Analyzing the Mediating Role of Institutional Trust in the Relationship between Online Political Engagement and Citizens’ Security Threat Perceptions

Document Type : Research Paper

Authors

1 Associate professor, Department of Political Science, Faculty of Literature and Humanities, University of Mohaghegh Ardabili, Ardabil, Iran

2 Visiting Lecturer, Department of Political Science, Faculty of Literature and Humanities, University of Mohaghegh Ardabili, Ardabil, Iran

Abstract

Introduction
The degree to which citizens feel secure—or insecure—profoundly influences societal dynamics, political stability, and effectiveness of governmental institutions. Often, these feelings are shaped more by personal impressions than by objective facts. In recent years, online political activities, including digital protests and information campaigns, have increasingly impacted how citizens perceive security. By facilitating rapid political organizing and information dissemination (sometimes inaccurately), social media platforms have become breeding grounds for narratives surrounding security. These narratives can heighten public anxiety, deepen societal divisions, and erode trust in institutions. Both local and foreign actors utilize digital tools to sway public opinion and exacerbate feelings of insecurity. In Iran, where traditional media are frequently restricted, social networks play a significantly larger role in shaping citizens’ perceptions. Online political actions not only ignite social movements, but also intensify security concerns, leading to stricter government policies. This study examined the impact of online political activities in Iran on citizens’ perceptions of security threats, aiming to elucidate the mechanisms underlying this process. Specifically, it explored how these digital actions shaped citizens’ views on security and how trust in public institutions influenced these effects.
 
 
Materials & Methods
This study examined the relationship between online political participation and concerns about security threats, focusing on the potential mediating role of political distrust. We utilized data from Iranian respondents in the seventh wave of the World Values Survey (Haerpfer et al., 2020). A combination of descriptive and inferential statistical methods was employed to analyze the data. The descriptive analysis outlined the demographic characteristics and identified the main statistical patterns of the investigated variables. For the inferential analysis, we employed Partial Least Squares-Structural Equation Modeling (PLS-SEM) using Smart PLS software to explore the relationships between variables and assess the role of political distrust as a mediator. SmartPLS was chosen for its suitability to the exploratory nature of our conceptual model, its alignment with the unique characteristics of our dataset, and its support for the study’s analytical goals. Given that we were venturing into relatively uncharted territory—combining concepts, such as online political behavior, institutional trust, and security threats, where direct research was still limited—PLS-SEM proved to be a more appropriate choice than traditional covariance-based methods. Additionally, since we were working with secondary data, some variables did not follow a normal distribution, making SmartPLS a robust and justifiable option for this analysis.
 
Discussion of Results & Conclusion
This study demonstrated that online political engagement in Iran was linked to a decline in trust toward political and security institutions accompanied by increased concerns about security threats. The relationships between online political engagement, institutional trust, and security concerns could be understood through concepts, such as filter bubbles, echo chambers, and computational propaganda. When citizens participated in online politics, social media often amplified critical and emotionally charged content, which eroded trust in institutions while heightening feelings of insecurity and social unease. In contexts like Iran, where access to traditional media was restricted, online platforms serve as the primary source of information. The findings align with previous research showing how social media fosters distrust and political polarization; however, this study was unique in directly investigating how online political actions exacerbated security concerns. While institutional trust did play a mediating role in this dynamic—and the effect was statistically significant—its influence was relatively weak and only partially explained the relationship. This might stem from Iran’s unique context, cultural characteristics, or the specific nature of political activism within the country. Overall, the findings indicated that in societies with weak digital infrastructures and low social capital, online political participation could unintentionally intensify social and security instability without careful policymaking.

Keywords

Main Subjects


مقدمه و بیان مسئله

احساس شهروندان از وجود تهدیدات امنیتی نقش محوری در شکل‌دهی به پویایی‌های اجتماعی و سیاست‌گذاری‌های امنیتی دارد. این ادراک نه‌تنها بر نگرش و رفتار فردی شهروندان تأثیر می‌گذارد، بلکه پیامدهای کلان‌تری همچون ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی و کارآمدی حاکمیت دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که احساس تهدید، حتی اگر با واقعیت عینی همخوانی نداشته باشد، می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های کلیدی شهروندان در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، سیاست و فرهنگ تأثیر بگذارد(Van Der Does et al., 2021; Barash, 2020; Von Hippel et al., 2015)؛ بنابراین، درک و فهم چرایی این احساسات، برای کاهش پیامدهای منفی و تقویت امنیت ملی امری ضروری محسوب می‎‌‌شود؛ در این راستا، به نظر می‎‌‌رسد که عوامل مختلفی می‎‌‌توانند بر روی ایجاد یا تشدید احساس وجود تهدیدات امنیتی در جامعه تأثیرگذار باشد که یکی از مهم‌ترین این عوامل گسترش کنش‎‌‌های آنلاین در میان شهروندان است. کنش‌های سیاسی آنلاین، از اعتراضات دیجیتال تا کمپین‌های اطلاعاتی، می‌توانند به شکل‌گیری یا تشدید احساس تهدیدات امنیتی در یک کشور بینجامند (Persily & Tucker, 2020). رسانه‌های اجتماعی با ایجاد فضاهایی برای بسیج سیاسی و انتشار سریع اطلاعات، زمینه را برای گسترش روایت‌های امنیتی فراهم می‌کنند که گاه با اغراق یا تحریف همراه است. این فرایند می‌تواند اضطراب جمعی را افزایش دهد و به قطبی‌شدن جامعه و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی بینجامد (Tucker et al., 2018). همچنین، بازیگران داخلی و خارجی با استفاده از ابزارهای دیجیتال قادر هستند با دستکاری افکار عمومی یا ترویج روایت‌های متناقض، احساس ناامنی را تقویت کنند.

در این راستا، در ایران اهمیت این پدیده به‌واسطۀ نقش گستردۀ شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی به افکار عمومی و پویایی‌های سیاسی بسیار مهم است (حسن و اسماعیلی، 1403؛ رهبرقاضی و نوعی باغبان، 1401). باتوجه‌به محدودیت‌های رسانه‌ای سنتی، شهروندان به‌طور فزاینده‌ای به منابع آنلاین برای دریافت اطلاعات امنیتی و سیاسی وابسته‌اند که این امر زمینه را برای انتشار سریع روایت‌های متضاد و گاه متناقض فراهم می‌کند. در سال‌های اخیر، کنش‌های سیاسی آنلاین، از اعتراضات مجازی تا کمپین‌های افشاگرانه نه‌تنها به بسیج اجتماعی منجر شده، بلکه بر احساس ناامنی را نیز تأثیر گذاشته است(Rahbarqazi & Baghban, 2019). این پدیده می‌تواند پیامدهایی چون کاهش اعتماد عمومی، افزایش نگرانی‌های امنیتی و تشدید سیاست‌های کنترلی را در پی داشته باشد؛ ازاین‌رو، تحلیل اثرات این فضا بر احساس تهدیدات امنیتی در ایران، برای تدوین سیاست‌های کارآمد ارتباطی و امنیتی امری ضروری محسوب می‎‌‌شود.

بنابراین، این پژوهش تأثیر کنش‌های سیاسی آنلاین را بر احساس نگرانی از تهدیدات امنیتی در ایران بررسی می‌کند و تلاش دارد تا سازوکارهای این فرایند را شناسایی کند. هدف اصلی آن، تحلیل مکانیسمی است که نخست، کنش‎‌‌های سیاسی آنلاین بر ادراک عمومی از امنیت شهروندان تأثیر می‌گذارند و دوم، چگونه کنش‎‌‌های دیجیتال می‌توانند ازطریق متغیر میانجی اعتماد به نهادهای عمومی به تغییر نگرش شهروندان دربارۀ نگرانی‎‌‌های امنیتی منجر شوند.

پیشینۀ تحقیق

باتوجه‌به متغیرهای اصلی پژوهش حاضر (کنش سیاسی آنلاین، اعتماد نهادی و نگرانی‌های امنیتی)، مطالعات پیشین را می‌توان در سه محور اصلی دسته‌بندی کرد:

 

 جدول 1- موضوعات مرتبط با رابطۀ کنش آنلاین با اعتماد نهادی

Table 1- Topics Related to the Relationship between Online Action and Institutional Trust

مطالعه

بستر جغرافیایی

روش

نتیجه کلیدی

سردارنیا و همکاران (1400)

شیراز

کمّی

شبکه‌های اجتماعی اثر منفی بر اعتماد نهادی دارند.

پیران‌نژاد و عبادی (1391)

تهران

کمّی

اینترنت باوجود ارتقای مشارکت، اثر منفی بر اعتماد سیاسی دارد.

Masoudnia et al. (2023)

مصر

تحلیل داده‌های عرب‌بارومتر

شبکه‌های اجتماعی باعث افزایش بی‌اعتمادی سیاسی ازطریق درک فساد و ضعف دولت شده‌اند.

Klein & Robison (2020)

آمریکا

کمّی

استفاده از شبکه‌های اجتماعی موجب قطبی‌سازی و کاهش اعتماد به دولت در برخی گروه‌ها شده است.

 

 

جدول 1 نشان‌دهندۀ همگرایی نسبی میان یافته‌های پژوهش‌های داخلی و خارجی در زمینۀ تأثیر شبکه‌های اجتماعی و اینترنت بر اعتماد سیاسی و نهادی است. در مطالعات ایرانی، مانند سردارنیا و همکاران (1400) و پیران‌نژاد و عبادی (1391)، تأکید بر اثر منفی این فضاها بر اعتماد نهادی و سیاسی مشهود است، حتی در شرایطی که مشارکت افزایش می‌یابد. یافته‌های بین‌المللی نیز این روند را تأیید می‌کنند؛ به‌ویژه پژوهش مسعودنیا و همکاران[1] (2023) در مصر که نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی ازطریق تقویت درک فساد و تضعیف تصویر دولت به بی‌اعتمادی سیاسی دامن می‌زنند و همچنین مطالعۀ کلاین و رابیسون[2] (2020) در آمریکا که بر نقش این فضاها در ایجاد قطبی‌سازی سیاسی و کاهش اعتماد در گروه‌های خاص تأکید دارد. به‌طورکلی، این مطالعات حاکی‌ازآن هستند که رشد فناوری‌های ارتباطی نوین، باوجود گشودن فرصت‌هایی برای مشارکت مدنی، می‌تواند در بسترهای خاص سیاسی و فرهنگی به تضعیف سرمایۀ اجتماعی و اعتماد نهادی بینجامد.

جدول 2- موضوعات مرتبط با رابطۀ کنش آنلاین با احساس نگرانی‎‌‌های امنیتی

Table 2- Topics related to the online action-concern relationship with security concerns

مطالعه

بستر جغرافیایی

روش

نتیجۀ کلیدی

غلامی و همکاران (1400)

شیراز

کمّی

اعتیاد شدید به اینترنت با اضطراب اجتماعی و افسردگی بیشتر همراه است.

شکرافشان (1396)

کرمان

کمّی

استفادۀ مفرط از اینترنت با هراس اجتماعی رابطه دارد.

پورموردت و کجباف (1395)

بوشهر

کمّی

استفاده از شبکه‌های اجتماعی احتمال اضطراب اجتماعی را افزایش می‌دهد.

پوراکبران (1394)

تربت حیدریه

کمّی

استفادۀ زیاد از اینترنت با افزایش اضطراب و استرس همراه است.

 Hughes (2018)

ایرلند

کمّی

همبستگی مثبت بین تعداد پلتفرم‌های استفاده‌شده و اضطراب وجود دارد.

Vannucci et al. (2017)

آمریکا

کمّی

زمان استفادۀ بیشتر از رسانه‌های اجتماعی مساوی با افزایش علائم اضطراب است.

Turkle (2011)

-

نظری

فضای دیجیتال به اضطراب اجتماعی گسترده و انزوای سیاسی منجر می‌شود.

مطالعاتی که به‌صورت مستقیم به این رابطه پرداخته باشند محدودند، اما براساس جدول 2 یافته‌های موجود در حوزۀ روان‌شناسی اجتماعی و رسانه نشان می‌دهد که استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به افزایش اضطراب، استرس و نگرانی منجر شود. در تحقیقات ایرانی ازجمله مطالعات غلامی و همکاران (1400)، شکرافشان (1396)، پورموردت و کجباف (1395) و پوراکبران (1394) بر ارتباط میان استفادۀ زیاد از اینترنت با اضطراب اجتماعی، استرس و هراس اجتماعی تأکید شده است. به‌طور مشابه، در مطالعات خارجی مانند وانوچی و همکاران[3] (2017) و هوُقس[4] (2018)، افزایش میزان استفاده یا تنوع پلتفرم‌ها با شدت اضطراب اجتماعی همبستگی دارد و تورکل[5] (2011) نیز در تحلیل نظری خود این فضا را عامل بروز اضطراب اجتماعی گسترده و انزوای سیاسی معرفی می‌کند. وجه اشتراک مهم این مطالعات، هشدار در برابر پیامدهای روان‌شناختی اجتماعی فضای مجازی است، اما تفاوت‌ها عمدتاً در سطح تحلیل و نوع متغیرهای میانجی نمود پیدا می‌کنند؛ به‌ویژه در مطالعات خارجی که به تفکیک پلتفرم‌ها و الگوهای مصرف نیز پرداخته شده است. درمجموع، این یافته‌ها ضرورت توجه به روان‌شناسی اجتماعی در سیاست‌گذاری فضای مجازی را در سطوح بومی و جهانی برجسته می‌سازند.

جدول3- موضوعات مرتبط با رابطۀ اعتماد نهادی با احساس نگرانی‎‌‌های امنیتی

Table 3- Topics Related to the Relationship Between Institutional Trust and Security Concerns

مطالعه

بستر جغرافیایی

روش

نتیجۀ کلیدی

فعلی و همکاران (1397)

ساری

کمّی

اعتماد اجتماعی بیشترین تأثیر را بر احساس امنیت اجتماعی دارد.

علیزاده ‎‌‌اقدم و محمدی (1394)

تبریز

کمّی

اعتماد نهادی و تعمیم‌یافته رابطۀ مثبت با احساس امنیت دارد.

یاری و هزارجریبی (1391)

کرمانشاه

کمّی

میان ابعاد احساس امنیت و اعتماد اجتماعی رابطۀ مستقیمی وجود دارد.

(2022) Matijević et al.

صربستان

کمّی

افزایش اعتماد به دولت موجب تقویت احساس امنیت می‌شود.

(2016) Fetzner et al.

آمریکا

کمّی

بی‌اعتمادی موجب تشدید اضطراب اجتماعی می‌شود.

مطالعات متعددی رابطۀ‌ بین اعتماد اجتماعی و احساس امنیت بررسی کرده‌اند، اما تحقیقات کمتری مستقیماً تأثیر اعتماد نهادی بر احساس نگرانی‌های امنیتی را بررسی کرده‌اند؛ بااین‌حال، پژوهش‌های موجود در جدول 3 نشان می‌دهند که اعتماد به نهادهای اجتماعی و رسمی نقش مهمی در شکل‌دهی احساس امنیت شهروندان دارد. بررسی مطالعات فوق نشان می‌دهد که در ایران و نیز در کشورهای دیگر، رابطه‌ای مستقیم و معنادار میان اعتماد (در سطوح مختلف اجتماعی و نهادی) و احساس امنیت اجتماعی برقرار است. پژوهش‌های داخلی ازجمله تحقیقات فعلی و همکاران (1397)، علیزاده ‌اقدم و محمدی (1394) و یاری و هزارجریبی (1391) به‌طور مشخص بر نقش برجستۀ اعتماد اجتماعی و نهادی در تقویت احساس امنیت در شهروندان ایرانی تأکید دارند. در سطح بین‌المللی نیز نتایج مطالعات ماتیژویچ و همکاران[6] (2022) در صربستان و فیتزنر و همکاران[7] (2016) در آمریکا این الگو را تأیید می‌کنند، به‌گونه‌ای که اعتماد به دولت یا نهادها موجب افزایش امنیت ذهنی و اجتماعی می‌شود؛ درحالی‌که بی‌اعتمادی با افزایش اضطراب و ناامنی همراه است. نقطۀ اشتراک این پژوهش‌ها تأکید بر پیوستگی میان سرمایۀ اجتماعی و امنیت ذهنی است، اما تفاوت‌هایی در نوع اعتماد (فردی، نهادی یا تعمیم‌یافته) و پیامدهای روان‌شناختی آن در بافت‌های مختلف فرهنگی و سیاسی دیده می‌شود. این همگرایی نتایج بر اهمیت سیاست‌گذاری در جهت تقویت اعتماد عمومی برای ارتقای امنیت اجتماعی تأکید دارد.

تحلیل پیشینۀ پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه مطالعات متعددی به‌صورت مجزا روابط میان کنش سیاسی آنلاین، اعتماد نهادی و نگرانی‌های امنیتی را بررسی کرده‌اند، خلأهای معناداری در ادبیات موجود مشاهده می‌شود؛ نخست آنکه بیشتر پژوهش‌های موجود تنها به روابط دوجانبۀ میان این متغیرها پرداخته‌اند و تحلیل جامع و ساختاریافته‌ای که تعامل هم‌زمان آن‌ها را در قالب مدلی مفهومی بررسی کند، به‌ندرت صورت گرفته است؛ دوم، در بخش چشمگیری از پژوهش‌های داخلی، به‌ویژه در حوزۀ تأثیرات کنشگری دیجیتال، به نقش واسط اعتماد نهادی توجه کافی نشده و بیشتر رویکردهای روان‌شناختی یا توصیفی بر تحلیل‌ها حاکم بوده است؛ سوم، در زمینۀ بررسی پیامدهای امنیتی کنش‌های سیاسی آنلاین با تأکید بر داده‌های ملی، نظیر پیمایش ارزش‌های جهانی، خلأ درخور ‌ملاحظه‌ای در مطالعات پیشین وجود داشت؛ بنابراین، پژوهش حاضر با تلفیق این سه متغیر در چارچوبی نظری و تجربی، بهره‌گیری از داده‌های معتبر ملی و درنظر گرفتن اعتماد نهادی به‌عنوان متغیر میانجی، می‌کوشد این خلأها را پوشش دهد و در جهت توسعۀ ادبیات نظری و تقویت مبانی سیاست‌گذاری در حوزۀ حکمرانی دیجیتال و امنیت اجتماعی، گامی مؤثر بردارد.

چارچوب نظری

 نظریۀ حباب‌های فیلتر که پاریسر معرفی کرده است، به فرایندی اشاره دارد که در آن الگوریتم‌های موتورهای جست‌وجو و شبکه‌های اجتماعی با هدایت کاربران به سمت محتوایی مطابق با باورها و رفتارهای پیشینشان سوق داده‎‌‌ می‎‌‌شوند و این الگوریتم‌ها برای افزایش تعامل، محتوا را براساس داده‌های رفتاری و جمعیتی اولویت‌بندی می‌کنند و درنتیجه کاربران کمتر در معرض دیدگاه‌های مخالف قرار می‌گیرند که این امر می‌تواند به تقویت سوگیری‌ها و شکل‌گیری اتاق‌های پژواک ایدئولوژیک منجر شود (Pariser, 2012)؛ درحالی‌که کاربران از این فیلترینگ ناآگاه‌اند و الگوریتم‌ها بدون شفافیت، جریان اطلاعات را کنترل می‌کنند و برخلاف رسانه‌های سنتی که در نظارت انسانی هستند، این الگوریتم‌های نامرئی نگرانی‌هایی را دربارۀ تأثیر بر گفتمان عمومی، فرایندهای دموکراتیک و استقلال فردی ایجاد کرده‌اند؛ زیرا تماس مداوم با محتوای همسو می‌تواند به قطبی‌شدن، گمراهی و کاهش گفت‌وگوهای سازنده بینجامد (Bozdag & Van Den Hoven, 2015)؛ در این راستا، در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی تحقیقات نشان داده‌اند که چنین حباب‌هایی می‌توانند با تقویت دیدگاه‌های حزبی و جلوگیری از مواجهه با ضدروایت‌ها، شکاف‌های سیاسی را تشدید کنند و توانایی ارزیابی انتقادی را کاهش دهند (Flaxman et al., 2016)؛ به‌طوری‌که در بلندمدت این روند به شکل‌گیری فضای عمومی قطبی‌شده منجر می‌شود که افراد در آن به‌جای گفت‌وگوی متقابل، در انزوای ایدئولوژیک باقی می‌مانند (Wolfowicz et al., 2023)؛ بنابراین، سوگیری تأیید[8] نقش محوری در شکل‌گیری و تقویت حباب‌های فیلتر دارد؛ زیرا افراد تمایل دارند اطلاعاتی را بپذیرند که با باورهای پیشینشان همخوانی دارد و از محتوای مخالف دوری ‌کنند؛ به‌عبارت‌دیگر، الگوریتم‌های دیجیتال با شخصی‌سازی محتوا براساس رفتارهای گذشتۀ کاربران مانند لایک‌ها و کلیک‌ها، این سوگیری را تشدید می‌کنند و باعث می‌شوند کاربران در چرخه‌ای بسته قرار گیرند که تنها با دیدگاه‌های همسو مواجه شوند و از دیدگاه‌های مخالف دور بمانند (Shcherbakova & Nikiforchuk, 2022).

در ادامۀ این چارچوب، مفهوم «اتاق‌های پژواک» به‌عنوان پیامد مستقیم حباب‌های فیلتر، وضعیت اطلاعاتی کاربران را در فضای مجازی بیشتر روشن می‌سازد و نشان می‌دهد که چگونه مواجهۀ گزینشی با اطلاعات همسو، به قطبی‌سازی سیاسی و تضعیف تفکر انتقادی منجر می‌شود. این وضعیت در رسانه‌های اجتماعی و جوامع آنلاین با بازنشر مکرر اطلاعات تأییدکننده و حذف دیدگاه‌های مخالف تشدید می‌شود. الگوریتم‌های شخصی‌سازی با نمایش محتوای همسو با علایق کاربران، موجب شکل‌گیری «حباب‌های فیلتر» و درنتیجه قطبی‌شدن، تضعیف تفکر انتقادی و محدودیت شناختی می‌شوند (Wolfowicz et al., 2023). در این میان، مفهوم «کریستال الگوریتمی» نیز نشان می‌دهد که کنش‌های آنلاین کاربران همچون لایک، اشتراک‌گذاری و اظهارنظر، الگوریتم‌ها را به سمت تقویت حباب‌های فیلتر هدایت می‌کند؛ زیرا این الگوریتم‌ها با تحلیل این کنش‌ها محتوای همسو با باورهای پیشین کاربران را در اولویت قرار می‌دهند و محتوای چالش‌برانگیز را حذف می‌کنند (Lee et al., 2022)، روندی که نه‌تنها به شکل‌گیری فضاهای اطلاعاتی بسته منجر می‌شود، بلکه با تقویت محتوای همسو ازطریق مشارکت‌های آنلاین مانند اشتراک‌گذاری اخبار یا عضویت در گروه‌های ایدئولوژیک، کاربران را بیش‌ازپیش در عمق اتاق‌های پژواک فرو می‌برد (Spohr, 2017).

براساس پیامدهای این فرایند، می‌توان پیوند مستقیمی میان شکل‌گیری حباب‌های اطلاعاتی و تضعیف اعتماد نهادی برقرار کرد؛ به‌ویژه آنجا که پروپاگاندای رایانشی با بهره‌گیری از همین سازوکارهای الگوریتمی، افکار عمومی را به‌طور هدفمند دستکاری می‌کند (وولی و ان. هاوارد، ۱۴۰۰). در این بستر، الگوریتم‌های شخصی‌سازی محتوا، کاربران را در معرض اطلاعاتی قرار می‌دهند که گرایش‌های انتقادی آنان به نهادهای رسمی را تقویت می‌کنند و درعین‌حال، دیدگاه‌های متعادل یا اصلاحیه‌های رسمی را از دید آنان پنهان می‌سازند؛ این فرایند به قطبی‌شدن سیاسی و اجتماعی، بازتولید و تقویت باورهای انتقادی، کاهش مواجهه با دیدگاه‌های مخالف و شکل‌گیری بازخوردهای تقویت‌شونده منجر می‌شود که در آن افراد تنها با محتوای تأییدکنندۀ باورهای پیشین خود مواجه‌اند (Persily & Tucker, 2020: 34; Rahbarqazi & Mahmoudoghli, 2021; Rahbarqazi & Nourbakhsh, 2023)؛ درنتیجه، جامعه به سوی تفکیک ایدئولوژیک عمیق‌تری حرکت می‌کند که در آن نه‌تنها بی‌اعتمادی به نهادها تشدید می‌شود، بلکه امکان سازش سیاسی کاهش می‌یابد و فضای اجتماعی برای بروز اعتراضات و تنش‌های جدید فراهم می‌شود. پلتفرم‌های دیجیتال با تقویت سوگیری تأییدی، از یک‌سو، دوقطبی‌شدن جامعه و کاهش درک متقابل میان گروه‌های مختلف را تشدید می‌کنند و از سوی دیگر، با تضعیف اعتماد به نهادهای رسمی و غیررسمی انسجام اجتماعی را فرسوده می‌سازند؛ در چنین شرایطی، تقویت گفتمان‌های متخاصم و از بین رفتن ظرفیت مصالحه می‌تواند به ناپایداری اجتماعی دامن بزند (Lee, 2022; Haider, 2024: 23).

این تضعیف اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی در سطح ذهنی، آثاری بر ادراک شهروندان از تهدیدات امنیتی بر جای می‌گذارد؛ به این معنا که کاهش اعتماد، احساس ناامنی و نگرانی از تهدیدات را افزایش می‌دهد و به نوعی بر ساخت روان‌شناختی جامعه اثر می‌گذارد. در شرایطی که شهروندان کارآمدی این نهادها را در حفظ ثبات و مقابله با تهدیدات زیر سؤال ببرند، احساس ناامنی به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد؛ زیرا اعتماد عمومی به توانایی دولت در مدیریت بحران‌ها و حفاظت از جامعه تضعیف می‌شود؛ به‌خصوص که مشخص شده است افزایش بی‌اعتمادی سیاسی می‌تواند ارزیابی شهروندان از عملکرد سیاسی در را حوزه‎‌‌های مختلف صرف‌نظر از عملکرد واقعی تحریف کند (Weinberg, 2023: 136)؛ به‌عبارت‌دیگر، بی‌اعتمادی به نهادهای عمومی موجب افزایش بدبینی شهروندان به نهادهای دولتی می‌شود و این احساس، خود چرخه‌ای معیوب ایجاد می‌کند؛ چرخه‎‌‌ای که در آن بدبینی شهروندان به نهادهای دولتی، نظارت و مطالبه‌گری را تضعیف کرده و عملکرد حکومت را واقعاً مختل می‌کند که به‌نوبۀ خود برداشت شهروندان را از ناکارآمدی دولت تقویت کرده و بحران مشروعیت را تشدید می‌کند (Uslaner, 2018). این بی‌اعتمادی همچنین به افزایش گردش اطلاعات نادرست و شایعات در فضای عمومی منجر می‌شود و افراد را به سمت منابع غیررسمی سوق می‌دهد که بیشتر ناقص، جهت‌دار یا حتی نادرست هستند و می‌توانند ترس‌هایی غیرمنطقی یا بزرگ‌نمایی‌شده ایجاد کنند (Mooney, 2018)؛ علاوه‌براین، کاهش مشروعیت دولت در نتیجۀ بی‌اعتمادی، از میزان همکاری شهروندان با نهادهای سیاسی می‌کاهد (Jackson et al., 2013: 40) و درنتیجه، شناسایی و مهار تهدیدات را دشوارتر می‌کند. در چنین فضایی، گروه‌های داخلی یا بازیگران خارجی می‌توانند از طرق مختلف ازجمله فعالیت در فضای مجازی از این ضعف برای تشدید بحران‌های امنیتی و اجتماعی، خواه ازطریق تبلیغات و جنگ روانی، خواه ازطریق اقدامات مستقیم مانند حملات سایبری یا عملیات نفوذ استفاده کنند و درنتیجه، بی‌اعتمادی نه‌تنها باعث افزایش آسیب‌پذیری در برابر تهدیدات واقعی می‌شود، بلکه ازطریق برداشت‌های نادرست و تحریف فرایند تصمیم‌گیری و پیشبرد نظریه‌های توطئه، احساس خطر و تهدید در میان شهروندان را به دلیل احساس ناکارامدی نهادهای سیاسی و امنیتی نیز تشدید می‌کند(Balmas, 2014; Vosoughi et al., 2018; Lau et al., 2008). با تلفیق این نظریه‌ها می‌توان مدل میانجیگری اعتماد نهادی را تبیین کرد؛ به‌گونه‌ای که نظریۀ فیلتر حباب‌ها و اتاق‌های پژواک، مسیر کاهش اعتماد نهادی را توضیح می‌دهند و نظریۀ امنیت ذهنی روشن می‌سازد که چگونه این کاهش اعتماد به‌صورت ذهنی احساس تهدید را تشدید می‌کند. نظریۀ فیلتر حباب‌ها و اتاق‌های پژواک نشان می‌دهند که کنش‌های سیاسی آنلاین، به‌واسطۀ الگوریتم‌های شخصی‌سازی‌شده، سبب تشدید مواجهۀ گزینشی با محتوای انتقادی به نهادهای رسمی می‌شوند (Rhodes, 2022) و این فرایند نه‌تنها اعتماد به نهادها را کاهش می‌دهد(Nguyen, 2020) ، بلکه با افزایش مواجهه با اخبار منفی و تهدیدمحور، اضطراب و نگرانی امنیتی را نیز افزایش می‌دهد (Barbera, 2020)؛ اما آنچه این میانجیگری را ازحیث نظری موجه می‌سازد، مفهومی است که در نظریۀ امنیت ذهنی مطرح شده است؛ در این راستا، از منظر نظریۀ امنیت ذهنی[9]، احساس امنیت و فقدان نگرانی‎‌‌های امنیتی بیش از آنکه به واقعیت‌های عینی تهدید مرتبط باشد، تابعی از امر ذهنی اعتماد به سازوکارهای مقابله با تهدیدات تلقی می‌شود (Buzan et al., 2022)؛ به‌عبارت‌دیگر، در شرایطی که شهروندان به نهادهای امنیتی و سیاسی اعتماد داشته ‎‌‌باشند، حتی درصورت بروز پیام‌ها یا اخباری دربارۀ تهدیدات، سطح نگرانی آن‌ها کمتر خواهد بود؛ زیرا این تهدیدات را کنترل‌شونده یا مدیریت‌شده تلقی می‌کنند (Spadaro et al., 2020). درمقابل، کاهش اعتماد نهادی باعث می‌شود تا تهدیدات نه‌تنها جدی‌تر تلقی شوند، بلکه احساس بی‌پناهی و بی‌ثباتی در ذهن افراد تقویت شود. در چنین چارچوبی می‌توان گفت که نظریه‌های فیلتر حباب‌ها و اتاق‌های پژواک با تأکید بر نقش رسانه‌های دیجیتال در شکل‌دهی به ادراکات سیاسی و امنیتی، این میانجیگری را ازحیث نظری تکمیل می‌کنند؛ زیرا این نظریه‌ها نشان می‌دهند که چگونه الگوریتم‌های شخصی‌سازی‌شده در رسانه‌های دیجیتال با ایجاد محفظه‌های اطلاعاتی همسو، مواجهۀ گزینشی با محتوای منفی و انتقادی را تقویت کرده، اعتماد نهادی را تضعیف می‌کنند و از این رهگذر، بستر ذهنی لازم را برای افزایش ادراک تهدیدات و تضعیف احساس امنیت ذهنی فراهم می‎‌‌کنند.

شکل 1- مدل مفهومی پژوهش

Fig 1- Conceptual model of the research

شکل مفهومی فوق، بازنمایی گرافیکی از مسیرهای علّی میان متغیرهای اصلی پژوهش است که بر مبنای نظریه‌های حباب‌های فیلتر و امنیت ذهنی بنا شده است. مطابق این مدل، کنش سیاسی آنلاین نه‌تنها تأثیر مستقیمی بر افزایش نگرانی‌های امنیتی دارد، بلکه ازطریق تضعیف اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی به‌عنوان متغیرهای میانجی، این اثرگذاری را تشدید می‌کند. چنین پیکربندی نظری، با تأکید بر سازوکارهای روان‌شناختی و شناختی حاکم بر فضای مجازی، نشان می‌دهد که چگونه الگوریتم‌های شخصی‌سازی‌شده و جریان‌های اطلاعاتی سوگیرانه می‌توانند به فرسایش سرمایۀ نهادی و شکل‌گیری ادراک مبالغه‌آمیز از تهدیدات امنیتی منجر شوند. از این منظر، مدل پیشنهادی پژوهش علاوه‌بر تبیین روابط علّی، بستری برای فهم تعامل پیچیده میان فناوری، روان‌شناسی اجتماعی و سیاست‌گذاری امنیتی فراهم می‌سازد و با ترسیم زنجیرۀ علّی میان کنش دیجیتال، بی‌اعتمادی نهادی و احساس ناامنی، پایه‌ای نظری برای تحلیل انتقادی فضای اطلاعاتی ارائه می‌دهد.

روش پژوهش

پژوهش حاضر از روش تحلیل ثانویه برای بررسی رابطۀ بین کنش سیاسی آنلاین و نگرانی از تهدیدات امنیتی با در نظر گرفتن نقش میانجی بی‌اعتمادی سیاسی بهره می‌برد.

جامعۀ آماری و نمونه‌گیری: جامعۀ آماری این پژوهش شامل شهروندان ایرانی شرکت‌کننده در موج هفتم پیمایش ارزش‌های جهانی است[10]. در این پیمایش، داده‌ها ازطریق روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده گردآوری شده‌اند. ابتدا کشور براساس دو معیار منطقۀ جغرافیایی و نوع محل سکونت (شهری و روستایی) طبقه‌بندی شده است. در مرحلۀ بعد، واحدهای نمونه‌گیری اولیه با استفاده از روش انتخاب با احتمال متناسب با اندازه تعیین شده‌اند. در مناطق شهری، نمونه‌گیری براساس کدپستی به‌عنوان نقطۀ شروع تصادفی انجام شده، درحالی‌که در مناطق روستایی، انتخاب روستاها با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و میزان دسترسی صورت گرفته است. در هر خانوار، افراد بر مبنای روش تولد انتخاب شده‌اند. در این نمونه، 1/51درصد پاسخ‌دهندگان مرد و 9/48درصد زن بوده‌اند، و دامنۀ سنی آنان از 18 تا 99 سال متغیر بوده است؛ درحالی‌که میانگین سنی آنان 39 سال ثبت شده است. ازنظر تحصیلات، 6/73درصد از شرکت‌کنندگان دارای سطح تحصیلی فاقد مدرک دانشگاهی بوده و مابقی دارای تحصیلات دانشگاهی بوده‌اند. ازنظر سطح درآمد، 42درصد در گروه درآمدی پایین، 6/51درصد در سطح متوسط و 4/6درصد در گروه درآمدی بالا قرار داشته‌اند. همچنین، 74درصد از پاسخ‌گویان در مناطق شهری و 26درصد در مناطق روستایی سکونت داشته‌اند (Haerpfer et al., 2020).

روش تحلیل داده‌ها: برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. در مرحلۀ نخست، تحلیل توصیفی به‌منظور بررسی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و شاخص‌های آماری متغیرهای پژوهش انجام شده است. در مرحلۀ بعد، برای بررسی روابط بین متغیرها و تحلیل نقش میانجی بی‌اعتمادی سیاسی، از مدل‌سازی حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرم‌افزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شده است. انتخاب نرم‌افزار اسمارت پی.ال.اس در این پژوهش باتوجه‌به ماهیت مدل مفهومی، ویژگی‌های داده‌ها و اهداف تحلیلی صورت گرفته است. ازآنجاکه مدل پژوهش با تلفیق مفاهیم نوینی چون کنش سیاسی آنلاین، اعتماد نهادی و تهدیدات امنیتی، ساختاری نسبتاً اکتشافی (هرچند به‌صورت غیرمستقیم پژوهش‎‌‌هایی در این زمینه صورت گرفته است، پژوهش‎‌‌های زیادی در زمینۀ تهدیدات امنیتی صورت نگرفته است) دارد، استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزئی مناسب‌تر از روش‌های کوواریانس‌محور است؛ افزون بر این، داده‌های پژوهش از نوع تحلیل ثانویه بوده و برخی متغیرها فاقد شرط نرمال‌بودن داده‎‌‌ها بودند؛ بنابراین، انتخاب نرم‎‌‌افزار اسمارت پی.ال.اس امری روشمند و قابل‌دفاع محسوب می‌شود.

تعریف متغیرها و ابزار اندازهگیری

در انتخاب شاخص‌های مربوط به هریک از متغیرهای پژوهش تلاش شده است از گویه‌هایی استفاده شود که ضمن برخورداری از پشتوانۀ نظری، با اهداف پژوهش و چارچوب مفهومی آن هم‌راستا باشند. این گویه‌ها از میان داده‌های موج هفتم پیمایش ارزش‌های جهانی انتخاب شده‌اند که ازنظر روایی و پایایی در سطح بین‌المللی تأیید شده‌اند؛ در این راستا متغیرها و شاخص‎‌‌های مربوط به هرکدام از آنها عبارت‌اند از:

کنش سیاسی آنلاین: کنش سیاسی آنلاین یا همان کنش دیجیتال، شکلی از کنشگری است که از اینترنت و رسانه‌های دیجیتال به‌عنوان بسترهای اصلی برای بسیج جمعی و اقدام سیاسی استفاده می‌کند (Fuentes, 2023). شاخص‌های متغیر کنش سیاسی آنلاین به‌گونه‌ای انتخاب شده‌اند که طیفی از اشکال متداول مشارکت سیاسی در فضای دیجیتال را پوشش دهند. به‌منظور سنجش این متغیر از چهار گویه استفاده شد که عبارت‌اند از: جست‌وجوی اطلاعات دربارۀ سیاست و رویدادهای سیاسی، امضای دادخواست الکترونیکی، تشویق دیگران به اقدام سیاسی، سازمان‌دهی فعالیت‌ها، رویدادها و اعتراضات سیاسی.

اعتماد به نهادهای سیاسی: اعتماد به نهادهای سیاسی به میزان اطمینان و باور شهروندان به مشروعیت، کارآمدی و صداقت نهادهای حکومتی و تصمیم‌گیری‌های آن‌ها گفته می‌شود (Uslaner, 2018). در پژوهش حاضر به‌منظور سنجش این متغیر از چهار گویۀ اعتماد به حکومت، اعتماد به احزاب سیاسی، اعتماد به پارلمان، اعتماد به انتخابات استفاده شده است که همگی نمایانگر عناصر کلیدی نظام سیاسی در سطح ملی هستند و با ساختار مفهومی اعتماد سیاسی در ادبیات علمی بین‌المللی همخوانی دارند.

اعتماد به نهادهای امنیتی: در این پژوهش منظور از اعتماد به نهادهای امنیتی میزان اطمینان و باور مردم به توانایی و صداقت سازمان‌های مسئول حفظ امنیت و نظم عمومی در جامعه است. به‌منظور سنجش این متغیر از سه گویه استفاده شده است که عبارت از میزان اعتماد شهروندان به نیروهای مسلح، اعتماد به پلیس، اعتماد به قوۀ قضاییه و دادگاه‎‌‌ها هستند که به‌عنوان بازیگران اصلی در حفظ امنیت داخلی و خارجی کشور، مبنای سنجش اعتماد عمومی در حوزۀ امنیتی محسوب می‌شوند. شایان ذکر است که اگرچه نیروهای مسلح، پلیس و قوۀ قضاییه ازنظر ماهوی و کارکردی تفاوت‌هایی دارند، به دلیل نقش مشترک آن‌ها در حفظ امنیت جامعه به‌عنوان شاخص‌های اصلی این متغیر انتخاب شده‌اند.

نگرانی از تهدیدات امنیتی: نگرانی از تهدیدات امنیتی به نگرانی‌ها و اضطراب فرد از وقوع خطرات و تهدیدات امنیتی مانند جنگ‌های بین‌المللی، حملات تروریستی و جنایات داخلی اشاره دارد. این نوع نگرانی‌ها می‌توانند تأثیرات روانی و اجتماعی درخور توجهی بر فرد و جامعه داشته باشند و معمولاً به دلیل عدم اطمینان و کنترل فرد نسبت‌به وقوع چنین حوادثی ایجاد می‌شود. اندازه‌گیری نگرانی‌های امنیتی بر پایۀ سه مصداق رایج و بین‌المللی تهدیدات امنیتی یعنی جنگ بین‌المللی، حملات تروریستی و جنایات داخلی تنظیم شده‌اند که نمایانگر ابعاد گوناگون احساس ناامنی در سطح فردی و اجتماعی هستند.

یافته‎‌های پژوهش

هدف اصلی پژوهش حاضر، آزمون مدل مفهومی پژوهش (شکل 1) است. برای این منظور، ابتدا آمار توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش ارائه شد تا ویژگی‌های داده‌ها مشخص شود. سپس، مدل‌های اندازه‌گیری متغیرها ارزیابی شدند تا روایی و پایایی ابزار اندازه‌گیری تأیید شود و درنهایت، با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار اسمارت پی.ال.اس فرضیات پژوهش آزمون شدند.

جدول4- نتایج آمار توصیفی، بارهای عاملی، روایی همگرا و پایایی ترکیبی

Table 4- Descriptive statistics, factor loadings, convergent validity, and composite reliability

متغیر

گویه

میانگین

انحراف استاندارد

بار عاملی

میانگین واریانس استخراج شده

پایایی ترکیبی

 

گویه 217

 

 

74/0

 

 

کنش سیاسی آنلاین

گویه 218

67/1

53/0

73/0

54/0

82/0

 

گویه 219

 

 

74/0

 

 

 

گویه 220

 

 

71/0

 

 

 

گویه 65

 

 

75/0

 

 

اعتماد به نهادهای امنیتی

گویه 69

29/3

67/0

87/0

59/0

85/0

 

گویه 70

 

 

80/0

 

 

 

گویه 71

 

 

77/0

 

 

اعتماد به نهادهای سیاسی

گویه 72

54/2

80/0

80/0

54/0

85/0

 

گویه 73

 

 

79/0

 

 

 

گویه 76

 

 

59/0

 

 

 

گویه 146

 

 

75/0

 

 

تهدیدات امنیتی

گویه 147

01/2

66/0

77/0

55/0

78/0

 

گویه 148

 

 

68/0

 

 

باتوجه‌به دامنۀ نمرات در متغیرهای پژوهش، تحلیل میانگین و انحراف استاندارد گویه‌ها از اهمیت بسیاری برخوردار است. کنش سیاسی آنلاین که در بازۀ 1 تا 3 ارزیابی شده است، دارای میانگین 67/1 و انحراف استاندارد 53/0 است که بیانگر سطح کم مشارکت در کنش‌های سیاسی آنلاین و همگونی نسبی پاسخ‌ها در این زمینه است. درمقابل، سایر متغیرها که در بازۀ 1 تا 4 قرار داشته‌اند، توزیع متفاوتی را نشان می‌دهند. به‌طور خاص، اعتماد به نهادهای امنیتی (میانگین 29/3، انحراف استاندارد 67/0) حاکی از سطح بالاتر اعتماد است، درحالی‌که اعتماد به نهادهای سیاسی (میانگین 54/2، انحراف استاندارد80/0) افت نسبی در میزان اعتماد را نشان می‌دهد که می‌تواند ناشی از ارزیابی متفاوت پاسخ‌دهندگان از عملکرد این نهادها باشد. دربارۀ نگرانی از تهدیدات امنیتی با میانگین 01/2 و انحراف استاندارد 66/0 نشان می‌دهد که درک کلی از تهدیدات امنیتی در سطحی نسبتاً کم تا متوسط قرار دارد؛ اما پراکندگی پاسخ‌ها حاکی از تنوع نگرش‌ها در میان جامعۀ نمونه است؛ این امر می‌تواند ناشی از تفاوت در تجربیات، میزان دسترسی به اطلاعات امنیتی یا سطح کلی آگاهی افراد از تهدیدات موجود باشد.

نتایج حاصل از تحلیل میانگین واریانس استخراج‌شده[11] و پایایی ترکیبی[12] نشان‌دهندۀ میزان روایی همگرا و قابلیت اطمینان سازه‌ها در مدل اندازه‌گیری است. مطابق استانداردهای پذیرفته‌شده در مدل‌سازی معادلات ساختاری، مقدار میانگین واریانس استخراج‌شده بالاتر از 50/0 دلالت بر کفایت واریانس استخراج‌شده و تأیید روایی همگرا دارد (Fornell & Larcker, 1981). در مطالعۀ حاضر، تمامی متغیرها حد آستانۀ 50/0 را گذرانده‌اند، اگرچه مقادیر مربوط به نگرانی از تهدیدات امنیتی (54/0) و کنش سیاسی آنلاین (54/0) در محدودۀ حداقلی قرار دارند. همچنین، پایایی ترکیبی که معیاری در سنجش قابلیت اطمینان سازه‌ها محسوب می‌شود، در تمامی متغیرها از حد آستانۀ 70/0 فراتر رفته است که این امر نشان‌دهندۀ انسجام درونی قابل‌قبول گویه‌های مرتبط با هر متغیر است. این یافته‌ها مؤید آن است که مدل اندازه‌گیری از قابلیت اطمینان کافی برخوردار است و ازلحاظ روایی همگرا در سطحی قابل‌قبول قرار دارد.

 

 

جدول5- بررسی روایی تشخیصی متغیرهای پژوهش با شاخص روایی یگانه-دوگانه

Table 5 - Heterotrait-monotrait ratio (HTMT) for discriminant validity assessment

 

اعتماد به نهادهای امنیتی

اعتماد به نهادهای سیاسی

نگرانی‎‌‌های امنیتی

کنش سیاسی آنلاین

اعتماد به نهادهای امنیتی

 

 

 

 

اعتماد به نهادهای سیاسی

70/0

 

 

 

نگرانی‎‌‌های امنیتی

35/0

41/0

 

 

کنش سیاسی آنلاین

24/0

31/0

46/0

 

 جدول ارائه‌شده نشان‌دهندۀ ماتریس خصیصۀ متفاوت – خصیصۀ یکسان[13] است که برای بررسی روایی تشخیصی در مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده می‌شود. شاخص روایی یگانه-دوگانه بیانگر میزان تمایز بین سازه‌های پژوهش است و مقادیر آن باید معمولاً کمتر از 85/0 یا در برخی منابع، کمتر از 90/0 باشند تا روایی ممیز تأیید شود (Henseler et al., 2015). بررسی مقادیر نشان می‌دهد که مقدار یگانه-دوگانه بین متغیرهای مختلف پژوهش نشان می‎‌‌دهد که ازآنجایی‌که تمامی مقادیر روایی یگانه-دوگانه در این مدل زیر 85/0 قرار دارند، می‌توان نتیجه گرفت که روایی تشخیصی بین سازه‌های پژوهش تأیید می‌شود و این سازه‌ها از یکدیگر به‌خوبی متمایز هستند که نشان از کیفیت مناسب مدل اندازه‌گیری دارد. همچنین، نتایج مدل برازش کلی براساس برازش مدل نشان می‌دهد که مدل به‌طورکلی عملکرد قابل‌قبولی دارد. شاخص ریشه میانگین مربعات باقی‌مانده استاندارد[14] برابر08/0 است که نشان‌دهندۀ برازش مناسب مدل است.

شکل2- ضرایب مربوط به فرضیات پژوهش

Fig 2- Coefficients related to the research hypotheses

شکل 2 ضرایب تأثیر متغیرهای پژوهش و همچنین ضریب تعیین متغیرها را ‎نشان می‌دهد. ضرایب مسیر نشان‌دهندۀ روابط علّی میان متغیرهای اعتماد به نهادهای امنیتی، اعتماد به نهادهای سیاسی، نگرانی از تهدیدات امنیتی و کنش سیاسی آنلاین است. نتیجۀ حاصل از ضریب مسیر 18/0- میان کنش سیاسی آنلاین و اعتماد به نهادهای امنیتی بیانگر آن است که افزایش کنش سیاسی آنلاین با کاهش اعتماد به نهادهای امنیتی مرتبط است. به‌طور مشابه، ضریب مسیر 25/0- بین کنش سیاسی آنلاین و اعتماد به نهادهای سیاسی نیز نشان می‌دهد که افزایش کنش سیاسی آنلاین به کاهش اعتماد به نهادهای سیاسی منجر می‌شود. درمقابل، ضریب مسیر 25/0 میان کنش سیاسی آنلاین و نگرانی از تهدیدات امنیتی مثبت است که به این معناست که افزایش کنش سیاسی آنلاین با افزایش نگرانی‌ها از تهدیدات امنیتی همراه است. ضریب مسیر بین اعتماد به نهادهای امنیتی و نگرانی از تهدیدات امنیتی در مدل پژوهش به اندازه 09/0- و ضریب مسیر بین اعتماد به نهادهای سیاسی و نگرانی از تهدیدات امنیتی برابر 16/0- است. این ضرایب منفی نشان‌دهندۀ رابطۀ معکوس میان اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی با نگرانی از تهدیدات امنیتی هستند؛ به‌عبارت‌دیگر، افزایش اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی ممکن است موجب احساس امنیت و آرامش بیشتر در افراد شود که درنتیجه، نگرانی آن‌ها از تهدیدات امنیتی کاهش می‌یابد. این یافته‌ها حاکی‌ازاین است که در شرایطی که نهادهای سیاسی و امنیتی مورد اعتماد هستند، افراد احتمالاً احساس می‌کنند که تهدیدات امنیتی به‌خوبی مدیریت می‌شوند و بنابراین، نگرانی کمتری در این زمینه دارند؛ سرانجام، ضریب تعیین 150/0 نشان می‎‌‌دهد که مدل آزمون‌شده در این پژوهش توانسته است 15درصد از واریانس و تغییرات نگرانی‎‌‌های امنیتی را تبیین کند.

جدول 6- ضرایب معناداری t مربوط به فرضیات اصلی

Table 6- T-statistics coefficients for the main hypotheses

متغیر مستقل

متغیر میانجی

متغیر وابسته

ضریب تأثیر

T

سطح معنی‎‌‌داری

کنش سیاسی آنلاین

 

اعتماد به نهادهای سیاسی

25/0-

62/10

00/0

کنش سیاسی آنلاین

 

اعتماد به نهادهای امنیتی

18/0-

36/7

00/0

کنش سیاسی آنلاین

 

تهدیدات امنیتی

25/0

20/10

00/0

کنش سیاسی آنلاین

اعتماد به نهادهای سیاسی

تهدیدات امنیتی

04/0

98/4

00/0

کنش سیاسی آنلاین

اعتماد به نهادهای امنیتی

تهدیدات امنیتی

02/0

88/2

00/0

 

نتایج تحلیل ضرایب تأثیر و معناداری t در جدول فوق نشان‌دهندۀ روابط پیچیده و چندوجهی میان کنش سیاسی آنلاین، اعتماد نهادی و تهدیدات امنیتی است. ضرایب تأثیر منفی برای رابطۀ میان کنش سیاسی آنلاین و اعتماد به نهادهای سیاسی و اعتماد به نهادهای امنیتی بیانگر آن است که افزایش کنش سیاسی آنلاین به کاهش سطح اعتماد عمومی به این نهادها منجر می‌شود. این یافته‌ها با دیدگاه‌هایی هم‌راستا هستند که کنشگری سیاسی در فضای دیجیتال را عامل افشای ناکارآمدی‌ها و برجسته‌سازی شکاف‌های نهادی در نظام‌های حکمرانی می‌دانند. به‌عبارتی، مشارکت آنلاین به‌واسطۀ افشاگری، تسریع در گردش اطلاعات انتقادی و افزایش آگاهی عمومی می‌تواند مشروعیت نهادی را به چالش بکشد و درنتیجه باعث فرسایش اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی شود. درمقابل، رابطۀ مستقیم میان کنش سیاسی آنلاین و تهدیدات امنیتی حاکی‌ازآن است که افزایش فعالیت‌های سیاسی در فضای دیجیتال با رشد مخاطرات امنیتی هم‌بسته است. این یافته با نظریه‌های مرتبط با بسیج اجتماعی، ناامنی سایبری و بی‌ثباتی سیاسی همخوانی دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که کنشگری دیجیتال به ابزار انتشار نارضایتی‌های سیاسی، بسیج اعتراضات و تشدید تنش‌های اجتماعی تبدیل می‌شود؛ در چنین شرایطی، فضای دیجیتال می‌تواند به بستری برای تسریع و تشدید تهدیدات امنیتی بدل شود، به‌ویژه در جوامعی که زیرساخت‌های حکمرانی دیجیتال ضعیف است و نهادهای امنیتی در مواجهه با کنش‌های سیاسی آنلاین دچار چالش‌های تنظیمی و اجرایی هستند.

همچنین، باتوجه‌به ضرایب تأثیر بسیار کم مسیرهای میانجی و باوجود معناداری آماری آن‌ها (سطح معناداری 00/0 و مقادیر t بالاتر از 96/1)، می‌توان استدلال کرد که نقش میانجیگری اعتماد نهادی در این مدل ضعیف و محدود است؛ بنابراین، اگرچه مسیر میانجیگری ازنظر آماری تأیید شده است، ازلحاظ شدت اثرگذاری، قدرت تبیینی محدودی دارد. این یافته حاکی‌ازآن است که بخش اعظم تأثیر کنش سیاسی آنلاین بر نگرانی‌های امنیتی به‌صورت مستقیم اعمال می‌شود و نقش میانجی اعتماد نهادی در این میان، به‌صورت جزئی و ضعیف عمل می‌کند. البته شایان ذکر است که در مطالعات سیاسی با استفاده از داده‌های پیمایش ملی، گاهی حتی اثرات آماری ضعیف می‌توانند در مقیاس کلان، پیامدهای عملی گسترده‌ای به‌دنبال داشته باشند؛ زیرا باتوجه‌به اهمیت فوق‎‌‌العادۀ متغیر وابستۀ تهدیدات امنیتی و پیامدهای آن بر جامعه، این تبیین‎‌‌های ضعیف توسط متغیرهای میانجی نیز می‎‌‌توانند مهم تلقی شوند؛ درنتیجه، اگرچه میانجیگری اعتماد نهادی ازحیث آماری جزئی و ضعیف است، به دلیل زمینۀ فرهنگی و سیاسی خاص، دارای اهمیت نظری و سیاستی محسوسی است که نباید ازنظر دور بماند.

بحث و نتیجه

یافته‌های این پژوهش نشان‌دهندۀ روابط پیچیده و چندوجهی میان کنش سیاسی آنلاین، اعتماد نهادی (شامل اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی) و نگرانی از تهدیدات امنیتی در میان شهروندان ایرانی است. این یافته‌ها با چارچوب نظری پژوهش، به‌ویژه نظریۀ حباب‌های فیلتر و مفاهیم مرتبط مانند اتاق‌های پژواک و پروپاگاندای رایانشی همخوانی دارد و درعین‌حال ابعاد جدیدی به ادبیات موجود اضافه می‌کند.

براساس یافته‎‌‌های پژوهش کنش سیاسی آنلاین با ضرایب منفی بر اعتماد به نهادهای سیاسی و اعتماد به نهادهای امنیتی تأثیر می‎‌‌گذارد و به کاهش اعتماد عمومی به این نهادها منجر می‌شود. این یافته با نظریۀ حباب‌های فیلتر (Pariser, 2012) و کریستال الگوریتمی (Lee et al., 2022) هم‌راستاست که تأکید دارند الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی با تقویت محتوای همسو با باورهای کاربران، دیدگاه‌های انتقادی به نهادهای رسمی را برجسته می‌کنند و اعتماد به این نهادها را تضعیف می‌کنند. به‌خصوص، پروپاگاندای رایانشی (وولی و هاوارد، 1400) با انتشار اطلاعات گمراه‌کننده، نقش مهمی در فرسایش اعتماد نهادی ایفا می‌کند و این فرایند در ایران، که محدودیت‌های رسانه‌ای سنتی، شهروندان را به سمت منابع آنلاین سوق داده، تشدید می‌شود (Rahbarqazi & Baghban, 2019). یافته‌های پژوهش همچنین با مطالعات قبلی مانند سردارنیا و همکاران (1400) و کلاین و رابیسون (2020) همخوانی دارد که نشان دادند شبکه‌های اجتماعی می‌توانند اعتماد نهادی را به‌ویژه در محیط‌های قطبی‌شده کاهش دهند.

همچنین، ضریب تأثیر مثبت کنش سیاسی آنلاین بر نگرانی از تهدیدات امنیتی نشان‌دهندۀ نقش این کنش‌ها در افزایش اضطراب و احساس ناامنی است. این نتیجه با استدلال تورکل (2011) مبنی بر گسترش اضطراب از سطح روان‌شناختی به حوزه‌های اجتماعی و سیاسی هم‌راستاست؛ در این راستا، استدلال می‎‌‌شود که الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی با تقویت محتوای احساسی و تهدیدمحور، احساس ناامنی را تشدید می‌کنند (Spohr, 2017). این یافته همچنین با پژوهش‌های روان‌شناختی مانند غلامی و همکاران (1400) و وانوچی و همکاران (2017) سازگار است که بر ارتباط بین استفاده از اینترنت و افزایش اضطراب تأیید کرده‌اند؛ بااین‌حال، نوآوری این پژوهش در بررسی مستقیم تأثیر کنش سیاسی آنلاین بر نگرانی‌های امنیتی است که در مطالعات قبلی کمتر به آن توجه شده است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که در جوامعی با زیرساخت‌های دیجیتال شکننده، کنش‌های آنلاین می‌توانند به‌سرعت به عاملی برای بی‌ثباتی اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند، مگر اینکه سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه‌ای برای مدیریت این فضاها طراحی شود.

همچنین، نقش میانجی اعتماد نهادی در رابطۀ بین کنش سیاسی آنلاین و نگرانی از تهدیدات امنیتی در این پژوهش، اگرچه ازنظر آماری معنادار بود، ازنظر شدت اثرگذاری، بسیار ضعیف ارزیابی شد؛ به‌عبارت‌دیگر، ضرایب میانجیگری برای اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی، هرچند از آستانۀ معناداری آماری عبور کرده‌اند، نشان‌دهندۀ الگویی از میانجیگری جزئی و محدود هستند؛ بنابراین، هرچند شدت اثر مشاهده‌شده در این پژوهش در مقایسه با برخی مطالعات پیشین کمتر است، جهت‌گیری کلی رابطه و سازوکار نظری آن با نتایج پژوهش‌هایی چون فعلی و همکاران (1397) و ماتیژویچ و همکاران (2022) هم‌راستاست. در آن مطالعات، اعتماد نهادی عاملی تأثیرگذار بر احساس امنیت معرفی شده است، حال آنکه در پژوهش حاضر، اثر میانجیگری اعتماد نهادی هرچند معنادار، ولی ازحیث تجربی ضعیف ارزیابی شد. این تفاوت می‌تواند ناشی از نوع داده‌ها، زمینۀ جغرافیایی و فرهنگی یا نوع کنشگری سیاسی مطالعه‌شده باشد. از این منظر، یافته‌‎‌‌های پژوهش حاضر، بیشتر مؤید نقش جزئی اما معنادار اعتماد نهادی به‌عنوان عامل تعدیل‌گر در فضای دیجیتال است، به‌ویژه در بستری مانند ایران که بی‌اعتمادی نهادی گاهی از عوامل مزمن و ساختاری تلقی می‌شود.

ازاین‌رو، نتایج این پژوهش بر اهمیت سیاست‌گذاری‌های متوازن در حوزۀ حکمرانی دیجیتال تأکید دارد؛ به‌گونه‌ای که ضمن پذیرش فضای دیجیتال به‌عنوان بستری برای فعالیت‎‌‌های سیاسی، یافته‌ها نشان می‌دهند که بدون مداخلات هدفمند، فضای دیجیتال می‌تواند به بستری برای تشدید قطبی‌سازی، بی‌اعتمادی و ناامنی تبدیل شود. برای مقابله با این چالش‌ها پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران بر سه محور اصلی تمرکز کنند: نخست، افزایش شفافیت در عملکرد الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی و ایجاد سازوکارهایی برای کاهش تأثیر حباب‌های فیلتر، دوم، تقویت سواد دیجیتال شهروندان به‌منظور توانمندسازی آن‌ها در ارزیابی انتقادی اطلاعات آنلاین و سوم، بازسازی اعتماد نهادی ازطریق بهبود عملکرد نهادها و افزایش پاسخ‌گویی آن‌ها به مطالبات عمومی. این اقدامات نه‌تنها می‌توانند اثرات منفی کنش‌های سیاسی آنلاین را کاهش دهند، بلکه با تقویت سرمایۀ اجتماعی به انسجام و پایداری اجتماعی کمک کنند.

 

تشکر و قدردانی

مقالۀ حاضر، حاصل طرح پژوهشی با عنوان «تحلیل رابطه میان کنش سیاسی آنلاین با نگرانی‌های امنیت ملی ازطریق میانجیگری اعتماد به نهادهای سیاسی: یک مدل‌سازی ساختاری» است که با حمایت مالی دانشگاه محقق اردبیلی و در چارچوب قرارداد پژوهشی شمارۀ 27947/9/د/1403 در سال ۱۴۰۳ انجام شده است.

 

[1] Masoudnia et al.

[2] Klein & Robison

[3] Vannucci et al.

[4] Hughes

[5] Turkle

[6] Matijević et al.

[7] Fetzner et al.

[8] Confirmation bias

[9] Subjective security

[10] WVS

[11] AVE

[12] CR

[13] HTMT

[14] SRMR

پوراکبران، ا. (1394). بررسی میزان استفاده از وسایل ارتباطی نوپدید (اینترنت، ماهواره و تلفن همراه) در بین جوانان و ارتباط آن با اضطراب، استرس و افسردگی. اصول بهداشت روانی، 17(5)، 254-259. https://doi.org/10.22038/jfmh.2015.4806
پورمودت، خ.، و کجباف م. ب. (1395). بررسی اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان استفاده‌کننده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی. پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی، 6(23)، -10593. https://www.socialpsychology.ir/article_62990.html?lang=en
پیران‎‌‌نژاد، ع.، و عبادی، ن. (1391). سرمایه سیاسی و اینترنت: بررسی سطح سرمایه سیاسی و تأثیر استفاده از اینترنت بر ابعاد آن. فصلنامه انجمن علوم مدیریت ایران، 7(28)، 1-26. https://journal.iams.ir/article_136.html?lang=fa
حسن، ن.، و اسماعیلی، م. ر. (1403). شناخت مؤلفه‌های اخبارجعلی شبکه اجتماعی اینستاگرام فارسی بی.بی.سی در اعتراض‌های خیابانی ایران (شهریور تا اسفند 1401). مطالعات فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، 1(3)، 129-158. https://doi.org/10.22083/cssms.2025.486242.1016
رهبرقاضی، م. ر.، و نوعی باغبان، س. م. (1401). مشارکت انتخاباتی در ایران: تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم رسانه‌های اجتماعی ازطریق ارزش‌های رهایی و سکولاریسم. پژوهشنامه علوم سیاسی، 17(3)، 87-116. https://doi.org/10.22034/ipsa.2022.467
سردارنیا، خ.، بدری، ک.، و امینی‌زاده، س. (1400). رابطه بین شبکه‌های اجتماعی و اعتماد نهادی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه شیراز). پژوهش‌های راهبردی سیاست، 10(36)، 101-127. https://doi.org/10.22054/qpss.2020.49810.2449
شکرافشان، ن. (1396). رابطه بین هراس اجتماعی، سلامت معنوی و رضایت از زندگی با اعتیاد به اینترنت. پژوهش‌های روان شناسی اجتماعی، 7(25)، 77-94. https://www.socialpsychology.ir/article_63000.html?lang=fa
علیزاده اقدم، م. ب.، و محمدی، ا. (1394). بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی با ایجاد احساس امنیت انتظامی (مورد مطالعه: جوانان 19-29 ساله شهر تبریز). دانش انتظامی آذربایجان شرقی، (17)، 1-18. https://www.magiran.com/p2389869
غلامی، س.، واحدی، ش.، و الله‌دادی، م. (1400). اعتیاد به اینترنت و ارتباط آن با اضطراب اجتماعی و افسردگی در بین دانشجویان دختر: کاربرد تحلیل خوشه‌ای. رویش روان‌شناسی، 10(10)، 275-286. http://frooyesh.ir/article-1-2980-fa.html
فعلی، ج. گرجی کرسامی، ع. و سیاه‌چشم، م. (1397). بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر امنیت اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان محلات حاشیه‌نشین شهر ساری). نظم و امنیت انتظامی، 11(3)، 29-56. http://osra.jrl.police.ir/article_91539.html
وولی، س.، و هاوارد، ف. ا. (1400). دستکاری در رسانه (عباس رضایی ثمرین و رسول صفر آهنگ، مترجمان). همشهری.
یاری، ح.، و هزارجریبی، ج. (1391). بررسی رابطه احساس امنیت و اعتماد اجتماعی در میان شهروندان (مطالعه موردی ساکنان شهر کرمانشاه). پژوهش‌های راهبردی مسائل اجتماعی، 1(4)، 39-58. https://ssoss.ui.ac.ir/article_17077.html?lang=en
 
References
Alizadeh Aghdam, M. B., & Mohamadi, E. (2015). The role of social trust in creating a disciplinary security feeling (Tabriz city). Journal of East Azerbaijan Police Science, (17), 1–18. [In Persian]. https://magiran.com/p2389869
Balmas, M. (2014). When fake news becomes real: Combined exposure to multiple news sources and political attitudes of inefficacy, alienation, and cynicism. Communication Research, 41(3), 430–454. https://doi.org/10.1177/0093650212453600
Barash, D. P. (2020). Threats: Intimidation and its discontents. Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/oso/9780190055295.001.0001 
Barberá, P. (2020). Social media, echo chambers, and political polarization. In N. Persily, & J. A. Tucker (Eds.), Social Media and Democracy (pp. 34–55). Cambridge University Press. https://doi.org/10.1017/9781108890960
Bozdag, E., & Van Den Hoven, J. (2015). Breaking the filter bubble: Democracy and design. Ethics and Information Technology, 17, 249-265. https://doi.org/10.1007/s10676-015-9380-y 
Buzan, B., Wæver, O., & De Wilde, J. (2022). Security: A new framework for analysis. Lynne Rienner Publishers. https://doi.org/10.1515/9781685853808 
Feli, J., Gorji Karsamei, A., & Siahcheshm, M. (2018). Considering the impact of social assets on social safety (Case study of the local suburb of Sari). Quarterly of Order and Security Guards, 11(3), 29–56. [In Persian]. https://sid.ir/paper/391943/en
Fetzner, M. G., Teale Sapach, M. J., Mulvogue, M., & Carleton, R. N. (2016). It’s not just about being judged: Interpersonal distrust uniquely contributes to social anxiety. Journal of Experimental Psychopathology, 7(1), 31-40. https://doi.org/10.5127/jep.042414 
Flaxman, S., Goel, S., & Rao, J. M. (2016). Filter bubbles, echo chambers, and online news consumption. Public Opinion Quarterly, 80(S1), 298-320. https://doi.org/10.1093/poq/nfw006 
Fornell, C., & Larcker, D. F. (1981). Evaluating structural equation models with unobservable variables and measurement error. Journal of Marketing Research, 18(1), 39–50. https://doi.org/10.2307/3151312
Fuentes, M. A. (2023). Digital activism. encyclopedia britannica. https://www.britannica.com/topic/digital-activism
Gholami, S., Vahedi, S., & Allahdadi, M. (2022). Internet addiction and its relationship with social anxiety and depression of female university students: A cluster analytic approach. Rooyesh. 10(10), 275-286. http://frooyesh.ir/article-1-2980-fa.html [In Persian].
Haerpfer, C., Inglehart, R., Moreno, A., Welzel, C., Kizilova, K., Diez-Medrano J., M. Lagos, P. Norris, E. Ponarin, & B. Puranen (Eds.). (2020). World values survey: round seven – country-pooled datafile version 6.0. Madrid, Spain & Vienna, Austria: JD Systems Institute & WVSA Secretariat. https://www.worldvaluessurvey.org/WVSDocumentationWV7.jsp
Haider, M. (2024). Political polarization in the digital age: Understanding social dynamics. Physical Education, Health and Social Sciences, 2(1), 19-30. https://journal-of-social-education.org/index.php/Jorunal/article/view/50
Hassan, N., & Esmaili, M. R. (2024). Recognizing the components of fake news on the Persian BBC Instagram social network, Street protests in Iran (September to March 1401). Virtual space and social media studies, 1(3), 129-158. [In Persian]. https://doi.org/10.22083/cssms.2025.486242.1016
Henseler, J., Ringle, C. M., & Sarstedt, M. (2015). A new criterion for assessing discriminant validity in variance-based structural equation modeling. Journal of the Academy of Marketing Science, 43(1), 115-135. https://doi.org/10.1007/s11747-014-0403-8
Hughes, S. (2018). The effects of social media on depression, anxiety, and stress. Department of Psychology, Dublin Business School. https://esource.dbs.ie/server/api/core/bitstreams/2fa36692-6463-4968-b0bf-f6a112ab7618/content
Jackson, D., Lilleker, D., Scullion, R., & Gerodimos, R. (Eds.). (2013). The media, political participation and empowerment. Taylor & Francis. https://doi.org/10.4324/9780203381113 
Klein, E., & Robison, J. (2020). Like, post, and distrust? How social media use affects trust in government. Political Communication, 37(1), 46-64. https://doi.org/10.1080/10584609.2019.1661891 
Lau, R. R., Andersen, D. J., & Redlawsk, D. P. (2008). An exploration of correct voting in recent US presidential elections. American Journal of Political Science, 52(2), 395-411. https://doi.org/10.1111/j.1540-5907.2008.00319.x 
Lee, A. H. Y. (2022). Social trust in polarized times: How perceptions of political polarization affect Americans’ trust in each other. Political Behavior, 44(3), 1533-1554. https://doi.org/10.1007/s11109-022-09787-1 
Lee, A. Y., Mieczkowski, H., Ellison, N. B., & Hancock, J. T. (2022). The algorithmic crystal: Conceptualizing the self through algorithmic personalization on TikTok. Proceedings of the ACM on Human-computer Interaction, 6(CSCW2), 1-22. https://doi.org/10.1145/3555601 
Masoudnia, H., Ghorbani, M., & Stockemer, D. (2023). The (indirect) effect of social media consumption on political distrust in Egypt. Information Polity, 28(1), 83-95. https://doi.org/10.3233/IP-210006
Matijević, B., Ostojić, I., & Jovanović, P. (2022). Institutional trust аnd perceived sense оf security–a comparative analysis. Security Horizons, 3(7), 97-106. https://doi.org/10.20544/icp.3.7.22.p08 
Mooney, C. (2018). Fake news and the manipulation of public opinion. Reference Point Press, Incorporated. https://www.google.com/books/edition/Fake_News_and_the_Manipulation_of_Public/UMvIuwEACAAJ?hl=en
Nguyen, C. T. (2020). Echo chambers and epistemic bubbles. Episteme, 17(2), 141–161. https://doi.org/10.1017/epi.2018.32 
Pariser, E. (2012). The filter bubble: how the new personalized web is changing what we read and how we think. Penguin Books. https://www.google.com/books/edition/The_Filter_Bubble/me1VAQAACAAJ?hl=en
Persily, N., & Tucker, J. A. (2020). Social media and democracy: The state of the field, prospects for reform. Cambridge University Press. https://www.google.com/books/edition/Social_Media_and_Democracy/kTaRzQEACAAJ?hl=en
Pirannejad, A., & Ebbadi, N. (2012). Political capital and the internet: Examining the amount of political capital and the effect of internet usage on it. Iranian Journal of Management Sciences, 7(28), 1-26. [In Persian]. https://journal.iams.ir/article_136.html?lang=fa
Poorakbaran, E. (2015). Assessment of using of emerging communication tools (cell phone, internet and satellite) among young adults and its association with anxiety, depression and stress. Fundamentals of Mental Health, 17(5), 254-259. [In Persian]. https://doi.org/10.22038/jfmh.2015.4806
Pourmavadat, K., & Kajbaf, M. B. (2016). Investigation of social anxiety in users of the internet and social networks. Social Psychology Research, 6(23), 93-105. [In Persian]. https://www.socialpsychology.ir/article_62990.html?lang=en
Rahbarqazi, M., & Noei Baghban, S. M. (2022). Electoral participation in Iran: Direct and indirect effects of social media through values of liberation and secularism. Research Letter of Political Science, 17(3), 87-116. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/ipsa.2022.467
Rahbarqazi, M., & Noei Baghban, S. M. (2019). Social media, political discussion, and political protest: A case study of the 2018 political protests in Iran. Kome, 7(2), 89-103. https://doi.org/10.17646/kome.75672.33 
Rahbarqazi, M., & Mahmoudoghli, R. (2021). Modeling social media effects on political distrust in Lebanon. Communication & Society, 34(3), 89-102. https://doi.org/10.15581/003.34.3.89-102 
Rahbarqazi, M., & Nourbakhsh, S. (2023). The effect of social media on Iranian citizens’ electoral participation and political action. Communication & Society, 36(2), 89-95. https://doi.org/10.15581/003.36.2.83-95 
Rhodes, S. C. (2022). Filter bubbles, echo chambers, and fake news: How social media conditions individuals to be less critical of political misinformation. Political Communication, 39(1), 1-22. https://doi.org/10.1080/10584609.2021.1910887 
Sardarnia, K., Badri, K., & Aminizadeh, S. (2021). Relationship between social networks and institutional trust; Case study: Shiraz University Students. Political Strategic Studies, 10(36), 101-127. [In Persian]. https://doi.org/10.22054/qpss.2020.49810.2449
Shcherbakova, O., & Nikiforchuk, S. (2022). Social media and filter bubbles. Scientific Journal of Polonia University, 54(5), 81-88. https://doi.org/10.23856/5411 
Shekrafshan, N., Askarizadeh, Gh., & Bagheri, M. (2017). The relationship between social anxiety, spiritual health, and life satisfaction with Internet addiction. Social Psychology Research, 7(25), 77-94. [In Persian]. https://www.socialpsychology.ir/article_63000.html?lang=fa
Spadaro, G., Gangl, K., Van Prooijen, J. W., Van Lange, P. A., & Mosso, C. O. (2020). Enhancing feelings of security: How institutional trust promotes interpersonal trust. PloS One, 15(9), e0237934. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0237934 
Spohr, D. (2017). Fake news and ideological polarization: Filter bubbles and selective exposure on social media. Business Information Review, 34(3), 150-160. https://doi.org/10.1177/0266382117722446 
Tucker, J., Guess, A., Barbera, P., Vaccari, C., Siegel, A., Sanovich, S., Stukal, D., & Nyhan, B. (2018). Social media, political polarization, and political disinformation: A review of the scientific literature. SSRN Electronic Journal, 1-95. https://doi.org/10.2139/ssrn.3144139
Turkle, S. (2011). Alone together: Why we expect more from technology and less from each other. Basic Books. https://www.mediastudies.asia/wp-content/uploads/2017/02/Sherry_Turkle_Alone_Together.pdf
Uslaner, E. (2018). The oxford handbook of social and political trust. Oxford University Press. https://www.google.com/books/edition/The_Oxford_Handbook_of_Social_and_Politi/mg5EDwAAQBAJ?hl=en&gbpv=0
Van Der Does, R., Kantorowicz, J., Kuipers, S., & Liem, M. (2021). Does terrorism dominate citizens’ hearts or minds? The relationship between fear of terrorism and trust in government. Terrorism and Political Violence, 33(6), 1276-1294. https://doi.org/10.1080/09546553.2019.1608951
Vannucci, A., Flannery, K. M., & Ohannessian, C. M. (2017). Social media use and anxiety in emerging adults. Journal of Affective Disorders, 207, 163-166. https://doi.org/10.1016/j.jad.2016.08.040 
Von Hippel, C., Sekaquaptewa, D., & McFarlane, M. (2015). Stereotype threat among women in finance: Negative effects on identity, workplace well-being, and recruiting. Psychology of Women Quarterly, 39(3), 405-414. https://doi.org/10.1177/0361684315574501 
Vosoughi, S., Roy, D., & Aral, S. (2018). The spread of true and false news online. Science, 359(6380), 1146–1151. https://doi.org/10.1126/science.aap9559 
Weinberg, J. (2023). Governing in an age of distrust: A comparative study of politicians’ trust perceptions and why they matter. Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/oso/9780198900740.001.0001 
Wolfowicz, M., Weisburd, D., & Hasisi, B. (2023). Examining the interactive effects of the filter bubble and the echo chamber on radicalization. Journal of Experimental Criminology, 19(1), 119-141.  https://doi.org/10.1007/s11292-021-09471-0 
Woolley, S. C., & Howard, P. N. (2021). Media manipulation. (A. Rezaei Samarin & R. Safar Ahang, Trans.). Hamshahri Publications. [In Persian].
Yari, H., & Hezarjaribi, J. (2013). A study of the relationship between feeling of security and social trust among citizens of Kermanshah city. Strategic Research on Social Problems1(4), 39-58. [In Persian]. https://ssoss.ui.ac.ir/article_17077.html?lang=en
Volume 14, Issue 4 - Serial Number 51
Strategic Research on Social Problems, Vol. 14, Issue 4 No. 51, 2025
September 2025
Pages 51-70
  • Receive Date: 21 April 2025
  • Revise Date: 20 July 2025
  • Accept Date: 29 July 2025
  • Publish Date: 23 September 2025