Comparative Analysis of Quality of Life and Life Satisfaction among Female Heads of Families: A Case Study of Job Creation Loan Recipients vs. Non-Recipients as Supported by the Imam Khomeini Relief Committee of Fardis County

Document Type : Research Paper

Authors

1 Associate professor of Sociology, Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran

2 M.A., Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran

Abstract

Introduction
This research aimed to compare the quality of life and life satisfaction of women as heads of families receiving Job Creation Loans with those supported by the Imam Khomeini Relief Committee in Fardis County. The study was framed within Anthony Giddens' structuration theory, employing an agent-oriented approach. Structuration encompasses fundamental concepts that pertain to the structure and dynamics of social life (Stones, 2008). According to Giddens, social functions are derived from individual capabilities that enable participation in social activities within established structures (Giddens, 1984). He argues that the central focus of social sciences, as per structuration theory, is not merely the experiences of individual actors or any form of social comprehensiveness, but rather the social functions organized in time and space (Ritzer, 2005, p. 601). This study incorporated various theories related to quality of life, including those by Zahn (1992), Hernandez et al. (2009), and the World Health Organization, as well as theories on life satisfaction from Diener et al. (1985), Kahneman et al. (1999), and Chase (2018). The World Health Organization defines quality of life as an individual's perception of their position in life shaped by the cultural and social values, within which they exist (2009, et al. and Rana, p. 14). Zahn's theory (1992) conceptualizes quality of life as a multidimensional construct that includes various indicators and components, such as life satisfaction, self-image, health, and economic and cultural factors. The perception of quality of life arises from the interaction between individuals and their environments. Furthermore, life satisfaction is linked to health-related behaviors (Chase, 2018) and is influenced by one's sense of purpose and the pursuit of a better life (Kahneman, 1999), encompassing dimensions of physical, mental, and social health.
 
 
Materials & Methods
The research employed a descriptive-survey method conducted in a causal-comparative manner.
A simple random sampling technique was utilized with a sample size estimated at 344 participants based on the Krejci-Morgan table. The sample was evenly divided into two groups of 172 individuals each: one group consisting of women receiving employment loans and the other comprising women who did not receive such loans. Notably, the study excluded single women, who had never married and were self-employed.
The World Health Organization Quality of Life Questionnaire (WHO QOL-BREF) and the Satisfaction with Life Scale (SWLS) were administered to assess the quality of life and life satisfaction, respectively. T-test statistics were employed to compare the two groups, while multivariate analysis of variance (MANOVA) was used to explore changes in quality of life and life satisfaction.
 
Discussion of Results & Conclusion
The average quality of life and its components among female heads of households, who received employment loans, were significantly higher than those of women, who did not receive such loans (46.55 versus 2.69), indicating a moderate level of quality of life. This confirmed the research hypothesis. A notable disparity was observed in the component of beliefs, where the average quality of life for women, who received loans, was considerably greater than that for those who did not (18.26 versus 2.86). Women who received loans enjoyed more favorable living conditions, along with heightened expectations and positive attitudes about their future, empowerment, and self-sufficiency. Additionally, the findings revealed that life satisfaction among women who borrowed was substantially higher compared to those who did not, with scores of 74.4 versus 2.70, respectively. The results of t-test on the independent groups indicated significant differences in both quality of life and life satisfaction between female heads of families receiving Job Creation Loans and those who did not. The MANOVA results further demonstrated that Job Creation Loans accounted for 19.6% of the variance in life satisfaction and 12.5% of the variance in women's quality of life.
In conclusion, promoting access to employment loans is a crucial factor in enhancing the quality of life and life satisfaction among female heads of households. Furthermore, these loans contribute to poverty reduction and foster both individual and social development.

Keywords

Main Subjects


مقدمه و بیان مسئله

بررسی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده دارای اهمیت است و توجه پژوهشگران و نهادهای حمایتی را به خود جلب کرده است. زنانی که به دلایلی سرپرستی خانواده را بر عهده دارند (خدابخشی کولایی، 1399) و خانواده‏های آن‎‌ها جایگاه خاصی در ادبیات خانواده، جنسیت، توسعه و برنامه‏ریزی اشغال کرده ‎‌است (Varley, 1996: 505). زن سرپرست خانواده به زنی گفته می‎‌شود که ممکن است به دلیل فوت یا اعتیاد شوهر یا ازکارافتادگی و بیماری شوهر یا ترک منزل و مهاجرت مرد برای کار به مکانی دیگر یا حتی طلاق، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته‏ است‎‌. همچنین دخترانی که هرگز ازدواج نکرده‌اند، ولی تأمین معاش خانواده با آن‎‌هاست نیز جزء زنان سرپرست خانواده محسوب می‎‌شوند  (Datta, 2000 Tatina-Boldaji et al., 2011;؛ خدابخشی کولایی، 1399؛ رضایی و محمودی، 1398) بررسی آمار گزارش های رسمی 1398در خصوص وضع فعالیت خانوارهای معمولی دارای سرپرست زن نشان می‎‌دهد که جمعیت فعال زن سرپرست خانوار طی سال‎‌های 90 تا 98 از 356هزار و 117نفر به 439هزار و 985 نفر رسیده که بیانگر افزایش 23.6درصدی است. از طرفی جمعیت شاغل زن سرپرست خانوار طی سال‌های مذکور از 339 هزار و 284 نفر به 417 هزار و 566 نفر رسیده که به معنای افزایش 23.1درصدی است. همچنین درسال 98 نرخ مشارکت اقتصادی برای زنان سرپرست خانوار 12.5درصد بوده است (حامدی، 1403). براساس آمار کمیتۀ امداد امام خمینی شهرستان پردیس در سال 1403 آمار زنان سرپرست خانوار در شهرستان فردیس 4063 نفر بوده است که از این تعداد970 نفر وام اشتغال‌زایی دریافت کرده‌اند و 65درصد وام‌گرفته‎‌ها، یعنی 630 نفر در حمایت و پوشش کمیته بوده‎‌اند.

نه‌تنها افزایش زنان سرپرست خانواده از اهمیت ویژه برخوردار است، بلکه ‎‌کیفیت زندگی و میزان رضایت آنها از زندگی نیز دارای اهمیت است. کیفیت زندگی متأثر از شرایط زندگی در جامعه و رفاه شخصی افراد است و ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، روانی، میزان خوداتکایی، ارتباطات اجتماعی و محیط‌زیست دارد (حریرچی و همکاران، 1388؛ رضایی و محمودی، 1398). «کیفیت زندگی ازنظر سازمان جهانی بهداشت، یعنی ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی ازنظر فرهنگ، ارزش‎‌ها، اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی‎‌هایشان است» (نجات و دیگران، 1385: 2). سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را به‌عنوان «برداشت افراد از موقعیت آنها در زندگی» تعریف می کند (مدیرفلاح راد و رضاخانی، 1402: 28).

پژوهش‎‌های تجربی نشان داده‎‌اند که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار متأثراز عوامل متعددی است؛ برای مثال نتایج پژوهش رزمجو و فیروزآبادی (1399) «بررسی رابطۀ بین عوامل اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار (مطالعۀ موردی: زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان بردسیر)» نشان داد که رابطۀ بین عوامل اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش بهزیستی مثبت است و مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی و اعتماد اجتماعی به‌عنوان مؤلفه‎‌های عوامل اجتماعی، بر توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار تأثیر گذاشته ‎‌است. نتایج پژوهش اصانلو و همکاران (1394) با عنوان «وضعیت کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار (مطالعۀ موردی زنان تحت پوشش شهرداری منطقۀ 12 تهران« نشان داد که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش شهرداری تهران، نسبتاً متوسط بوده است؛ بالاترین میانگین برای سلامت جسمانی شامل (تغذیه و خواب کافی، ورزش و استراحت کافی) و پایین‌ترین میانگین مربوط  به مؤلفۀ سلامت محیط داخلی و بیرونی این زنان بوده است. پژوهش کیم و کیم[1] (2020) نشان داد که زنان سرپرست خانوار در مقایسه با زنان دارای سرپرست از کیفیت زندگی پایین‎‌تری برخوردار هستند و در کشورهایی که سیاست‌های حمایتی خانواده وجود دارد، کیفیت زندگی سرپرست خانواده بالاتر است. کیفیت زندگی تداعی‌کنندۀ رضایت از زندگی افراد نیز است. زنان سرپرست خانواده علاوه‌بر وظیفۀ سرپرستی خانواده و کسب درآمد برای تأمین معاش، وظیفۀ مادری را عهده‎‌دار هستند. تعدد نقش‎‌ها، دغدغۀ مسائل اقتصادی و نگرانی از آینده بر مشکلات آنان می‎‌افزاید. انجام نقش‎‌های متعدد، نیازمند تطبیق شرایط کار با وضعیت خانوادگی و حمایت‎‌های شغلی و مادری است که موجب افزایش آسیب‎‌های چندگانۀ روانی، جسمانی و اجتماعی در زنان می‌شود و کیفیت زندگی آنها را متأثر می‎‌سازد (Hernández et al., 2019) و میزان رضایتمندی آن‎‌ها را از زندگی کاهش می‎‌دهد. رضایت از زندگی به معناداربودن زندگی و داشتن هدف در جهت کسب زندگی بهتر بستگی دارد (Kahneman, 1999 به نقل از سلیمانیان و فیروزآبادی، 1390: 58).

رضایت از زندگی سه بُعد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دارد. رضایت از زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد می‌شود (سلیمانیان و فیروزآبادی، 1390: 60-58). «وام اشتغال‎‌زایی» یکی از عوامل دلگرمی برای خوب زندگی‌کردن و داشتن احساس خوشبختی است (حسینی امین و همکاران، 1395: 36) که می‎‌تواند رضایت از زندگی را به ارمغان آورد. داشتن رضایت از زندگی با کسب تجربۀ لذت و خوشی و احساس نشاط و شـادمانی رابطۀ متقابل دارد(Diener et al., 1985).

تاکنون مطالعات فراوانی در ارتباط با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار انجام شده است، اما بداعت پژوهش کنونی از چهار حیث قابل‌بررسی است. همان‎‌طور که ملاحظه شد در پیشینه‎‌های تجربی قبلی بیشتر با رویکرد روان‎‌شناسی نشان دادند که سازوکار تأثیرگذاری اشتغال بر کیفیت زندگی یا رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده حاکی‌ازآن است که اشتغال و داشتن درآمد عامل بسیار مهمی در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده است. درواقع در پژوهش‎‌های قبلی اول اینکه به هر دو موضوع کیفیت زندگی و مؤلفه‎‌های آن (انتظارات، احساسات، اعتقادات) و همچنین رضایت از زندگی و مؤلفه‎‌های آن(رضایت جسمانی، روانی و اجتماعی) زنان سرپرست خانوار به‎‌طور تلفیقی پرداخته نشده است و پژوهشگران عوامل مؤثر بر یکی از این متغیرها را بررسی کرده‌اند‎‌ و درواقع مسئلۀ اصلی آنها یکی است؛ دوم اینکه بیشتر پژوهش‎‌ها با رویکرد روا‌ن‌شناسی انجام شده‌اند و کمتر با رویکرد جامعه‌شناسی موضوع بررسی شده است؛ سوم اینکه مقایسه‎‌ای بین کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست وام‌گرفته و وام‌نگرفته انجام نشده است. در پژوهش‎‌های قبلی تأکید بر خانوار شده است، اما در این پژوهش به خانواده توجه شده است. به این نکات چهارگانه در پژوهش کنونی توجه شده است تا این خلأ تحقیقاتی را پر کند و بیانگر بداعت آن است.

کمیتۀ امداد امام خمینی پردیس برای ارتقای سطح زندگی زنان سرپرست خانواده، شرایط دریافت وام اشتغال‌زایی را با وام کم‌بهره فراهم کرده ‎‌است و برخی از زنان سرپرست خانواده دارای روحیه ریسک‎‌پذیری بوده و از دریافت این وام‎‌ها استقبال کرده‎‌اند؛ اما عده‎‌ای از زنان سرپرست خانواده به دلیل ترس از عدم پرداخت بمه‌وقع وام، تمایلی به دریافت این وام نداشته و به همان کمک‌هزینه‎‌های کمیتۀ اکتفا کرده‌اند‎‌. باتوجه‌به آنچه گذشت و ازآنجایی‌که دریافت وام اشتغال‎‌ز‎‌ایی به‌عنوان محرک اصلی می‎‌تواند بر زندگی تأثیر بگذارد، مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر مقایسۀ کیفیت زندگی و میزان رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ زیر پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی(ره) دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با زنان سرپرست خانوادۀ زیر پوشش که وام اشتغال‌زایی دریافت نکرده‌ا‎‌ند، در شهرستان فردیس است. درواقع پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال‌ها است: آیا وام اشتغال‌زایی بر کیفیت از زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌گرفته تأثیرگذار است؟ چه تفاوتی در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان وام‌گرفته با زنان وام‌نگرفته وجود دارد؟

مبانی نظری پژوهش

رویکرد عاملیت‌گرا

شناخته‎‌ترین و رساترین کوششی که در زمینۀ تلفیق مسائل خرد و کلان انجام گرفته است، نظریۀ ساخت‎‌یابی آنتونی گیدنز است. نظریۀ ساخت‎‌یابی، مجموعه‎‌ای از مفاهیم بنیادین است که به ساخت و ترکیب زندگی اجتماعی نظر دارد (استونز، 1387: 423). نظریۀ ساخت‎‌‎‌یابی تصور و برداشتی از امکانات و استعدادهای بنیادی موجود در زندگی اجتماعی را به دست می‎‌دهد. تحلیل‎‌ها و بررسی‎‌هایی که به‌وسیلۀ نظریۀ ساخت‎‌یابی هدایت می‎‌شود، همیشه به محیط‎‌ها و زمینه‎‌های تاریخی برای مثال به دوره‎‌های مشخصی از فرهنگ‎‌های خاص، محدود می‎شود (استونز، 1387: 424). رویکرد عاملیت‌گرا به نوعی بر نظریۀ ساخت‎‌یابی گیدنز و ناظر بر تعامل بین عاملیت و ساختار است. گیدنز این نظریه را نخستین بار در دهۀ 1970 مطرح کرده است، اما به نظر می‎‌رسد که کامل‌ترین صورت آن را در کتاب ساخت جامعه با عنوان فرعی رئوس نظریۀ ساختاربندی به دست داده‎‌ است. او در این اثر تا آنجا پیش می‎‌رود که می‎‌گوید، هرگونه بررسی تحقیقی در زمینۀ علوم اجتماعی یا تاریخ، به قضیۀ ارتباط تنگاتنگ کنش با ساختار مربوط است. به‌هیچ‌وجه نمی‎‌توان گفت که ساختار، کنش را تعیین می‎‌کند یا برعکس. به اعتقاد گیدنز پهنۀ اساسی بررسی علوم اجتماعی، بنا بر نظریۀ ساختاربندی، نه تجربۀ کنشگر فردی است و نه وجود هرنوع جامعیت اجتماعی، بلکه آن عملکردهای اجتماعی است که در راستای زمان و مکان سامان می‎‌گیرند) ریتزر، 1391: 601). عملکردهای اجتماعی مبتنی‌بر قابلیت‎‌ها و توانمندی‎‌های شخصی برای انجام فعالیت‎‌های اجتماعی در قالب ساختارهای اجتماعی است.

براین‌اساس مبانی نظری پژوهش کنونی براساس رویکرد قابلیتی تنظیم شده است که زیرمجموعۀ رویکرد عاملیت‌گراست. این پژوهش بیشتر بر رویکرد عاملیت‎‌گرا به کیفیت زندگی تأکید دارد. قابلیت، به توانایی و استعداد شخص برای انجام فعالیت‎‌های مفید یا به دست آوردن موقعیت‎‌ها و شرایط مناسب رفاهی و دستیابی به کارکردها مربوط می‎‌شود. درواقع محور اصلی این رویکرد، مجموعۀ ‌قابلیتی است که به ترکیباتی از آنچه شخص توان انجام آن را دارد یا باید داشته باشد، بر‎‌می‎‌گردد. مجموعۀ قابلیت نشانگر آزادی فرد است در دستیابی به کارکردهای مد نظر و ترکیب کارکردهای جایگزین از میان آنچه فرد می‎‌تواند انتخاب کند (سن، 1381). انتخاب به معنای اگاهی عملی است. مفهوم آگاهی عملی در نظریۀ ساخت‌یابی بسیار بنیادی است.این همان خصوصیت عامل یا فاعل انسانی است. گیدنز می‌گوید: «من تمایز میان آگاهی عملی وگفتمانی را تمایزی خدشه‌ناپذیر نمی‎‌دانم و میان این دو هیچ مانعی وجود ندارد.» (کسل، 1392: 13). گیدنز تحلیلش را ازعملکردهای انسانی شروع می‌کند و تأکید دارد که باید این عملکردها را حالتی بازگشتی[2] در نظر آورد. به عبارتی این کنش‌ها ازطریق همان راه‌هایی که انسان‌ها خودشان را به‌عنوان کنشگر مطرح می‌سازند، دائماً بازتولید می‌شوند. عوامل انسانی ازطریق کنش‎‌های خود شرایطی را به وجود می‎‌آورند که این کنش‌ها را ممکن می‌سازند (Giddens, 1984: 2)  و کیفیت زندگی خود را رقم می‎‌زنند.

کیفیت زندگی

مفهوم کیفیت زندگی به‌عنوان رشته‌ای جداگانه از دهۀ 1960 میلادی وارد مباحث علمی در اروپای غربی و آمریکا شده است؛ زیرا در این دهه مشخص شد که رشد و توسعة اقتصادی لزوماً به بهبود زندگی مردم یک کشور منجر نمی‎‌شود (Starkauskiene, 2009: 156 & Pukeliene). سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی را به معنای درک فردی هر فرد از موقعیت خود در زندگی در بستری از فرهنگ‎‌ها و ارزش‌های اجتماعی تعریف می‎‌کند که فرد در آن زندگی می‎‌کند و دارای انتظارات است (Masud Rana et al., 2009: 14 ). در نظریۀ زان[3]‎‌(1992‎‌) میزان کیفیت زندگی مفهومی چندبُعدی است و شاخص‌ها و مؤلفه‌های مختلفی دارد که شامل رضایت از زندگی، تصور از خود، فاکتورهای بهداشتی، عملکردی، اقتصادی و فرهنگی است. درک از کیفیت زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط وی ایجاد می‌شود. بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی «کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خود در زندگی ازنظر فرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی می‌کنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت‌هایشان است. به اعتقاد این سازمان کیفیت زندگی افراد را باید باتوجه‌به این ابعاد ارزیابی کرد: 1- سلامت فیزیکی؛ 2- سلامت روانی؛ 3- روابط اجتماعی و 4- سلامت محیط (نجات و همکاران 1385: 9 و11؛ مدیرفلاح‎‌راد و رضاخانی، 1402). سرجی[4]‎‌معتقد است کیفیت زندگی برحسب سطح رضایت نیازها و براساس سلسله‌مراتب مردم مشخص و معین می‌شود. هرچه رضایت از برآورده‌شدن نیاز اکثریت مردم در یک جامعه بالاتر باشد، کیفیت زندگی آن جامعه بالاتر خواهد بود. لازمۀ کیفیت زندگی فردی در بُعد عینی تأمین نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی برای برآوردن خواسته‌های اجتماعی شهروندان و در بُعد ذهنی به داشتن استقلال عمل در افزایش رفاه ذهنی، رشد و شکوفایی‎‌، و مشارکت است. کیفیت زندگی در بُعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی در گروه‌ها و جوامعی که در آن زندگی می‌کنند، شامل انسجام مدنی، هم‌کوشی و یکپارچگی، روابط شبکه‌ای گسترده و پیوندهای موقتی در تمامی سطوح جامعه، هنجارها و ارزش‌هایی اعم از اعتماد، نوع‌دوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابری‌طلبی تأکید دارد (غفاری و امیدی، 1390: 9).

براساس رویکرد عاملیت‎‌گرا، برخی از زنان سرپرست خانواده برای تغییر کیفیت زندگی خود و همچنین برخورداری از رضایت از زندگی از قابلیت‎‌های خود استفاده می‌کنند تا شرایط زندگی را در راستای رفاه شخصی و خانوادگی تغییر دهند. به نظر هرناندز[5] و همکاران (2009) زنان سرپرست خانواده در مقایسه با زنان دارای همسر با استرس و فشار روحی بیشتری برای ادارۀ زندگی روبه‌رو می‎‌شوند. کار در منزل، مراقبت از فرزندان، نگرانی‎‌های مالی و عدم برخورداری از منابع حمایتی کافی، آن‎‌ها را با مشکلات عدیدۀ جسمانی، روانی، اجتماعی مواجه می‎‌سازد که درنهایت بر کیفیت زندگی خود و خانواده‎‌شان تأثیر ‎می‌گذارد. باوجود تأسیس نهادها و سازمان‎‌های مختلف در تحقق حقوق زنان سرپرست خانواده، این زنان از مسائل و مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فرهنگی در رنج هستند که به افت کیفیت زندگی آن‎‌ها شده منجر ‎‌است (Tatina-Boldaji et al., 2011). شرایط زندگی در جامعه و رفاه شخصی افراد بر کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد و ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، میزان خوداتکایی، ارتباطات اجتماعی و محیط‌زیست دارد (رضایی و محمودی، 1398؛ مدیرفلاح‎‌راد و رضاخانی، 1402). آنچه بدیهی است اینکه وجود رضایت نسبی در زمینة کیفیت زندگی سبب می‎‌شود محیطی برای زندگی اجتماعی خلق شود تا در آن امنیت بیشتری برقرار شود؛ به‌نحوی‌که انسان‌ها از آرامش برخوردار شوند و در روابط تعاملی خود با دیگران با کمترین اصطحکاک، تنش‎‌های خود را برطرف کنند (محمدی و همکاران، 1395).

رضایت از زندگی

رضایت از زندگی سه بُعد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دارد (مدیرفلاح‎‌راد و رضاخانی، 1402). بُعد جسمی: درک فرد از توانایی‌هایش در انجام فعالیت‌ها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد و شامل انرژی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت است. بُعد روانی- معنوی: شامل عصبانیت، شادی، افسردگی، ترس و آرامش، تصویر از خود، احساسات، باورهای اعتقادی مثل دعاکردن در اماکن مقدس و راز و نیاز با خداست. بُعد اجتماعی: شامل توانایی فرد در برقراری ارتباط با اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و سایر افراد اجتماع و نیز وضعیت شغلی اوست؛ بنابراین، «رضایت از زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد می‌شود» (سلیمانیان و فیروزآبادی،1390: 60-58). «وام اشتغال‎‌زایی یکی از عوامل دل‎‌گرمی برای خوب زندگی‌کردن و داشتن احساس خوشبختی است» (حسینی امین و همکاران، 1395: 36) که می‎‌تواند رضایت از زندگی را به ارمغان آورد. داشتن رضایت از زندگی با کسب تجربۀ لذت و خوشی و احساس نشاط و شـادمانی رابطۀ متقابل دارد Diener et al., 1985)). رضایت از زندگی، مؤلفۀ مهم بهزیستی مثبت است و رفتارهای مثبتی مانند تربیت بدنی، تغذیۀ سالم و پرهیز از دخانیات است. رضایت از زندگی، به معنای ارزیابی قضاوتی- شناختی از زندگی شخصی افراد است که از مقایسۀ شرایط زندگی با معیارهایی که برای خودشان تعیین کرده‌اند، مطابقت داشته باشد Diener, 2003)). تجربۀ رضایت از زندگی هدف برتر زندگی به شمار می‎‌رود و احساس غم و ناخوشایندی بیشتر مانعی بر سر راه انجام وظایف فرد به حساب می‌آید. هرچه شکاف میان آرزوهای فرد و وضعیت عینی او بیشتر شود، رضایت او کاهش می‌یابد (Koivumaa-Honkanen et al., 2001 به نقل از ناعمی، 1394: 36). رضایت از زندگی پدیده‌ای چندبُعدی است و با عوامل مختلفی مانند روابط بین‌فردی، نداشتن بیماری‌های جسمی و سلامت روانی ارتباط محکمی پیدا می‎‌کند (Mehmood & Shaukat, 2014 به نقل از ناعمی، 1394: 36). باتوجه‌به جایگاه زنان سرپرست خانواده به‌عنوان بخش درخور توجهی از جمعیت کشور و نقش سازندۀ آن‎‌ها در توسعۀ پایدار جامعه لازم است که مشکلات آنان بررسی شود؛ ازاین‌رو رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده برای حمایت و ایجاد نگرش مثبت به زندگی و فائق‌آمدن بر مشکلات بیش‌ازپیش ضرورت پیدا می‎‌کند و لازم است افراد توانمند، سازمان‎‌های حمایتی دولتی و غیر‎‌دولتی در جهت توانمنمدسازی آنها اقدام کنند تا کیفیت زندگی آنها و خانواده‌هایشان بهبود یابد (ناعمی، 1394: 36).

 یکی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده، وام اشتغال‌زایی است که شرایط زندگی را تغییر می‌دهد و می‎‌تواند بر کیفیت زندگی و رضایت آن‎‌ها از زندگی نیز تأثیرگذار باشد. رضایت از زندگی با رفتارهای مرتبط با سلامت ارتباط دارد (نورادی، 1400؛ 2018 Chase,) و به معناداربودن زندگی و داشتن هدف در جهت کسب زندگی بهتر بستگی دارد (Kahneman, 1999) و دارای ابعاد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است (مدیرفلاح‎‌راد و رضاخانی، 1402؛ ناعمی، 1394). بُعد جسمی: درک فرد از توانایی‌هایش در انجام فعالیت‌ها و وظایف روزانه است که نیاز به صرف انرژی دارد. بُعد روانی- معنوی: شامل حالات روحی-روانی و باورهای اعتقادی است. بُعد اجتماعی: شامل گسترش شبکۀ روابط اجتماعی و توانایی فرد در برقراری ارتباط با اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و سایر افراد اجتماع و نیز وضعیت شغلی اوست؛ بنابراین، رضایت از زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد می‌شود (سلیمانیان و فیروزآبادی،1390: 60-58). در پژوهش حاضر تأثیر وام اشتغال‌زایی بر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده در قالب رویکرد قابلیتی بررسی شده ‎‌است.

پیشینۀ پژوهش

نتایج پژوهش مدیرفلاح‎‌راد و رضاخانی (1402) با عنوان «پیش‎‌بینی کیفیت زندگی براساس راهبردهای مقابله‎‌ای و منبع کنترل در زنان سرپرست خانوار روستاهای هشتگرد» نشان داد که منبع کنترل به‌صورت منفی، ابعاد جسمانی و روانی کیفیت زندگی، راهبرد مسئله‎‌مدار به‌صورت مثبت و راهبرد اجتنابی به‌صورت منفی، بُعد سلامت جسمی کیفیت زندگی را پیش‌بینی می‎‌کنند؛ راهبرد مسئله‌مدار به‌صورت مثبت بُعد سلامت روانی کیفیت زندگی را پیش‌بینی می‎‌کند. همچنین راهبردهای مقابله‎‌ای و منبع کنترل می‌توانند 6/13 % واریانس سلامت جسمانی و 8/28 % واریانس سلامت روانی کیفیت زندگی گروه نمونه را پیش‌بینی کنند. پژوهش کیفی رضایی و محمودی (1398) با عنوان «بازسازی معنایی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در کردستان: یک مطالعۀ کیفی» نشان داد که کمک‎‌های مالی و حمایتی نهادهای رسمی حتی در سطوح پایین در کنار کمک‎‌های مردمی نقش مهمی در زندگی زنان سرپرست خانواده دارد، اما به‌ندرت سبب توانمندی آنها شده است؛ یعنی تنها بقای وضعیت کنونی آنان با ویژگی‏های مذکور را تضمین می‏کند و هدایت حمایت‏ها به‌ویژه به حوزۀ اشتغال آنان بسیار مؤثرتر است. نتایج پژوهش پیمایشی امرالهی مجدآبادی و همکاران (1396) با عنوان «کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در ایران: یک مطالعه مروری» حاکی‌از پایین‌بودن نمرۀ کلی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار است و ضرورت انجام اقدامات حمایتی برای آن‎‌ها را می‎‌طلبد. کیفیت زندگی این زنان با تحصیلات‎‌، شغل، مهارت فنی و حرفه‌ای، علت پذیرش سرپرستی و طول مدت سرپرستی رابطۀ معنادار دارد و با متغیرهای تعداد فرزندان، بُعد خانوار و وضعیت مسکن ازلحاظ آماری تفاوت معنادار نبود. نتایج پژوهش پیمایشی اصانلو و همکاران (1393) با عنوان «وضعیت کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار (مطالعه موردی زنان تحت پوشش شهرداری منطقه 12 تهران» نشان داد که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش شهرداری تهران، نسبتاً متوسط بوده است؛ بالاترین میانگین برای سلامت جسمانی شامل (تغذیه و خواب کافی، ورزش و استراحت کافی) و پایین‌ترین میانگین مربوط به مؤلفۀ سلامت محیط داخلی و بیرونی این زنان بوده است. کیفیت زندگی تداعی‌کنندۀ رضایت از زندگی افراد نیز است. زنان سرپرست خانواده علاوه‌بر وظیفۀ سرپرستی خانواده و کسب درآمد برای تأمین معاش، وظیفۀ خطیر مادری را عهده‎‌دار هستند. تعدد نقش‎‌ها، دغدغۀ مسائل اقتصادی و نگرانی از آینده بر مشکلات آنان می‎‌افزاید. انجام نقش‎‌های متعدد، نیازمند تطبیق شرایط کار با وضعیت خانوادگی و حمایت‎‌های شغلی و مادری است که موجب افزایش آسیب‎‌های چندگانۀ روانی، جسمانی و اجتماعی در زنان می‌شود و کیفیت زندگی آنها را متأثر می‎‌سازد (Hernández et al., 2019) و میزان رضایتمندی آن‎‌ها را از زندگی کاهش می‎‌دهد. نتایج پژوهش پیمایشی کاوند و همکاران (1390) با عنوان «نقش جنسیت در مشارکت اقتصادی و عوامل مؤثر بر اشتغال زنان در ایران» نشان داد که به‌طور متوسط زنان در مقایسه با مردان نقش عمده‌ای را در مدیریت مخارج خانوار به عهده دارند و اگرچه زنان سرپرست خانوار در حالت کلی در مقایسه با مردان سرپرست خانوار شانس کمتری برای شاغل‌بودن دارند، درصورتی‌که زنان سرپرست خانوار از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشند، شانس بیشتری برای شاغل‌شدن در مقایسه با مردان خواهند داشت و ازاین‌روی نقش بیشتری را در اقتصاد بازی خواهند کرد.

نتایج پژوهش تاتینا بلداجی و همکاران[6](2008) با عنوان «کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار: مقایسه‌ای بین زنان تحت پوشش سازمان بهزیستی و زنان دارای مشاغل خدماتی» نشان داد که زنان سرپرست خانوار ازنظر روانی و عاطفی دارای مشکل هستند و به دلیل سطح پایین کیفیت زندگی و رضایت از زندگی، تنش بیشتری را در مقایسه با مردان تجربه می‎‌کنند. پژوهش هرناندز و همکاران[7]( (2009 نشان داد که زنان سرپرست علائم جسمانی و روانی و افسردگی بیشتری تجربه می‌کنند که نشان‌دهندۀ کیفیت زندگی و رضایت از زندگی پایین آنان است. پژوهش کیم و کیم (2020) با عنوان «عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی مادران مجرد در مقایسه با مادران متأهل» در کره نشان داد که زنان بی‌سرپرست خانوار در مقایسه با زنان دارای سرپرست از کیفیت زندگی پایین‎‌تری برخوردارند و در کشورهایی که سیاست‌های حمایتی خانواده وجود دارد، کیفیت زندگی سرپرست خانواده بالاتر است. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که بی‌ثباتی محل سکونت (مسکن اجاره‌ای عمومی: β=-10.779، p < 0.001؛ مسکن اجاره‌ای: β=-0.324، p = 0.01) و مشکلات مرتبط با الکل (β=-0.522، p < 0.001) عوامل مستقلی بودند که بر کیفیت زندگی پایین‌تر تأثیر می‌گذارند. نتایج پژوهش توصیفی_تحلیلی صلحی و همکاران[8] (2016) با عنوان «رابطۀ بین کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار و برخی عوامل مرتبط در ایران» در میان 180 زن سرپرست خانوار از سازمان بهزیستی استان تهران نشان داد که کیفیت زندگی در زنان مطالعه‌شده متوسط بود. بالاترین میانگین نمرۀ (50.35) مربوط به جنبۀ فیزیکی و کمترین میانگین (37.82) مربوط به جنبۀ محیطی بود. نتیجۀ ‌نهایی نشان داد که کیفیت زندگی زنان مطالعه‌شده مطلوب نیست و لازم است مداخلات مناسبی برای بهبود کیفیت زندگی آنها طراحی شود. در کتاب کیفیت زندگی، سیاست و عمل فیلیپس[9] (2006) کیفیت زندگی را از دیدگاه‌های فردی و جمعی بررسی کرده است. کیفیت زندگی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که جهان امروز با آن مواجه است و در توسعۀ سیاست‌های اجتماعی نقش محوری دارد و معیارهای ارضای نیازهای اساسی و اجتماعی، استقلال برای لذت‌بردن از زندگی و ارتباط اجتماعی را ارزیابی می‌کند. نویسنده به استناد تجربیات علمی می‎‌نویسد که در نگاه اول، کیفیت زندگی یک مفهوم ساده و سرراست است. بیشتر ما ایدۀ نسبتاً روشنی از اینکه چه چیزهایی کیفیت زندگی فردی ما (و احتمالاً کیفیت زندگی دیگران را نیز) افزایش می‌دهد، داریم؛ برای مثال، حقوق بالاتر، تعطیلات طولانی‌تر، رضایت بیشتر از زندگی کاری، زمان برای دنبال‌کردن تفریحات لذت‌بخش و رضایت‌بخش، رضایت عاطفی در روابطمان و داشتن یک زندگی طولانی، سالم و شاد، همه در جامعۀ محلی امن، دلسوز و حمایتگر؛ اما این مؤلفه‎‌ها در زندگی همۀ ما یکسان وجود ندارد و معمولاً افراد طبقات پایین (ازجمله زنان سرپرست خانواده) از کیفیت پایین‎‌تری برخوردارند (Phillips, 2006: 2).

این نکته درخور توجه است که درآمد بر کفایت زنان تأثیر داشته و موجب بهبود نقش آنان شده ‎‌است و بیان‌کنندۀ آن است که نه خود اشتغال، بلکه مزایای اشتغال است که احساس کفایت فردی را بین زنان سرپرست افزایش می‏دهد. منبع درآمد زنان به‎‌عنوان یکی از مزایای اشتغال به افزایش سطح اعتمادبه‌نفس و ارتقای استقلال آن‎‌ها کمک می‌کند و احساس مفیدبودن و سودمندی فردی و اجتماعی را برایشان به دنبال دارد که خود موجب تقویت روابط اجتماعی آن‎‌ها می‎‌شود. بررسی ابعاد حمایتی و اقتصادی وضعیت زنان سرپرست خانوار این نتایج را داشته است که کمک‎‌های مالی و حمایتی نهادهای رسمی حتی در سطوح پایین در کنار کمک‎‌های مردمی نقش مهمی در زندگی زنان سرپرست خانواده دارد؛ اما به‌ندرت سبب توانمندی آنها شده‎‌ است و حاکی‌از پایین‌بودن نمرۀ کلی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده است که ضرورت انجام اقدامات حمایتی را برای آن‎‌ها می‎‌طلبد. درواقع زنان سرپرست خانواده وضعیت اقتصادی نابسامانی را تجربه می‌کنند که به‌نوبۀ خود روی کیفیت زندگی آنها به‌ویژه وضعیت سلامت فیزیکی تأثیر منفی می‎‌گذارد.

پیشینه‎‌های تجربی مذکور بیشتر با رویکرد روان‎‌شناختی و اقتصادی نشان دادند که حمایت‎‌های مالی و اقتصادی بر کیفیت و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیراندکی داشته ‎‌است. از مصادیق بارز حمایت‎‌های رسمی در راستای خودکفایی زنان سرپرست خانواده، وام اشتغال‌زایی براساس بخشنامۀ 318956/1 مورخ 19/02/1402 کمیتۀ امداد امام خمینی(ره) در راستای مهارت راه‎‌اندازی و ایجاد کسب‌وکار مستقل به زنان سرپرست خانواده است که در پژوهش کنونی بررسی شده است. همچنین برخی از زنان سرپرست خانواده به دلیل ترس از عدم موفقیت در بازپس‌دادن وام، تمایلی به دریافت این وام ندارند و زیر پوشش‌بودن را بر مهارت راه اندازی کسب‌وکار مستقل ترجیح می‎‌دهند. در این پژوهش کیفیت زندگی و رضایت از زندگی این دو گروه از زنان سرپرست خانواده مقایسه شده است.

از چالش‌های مهم این پژوهش نداشتن پیشینه است. پیشینه‌های مرتبط با زنان سرپرست خانواده اولاً به خانوار توجه داشتند نه خانواده؛ ثانیاً براساس رویکردهای روان‌شناسی میزان تاب‌آوری، احساسات و هیجانات و... را بررسی کرده‌اند یا براساس مبانی فقهی مطالعه شده‌اند. همچنین در حوزۀ تأثیر وام اشتغال‌زایی کمیتۀ امام خمینی بر اشتغال‌زایی زنان سرپرست خانواده پژوهشی انجام نشده است. اما در پژوهش کنونی بر رویکرد جامعه‌شناسی تأکید شده است و زنان سرپرست خانواده را مطالعه کرده است که زیر پوشش هستند. سایر پژوهش‌ها از روش‌های آماری رابطه‎‌ای و ضریب همبستگی استفاده کرده‎‌اند و فقط یک گروه را بررسی کرده‎‌ا‎‌‎‌ند. این پژوهش با استفاده از روش مقایسه‎‌ای، دو گروه از زنان را مقایسه کرده ‎‌است. از نوآوری‌های پژوهش کنونی پرکردن این خلأهای تحقیقاتی است که می‎‌تواند پیشینه‎‌ای برای سایر مطالعات بعدی باشد و پژوهشگران می‎‌توانند در آینده مقایسه‌ها را از ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، کارایی، کارآفرینی و... انجام دهند.

چارچوب نظری

چارچوب پژوهش مبتنی‌بر نظریۀ ساخت‎‌یابی آنتونی گیدنز در قالب رویکرد عامل‎‌گرا تنظیم شده ‎‌است. ساخت‌یابی، مجموعه‎‌ای از مفاهیم بنیادین است که به ساخت و ترکیب زندگی اجتماعی نظر دارد ‎‌(استونز، 1387). به اعتقاد گیدنز عملکردهای اجتماعی مبتنی‌بر قابلیت‎‌ها و توانمندی‎‌های شخصی برای انجام فعالیت‎‌های اجتماعی در قالب ساختارهای اجتماعی است (Giddens, 1984). به اعتقاد گیدنز پهنۀ اساسی بررسی علوم اجتماعی بنا بر نظریۀ ساختاربندی، نه تجربۀ کنشگر فردی است و نه وجود هر نوع جامعیت اجتماعی، بلکه آن عملکردهای اجتماعی است که در راستای زمان و مکان سامان می‎‌گیرند (ریتزر، 1374: 601).

ازنظریه‎‌هایی که به کیفیت زندگی پرداخته‎‌اند، مانند زان (1992)، هرناندز و همکاران (2009)، World Health Organization به نقل از نجات و دیگران (1385) و همچنین نظریه‌هایی که به رضایت از زندگی پرداخته‎‌اند، مانند دینر و همکاران (1985)، کانیمن (1999)، چاس[10](2018) نیز استفاده شده است. متغیر مستقل همان وام اشتغال‌زایی است که می‌تواند بر کیفیت از زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیرگذار باشد. در تعریف وام اشتغال‌زایی از بخشنامۀ 318956/1 مورخ 19/02/1402 کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) استفاده شد و نظریۀ خاصی ندارد. چارچوب پژوهش در جدول (1) خلاصه شده است.

جدول‌ 1- چارچوب نظری

Table 1- Theoretical framework

متغیر

نظریه‎‍پرداز

متغیر

مولفه

وابسته

Giddens (1984)

 Zhan (1992)

Hernández et al. (2009)  World Health Organization به نقل از نجات و دیگران (1385)‎‌

ساخت‌یابی:عاملیت – ساختار

کیفیت زندگی

انتظارات، احساسات، اعتقادات

Giddens (1984)

 (1985) Diener et al.  Kahneman (1999)

Chase (2018

عاملیت- ساختار

رضایت از زندگی

سلامت جسمانی، سلامت روانی

سلامت اجتماعی

مستقل

-

وام اشتغال‌زایی

(براساس بخشنامۀ 318956/1 مورخ 19/02/1402 کمیتۀ امداد امام خمینی (ره)

وام در راستای مهارت راه‎‌اندازی و ایجاد کسب‌وکار مستقل، میزان پول یا اعتبار پولی کم‌بهره برای راه‌اندازی کسب‌وکار آزاد به زنان سرپرست خانواده

 مدل نظری پژوهش

مدل پژوهش براین‌اساس ترسیم شده است:

وام اشتغال‌زایی به‌عنوان متغیر مستقل بر کیفیت زندگی و مؤلفه‎‌های آن و رضایت از زندگی و مؤلفه‎‌های آن تأثیرگذار است.

شکل 1- مدل پژوهش

Fig 1- Research model

 فرضیه‌های پژوهش

وام اشتغال‌زایی بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیرگذار است.

وام اشتغال‌زایی بر رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیرگذار است.

کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته متفاوت است.

رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته متفاوت است.

روش پژوهش

رویکرد پژوهش حاضر کمّی-کاربردی از نوع پیمایشی و روش آن علّی-مقایسه‎‌ای بود؛ زیرا زنان سرپرست خانواده استفاده‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانواده بدون سابقۀ استفاده از وام اشتغال‌زایی ازنظر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی مقایسه شدند. جامعۀ آماری3203 نفر زن سرپرست خانوادۀ زیر پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی بودند. و حجم نمونه با استفاده از فرمول کرجسی مورگان 344 نفر برآورد شد.‎‌ 344 نفر به دو نیمۀ مساوی‎‌172 تقسیم شدند؛ به این معنی که 172 نفر زن دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‎‌زایی و 172 نفر زنان زیر پوشش که وام اشتغال‌زایی دریافت نکرده‎‌اند، گزینش شدند. به دلیل قلمرو مکانی گستردۀ پژوهش و عدم دسترسی به تمامی زنان جامعۀ آماری با همکاری کمیتۀ امداد امام خمینی با استفاده از شیوۀ نمونه‌گیری تصادفی ساده نمونه‌ها مطالعه شدند. در این پژوهش زنان مجردی مطالعه شدند که هرگز ازدواج نکرده و خودسرپرست بودند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش‌نامۀ کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسش‌نامۀ کارنیل فریش و ویلانویوا[11] (1992) استفاده‎‌ شد که نجات و همکاران (1385) در ایران هنجاریابی کرده‌اند (Tatina Boldaji et al., 2011 Cited in). روایی این پرسش‌نامه قابل‌قبول است و ضریب آلفای آن برای سلامت جسمانی 70/0، سلا‎‌مت روانی‎‌ 73/0‎‌، روابط اجتماعی 55/0 و ارتباطات محیطی ‎‌84/0 محاسبه شده ‎‌است. همچنین از پرسش‌نامۀ رضایت از زندگی دینر و همکاران[12] (1985) استفاده شد که بر جنبۀ مثبت تجارب افراد تمرکز دارد. در هر سه پرسش‌نامۀ متناسب با جامعۀ آماری پژوهش یعنی زنان سرپرست خانواده، تغییراتی داده شد. نمرۀ هرگویه براساس طیف 5درجه‌ای لیکرت در دامنه‌ای از(‎‌1 تا 5) به ترتیب از خیلی‌کم تا خیلی زیاد سنجیده شد. برای سنجش روایی ابزار از اعتبار محتوای صوری و نظر اصلاحی استاد راهنما و متخصصین جامعه‌شناسی استفاده شد. دربارۀ اعتبار پرسش‌نامه از روش «ساچ لاوشه» استفاده شد. این روش میزان موافقت میان ارزیابان یا داوران را درخصوص مناسب یا اساسی‌بودن گویه‌ای خاص اندازه‎‌گیری می‎‌کند. این فرمول عبارت است از:

در این فرمول CVR نسبت محتوا، ne تعداد ارزیابانی که می‎‌گویند گویه سودمند است (8 نفر) و N تعداد کل ارزیابان (10) است. برای تعداد 15 نفر خبرگان، حداقل این ضریب 49/0 است. مقدار ضریب CVR برای تمامی متغیرها در این پژوهش 6/0 شد که بالاتر از عدد 49/0 (معادل 5/0) می‎‌باشد. پس می‎‌توان گفت سؤالات از اعتبار محتوایی لازم برخوردار است. پایایی ابزار پژوهش با روش آلفای کرونباخ با استفاده از نرم‎‌افزار spss محاسبه ‎‌شد. نتایج در جدول 2 خلاصه شده است.

همچنین با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در نرم‌افزار spss ، پایایی متغیرهای کیفیت از زندگی 774/0 و رضایت از زندگی 714/0درصد به‎‌ دست آمد. متغیرها، مؤلفه‎‌ها و معرف‌ها و نتایج سنجش پایایی آن‎‌ها در جدول 2 خلاصه شده است.

جدول 2- متغیرها، مؤلفه‌ها و گویه‎‌ها و پایایی آن‎‌ها (آلفای کرونباخ متغیرها)

Table 2- Variables, components and items and their reliability (Cronbach's alpha variables)

متغیر

مولفه

معرفها

تعداد سؤالات

ضریب آلفای کرونباخ

 

 

 

وابسته

کیفیت زندگی

انتظارات

انتظار: پیشرفت در زندگی شخصی، امید و دستیابی به زندگی سالم، برقراری ارتباط صمیمانه ‎‌با دیگران (فامیل، ‎‌دوستان ‎‌و...)، حمایت اجتماعی و مالی

 

7

901/0

احساسات

احساس: امنیت اجتماعی، رضایت از زندگی شخصی، لذت ارتباط با دیگران، احساس تعلق به دیگران (همسایگان، محل زندگی، مسکن، دوستان، شغل و...)

 

8

744/0

اعتقادات

اعتقاد به صله‌رحم در برقراری رابطه، توان انجام تکالیف دینی مثل انجام واجبات مثل نماز و روزه و پرداخت فطریه و صدقه، اعتقاد به توانمندی‎‌های خود، اعتقاد به «از تو حرکت از خدا برکت» اعتقاد به تلاش و کار و...

6

 

 

703/0

       کل سؤالات کیفیت زندگی

21

774/0

رضایت از زندگی   

سلامت جسمانی

رضایت از: مهارت انجام کار درآمدزا، انجام فعالیت روزمره، میزان خواب و استراحت، نداشتن درد و بیماری جسمی، داشتن تحرک و انرژی برای کار و فعالیت

5

800/0

سلامت روانی

 

4

752/0

سلامت اجتماعی

 

 

 

رضایت از: توان برقراری ارتباط با دیگران (فامیل، دوستان، همسایگان ...)، توان مشارکت اجتماعی ( شرکت در مناسبت‎‌ها مثل راهپیمایی‌های اجتماعی مثل 22بهمن، روز قدس، انتخابات و...)، مشارکت در جشن‎‌ها و اعیاد، توان پرداختن به فعالیت‌های مذهبی (رفتن به مسجد و دعا، زیارت، نماز جمعه و جماعات، پرداختن به کارهای روزمره، دید و بازدیدها و...

رضایت از: امکانات زندگی، درآمد، جایگاه اقتصادی- اجتماعی، محل زندگی، وضعیت مسکن و...

11

796/0

     کل سؤالات رضایت از زندگی

20

714/0

مستقل

وام اشتغال‎‌زایی

دریافت وجه نقد: پول کم‌بهره‎‌ای که ازطرف کمیتۀ امداد امام خمینی برای راه‌اندازی شغل آزاد در اختیار زنان سرپرست خانواده قرار می‎‌گیرد و تا زمان معین دو الی سه سال یا بیشتر، تا به سوددهی نرسیده از بخشودگی برگشت وام برخوردار هستند.

معرف‌های آن: یک سؤال باز پاسخ و 3 سؤال بسته پاسخ= 4 معرف

تاکنون وام اشتغال‌زایی دریافت کرده‎‌اید؟ اگر پاسخ مثبت است، میزان موافقت خود را با گویه‎‌های زیر علامت بگذارید.

کم‌بهره بودن وام خود اشتغال‌زایی در ایجاد علاقه به دریافت آن مؤثر است.

 کمیته به دریافت‌کنندۀ وام خوداشتغال‌زایی تا زمان سوددهی مهلت بازپرداخت می‎‌دهد و تمایل استفاده از آن را افزایش می‎‌دهد.

تأخیر در بازپرداخت وام خوداشتغال‌زایی، به وام‌گیرنده اطمینان خاطر بیشتری می‌دهد تا برای موفقیت در کارش دغدغۀ زیادی نداشته باشد.

 

83/0

 

کل سؤالات

46

761/0

             

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

یافته‎‌های پژوهش

یافته‎‌های توصیفی

یافته‎‌های توصیفی متغیرهای جمعیتی در جدول3 گزارش شده است.

ویژگی‎‌های جمعیت‎‌شناختی جامعۀ بررسی‌شده به این شرح است که بیشترین سن زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام و سایرزنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته بین 35 تا 45 سال گزارش شده است. بیشترین میزان درآمد زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام، علاوه‌بر مستمری کمیتۀ امداد امام خمینی، بین یک تا سه میلیون تومان در ماه بوده است و سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته، فاقد درآمد در ماه بوده‎‌اند و فقط مستمری کمیته را دریافت می‎‌کردند. بیشترین سطح تحصیلات زنان دریافت‌کنندۀ وام دیپلم و فوق دیپلم (6/50درصد) گزارش شده و بیشترین سطح تحصیلات سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته نیز دیپلم و فوق دیپلم (44درصد) گزارش شده است. ازنظر بدسرپرست و بدون سرپرست بودن، هردو گروه شرایط تقریباً مشابهی داشتند.

جدول 3- توزیع فراوانی پاسخ‌گویان (172 نفر)

Table 3- Frequency distribution of respondents (172 people)

 

وام‌گرفته

 وام‌نگرفته

میزان درآمد (تومان)

وام‌گرفته

 

وام‌نگرفته

سن

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تا 35 سال

35

3/20

44

6/25

فاقد درآمد

0

0

88

2/51

بین 36 تا 40 سال

42

4/24

47

3/27

کمتر از 1 میلیون

29

9/16

45

2/26

بین 41 تا 45 سال

45

2/26

30

4/17

بین 1 تا 3 میلیون

65

8/37

26

1/15

بین 46 تا 50 سال

23

4/13

23

4/13

بین 3و 100 تا 5 میلیون

41

8/23

11

4/6

بین 51 تا 55 سال

15

7/8

19

11

بین 5 و100 تا 8 میلیون

25

5/14

2

2/1

بالاتر از 55 سال

12

7

9

2/5

بالاتر از 8 میلیون

12

7

0

0

سطح تحصیلات

وضعیت سرپرست

بی‌سواد

23

4/13

15

7/8

بدون سرپرست

108

8/62

103

9/59

ابتدایی

14

1/8

17

9/9

بدسرپرست

64

2/37

69

1/40

راهنمایی

51

7/29

63

6/36

جمع

 172

100

 172

100

دیپلم و فوق دیپلم

77

6/50

65

44

لیسانس و بالاتر

7

1/‌ 4

2

2/1

جمع

172

100

172

100

 

یافته‌های توصیفی متغیرهای پژوهش

نکته: برای جاشدن اعداد داخل جدول، برخی از اعداد گرد شده‌اند تا نظم جدول حفظ شود. همچنین برای تعیین حد میزان متغیرها و مؤلفه‌ها به این طریق عمل شد. چنانچه میانگین به‌دست‌آمده زیر 40 باشد، در حد پایین، اگر بین 40 تا 70 باشد، در حد متوسط و اگر بیش از 70 باشد، در حد زیاد ارزیابی شد.

عملیات آماری جدول با نرم‌افزار spssنسخۀ 23 انجام شده است. براساس یافته‎‌های جدول4، میانگین رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌گرفته در برابر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته در مؤلفه‎‌های جسمانی (99/7 در برابر 76/2)، روانی_معنوی (65/21 در برابر 81/2) و اجتماعی (45/31 در برابر 58/2) بسیار بیشتر و درخور توجه بوده ‎‌است؛ بنابراین، میانگین رضایت از زندگی زنانی که وام اشتغال‌زایی دریافت کرده‎‌اند (34/13) و کسب‌وکار راه انداخته‎‌اند، از میانگین رضایت از زندگی زنانی که وام نگرفته‎‌اند (70/2) بسیار بیشتر است؛ یعنی رضایت از زندگی زنانی که وام دریافت کرده و کسب‌وکار راه انداخته‎‌اند، در حد بالا و رضایت از زندگی زنانی که وام نگرفته‌اند، در حد پایین ارزیابی می‎‌شود.

همچنین براساس یافته‎‌های جدول4 میانگین کیفیت زندگی و مؤلفه‎‌های آن در گروه زنان سرپرست خانواده که وام اشتغال‌زایی گرفته‎‌اند، بیشتر از زنانی است که وام اشتغال‌زایی نگرفته‌اند (55/46 در برابر 69/2) و در حد متوسط ارزیابی می‌شود. همچنین میانگین مؤلفه‎‌های کیفیت زندگی در گروه زنانی که وام اشتغال‌زایی گرفته‎‌اند، بیش از زنانی است که وام نگرفته‌اند. انتظارات (17/16در برابر 73/2) و احساسات (27/13 در برابر 69/2) زنانی که وام گرفته‎‌اند، بیش از زنانی است که وام نگرفته‎‌اند؛ اما در مؤلفۀ اعتقادات تفاوت بسیار زیادی بین کیفیت زندگی زنان وام‌گرفته با زنان وام‌نگرفته وجود دارد (26/18در برابر 86/2).

همچنین انحراف معیار رضایت از زندگی (32/3 در برابر 63/0) و کیفیت زندگی (79/5 در برابر 69/0) زنان وام‌گرفته بیشتر از زنانی است که این وام را نگرفته‌اند. این تفاوت در انحراف معیار کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی به میزان ریسک‌پذیری متفاوت آنها بستگی دارد.؛ زیرا برخی از زنان ریسک‌پذیری بالا و برخی ریسک‌پذیری کمتری دارند و دریافت وام هم براساس میزان ریسک‌پذیری آنها بوده است.

جدول 4- آمار توصیفی متغیر‎‌ها و مؤلفه‎‌های آنها به تفکیک گروه مطالعاتی (344 نفر)

Table 4- Descriptive statistics of variables and their components by study group (344 people)

متغیر

میانگین

انحراف معیار

کمینه

بیشینه

کجی

کشیدگی

گویه

وام گرفته

وام نگرفته

وام گرفته

وام نگرفته

وام گرفته

وام نگرفته

وام گرفته

وام نگرفته

وام گرفته

وام نگرفته

وام گرفته

وام نگرفته

 

رضایت جسمانی

99/7

 

76/2

 

32/ 2

12/1

3

1

15

5

131/0

131/0

262/0

262/0

5

رضایت

روانی- معنوی

65/21

81/2

14/4

85/0

11

1

32

5

131/0

131/0

262/0

262/0

4

 رضایت اجتماعی

45/31

 

58/2

 

32/5

66/0

18

1

45

5

131/0

131/0

262/0

262/0

11

رضایت از زندگی

34/13

70/2

 

32/3

63/0

5

1

24

4

131/0

131/0

262/0

262/0

20

تعداد

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

-

کیفیت زندگی

وام‌گرفته

وام‌نگرفته

وام‌گرفته

وام‌نگرفته

وام‌گرفته

وام‌نگرفته

وام‌گرفته

وام‌نگرفته

وام‌گرفته

وام‌نگرفته

وام‌گرفته

وام‌نگرفته

 

انتظارات

17/16

73/2

09/3

80/0

9

1

25

5

59/0

131/0

16/0-

057/0-

7

احساسات

27/13

69/2

7۱/2

8۳/0

5

1

21

5

174/0

131/0

03/0-

279/0

8

اعتقادات

26/18

86/2

16 /3

74/0

10

1

27

5

06/0

131/0

02/0

316/0

6

کیفیت

 زندگی

55/46

 

69/2

 

79/5

69/0

30

1

64

4

04/0

131/0

06/0

184/0-

21

تعداد

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

۱۷۲

 

وام اشتغال‌زایی

50/1

 

501/0

 

1

 

2

 

000/0

 

012/2-

 

3

تعداد

172

                               

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

 

Descriptive Statistics

 

N

Minimum

Maximum

Mean

Std. Deviation

Variance

Skewness

Kurtosis

 

Statistic

Statistic

Statistic

Statistic

Statistic

Statistic

Statistic

Std. Error

Statistic

Std. Error

 

گروه

344

1

2

1.50

.501

.251

.000

.131

-2.012

.262

 

Valid N (listwise)

344

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یافته‎‌های آزمون فرضیه‎‌ها

قبل از استفاده از آمارۀ تی‎‌تست دو گروه مستقل برای مقایسۀ دو گروه، برای سنجش برابری واریانس‎‌ها و توزیع نرمال متغیرها، میزان شاخص چولگی و کشیدگی نمرات متغیرها براساس دیدگاه کالین ‎‌(به نقل از غفاری و همکاران، 1402) بررسی ‎‌شد. (جدول5)

جدول 5 نشان می‎‌دهد که قدرمطلق ضریب چولگی کمتر از 3 و ضریب کشیدگی کمتر از10‎‌ و خطای معیار بزرگتر از 05/ به دست آمد (غفاری و همکاران، 1402)؛ بنابراین، توزیع نمرات متغیرها به هنجار است و می‎‌توان از آمارۀ پارامتری تی‎‌تست استفاده کرد‎‌.

جدول5- سنجش وضعیت به هنجاربودن متغیرهای پژوهش

Table 5- Measuring the status of normality of research variables

متغیر

شاخص چولگی‎‌26

 

خطای معیار 27

شاخص کشیدگی28

خطای معیار

کیفیت زندگی

055/0-

131/0

340/0

262/0

کیفیت زندگی (انتظارات)

0253/0

131/0

182/0-

262/0

کیفیت زندگی (احساسات)

447/0

131/0

018/0

262/0

کیفیت زندگی (اعتقادات و...)

055/0-

131/0

010/1

262/0

رضایت از زندگی

173/0-

131/0

240/0-

262/0

رضایت از زندگی جسمانی

213/0

131/0

370/0-

262/0

رضایت از زندگی روانی و معنوی

009/0-

131/0

415/0-

262/0

رضایت از زندگی اجتماعی

002/0-

131/0

391/0-

262/0

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

فرضیه‌های اصلی پژوهش

بین کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته تفاوت معنادار وجود دارد. ≠H1           H0

بین رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته تفاوت معنادار وجود دارد. ≠H1  H0

برای آزمون فرضیه‎‌ها از آزمون t گروه‌های مستقل استفاده شد. یافته‎‌ها در جدول 6 خلاصه شده‎‌ است.

براساس یافته‎‌های جدول (6)، مقدار t متغیر کیفیت زندگی (۹۳۷/۶) در سطح اطمینان بیشتر از حد انتظار (۹۹‌%) به دست آمد ‎‌(000/0=Sig) و فرض تحقیق تأیید و فرض صفر رد شد؛ یعنی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌گرفته، تفاوت معناداری با کیفیت زندگی زنان وام‌نگرفته دارد.‎‌ کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی مطلوب‌تر از زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته است.

مقدار t در آزمون رضایت از زندگی (1۷۳/۸) و در سطح اطمینان بیشتر از ۹۹‌% به‎‌ دست آمد و فرض تحقیق تأیید و فرض صفر رد شد؛ یعنی تفاوت معناداری بین رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌گرفته و وام‌نگرفته وجود دارد.

جدول 6- نتایج آزمون t گروه‌های مستقل

Table 6- Results of independent groups t-test

متغیر

گروه

تعداد

تست لوین برابری واریانس‌ها 29

t

d.f

Sig

F

Sig

d.f

کیفیت زندگی

وام‌گرفته

172

۸۲۵/۰

۳۶۴/0

342

 ۹۳۷/۶

342

000/0

وام‌نگرفته

172

رضایت از زندگی

وام‌گرفته

172

515/80

000/0

342

341

۱۷۳/8

342

000/0

وام‌نگرفته

172

منبع(مستخرج از پایان نامه)

 فرضیه‎‌های فرعی پژوهش (مؤلفه‎‌های کیفیت زندگی)

- انتظارات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته دارای تفاوت معنادار است.

- احساسات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته دارای تفاوت معنادار است.

- اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته دارای تفاوت معنادار است.

یافته‎‌های تست لوین نشان می‎‌دهد که متغیرهای سه بُعد کیفیت از زندگی، ویژگی برابری واریانس‎‌ها را دارد و برای ورود به آزمون مناسب هستند؛ زیرا سطح معناداری بیش از 05/0 به ‎‌دست آمد (05/< 147 = Sig).

براساس یافته‎‌های جدول (7) مقدار t به‌دست‌آمده فقط در یکی از ابعاد کیفیت زندگی یعنی «اعتقادات» (545/0) در سطح اطمینانی بیشتر از حد انتظار (95‌%) به دست آمده ‎‌است ‎‌(586/0=Sig) و تفاوت معناداری را در این متغیر در بین زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی و سایر زنان نشان نمی‎‌دهد؛ اما در دو متغیر دیگر یعنی انتظارات و احساسات مقادیر t به‌دست‌آمده (05/6 و 1/7) در سطح اطمینانی کمتر از حد انتظار (95‌%) به دست آمده ‌است (05/0>000/0Sig= ) و تفاوت معناداری را در این متغیرها در بین زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی و سایر زنان نشان می‎‌دهد؛ بنابراین، در بُعد اعتقادات کیفیت زندگی فرض صفر تأیید و فرض تحقیق رد شد؛ اما در دو بُعد انتظارات و احساسات کیفیت زندگی فرض تحقیق تأیید شد؛ براین‌اساس:

انتظارات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از انتظارات زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته است.

                                ( 000/0= Sig و 05/6= t)

احساسات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از احساسات زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته است.

                                  ( 00/0 = Sig و 1/7= t)

اما اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته نیست.

                           ( 545/0= Sig و 586/0= t)

 جدول 7- نتایج آزمون t گروه‌های مستقل برای بررسی تفاوت گروه‌ها در مؤلفه‎‌های متغیر کیفیت زندگی (تعداد= 344)

Table 7- Results of independent groups t-test to examine group differences in quality of life variable components (number = 344)

متغیر

گروه

تعداد

تستلوین برابری واریانسها

آماره t

d.f

Sig

F

Sig

d.f

انتظارات

وام گرفته

172

11/2

147

342

05/6

342

000/0

وام نگرفته

172

احساسات

وام گرفته

172

073/0

787/0

342

1/7

342

000/0

وام نگرفته

172

اعتقادات

وام گرفته

172

278/0

۵99/0

342

545/0

342

586/0

وام نگرفته

172

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

 فرضیه‌های فرعی پژوهش (مؤلفه‎‌های رضابت از زندگی)

  1. سلامت جسمانی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته متفاوت است.
  2. سلامت روانی-معنوی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته متفاوت است.
  3. سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته متفاوت است.

برای آزمون این فرضیه‌ها نیز از آزمون t گروه‌های مستقل استفاده شد. یافته‎‌ها در جدول 8 گزارش شده است.

براساس یافته‎‌های جدول (8)، تست لوین در تمامی ابعاد رضایت از زندگی برابری واریانس‎‌ها را نشان می‎‌دهد؛ به این معنا که متغیرها برای ورود به تحلیل و استفاده از آمارۀ پارامتری مناسب هستند. مقادیر t به‌دست‌آمده در تمامی ابعاد رضایت از زندگی یعنی «سلامت جسمانی» (88/4)، «سلامت روانی» (25/7)، «سلامت ‎‌اجتماعی» (20/6)، در سطح اطمینان بیشتر از حد انتظار ‎‌(%95‌) به دست آمده‌ است. سطح معناداری‎‌ (Sig) تفاوت در این متغیرها در بین زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام خوداشتغال‌زایی و سایر زنان را نشان می‎‌دهد؛ بنابراین، در تمامی مؤلفه‎‌های رضایت از زندگی فرض صفر رد و فرض تحقیق با اطمینان 95درصد تأیید ‌شد؛ براین‌اساس می‌توان تبیین کرد که:

سلامت جسمانی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از سلامت جسمانی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته است.   ( 05/0 > 000/0=Sig و 88/4 t=)

سلامت روانی-معنوی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از سلامت روانی-معنوی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته است.
( 05/0 > 000/0=Sig و 25/7 t=)

سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته است.   ( 05/0 > 000/0=Sig و 20/6 t=)

جدول 8- نتایج آزمون t گروه‌های مستقل برای بررسی تفاوت گروه‎‌ها در مؤلفه‎‌های متغیر رضایت از زندگی (تعداد=342)

Table 8- Results of independent groups t-test to examine group differencesin the variable components of life satisfaction (number = 342)

متغیر

گروه

تعداد

تست لون برابری واریانس ها

آماره t

d.f

Sig

F

Sig

d.f

سلامت جسمی

وام گرفته

172

48/1

225/0

340

88/4

342

000/0

وام نگرفته

172

سلامت روانی- معنوی

وام گرفته

172

66/1

99/1

342

25/7

342

000/0

وام نگرفته

172

سلامت اجتماعی

وام گرفته

172

29/1

256/0

342

20/6

342

000/0

وام نگرفته

172

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

 تحلیل مانوا یک‌طرفه

در پژوهش کنونی به دلیل مقایسۀ دو گروه به‌لحاظ تأثیرگذاری یک متغیر مستقل (وام اشتغال‌زایی) بر دو متغیر وابسته شامل رضایت از زندگی و کیفیت زندگی، از تحلیل مانوا یک‌طرفه استفاد شد تا میزان تأثیرگذاری وام اشتغال‌زایی بر متغیرهای وابسته سنجیده شود. قبل از اجرای مانوا پیش‌شرط همبستگی متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون سنجیده شد. (جدول 9)

براساس یافته‎‌های جدول 9 بین دو متغیر رضایت از زندگی و کیفیت زندگی در سطح اطمینان 99درصد و خطای کمتر از 05/0 همبستگی مستقیم و مثبت وجود دارد؛ بنابراین، می‌توان از مانوای یک‌طرفه برای تحلیل استفاده کرد (جدول 10).

جدول 9- نتایج ضریب همبستگی متغیرهای وابستۀ پژوهش (Correlations)

Table 9- Results of the correlation coefficient of the dependent variables of the research (Correlations)

رضایت از زندگی

 

رضایت از زندگی

کیفیت زندگی

ضریب همبستگی پیرسون

1

378

سطح معناداری

 

000/0

تعداد

344

344

کیفیت زندگی

ضریب همبستگی پیرسون

378

1

 

سطح معناداری

000/0

 

 

تعداد

344

344

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

 

 

براساس داده‎‌های اتای جدول مانوا، وام اشتغال‌زایی 5/12درصد از کیفیت زندگی و 6/19درصد از تغییرات رضایت از زندگی زنان دریافت کنندۀ وام اشتغال‌زایی را تبیین می‌کند.

جدول 10- نتایج مانوا متغیرهای اصلی پژوهش

Table 10- Results of MANOVA of the main research variables

متغیر

گروه

F

Sig

n

Partial Eta Squared

کیفیت زندگی

وام‌گرفته

03/49

000/0

172

125/0

وام‌نگرفته

172

رضایت از زندگی

وام‌گرفته

83/57

000/0

172

 196/0

وام‌نگرفته

172

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

 براساس جدول 11، وام اشتغال‌زایی تغییرات مؤلفه‎‌های متغیرهای کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی را در 99درصد اطمینان تبیین می‎‌کند. کمترین میزان تأثیرمربوط به اتای مؤلفۀ اعتقادات (001/0) در کیفیت زندگی و بیشترین تأثیر مربوط به اتای روانی-معنوی (133/0) در رضایت از زندگی است.

جدول 11- نتایج مانوا مؤلفه‎‌های متغیرهای پژوهش

Table 11- Results of MANOVA of research variables components

متغیر

مولفه‎‌ها

گروه

F

Sig

n

Partial Eta Squared

کیفیت زندگی

انتظارات

وام‌گرفته

63/36

 

000/0

172

097/0

وام‌نگرفته

احساسات

وام‌گرفته

99/49

000/0

172

128/0

وام‌نگرفته

اعتقادات

وام‌گرفته

297/0

586/0

172

001/0

 

وام‌نگرفته

رضایت از زندگی

رضایت جسمانی

وام‌گرفته

83/23

000/0

172

065/۰

وام‌نگرفته

رضایت روانی-معنوی

وام‌گرفته

54/52

000/0

172

133/۰

وام‌نگرفته

رضایت اجتماعی

وام‌گرفته

37/38

000/0

172

101/۰

وام‌نگرفته

منبع (مستخرج از پایان‌نامه)

بحث و نتیجه

میانگین کیفیت زندگی و مؤلفه‎‌های آن در گروه زنان سرپرست خانواده که وام اشتغال‌زایی گرفته‎‌اند، بیشتر از زنانی است که وام اشتغال‌زایی نگرفته‌اند (55/46 در برابر 69/2) و در حد متوسط ارزیابی شد و فرض تحقیق تأیید ‌شد. در مؤلفۀ اعتقادات، تفاوت بسیار زیادی بین میانگین کیفیت زندگی زنان وام‌گرفته با زنان وام‌نگرفته وجود دارد (26/18در برابر 86/2). دربارۀ مؤلفه‌های کیفیت زندگی، وضعیت زندگی زنان گیرندۀ وام مطلوب‌تر و شرایط مساعدتری دارند. زنانی که وام گرفته‎‌ بودند، انتظارات بیشتر و احساسات مثبت‎‌تری به آینده و توانمندی و خودکفایی خودشان دارند.

همچنین نتایج آمار توصیفی نشان داد که رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌گرفته بسیار بیشتر از رضایت از زندگی زنان وام‌نگرفته بود و در حد بالا ارزیابی شد؛ اما رضایت از زندگی زنانی که وام نگرفته‌اند، در حد پایین ارزیابی شد (4/74 در برابر 70/2).

درمجموع تفاوت در انحراف معیار کیفیت زندگی (79/5 در برابر 692/0) و رضایت از زندگی (47/10 در برابر 63/ ) زنان دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی به میزان ریسک‌پذیری متفاوت آنها بستگی دارد.؛ زیرا برخی از زنان ریسک‌پذیری بالا و برخی ریسک‌پذیری کمتری دارند و دریافت وام هم براساس میزان ریسک‌پذیری آنها بوده است.

 نتایج آزمون t- test نشان داد که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وام‌گرفته متفاوت از کیفیت زندگی زنان وام‌نگرفته است و فرض پژوهش در سطح 9۹درصد اطمینان تأیید شد.

این یافته همسو با نتایج پژوهش‎‌های مدیرفلاح‌راد و رضاخانی (1402)، محمود و شایوکات (2014)، کویوما-هانکانن و همکاران (2001)، رضایی و محمودی (1398)، امرالهی مجدآبادی و همکاران (1398)، زان (1992‎‌)، هرناندزو همکاران (2009)، تاتینا بلداجی و همکاران (2011) و World Health Organization به نقل از نجات و دیگران، (1385)، غفاری و امیدی (1390) و همچنین رویکرد قابلیتی در نظریۀ ساخت‎‌یابی گیدنز (1984)، کسل )1392)، ریماز[13]و همکاران (2014) و سن (2001) بود. شرایط زندگی در جامعه و رفاه شخصی افراد تعیین‌کنندۀ کیفیت زندگی است (Solhi et al., 2016; Phillips, 2006). وام اشتغال‌زایی به‌عنوان حمایت اجتماعی-اقتصادی از زنان سرپرست خانواده، براساس نظریۀ ساخت‎‌یابی گیدنز (1984) در شکوفایی آگاهی عملی زنان و خانواده‎‌هایشان در عرصه‎‌های اجتماعی- اقتصادی نقش محوری دارد (بخش عاملیت و تأکید بر عملکردها) و در بُعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی در گروه‌ها و جوامعی که در آن زندگی می‌کنند (ساختار)، شامل هم‌کوشی و یکپارچگی، روابط شبکه‌ای گسترده و اعتماد، نوع‌دوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابری‌طلبی تأکید دارد.

همچنین نتایج آزمون t گروه‌های مستقل بین مؤلفه‎‌های کیفیت زندگی نشان داد که بین زنان سرپرست دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‎‌زایی با سایر زنان سرپرست خانواده در مؤلفۀ احساسات و انتظارات تفاوت معنی‎‌داری وجود دارد؛ اما اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی متفاوت از اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ وام‌نگرفته نیست ( 545/0= Sig و 586/0= t) و فرض پژوهش در ابعاد احساسات و انتظارات کیفیت زندگی تأیید شد؛ اما در بُعد اعتقادات رد شد.. این نتایج با نتایج پژوهش‎‌های رزمجو و همکاران (1399)، تاتینا بلداجی و همکاران (2011) و World Health Organization به نقل از نجات و دیگران (1385) و نظریۀ زان 1992)) هماهنگ و همسوست؛ زیرا دریافت وام اشتغال‎‌زایی عامل اساسی راه‌اندازی کسب‌وکار درآمدزا بوده و در کسب مهارت‎‌های زندگی و افزایش قابلیت‎‌های عملکرد اجتماعی زنان سرپرست خانواده در سختی‎‌های اقتصادی – اجتماعی مؤثر است. همچنین مشارکت و حمایت‎‌های اجتماعی موجب توانمندی زنان سرپرست خانواده براساس نظریۀ گیدنز شده است، به‌گونه‎‌ای که می‎‌توانند از این توانمندی در راستای بهترشدن زندگی خود تلاش کنند و ‎باوجود افزایش اضطراب و استرس ناشی از مسئولیت‎‌پذیری آنها، قابلیت‎‌ها و اعتمادبه‌نفس آن‎‌ها را در موفقیت‎‌های شغلی و خانوادگی افزایش دهد (عاملیت). از مهم‌ترین مهارت‎‌ها، روابط و تعاملات اجتماعی در عرصه‎‌های بازار و مشتری‌مداری است و زنانی که موفق به کارآفرینی شدند (قابلیت‎‌ها)، براساس اذعان خودشان از این امتیاز اجتماعی نیز برخوردار شده‎‌اند.

نتایج حاصل از آزمون t گروه‌های مستقل (1۷۳/۸= t و 000/0= Sig) نشان داد که رضایت از زندگی زنان دریافت‌کنندۀ وام در مقایسه با زنان سرپرست خانواده که وام اشتغال‎‌زایی دریافت نکرده‌اند، متفاوت است و فرض پژوهش تأیید شد. زنان دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‌زایی رضایت بیشتری از زندگی دارند. این نتیجه با نتایج پژوهش‎‌های نورادی (1400)،   چاس (2018)، رضایی و محمودی (1399)، کاوند و همکاران (1389)، سلیمانیان و فیروزآبادی (1398) و حسینی امین و همکاران (1395) و دینر و همکاران (1985) هماهنگ است. همچنین با یافته‎‌های ریماز و همکاران (2014) و کتاب فیلیپس (2006) همسوست؛ زیرا وضعیت اقتصادی نابسامان و نداشتن درآمد مستقل بر روی کیفیت زندگی و سلامت جسمانی و روابط اجتماعی تأثیرگذار بوده و داشتن اشتغال و درآمد عامل بسیار مهمی در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده است و افزایش سطح اعتمادبه‌نفس و ارتقای استقلال و احساس مفیدبودن و سودمندی فردی و اجتماعی را به دنبال دارد و تأثیر درخور توجهی بر تقویت روابط اجتماعی فرد خواهد گذاشت. درواقع پویایی درآمدی زنان و گرفتن وام اشتغال‌زایی موجب بهبود نقش اجتماعی و احساس وجود مثبت آنان شده است. نکتۀ درخور توجه این است که مزایای اشتغال است که احساس کفایت فردی را بین زنان افزایش می‌دهد و درنتیجه اثر متقابل مثبتی بین شخص و محیط او ایجاد می‌کند و موجب ارتقای مهارت‎‌های زندگی زنان سرپرست دریافت‌کنندۀ وام اشتغال‎‌زایی می‎‌شود و رضایت از زندگی آن‌ها را می‌افزاید.

وام اشتغال‎‌زایی در شکوفایی قابلیت زنان مفید است و عاملی برای درآمدزایی و خروج از گردونۀ فقر و نداری و تغییر در وضعیت اقتصادی خود و خانوادۀ آن‎‌هاست که هم کفایت و توانمندی و آیندۀ زنان را تضمین می‎‌کند و هم حس اعتمادبه‌نفس و زندگی باکیفیت را در آن‎‌ها تقویت می‌کند. بسیاری از زنان دریافت‎‌کنندۀ وام خوداشتغال‎‌زایی با تأسیس کارگاه‎‌های کوچک و متوسط توانسته بودند که زنان بدسرپرست و بی‎‌سرپرست را نیز زیر پوشش خود بگیرند و احساس نشاط اجتماعی داشته باشند؛ بنابراین، پیشنهاد می‎‌شود مسئولین اجرایی مرتبط با حوزۀ حمایت‎‌های اجتماعی از زنان سرپرست خانواده مانند کمیتۀ امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی با برگزاری کارگاه‎‌های آموزشی برای زنان سرپرست خانوادۀ زیر پوشش، نقش وام اشتغال‌زایی در تأمین رفاه آنها و خانواده‌هایشان را تبیین کنند و انگیزۀ دریافت وام خوداشتغال‎‌زایی را در همۀ زنان سرپرست خانواده ایجاد و تقویت کنند تا با خوداشتغالی، ماهیگیری را به آنها بیاموزند. همچنین مبلغ وام را متناسب با تورم جامعه افزایش دهند و قوانین دست‌وپاگیر و طولانی‌شدن پرداخت‌ها را تسهیل کنند. همچنین مهلت مناسب بازپرداخت آن را افزایش دهند. این‎‌اقدامات عاملی برای کاهش آسیب‎‌های اجتماعی ناشی از نداری و بیکاری، کم‎‌رنگ شدن سیمای زشت فقر از خانواده و جامعه و گامی در مسیر توسعۀ اجتماعی زنان و خانواده‌هاست.

 

[1] Kim & Kim

[2] Recursive

[3] zhun

[4] Serge

[5] Hernández  

[6] Boldaji et al.

[7] Hernández et al.

[8] Solhi et al.

[9] Phillips

[10] Chase

[11] Cornell Frisch & Villanueva

[12] Diener et al.

[13] Rimaz

استونز، ر. (1387). متفکران بزرگ جامعه شناسی (مهرداد میردامادی، مترجم). مرکز.
اصانلو بختیاری، ش.، آقابخشی، ح.، و کفاشی، م. (1394). وضعیت کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار (مطالعه موردی زنان تحت پوشش شهرداری منطقه 12 تهران در سال 1393. پژوهش اجتماعی، 7(28)، 79- 96. https://sanad.iau.ir/Journal/sr/Article/1111269 
امرالهی مجدآبادی، ز.، نیک‎‌پیما، ن.، حضرتی گنید، س.، نوری، ف.، و نوعی محمدباقر، ا. (1398). کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در ایران: یک مطالعه مروری. پژوهش پرستاری ایران، 14(5)، 58-65.  http://ijnr.ir/article-1-2120-en.html 
حامدی، ز. (25 مهر1403). بی سرپرست مثل حوزه زنان سرپرست خانوار (شماره ۶۸۸۲). روزنامه جام‌جم. https://www.magiran.com/article/4553342
حریرچی، ا. م.، میرزایی، خ.، و جهرمی ومکانی، ا. (1388). چگونگی وضعیت کیفیت زندگی شهروندان شهر جدید پردیس1388. پژوهش اجتماعی، 2(4)، 110-89. https://sid.ir/paper/164856/en
حسینی امین، س.ن.، سیدمیرزایی، س.م.، و ادریسی، ا. (1395). مطالعه کیفیت زندگی و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: شهروندان تهرانی). برنامهریزی رفاه و توسعه اجتماعی، 7(27)، 33- 47. https://doi.org/10.22054/qjsd.2016.5939
خدابخشی کولایی، ع. (1399). مقایسه سرسختی روانشناختی و تاب‌آوری زنان سرپرست خانوار شاغل و غیرشاغل. مراقبت پرستاری مددجومحور، 6(1)، 7-12. http://dx.doi.org/10.32598/JCCNC.6.1.33.7
رزمجو، م.، و فیروزآبادی، آ. (1399). بررسی رابطه بین عوامل اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار (مطالعه موردی: زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان بردسیر). مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری، 2(4)، 62-78. https://ensani.ir/fa/article/442275/
رضائی، م.، و محمودی، ف. (1398). بازسازی معنایی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در کردستان: یک مطالعۀ کیفی. جامعهشناسی کاربردی، 30(1)، 143- 166. https://doi.org/10.22108/jas.2018.111204.1404
ریتزر، ج. (1391). نظریۀ جامعه‌شناسی در دوران معاصر (محسن ثلاثی، مترجم). چاپ هفدهم. علمی.
سلیمانیان، ع.ا.، و فیروزآبادی، ع. (1390). اثربخشی روش تفصیل دورنماهای مثبت (EPOS) مبتنی‌بر کاهش تعارض اهداف بر رضایت از زندگی. پژوهشهای نوین روانشناختی، 6(22)، 51-64. https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_4159.html?lang=en
سن، آ. ک. (1381). توسعه به مثابه آزادی (وحید محمودی، مترجم). چاپ اول. دستان.
غفاری، م.، محمدزاده، ع.، و افتخاری، ا. (1402). طراحی مدل ساختاری اعتیاد به آرایش در زنان متأهل براساس اختلال بدشکلی بدن، عزت نفس جنسی و هوش بدنی. زن و جامعه، 14(56)، 65 -78. https://doi.org/10.30495/jzvj.2023.31672.3989
غفاری، غ.، و امیدی، ر. (۱۳۹۰). کیفیت زندگی، شاخص توسعه اجتماعی. شیرازه. https://www.gisoom.com/book/1627996
 کاوند، ح.، عوضعلی‌پور، م.ص.، زندی، ف، و دامن‌کشیده، م. (1390). نقش جنسیت در مشارکت اقتصادی و عوامل مؤثر بر اشتغال زنان در ایران. سیاستگذاری اقتصادی، 3(6)، 189-213. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.26453967.1390.3.6.7.6
 کسل، ف. (1392). چکیده آثار آنتونی گیدنز (حسن چاوشیان، مترجم). چاپ سوم. ققنوس.
محمدی، ج.، علیزاده، ج.، رحیمی، ح.، و افشاری‌‌پور، ع. (1395). بررسی تأثیر سطح رضایت از کیفیت زندگی بر احساس امنیت اجتماعی )مطالعة موردی: روستا- شهر اصلاندوز). پژوهش‎‌های راهبردی مسائل اجتماعی، 5(3)، 21-34. https://doi.org/10.22108/ssoss.2016.20959
مدیرفلاح‌راد، ف.، و رضاخانی، س. (1402). پیش‌بینی کیفیت زندگی براساس راهبردهای مقابله‌ای و منبع کنترل در زنان سرپرست خانوار روستاهای هشتگرد. پژوهش اجتماعی، 15(1)، 27-45 . https://sanad.iau.ir/fa/Article/1111143?FullText=FullText
ناعمی، ع. م. (1394). تأثیر آموزش تاب‌آوری بر سلامت روان، خوش‌بینی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوار. پژوهشنامه روانشناسی مثبت، 1(3)، 33-44. https://www.magiran.com/p1598539
نجات، س.، منتظری، ع.، هلاکویی نایینی، ک.، محمد، ک.، و مجدزاده، س.ر. (1385). استانداردسازی پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF): ترجمه و روان‌سنجی گونه ایرانی. دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، 4(4)، 1-12. http://sjsph.tums.ac.ir/article-1-187-fa.html
نورادی، م. (1400). رابطه ویژگی‎‌های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان. مدیریت و چشم‎‌انداز آموزش، 3(2)، 99-127 . https://doi.org/10.22034/jmep.2021.295055.1061
 
References
Amrollahi-Majdabadi, Z., Nikpeyma, N., Hazrati-Gonbad, S., Noori, F., & Noei Mohammad-Bagher, E. (2019). Quality of life of head-of-household women in IRAN: A review study. IJNR, 14(5), 58-65. [In Persian] http://ijnr.ir/article-1-2120-en.html
Castle, P. (2013). abstract of the works of anthony giddens (H. Chavoshian, Terans.). 3rd edition. Qoqnoos Publications. [In Persian]
Chase, C. R. (2018). The geometry of emotions: Using chakra acupuncture and 5-Phase Theory to describe personality archetypes for clinical use. Medical Acupuncture, 30(4), 167-178. https://doi.org/10.1089/acu.2018.1288
Datta, K., & McIlwaine, C. (2000). Empowered leaders? Perspectives on women heading households in Latin America and Southern Africa. Gender and Development, 8(3), 40-49. https://www.jstor.org/stable/4030461
Diener, E., Emmons, R. A., Larsen, R. J., & Griffin, S. (1985). Development of the satisfaction with life scale. Journal of Personality Assessment, 49(1), 71-75.
Diener, E. D., & Seligman, M. E. P. (2003). Very happy people. Psychology Science, 13(1), 80-83. https://doi.org/10.1111/1467-9280.00415
Frisch, M. B., Cornell, J., Villanueva, M., & Retzlaff, P. J. (1992). Clinical validation of the quality of life inventory. A measure of life satisfaction for use in treatment planning and outcome assessment. Psychol Assess, 4(1), 92-101. http://dx.doi.org/10.1037/1040-3590.4.1.92
Ghaffari, M., Mohammadzadeh, A., & Eftekhari, E. (2024). Designing a structural model of married women' makeup addiction based on body dysmorphic disorder, sexual self-esteem and body intelligence. Quarterly Journal of Women and Society, 14(56), 65-78. [In Persian] https://doi.org/10.30495/jzvj.2023.31672.3989
Ghaffari, G., & Omidi, R. (2011). Quality of life, an indicator of social development. Shirazeh. [In Persian] https://www.gisoom.com/book/1627996.
Giddens, A. (1984). The constitution of society: Outine of the theory of struchuration. University of California Press.
Harirchi, A. M., Mirzaei, K., & Jahormi-Vamakani., A. (2009). Study of Pardis new tiown’s citizen quality of life’s condition in 2009. Social Rerearch, 2(4), 89-110. [In Persian] https://sid.ir/paper/164856/en
Hamedi, Z. (2024). The headless, like the head of the household (No. 6882). Jam Jam. [In Persian] https://www.magiran.com/article/4553342
Hernández, R. L., Aranda, B. E., & Ramírez, M. T. G. (2009). Depression and quality of life for women in single-parent and nuclear families. The Spanish Journal of Psychology, 12(1), 171-183. http://dx.doi.org/10.1017/S113874160000158X
Hosseini-Amin, S. N., Seyed-Mirzaei, S. M., & Edrisi, A. (2016) A study of the quality of life and factors affecting it (Case study: Citizens of Tehran). Social Development and Welfare Planning Journal, 7(27), 33-47. [In Persian]. https://doi.org/10.22054/qjsd.2016.5939
Kahneman, D. (1999). Objective happiness. Russell Sage Foundation Press.
Kavand, H., Avazalipour, M. S., Zandi, F., & Damankeshideh, M. (2010). The role of gender in economic participation and the key women employment factors: A case of Iran. Journal of Economic Policy, 3(6), 189-213. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.26453967.1390.3.6.7.6.
Koivumaa-Honkanen, H., Honlanen, R., Vinnamali, H., Heikkilä, K., Kaprio, J., & Koskenvuo, M. (2001). Life satisfaction and suicide: A- 20 year follow- up study. American Journal of psychiatry, 158(3), 433- 439. https://doi.org/10.1176/appi.ajp.158.3.433 
Khodabakhshi-Koolaee, A. (2020). Comparison of psychological hardiness and resiliency of employed and unemployed female-headed household. Journal of Client Centered Nurcing Care, 6(1), 7-12.   http://dx.doi.org/10.32598/JCCNC.6.1.33.7 [In Persian]
Kim, G. E., & Kim, E. J. (2020). Factors affecting the quality of life of single mothers compared to married mothers. BMC Psychiatry, 20(1), 169. https://doi.org/10.1186/s12888-020-02586-0
Masud-Rana, A.K.M., Wahlin, Å., Lundborg, C.S., & Kabir, Z.N. (2009). Impact of health education on health-related quality of life among elderly persons: results from a community-based intervention study in rural Bangladesh. Health Promotion International, 24(‎‌1), 36–45. https://doi.org/10.1093/heapro/dan042
Mehmood, T., & Shaukat, M. (2014). Life satisfaction and psychological well-being among young adult female university students. International Journal of Liberal Arts and Social Science, 2(5), 143-153.  https://www.semanticscholar.org/paper/Life-Satisfaction-and-Psychological-Well-being-Mehmood-Shaukat/
Modirfallah-Rad, F., & Rezakhani, S. (2023). Predicting quality of life based on coping strategies and locus of control in female-headed households in Hashtgerd villages. Journal of Social Research, 15(1), 27-45. [In Persian] https://sanad.iau.ir/fa/Article/1111143?FullText=FullText
Mohamadi, J., Alizadeh, J., Rahimi, H., & Afshripor, A. (2016). Analyzing the effect level satisfcation of quality of life on social security (Case study:Rural-urban Aslandouz). Strategic Research on Social Problems, 5(3), 21-34. [In Persian] 20.1001.1.23221453.1395.5.3.3.2. .
Nejat, S., Montazeri, A., Holakouie-Naieni, K., Mohammad, K., & Majdzade, S. R. (2006). The world health organization quality of life (WHOQOL-BREF) questionnaire: Translation and validation study of the Iranian version. Journal of Public Health and Institue Health Research, 4(4), 1-12. [In Persian] http://sjsph.tums.ac.ir/article-1-187-fa.html.
Osanlo-Bakhtiyari, S., Aghabakhshi, H., & Kafashi, M. (2015). The quality of life of women heads of household the study of women covered by district 12 of Tehran in 1393. Social Researches, 7(28), 79-96. [In Persian] https://sanad.iau.ir/Journal/sr/Article/1111269
Phillips, D. (2006). Quality of life: Concept, policy and practice (1st ed.). Routledge.
Pukeliene, V., & Starkauskiene, V. (2009). Quality of life: Factors determining its measurement complexity. Engineering Economics, 22(2), 147-156. http://dx.doi.org/10.5755/j01.ee.22.2.311
Razmjoo, M., & Firouzabadi, A. (2020). Investigating the relationship between social factors and economic empowerment of female heads of households (Case study: female heads of households covered by welfare in Bardsir County). Studies and Research in Behavioral Sciences, 4, 62-78. [In Persian] https://ensani.ir/fa/article/442275
Rezaei, M., & Mahmoodi, F. (2019). Meaning reconstruction women headed of household’s quality of life: A qualitative study. Journal of Applied Sociology, 30(1), 143-166. [In Persian]. https://doi.org/10.22108/jas.2018.111204.1404 .
Rimaz, S., Dastoorpour, M., Vesali Azar Shorbeyani, S., Saiepour, N., Beigi Z., & Nedjat S. (2014). The survey of quality of life and its related factors in female-headed households supported by Tehran Municipality, ddistrict 9. Iranian Journal of Epidemiology, 10(2), 48-55. http://irje.tums.ac.ir/article-1-5239-en.html
Ritzer, J. (2012). Sociological theory in the contemporary era (Mohsen Salasi, translator). 17th edition. Elmi. [In Persian] https://www.gisoom.com/book/1829452
Sen, A. K. (2001). Development as freedom (V. Mahmoudi, Trans.). First edition. Dastan. [In Persian].
Solhi, M., Shabani-Hamedan, M., & Salehi, M. (2016). Relationship between quality of life of women-headed households and some related factors in Iran. Global Journal of Health Science, 8(10), 56241. https://doi.org/10.5539/gjhs.v8n10p250
Stones, R. (2017). Key sociological thinkers, translated by Mehrdad Mirdamadi, Markaz. [In Persian] https://www.gisoom.com/book/11042868
Suleimanian, A. A., & Firouzabadi, A. (2011). The effect of elaboration of positive perspectives intervention (EPOS) Based on goal conflict reduction on life satisfaction. Journal of Modern Psychological Reseaches, 6(22), 51-64. [In Persian]. https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_4159.html?lang=en
Tatina-Boldaji, L. T., Foruzan, A., & Rafiey, H. (2011). Quality of life of head-of- household women: A comparison between those supported by Welfare organization and those with service jobs. Journal Social Welfare Quarterly, 11(40), 9-28. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-507-en.html
Varley, A. (1996). Women heading households: Some omre equal than others? World Development, 24(3), 505-520. http://dx.doi.org/10.1016/0305-750X(95)00149-7
World Health Organization. Division of Mental Health. (1996). WHOQOL-BREF: Introduction, administration, scoring and generic version of the assessment: Field trial version, December 1996. World Health Organization. https://iris.who.int/handle/10665/63529
Zhan, L. (1992). Quality of life: Conceptual and measurement issues. Journal of Advanced Nursing, 17(7), 795–800.  https://doi.org/10.1111/j.1365-2648.1992.tb02000.x
Volume 14, Issue 3 - Serial Number 50
Strategic Research on Social Problems, Vol. 14, Issue 3 No. 50, 2025
September 2025
Pages 81-106
  • Receive Date: 02 January 2025
  • Revise Date: 26 May 2025
  • Accept Date: 10 June 2025
  • Publish Date: 23 September 2025