Document Type : Research Paper
Authors
1 M.A., Department of Educational Sciences, Mahallat Branch, Islamic Azad University, Mahallat, Iran
2 Assistant Professor, Department of Educational Sciences, Mahallat Branch, Islamic Azad University, Mahallat, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
پیچیدگی بالای سازمانهای امروزی سبب شده است تا شیوههای متداول برای کنترل آنان کفایت و اثربخشی لازم را نداشته باشد و متقلبان همواره یک گام از ابزارهای پایش و کنترل رفتار و عملکرد خود جلوتر بودهاند و انواع تخلفات و بیقانونیها در سازمانهای شیوع پیدا کرده است (Cai et al., 2024). یکی از مهمترین راهکارهای حفظ سازمان از این اقدامات غیراخلاقی و غیرقانونی و پیامدهای ناگوار ناشی از آنها، پدیدۀ سوتزنی یا افشاگری است (Rustiarini & Merawati, 2020). سوتزنی سازمانی بهعنوان افشای فعالیتهای غیرقانونی و غیراخلاقی در سازمان به افراد مسئول برونسازمانی برای هدایت سازمان به سمت آرمانها و رسالتهای سازمان است (Kenny, 2024). رواج فساد و تخلف در سازمان میتواند نتایج منفی درخورتوجهی در سازمانها بهجای گذارد و ضمن افزایش هزینههای سازمان، ایمنی، بهداشت و سلامت کارمندان، مشتریان و سرمایهگذاران و جامعه را با خطر همراه کند (Zimmermann, 2025). در این شرایط سوتزنی میتواند منبع مهم اطلاعات برای شناسایی خطاکاری در سازمان باشد (Loyens & Vandekerckhove, 2018). سوتزنی سازمانی از مفاهیم مهمی است که با ادراک افراد از رخداد وقایع خلاف قانون و اخلاق در سازمان سروکار دارد و برای سازمانها بسیار حیاتی است؛ زیرا میتواند منجر به شناسایی خطاهای ناخواسته شود و از وخیمترشدن مسائل جلوگیری کند (زرینی، 1399)؛ بنابراین، شناسایی عوامل موثر بر آن در هر سازمانی ضروری بوده و نیازمند توجه ویژه پژوهشگران حوزۀ مدیریت است.
جستوجو دربارۀ سوتزنی سازمانی نشان میدهد که هویت اخلاقی عاملی مؤثر بر سوتزنی است (Cai et al., 2024). هویت اخلاقی فرد، بهعنوان مکانیسم تنظیمی عمل میکند که او را در تصمیمگیریهای اخلاقی راهنمایی میکند و رفتارهای اخلاقی را در آنها افزایش میدهد (Ryoo, 2024). افراد با هویت اخلاقی بالا در سازمان در مقایسه با دیگران، تمایل بیشتری به اخلاقی عملکردن دارند و در برابر اقدامات و رفتارهای غیراخلاقی در سازمان حساسیت بیشتری به خرج میدهند (Ismail et al., 2021)؛ بنابراین، افراد با هویت اخلاقی بالا با دیدن فعالیتهای غیرقانونی یا اقدامات مشکوک اخلاقی انجامشده توسط همکاران، خود را موظف به گزارش آن به مسئولان ردهبالا میدانند (Khan et al., 2020). هویت اخلاقی در تحول و بروز رفتار اخلاقی بهعنوان منبع انگیزشی اخلاقی محسوب میشود و قضاوت اخلاقی را با عمل اخلاقی پیوند میدهد (Hardy et al., 2013). این سازه بهطور مثبت با رفتارهای اجتماعی و بهطور منفی با رفتارهای ضداجتماعی ارتباط دارد؛ در همین راستا در سازمانها نیز هویت اخلاقی نقش خود را ایفا میکنند؛ زیرا هویت اخلاقی موجب مشارکت افراد در رفتارهای اخلاقی و اجتماعی و مانع از بروز رفتارهای غیراخلاقی میشود (Hertz & Krettenauer, 2016). پژوهشهای زرینی (1399)، کای و همکاران (2024)، برتی و همکاران (2024)، خان و همکاران (2020) و کیم و همکاران (2015) نشان دادند که هویت اخلاقی بر سوتزنی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
علاوهبر هویت اخلاقی، رهبری اخلاقی بهعنوان عاملی سازمانی نقش برجستهای در افزایش سوتزنی سازمانی دارد (Ismail et al., 2021). رهبری اخلاقی بهعنوان پایبندی رهبر سازمان به ارزشهای اخلاقی و ارتباط رفتار با آن ارزشها تعریف شده و رهبران اخلاقی مسئولیت ایجاد اصول اخلاقی در ساختار سازمانی را بر عهده دارند (Mariyani, 2024). رهبران اخلاقی تلاش میکنند تا تصمیمات منصفانه بگیرند و مراقب احساسات اخلاقی کارکنانشان باشند و تلاش میکنند که محیطهای کاری عادلانه و اخلاقی ایجاد کنند (Alhaidan, 2024). رهبری اخلاقی در سازمان میتواند بر سطح استدلال اخلاقی کارکنان و شناخت و تفسیر آنها از مسائل اخلاقی و تصمیم آنها برای سوتزنی در مواجهه با مسائل غیراخلاقی در سازمان تأثیرگذار باشد (Mkheimer et al., 2023). درواقع رهبران اخلاقی محیطی قابلاعتماد، صادقانه و مبتنیبر اصول ایجاد میکنند و به همین دلیل، ترس کارکنان از گرفتاریهای ناشی از انتقام یا مجازات کاهش مییابد و تمایل به سوتزنی آنها تقویت میشود (Udin, 2023). همچنین رهبران اخلاقی استانداردهای اخلاقی واضحی را تعیین میکنند و آنها را بهگونهای منتقل میکنند که کارکنان انگیزه داشته باشند تا هرگونه تخلفی را که در سازمان مشاهده میکنند، سوت بزنند (Brown & Treviño, 2006). نتایج مطالعات بیانگر آن هستند که درک اخلاقی بالاتر بر انگیزۀ سوتزنی درخصوص سوءرفتارهای مرتبط با حسابداری تأثیر میگذارد (Lee & Xiao, 2018)؛ برای مثال نتایج مطالعات شاهعلیزاده و همکاران (1400)، کای[1] و همکاران (2024)، اسماعیل و همکاران (2021)، راستررینی و مراواتی[2] (2020) و براون و تروینو (2006) نشان داد که بین رهبری اخلاقی و سوتزنی سازمانی رابطۀ معناداری وجود دارد.
در حوزۀ متغیرهای اخلاقی، مؤمنیفر و همکاران (1399) نشان دادند که هوش اخلاقی نیز یکی دیگر از عوامل مؤثر بر سوتزنی سازمانی کارکنان است. هوش اخلاقی بهعنوان ظرفیت و توانایی درک و فهم درست از نادرست و برخورداری از باورها و اعتقادات قوی و عمیق اخلاقی تعریف شده است (Huy & Phuc, 2024). بوربا (1396) هوش اخلاقی را بهعنوان ظرفیت توانایی درک درست از نادرست تعریف کرده است. کارکنان با هوش اخلاقی بالا، کار درست و اخلاقی را دوست دارند، اعمالشان پیوسته با ارزشها و عقاید اخلاقی آنها هماهنگ است و همیشه کارها را با اصول اخلاقی پیوند میدهند (سهرابی و پروری، 1395). هوش اخلاقی به کارکنان کمک می کند تا تمایل بیشتری به رفتارهای اخلاقی در درون و بیرون از سازمان داشته باشند و مسئولیتپذیری آنها را در برابر رفتارهای غیراخلاقی در سازمان و رفتارهای سوتزنی را در آنها تقویت میکند (Maharani et al., 2024). تأثیر هوش اخلاقی بر افزایش سوتزنی سازمانی در مطالعات مؤمنیفر و همکاران (1399)، ماهرانی و همکاران (2024)، ژان و جیه[3] (2023) و مانیون و داویس (2015) نیز تأیید شده است.
امروزه فساد، رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی جزئی جداییناپذیر از سازمانها شدهاند و دانشگاهها نیز بهعنوان یک سازمان عاری از فساد و رفتارهای غیراخلاقی نیستند و رفتارهای غیراخلاقی در این سازمان نیز روبهافزایش است (پناهینژاد و همکاران، 1402). فساد و رفتارهای غیراخلاقی در دانشگاهها بهعنوان یک سازمان پدیدۀ جدیدی نیست و نهاد دانشگاه بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین نهادهای اجتماعی درگیر فساد و رفتارهای غیراخلاقی شدها است (Shore, 2018)؛ بنابراین، وجود افرادی ضروی است که بتوانند با حفظ تعهد و وجدان اخلاقی به مقابله با این رفتارها برخیزند؛ بنابراین، بررسی سوتزنی در دانشگاه کاشان و عوامل مؤثر بر آن از اهمیت زیادی برخوردار است. نتایج مطالعات انجامشده در حوزۀ سوتزنی سازمانی نشان داده است که رهبران اخلاقی در شکلدهی هویت اخلاقی کارکنان (تقیزاده و همکاران 1394) و همچنین سوتزنی آنها نقش مهمی دارند (Khan et al., 2020). از طرف دیگر هوش اخلاقی بر هویت اخلاقی (انجمشجاع و همکاران، 1396) و نیز بر سوتزنی سازمانی (Maharani et al., 2024) تأثیر مثبت دارد؛ بنابراین، میتوان گفت که هویت اخلاقی میتواند در رابطۀ بین رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با سوتزنی سازمانی نقش میانجی ایفا کند. ازآنجاکه از بررسی روابط این متغیرها در دانشگاه بهعنوان یک سازمان در پژوهشهای داخلی غفلت شده است، پس این پژوهش با هدف بررسی مدل علّی سوتزنی سازمانی براساس رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با نقش میانجی هویت اخلاقی در بین کارکنان دانشگاه کاشان انجام گرفت و در این راستا فرضیههای زیر بررسی شد:
شکل 1- مدل مفهومی پژوهش
Fig 1- Conceptual model of the research
روششناسی
پژوهش حاضر باتوجهبه فلسفۀ پژوهش، کمّی، باتوجهبه هدف از نوع مطالعات کاربردی و ازلحاظ شیوۀ جمعآوری دادهها و تحلیل آنها، دارای رویکرد توصیف استنباط و از نوع مطالعات همبستگی و بهطور خاص مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعۀ آماری در این پژوهش شامل کلیۀ کارمندان دانشگاه کاشان در سال1403 به تعداد 600 نفر بود. براساس جدول مورگان حجم مطلوب نمونه برابر 234 نفر بود. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد. روش انتخاب نمونهها بدین صورت بود که بعد از تنظیم سؤالات، پرسشنامهها در بین کارکنان تمام بخشها بهصورت تصادفی پخش شد و سپس بعد از تکمیل، دادهها جمعآوری شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامۀ رهبری اخلاقی کالشون و همکاران (2011)، هوش اخلاقی توسط لنیک و کیل (2005)، پرسشنامۀ سوتزنی سازمانی ایزدپناه و همکاران (1395) و هویت اخلاقی آکینو و رید (2002) استفاده شد که در ادامه شرح داده شدهاند.
پرسشنامۀ رهبری اخلاقی کالشون و همکاران (2011) دارای بیستوسه گویه و چهار مؤلفۀ انصاف، جهتگیری فردی، هدایت اخلاقی و اشتراک قدرت، شفافیت نقش بود. نمرهگذاری پرسشنامه براساس طیف لیکرت پنج درجهای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً مخالفم (5) است. دامنۀ امتیاز این پرسشنامه بین 23 تا 115 بود. برای بررسی روایی و پایایی پرسشنامه تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم انجام شد. روایی محتوایی پرسشنامه تأیید شد و برای بررسی روایی همگرای پرسشنامه، مقدار مطلوب شاخص متوسط واریانس استخراجشده (AVE) برابر با 77/0 و بیشتر از مقدار مطلوب 5/0 است. همچنین بررسی شاخصهای آلفای کرونباخ (80/0) و پایایی ترکیبی (77/0) نشان داد که مقدار این دو شاخص بیشتر از مقدار مطلوب 7/0 بوده و پرسشنامه از پایایی مطلوبی برخوردار است.
پرسشنامۀ هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005) دارای 40 سؤال و 10 مؤلفۀ عملکردن مبتنیبر اصول، ارزشها و باورها، راستگویی، استقامت و پافشاری برای حق، وفای به عهد، مسئولیتپذیری برای تصمیمات شخصی، اقرار به اشتباهات و شکستها، قبول مسئولیت برای خدمت به دیگران، فعالانه علاقمندبودن به دیگران، توانایی در بخشش اشتباهات خود، توانایی در بخشش اشتباهات دیگران است. نمرهگذاری پرسشنامه براساس طیف لیکرت پنج درجهای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (5) است. دامنۀ نمرات بین 40 تا 200 است. روایی محتوایی پرسشنامه تأیید شد و برای بررسی روایی همگرای پرسشنامه، مقدار مطلوب شاخص متوسط واریانس استخراجشده (AVE) برابر با 61/0 و بیشتر از مقدار مطلوب 5/0 است. همچنین بررسی شاخصهای آلفای کرونباخ (89/0) و پایایی ترکیبی (91/0) نشان داد که مقدار این دو شاخص بیشتر از مقدار مطلوب 7/0 بوده و پرسشنامه از پایایی مطلوبی برخوردار است.
پرسشنامۀ سوتزنی سازمانی ایزدپناه و همکاران (1395) دارای 8 سؤال و بهصورت تکعاملی طراحی شده است. نمرهگذاری پرسشنامه براساس طیف پنج درجهای لیکرت از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً مخالفم (5) است. دامنۀ امتیاز این پرسشنامه بین 8 تا 40 بود. روایی محتوایی پرسشنامه تأیید شد و بررسی روایی همگرای پرسشنامه نشان داد که مقدار مطلوب شاخص متوسط واریانس استخراجشده (AVE) برابر با 72/0 و بیشتر از مقدار مطلوب 5/0 است. همچنین بررسی شاخصهای آلفای کرونباخ (77/0) و پایایی ترکیبی (87/0) نشان داد که مقدار این دو شاخص بیشتر از مقدار مطلوب 7/0 بوده و پرسشنامه از پایایی مطلوبی برخوردار است.
پرسشنامۀ هویت اخلاقی آکینو و رید (2002) دارای 10 گویه و دو زیرمقیاس نمادسازی و درونیسازی است. نمرهگذاری پرسشنامه بر طیف لیکرت پنج درجهای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (5) است. گویههای شمارۀ 4 و 7 بهصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. دامنۀ امتیاز این پرسشنامه بین 10 تا 50 خواهد بود. روایی محتوایی پرسشنامه تأیید شد و بررسی روایی همگرای پرسشنامه نشان داد که مقدار مطلوب شاخص متوسط واریانس استخراجشده (AVE) برابر با 80/0 و بیشتر از مقدار مطلوب 5/0 است. همچنین بررسی شاخصهای آلفای کرونباخ (75/0) و پایایی ترکیبی (89/0) نشان داد که مقدار این دو شاخص بیشتر از مقدار مطلوب 7/0 بوده و پرسشنامه از پایایی مطلوبی برخوردار است.
در تحلیل توصیفی دادهها از روشهای آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و در آزمون فرضیات پژوهش از تکنیکهای آماری اتریس همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 26 و SMART PLS استفاده شد.
یافته های پژوهش
در این پژوهش تعداد 234 نفر از کارکنان دانشگاه کارشان شرکت داشتند. تعداد 56 نفر معادل 9/23درصد از شرکتکنندگان در پژوهش زن و تعداد 178 نفر معادل 1/76درصد از شرکتکنندگان در پژوهش زن بودند.
جدول 1- شاخصهای مرکزی (میانگین) و پراکندگی (انحراف معیار)
Table 1- Mean and standard deviation of variables and Pearson correlation coefficient test
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
1 |
2 |
3 |
4 |
|
1.سوتزنی سازمانی |
77/24 |
63/6 |
1 |
|
|
|
|
2.رهبری اخلاقی |
16/71 |
21/13 |
**467/0 |
1 |
|
|
|
3.هوش اخلاقی |
18/159 |
76/18 |
**355/0 |
075/0 |
1 |
|
|
4.هویت اخلاقی |
60/47 |
57/8 |
**596/0 |
**471/0 |
**493/0 |
1 |
همانگونه که مشاهده میشود، میانگین و انحراف معیار متغیرهای اصلی تحقیق شامل سوتزنی سازمانی به ترتیب برابر با 77/24 و 63/6، میانگین و انحراف معیار متغیر رهبری اخلاقی به ترتیب برابر با 16/71 و 21/13، میانگین و انحراف معیار متغیر هوش اخلاقی به ترتیب برابر با 18/159 و 76/18 و میانگین و انحراف معیار متغیر هویت اخلاقی به ترتیب برابر با 60/47 و 57/8، است. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین رهبری اخلاقی و سوتزنی سازمانی همبستگی مثبت و معنیدار (467/0)، بین هوش اخلاقی و سوتزنی سازمانی همبستگی مثبت و معنیدار (355/0)، بین هویت اخلاقی و سوتزنی سازمانی همبستگی مثبت و معنیدار (596/0)، بین رهبری اخلاقی و هویت اخلاقی همبستگی مثبت و معنیدار (471/0) و بین هوش اخلاقی و هویت اخلاقی همبستگی مثبت و معنیدار (493/0) وجود دارد.
جدول 2- بررسی شاخصهای برازش مدل تجربی پژوهش
Table 2- Examination of the fit indices of the empirical research model
|
نام متغیر |
آلفای کرونباخ |
CR |
AVE |
نتیجهگیری |
|
رهبری اخلاقی |
800/0 |
874/0 |
779/0 |
برازش مناسب |
|
سوتزنی سازمانی |
776/0 |
912/0 |
728/0 |
برازش مناسب |
|
هوش اخلاقی |
899/0 |
891/0 |
610/0 |
برازش مناسب |
|
هویت اخلاقی |
756/0 |
787/0 |
803/0 |
برازش مناسب |
همانگونه که در جدول 2 مشاهده میشود، میزان آلفای کرونباخ هر چهار متغیر بیشتر از 70/0 و مطلوب، میزان پایایی مرکب متغیرها نیز بالاتر از 70/0 و مطلوب و میزان متوسط واریانس استخراجشده نیز بالاتر از 50/0 و در وضعیت مطلوبی قرار دارند و برازش مدل را تأیید میکنند.
شکل 2- پارامترهای مدل در حالت استانداردشده
Fig 2- Model parameters in standardized form
شکل 3- شاخص تی برای بررسی معناداری پارامترهای مدل
Fig 3- T-index to examine the significance of model parameters
جدول 3- بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم در مدل تجربی پژوهش
|
روابط مستقیم مدل |
ضریب اثر |
T |
سطح معناداری |
نتیجه سؤال |
|||
|
رهبری اخلاقی |
سوتزنی سازمانی |
358/0 |
965/3 |
P<001/0 |
تأیید |
||
|
هوش اخلاقی |
سوتزنی سازمانی |
323/0 |
956/4 |
P<001/0 |
تأیید |
||
|
هویت اخلاقی |
سوتزنی سازمانی |
574/0 |
466/9 |
P<001/0 |
تأیید |
||
|
رهبری اخلاقی |
هویت اخلاقی |
441/0 |
896/8 |
P<001/0 |
تأیید |
||
|
هوش اخلاقی |
هویت اخلاقی |
432/0 |
186/8 |
P<001/0 |
تأیید |
||
|
اثرات غیر مستقیم |
|||||||
|
رهبری اخلاقی* هویت اخلاقی* سوتزنی سازمانی |
253/0 |
651/5 |
P<001/0 |
تأیید |
|||
|
هوش اخلاقی* هویت اخلاقی* سوتزنی سازمانی |
248/0 |
450/4 |
P<001/0 |
تأیید |
|||
|
برازش مدل |
|||||||
|
شاخص R2 |
سوتزنی سازمانی |
468/0 |
|||||
|
هویت اخلاقی |
388/0 |
||||||
|
شاخص GOF |
34/0 |
||||||
همانگونه که در جدول 3 مشاهده میشود، تمام روابط و فرضیهها معنیدار بوده و همۀ فرضیههای پژوهش تأیید شدهاند. بررسی شاخص R2 نشان داد که 46درصد از واریانس سوتزنی سازمانی توسط متغیرهای رهبری اخلاقی، هوش اخلاقی و هویت اخلاقی تبیین میشود، 38درصد از واریانس هویت اخلاقی نیز توسط رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی تبیین میشود. همچنین شاخص GOF نشان داد که مدل کلی پژوهش از برازش مناسب و مطلوبی دارد.
بحث و نتیجه
دانشگاه بهعنوان یک سازمان ویژگیهای خاص خود را داشته و همانند سایر دانشگاهها در بعضی از موارد گرفتار فساد و کارهای غیراخلاقی شده است. مطالعات انجامشده نشان داده است که این پدیده جدید نبوده و در بسیاری از دانشگاهها مرسوم شده است؛ بنابراین، وجود سیستم نظارتی یا کارکنانی لازم و ضروری است که حساسیت بالایی به این رفتارها دارند و با هدف پیشگیری از آن رفتارها، به ردههای بالا انتقال میدهند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین مدل علّی سوتزنی سازمانی براساس رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با نقش میانجی هویت اخلاقی در بین کارکنان دانشگاه دولتی کاشان انجام شد. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است، رهبری اخلاقی، هوش اخلاقی و هویت اخلاقی بر سوتزنی سازمانی تأثیر مثبت و مستقیم دارند، رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی بر هویت اخلاقی تأثیر مثبت و معنادار دارد، همچنین هویت اخلاقی در رابطۀ بین رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با سوتزنی سازمانی نقش میانجی دارد.
باتوجهبه نتایج بهدستآمده از بخش بررسی شاخصهای برازش مدل تحقیق میتوان چنین نتیجه گرفت که مدل مفهومی سوتزنی سازمانی براساس رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با نقش میانجی هویت اخلاقی با مدل تجربی آن برازش خوبی دارد و فرضیۀ کلی تحقیق تأیید میشود. این نتیجه با نتایج پژوهشهای زرینی (1399)، کای و همکاران (2024) و خان و همکاران (2020) همسو است.
در تبیین رابطۀ بین رهبری اخلاقی و سوتزنی سازمانی میتوان گفت که که رهبران با نشاندادن رفتار مناسب سازمانی و بهنجار ازطریق فعالیتهای فردی، ارتباطات بینفردی و ترویج این قبیل رفتارها به زیردستان سازمانی ازطریق ایجاد ارتباطات دوطرفه باعث میشود تا کارکنان مناسبترین رابطه و رفتار را داشته باشند و در مواجهه با مسائل و رفتارهای مضر و کجرفتاریها در سازمان نمیتوانند خود را به بیراهه بزنند و صدای سازمان خود میشوند و آن را به مسئولان ردهبالای خود در جهت پیشگیری و حل مسائل افشا خواهند کرد. بر رابطۀ بین رهبری اخلاقی و سوتزنی سازمانی در پژوهشهای شاهعلیزاده و همکاران (1401)، کای و همکاران (2024) و راستررینی و مراواتی (2020) نیز تأکید شده است.
در تبیین رابطۀ بین هوش اخلاقی و سوتزنی سازمانی میتوان گفت که هوش اخلاقی بهعنوان ظرفیت و توانایی درک و فهم درست از نادرست و برخورداری از باورها، اعتقادات اخلاقی قوی و عمیق و بروز رفتاری شایسته تعریف شده و میتواند زمینه و بستر مناسبی برای رفتارهای اخلاقی در کارکنان باشد. درواقع کارکنان با هوش اخلاقی بالا تمایل بیشتری به رفتارهای اخلاقی چه در درون سازمان و چه در برون سازمان دارند. درواقع پایبندی افراد به رعایت اصول و ارزشهای اخلاقی اسلامی در محیط کار نوعی احساس تعهد در افراد به انجام کارهای درست و صحیح ازنظر اخلاقی ایجاد میکند و قدرت تشخیص درست از نادرست و سره از ناسره را در آنها به وجود می آورد. این قابلیت موجب میشود تا کارکنان با اتکا به این امر با تمام وجود، وظایف خود را انجام دهند و دربارۀ رفتارهای منفی بقیۀ همکاران احساس مسئولیت کنند؛ بنابراین، هوش اخلاقی در سازمان بهعنوان عنصری مهم در جلوگیری از رفتارهای منفی در سازمان است و تمایل کارکنان را به افشای مسئلهها و رفتارهای منفی در سازمان بیشتر میکند. مؤمنیفر و همکاران (1402)، شهابی دارابی و عمادیان (1401) و ژان و جیه[4] (2023) نیز به رابطۀ بین هوش اخلاقی و سوتزنی سازمانی اشاره کردهاند که همسو با این فرضیه است.
در تبیین رابطۀ بین هویت اخلاقی وسوتزنی سازمانی میتوان گفت که هویت اخلاقی و ادراک و فهم و هیجانات اخلاقی کارکنان باعث میشود تا کارکنان کجرویهای سازمانی را نادیده نگیرند و مراتب را به مسئولین ذیربط اطلاع و در جهت بهبود آن، پیشنهادات منطقی و اخلاقی را ارائه دهند. باتوجهبه اینکه هویت اخلاقی از فهم اخلاقی و هیجانات اخلاقی نشئت گرفته است و انسان را وادار به اندیشیدن دربارۀ خود و صفات ذاتی انسان مانند مهربانی، بخشش و عدالت میکند، باعث میشود تا کارمندان در محیط کاری خود کمتر خطایی را مرتکب شوند و اگر هم مرتکب شدند، کسانی هستند که باتوجهبه رشد بیشتر این صفات در آنها، به آنها یادآور شوند که مسیر اشتباه را طی میکنند یا در صورت لزوم به مقامهای مافوق اطلاع میدهند. نتیجۀ بهدستآمده همسو با نتایج پژوهشهای زرینی (1399)، هندایانی و همکاران (2024) و خان و همکاران (2020) است.
در تبیین رابطۀ بین رهبری اخلاقی و هویت اخلاقی میتوان گفت که رهبران اخلاقی با مشارکتدادن زیردستان خود در بحثهای اخلاقی و ترغیب آنها به صحبت دربارۀ مسائل اخلاقی، باعث تقویت هیجانات اخلاقی و رفتارهای و خلقیات اخلاقی در کارکنان خود میشوند. سازمانها برای انجامدادن امور سازمانی خود، علاوهبر معیارهای سازمانی و قانونی، به مجموعهای از رهنمودهای اخلاقی و ارزش نیاز دارند که این رهنمودها توسط رهبری اخلاقی به کارکنان داده میشود و باعث میشود که کارکنان با پیروی از رهنمودهای رهبر در امور محولۀ خود کمتر دچار آسیب شوند. این نتیجه همسو با نتایج پژوهشهای خان و همکاران (2020) است.
در تبیین رابطۀ بین هوش اخلاقی و هویت اخلاقی میتوان اینگونه بیان کرد که توانمندی کارکنان از درک صحیح از عمل ناشایست، دارابودن اعتقادات اخلاقی قوی و انجام وظایف درست و صحییح در سازمان باعث ایجاد تعهدی از طرف کارکنان در راستای حفاظت از همکاران و خدمترسانی به آنها میشود. کارمندان با تقویت هوش اخلاقی که همان قوۀ تشخیص درست از نادرست است، میتوانند انگیزۀ خود را در انجام کارهای درست در سازمان بیشتر کنند و درواقع این هویت اخلاقی اثر مستقیمی روی هوش اخلاقی دارد. این نتیجه با نتایج پژوهشهای شهابی دارابی و عمادیان (1401) همسو است.
همچنین نتایج نشان داد که هویت اخلاقی در رابطۀ بین رهبری اخلاقی و سوتزنی سازمانی نقش میانجی دارد. در تبیین نقش میانجی هویت اخلاقی میتوان گفت که نقش رهبران اخلاقی در شکلدهی هویت اخلاقی کارکنان و همچنین اهداف افشاگری آنها تأیید میشود و نیز هویت اخلاقی بهعنوان یک مکانیسم مداخلهگر بین رهبری اخلاقی و نیات افشاگری عمل میکند.. رهبری اخلاقی در محیط کاری باعث ایجاد و گسترش صفات و هویت اخلاقی کارکنان دانشگاه میشود و درنهایت منجر به ایجاد روحیۀ تعهد کاری کارکنان نسبتبه دانشگاه شده و سازمان را در مسیر درست و به دور از هرگونه تخلفات هدایت میکند.رهبری اخلاقی باتوجهبه صفات و ویژگیهای ذاتی که دارد باعث میشود تا کارمندان هم در این مسیر رشد کنند و خود را موظف کنند تا این صفات را در انجام کارها رعایت کنند و از گمراهی و انجام امور نادرست دور شوند.
درنهایت نتایج پژوهش نشان داد که هویت اخلاقی کارکنان در رابطۀ بین هوش اخلاقی با سوتزنی سازمانی نقش میانجی دارد. میتوان اینگونه بیان کرد که شایستگی و توانمندی کارکنان در شناسایی فعالیتهای درست و صحیح سازمانی به گسترش صفات اخلاقی کمک میکند که این امر باعث سدکردن مسیرها و فعالیتهای انحرافی درسازمان میشود. بالابردن شایستگی و توانمندی کارکنان در محیط کاری باعث میشود که آنها صفات اخلاقی را در خود بیشتر تقویت کنند و انگیزۀ خود را برای انجام کارهای درست در سازمان بیشتر کنند و دیگران را هم به این امر تشویق کنند تا از انجام کارهای نادرست دوری کنند.
لازم به ذکر است که جامعۀ تحقیق به کارکنان دانشگاه کاشان محدود شده است؛ بنابراین، نتایج را باید با احتیاط کافی به سایر کارکنان دانشگاههای موجود در شهر و سایر شهرهای دیگرتعمیم داد. باتوجهبه نتایج پژوهش به مدیران دانشگاه پیشنهاد میشود که دانشگاهها در انتخاب کارکنان خود بُعد اخلاقی آنها را نیز مد نظر قرار دهند و شرایط برای ارتقای این بُعد در کارکنان با برنامهریزی مناسب فراهم شود، مدیران دانشگاه با بازکردن کانالهای ارتباطی و امن و تشویق افراد سوتزن، به پیشگیری از رفتارهای غیراخلاقی در سازمان کمک کنند، حمایت قانونی لازم از افراد سوتزن را داشته و ترس آنها را از تلافی کارکنان فاسد کاهش دهند و درنهایت برای مدیرانی که سبک رهبری اخلاقی و رفتارهای اخلاقی را در دانشگاه ترویج می دهند، سیستم پاداش خاص و مناسبی در نظر گرفته شود.
مشارکت نویسندگان
نویسندگان این مقاله، در تمامی مراحل ایدهپردازی اولیه، طراحی، اجرای پژوهش و تحلیل دادهها مشارکت داشتند.
تضاد منافع
نویسندگان هیچگونه تضاد منافع احتمالی را در رابطه با تحقیق، تألیف و انتشار مقاله اعلام نکردهاند.
ملاحظات اخلاقی
اطلاعات جامع در رابطه با دلایل تحقیق، نتایج حفظ محرمانگی و نحوۀ انجام تحقیق به افراد داده شد و رضایت اگاهانه از شرکتکنندگان اخذ شد.
[1] Cai
[2] Rustiarini & Merawati
[3] Zhan & Jie
[4] Zhan & Jie