Green Development in the Context of Structural Abandonment: A Study on the Construction of Green Agriculture among Greenhouse Farmers in Ashkezar

Document Type : Research Paper

Authors

1 Ph.D. student of Iran's Social Issues, Faculty of Social Sciences, University, Yazd, Yazd, Iran

2 Associate professor, Department of Social Work and Policy, Faculty of Social Sciences, University of Yazd, Yazd, Iran

3 Professor, Department of Sociology, Faculty of Social Sciences, University of Yazd, Yazd, Iran

Abstract

Introduction
In recent years, greenhouse cultivation has gained significant attention in Iran as a modern agricultural approach. The country's unique climatic conditions, particularly water scarcity and the challenges faced by both traditional and industrial agriculture, highlight the urgent need to expand greenhouse farming. Ashkezar County has emerged as a key hub for greenhouse agriculture in Iran, thanks to its distinct climate and limited water resources. Greenhouse farming has become a viable strategy to address the limitations of traditional agriculture in this region and represents a practical step toward achieving sustainable agricultural development. This study aimed to investigate the construction of sustainable agricultural practices among greenhouse farmers in Ashkezar and explore the challenges of green agriculture and the strategies to overcome them.
 
 
Materials & Methods
This research employed a constructivist grounded theory methodology. Participants included greenhouse farmers in Ashkezar County, each with a minimum of 3 years of experience in greenhouse farming. A purposive sampling method, specifically maximum variation sampling, was utilized and focused interviews were conducted with 45 farmers. Each interview lasted between 45 minutes and one hour. The collected data were analyzed using the 3-phase coding approach of constructivist grounded theory: initial coding, focused coding, and theoretical coding.
 
Discussion of Results & Conclusion
The findings revealed that institutional abandonment, economic instability, and technological backwardness were the three primary challenges facing green agriculture in Ashkezar County. These factors contributed to structural abandonment, highlighting the need for institutional and structural transformations to address this issue. Such transformations were essential for achieving effective green management of the agricultural ecosystem. Additionally, these transformations were interconnected with the modernization of green knowledge, social empowerment in green practices, and optimization of institutional mechanisms. Together, these elements significantly influenced the green management of agricultural ecosystems. Ultimately, successful institutional and structural transformations could pave the way for agricultural green development, which was further supported by effective ecosystem management.
While developing green agriculture in Ashkezar County was crucial due to its climatic conditions and limited water resources, significant structural barriers remained. Institutional weaknesses, economic instability, and technological underdevelopment were key challenges that hindered the implementation of green agricultural initiatives. Furthermore, the lack of supportive legislation, inefficiencies in resource allocation, and insufficient investment in modern technologies had collectively stymied progress toward green development. Under these circumstances, agricultural ecosystems had entered a crisis due to poor management, while polluting industries continued to operate unchecked.
Moreover, greenhouse farmers in the region generally exhibited low levels of awareness regarding the importance of environmental sustainability and green agricultural development, with some showing resistance to change. However, several viable strategies could help overcome these challenges. Strengthening institutions through legal reforms and increased transparency could create a more supportive environment for green agricultural development. Additionally, investing in green technologies, reducing reliance on polluting practices, and utilizing renewable energy sources could further facilitate this transition.
Equally important was the promotion of social green empowerment and enhancing farmers' environmental awareness through education. Such initiatives could foster a culture of green agricultural development and encourage broader participation. Furthermore, modernizing green knowledge through capacity building and the transfer of innovative technologies could lead to more efficient use of scarce resources. Ultimately, green development had to be seen not merely as a goal, but as a natural outcome of these structural reforms. By establishing effective institutional frameworks, investing in green technologies, and promoting public awareness, it is possible to achieve a model of development that integrates economic growth with a strong commitment to environmental sustainability.

Keywords

Main Subjects


مقدمه

کشاورزی سبز یا زیست‌محیطی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان تأمین امنیت غذایی، حفاظت از منابع طبیعی و کاهش اثرات زیست‌محیطی، در دهه‌های اخیر توجه ویژه‌ای را به خود جلب کرده است (Yang & Solangi, 2024; Umesha et al., 2018). توسعۀ سبز کشاورزی بعد از بروز مسائل و چالش‌های کشاورزی سنتی برای محیط‌زیست و پایداری اقتصادی-اجتماعی برای آینده مطرح شد. توسعۀ سبز کشاورزی تلفیقِ «سبز» و «توسعه» ازطریق بازسازیِ سیستم‌های تولید و مصرف کشاورزی با تمرکز بر استانداردهای بالای زیست‌محیطی و امنیت غذایی است (Shen et al., 2020: 7). توسعۀ سبز کشاورزی به معنای ایجاد تعادل بین منافع اقتصادی و پایداری زیست‌محیطی-اجتماعی است. بنیادِ توسعۀ سبز کشاورزی این است که کشاورزی باید در راستای حفظ محیط‌زیست و کاهش تخریب آن باشد؛ بنابراین، توسعۀ سبز کشاورزی دراساس یک کشاورزیِ سبز است. در این رویکرد، تولیدِ کشاورزی تولیدِ سبز محسوب می‌شود (Liu et al., 2022). در توسعۀ سبز کشاورزی بر بهره‌گیری از تکنولوژی‌های نوینِ دیجیتالی برای مدیریتِ فرایند کشاورزی و سازگارکردن آن با محیط‌زیست تأکید می‌شود. مکانیزه‌شدن و دیجیتالی‌شدن فرایند تولید کشاورزی، بر کمبود و انحصار منابع در کشاورزی سنتی غلبه می‌کند، مصرف انرژی را با تنظیم دقیق‌تر و کارآمدتر تکنولوژی‌های کشاورزی کاهش می‌دهد و تخصیص بهینۀ منابع به بخش‌های مختلف را محقق می‌سازد (Jiang et al., 2022: 3).

کشاورزی گلخانه‌ای یکی از استراتژی‌های توسعۀ سبز کشاورزی است که از تکنولوژی‌های نوین و دیجیتالی برای بهره‌وری بیشتر ازیک‌طرف و سازگاری بیشتر با محیط‌زیست از طرف دیگر استفاده می‌کند. کشاورزی گلخانه‌‌ای به دلیل داشتن شرایط محیطی کنترل‌شده، امکان تولید محصولات با کیفیت بالا و تعداد بیشتر فراهم می‌کند و در زمان‌هایی که در فضای باز امکان‌ کشت وجود ندارد (به‌ویژه در مناطق با شرایط آب‌وهوایی نامساعد) استفاده می‌شود. همچنین، با استفاده از تکنولوژی‌های گلخانه‌ای می‌توان بهبود عملکرد گیاهان، کاهش مصرف آب و کاهش مقدار کود‌های شیمیایی را نیز تجربه کرد (Chahidi et al., 2021: 1). کشت گلخانه‌ای معمولاً با هزینۀ بیشتری همراه است؛ اما باتوجه‌به میزان تولید بیشتر و کیفیت بالاتر محصولات، این روش کشت در بسیاری از مناطق جهان ازجمله کشور‌هایی با شرایط آب‌وهوایی نامساعد بسیار استفاده می‌شود (Barbaresi et al.,2020: 6).

کشاورزی در ایران پیش از شکل‌گیری نظام سرمایه‌داری تا حد زیادی با شرایط طبیعی و زیست‌محیطی سازگار بود. با درک اقلیم خشک ایران و محدودیت منابع آبی، کشاورزان شیوه‌هایی مانند ذخیرۀ آب، حفر قنات و سایر تدابیر سنتی را برای مدیریت بهینۀ منابع به کار می‌گرفتند (Seyf, 2006: 659)؛ اما با ورود سرمایه‌داری به ایران هرچند در مراحل اولیۀ آن، کشاورزی گسترش یافت، روش‌های سنتی کشاورزی در این دوره دیگر پاسخ‌گوی نیازهای جدید نبودند؛ درنتیجه، توسعۀ بخش کشاورزی بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست‌محیطی، ظرفیت‌های بومی و منابع انرژی صورت گرفت که پیامد آن تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و آسیب‌های گسترده به طبیعت ایران بود. در شرایط کنونی، کشاورزی به یکی از پرمصرف‌ترین بخش‌ها ازنظر منابع انرژی، به‌ویژه آب، تبدیل شده است، درحالی‌که بازدهی اقتصادی آن بسیار پایین است. حکمرانی ناکارآمد منابع آبی در کنار سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد توسعه، کشاورزی را در ایران تبدیل به عامل بنیادی تضعیف محیط‌زیست کرده است. این سیاست‌ها سبب «ورشکستگی آب» در ایران شده است؛ مسئله‌ای که بهره‌وری بخش کشاورزی را به‌شدت زیر سؤال برده است (Mirzaei et al., 2019)؛ افزون بر این، کیفیت تولیدات کشاورزی نیز به‌طور مستمر کاهش می‌یابد و این امر تهدیدی جدی برای امنیت غذایی شهروندان محسوب می‌شود. با اینکه کشاورزی تأثیرات گسترده‌ای بر محیط‌زیست، منابع انرژی، امنیت غذایی و ساختارهای اجتماعی و اقتصادی ایران داشته است، اما نمی‌توان اهمیت آن را در پیشرفت جامعه نادیده گرفت؛ ازاین‌رو، چالش اصلی نه تضعیف کشاورزی، بلکه دگرگونی و انطباق آن با ضرورت‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی است.

در سال‌های اخیر به کشت گلخانه‌ای در ایران به‌عنوان یکی از شیوه‌های نوین در بخش کشاورزی توجه شده است. شرایط اقلیمی ویژۀ کشور، به‌ویژه محدودیت منابع آبی و مشکلاتی که کشاورزی سنتی و صنعتی با آن روبه‌رو هستند، نیاز به گسترش کشاورزی گلخانه‌ای را بیش از گذشته نمایان کرده است. این شیوۀ کشت، به دلیل بهره‌وری بهتر از آب و مزایای زیست‌محیطی، به‌عنوان رویکردی پایدار مطرح شده است. طبق اطلاعات سامانۀ گلخانه‌ ایران (1403) درحال حاضر حدود 20 هزار گلخانه در کشور فعال است و سطح زیر کشت گلخانه‌ای در سال 1401 به 150 هزار هکتار رسیده است. استان یزد به‌عنوان یکی از مراکز اصلی کشت گلخانه‌ای در کشور شناخته می‌شود و سهم چشمگیری از تولیدات این حوزه را به خود اختصاص داده است. براساس گزارش رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان یزد، این استان دارای 3,700 واحد گلخانه‌ای فعال با مجموع مساحتی بیش از 2,116 هکتار است که آن را در جایگاه چهارم کشور قرار داده است (دانشی‌دهج، 1402). شهرستان اشکذر یک از شهرستان استان یزد است که دارای بیشترین تعداد گلخانه است. در شهرستان اشکذر 1084 سالن گلخانه وجود دارد و 647 هکتار زیر کشت گلخانه‌ای است (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان یزد، 1404). باوجود رشد چشمگیر در این زمینه، چالش‌های کیفی متعددی همچنان به قوت خود باقی هستند. برخی از این چالش‌ها ماهیت نهادی دارند (نجفی و زاهدی، 1385؛ دریائی و همکاران، 1390؛ کشاورز و همکاران، 1401) و برخی دیگر به ساختارهای اقتصادی (خرمی و همکاران، 1401؛ آرپناهی و نوری‌پور، 1393؛ کارپیشه، 1402)، اجتماعی (رضایی و همکاران، 1397؛ پاپ‌زن و شیری، 1391) و اقلیمی (رضایی و همکاران، 1397؛ منافی ملایوسفی و حیاتی، 1401؛ نجفی و زاهدی، 1385) برمی‌گردند. مواجهه با این چالش‌ها نیازمند استراتژی‌های سبز است که براساس ویژگی‌های متمایزِ محیطی، اقتصادی و اجتماعی هر منطقه‌ای ممکن است متفاوت باشد. پژوهش حاضر با لحاظ این خاص‌بودگی‌ها به دنبال بررسی کیفی و زمینه‌مند فرایند برساخت توسعۀ سبز کشاورزی از دیدگاه گلخانه‌دارهای شهرستان اشکذر است؛ براین‌اساس، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که فرایند برساخت کشاورزی سبز از دیدگاه کشاورزان گلخانه‌دار شهرستان اشکذر چگونه است.

پیشینه

به مطالعات کشاورزی سبز در سال‌های اخیر توجه شده است. این مطالعات در قالب‌هایی مانند کشاورزی زیست‌محیطی، کشاورزی پایدار، کشاورزی ارگانیک، کشاورزی هوشمند و... گسترش یافته است؛ بااین‌وجود، پژوهش‌های اندکی در زمینۀ برساخت توسعۀ سبز کشاورزی از دیدگاه گلخانه‌دارها صورت گرفته است. این پژوهش‌ها عمدتاً با روش تحقیق کمُی انجام شده‌اند. هرچند در این زمینه بین این پژوهش‌ها و مطالعۀ حاضر تفاوت روش‌شناختی وجود دارد، برای فهم بهتر مسئله به‌ مرور نتایج مهم‌ترین این پژوهش‌ها پرداخته می‌شود.

گل‌آقایی کالمرزی و همکاران (1403) سواد، مهارت فنی و عملکرد در واحد سطح را مهم‌ترین عواملی دانسته‌اند که نگرش گلخانه‌داران به ابزارهای سبز کشاورزی گلخانه‌ای را شکل می‌دهند. احمدی فیروزجائیان و همکاران (1401) در بررسی چالش‌های زیست‌محیطی گلخانه‌داری به این نتیجه رسیده‌اند که مصرف بی‌رویۀ نهاده‌های شیمیایی، دفع نامناسب پسماند و گرمایش غیراستاندارد مهم‌ترین چالش‌های این حوزه هستند. آنان راهکارهایی نظیر آموزش و استفاده از انرژی‌های پاک را برای توسعۀ گلخانه‌داری زیست‌محیطی پیشنهاد کرده‌اند. حسینی و زارع بوانی (1397) در بررسی چالش‌های گلخانه‌داری، سرمایۀ زیاد، فشار روانی و ریسک‌پذیری را مهم‌ترین عوامل و چالش‌ها قلمداد کرده‌اند. سجاسی قیداری و همکاران (1397) در بررسی دلایل شکست گلخانه‌داری به‌عنوان یک راهبرد نیل به توسعۀ سبز، ضعف اطلاع‌رسانی، تحریم‌ها، کمبود تجهیزات، مشکلات قانونی و نبود اتحادیه‌های صنفی را مهم‌ترین عامل‌ها دانسته‌اند. صدوقی و همکاران (1395) نیز نداشتن دانش کافی در زمینۀ استفاده از نهاده‌های گلخانه‌ای مانند کود، سم، آفت‌کش و... را در کنار ضعف‌های اقتصادی و مالی مهم‌ترین عامل شکست گلخانه‌داری قلمداد کرده‌اند. یزدان‌پناه و همکاران (1394) در بررسی عوامل مؤثر در پذیرش فناوری‌های پاک کشاورزی در میان گلخانه‌داران، هنجارهای ذهنی متعارض با توسعۀ سبز را مهم‌ترین عامل دانسته‌اند. درمقابل، درویشی و همکاران (1393) نگاه مثبتی به گلخانه‌داری داشته و درآمدزایی روستایی را مهم‌ترین پیامد آن دانسته‌اند. آنان به این نتیجه رسیده‌اند که گلخانه‌داری فرصت کارآفرینی مطلوب برای روستاییان است. قاسمی و کرمی (1388) در پژوهش خویش در زمینۀ نگرش گلخانه‌دارها به کشاورزی زیست‌محیطی به این نتیجه رسیده‌اند که بیشتر گلخانه‌دارها مصرف آفت‌کش‌ها را برای سلامتی انسان و محیط‌زیست مضر می‌دانند؛ اما این نهاده‌های شیمیایی بدون هیچ کنترلی مصرف می‌شود که علت آن عدم آگاهی از دیگر راه‌های حفاظت محصول در مقابل آفات و بیماری‌‌ها عنوان شده است.

پژوهش‌های خارجی

رودنیکی[1] و همکاران (2023) در مطالعه‌ای درخصوص کشاورزی سبز و توسعۀ پایدار در لهستان به این نتیجه رسیدند که کشاورزی ارگانیک به ترویج کشاورزی سبز کمک کرده است. مسئلۀ کلیدی ازنظر آنان این است که سیاست‌های کشاورزی ارگانیک باید هم‌راستا با ویژگی‌های اقلیمی هر منطقه تنظیم شود. ماراویس[2] و همکاران (2023) در پژوهش خویش، بر نقش تکنولوژی‌های دیجیتالی در توسعۀ گلخانه‌داری زیست‌محیطی تأکید دارند. بر مبنای نتایج پژوهش آنان مدیریت منابع و فناوری‌های نوین همچون هوش مصنوعی و اینترنت اشیا می‌تواند به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و دستیابی به کربن صفر کمک کند؛ موضوعاتی که نقش کلیدی در توسعۀ سبز و زیست‌محیطی دارند؛ در همین راستا، کاروناسیلاک[3] و همکاران (2023) در پژوهش خویش به این نتیجه رسیدند که کشاورزی دقیق می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد و اثرات منفی زیست‌محیطی را کاهش دهد. کشاورزی دقیق استفادۀ هدفمند، منظم و سیستماتیک از تکنولوژی‌های دیجیتالی در فرایند کشاورزی گلخانه‌ای است. در همین زمینه، دای[4] و همکاران (2023) به این نتیجه رسیده‌اند که کشاورزی دیجیتالی اقدامی کلیدی برای گلخانه‌داری است. استفاده از فناوری‌های دیجیتال علاوه‌بر بهبود کارایی تولید کشاورزی به توسعۀ سبز کشاورزی نیز کمک کرده است؛ بااین‌حال، کشاورزی دیجیتالی به‌عنوان شمشیری دولبه، ازیک‌طرف می‌تواند سبب کاهش انتشار کربن شود، اما از سوی دیگر ممکن است به توسعۀ نامتوازن و تجاری‌شدن کشاورزی منجر شود. لیو[5] و همکاران (2022) در مطالعه‌ای تطبیقی در زمینۀ کشاورزی گلخانه‌ای در دانمارک و چین به این نتیجه رسیده‌اند که فشار روزافزون بر مناطق طبیعی و انرژی ازیک‌طرف و سیاست‌های اقتصادی و کشاورزی ناپایدار از طرف دیگر، مهم‌ترین چالش‌های توسعۀ سبز کشاورزی در این کشورها هستند. ازنظر ماسوتو[6] و همکاران (2015) در دسترس نبودن منابع، اثرات زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی را در کنار عوامل نهادی-اجتماعی مانند زمینه‌های فرهنگی ضعیف، اقتصاد شکننده، قوانین و مقررات ناکارآمد و حمایت ضعیف دولت مهم‌ترین موانع توسعۀ سبز کشاورزی دانسته‌اند. گوش[7] و حسن[8] (2013) آگاهی ضعیف کشاورزان به کشاورزی سبز و پایدار را مانع کلیدی توسعۀ سبز کشاورزی دانسته‌اند. ویولا[9] و همکاران (2012) افزایش روزافزون تقاضا برای محصولات گلخانه‌ای و فشردگی و فشار به سیستم‌های گلخانه‌ای کشاورزی را در کنار تقاضای انرژی بیشتر و انتشار کربن بیشتر، مهم‌ترین چالش پیش روی کشاورزی گلخانه‌ای در اروپا دانسته‌اند.

بررسی مطالعات انجام‌شده بیانگر این است که بیشتر بر روش‌های تحقیق کمّی تمرکز دارند و کمتر پژوهش‌های کیفی یا ترکیبی انجام شده است. این روش‌های کمّی به دلیل پیچیدگی و چندبعدی بودن موضوع، قادر به تحلیل دقیق ابعاد مختلف توسعۀ سبز کشاورزی نیستند. بیشتر مطالعات وضعیت کشاورزی سبز و عوامل مؤثر بر آن را بررسی کرده‌اند که به نوعی تقلیل‌گرایی منجر می‌شود. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌شناسی کیفی و نظریۀ زمینه‌ای برساختی، به دنبال فهم دیدگاه چندلایه و چندبعدی کشاورزان گلخانه‌دار از توسعۀ سبز کشاورزی است.

ادبیات نظری

دیدگاه‌های نظری کلاسیک دربارۀ توسعه عموماً رشد و توسعۀ اقتصادی را در اولویت قرار می‌دادند. دیدگاه‌های نظری نوین‌تر به مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فردی نیز توجه کردند و به توسعه به‌عنوان پدیده‌ای چندلایه می‌نگریستند. این روند تا اواخر دهۀ 1960 ادامه داشت. با ظهور مسائل زیست‌محیطی و عیان‌شدن پیامدهای آن، نوعی شیفت‌پارادایم در نظریات توسعه شکل گرفت. مضمون محوری نظریاتی که بعد از سال 1968 ارائه شدند، توجه به محیط‌زیست و تناسب رشد اقتصادی با آن بود. درواقع، محیط‌زیست‌گرایی تبدیل به مقولۀ مرکزی این دیدگاه‌های نظری شد. نظریۀ توسعۀ پایدار را می‌توان مهم‌ترین دیدگاه نظری در این زمینه قلمداد کرد.

توسعۀ پایدار متأثر از تحولات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دهۀ 1960 در اروپا و آمریکا ظهور کرد. این تحولات نوعی چرخشِ هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی را در زندگی انسانِ نوین به وجود آورد. یکی از این چرخش‌ها ظهور جنبش‌های زیست‌محیطی بود که معتقد بودند رشد و توسعۀ اقتصادیِ سرمایه‌داری سبب شده است طبیعت و منابع تجدیدناپذیر در معرض خطر جدی قرار بگیرند و نسل‌های آتی نتوانند در بستر زیست‌محیطی مناسبی زندگی کنند. درواقع، جنبش‌های زیست‌محیطی در زمینۀ پیامدهای ناگوار زیست‌محیطیِ رشد اقتصادی افسارگسیخته هشدار می‌دادند. متأثر از این تحولات به توسعۀ پایدار در سطح نظری و نیز در سطح عملی توجه شد؛ بااین‌وجود، بعدازآنکه کمیسیون جهانی محیط‌زیست سازمان ملل متحد در سال 1987 گزارش «آیندۀ مشترک ما[10]» را منتشر کرد، توسعۀ پایدار تبدیل به یکی از بخش‌های کلیدی سیاست‌گذاری توسعه در کشورهای مختلف شد. در این گزارش، توسعۀ پایدار به‌عنوان توسعه‌ای تعریف شد که نیازهای کنونی جهانی را تأمین می‌کند، بدون اینکه توانایی نسل‌های آتی را در برآورده کردن نیازهایشان به خطر بیندازد (Keeble, 1988: 17-25).

نظریۀ توسعۀ پایدار به دنبال ایجاد تعادلی میان نیازهای اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی است تا رفاه نسل حاضر تأمین شود، بدون آنکه توانایی نسل‌های آینده برای تأمین نیازهای خود به خطر بیفتد؛ بنابراین، توسعۀ پایدار رویکردی کل‌نگر برای رشد و توسعه است که به دنبال متعادل‌کردن نیازهای کنونی جوامع بدون به خطر انداختن توانایی نسل‌های آینده برای برآوردن نیازهای خود است. توسعۀ پایدار همچنین، رشد اقتصادی، شمول اجتماعی و حفاظت از محیط‌زیست را با هم ادغام می‌کند. پیوند تنگاتنگ این سه بُعد برای رفاه افراد و جوامع اهمیت کلیدی دارد (Barrow, 1995: 369). این رابطۀ تنگاتنگ سبب می‌شود که فعالیت‌های اقتصادی، منابع طبیعی را تهی نکند و به ساختارهای اجتماعی آسیب نزند. دیدگاه‌های متعددی در زمینۀ توسعۀ پایدار وجود دارد. نقطۀ مشترک همۀ این نظریات تمرکز بر این مسئله است که توسعه دارای ابعاد مختلفی است و باید این ابعاد به‌طور هم‌زمان با یکدیگر در نظر گرفته شوند تا پایداری حفظ شود.

الگوهای مختلفی در زمینۀ توسعۀ پایدار وجود دارند که ابعاد مختلف توسعه را با یکدیگر تلفیق کرده‌اند. وجه مشترک این الگوها، ارائۀ درکی سه‌ضلعی از توسعه است. براساس این درک، توسعۀ پایدار شامل سه یُعد زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی است. پایداری نسلی این سه ضلع را به یکدیگر پیوند می‌زند؛ بنابراین، می‌توان گفت که توسعۀ پایدار حول محور برابری بین‌نسلی می‌چرخد که بر سه ستون به‌هم‌پیوسته قرار دارد: محیط‌زیست، اقتصاد و جامعه (Sen, 2013; Mensah, 2019; Pawłowski, 2008; Strezov et al., 2017; Purvis et al., 2019 ). بُعد اقتصادی بر رشد و توسعۀ پایدار تأکید دارد که شامل استفادۀ بهینه از منابع طبیعی، افزایش بهره‌وری و توزیع عادلانۀ درآمد است تا فقر و نابرابری کاهش یابد (Sen, 2013; Mignaqui, 2014). بُعد اجتماعی بر بهبود رفاه، برابری و دسترسی عادلانه به خدمات اساسی مانند آموزش و بهداشت تمرکز دارد. همچنین، مشارکت عمومی و توسعۀ انسانی را تقویت می‌کند (Dempsey et al., 2011; Sen, 2013; Torjman, 2000; Borowy, 2021). بُعد زیست‌محیطی حفاظت از منابع طبیعی، مدیریت پایدار آن‌ها، کاهش آلودگی و مقابله با تغییرات اقلیمی را شامل می‌شود تا از تخریب محیط‌زیست جلوگیری شود (McGranahan & Satterthwaite, 2002; Strezov et al., 2017; Mignaqui, 2014).

شکل 1- توسعۀ پایدار و ابعاد آن (Purvis et al., 2019: 682)

Fig 1- Sustainable development and its dimensions (Purvis et al., 2019: 682)

 باوجود اینکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی سه بُعد محوری توسعۀ پایدار هستند، برخی از متفکران توسعه، ابعاد دیگری را نیز برای توسعۀ پایدار بیان کرده‌اند. فرانکس[11] (1996) بر بُعد نهادی توسعۀ پایدار متمرکز می‌شود. وی اهمیت توسعۀ نهادی و مهارت‌های مدیریت مناسب را برجسته می‌کند. این بُعد شامل ایجاد ساختارها، سیاست‌ها و نهادهای مؤثر حکومتی است که از توسعۀ پایدار حمایت می‌کنند. کوروناتو[12] (2020) بُعد بر سرزمینی تأکید می‌کند و معتقد است که قلمرو و سرزمین یکی از محورهای کلیدی توسعۀ پایدار است. این بُعد بر جنبه‌های مکانی و جغرافیایی توسعۀ پایدار تأکید دارد. بُعد سرزمینی شامل در نظر گرفتن ویژگی‌های منحصربه‌فرد مناطق و محلات مختلف در برنامه‌ریزی و اجرای شیوه‌های نیل به توسعۀ پایدار است. پاولوسکی[13] (2008) بر ابعاد فنی، حقوقی و سیاسی توسعۀ پایدار تأکید دارد. ازنظر وی، این ابعاد شامل توسعه و اجرای فناوری‌ها، قوانین و سیاست‌هایی است که از شیوه‌های پایدار حمایت می‌کنند و چالش‌های زیست‌محیطی را برطرف می‌کنند.

توسعۀ سبز کشاورزی در تداومِ نظری با دیدگاه توسعۀ پایدار شکل گرفته است. توسعۀ سبز کشاورزی بر تعامل میان رشد اقتصادی، توسعه و محیط‌زیست تمرکز دارد. لیو (2022) این توسعه را از دیدگاه اقتصادی-تکنولوژیک بررسی کرده و آن را راهی برای کاهش مصرف انرژی، کاهش آلودگی و افزایش کارایی معرفی می‌کند. پذیرش کشاورزی سبز وابسته به تصمیمات عقلانی کشاورزان و انباشت سرمایۀ فنی است، درحالی‌که آموزش نقش کلیدی در افزایش پذیرش آن دارد (Liu et al., 2022). شین[14] (2020) توسعۀ سبز کشاورزی را کلان‌سیستمی متشکل از سه زیرسیستم طبیعی، غذایی و انسانی-اجتماعی می‌داند. تعامل این سیستم‌ها برای پایداری کشاورزی ضروری است؛ اما عدم اعتماد کشاورزان به سیاست‌های جدید مانعی جدی محسوب می‌شود. آموزش می‌تواند این شکاف را کاهش و پذیرش فناوری‌های نوین را افزایش دهد (Shen et al., 2020). وانگ[15] (2020) توسعۀ سبز کشاورزی را سیستمی متشکل از پنج عنصر اقتصادی، منابع، محیط طبیعی، حکمرانی زیست‌محیطی و پیشرفت اجتماعی معرفی می‌کند. وی همچنین سه سیاست کلیدی را برای این توسعه پیشنهاد می‌دهد: سیاست جمعیتی (افزایش مشارکت و آموزش کشاورزان)، سیاست سرمایه‌گذاری (مکانیزاسیون و افزایش بهره‌وری) و سیاست سبز (مدیریت منابع و کاهش آلودگی). موفقیت این توسعه نیازمند ترکیب این سیاست‌هاست (Weng et al., 2020). ژیانگ (2022) نقش دیجیتالیزه‌شدن اقتصاد را بررسی می‌کند و معتقد است که فناوری‌های دیجیتال باعث بهینه‌سازی منابع، کاهش هزینه‌های تولید و افزایش رقابت‌پذیری کشاورزی سبز می‌شوند. دیجیتالی‌شدن زنجیرۀ تأمین کشاورزی و هوشمندسازی فرایندها می‌تواند توسعۀ پایدار این بخش را تسریع کند (Jiang et al., 2022). درمجموع، دیدگاه‌های نظری توسعۀ سبز کشاورزی بر تعامل رشد اقتصادی، پایداری زیست‌محیطی و اجتماعی تمرکز دارند و حکمرانی زیست‌محیطی مطلوب را عامل کلیدی در تحقق کشاورزی پایدار می‌دانند.

توسعۀ سبز کشاورزی را می‌توان بخشی از توسعه پایدار قلمداد کرد. درواقع، توسعۀ پایدار پارادایمی کلان است که توسعۀ سبز کشاورزی را نیز شامل می‌شود. در توسعۀ سبز کشاورزی، تعادل بین رشد اقتصادی و حفاظت از محیط‌زیست اهمیت کلیدی دارد. توسعۀ کشاورزی تنها در حالتی ارزشمند است که به پایداری منابع، پایداری اجتماعی-انسانی و پایداری نسلی منجر شود؛ موضوعی که در توسعۀ پایدار نیز اهمیتی کلیدی دارد؛ براین‌اساس، در این پژوهش از پارادایم توسعۀ پایدار و رویکرد نظری توسعۀ سبز کشاورزی به‌عنوان لنز نظری استفاده شده است.

روش تحقیق

در پژوهش حاضر از روش نظریۀ زمینه‌ای (رویکرد برساختی[16]) استفاده شده که کتی چارمز[17] ارائه کرده است. . در این رویکرد، فرایندهای برساخت واقعیت بر مبنای تلفیق ادبیات نظری، دیدگاه محقق و نظام معنایی مشارکت‌کنندگان و میدان پژوهش بررسی می‌شوند (Charmaz, 2014: 4-6). این پژوهش در میان کشاورزانِ گلخانه‌دار شهرستان اشکذر انجام شده است. در شهرستان اشکذر 1084 واحد گلخانه مشغول به فعالیت هستند. مشارکت‌کنندگان پژوهش گلخانه‌داران اشکذری هستند که حداقل 3 سال در زمینۀ گلخانه‌داری فعالیت داشته‌اند. روش نمونه‌گیری، هدفمند (رویکرد حداکثر تنوع) بوده است. بعد از مشخص‌کردن حوزه‌های فعالیت گلخانه‌های اشکذر، سطح تحصیلات گلخانه‌دارها و مدت‌زمان فعالیت آنان به‌عنوان گلخانه‌دار، افرادی از هر گروه برای انجام مصاحبه انتخاب شدند. درواقع، سعی شد که حداکثر تنوع در انتخاب نمونه‌ها رعایت شود تا اطلاعات جامع‌تری به دست بیاید. همچنین، از نمونه‌گیری نظری نیز در فرایند جمع‌آوری داده‌ها، کدگذاری و تحلیل داده‌ها استفاده شده است. نمونه‌گیری نظری براساس مفاهیمی صورت می‌گیرد که در فرایند تحلیل داده‎‌ها ظهور و تکوین می‎‌یابند. این نوع نمونه‎‌گیری دارای خصوصیت انباشتی بوده و بر نمونه‎‌های قبلی استوار است. بعد از انجام هر مصاحبه، کدگذاری و تحلیل اولیۀ آن صورت گرفته و بر مبنای نتایج آن، سؤالات و پرسش‌ها بازنویسی شده و مصاحبه‌های بعدی انجام شده‌اند. این فرایند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه پیدا می‌کند. روش جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبۀ متمرکز بوده است که براین‌اساس، با 45 نفر از گلخانه‌دارهای شهرستان اشکذر مصاحبۀ متمرکز انجام شده است؛ مشخصات این افراد در جدول (1) آمده است. پروتکل مصاحبه شامل معرفی پژوهشگر، مسائل اخلاقی، سؤالات اولیه، سؤالات اصلی و سؤالات پایانی بود. این پروتکل به‌منظور رعایت نمونه‌گیری نظری و در راستای دستیابی به اشباع نظری در فرایند انجام مصاحبه‌ها دچار تغییر شده است؛ بدین معنا که براساس فرایند غنی‌شدن مقولات و ابعاد آن‌ها، سؤالات مصاحبه تغییر پیدا کرده و موضوعات و مسائل جدیدتر مطرح شده‌اند. این امر در راستای دستیابی به اشباع نظری صورت گرفته است. زمان انجام مصاحبه‌ها بین 45 دقیقه تا 1 ساعت به طول انجامیده است. به مصاحبه‌شوندگان اطمینان داده شده است که در هیچ بخشی از گزارش اسم و مشخصاتی از آنان نخواهد آمد که سبب شناسایی آن‌ها شود. همچنین، با مصاحبه‌شوندگان به‌صورت کاملاً آگاهانه و اختیاری مصاحبه شده است و مختار بوده‌اند که هر زمان خواستند فرایند مصاحبه را متوقف کنند. ضبط مصاحبه‌ها با آگاهی و اجازۀ افراد صورت گرفته است.

جدول 1- مشخصات مشارکت‌کنندگان

Table 1- Participant profiles

کد مصاحبه

سن

تحصیلات

سابقۀ گلخانه‌داری

کد مصاحبه

سن

تحصیلات

سابقۀ گلخانه‌داری

1

71

کارشناسی

32

24

67

کارشناسی

24

2

38

فوق‌دیپلم

13

25

86

خواندن و نوشتن

6

3

41

کارشناسی ارشد

21

26

41

کارشناسی ارشد

9

4

47

دیپلم

8

27

54

دیپلم

21

5

58

خواندن و نوشتن

11

28

25

کارشناسی

3

6

45

کارشناسی

25

29

36

کارشناسی

5

7

67

کارشناسی

19

30

53

دیپلم

20

8

75

خواندن و نوشتن

8

31

59

کارشناسی

23

9

78

خواندن و نوشتن

15

32

57

دیپلم

21

10

65

دیپلم

23

33

48

کارشناسی ارشد

20

11

64

دیپلم

11

34

38

کارشناسی ارشد

11

12

62

کارشناسی

13

35

62

کارشناسی

19

13

59

دیپلم

24

36

27

کارشناسی ارشد

3

14

68

دیپلم

21

37

31

کارشناسی ارشد

3

15

45

کارشناسی

24

38

73

دکترا

25

16

56

دیپلم

5

39

39

کارشناسی

19

17

61

کارشناسی

23

40

68

دیپلم

24

18

48

دیپلم

25

41

36

دیپلم

5

19

81

خواندن و نوشتن

21

42

75

کارشناسی

22

20

78

خواندن و نوشتن

11

43

48

کارشناسی

15

21

45

کارشناسی

26

44

29

کارشناسی ارشد

11

22

68

کارشناسی

19

45

34

دکترا

5

23

48

دیپلم

8

 

 تحلیل داده‎‌ها براساس رویکرد کدگذاری سه‌مرحله‌ای نظریۀ زمینه‌ای برساختی (کدگذاریِ اولیه[18]، کدگذاری متمرکز[19] و کدگذاری نظری[20]) انجام شده است. در مرحلۀ کدگذاری اولیه، متن پیاده‌شدۀ مصاحبه‌ها به‌صورت خط‌به‌خط کدگذاری شده و به هر بخش متن یک کد الصاق شده است. این کدها عینی و تجربی هستند و دقیقاً محتوا و پیام متن را بازتاب می‌دهند. در مرحلۀ بعد (کدگذاری متمرکز) با تلفیق و ترکیب کدهای اولیه، مقولات و کدهای متمرکز به دست آمدند. در این مرحله، برخی کدهای اولیه به کدهای متمرکز تبدیل و در مواردی کدهای جدید انتزاع شدند. در مرحلۀ کدگذاری نظری، مقولات اصلی با تلفیق مقولات خرد به‌دست‌آمده در کدگذاری متمرکز استخراج شدند و روابط بین آن‌ها برقرار گردید. مقولۀ مرکزی در این مرحله به دست آمد.

چندین روش برای بررسی کیفیت و اعتبار یافته‌های پژوهش استفاده شده است. یکی از این روش‌ها مقایسه‌های مداوم (Urquhart, 2013; Kolb, 2012) است که مقوله‌بندی‌ها ازطریق مقایسۀ مستمر داده‌ها و کدها اصلاح و غنی می‌شوند. بر طبق این روش، کدهای اولیۀ به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها به‌صورت مداوم و فرایندی با یکدیگر مقایسه شدند که این کار هم‌زمان با اعتباربخشی به کدهای اولیه، زمینه را برای ایجاد مقولات غنی (ازطریق تلفیق کدهای اولیه یا انتخاب برخی از آن‌ها به‌عنوان کدهای متمرکز) فراهم کرد. این مقایسه محدود به کدهای اولیه نبود، بلکه مقولات خرد و اصلی نیز به‌طور مداوم با یکدیگر مقایسه شدند تا از این طریق مقولاتی با غنای معنایی و محتوایی مناسب به دست بیایند. چارمز و تورنبرگ[21] (2021) استفادۀ صحیح از نمونه‌گیری نظری را یکی از روش‌های تحقق کیفیت و اعتبار یافته‌ها در نظریۀ زمینه‌ای برساختی می‌دانند. این یکی دیگر از روش‌هایی است که در این پژوهش برای بررسی کیفیت و اعتبار یافته‌ها استفاده شده است؛ براین‌اساس، سعی شد از همان ابتدای فرایند انجام مصاحبه‌ها، کدگذاری اولیه آغاز شود و سؤالات مصاحبه‌های بعدی براساس نتایج کدگذاری اولیۀ مصاحبه‌های قبلی طراحی شوند. این فرایند به اشباع نظری منجر شد و به غنا و اعتبار یافته‌ها و مقولات استخراج‌شده کمک کرد. روش دیگر کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا (استراوس و کربین، 1391) است که در آن مشارکت‌کنندگان دربارۀ نتایج و تفاسیر ارائه‌شده نظر داده‌اند و درصورت لزوم بازبینی‌هایی انجام شده است. براساس این روش، یافته‌های پژوهش برای دو نفر از مشارکت‌کنندگان تشریح شد تا دربارۀ دقیق و واقعی‌‌بودن تفسیرهایی نظر بدهند که پژوهشگران انجام داده‌اند. نتایج کلی این امر بیانگر این بود که مشارکت‌کنندگان صحت تفسیرهای ارائه‌شده را تأیید می‌کنند. همچنین، تکنیک ارزیاب یا بازرس خارجی[22] (Sikolia et al., 2013) به‌ کار گرفته شده است که طی آن دو محقق مستقل، یافته‌ها و دیاگرام نظری نهایی را ارزیابی کرده‌اند. نتایج این روش بیانگر این بود که یافته‌ها و به‌طور خاص دیاگرام نظری از اعتبار و کیفیت لازم برخوردار است؛ درنهایت، یک پژوهشگر متخصص نیز بر فرایند پژوهش و کدگذاری نظارت می‌کند تا از صحت روش‌شناختی اطمینان حاصل شود.

یافته‌ها

داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها در سه مرحله کدگذاری و تحلیل شده‌اند: در مرحلۀ اول، 217 کد اولیه به‌ دست ‌آمده است که پس از جرح‌وتعدیل‌های مفهومی و مقایسۀ مداوم کدها با یکدیگر، به 138 کد اولیه تبدیل شدند؛ در مرحلۀ بعد، 26 کد متمرکز (مقولۀ خرد) به دست آمدند که با استفاده از نردبان انتزاع تبدیل به 7 مقولۀ نظری شدند؛ در ادامه هرکدام از این مقولات نظری بررسی شدند و سپس دربارۀ آن‌ها بحث شد.

رهاشدگی نهادی

توسعۀ سبز کشاورزی (در قالب گلخانه‌داری) در شهرستان اشکذر با چالش‌های مختلفی روبه‌رو است. رهاشدگی نهادی یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها است. رهاشدگی نهادی به معنای فقدان نظارت، بی‌قانونی، عدم‌ حمایت نهادی و فساد در زنجیرۀ تأمین و توزیع نهادهای کشاورزی است.

جدول 2- کدهای باز و مقولات فرعیِ رهاشدگی نهادی

Table 2- Open codes and subcategories of institutional abandonment

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

کنترل‌نداشتن بر عرضه‌کنندگان محصولات کشاورزی/ کمبود نظارت دولتی بر نوع و محل کشت بذرها/ نبود نظارت بر واردات و توزیع بذرها/ نبود نظارت بر فعالیت‌های واسطه‌ها در حوزۀ کود و سم/ نبود نظارت بر تطابق استانداردهای کیفیت سموم و کودها/ کنترل‌نداشتن بر مصرف سموم کشاورزی/ نبود نظارت بر فرایند تولید و مصرف کود و سم‌ها

آشفتگیِ

نهادی

رهاشدگیِ

نهادی

تضاد در مقررات/ نبود قوانین روشن درخصوص پرداخت‌ها و تعیین قیمت‌ها/ بی‌ثباتی در قوانین صادراتی/ قدیمی‌بودن قوانین/ رویکرد موقت در صدور مجوزهای گلخانه‌ای/ قوانین مقطعی و ناپایدار

آشوب لحظه‌ای قوانین

تأمین‌نشدن تسهیلات مالی و اعتباری برای کشاورزی گلخانه‌ای/ بی‌توجهی دولت به به‌روزرسانی فناوری‌های گلخانه‌ای/ نبود حمایت دولتی در توسعۀ روش‌های طبیعی کنترل آفات در گلخانه‌ها/ بی‌توجهی به حذف واسطه‌ها و دلالان/ کمبود تأمین نهاده‌های کشاورزی توسط دولت/ عدم پاسخ‌گویی نهادهای مسئول در بخش کشاورزی

حمایت‌زدایی نهادی

نفوذ شبکه‌های سودجو در فروش سموم و ممانعت از کاربرد روش‌های بیولوژیک/ انحصار در توزیع بذر/ رانت و فساد در تخصیص منابع و تسهیلات/ تخلفات در فرایندهای تأیید و نظارت/ فساد اداری در صدور مجوزهای گلخانه‌ای/ رانت و فساد در اعطای تسهیلات بانکی

فساد

زنجیره‌ای

آشفتگی نهادی اولین بُعد رهاشدگی نهادی در کشاورزی گلخانه‌ای است که ضعف در نظارت بر فرایندهای تولید و توزیع نهاده‌های گلخانه‌داری مهم‌ترین نمودهای آن هستند. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است، معتقد بودند که کنترل کافی بر عرضۀ محصولات کشاورزی وجود ندارد. این امر سبب ایجاد فساد در زنجیرۀ تولید و توزیع محصولات کشاورزی و نیز سبب آشفتگی در قیمت‌گذاری محصولات کشاورزی شده است؛ علاوه‌براین، نظارت دولتی بر واردات، تولید و توزیع نهاده‌های کشاورزی گلخانه‌ای مانند کود و سم ضعیف است که این امر نیز فساد و دلالی در این زمینه را تشدید کرده است و هم‌زمان، کیفیت محصولات کشاورزی گلخانه‌ای را کاهش داده است. این مسئله همچنین سبب کاهش استانداردهای لازم برای تولید نهاده‌های کشاورزی گلخانه‌ای شده است. در سطحی دیگر، گلخانه‌دارها معتقدند که دولت نظارت و کنترل کافی بر مصرف سموم و کودها ازسوی کشاورزان ندارد و این امر سبب شده است که میزان سموم و کودهای استفاده‌شده از استاندارد کافی برخوردار نباشد.

مشارکت‌کنندۀ 15:

«پارسال بذر به ما دادند به نام بذر مونزا؛ بذری که الآن دانه‌ای ده هزار تومان است. حالا خوب شد همه‌اش نکاشته‌ام. اصلاً بذر مونزا نبود. قلابی بود. چقدر مردم بیچاره شدند به‌خاطر این بذر. قسم می‌خورد بذر مونزا است. این یعنی اینکه کار ما استاندارد نیست. هیچ‌کس نیست نظارت کند. ما دستگاهی داریم به نام نظام مهندسی، نظام مهندسی فقط پروانه صادر می‌کند. هیچ نظارت دیگری ندارد.»

بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری‌ها و نبود قوانین پایدار یکی دیگر از جلوه‌های رهاشدگی نهادی در کشاورزی گلخانه‌ای است. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است، معتقد بودند که قوانین و مقررات در این حوزه ناروشن و غیرشفاف هستند. نبود قوانین مشخص و شفاف در زمینۀ قیمت‌گذاری محصولات گلخانه‌ای، صادرات محصولات گلخانه‌ای و صدور مجوز گلخانه‌داری ازجمله نمودهای این وضعیت از دیدگاه گلخانه‌دارها هستند. در کنار این مسئله، مقطعی و ناپایداربودن مقررات گلخانه‌داری سبب سردرگمی کشاورزان شده است.

مشارکت‌کنندۀ 7:

«حاصل کار ما چیزی نیست که بشود نگه داشت. یک ‌بار می‌گویند صادرات بسته شد. با هزار آرزو و امید محصول تولید کردی و باید بریزی جلوی گاو به‌خاطر اینکه یک‌شبه صادرات بسته می‌شود.»

یکی دیگر از نشانه‌های رهاشدگی نهادی از دیدگاه گلخانه‌دارها حمایت‌نکردن دولت از آنان است. آنان معتقد بودند که دولت در زمینه‌هایی مانند اعطای تسهیلات مالی و اعتباری، به‌روزرسانی فناوری‌های گلخانه‌ای، توسعۀ روش‌های طبیعی برای کنترل آفات در گلخانه‌ها و تأمین نهاده‌های کشاورزی از آنان حمایت نمی‌کند. همچنین از دیدگاه آنان نهادهای دولتی در برابر نیازهای گلخانه‌داران پاسخ‌گویی لازم را ندارند و به‌نوعی آنان را با مسائل و مشکلات خودشان رها کرده‌اند.

مشارکت‌کنندۀ 41:

«قیمت‌ها خیلی بالا است. صرفشون نمی‌کنه. کسی هم حمایت نمی‌کند. جهاد کشاورزی به‌هیچ‌عنوان حمایت نمی‌کند. از کشاورز برای تهیۀ کود اوره حمایت نمی‌کند؛ بذر و سایر نهادها دیگه هیچی. همه‌اش دست بازار آزاد است. NPK که باید کیلویی 20یا 30هزار تومن باشد، الآن کیلویی 300 هزار تومن است. کشاورز اصلاً حمایت نمی‌شود.»

یکی دیگر از نمودهای رهاشدگی نهادی از دیدگاه گلخانه‌دارها فساد زنجیره‌ای در گلخانه‌داری است. آنان معتقد بودند که شبکه‌های سودجو و دلال‌ها بر فرایند فروش سموم و کودهای شیمیایی تسلط دارند و مانع از توسعه و به‌کارگیری روش‌های بیولوژیک برای سم‌زدایی می‌شوند؛ زیرا منافع اقتصادی آنان به خطر می‌افتد؛ علاوه‌براین، تولید و توزیع بذر و نهاده‌های کشاورزی ماهیتی انحصاری به خود گرفته است که این امر سبب کاهش کیفیت نهاده‌ها شده و نیز قیمت آن‌ها را افزایش داده است. همچنین گلخانه‌دارها معتقدند که در زمینۀ تخصیص منابع و تسهیلات مالی و اعتباری نیز رانت و فساد وجود دارد و آنان به‌راحتی نمی‌توانند به این تسهیلات دسترسی داشته باشند؛ درنهایت، صدور مجوزهای گلخانه‌داری و فرایندهای تأیید و نظارت در این حوزه نیز از دیدگاه گلخانه‌دارها روشن و شفاف نیست و درگیر نوعی فساد و رانت شده است.

مشارکت‌کنندۀ 32:

«من رفتم بذر منزا دادند دست دو نفر یکی توی زارچ یکی توی یزد. شما ده هزار بذر منزا از یک نفر می‌گیرید، سه هزار بذر مینی می‌گذارد روش. سه هزار بذر ریپلی می‌گذارد روش بهت می‌دهد. می‌پرسیم چرا این کار می‌کنی. می‌گوید می‌خوای بردار می‌خوای برندار. چون منزا توی منطقۀ یزد خوب جواب داده، این دو تا را هم باید برداری.»

بی‌سامانی اقتصادی

بی‌سامانی اقتصادی یکی دیگر از مهم‌ترین چالش‌هایی است که کشاورزی گلخانه‌ای در شهرستان اشکذر با آن مواجه است. کشاورزی گلخانه‌ای مانند هر حوزۀ اقتصادی دیگری، نیازمند نظم‌ اقتصادی است تا بتواند به رشد و توسعه دست پیدا کند. چالش‌های اقتصادی جامعۀ ایران در سال‌های اخیر به این حوزه نیز سرایت کرده است و سبب درجازدگیِ آن شده است.

جدول 3- کدهای باز و مقولات فرعیِ بی‌سامانی اقتصادی

Table 3- Open codes and subcategories of economic disorder

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

افزایش قیمت‌ها و کاهش صرفۀ اقتصادی تولید گلخانه‌ای در اثر افزایش قیمت دلار/ بالارفتن هزینه‌های سم و کود و افت ارزش و کارایی کشاورزی به دلیل وارداتی‌بودن آن‌ها/ رشد قیمت و وابستگی ارزی نهاده‌ها/ واردات گران تجهیزات و نهاده‌ها و فروش محصولات با نرخ ریالی

دلاری‌شدن نهاده‌ها

 

 

 

 

بی‌سامانیِ اقتصادی

 

نارسایی و ناکارآمدی نظام اعتباری و وام‌دهی/ ضعف تسهیلات بانکی و دشواری بازپرداخت وام‌ها/ نبود حمایت مالی برای بهبود کیفیت و توسعۀ پایدار گلخانه‌ها/ نفوذ واسطه‌ها در تخصیص تسهیلات بانکی

بی‌ثمری تسهیلات

نوسانات بازار خریدوفروش/ قیمت‌گذاری نامتعادل و بی‌ثباتی نرخ‌ها/ تغییرات ناهمخوانی قیمت نهاده‌ها با درآمد کشاورزان/ آشفتگی در تعیین قیمت محصولات و نهاده‌ها/ نبود ثبات و دقت در نرخ‌گذاری دولتی/ ناپایداری قیمت‌ها و تأمین‌نشدن هزینه‌های تولید/ شفاف‌نبودن قیمت‌گذاری محصولات کشاورزی توسط انبارداران

بی‌سامانی قیمت‌گذاری

افت کیفیت کودها و سموم پس از تحریم‌ها/ گرانی نهاده‌ها و کاهش کیفیت به دلیل تحریم‌های اقتصادی/ استفاده از سموم با دورۀ کارنس طولانی به دلیل ممنوعیت واردات سموم مرغوب در اثر تحریم‌های اقتصادی

تحریمی‌شدنِ اقتصاد

بازاری‌شدن آموزش سموم و کودها/ دخالت منافع اقتصادی شرکت‌ها در آموزش مصرف سموم/ آموزش با هدف افزایش فروش توسط شرکت‌ها و کارشناسان

تجاری‌شدن آموزش

سودآوری واسطه‌ها و دلال‌ها از تولید گلخانه‌ای/ تسلط دلال‌ها و انبارداران بر فرایند فروش محصولات گلخانه‌ای/ سیستم خریدوفروش فاسد و دلالی در بازار محصولات کشاورزی/ تأمین کود و سم توسط انبارداران و واسطه‌گری آن‌ها/ وابستگی کشاورزان به دلال‌ها و ضعف در چانه‌زنی اقتصادی

دلالیِ سیستماتیک

اولین نمود بی‌سامانی اقتصادی در کشاورزی گلخانه‌ای، دلاری‌شدن نهاده‌های کشاورزی است. گلخانه‌دارها معتقد بودند که در وضعیت فعلی بسیاری از نهاده‌های کشاورزی وابسته به قیمت ارز به‌ویژه دلار شده‌اند. آنان معتقدند که تجهیزات و نهاده‌های کشاورزی باکیفیت نیاز به واردات دارند که به دلیل افزایش روزافزون قیمت ارز و خرید با دلار، فشارهای اقتصادی فراوانی بر آنان وارد می‌کند. این وضعیت موجب کاهش صرفۀ اقتصادی تولید گلخانه‌ای شده و بسیاری از کشاورزان را به‌سوی خروج از این حوزه سوق داده است.

مشارکت‌کنندۀ 5:

 «ببینید تمام وسایلی که ما می‌خریم خارجی است. به دلار می‌خریم. همون محصول صادر می‌کنیم به طرف خارج معلوم نیست پولش برمی‌گردد برنمی‌گردد. چند درصد این پول برمی‌گردد. به دلار می‌خریم به ریال می‌فروشیم. فعلاً همه اسیر این گلخانه‌ها شده‌ایم و چاره‌ای هم نداریم.»

بی‌ثمری تسهیلات مسئلۀ دیگرِ مرتبط با بی‌سامانی اقتصادی در کشاورزی گلخانه‌ای از دیدگاه گلخانه‌دارها است. هرچند تسهیلاتی در این حوزه اعطا می‌شود، گلخانه‌دارها معتقد بودند که این مسئله دارای ضعف‌های جدی است. دریافت تسهیلات نیاز به بروکراسی دست‌و‌پاگیر دارد و به دلیل نظام بازپرداخت نامناسب، کمکی به کشاورزان و توسعۀ گلخانه‌داری نمی‌کند. همچنین، نفوذ واسطه‌ها در فرایند وام‌دهی و تسهیلات باعث شده است که کشاورزان نتوانند دسترسی مناسبی به این منابع داشته باشند.

مشارکت‌کنندۀ 8:

 «بانک‌ها وام‌هایی با درصد بالا پرداخت می‌کنند که اصلاً فایده‌ای ندارد و برگشتش مشکل است.»

بی‌سامانی قیمت‌گذاری مسئلۀ دیگر مرتبط با بی‌سامانی اقتصادی در گلخانه‌داری از دیدگاه افرادی است که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است. آنان معتقدند که نوسانات شدید نرخ ارز سبب شده است تا قیمت نهاده‌های کشاورزی بی‌ثبات باشد و آنان نتوانند به‌صورت مناسب برای مسائل مالی خود برنامه‌ریزی کنند. این در حالی است که قیمت‌گذاری محصولات کشاورزی با «ریال» صورت می‌گیرد. درواقع، گلخانه‌دارها نهاده‌های کشاورزی را با قیمت دلار خریداری می‌کنند، اما محصولات خود را با قیمت ریال به فروش می‌رسانند. این امر سبب ضرر اقتصادی زیاد آنان شده است. هنگامی این وضعیت نامناسب‌تر می‌شود که قیمت‌گذاری ریالی محصولات کشاورزی از سوی دولت نیز دچار بی‌ثباتی می‌شود؛ علاوه‌براین، تسلط دلالان و واسطه‌ها در فرایند قیمت‌گذاری محصولات این شرایط نامناسب را تشدید کرده است.

مشارکت‌کنندۀ 27:

«نمی‌دانم دولت خبر ندارد یا اطلاع ندارد؛ خیار 15 و 16 هزار تومن یک دونه بذرش می‌گویند 10 هزار تومن. کسی به کسی نیست.»

موضوع دیگرِ مرتبط با بی‌سامانی اقتصادی از دیدگاه گلخانه‌دارها تحریمی‌شدن اقتصاد است. تحریم‌های اقتصادی تأثیر زیادی بر نهاده‌های کشاورزی، قیمت آن‌ها و دسترسی گلخانه‌دارها به آن‌ها گذاشته است. گلخانه‌دارها معتقد بودند که در اثر تحریم‌های اقتصادی نه‌تنها قیمت نهاده‌های کشاورزی گلخانه‌ای چند برابر شده است، بلکه کیفیت این نهاده‌ها نیز به‌شدت پایین آمده است؛ برای نمونه، در دورۀ تحریم اقتصادی، سموم با دورۀ کارنس طولانی وارد بازار شده‌ است که نه‌تنها دارای قیمت بالایی هستند، بلکه کیفیت پایینی دارند و امنیت و سلامت غذایی شهروندان را با خطر جدی مواجه کرده است.

مشارکت‌کنندۀ 16:

«یه خورده از این مشکلات مربوط به تحریم‌ها است. کشاورزها مجبورند سم‌های قاچاق و سم‌های آشغال استفاده کنند. بذر هم همین‌گونه است. بذر مونزا آمده و یکی هم مشابه مونزا. از کجا آمده؟ کجا امتحان شده؟ کجا جواب داده؟ اگر محصول نداد چه کسی مسئولیت آن را قبول می‌کند؟ ایران از کشورهای عربی با دو دست سه دست واسطه وارد می‌کند. بذری که 4 یا 5 هزار قیمتش بوده، الآن 12هزار تومن باید پول داد. این بحث تحریم خیلی مهم است. بزرگ‌ترین ضربه‌ای که بخش کشاورزی می‌خورد تحریم است.»

تجاری‌شدن آموزش یکی دیگر از نمودهای بی‌سامانی اقتصادی در کشاورزی گلخانه‌داری از دیدگاه گلخانه‌دارها است. آنان معتقدند که آموزش کشاورزی گلخانه‌داری بیشتر از آنکه با هدف توسعۀ این بخش انجام شود، با هدف کسب سود و منافع اقتصادی صورت می‌گیرد. شرکت‌های دخیل در آموزش گلخانه‌داری عموماً در تولید و فروش سموم و کودهای شیمایی ذی‌نفع هستند و همین امر سبب شده است که آموزش‌ها را در راستای تولید و فروش بیشتر این نهاده‌ها انجام بدهند. در سطح خردتر، بسیاری از مهندسانی که بر فرایندهای گلخانه‌داری نظارت می‌کنند و به گلخانه‌دارها مشاوره و آموزش می‌دهند، نیز خودشان فروشگاه نهاده‌های کشاورزی دارند. بسیاری از گلخانه‌دارها معتقد بودند که این مهندسان بیشتر از اینکه مشاورۀ واقعی بدهند، به دنبال فروش بیشتر نهاده‌های کشاورزی مانند سموم و کودهای شیمایی هستند.

مشارکت‌کنندۀ 2:

 «دربارۀ آموزش هم مهندس‌های که منطقه هستند خودشون سم و کود فروشی دارند، می‌آیند می‌گویند اینو بزن. یکی دیگه میاد میگه اونو بزن. اکثریت تبلیغ جنسای خودشون می‌کنند.»

دلالی سیستماتیک یکی دیگر از نمودهای بی‌سامانی اقتصادی در کشاورزی گلخانه‌ای از دیدگاه گلخانه‌دارها است. آنان معتقد بودند که واسطه‌ها و دلال‌ها بر همۀ فرایندهای گلخانه‌داری (از تولید نهاده‌ها گرفته تا فروش محصولات کشاورزی) تسلط دارند. این امر سبب شده است که سود اصلی گلخانه‌داری نصیب این افراد شود و گلخانه‌دارها در شرایط نامناسب اقتصادی و مالی قرار بگیرند. همچنین قدرت چانه‌زنی گلخانه‌دارها در زمینه‌هایی مانند قیمت‌گذاری محصولات، در اثر تسلط دلال‌ها بر فرایند قیمت‌گذاری، پایین آمده است.

مشارکت‌کنندۀ 38:

«الآن نصف قیمت تولید ما را دلالان می‌خورند. کشاورز تهش چیزی گیرش نمی‌آید. فروشنده کیلویی 30 تومن، 8 تومن گیر من می‌آید. تازه با این 8 تومن با مشتی هستیم بهتر از کشت رو باز و زمینی است.»

عقب‌ماندگی فناورانه

عقب‌ماندگی فناورانه یکی دیگر از چالش‌های کلیدی کشاورزی گلخانه‌داری در شهرستان اشکذر است. فناوری منسوخ و دانش مهجور و کهنه دو نمودِ عینی از این وضعیت هستند.

جدول 4- کدهای باز و مقولات فرعیِ عقب‌ماندگی فناورانه

Table 4- Open codes and subcategories of technological backwardness

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

به‌روزنبودن زیرساخت‌های فنی و نرم‌افزاری  روش‌های سنتی و غیرمدرن در گلخانه‌داری و عدم تحلیل داده‌ها/ کمبود امکانات در گلخانه‌ها و ناتوانی در مقابله با تغییرات اقلیمی/ فرسودگی تجهیزات و افت تولید/ نبود استاندارد در ساختار اسکلت گلخانه‌ها/ وابستگی به نیروی انسانی و عدم اتوماسیون تولید در گلخانه‌ها

فناوریِ

منسوخ

عقب‌ماندگیِ

فناورانه

به‌روزنبودن اطلاعات فنی گلخانه‌داران/ بهره‌نگرفتن از تکنولوژی‌های هوش مصنوعی و اینترنت اشیا/ کمبود توان علمی و فنی برای تحلیل نهاده‌ها و محصولات در گلخانه‌ها/ بی‌توجهی به تجربیات جهانی و نوسازی علم گلخانه‌داری/ فقدان تخصص در کشت هیدروپونیک

دانشِ مهجور و کهنه

فناوری منسوخ یکی از نمودهای عینی عقب‌ماندگی فناورانه در کشاورزی گلخانه‌ای از دیدگاه گلخانه‌دارها است. آنان معتقدند که گلخانه‌داری با مشکلاتی مانند استفاده از زیرساخت‌های قدیمی، مدیریت سنتی، نبود سیستم تحلیل داده و سیستم‌های هوشمند مواجه است که بهره‌وری را کاهش و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد. کمبود تجهیزات مدرن، فرسودگی سیستم‌های آبیاری و تهویه، و نبود استانداردهای ساخت نیز از چالش‌های اصلی‌اند؛ علاوه‌براین، وابستگی بالا به نیروی انسانی و فقدان اتوماسیون باعث افزایش هزینه‌ها و کاهش کارایی شده است، درحالی‌که کشورهای پیشرو از فناوری‌های هوشمند بهره می‌برند.

مشارکت‌کنندۀ 19:

 «تابستان فن و پد می‌خواهد. هزینه‌اش بالا است. ما نداریم فن و پد هم. مصرف برق و آب بالا است. سردخانه نداریم که اگر بار گلخانه‌دار بارش زیاد بود بگذاریم توی سردخانه و بعد با قیمت مناسب بفروشیم. گلخانه دار اگر سردخانه داشته باشد، موقعی که بارش زیاد است می‌تواند دیرتر به بازار بفرستد.»

مشارکت‌کنندۀ 29:

«یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که داریم اسکلت خود گلخانه‌ها است. اصلاً استاندارد نیست. 90درصد غیراستاندارد است. اگر این استاندارد بود، به‌جای هر 1000 متر که یک کارگر نیاز دارد، هر 5000 هزار متر به 2 دو نفر کارگر نیاز داشت.»

دانش مهجور و کهنه در زمینۀ گلخانه‌داری یکی دیگر از نمودهای عقب‌ماندگی فناورانه در کشاورزی گلخانه‌داری از دیدگاه گلخانه‌دارها است. براساس کدگذاری مصاحبه‌ها، بسیاری از گلخانه‌دارها اطلاعات و دانش فنی ضعیفی در زمینۀ گلخانه‌داری دارند. امروزه تکنولوژی‌های دیجیتالی مانند هوش مصنوعی نقش پررنگی در کشاورزی گلخانه‌داری و هوشمندسازی کشاورزی دارند؛ اما مصاحبه با گلخانه‌دارها نشان داد که بیشتر آن‌ها با فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی و اینترنت اشیا آشنا نیستند. همچنین گلخانه‌دارها توانایی تحلیل داده‌های مربوط به میزان مصرف آب، مواد مغذی، دما و نور را ندارند و به روش‌های سنتی برای کشت و برداشت محصولات خود متکی هستند. این امر سبب شده است که گلخانه‌دارها به سمت کشت‌های مدرن‌تر مانند کشت هیدروپونیک نروند. این در حالی است که دانش فنی و دیجیتالی می‌تواند بهره‌وری کشاورزی گلخانه‌ای را چندبرابر کند و به توسعۀ سبز در این حوزه کمک فراوانی کند.

مشارکت‌کنندۀ 11:

«یک نفر این کار را کرد (کشت هیدروپونیک) و شکست خورد. بقیه هم بدبین شدند. دانش بیشتری نسبت‌به گلخانه‌های سنتی می‌خواهد؛ چون شما باید کود را بسازی برای گیاه و بدانی نیاز گیاه چی هست. گلخانۀ هیدروپونیک خیلی حساس‌تر است. هیدروپونیک هیچی توی خاک نیست. باید همه‌چیز بهش بدهی و دانشش توی مناطق وجود ندارد.»

مدیریتِ سبز اکوسیستم کشاورزی

مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی به‌عنوان راهکاری پایدار برای حفظ منابع طبیعی، افزایش بهره‌وری و کاهش آسیب‌های زیست‌محیطی توسط گلخانه‌دارهای اشکذری مطرح شده است؛ در این راستا، رعایت اصول مدیریت سبز در حوزه‌های منابع، پسماندها، خاک و آفات می‌تواند به توسعۀ سبز کشاورزی منجر شود.

جدول 5- کدهای باز و مقولات فرعیِ مدیریتِ سبز اکوسیستم کشاورزی

Table 5- Open codes and subcategories of green management of agroecosystems

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

افزایش قابلیت تجدیدپذیری منابع آبی/ جمع‌آوری آب باران برای استفاده در گلخانه/ استفادۀ چندباره از آب/ جلوگیری از تبخیر آب/ صرفه‌جویی در مصرف منابع انرژی مانند آب، برق و گاز/ استفاده از استخر پلیمری برای مدیریت آب

مدیریت سبز انرژی

 

مدیریتِ سبز اکوسیستم کشاورزی

رهانکردن پلاستیک در طبیعت بعد از استفاده/ تعویض نهاده‌هایی مانند پلاستیک و... برای محیط‌زیست/ آتش‌زدن بوته‌ها در بیابان به دلیل نخ پلاستیکی/ کمپوست‌کردن ضایعات کشاورزی در راستای حفظ محیط‌زیست

مدیریتِ سبز پسماندها

جایگزینی خاک و سطح آن در گلخانه‌ها برای پایداری کیفیت آن/ استراحت زمین برای تقویت همزیستی انسان و طبیعت/ جابه‌جایی خاک به‌صورت سالیانه برای حفظ مواد آلی/ کوددهی ارگانیک حیوانی به خاک برای قارچ‌زدایی/ حفظ کیفیت خاک و رشد میکروارگانیسم‌ها/ ضدعفونی کردن خاک

مدیریتِ سبزِ خاک

بهره‌مندی از روش‌های غیرسمی در مدیریت آفت‌ها در گلخانه/ استفاده از کود برگ و استفاده از سم تنها درصورت آفت‌زایی/ استفاده از سموم با کیفیت و با دورۀ کارنس پایین درصورت مجبوربودن به استفاده از سم/ کنترل آفات با روش‌های بیولوژیک

 

مدیریت سبزِ آفات

یکی از راهبردهای مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی از دیدگاه گلخانه‌دارها، مدیریت سبز انرژی است. آنان معتقدند که با استفاده از راهبردهایی مانند جمع‌آوری آب باران، استفادۀ چندباره از آب، استفاده از راهبردهایی برای جلوگیری از تخریب آب می‌توانند به افزایش قابلیت تجدیدپذیری منابع آبی کمک کنند. استفاده از استخرهای پلیمری نیز می‌تواند استراتژی مناسبی برای مدیریت آب باشد که برخی از گلخانه‌دارها از آن استفاده می‌کنند. همچنین گلخانه‌دارها معتقد بودند که گلخانه‌داری سبب کاهش و بهینه‌سازی در مصرف منابع انرژی مانند آب، برق و گاز می‌شود. این مهم در حالتی امکان‌پذیر است که گلخانه‌دارها از روش‌های نوین مصرف انرژی استفاده کنند که در وضعیت موجود برخی از آنان این‌گونه رفتار می‌کنند.

مشارکت‌کنندۀ 11:

«برای استفادۀ بهتر از منابع آب در بعضی از گلخانه‌ها در منطقۀ اشکذر با لوله‌کشی در سقف گلخانه، آب حاصل از باران را به استخر گلخانه هدایت کرده و این‌گونه سعی می‌کنند مشکل آب در زمستان را باتوجه‌به خاموشی چاه‌های آب کشاورزی جبران کنند.»

دومین راهبرد مرتبط با مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی از دیدگاه گلخانه‌دارها، مدیریت سبز پسماندها است. پسماندها یکی از مهم‌ترین مسائل و چالش‌های گلخانه‌داری هستند که به محیط‌زیست آسیب می‌رسانند و نیز بر سلامت غذایی شهروندان تأثیر می‌گذارند. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است، معتقدند که با راهکارهایی مانند جایگزینی پلاستیک با مواد ‌تجزیه‌پذیر، نسوزاندن بوته‌هایی که نخ‌های پلاستیکی در آن‌ها قرار دارد، کمپوست‌کردن ضایعات کشاورزی، تعویض مداوم نهاده‌هایی مانند پلاستیک و رهانکردن آن‌ها در طبیعت می‌توانند پسماندهای گلخانه‌داری را به‌صورت مطلوب مدیریت کنند تا از آسیب‌پذیری محیط‌زیست و تضعیف امنیت غذایی جلوگیری شود.

مشارکت‌کنندۀ 3:

«بوته‌ها تمام شد می‌آییم می‌کنیم توی منطقۀ ضایعات کشاورزی آتش می‌زنیم. هم محیط‌زیست را خراب نکنه و هم حشرات و امراض دوباره وارد گلخانه نشود یا وارد گلخانه همسایه نشود. می‌ریزیم یه گوشه آتش می‌زنیم. بعضی می‌گذرند توی حوضچه فشار بدهید عصاره‌اش اسید هیومیک دارد . ما این کار نمی‌کنیم.»

مدیریت سبز خاک یکی دیگر از راهبردهای خرد مرتبط با مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی است. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است، استراتژی‌های مختلفی برای مدیریت سبز خاک در پیش گرفته‌اند یا پیشنهاد می‌کنند که بهتر است گلخانه‌دارها آن‌ها را اتخاذ کنند. جایگزینی سطح خاک در گلخانه‌ها، استراحت دوره‌ای زمین برای بهبود کیفیت آن، جابه‌جایی سالانۀ خاک برای حفظ مواد آلی، و استفاده از کودهای ارگانیک حیوانی برای افزایش سلامت خاک ازجمله این استراتژی‌ها است؛ علاوه‌براین، گلخانه‌دارها روش‌هایی همچون ضدعفونی خاک برای از بین بردن عوامل بیماری‌زا و حفظ میکروارگانیسم‌های مفید را پیشنهاد کرده‌اند که می‌تواند به افزایش حاصلخیزی خاک و کاهش وابستگی به مواد شیمیایی منجر شود.

مشارکت‌کنندۀ 30:

«امروزه نهاده‌های کشاورزی در دسترس کشاورز است و نهاده‌هایی که می‌تواند هم‌زمان خاک را بهبود بدهد، ریشه‌زایی بهتر، برداشت بهترداشته باشد. همچنین با آزمایشگاه‌های خاکی که در سطح استان داریم، می‌توانیم به‌صورت فصلی آزمایش خاک بگیریم و مواد بیش‌بودی که در خاکمون وجود دارد استفاده نکنیم؛ ازنظر مهندسین بخش کشاورزی استفاده کنیم؛ از کودهایی استفاده کنیم که باعث شکسته‌شدن آن مواد می‌شود تا بتوانیم آلودگی خاک را پایین بیاوریم.»

مدیریت سبز آفات یکی دیگر از راهبردهای مرتبط با مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی است. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است، معتقد بودند که استراتژی‌هایی مانند استفاده از روش‌های غیرسمی مانند کنترل بیولوژیک و به‌کارگیری کود برگ می‌تواند به مدیریت سبز و طبیعی آفات گلخانه‌ها کمک کند. آنان معتقد بودند که در برخی موارد استفاده از سم اجتناب‌ناپذیر است. در چنین شرایطی، انتخاب سموم باکیفیت و دارای دورۀ کارنس پایین، نقش مهمی در کاهش آلودگی محیط‌زیست و حفظ سلامت محصولات دارد. همچنین از دیدگاه آن‌ها، توسعۀ روش‌های نوین مدیریت آفات با تأکید بر روش‌های طبیعی و بیولوژیکی می‌تواند موجب کاهش وابستگی به مواد شیمیایی و افزایش پایداری تولیدات کشاورزی شود.

مشارکت‌کنندۀ 22:

«روش‌های بسیار زیادی وجود دارد برای کنترل آفت. اگر بخواهیم در محیط گلخانه سم استفاده نکنیم، حتی حشراتی وجود دارد که می‌شود آن‌ها را در محیط گلخانه تکثیر کرد. کنه شکاری‌گری داریم که کنه‌های دیگر را از بین می‌برد. به فرض، سفید بالک‌ها را از بین می‌برد. می‌توانیم با یک جانور جانورهای دیگر را از بین ببریم. حشرات دیگر را از بین ببریم.»

توانمندسازی سبز اجتماعی

توانمندسازی سبز اجتماعی مفهومی چندبعدی است که بر تعاملات اجتماعی، مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و افزایش دانش سبز کشاورزان تأکید دارد. این توانمندسازی با ایجاد شبکه‌های اجتماعی بین کشاورزان، بهبود دانش فنی در زمینۀ کشاورزی پایدار و افزایش احساس مسئولیت در قبال محیط‌زیست به تغییرات مثبت در روش‌های کشاورزی گلخانه‌ای منجر می‌شود.

جدول 6- کدهای باز و مقولات فرعیِ توانمندسازیِ سبز اجتماعی

Table 6- Open codes and subcategories of social green empowerment

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

تلاش برای جلوگیری از آلودگی‌های محیطی در گلخانه/ پاسخ‌گو دانستن خود در برابر نسل‌های آینده و تلاش برای حفظ محیط‌زیست و کاهش آلودگی/ ترجیح منافع اجتماعی بر منافع اقتصادی در تولید کشاورزی/ مسئولیت‌پذیری در جلوگیری از آلودگی محیط‌زیست

مسئولیت‌پذیریِ سبز

 

 

توانمندسازیِ سبز اجتماعی

تعاملات اجتماعی بین کشاورزان در زمینۀ مسائل زیست‌محیطی گلخانه مانند سم‌دهی، آفت‌زدایی و کوددهی/ تعاملات بین کشاورزان و نهادهای مرتبط مانند جهاد کشاورزی، نظام مهندسی و. اعتماد بین کشاورزان در زمینۀ به‌اشتراک‌گذاری راهبردهای سبزِ آفت‌زدایی/ مشارکت کشاورزان در کلاس‌ها و جلسات آموزشی/ مشارکت کشاورزان در طرح‌های زیست‌محیطی مرتبط با گلخانه مانند آفت‌زدایی

سرمایۀ اجتماعی سبز

مهارت و دانش در زمینۀ شناخت و نحوۀ استفاده از آفت‌زداهای غیرسمی/ مهارت و دانش در زمینۀ میزان و نحوۀ استفاده از سموم و کودها/ مهارت و دانش در زمینۀ استفاده از تکنولوژی‌های نوین سازگار با محیط‌زیست در گلخانه/ استفاده از دانش مهندسان در زمینۀ نحوۀ استفاده از کود، سم و... در گلخانه

دانشِ سبزِ کشاورزی

 یکی از ارکان اساسی توانمندسازی سبز اجتماعی، ‌سرمایۀ اجتماعی سبز است. تعاملات اجتماعی بین کشاورزان دربارۀ موضوعات زیست‌محیطی گلخانه، مانند استفاده از سموم، آفت‌زدایی و کوددهی نقش مهمی در تبادل دانش و تجربیات دارد. این تعاملات به کشاورزان امکان می‌دهد که راهکارهای جدید و کارآمدتری را برای حفظ محیط‌زیست پیدا کنند؛ علاوه‌براین، تعاملات با نهادهای مرتبط مانند جهاد کشاورزی و نظام مهندسی موجب افزایش آگاهی و دسترسی به منابع و حمایت‌های دولتی می‌شود. اعتماد بین کشاورزان در به‌اشتراک‌گذاری راهبردهای سبز نیز یک عامل کلیدی در گسترش روش‌های پایدار کشاورزی است؛ برای مثال، کشاورزان می‌توانند با تبادل اطلاعات دربارۀ استفاده از آفت‌زداهای غیرسمی، از اثرات منفی سموم شیمیایی بر محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها بکاهند.

مشارکت‌کنندۀ 23:

«اگر به هم اعتماد نداشته باشیم، خیلی ضربه می‌خوریم؛ چون باید با هم مشورت کنیم. همۀ جوانب کار را بررسی کنیم؛ مثلاً شما بذر از کی تهیه می‌کنید. شما کود حیوانی از کی تهیه می‌کنید. با یک گلخانه‌دار دیگر در ارتباط باشم، خیلی اطلاعاتم بیشتر می‌شود. برو فلان گاوداری کود بخر کودش خوب است. فلان سم فروشی انصاف دارد.»

مشارکت‌کنندۀ 44:

«خدمتی که تلگرام در آموزش کشاورزان در رونق کشاورزی ما به کشاورزی ایران کرده است، جهاد کشاورزی نکرده است؛ ولی توی این ده‌ساله تلگرام خیلی بیشتر از جهاد کشاورزی تلاش و کمک کرده است. من خودم یک گروه کشاورزی در تلگرام دارم از 8 سال پیش، از سال 96 تا الآن 6 هزار نفر عضو داریم و تبادلات عملی کشاورزان انجام می‌شود؛ یعنی یک کشاورز عکس بوتۀ خودش را می‌گذارد، بقیه سعی می‌کنند تجربۀ عملی خودشان را بیان کنند.»

عنصر دیگر توانمندسازی سبز اجتماعی، دانش سبز کشاورزی است که شامل مهارت‌ها و دانش لازم برای استفاده از تکنولوژی‌های نوین، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی و جایگزینی آن‌ها با روش‌های پایدارتر است. شناخت میزان و نحوۀ استفاده از آفت‌زداهای غیرسمی و تکنولوژی‌های جدید موجب کاهش آلودگی و افزایش بهره‌وری می‌شود؛ در این راستا، بهره‌گیری از دانش مهندسان کشاورزی و مشارکت در دوره‌های آموزشی به کشاورزان کمک می‌کند تا روش‌های کارآمدتری برای مدیریت گلخانه‌ها به کار بگیرند.

مشارکت‌کنندۀ 21:

«کشاورزی هرروز درحال پیشرفت است. گلخانه‌داری هم از ۲۰ سال پیش متفاوت است. ۲۰ سال پیش اگر می‌گفتی رطوبت گلخانه باید روی ۵۰ باشد، بهت می‌خندیدند. رطوبت دیگه چیه؟ می‌گفتی فلان کود بده، می‌گفتند چه فایده‌ای دارد؟20 سال پیش فقط کود مرغ می‌شناختند. می‌گفتند فقط کود مرغش بده؛ ولی نه الآن کودهای متفاوت اومده. کلسیم میدن، ویتامین میدن، پتاس میدن. روزبه‌روز بهتر شده.»

یکی دیگر از ابعاد مهم توانمندسازی سبز، مسئولیت‌پذیری سبز است. کشاورزان با درک تأثیر فعالیت‌های خود بر محیط‌زیست می‌توانند تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند. تلاش برای جلوگیری از آلودگی‌های محیطی، حفظ منابع طبیعی برای نسل‌های آینده و ترجیح منافع اجتماعی بر منافع اقتصادی کوتاه‌مدت از نشانه‌های مسئولیت‌پذیری سبز هستند؛ برای نمونه، کشاورزانی که به‌جای استفادۀ بیش‌ازحد از سموم از روش‌های کنترل بیولوژیکی آفات بهره می‌گیرند، نه‌تنها از تخریب محیط‌زیست جلوگیری می‌کنند، بلکه موجب ارتقای سلامت عمومی جامعه نیز می‌شوند.

مشارکت‌کنندۀ 38:

«آلودگی محیطی کشت گلخانه‌ای مربوط به فرهنگ گلخانه‌دار می‌شود. یکی رعایت می‌کند. یکی رعایت نمی‌کند. چه جور فرهنگ را یاد داده باشند. یکی آشغال گلخانه را می‌ریزد، همین‌جور اطراف پخش می‌کند و نخ و همه چی می‌سوزاند. خلاصه توی خاک همه سمی آب می‌دهد. برایش مهم نیست هم خاک آلوده می‌کند، هم هوا. این برمی‌گردد به احساس مسئولیت‌پذیری نسبت‌به جامعه و محیط‌زیست. ولی خیلی کم شده است؛ چون دولت حمایت نمی‌کند و کشاورز هم دلسرد است.»

مشارکت‌کنندۀ 22:

«مردمی هستیم که فقط و فقط منافعمون را می‌خواهیم. اصلاً به فکر آینده نیستیم. حالا چاه بزن آب بکش و گلخانه خیار بکار و نمی‌گوییم نسل آینده چکار کنند. آیندگان ما نفرین می‌کنند با این برنامه‌ریزی غلطمون. ما یک روال 20سال پیش گرفتیم، همین‌جور داریم می‌رویم.»

 بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی

بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی کشاورزی گلخانه‌ای یکی از مهم‌ترین الزامات توسعۀ سبز کشاورزی محسوب می‌شود. بهینه‌سازی نهادی می‌تواند ازطریق حمایت‌گری نهادی، بهینه‌سازی نظام نظارت، افزایش شفافیت، کاهش واسطه‌گری و به‌روزرسانی قوانین و اصلاح سیاست‌گذاری‌های انرژی انجام شود.

جدول 7- کدهای باز و مقولات فرعیِ بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی

Table 7- Open codes and subcategories of optimizing institutional mechanisms

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

اعطای تسهیلات به گلخانه‌دارها/ حمایت مالی دولت برای مکانیزه‌کردن گلخانه‌ها/ اعطای تخفیف‌های مالیاتی/ حل مشکلات و چالش‌های بیمه و تأمین اجتماعی/ سرمایه‌گذاری اقتصادی دولت در کشاورزی گلخانه‌ای/ حمایت مالی به‌منظور ترویج مبارزۀ بیولوژیک با آفات/ تأمین نهاده‌های کشاورزی ازسوی دولت/ ارائۀ کمک‌ها و حمایت‌های فنی و مهندسی ازسوی دولت و نهادهای مرتبط

 

حمایت‌گری نهادی

 

 

بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی

بهبود نظارت دولت بر نظام توزیع بذر و نهادهای کشاورزی گلخانه‌ای/ نظارت دولت بر نظام صادرات محصولات گلخانه‌ای و تنظیم بازار/ نظارت دولت بر نظام مصرف کود و سموم/ نظارت دولت بر شرکت‌های تولید و توزیع نهاده‌های کشاورزی/ تقویت نظارت جهاد کشاورزی بر قیمت‌گذاری/ افزایش نظارت دولت بر نظام خریدوفروش محصولات گلخانه‌ای/ تنظیم بازار محصولات کشاورزی و تنظیم نوع کشت براساس نیاز بازار توسط دولت/ انسجام‌بخشی به نظام قیمت‌گذاری محصولات کشاورزی/ نظارت بر بازار صادرات محصولات کشاورزی گلخانه‌ای

 

بهینه‌سازی نظام نظارت

کاهش سلطۀ انباردارها و دلال‌ها بر نظام خریدوفروش محصولات گلخانه‌ای/ کاهش سلطۀ انباردارها و دلال‌ها در تأمین و توزیع نهاده‌های کشاورزی/ کاهش دلالی و واسطه‌گری در زمینۀ صادرات محصولات گلخانه‌ای/ خرید مستقیم نهادهای دولتی و شرکت‌های خصوصی از کشاورزان گلخانه‌دار

کاهش واسطه‌گری

به‌روزکردن قوانین و مقررات براساس نیازهای روزِ کشاورزان گلخانه‌دار/ تسهیل قوانین مالیاتی/ شفافیت‌بخشی به قوانین مرتبط با قیمت‌گذاری محصولات کشاورزی/ تسهیل قوانین و مقررات مربوط به صدور پروانه در بخش گلخانه‌داری/ تدوین و به‌روزرسانی قوانین سازگار به محیط‌زیست

به‌روزرسانی قوانین

اولین راهبرد خرد مرتبط با بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی در کشاورزی گلخانه‌ای از دیدگاه گلخانه‌دارها، حمایت‌‌گری نهادی است. در وضعیت موجود، دولت و نهادهای مرتبط حمایت چندانی از گلخانه‌داری نمی‌کنند. افرادی که با آنان مصاحبه انجام شده است معتقد بودند که تنها با تقویت حمایت‌های دولتی است که گلخانه‌داری می‌تواند توسعه پیدا کند. ارائۀ تسهیلات مالی به گلخانه‌داران، کاهش مالیات‌ها، حل مشکلات بیمه‌ای، سرمایه‌گذاری اقتصادی در کشاورزی گلخانه‌ای و تأمین نهاده‌های کشاورزی ازجمله سیاست‌های حمایتی مؤثر ازسوی دولت است که گلخانه‌دارها به آن‌ها اشاره کرده‌اند. همچنین، حمایت فنی و مهندسی ازسوی نهادهای دولتی می‌تواند به افزایش بهره‌وری کمک کند. ایجاد صندوق‌های حمایتی برای تأمین مالی کشاورزان و توسعۀ بیمۀ کشاورزی از دیگر اقدامات مؤثر در این زمینه است که گلخانه‌دارها آن‌ها را مهم قلمداد کرده‌اند.

مشارکت‌کنندۀ 7:

«دولت باید از تولیدکننده حمایت کند. محصول تضمینی خرید کند. نمونه‌اش محصولی که عمل می‌آوری مفتکی می‌خواهند بخرند. دولت می‌گوید ۱۰ تومن تضمینی اگر کمتر شد پرداخت می‌کنم، بیشتر شد مال شما. یه کاری بکنه ما ضرر نکنیم. منطقۀ جیرفت هندوانه می‌کارند، می‌کنه ته آب خفه می‌شود. بنده خدا باید زندگی‌اش را بفروشد. ورشکسته می‌شود. سکته می‌کند و می‌میرد.»

راهبرد خرد دیگر مرتبط با بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی، بهینه‌سازی نظام نظارت است. گلخانه‌دارها معتقدند که در وضعیت موجود، دولت و نهادهای مرتبط نظارت ضعیفی بر فرایندهای گلخانه‌داری دارند که این امر سبب ایجاد فساد و واسطه‌گری شده است. برای رهایی از این وضعیت، آنان معتقد بودند که نظام نظارت دولتی باید بهبود پیدا کند. نظارت دقیق بر نظام توزیع بذر، کود و سموم، کنترل بر شرکت‌های تولید و توزیع نهاده‌های کشاورزی و همچنین تنظیم بازار ازجمله راهکارهای تحقق این مسئله است. همچنین گلخانه‌دارها معتقد بودند که دولت می‌تواند با انسجام‌بخشی به قیمت‌گذاری و جلوگیری از نوسانات شدید قیمتی، شرایط بهتری برای تولیدکنندگان ایجاد کند.

مشارکت‌کنندۀ 15:

«جهاد کود و سم خوب به کشاورز بدهد. فقط جهاد خالی نباشد. کارمند رفته اونجا نسشته. کارمند باید توی صحرا حضور داشته باشد. باید به گلخانه و پسته و گندم من نظارت داشته باشد. کشت من را کارشناسی کند. من هم محصول با کیفیت تحویل بدهم و محصول را از من بخرد. من به انباردار ندهم. من می‌دهم به خود دولت. من هم بتوانم کشت کنم و ادامه بدهم و دولت به‌صورت تضمینی از کشاورز بخرد.»

از دیدگاه گلخانه‌دارها کاهش واسطه‌گری راهکار دیگر مرتبط با بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی در کشاورزی گلخانه‌ای است. همان‌طور که بحث شد، یکی از چالش‌های اساسی در بازار محصولات کشاورزی وجود واسطه‌ها و دلالان است که به افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمد تولیدکنندگان منجر می‌شود. گلخانه‌دارها معتقد بودند که کاهش سلطۀ واسطه‌ها در خریدوفروش محصولات، کنترل بیشتر بر زنجیرۀ تأمین و فراهم‌کردن شرایطی برای خرید مستقیم از کشاورزان راهکارهای کاهش دلالی و واسطه‌گری در گلخانه‌داری هستند. همچنین گلخانه‌دارها معتقد بودند که نهادهای دولتی و شرکت‌های خصوصی باید به‌طور مستقیم از کشاورزان خرید کنند تا وابستگی آنان به واسطه‌ها کاهش یابد.

مشارکت‌کنندۀ 40:

«دولت خودش مستقیماً با کشاورز رابطه داشته باشد؛ مثل برگزاری کلاس آموزشی و انتقال علم به‌روز. حتی نهاده‌های کشاورزی و بذر را خودش تأمین کند. نهال هم خودش تأمین کند و ضمانتی به ما بدهد این بهترین کار است.»

به‌روزرسانی قوانین یکی دیگر از راهبردهای مرتبط با بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی از دیدگاه گلخانه‌دارها است. آنان معتقدند که تدوین قوانین به‌روز و متناسب با نیازهای کشاورزان، ضرورتی اساسی برای گلخانه‌داری است. از دیدگاه آنان، قوانین مالیاتی باید به‌گونه‌ای اصلاح شوند که مشوق سرمایه‌گذاری در کشاورزی باشند. شفاف‌سازی در قوانین مرتبط با قیمت‌گذاری و تسهیل مقررات صدور مجوز برای فعالیت‌های گلخانه‌ای از دیگر اقدامات مهم ازنظر گلخانه‌دارها است. آنان بر این باورند که این قوانین و مقررات باید در راستای کاهش ناترازی انرژی در بخش کشاورزی گلخانه‌ای باشد. کاهش محدودیت‌های اعمال‌شده بر مصرف آب، برق و گاز در گلخانه‌ها، مدیریت بهینۀ منابع آبی و ارائۀ تسهیلات انرژی برای واحدهای کشاورزی گلخانه‌ای سازگار با محیط‌زیست ازجمله اقداماتی است که می‌تواند تولید را بهبود ببخشد.

مشارکت‌کنندۀ 1:

 بزرگ‌ترین مشکلی که داشتیم تابستان برق ما قطع می‌شود. ادارۀ برق می‌گوید شبکۀ توزیع باید کل مسیر را عوض کند. وظیفۀ من تعویض شبکه است یا پرداخت پول برق. تابستان برق قطع می‌شود. تابستان برق برای آب قطع می‌کنند از ساعت ۱۲ تا ۵ بعدازظهر. هرروز برق چاه خاموش می‌شود. خود سازمان کنتور روی چاه نصب کرده است. خودکار قطع و دوباره وصل می‌شود. زمستان هم 10دقیقه 20 دقیقه برود کل زحمت ما نابود می‌شود. دولت باید نیاز گلخانه به انرژی مداوم را درک کند و سیاستش را تغییر بدهد.»

مدرن‌سازی دانش سبز

مدرن‌سازی دانش سبز در کشاورزی گلخانه‌ای، به‌عنوان یکی از ضرورت‌های اساسی برای پایداری و افزایش بهره‌وری در این بخش، نیازمند ترکیبی از فناوری‌های نوین، آموزش‌های زیست‌محیطی و استفاده از ابزارهای دیجیتال است.

جدول 8- کدهای باز و مقولات فرعیِ مدرن‌سازی دانش سبز

Table 8- Open codes and subcategories of green knowledge modernization

کدهای باز

مقولات فرعی

مقولات اصلی

استفاده از ابزارهای نوین مرتبط با هوش مصنوعی و اینترنت اشیا در گلخانه‌ها/ بهره‌مندی از تکنولوژی‌های دیجیتالی برای آنالیز مداوم نهاده‌ها و محصولات در گلخانه‌ها/ تقویت دانش در زمینۀ کشت هیدرپونیک/ مکانیزه‌سازی گلخانه‌ها و مدرن‌سازی آن‌ها (ایجاد گلخانه‌های های‌تک)/ ایجاد سردخانه برای نگه‌داشت محصولات گلخانه‌ای

به‌روزرسانیِ فناورانه

 

 

مدرن‌سازیِ دانشِ سبز

آموزش روش‌های جدید مبارزه با آفات/ آموزش و کاهش مصرف سموم شیمایی/ آگاهی گلخانه‌داران از عوارض سموم شیمیایی/ بالابردن کیفیت آموزشی کلاس‌های جهاد کشاورزی/ برگزاری دوره‌های دانش‌افزایی برای گلخانه‌دارها/ آموزش استفاده از ابزارهای هوشمند نوین مانند اینترنت اشیا برای استفاده در گلخانه‌ها

تقویت دانشِ زیست‌محیطی

اولین راهکار مدرن‌سازی دانش سبز در کشاورزی گلخانه‌ای از دیدگاه گلخانه‌دارها، به‌روزرسانی فناورانه است. همان‌طور که بحث شد، فناوری‌های کهنه و قدیمی یکی از چالش‌های کشاورزی گلخانه‌ای است. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده است، معتقدند که استفاده از فناوری‌های نوین و دیجیتالی می‌تواند سبب دگرگونی ساختاری گلخانه‌داری شود؛ هرچند بسیاری از آنان دانش لازم در این زمینه را ندارند. ازنظر آن‌ها، فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و اینترنت اشیا در مدیریت گلخانه‌ها نقش مهمی دارند و می‌تواند گامی مؤثر به‌سوی توسعه سبز کشاورزی باشد. حسگرها و سیستم‌های هوشمند، پایش شرایط زیستی گیاهان را دقیق‌تر و مصرف منابع را بهینه می‌کنند. همچنین گلخانه‌دارها معتقد بودند که روش‌هایی مانند کشت هیدروپونیک و گلخانه‌های های‌تک بهره‌وری را افزایش و اثرات تغییرات اقلیمی را کاهش می‌دهند. همچنین، ایجاد سردخانه‌های مدرن از هدررفت محصولات جلوگیری می‌کند و ماندگاری آن‌ها را بهبود می‌بخشد.

مشارکت‌کنندۀ 16:

«اگر بتوانند با کشورهای پیشرفته ارتباط برقرار کنند. علم روز را بیاورند و راهنمایی و کمک بگیرند و کامل اجرا کنند. اینجور نباشد یک تکه‌اش را بگیرند و بقیه‌اش را ول کنند، خیلی بهره‌برداری افزایش پیدا می‌کند.»

مشارکت‌کنندۀ 33: «مطلب بعدی واردکردن علم روز به بخش گلخانه‌ای است. مثل‌اینکه کشورهای پیشرفته در این بخش از چه نوع سازه‌هایی استفاده می‌کنند. این علم روز بخش گلخانه‌ای را به کشور وارد کنیم.»

راهبرد دیگر مرتبط با مدرن‌سازی دانش سبز از دیدگاه گلخانه‌دارها، تقویت دانش زیست‌محیطی است. کدگذاری و تحلیل مصاحبه‌های انجام‌شده با گلخانه‌دارها نشان داد که بسیاری از آنان دانش زیست‌محیطی ضعیفی دارند. مسئلۀ کلیدی این است که خود آنان بر این فقر آگاهی زیست‌محیطی واقف هستند و پیشنهادهایی در این زمینه ارائه داده‌اند. آموزش مبارزه با آفات بدون سموم شیمیایی، کاهش مصرف سموم و ارتقای سلامت محصولات ازجمله این راهکارها هستند که می‌توانند به گسترش بازارهای صادراتی کمک کنند. همچنین گلخانه‌دارها معتقد بودند که برگزاری دوره‌های آموزشی و بهبود کیفیت آموزش در جهاد کشاورزی می‌تواند مهارت آنان را در استفاده از فناوری‌های نوین افزایش داده و آن‌ها را به‌سوی روش‌های پایدار سوق دهد.

مشارکت‌کنندۀ 7:

شاید در سال 3 یا 4 کلاس بیشتر نباشد و مباحث پیش‌پاافتاده تدریس می‌کنند. اگر مباحث تخصصی‌تر بشود و گلخانه‌ها به سمت پیشرفته‌ترشدن حرکت کنند، خیلی بهتر است. نیاز به آموزش تخصصی وجود دارد.»

مشارکت‌کنندۀ 39:

«اونی که 40 سال کار کرده باز هم موارد جدید وجود دارد و نیاز به آموزش یادگیری دارد. هرچی تجربه داشته باشی باز هم کمه. بذر و کود عوض می‌شود، زمین کم‌کم فرسوده می‌شود و... اینا نیاز به آموزش داره.»

مقولۀ مرکزی: توسعۀ سبز در بستر رهاشدگی ساختاری

باوجود اینکه توسعۀ سبز کشاورزی در شهرستان اشکذر به دلیل شرایط اقلیمی و محدودیت‌های منابع آبی آن، یک ضرورت است، اما با موانع ساختاری جدی روبه‌روست. ضعف نهادها، بی‌ثباتی اقتصادی و عقب‌ماندگی فناورانه ازجمله چالش‌هایی هستند که مانع اجرای توسعۀ سبز کشاورزی شده‌اند. نبود قوانین حمایتی، ناکارآمدی در تخصیص منابع و کمبود سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین، روند توسعۀ سبز را کند کرده‌اند. در این شرایط، اکوسیستم‌های کشاورزی به دلیل مدیریت ناکارآمد دچار بحران می‌شوند و صنایع آلاینده همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. همچنین، آگاهی کشاورزان گلخانه‌دار از اهمیت پایداری محیط‌زیستی و توسعۀ سبز کشاورزی پایین است و برخی از آنان برای پذیرش تغییرات مقاومت نشان می‌دهند؛ بااین‌حال، راهکارهایی برای عبور از این موانع وجود دارد. بهینه‌سازی نهادها ازطریق اصلاح قوانین و افزایش شفافیت می‌تواند زمینه را برای توسعۀ سبز کشاورزی فراهم کند. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سبز، کاهش وابستگی به روش‌های آلاینده و بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر، مسیر توسعۀ سبز را هموار می‌کند. توانمندسازی سبز اجتماعی و افزایش آگاهی و دانش کشاورزان ازطریق آموزش زیست‌محیطی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. آموزش‌های زیست‌محیطی و حمایت از سرمایۀ اجتماعی سبز در میان گلخانه‌دارها، فرهنگ توسعۀ سبز کشاورزی را تقویت می‌کند و مشارکت عمومی آنان را در این فرایند افزایش می‌دهد. همچنین، مدرن‌سازی دانش سبز ازطریق دانش‌افزایی و انتقال فناوری‌های نوین، امکان استفادۀ بهینه را از منابع محدودِ موجود فراهم می‌سازد؛ درنتیجه، توسعۀ سبز نه‌تنها به‌عنوان هدف، بلکه به‌عنوان پیامد طبیعی این اصلاحات ساختاری ظاهر می‌شود. با ایجاد چارچوب‌های نهادی کارآمد، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سبز و افزایش آگاهی اجتماعی می‌توان به توسعه‌ای دست یافت که هم‌زمان با رشد اقتصادی به حفظ محیط‌زیست نیز متعهد باشد.

شکل 2- دیاگرام نظری برساخت توسعۀ سبز کشاورزی در بین گلخانه‌دارهای اشکذر

Fig 2- Theoretical diagram of the construction of green agricultural development among greenhouse farmers in Ashkzar

 نتیجه‌

پژوهش حاضر برساخت کشاورزی سبز یا زیست‌محیطی را از دیدگاه گلخانه‌دارهای شهرستان اشکذر بررسی کرد. نتایج پژوهش بیانگر این بود که کشاورزی گلخانه‌ای در شهرستان اشکذر دچار نوعی رهاشدگی ساختاری شده است. گلخانه‌دارهایی که با آن‌ها مصاحبه انجام شده بود، بر این باور بودند که نهادها و سازمان‌های مسئول عملاً گلخانه‌داری را رها کرده و آن را تبدیل به ابزاری تجاری برای کسب سود و منفعت اقتصادیِ موقت کرده‌اند. گلخانه‌داری که نمودی از کشاورزی سبز محسوب می‌شود، نیازمند حمایت و نظارت دولت است، اما در وضعیت موجود دولت حمایت چندانی از کشاورزی گلخانه‌ای نمی‌کند. این مسئله در شرایط اقتصادی نامناسب ایران و دلاری‌شدن مداوم نظم اقتصادی، سبب ایجاد چالش‌ها و مسائل متعدد برای کشاورزان شده است. این نتیجه با یافته‌های حسینی و زارع بوانی (1397)، احمدی فیروزجائیان و همکاران (1401) و سجاسی قیداری و همکاران (1397) هم‌سو است که به چالش‌های نهادی و ساختاری گلخانه‌داری و کشاورزی سبز و پایدار پرداخته‌اند. همچنین این نتایج در راستای دیدگاه فرانکس (1996) در زمینۀ توسعۀ پایدار است. همان‌طور که بحث شد، از دید فرانکس (1996) بُعد نهادی توسعۀ پایدار شامل سیاست‌گذاری‌های مؤثر و حکمرانی کارآمد است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر ضعف جدی در این مسئله بود؛ درحالی‌که فرانک معتقد است انسجام نهادی عاملی کلیدی در توسعۀ پایدار است.

در کنار رهاشدگی نهادی، دولت عملاً نظارتی بر فرایندها و سازوکارهای کشاورزی گلخانه‌ای (از تهیه و توزیع نهاده‌های کشاورزی گرفته تا قیمت‌گذاری محصولات) ندارد. این مسئله سبب رهاشدگی نهادی در این حوزه شده است و قدرت‌یابی مداوم واسطه‌گران و دلالان را به دنبال داشته است. واسطه‌گری و دلالی تبدیل به چالش بنیادی در کشاورزی گلخانه‌ای در شهرستان اشکذر شده است. دلال‌ها فرایند تهیه و توزیع نهاده‌های کشاورزی مانند بذر، کود، سموم و... را در اختیار گرفته‌اند. این امر که عموماً بدون نظارت دولت صورت می‌گیرد، سبب گران‌شدن نهاده‌ها شده است و نیز کیفیت نهاده‌ها را به‌شدت پایین آورده است؛ موضوعی که سبب تضعیف کشاورزی گلخانه‌ای شده است. این نتایج با یافته‌های صدوقی و همکاران (1395) و سجاسی قیداری و همکاران (1397) هم‌سو است.

مسئلۀ دیگر مرتبط با رهاشدگی نهادی، دلالی سیستماتیک است. همان‌طور که ذکر شد، دلال‌ها و واسطه‌ها فرایند فروش محصولات کشاورزان و قیمت‌گذاری آن را در دست گرفته‌اند. بیشترین سود کشاورزی گلخانه‌ای را دلال‌ها می‌برند. این مسئله سبب شکل‌گیری نوعی فساد سیستماتیک شده است که فراتر از دلال‌ها به نهادهای مرتبط با کشاورزی گلخانه‌ای مانند نظام مهندسی، جهاد کشاورزی و... نیز سرایت کرده است؛ نمونۀ این فساد را می‌توان در صدور مجوز گلخانه‌داری و نظام آموزش کشاورزی مشاهده کرد که مهندس‌ها ارائه می‌کنند. همان‌طور که بحث شد، مهندس‌های تحت لوای نظام مهندسی به‌جای نظارت سیستماتیک بر فرایند کشاورزی گلخانه‌ای و تلاش برای «سبز نگه‌داشتن آن» تبدیل به فروشندۀ نهاده‌های کشاورزی مانند سموم، کود و بذر شده‌اند. آموزش‌هایی که آن‌ها ارائه می‌کنند، بیشتر در راستای فروش بیشتر نهاده‌های در اختیار خودشان و کسب منفعت اقتصادی است. ازنظر گلخانه‌دارها این امر سبب تجاری‌شدن آموزش در کشاورزی گلخانه‌ای شده است. تحریم‌های اقتصادی و دلاری‌شدن نهاده‌های کشاورزی به این وضعیت دامن زده است. تحریم‌های اقتصادی سبب قاچاق نهاده‌های کشاورزی و افزایش شدید قیمت آن‌ها شده است. این نهاده‌ها عموماً توسط دلال‌ها وارد نظام کشاورزی می‌شوند و در موارد زیادی نیز تقلبی هستند و کیفیت لازم را ندارند؛ در همین راستا، نهاده‌های کشاورزی دلاری‌ شده‌اند؛ بدین معنا که وابسته به واردات هستند و برای خرید آن‌ها باید قیمت دلاری را پرداخت کرد. این امر فشار اقتصادی زیادی را به گلخانه‌دارها وارد کرده است. درمقابل، فروش محصولات آن‌ها به‌صورت ریالی است که آن هم به دلیل نظام قیمت‌گذاری نامناسب، زیان زیادی را به گلخانه‌دارها وارد می‌کند. این شرایط در کنار نبود آموزش‌های کارآمد و منسجم سبب عقب‌ماندگی فناوری در گلخانه‌ها شده است. درواقع، گلخانه‌دارها توانی برای مدرن‌سازی تجهیزات گلخانه‌ای ندارند و تسهیلاتی که دولت به آن‌ها اعطا می‌کند کمک زیادی در این زمینه نمی‌کند. این امر به‌طورمستقیم بر تضعیف کشاورزی سبز و پایداری زیست‌محیطی آن تأثیر گذاشته است. این یافته با نتایج دای و همکاران (2023) در یک راستا قرار دارد.

گلخانه‌دارها راهکارها و راهبردهایی برای مواجهه با این شرایط در پیش گرفته‌اند. بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی، توانمندسازی سبز اجتماعی و مدرن‌سازی دانش سبز مهم‌ترین این راهبردها هستند که خود آن‌ها به شکل‌دهی به راهبرد کلان‌تری به نام مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی منجر می‌شوند. این راهبرد شامل حفظ منابع آب‌وخاک ازطریق جمع‌آوری آب باران، کاهش مصرف انرژی و استفاده از استخرهای پلیمری، مدیریت پسماندها با جایگزینی پلاستیک‌های زیان‌آور و کمپوست‌کردن ضایعات، حفظ سلامت خاک با کودهای ارگانیک و ضدعفونی آن، و کنترل بیولوژیک آفات به‌جای سموم شیمیایی است. این روش‌ها موجب کاهش وابستگی به مواد شیمیایی و افزایش پایداری کشاورزی می‌شوند. یافته‌های رودنیکی و همکاران (2023) نیز بر اهمیت کشاورزی ارگانیک و اقدام اقلیمی در راستای ترویج کشاورزی سبز تأکید دارند. آنان بر تغییر سیاست‌گذاری در حوزه‌های مختلف برای گذار به توسعۀ سبز کشاورزی تأکید دارند.

توانمندسازی سبز اجتماعی راهبرد دیگری است که گلخانه‌دارها برای مواجهه با شرایط نامناسب موجود آن را به کار می‌برند. توانمندسازی سبز با ایجاد شبکه‌های اجتماعی، تبادل دانش و بهبود آگاهی موجب توسعۀ روش‌های پایدار کشاورزی گلخانه‌ای می‌شود. یافته‌های یزدان‌پناه و همکاران (1394) نیز بر اهمیت هنجارهای ذهنی گلخانه‌داران در پذیرش فناوری‌های پاک کشاورزی تأکید داشته‌اند.

راهبرد دیگری که گلخانه‌دارها برای تغییر شرایط نامناسب موجود پیشنهاد داده‌اند، بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی است. این امر ازطریق حمایت‌گری نهادی، بهبود نظارت، افزایش شفافیت، کاهش واسطه‌گری و اصلاح قوانین و سیاست‌های انرژی انجام می‌شود. دولت نقش کلیدی دارد و با ارائۀ تسهیلات مالی، کاهش مالیات، حل مشکلات بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری در تأمین نهاده‌های کشاورزی می‌تواند حمایت مؤثری ارائه دهد.

درنهایت، مدرن‌سازی دانش سبز راهبرد مهم دیگری است که گلخانه‌دارها برای مواجهه با شرایط موجود پیشنهاد کرده‌اند. استفاده از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، ابزارهای دیجیتالی، حسگرهای هوشمند و... می‌تواند به بهینه‌سازی مصرف منابع و پایش شرایط زیستی محصولات کمک کند. لازمۀ این امر، افزایش دانش گلخانه‌دارها و تقویت نظام آموزش و ترویج کشاورزی گلخانه‌ای توسط نهادهایی مانند جهاد کشاورزی است. این نتایج در راستای یافته‌های ماراویس و همکاران (2023) است.

ازلحاظ نظری، نتایج این پژوهش در راستای نظریه‌های توسعۀ پایدار قرار دارد. همان‌طور که سن (2013)، منسا[23] (2019) و پورویس و همکاران (2019) بیان کرده‌اند، توسعۀ پایدار متکی بر سه بُعد اصلی اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی است که باید به‌طور هم‌زمان در نظر گرفته شوند تا پایداری حفظ شود. در این پژوهش مشخص شد که توسعۀ سبز کشاورزی نیز این سه بُعد را در خود جای داده است و تحقق آن نیازمند ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست و شمول اجتماعی است. بی‌سامانی اقتصادی مهم‌ترین مؤلفۀ مرتبط با بُعد اقتصادی، توانمندسازی سبز اجتماعی مهم‌ترین مؤلفۀ مرتبط با بُعد شمول اجتماعی و مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی مهم‌ترین مؤلفۀ مرتبط با بُعد حفاظت از محیط‌زیست است. نتایج پژوهش حاضر ازلحاظ نظری فراتر از این سه بُعد توسعۀ پایدار حرکت کرده و «بُعد نهادی» را به توسعۀ پایدار افزوده است. نتایج بیانگر این بود که ناکارآمدی نهادی و رهاشدگی آن، عاملی کلیدی در شکل‌گیری وضعیتی شده است که در تعارض با توسعۀ پایدار و الزامات آن است؛ مسئله‌ای که در نظریات توسعۀ پایدار چندان به آن توجه نشده است؛ علاوه‌براین، نتایج این پژوهش بیانگر نقش تحول نهادی – ساختاری در دستیابی به توسعۀ سبز کشاورزی است؛ بنابراین، می‌توان گفت نتایج پژوهش حاضر ازلحاظ نظری هم‌زمان با تأیید سه بُعد کلیدی نظریۀ توسعۀ پایدار، بُعد نهادی را نیز به آن افزوده است.

علاوه‌بر توسعۀ پایدار، پژوهش حاضر از نظریات توسعۀ سبز کشاورزی نیز به‌عنوان لنز نظری استفاده کرد. هدف از این کار احتمال عدم‌کفایت نظریۀ توسعۀ پایدار برای فهم کشاورزی سبز بود. نتایج پژوهش بیانگر این بود که فهم کشاورزی سبز نیازمند تأمل در نظریات توسعۀ سبز کشاورزی است. همچنین بیانگر این بود که گلخانه‌داری به‌عنوان راهبرد کلان توسعۀ سبز کشاورزی سبب کاهش و مدیریت مصرف انرژی و افزایش کارایی و بهره‌وری کشاورزی می‌شود؛ موضوعی که لی (2020) در رویکرد نظری توسعۀ سبز کشاورزی بر آن تأکید می‌کند. وی همچنین بر نقش آموزش در پذیرش کشاورزی سبز تأکید دارد که نتایج پژوهش نیز مؤید آن بود. نتایج این پژوهش نشان داد که توسعۀ سبز کشاورزی پدیده‌ای چندبعدی است که هم‌زمان رشد اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست و سلامت انسانی-اجتماعی را مدنظر دارد. بر این موضوع در دیدگاه شین (2020) و وانگ (2020) نیز تأکید شده است. همچنین براساس نتایج این پژوهش، استفاده از تکنولوژی‌های دیجیتالی و مدرن، ابزاری بنیادی برای توسعۀ کارآمد گلخانه‌داری و توسعۀ کشاورزی سبز است؛ موضوعی که در دیدگاه ژیانگ (2022) نیز بر آن تأکید شده است.

نتایج پژوهش بیانگر این بود که فهمِ کشاورزی سبز در بسترهای محلی نیازمند تلفیقِ انگاره‌های نظری توسعۀ پایدار و توسعۀ سبز کشاورزی است. هیچ‌کدام از این دیدگاه‌های نظری به‌تنهایی قادر به فهم کشاورزی سبز نیستند. توسعۀ پایدار فهمی کلی و نظری از این پدیده به دست می‌دهد؛ اما الزامات تکنولوژیک، ساختاری و نهادی نوینِ کشاورزی سبز باعث شده است تا توسعۀ پایدار نتواند فهمی عمیق‌ و دقیق از آن به دست بدهد. درمقابل، توسعۀ سبز کشاورزی، فهمی جزئی‌تر و دقیق‌تر از کشاورزی سبز ارائه می‌دهد، اما در ارائۀ درکِ نظری کلان از این پدیده عاجز است؛ بنابراین، به نظر می‌رسد که تلفیقِ نظری توسعۀ پایدار و توسعۀ سبز کشاورزی هم‌زمان با لحاظ الزامات نهادی-ساختاری می‌تواند درک نظری عمیقی از کشاورزی سبز به دست بدهد؛ موضوعی که نتایج پژوهش حاضر تأییدکنندۀ آن بود.

در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت که کشاورزی گلخانه‌ای راهبردی برای نیل به توسعۀ سبز کشاورزی است. بااین‌وجود، رهاشدگی ساختاری در مفصل‌بندی با بی‌سامانی نظم اقتصادی و عقب‌ماندگی فناورانه سبب شده است تا توسعۀ سبز کشاورزی با چالش‌های متعددی مواجه شود. مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی، توانمندسازی سبز اجتماعی، بهینه‌سازی سازوکارهای نهادی و مدرن‌سازی دانش سبز راهبردهای مواجهه با این شرایط هستند که درنهایت می‌توانند به تقویت توسعۀ سبز کشاورزی منجر شوند.

[1] Rudnicki

[2] Maraveas

[3] Karunathilake

[4] Dai

[5] Liu

[6] Musvoto

[7] Ghosh

[8] Hasan

[9] Viola

[10] Our common future

[11] Franks

[12] Coronato

[13] Pawłowski

[14] Shen

[15] Weng

[16] Constructivist Grounded Theory

[17] Charmaz

[18] Initial coding

[19] Focused Coding

[20] Theoretical coding

[21] Thornberg

[22] External Auditing

[23] Mensah

احمدی فیروزجائی، ع.، غفوری، م.، صفری‌پور، م.، و شرقی، ط. (1401). شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌ها و راهکارهای عملی رفتار محیط‌زیستی گلخانه‌داران خیار دهستان طارند. آموزش محیط‌زیست و توسعه پایدار، 10(3)، 119-137. https://doi.org/10.30473/ee.2022.58260.2347
استراوس، ا.، کربین، ج. (1391). مبانی پژوهش کیفی: فنون و مراحل تولید نظریه زمینه‌ای (ابراهیم افشار، مترجم). نی.
آرپناهی، س.، و نوری‌پور، م. (1393). بررسی دیدگاه نظام اطلاعات کشاورزی نسبت‌به محصولات ارگانیک مورد: بخش مرکزی شهرستان بویراحمد. اقتصاد فضا و توسعه روستایی، 3(1)، 55-73. http://serd.khu.ac.ir/article-1-1952-fa.html
پاپ‌زن، ع.، و شیری، ن. (1391). بررسی موانع و مشکلات توسعه کشاورزی ارگانیک. اقتصاد فضا و توسعه روستایی، 1(1)، 113-126. http://serd.khu.ac.ir/article-1-1565-fa.html
حسینی، ز.، و زارع بوانی، م. ر. (1397). پدیدارشناسی عوامل مؤثر بر نگرش گلخانه‌داران در تأسیس کسب‌وکار، دلایل موفقیت و ضعف در این حرفه (مطالعه موردی گلخانه‌داران اصفهان و خوزستان). رویکردهای پژوهشی کارآفرینانه در کشاورزی، 1(1)، 68-59. https://eraa.asnrukh.ac.ir/article_87763.html
خرمی، ش.، جاویدان، ا.، راحلی، ح.، و کریمی‌نژاد، ف. (1401). بررسی عوامل مؤثر بر پایداری کشاورزی در شهرستان مشکین‌شهر. دانش کشاورزی و تولید پایدار، 32(1)، 343-358. https://doi.org/10.22034/saps.2021.44602.2639
دانشی‌دهج، ک. (25 اردیبهشت، 1402). توسعه گلخانه‌های مدرن از اهداف سند تحولی یزد نوین است (شماره 85112416). خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا). https://www.irna.ir/news/85112416
درویشی، ه.، پازکی، م.، صادقی، ح.، و بیرانوندزاده، م. (1393). تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدهای کشت گلخانه‌ای در توسعه کارآفرینی و اشتغال‌زایی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان پاکدشت). پژوهش و برنامه‌ریزی روستایی. 3(3)، 101-114. https://doi.org/10.22067/jrrp.v3i7.34011
دریایی، ن.، رضایی‌مقدم، ک.، و سلمان‌زاده، س. (1390). عوامل مؤثر بر دانش کشاورزی پایدار: مطالعه موردی شالیکاران استان مازندران. روستا و توسعه، 14(2)، 185-201. https://doi.org/10.30490/rvt.2018.59166
رضایی، ب.، نجف‌پور، ه.، و کهریزی، د. (1397). شناسایی موانع توسعه کارآفرینی سبز در بخش کشاورزی شهرستان کرمانشاه. اقتصاد کشاورزی و توسعه، 26(1)، 55-72. https://doi.org/10.30490/aead.2018.65199
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان یزد. (1404). سالنامه آماری استان یزد سال 1402. سازمان برنامه و بودجه کشور.
سامانه گلخانه‌های ایران. (1403). مزایای کشت گلخانهای. برگرفته از وب‌سایت https://golkhanehiran.com/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-%DA%AF%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C/
سجاسی قیداری، ح.، شایان، ح.، و حسینی کهنوج، س. ر. (1397). شناسایی عوامل مؤثر بر شکست کسب‌وکارهای کارآفرینان محلی با روش تئوری بنیانی و رویکرد آینده‌پژوهی (مطالعه موردی: گلخانه‌داران مناطق روستایی شهرستان جیرفت). برنامه‌ریزی و آمایش فضا، 22(1)، 154-186. http://hsmsp.modares.ac.ir/article-21-16099-fa.htm
صدوقی، ع.، یوسفی، ع.، و امینی، ا. م. (1395). ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد گلخانه‌داران خیار و گوجه‏فرنگی شهرستان اصفهان در تولید محصول سالم. روابط خاک و گیاه، 7(3)، 155-167. http://dorl.net/dor/20.1001.1.20089082.1395.7.3.12.2
کارپیشه، ل. (1402). توسعه کشاورزی ارگانیک و موانع فراروی آن از دیدگاه کارشناسان کشاورزی. جغرافیا و روابط انسانی، 6(3)، 238-247. https://doi.org/10.22034/gahr.2023.431077.2008
کشاورز، ا.، معمار، ث.، همتی، ر.، و قنبری برزیان، ع. (1401). کشاورزان و عادت‌واره بوم‌شناختی در حاشیه. مطالعه کیفی مبتنی بر نظریه زمینه‌ای. علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، 19(2)، 177-218. https://www.doi.org/10.22067/social.2022.77607.1203
گل‌آقایی کالمرزی، س.، معتمد، م. ک.، خالدیان، م. ر.، و شاهین‌رخسار، پ. (1403). عوامل مؤثر بر نگرش گلخانه‌داران به سامانه‌های آبیاری تحت‌فشار (مطالعه موردی: شهرک گلخانه‌ای شهرستان صومعه‌سرا). مدیریت آب در کشاورزی، 11(2)، 1-16. https://wmaj.iaid.ir/article_193649.html
منافی ملایوسفی، م.، و حیاتی، ب. (1401). ارزیابی وضعیت توسعه پایدار کشاورزی در استان یزد با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره. تحقیقات اقتصاد کشاورزی، 14(4)، 159-177. https://doi.org/10.30495/jae.2023.24811.2162
نجفی، غ.، و زاهدی، ش. (1385). مسئله پایداری در کشاورزی ایران. جامعه‌شناسی ایران، 6(2)، 73-106. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351901.1384.6.2.4.0
یزدان‌پناه، م.، زبیدی، ط.، محمدی، ف.، و یعقوبی، ج. (1394). عوامل مؤثر بر نیت پذیرش فناوری‌های پاک در تعاونی گلخانه‌داران بندرعباس (مورد مطالعه: روش‌های کنترل بیولوژیک). تعاون و کشاورزی، 4(16)، 1-19. https://ensani.ir/fa/article/465250/
 References
Ahmadi-Firouzjaie, A., Ghafouri, M., Safaripour, M., & Sharghi, T. (2022). Identifying and prioritizing of the practical challenges and solutions of pro-environmental behavior of greenhouse cucumber growers in Tarand district. Journal of Environmental Education and Sustainable Development, 10(3), 119-137. [In Persian]. https://doi.org/10.30473/ee.2022.58260.2347
Arpanahi, S., & Nouripour, M. (2014). Point of view of the agricultural information system towards organic products: The central district county of BoyerAhmad. Space Economy and Rural Development, 3(1), 55-73. [In Persian]. http://serd.khu.ac.ir/article-1-1952-fa.html.
Barbaresi, A., Maioli, V., Bovo, M., Tinti, F., Torreggiani, D., & Tassinari, P. (2020). Application of basket geothermal heat exchangers for sustainable greenhouse cultivation. Renewable and Sustainable Energy Reviews129, 109928. https://doi.org/10.1016/j.rser.2020.109928
Barrow, C. J. (1995). Sustainable development: Concept, value and practice. Third World Planning Review17(4), 369. https://doi.org/10.3828/twpr.17.4.u4470v20r8246665
Borowy, I. (2021). The social dimension of sustainable development at the UN: From Brundtland to the SDGs. In The Struggle for Social Sustainability (pp. 89-108). Policy Press. https://doi.org/10.46692/9781447356127.006
Chahidi, L. O., Fossa, M., Priarone, A., & Mechaqrane, A. (2021). Energy saving strategies in sustainable greenhouse cultivation in the mediterranean climate–A case study. Applied Energy, 282, 116-156. https://doi.org/10.1016/j.apenergy.2020.116156
Charmaz, K. (2014). Constructing Grounded Theory. Sage.
Charmaz, K., & Thornberg, R. (2021). The pursuit of quality in grounded theory. Qualitative Research in Psychology, 18(3), 305-327. https://doi.org/10.1080/14780887.2020.1780357
Coronato, M. (2020). The sustainability dimensions: A territorialized approach to sustainable development. Global Journal of Human-Social Science20(10), 23-31. https://doi.org/10.34257/GJHSSHVOL20IS10PG23
Dai, X., Chen, Y., Zhang, C., He, Y., & Li, J. (2023). Technological revolution in the field: Green development of Chinese agriculture driven by digital information technology (DIT). Agriculture13(1), 199. https://doi.org/10.3390/agriculture13010199
Daneshi-Dehaj, K. (1402). The development of modern greenhouses is one of the goals of the New Yazd Development Document (No. 85112416). Islamic Republic News Agency-IRNA. [In Persian]. https://www.irna.ir/news/85112416.
Darvishi, H., Pazoki, M., Sadeghi, H., & Beyranvandzade, M. (2014). Analysis of strengths, weaknesses, opportunities and threats of greenhouse culture in entrepreneurship development and job creation in rural areas (Case study: Villages of Pakdasht County). Journal of Research and Rural Planning, 3(3), 101-114. [In Persian]. https://doi.org/10.22067/jrrp.v3i7.34011.
Daryaee, N., Rezai-Moghadam, K., & Salmanzadeh, C. (2011). Factors affecting sustainable agricultural knowledge in Iran: A case study of rice cultivators in Mazandaran Province. Village and development, 14(2), 185-201. [In Persian]. https://doi.org/10.30490/rvt.2018.59166.
Dempsey, N., Bramley, G., Power, S., & Brown, C. (2011). The social dimension of sustainable development: Defining urban social sustainability. Sustainable Development, 19(5), 289-300. https://doi.org/10.1002/sd.417
Franks, T. R. (1996). Managing sustainable development: Definitions, paradigms, and dimensions. Sustainable Development, 4(2), 53-60. https://doi.org/10.1002/(SICI)1099-1719(199608)4:2%3C53:AID-SD41%3E3.0.CO;2-F
Ghosh, M. K., & Hasan, S. S. (2013). Farmers’ attitude towards sustainable agricultural practices. Bangladesh Research Publications Journal, 8(4), 227-235. https://www.researchgate.net/publication/334603569_
Golaghaei-Kalmarzi, S., Motamed, M. K., Khaledian, M. R., & Shahinrokhsar, P. (2025). Factors affecting greenhouse growers' attitudes towards pressurized irrigation systems (Case study: Greenhouse Town in Soumesara County). Journal of Water Management in Agriculture, 11(2), 1-16. [In Persian]. https://wmaj.iaid.ir/article_193649.html?lang=en
Hosseini, Z., & Zare-Bavani, M. R. (2018). Phenomenology of factors affecting greenhouse owners' attitudes towards establishing a business, reasons for success and weakness in this profession (Case study of greenhouse owners in Isfahan and Khuzestan). Entrepreneurial Research Approaches in Agriculture, 1(1), 59-68. [In Persian]. https://eraa.asnrukh.ac.ir/article_87763.html.
Iran's greenhouse system (2022). Statistics of greenhouses in the country until the beginning of 1400. Taken from the websitehttps: https://golkhaneban.ir.
Iran's Greenhouse System. (2024). Benefits of greenhouse cultivation. Taken from the web site https://golkhanehiran.com/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-%DA%AF%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C/ [In Persian].
Jiang, Q., Li, J., Si, H., & Su, Y. (2022). The impact of the digital economy on agricultural green development: Evidence from China. Agriculture, 12(8), 1107. https://doi.org/10.3390/agriculture12081107
Karpisheh, L. (2023). Barriers of organic agriculture from the perspective of agricultural experts. Geography and Human Relationships, 6(3), 247-238. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/gahr.2023.431077.2008
Karunathilake, E. M. B. M., Le, A. T., Heo, S., Chung, Y. S., & Mansoor, S. (2023). The path to smart farming: Innovations and opportunities in precision agriculture. Agriculture, 13(8), 1593. http://dx.doi.org/10.3390/agriculture13081593
Keeble, B. R. (1988). The Brundtland report: ‘Our common future’. Medicine and War, 4(1), 17-25. https://www.jstor.org/stable/45353161
Keshavarz, A., Memar, S., Hemati, R., & Ghanbari-Barzian, A. (2022). Farmers and ecological habits on the margins: Qualitative study based on grounded theory. Ferdowsi University of Mashhad Journal of Social Sciences, 19(2), 177-218. [In Persian]. https://www.doi.org/10.22067/social.2022.77607.1203
Khorami, S., Javidan, I., Raheli, H., & Kariminejad, F. (2022). Analysis agricultural sustainability among farmers in Meshkinshahr. Agricultural Science and Sustainable Production, 32(1), 358-343. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/saps.2021.44602.2639
Kolb, S. M. (2012). Grounded theory and the constant comparative method: Valid research strategies for educators. Journal of Emerging Trends in Educational Research and Policy Studies, 3(1), 83-86. https://hdl.handle.net/10520/EJC135409
Li, M., Wang, J., Zhao, P., Chen, K., & Wu, L. (2020). Factors affecting the willingness of agricultural green production from the perspective of farmers' perceptions. Science of the Total Environment, 738, 140289. https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2020.140289
Liu, S., Deichmann, M., Moro, M. A., Andersen, L. S., Li, F., Dalgaard, T., & McKnight, U. S. (2022). Targeting sustainable greenhouse agriculture policies in China and Denmark: A comparative study. Land Use Policy, 119, 106148. https://doi.org/10.1016/j.landusepol.2022.106148
Manafi-Mollayousefi, M., & Hayati, B. (2023). Evaluation of the state of sustainable development of agriculture in Yazd province using multi-criteria decision-making method. Agricultural Economics Research,14(4), 159-177. [In Persian] https://doi.org/10.30495/jae.2023.24811.2162
Maraveas, C., Karavas, C. S., Loukatos, D., Bartzanas, T., Arvanitis, K. G., & Symeonaki, E. (2023). Agricultural greenhouses: Resource management technologies and perspectives for zero greenhouse gas emissions. Agriculture13(7), 1464. https://doi.org/10.3390/agriculture13071464
McGranahan, G., & Satterthwaite, D. (2002). The environmental dimensions of sustainable development for cities. Geography, 87(3), 213-226. https://www.jstor.org/stable/40573737
Mensah, J. (2019). Sustainable development: Meaning, history, principles, pillars, and implications for human action: Literature review. Cogent Social Sciences, 5(1), 1653531. https://doi.org/10.1080/23311886.2019.1653531
Mignaqui, V. (2014). Sustainable development as a goal: Social, environmental and economic dimensions. The International Journal of Social Quality, 4(1), 57-77. https://www.researchgate.net/publication/268283795
Musvoto, C., Nortje, K., De Wet, B., Mahumani, B. K., & Nahman, A. (2015). Imperatives for an agricultural green economy in South Africa. South African Journal of Science, 111(1-2), 01-08. https://doi.org/10.17159/sajs.2015/20140026
Najafi, G. A., & Zahedi, S. (2005). The issue of sustainability in Iranian agriculture. Iranian Journal of Sociology, 6(2), 73-106. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351901.1384.6.2.4.0
Papzan, A., & Shiri, N. (2012). Study of barriers toward development of organic farming. Space Economy and Rural Development, 1(1), 113-126. [In Persian]. http://serd.khu.ac.ir/article-1-1565-fa.html.
Pawłowski, A. (2008). How many dimensions does sustainable development have? Sustainable Development, 16(2), 81-90. https://doi.org/10.1002/sd.339
Purvis, B., Mao, Y., & Robinson, D. (2019). Three pillars of sustainability: in search of conceptual origins. Sustainability Science, 14, 681-695. https://doi.org/10.1007/s11625-018-0627-5
Rezaei, B., Najafpour, H., & Kahrizi, D. (2018). Identifying the barriers of green entrepreneurship development in the agricultural sector of kermanshah county. Agricultural Economics and Development, 26(1), 55-72. [In Persian]  https://doi.org/10.30490/aead.2018.65199.
Rudnicki, R., Biczkowski, M., Wiśniewski, Ł., Wiśniewski, P., Bielski, S., & Marks-Bielska, R. (2023). Towards green agriculture and sustainable development: Pro-environmental activity of farms under the common agricultural policy. Energies, 16(4), 1770. https://doi.org/10.3390/en16041770
Sadoghi, A., Yousefi, A., & Amini, A. M. (2016). Farmers’ knowledge, attitude and practice of healthy greenhouse cucumber and tomato production in Isfahan County. Journal of Soil and Plant Interactions, 7(3), 155-167. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.18869/acadpub.ejgcst.7.27.155.
Sen, A. (2013). A Survey of Sustainable Development: Social and Economic Dimensions (Vol. 6). Island Press.
Seyf, A. (2006). On the importance of irrigation in Iranian agriculture. Middle Eastern Studies, 42(4), 659-673. https://doi.org/10.1080/00263200600642399
Shen, J., Zhu, Q., Jiao, X., Ying, H., Wang, H., Wen, X., Li, T., Cong, W., Liu, X., Hou, Y., Cui, Z., Oenema, O., Davies, W. J., & Zhang, F. (2020). Agriculture green development: A model for China and the world. Frontiers of Agricultural Science and Engineering, 7(1), 5-13. https://doi.org/10.15302/J-FASE-2019300
Sikolia, D., Biros, D., Mason, M., & Weiser, M. (2013). Trustworthiness of grounded theory methodology research in information systems. MWAIS 2013 Proceedings. 16, 1-6. https://aisel.aisnet.org/mwais2013/16
Sojasi-Qeidari, H., Shayan, H., & Hosseini-Kahnooj, S. R. (2018). Identifying factors affecting on entrepreneurs local business defeat by fundamental theory and futuristic approach. The Journal of Spatial Planning and Geomatic, 22(1), 154-186. [In Persian]. http://hsmsp.modares.ac.ir/article-21-16099-fa.html.
Strauss, A., & Corbin, J. (2012). Basics of Qualitative Research: Techniques and Stages of Grounded Theory Production. (E. Afshar, Trans.; 9th edition). Ney Publishing. [In Persian].
Strezov, V., Evans, A., & Evans, T. J. (2017). Assessment of the economic, social and environmental dimensions of the indicators for sustainable development. Sustainable Development, 25(3), 242-253. https://doi.org/10.1002/sd.1649
Torjman, S. (2000). The Social Dimension of Sustainable Development (pp. 1-11). Caledon Institute of Social Policy. https://maytree.com/wp-content/uploads/1-894598-00-8.pdf
Urquhart, C. (2012). Grounded Theory for Qualitative Research: A Practical Guide. Sage.
Viola, C., Alonzo, G., Bibbiani, C., Giagnacovo, G., Scoccianti, M., & Tumminelli, G. (2012). Sustainable greenhouse horticulture in Europe. Journal of Sustainable Energy, 3(3), 159-163. https://energy-cie.ro/archives/2012/nr_3/v3-n3-4.pdf
Weng, Q., Qin, Q., & Li, L. (2020). A comprehensive evaluation paradigm for regional green development based on “Five-Circle Model”: A case study from Beijing-Tianjin-Hebei. Journal of Cleaner Production, 277, 124076. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2020.124076
Yazd Provincial Management and Planning Organization. (2025). Statistical Yearbook of Yazd Province. Deputy for Statistics and Information. Plan and Budget Organization of Iran. [In Persian].
Volume 14, Issue 3 - Serial Number 50
Strategic Research on Social Problems, Vol. 14, Issue 3 No. 50, 2025
September 2025
Pages 135-164
  • Receive Date: 12 April 2025
  • Revise Date: 08 July 2025
  • Accept Date: 15 July 2025
  • Publish Date: 23 September 2025