحقیقاتی و دانش‎‌بنیان با بخش خصوصی و صنعت، برگزاری جلسات و حفظ ارتباطات به‌صورت مستمر با نمایندگان صنایع و بخش خصوصی، قراردادهای همکاری دانشگاه با بخش خصوصی برای تأمین مالی و سرمایه‌گذاری تأسیس مراکز تحقیقاتی و قطب‎‌های علمی، ایجاد واحد بازاریابی در دانشگاه برای ارتقای بازاریابی و درنتیجه بالابردن درآمد دانشگاه، همکاری در قالب بستن قراردادهای چندجانبه در جهت تأمین مالی و اجرای پروژه‎‌های تأسیس مراکز تحقیقاتی و دانش‎‌بنیان، استفادۀ بهینه از فضای دانشگاه برای ارائه به شرکت‎‌های فعال بخش خصوصی، اصلاح وبسایت دانشگاه با رویکردهای نوین مدیریتی و بازاریابی، ایجاد قراردادهای همکاری با شرکت‎‌های فعال حوزۀ بازاریابی و بازاریابی دیجیتال و ایجاد روش تأمین مالی جمعی. نیکونژاد و همکاران (1399) در پژوهشی نشان دادند که تفاوت‎‌های زیرساختی و سیاستی، کمبود سرمایه‎‌گذاری پژوهشی و نوآورانه در صنعت، بی‎‌اعتمادی و عدم شفافیت، ریسک‌ناپذیری مدیران عملیاتی، بی‎‌نیازی و بی‎‌اطلاعی افراطی دانشگاه و صنعت از هم، کمبود عدالت در روابط دانشگاه و صنعت و فقدان آینده‎‌نگری، برنامه‎‌ریزی و آینده‌پژوهی موانع ارتباط دانشگاه و صنعت در کشور بوده‎‌اند.

ملاحظات نظری

معمولاً در پژوهش‌های کیفی از چارچوب نظری به شیوۀ رایج در تحقیقات کمّی استفاده نمی‌شود؛ اما بنیان‌گذاران راهبرد نظریۀ داده‌بنیاد ازجمله اشتراوس و کوربین[12] با طرح مفهوم حساسیت نظری معتقدند نظریه‌هایی که در ذهن هستند به شیوه‌های مختلفی بر تحقیق ما اثر می‌گذارند و برای تحلیل داده‌ها نیاز به استفاده از دانش انباشته است و نباید آن را به‌طورکلی کنار گذاشت. دانش انباشته در زمینۀ موضوع بررسی‌شده می‌تواند به‌عنوان ابزار تحلیلی به کار رود و منابع غنی برای تحریک تفکر دربارۀ خصیصه‌ها و طرح سؤالات مفهومی باشد (افراسیابی و مداحی، ۱۳۹۵: ۱۸۶). بحث اصلی نظریۀ مارپیچ سه‌گانه[13] این است که یک تعامل متحول‌کننده بین دانشگاه، صنعت و دولت برای هدایت نوآوری در جامعه مبتنی‌بر دانش ضروری است. صنعت و بخش‌های دولتی همواره به‌عنوان حوزه‌های نهادی اولیه در جامعۀ صنعتی شناخته شده‌اند؛ اولی به‌عنوان منبع تولید، دومی به‌عنوان منبع و متولی روابط قراردادی لازم برای انجام فعالیت‌های اقتصادی؛ بنابراین، دانشگاه‌ها به‌عنوان سومین حوزۀ نهادی می‌توانند نقش کلیدی را به‌عنوان مجراها و کانال‌های سرریز دانش بین‌المللی ایفا کنند، به‌ویژه زمانی که در زمینه‌های خاص تخصص دارند (Kolade et al., 2022: 4). اعتقاد بر این است که دانشگاه یک مبتکر پیشرو است و قابلیت‌های آن پایه‌ای مهم برای مکانیسم منابع و هماهنگی در یک منطقه فراهم می‌کند. ازطریق همسویی و عملکرد مؤثر دانشگاه، صنعت و دولت (سه رشتۀ مارپیچ سه‌گانه) ممکن است یک سیستم اقتصادی نوآورانه ایجاد شود (James et al., 2023: 1). این مدل منعکس‌کنندۀ تغییر از یک جامعۀ صنعتی است که در آن روابط ایجادشده توسط دوتایی صنعت-دولت غالب است، به یک جامعۀ دانش که با رابطۀ سه‌گانۀ دانشگاه-صنعت-دولت مشخص می‌شود، جایی که مؤسسات با حفظ هویت و هویت خود، تقاطع‌های مارپیچ سه‌گانه را توسعه می‌دهند (Simoes et al., 2020: 3). درواقع در این مدل هرکدام از بازیگران نقش‎‌هایی را برای خود دارند و از سوی دیگر برای ارتقای دو بخش دیگر نیز همکاری می‎‌کنند؛ نقش دانشگاه تولید دانش است، صنعت دانش تولیدشده را صنعتی‌سازی می‎‌کند و وظیفۀ دولت هم نظارت بر روند اجرای کار است. شکل‎‌گیری کامل این سه‌گانۀ مارپیچ منجر به این می‎‌شود که کشور توانمندی را به دست آورد تا چگونگی ایجاد ثروت را پیش‎‌بینی کند.

در نگاه شومپیتر[14] دانش جایگاه کلیدی دارد. چه در شومپیتر متقدم که در جوانی بر اهمیت و نقش کارآفرینان در اقتصاد تأکید می‎‌کرد و چه در شومپیتر متأخر که کانون تمرکز خود را به سمت بنگاه‎‌های بزرگ تغییر داد، می‎‌توان ردپای این مدعا را مشاهده کرد. در شومپیتر متقدم، کارآفرین نیازمند حداقلی از دانش برای ابداعات خود است و در شومپیتر متأخر، بنگاه‎‌ها به‌صورت سازمان‎‌یافته دست به تحقیق و توسعه می‎‌زنند و در این راه ناگزیر از به‌کارگیری و توسعۀ دانش هستند؛ به‌عبارت‌دیگر، تأکید شومپیتر بر نوآوری به معنای تولید، انتشار یا به‌کارگیری دانش جدید است(Schumpeter, 1942 به نقل از سوزنچی کاشانی، 1395: 17-18). شومپیتر در نظریۀ خود به‌جای دفاع از تفکر ایستا اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک، معتقد به‌نوعی پویایی و چرخه‎‌های اقتصادی است. ازنظر وی انسان کارآفرین با تخریب خلاق، نوآوری و قدرت ترکیب منابع امکان برون‎‌رفت از بحران‎‌های اقتصادی را فراهم می‌کند و باعث پویایی اقتصادی در درون این چرخه‎‌های اقتصادی می‎‌شود (علی‎‌نژاد، 1397: 104). شومپیتر به نقش مهم کارآفرینان برای ایجاد تحول و پویایی اقتصادی تأکید داشته و شیوۀ عمل این پویایی اقتصادی را در مفهوم تفکر خلاقانه توسط کارآفرینان می‎‌دانست. ویژگی‎‌های انسان کارآفرین در نگاه شوپیتر عبارت‌اند از: 1) انسان کارآفرین به دلیل نوآوربودن و تمایل به تجربۀ فضاهای جدید و ترکیب منابع نو، به‌طور هدفمند و خودخواسته، منافع اجتماعی دیگران را نیز دنبال می‎‌کند؛ 2) انسان کارآفرین هرچند دارای ویژگی‎‌هایی چون خلاقیت، نوآوری، ریسک‌پذیری، انگیزۀ بالا و میل به پیشرفت هست، ولی بارزترین ویژگی آن در قدرت ترکیب جدید منابع در جهت رسیدن به هدف خود است که این منابع لزوماً اقتصادی نبوده، بلکه اجتماعی، فرهنگی و روان‎‌شناختی نیز هستند؛ 3) انسان کارآفرین شومپیتر در برابر «انسان اقتصادی پاراتویی» قرار دارد که تنها معیار عقلانی او کسب سود و منفعت بوده است؛ درحالی‌که انسان کارآفرین بیشتر به دنبال تغییر ازطریق ترکیب منابع مختلف است که به همسویی اجتماعی، فرهنگی و نهادی با منابع اقتصادی منجر می‎‌شود تا کسب سود صرف (علی‎‌نژاد، 1397: 105-106). علاوه‌بر مفهوم انسان کارآفرین مفهوم ارزشمند دیگر شومپیتر «تخریب خلاق» است. در تعریف از تخریب خلاق می‎‌توان گفت که نوعی خلاقیت توأم با تخریب است که باعث تخریب صنعت یا اقتصاد ناکارآمد و پوسیده از درون می‌شود و با خلاقیت و نوآوری جدید یک ساختار صنعتی یا اقتصادی جدید را ایجاد می‎‌کند.

روش تحقیق

در تحقیق حاضر، براساس موضوع، ایده و مسئله، اهداف و سؤالات تحقیق روش تحقیق داده‌بنیاد انتخاب شد. بستر پژوهش حاضر در استان خوزستان بود. مشارکت‎‌کنندگان تحقیق 44 نفر نخبگان استان که متشکل از استادان دانشگاه شهید چمران اهواز، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و دانشگاه آزاد، همچنین تعدادی از مدیران شرکت‎‌های دانش‎‌بنیان انتخاب شدند. در طی این مسیر نمونه‌گیری تحقیق براساس نمونه‎‌گیری نظری و هدفمند است. فرایند نمونه‎‌گیری نظری تا زمانی ادامه پیدا می‎‌کند که هیچ ویژگی جدیدی ظهور نکند یا به‌عبارت‌دیگر، مفهوم جدیدی در خلال گردآوری داده‎‌ها خلق نشود. این سطح را اشباع نظری می‎‌خوانند (محمدپور، ۱۳۸۹: ۳۲۶). روش جمع‌آوری داده‎‌ها مصاحبۀ عمیق و نیمه‎‌ساختاریافته است. تحلیل داده‎‌ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. این روش را گلیزر و اشتراوس (1967) مطرح کردند و بعدها توسط گلیزر و اشتراوس (1978) و اشتراوس و کوربین (1998/1990) بسط پیدا کرد و منظور از کدگذاری عبارت است از عملیاتی که طی آن داده‎‌ها تجزیه و مفهوم‌سازی می‌شوند و به شکل تازه‎‌ای در کنار یکدیگر قرار داده می‎‌شوند. این همان فرایند اصلی‎‌ای است که طی آن نظریه براساس داده‎‌ها تدوین می‎‌شود (فلیک، ۱۳۹۱: ۳۲۹). رویکرد نظریۀ زمینه‎‌ای در درجۀ اول با تحلیل متن‎‌های پیاده‎‌سازی‌شدۀ مصاحبه ارتباط دارد. این نوع تحلیل مستلزم بررسی مفصل متن است و شامل فرایند تدریجی کدگذاری و طبقه‎‌بندی داده‎‌هاست. هدف نهایی این نوع تحلیل بیرون‌کشیدن مفاهیم و نظریه‎‌هایی است که معنای مندرج در داده‎‌ها را در بر می‎‌گیرد (دنسکامب، ۱۳۹۸: ۳۹۵). در این پژوهش تحلیل داده‌ها با اتکا به سه دستۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. در گام نخست که همان کدگذاری باز است، داده‎‌ها در قالب مفاهیم درآورده شد و در مرحلۀ بعد به پالایش و تفکیک مقوله‎‌های به‌دست‌آمده از کدگذاری باز اقدام شد. از میان انبوه مقوله‎‌های به‌‌دست‌آمده در مرحلۀ کدگذاری گزینشی، کدگذاری محوری در سطحی انتزاعی‎‌تر ادامه یافت و در این مرحله شکل‎‌گیری و پیوند هر دسته با سایر گروه‎‌ها تشریح شد.

جدول 1- فهرست مشارکت‌کنندگان در پژوهش

Table 1- List of research participants

ردیف

جنسیت

تحصیلات

شغل

ردیف

جنسیت

تحصیلات

شغل

1

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی_ مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

23

مرد

دکتری

 عضو هیئت‌علمی

2

مرد

دکتری

 عضو هیئت‌علمی

24

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

3

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

25

مرد

دانشجو دکتری

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

4

زن

دکتری

عضو هیئت‌علمی

26

مرد

کارشناسی

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

5

مرد

دکتری

 عضو هیئت‌علمی

27

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

6

زن

دکتری

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

28

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

7

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی_ مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

29

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‎‌بنیان

8

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

30

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‎‌بنیان

9

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی_مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

31

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

10

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

32

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

11

زن

دکتری

عضو هیئت‌علمی_مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

33

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

12

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

34

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

13

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی_مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

35

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

14

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

36

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

15

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

37

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

16

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

38

مرد

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

17

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

39

مرد

لیسانس

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

18

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

40

زن

دکتری

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

19

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی_ مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

41

زن

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

20

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

42

زن

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‎‌بنیان

21

مرد

دکتری

عضو هیئت‌علمی

43

زن

کارشناسی‌ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان

22

مرد

دکتری

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان_عضو هیئت‌علمی

44

زن

کارشناسی ارشد

مدیرعامل شرکت دانش‎‌بنیان

یافته‎‌های تحقیق با تحلیل و بررسی دقیق و خط‌به‌خط متن مصاحبه‎‌های تحقیق، مفاهیم و مضامین محوری در طی فرایندی جزئی و دقیق و طولانی مفهوم‌پردازی و ارائه شدند.

 جدول 2- شرایط علّی کاهندۀ ارتباط صنعت و دانشگاه

Table 2- Causal factors hindering industry-University collaboration

مفاهیم

مضمون محوری

اپراتوربودن صنایع داخلی، صنعت وارداتی، بومینبودن صنایع، نبود صنعت به معنای واقعی، بهره‎‌گیری از روش‎‌های متعارف تولید در صنایع، فرسودگی صنعت، تداوم‌نداشتن شرکت‎‌ها در ایران، مغفول‌ماندن از ارزش صنایع تبدیلی

تکمیل‌نشدن فرایند شکل‎‌گیری صنعت

رقابتی‌نبودن صنایع در کشور، غفلت از تغییرات تکنولوژیکی، محک‌نخوردن محصولات ساخت داخل در رقابت‎‌های جهانی

واماندن از تغییرات فنی و محدودکردن محصولات تولیدی به بازارهای داخلی

مقاله‌محور بودن فعالیت‎‌های دانشگاهی، تئوری‌محور بودن دانشگاه‎‌ها، کم‌رنگ‌بودن پژوهش‎‌های کاربردی در دانشگاه‎‌ها، ارتباط کم اساتید فنی با تولید محصول، معدودبودن هیئت‌علمی‌های فناور در دانشگاه‎‌ها

غلبۀ تفکر نظری‌محور بر رویکرد کاربردمحوری در دانشگاه

لوکس‌بودن دانشگاه در ایران، دورافتادن صنعت از دانشگاه، عدم احساس نیاز متقابل صنعت و دانشگاه در داخل، ارتباط‌نداشتن صنایع با دانشگاه

ناهمسویی صنعت و دانشگاه در ایران

عدم انطباق آموزش‎‌ها با محیط عملی کسب‌وکار، برگزاری تورهای فناوری نمایشی و بی‌هدف، ناآشنایی دانشجویان به وجود مراکز رشد در دانشگاه‎‌ها، آموزش‌ندادن اقتصاد مهندسی در رشته‌‌های فنی

گردش دانشگاه بر مدار آموزش‎‌های نظری

کاریکاتوری‌بودن پژوهش در سازمان‎‌ها، نمایشی‌بودن پژوهش در سازمان، تعریف نیازهای فناورانه نمایشی، نگاه رفع تکلیفی سازمان‎‌ها به پژوهش

پژوهش ویترینی سازمان‎‌ها

روشن‌نبودن نیازهای صنعت، ضعف زیرساخت‎‌های پژوهش‌محور در صنعت ایران، برآورده‌نکردن انتظارات صنعت از پژوهش مشترک با دانشگاه

عدم شفافیت نیازهای صنعت

به‌روزرسانی‌ نکردن محصولات و خروج از بازار، تطابق نیافتن با بازار و خروج از دایرۀ فروش

واسپاری بازار به شرکت‎‌های رقیب

 تکمیل‌نشدن فرایند شکل‎‌گیری صنعت: صنعت و صنعتی‌شدن با محوریت کارخانه‎‌ها از پیامدهای عصر مدرن اروپا است و از آنجا به تمام کشورها منتقل شد. در کشور ما نیز صنعت مقوله‌ای وارداتی است و صنایع امروزی ما در نظارت کشورهای خارجی ایجاد شدند و باعث شد چرخۀ صنعت که نخست از پژوهش آغاز می‎‌شود و سپس به عملیاتی‌شدن منجر می‎‌شود و در ادامۀ پژوهش باعث حیات آن صنعت می‎‌شود، در کشور ما شکل نگیرد.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«صنایع ما بیشتر اپراتور هستند؛ یعنی بیشتر انگار یه خط تولید براشون گذاشتند اینها کار کنند. خودشون صاحب تکنولوژی نیستند. وقتی صاحب تکنولوژی نیستند، امکان رشدش براشون فراهم نیست یا نمی‌خوان و دغدغه‎‌اش هم ندارند؛ مثلاً ایران‌خودرو یا شرکت‎‌های دیگه اگر هم از دانشگاه بخوان استفاده بکنند، در حد حل مشکلات اولیه‎‌شون است.»

واماندن از تغییرات فنی و محدودکردن محصولات تولیدی به بازارهای داخلی: تغییرات ییوستۀ فناوری، صنایع را ملزم به استفاده از این فناوری‎‌ها کرده است؛ زیرا بقای صنایع بستگی به کاهش هزینه‎‌های تولید، افزایش بهره‎‌وری و بهبود کیفیت محصولات دارد. در کشور ما به دلیل انحصاری‌بودن برخی صنایع، شرکت‎‌ها احساس نیازی به پژوهش ندارند؛ چون پژوهش به معنای حرفی نو برای گفتن است و این صنایع بر مبنای روش‎‌های گذشتۀ خود تولید را انجام می‎‌دهند.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«شرکت‎‌هایی مثل ایران‌خودرو، سایپا، فولاد و... خیلی اوقات مشکلاتی که دارن مشکلات به‌روزی نیستند. مسائلی هستند که حل شده و قدیمی هستند. خود این صنایع فعالیت‌هایی که انجام میدن، فعالیت به‌روزی نیست. نیاز به تکنولوژی‌های جدید و پیشرفته ندارند. کاریه که سال‌ها داشته انجام می‌شده و چون رقابتی وجود نداره، عملاً نیازی نبوده که اینو بخواد به‌روز نگه داره. وقتی این‌جوری باشه، خب نیازی به پژوهش نیست. شما یه مسئله‎‌ای که حل شده و راه‌حل براش موجود هست، خب از همون استفاده می‌کنین.»

غلبۀ تفکر نظری‌محور بر رویکرد کاربردمحوری در دانشگاه: مبنای فعالیت دانشگاه‎‌ها بر مباحث نظری استوار است. آنچه که درحال حاضر مشاهده می‎‌شود، غالب‌بودن فعالیت‎‌های کتابخانه‎‌ای در دانشگاه‎‌هاست و جنبۀ عملیاتی و میدانی آموزش‎‌ها در دانشگاه‎‌ها ضعیف است.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«معضلی که کشور ما نسبت‌به کشورهای غربی داره، اینه که دانشگاه‌ها مسیرشان با صنعت دو مسیر مختلفه. دانشگاه و استاد دانشگاه دنبال مقاله‌نویسی و تئوریکه. صنعت کاری به اون تئوری نداره. صنعت می‌خواد نیازی رو برطرف کنه. تئوری‌هایی که تو دانشگاه مطرح میشن، شاید کاربردشان تو صنعت وجود نداشته باشه. به خاطر همین صنعت از دانشگاه کلاً دور افتاده.»

ناهمسویی صنعت و دانشگاه در ایران: در کشورهای پیشرفته دانشگاه و صنعت نیازهای متقابل یکدیگر را برطرف می‎‌کنند. صنعت نیاز خود را به نیروی متخصص از دانشگاه‎‌ها تأمین می‎‌کند و به‌منظور ارتقای کیفیت و بهبود تولیدات خود، ناگزیر از همکاری با دانشگاه است؛ در این راستا، صنعت با تأمین مالی دانشگاه، به استمرار فعالیت‎‌های علمی آن کمک می‎‌کند.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«مهم‌ترین رکن توسعه در یک جامعۀ توسعه‌یافته یا جامعه‌ای که می‌خواد توسعه پیدا بکنه، مراکز علمی پژوهشی هستند. در کشور ما دانشگاه یک کالای لوکسه. فقط دنبال تولید عنوانه. آقای دکتر آقای مهندس... چون اصلاً تعریفی در جهت تولید ثروت براش نیست، بلکه مصرف‌کنندۀ ثروت نفت هست. دانشگاه آویزونه. به همین دلیله که اصلاً کاری به تولید نداره. اساتید و دانشجوهای ما هم نشستن مقاله می‌نویسن. ارتقاشون هم بر این اساسه. بله، ارتباطی بینشون نیست.»

گردش دانشگاه بر مدار آموزش‎‌های نظری: در دانشگاه‎‌های ما استادان و گروه‎‌های آموزشی توجه کمتری به آموزش‎‌های عملی دارند و ادامۀ آموزش مفاهیم تجریدی و نظری موجب می‎‌شود که مدت زیادی از دانش‎‌آموختگی دانشجویان نگذرد و این مفاهیم به فراموشی سپرده شوند.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت

«یه درس داریم اقتصاد مهندسی. فقط همون یه درسه خیلی مواقع مقاومت می‌شد که اگه بشه یه درس تخصصی جایگزینش کنند. درسایی که بهش میگن پروفشنال[15] (حرفه‎‌ای) تو بچه‎‌های مهندسی آموزش نمی‌دیم؛ بازاریابی، اقتصاد.... یه درس اقتصاد مهندسی داریم، قبلنا همکارا حتی خود من معتقد بودیم که باید برق بیشتر بلد باشیم. از این دید بهش نگاه می‌کردیم؛ ولی این برقه باید بتونه مشتری پیدا بکنه. باید بتونه با چالش‎‌های اقتصادی کنار بیاد.»

پژوهش ویترینی سازمان‎‌ها: صنایع و سازمان‎‌ها موجود در کشور ما هرکدام واحد پژوهشی خود را راه‎‌اندازی کرده‌اند و افرادی را در آنجا به کار گماشته‌اند. این دفاتر پژوهشی یا خود به انجام کارهای پژوهشی می‎‌پردازند یا با افراد بیرون از سازمان همکاری می‎‌کنند؛ اما آنچه حائز اهمیت است، به‌کارگیری نتایج این پژوهش‎‌ها در عرصۀ عمل است؛ اما مشاهده می‎‌شود که نتایج این پژوهش‎‌ها معمولاً در قفسه‎‌ها به نمایش گذاشته می‎‌شود و در عرصۀ عملیاتی به کار گرفته نمی‎‌شود.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«ما یه چیزی داریم به اسم نیازهای فناورانه؛ مثلاً سازمان آبفا، آب و برق، صنعت و معدن گفته من این مشکلات را دارم. هرکی می‌تونه این مشکلات رو حل کنه، بیاد طرحشو بده. من اینا رو الآن می‌بینم، خندم می‌گیره. چند سال پیش با یه روحیه‌ای می‌رفتیم پروپزال می‌نوشتیم، توضیح می‌دادیم، دفاع می‌کردیم. بعد می‌دیدیم یه نمایش بیشتر نیست. طرف داخل یک سازمان یه قسمت پژوهش هست. حتما باید باشه یه چند تا هم کارمند داره. بالاخره اینا باید بگن ما یه کاری کردیم.»

عدم شفافیت نیازهای صنعت: صنایع برای ادامۀ فرایند کار نیازمندی‎‌هایی دارند؛ اما گاهی مراکز پژوهشی که در صنایع ایجاد شده‎‌اند، نمی‎‌توانند نیازهای خود را به‌وضوح برای پژوهشگران و مخترعین روشن بیان کنند. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«خیلی اوقات اون صنعت واضح نمی‌تونه مشکلشو بیان بکنه. صنایع میان میگن، ما این مشکلات رو داریم. یه شرح مسئله می‌نویسن و مثلاً تو سایت وزارت نیرو بارگذاری می‎‌کنند. بعد ما می‌ریم اینو می‌خونیم، یه برداشتی داریم. حالا تماسم می‌گیریم، حتی پیگیری هم می‌کنیم که شما دقیقاً مسئله‎‌ای که دارین چیه. پروپزال هم می‌دیم. بعد این پروپزال میره بررسی می‌شه و نهایتاً میان می‌گن نه این چیزی که ما می‌خواستیم نبوده. خیلی اوقات این شرکت‌هایی که هستند، نیازشون رو به شکل واضح بیان نمی‌تونن بکنن.»

واسپاری بازار به شرکت‎‌های رقیب: واسپاری به معنای کنارکشیدن از بازار و دادن قائلۀ بازی به شرکت‎‌های رقیب است. این وضعیت زمانی رخ می‎‌دهد که یک صنعت از انجام پژوهش و اجرایی‌کردن نوآوری در تولید محصولات خودداری می‎‌کند. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«شرکت ارج که جلوتر از سامسونگ ایجاد شد، آیا تونست محصولاتشو به‌روز کنه! یه محصول داره درست می‌کنه مال 30 سال پیش با استانداردهای 20- 30 سال پیش. شما خودت باشی، حاضری بری یه یخچال ساده بخری یا الآن دوست داری ساید بای ساید بخری، آب‌سردکن توش باشه، هوشمند باشه، مصرف برقش پایین باشه. ما آر اند دی قوی توی شرکت‎‌هامون نداریم. حاضر نیستیم یه پولی بذاریم با عنوان تحقیق و توسعه. من یه چیزی می‌خوندم، یه شرکت چینی در مورد سلول‌های خورشیدی 20 تا 30درصد سود سالیانشو داشت تو آر اند دی خرج می‎‌کرد. بیشترین میزان آر و اند دی 5 تا 10درصد می‌ذارن. این خیلی می‌ذاشت. می‌گفت من از سودم می‌گذرم، محصول جدیدتر می‌دم؛ ولی بازار رو حفظ می‌کنم.»

جدول 3- شرایط زمینه‎‌ای کاهندۀ ارتباط صنعت و دانشگاه

Table 3- Contextual factors hindering industry-university collaboration

مفاهیم

مضمون محوری

دولتی‌بودن نظام اقتصادی، نبود معنای سود و زیان در شرکت‎‌های دولتی، پرداخت هزینه‎‌های ناکارآمدی شرکت‎‌ها توسط دولت، عدم رقابت میان شرکت‎‌های دولتی، آسودگی مدیران صنایع از تزریق بودجه‎‌های دولتی در مواقع ضروری

چنبرۀ دولت بر صنایع و آسودگی مدیران از پشتیبانی دولت

وجود منابع نفتی در کشور، عدم اندیشه به جایگزین‌کردن منابع نفتی، جبران کاستی‎‌های صنعت با درآمدهای نفتی

پوشش ناکارآمدی‎‌ها با منابع درآمدی نفتی

مشکلات مالی سازمان‎‌ها و برشمردن پژوهش به‌عنوان اولویت غیراصلی، هزینه‌کرد بخش اندک طرح‎‌ها برای پژوهش، در اولویت‌نبودن پژوهش برای سازمان‎‌ها، کنارگذاشتن بخش تحقیق و توسعه در اثر نوسانات اقتصادی

عدم اولویت امور پژوهشی در سازمان‎‌ها

تأمین مالی دانشگاه‎‌ها توسط دولت، تشکیل دانشگاه‎‌ها براساس نیازهای دولتی، چارچوب فریزشدۀ دستوری وزارت علوم به دانشگاه‎‌ها در اخذ دانشجو

ارتزاق ناتمام دانشگاه از دولت

نبود بخش تحقیق و توسعه در شرکت‎‌ها، ناکارآمدی مراکز تحقیقاتی صنایع، کمبود بنیۀ علمی در مراکز داخلی پژوهش و فناوری سازمان‎‌ها

ضعف مراکز داخلی پژوهش و فناوری صنایع

نادیده‌گرفتن ارزش افزوده در صنعت، ارزان‌فروشی منابع به کشورهای خارجی

محروم‌ماندن کشور از درآمد‎‌های صنایع جانبی

 چنبرۀ دولت بر صنایع و آسودگی مدیران از پشتیبانی دولت: اکثریت صنایع ما در کنترل و بهره‎‌برداری دولت قرار دارند. در ساختار دولتی، مفهوم سود و زیان کمتر اهمیت دارد و نوآوری‎‌های ناشی از پژوهش بهای کمتری پیدا می‎‌کند و از سویی مدیران شرکت‎‌های دولتی این اطمینان را دارند که اگر به روال سابق ادامه دهند و حتی در برخی مواقع متحمل زیان شوند، با تزریق بودجه‎‌های دولتی همچنان قادر به ادامۀ فعالیت خواهند بود.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«یکی از موانعش اینه که منابع دولتی داره تزریق می‌شه به صنعت؛ یعنی صنعت می‌بینه زیان‌ده باشه، زیان‌ده نباشه، تأمین می‌شه؛ بنابراین، میگه برا چی خودمو بیام درگیر دانشگاه بکنم. بالاخره استاد دانشگاه وقتی من این طرح را ازش بخوام، باید هزینه بهش بدم. برای چی این کارها را باید بکنم. درصورتی‌که اگر شرکت خصوصی بود که بهره‌وری براش معنی داشت، همین بهره‌وری باعث می‌شد که شکست بخوره یا نخوره. کسی هم نیست که اگر این ضرر رو داد، براش جبران بکنه؛ بنابراین، اون میاد دست به دامن دانشگاه یا هر متخصص دیگری می‌شه که بیا این مشکلات را برای من برطرف کن. راهکار به من بده، هزینه‌اش هم بهت میدم و این منافع را برای من داره؛ چون اون سیستم خصوصیه.»

پوشش ناکارآمدی‎‌ها با منابع درآمدی نفتی: در مواقعی که صنایع ما زیان‌ده هستند، به‌جای آنکه برای شناسایی و رفع مشکلات به امر پژوهش توجه کنند، این احساس را دارند که منبعی ناپایان را در اختیار دارند که می‎‌تواند ناکارآمدی‎‌هایشان را پوشش دهد و با تزریق منابع نفتی و بدون رفع عیوب به فعالیت خود ادامه دهند. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«کتاب نفحات نفت آقای رضا امیرخانی یه داستانی گفته که پژو داشت ورشکست می‌شد. مدیرعاملش میاد میره دانشگاه‌های فرانسه، میگه بیایید بهمون ایده بدید که به سوددهی برسیم. همین اتفاق برای ایران‌خودرو می‌افته چی‌کار می‌کنن، کارگراش می‌فرستن جاده مخصوص رو می‌بندن. جاده مخصوص که بستن میگن مسئله امنیتی شد. دولت شیر نفت رو باز می‌کنه به سمت ایران‌خودرو. دیگه ایران‌خودرو به فکر افزایش کیفیت نمی‌افته که بخواد براش از دانشگاه پژوهش بخواد.»

عدم اولویت امور پژوهشی در سازمان‎‌ها: در صنایع و سازمان‎‌های ما، به دلایلی نظیر مشکلات مالی یا در اولویت قرارگرفتن سایر طرح‎‌ها، پژوهش از درجۀ اهمیت کمتری برخوردار می‎‌شود و دیگر امور را بر پژوهش ترجیح می‎‌دهند. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«شرکت‌های دولتی مشکلات مالی زیادی دارن و این مشکلات مالی وقتی زیاد می‌شه، یه سری اولویت‎‌هایی دارن که مصالح روزمره‌شونه که اگه انجام نده، هزاران مشکل بزرگ ایجاد می‌شه. این مشکلات روزمره اون‌قدر زیادن که شرکت صرفاً درگیره اینا می‌شه؛ یعنی اینکه حالا بخواد یک کاری انجام بده، یک فرایندی رو بهبود بده، یه فکری برای آینده بکنه، دیگه اصلاً به اینا نمی‌رسه و مجبور می‌شه اون پژوهش رو به‌عنوان یک مسئله‌ای که اولویت بالا نداره، بذاره کنار. می‌گن مثلاً بودجه نداریم یا اینکه اصلاً اولویت یک ما این مسائل نیست.»

ارتزاق ناتمام دانشگاه از دولت: در ایران دولت تأمین‌کنندۀ هزینه‎‌های دانشگاه است و این امر باعث شده است که دانشگاه‎‌ها در اندیشۀ تأمین بودجه برای خود نباشد؛ درحالی‌که دانشگاه باید قادر باشد از صنعت برای خود اعتبار جذب کند.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«در کشورهای پیشرفته آمایش سرزمینی آموزش عالی‎‌شون براساس نیازهای صنعتی‎‌ تنظیم می‌شه؛ مثلاً تو این منطقه کشاورزی قویه، نفت قویه یا پتروشیمی، حمل‌ونقل، گردشگری. خب توی این رشته‎‌ها باید دانشگاه‌های اون منطقه توسعه پیدا کنه و درنهایت هم دانشجویی که می‌خواد ورود کنه، باتوجه‌به مشکلاتی که توی همین بخش‌ها هست، وارد می‌شه؛ اما وقتی این‌طوری نباشه، دانشگاه راه خودشو میره؛ چون بودجۀ دولتی داره می‌گیره، اون طرف هم صنعت هم کار خودشو می‌کنه.»

ضعف مراکز داخلی پژوهش و فناوری صنایع: صنایع اقدام به ایجاد دفاتر پژوهش و فناوری مختص به خود کرده‎‌اند تا امور پژوهشی مورد نیازشان را به‌طور مستقل به سرانجام برسانند. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«هرکدوم از سازمان‌ها اومده داخل خودش یه واحد پژوهش و فناوری راه انداخته. جهاد کشاورزی مرکز تحقیقات داره، نفت یه واحد پژوهش فناوری داره. خودشون متولی انجام کار شدن و یه نیمچه دانشگاهی راه انداختن. هیئت‌علمی دارن. الآن پتروشیمی مرکز پژوهش فناوریش چندتا هیئت‌علمی داره. نیشکر برا خودش مرکز تحقیق و توسعه نیشکر راه انداخته. اینها میگن ما خودمون پژوهشگاه داریم؛ بنابراین، خودمون کار می‌کنیم. از اون طرف اون بنیۀ علمی دانشگاه اونجا نیست؛ چون اونجا بیشتر افراد به کار اداری خو گرفتن و دیگه اون به‌روز بودن و اون اطلاعاتی و مطالعه دانشگاهی ندارن.»

محروم‌ماندن کشور از درآمد‎‌های صنایع جانبی: صنایع جانبی یا تبدیلی به معنای فراوری مواد خام و تبدیل آنها به محصولات نهایی است. در کشورهایی که ارتباط صنعت و دانشگاه به شکل واقعی برقرار باشد، از چنین درآمدهایی برخوردار می‎‌شوند. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«رویکردهای کلان اقتصادی در استان خوزستان و کشور تو چند تا موضوع خیلی بده: یکی صنایع فولادی ماست. تو کشور که اومدیم صنایع بالادستی فولاد سرمایه‌گذاری کردیم؛ درحالی‌که قطب فولاد دنیا آلمان غربی بود که اومد کارخانه‌های اِسلَب سازیشو از بین برد. الآن اسلب فولاد ما تو بازارهای جهانی تنی 470 دلاره. همون یه تن تو کشورهای دارای صنایع تبدیلی به 2500 دلاره تبدیل می‌شه. آلمان میگه به‌جای اینکه یک صنعت آب‌بر، انرژی‌بر و آلاینده ایجاد کنم، کارخونه رو میدم به کشورهای ایران و هند به‌جاش میام فولاد اسلب اسفنجی تولیدی اونها رو می‌گیرم، تبدیل می‌کنم به آلیاژی بالا، به خودشون می‌فروشم. چند صدبرابر هم سود می‌کنم.»

.جدول 4- شرایط مداخله‌گر کاهندۀ ارتباط صنعت و دانشگاه

Table 4- Intervening factors hindering industry-university collaboration

مفاهیم

مضمون محوری

مدیریت سلیقه‎‌ای

مدیریت سلیقه‎‌ای

تعیین مقدار بالاسری دانشگاه بر دستمزد، هزینه‌کردن مبالغ بالاسری متناسب با فعالیت‎‌های پژوهشی در دانشگاه

بالاسری دانشگاه از پروژه‎‌های دانشگاهی

تعریف شاخص‎‌های عملکردی برای ارزیابی عملکرد، تعریف نظارت‎‌های دقیق

 سنجش شاخص‎‌های عملکردی

مدیریت سلیقه‎‌ای: بدین معناست که هرگاه مدیریت صنایع تغییر می‎‌کند، برخی از اهداف پیش‌بینی‌شده در مدیریت قبلی کنار گذاشته می‎‌شوند و دستیابی به اهداف جدید به‌عنوان اولویت خود قرار می‎‌گیرد .مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«من خودم به شخصه 5 پایان‌نامه رو به محصول رسوندم. محصول رو بردم بهشون دادم. مدیرعامل اون موقع شرکت گفت محصولتو میدم دانشگاه شریف تست بکنه. بردن دانشگاه شریف آنالیز کردند، گفتند خیلی عالیه. اومدن رفتن تو فازی که این محصول جانبی را تبدیلش کنن به پلیمر که براشون ارزش افزوده داشته باشه. تا مدیرعامل جدید اومد، گفت اصلاً اولویت من نیست.»

بالاسری دانشگاه از پروژه‎‌های دانشگاهی: به معنای میزان سهم مالی دانشگاه در پروژه‎‌های همکاری با صنعت است که توسط اعضای هیئت‌علمی انجام می‎‌شود.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«وقتی می‌خوای یه پروژه ببندی، این پروژه نیاز به ابزار داره. می‌بینی 400 میلیون قیمت ابزاری است که باید بخری و دانشگاه میاد از ابتدا میزان بالاسری را بر قیمت کل پروژه می‌گیره. خب قیمت تجهیزات و میزان بالاسری دانشگاه را از مبلغ قرارداد نهایی کم کنی، مشاهده می‎‌کنی چیزی به‌عنوان دستمزد باقی نمی‎‌مونه.»

سنجش شاخص‎‌های عملکردی: قراردادن معیار‎‌هایی برای ارزیابی میزان فعالیت افراد در پست‎‌های مختلف است.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«شاخص‌های کلیدی باید مبتنی‌بر خروجی ملموس باشه. طبق شاخص‎‌های عملکردی استاد دیگه نمی‌تونه بی‌خیال بشه؛ یعنی ارتقای حقوق، ارتقای گرید و ارتقای استاد مبتنی‌بر این هست که چندتا شرکت را رشد داده یا افراد واحد تحقیق و توسعه کارفرما که قرار بوده با دانشگاه رابطه بزنه، چندتا پروژه را به سرانجام رسوندنه، شاخص‌های کلیدی اون رو محاسبه کنیم. استاد دانشگاه قرار بوده نظارت بکنه، دو نفر رو بکشه بالا، چی‌کار کرده؟ آیا فقط حرف زده یا نه؟ عملکردی داشته؟ این توی نتیجه عملیاتی‌اش مشخص هست. بعد از یک سال معلومه که کار شما نتیجه داده یا نه..

جدول 5- استراتژی‎‌های مقابله‎‌ای با چرخۀ معیوب ارتباط صنعت و دانشگاه

Table 5- Strategies for addressing the vicious cycle of industry-university collaboration

مفاهیم

مضمون محوری

تدریس مدیران صنعتی در واحدهای دانشگاهی، قرارگرفتن اساتید فناورمحور در پست‎‌های اجرایی، حضور مشاوره‎‌ای استادان فنی در صنعت

تعامل دو سویه نیروی انسانی دانشگاه و صنعت

محدودکردن مراکز تحقیقاتی پژوهشی و فناوری سازمان‎‌ها به نیازسنجی، ایجاد دفاتر صنایع در دانشگاه‎‌ها

نیازسنجی درونی مراکز تحقیقاتی سازمان‎‌ها

طرح فرصت تحقیقاتی صنعت اساتید، لزوم تغییر در سازوکار حضور استادان در طرح تحقیقاتی صنعت، ارتقای اساتید با حضور در طرح تحقیقات صنعت، افزایش امتیاز فعالیت‎‌های فناورانه در طرح ارتقای استادان

افزایش فعالیت‎‌های میدانی و عملیاتی استادان در صنایع

پرداخت سریع حق‌الزحمۀ پژوهش‎‌های سازمانی به استادان، شتاب در پرداخت دستمزد پژوهش توسط دانشگاه به مجریان

وصول به موقع حق‌الزحمۀ انجام طرح‎‌ها

اخذ دانشجوی تحصیلات تکمیلی به شیوۀ استادمحور، هدایت پروژه‎‌های دانشجویی به سمت تولید، حرکت‌دادن پایان‎‌نامه‎‌ها به سمت محصول نو، ایجاد تورهای تخصصی فناوری، ایجاد دوره‎‌های کارآموزی واقعی

پرورش مهارت عملیاتی در دانشجویان

اتخاذ راهبرد درآمدزایی به دانشگاه، راهبری دانشگاه توسط چهره‎‌های صنعتی

درآمدزایی دانشگاه از ظرفیت‎‌های موجود

 تعامل دو سویه نیروی انسانی دانشگاه و صنعت: تعامل دو سویه نیروی انسانی به معنای بهره‎‌مندی متقابل دانشگاه و صنعت از توانمندی‎‌های نیروی انسانی خود است. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«یکی از راه‌هایی که باید وجود داشته باشه، اینه که اساتید دانشگاهی که گرایش به بحث‌های فناورانه و عملیاتی و اجرایی دارند، در رأس بعضی از صنایع قرار بگیرند یا مدیران رده‌بالا یا میانی صنایع در دانشگاه تدریس داشته باشند؛ یعنی با این فضا برخورد داشته باشند تا این دو تا قشر بیشتر بتونن با همدیگه آشنا بشن.»

نیازسنجی درونی مراکز تحقیقاتی سازمان‎‌ها: دفاتر تحقیقاتی و پژوهشی ایجادشده درون سازمان‎‌ها باید به منبعی برای شناسایی کمبودها و نیازهای آن مجموعه تبدیل شود و پلی بین آن سازمان و دانشگاه باشد.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«خود دفاتر تحقیق و پژوهش صنایع متولی انجام پژوهش‎‌ها شدن و معتقدند که خودشون بهتر از دانشگاه‎‌ها می‌تونند نیازهای پژهشی را پاسخ دهند. تو این مراکز خب هزینه‎‌های زیادی صرف حقوق و مزایا می‌شه؛ ولی چون افرادی که اونجا کار می‎‌کنند، از فضای دانشگاهی فاصله گرفتن. معمولاً خروجی‎‌های علمی زیادی هم ازشون دیده نمی‌شه.»

افزایش فعالیت‎‌های میدانی و عملیاتی استادان در صنایع: افزایش فعالیت‎‌های میدانی و عملیاتی استادان در صنایع به معنی حضور بیشتر استادان دانشگاه در طرح‎‌های ارتباط با صنعت به‌منظور کسب تجربه یا انجام مشاوره به مدیران صنایع است.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«یه طرحی داریم اساتید مجبورن برای ارتقای خودشون یه مدتی به‌عنوان فرصت تحقیقاتی تو صنعت برن. استادیاری که می‌خواد دانشیار بشه یا دانشیاری که می‌خواد استاد بشه، باید یه دوره بره تو صنعت؛ ولی اکثراً دو‎‌دَر می‌کنن. معمولاً تو صنایعی که سخت می‌گیرن یا بزرگن نمیرن؛ چون اونا براشون کارت صادر می‌کنن و باید اونجا باشن تمام وقت حقوقشون میدن. به‌جاش میرن یه شرکتی پیدا می‌کنند درجه سه. از اونجا یه نامه میارن؛ ولی عملاً فقط دانشگاه هستند. آخر سر هم میان گزارش میدن که این اومده و رفته. این رو باید سازوکارش رو درست کنن.»

وصول به‌ موقع حق‌الزحمۀ انجام طرح‎‌ها: طرح‎‌های پژوهشی صورت‌گرفته توسط استادان یا تیم‎‌های پژوهشی معمولاً با صرف هزینه‎‌هایی به سرانجام می‎‌رسد؛ اما در پرداخت صورت‌حساب‎‌های هزینه‌شده تأخیر رخ می‎‌دهد. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«پروژه وقتی انجام می‌شه، دانشگاه طرف قرارداد اون صنعت هست. مبلغ به حساب دانشگاه واریز می‌شه. دانشگاه هم تا بخواد مبلغ رو به تیم مجری برسونه، باز یه سیکل طولانی اداری داره. خود همین بحث پرداختی‌ها با این اوضاع تورمی که توی کشور هست، ارزش پول رو به میزان زیادی پایین میاره. اون روال پرداخت به هیئت‌علمی هم باید تسریع بشه.»

پرورش دانشجویان با دانش عملیاتی: به معنای تربیت نیروی انسانی متخصص با دانش تجربی و عملیاتی به‌منظور حضور در صنعت است.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«من کارآموزیم پالایشگاه بیدبلند یک بود. یکی دو ماه رفتم اونجا. از فرصت استفاده کردم تو تعمیرات به بچه‌ها لینک شدم و دیدم ترنسمیتر و سنسورها همه وارداتی هستند. خودم حسابی بررسی کردم و فهمیدم من باید سنسورهای اونا رو بسازم. این ایده رو به پالایشگاه دادم و پالایشگاه پذیرفت که الآن دو سال توی پالایشگاه هستم. به‌خاطر همین قراردادی که به امضا رسیده است.»

درآمدزایی دانشگاه از ظرفیت‎‌های موجود: به معنای اتخاذ راهبردی برای کسب درآمد برای دانشگاه با استفاده از ظرفیت‎‌های موجود در آن است.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«خیلی جاها حتی تو آمریکا به این نقطه رسیدن که چه ضرورتی داره که رئیس دانشگاه استاد دانشگاه باشه. ما می‌خواهیم به‌عنوان یه بنگاه تجاری بهش نگاه کنیم. الآن دارن به این سمت میرن. نه اینکه آدمای غیرعلمی باشند؛ ولی کسی که بهتر بچرخونه، بهتر مدیریت بکنه دانشگاه‎‌هایی که از دید ما تاپ هستند، تو آمریکا خصوصی هستند. مجبوره دیگه بحث درآمدش هست.»

جدول 6- پیامدهای ارتباط صنعت و دانشگاه

Table 6- Outcomes of industry-university collaboration

مفاهیم

مضمون محوری

علمی‌کردن صنایع توسط شرکت‎‌های دانش‌بنیان، حل چالش‎‌های حوزۀ مسائل فنی صنایع، بومی‌سازی محصولات فنی، رشد درآمدی صنایع

گذر صنعت از ورطۀ عقب‌افتادگی

ایجاد فرصت برای دانشگاه، محیط عملی صنعت برای ارتقای دانشگاه

محک و سنجش عملیاتی دانشگاه

بازدارنگی مهاجرت افراد فنی از کشور، افزایش اشتغال جوانان تحصیل‌کرده

خلق دلبستگی میان متحصصین فنی

  گذر صنعت از ورطۀ عقب‌افتادگی: به معنای فاصله‎‌گرفتن صنعت از شیوه‎‌های تولید و بهره‎‌برداری به روش‎‌های مرسوم و قدیمی است.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«ما یه دستگاهی را مهندسی معکوس کردیم که قبلاً وارد می‎‌شد و هزینه‎‌هایی به کشور تحمیل می‎‌کرد. زمانی هم که اون دستگاه یه مشکلی پیدا می‌کرد، جای اون قطعه سطل آشغال بود؛ چون کسی نمی‌تونست تعمیرش کنه؛ چون برنامه‌هایی که داخل سی پی یو اون داره و برنامه‌نویسی شدن، مال اون شرکت خارجی هست. ما اومدیم این قطعه را مهندسی معکوس کردیم. چیزی حدود 50 یا 60درصد ارزون‌تر از اون نمونۀ خارجی بوده. مهم‎‌تر اینکه اگر مشکلی پیدا بکنه، تمام برنامه‌هاش داخلی هستند و می‌تونن اینها رو دوباره راه‌اندازی کنند. می‌تونن تعمیرشون کنند.»

محک و سنجش عملیاتی دانشگاه: اگر ارتباط صنعت و دانشگاه برقرار شود، صنعت به یک محیط آزمایشگاهی و عملی برای دانشجویان و استادان تبدیل می‎‌شود. مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«اگر ارتباط صنعت و دانشگاه شکل نگیره، دانشگاه سنگ محکی براش پیش نمیاد که خودشو بتونه بسنجه؛ درحالی‌که کشورهای دیگه دنیا حالا نه همۀ دانشگاهاشون، اما بعضی از دانشگاهاشون توسط صنایع گزینش میشن که برن اونجا انرژی بگذارند برنامشون ببینند. حمایت می‌کنند از اون دانشگاه. الآن صنایع ما دغدغه‎‌های آینده‌شون چیه؟ هرچی که هست آیا میان با دانشگاه در میان بگذارند؟»

خلق دلبستگی میان متحصصین فنی: ارتباط صنعت و دانشگاه محیطی فراهم می‎‌آورد که به فضای کاری برای دانشجویان و متخصصین دانشگاهی تبدیل می‎‌شود و به‌گونه‎‌ای موجب ایجاد دلبستگی آنها به این محیط می‎شود.

مشارکت‎‌کننده‎‌ای دراین‌باره می‎‌گفت:

«شما یه دانشگاه دارید. یه مجموعه شرکت‌های دانش‌بنیان می‌تونید راه‌اندازی کنید که برن از دل اون بیس علمی‌شون فعالیت اقتصادی راه بندازن. درواقع همون ضریب انطباق شغلی با تحصیلی صد در صد.»

شکل1- مدل پارادایمی تحقیق

Fig 1- Research paradigm model

 بحث و نتیجه‎‌

همکاری دانشگاه و صنعت نقش حیاتی فزاینده‌ای در اقتصاد ملی کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه ایفا می‌کند؛ زیرا اساس تولید کالا در دنیای مدرن امروزی به علم وابسته است. تحقیق حاضر با هدف واکاوی موانع و چالش‌های موجود در ایجاد ارتباط کارآمد بین دانشگاه و صنعت به تحلیل شرایط علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، استراتژی‎‌ها و پیامد‎‌ها پرداخت. نتایج نشان داد که ساختارهای موجود و روابط بین این دو نهاد، با مشکلات جدی روبه‌رو است که نیازمند بررسی و اصلاح هستند.

دولتی‌بودن نظام اقتصادی و عدم رقابت در میان شرکت‌های دولتی به‌عنوان یکی از چالش‌های اصلی در این تحقیق شناخته شد. نه‌تنها در ایران، بلکه در تمام کشورهایی که سیستم اقتصادی آنها بر مدار دولت می‎‌چرخد، مدیران این صنایع با نظر دولت منصوب می‎‌شوند. مدیرانی که معمولاً ازنظر سیاسی برجسته‎‌تر ازلحاظ تخصصی هستند و از چتر گستردۀ حمایت دولتی برخوردارند؛ بنابراین، معمولاً این شرکت‎‌ها در صورتی هم که ناکارآمد اداره شوند، با تزریق بودجه‎‌های دولتی جان مصنوعی به آنها داده می‎‌شود. این وضعیت موجب می‌شود که مدیران صنایع از پشتیبانی‌های دولت آسوده‌خاطر باشند و درنتیجه، تمایل کمتری به بهبود عملکرد و نوآوری که باید از درون دانشگاه‎‌ها و گروه‎‌های علمی گذر کند، نشان می‎دهند. وجود منابع نفتی و عدم توجه به جایگزینی آنها، پوشش ناکارآمدی‌ها را تشدید کرده و به تداوم مشکلات ساختاری در صنعت منجر شده است. در سلسله‌مراتب سازمانی، صنایع به‌صورت مستقل مراکز پژوهشی و تحقیقاتی کاربردی، به‌منظور برنامه‎‌ریزی و مطالعه برای دستیابی به اهداف ایجاد کرده‎‌اند؛ اما افرادی که در این سازمان‎‌ها به کار گمارده می‎‌شوند، پس از مدتی خوی کارمندی به خود می‎‌گیرند و کارکنان واحد پژوهش به‌جای تمرکز بر پروژه‎‌های تحقیقاتی، بیشتر به مسائل روزمره و اجرایی توجه می‎‌کنند. از سوی دیگر در بسیاری از سازمان‎‌ها و صنایع پژوهش در منتهی‌الیه امور قرار دارد و تمام امور بر پژوهش ارحجیت داده می‎‌شود و مدیران معتقدند که پژوهش هیچ‌کدام از مشکلات آنها را حل نخواهد کرد. همچنین دانشگاه‎‌های ما براساس نیازمندی دولتی شکل گرفته‎‌اند، نه براساس ظرفیت‎‌ها و آمایش سرزمینی و به‌طور عمده از بودجۀ دولتی برای تأمین هزینه‎‌های خود استفاده می‎‌کنند؛ این فرایند موجب شده است که انگیزۀ کمتری برای همکاری با صنایع در جهت جذب اعتبار و درآمد برای دانشگاه وجود داشته باشد و خروجی ملموسی به‌لحاظ فناوری در فعالیت‎‌های دانشگاهی دیده نشود.

در کشور ما، فرایند شکل‌گیری صنعت در معنای واقعی همانند آنچه که در کشورهای پیشرفته وجود داشت و از چرخۀ پژوهش، عملیاتی‌شدن پژوهش و ارتقای محصول براساس پژوهش‎‌های تازه نبوده است. صنایع موجود در ایران، بیشتر به‌عنوان اپراتورهایی در چرخۀ تولید عمل می‌کنند و به‌جای اینکه در مسیر پژوهش، نوآوری و توسعۀ فناوری حرکت کنند، بیشتر به فعالیت‌های تولیدی اولیه و استفاده از منابع طبیعی محدود می‌شوند. برخی از صنایع در کشور ما به دلیل انحصاری‌بودن و عدم رقابت، احساس نیازی به تغییرات فنی و نوآوری‎‌های تکنولوژیکی ندارند. این صنایع به‌جای اینکه به سمت به‌روز شدن و بهره‎‌گیری از فناوری‎‌های نوین حرکت کنند، از فناوری‎‌های متعارف برای تولید استفاده می‎‌کنند؛ این وضعیت باعث شده است که به پژوهش و تحقیق برای بهبود کیفیت محصولات و کاهش هزینه‎‌های تولید توجه نشود. درواقع به دلیل نبود رقابت و وجود بازار داخلی تضمین‌شده، نیازی به بهبود فرایندهای تولیدی جدید دیده نمی‎‌شود. این وضعیت منجر به رکود در فرایند نوآوری و پژوهش در صنایع داخلی می‎‌شود و از رشد پایدار آنها جلوگیری می‎‌کند. ساختار غالب در دانشگاه‎‌های کشور تمرکز بر مباحث نظری است؛ درحالی‌که به استفادۀ عملی و کاربردی از این دانش در صنعت توجه نمی‎‌شود. این نوع نگاه باعث می‎‌شود که بیشتر فعالیت‎‌های دانشگاه‎‌ها حول نظریه‎‌ها، مفاهیم و مدل‎‌های انتزاعی باشد و کمتر به پیاده‎‌سازی دانش در دنیای واقعی پرداخته شود. این رویکرد مانع از شکل‌گیری ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت می‎‌شود؛ زیرا دانشگاه بیشتر به دنبال تولید دانش نظری است و صنایع به دنبال راه‎‌حل‎‌های عملی و کاربردی برای مشکلات خود هستند. سازمان‎‌ها و صنایع پژوهش‎‌های خود را انجام می‎‌دهند، اما نتایج این پژوهش‎‌ها در عمل به کار گرفته نمی‎‌شود و تنها جنبۀ نمایشی پیدا می‎‌کنند؛ به‌عبارت‌دیگر، این سازمان‎‌ها به انجام فعالیت‎‌های پژوهشی پرداخته و واحدهای پژوهشی خود را راه‎‌اندازی کرده‎‌اند، ولی درنهایت نتایج این پژوهش‎‌ها کاربرد عملی ندارد و تنها در ویترین قفسه‎‌ها نمایش داده می‎‌شوند تا نشان دهند پژوهش‎‌هایی درحال انجام است، بدون آنکه تأثیر ملموس و مثبتی در بهبود عملکرد سازمان یا صنعت داشته باشد. همچنین با جابجایی مدیران صنعت، تغییرات عمده‌ای در اهداف و اولویت‌های سازمان به وجود می‌آید و مدیران جدید بدون توجه به پروژه‌ها و تصمیمات قبلی، اهداف و اولویت‌های تازه‌ای را تعیین می‌کنند. ضمناً از پروژه‌های ارتباط با صنعت، معمولاً تا 25درصد از کل مبلغ پروژه به دانشگاه تعلق می‌گیرد. انجام پروژه‌ هزینه‌هایی را به تیم اجرایی تحمیل می‌کند که از سود نهایی آنها کاسته می‌شود و این میزان بالای سهم دانشگاه می‌تواند عاملی برای کاهش فعالیت‌های ارتباطی میان دانشگاه و صنعت باشد. این عوامل مختلف می‌توانند روند همکاری‌های مؤثر بین صنعت و دانشگاه را مختل کند و ارتباط توسعه‎‌یافته و کارآمدی در کشور شکل نگیرد. برای تغییر در روابط صنعت و دانشگاه به‌کارگیری استراتژی‎‌های مقابله‎‌ای ضروری است؛ ازجمله تعامل دو سویه نیروی انسانی دانشگاه و صنعت در غالب برنامه‎‌های مشترک آموزشی، پژوهشی و مشاوره‎‌ای می‎‌تواند کاستی‎‌ها و ضعف دو طرفه را برطرف کند و دانشگاه را از تجربۀ صنعت و صنعت را از علم دانشگاه بهره‌مند گرداند. مشارکت استادان دانشگاه در پروژه‎‌های صنعتی به‌ویژه فعالیت‎‌های میدانی و عملیاتی تجربیات واقعی صنعت را به تحقیقات دانشگاهی منتقل کرده و زمینه‎‌های کاربردی‎‌تری برای آموزش و پژوهش فراهم کند. همچنین پرداخت به موقع حق‎‌الزحمه‎‌های مربوط به پروژه‎‌های مشترک دانشگاه و صنعت، انگیزه‎‌های مالی را برای همکاری بیشتر فراهم خواهد کرد. برقراری ارتباط مؤثر میان صنعت و دانشگاه پیامدهای مثبتی برای صنعت و دانشگاه خواهد داشت. صنعت با بهره‎‌گیری از دانش و فناوری‎‌های نوین حاصل از دانشگاه‎‌ها قادر به بهبود فرایندها، افزایش بهره‌وری و خروج از عقب‌افتادگی خواهد بود. دانشگاه ازطریق همکاری با صنایع می‎‌تواند تحقیقات و پروژه‎‌های عملیاتی را به اجرا درآورد که علاوه‌بر افزایش کارایی علمی به ارتقای سطح عملیاتی در صنعت کمک می‎‌کند که خود این مشارکت فرصت محک و سنجش برای دانشگاه‎‌ها به‌منظور آزمایش توانمندی‎‌های خود خواهد بود.

مدل نظری سه‎‌گانۀ سرمایه‎‌سازی دانش

مدل سه‎‌گانۀ سرمایه‌سازی دانش شامل سه گروه تأثیرگذار است: صنعت، دانشگاه و شرکت‌های دانش‌بنیان. هریک از این گروه‌ها وظایف و نقش‌های خاص خود را در این مدل بر عهده دارند. برای تحقق عملی این مدل، نخستین گام، شکل‌گیری واقعی واحدهای تحقیق و توسعه در سازمان‌ها است. این واحدها با همکاری درون‌سازمانی با سایر عوامل مؤثر در تولید، ازجمله کارگران خط تولید، تکنسین‌های فنی و مهندسین آن صنعت، به نیازسنجی دقیق مشکلات، اهداف و نیازمندی‌های فنی می‌پردازند. آنها ضمن تعیین بودجه و زمان‌بندی مشخص، نیازمندی‌ها را به دانشگاه و گروه‌های مرتبط علمی ارائه می‌دهند. گروه‎‌های علمی درون دانشگاهی با بررسی این نیازمندی‎‌ها درصورت داشتن توان علمی لازم، اقدام به فراخوان جذب دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی می‌کند. پس از جذب دانشجویان، دانشگاه پروژه‌ها را با آنها در میان می‌گذارد و از نقش مجری به نقش نظارت و رهبری منتقل می‌شود. هم‌زمان، دانشگاه دانشجویان را به شرکت‌های دانش‌بنیان متصل می‌کند و آنها را در اختیار این شرکت‌ها قرار می‌دهد. دانشجویان به همراه شرکت‌های دانش‌بنیان، اقدام به طراحی و ساخت نیازمندی‌های ارائه‌شده در بازۀ زمانی مشخص می‌کنند. این فرایند علاوه‌براینکه به شرکت‌های دانش‌بنیانی کمک می‌کند که با کمبود مالی برای جذب نیرو مواجه‌اند، به دانشجویان نیز این امکان را می‌دهد که تجربۀ عملی از شرکت‌های دانش‌بنیان کسب کنند؛ علاوه‌براین، استادان دانشگاه به‌طور مستقیم با صنعت در ارتباط خواهند بود و مسئولیت نظارت و راهبری پروژه‌ها را بر عهده خواهند داشت. تأمین هزینه‌های این پروژه‌ها نیز بر عهدۀ صنعت خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که صنعت به‌عنوان کارفرما بودجه را در اختیار دو عضو دیگر مدل قرار می‎‌دهد.

 

Fig 2- Tripartite theoretical model of knowledge capitalization

پیشنهادها

- سیاست‌گذاران و مدیران در هر دو حوزۀ دانشگاه و صنعت به ایجاد سازوکارهای پایدار برای ارتقای همکاری‌ها و تبادل دانش بین این دو نهاد بپردازند. این همکاری‌ها می‌تواند شامل برنامه‌های مشترک پژوهشی، کارآموزی‌های صنعتی و تسهیل انتقال فناوری باشد.

- به‌منظور تقویت انگیزه‌های پژوهشی و نوآورانه ضروری است که نظام‌های پاداش‌دهی برای اعضای هیئت‌علمی و محققان بهبود یابد. این امر می‌تواند شامل ارائۀ تسهیلات مالی، حمایت از پروژه‌های تحقیقاتی و به رسمیت شناختن دستاوردهای پژوهشی باشد.

- سرمایه‌گذاری در توسعۀ زیرساخت‌های پژوهشی و فناوری در صنعت ضروری است. ایجاد مراکز تحقیق و توسعه در صنایع و ارتقای کیفیت مراکز تحقیقاتی می‌تواند به تسهیل روند نوآوری و بهره‌وری کمک کند.

- برنامه‌های آموزشی و پژوهشی باید به‌طور خاص بر نیازهای واقعی بازار و چالش‌های صنعتی متمرکز شوند. این رویکرد می‌تواند به ایجاد ارتباطات مؤثر و پایدار بین دانشگاه و صنعت کمک کند و به رشد و توسعۀ اقتصادی پایدار کشور منجر شود.

- دانشگاه مبالغ حاصل از میزان بالاسری خود را صرفاً در دانشگاه صرف امور پژوهشی، تجهیز کارگاه‎‌ها و آزمایشگاه‎‌ها کند.

- فرصت‎‌های کارآموزی و کارورزی با نظارت دقیق در صنایع برای دانشجویان به‌منظور ارتقای مهارت‎‌های عملی و برقراری ارتباط مستقیم با نیازهای صنعتی برقرار شود.

- محتوای آموزشی در دانشگاه‎‌ها با استفاده از نظریات کارآفرینان و تدریس مدیران صنعت در دانشگاه‎‌ها غنی­سازی شود.

- کارگاه‎‌ها و سمینارهای مشترک میان دانشگاه و صنایع برای ایجاد فضای مشترک تبادل ایده‎‌ها و فناوری‎‌ها برگزار شود.

- مبالغ دریافتی دانشگاها به‌واسطۀ پروژه‎‌های ارتباط با صنعت، منحصراً صرف ساخت یا تجهیز آزمایشگا‎‌ها، کارگاه‎‌ها و کتابخانه‎‌ها شود.

- آیین‎‌نامه‎‌های ارتقای اساتید بر مبنای فعالیت‎‌های کاربردی صنعت اصلاح شود.

محدودیت‎‌های پژوهش

باوجود اینکه در پژوهش حاضر، چالش‎‌های بسیاری از چرخۀ معیوب ارتباط صنعت و دانشگاه احصا گردید و به‌گونه‎‌ای این چالش‎‌های شناسایی‌شده به‌عنوان فاکتورهای پیش‎‌نیاز برای غلبه بر توسعه‎‌نیافتگی ارتباط صنعت و دانشگاه قلمداد می‎‌شوند؛ اما به دلیل پیچیدگی موضوع بخشی از ابعاد مسئله ازجمله مولفه‎‌های روان‌شناختی، ظهور و بروز نیافتند که امید است در تحقیقات آینده به شناسایی ابعاد این مسئله پرداخته شود.

 

[1] Mueller

[2] Mansfield

[3]Lee

[4] Zucker and Dary

[5] biotechnology

[6] Bayh-Dole

[7] Steven Vidler

[8] Li et al.

[9] Amarathunga et al.

[10] Shi et al.

[11] Bstieler et al.

[12] Strauss and Corbin

[13] Triple helix theory

[14] Schumpeter

[15] professional

افراسیابی، ح. و مداحی، ج. (۱۳۹۵). بازنمایی و تبیین نقش اوقات فراغت در اعتیاد به سیگار در میان دانشجویان. برنامه‎‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، 7(26)، 178-216. https://qjsd.atu.ac.ir/article_4974.html
دنسکامب، م. (۱۳۹۸). راهنمای پژوهش خوب برای تحقیقات اجتماعی کوچک‌مقیاس (سجاد علیزاده و سجاد یاهک، مترجمان). علمی و فرهنگی.
سوزنچی کاشانی، ا. (1395). مروری بر رویکردها و نظریه‎‌های اقتصاد دانش‎‌بنیان. در فرشیده اسدی (ویراستار)، مجموعه مقالات اقتصاد دانش‎‌بنیان بررسی نقش فناوری و نوآوری در توسعه اقتصادی (ص 17-41). چشمه.
علی‎‌نژاد، م. (1397). درآمدی بر جامعه‎‌شناسی اقتصادی. دانشگاه یزد.
فتح‎‌آبادی، ح.، خالقی فرقانی، آ.، دهقان نجم‌آبادی، ع. و سلاجقه، ن. (1401). بررسی تأثیر مدیریت دانش و گرایش کارآفرینانه بر انتقال فناوری میان صنعت و دانشگاه (نمونه پژوهش: شرکت زامیاد و دانشگاه تهران). مدیریت دانش سازمانی، 5(3)، 11-36.  https://journals.ihu.ac.ir/article_207547
فلیک، ا. (۱۳۹۱). درآمدی بر تحقیق کیفی (هادی جلیلی، مترجم). نی.
قره‎‌چه، م.، پریشانی، ع.، عیوضی‎‌نژاد، س. و میرزایی، ن. (1399). الگوی اکتشافی ارتقای رابطه دانشگاه با صنعت. مطالعات مدیریت راهبردی، 11(43)، 1-20. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22286853.1399.11.43.1.4
قریشی، س. م.، مجیدپور، م.، نگاهداری، ب. و موسی‌خانی، م. (1400). بازاریابی کارآفرینانه: نظریه جدید در باب همکاری مؤثر دانشگاه با صنعت. نوآوری و ارزش‌آفرینی، 20(10)، 15-36. http://journalie.ir/Article/32072
محمدپور، ا. (۱۳۸۹). ضد روش منطق و طرح در روش‎‌شناسی کیفی (ج. 1). جامعه‎‌شناسان.
مراد‎‌نژادی، ه. (1400). واکاوی راهبردهای بهبود ارتباط دانشگاه ایلام با صنعت و جامعه. مطالعات زیست‎‌بوم اقتصاد نوآوری، 1(1)، 69-86.  https://innoeco.usb.ac.ir/article_8107.html
نریمانی، ا. ر.، و الوانی، س. م. (1393). پنجرۀ جوهری: الگوی ارتباط صنعت و دانشگاه. نشاء علم، 4(2)، 138-143. https://www.sciencecultivation.ir/article_242653.html
نیکونژاد، س.، قادری، م.، عزیزی، ن.، تانگ، پ. ا. و نیستانی، م. ر. (1399). واکاوی سیاست‎‌های ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران: ارائه مدلی نو. مطالعات برنامه‎‌ریزی آموزشی، 9(18)، 115-150. https://eps.journals.umz.ac.ir/article_3398.html
 
References
Afraseibi, H., & Madahi, J. (2016). Identify and explain of the leisure role in smoking among students. Social Development & Welfare Planning, 7(26), 178-216. https://doi.org/10.22054/qjsd.2016.4974  [In Persian]
Alinejad, M. (2018). Introduction on economic sociology. Yazd University Publications. [In Persian]
Amarathunga, B., Khatibi, A., & Mohd-Talib, Z. (2024). University–industry linkages and agendas for future studies: A systematic literature review and bibliometric analysis. Asian Education and Development Studies, 13(1), 14-30. https://www.emerald.com/insight/content/doi/10.1108/aeds-08-2023-0104/full/html
Bagheri-Moghadam, N., Hosseini, S. H., & Sahafzadeh, M. (2012). An analysis of the industry–government–university relationships in Iran’s power sector: A benchmarking approach. Technology in Society, 34(4), 284–294. https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0160791X12000541
Bstieler, L., Hemmert, M., & Barczak, G. (2017). The changing bases of mutual trust formation in inter-organizational relationships: A dyadic study of university-industry research collaborations. Journal of Business Research, 74, 47-54. https://psycnet.apa.org/record/2017-10193-005
Denscombe, M. (2019). The Good Research Guide For Small scale Research Projects (S. Alizadeh & S. Yahak, Trans.). Elmi-Farhangi Publications. [In Persian]
Euna, J. H., Lee, K., & Wu, G. (2006). Explaining the university-run enterprises in China: A theoretical framework for university–industry relationship in developing countries and its application to China. Research Policy, 35(9), 1329-1346. https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0048733306001193
Fathabadi, H., Khalghi, A., Dehghan-Najmabadi, A., & Sajeghe, N. (2022). Investigating the effect of knowledge management and entrepreneurial orientation on technology transfer between industry and university (Case study: Zamyad Company and University of Tehran). Strategic Management of Organizational Knowledge, 5(3), 11-36. [In Persian] https://jkm.ihu.ac.ir/article_207547.html?lang=en
Flick, U. (2012). An introduction to qualitative research (H. Jalili, Trans.). Ney Publications. [In Persian]
Ghareche, M., Parishani, A., Eivazinezhad, S., & Mirzaei, N. (2020). The exploratory pattern of promoting the university-industry relationship. Strategic Management Studies, 11(43), 1-20. [In Persian] https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22286853.1399.11.43.1.4
Ghoreishi, S. M., Majidpour, M., Negahdari, B., & Mousakhani, M. (2021). Entrepreneurial marketing: A new theory of effective university-industry cooperation. Industry& University, 20(10), 15-36. [In Persian] http://jiu.ir/en/Article/32072/FullText
James, S., Liu, Z., White, G. R. T., & Samuel, A. (2023). Introducing ethical theory to the triple helix model: Supererogatory acts in crisis innovation. Technovation, 126, 102832. https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0166497223001438
Kolade, O., Adegbile, A., & Sarpong, D. (2022). Can university-industry-government collaborations drive a 3D printing revolution in Africa? A triple helix model of technological leapfrogging in additive manufacturing. Technology in Society, 69, 101960. https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0160791X22001014
Lacy, W. B., Glenna, L. L., Biscotti, D., Welsh, R., & Clancy, K. (2014). The two cultures of science: Implications for university-industry relationships in the U.S. agriculture biotechnology. Journal of Integrative Agriculture, 13(2), 455-466. https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S209531191360667X
Volume 14, Issue 2 - Serial Number 49
Strategic Research on Social Problems, Vol. 14, Issue 2, No. 49, 2025
June 2025
Pages 67-88
  • Receive Date: 06 November 2024
  • Revise Date: 13 April 2025
  • Accept Date: 19 April 2025
  • Publish Date: 22 June 2025