Document Type : Research Paper
Authors
1 Department of Public Administration, Faculty of Management and Economics, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Ph.D. candidate, Department of Political Geography, Faculty of Geography, Kharazmi University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
مشارکت سیاسی بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی توسعۀ سیاسی، استقرار نظامهای دموکراتیک و ثبات نظامهای حکومتی، نقش بنیادینی در تقویت مشروعیت نهادها و انسجام اجتماعی ایفا میکند (ابوالحسنی، 1404؛ مهرگان و همکاران، 1398). حضور فعالانۀ شهروندان در عرصۀ عمومی، نهتنها ریشه در حق تعیین سرنوشت و حاکمیت مردم بر مقدرات خویش دارد (سلامی و رضایی، 1404) ، مهمترین ابزار برای گذار از بحرانهای مشارکت به سوی توسعۀ سیاسی پایدار محسوب میشود (عالم و نوریاصل، 1398). درواقع، گسترش مشارکت و رقابت گروههای اجتماعی در زندگی سیاسی، عامل اصلی پویایی جامعه است و کاهش آن، بهویژه در میان گروههایی که پیشتر نقش مشروعیتبخش داشتهاند، میتواند نشانهای از گسست در بنیانهای هویتی و فرهنگی نظام سیاسی تلقی شود (نظری و همکاران، 1392؛ ابوالحسنی، 1404).
باتوجهبه اهمیت این مؤلفه، در دهههای اخیر جامعۀ علمی ایران توجه ویژهای به مفهوم مشارکت سیاسی داشته است و پژوهشگران متعددی از زوایای گوناگون به واکاوی آن پرداختهاند. مروری بر ادبیات پژوهشی نشان میدهد که بخش عمدهای از این مطالعات بر شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی متمرکز بوده است؛ عواملی نظیر سرمایۀ اجتماعی و اعتماد نهادی (بهشتی و همکاران، 1404)، فرهنگ و هوش سیاسی (پناهی و بنیفاطمه، 1394؛ روحی و همکاران، 1401) وضعیت اقتصادی و طبقاتی شهروندان (آبنیکی، 1396؛ میری و همکاران، 1404؛ بهنامفر و شاعری، 1403) و همچنین نقش فزایندۀ رسانههای اجتماعی، فضای مجازی و حوزۀ عمومی دیجیتال (خانیکی و خجیر، 1397؛ محمدی پشتهانی و همکاران، 1401؛ عشایری و جهانپرور، 1403؛ عباسنیا و همکاران، 1402)؛ علاوهبراین، بخش درخورتوجهی از تحقیقات به بررسی موانع و الگوهای مشارکت در میان گروههای خاص جمعیتی ازجمله زنان (ذوالفقاری و همکاران، 1404؛ رییسی و همکاران، 1399؛ محمدی و اعوانی، 1404)، جوانان و دانشجویان (غفاری هشجین و همکاران، 1389)، تأثیر ساختار دینی جامعه بر گرایش به مشارکت (ذوالفقاری و همکاران، 1403) و مباحث حقوقی نظیر سازگاری حق رأی با اسناد حقوق بشری (دبیرنیا و همکاران، 1402) اختصاص یافته است.
دستیابی به درک دقیقتر و ترسیم نقشهای جامع از ادبیات علمی در حوزۀ مشارکت سیاسی، نیازمند بررسی روشمند ابعاد مختلف این پژوهشهاست؛ بر این اساس، شناخت روند رشد و توزیع زمانی انتشارات، میتواند چشمانداز روشنی از سیر تطور این حوزه ارائه دهد. همچنین، سازماندهی اطلاعات موجود و شناسایی قطبهای علمی، شبکۀ نویسندگان و مجلات هسته مسیر دسترسی پژوهشگران به منابع کلیدی را هموارتر میسازد؛ افزون بر این، ترسیم ساختار موضوعی و تحلیل خوشههای معنایی به درک بهتر گرایشهای غالب و مفاهیم بنیادینِ پژوهشهای پیشین کمک شایانی خواهد کرد؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل کتابسنجی و ترسیم نقشۀ علم پژوهشهای مشارکت سیاسی در ایران طی دو دهۀ اخیر سامان یافته است. برای دستیابی به این هدف کلان، مقالۀ حاضر در پی پاسخگویی به سؤالات اساسی زیر است:
- روند رشد و توزیع زمانی انتشارات علمی در حوزۀ مشارکت سیاسی در ایران چگونه بوده است؟
- پرتألیفترین نویسندگان، دانشگاهها و مجلات هسته در تولید ادبیات علمی این حوزه کدام هستند؟
- ساختار موضوعی و خوشههای معنایی و کلمات کلیدی پرتکرار در این پژوهشها شامل چه مفاهیمی است؟
مبانی مفهومی
مفهومشناسی مشارکت سیاسی
مشارکت سیاسی بهعنوان یکی از ارکان بنیادین توسعۀ سیاسی و ثبات نظامهای دموکراتیک، ناظر بر میزان بهرهمندی شهروندان از حق دخالت در مقدرات و تصمیمگیریهای سیاسی است (محبی انجدانی و همکاران، 1404). در ادبیات علوم سیاسی، تعاریف متعددی از این مفهوم ارائه شده است. یکی از این تعاریف، مشارکت سیاسی را مجموعهای از فعالیتها و اعمالی میداند که شهروندان بهوسیلۀ آن در جستوجوی نفوذ یا حمایت از حکومت یا سیاستی خاص هستند (دال، 1397). باتوجهبه یک رویکرد سلسلهمراتبگرا مشارکت طیفی است که از عدمدرگیری در سیاست تا داشتن مقام رسمی و اداری امتداد دارد و دراینمیان، رأیدادن بهعنوان حداقلیترین سطح مشارکت معرفی میشود (محبی انجدانی و همکاران، 1404). از منظر حقوق بنیادین نیز، حق بر مشارکت سیاسی از حق تعیین سرنوشت نشئت میگیرد و حتی در برخی نظامها بهصورت رأی اجباری با حفظ اصل مخفیبودن بهعنوان تکلیف شهروندی اعمال میشود (دبیرنیا و همکاران، 1402).
از منظر جامعهشناسی سیاسی، مشارکت ارتباطی دوسویه میان نظام سیاسی و جامعه برقرار میکند و شهروندان را از مشارکتکنندگان صرف به ناظران و تصمیمسازان ارتقا میدهد. در تبیین چرایی مشارکت شهروندان، نظریۀ انتخاب عقلانی اثر داونز[1] نقشی کلیدی دارد. بر اساس این نظریه، کنش سیاسی افراد تابعی از محاسبۀ دقیق هزینهها و منافع است؛ به عبارتی، شهروندان تنها زمانی دست به کنش سیاسی نظیر رأیدادن میزنند که فایده موردانتظارشان بر هزینههای آن فزونی یابد (ساعی و همکاران، 1396). همچنین، در نظامهای سیاسی، مشارکت شهروندان ارتباط تنگاتنگی با مشروعیت نظام و پیوندهای هویتی و فرهنگی دارد (De Moor, 2016)؛ بر این اساس، فرهنگ سیاسی حاکم بر جامعه خواه دموکراتیک یا اقتدارگرا تعیینکنندۀ نوع، کیفیت و گستردگی مشارکت داوطلبانۀ شهروندان است (ابوالحسنی، 1404). همچنین در عصر جدید، شکلگیری و بهرهمندی از حوزۀ عمومی مجازی میتواند بهعنوان بستر نظری نوینی برای تقویت و مهندسی مشارکت سیاسی عمل کند (عباسنیا و همکاران، 1402).
پیشینۀ پژوهش
بررسی ادبیات و تولیدات علمی داخلی نشان میدهد که پژوهشگران حوزۀ علوم سیاسی، جامعهشناسی و ارتباطات مفهوم مشارکت سیاسی را از زوایای بسیار متنوعی واکاوی کردهاند. برای درک بهتر میتوان مطالعات پیشین را در چند محور موضوعی کلان دستهبندی و یکپارچهسازی کرد:
الف) مطالعات فراتحلیلی و آسیبشناسی پژوهشها
بخشی از پژوهشها تلاش کرده است تا با نگاهی کلان، مطالعات انجامشده را ارزیابی کند. فراتحلیل کشاورزی و عربی (1399) نشان داد که بیشتر پژوهشهای داخلی درزمینۀ مشارکت سیاسی از ضعف معرفتشناختی، فقدان مدل نظری منسجم و تمرکز مفرط بر سطح تحلیل خرد رنج میبرد. در مطالعههای دیگر، خانیکی و خجیر (1397) با فراتحلیل پژوهشهای حوزۀ رسانه و مشارکت، غلبۀ رویکرد اثباتگرایی و ضعف در شاخصسازی را بهعنوان نقاط ضعف اصلی این مقالات برشمردند. همچنین با بررسی بازۀ زمانی 10ساله، افت محسوس مشارکت انتخاباتی بهویژه در سالهای 1400 و 1402 را تأیید کردند و عوامل فرهنگی و سیاسی را دارای بیشترین اندازۀ اثر در این کاهش دانستند (نورانی و همکاران، 1404)؛ علاوهبراین، در بازۀ سالهای 1396 تا 1400، شش چالش کلان شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، قانونی، محیطی، رسانهای و حاکمیتی را بهعنوان موانع اصلی مشارکت شناسایی کردند (حسننیا و همکاران، 1404)؛ علاوهبراین، با رویکرد فراترکیب، 126 عامل مؤثر بر مشارکت انتخاباتی را در 10 مؤلفۀ کلی دستهبندی کردند (محمدزاده راوندی و همکاران، 1402)؛ در همین راستا، مطالعات فراتحلیلی اخیر نشان داده است که سیاستگذاری رسانهای و سواد رسانهای تأثیر مثبت و مصرف رسانههای خارجی تأثیر منفی بر مشارکت دارد (عشایری و جهانپرور، 1403) و ابعاد مختلف ساختار دینی جامعه اعم از ابعاد اعتقادی، مناسکی و پیامدی نیز رابطۀ معناداری با گرایش به مشارکت سیاسی در ایران ایفا میکند (ذوالفقاری و همکاران، 1403).
ب) عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مشارکت
دستۀ بزرگی از مقالات متغیرهای تأثیرگذار بر مشارکت را بررسی کردهاند. میری و همکاران (1404) در بررسی انتخابات ریاستجمهوری سیزدهم، عامل اقتصادی را مهمترین محرک یا مانع مشارکت معرفی کردند. این یافته در مطالعات محلی نیز تأیید شده است؛ بهگونهای که بهنامفر و شاعری (1403) نشان دادند بهبود وضعیت اقتصادی شهروندان با افزایش میزان مشارکت سیاسی آنان رابطۀ مستقیم دارد. از منظر طبقاتی، آبنیکی (1396) نشان داد که طبقۀ متوسط شهری در ایران باوجود برخورداری از آگاهی و تحصیلات عالی به دلیل احساس بیقدرتی در حوزۀ سیاست، با کاهش مشارکت مواجه شده است. همچنین، سرمایۀ اجتماعی و اعتماد نهادی (بهشتی و همکاران، 1404)، هوش سیاسی (روحی و همکاران، 1401) و فرهنگ سیاسی برخاسته از خانواده و جامعهپذیری (گلابی و حاجیلو، 1391؛ ابوالحسنی، 1404) از جمله متغیرهایی است که رابطۀ مستقیم و معناداری با افزایش مشارکت سیاسی شهروندان دارد. در سطح ساختاری نیز، طالاری و موسوی شفایی (1395) نقش تعدد احزاب و شدت رقابت را در قالب بازاریابی سیاسی برای افزایش مشارکت حیاتی دانستهاند.
ج) مشارکت سیاسی زنان و اقلیتها
بخش مهمی از ادبیات پژوهشی به موانع و چالشهای مشارکت زنان اختصاص دارد. دراینبین ذوالفقاری و همکاران (1404) با رویکرد فراترکیب، موانع مشارکت سیاسی زنان را در ایران در شش دستۀ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، روانی و جمعیتی مدلسازی کردند؛ در همین راستا محمدی و اعوانی (1404) پدیدۀ زیست سیاسی متعارض زنانه را مطرح کرده و نشان دادند که تعارض میان ساختارهای سنتی و خواستههای مدرن به طرد سیاسی زنان انجامیده است. این موانع در مناطق پیرامونی شدت بیشتری دارد؛ چنانکه رییسی و همکاران (1399) نهادهای غیررسمی مانند مردسالاری و باورهای سنتی را مانع اصلی مشارکت زنان در منطقۀ بلوچستان دانستهاند؛ هرچند نهادهایی چون شوراها درحال تعدیل این فضا هستند.
د) تحولات فناورانه، بومی و نهادی
با ظهور فناوریهای نوین، نقش رسانههای اجتماعی در آیندۀ مشارکت سیاسی انکارناپذیر است؛ بهطوریکه رویکرد حاکمیت به این شبکهها با نگاه فرصتمحور یا تهدیدانگار میتواند سناریوهای متفاوتی برای آیندۀ مشارکت رقم بزند (محمدی پشتهانی و همکاران، 1401). مطالعات نشان میدهد که مهندسی و بهرهمندی صحیح از حوزۀ عمومی مجازی نیز در تقویت این مشارکت بسیار مؤثر است (عباسنیا و همکاران، 1402). در سطوح محلی نیز، پدیدههای بومی بر الگوهای دموکراتیک سایه انداخته است؛ برای مثال، پناهینسب و همکاران (1404) در مطالعۀ انتخابات مجلس در کهگیلویه و بویراحمد نشان دادند که چگونه تضعیف تحزب به بازتولید مشارکت بر پایۀ طایفهگرایی و منافع فردی منجر شده است. متغیرهای بنیادین دیگری نظیر احساس امنیت سیاسی در حاشیهنشینی (آفتابی و همکاران، 1402)، حقوق نهادین شهروندی (عالم و نوریاصل، 1398)، سازگاری حق مشارکت با الگوهای رأی اجباری در اسناد حقوق بشری (دبیرنیا و همکاران، 1402) و چارچوبهای قرآنی مشروعیتبخش (آقاجانی، 1402) نیز از دیگر ابعادی است که توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. همچنین شهرابی و همکاران (1401) تفاوت دیدگاه گفتمانهای سیاسی نظیر گفتمان اصولگرا و اصلاحطلب را در تعریف و محدودۀ مشارکت سیاسی برجسته کردهاند.
هـ) پژوهشهای بینالمللی و مطالعات کتابسنجی
در ادبیات بینالملل، مطالعات متعددی با رویکرد مرور نظاممند و کتابسنجی به تحلیل روندهای پژوهشی مشارکت سیاسی پرداخته است؛ برای نمونه، فادیلا و رهماواتی[2] (2025) با تحلیل کتابسنجی 339 مقاله نمایهشده در پایگاه اسکوپوس طی سالهای 2019 تا 2024 نشان دادند که مفهوم مشارکت سیاسی در عصر شهروندی دیجیتال بهتدریج از الگوهای سنتی کنش سیاسی به اشکال نوین مشارکت آنلاین، کنشگری دیجیتال و سواد رسانهای تحول یافته است. آنان همچنین رشد چشمگیر مطالعات مرتبط با فناوریهای ارتباطی و مشارکت سیاسی را بهعنوان یکی از روندهای اصلی دانش جهانی معرفی کردند. در مطالعهای دیگر، انوار و فوزیانتی[3] (2025) روندهای پژوهشی مرتبط با جنبشهای اجتماعی دیجیتال و مشارکت سیاسی نسل هزاره را با نرمافزار ووس ویوور بررسی کردند. یافتههای آنان نشان داد که شبکههای اجتماعی، کنشگری آنلاین، مشارکت مدنی و بسیج سیاسی دیجیتال به کانونهای اصلی تولید دانش در این حوزه تبدیل شده است و پیوند میان فناوری و مشارکت سیاسی روزبهروز پررنگتر میشود. همچنین، پاریپورنام و همکاران [4] (2024) با تحلیل کتابسنجی ادبیات مربوط به رسانههای اجتماعی و مشارکت سیاسی، افزایش چشمگیر تولیدات علمی را پس از سال 2016 گزارش کردند و نشان دادند که پژوهشهای جدید عمدتاً بر نقش رسانههای اجتماعی در بسیج سیاسی، رفتار رأیدهی، مشارکت جوانان و شکلگیری افکار عمومی متمرکز است. در حوزۀ مطالعات مروری، لوبیز و همکاران[5] (2025) طی مروری نظاممند نشان دادند که قطبیشدگی عاطفی در بسیاری از نظامهای سیاسی معاصر رابطهای مثبت با اشکال مختلف مشارکت سیاسی، بهویژه مشارکت انتخاباتی دارد. یافتههای آنان بیانگر آن است که ساختارهای رقابت سیاسی و شکافهای هویتی از عوامل مهم جهتدهنده به الگوهای مشارکت شهروندان محسوب میشود.
درمجموع، بررسی ادبیات بینالمللی نشان میدهد که مطالعات جهانی طی سالهای اخیر از مطالعۀ صرف رفتار انتخاباتی به سمت تحلیل ساختارهای دانشی، شبکههای مفهومی و نقش فناوریهای دیجیتال در مشارکت سیاسی حرکت کرده است. نتایج این مطالعات حاکیازآن است که مفاهیمی نظیر سرمایۀ اجتماعی، اعتماد سیاسی، رسانههای اجتماعی، کنشگری دیجیتال و هویتهای اجتماعی از مهمترین کانونهای پژوهشی در ادبیات جهانی محسوب میشود. همچنین، بخش چشمگیری از پژوهشهای جدید بر مشارکت گروههای کمتر دیدهشده ازجمله زنان، اقلیتها و نسل جوان متمرکز شده است؛ بااینحال، ادبیات داخلی فوق نشان میدهد که تولیدات علمی درزمینۀ مشارکت سیاسی در ایران بسیار فربه، چندوجهی و متکی بر مطالعات میدانی یا فراتحلیلهای کیفی بوده است؛ اما باوجود پژوهشهای کتابسنجی در سطح بینالمللی، تاکنون مطالعهای جامع مشاهده نشده است که ساختار دانش تولیدشده دربارۀ مشارکت سیاسی در ایران را با بهرهگیری از روشهای کتابسنجی و تحلیل شبکههای علمی ترسیم کند؛ خلأیی که پژوهش حاضر در پی آن است تا آن را به لحاظ روششناختی پر کند و ساختار پنهان دانش را در این عرصه آشکار سازد.
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر ازنظر هدف، تحقیقی کاربردی و از منظر ماهیت و روش گردآوری و تحلیل دادهها، پژوهشی کمّی از نوع مطالعات کتابسنجی است. در این روش بهجای تحلیل محتوای درونی متون، فرادادههای مقالات نظیر عنوان، نویسندگان، سال انتشار، نام مجله و کلمات کلیدی با استفاده از تکنیکهای آماری و ریاضی پردازش میشوند تا ساختار پنهان دانش، الگوهای رشد و روابط مفهومی در حوزۀ علمی خاص کشف و بهصورت دیداری ترسیم گردد.
جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ مقالات علمی_ پژوهشی منتشرشده توسط پژوهشگران ایرانی در داخل کشور با محوریت موضوعی مشارکت سیاسی تشکیل میدهد. باتوجهبه اینکه هدف پژوهش، بررسی تولیدات علمی بومی و فارسیزبان در داخل ایران بود، از پایگاه اطلاعات نشریات کشور[6] که یکی از جامعترین و معتبرترین نمایهنامههای مجلات علمی ایران است، بهعنوان پایگاه داده استفاده شد.
برای استخراج دادهها، استراتژی جستوجوی نظاممند تدوین شد. کلیدواژۀ اصلی مشارکت سیاسی در فیلدهای عنوان و کلمات کلیدی مقالات جستوجو و بهمنظور تحدید دامنۀ پژوهش و استخراج مرتبطترین منابع، معیارهای ورود و خروج[7] زیر اعمال شد:
بازۀ زمانی: جستوجو به دورهای ۱0ساله از ابتدای سال 1394 تا پایان سال 1404 محدود شد تا جدیدترین تحولات و رویکردهای علمی واکاوی شود؛
حوزههای موضوعی: باتوجهبه ماهیت چندرشتهای مفهوم مشارکت سیاسی، جستوجو در نشریات تخصصی حوزههای «علوم سیاسی»، «جامعهشناسی»، «علوم اجتماعی»، «اقتصاد» و «مدیریت» انجام پذیرفت؛
نوع سند: انواع اسناد شامل مقالات اصیل علمی _ پژوهشی، مقالات علمی _ مروری و مقالات کنفرانسی نمایهشده انتخاب شد تا تصویری جامع از کلیۀ تولیدات علمی این حوزه به دست آید و صرفاً یادداشتهای سردبیر یا معرفی کتاب از فرایند استخراج کنار گذاشته شد.
پس از اعمال فیلترهای فوق و پالایش اولیۀ جستوجو، درمجموع تعداد 591 مقالۀ علمی _ پژوهشی بهعنوان نمونۀ نهایی و هستۀ اصلی دادهها برای ورود به مرحلۀ تحلیل شناسایی و انتخاب شد.
ازآنجاکه پایگاههای اطلاعات علمی داخلی برخلاف پایگاههای بینالمللی، فاقد خروجیهای استاندارد برای ورود مستقیم به نرمافزارهای علمسنجی است، فرایند استخراج و پیشپردازش دادهها با دقت زیادی صورت گرفت. ابتدا فرادادههای مربوط به هر 591 مقاله شامل عنوان مقاله، نام نویسندگان، وابستگی سازمانی، نام نشریه، سال انتشار و کلمات کلیدی استخراج و در یک کاربرگ اکسل وارد شد.
سپس، مرحلۀ حیاتی پاکسازی و همگنسازی دادهها انجام شد. در این مرحله، خطاهای املایی، تفاوت در نگارش اسامی نویسندگان، برای مثال درج نام کامل یا مخفف، نیمفاصلهها در کلمات کلیدی مانند یکدستکردن کلمۀ مشارکت سیاسی و مترادفهای مفهومی اصلاح و استانداردسازی شدند. این یکدستسازی تضمین میکند که نرمافزار تحلیلی، مفاهیم و اشخاص یکسان را به اشتباه بهعنوان موجودیتهای مستقل شناسایی نکند؛ درنهایت، دادههای پالایششده در اکسل به فرمت قابلخوانش برای نرمافزار تحلیلگر شبکهای تبدیل شد.
سپس برای پاسخگویی به سؤالات پژوهش از دو نرمافزار تخصصی استفاده شد:
- نرمافزار اکسل (Excel): برای انجام آمار توصیفی، استخراج فراوانیها و رسم نمودارهای مربوط به روند توزیع زمانی انتشارات برای پاسخ به سؤال اول پژوهش و همچنین شناسایی پرتألیفترین نویسندگان، دانشگاهها و نشریات هسته برای پاسخ به سؤال دوم پژوهش.
- نرمافزار ووسویور (VOSviewer): برای مصورسازی و تحلیل شبکهای دادهها در پاسخ به سؤال سوم پژوهش از این نرمافزار استفاده شد. این نرمافزار یکی از قدرتمندترین ابزارها در ترسیم نقشۀ علم[8] است. در پژوهش حاضر، از تکنیک تحلیل همرخدادی واژگان[9] برای کلمات کلیدی استفاده شد. این روش مشخص میکند که کدام کلمات کلیدی در مقالات با یکدیگر ظاهر شده است. بر پایۀ این تحلیل، نرمافزار کلمات پرکاربرد را شناسایی کرده و آنها را براساس میزان ارتباط و همرخدادی در قالب خوشههای موضوعی[10] رنگبندی و گروهبندی میکند. اندازۀ گرهها در نقشه نشاندهندۀ فراوانی تکرار یک واژه و ضخامت خطوط ارتباطی نشاندهندۀ قدرت پیوند میان دو مفهوم در پژوهشهای مشارکت سیاسی است.
یافتههای پژوهش
تحلیل شبکۀ همرخدادی واژگان و ساختار مفهومی
یکی از قدرتمندترین روشها برای درک ساختار فکری و نقشۀ موضوعی یک حوزۀ علمی، تحلیل همرخدادی کلمات کلیدی است. در این بخش، کلمات کلیدی مقالات بررسی شد تا مشخص شود پژوهشگران ایرانی، مفهوم «مشارکت سیاسی» را بیشتر در پیوند با کدام مفاهیم، نظریهها و بسترها مطالعه کردهاند.
شکل 1- نقشۀ شبکۀ همرخدادی واژگان در حوزۀ مشارکت سیاسی
Fig 1- Keyword co-occurrence network map in the field of political participation
همانطور که در خروجی نرمافزار و نقشۀ شبکۀ همرخدادی واژگان (شکل 1) مشاهده میشود، از میان تمامی واژگان استخراجشده، 85 کلمۀ کلیدی که بیشترین بسامد و ارتباط متقابل را با یکدیگر داشتند، به شبکۀ نهایی راه یافتند. جزئیات این خوشهبندی واژگان در جدول (1) ارائه شده است؛ در این راستا نرمافزار با استفاده از الگوریتمهای فاصلهسنجی و سنجش میزان همرخدادی، این 85 مفهوم را در قالب 11 خوشۀ مجزا دستهبندی و رنگآمیزی کرده است.
جدول 1- خوشهبندی واژگان (براساس خروجی نرمافزار)
Table 1- Keyword clustering (based on software output)
|
شماره خوشه Cluster Number |
نام خوشه Cluster Name |
تعداد آیتم Number of Items |
کلمات کلیدی خوشه Cluster Keywords |
قدرت کل پیوند |
|
خوشه 1 Cluster 1 |
حکمرانی Governance |
13 |
اعتماد اجتماعی، اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، امنیت ملی، توانمندسازی زنان، حکمرانی خوب، سازمانهای مردمنهاد، سرمایۀ اجتماعی، شفافیت، مشارکت مدنی، مشروعیت سیاسی، همبستگی اجتماعی، پاسخگویی Social Trust, Public Trust, Institutional Trust, National Security, Women's Empowerment, Good Governance, NGOs, Social Capital, Transparency, Civic Participation, Political Legitimacy, Social Cohesion, Accountability |
188 |
|
خوشه 2 Cluster 2 |
هویت سیاسی Political Identity |
10 |
آزادی بیان، اقوام، حقوق اجتماعی، حقوق سیاسی، سیاستگذاری، فقه سیاسی، مشارکت سیاسی زنان، نظام سیاسی، هویت قومی، هویت ملی Freedom of Expression, Ethnic Groups, Social Rights, Political Rights, Policymaking, Political Jurisprudence, Women's Political Participation, Political System, Ethnic Identity, National Identity |
104 |
|
خوشه 3 Cluster 3 |
رفتار سیاسی Political Behavior |
10 |
الگوی فضایی مشارکت، دانش سیاسی، دانشجویان، دانشگاه، رأیدهی، رفتار انتخاباتی، رفتار سیاسی، سرمایۀ سیاسی، مردمسالاری، نگرش سیاسی Spatial Pattern of Participation, Political Knowledge, Students, University, Voting, Electoral Behavior, Political Behavior, Political Capital, Democracy, Political Attitudes |
136 |
|
خوشه 4 Cluster 4 |
امنیت سیاسی Political Security |
9 |
اجتماعی، احزاب، امنیت، امنیت سیاسی، بحران، توسعۀ پایدار، حقوق بشر، حقوق زنان، سیاسی Social, Political Parties, Security, Political Security, Crisis, Sustainable Development, Human Rights, Women's Rights, Political |
62 |
|
خوشه 5 Cluster 5 |
جامعه مدنی Civil Society |
9 |
جامعۀ مدنی، حقوق شهروندی، حکومت اسلامی، دولت رانتیر، رقابت سیاسی، مردمسالاری دینی، مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی، گفتمان Civil Society, Citizenship Rights, Islamic Government, Rentier State, Political Competition, Religious Democracy, Social Participation, Political Participation, Discourse |
494 |
|
خوشه 6 Cluster 6 |
حوزه عمومی Public Sphere |
8 |
انقلاب اسلامی، حاکمیت، حوزۀ عمومی، رسانههای اجتماعی، سکولاریسم، طبقۀ متوسط، مشارکت انتخاباتی، مشروعیت Islamic Revolution, Sovereignty, Public Sphere, Social Media, Secularism, Middle Class, Electoral Participation, Legitimacy |
76 |
|
خوشه 7 Cluster 7 |
انتخابات Elections |
7 |
انتخابات، جغرافیای انتخابات، دموکراسی، دولت، رفتار رأیدهی، مجلس شورای اسلامی، نمایندگان Elections, Electoral Geography, Democracy, Government, Voting Behavior, Islamic Consultative Assembly (Parliament), Representatives |
193 |
|
خوشه 8 Cluster 8 |
فرهنگ سیاسی Political Culture |
6 |
آگاهی سیاسی، اثربخشی سیاسی، اعتماد سیاسی، جامعهپذیری سیاسی، جوانان، فرهنگ سیاسی Political Awareness, Political Efficacy, Political Trust, Political Socialization, Youth, Political Culture |
167 |
|
خوشه 9 Cluster 9 |
ارتباطات سیاسی Political Communication |
6 |
ایران، جهانیشدن، رسانه، شبکههای اجتماعی، شهروندان، مدیریت Iran, Globalization, Media, Social Networks, Citizens, Management |
86 |
|
خوشه 10 Cluster 10 |
حقوق اساسی Constitutional Rights |
4 |
اقلیتها، حق تعیین سرنوشت، حقوق اساسی، قانون اساسی Minorities, Right to Self-Determination, Constitutional Rights, Constitution |
43 |
|
خوشه 11 Cluster 11 |
توسعه سیاسی Political Development |
3 |
توسعۀ اجتماعی، توسعۀ سیاسی، پیشرفت سیاسی Social Development, Political Development, Political Progress |
69 |
در نقشۀ شبکۀ ترسیمشده، اندازۀ هر گره نشاندهندۀ فراوانی تکرار آن واژه در مقالات است و ضخامت خطوط ارتباطی نشاندهندۀ قدرت پیوند[11] میان دو مفهوم است. همچنین فاصلۀ فیزیکی گرهها از یکدیگر، گویای میزان قرابت معنایی آنها در ادبیات پژوهش است (رامشت و همکاران، 1404).
الف) تحلیل هستۀ مرکزی شبکه
همانطور که در نقشۀ مصورسازیشده مشهود است، گرۀ «مشارکت سیاسی» به رنگ بنفش و واقع در خوشۀ 5 با بزرگترین اندازه در مرکزیت[12] شبکه قرار دارد و نقش نقطۀ اتصال[13] را برای سایر مفاهیم ایفا میکند. استقرار این گره در مرکز نقشه و احاطهشدن آن توسط مفاهیم کلان، نشاندهندۀ ماهیت چندبُعدی این متغیر در پژوهشهای داخلی است. ضخیمترین خطوط ارتباطی این هستۀ مرکزی، با گرههای «سرمایۀ اجتماعی»، «انتخابات»، «فرهنگ سیاسی» و «توسعۀ سیاسی» برقرار شده است که نشان میدهد این چهار محور ارکان اصلی مطالعات مشارکت سیاسی در بازۀ زمانی 1394 تا 1404 بوده است.
ب) تحلیل خوشههای مفهومی (جریانهای اصلی پژوهش)
تحلیل محتوایی 11 خوشۀ شناساییشده نشان میدهد که ادبیات پژوهشی مشارکت سیاسی در ایران را میتوان در چند جریان کلان و تخصصی طبقهبندی کرد:
جریان سرمایۀ اجتماعی، اعتماد و نهادهای مدنی (خوشههای 1 و 5)
بزرگترین خوشۀ شبکه یعنی خوشۀ ۱ با ۱۳ گره به رنگ قرمز در نقشه، ارتباطی ناگسستنی با جامعهشناسی سیاسی دارد. در این جریان، گرۀ بسیار پررنگ «سرمایۀ اجتماعی» بهعنوان موتور محرکۀ مشارکت سیاسی معرفی شده است. حضور مفاهیمی نظیر «اعتماد اجتماعی»، «اعتماد عمومی»، «اعتماد نهادی»، «سازمانهای مردمنهاد» و «حکمرانی خوب» در این خوشه نشان میدهد که پژوهشگران ایرانی بهشدت بر پیشنیازهای اجتماعی مشارکت تأکید دارند. در کنار آن، خوشۀ 5 (حاوی خود متغیر مشارکت سیاسی، جامعۀ مدنی، حقوق شهروندی و مشارکت اجتماعی) تکمیلکننده این جریان است و نشان میدهد که تقویت نهادهای مدنی و حقوق شهروندی، بستر اصلی گذار به مشارکت سیاسی فعال تلقی شده است.
جریان فرهنگ سیاسی، اعتماد سیاسی و جامعهپذیری (خوشۀ 8)
یکی از خوشههای بسیار مهم و متراکم شبکه، خوشۀ شمارۀ 8 به رنگ قهوهای است که حول محور «فرهنگ سیاسی» شکل گرفته است. در تحلیل موشکافانۀ نقشه، در مجاورت بلافصل هستۀ مرکزی یعنی مشارکت سیاسی، گرهای به رنگ قهوهای وجود دارد که بازنمای مفهوم «اعتماد سیاسی» است و اتصالی بسیار قوی با خطوط ضخیم با «فرهنگ سیاسی» دارد. حضور مفاهیمی نظیر «جامعهپذیری سیاسی»، «آگاهی سیاسی»، «جوانان» و «اثربخشی سیاسی» در این خوشه حائز اهمیت است. این پیکربندی نشان میدهد که از دیدگاه محققان، تغییرات در الگوی مشارکت سیاسی نسل جوان، عمیقاً در گرو سطح اعتماد سیاسی آنان به سیستم و همچنین مؤلفههای فرهنگ سیاسی و آگاهیبخشی است.
جریان رفتار انتخاباتی و مکانیسمهای دموکراتیک (خوشههای 3 و 7)
خوشههای 3 و 7 شامل مفاهیمی با رنگهای نارنجی و آبی در نقشه، مستقیماً به بُعد عملیاتی و ساختاری مشارکت، یعنی فرایند «انتخابات» میپردازد. گرههای درشتی نظیر «انتخابات» و «رفتار انتخاباتی» در کنار مفاهیمی چون «مجلس شورای اسلامی»، «دموکراسی»، «رأیدهی»، «رفتار رأیدهی» و «جغرافیای انتخابات» قرار گرفته است. پیوند قوی میان این گرهها با گرههای «دانشگاه» و «دانشجویان» (در خوشۀ 3) حاکیازآن است که بخش عمدهای از مطالعات رفتار انتخاباتی در ایران، روی جامعۀ آماری دانشجویان و نقش پیشگام آنان در الگوهای رأیدهی متمرکز بوده است.
جریان هویت، تنوع قومی و حقوق گروههای خاص (خوشههای 2، 4 و 10)
این بخش از شبکه که بیشتر در نواحی حاشیهای، اما با پیوندهای معنادار به مرکز قرار گرفته است، به چالشها و الزامات حقوقی مشارکت میپردازد. حضور مفاهیمی همچون «هویت ملی»، «هویت قومی»، «اقوام» در خوشۀ 2 و پیوند آنها با گرههای مربوط به «مشارکت سیاسی زنان»، «حقوق زنان» در خوشۀ 4 و «اقلیتها» و «حقوق اساسی» در خوشۀ 10، نشانگر بلوغ در ادبیات پژوهشی است. این الگو اثبات میکند که محققان از نگاهی صرفاً مرکزگرا و مردانه عبور کرده و به بررسی الگوهای مشارکت در میان اقوام ایرانی، زنان و اقلیتها و نقش آن در «امنیت ملی» و «توسعۀ پایدار» روی آوردهاند.
جریان رسانههای نوین، حوزۀ عمومی و جهانیشدن (خوشههای 6 و 9)
در بخش دیگری از نقشۀ علم، خوشههایی با محوریت رسانه و فضای مجازی به چشم میخورد. گرههای «رسانههای اجتماعی»، «شبکههای اجتماعی»، «حوزۀ عمومی»، «رسانه» و «جهانیشدن»، جریانی نوظهور را در این 10 سال نمایندگی میکند. قرارگیری این مفاهیم در کنار «طبقۀ متوسط» و «مشارکت انتخاباتی»، تأییدکنندۀ این رویکرد پژوهشی است که در سالهای اخیر، شبکههای اجتماعی مجازی نقش کاتالیزور را در شکلدهی به حوزۀ عمومی، بسیج سیاسی طبقۀ متوسط و هدایت رفتار انتخاباتی ایفا کرده است.
ج) نتیجهگیری از تحلیل شبکه
در نگاهی کلان به توپولوژی شبکۀ همرخدادی، مشخص میشود که مطالعات مشارکت سیاسی در ایران طی سالهای 1394 تا 1404 رویکردی بینرشتهای داشته و بر سه پایۀ اصلی استوار بوده است: پایۀ اول جامعهشناختی با تمرکز بر سرمایه و اعتماد اجتماعی و سیاسی، پایۀ دوم ساختاری _ نهادی با تمرکز بر مکانیسمهای انتخاباتی و فرهنگ سیاسی و پایۀ سوم پویاییهای نوین با تأثیر رسانههای اجتماعی و مطالبات هویتی _ جنسیتی. تنیدگی زیاد این گرهها گویای آن است که مشارکت سیاسی در ایران پدیدهای تکعاملی نبوده و پژوهشگران آن را در شبکهای پیچیده از عوامل روانشناختی، جامعهشناختی و نهادی درک و تحلیل کردهاند.
تحلیل روند زمانی و تراکم مفهومی (نقشههای همپوشانی و چگالی)
علاوهبر تحلیل شبکۀ همرخدادی، بررسی روند تکامل تاریخی مفاهیم و میزان تمرکز ادبیات پژوهشی برای درک عمیقتر از میدان مطالعه ضروری است؛ در این راستا، از نقشههای همپوشانی زمانی[14] و چگالی[15] استفاده شده است.
الف) تحلیل نقشۀ همپوشانی زمانی (روند تکامل موضوعی)
نقشۀ همپوشانی زمانی شکل (2)، کلمات کلیدی را براساس میانگین سال انتشار مقالات حاوی آن کلمات رنگآمیزی میکند. براساس نوار راهنمای پایین نقشه، طیف رنگی از بنفش تیره (حدود سال 1397 و قبل از آن) به سمت سبز (حدود 1398 و 1399) و درنهایت زرد روشن (سال 1400 به بعد) متغیر است. تحلیل این نقشه نشاندهندۀ یک شیفت پارادایمی در کانون توجه پژوهشگران ایرانی است.
شکل 2: نقشۀ روند زمانی (تکامل تاریخی) کلیدواژههای پژوهش
Figure 2: Overlay visualization map (historical evolution) of research keywords
مفاهیم پایه و تثبیتشده (طیف بنفش و آبی تیره)
مفاهیمی مانند «اعتماد سیاسی»، «جامعۀ مدنی»، «رفتار رأیدهی»، «حوزۀ عمومی»، «طبقۀ متوسط» و «اعتماد نهادی» در این طیف قرار دارد. این امر نشان میدهد که در سالهای گذشته، تمرکز غالب پژوهشها بر رویکردهای کلاسیک جامعهشناسی سیاسی و ساختارهای کلان بوده است.
مفاهیم درحال گذار (طیف فیروزهای و سبز)
گرههای مرکزی مانند «مشارکت سیاسی»، «سرمایۀ اجتماعی»، «انتخابات»، «توسعۀ سیاسی»، «مجلس شورای اسلامی» و «هویت ملی» در این طیف قرار دارد. این رنگ نشاندهندۀ استمرار و ثبات نسبی این مفاهیم در طول دورۀ موردمطالعه است که بهعنوان بدنۀ اصلی ادبیات این حوزه عمل میکنند.
مفاهیم نوظهور (طیف زرد و سبز متمایل به زرد)
واژگانی نظیر «رسانههای اجتماعی»، «جهانیشدن»، «ایران»، «دانشجویان»، «دانشگاه»، «مردمسالاری» و «احزاب» با رنگ زرد مشخص شده است. این یافته بسیار حائز اهمیت است و نشان میدهد که در سالهای اخیر، توجه محققان از ساختارهای سنتی به سمت تأثیر فناوریهای ارتباطی نوین نظیر رسانهها و شبکههای اجتماعی، نقش گروههای مرجع جدید مانند دانشجویان و تأثیرات فضای بینالملل و جهانیشدن بر مشارکت سیاسی تغییر مسیر داده است.
ب) تحلیل نقشۀ چگالی (تمرکز و خلأهای پژوهشی)
نقشۀ چگالی شکل (3)، میزان وزن و فراوانی همرخدادی کلمات را با استفاده از طیف حرارتی از زرد درخشان به معنای تراکم زیاد تا آبی تیره به معنای تراکم کم نشان میدهد. این نقشۀ ابزاری کارآمد برای شناسایی هستههای متراکم و حاشیههای کمتراکم در ادبیات پژوهش است.
شکل 3- نقشۀ تراکم مفاهیم در ادبیات پژوهش
Fig 3- Density map of concepts in the research literature
هستۀ متراکم و کانون مرکزی (لکۀ زرد درخشان)
همانطور که انتظار میرفت، واژۀ «مشارکت سیاسی» بیشترین چگالی را دارد و همچون خورشید در مرکز نقشه میدرخشد. بلافاصله در اطراف آن، مفاهیم «سرمایۀ اجتماعی» و «انتخابات» نیز با رنگ زرد متمایل به سبز دیده میشود. این تراکم شدید نشان میدهد که غالب پژوهشهای انجامشده در ایران، مشارکت سیاسی را از دریچۀ «انتخابات» و پیشنیاز آن یعنی «سرمایۀ اجتماعی» تحلیل کردهاند.
نواحی با تراکم متوسط (طیف سبزرنگ)
مفاهیمی نظیر «توسعۀ سیاسی»، «رفتار انتخاباتی»، «آگاهی سیاسی»، «هویت ملی» و «دانشجویان» در هالۀ سبزرنگ پیرامون مرکز قرار دارد. این موضوع نشان میدهد که ادبیات درخورتوجهی حول این مفاهیم شکل گرفته، اما هنوز به سطح اشباع مفاهیم مرکزی نرسیده است.
حاشیههای پژوهشی و خلأهای مطالعاتی (طیف آبی تیره)
در حاشیههای بیرونی نقشه، مفاهیمی با تراکم بسیار کم مشاهده میشود. کلماتی مانند «اقلیتها»، «حقوق زنان»، «توسعۀ پایدار»، «حقوق بشر»، «فقه سیاسی» و «مدیریت» در این مناطق تاریکتر قرار دارد. باوجود اهمیت اقلیتها، رویکردهای حقوق بشری، فقهی و نقش زنان در مشارکت سیاسی، حجم تولیدات علمی همبسته با این متغیرها در مقایسه با مباحث انتخاباتی بسیار اندک بوده و نیازمند توجه ویژه در پژوهشهای آتی است.
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر با هدف ترسیم نقش فکری و تحلیل ساختار مفهومی مطالعات مشارکت سیاسی در ایران با رویکرد کتابسنجی و تحلیل شبکۀ همرخدادی واژگان انجام شد. درحالیکه مطالعات پیشین عمدتاً ازطریق آزمونهای میدانی به بررسی خرد یا ازطریق فراتحلیل به سنجش اندازۀ اثر متغیرها پرداخته بود، پژوهش حاضر تصویری از کلانروندها، جریانهای فکری و خلأهای معرفتشناختی این حوزه در یک دهۀ اخیر (1394 تا 1404) ارائه داد.
بررسی توپولوژی شبکه نشان داد که مفهوم مشارکت سیاسی در ایران، بر پایۀ 11 خوشۀ موضوعی و در قالب 5 جریان کلان «سرمایه و اعتماد اجتماعی»، «فرهنگ و آگاهی سیاسی»، «رفتار انتخاباتی»، «هویت و تنوع قومی/جنسیتی» و «رسانههای نوین» پیکربندی شده است. تمرکز شدید گرۀ مرکزی بر دوگانۀ «سرمایۀ اجتماعی» و «انتخابات» نشاندهندۀ غلبۀ رویکرد جامعهشناختی _ نهادی در ادبیات پژوهشی ایران است.
برای درک عیار و ارزش افزودۀ این پژوهش، تطبیق یافتههای کتابسنجی حاضر با ادبیات و فراتحلیلهای پیشین الزامی است. این مقایسۀ تحلیلی، نتایج زیر را متبلور میسازد:
همافزایی روششناختی (کتابسنجی دربرابر فراتحلیل): هستۀ متراکم و زردرنگ نقشۀ چگالی در این پژوهش نشان داد که پژوهشگران ایرانی دچار نوعی تقلیلگرایی انتخاباتی شدهاند؛ به این معنا که مشارکت سیاسی عمدتاً به رفتار رأیدهی تقلیل یافته است. این یافته، انتقاد کشاورزی و عربی (1399) مبنی بر غلبۀ تحلیلهای سطح خرد و ضعف چارچوبهای کلان در تحقیقات داخلی را بهصورت کمّی و مصورسازیشده تأیید میکند.
تأیید شیفت پارادایمی به سمت رسانههای نوین: نقشۀ همپوشانی زمانی در این پژوهش نشان داد که در سالهای اخیر (طیف رنگی زرد)، مفاهیمی نظیر «رسانههای اجتماعی» و «شبکههای مجازی» به کانون توجه محققان تبدیل شده است. این یافته به شکلی معنادار با دغدغۀ آیندهپژوهانۀ محمدی پشتهانی و همکاران (1401) مبنی بر سناریوهای آیندۀ مشارکت متأثر از شبکهها و همچنین با نتایج فراتحلیل خانیکی و خجیر (1397) همخوانی دارد. تطبیق این پژوهشها نشان میدهد که متغیر «رسانه» از عاملی تسهیلگر در دهههای گذشته، اکنون به «محیط زیست سیاسی» مستقل برای شکلدهی به حوزۀ عمومی تبدیل شده است.
حاشیهنشینی مفاهیم بنیادین (زنان، اقلیتها و حقوق نهادین): یکی از مهمترین دستاوردهای مقایسهای این مقاله آشکارسازی خلأهای موجود دربرابر تکنگاریهای ارزشمند است. درحالیکه مطالعات عمیقی مانند رییسی و همکاران (1399)، محمدی و اعوانی (1404) و ذوالفقاری و همکاران (1404) بر موانع نهادی، روانی و ساختاری مشارکت زنان و اقلیتها تمرکز کرده و پژوهشهایی چون پناهینسب و همکاران (1404) تأثیر طایفهگرایی را سنجیده است، نقشۀ چگالی این پژوهش (طیف آبی تیره در حاشیهها) تأیید کرد که این مفاهیم ارزشمند هنوز نتوانسته است به بدنۀ اصلی و مرکزی ادبیات مشارکت سیاسی در ایران تبدیل شود؛ بهعبارتدیگر، باوجود اهمیت مسئلۀ زنان و اقلیتها، حجم تولیدات شبکۀ مفهومی آنها در قیاس با مباحث کلان انتخابات و سرمایۀ اجتماعی، دچار حاشیهنشینی آکادمیک است.
اقتصاد سیاسی و مشارکت: پژوهشهایی نظیر حسننیا و همکاران (1404) و میری و همکاران (1404) عامل اقتصادی را مهمترین متغیر و چالش مشارکت در سالهای اخیر معرفی کرده است. جالب اینجاست که در شبکۀ همرخدادی این مقاله (در خوشههای 4 و 5)، مفاهیمی نظیر «دولت رانتیر» و «توسعۀ پایدار» حضور دارد که با پژوهش محبی انجدانی و همکاران (1404) همسو است؛ اما قدرت پیوند آنها با هستۀ مرکزی هنوز به اندازۀ مفاهیم فرهنگی و اجتماعی مستحکم نیست که این امر نیازمند بازنگری در اولویتهای پژوهشی است.
همگرایی و واگرایی با روندهای جهانی: مقایسۀ نتایج این پژوهش با مطالعات کتابسنجی بینالمللی نشان میدهد که ادبیات مشارکت سیاسی در ایران ازحیث تمرکز بر مفاهیمی چون سرمایۀ اجتماعی، اعتماد سیاسی، رفتار انتخاباتی و نقش رسانههای اجتماعی، همسویی درخورتوجهی با روندهای جهانی دارد؛ بااینحال، یک تفاوت مهم مشاهده میشود. درحالیکه بخش چشمگیری از پژوهشهای بینالمللی جدید بر کنشگری دیجیتال، مشارکت شبکهای، جنبشهای اجتماعی آنلاین و مشارکت گروههای حاشیهای متمرکز شده است، در شبکۀ مفهومی پژوهشهای داخلی همچنان مفاهیمی مانند انتخابات، سرمایۀ اجتماعی و مشارکت انتخاباتی جایگاه مسلطتری دارد. همچنین تحلیل چگالی نشان داد که موضوعاتی نظیر حقوق زنان، اقلیتها و حقوق بشر هنوز در حاشیۀ ادبیات داخلی قرار دارد. این امر بیانگر آن است که اگرچه پژوهشهای ایرانی در مسیر تحول به سوی الگوهای نوین مشارکت سیاسی حرکت کرده است، اما این گذار هنوز به اندازۀ ادبیات بینالمللی کامل و تثبیتشده نیست.
در جمعبندی کلی، میتوان گفت ادبیات مشارکت سیاسی در ایران درحال تجربۀ دوران گذار است؛ گذار از مفاهیم کلاسیک نهادی (دولت، احزاب و طبقۀ متوسط) به سمت مفاهیم پویاتر و شبکهایتر (فضای مجازی، هویتهای متقاطع و جامعۀ مدنی فعال).
پیشنهادهای پژوهشی
با استناد به مناطق دارای تراکم کم در نقشۀ چگالی و همچنین مفاهیم نوظهور در نقشۀ زمانی، راهبردهای پژوهشی زیر برای محققان آتی پیشنهاد میشود:
خروج از تقلیلگرایی انتخاباتی: پیشنهاد میشود پژوهشگران از تمرکز صرف بر رفتار رأیدهی در ایام انتخابات فاصله بگیرند و به اشکال دیگر مشارکت سیاسی نظیر مشارکت در قالب سازمانهای مردمنهاد، پویشهای مدنی، نظارت همگانی بر سیاستگذاریها و مشارکت در فضای مجازی[16] بپردازند.
تمرکز بر جامعهشناسی شهروندی و موانع اجتماعی تحقق حقوق مدنی: باتوجهبه قرارگیری مفاهیمی نظیر حقوق شهروندی، اقلیتها، آزادی بیان و حقوق اساسی در حاشیۀ شبکه، انجام مطالعات میانرشتهای با رویکرد جامعهشناسی حقوق و جامعهشناسی سیاسی بهشدت توصیه میشود. پیشنهاد میشود پژوهشگران بهجای نگاه صرفاً ساختاری، زمینهها و موانع اجتماعی _ فرهنگی تحقق این حقوق مدنی را در بستر جوامع محلی و باورهای سنتی واکاوی کنند؛ رویکردی که ضرورت آن در بستر مفاهیم مشروعیتبخش در پژوهشهایی نظیر عالم و نوری اصل (۱۳۹۸) و آقاجانی (۱۴۰۲) نیز ردیابی میشود.
توسعۀ مطالعات کیفی و قومنگارانه: غلبۀ متدولوژی پیمایشی و کمّی در مفاهیم مرکزی شبکه کاملاً مشهود است. پیشنهاد میشود برای درک عمیقتر از تأثیر متغیرهای هویتی (قومیتی و جنسیتی)، پژوهشگران به روشهای کیفی نظیر پدیدارشناسی، گراندد تئوری و قومنگاری انتقادی روی آورند.
بررسی پیامدهای نابرابریهای اجتماعی_ قتصادی و طرد اجتماعی بر الگوی مشارکت: باتوجهبه شرایط سالهای اخیر و حضور مفاهیمی نظیر دولت رانتیر و توسعۀ پایدار در شبکه، هدایت پژوهشها به سمت واکاوی رابطۀ متقابل مؤلفههای توسعهنیافتگی اقتصادی نظیر تورم، فقر و شکاف طبقاتی با احساس محرومیت نسبی و الگوهای مشارکت شهروندان، بهویژه در مناطق حاشیهنشین و طبقات فرودست، ضروری به نظر میرسد.
محدودیتهای پژوهش
مقالۀ حاضر نیز همانند سایر مطالعات علمی، در مسیر اجرا با محدودیتهایی مواجه بوده است که لحاظکردن آنها برای درک دقیق یافتهها الزامی است:
محدودیت پایگاه داده: این پژوهش بر پایۀ مقالات نمایهشده در پایگاههای استنادی داخلی منتخب انجام شده است. بدیهی است که بخشی از تولیدات علمی ارزشمند در قالب کتابها، پایاننامهها، گزارشهای راهبردی مراکز پژوهشی و مقالات چاپشده در نشریات بینالمللی به زبان انگلیسی در این پایگاهها حضور نداشته و از شبکۀ تحلیل خارج مانده است.
محدودیتهای نرمافزاری و الگوریتمی: نرمافزارهای کتابسنجی ازجمله VOSviewer براساس بسامد و همرخدادی واژگان عمل میکند. اگرچه محقق تلاش کرد با یکسانسازی کلیدواژهها، خطای مترادفها را به حداقل برساند، تحلیلهای ماشینمحور نمیتواند کیفیت، جهت رابطه (مثبت یا منفیبودن تأثیر متغیرها) و سوگیری ایدئولوژیک مقالات را تشخیص دهد.
محدودیت زمانی: بازۀ زمانی انتخابشده (1394 تا 1404)، مقطع خاصی از تحولات اجتماعی و سیاسی ایران را پوشش میدهد. تعمیم این الگوهای مفهومی به دهههای پیشین (دهۀ هفتاد یا هشتاد) باید بااحتیاط و با در نظر گرفتن اقتضائات زمانی مختص به همان دورهها صورت پذیرد.
حامی مالی
پژوهش حاضر بدون حمایت مالی انجام شده است.
مشارکت نویسندگان
نویسنده اول: (گردآوری داده های کیفی، نرمافزار، تجزیه و تحلیلدادهها، تحلیل و تفسیر اطلاعات و نتایج، تهیه پیشنویس مقاله).
نویسنده دوم: (طراحی پژوهش، نظارت بر مراحل انجام پژوهش، بررسی و کنترل نتایج، اصلاح، بازبینی و نهاییسازی مقاله.)
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافع ندارد.
پیروی از اصول اخلاق پژوهش:
نویسندگان اصول اخلاقی را در انجام و انتشار این پژوهش علمی رعایت نموده اند و این موضوع مورد تایید همه آنها است.
بیانیه دسترسی به داده ها:
داده های پژوهش حاضر در صورت درخواست از نویسندگان قابل دسترسی است.
سپاسگزاری:
از نشریه بابت چاپ این مقاله تشکر میشود.
خوداظهاری استفاده از هوش مصنوعی
در تهیه این مقاله، از هوش مصنوعی استفاده نشده است.
[1] Downs
[2] Fadilla & Rahmawati
[3] Anwar & Fauzianty
[4] Paripoornam et al.
[5] Lubej et al.
[6] Magiran
[7] Inclusion and Exclusion Criteria
[8] Science Mapping
[9] Co-occurrence Analysis
[10] Clusters
[11] Total Link Strength
[12] Centrality
[13] Hub
[14] Overlay Visualization
[15] Density Visualization
[16] Hacktivism