Document Type : Research Paper
Authors
1 Associate professor, Department of Sociology, Faculty of Economics, Management, and Social Sciences, University of Shiraz, Shiraz, Iran
2 Master's student of Women and Family Studies, Department of Sociology, Faculty of Economics, Management, and Social Sciences, University of Shiraz, Shiraz, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
مهاجرت بینالمللی بهعنوان پدیدهای پیچیده و چندبُعدی، همواره در کانون توجه پژوهشهای علوم اجتماعی بوده است. اگرچه ظهور دولت _ ملتها این جابهجاییها را مشمول قوانین و مقررات دقیق کرده، انگیزههای مهاجرت در طول زمان و متأثر از عوامل محیطی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی متحول شده است (خواجهنوری، 1400). مطالعات پیشین، عوامل محرک مهاجرت را معمولاً در سه سطح خُرد (مانند تحصیلات و نگرشهای شخصی)، میانه (مانند شبکههای اجتماعی و فناوری اطلاعات) و کلان (مانند شرایط سیاسی _ اقتصادی) دستهبندی کردهاند (Castelli, 2018)؛ بااینحال، درک ما از نحوۀ تعامل عمیقترین محرکهای فردی، یعنی «نیازهای انسانی» با تمایل به مهاجرت، بهطور شگفتآوری ناقص است.
براساس نظرسنجیهای مؤسسۀ گالوپ، بیش از ۷۵۰ میلیون بزرگسال در سراسر جهان ابراز داشتهاند که درصورت امکان، مایل به مهاجرت هستند (Wood, 2019). این تمایل قوی، این سؤال اساسی را برمیانگیزد که چه نیروهای بنیادینی آرزوی مهاجرت را شکل میدهند. براساس چارچوب نظری مازلو (1943)، نیازهای انسان در سلسلهمراتبی پنجگانه از نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی تا نیازهای تعلق، احترام و خودشکوفایی سازمان مییابد. این نظریه پیشنهاد میکند که افراد برای ارضای این نیازها، بهویژه سطوح بالاتر که در جامعۀ کنونی خود دستنیافتنی میپندارند، ممکن است به مهاجرت بهعنوان راهحلی استراتژیک بیندیشند (Guillen-Royo, 2014)؛ بااینوجود، رابطۀ بین سطوح مختلف این سلسلهمراتب نیازها و تمایل به مهاجرت بهطور تجربی و در بافتهای اجتماعی _ فرهنگی خاص، بهاندازۀ کافی بررسی نشده است.
این شکاف دانشی بهویژه در مطالعۀ جمعیتهای جوان مشهود است. جوانان، بهعنوان بازیگران اصلی تحولات آینده جوامع، نهتنها سهم بزرگی از جمعیت را تشکیل میدهند، بلکه تصمیمات مهاجرتی آنها پیامدهای عمیق اقتصادی و اجتماعی برای کشورهای مبدأ و مقصد دارد (Dako-Gyeke, 2016). درک انگیزهها و آرزوهای مهاجرتی آنها برای برنامهریزی مؤثر جمعیتی و طراحی سیاستهایی که به نیازهای آنها پاسخ گوید، حیاتی است.
ایران و بهطور خاص جوانان ایرانی نمونهای بارز از این پدیدۀ جهانی هستند. آمارهای اخیر حاکیازآن است که اگرچه ایرانیان تنها حدود 07/1% از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، سهم آنها از کل مهاجران جهانی از 54/0% در سال ۱۹۹۰ به 70/0% در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است (Iran Migration Observatory, 2022). تکاندهندهتر اینکه تحلیلی توسط سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی (OECD) نشان میدهد که تعداد ایرانیان مهاجرتکرده به کشورهای عضو این سازمان، تنها در یک سال از 000/48 نفر در سال ۲۰۲۰ به 000/115 نفر در سال ۲۰۲۱ ارتقا پیدا کرده است (Iran Migration Observatory, 2022). این روند صعودی سریع، فوریت بررسی نظاممند علل این تمایل فزاینده را آشکار میسازد.
مطالعۀ حاضر با تمرکز بر جوانان شهر شیراز، در صدد پُرکردن این شکاف پژوهشی برمیآید. سؤال اصلی این پژوهش این است: چه رابطهای بین سطوح مختلف نیازهای انسانی (براساس سلسلهمراتب مازلو) و آرزوی مهاجرت بینالمللی در بین جوانان شیراز وجود دارد؟
این مطالعه از دو جنبه، مشارکت نوآورانه ارائه میدهد: نخست نظری: این پژوهش با بهکارگیری چارچوب روانشناسی مازلو در مطالعۀ مهاجرت، درکی ظریفتر و لایهبندیشدهتر از انگیزههای مهاجرت فراتر از عوامل کلان سنتی ارائه میدهد و توضیح میدهد که چرا افرادی با پیشینههای مشابه ممکن است به دلایل کاملاً متفاوتی آرزوی ترک وطن را داشته باشند؛ دوم سیاستگذاری: یافتههای این تحقیق میتواند چراغ راهی برای سیاستگذاران داخلی و برنامهریزان توسعه باشد تا با شناسایی نیازهای برآوردهنشدهای که محرک اصلی «فرار مغزها» است، راهبردهایی برای ایجاد محیطی فراهم آورند که جوانان، تحقق آرزوهای خود را در وطن خود ممکن ببینند.
پیشینۀ پژوهش
مطالعات پیشین داخلی و خارجی را میتوان در پنج گروه عمده و براساس متغیرهای محوری آنها دستهبندی کرد: بخشی از مطالعات داخلی و خارجی بر عوامل اقتصادی و کلان تأکید داشتهاند. علمی و پاسندی یساقی (1403) بر مبنای دادههای کلان ایران بر عوامل انگیزشی همچون تورم، بیکاری، بیثباتی سیاسی و عوامل بازدارنده همچون بهبود شاخص توسعۀ انسانی و درآمد سرانه تأکید کردهاند. سایکا و وایزنر[1] (2025) با مطالعه در 26 حوزۀ تحقیقاتی که ده کشور آفریقایی و آسیایی انجام دادهاند به این نتیجه رسیدهاند که آرزوهای مهاجرت تحتتأثیر متقابل پیچیدۀ عوامل ساختاری اجتماعی _ فرهنگی و سیاسی _ اقتصادی است و هریک بهتنهایی برای ایجاد آرزوهای مهاجرت یا مهاجرت واقعی ضروری یا کافی نیستند. آریال و همکاران[2] (2024) با مطالعۀ دانشجویان نپالی دریافتند که فقدان برنامههای آموزش و یادگیری و کسب درآمد، و نبود فرصتهای شغلی به مهاجرت دانشجویان منجر شده است. در مطالعهای دیگر که در کشور لیبی و روی گروهی از دانشجویان توسط پورمهدی و ال آبانی[3] (2023) انجام شده است، پژوهشگران دریافتند که عواملی ترکیبی همچون جنسیت، خانواده، رضایت از زندگی، چشمانداز کشور، و درگیری و جنگ عوامل کلیدی مؤثر بر تمایل دانشجویان لیبیایی برای مهاجرت بوده است. ایقبال[4] و همکاران (2021) براساس دادههای مأخوذ از نمونهای از چین بر دستمزد کم در مبدأ و دستمزد زیاد در مقصد، فرصتهای بیشتر و سبک زندگی بهتر بهعنوان عوامل اصلی مهاجرت اشاره کردهاند و درنهایت میلاسی[5] (2020) باتکیهبر دادههای جهانی گالوپ (روی 139 کشور) بر تحصیلات بالا، بیکاری، انتظارات منفی از چشمانداز اقتصادی و محرومیت مادی بهعنوان عوامل مهمی تأکید داشته است که تمایل به مهاجرت را در جوانان در مقایسه با بزرگسالان تقویت میکنند. این دسته از مطالعات نشان میدهد که عوامل اقتصادی _ ساختاری، پیشزمینه و بستر اصلی شکلگیری انگیزههای مهاجرتی است؛ اما بهتنهایی نمیتواند توضیحدهندۀ کامل این پدیدۀ پیچیده باشد.
گروه دومی از مطالعات که عمدتاً پژوهشهای داخلی هستند، بر سرمایۀ اجتماعی، حس تعلق ملی و هویت متمرکز شدهاند. این مطالعات بر عوامل اجتماعی و روانی _ اجتماعی تمرکز کردهاند که فرد را در جامعۀ مبدأ نگه میدارد یا به جدایی سوق میدهد. برای نمونه دهقان و همکاران (1400) با تمرکز بر شهروندان ساکن مشهد بین حس تعلق ملی و گرایش به مهاجرت رابطۀ معکوس یافتهاند. یافتۀ آنان نشان داد که تعلق ملی 4/58% از واریانس تمایل به مهاجرت را تبیین میکند. افشاری و همکاران (1399) با مطالعه روی گروهی از جوانان تهرانی دریافتند که بین سرمایۀ اجتماعی و گرایش به مهاجرت رابطۀ معکوس و معنادار وجود دارد. آسایش و همکاران (1399) با تحقیق روی دانشجویان مهاجر ایرانی به این نتیجه رسیدند که مهاجرت اغلب با یک تصویر ذهنی آرمانشهری از کشور مقصد همراه است که لزوماً مبتنی بر محاسبۀ هزینه _ فایده عینی نیست. عربپور و موسوی (1401) با انجام فراتحلیلی روی 50 مقاله به این نتیجه رسیدند که مهمترین عامل خروج از ایران، عدمآزادی در حوزههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. این یافتهها حاکیازآن است که ضعف در پیوندهای اجتماعی، احساس تعلق و نبود آزادیهای فردی و اجتماعی بهاندازۀ عوامل اقتصادی در دامنزدن به آرزوی مهاجرت مؤثر است.
گروه سومی از مطالعات داخلی و خارجی بر ویژگیهای جمعیتی و روانشناختی فرد متمرکز شده است. این مطالعات نقش متغیرهای فردی مانند سن، جنس، تحصیلات و امید را بررسی میکنند. رضایی و صادقی (1400) با استفاده از دادههای ملی ایران به این نتیجه رسیدند که میل به مهاجرت در بین مردان، افراد مجرد، جوانان، تحصیلکردگان دانشگاهی و ساکنان شهرهای بزرگ بیشتر است. سجادی و همکاران (1403) با استفاده از دادههای برگرفته از دانشجویان کرمان به این نتیجه رسیدند که رابطۀ منفی بین امید به آینده و تمایل به مهاجرت وجود دارد. یافتههای نوبخت و رستمیزاده (1402) از تحقیق روی جوانان ساکن بوشهر حاکیازآن است که تمایل به مهاجرت در مردان، متأهلان، افراد با خانوادۀ پرجمعیت و دارای درآمد زیاد بیشتر است. نگیا[6] (2019) در مطالعهای کیفی _ کمّی روی گروهی از دانشجویان ویتنامی دریافت که جنسیت و طرز تفکر (آیندهنگر بودن) بر انگیزههای تصمیمگیری برای تحصیل در خارج از کشور اثرگذار است. میگالی و اسیپیونی[7] (2018) با بررسی دادههای جهانی گالوپ نتیجه گرفتند که جوانبودن، مردبودن، تحصیلات عالی و داشتن شبکههای خارج از کشور با آمادگی برای مهاجرت مرتبط است. یافتههای این بخش نیمرُخی جمعیتی _ روانشناختی از متقاضیان مهاجرت را ترسیم میکند که نشان میدهد آنها عموماً جوان، تحصیلکرده، بلندپرواز و تا حدی دارای سرمایۀ اقتصادی یا اجتماعی هستند که به آیندۀ وطن خود بدبین هستند.
چهارمین گروه از مطالعات با رویکرد کیفی و اکتشافی انجام شده است. این مطالعات به دنبال کشف لایههای عمیقتر و معنای ذهنی پدیدۀ مهاجرت بوده که بیشتر در خارج از کشور انجام شدهاند. مطالعۀ افضلی[8] (2020) با رویکردی ترکیبی (کیفی _ کمّی) روی گروهی از کارآفرینان و دانشجویان ایرانی خارج از کشور نشان داد که بین فرار مغزها و مهاجرت دانشجویان با امید به آینده رابطۀ مثبت وجود دارد.
داکو گیکه[9] (2016) با مطالعۀ گروهی از دانشجویان در کشور غنا به این نتیجه رسید که تصمیم به مهاجرت براساس مقایسۀ بین محدودیتها در وطن و فرصتهای خارج گرفته میشود. انگیزۀ اصلی، جستوجوی زندگی بهتر است. یافتههای محقق منتظری (1398) روی گروهی از جوانان تهران نشان داد که آرزوها با سرمایۀ اقتصادی و فرهنگی افراد مرتبط است. افراد دارای سرمایۀ فرهنگی بالا، رؤیای تحصیل در خارج را دارند. اوتراچشنکو و پوپووا[10] (2014) با مطالعۀ کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیدند که نارضایتی از زندگی بهطور چشمگیری تمایل به مهاجرت را افزایش میدهد. جمعبندی این مطالعات نشان میدهد که در ورای آمار و ارقام، مهاجرت تصمیمی شخصی و معنادار برای «جستوجوی زندگی بهتر» است که ریشه در مقایسۀ ذهنی و احساس نارضایتی از شرایط کنونی دارد.
درنهایت گروه پنجمی از مطالعات که بهطور غیرمستقیم با آرزوی مهاجرت در ارتباط است، مطالعات دربارۀ نیازهای انسانی است. مطالعۀ خواجهنوری و حاجیان (1394)روی دانشآموزان شهر شیراز نشان داد که بین نیازهای اجتماعی، ایمنی، احترام و خودشکوفایی با چگونگی گذران اوقات فراغت رابطۀ معنادار وجود دارد. همچنین یافتههای مطالعۀ خواجهنوری و همکاران (1392) روی گروهی دیگر از دانشآموزان شهر شیراز حاکیازآن است که بین نیاز فیزیولوژیکی و نیاز به احترام با گذران اوقات فراغت رابطه وجود دارد. این مطالعات اگرچه در حوزۀ مهاجرت نیستند، پیشینۀ روشی ارزشمندی را برای پژوهش فراهم میکنند و نشان میدهند که چارچوب نظری «نیازهای انسانی» در پژوهشهای اجتماعی ایران قابلاندازهگیری و کاربردی است.
باوجود غنای مطالعات پیشین در شناسایی عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر مهاجرت، یک خلأ نظری و روشی مشهود است. عمدۀ پژوهشهای موجود، انگیزۀ مهاجرت را بهعنوان مفهومی کلی و یکپارچه در نظر گرفتهاند که عمدتاً از عوامل بیرونی (نظیر بیکاری یا تورم) یا پیامدهای روانی این عوامل (نظیر نارضایتی یا امید کم) ناشی میشود؛ اما این مطالعات کمتر به واکاوی خاستگاه درونی و روانشناختی این انگیزهها پرداختهاند.
مطالعۀ حاضر با اتکا به چارچوب نظری قدرتمند و ریشهدار «نیازهای انسانی»، در پی پرکردن این خلأ است. این پژوهش استدلال میکند که آرزوی مهاجرت در بنیادیترین سطح، بازتابی از تلاش فرد برای ارضای نیازهای اساسی و ذاتی اوست؛ نیازهایی که در جامعۀ مبدأ بهطور کامل برآورده نمیشود؛ بنابراین، نوآوری اصلی این تحقیق در آن است که بهجای تمرکز بر علائمی مانند نارضایتی اقتصادی، به سراغ علل ریشهای میرود و مدلی جامع و قابلاندازهگیری ارائه میدهد که چگونه محرومیت از نیازهایی همچون احترام، امنیت، خودشکوفایی، پیوندجویی و مشارکت، آرزوی ترک وطن را در ذهن جوانان میپروراند. این رویکرد، درک ما را از پدیدۀ مهاجرت از سطح تحلیل کلان به سطح خُرد و روانشناختی عمق میبخشد و ابزاری برای سیاستگذاریهای دقیقتر و انسانمحورتر فراهم میکند. باوجوداین مطالعات، هیچ پژوهشی بهصورت نظاممند و کمّی، رابطۀ بین سطوح مختلف نیازهای انسانی براساس چارچوبهای روانشناختی و آرزوی مهاجرت را در ایران بررسی نکرده است و این پژوهش قصد دارد این خلأ را پر کند.
چارچوب نظری و مرور پیشینۀ نظری
مقدمهای بر چارچوب نظری
پدیدۀ مهاجرت در طول تاریخ با جابهجایی انسانها درهمتنیده شده است. در عصر مدرن و تحتتأثیر نظام دولت _ ملتها، اگرچه این جابهجاییها تابع مقررات شده، عوامل بنیادین تحریککنندۀ آن، اعم از محیطزیستی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، همواره در حال دگرگونی است (خواجهنوری، ۱۴۰۱). این پژوهش استدلال میکند که در بنیادیترین سطح، «آرزوی مهاجرت» پاسخی انسانی به ارضانشدن نیازهاست. برای واکاوی این ایده، نظریههای مهاجرت با چارچوبهای روانشناختی در حوزۀ انگیزش تلفیق شده است تا مدلی یکپارچه ارائه شود که توضیحی فراتر از تحلیلهای کلان اقتصادی و معطوف به محاسبات روانشناختی فرد ارائه دهد.
مبانی نظری آرزوی مهاجرت
تصمیم به مهاجرت پدیدهای یکسویه نیست و با چارچوبهای نظری مختلفی قابلتحلیل است که تعامل «خواست» و «توانایی» را بررسی میکنند.
مدل آرزو _ توانایی
چارچوبی است که توسط کارلینگ و شوئل[11] (2018) برای درک تصمیمات مهاجرت طراحی شده است. این مدل تصمیم به مهاجرت را به دو بُعد مجزا تقسیم میکند: آرزو (تمایل به مهاجرت که از مقایسههای ذهنی و اهداف زندگی نشئت میگیرد) و توانایی (قابلیت عملی و قانونی برای انجام آن). یک آرزوی قوی در غیاب توانایی لازم به «بیحرکتی غیرارادی» میانجامد (Carling & Schewel, 2018). این چارچوب برای مطالعۀ حاضر حیاتی است؛ زیرا به محققان این پژوهش اجازه میدهد تا مؤلفۀ «آرزو» (متغیر وابستۀ اصلی) را مستقل از موانع ساختاری بررسی کنند.
چارچوب قابلیتها _ آرزوها
گسترشی بر مدل پیشین، دهاس[12] (2021) مفاهیم «آزادی مثبت» (توانایی پیگیری خواستهها) و «آزادی منفی» (رهایی از محدودیتها) را ادغام میکند. آرزوها توسط اهداف ذهنی زندگی فرد و ادراک او از فرصتها در کشور مبدأ و مقصد شکل میگیرد. قابلیتها نیز توسط منابع اقتصادی، اجتماعی و حقوقی تعیین میشود. این چارچوب با اعطای «عاملیت» به فرد، مهاجرت را تابعی از دگرگونی اجتماعی گستردهتر میداند. این چارچوب، ساختاری قوی برای تحلیل چگونگی تأثیر ارضانشدن نیازهای انسانی بر شکلگیری آرزوها فراهم میکند (De Haas, 2021).
نظریۀ عوامل فشار _ کشش
این تئوری توسط لی[13] (1996) برای درک الگوهای مهاجرت ایجاد شده است. این نظریۀ کلاسیک، عوامل مؤثر بر مهاجرت را به «عوامل فشار» (شرایط نامساعد کشور مبدأ مانند رکود اقتصادی، بیثباتی سیاسی یا ناامنی) و «عوامل کشش» (ویژگیهای مثبت مقصد مانند رفاه اقتصادی بهتر، امنیت و آزادیهای بیشتر) تقسیم میکند. اگرچه این مدل برای بافتارسازی محیطی مفید است، محدودیت اصلی آن در نگاه به افراد بهعنوان کنشپذیرانی است که تنها در برابر محرکهای بیرونی واکنش نشان میدهند، نه عاملانی فعال که نیازهای روانشناختی درونی آنها، این عوامل بیرونی را واسطهگری میکند (Lee, 1996).
نظریۀ سیستمهای مهاجرت
این نظریۀ چندسطحی تأکید میکند که مهاجرت در درون نابرابریهای کلان _ ساختاری (مانند شکاف اقتصادی جهانی)، میانۀ کارگزاران مهاجرت (مانند شبکههای مهاجرت، مؤسساتی همچون آژانسهای استخدام، دایاسپورا[14]) و تصمیمگیری خُرد (آرزوها و منابع فردی) جای گرفته است. این نظریه بر حلقههای بازخوردی تأکید دارد که طی آن، مهاجرتهای پیشین، بافت اجتماعی و اطلاعاتی را برای آرزوهای مهاجرتی آینده تغییر میدهند. این نکته برای درک فرهنگ روبهرشد مهاجرت در میان جوانان ایرانی کلیدی است (Bakewell, 2014).
مبانی نظری نیازهای انسانی
نوآوری اصلی این پژوهش در بهکارگیری نظریههای روانشناختی در حوزۀ انگیزش برای توضیح آرزوی مهاجرت است.
سلسلهمراتب نیازهای مازلو[15]
مازلو (1943) سلسلهمراتبی از نیازها را به تصویر میکشد که در آن برخی از نیازها بر دیگر نیازها ارجحیت دارند. این نیازها به هدایت و برانگیختگی رفتار انسان منجر میشود. نیازها شامل نیازهای فیزیولوژیک (بدنی یا زیستی)، نیازهای ایمنی، نیاز به تعلقپذیری و عشق، نیاز به احترام و نیاز به خودشکوفایی است. نیازهای فیزیولوژیک شامل نیاز به هوا، غذا، آب، استراحت و دیگر موارد است که لازمۀ تحقق نیازهای بالاتر، برآوردهشدن این نیازها است. منظور از نیازهای ایمنی، دوری از خطرات، رنجها و موارد اندوهبار است؛ این نیاز پس از رفع نیازهای فیزیولوژیک میآید و بر نیازهای بعدی مقدم است. نیاز به تعلقپذیری و عشق ازطریق صمیمیت با دوستان، همسر یا ارتباط اجتماعی در گروه برآورده میشود. نیاز به احترام به خود و دریافت تأیید و احترام از دیگران است. نیاز به خودشکوفایی عالیترین نیاز است که درک حقایق و زیبایی را محقق میسازد و به بروز و ظهور استعدادها و ذوق منجر میشود. دستیابی به رشد در این مرحله وابسته به استعدادها و تواناییهای فرد است (Maslow, 1943، به نقل از خواجه نوری، 1398). برخی از مطالعات خارجی باتکیهبر نظریۀ مازلو (1943) به مطالعۀ مهاجرت بینالمللی پرداختهاند. برخی نیاز به امنیت را یکی از نیازهای مهم در جریان مهاجرت دانستهاند (Ezeagbanari, 2025; Radic et al., 2020; Dohlman et al., 2019). برخی نیاز به خودشکوفایی را دررابطهبا مهاجرت بینالمللی مطرح کردهاند (Dohlman et al., 2019; Johnson, 2016; Pop, 2022).
در تحولات بعدی در نظریۀ نیازها، مازلو (1943) وجود نیازهای دیگری را نیز پذیرفت که کاملاً با نظریۀ اصلی سازگار نبودند. این نیازها شامل نیاز به شناختن[16]، نیاز به زیباییشناختی[17] و خود _ تعالی[18] است و اینها نیز سلسلهمراتبی پدید میآورند که دانستن مقدم بر درککردن است. مازلو (1943) سلسلهمراتب اولیه و سلسلهمراتب شناختی را به هم مرتبط میداند (Maslow, 1943، به نقل از خواجهنوری، ۱۳۹۸؛ Pop, 2022). نیازهای شناختی: این نیاز به خلاقیت و تخیل، دوراندیشی و آیندهنگری، به کار بردن کنجکاوی فکری، یافتن معانی، دستیابی به هماهنگی و هماهنگی شناختی محتوای دانش معتبر ... معطوف است. نیازهای زیباییشناختی: این نیاز به زندگی در محاصرۀ زیبایی در زندگی روزمره و داشتن یک زندگی زیبا مرتبط است. نیازهای خود _ تعالی: نیاز به خوب بودن، وقف خود به دیگران، نوعدوست بودن و حتی نیاز به تجربیات عرفانی و غیره است.
وی در مراحل بعد پذیرفت که ترتیب سلسلهمراتب نیازها، ترتیبی سفت و سخت نیست. این ترتیب باتوجهبه شرایط بیرونی و ویژگیهای افراد، انعطافپذیر است. برخی از افراد میتوانند برآوردهشدن نیازهای اساسی خود را فدای نیاز به ابراز خلاقیت خود کنند. همچنین او تأکید کرد که تعیین رفتار چندعاملی است. چندین یا همۀ نیازها در تعیین رفتار بهطور همزمان دخیل هستند (Pop, 2022). این مطالعه استدلال میکند که آرزوی مهاجرت، تبلور رفتاری از تلاش فرد برای جبران کسری در ارضای این نیازها، بهویژه در سطوح بالاتر (احترام و خودشکوفایی) است که اغلب در بافت کشور مبدأ سرکوب میشوند.
نظریۀ وجود، ارتباط و رشد[19] آلدرفر
این نظریه را آلدرفر (1969) ارائه کرده و تصحیحی بر مدل مازلو است که نیازها را در سه گروه اصلی خلاصه میکند: وجودی (نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی)، وابستگی (تعلق اجتماعی و احترام ازسوی دیگران) و رشد (عزتنفس و خودشکوفایی). پیشرفت کلیدی آن، توجه به غیرخطی بودن فرایند است. ناکامی در ارضای یک نیاز سطح بالا میتواند به واپسروی و افزایش تمایل به ارضای یک نیاز سطح پایینتر منجر شود. این انعطاف، چشماندازی پویاتر برای تحلیل فراهم میکند (Alderfer, 1969).
نظریۀ انتخاب گلاسر[20]
گلاسر (1400) پنج نیاز بنیادی و ذاتی را شناسایی میکند که همۀ رفتارها را هدایت میکنند: بقا، عشق و تعلق، قدرت، آزادی و لذت. او تأکید میکند که همۀ رفتارها هدفمند هستند؛ یعنی بهترین تلاش فرد برای کنترل محیط خود برای برآوردن این نیازها. ناکامی در ارضای این نیازها، بهویژه «قدرت» (دستیابی به موفقیت و احساس اهمیت) و «آزادی» (خودمختاری و حق انتخاب)، پیشبین قدرتمندی برای تمایل به جستوجوی محیطی جدید است و آن را بهشدت با مطالعات مهاجرت مرتبط میسازد (گلاسر، 1400).
مدل شش نیاز انسانی رابینز _ مادانز
این مدل چارچوبی مدرن برای درک محرکهای انگیزشی ارائه میدهد. این مدل شش نیاز هستهای را پیشنهاد میکند: ۱. قطعیت/اطمینان: نیاز به امنیت، ثبات و پیشبینیپذیری؛
۲. تنوع/عدمقطعیت: نیاز به تغییر، نوآوری و چالش؛
۳. اهمیت/شاخصبودن: نیاز به احساس مهم، منحصربهفرد و قابلاحترام بودن؛
۵. رشد: نیاز به توسعۀ مستمر عاطفی، فکری و معنوی؛
۶. مشارکت: نیاز به بخشیدن به دیگران و مشارکت در چیزی فراتر از خود (Madanes, 2019; Robbins, 2001).
این چارچوب بهطور استثنایی برای مطالعۀ حاضر مناسب است؛ زیرا محرکهای ظریف روانشناختی همانند جستوجوی اهمیت و رشد را بهخوبی استفاده میکند که مدلهای کلان اقتصادی اغلب از قلم میاندازند.
چارچوب نظری
پژوهش حاضر این دو بدنۀ نظری را برای ساخت چارچوب مفهومی نوینی تلفیق میکند. ازاینرو آرزوی مهاجرت بهترین فهم را بهعنوان تابعی از کمبود ادراکشده در ارضای نیازهای بنیادین انسانی در بافت کشور مبدأ دارد. چارچوب قابلیتها _ آرزوها (De Haas, 2021) ساختار کلان را فراهم میکند و «آرزو» را بهعنوان متغیر وابسته در مرکز آن قرار میدهد. سپس به واکاوی بنیانهای خُرد این آرزو پرداخته و استدلال شده است که این آرزو توسط نیروهای انگیزشی توصیفشده در نظریههای نیازهای انسانی مازلو (1943)، آلدرفر (1969)، گلاسر (1400)، رابینز (2001) و مادانز (2019) پیش برده میشود.
زمانی که افراد کمبود پایدار در نیازهای زیر درک میکنند:
برانگیخته میشوند تا آرزوی مهاجرت کنند. این آرزو، تبلور شناختی انگیزه برای اصلاح این کسریها ازطریق جستوجوی محیطی (کشور مقصد) است که درک میشود این نیازها در آنجا (در مقایسه با مبدأ) راحتتر برآورده میشوند.
این مدل تلفیقی با موارد زیر به شکاف موجود در ادبیات پاسخ میدهد:
این چارچوب نظری از توصیف به سمت تبیین فراتر میرود و توضیح میدهد که چرا عوامل فشار کلان اقتصادی به آرزوی مهاجرت منجر میشود، با روشنکردن مکانیسمهای روانشناختی درونی که آنها را فعال میکند. همچنین چارچوبی قابلاندازهگیری و عملیاتی از نیازهای انسانی مجزا (مانند احترام، امنیت و رشد) ارائه میدهد که امکان آزمون تجربی دقیق را فراهم میکند.
همچنین با شناسایی اینکه کدام نیازهای خاص بهطور حادتری ارضا نشدهاند، بینشهای مرتبط با سیاستگذاری ارائه میدهد تا سیاستگذاران بتوانند مداخلات هدفمندی فراتر از اصلاحات اقتصادی گسترده طراحی کنند و به مسائل مرتبط با کرامت، به رسمت شناختن و آزادی شخصی بپردازند.
بهعنوان نتیجۀ این بخش میتوان گفت که مدل مفهومیای وجود خواهد داشت که یک بخش آن سطح کلان است و در این مطالعه اندازهگیری نمیشود. این سطح کلان درواقع زمینهساز است. عوامل فشار کلان، در کشور مبدأ (مانند تورم، بیکاری، بیثباتی سیاسی، نابرابری اجتماعی و محدودیتهای فرهنگی) قرار دارند. این عوامل بهخودیخود توضیحدهندۀ کافی نیستند، بلکه فقط بستر را فراهم میکنند. مکانیسم واسط یا هستۀ نظری از چارچوب، فرایندی روانشناختی در فرد است که این سطح کلان در وی پردازش میشود و به «کمبود ادراکشده» در ارضای نیازهای بنیادین منجر میشود. این همان مکانیسم درونی است که چارچوب تحقیق بر آن تأکید دارد. این کمبودها براساس مطالعات پیشین روی نیازهای انسانی و اجتماعی و مباحث بالا، 21 نوع مشخص میشوند.
این کمبودهای ادراکشده، نیرویی انگیزشی قوی ایجاد میکنند که تبلور شناختی آن، «آرزوی مهاجرت» (متغیر وابسته) است. این آرزو بهعنوان میل به اصلاح کسریها ازطریق جستوجوی یک کشور مقصد ایدئال تصورشده تعریف میشود که در آن باور دارد این نیازها بهتر برآورده خواهد شد.
نتیجهگیری و کاربردی که میتوان از مدل زیر داشت این است که نشان میدهد که با شناسایی و سنجش این کمبودهای خاص (بهجای نگاه کلی به «عوامل اقتصادی»)، میتوان بینشهای ارزشمند برای سیاستگذاری ایجاد کرد. این بینشها به سیاستگذاران این امکان را میدهد تا بهجای مداخلات کلی، برنامههای هدفمند برای رفع کمبودهای واقعی در حوزههایی مانند کرامت، فرصتهای رشد و آزادیهای شخصی طراحی کنند.
این مدل بهخوبی نشان میدهد که چگونه چارچوب قابلیت _ آرزو (De Haas, 2021) ساختار کلان را فراهم میکند و چگونه نظریههای نیازهای انسانی (مازلو، آلدرفر، و دیگران) مکانیسمهای خُرد محرک آن را توضیح میدهد.
براساس نظریات فوق و تحقیق پیشین 21 نیاز مشخص شد که عبارتاند از: 1) احترام، 2) پذیرش، 3) امنیت، 4) عاطفه، 5) تصویب، 6) حمایت، 7) راحتی، 8) تشویق، 9) توجه، 10) خودشکوفایی، 11) فیزیولوژیک، 12) اهمیت، 13) قدردانی، 14) رشد، 15) عشق (اتصال)، 16) قطعیت (اطمینان)، 17) عدمقطعیت (بلاتکلیفی)، 18) مشارکت، 19) موفقیت، 20) نیاز به شناخت و 21) نیاز به پیروی. برای هریک از نیازهای فوق 4 گویه طراحی شد. در مرحلۀ بعد با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی آنچه که در میدان تحقیق یافت شد، 12 نیاز به دست آمد که بر مبنای آن مدل زیر تنظیم گردید.
شکل 1- مدل تحقیق
Fig 1- Research model
براساس مدل نظری پژوهش، فرضیههای تحقیق به شرح زیر تدوین میشوند:
روش
این پژوهش از نوع توصیفی _ تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایش مقطعی[21] انجام شد. این طرح به دلیل توانایی در جمعآوری دادهها از نمونهای بزرگ و آزمون روابط بین متغیرها (نیازهای انسانی و آرزوی مهاجرت) انتخاب گردید.
جامعۀ آماری، نمونهگیری و حجم نمونه
جامعۀ آماری: این مطالعه روی کلیۀ جوانان ۱۵ تا ۲۹سالۀ ساکن شهر شیراز در سال ۱۴۰۲ انجام شد. بر طبق سالنامۀ آماری در سال 1395 در شهر شیراز تعداد این گروه سنی اعم از دختر و پسر برابر با 387238 بوده است.
مرحلۀ اول: شهر شیراز به 11 منطقۀ شهرداری تقسیم شد؛
مرحلۀ دوم: از هر منطقه بهصورت تصادفی، ۲ ناحیه (درمجموع 22 ناحیه) انتخاب شد؛
مرحلۀ سوم: در هر ناحیه، 2 محله (درمجموع 44 محله) بهصورت تصادفی انتخاب شد؛
مرحلۀ چهارم: در هر محله با مراجعه به خانهها، با فاصلۀ هر 5 خانه یک در میان، جوان 29-15ساله بهصورت تصادفی انتخاب و پرسشنامه برای آنها تکمیل شد. معیار ورود شامل رضایت آگاهانه و سن بین ۱۵ تا ۲۹ سال بود.
ابزار گردآوری دادهها و اعتباریابی
دادهها با استفاده از پرسشنامۀ محققساخته جمعآوری شد که شامل دو بخش بود:
الف- مقیاس آرزوی مهاجرت:
این مقیاس براساس چارچوب نظری « قابلیت _ آرزو» (De Haas, 2021) و با مطالعۀ پیشینۀ موضوع طراحی شد. نسخۀ اولیه شامل ۱۹ گویه بود. پاسخها براساس مقیاس لیکرت ۵درجهای (از ۱= کاملاً مخالف تا ۵= کاملاً موافق) طراحی شد.
ب- مقیاس نیازهای انسانی:
این مقیاس با تلفیق نظریههای مازلو (1943)، آلدرفر (1969)، و بهویژه مدل شش نیاز رابینز _ مادانز (2019/2001) طراحی گردید. در ابتدا ۷۴ گویه برای ۲۱ نیاز اولیه نوشته شد.
روایی محتوا[24]: پرسشنامۀ اولیه توسط تعدادی از متخصصان حوزۀ علوم اجتماعی (اساتید جامعهشناسی و روانشناسی) بررسی شد.
روش تجزیهوتحلیل دادهها
تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ انجام شد. از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) برای توصیف ویژگیهای جمعیتشناختی استفاده گردید. برای آزمون فرضیههای پژوهش و بررسی رابطۀ بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد؛ علاوهبراین، برای پیشبینی آرزوی مهاجرت براساس مجموعهای از نیازهای انسانی از رگرسیون خطی چندگانه به روش ENTER استفاده گردید. سطح معناداری در تمامی آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد.
تعریف مفاهیم
آرزوی مهاجرت: به جاهطلبیها، خواستهها و اهداف زندگی شخصی افراد برای مهاجرت در جهت بهبود کیفیت زندگی خود که متأثر از فشارهای بیرونی است و نیز باتوجهبه ابزارهای قانونی، مالی و اجتماعی در دسترس افراد شکل میگیرد و شامل آرزوهای ابزاری و ذاتی میشود. منظور از آرزوهای ابزاری استفاده از مهاجرت برای دستیابی به اهداف مدنظر فرد است. همچنین منظور از آرزوهای ذاتی استفاده از مهاجرت برای ارزش خود مهاجرت است (De Haas, 2021).
نیازهای انسانی: الزامات ضروری فرد در جهت بقا، رفاه و تحقق فردی است. رابینز (2001) و مادانز (2019) شش نیاز اساسی (نیاز به قطعیت، عدمقطعیت، اهمیتداشتن، ارتباط، رشد و مشارکت) را برای انسان برمیشمارند (Madanes, 2019; Robbins, 2001). گلاسر (1400) پنج نیاز اساسی (نیاز به بقا، عشق، آزادی، میل قدرت و تفریح) را برای انسان شناسایی میکند (گلاسر، 1400).
در این تحقیق برای پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. این ضرایب برای کلیۀ سازههای اصلی پژوهش در جدول 1 ارائه شده است. همانطور که مشاهده میشود، همۀ مقیاسها از پایایی داخلی بسیار مطلوب و بالای 7/0 برخوردار هستند، بهاستثنای سه مقیاس پایانی (نیاز به قطعیت، موفقیت و پیروی) که ضرایبی در حدود 65/0 دارند. این سطح از پایایی، قابلیت اعتماد و دقت ابزار پژوهش را در سنجش سازههای پیچیدۀ نظری (نیازهای انسانی و آرزوی مهاجرت) در جامعۀ نمونۀ موردمطالعه تأیید میکند و امکان آزمون روابط بین متغیرها را فراهم میسازد.
جدول 1- پایایی طیفهای درون پژوهش
Table 1- Intra-study reliability of scales
|
نام طیف |
تعداد گویه |
مقدار آلفا |
|
آرزوی مهاجرت |
19 |
975/0 |
|
نیاز به پذیرش و احترام |
16 |
945/0 |
|
نیاز به تصویب |
13 |
928/0 |
|
نیاز به شناخت |
8 |
876/0 |
|
نیاز به رشد |
8 |
902/0 |
|
نیاز به مشارکت |
6 |
866/0 |
|
نیاز به امنیت و آرامش |
5 |
864/0 |
|
نیاز به پیوندجویی |
3 |
804/0 |
|
نیاز به خودشکوفایی |
4 |
773/0 |
|
نیاز فیزیولوژیک |
6 |
779/0 |
|
نیاز به قطعیت (اطمینان) |
3 |
65/0 |
|
نیاز به موفقیت |
3 |
65/0 |
|
نیاز به پیروی |
3 |
6/0 |
اعتبار ابزار سنجش
برای اعتباریابی دو متغیر اصلی تحقیق، یعنی آرزوی مهاجرت و نیازهای انسانی، از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است.
جدول 2، نتایج آزمونهای KMO و کرویت بارتلت برای ماتریس همبستگی دادههای مربوط به گویههای نیازهای انسانی را نشان میدهد. مقدار KMO برابر 949/0 که بسیار نزدیک به ۱ است، نشاندهندۀ کفایت نمونهگیری و مناسببودن دادهها برای تحلیل عاملی است. معناداری آزمون بارتلت (000/0=p) نیز وجود همبستگی کافی بین گویهها را برای انجام تحلیل عاملی تأیید میکند. این نتایج مبنای آماری مناسبی برای استخراج عوامل زیربنایی سازۀ «نیازهای انسانی» فراهم میآورد.
جدول 2- آزمون بارتلت برای تفکیک ماتریس عامل نیازهای انسانی
Table 2- Bartlett test for separating the human needs factor matrix
|
مقدار کایزرمایر _ اوکلین |
949/0 |
|
آزمون بارتلت |
422/14961 |
|
درجۀ آزادی |
1540 |
|
سطح معنیداری |
000/0 |
جدول 3، ساختار عاملی نهایی سازۀ «نیازهای انسانی» پس از انجام تحلیل عاملی اکتشافی را نشان میدهد. این تحلیل به استخراج ۱۲ عامل معنادار منجر شد که درمجموع 25/68% از واریانس کل سازه را تبیین میکنند. این عوامل که با نظریههای مازلو (1943)، آلدرفر (1969) و بهویژه مدل رابینز _ مادانز (2019/2001) همخوانی دارند، عبارتاند از: ۱) پذیرش و احترام، ۲) تصویب، ۳) شناخت و موفقیت، ۴) رشد، ۵) مشارکت، ۶) امنیت و آرامش، ۷) پیوندجویی، ۸) خودشکوفایی، ۹) فیزیولوژیک، ۱۰) قطعیت، ۱۱) موفقیت، و ۱۲) پیروی. بارهای عاملی بالا (عموماً بالای 5/0) نشاندهندۀ همبستگی قوی هر گویه با عامل مربوط است و روایی سازۀ ابزار را تأیید میکند.
جدول 3- تحلیل عاملی نیازهای انسانی
Table 3- Factor analysis of human needs (continued)
|
عامل اول (نیاز به پذیرش و احترام) |
بار عاملی |
عامل دوم (نیاز به تصویب) |
بار عاملی |
عامل سوم (شناخت و موفقیت) |
بار عاملی |
|
دیگران از من، نظرم را جویا شوند. |
790/0 |
کارهایم موردتوجه دیگران باشد. |
682/0 |
مسئولیتم را مشتاقانه میپذیرم. |
739/0 |
|
مردم مرا آنچنانکه هستم، بپذیرند. |
768/0 |
مردم رفتار خداپسندانۀ مرا تحسین کنند. |
656/0 |
مسائل پیچیدهتر را به مشکلات سادهتر ترجیح میدهم. |
724/0 |
|
به من باور داشته باشند. |
750/0 |
حتی با یک تکان دست، به من تبریک بگویند. |
619/0 |
مشاهدۀ برنامههای آموزشی را به سرگرمی ترجیح میدهم. |
701/0 |
|
بهخاطر خودم، از من قدردانی کنند. |
740/0 |
نزدیکانم بگویند که راه مرا میپسندند. |
610/0 |
من دربارۀ تواناییهای ذهنیم، بسیار خوشبین هستم. |
700/0 |
|
دیگران مرا به گرمی بپذیرند. |
734/0 |
دیگران کارهایشان را به من بسپارند. |
602/0 |
من دربارۀ اهدافم و چگونگی دستیابی به آنها فکر میکنم. |
689/0 |
|
کسی به من بگوید که مرا دوست میدارد. |
691/0 |
زمانی که سخت کار میکنم، از من قدردانی کنند. |
597/0 |
تا زمانی که کارم تمام نشود، رهایش نمیکنم. |
646/0 |
|
کسی نگرانی مرا درک کند. |
686/0 |
والدینم یا معلمها کارم را تأیید کنند. |
582/0 |
در مسائل مهم، از راهکارهای دیگران استفاده میکنم. |
594/0 |
|
نیازهای مالی من تأمین شود. |
676/0 |
با نوازش از من مراقبت شود. |
581/0 |
برای موفقیت باید جا پای بزرگان گذاشت. |
582/0 |
|
هنگام شکست، دیگران به من اطمینان دهند که هنوز دوستم دارند. |
673/0 |
شخصی، برایم دعا کند. |
564/0 |
- |
- |
|
برای دیگران ارزشمند و مهم باشم. |
652/0 |
به فرد یا گروهی احساس تعلق داشته باشم. |
533/0 |
- |
- |
|
دوستی به من توجه کرده و تشویقم کند. |
565/0 |
در میان اعضای گروه، فردیت من هم دیده شود. |
532/0 |
- |
- |
|
کسی وقتش را با من بگذراند. |
561/0 |
احساس کنم که بخشی از گروه هستم. |
462/0 |
- |
- |
|
دیگران برای تلاشهایم، مرا تشویق کنند. |
549/0 |
هنگام خستگی کسی به من یاری برساند. |
435/0 |
- |
- |
|
در تصمیمگیریهای مرتبط با خودم، شرکت داده شوم. |
528/0 |
- |
- |
- |
- |
|
کسی بهدقت به حرف من گوش کند. |
491/0 |
- |
- |
- |
- |
|
در سختیها تنها نباشم. |
488/0 |
- |
- |
- |
- |
جدول 3-تحلیل عاملی نیازهای انسانی (دنباله)
Table 3- Factor analysis of human needs (continued)
|
عامل چهارم (نیاز به رشد) |
بار عاملی |
عامل پنجم (مشارکت) |
بار عاملی |
عامل ششم (امنیت و آرامش) |
بار عاملی |
|
ضعفهای خودم را میپذیرم. |
739/0 |
ورای قومیت، جنسیت، وضعیت اقتصادی و ... با عدالت با من برخورد شود. |
703/0 |
فکر تغییرات مهم در زندگی (انتخاب رشته، ازدواج و ...)، مرا مضطرب میکند. |
844/0 |
|
قدردان کسانی هستم که در مشکلات به من کمک میکنند. |
650/0 |
تا آنجا که ممکن است در زندگی ثبات داشته باشم. |
645/0 |
دربارۀ هر چیزی که ممکن است خطرناک باشد، نگرانم. |
833/0 |
|
به توسعۀ طرحها و ایدههای جدید علاقه دارم. |
624/0 |
فرصت مشارکت در جامعه داشته باشم. |
605/0 |
گاهی اوقات نگران آینده هستم. |
831/0 |
|
ما مأموریم که دنیا را جای بهتری سازیم. |
688/0 |
برای آموزش به دیگران، چیزهای جدید یاد بگیرم. |
577/0 |
من نگران خطرات هستم. |
783/0 |
|
همیشه به دنبال تجربیات جدید هستم. |
585/0 |
نمونهای برای دیگران باشم. |
543/0 |
از تغییرات میترسم. |
711/0 |
|
هر شکست یک تجربۀ یادگیری است. |
536/0 |
به من ایمان داشته باشند. |
417/0 |
- |
- |
|
مدام به دنبال بهبود در کارهایم هستم. |
532/0 |
- |
- |
- |
- |
|
همیشه چیزی جدید برای یادگیری برای من وجود دارد. |
497/0 |
- |
- |
- |
- |
جدول 3- تحلیل عاملی نیازهای انسانی (دنباله)
Table 3- Factor analysis of human needs (continued)
|
عامل هفتم (پیوندجویی) |
بار عاملی |
عامل هشتم (خودشکوفایی) |
بار عاملی |
عامل نهم (فیزیولوژیک) |
بار عاملی |
|
میدانم که چگونه با مردم ارتباط برقرار کنم. |
688/0 |
کارکردن با گروه را بر تنها کارکردن ترجیح میدهم. |
727/0 |
خانۀ مناسبی داشته باشم. |
785/0 |
|
در روابطم نیاز به شور و شوق دارم. |
687/0 |
از انجام کارها بهتنهایی لذت نمیبرم. |
713/0 |
در روز غذای کافی بخورم. |
784/0 |
|
در روابطم با دیگران در پی یکیشدن با آنها هستم. |
685/0 |
لازم نیست که همیشه دیگران کارهایم را تأیید کنند. |
705/0 |
که از سلامت کافی برخوردار باشم. |
700/0 |
|
- |
- |
به آنچه که هستم، افتخار میکنم. |
510/0 |
بتوانم لباس جدیدی بخرم. |
680/0 |
|
- |
- |
- |
- |
افکار و احساساتم را برای اطرافیانم بیان کنم. |
571/0 |
|
- |
- |
- |
- |
در هر زمانی احساس راحتی کنم. |
544/0 |
جدول 3- تحلیل عاملی نیازهای انسانی (دنباله)
Table 3- Factor analysis of human needs (continued)
|
عامل دهم (قطعیت) |
بار عاملی |
عامل یازدهم (موفقیت) |
بار عاملی |
عامل دوازدهم (پیروی) |
بار عاملی |
|
خطر برای من هرگز هیجانانگیز نیست. |
832/0 |
گاهی اوقات احساس میکنم که در کارهایی که باید انجام دهم، غرق شدهام. |
815/0 |
برای رسیدن به موفقیت باید از روشهای معمول استفاده کرد. |
809/0 |
|
چیزهای قابلپیشبینی را دوست دارم. |
758/0 |
برخی اوقات به دلیل اینکه کارهای نیک مرا نمیبینند، ناامید میشوم. |
776/0 |
اگر چیزی که میخوانم مرا گیج کند، رهایش میکنم. |
626/0 |
|
شخص ماجراجویی نیستم. |
630/0 |
هنگام انجام کار، نیاز به اظهارنظر دیگران دارم. |
537/0 |
معمولاً دوست ندارم که در اجرای وظایفم، ابتکار به خرج دهم. |
564/0 |
برای بررسی اعتبار طیف آرزوی مهاجرت از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است (جدول 4). جدول 4، نتایج آزمونهای KMO و کرویت بارتلت برای ماتریس همبستگی دادههای مربوط به گویههای آرزوی مهاجرت را نشان میدهد. مقدارKMO برابر 972/0 بوده که نشاندهندۀ کفایت نمونهگیری فوقالعاده برای تحلیل عاملی این سازه است. معناداری آزمون بارتلت (000/0=p) نیز وجود همبستگی بسیار قوی بین گویهها را برای انجام تحلیل عاملی تأیید میکند.
جدول 4- آزمون بارتلت برای تفکیک ماتریس عامل آرزوی مهاجرت
Table 4- Bartlett test for separation of the migration desire factor matrix
|
مقدار کایزرمایر _ اوکلین |
972/0 |
|
آزمون بارتلت |
832/14478 |
|
درجۀ آزادی |
465 |
|
سطح معنیداری |
000/0 |
جدول 5، ساختار عاملی نهایی سازۀ «آرزوی مهاجرت» را نشان میدهد. تحلیل عاملی سه بُعد اصلی این سازه را آشکار کرد که درمجموع 66/75% از واریانس آن را توضیح میدهند: 1) عامل اجتماعی _ اقتصادی (شامل گویههای مربوط به دسترسی به خدمات بهتر، امنیت، شغل و مبارزه با فساد)، 2) عامل احساس تعلق و وطندوستی (شامل گویههای معکوس که تمایل به ماندن و تعلق ملی را میسنجند) و 3) عامل آمادگی برای مهاجرت (شامل گویههای مربوط به آزادیهای فردی و عزم عملی برای ترک کشور). این ابعاد بهخوبی چارچوب نظری «عوامل فشار _ کشش» و «آرزو _ توانایی» را منعکس میکند.
جدول 5- تحلیل عاملی انگیزۀ مهاجرت
Table 5- Factor analysis of migration motivation
|
عامل اول (اجتماعی _ اقتصادی) |
بار عاملی |
عامل دوم (احساس تعلق و وطندوستی) |
بار عاملی |
عامل سوم (آمادگی برای مهاجرت) |
بار عاملی |
|
میخواهم به خدمات عمومی (مانند آموزش، بهداشت و ...) بهتری دسترسی داشته باشم. |
831/0 |
هرکس در کشور خودش عزت دارد. (-) |
848/0 |
میخواهم در جامعهای زندگی کنم که آزادی فردی بیشتری داشته باشم. |
719/0 |
|
این تنها گزینه برای من یا خانوادهام برای بهبود وضعیت مالی است. |
816/0 |
مهاجرت از ایران کار درستی نیست. (-) |
845/0 |
میخواهم در جامعهای زندگی کنم که راحتتر فعالیت فرهنگی داشته باشم. |
707/0 |
|
به دلیل وضعیت سلامتی خود، به خدمات بهداشتی بهتری نیاز دارم. |
813/0 |
ایران مثل مادر است. نباید مادرمان را ترک کنیم. (-) |
845/0 |
اگر شرایط جور شود، مهاجرت میکنم. |
695/0 |
|
میخواهم در محیط امنتری زندگی کنم. |
808/0 |
هیچجا مثل وطن نمیشود. (-) |
834/0 |
اگر فرصت مهاجرت داشته باشم، میخواهم بهطور دائم به کشور دیگری بروم. |
682/0 |
|
میخواهم در محیطی زندگی کنم که موردتبعیض قرار نگیرم. |
798/0 |
باید بمانیم و وطنمان را بسازیم. (-) |
834/0 |
اگر مدارک لازم را برای کار یا تحصیل در خارج داشته باشم، میروم. |
681/0 |
|
میخواهم آیندۀ شغلی بهتری داشته باشم. |
793/0 |
هر کشوری که بروی، بیگانه به حساب میآیی. (-) |
818/0 |
وقتی شرایط ایران را با خارج مقایسه میکنم، به خودم میگویم که برو. |
614/0 |
|
میخواهم به فرصتهای آموزشی بیشتری دسترسی داشته باشم. |
792/0 |
از ایران نمیروم و دیگران را هم تشویق به ماندن میکنم. (-) |
805/0 |
- |
- |
|
میخواهم در جامعهای کمتر فاسد زندگی کنم. |
779/0 |
هنوز برای یک زندگی مناسب، در ایران فرصت هست. (-) |
773/0 |
- |
- |
|
میخواهم چیزهای جدیدی کشف کنم و فرهنگهای مختلف را تجربه کنم. |
779/0 |
بسیاری از کسانی که از ایران رفتند، زندگیشان از هم پاشیده است. (-) |
823/0 |
- |
- |
|
هدف من از مهاجرت رسیدن به محیطی آرام و بیدغدغه است. |
757/0 |
اگر فرصت مهاجرت هم داشته باشم، به هیچ کشوری بهطور دائم مهاجرت نمیکنم. (-) |
690/0 |
- |
- |
|
میخواهم در جامعهای بدون تنش زندگی کنم. |
744/0 |
در خارج بهسختی میتوان پول درآورد و زندگی کرد. (-) |
657/0 |
- |
- |
|
میخواهم با مهاجرت از ایران، در کنار خویشان و دوستانم زندگی کنم. |
692/0 |
اگر بتوانم در وطنم زندگی خوبی بسازم، مهاجرت نمیکنم. (-) |
614/0 |
- |
- |
|
میخواهم در محیطی زندگی کنم که فرصتهای بیشتری برای مشارکت اجتماعی داشته باشم. |
683/0 |
- |
- |
- |
- |
یافتههای تحقیق
یافتههای توصیفی
در پژوهش حاضر از میان 400 نفر پاسخگو بین سنین 15 تا 29 سال با میانگین 59/23، 4/53درصد از پاسخگویان مرد و 6/46درصد زن بودهاند. از منظر وضعیت تأهل 1/69درصد از پاسخگویان مجرد، 7/28درصد متأهل و 2/2درصد نیز سایر موارد بودهاند. ازنظر تحصیلی، 1/38درصد از پاسخگویان دارای مدرک لیسانس، 6/24درصد از دارای مدرک دیپلم، دارای مدرک فوقدیپلم بودهاند و سایر درصدها نیز افراد ابتدایی، متوسطه و کارشناسی ارشد و بالاتر را شامل میشدند. به لحاظ وضعیت درآمدی 1/49درصد پاسخگویان درآمدی از خود نداشته، 9/13درصد بین 1 تا 3 میلیون تومان درآمد داشته و گروههای درآمدی دیگر مابقی درصدها را به خود اختصاص دادهاند.
یافتههای استنباطی
جدولهای 6 و 7، ضرایب همبستگی پیرسون بین ابعاد دوازدهگانۀ نیازهای انسانی و آرزوی مهاجرت را نشان میدهد. بهطورکلی، یافتهها از چارچوب نظری پژوهش حمایت میکنند (جدولهای 6 و 7). نیازهایی که ارضای آنها در جامعۀ مبدأ با محدودیت مواجه است (مانند نیاز به پذیرش و احترام، فیزیولوژیک و خودشکوفایی)، با آرزوی مهاجرت رابطۀ مثبت و معناداری دارند. درمقابل، نیازهایی که ارضای آنها مستلزم ماندن و حفظ پیوندهای موجود است (مانند نیاز به امنیت و آرامش، پیروی و قطعیت)، با آرزوی مهاجرت رابطۀ منفی دارند. دو نیاز (رشد و موفقیت) رابطۀ معناداری نشان ندادند که میتواند ناشی از ابهام در تعریف عملیاتی یا چندوجهی بودن این مفاهیم باشد.
جدول 6- رابطۀ بین نیازهای مختلف انسانی با آرزوی مهاجرت در بین پاسخگویان
Table 6- Relationship between various human needs and desire to migrate among respondents
|
|
پذیرش و احترام |
نیاز به تصویب |
نیاز به شناخت و موفقیت |
نیاز به رشد |
نیاز به مشارکت |
نیاز به امنیت و آرامش |
|
آرزوی مهاجرت |
**199/0 |
*125/0 |
**139/0 |
097/0 |
*104/0 |
**188/0- |
*p<0.05, **p<0.01
جدول 7- رابطۀ بین نیازهای مختلف انسانی با آرزوی مهاجرت در بین پاسخگویان (ادامه)
Table 7- Relationship between various human needs and desire to migrate among respondents (continued)
|
|
نیاز به پیوندجویی |
نیاز به خودشکوفایی |
نیاز فیزیولوژیک |
نیاز به قطعیت |
نیاز به موفقیت |
نیاز به پیروی |
|
آرزوی مهاجرت |
*114/0 |
*125/0 |
**233/0 |
*110/0- |
063/0 |
*130/0- |
*p<0.05, **p<0.01
جدول 8، مدل رگرسیون نهایی برای پیشبینی آرزوی مهاجرت را نشان میدهد. ۱۰ متغیر از ۱۲ متغیر نیاز انسانی به ترتیب اهمیت وارد مدل شدند و درنهایت 3/22% از واریانس آرزوی مهاجرت را تبیین کردند. این مدل قدرت تبیینکنندگی درخورتوجهی دارد و نشان میدهد که آرزوی مهاجرت صرفاً تصمیم اقتصادی نیست، بلکه تا حد زیادی تابعی از ارضانشدن نیازهای روانشناختی _ اجتماعی عمیقتر است. جالب توجه است که در مدل نهایی، علامت ضرایب استانداردشده (بتا) برای برخی نیازها (مانند فیزیولوژیک، خودشکوفایی و پیوندجویی) منفی شد که نشاندهندۀ اثرات سرکوبکننده یا تعامل پیچیدهتر این متغیرها در یک مدل چندمتغیره است و نیاز به واکاوی کیفی دارد. نیاز به امنیت و آرامش، قویترین پیشبین منفی و نیاز به پذیرش و احترام، قویترین پیشبین مثبت آرزوی مهاجرت بودند.
جدول 8- متغیرهای واردشده در معادلۀ رگرسیون برای تبیین تغییرات آرزوی مهاجرت
Table 8- Variables entered into the regression equation to explain changes in immigration aspirations
|
مراحل ورود متغیرها |
متغیر |
R |
R2 |
R2 تعدیلشده |
مقدار F |
Sig F |
بتا |
T |
Sig T |
|
اول |
نیاز به امنیت و آرامش |
177/0 |
031/ |
029/0 |
83/11 |
001/0 |
218/0 |
41/4 |
000/0 |
|
دوم |
نیاز به پیروی |
241/0 |
058/0 |
053/0 |
25/11 |
000/0 |
175/0 |
62/3 |
000/0 |
|
سوم |
نیاز به رشد |
282/0 |
079/0 |
072/0 |
46/10 |
000/0 |
270/0 |
53/3 |
000/0 |
|
چهارم |
نیاز فیزیولوژیک |
373/0 |
139/0 |
130/0 |
69/14 |
000/0 |
193/0- |
39/2- |
017/0 |
|
پنجم |
نیاز به قطعیت |
397/0 |
157/0 |
146/0 |
52/13 |
000/0 |
142/0 |
88/2 |
004/0 |
|
ششم |
نیاز به خودشکوفایی |
418/0 |
174/0 |
161/0 |
71/12 |
000/0 |
138/0- |
36/2- |
019/0 |
|
هفتم |
نیاز به مشارکت |
434/0 |
189/0 |
173/0 |
96/11 |
000/0 |
196/0 |
64/2 |
009/0 |
|
هشتم |
پذیرش و احترام |
449/0 |
201/0 |
184/0 |
31/11 |
000/0 |
318/0 |
20/3- |
002/0 |
|
نهم |
نیاز به تصویب |
461/0 |
212/0 |
192/0 |
71/10 |
000/0 |
247/0 |
72/2 |
007/0 |
|
دهم |
نیاز به پیوندجویی |
473/0 |
223/0 |
202/0 |
27/10 |
000/0 |
144/0- |
28/2- |
023/0 |
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر با تمرکز بر جوانان 29-15سالۀ شهر شیراز نشان داد که آرزوی مهاجرت، صرفاً بازتاب محاسبات اقتصادی نیست، بلکه بهطور معناداری با الگوهای کمبود در ارضای «نیازهای انسانی» پیوند دارد. در سطح همبستگی، نیازهایی مانند پذیرش و احترام، تصویب (تأیید) ازسوی دیگران، شناخت و موفقیت، مشارکت، پیوندجویی، خودشکوفایی و فیزیولوژیک با آرزوی مهاجرت رابطۀ مثبت و معنادار داشتند؛ درحالیکه امنیت و آرامش، قطعیت و پیروی بهطور معکوس با آن مرتبط بودند. در مدل چندمتغیره نیز، ضمن حفظ قدرت تبیین درخورتوجه، برخی ضرایب جهتگیری متفاوتی یافتند (برای نمونه فیزیولوژیک و خودشکوفایی با حضور سایر نیازها از همبستگی مثبت ساده به اثر منفی تغییر علامت دادند) که نشاندهندۀ کنش متقابل پیچیدۀ نیازها در فرایند تصمیمسازی است.
یافتههای پژوهش با مدل سلسلهمراتب نیازهای مازلو (1943) سازگار است: یافتۀ مثبتِ «پذیرش و احترام» و «شناخت» با آرزوی مهاجرت نشان میدهد که وقتی ارضای نیازهای سطوح بالاتر (احترام، خودشکوفایی/ شناخت) در مبدأ محدود ادراک میشود، مهاجرت بهمثابه راهبردی برای جبران کمبودها معنا پیدا میکند. همزمان، رابطۀ معکوس «امنیت/ قطعیت» با آرزوی مهاجرت، نقش نیازهای پایه و ایمنی را بهعنوان وزنههای نگهدارنده تأیید میکند. هرقدر احساس ثبات و پیشبینیپذیری در مبدأ بالاتر باشد، میل به مخاطرهپذیریِ جابهجایی کاهش مییابد (Maslow, 1943; Dohlman et al., 2019).
همچنین یافتهها همسو با نظریۀ وجود، ارتباط و رشد آلدرفر (1969) است: وی بیان میکند که ناکامی در سطح رشد میتواند به جستوجوی فرصتهای جایگزین منجر شود (Alderfer, 1969). تغییر علامت برخی نیازها در رگرسیون (برای نمونه فیزیولوژیک) را میتوان با همین منطق توضیح داد: در حضور سایر نیازها، فشارِ معیشتی میتواند به ترجیحِ کوتاهمدتِ ثبات در مبدأ بینجامد. حتی اگر در همبستگی ساده به افزایش آرزوی مهاجرت گرایش داشته باشد.
مطالعۀ حاضر همراستا با نظریۀ انتخاب گلاسر (1400) و مدل ششنیاز رابینز _ مادانز (2019/2001) است: شش نیاز رابینز-مادانز، قدرت، رشد و آزادی از محرکهای اصلی حرکت به سمت مقصد جدی هستند (گلاسر، 1400؛ Robbins, 2001; Madanes , 2019). ضرایب مثبتِ «اهمیت/ احترام/ شناخت» نشان میدهد که نیاز به قدرت/ اهمیت و رشد (به معنای دیدهشدن، فرصت تلاش مؤثر و پیشرفت) نقش پیشران در شکلگیری آرزو دارد و ضرایب منفیِ «قطعیت/ امنیت/ پیروی» بیانگر آن است که امنیت، پیشبینیپذیری و همنوایی هنجاری بهعنوان ترمزهای روانی _ اجتماعی عمل میکنند؛ بدینترتیب، الگوی مشاهدهشده با منطق «توازن نیاز به قطعیت در برابر تنوع/ تغییر» در مدل رابینز _ مادانز سازگار است.
علاوهبراین، چارچوب «آرزو _ توانایی» کارلینگ و شوئل (2018) و « قابلیت _ آرزو» دهاس (2021) نشان میدهند که آرزو برای مهاجرت مستقل از توانایی واقعی انجام آن شکل میگیرد (De Haas, 2021 ؛Carling & Schewel, 2018). یافتهها نشان میدهد که آرزو عمدتاً از فرایند روانشناختی کمبودِ ادراکشده در نیازهای احترام، شناخت و رشد مشتق میشود و عوامل فشار _ کششِ کلان (ناامنی، تبعیض و فساد در برابر فرصتهای آموزشی، شغلی و آزادی در مقصد) از خلال همین مکانیسمهای نیازمحور بر ذهن فرد اثر میگذارند. این پژوهش نشان داد که بسیاری از جوانان، درصورت محدودیت توانایی عملی، آرزوی مهاجرت را بهعنوان سازوکاری برای دستیابی به احترام، رشد و آزادی مطرح میکنند. نظریۀ «سیستمهای مهاجرت» نیز یادآور میشود که شبکهها و فرهنگ مهاجرت میتواند ادراکِ قابلیتِ برآوردهسازی این نیازها را در مقصد تقویت کند و به بازخوردهای تقویتی بینجامد.
نتایج پژوهش با مطالعات داخلی و خارجی همسو است. پژوهش حاضر همانند پژوهشهای رضایی و صادقی (1400)، سجادی و همکاران (1403) و پورمهدی و ال آبانی (2023)، نقش عوامل اجتماعی _ اقتصادی و روانشناختی را در شکلگیری آرزوی مهاجرت جوانان برجسته میبیند. همچنین یافتههای این پژوهش همسو با نتایج علمی و پاسندی یساقی (1403) و میلاسی (2020) نشان میدهد که فشارهای اقتصادی ازطریق تأثیر بر نیازهای روانی و اجتماعی به افزایش تمایل به مهاجرت منجر میشود. همچنین همسوتر با مطالعاتی که تورم، بیکاری، عدماطمینان و فساد را محرک میدانند، عامل اجتماعی _ اقتصادی در سازۀ آرزو برجسته شد؛ اما افزون بر این، پژوهش نشان میدهد که این فشارها از مسیر نیازهای احترام/ شناخت/ رشد به آرزو ترجمه میشوند، نه صرفاً از حسابگری مالی.
از منظر سرمایۀ اجتماعی، یافتهها با پژوهش دهقان و همکاران (1400) و افشاری و همکاران (1399) در زمینۀ نقش احساس تعلق و امنیت اجتماعی در کاهش انگیزۀ مهاجرت همخوان است. همچنین در سطح بینالمللی یافتهها مشابه مطالعات آریال و همکاران (2024)، نگیا (2019) و میگالی و اسیپپونی (2018) است که جوانان، بهویژه تحصیلکردگان، درصورت ناکامی در دستیابی به احترام و فرصت رشد، علاقهمند به مهاجرت میشوند.
اضافه بر این، این مطالعه با پژوهشهایی همخوانی دارد که «تعلق/ آزادی» را کانونی یافتهاند (عربپور و موسوی، 1401؛ Albert & Barros, 2021). روابط منفی «پیروی» و «قطعیت/ امنیت» با آرزو دیده شد و مؤلفۀ «احساس تعلق و وطندوستی» در تحلیل عاملی آرزو ظاهر گردید؛ یعنی ضعف ادراکِ کرامت، مشارکت و آزادیهای فردی میتواند میل به خروج را تشدید کند.
دلالتهای سیاستی
تقویت مسیرهای رشد علمی و شغلی در داخل کشور برای تأمین نیاز به احترام و رشد؛
ایجاد فرصتهای پژوهشی بینالمللی درونزا با حفظ پژوهشگر در کشور؛ بهعبارتدیگر پژوهشهایی که پیوند و همکاری بینالمللی دارند (مثل همکاری با دانشگاهها و استادان خارجی، پروژههای مشترک، استفاده از شبکههای علمی بینالمللی)؛ اما پایه و مرکز اصلی آن داخل کشور است و باعث خروج دائم نیروی انسانی نمیشود؛
ایجاد فضای پیشبینیپذیر اقتصادی و اجتماعی برای پاسخ به نیاز امنیت و قطعیت؛
تقویت سازوکارهای مشارکت و شنیدن صدای جوانان برای افزایش احساس تعلق.
محدودیتها و پیشنهادها
نتایج این مطالعه به دلیل ماهیت مقطعی آن، امکان بیان رابطۀ علّی را محدود میکند. همچنین تمرکز بر یک شهر ممکن است تعمیم نتایج را با محدودیت مواجه سازد. تحقیقات آینده میتوانند با طراحی طولی و بهکارگیری روشهای کیفی، سازوکار تجربۀ نیازها و شکلگیری آرزوی مهاجرتی را عمیقتر بررسی کنند.
جمعبندی
نتایج پژوهش نشان داد که آرزوی مهاجرت جوانان ایرانی بیش از آنکه صرفاً اقتصادی باشد، ریشه در جستوجوی کرامت، احترام، امنیت روانی و فرصت رشد دارد؛ بنابراین، هرگونه سیاستگذاری مؤثر برای کاهش تمایل به مهاجرت، باید علاوهبر شاخصهای اقتصادی به ارتقای تجربۀ زیستۀ جوانان در حوزۀ احترام، امنیت و فرصتهای رشد توجه کند.
[1] Czaika & Weisner
[2] Aryal et al.
[3] Pourmehdi & El Abani
[4] Iqbal.
[5] Milasi
[6] Nghia
[7] Migali & Scipioni
[8] Афзали
[9] Dako-Gyeke
[10] Otrachshenko & Popova
[11] Carling & Schewel
[12] De Haas
[13] Lee
[14] Diaspora.
[15] Maslow.
[16] Cognitive.
[17] Aesthetic.
[18] Self-transcendence
[19] Existence, Relatedness, and Growth Theory (ERG).
[20] Glasser.
[21] Cross-sectional Survey
[22] Validity
[23] Reliability
[24] Content Validity
[25] Construct Validity.
[26] Eigenvalue.
[27] Cross-loading