Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D. candidate of Curriculum Planning, Faculty of Educational Sciences and Psychology, University of Birjand, Birjand, Iran
2 Ph.D. candidate in Educational Management, Department of Educational Management, University of Tehran, Tehran, Iran
3 Master of Educational Management, Faculty of Educational Sciences and Psychology, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
سرمایههای انسانی از اصلیترین عوامل رشد و توسعۀ کشورها هستند و کمبود این سرمایهها در کشورهای درحال توسعه، فرایند رشد و توسعه را به تأخیر میاندازد. نیروی انسانی تحصیلکرده بهعنوان مهمترین عامل رشد اقتصادی و توسعۀ کشورها مطرح میشود. تا جایی که بانک جهانی 64درصد از رشد اقتصادی کشورها را مربوط به سرمایههای انسانی میداند (World Bank Report, 2021). این در حالی است که امروزه در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، تعداد و شدت عوامل دافعه، نیروهای انسانی تحصیلکرده دانشگاهی را به اندیشة مهاجرت به خارج از کشور انداخته است. با مهاجرت افراد تحصیلکردۀ دانشگاهی به خارج از کشور، نهتنها کشورهای مبدأ با تنگنای نیروی انسانی متخصص، ماهر و کارآمد روبهرو میشوند، بلکه وابستگی آنها به کشورهای صنعتی نیز هر روز افزونتر میشود و این امر برای کشورهای مقصد سود و برای کشورهای مبدأ زیانهای هنگفتی را به همراه دارد. جذب هر فرد تحصیلکرده در مقطع کارشناسی ارشد یا دکتری از کشورهای درحالتوسعه، حدود یک میلیون دلار برای کشورهای صنعتی سود دارد؛ بر این اساس ملاحظه میشود که کشورهای جهان سوم با داشتن 80درصد جمعیت جهان، تنها 20درصد درآمد و 1درصد ظرفیت علمی جهان را دارند. ایران، بهعنوان کشوری درحالتوسعه با جمعیتی جوان که بخش درخورتوجهی از آن را دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند، با چالشهایی در زمینۀ رسیدگی به امور حرفهای متخصصان مواجه است. یکی از این چالشها، مهاجرت بخشی از این نیروهای متخصص به خارج از کشور بهمنظور بهبود شرایط تحصیلی و شغلی است که در سالهای اخیر به افزایش خروج تحصیلکردگان علمی منجر شده است (ملکپور افشار و همکاران، 1401: 81)
طبق آخرین آمارها، در سطح جهانی، رتبۀ مهاجرفرستی ایران براساس جمعیت ایرانیان ساکن خارج از کشور در سال ٢٠٢٠ میلادی 54 و رتبۀ دانشجوفرستی ایران از رتبۀ 22 در سال 2010 به رتبۀ 17 در سال 2020 تغییر یافته است. تعداد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نیز بهمرور و همراستا با افزایش کل جمعیت دانشجویان کشور و نیز افزایش جمعیت دانشجویان بینالمللی در جهان، روند صعودی داشته و از 19 هزار دانشجو در سال 2003 میلادی به 66 هزار دانشجو در سال 2020 میلادی رسیده است. براساس دادههای ملی، کشورهای کانادا، آلمان، آمریکا، ترکیه و ایتالیا به ترتیب پنج مقصد اصلی دانشجویان ایرانی در دنیا هستند. تعداد دانشجویان ایرانی در ایالات متحدۀ آمریکا طی یک دهۀ گذشته با افزایشی تقریباً 65درصدی همراه بوده و از 5 هزار و 626 دانشجو در سال 2011-2010 به 9 هزار و 295 دانشجو در سال 2022-2021 افزایش یافته است (درگاه آمار مهاجرتی ایران، 1401). باتوجهبه اهمیت موضوع مهاجرت نخبگان و پیامدهای منفی ناشی از آن برای توسعۀ کشور، سیاستگذاران و برنامهریزان ملی در سالهای اخیر تلاش کردهاند با تدوین و اجرای راهکارهایی مؤثر، روند مهاجرت نیروی انسانی متخصص را کنترل و کاهش دهند؛ در این راستا، میتوان به مصوبۀ جلسه ۵۱۹ شورای عالی انقلاب فرهنگی (تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۸۲) اشاره کرد که شامل سه محور اصلی است: سیاستهای کاهش مهاجرت نخبگان و متخصصان، سیاستهای بازگشت آنان به کشور و سیاستهای بهرهگیری از ظرفیتهای علمی و تخصصی نخبگان ایرانی خارج از کشور. به دنبال تداوم روند مهاجرت نخبگان، مجموعهای از سیاستگذاریها در سطوح مختلف به اجرا درآمده است. در بُعد اقتصادی، تأکید بر سیاستگذاری دادهمحور در حوزۀ مهاجرت نخبگان، توسعۀ اقتصاد دانشبنیان با هدف ایجاد فرصتهای شغلی برای نیروهای متخصص در داخل کشور و فراهمسازی بستر بازگشت فارغالتحصیلان و متخصصان ایرانی خارج از کشور ازجمله اقدامات اساسی محسوب میشود. در این زمینه، طرح همکاری با متخصصان و دانشمندان ایرانی غیرمقیم نیز بهعنوان یکی از برنامههای کلیدی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دنبال شده است؛ افزون بر آن، ارائۀ تسهیلات ویژه به برگزیدگان نهایی المپیادها و تلاش برای ایفای نقش مؤثرتر ایران در بازار بینالمللی تحرک دانشجویان، از دیگر محورهای سیاستگذاری کشور در این حوزه به شمار میرود. همچنین، جمهوری اسلامی ایران در راستای مقابله با مهاجرت نخبگان علمی ازطریق مشوقها و حمایتهای بازگشت در پی جذب دوبارۀ نیروهای متخصص ایرانی بوده است. براساس گزارش معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نرخ بازگشت متخصصان ایرانی از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ روندی صعودی داشته و از حدود ۱۰۰ نفر در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۱۵۰۰ نفر در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است. در ادامۀ این روند، در سال ۱۳۹۹ نیز معاونت علمی و فناوری اعلام کرد که ایرانیان نخبۀ غیرمقیم از هشت خدمت حمایتی برخوردار خواهند شد؛ این خدمات شامل بستههای تشویقی و تسهیلاتی است که با هدف افزایش انگیزه و فراهمسازی زمینۀ بهرهمندی از دانش و تجربیات نخبگان خارج از کشور طراحی شده است (ملکشاهی و همکاران، ۱۴۰۰).
مهاجرت بهخودیخود پدیدهای نوین به شمار نمی رود (Scholten et al., 2022) و از ابتدای تاریخ بشر همواره بخشی از زندگی انسانها بوده است (شریفی و زارع شاهآبادی، 1397؛ Duru, 2021). این پدیده که در ابتدا با هدف بقا و دوری از خطرات شکل گرفت، بهتدریج در جهت بهبود کیفیت زندگی و رفاه اقتصادی تکامل یافته است. امروزه مهاجرت یکی از مسائل اجتماعی مهم در جهان محسوب میشود که هم متأثر از فرایند جهانیشدن قرار دارد و هم به آن دامن میزند (Dundar & Kenyon, 2020)؛ افزون بر این، مهاجرت بهطور تنگاتنگی با فرایندهای پیچیده اجتماعی در ارتباط است (Tagliacozzo et al., 2024) و متأثر از تغییرات مستمر در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار میگیرد (نوبهار و قربانی، 1400). این تغییرات در جوامع توسعهیافته و درحالتوسعه مشهود است و امروزه کمتر جامعهای را میتوان یافت که تحرک جمعیتی در آن رخ ندهد؛ درنتیجه، باتوجهبه شدت جابهجاییهای جمعیتی در مناطق مختلف و پیامدهای آن، مهاجرت به یکی از مسائل چندبعدی و پیچیده در جوامع بشری تبدیل شده است؛ بااینحال، پیچیدگی این پدیده به معنای فقدان نظم و الگو نیست، بلکه نشاندهندۀ آن است که مهاجرت از اجزای متعددی تشکیل شده که بهصورت پیوسته و در تعامل با یکدیگر قرار دارند و درمجموع، پدیدهای چندلایه و پویای اجتماعی را شکل میدهند (De Haas, 2021؛ Carling & Collin, 2018). پیچیدگی مهاجرت به معنای هرجومرج یا فقدان الگو نیست؛ بلکه نشاندهندۀ این واقعیت است که این پدیده از اجزای متعدد و درهمتنیدهای تشکیل شده است که در تعامل مداوم با یکدیگر، چشماندازی پویا و تاریخی از حرکت انسانها در فضاهای جغرافیایی و اجتماعی ایجاد میکنند. در بین این جابهجاییها، مهاجرت دانشجویان جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا نهتنها بر خانوادهها و جوامع محلی تأثیر میگذارد، بلکه بر ظرفیتهای توسعۀ ملی، انتقال دانش و رقابتپذیری کشورها در عرصۀ جهانی تأثیر مستقیم دارد. هرچند در سالهای گذشته موضوع مهاجرت توجه محققان را به خود جلب کرده است، باتوجهبه تحولات پرشتاب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سطح ملی و جهانی، و همچنین تغییر در الگوهای تمایل به مهاجرت در میان نسل جدید دانشجویان، رصد، تحلیل و شناخت عمیقتر از عوامل مؤثر بر این پدیده و پایش مستمر آن همچنان ضرورتی اجتنابناپذیر محسوب میشود. باتوجهبه اهمیت موضوع، مطالعۀ حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور موثرند. پاسخ به این پرسش نهتنها به درک غنیتری از پدیدۀ مهاجرت دانشجویی کمک میکند، بلکه میتواند زمینهساز سیاستگذاریهای آگاهانهای باشد که از اتلاف سرمایههای انسانی جلوگیری کند و امکان بازگشت یا حتی جلوگیری از خروج نخبگان را فراهم آورد.
پیشینۀ پژوهش
در زمینۀ مهاجرت و عوامل مؤثر آن مطالعات مختلفی انجام شده است که در ادامه به برخی از جدیدترین آنها اشاره میشود. اسمعیلی و محمودیان (1403) عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان علمی را در کشور ایران بررسی و شناسایی کردند. نتایج نشان داد که پنج زیرشاخص جهانیشدن، گسترش اینترنت و وسایل ارتباط جمعی، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی کشور، ویژگیهای فردی و خانوادگی مهاجرین و جذابیتهای زندگی مدرن از مهمترین عوامل مهاجرت نخبگان علمی محسوب میشود. چم آسمانی و همکاران (1403) علل مهاجرت نخبگان دانشگاهی را از منظر کارکردهای آموزش عالی در ایران واکاوی کردند. براساس نتایج در کنار عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز یکی از مهمترین عوامل دافعه که به مهاجرت نخبگان دانشگاهی در کشورهای درحالتوسعه از جمله ایران منجر میشود، دستیابی به آموزش عالی باکیفیت از ابعاد گوناگون است. روزبهانی و همکاران (1401) در دانشجویان و دانشآموختگان علوم ورزشی به این نتیجه رسیدند که بین عوامل مختلف فشار، بیشترین تأثیر مربوط به عوامل آموزشی و پژوهشی است و عوامل سیاسی در مرتبۀ دوم قرار دارد. حیدری سورشجانی و فلاحی (1400) در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه کاشان، محیط کالبدی، رفاه و تأمین اجتماعی بهتر، رضایت شغلی، آزادی در ابراز عقیده، اعتبارات و تسهیلات پژوهشی و زیرساختهای ارتباطی کشورهای مقصد را از عوامل مهاجرت دانستند. بزرگزاد و همکاران (1398) به مطالعۀ نگرش نخبگان به عوامل اجتماعی، اقتصادی و علمی _ پژوهشی در مبدأ و مقصد و تأثیر آن بر گرایش آنها به مهاجرت خارج از کشور پرداختند. یافتهها گویای آن بود که عوامل اجتماعی در مبدأ و عوامل علمی، اجتماعی و مداخلهگر در مقصد بر گرایش نخبگان به مهاجرت خارج از کشور مؤثر بوده است. ودادهیر و اشراقی (1398) در مطالعهای کیفی گرایش به مهاجرت به خارج را در جامعۀ پزشکی ایران بررسی کردند. یافتهها نشان داد که گرایش به مهاجرت در دو طبقۀ اصلی دافعههای مبدأ و جاذبههای مقصد قرار گرفت. دافعههای مبدأ با پنج زیرمقولۀ عوامل اقتصادی _ شغلی، عوامل فرهنگی _ اجتماعی، عوامل سیاسی _ مذهبی، عوامل آموزشی و تحصیلی و عوامل شخصی بوده است؛ افزون بر این، جاذبههای مقصد با پنج زیرمقولۀ قانونمندی و روابط، احساس امنیت، امکانات رفاهی و مادی، فرصتهای آموزشی و فرصتهای شغلی شناسایی شد. در خارج از ایران، کاراتاس[1] (2023) در بررسی پدیدۀ مهاجرت در ترکیه به این نتیجه رسید که افراد عمدتاً به دنبال بهبود استانداردهای زندگی خود در ابعاد اقتصادی، آموزشی، سلامت و امنیت هستند. نغیا[2] (2019) نشان داد که در میان عوامل جذب، توسعۀ شغلی در سطح بینالمللی، ارتقای مهارتهای زبانی، و کسب تجربۀ بینالمللی بیشترین تأثیر را بر تصمیم دانشجویان ویتنامی برای ادامۀ تحصیل در خارج از کشور داشته است. کاتانئو[3] و همکاران (2019) در پژوهش خود بیان کردند که جستوجوی فرصتهای شغلی و علمی بهتر و همچنین مسئلۀ بیکاری، از عوامل اصلی مهاجرت فارغالتحصیلان ایتالیایی محسوب میشود. پلوپانو[4] و همکاران (2018) نیز در میان دانشجویان رومانیایی به این نتیجه رسیدند که انگیزههای مرتبط با دستیابی به یک محیط کاری مبتنی بر شایستهسالاری و برخورداری از آزادی فردی، از عوامل کلیدی در تصمیم آنها برای مهاجرت پس از فارغالتحصیلی است. کاولیاک و سویریدنکو[5] (2017) چالش فرار مغزها را در حوزۀ آموزش عالی اوکراین از دو منظر بررسی کردهاند: 1) در چارچوب روند جهانیسازی و 2) در چشمانداز تناقضات اجتماعی _ فرهنگی پسااستعماری. میهی رامیرز و کامپیکیت[6] (2014) نیز مهاجرت را از دیدگاه دانشجویان اروپایی بررسی کردهاند. تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش نشان داد که بینالمللی شدن از مهمترین ویژگیهای جهان کنونی و از عوامل تأثیرگذار بر مهاجرت دانشجویان است.
مرور مطالعات گذشته نشان میدهد که نخست، پژوهشهای متعددی به شناسایی عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان، دانشجویان و گروههای دانشگاهی پرداختهاند، اما بیشتر این مطالعات به بررسی یک بُعد خاص از پدیدۀ مهاجرت (عوامل اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی) بسنده کردهاند و از تحلیل جامع و میانرشتهای میان عوامل مختلف غافل ماندهاند. دوم آنکه در بیشتر تحقیقات پیشین از روشهای کمّی یا پیمایشی استفاده شده و کمتر تلاش شده است تا از رهگذر ترکیب و تلفیق یافتههای پژوهشهای متعدد به درکی عمیقتر و فراگیرتر از سازوکارهای مؤثر بر مهاجرت دانشجویان دست یابند. در این میان، پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکرد فراترکیب کیفی و مرور نظاممند مطالعات انجامشده در بازۀ زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳، تلاش دارد تصویری جامع و تلفیقی از عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان ایرانی ارائه دهد. این پژوهش با یکپارچهسازی یافتههای پراکنده در تلاش است عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان را با نگاه کلنگر، ترکیبی و نظاممند در قالب چارچوب تحلیلی منسجم بازنمایی کند.
مرور نظری
تعریف مفاهیم
مهاجرت بهعنوان پدیدهای قدیمی با تاریخ بشر همراه بوده و از دوران پیش از تاریخ، انسانها سرزمین خود را برای دستیابی به شرایط بهتر زندگی ترک میکردند. در واژهنامۀ حقوق مهاجرت بینالملل (2011)، مهاجرت در دو جنبه تعریف شده است: نخست، فرایند ترک یک منطقه با هدف اقامت دائم در منطقهای دیگر و دوم، اقدام فردی برای نقل مکان به کشور دیگری با هدف زندگی و اقامت. در این زمینه، اورتلی مهاجرت را به تغییر دائمی یا نیمهدائمی محل سکونت بدون محدودیت در مسافت و با ویژگیهای اختیاری یا اجباری تعریف کرده است (Karaduman & Çoban, 2019). همچنین، برانا[7] (2006) مهاجرت را عبور از مرزهای سیاسی کشورها و تغییر محل اقامت بهمدت بیش از یک سال میداند (Branna, 2006 جوادزاده، 1394: 96). این تعاریف بهطورکلی نشاندهندۀ پیچیدگیهای مختلف مهاجرت و تأثیر آن بر زندگی افراد و جوامع است. مهاجرت پدیدهای پیچیده و دارای ماهیت چندوجهی است؛ اما در تعریفی جامع از این مفهوم مهاجرت را میتوان پاسخی به توزیع نابرابر فرصتها در مکان و زمان مقتضی و جابهجایی با هدف بهبود وضعیت پیشین قلمداد کرد. این پدیده به نوبۀ خود منافع و مشکلاتی را نیز برای مهاجر ایجاد میکند و پیامدهایی ازنظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جمعیتی برای مبدأ و مقصد درپی دارد (اکبری خنجی، 1382: 95). در تبیین مهاجرت، به دلیل ماهیت چندوجهی و چندرشتهای بودن موضوع (صادقی و ولدوند، 1394)، در گذر زمان دربارۀ مهاجرت نظرات و دیدگاههای مختلف ارائه شده است که در ادامه به عمدهترین آنها اشاره میشود.
مبانی نظری
نظریۀ نئوکلاسیک که بهعنوان یکی از نظریات خوشبینانه در حوزۀ مهاجرت شناخته میشود، شناختهشدهترین پارادایم کارکردگرایی در این زمینه است (میرترابی و خاورینژاد، 1393). این نظریه که توسط تودارو[8] (1967) و هریس و تودارو[9] (1970) در سطوح خرد و کلان ارائه شد، مهاجرت را تابع تفاوتهای جغرافیایی در عرضه و تقاضای نیروی کار میداند. تفاوتهای دستمزد، کارگران را به مهاجرت از مناطق کمدستمزد با نیروی کار مازاد به مناطق با دستمزد بیشتر و نیروی کار کمتر ترغیب میکند ( Castles et al., 2014). گیدنز و ساتن (1395) چهار الگوی مهاجرت و تحرک جمعیت پس از سال 1945 را معرفی کردهاند: مدل «کلاسیک» در کشورهای آمریکا، کانادا و استرالیا، مدل «استعماری» در کشورهای فرانسه و انگلستان، مدل «کارگران مهمان» در کشورهایی مانند آلمان، سوئیس و بلژیک و مدل «مهاجرت غیرقانونی». این جامعهشناسان به نوعی دیگر از مهاجرت به نام «آوارگی» (جابهجایی اجباری انسانها به دلیل حوادث تلخ یا خشونت) نیز اشاره کردهاند (گیدنز و ساتن، 1395: 240-228). نظریۀ نظام جهانی والرشتاین[10] (1974) بیان میکند که نظام سرمایهداری برای انباشت سرمایه به منابع کشورهای پیرامونی نیاز دارد که این فرایند موجب جذب منابع این کشورها به کشورهای مرکزی میشود. مهاجرت نیز بخشی از این فرایند انباشت سرمایه است. عدمتعادل در انباشت سرمایه، درجۀ توسعه، تراکم فناوری و سرمایۀ انسانی در کشور میزبان را به همراه دارد (مقدس و شرفی، 1388). براساس نظریۀ سیستم جهانی والرشتاین (1974)، مهاجرت نتیجۀ طبیعی اختلالات و نابسامانیهایی است که در فرایند توسعۀ سرمایهداری اجتنابناپذیر است (Massey et al., 1993). نظریۀ شبکۀ مهاجرت، مهاجرت را بهعنوان فرایند انتشار میداند که در آن شبکههای مهاجرت باعث کاهش هزینههای جابهجایی و افزایش احتمال مهاجرت میشوند. لبلانگ و پیترز[11] (2022) شبکههای مهاجرت را بهعنوان پایه و اساس جهانیشدن و جزء ضروری نظم اقتصادی بینالمللی لیبرال میدانند و بر اهمیت آن در حمایت از جهانیشدن در کشورهای درحالتوسعه تأکید دارند. مدلهای فشار _ کشش، عوامل اقتصادی، محیطی و جمعیتی را شناسایی میکنند که افراد را از مکانهای مبدأ بیرون کرده و به مکانهای مقصد جذب میکنند. عوامل فشار معمولاً شامل رشد و تراکم جمعیت، کمبود فرصتهای اقتصادی و سرکوب سیاسی است؛ درحالیکه عوامل کشش عمدتاً شامل تقاضا برای نیروی کار، دسترسی به زمین، فرصتهای اقتصادی و آزادیهای سیاسی میشود (Castles et al., 2014: 28). به گفتۀ سیمپسون[12] (2022)، خانوادهها زمانی تصمیم به مهاجرت میگیرند که ارزش خالص فعلی مهاجرت مثبت باشد؛ به عبارت دیگر، مزایای خالص مهاجرت بیشتر از هزینههای آن باشد. سیمپسون عوامل فشار و کشش را به دو بخش اقتصادی و غیراقتصادی تقسیم میکند. عوامل فشار اقتصادی شامل فقر، دستمزد کم، مالیاتهای زیاد، بیکاری زیاد و ازدیاد جمعیت است؛ درحالیکه عوامل غیراقتصادی شامل تبعیض، خدمات بهداشتی ضعیف، جنگ، فساد، جرم، خدمت نظامی اجباری، تغییرات محیطی و قحطی است. وی عوامل کشش اقتصادی را شامل تقاضا برای نیروی کار، دستمزد زیاد، مزایای رفاهی، سیستمهای بهداشتی و آموزشی، رشد اقتصادی و هزینۀ کم زندگی میداند؛ درحالیکه عوامل کشش غیراقتصادی شامل خانواده و دوستان، شبکهها، آزادیها، حقوق مالکیت، قانون و نظم، امکانات رفاهی، و فرهنگ و زبان است (Simpson, 2022). منتقدان نظریۀ فشار _ کشش آن را سادهانگارانه میدانند و بر این باورند که مهاجرت جهانی نتیجۀ تعامل پیچیدهای از فرایندهای خرد و کلان است. عوامل کلان شامل مسائل سیاسی منطقهای، تغییرات اقتصادی و قوانین مهاجرت است؛ درحالیکه عوامل خرد شامل منابع، اطلاعات و شناخت فرد مهاجر است (گیدنز و ساتن، 1395: 238)؛ در همین راستا، دهاس (2021) معتقد است که مدل فشار _ کشش مهاجرت را تنها از نگاه پوزیتیوستی و کارکردگرایانه بررسی میکند و از در نظر گرفتن نقش ساختارهای اجتماعی ناتوان است. او الگویی پیشنهاد میکند که در آن تعامل عاملیت (آرزوها و تواناییها) با ساختارهای کلان در شکلگیری مهاجرت دخیل است. مدلهای جاذبه و دافعه که در اواخر قرن نوزدهم و بیستم مطرح شدند، به عواملی توجه میکند که باعث دافعۀ انسانها از منطقۀ مبدأ و جذب آنها به منطقۀ مقصد میشود. مدل والرشتاین، مدل اورت اس. لی[13]، نظریات زیمپ[14] و استافر[15]، و نظریۀ لاوری و راجز ازجملۀ این مدلها هستند (حاجی، 1385). پیور[16] (1979) در نظریۀ بازار کار دوگانه بیان میکند که مهاجرت بهوسیلۀ عوامل فشار در کشورهای مبدأ (دستمزد کم یا بیکاری زیاد) ایجاد نمیشود، بلکه توسط عوامل کششی در کشورهای مقصد (نیاز اجتنابناپذیر به کارگران خارجی) ایجاد میشود .(Piore, 1979) نظریۀ سیستم مهاجرت بر پیوند متقابل بین مهاجرت و توسعه تأکید دارد. این نظریه برای توسعۀ چارچوبی نظری پیشنهاد شده است که مهاجرت را در منظر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی گستردهتری بررسی میکند. علاوهبر توسعۀ اقتصادی، مهاجرت میتواند از توسعۀ اجتماعی نیز حمایت کند؛ برای مثال، وجوه ارسالشده به اعضای خانواده میتواند وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشورهای فرستندۀ نیروی کار را بهبود بخشد (De Haas, 2010). مدل سرمایهگذاری انسانی و هزینه و فایده که ابتدا توسط شاستاد[17] (1961) ارائه و سپس توسط داونز[18] (1976) گسترش یافت، بیان میکند که مهاجرت یک تصمیم سرمایهگذاری است که فرد مهاجر هزینهها و فواید مادی و غیرمادی آن را بررسی میکند و زمانی که فواید آن بیشتر از هزینهها باشد، اقدام به مهاجرت میکند. براساس این نظریه، میتوان انتظار داشت که افراد مسن در مقایسه با جوانان تمایل کمتری به مهاجرت داشته باشند (Shasstad, 1961 Davanzo, 1976; به نقل از عسگری و کمالی، 1389). بهطورکلی، از جمعبندی این نظریهها میتوان نتیجه گرفت زمانی که مطلوبیت منطقۀ مقصد برای فرد بیشتر از منطقۀ مبدأ باشد، مهاجرت اتفاق میافتد و هریک از این نظریات بهنحوی به این مطلوبیت پرداختهاند.
با مرور نظریههای مهاجرت میتوان دریافت که هریک از آنها از زاویهای خاص به تبیین علل و سازوکارهای مهاجرت پرداختهاند. نظریههای اقتصادی نظیر نظریۀ نئوکلاسیک، نظریۀ بازار کار دوگانه و مدل هزینه _ فایده، مهاجرت را عمدتاً نتیجۀ تفاوت در فرصتهای اقتصادی و سطح دستمزد میان کشورها دانستهاند. این نظریهها در تبیین انگیزههای مالی و معیشتی مهاجران مؤثرند؛ اما از درک جنبههای اجتماعی و فرهنگی مهاجرت غفلت کردهاند. درمقابل، نظریههای جامعهشناختی مانند نظریۀ نظام جهانی والرشتاین (1974)، نظریۀ سیستم مهاجرت ماسی[19] (1993) و دیدگاههای ساختاریتر، مهاجرت را در پیوند با فرایندهای کلان توسعه، جهانیشدن و روابط نابرابر قدرت بین کشورها تحلیل کردهاند. این دیدگاهها اگرچه زمینهساز درک عمیقتری از روابط ساختاری هستند، گاه نقش عامل انسانی، تصمیمگیری فردی و انگیزههای شخصی را نادیده میگیرند. همچنین، نظریههایی همچون مدل فشار _ کشش و نظریۀ شبکۀ مهاجرت بر تعامل میان عوامل خرد و کلان تأکید دارند و نشان میدهند که تصمیم به مهاجرت در اثر ترکیب نیروهای ساختاری (مانند اقتصاد و سیاست) و شرایط فردی (مانند منابع، ارتباطات و ادراک فرصتها) شکل میگیرد. درمجموع، میتوان گفت که هیچ نظریهای بهتنهایی قادر به تبیین کامل پدیدۀ چندبعدی مهاجرت نیست و فهم جامع آن مستلزم نگاهی تلفیقی است که عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و فردی را همزمان در نظر گیرد.
روش
پژوهش حاضر ازنظر نحوۀ گردآوری اطلاعات، توصیفی و ازنظر روششناسی در زمرۀ پژوهشهای کیفی از نوع فراترکیب است. روش فراترکیب نوعی روش تحقیق است که برای تفسیر یا ایجاد نظریه با استفاده از یکپارچگی و مقایسۀ یافتههای مختلف به کار میرود. بهطورکلی، این روش دارای دو رویکرد اصلی است. رویکرد نخست که «یکپارچهکننده» نام دارد، بر گردآوری و ادغام مطالعات پیشین تأکید میکند. این رویکرد به شناسایی نقاط مشترک یافتههای قبلی میپردازد و آنها را بر پایة متغیرهایی با قابلیت اعتماد بالا یکپارچه میسازد؛ افزون بر این، این روش موجب دستیابی به نتایجی در زمینة روابط علّی میان پدیدهها میشود و قابلیت تعمیمپذیری یافتهها را افزایش میدهد. رویکرد دوم که «ترکیب تفسیری» نام دارد، بر تأویل و تحلیل مطالعات گذشته تمرکز دارد. در این رویکرد، مقایسه و تفسیر یافتهها از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا با بهرهگیری از نوعی استدلال استقرایی، پیشبینی میکند که در شرایط مشابه چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. همچنین، این روش نحوۀ ارتباط و تعامل مقولات مختلف را با یکدیگر بررسی میکند (Walsh & Downe, 2005). بهمنظور تحقق این هدف از روش هفتمرحلهای ساندلوسکی و باروسو[20] (2007) استفاده شد. این روش شامل هفت مرحلۀ تنظیم سؤال، مرور سازماندهی شده و منظم ادبیات، جستوجو و انتخاب اسناد مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیهوتحلیل و ترکیبیافتهها، کنترل کیفیت و ارائۀ یافتههاست که در ادامه به شرح نحوۀ اجرای آن پرداخته شده است.
مرحلۀ اول: سؤالات پژوهش
اولین مرحلۀ فراترکیب طراحی سؤال دربارۀ موضوع اصلی پژوهش است که از شاخصهایی نظیر چه چیزی، چه جامعهای، چه محدودۀ زمانی و چه روشی استفاده شده است. پرسشهای پژوهش در این مرحله در جدول 1 آمده است.
جدول 1- پرسشهای مرحلۀ اول پژوهش
Table 1- Questions of the first stage of research
|
سؤالات |
پاسخها |
|
چه چیزی؟ |
عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور |
|
چه کسی؟ جامعۀ موردمطالعه |
مقالات بهدستآمده از پایگاهداده و موتور جستوجوگر شامل نورمگز، مگیران، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، بانک اطلاعات نشریات کشور |
|
چه زمانی؟ |
بازۀ زمانی مطالعات داخلی (1403-1392) |
|
چگونه؟ |
تجزیهوتحلیل دادهها با بررسی پژوهشها و کدهای استخراجشده، تعیین مفاهیم، دستهبندی مفاهیم و مقولۀ جدید |
مرحلۀ دوم) مرور سازماندهیشده و منظم ادبیات: جامعۀ پژوهش حاضر کلیۀ مدارک علمی _ پژوهشی منتشرشده در پایگاههای اطلاعات ذکرشده با کلیدواژگان مهاجرت، دانشجویان، خارج از کشور، فرار مغزها جستوجو شد.
مرحلۀ سوم) جستوجو و انتخاب اسناد مناسب: در این مرحله، پژوهشگر در هر بازبینی تعدادی از مقالات را به دلیل نامرتبط بودن کنار میگذارد. فرایند بازبینی براساس پارامترهای مختلفی مانند عنوان، چکیده، محتوا و جزئیات مقالات انجام میشود. ابتدا، عنوان مقالات بررسی میشود و آنهایی که با پرسشها و اهداف پژوهش همخوانی ندارد، حذف میشود. سپس، چکیدۀ مقالات ارزیابی میشود و مقالات نامرتبط از فرایند بررسی خارج میشود. پس از آن مقالههای باقیمانده براساس محتوا و کل متن بررسی و پژوهشهای نامرتبط با هدف کنار گذاشته میشود. جدول 2 معیارهای پذیرش مقالات را گزارش میدهد.
جدول 2- معیارهای پذیرش یا رد مقالات
Table 2- Criteria for accepting or rejecting articles
|
پذیرش |
عدمپذیرش |
|
پژوهشهای منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی |
غیر از فارسی و انگلیسی |
|
پژوهشهای منتشرشده بین سالهای 1392-1403 |
قبل از 1392 |
|
روشهای کمّی و کیفی گردآوری دادهها |
- |
|
مقالههای منتشرشده در نشریات معتبر علمی و پایاننامههای دانشگاهی |
مقالات کنفرانسی و نامعتبر |
درنهایت تعداد مقالات باقیمانده وارد مرحلۀ بعدی فراترکیب میشود. در شکل 1 خلاصهای از فرایند ارائهشده به همراه نتایج بهدستآمده مشاهده میشود.
شکل 1- جستوجو و انتخاب مقالات مناسب
Fig 1- Searching and selecting suitable articles
جدول3- فهرست اسناد انتخابی برای تحلیل
Table 3- List of documents selected for analysis
|
کد مقاله |
پژوهشگران |
سال انتشار |
عنوان پژوهش |
روش پژوهش |
|
1 |
اسمعیلی و محمودیان |
جهانیشدن و مهاجرت نخبگان: شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان ایرانی با رویکرد تحلیل سلسلهمراتبی |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
2 |
چم آسمانی و همکاران |
واکاوی علل مهاجرت نخبگان دانشگاهی از منظر کارکردهای آموزش عالی در ایران: مرور نظاممند (1401-1381) |
کیفی (مرور نظاممند) |
|
|
3 |
سجادی |
علل و تبعات مهاجرت نخبگان |
کیفی (مروری) |
|
|
4 |
صادقی جعفری و شینی میرزاده |
بررسی تمایل به مهاجرت از ایران و عوامل مؤثر بر آن (موردمطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان) |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
5 |
روزبهانی و همکاران |
تدوین مدل عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان و دانشآموختگان علوم ورزشی به خارج از کشور |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
6 |
ملکپور افشار و همکاران |
ریشهها و راهکارهای مسئلۀ مهاجرت نخبگان در ایران |
کیفی (مصاحبه) |
|
|
7 |
حسینی و همکاران |
تأثیر مؤلفههای اقتصادی و اجتماعی بر گرایش نخبگان فرهنگی در مهاجرت به کشورهای توسعهیافته |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
8 |
حیدری سورشجانی و فلاحتی |
شناسایی عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان با تأکید بر محیط کالبدی کشورهای مقصد |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
9 |
بزرگزاد و همکاران |
نگرش نخبگان به عوامل اجتماعی، اقتصادی و علمی_پژوهشی در مبدأ و مقصد و تأثیر آن بر گرایش آنها به مهاجرت خارج از کشور |
کیفی _ کمی |
|
|
10 |
حسینی و همکاران |
عوامل مؤثر بر گرایش نخبگان فرهنگی به مهاجرت به کشورهای توسعهیافته |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
11 |
شعبانی و همکاران |
بررسی عوامل پژوهشی در مهاجرت نخبگان در ایران طی سالهای 1392– 1368 |
کیفی (مروری) |
|
|
12 |
دیبا و همکاران |
تحلیل آیندهپژوهانۀ مهاجرت معکوس نخبگان دانشگاهی |
کیفی (مصاحبه) |
|
|
13 |
فیروزی سوره و همکاران |
تحلیل اجتماعی تمایل به مهاجرت دانشگاهیان: مطالعۀ موردی دانشجویان تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
14 |
قمریان و همکاران |
بررسی پدیدۀ مهاجرت از دیدگاه دانشجویان دولتی (شریف و علم و صنعت) |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
15 |
جعفری و همکاران |
الگوی اکتشافی گرایش دانشجویان ایرانی به تحصیل و اشتغال در خارج از کشور |
کیفی (مصاحبه) |
|
|
16 |
وداهیر و اشراقی |
گرایش به مهاجرت به خارج در جامعۀ پزشکی ایران: مطالعهای کیفی |
کیفی (مصاحبه) |
|
|
17 |
نیکویه و همکاران |
شناسایی و اولویتبندی عوامل چندزمینهای مؤثر بر روند فرار مغزها (تحلیل و پیشنگری موج چهارم این پدیده در ایران: از 1390 تا افق 1404) |
کمّی (دلفی) |
|
|
18 |
کیانی و همکاران |
مدلسازی ساختاری عوامل مؤثر بر گرایش به مهاجرت دانشجویان نخبه از کشور (مطالعۀ موردی: دانشگاه سمنان) |
کمّی (مدلسازی) |
|
|
19 |
سهامی و فتحی |
عوامل اجتماعی_اقتصادی مؤثر بر گرایش به مهاجرت دانشجویان کارشناسیارشد دانشگاه شیراز |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
20 |
صادقینژاد و مظلوم خراسانی |
نگرش نخبگان علمی به آینده شغلی در ایران و تأثیر آن بر تمایل به مهاجرت |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
21 |
فروتن و شیخ |
بررسی گرایش دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به مهاجرت بینالمللی |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
22 |
شهریاریپور و همکاران |
تأثیر جو دانشگاه و نظام ارزشی بر گرایش دانشجویان به مهاجرت از کشور (موردمطالعه: دانشجویان دانشگاه سمنان) |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
23 |
رضوی الهاشم |
طراحی الگوی دوسویۀ مهاجرت نخبگان علمی (ضرورت پیشرفت در جادهای دوطرفه) |
کیفی (مرور نظاممند) |
|
|
24 |
جوادزاده |
علل اجتماعی مهاجرت نخبگان ایرانی به دانشگاههای آمریکا |
کمّی (پیمایشی) |
|
|
25 |
موسویراد و قدسیان |
تحلیل مهاجرت نخبگان و تأثیر سیاستهای بازدارنده با استفاده از پویاییهای سیستم |
کیفی |
|
|
26 |
توکل و عرفانمنش |
فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر مسئلۀ فرار مغزها در ایران |
کیفی (فراترکیب) |
|
|
27 |
اسماعیلزاده و ذاکر صالحی |
بررسی مهاجرت نخبگان علمی در ایران |
کیفی (مرور نظاممند) |
|
|
28 |
حکیمزاده و همکاران |
تأثیر عوامل آموزشی، اجتماعی و فرهنگی بر تمایل به مهاجرت از کشور در دانشجویان دانشگاه تهران |
کمّی (پیمایشی) |
مرحلۀ چهارم) استخراج اطلاعات: در این مرحله با مطالعۀ دقیق پژوهشهای منتخب و مرور چندبارۀ آنها، مقولات استخراج شدند؛ به این منظور با بررسی هر پژوهش، مفاهیم مرتبط با علل مهاجرت دانشجویان به خارج از کشور تشخیص داده شده است و براساس کدگذاری مرتبۀ اول به آن عامل مؤثر یک کد اختصاص داده شد. گزارش مربوط به یافتههای این بخش از پژوهش در جدول 3 آمده است.
مرحلۀ پنجم) تجزیهوتحلیل یافتههای کیفی: هدف از سنتزپژوهی، خلاصهسازی، ترکیب، یکپارچهسازی و ارائۀ تفاسیر جدید دربارۀ موضوع پژوهش است. برای تحلیل یافتهها، اطلاعات استخراجشده از مرحلۀ قبل بررسی و تحلیل موضوعی شده و ازطریق ادغام این یافتهها، امکان شناسایی روابط میان آنها فراهم شد تا در راستای هدف اصلی پژوهش قرار گیرند؛ بنابراین، در گام نخست و براساس هدف پژوهش، نکات کلیدی موجود در دادههای متنی شناسایی و به آنها کدهایی اختصاص داده شد. سپس، کدهای مرتبط با یکدیگر ادغام شد و در قالب زیرمؤلفهها دستهبندی گردید. در مرحلۀ بعد، دادهها تحلیل شد و زیرمؤلفههای شناساییشده براساس نزدیکی مفهومی گروهبندی گردید؛ بهاینترتیب، پس از شناسایی زیرمؤلفهها، مؤلفههای اصلی نیز تعیین شدند.
مرحلۀ ششم) نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهش: برای بررسی کیفیت دادهها از شاخص کاپا استفاده شد. این شاخص زمانی به کار میرود که دو ارزیاب، پاسخها را رتبهبندی کنند و هدف، ارزیابی میزان توافق بین آنها باشد. مقدار شاخص کاپا بین صفر تا یک قرار دارد و هرچه این مقدار به عدد یک نزدیکتر باشد، نشاندهندۀ سطح بیشتری از توافق میان ارزیابان است. در این پژوهش، ضریب کاپای بهدستآمده 0.79 بود که از حد قابلقبول برای توافق (0.6) بیشتر است؛ بنابراین، فرضیۀ استقلال کدهای استخراجشده رد میشود و این کدها از پایایی مناسبی برخوردار هستند.
مرحلۀ هفتم) ارائۀ یافتههای سنتزپژوهی: در این مرحله از روش فراترکیب، یافتههای حاصل از مراحل قبلی ارائه میشود.
باتوجهبه مطالعات گذشته در زمینۀ علل مهاجرت دانشجویان به خارج از کشور که هرکدام علتهای مختلفی را برای مهاجرت در نظر گرفته بودند، در این پژوهش با دیدگاه کلنگر و با استفاده از نتایج پژوهشهای مختلف به روش تحلیل تم مؤلفههای مرتبط با هم بهعنوان زیرمؤلفه تفکیک شدند و در طبقۀ خاص خود قرار گرفتند و الگوی جامعی از علل مهاجرت دانشجویان ایرانی به خارج از کشور به دست آمد. جدول 4 نشاندهندۀ مؤلفههای اصلی، زیرمؤلفهها و پژوهشگرانی است که به آن مؤلفهها اشاره کردهاند.
یافتهها
در تحلیل دادههای کیفی مستخرج از مقالات، 7 عامل و 30 مقوله استخراج شد که مقولهها بنا بر ارتباط مفهومی و معنایی ذیل عوامل زیر دستهبندی شدهاند. این موارد در جدول 3 مشاهده میشود.
جدول 4- یافتههای مستخرج از اسناد منتخب
Table 4- Findings extracted from selected documents
|
عوامل |
مقولهها |
کد مقالات |
|
آموزشی |
بالابودن استانداردهای آموزشی |
5-22-17-16-8-2 |
|
اساتید مجرب و متخصص |
5-16-8-2-23 |
|
|
دسترسی به امکانات آموزشی باکیفیت |
5-28-18-17-16-15-8-1-9-27-14 |
|
|
امنیت تحصیلی |
5 |
|
|
پژوهشی |
اعتبارات و تسهیلات پژوهشی |
8 |
|
حمایت معنوی از پژوهشگران |
5-2-23-25 |
|
|
امکانات و زیرساختهای پژوهشی |
11-28-18-14-2-26-16 |
|
|
فرهنگی |
ساختارهای فرهنگی |
1-18 |
|
سبک زندگی |
10-24-18-21 |
|
|
احترام به ارزشها و نگرشها |
5-24-9-19 |
|
|
باارزش تلقیشدن فعالیتهای علمی |
5-16-8-1-6-27-23-25-19-10 |
|
|
قانونمداری |
13-18-14-15 |
|
|
اجتماعی |
آزادیهای مدنی |
5-24-15-8-6-26-10 |
|
شأن و منزلت اجتماعی |
5-8-1-6-13-27 |
|
|
عدالتهای اجتماعی |
26-17-10-9-17 |
|
|
امید به زندگی |
5-16-8-3-1-12-27-10-19 |
|
|
اقتصادی |
امکانات مادی |
5-16-13-8-1-27-21-13-25 |
|
درآمد زیاد |
5-3-1-9-17-26-27-10-21-19-16-8-13 |
|
|
امنیت شغلی |
5-17-23-25-21-13-14-10-19-27-15-12-8-3-1-2-9-20-26-18 |
|
|
سیاسی |
ساختار قانونی منظم و شفاف |
5-24-16-12-6-9-23-13-27 |
|
ثبات سیاسی |
5-18-17-16-13-12-17-27 |
|
|
آزادی بیان |
10-16-13-8-2-27-21 |
|
|
شایستهسالاری |
5-16-8-2-6-26-27-23-25-13-17- |
|
|
عدمتأثیر سیاست بر محیط علمی |
5-26-23 |
|
|
ارتباط و تعامل با سایر ملل |
5-22-15-12-1-6-9-27-25 |
|
|
فردی |
وضعیت تأهل |
15-24 |
|
تعلقات خانوادگی |
15-25-1 |
|
|
تعلقات دینی |
4-22 |
|
|
جنسیت |
27-28-12-20 |
|
|
سابقۀ سفر به خارج از کشور |
20 |
شکل 2- عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان
Fig 2- Factors affecting student migration
عوامل آموزشی
عوامل آموزشی یکی از محرکهای اصلی در تصمیمگیری برای مهاجرت، بهویژه در میان دانشجویان و افراد جویای تحصیلات عالی محسوب میشود. کیفیت بالای سیستم آموزشی در کشورهای مقصد، یکی از انگیزههای قوی برای دانشجویان است. دانشگاهها و مراکز علمی معتبر جهانی به دلیل رعایت استانداردهای بالای آموزشی، برنامههای درسی بهروز و ارائۀ مدرکهایی با اعتبار بینالمللی جذابیت بیشتری برای دانشجویان دارند (Mustika et al., 2022). براساس مطالعات انجامشده، دانشجویانی که به کشورهای دارای سیستمهای آموزشی پیشرفته مهاجرت میکنند، به دنبال بهرهمندی از آموزشهایی با رویکردهای نوین و فرصتهای بیشتر برای توسعۀ مهارتهای تخصصی خود هستند (win et al., 2023). یکی دیگر از عوامل مهم در مهاجرت تحصیلی، حضور اساتید برجسته و متخصص در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی کشورهای مقصد است. اساتید با سابقۀ تحقیقاتی قوی و تجربههای بینالمللی میتوانند فرصتهایی مانند دسترسی به شبکههای علمی گسترده، همکاری در پروژههای تحقیقاتی بینالمللی و استفاده از منابع علمی پیشرفته را برای دانشجویان فراهم کنند (Soysal et al., 2022). دسترسی به آزمایشگاههای پیشرفته، کتابخانههای دیجیتال و فیزیکی گسترده و استفاده از فناوریهای نوین آموزشی، از دیگر عوامل جذابیت سیستمهای آموزشی کشورهای مقصد است؛ برای مثال، بسیاری از دانشگاههای پیشرو در کشورهای توسعهیافته به دانشجویان امکان استفاده از آزمایشگاههایی با تجهیزات پیشرفته و دسترسی به دادهها و مقالات علمی معتبر را میدهند. این امکانات به دانشجویان کمک میکند تا تحقیقات خود را در سطحی بهتر و با دقت بیشتر انجام دهند (Global Education Monitoring Report Team, 2022). امنیت تحصیلی شامل شرایطی است که دانشجویان در آن بدون دغدغههای جانبی مانند تبعیض، فشارهای سیاسی یا اجتماعی و عدمحمایت مالی بتوانند تحصیلات خود را ادامه دهند. کشورهای پیشرفته معمولاً از سیاستهای حمایتی برای دانشجویان بینالمللی بهره میبرند؛ مانند ارائۀ بورسیههای تحصیلی و امکانات رفاهی (Dai, 2024) و حمایتهای قانونی (Svyrydiuk, 2024). این موارد باعث میشود دانشجویان احساس امنیت بیشتری کنند و تمرکز بیشتری بر پیشرفت تحصیلی خود داشته باشند (Owens et al., 2011).
عوامل پژوهشی
مهاجرت دانشجویان در بسیاری از موارد به دلیل فرصتهای پژوهشی بهتر در کشورهای دیگر صورت میگیرد. این عوامل میتواند شامل اعتبارات و تسهیلات پژوهشی، حمایت معنوی از پژوهشگران و امکانات و زیرساختهای پژوهشی باشد. دانشجویان بهویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی برای انجام پژوهشهای خود نیازمند منابع مالی کافی هستند. نبود اعتبارات مالی مناسب یا محدودیت در دسترسی به بودجههای پژوهشی، یکی از عوامل مهمی است که پژوهشگران را به سمت کشورهای دیگر سوق میدهد(Marcy, 2025). حمایت معنوی از پژوهشگران، شامل ایجاد محیطی برای رشد علمی و حرفهای، عامل دیگری است که در مهاجرت دانشجویان نقش دارد. این حمایت میتواند ازطریق سیاستهای دولتی، قوانین حمایتی و فرهنگ دانشگاهی مثبت اعمال شود(Toma et al., 2018). در برخی کشورها، عدمقدردانی از پژوهشگران و نبود فرصتهای شغلی مناسب پس از فارغالتحصیلی، انگیزههای مهاجرت را افزایش میدهد. یکی از مهمترین عوامل در تصمیم دانشجویان برای مهاجرت، دسترسی به امکانات و زیرساختهای مدرن پژوهشی است. نبود آزمایشگاههای پیشرفته، دسترسی محدود به پایگاههای دادۀ علمی و کمبود تجهیزات بهروز میتواند انگیزۀ مهاجرت را تقویت کند.
عوامل فرهنگی
از مهمترین نتایج بهدستآمده در این تحقیق تأثیر عوامل فرهنگی بر تمایل، اقدام و گرایش به مهاجرت است و این نشان میدهد همانطور که گفته شد عوامل تأثیرگذار بر مهاجرت در طی زمانهای متفاوت تغییر خواهد کرد و امروزه فرهنگ میتواند عامل مهمی در گرایش افراد به مهاجرت باشد. سبک زندگی به مجموعهای از رفتارها، عادات، و الگوهای مصرف اشاره دارد که افراد در طول زندگی خود اتخاذ میکنند. این عامل میتواند بهشدت بر تصمیمگیری برای مهاجرت تأثیر بگذارد. افرادی که به دنبال بهبود کیفیت زندگی خود هستند، ممکن است به کشورهای دیگر مهاجرت کنند تا از امکانات بهتر، خدمات بهداشتی، آموزشی و فرهنگی بهرهمند شوند. همچنین، تغییر در سبک زندگی میتواند ناشی از جستوجوی فرصتهای شغلی بهتر، زندگی در محیطهای سالمتر یا دسترسی به فرهنگهای مختلف باشد؛ در این راستا، مهاجران ممکن است به دنبال جوامع چندفرهنگی باشند که در آنها بتوانند سبک زندگی مدنظر خود را دنبال کنند و از تنوع فرهنگی بهرهمند شوند (Mukhamejanova & Konurbayeva, 2023). احترام به ارزشها و نگرشهای فرهنگی در کشور میزبان یکی از عوامل حیاتی در فرایند مهاجرت است. افرادی که احساس میکنند ارزشها و نگرشهایشان در جامعۀ جدید محترم شمرده میشود، احتمال بیشتری دارد که به آن جامعه بپیوندند و در آنجا مستقر شوند. این احترام میتواند شامل پذیرش فرهنگهای مختلف، تسهیل در تعاملات اجتماعی و ایجاد فضاهای فرهنگی مشترک باشد. اگر کشور میزبان به تنوع فرهنگی احترام بگذارد و محیطی فراگیر ایجاد کند، مهاجران احساس راحتی بیشتری خواهند کرد و تمایل بیشتری به ماندن در آنجا خواهند داشت (Scuzzarello, 2010). فعالیتهای علمی و تحصیلی بهعنوان یک عامل محرک برای مهاجرت شناخته میشوند. کشورهای مختلف فرصتهای آموزشی و پژوهشی متفاوتی دارند و افرادی که به تحصیلات عالی و پژوهش اهمیت میدهند، ممکن است به کشورهایی مهاجرت کنند که امکانات بهتری برای پیشرفت علمی و تحقیقاتی فراهم میکنند. این امر بهویژه در رشتههای علمی و فناوریهای نوین صادق است، جایی که دسترسی به تجهیزات پیشرفته و همکاری با محققان برجسته میتواند به موفقیتهای بزرگتری منجر شود. همچنین، مهاجران علمی معمولاً به دنبال محیطهایی هستند که در آنها بتوانند بهراحتی ایدهها و نتایج تحقیقاتی خود را به اشتراک بگذارند (Fichtnerová & Vacková, 2021). قانونمداری و احترام به قوانین در کشور میزبان یکی از عوامل مهم در جذب مهاجران است. افرادی که به دنبال امنیت و ثبات هستند، معمولاً به کشورهایی مهاجرت میکنند که قوانین آنها شفاف و قابلاحترام است. این امر میتواند به احساس تعلق و استقرار در جامعۀ جدید کمک کند. همچنین، اگر مهاجران احساس کنند که حقوق آنها در کشور میزبان حفظ میشود و به قوانین احترام گذاشته میشود، احتمال بیشتری دارد که در آنجا بمانند و با جامعۀ جدید خود پیوند عمیقتری برقرار کنند. درمقابل، عدموجود قانونمداری و نابرابری در اجرای قوانین میتواند به ناامنی و بیاعتمادی در میان مهاجران منجر شود (Bürgelt et al., 2008).
عوامل اجتماعی
عوامل اجتماعی مؤثر بر مهاجرت دانشجویان موضوعی گسترده و پیچیده است که به تأثیر شرایط مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در کشور مبدأ و مقصد مرتبط میشود. یکی از عوامل کلیدی در مهاجرت دانشجویان، میزان آزادیهای مدنی در کشور مبدأ است. دانشجویان اغلب به دنبال محیطهایی هستند که امکان ابراز عقاید، آزادی در انتخاب سبک زندگی و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی را فراهم کند. در کشورهایی که آزادی بیان، آزادی تحصیل و امنیت اجتماعی محدود باشد، احتمال مهاجرت دانشجویان بیشتر میشود (Aryal et al., 2024). منزلت اجتماعی یا پرستیژ مرتبط با شغل و تحصیل یکی دیگر از عوامل مؤثر بر تصمیم مهاجرت است. بسیاری از دانشجویان احساس میکنند که دستیابی به مدرک از دانشگاههای معتبر بینالمللی میتواند جایگاه اجتماعی آنها را در جامعه افزایش دهد. این موضوع بهویژه در کشورهایی که سیستم آموزشی داخلی با چالشهایی مانند عدماعتبار بینالمللی روبهرو است، نمود بیشتری دارد (Dzwornu et al., 2016). عدالت اجتماعی شامل دسترسی برابر به منابع و فرصتها است. کمبود عدالت اجتماعی در کشور مبدأ، ازجمله تبعیض جنسیتی، قومیتی یا مذهبی میتواند یکی دیگر از عوامل مهاجرت دانشجویان باشد؛ برای مثال، در جوامعی که دسترسی به فرصتهای تحصیلی و شغلی برای گروههای خاص محدود شده است، دانشجویان مستعد مهاجرت به کشورهایی هستند که نظام آموزشی و اجتماعی بر پایۀ برابری بیشتری بنا شده است (Carnicer, 2019).
عوامل اقتصادی
تمایل افراد به مهاجرت، بیش از هر عامل دیگری تحتتأثیر زمینهها و انگیزههای اقتصادی و شغلی است. این مهم را میتوان در چارچوب تئوری دافعهها و جاذبههای مهاجرت اورت لی و نظریۀ سرمایۀ انسانی اینگونه تبیین کرد که از یک طرف، تنگناهای اشتغال و محدودیتهای درآمد بهعنوان دافعههای مبدأ مهاجرت و از طرف دیگر، فرصتهای مناسبتر شغلی و درآمد بهعنوان جاذبههای مقصد مهاجرت، مهمترین نقش را در تمایل افراد به مهاجرت ایفا می کنند (فروتن، 1396؛ Urbański, 2022). در شرایطی که دانشجویان احساس کنند موانع مختلفی در یافتن شغل، حقوق کافی، تأمین نیازهای اولیه، بهبودی وضعیت معیشتی، زندگی مناسب آنها و دیگر وجوه زیست اقتصادی وجود دارد، تصمیم خواهند گرفت تا جایی را برای پوشش قراردادن آمال و ایدئالهای خود بیابند و این یکی از فرایندهای اصلی پایهریزی تصمیم به مهاجرت دانشجویان به خارج از کشور و شکلگیری مهاجرت نخبگان برای جامعۀ دانشگاهی است (Gutema et al., 2024). براساس مدل نظام جهانی والراشتاین (1974)، تفاوت در دستمزد و نابرابری میان کشورها در عرضه و تقاضای نیروی کار، دلیل اصلی مهاجرت و فرار مغزهاست؛ بنابراین، درصورتیکه این شکاف میان کشورهای غنی و فقیر کاهش یابد، مهاجرت نیز کاهش مییابد. نخبه بهعنوان بازیگری خردمند به محاسبۀ سود و زیان مهاجرت برای دستیابی به دستمزد بیشتر میپردازد. درصورتیکه سود مهاجرت بر هزینههایی که دارد_ مانند سختیهایی که مهاجر باید متحمل شود، مانند یادگیری زبان جدید و دیگر هزینههای روحی و روانی_ فزونی داشته باشد، مهاجرت صورت میگیرد؛ بنابراین، هرچه هزینههای مهاجرت کمتر باشد، احتمال مهاجرت افزایش مییابد. این نظریه، مهاجرت را پاسخی فردی به عوامل دافعه در کشور محل اقامت و عوامل جاذبه در کشور مقصد میداند؛ بنابراین، مهاجرت تابعی از قانون عرضه و تقاضا است و بهمثابه مکانیزمی در جهت بازتوزیع نیروی کار است؛ پس جریان جابهجایی نخبگان و افراد ماهر، متأثر ازعوامل جهانی و بینالمللی و شرایط مناسب انگیزههای اقتصادی است که خلأها و نارساییهای محلی مهمترین محرکی است که باعث میشود تا نخبگان تصمیم به مهاجرت را در سرلوحۀ خود قرار دهند. نارساییهایی همچون عدمدستیابی به شغل مناسب، عدمرضایت شغلی، عدمتناسب دستمزد، مشکل مسکن، افزایش فاصلۀ طبقاتی و تبعیض در استخدام، عدمتناسب میان تخصص و فرصت شغلی و درنهایت هزینههای زیاد زندگی نشان از عرضۀ نامتوازن با تقاضا است؛ بنابراین، به عقیدۀ والرشتاین (1974) فرد در تلاش برای نیل به جایگاه مناسب معیشتی در نظام جهانی برمیآید و کشورهای مرکز که توان اقتصادی و رفاهی بیشتری دارند، بهعنوان مقصد ایدئال برگزیده میشوند و تمایل به مهاجرت به سوی این کشورها افزایش مییابد.
عوامل سیاسی
تحلیل عوامل سیاسی نشان میدهد که محیط سیاسی و شرایط حکومتی کشورها، ازجمله ساختار قانونی، ثبات سیاسی، آزادیهای مدنی و شایستهسالاری نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تصمیم به مهاجرت دارند. وجود ساختار قانونی منظم و شفاف در کشور مقصد، بهویژه در حوزۀ مهاجرت، یکی از عوامل کلیدی در تصمیمگیری مهاجران است. این امر شامل شفافیت در قوانین اقامت، اعطای ویزا، شرایط کار و تحصیل، و همچنین تضمین حقوق قانونی مهاجران میشود. زمانی که مهاجران اطمینان حاصل کنند که در کشور مقصد با فرایندهای قانونی و عادلانه روبهرو هستند، احتمالاً مهاجرت به آن کشور را ترجیح میدهند. بهعلاوه، ساختار قانونی منظم میتواند بهطور مستقیم بر احساس امنیت و رفاه مهاجران تأثیر بگذارد (Damelang & Kosyakova, 2021). ثبات سیاسی یکی از عوامل حیاتی در جذب مهاجران است، بهویژه برای افرادی که از کشورهایی با بحرانهای سیاسی و اقتصادی فرار میکنند. کشورهایی که از ثبات سیاسی برخوردارند، معمولاً به دلیل ریسک کمتر درگیریهای اجتماعی و اقتصادی و وضعیت باثبات در حکمرانی، جذابیت بیشتری برای مهاجرت دارند. ثبات سیاسی به افزایش امنیت عمومی، توسعۀ زیرساختها و تضمین حقوق شهروندی منجر میشود که بهنوبۀ خود افراد را به مهاجرت به آن کشور ترغیب میکند. کشورهای با نظامهای سیاسی ناپایدار، معمولاً آمار بیشتری از مهاجرت دارند؛ زیرا افراد در جستوجوی امنیت و فرصتهای بهتر برای زندگی به دنبال مقاصد پایدارتر هستند (Mtiraoui, 2024). آزادی بیان یکی از ویژگیهای کلیدی کشورهای توسعهیافته است که در تصمیمگیری مهاجرت تأثیر زیادی دارد. در کشورهایی که آزادیهای مدنی بهویژه آزادی بیان، مطبوعات و تجمعات در سطح بالایی تضمین شده است، افراد بهویژه نخبگان سیاسی و اجتماعی میتوانند بهراحتی در فضایی آزاد به فعالیتهای خود بپردازند. در شرایطی که افراد احساس میکنند فضای اجتماعی و مدنی برای بروز تواناییها و مشارکت آزادانه محدود است، احتمال گرایش آنها به مهاجرت به کشورهایی افزایش مییابد که از آزادیهای فردی و اجتماعی بیشتری برخوردارند. این آزادیها بهویژه برای پژوهشگران، فعالان حقوق بشر و هنرمندان حیاتی است (Davenport, 2007). شایستهسالاری به معنای برقراری نظامهای شفاف و عادلانه در انتخاب و ارتقای افراد در جامعه است که در کشورهای با حکمرانی خوب بیشتر دیده میشود. کشورهای با سیستمهای شایستهسالاری قوی در جذب مهاجران ماهر و تحصیلکرده موفقتر هستند. این کشورها به افرادی که در جستوجوی فرصتهای شغلی و تحصیلی بهتر هستند، امکان پیشرفت و شکوفایی میدهند؛ درحالیکه مهاجران تمایل دارند به دلیل بیعدالتیها و تبعیضهای موجود در کشورهایی با فساد گسترده و عدمشایستهسالاری، از این کشورها مهاجرت کنند (Hedegaard, 2019). تأثیر سیاستها بر محیط علمی و آکادمیک میتواند یکی از دلایل اصلی مهاجرت نخبگان باشد. زمانی که دولتها در امور علمی دخالت میکنند و آزادیهای آکادمیک را محدود میسازند، پژوهشگران و دانشمندان تمایل بیشتری به مهاجرت پیدا میکنند. این امر بهویژه در کشورهای با سرکوب آزادیهای علمی و سیاسی، ازجمله محدودیتهای پژوهشی و محدودیتهای اطلاعاتی مشهود است. در کشورهای با محیط علمی آزاد و غیرمداخلهگر، افراد بیشتر تمایل دارند تا فعالیتهای علمی خود را ادامه دهند و مهاجرت کمتری دارند (خسروی و همکاران، 1398؛ González et al., 2022)
عوامل فردی
تحلیلهای ارائهشده نشان میدهد که عوامل جمعیتشناختی و روانشناختی نقش مهمی در شکلگیری تمایل به مهاجرت دارند. بهویژه، وضعیت تأهل بهعنوان یکی از این عوامل کلیدی تأثیر زیادی دارد؛ بهطوریکه مجردها به دلیل عدموجود وابستگیهای خانوادگی و اجتماعی پایدار، بیشتر از متأهلین به مهاجرت تمایل دارند (Gubhaju & De Jong, 2009). این موضوع را میتوان از دو دیدگاه نظری بررسی کرد: اول، نظریۀ انسجام اجتماعی دورکیم[21] (1897) که بیان میکند پیوندهای اجتماعی قویتر، فرد را به جامعۀ بومی خود متعهدتر میکند و بهویژه در متأهلین و افراد مسنتر، حس احتیاط و اجتناب از ریسک را تقویت میکند؛ دوم، نظریۀ مهاجرتی اورت ل (1966) که بر اهمیت ویژگیهای شخصیتی مانند ماجراجویی و ریسکپذیری در تصمیمگیری مهاجرت تأکید دارد؛ علاوهبراین، تعلقات دینی نیز بهعنوان عاملی مهم در تمایل به مهاجرت شناخته میشود. افرادی که به ارزشهای دینی پایبندتر هستند، معمولاً وابستگیهای خود را در جامعۀ مبدأ محکمتر احساس میکنند و کمتر تمایل به ترک آن دارند. درمقابل، افرادی که به ارزشهای دینی اهمیت کمتری میدهند، احتمالاً وابستگیهای فرهنگی و اجتماعی کمتری به محیط خود دارند و بنابراین آزادی بیشتری برای تصمیم به مهاجرت خواهند داشت (Neudörfer & Dresdner, 2014). عوامل دیگری مانند سن و مرحلۀ زندگی نیز در این زمینه تأثیرگذارند. افراد جوان نهتنها ازنظر روانشناختی تمایل بیشتری به تجربههای جدید و پذیرش چالشها دارند، بلکه ازنظر بیولوژیکی و اجتماعی نیز در موقعیتی هستند که میتوانند سریعتر با تغییرات محیطی و فرهنگی سازگار شوند (Wicaksono et al., 2024). بهعلاوه، عوامل اقتصادی مانند دسترسی محدودتر به فرصتهای شغلی در جامعۀ مبدأ و چشمانداز اقتصادی بهتر در کشورهای مقصد، بهویژه برای جوانان و مجردان، انگیزههای بیشتری برای مهاجرت ایجاد میکند (Siedlanowski, 2021). نقش تعلقات خانوادگی، جنسیت و سابقۀ سفر به خارج از کشور نیز بهعنوان عوامل مؤثر در تصمیم به مهاجرت قابلبررسی است. تعلقات خانوادگی یکی از ابعاد مهم انسجام اجتماعی بهحساب میآید و میزان آن میتواند تأثیر زیادی بر تمایل به مهاجرت داشته باشد. افرادی که پیوندهای خانوادگی قوی دارند، از حمایت عاطفی و اجتماعی بیشتری برخوردارند که این امر میتواند وابستگی آنها به محیط مبدأ را افزایش دهد و تمایل آنها به ترک خانواده و محیط آشنا را کاهش دهد. درمقابل، افرادی که تعلقات خانوادگی ضعیفتری دارند یا از خانوادههای جداشده یا کمحمایت برخوردارند، ممکن است کمتر تحتتأثیر ملاحظات عاطفی قرار گیرند و با آزادی بیشتری به مهاجرت فکر کنند (Troyer, 2002). جنسیت نیز در الگوی مهاجرت نقش مهمی ایفا میکند. در بسیاری از جوامع، انتظارات فرهنگی و اجتماعی مرتبط با جنسیت میتواند بر تصمیمگیری افراد برای مهاجرت تأثیر بگذارد (Hoang, 2011). بهطور معمول، مردان به دلیل نقشهای سنتی مرتبط با تأمین معیشت و استقلال اجتماعی، تمایل بیشتری به مهاجرت دارند؛ بااینحال، در سالهای اخیر، افزایش مشارکت زنان در تحصیلات عالی و نیروی کار تمایل آنها به مهاجرت، بهویژه در زمینههای تحصیلی و شغلی را نیز افزایش داده است (Suryaningsih et al., 2023)؛ بااینوجود، ملاحظات امنیتی و محدودیتهای فرهنگی ممکن است در برخی کشورها بر تصمیمگیری زنان برای مهاجرت تأثیر بگذارد. سابقۀ سفر به خارج از کشور نیز بهعنوان یک عامل روانشناختی و تجربی در تصمیم به مهاجرت اهمیت دارد. افرادی که قبلاً تجربۀ سفر به خارج از کشور را داشتهاند، معمولاً با فرهنگها و جوامع دیگر آشنا میشوند و احساس راحتی و اطمینان بیشتری در مواجهه با تغییرات محیطی دارند. این تجربه میتواند ترس از ناشناختهها و نگرانیهای مربوط به تطبیق با محیط جدید را کاهش دهد و اعتمادبهنفس افراد را برای مهاجرت افزایش دهد. برعکس، افرادی که هرگز از کشور خود خارج نشدهاند، ممکن است از زندگی در یک کشور دیگر احساس اضطراب بیشتری داشته باشند و تمایل کمتری به مهاجرت نشان دهند (Troyer, 2002).
بحث و نتیجه
پدیدۀ مهاجرت دانشجویان و نخبگان علمی از کشور، نهتنها یک رخداد فردی یا اقتصادی است، بلکه در سطحی کلانتر، بازتابی از روابط میان ساختار نظام آموزش عالی، فرهنگ علمی، و فرصتهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه است. یافتههای پژوهش نشان داد که مجموعهای از عوامل آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فردی در تصمیم به مهاجرت دانشجویان نقش دارد. مهاجرت دانشجویان نتیجۀ تعامل میان ساختارهای آموزشی، اقتصادی و نهادی و همچنین، ارزشها، انتظارات و سرمایههای فردی دانشجویان است.
در سطح کلان میتوان مهاجرت نخبگان را نشانهای از بحران کارکردی در نظام آموزش عالی دانست (Nica, 2013). دانشگاهها زمانی قادر به ایفای نقش توسعهای خود هستند که میان کارکردهای آموزشی، پژوهشی و اجتماعی آنها تعادل برقرار باشد؛ اما یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بخشی از تمایل به مهاجرت از عدمتوازن در این کارکردها ناشی میشود؛ یعنی درحالیکه انتظار از دانشگاهها تربیت نیروی انسانی متخصص برای توسعۀ ملی است، ساختارهای اقتصادی و نهادی جامعه توان جذب این نیروها را ندارند. این ناهماهنگی میان نظام آموزش و بازار کار یکی از مهمترین محرکهای ساختاری مهاجرت است (Cvetkoska et al., 2025). تمایل به تحصیل در دانشگاههای معتبر جهانی را میتوان تلاشی برای کسب یا بازتولید سرمایۀ فرهنگی دانست (Myers & Bhopal, 2021). در شرایطی که اعتبار مدارک داخلی در سطح بینالمللی پایینتر تلقی میشود، مهاجرت تحصیلی بهنوعی راهبرد اجتماعی برای دستیابی به منزلت و سرمایۀ نمادین بیشتر است؛ بدین معنا، تصمیم به مهاجرت فقط نتیجۀ فشار اقتصادی یا ضعف امکانات نیست، بلکه نوعی کنش معنادار برای ارتقای موقعیت فرهنگی و اجتماعی محسوب میشود. در بُعد فرهنگی، یافتهها نشان داد که سبک زندگی، ارزشهای فرهنگی و جستوجوی کیفیت زندگی بهتر از عوامل مهم مهاجرت هستند. این موضوع را میتوان ناشی از فرایند جهانیشدن و گسترش الگوهای فرهنگی جهانی دانست. مواجهۀ دانشجویان با رسانههای جهانی و شبکههای اجتماعی باعث شکلگیری انتظارات جدیدی از «زندگی خوب» و «پیشرفت» میشود که ممکن است با واقعیتهای جامعۀ مبدأ در تعارض باشد؛ بدین ترتیب، مهاجرت نوعی واکنش فرهنگی به شکاف بین آرزوهای جهانیشده و امکانات محلی است. در حوزۀ اجتماعی، مسئلۀ منزلت، عدالت و فرصتهای برابر از عوامل تعیینکنندۀ مهاجرت شناخته شد. زمانی که نظام اجتماعی نتواند مسیرهای مشروع و شفاف برای ارتقای منزلت علمی و اجتماعی فراهم کند، تحصیلکردگان تمایل مییابند ازطریق مهاجرت به جوامعی منتقل شوند که در آن، شایستهسالاری و عدالت اجتماعی حاکم است؛ بنابراین، مهاجرت را میتوان کنشی عقلانی برای جبران نابرابریهای ساختاری در جامعه دانست. عوامل اقتصادی نیز، در تعامل با ساختارهای سیاسی و اجتماعی عمل میکنند. در شرایطی که شکاف اقتصادی میان کشورها افزایش مییابد، جریان نیروی انسانی از کشورهای پیرامونی به کشورهای مرکز تقویت میشود. در سطح خرد، مهاجرت تصمیمی عقلانی برای بهبود معیشت و بازدۀ سرمایۀ انسانی است؛ اما در سطح کلان، بازتابی از نابرابری ساختاری در نظام جهانی تولید دانش و سرمایه است؛ درنهایت، عوامل سیاسی و فردی نیز نشاندهندۀ اهمیت زمینههای نهادی و ذهنی در مهاجرت هستند. ثبات سیاسی، شفافیت قانونی و احساس امنیت اجتماعی از منظر جامعهشناختی، شاخصهای «اعتماد نهادی» محسوب میشوند. هرچه اعتماد به نهادهای آموزشی، علمی و حکومتی کاهش یابد، تمایل به خروج از این نهادها افزایش مییابد. درمقابل، تقویت شفافیت، شایستهسالاری و فرصتهای برابر در ساختار سیاسی و دانشگاهی میتواند حس تعلق و ماندگاری نخبگان را افزایش دهد.
مهاجرت نخبگان و دانشجویان صرفاً پدیدهای اقتصادی یا فردی نیست، بلکه بازتابی از تعامل میان ساختارهای نهادی آموزش عالی، ارزشهای فرهنگی، فرصتهای اجتماعی و سرمایۀ انسانی است. کاهش این پدیده نیازمند اصلاح در سطوح ساختاری و فرهنگی دانشگاههاست. دانشگاهها باید از حالت صرفاً آموزشی خارج شده و به نهادهایی یادگیرنده و کارآفرین تبدیل شوند که در آن، رابطهای دوسویه میان علم و جامعه برقرار باشد. همچنین، سیاستگذاران باید بهجای تمرکز صرف بر جلوگیری از مهاجرت به سیاستهای گردش نخبگان بیندیشند؛ بهگونهای که تعامل و بازگشت علمی نخبگان با کشور تسهیل شود و مهاجرت به فرصتی برای انتقال دانش، سرمایه و تجربه بدل گردد.
باتوجهبه ابعاد گوناگون مهاجرت دانشجویان، ضروری است که سیاستگذاران و تصمیمگیران کشور با اتخاذ راهکارهای جامع و چندجانبه به کاهش این پدیده و بهرهگیری از ظرفیتهای علمی و تخصصی جوانان در داخل کشور بپردازند. یکی از مهمترین اقدامات، بهبود کیفیت نظام آموزشی و پژوهشی کشور است؛ بهگونهایکه دانشگاهها بتوانند به استانداردهای جهانی نزدیکتر شوند، امکانات پژوهشی پیشرفتهتری در اختیار دانشجویان قرار گیرد و فرصتهای علمی و تحقیقاتی جذابتری برای آنان فراهم شود. همچنین، لازم است که نظام آموزشی با نیازهای بازار کار هماهنگ شده و مهارتهای بازم برای اشتغال و کارآفرینی بهصورت کاربردیتر آموزش داده شود تا فارغالتحصیلان بتوانند با اطمینان بیشتری به آیندۀ شغلی خود در داخل کشور نگاه کنند.
علاوهبراین، بهبود وضعیت اقتصادی کشور، افزایش فرصتهای شغلی پایدار، و ارائۀ حمایتهای مالی و تسهیلات ویژه به نخبگان و فارغالتحصیلان میتواند ازجمله راهکارهای مؤثر برای کاهش انگیزۀ مهاجرت باشد. دولت و بخش خصوصی میتوانند با سرمایهگذاری در حوزههای دانشبنیان، کارآفرینی و ایجاد محیطهای نوآورانه، شرایطی را فراهم کنند که دانشجویان و فارغالتحصیلان بهجای خروج از کشور در داخل ایران به فعالیت علمی و اقتصادی بپردازند؛ همچنین، ایجاد محیطی پایدار ازنظر اجتماعی و فرهنگی، ارتقای آزادیهای فردی و اجتماعی، و افزایش امید به آینده از دیگر عواملی است که میتواند بر کاهش روند مهاجرت تأثیرگذار باشد. احساس امنیت شغلی، ثبات اقتصادی و سیاسی، و فراهمکردن بسترهایی برای پیشرفت علمی و حرفهای میتواند باعث شود که دانشجویان، کشور خود را بهعنوان مکانی مناسب برای زندگی، تحصیل و پیشرفت تلقی کنند و تصمیم به ماندن بگیرند؛ بنابراین، مقابله با روند فزایندۀ مهاجرت دانشجویان نیازمند مجموعهای از سیاستهای منسجم و هماهنگ است که تمام ابعاد ذکرشده در پژوهش را در برگیرد. تنها ازطریق ایجاد تغییرات اساسی در این حوزهها و ارائۀ چشماندازی روشن از آینده میتوان از خروج سرمایههای انسانی جلوگیری کرده و از ظرفیت علمی دانشجویان برای توسعۀ پایدار کشور بهرهبرداری کرد.
[1] Karatas
[2] Nghia
[3] Cattaneo
[4] Plopanu
[5] Kyvliuk & Svyrydenko
[6] Mihi-Ramirez & Kumpikaite
[7] Branna
[8] Todaro
[9] Harris & Todaro
[10] Wallerstein
[11] Leblang & Peters
[12] Simpson
[13] Everett S. Lee
[14] Zimop
[15] Stauffer
[16] Piore
[17] Shasstad
[18] Davanzo
[19] Massey
[20] Sandelowski & Barroso
[21] Durkheim