Document Type : Research Paper
Authors
1 Associate professor of Sociology, Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran
2 M.A., Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, Payam-e Noor University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
بررسی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده دارای اهمیت است و توجه پژوهشگران و نهادهای حمایتی را به خود جلب کرده است. زنانی که به دلایلی سرپرستی خانواده را بر عهده دارند (خدابخشی کولایی، 1399) و خانوادههای آنها جایگاه خاصی در ادبیات خانواده، جنسیت، توسعه و برنامهریزی اشغال کرده است (Varley, 1996: 505). زن سرپرست خانواده به زنی گفته میشود که ممکن است به دلیل فوت یا اعتیاد شوهر یا ازکارافتادگی و بیماری شوهر یا ترک منزل و مهاجرت مرد برای کار به مکانی دیگر یا حتی طلاق، سرپرستی خانواده را بر عهده گرفته است. همچنین دخترانی که هرگز ازدواج نکردهاند، ولی تأمین معاش خانواده با آنهاست نیز جزء زنان سرپرست خانواده محسوب میشوند (Datta, 2000 Tatina-Boldaji et al., 2011;؛ خدابخشی کولایی، 1399؛ رضایی و محمودی، 1398) بررسی آمار گزارش های رسمی 1398در خصوص وضع فعالیت خانوارهای معمولی دارای سرپرست زن نشان میدهد که جمعیت فعال زن سرپرست خانوار طی سالهای 90 تا 98 از 356هزار و 117نفر به 439هزار و 985 نفر رسیده که بیانگر افزایش 23.6درصدی است. از طرفی جمعیت شاغل زن سرپرست خانوار طی سالهای مذکور از 339 هزار و 284 نفر به 417 هزار و 566 نفر رسیده که به معنای افزایش 23.1درصدی است. همچنین درسال 98 نرخ مشارکت اقتصادی برای زنان سرپرست خانوار 12.5درصد بوده است (حامدی، 1403). براساس آمار کمیتۀ امداد امام خمینی شهرستان پردیس در سال 1403 آمار زنان سرپرست خانوار در شهرستان فردیس 4063 نفر بوده است که از این تعداد970 نفر وام اشتغالزایی دریافت کردهاند و 65درصد وامگرفتهها، یعنی 630 نفر در حمایت و پوشش کمیته بودهاند.
نهتنها افزایش زنان سرپرست خانواده از اهمیت ویژه برخوردار است، بلکه کیفیت زندگی و میزان رضایت آنها از زندگی نیز دارای اهمیت است. کیفیت زندگی متأثر از شرایط زندگی در جامعه و رفاه شخصی افراد است و ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، روانی، میزان خوداتکایی، ارتباطات اجتماعی و محیطزیست دارد (حریرچی و همکاران، 1388؛ رضایی و محمودی، 1398). «کیفیت زندگی ازنظر سازمان جهانی بهداشت، یعنی ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی ازنظر فرهنگ، ارزشها، اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانیهایشان است» (نجات و دیگران، 1385: 2). سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را بهعنوان «برداشت افراد از موقعیت آنها در زندگی» تعریف می کند (مدیرفلاح راد و رضاخانی، 1402: 28).
پژوهشهای تجربی نشان دادهاند که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار متأثراز عوامل متعددی است؛ برای مثال نتایج پژوهش رزمجو و فیروزآبادی (1399) «بررسی رابطۀ بین عوامل اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار (مطالعۀ موردی: زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان بردسیر)» نشان داد که رابطۀ بین عوامل اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش بهزیستی مثبت است و مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی و اعتماد اجتماعی بهعنوان مؤلفههای عوامل اجتماعی، بر توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار تأثیر گذاشته است. نتایج پژوهش اصانلو و همکاران (1394) با عنوان «وضعیت کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار (مطالعۀ موردی زنان تحت پوشش شهرداری منطقۀ 12 تهران« نشان داد که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش شهرداری تهران، نسبتاً متوسط بوده است؛ بالاترین میانگین برای سلامت جسمانی شامل (تغذیه و خواب کافی، ورزش و استراحت کافی) و پایینترین میانگین مربوط به مؤلفۀ سلامت محیط داخلی و بیرونی این زنان بوده است. پژوهش کیم و کیم[1] (2020) نشان داد که زنان سرپرست خانوار در مقایسه با زنان دارای سرپرست از کیفیت زندگی پایینتری برخوردار هستند و در کشورهایی که سیاستهای حمایتی خانواده وجود دارد، کیفیت زندگی سرپرست خانواده بالاتر است. کیفیت زندگی تداعیکنندۀ رضایت از زندگی افراد نیز است. زنان سرپرست خانواده علاوهبر وظیفۀ سرپرستی خانواده و کسب درآمد برای تأمین معاش، وظیفۀ مادری را عهدهدار هستند. تعدد نقشها، دغدغۀ مسائل اقتصادی و نگرانی از آینده بر مشکلات آنان میافزاید. انجام نقشهای متعدد، نیازمند تطبیق شرایط کار با وضعیت خانوادگی و حمایتهای شغلی و مادری است که موجب افزایش آسیبهای چندگانۀ روانی، جسمانی و اجتماعی در زنان میشود و کیفیت زندگی آنها را متأثر میسازد (Hernández et al., 2019) و میزان رضایتمندی آنها را از زندگی کاهش میدهد. رضایت از زندگی به معناداربودن زندگی و داشتن هدف در جهت کسب زندگی بهتر بستگی دارد (Kahneman, 1999 به نقل از سلیمانیان و فیروزآبادی، 1390: 58).
رضایت از زندگی سه بُعد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دارد. رضایت از زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد میشود (سلیمانیان و فیروزآبادی، 1390: 60-58). «وام اشتغالزایی» یکی از عوامل دلگرمی برای خوب زندگیکردن و داشتن احساس خوشبختی است (حسینی امین و همکاران، 1395: 36) که میتواند رضایت از زندگی را به ارمغان آورد. داشتن رضایت از زندگی با کسب تجربۀ لذت و خوشی و احساس نشاط و شـادمانی رابطۀ متقابل دارد(Diener et al., 1985).
تاکنون مطالعات فراوانی در ارتباط با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار انجام شده است، اما بداعت پژوهش کنونی از چهار حیث قابلبررسی است. همانطور که ملاحظه شد در پیشینههای تجربی قبلی بیشتر با رویکرد روانشناسی نشان دادند که سازوکار تأثیرگذاری اشتغال بر کیفیت زندگی یا رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده حاکیازآن است که اشتغال و داشتن درآمد عامل بسیار مهمی در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده است. درواقع در پژوهشهای قبلی اول اینکه به هر دو موضوع کیفیت زندگی و مؤلفههای آن (انتظارات، احساسات، اعتقادات) و همچنین رضایت از زندگی و مؤلفههای آن(رضایت جسمانی، روانی و اجتماعی) زنان سرپرست خانوار بهطور تلفیقی پرداخته نشده است و پژوهشگران عوامل مؤثر بر یکی از این متغیرها را بررسی کردهاند و درواقع مسئلۀ اصلی آنها یکی است؛ دوم اینکه بیشتر پژوهشها با رویکرد روانشناسی انجام شدهاند و کمتر با رویکرد جامعهشناسی موضوع بررسی شده است؛ سوم اینکه مقایسهای بین کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست وامگرفته و وامنگرفته انجام نشده است. در پژوهشهای قبلی تأکید بر خانوار شده است، اما در این پژوهش به خانواده توجه شده است. به این نکات چهارگانه در پژوهش کنونی توجه شده است تا این خلأ تحقیقاتی را پر کند و بیانگر بداعت آن است.
کمیتۀ امداد امام خمینی پردیس برای ارتقای سطح زندگی زنان سرپرست خانواده، شرایط دریافت وام اشتغالزایی را با وام کمبهره فراهم کرده است و برخی از زنان سرپرست خانواده دارای روحیه ریسکپذیری بوده و از دریافت این وامها استقبال کردهاند؛ اما عدهای از زنان سرپرست خانواده به دلیل ترس از عدم پرداخت بمهوقع وام، تمایلی به دریافت این وام نداشته و به همان کمکهزینههای کمیتۀ اکتفا کردهاند. باتوجهبه آنچه گذشت و ازآنجاییکه دریافت وام اشتغالزایی بهعنوان محرک اصلی میتواند بر زندگی تأثیر بگذارد، مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر مقایسۀ کیفیت زندگی و میزان رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ زیر پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی(ره) دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با زنان سرپرست خانوادۀ زیر پوشش که وام اشتغالزایی دریافت نکردهاند، در شهرستان فردیس است. درواقع پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤالها است: آیا وام اشتغالزایی بر کیفیت از زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وامگرفته تأثیرگذار است؟ چه تفاوتی در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان وامگرفته با زنان وامنگرفته وجود دارد؟
رویکرد عاملیتگرا
شناختهترین و رساترین کوششی که در زمینۀ تلفیق مسائل خرد و کلان انجام گرفته است، نظریۀ ساختیابی آنتونی گیدنز است. نظریۀ ساختیابی، مجموعهای از مفاهیم بنیادین است که به ساخت و ترکیب زندگی اجتماعی نظر دارد (استونز، 1387: 423). نظریۀ ساختیابی تصور و برداشتی از امکانات و استعدادهای بنیادی موجود در زندگی اجتماعی را به دست میدهد. تحلیلها و بررسیهایی که بهوسیلۀ نظریۀ ساختیابی هدایت میشود، همیشه به محیطها و زمینههای تاریخی برای مثال به دورههای مشخصی از فرهنگهای خاص، محدود میشود (استونز، 1387: 424). رویکرد عاملیتگرا به نوعی بر نظریۀ ساختیابی گیدنز و ناظر بر تعامل بین عاملیت و ساختار است. گیدنز این نظریه را نخستین بار در دهۀ 1970 مطرح کرده است، اما به نظر میرسد که کاملترین صورت آن را در کتاب ساخت جامعه با عنوان فرعی رئوس نظریۀ ساختاربندی به دست داده است. او در این اثر تا آنجا پیش میرود که میگوید، هرگونه بررسی تحقیقی در زمینۀ علوم اجتماعی یا تاریخ، به قضیۀ ارتباط تنگاتنگ کنش با ساختار مربوط است. بههیچوجه نمیتوان گفت که ساختار، کنش را تعیین میکند یا برعکس. به اعتقاد گیدنز پهنۀ اساسی بررسی علوم اجتماعی، بنا بر نظریۀ ساختاربندی، نه تجربۀ کنشگر فردی است و نه وجود هرنوع جامعیت اجتماعی، بلکه آن عملکردهای اجتماعی است که در راستای زمان و مکان سامان میگیرند) ریتزر، 1391: 601). عملکردهای اجتماعی مبتنیبر قابلیتها و توانمندیهای شخصی برای انجام فعالیتهای اجتماعی در قالب ساختارهای اجتماعی است.
برایناساس مبانی نظری پژوهش کنونی براساس رویکرد قابلیتی تنظیم شده است که زیرمجموعۀ رویکرد عاملیتگراست. این پژوهش بیشتر بر رویکرد عاملیتگرا به کیفیت زندگی تأکید دارد. قابلیت، به توانایی و استعداد شخص برای انجام فعالیتهای مفید یا به دست آوردن موقعیتها و شرایط مناسب رفاهی و دستیابی به کارکردها مربوط میشود. درواقع محور اصلی این رویکرد، مجموعۀ قابلیتی است که به ترکیباتی از آنچه شخص توان انجام آن را دارد یا باید داشته باشد، برمیگردد. مجموعۀ قابلیت نشانگر آزادی فرد است در دستیابی به کارکردهای مد نظر و ترکیب کارکردهای جایگزین از میان آنچه فرد میتواند انتخاب کند (سن، 1381). انتخاب به معنای اگاهی عملی است. مفهوم آگاهی عملی در نظریۀ ساختیابی بسیار بنیادی است.این همان خصوصیت عامل یا فاعل انسانی است. گیدنز میگوید: «من تمایز میان آگاهی عملی وگفتمانی را تمایزی خدشهناپذیر نمیدانم و میان این دو هیچ مانعی وجود ندارد.» (کسل، 1392: 13). گیدنز تحلیلش را ازعملکردهای انسانی شروع میکند و تأکید دارد که باید این عملکردها را حالتی بازگشتی[2] در نظر آورد. به عبارتی این کنشها ازطریق همان راههایی که انسانها خودشان را بهعنوان کنشگر مطرح میسازند، دائماً بازتولید میشوند. عوامل انسانی ازطریق کنشهای خود شرایطی را به وجود میآورند که این کنشها را ممکن میسازند (Giddens, 1984: 2) و کیفیت زندگی خود را رقم میزنند.
کیفیت زندگی
مفهوم کیفیت زندگی بهعنوان رشتهای جداگانه از دهۀ 1960 میلادی وارد مباحث علمی در اروپای غربی و آمریکا شده است؛ زیرا در این دهه مشخص شد که رشد و توسعة اقتصادی لزوماً به بهبود زندگی مردم یک کشور منجر نمیشود (Starkauskiene, 2009: 156 & Pukeliene). سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی را به معنای درک فردی هر فرد از موقعیت خود در زندگی در بستری از فرهنگها و ارزشهای اجتماعی تعریف میکند که فرد در آن زندگی میکند و دارای انتظارات است (Masud Rana et al., 2009: 14 ). در نظریۀ زان[3](1992) میزان کیفیت زندگی مفهومی چندبُعدی است و شاخصها و مؤلفههای مختلفی دارد که شامل رضایت از زندگی، تصور از خود، فاکتورهای بهداشتی، عملکردی، اقتصادی و فرهنگی است. درک از کیفیت زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط وی ایجاد میشود. بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی «کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خود در زندگی ازنظر فرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی میکنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویتهایشان است. به اعتقاد این سازمان کیفیت زندگی افراد را باید باتوجهبه این ابعاد ارزیابی کرد: 1- سلامت فیزیکی؛ 2- سلامت روانی؛ 3- روابط اجتماعی و 4- سلامت محیط (نجات و همکاران 1385: 9 و11؛ مدیرفلاحراد و رضاخانی، 1402). سرجی[4]معتقد است کیفیت زندگی برحسب سطح رضایت نیازها و براساس سلسلهمراتب مردم مشخص و معین میشود. هرچه رضایت از برآوردهشدن نیاز اکثریت مردم در یک جامعه بالاتر باشد، کیفیت زندگی آن جامعه بالاتر خواهد بود. لازمۀ کیفیت زندگی فردی در بُعد عینی تأمین نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی برای برآوردن خواستههای اجتماعی شهروندان و در بُعد ذهنی به داشتن استقلال عمل در افزایش رفاه ذهنی، رشد و شکوفایی، و مشارکت است. کیفیت زندگی در بُعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی در گروهها و جوامعی که در آن زندگی میکنند، شامل انسجام مدنی، همکوشی و یکپارچگی، روابط شبکهای گسترده و پیوندهای موقتی در تمامی سطوح جامعه، هنجارها و ارزشهایی اعم از اعتماد، نوعدوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابریطلبی تأکید دارد (غفاری و امیدی، 1390: 9).
براساس رویکرد عاملیتگرا، برخی از زنان سرپرست خانواده برای تغییر کیفیت زندگی خود و همچنین برخورداری از رضایت از زندگی از قابلیتهای خود استفاده میکنند تا شرایط زندگی را در راستای رفاه شخصی و خانوادگی تغییر دهند. به نظر هرناندز[5] و همکاران (2009) زنان سرپرست خانواده در مقایسه با زنان دارای همسر با استرس و فشار روحی بیشتری برای ادارۀ زندگی روبهرو میشوند. کار در منزل، مراقبت از فرزندان، نگرانیهای مالی و عدم برخورداری از منابع حمایتی کافی، آنها را با مشکلات عدیدۀ جسمانی، روانی، اجتماعی مواجه میسازد که درنهایت بر کیفیت زندگی خود و خانوادهشان تأثیر میگذارد. باوجود تأسیس نهادها و سازمانهای مختلف در تحقق حقوق زنان سرپرست خانواده، این زنان از مسائل و مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فرهنگی در رنج هستند که به افت کیفیت زندگی آنها شده منجر است (Tatina-Boldaji et al., 2011). شرایط زندگی در جامعه و رفاه شخصی افراد بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد و ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، میزان خوداتکایی، ارتباطات اجتماعی و محیطزیست دارد (رضایی و محمودی، 1398؛ مدیرفلاحراد و رضاخانی، 1402). آنچه بدیهی است اینکه وجود رضایت نسبی در زمینة کیفیت زندگی سبب میشود محیطی برای زندگی اجتماعی خلق شود تا در آن امنیت بیشتری برقرار شود؛ بهنحویکه انسانها از آرامش برخوردار شوند و در روابط تعاملی خود با دیگران با کمترین اصطحکاک، تنشهای خود را برطرف کنند (محمدی و همکاران، 1395).
رضایت از زندگی
رضایت از زندگی سه بُعد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دارد (مدیرفلاحراد و رضاخانی، 1402). بُعد جسمی: درک فرد از تواناییهایش در انجام فعالیتها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد و شامل انرژی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت است. بُعد روانی- معنوی: شامل عصبانیت، شادی، افسردگی، ترس و آرامش، تصویر از خود، احساسات، باورهای اعتقادی مثل دعاکردن در اماکن مقدس و راز و نیاز با خداست. بُعد اجتماعی: شامل توانایی فرد در برقراری ارتباط با اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و سایر افراد اجتماع و نیز وضعیت شغلی اوست؛ بنابراین، «رضایت از زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد میشود» (سلیمانیان و فیروزآبادی،1390: 60-58). «وام اشتغالزایی یکی از عوامل دلگرمی برای خوب زندگیکردن و داشتن احساس خوشبختی است» (حسینی امین و همکاران، 1395: 36) که میتواند رضایت از زندگی را به ارمغان آورد. داشتن رضایت از زندگی با کسب تجربۀ لذت و خوشی و احساس نشاط و شـادمانی رابطۀ متقابل دارد Diener et al., 1985)). رضایت از زندگی، مؤلفۀ مهم بهزیستی مثبت است و رفتارهای مثبتی مانند تربیت بدنی، تغذیۀ سالم و پرهیز از دخانیات است. رضایت از زندگی، به معنای ارزیابی قضاوتی- شناختی از زندگی شخصی افراد است که از مقایسۀ شرایط زندگی با معیارهایی که برای خودشان تعیین کردهاند، مطابقت داشته باشد Diener, 2003)). تجربۀ رضایت از زندگی هدف برتر زندگی به شمار میرود و احساس غم و ناخوشایندی بیشتر مانعی بر سر راه انجام وظایف فرد به حساب میآید. هرچه شکاف میان آرزوهای فرد و وضعیت عینی او بیشتر شود، رضایت او کاهش مییابد (Koivumaa-Honkanen et al., 2001 به نقل از ناعمی، 1394: 36). رضایت از زندگی پدیدهای چندبُعدی است و با عوامل مختلفی مانند روابط بینفردی، نداشتن بیماریهای جسمی و سلامت روانی ارتباط محکمی پیدا میکند (Mehmood & Shaukat, 2014 به نقل از ناعمی، 1394: 36). باتوجهبه جایگاه زنان سرپرست خانواده بهعنوان بخش درخور توجهی از جمعیت کشور و نقش سازندۀ آنها در توسعۀ پایدار جامعه لازم است که مشکلات آنان بررسی شود؛ ازاینرو رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده برای حمایت و ایجاد نگرش مثبت به زندگی و فائقآمدن بر مشکلات بیشازپیش ضرورت پیدا میکند و لازم است افراد توانمند، سازمانهای حمایتی دولتی و غیردولتی در جهت توانمنمدسازی آنها اقدام کنند تا کیفیت زندگی آنها و خانوادههایشان بهبود یابد (ناعمی، 1394: 36).
یکی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده، وام اشتغالزایی است که شرایط زندگی را تغییر میدهد و میتواند بر کیفیت زندگی و رضایت آنها از زندگی نیز تأثیرگذار باشد. رضایت از زندگی با رفتارهای مرتبط با سلامت ارتباط دارد (نورادی، 1400؛ 2018 Chase,) و به معناداربودن زندگی و داشتن هدف در جهت کسب زندگی بهتر بستگی دارد (Kahneman, 1999) و دارای ابعاد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است (مدیرفلاحراد و رضاخانی، 1402؛ ناعمی، 1394). بُعد جسمی: درک فرد از تواناییهایش در انجام فعالیتها و وظایف روزانه است که نیاز به صرف انرژی دارد. بُعد روانی- معنوی: شامل حالات روحی-روانی و باورهای اعتقادی است. بُعد اجتماعی: شامل گسترش شبکۀ روابط اجتماعی و توانایی فرد در برقراری ارتباط با اعضای خانواده، دوستان، همسایگان و سایر افراد اجتماع و نیز وضعیت شغلی اوست؛ بنابراین، رضایت از زندگی در نتیجۀ اثر متقابل بین شخص و محیط او ایجاد میشود (سلیمانیان و فیروزآبادی،1390: 60-58). در پژوهش حاضر تأثیر وام اشتغالزایی بر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده در قالب رویکرد قابلیتی بررسی شده است.
پیشینۀ پژوهش
نتایج پژوهش مدیرفلاحراد و رضاخانی (1402) با عنوان «پیشبینی کیفیت زندگی براساس راهبردهای مقابلهای و منبع کنترل در زنان سرپرست خانوار روستاهای هشتگرد» نشان داد که منبع کنترل بهصورت منفی، ابعاد جسمانی و روانی کیفیت زندگی، راهبرد مسئلهمدار بهصورت مثبت و راهبرد اجتنابی بهصورت منفی، بُعد سلامت جسمی کیفیت زندگی را پیشبینی میکنند؛ راهبرد مسئلهمدار بهصورت مثبت بُعد سلامت روانی کیفیت زندگی را پیشبینی میکند. همچنین راهبردهای مقابلهای و منبع کنترل میتوانند 6/13 % واریانس سلامت جسمانی و 8/28 % واریانس سلامت روانی کیفیت زندگی گروه نمونه را پیشبینی کنند. پژوهش کیفی رضایی و محمودی (1398) با عنوان «بازسازی معنایی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در کردستان: یک مطالعۀ کیفی» نشان داد که کمکهای مالی و حمایتی نهادهای رسمی حتی در سطوح پایین در کنار کمکهای مردمی نقش مهمی در زندگی زنان سرپرست خانواده دارد، اما بهندرت سبب توانمندی آنها شده است؛ یعنی تنها بقای وضعیت کنونی آنان با ویژگیهای مذکور را تضمین میکند و هدایت حمایتها بهویژه به حوزۀ اشتغال آنان بسیار مؤثرتر است. نتایج پژوهش پیمایشی امرالهی مجدآبادی و همکاران (1396) با عنوان «کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در ایران: یک مطالعه مروری» حاکیاز پایینبودن نمرۀ کلی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار است و ضرورت انجام اقدامات حمایتی برای آنها را میطلبد. کیفیت زندگی این زنان با تحصیلات، شغل، مهارت فنی و حرفهای، علت پذیرش سرپرستی و طول مدت سرپرستی رابطۀ معنادار دارد و با متغیرهای تعداد فرزندان، بُعد خانوار و وضعیت مسکن ازلحاظ آماری تفاوت معنادار نبود. نتایج پژوهش پیمایشی اصانلو و همکاران (1393) با عنوان «وضعیت کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار (مطالعه موردی زنان تحت پوشش شهرداری منطقه 12 تهران» نشان داد که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش شهرداری تهران، نسبتاً متوسط بوده است؛ بالاترین میانگین برای سلامت جسمانی شامل (تغذیه و خواب کافی، ورزش و استراحت کافی) و پایینترین میانگین مربوط به مؤلفۀ سلامت محیط داخلی و بیرونی این زنان بوده است. کیفیت زندگی تداعیکنندۀ رضایت از زندگی افراد نیز است. زنان سرپرست خانواده علاوهبر وظیفۀ سرپرستی خانواده و کسب درآمد برای تأمین معاش، وظیفۀ خطیر مادری را عهدهدار هستند. تعدد نقشها، دغدغۀ مسائل اقتصادی و نگرانی از آینده بر مشکلات آنان میافزاید. انجام نقشهای متعدد، نیازمند تطبیق شرایط کار با وضعیت خانوادگی و حمایتهای شغلی و مادری است که موجب افزایش آسیبهای چندگانۀ روانی، جسمانی و اجتماعی در زنان میشود و کیفیت زندگی آنها را متأثر میسازد (Hernández et al., 2019) و میزان رضایتمندی آنها را از زندگی کاهش میدهد. نتایج پژوهش پیمایشی کاوند و همکاران (1390) با عنوان «نقش جنسیت در مشارکت اقتصادی و عوامل مؤثر بر اشتغال زنان در ایران» نشان داد که بهطور متوسط زنان در مقایسه با مردان نقش عمدهای را در مدیریت مخارج خانوار به عهده دارند و اگرچه زنان سرپرست خانوار در حالت کلی در مقایسه با مردان سرپرست خانوار شانس کمتری برای شاغلبودن دارند، درصورتیکه زنان سرپرست خانوار از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشند، شانس بیشتری برای شاغلشدن در مقایسه با مردان خواهند داشت و ازاینروی نقش بیشتری را در اقتصاد بازی خواهند کرد.
نتایج پژوهش تاتینا بلداجی و همکاران[6](2008) با عنوان «کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار: مقایسهای بین زنان تحت پوشش سازمان بهزیستی و زنان دارای مشاغل خدماتی» نشان داد که زنان سرپرست خانوار ازنظر روانی و عاطفی دارای مشکل هستند و به دلیل سطح پایین کیفیت زندگی و رضایت از زندگی، تنش بیشتری را در مقایسه با مردان تجربه میکنند. پژوهش هرناندز و همکاران[7]( (2009 نشان داد که زنان سرپرست علائم جسمانی و روانی و افسردگی بیشتری تجربه میکنند که نشاندهندۀ کیفیت زندگی و رضایت از زندگی پایین آنان است. پژوهش کیم و کیم (2020) با عنوان «عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی مادران مجرد در مقایسه با مادران متأهل» در کره نشان داد که زنان بیسرپرست خانوار در مقایسه با زنان دارای سرپرست از کیفیت زندگی پایینتری برخوردارند و در کشورهایی که سیاستهای حمایتی خانواده وجود دارد، کیفیت زندگی سرپرست خانواده بالاتر است. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که بیثباتی محل سکونت (مسکن اجارهای عمومی: β=-10.779، p < 0.001؛ مسکن اجارهای: β=-0.324، p = 0.01) و مشکلات مرتبط با الکل (β=-0.522، p < 0.001) عوامل مستقلی بودند که بر کیفیت زندگی پایینتر تأثیر میگذارند. نتایج پژوهش توصیفی_تحلیلی صلحی و همکاران[8] (2016) با عنوان «رابطۀ بین کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار و برخی عوامل مرتبط در ایران» در میان 180 زن سرپرست خانوار از سازمان بهزیستی استان تهران نشان داد که کیفیت زندگی در زنان مطالعهشده متوسط بود. بالاترین میانگین نمرۀ (50.35) مربوط به جنبۀ فیزیکی و کمترین میانگین (37.82) مربوط به جنبۀ محیطی بود. نتیجۀ نهایی نشان داد که کیفیت زندگی زنان مطالعهشده مطلوب نیست و لازم است مداخلات مناسبی برای بهبود کیفیت زندگی آنها طراحی شود. در کتاب کیفیت زندگی، سیاست و عمل فیلیپس[9] (2006) کیفیت زندگی را از دیدگاههای فردی و جمعی بررسی کرده است. کیفیت زندگی یکی از مهمترین مسائلی است که جهان امروز با آن مواجه است و در توسعۀ سیاستهای اجتماعی نقش محوری دارد و معیارهای ارضای نیازهای اساسی و اجتماعی، استقلال برای لذتبردن از زندگی و ارتباط اجتماعی را ارزیابی میکند. نویسنده به استناد تجربیات علمی مینویسد که در نگاه اول، کیفیت زندگی یک مفهوم ساده و سرراست است. بیشتر ما ایدۀ نسبتاً روشنی از اینکه چه چیزهایی کیفیت زندگی فردی ما (و احتمالاً کیفیت زندگی دیگران را نیز) افزایش میدهد، داریم؛ برای مثال، حقوق بالاتر، تعطیلات طولانیتر، رضایت بیشتر از زندگی کاری، زمان برای دنبالکردن تفریحات لذتبخش و رضایتبخش، رضایت عاطفی در روابطمان و داشتن یک زندگی طولانی، سالم و شاد، همه در جامعۀ محلی امن، دلسوز و حمایتگر؛ اما این مؤلفهها در زندگی همۀ ما یکسان وجود ندارد و معمولاً افراد طبقات پایین (ازجمله زنان سرپرست خانواده) از کیفیت پایینتری برخوردارند (Phillips, 2006: 2).
این نکته درخور توجه است که درآمد بر کفایت زنان تأثیر داشته و موجب بهبود نقش آنان شده است و بیانکنندۀ آن است که نه خود اشتغال، بلکه مزایای اشتغال است که احساس کفایت فردی را بین زنان سرپرست افزایش میدهد. منبع درآمد زنان بهعنوان یکی از مزایای اشتغال به افزایش سطح اعتمادبهنفس و ارتقای استقلال آنها کمک میکند و احساس مفیدبودن و سودمندی فردی و اجتماعی را برایشان به دنبال دارد که خود موجب تقویت روابط اجتماعی آنها میشود. بررسی ابعاد حمایتی و اقتصادی وضعیت زنان سرپرست خانوار این نتایج را داشته است که کمکهای مالی و حمایتی نهادهای رسمی حتی در سطوح پایین در کنار کمکهای مردمی نقش مهمی در زندگی زنان سرپرست خانواده دارد؛ اما بهندرت سبب توانمندی آنها شده است و حاکیاز پایینبودن نمرۀ کلی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده است که ضرورت انجام اقدامات حمایتی را برای آنها میطلبد. درواقع زنان سرپرست خانواده وضعیت اقتصادی نابسامانی را تجربه میکنند که بهنوبۀ خود روی کیفیت زندگی آنها بهویژه وضعیت سلامت فیزیکی تأثیر منفی میگذارد.
پیشینههای تجربی مذکور بیشتر با رویکرد روانشناختی و اقتصادی نشان دادند که حمایتهای مالی و اقتصادی بر کیفیت و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیراندکی داشته است. از مصادیق بارز حمایتهای رسمی در راستای خودکفایی زنان سرپرست خانواده، وام اشتغالزایی براساس بخشنامۀ 318956/1 مورخ 19/02/1402 کمیتۀ امداد امام خمینی(ره) در راستای مهارت راهاندازی و ایجاد کسبوکار مستقل به زنان سرپرست خانواده است که در پژوهش کنونی بررسی شده است. همچنین برخی از زنان سرپرست خانواده به دلیل ترس از عدم موفقیت در بازپسدادن وام، تمایلی به دریافت این وام ندارند و زیر پوششبودن را بر مهارت راه اندازی کسبوکار مستقل ترجیح میدهند. در این پژوهش کیفیت زندگی و رضایت از زندگی این دو گروه از زنان سرپرست خانواده مقایسه شده است.
از چالشهای مهم این پژوهش نداشتن پیشینه است. پیشینههای مرتبط با زنان سرپرست خانواده اولاً به خانوار توجه داشتند نه خانواده؛ ثانیاً براساس رویکردهای روانشناسی میزان تابآوری، احساسات و هیجانات و... را بررسی کردهاند یا براساس مبانی فقهی مطالعه شدهاند. همچنین در حوزۀ تأثیر وام اشتغالزایی کمیتۀ امام خمینی بر اشتغالزایی زنان سرپرست خانواده پژوهشی انجام نشده است. اما در پژوهش کنونی بر رویکرد جامعهشناسی تأکید شده است و زنان سرپرست خانواده را مطالعه کرده است که زیر پوشش هستند. سایر پژوهشها از روشهای آماری رابطهای و ضریب همبستگی استفاده کردهاند و فقط یک گروه را بررسی کردهاند. این پژوهش با استفاده از روش مقایسهای، دو گروه از زنان را مقایسه کرده است. از نوآوریهای پژوهش کنونی پرکردن این خلأهای تحقیقاتی است که میتواند پیشینهای برای سایر مطالعات بعدی باشد و پژوهشگران میتوانند در آینده مقایسهها را از ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، کارایی، کارآفرینی و... انجام دهند.
چارچوب نظری
چارچوب پژوهش مبتنیبر نظریۀ ساختیابی آنتونی گیدنز در قالب رویکرد عاملگرا تنظیم شده است. ساختیابی، مجموعهای از مفاهیم بنیادین است که به ساخت و ترکیب زندگی اجتماعی نظر دارد (استونز، 1387). به اعتقاد گیدنز عملکردهای اجتماعی مبتنیبر قابلیتها و توانمندیهای شخصی برای انجام فعالیتهای اجتماعی در قالب ساختارهای اجتماعی است (Giddens, 1984). به اعتقاد گیدنز پهنۀ اساسی بررسی علوم اجتماعی بنا بر نظریۀ ساختاربندی، نه تجربۀ کنشگر فردی است و نه وجود هر نوع جامعیت اجتماعی، بلکه آن عملکردهای اجتماعی است که در راستای زمان و مکان سامان میگیرند (ریتزر، 1374: 601).
ازنظریههایی که به کیفیت زندگی پرداختهاند، مانند زان (1992)، هرناندز و همکاران (2009)، World Health Organization به نقل از نجات و دیگران (1385) و همچنین نظریههایی که به رضایت از زندگی پرداختهاند، مانند دینر و همکاران (1985)، کانیمن (1999)، چاس[10](2018) نیز استفاده شده است. متغیر مستقل همان وام اشتغالزایی است که میتواند بر کیفیت از زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیرگذار باشد. در تعریف وام اشتغالزایی از بخشنامۀ 318956/1 مورخ 19/02/1402 کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) استفاده شد و نظریۀ خاصی ندارد. چارچوب پژوهش در جدول (1) خلاصه شده است.
جدول 1- چارچوب نظری
Table 1- Theoretical framework
|
متغیر |
نظریهپرداز |
متغیر |
مولفه |
|
وابسته |
Giddens (1984) Zhan (1992) Hernández et al. (2009) World Health Organization به نقل از نجات و دیگران (1385) |
ساختیابی:عاملیت – ساختار کیفیت زندگی |
انتظارات، احساسات، اعتقادات |
|
Giddens (1984) (1985) Diener et al. Kahneman (1999) Chase (2018) |
عاملیت- ساختار رضایت از زندگی |
سلامت جسمانی، سلامت روانی سلامت اجتماعی |
|
|
مستقل |
- |
وام اشتغالزایی (براساس بخشنامۀ 318956/1 مورخ 19/02/1402 کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) |
وام در راستای مهارت راهاندازی و ایجاد کسبوکار مستقل، میزان پول یا اعتبار پولی کمبهره برای راهاندازی کسبوکار آزاد به زنان سرپرست خانواده |
مدل نظری پژوهش
مدل پژوهش برایناساس ترسیم شده است:
وام اشتغالزایی بهعنوان متغیر مستقل بر کیفیت زندگی و مؤلفههای آن و رضایت از زندگی و مؤلفههای آن تأثیرگذار است.
شکل 1- مدل پژوهش
Fig 1- Research model
فرضیههای پژوهش
وام اشتغالزایی بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیرگذار است.
وام اشتغالزایی بر رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده تأثیرگذار است.
کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته متفاوت است.
رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته متفاوت است.
روش پژوهش
رویکرد پژوهش حاضر کمّی-کاربردی از نوع پیمایشی و روش آن علّی-مقایسهای بود؛ زیرا زنان سرپرست خانواده استفادهکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانواده بدون سابقۀ استفاده از وام اشتغالزایی ازنظر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی مقایسه شدند. جامعۀ آماری3203 نفر زن سرپرست خانوادۀ زیر پوشش کمیتۀ امداد امام خمینی بودند. و حجم نمونه با استفاده از فرمول کرجسی مورگان 344 نفر برآورد شد. 344 نفر به دو نیمۀ مساوی172 تقسیم شدند؛ به این معنی که 172 نفر زن دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی و 172 نفر زنان زیر پوشش که وام اشتغالزایی دریافت نکردهاند، گزینش شدند. به دلیل قلمرو مکانی گستردۀ پژوهش و عدم دسترسی به تمامی زنان جامعۀ آماری با همکاری کمیتۀ امداد امام خمینی با استفاده از شیوۀ نمونهگیری تصادفی ساده نمونهها مطالعه شدند. در این پژوهش زنان مجردی مطالعه شدند که هرگز ازدواج نکرده و خودسرپرست بودند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامۀ کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامۀ کارنیل فریش و ویلانویوا[11] (1992) استفاده شد که نجات و همکاران (1385) در ایران هنجاریابی کردهاند (Tatina Boldaji et al., 2011 Cited in). روایی این پرسشنامه قابلقبول است و ضریب آلفای آن برای سلامت جسمانی 70/0، سلامت روانی 73/0، روابط اجتماعی 55/0 و ارتباطات محیطی 84/0 محاسبه شده است. همچنین از پرسشنامۀ رضایت از زندگی دینر و همکاران[12] (1985) استفاده شد که بر جنبۀ مثبت تجارب افراد تمرکز دارد. در هر سه پرسشنامۀ متناسب با جامعۀ آماری پژوهش یعنی زنان سرپرست خانواده، تغییراتی داده شد. نمرۀ هرگویه براساس طیف 5درجهای لیکرت در دامنهای از(1 تا 5) به ترتیب از خیلیکم تا خیلی زیاد سنجیده شد. برای سنجش روایی ابزار از اعتبار محتوای صوری و نظر اصلاحی استاد راهنما و متخصصین جامعهشناسی استفاده شد. دربارۀ اعتبار پرسشنامه از روش «ساچ لاوشه» استفاده شد. این روش میزان موافقت میان ارزیابان یا داوران را درخصوص مناسب یا اساسیبودن گویهای خاص اندازهگیری میکند. این فرمول عبارت است از:
در این فرمول CVR نسبت محتوا، ne تعداد ارزیابانی که میگویند گویه سودمند است (8 نفر) و N تعداد کل ارزیابان (10) است. برای تعداد 15 نفر خبرگان، حداقل این ضریب 49/0 است. مقدار ضریب CVR برای تمامی متغیرها در این پژوهش 6/0 شد که بالاتر از عدد 49/0 (معادل 5/0) میباشد. پس میتوان گفت سؤالات از اعتبار محتوایی لازم برخوردار است. پایایی ابزار پژوهش با روش آلفای کرونباخ با استفاده از نرمافزار spss محاسبه شد. نتایج در جدول 2 خلاصه شده است.
همچنین با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در نرمافزار spss ، پایایی متغیرهای کیفیت از زندگی 774/0 و رضایت از زندگی 714/0درصد به دست آمد. متغیرها، مؤلفهها و معرفها و نتایج سنجش پایایی آنها در جدول 2 خلاصه شده است.
جدول 2- متغیرها، مؤلفهها و گویهها و پایایی آنها (آلفای کرونباخ متغیرها)
Table 2- Variables, components and items and their reliability (Cronbach's alpha variables)
|
متغیر |
مولفه |
معرفها |
تعداد سؤالات |
ضریب آلفای کرونباخ |
||
|
وابسته |
کیفیت زندگی |
انتظارات |
انتظار: پیشرفت در زندگی شخصی، امید و دستیابی به زندگی سالم، برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران (فامیل، دوستان و...)، حمایت اجتماعی و مالی |
7 |
901/0 |
|
|
احساسات |
احساس: امنیت اجتماعی، رضایت از زندگی شخصی، لذت ارتباط با دیگران، احساس تعلق به دیگران (همسایگان، محل زندگی، مسکن، دوستان، شغل و...) |
8 |
744/0 |
|||
|
اعتقادات |
اعتقاد به صلهرحم در برقراری رابطه، توان انجام تکالیف دینی مثل انجام واجبات مثل نماز و روزه و پرداخت فطریه و صدقه، اعتقاد به توانمندیهای خود، اعتقاد به «از تو حرکت از خدا برکت» اعتقاد به تلاش و کار و... |
6 |
703/0 |
|||
|
کل سؤالات کیفیت زندگی |
21 |
774/0 |
||||
|
رضایت از زندگی |
سلامت جسمانی |
رضایت از: مهارت انجام کار درآمدزا، انجام فعالیت روزمره، میزان خواب و استراحت، نداشتن درد و بیماری جسمی، داشتن تحرک و انرژی برای کار و فعالیت |
5 |
800/0 |
||
|
سلامت روانی |
|
4 |
752/0 |
|||
|
سلامت اجتماعی
|
رضایت از: توان برقراری ارتباط با دیگران (فامیل، دوستان، همسایگان ...)، توان مشارکت اجتماعی ( شرکت در مناسبتها مثل راهپیماییهای اجتماعی مثل 22بهمن، روز قدس، انتخابات و...)، مشارکت در جشنها و اعیاد، توان پرداختن به فعالیتهای مذهبی (رفتن به مسجد و دعا، زیارت، نماز جمعه و جماعات، پرداختن به کارهای روزمره، دید و بازدیدها و... رضایت از: امکانات زندگی، درآمد، جایگاه اقتصادی- اجتماعی، محل زندگی، وضعیت مسکن و... |
11 |
796/0 |
|||
|
کل سؤالات رضایت از زندگی |
20 |
714/0 |
||||
|
مستقل |
وام اشتغالزایی |
دریافت وجه نقد: پول کمبهرهای که ازطرف کمیتۀ امداد امام خمینی برای راهاندازی شغل آزاد در اختیار زنان سرپرست خانواده قرار میگیرد و تا زمان معین دو الی سه سال یا بیشتر، تا به سوددهی نرسیده از بخشودگی برگشت وام برخوردار هستند. معرفهای آن: یک سؤال باز پاسخ و 3 سؤال بسته پاسخ= 4 معرف تاکنون وام اشتغالزایی دریافت کردهاید؟ اگر پاسخ مثبت است، میزان موافقت خود را با گویههای زیر علامت بگذارید. کمبهره بودن وام خود اشتغالزایی در ایجاد علاقه به دریافت آن مؤثر است. کمیته به دریافتکنندۀ وام خوداشتغالزایی تا زمان سوددهی مهلت بازپرداخت میدهد و تمایل استفاده از آن را افزایش میدهد. تأخیر در بازپرداخت وام خوداشتغالزایی، به وامگیرنده اطمینان خاطر بیشتری میدهد تا برای موفقیت در کارش دغدغۀ زیادی نداشته باشد. |
83/0 |
|||
|
|
کل سؤالات |
46 |
761/0 |
|||
منبع (مستخرج از پایاننامه)
یافتههای پژوهش
یافتههای توصیفی
یافتههای توصیفی متغیرهای جمعیتی در جدول3 گزارش شده است.
ویژگیهای جمعیتشناختی جامعۀ بررسیشده به این شرح است که بیشترین سن زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام و سایرزنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته بین 35 تا 45 سال گزارش شده است. بیشترین میزان درآمد زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام، علاوهبر مستمری کمیتۀ امداد امام خمینی، بین یک تا سه میلیون تومان در ماه بوده است و سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته، فاقد درآمد در ماه بودهاند و فقط مستمری کمیته را دریافت میکردند. بیشترین سطح تحصیلات زنان دریافتکنندۀ وام دیپلم و فوق دیپلم (6/50درصد) گزارش شده و بیشترین سطح تحصیلات سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته نیز دیپلم و فوق دیپلم (44درصد) گزارش شده است. ازنظر بدسرپرست و بدون سرپرست بودن، هردو گروه شرایط تقریباً مشابهی داشتند.
جدول 3- توزیع فراوانی پاسخگویان (172 نفر)
Table 3- Frequency distribution of respondents (172 people)
|
|
وامگرفته |
وامنگرفته |
میزان درآمد (تومان) |
وامگرفته
|
وامنگرفته |
||||
|
سن |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
تعداد |
درصد |
|
|
تا 35 سال |
35 |
3/20 |
44 |
6/25 |
فاقد درآمد |
0 |
0 |
88 |
2/51 |
|
بین 36 تا 40 سال |
42 |
4/24 |
47 |
3/27 |
کمتر از 1 میلیون |
29 |
9/16 |
45 |
2/26 |
|
بین 41 تا 45 سال |
45 |
2/26 |
30 |
4/17 |
بین 1 تا 3 میلیون |
65 |
8/37 |
26 |
1/15 |
|
بین 46 تا 50 سال |
23 |
4/13 |
23 |
4/13 |
بین 3و 100 تا 5 میلیون |
41 |
8/23 |
11 |
4/6 |
|
بین 51 تا 55 سال |
15 |
7/8 |
19 |
11 |
بین 5 و100 تا 8 میلیون |
25 |
5/14 |
2 |
2/1 |
|
بالاتر از 55 سال |
12 |
7 |
9 |
2/5 |
بالاتر از 8 میلیون |
12 |
7 |
0 |
0 |
|
سطح تحصیلات |
وضعیت سرپرست |
||||||||
|
بیسواد |
23 |
4/13 |
15 |
7/8 |
بدون سرپرست |
108 |
8/62 |
103 |
9/59 |
|
ابتدایی |
14 |
1/8 |
17 |
9/9 |
بدسرپرست |
64 |
2/37 |
69 |
1/40 |
|
راهنمایی |
51 |
7/29 |
63 |
6/36 |
جمع |
172 |
100 |
172 |
100 |
|
دیپلم و فوق دیپلم |
77 |
6/50 |
65 |
44 |
|||||
|
لیسانس و بالاتر |
7 |
1/ 4 |
2 |
2/1 |
|||||
|
جمع |
172 |
100 |
172 |
100 |
|||||
یافتههای توصیفی متغیرهای پژوهش
نکته: برای جاشدن اعداد داخل جدول، برخی از اعداد گرد شدهاند تا نظم جدول حفظ شود. همچنین برای تعیین حد میزان متغیرها و مؤلفهها به این طریق عمل شد. چنانچه میانگین بهدستآمده زیر 40 باشد، در حد پایین، اگر بین 40 تا 70 باشد، در حد متوسط و اگر بیش از 70 باشد، در حد زیاد ارزیابی شد.
عملیات آماری جدول با نرمافزار spssنسخۀ 23 انجام شده است. براساس یافتههای جدول4، میانگین رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وامگرفته در برابر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته در مؤلفههای جسمانی (99/7 در برابر 76/2)، روانی_معنوی (65/21 در برابر 81/2) و اجتماعی (45/31 در برابر 58/2) بسیار بیشتر و درخور توجه بوده است؛ بنابراین، میانگین رضایت از زندگی زنانی که وام اشتغالزایی دریافت کردهاند (34/13) و کسبوکار راه انداختهاند، از میانگین رضایت از زندگی زنانی که وام نگرفتهاند (70/2) بسیار بیشتر است؛ یعنی رضایت از زندگی زنانی که وام دریافت کرده و کسبوکار راه انداختهاند، در حد بالا و رضایت از زندگی زنانی که وام نگرفتهاند، در حد پایین ارزیابی میشود.
همچنین براساس یافتههای جدول4 میانگین کیفیت زندگی و مؤلفههای آن در گروه زنان سرپرست خانواده که وام اشتغالزایی گرفتهاند، بیشتر از زنانی است که وام اشتغالزایی نگرفتهاند (55/46 در برابر 69/2) و در حد متوسط ارزیابی میشود. همچنین میانگین مؤلفههای کیفیت زندگی در گروه زنانی که وام اشتغالزایی گرفتهاند، بیش از زنانی است که وام نگرفتهاند. انتظارات (17/16در برابر 73/2) و احساسات (27/13 در برابر 69/2) زنانی که وام گرفتهاند، بیش از زنانی است که وام نگرفتهاند؛ اما در مؤلفۀ اعتقادات تفاوت بسیار زیادی بین کیفیت زندگی زنان وامگرفته با زنان وامنگرفته وجود دارد (26/18در برابر 86/2).
همچنین انحراف معیار رضایت از زندگی (32/3 در برابر 63/0) و کیفیت زندگی (79/5 در برابر 69/0) زنان وامگرفته بیشتر از زنانی است که این وام را نگرفتهاند. این تفاوت در انحراف معیار کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی به میزان ریسکپذیری متفاوت آنها بستگی دارد.؛ زیرا برخی از زنان ریسکپذیری بالا و برخی ریسکپذیری کمتری دارند و دریافت وام هم براساس میزان ریسکپذیری آنها بوده است.
جدول 4- آمار توصیفی متغیرها و مؤلفههای آنها به تفکیک گروه مطالعاتی (344 نفر)
Table 4- Descriptive statistics of variables and their components by study group (344 people)
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
کمینه |
بیشینه |
کجی |
کشیدگی |
گویه |
||||||||
|
وام گرفته |
وام نگرفته |
وام گرفته |
وام نگرفته |
وام گرفته |
وام نگرفته |
وام گرفته |
وام نگرفته |
وام گرفته |
وام نگرفته |
وام گرفته |
وام نگرفته |
|
|||
|
رضایت جسمانی |
99/7
|
76/2
|
32/ 2 |
12/1 |
3 |
1 |
15 |
5 |
131/0 |
131/0 |
262/0 |
262/0 |
5 |
||
|
رضایت روانی- معنوی |
65/21 |
81/2 |
14/4 |
85/0 |
11 |
1 |
32 |
5 |
131/0 |
131/0 |
262/0 |
262/0 |
4 |
||
|
رضایت اجتماعی |
45/31
|
58/2
|
32/5 |
66/0 |
18 |
1 |
45 |
5 |
131/0 |
131/0 |
262/0 |
262/0 |
11 |
||
|
رضایت از زندگی |
34/13 |
70/2
|
32/3 |
63/0 |
5 |
1 |
24 |
4 |
131/0 |
131/0 |
262/0 |
262/0 |
20 |
||
|
تعداد |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
- |
||
|
کیفیت زندگی |
وامگرفته |
وامنگرفته |
وامگرفته |
وامنگرفته |
وامگرفته |
وامنگرفته |
وامگرفته |
وامنگرفته |
وامگرفته |
وامنگرفته |
وامگرفته |
وامنگرفته |
|
||
|
انتظارات |
17/16 |
73/2 |
09/3 |
80/0 |
9 |
1 |
25 |
5 |
59/0 |
131/0 |
16/0- |
057/0- |
7 |
||
|
احساسات |
27/13 |
69/2 |
7۱/2 |
8۳/0 |
5 |
1 |
21 |
5 |
174/0 |
131/0 |
03/0- |
279/0 |
8 |
||
|
اعتقادات |
26/18 |
86/2 |
16 /3 |
74/0 |
10 |
1 |
27 |
5 |
06/0 |
131/0 |
02/0 |
316/0 |
6 |
||
|
کیفیت زندگی |
55/46
|
69/2
|
79/5 |
69/0 |
30 |
1 |
64 |
4 |
04/0 |
131/0 |
06/0 |
184/0- |
21 |
||
|
تعداد |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
۱۷۲ |
|
||
|
وام اشتغالزایی |
50/1 |
|
501/0 |
|
1 |
|
2 |
|
000/0 |
|
012/2- |
|
3 |
||
|
تعداد |
172 |
||||||||||||||
منبع (مستخرج از پایاننامه)
|
Descriptive Statistics |
|||||||||||
|
|
N |
Minimum |
Maximum |
Mean |
Std. Deviation |
Variance |
Skewness |
Kurtosis |
|
||
|
Statistic |
Statistic |
Statistic |
Statistic |
Statistic |
Statistic |
Statistic |
Std. Error |
Statistic |
Std. Error |
|
|
|
گروه |
344 |
1 |
2 |
1.50 |
.501 |
.251 |
.000 |
.131 |
-2.012 |
.262 |
|
|
Valid N (listwise) |
344 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
یافتههای آزمون فرضیهها
قبل از استفاده از آمارۀ تیتست دو گروه مستقل برای مقایسۀ دو گروه، برای سنجش برابری واریانسها و توزیع نرمال متغیرها، میزان شاخص چولگی و کشیدگی نمرات متغیرها براساس دیدگاه کالین (به نقل از غفاری و همکاران، 1402) بررسی شد. (جدول5)
جدول 5 نشان میدهد که قدرمطلق ضریب چولگی کمتر از 3 و ضریب کشیدگی کمتر از10 و خطای معیار بزرگتر از 05/ به دست آمد (غفاری و همکاران، 1402)؛ بنابراین، توزیع نمرات متغیرها به هنجار است و میتوان از آمارۀ پارامتری تیتست استفاده کرد.
جدول5- سنجش وضعیت به هنجاربودن متغیرهای پژوهش
Table 5- Measuring the status of normality of research variables
|
متغیر |
شاخص چولگی26
|
خطای معیار 27 |
شاخص کشیدگی28 |
خطای معیار |
|
کیفیت زندگی |
055/0- |
131/0 |
340/0 |
262/0 |
|
کیفیت زندگی (انتظارات) |
0253/0 |
131/0 |
182/0- |
262/0 |
|
کیفیت زندگی (احساسات) |
447/0 |
131/0 |
018/0 |
262/0 |
|
کیفیت زندگی (اعتقادات و...) |
055/0- |
131/0 |
010/1 |
262/0 |
|
رضایت از زندگی |
173/0- |
131/0 |
240/0- |
262/0 |
|
رضایت از زندگی جسمانی |
213/0 |
131/0 |
370/0- |
262/0 |
|
رضایت از زندگی روانی و معنوی |
009/0- |
131/0 |
415/0- |
262/0 |
|
رضایت از زندگی اجتماعی |
002/0- |
131/0 |
391/0- |
262/0 |
منبع (مستخرج از پایاننامه)
فرضیههای اصلی پژوهش
بین کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته تفاوت معنادار وجود دارد. ≠H1 H0
بین رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته تفاوت معنادار وجود دارد. ≠H1 H0
برای آزمون فرضیهها از آزمون t گروههای مستقل استفاده شد. یافتهها در جدول 6 خلاصه شده است.
براساس یافتههای جدول (6)، مقدار t متغیر کیفیت زندگی (۹۳۷/۶) در سطح اطمینان بیشتر از حد انتظار (۹۹%) به دست آمد (000/0=Sig) و فرض تحقیق تأیید و فرض صفر رد شد؛ یعنی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وامگرفته، تفاوت معناداری با کیفیت زندگی زنان وامنگرفته دارد. کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی مطلوبتر از زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته است.
مقدار t در آزمون رضایت از زندگی (1۷۳/۸) و در سطح اطمینان بیشتر از ۹۹% به دست آمد و فرض تحقیق تأیید و فرض صفر رد شد؛ یعنی تفاوت معناداری بین رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وامگرفته و وامنگرفته وجود دارد.
جدول 6- نتایج آزمون t گروههای مستقل
Table 6- Results of independent groups t-test
|
متغیر |
گروه |
تعداد |
تست لوین برابری واریانسها 29 |
t |
d.f |
Sig |
||
|
F |
Sig |
d.f |
||||||
|
کیفیت زندگی |
وامگرفته |
172 |
۸۲۵/۰ |
۳۶۴/0 |
342 |
۹۳۷/۶ |
342 |
000/0 |
|
وامنگرفته |
172 |
|||||||
|
رضایت از زندگی |
وامگرفته |
172 |
515/80 |
000/0 |
342 341 |
۱۷۳/8 |
342 |
000/0 |
|
وامنگرفته |
172 |
|||||||
منبع(مستخرج از پایان نامه)
فرضیههای فرعی پژوهش (مؤلفههای کیفیت زندگی)
- انتظارات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته دارای تفاوت معنادار است.
- احساسات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته دارای تفاوت معنادار است.
- اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته دارای تفاوت معنادار است.
یافتههای تست لوین نشان میدهد که متغیرهای سه بُعد کیفیت از زندگی، ویژگی برابری واریانسها را دارد و برای ورود به آزمون مناسب هستند؛ زیرا سطح معناداری بیش از 05/0 به دست آمد (05/< 147 = Sig).
براساس یافتههای جدول (7) مقدار t بهدستآمده فقط در یکی از ابعاد کیفیت زندگی یعنی «اعتقادات» (545/0) در سطح اطمینانی بیشتر از حد انتظار (95%) به دست آمده است (586/0=Sig) و تفاوت معناداری را در این متغیر در بین زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی و سایر زنان نشان نمیدهد؛ اما در دو متغیر دیگر یعنی انتظارات و احساسات مقادیر t بهدستآمده (05/6 و 1/7) در سطح اطمینانی کمتر از حد انتظار (95%) به دست آمده است (05/0>000/0Sig= ) و تفاوت معناداری را در این متغیرها در بین زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی و سایر زنان نشان میدهد؛ بنابراین، در بُعد اعتقادات کیفیت زندگی فرض صفر تأیید و فرض تحقیق رد شد؛ اما در دو بُعد انتظارات و احساسات کیفیت زندگی فرض تحقیق تأیید شد؛ برایناساس:
انتظارات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از انتظارات زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته است.
( 000/0= Sig و 05/6= t)
احساسات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از احساسات زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته است.
( 00/0 = Sig و 1/7= t)
اما اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته نیست.
( 545/0= Sig و 586/0= t)
جدول 7- نتایج آزمون t گروههای مستقل برای بررسی تفاوت گروهها در مؤلفههای متغیر کیفیت زندگی (تعداد= 344)
Table 7- Results of independent groups t-test to examine group differences in quality of life variable components (number = 344)
|
متغیر |
گروه |
تعداد |
تستلوین برابری واریانسها |
آماره t |
d.f |
Sig |
||
|
F |
Sig |
d.f |
||||||
|
انتظارات |
وام گرفته |
172 |
11/2 |
147 |
342 |
05/6 |
342 |
000/0 |
|
وام نگرفته |
172 |
|||||||
|
احساسات |
وام گرفته |
172 |
073/0 |
787/0 |
342 |
1/7 |
342 |
000/0 |
|
وام نگرفته |
172 |
|||||||
|
اعتقادات |
وام گرفته |
172 |
278/0 |
۵99/0 |
342 |
545/0 |
342 |
586/0 |
|
وام نگرفته |
172 |
|||||||
منبع (مستخرج از پایاننامه)
فرضیههای فرعی پژوهش (مؤلفههای رضابت از زندگی)
برای آزمون این فرضیهها نیز از آزمون t گروههای مستقل استفاده شد. یافتهها در جدول 8 گزارش شده است.
براساس یافتههای جدول (8)، تست لوین در تمامی ابعاد رضایت از زندگی برابری واریانسها را نشان میدهد؛ به این معنا که متغیرها برای ورود به تحلیل و استفاده از آمارۀ پارامتری مناسب هستند. مقادیر t بهدستآمده در تمامی ابعاد رضایت از زندگی یعنی «سلامت جسمانی» (88/4)، «سلامت روانی» (25/7)، «سلامت اجتماعی» (20/6)، در سطح اطمینان بیشتر از حد انتظار (%95) به دست آمده است. سطح معناداری (Sig) تفاوت در این متغیرها در بین زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام خوداشتغالزایی و سایر زنان را نشان میدهد؛ بنابراین، در تمامی مؤلفههای رضایت از زندگی فرض صفر رد و فرض تحقیق با اطمینان 95درصد تأیید شد؛ برایناساس میتوان تبیین کرد که:
سلامت جسمانی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از سلامت جسمانی زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته است. ( 05/0 > 000/0=Sig و 88/4 t=)
سلامت روانی-معنوی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از سلامت روانی-معنوی زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته است.
( 05/0 > 000/0=Sig و 25/7 t=)
سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته است. ( 05/0 > 000/0=Sig و 20/6 t=)
جدول 8- نتایج آزمون t گروههای مستقل برای بررسی تفاوت گروهها در مؤلفههای متغیر رضایت از زندگی (تعداد=342)
Table 8- Results of independent groups t-test to examine group differencesin the variable components of life satisfaction (number = 342)
|
متغیر |
گروه |
تعداد |
تست لون برابری واریانس ها |
آماره t |
d.f |
Sig |
||
|
F |
Sig |
d.f |
||||||
|
سلامت جسمی |
وام گرفته |
172 |
48/1 |
225/0 |
340 |
88/4 |
342 |
000/0 |
|
وام نگرفته |
172 |
|||||||
|
سلامت روانی- معنوی |
وام گرفته |
172 |
66/1 |
99/1 |
342 |
25/7 |
342 |
000/0 |
|
وام نگرفته |
172 |
|||||||
|
سلامت اجتماعی |
وام گرفته |
172 |
29/1 |
256/0 |
342 |
20/6 |
342 |
000/0 |
|
وام نگرفته |
172 |
|||||||
منبع (مستخرج از پایاننامه)
تحلیل مانوا یکطرفه
در پژوهش کنونی به دلیل مقایسۀ دو گروه بهلحاظ تأثیرگذاری یک متغیر مستقل (وام اشتغالزایی) بر دو متغیر وابسته شامل رضایت از زندگی و کیفیت زندگی، از تحلیل مانوا یکطرفه استفاد شد تا میزان تأثیرگذاری وام اشتغالزایی بر متغیرهای وابسته سنجیده شود. قبل از اجرای مانوا پیششرط همبستگی متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون سنجیده شد. (جدول 9)
براساس یافتههای جدول 9 بین دو متغیر رضایت از زندگی و کیفیت زندگی در سطح اطمینان 99درصد و خطای کمتر از 05/0 همبستگی مستقیم و مثبت وجود دارد؛ بنابراین، میتوان از مانوای یکطرفه برای تحلیل استفاده کرد (جدول 10).
جدول 9- نتایج ضریب همبستگی متغیرهای وابستۀ پژوهش (Correlations)
Table 9- Results of the correlation coefficient of the dependent variables of the research (Correlations)
|
رضایت از زندگی |
|
رضایت از زندگی |
کیفیت زندگی |
|
ضریب همبستگی پیرسون |
1 |
378 |
|
|
سطح معناداری |
|
000/0 |
|
|
تعداد |
344 |
344 |
|
|
کیفیت زندگی |
ضریب همبستگی پیرسون |
378 |
1 |
|
|
سطح معناداری |
000/0 |
|
|
|
تعداد |
344 |
344 |
منبع (مستخرج از پایاننامه)
براساس دادههای اتای جدول مانوا، وام اشتغالزایی 5/12درصد از کیفیت زندگی و 6/19درصد از تغییرات رضایت از زندگی زنان دریافت کنندۀ وام اشتغالزایی را تبیین میکند.
جدول 10- نتایج مانوا متغیرهای اصلی پژوهش
Table 10- Results of MANOVA of the main research variables
|
متغیر |
گروه |
F |
Sig |
n |
Partial Eta Squared |
|
کیفیت زندگی |
وامگرفته |
03/49 |
000/0 |
172 |
125/0 |
|
وامنگرفته |
172 |
||||
|
رضایت از زندگی |
وامگرفته |
83/57 |
000/0 |
172 |
196/0 |
|
وامنگرفته |
172 |
منبع (مستخرج از پایاننامه)
براساس جدول 11، وام اشتغالزایی تغییرات مؤلفههای متغیرهای کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی را در 99درصد اطمینان تبیین میکند. کمترین میزان تأثیرمربوط به اتای مؤلفۀ اعتقادات (001/0) در کیفیت زندگی و بیشترین تأثیر مربوط به اتای روانی-معنوی (133/0) در رضایت از زندگی است.
جدول 11- نتایج مانوا مؤلفههای متغیرهای پژوهش
Table 11- Results of MANOVA of research variables components
|
متغیر |
مولفهها |
گروه |
F |
Sig |
n |
Partial Eta Squared |
|
کیفیت زندگی |
انتظارات |
وامگرفته |
63/36
|
000/0 |
172 |
097/0 |
|
وامنگرفته |
||||||
|
احساسات |
وامگرفته |
99/49 |
000/0 |
172 |
128/0 |
|
|
وامنگرفته |
||||||
|
اعتقادات |
وامگرفته |
297/0 |
586/0 |
172 |
001/0 |
|
|
|
وامنگرفته |
|||||
|
رضایت از زندگی |
رضایت جسمانی |
وامگرفته |
83/23 |
000/0 |
172 |
065/۰ |
|
وامنگرفته |
||||||
|
رضایت روانی-معنوی |
وامگرفته |
54/52 |
000/0 |
172 |
133/۰ |
|
|
وامنگرفته |
||||||
|
رضایت اجتماعی |
وامگرفته |
37/38 |
000/0 |
172 |
101/۰ |
|
|
وامنگرفته |
منبع (مستخرج از پایاننامه)
بحث و نتیجه
میانگین کیفیت زندگی و مؤلفههای آن در گروه زنان سرپرست خانواده که وام اشتغالزایی گرفتهاند، بیشتر از زنانی است که وام اشتغالزایی نگرفتهاند (55/46 در برابر 69/2) و در حد متوسط ارزیابی شد و فرض تحقیق تأیید شد. در مؤلفۀ اعتقادات، تفاوت بسیار زیادی بین میانگین کیفیت زندگی زنان وامگرفته با زنان وامنگرفته وجود دارد (26/18در برابر 86/2). دربارۀ مؤلفههای کیفیت زندگی، وضعیت زندگی زنان گیرندۀ وام مطلوبتر و شرایط مساعدتری دارند. زنانی که وام گرفته بودند، انتظارات بیشتر و احساسات مثبتتری به آینده و توانمندی و خودکفایی خودشان دارند.
همچنین نتایج آمار توصیفی نشان داد که رضایت از زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وامگرفته بسیار بیشتر از رضایت از زندگی زنان وامنگرفته بود و در حد بالا ارزیابی شد؛ اما رضایت از زندگی زنانی که وام نگرفتهاند، در حد پایین ارزیابی شد (4/74 در برابر 70/2).
درمجموع تفاوت در انحراف معیار کیفیت زندگی (79/5 در برابر 692/0) و رضایت از زندگی (47/10 در برابر 63/ ) زنان دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی به میزان ریسکپذیری متفاوت آنها بستگی دارد.؛ زیرا برخی از زنان ریسکپذیری بالا و برخی ریسکپذیری کمتری دارند و دریافت وام هم براساس میزان ریسکپذیری آنها بوده است.
نتایج آزمون t- test نشان داد که کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوادۀ وامگرفته متفاوت از کیفیت زندگی زنان وامنگرفته است و فرض پژوهش در سطح 9۹درصد اطمینان تأیید شد.
این یافته همسو با نتایج پژوهشهای مدیرفلاحراد و رضاخانی (1402)، محمود و شایوکات (2014)، کویوما-هانکانن و همکاران (2001)، رضایی و محمودی (1398)، امرالهی مجدآبادی و همکاران (1398)، زان (1992)، هرناندزو همکاران (2009)، تاتینا بلداجی و همکاران (2011) و World Health Organization به نقل از نجات و دیگران، (1385)، غفاری و امیدی (1390) و همچنین رویکرد قابلیتی در نظریۀ ساختیابی گیدنز (1984)، کسل )1392)، ریماز[13]و همکاران (2014) و سن (2001) بود. شرایط زندگی در جامعه و رفاه شخصی افراد تعیینکنندۀ کیفیت زندگی است (Solhi et al., 2016; Phillips, 2006). وام اشتغالزایی بهعنوان حمایت اجتماعی-اقتصادی از زنان سرپرست خانواده، براساس نظریۀ ساختیابی گیدنز (1984) در شکوفایی آگاهی عملی زنان و خانوادههایشان در عرصههای اجتماعی- اقتصادی نقش محوری دارد (بخش عاملیت و تأکید بر عملکردها) و در بُعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی در گروهها و جوامعی که در آن زندگی میکنند (ساختار)، شامل همکوشی و یکپارچگی، روابط شبکهای گسترده و اعتماد، نوعدوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابریطلبی تأکید دارد.
همچنین نتایج آزمون t گروههای مستقل بین مؤلفههای کیفیت زندگی نشان داد که بین زنان سرپرست دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی با سایر زنان سرپرست خانواده در مؤلفۀ احساسات و انتظارات تفاوت معنیداری وجود دارد؛ اما اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی متفاوت از اعتقادات زنان سرپرست خانوادۀ وامنگرفته نیست ( 545/0= Sig و 586/0= t) و فرض پژوهش در ابعاد احساسات و انتظارات کیفیت زندگی تأیید شد؛ اما در بُعد اعتقادات رد شد.. این نتایج با نتایج پژوهشهای رزمجو و همکاران (1399)، تاتینا بلداجی و همکاران (2011) و World Health Organization به نقل از نجات و دیگران (1385) و نظریۀ زان 1992)) هماهنگ و همسوست؛ زیرا دریافت وام اشتغالزایی عامل اساسی راهاندازی کسبوکار درآمدزا بوده و در کسب مهارتهای زندگی و افزایش قابلیتهای عملکرد اجتماعی زنان سرپرست خانواده در سختیهای اقتصادی – اجتماعی مؤثر است. همچنین مشارکت و حمایتهای اجتماعی موجب توانمندی زنان سرپرست خانواده براساس نظریۀ گیدنز شده است، بهگونهای که میتوانند از این توانمندی در راستای بهترشدن زندگی خود تلاش کنند و باوجود افزایش اضطراب و استرس ناشی از مسئولیتپذیری آنها، قابلیتها و اعتمادبهنفس آنها را در موفقیتهای شغلی و خانوادگی افزایش دهد (عاملیت). از مهمترین مهارتها، روابط و تعاملات اجتماعی در عرصههای بازار و مشتریمداری است و زنانی که موفق به کارآفرینی شدند (قابلیتها)، براساس اذعان خودشان از این امتیاز اجتماعی نیز برخوردار شدهاند.
نتایج حاصل از آزمون t گروههای مستقل (1۷۳/۸= t و 000/0= Sig) نشان داد که رضایت از زندگی زنان دریافتکنندۀ وام در مقایسه با زنان سرپرست خانواده که وام اشتغالزایی دریافت نکردهاند، متفاوت است و فرض پژوهش تأیید شد. زنان دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی رضایت بیشتری از زندگی دارند. این نتیجه با نتایج پژوهشهای نورادی (1400)، چاس (2018)، رضایی و محمودی (1399)، کاوند و همکاران (1389)، سلیمانیان و فیروزآبادی (1398) و حسینی امین و همکاران (1395) و دینر و همکاران (1985) هماهنگ است. همچنین با یافتههای ریماز و همکاران (2014) و کتاب فیلیپس (2006) همسوست؛ زیرا وضعیت اقتصادی نابسامان و نداشتن درآمد مستقل بر روی کیفیت زندگی و سلامت جسمانی و روابط اجتماعی تأثیرگذار بوده و داشتن اشتغال و درآمد عامل بسیار مهمی در کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده است و افزایش سطح اعتمادبهنفس و ارتقای استقلال و احساس مفیدبودن و سودمندی فردی و اجتماعی را به دنبال دارد و تأثیر درخور توجهی بر تقویت روابط اجتماعی فرد خواهد گذاشت. درواقع پویایی درآمدی زنان و گرفتن وام اشتغالزایی موجب بهبود نقش اجتماعی و احساس وجود مثبت آنان شده است. نکتۀ درخور توجه این است که مزایای اشتغال است که احساس کفایت فردی را بین زنان افزایش میدهد و درنتیجه اثر متقابل مثبتی بین شخص و محیط او ایجاد میکند و موجب ارتقای مهارتهای زندگی زنان سرپرست دریافتکنندۀ وام اشتغالزایی میشود و رضایت از زندگی آنها را میافزاید.
وام اشتغالزایی در شکوفایی قابلیت زنان مفید است و عاملی برای درآمدزایی و خروج از گردونۀ فقر و نداری و تغییر در وضعیت اقتصادی خود و خانوادۀ آنهاست که هم کفایت و توانمندی و آیندۀ زنان را تضمین میکند و هم حس اعتمادبهنفس و زندگی باکیفیت را در آنها تقویت میکند. بسیاری از زنان دریافتکنندۀ وام خوداشتغالزایی با تأسیس کارگاههای کوچک و متوسط توانسته بودند که زنان بدسرپرست و بیسرپرست را نیز زیر پوشش خود بگیرند و احساس نشاط اجتماعی داشته باشند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود مسئولین اجرایی مرتبط با حوزۀ حمایتهای اجتماعی از زنان سرپرست خانواده مانند کمیتۀ امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی با برگزاری کارگاههای آموزشی برای زنان سرپرست خانوادۀ زیر پوشش، نقش وام اشتغالزایی در تأمین رفاه آنها و خانوادههایشان را تبیین کنند و انگیزۀ دریافت وام خوداشتغالزایی را در همۀ زنان سرپرست خانواده ایجاد و تقویت کنند تا با خوداشتغالی، ماهیگیری را به آنها بیاموزند. همچنین مبلغ وام را متناسب با تورم جامعه افزایش دهند و قوانین دستوپاگیر و طولانیشدن پرداختها را تسهیل کنند. همچنین مهلت مناسب بازپرداخت آن را افزایش دهند. ایناقدامات عاملی برای کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از نداری و بیکاری، کمرنگ شدن سیمای زشت فقر از خانواده و جامعه و گامی در مسیر توسعۀ اجتماعی زنان و خانوادههاست.
[1] Kim & Kim
[2] Recursive
[3] zhun
[4] Serge
[5] Hernández
[6] Boldaji et al.
[7] Hernández et al.
[9] Phillips
[10] Chase
[11] Cornell Frisch & Villanueva
[12] Diener et al.
[13] Rimaz