Immigrants in Iranian Society: An Identity Perspective Based on Breakwell's Identity Process Theory (Case Study: Brick Kilns of Mahmoudabad, Tehran)

Document Type : Research Paper

Authors

1 Ph.D. student, School of Architecture and Environmental Design, Iran University of Science and Technology, Tehran, Iran

2 Associate professor, School of Architecture and Environmental Design, Iran University of Science and Technology, Tehran, Iran

3 Professor, School of Architecture and Environmental Design, Iran University of Science and Technology, Tehran, Iran

4 Master of Architecture, School of Architecture and Environmental Design, Iran University of Science and Technology, Tehran, Iran

Abstract

Introduction
Identity encompasses the array of characteristics, through which individuals define themselves and are recognized by others, forming a dynamic construct shaped by social interactions and historical memory. Afghan migrants in Iran, particularly those residing in the brick-kiln settlements of Mahmoudabad, experience shifts in traditional identity patterns as they navigate linguistic, cultural, and religious commonalities within the host society. Daily interactions foster the emergence of new cultural expressions, while ethnic and religious identities rooted in Afghanistan continue to influence their sense of belonging. The living environment plays a crucial role in reinforcing or undermining these identity components, making spatial and architectural considerations vital for preserving cultural integrity. Migration, whether voluntary or forced, has long been a fundamental aspect of the human experience, often accompanied by social and economic challenges for minority groups. Afghan migrants in Iran encounter administrative restrictions, discrimination, and limited social acceptance, which impede the establishment of stable identities and contribute to feelings of marginalization. Recent political instability in Afghanistan, particularly following 2021, has intensified migration flows, resulting in a diverse Afghan population in Iran with strong linguistic and religious ties. Understanding these cultural, social, and symbolic aspects of identity is essential for designing collective housing that fosters integration while preserving distinct identities.
 
 
Materials & Methods
The theoretical framework of this study was anchored in 3 key perspectives: Social Identity Theory, Place Identity Theory, and Breakwell’s Identity Process Theory. Social Identity Theory elucidates how individuals derive a portion of their self-concept from their group affiliations, shaping their perceptions and intergroup interactions. Place Identity Theory underscores the significance of the physical environment as a meaningful reference for memories and social relationships. Breakwell’s Identity Process Theory conceptualizes identity as a dynamic system governed by 4 principles: distinctiveness, continuity, self-esteem, and self-efficacy. This framework provides valuable insights into how migrants sustain their identities in new sociocultural contexts. To operationalize these concepts, Ralph Tyler’s model was utilized, categorizing determinants of human behavior into human and environmental factors. This approach facilitated the translation of identity components into architectural criteria.
Data collection employed a qualitative methodology, incorporating semi-structured and in-depth interviews, direct observations of daily practices, and documentation of the spatial needs of Afghan migrants residing in the brick-kiln settlements of Mahmoudabad.
 
Discussion of Results & Conclusion
Data analysis was conducted using Braun and Clarke’s thematic approach, involving iterative coding and theme development until conceptual saturation was reached. Themes were organized according to Breakwell’s four identity components. Most participants expressed a strong identification as Afghan and took pride in their nationality, whereas second-generation migrants exhibited a partial emotional attachment to Iran. Administrative restrictions, limited citizenship rights, and apprehensions about returning to Afghanistan contributed to tensions regarding their identities.
Distinctiveness was evident in cultural practices, such as marriage customs, religious ceremonies, and local gatherings, as well as in the physical environment, which was marked by poverty, shared facilities, and limited communal spaces. Continuity was compromised by the lack of positive spatial memories from Afghanistan, yet kinship networks, communal living, and memories of traditional foods, colors, and home layouts helped preserve cultural roots. Self-esteem was adversely affected by social exclusion, discriminatory language, and restricted access to public services; however, strong internal community cohesion fostered a sense of belonging. Self-efficacy was limited by restricted housing ownership and substandard living conditions though women engaged in small-scale, home-based economic activities.
Architectural strategies that are sensitive to identity are crucial for enhancing migrants’ sense of belonging and facilitating social integration. These strategies include creating spaces that encourage social interaction, designing privacy-respecting housing units, providing areas for micro-businesses, and incorporating culturally meaningful spatial elements. Mixed-neighborhood layouts that include both Iranian and Afghan households can help prevent segregation, promote social cohesion, and support the preservation of identity and dignity. Residential environments should reflect the lifestyles, customs, and daily routines of the inhabitants to enhance quality of life while reinforcing cultural identity.

Keywords

Main Subjects


مقدمه

هویت هر فرد، ویژگی‌ای است که او را به خود شبیه و از دیگران متمایز می‌سازد. هویت نه‌تنها توسط فرد تعریف و شناخته می‌شود، از سوی دیگران نیز شناسایی می‌گردد. هویت به‌عنوان فرایندی مستمر و پویا، همواره در طول زمان تولید و بازتولید می‌شود. به عبارتی دیگر، هویت‌های اجتماعی به‌عنوان بنیادهایی عمل می‌کنند که نظم و پیش‌بینی‌پذیری در جریان‌های اجتماعی بر آن‌ها استوار است؛ به همین دلیل، رفتارهای گروهی یک جامعه معمولاً به حافظۀ تاریخی آن جامعه ارجاع داده می‌شود. افغان‌هایی که در ایران ساکن شده‌اند، به طور ناخواسته از هویت‌های سنتی خود فاصله گرفته و هویت‌های مدرن‌تری را جذب کرده‌اند. برای بسیاری از این مهاجران، اشتراکات زبانی، فرهنگی و مذهبی و همچنین جو حاکم بر ایران که تفسیری نو از اسلام را ارائه می‌دهد، این امکان را فراهم آورده است که بسیاری از این ارزش‌ها را به بخشی از هویت خود تبدیل کنند. هویت می‌تواند تجلی‌گاه تمامی مؤلفه‌های فرهنگی-اجتماعی و وضعیت استراتژی تعامل فرهنگ باشد؛ بنابراین، بررسی هویت و پایه‌گذاری پژوهش بر این مبنا می‌تواند جنبه‌های مختلفی را در بر گیرد. افغان‌ها در تاریخ و بستر زندگی خود در افغانستان دارای هویت قومی‌ای هستند که با مذهب پیوند خورده است. شیوه‌های زندگی اجتماعی و جمعی افغان‌ها در ایران موجب شده است که به آن‌ها علاوه‌بر ملیتی متفاوت به‌عنوان قومیتی خاص در داخل ایران نیز توجه شود. فضای زیستی، نقش اساسی در شکل‌گیری هویت فرهنگی مهاجران ایفا می‌کند و می‌تواند به تقویت یا تضعیف آن کمک کند. این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه‌های هویتی و عوامل معماری قابل‌اجرا در طراحی واحدهای مسکونی گروهی برای مهاجران افغان در ایران است؛ به‌گونه‌ای که ضمن تأمین نیازهای فضایی و کالبدی، اصول هویتی فرهنگی، اجتماعی و نمادین آن‌ها حفظ و تقویت شود.

سؤال‌های تحقیق

در راستای رسیدن به هدف پژوهش پرسش‌های زیر مطرح است:

 ۱. کدام مؤلفه‌های هویتی مهاجران افغان (فرهنگی، اجتماعی و نمادین) قابل‌شناسایی هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را در طراحی واحدهای مسکونی گروهی بازتاب داد؟

۲. چگونه می‌توان تعامل فرهنگی مهاجران افغان با جامعۀ میزبان را ازطریق طراحی معماری بهبود داد، بدون آنکه هویت فردی و اجتماعی آن‌ها تضعیف شود؟

مهاجرت

مهاجرت پدیده‌ای است که نه‌تنها جدید نیست، در تاریخ بشریت ریشه‌دار و گره‌خورده است. انسان‌های اولیه به‌منظور تأمین نیازهای اساسی خود و جست‌وجوی شرایط بهتر، همواره در حال جابه‌جایی بوده‌اند (ربیعی، 1392). مهاجرت به‌عنوان فرایندی تعریف می‌شود که شامل حرکت ارادی یا اجباری یک فرد یا گروهی از افراد از مکانی به مکان دیگر با هدف سکونت موقت یا دائم در آن مکان است. این فرایند تأثیرات درخورتوجهی بر نگرش‌ها، فعالیت‌ها و رفتارهای اجتماعی و اقتصادی افراد دارد (جمشیدیها و عنبری، 1383). اگرچه مهاجرت دستاوردهای بسیاری برای تاریخ بشریت به ارمغان آورده است، گاهی نیز نتایج ناخوشایندی را به همراه داشته است (طاهرپور و همکاران، 1384). گروه‌های اقلیت که ناشی از مهاجرت و پناهندگی شکل می‌گیرند، معمولاً دارای ویژگی‌های جسمانی و عادات فرهنگی متفاوتی در مقایسه با گروه غالب جامعه هستند. این تفاوت‌ها می‌تواند به برخورد نابرابر و تبعیض‌آمیز با آن‌ها منجر شود (عبدی ‌زرین و همکاران، 1389). اقلیت‌ها به‌عنوان گروه‌های آسیب‌پذیر نیازمند حمایت‌های قانونی و اجتماعی هستند تا بتوانند از حقوق و فرصت‌های برابر برخوردار شوند و هویت و فرهنگ خود را حفظ کنند (روستایی و آرش‌پور، 1395). مهاجرت تنها جابه‌جایی فیزیکی افراد را شامل نمی‌شود، بلکه به انتقال هویت‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها نیز مرتبط است. هنگامی که فردی از کشوری به کشور دیگر به‌عنوان مهاجر یا پناهنده کوچ می‌کند، بخشی از هویت خود را با خود به همراه می‌آورد و در تلاش است تا برای آن هویت جایگاهی در جامعۀ جدید پیدا کند. انسان مهاجر غالباً به‌عنوان «غیرخودی» یا «بیگانه» تلقی می‌شود؛ مفهومی که به‌ویژه دربارۀ پناهندگان و مهاجرانی که از سطوح پایین اجتماعی هستند، بار معنایی منفی دارد (قره‌باغی، 1379).

افغان‌های مهاجر در ایران

مهاجران افغان در ایران با چالش‌های درخورتوجهی در فرایند توسعه هویت ملی خود مواجه هستند. بسیاری از آن‌ها به دلیل محدودیت‌های قانونی و شهروندی، هویت افغان خود را پنهان می‌کنند. شکل‌گیری یک هویت قوی به تعاملات بین‌فردی در سطح جامعه و سیاست‌های حمایتی در سطح کلان بستگی دارد؛ بااین‌حال، در ایران خلأ سیاسی چشمگیری دربارۀ هویت مهاجران افغان وجود دارد که بر توانایی آن‌ها برای انطباق و ادغام در جامعه تأثیر منفی می‌گذارد. نتیجۀ این وضعیت آن است که بسیاری از مهاجران افغان تجربۀ «تطهیر هویت» را دارند؛ به این معنا که آن‌ها قادر به تأیید کامل هویت قومی افغان و هویت ملی ایران نیستند. این امر به احساس بیگانگی و بی‌تفاوتی در برابر جامعۀ ایران منجر می‌شود (Zandi-Navgran et al., 2023). مهاجرت اتباع افغانستان که ناشی از عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متعددی است، طی چهار دهۀ گذشته یکی از بزرگ‌ترین مهاجرت‌ها در طول سال‌های پس از جنگ جهانی دوم بوده است (مهرابی، ۱۳۹۹). به‌خصوص پس از تسلط طالبان بر افغانستان در سال 2021، موج جدیدی از مهاجرت افغان‌ها به ایران آغاز شده است (مهرابی، ۱۳۹۹). افغانستان کشوری با اقتصاد سنتی مبتنی بر کشاورزی و دامپروری است (گروه ترجمۀ صراط، ۱۳۹۰). ایران میزبان یکی از بزرگ‌ترین وطولانی‌ترین جمعیت پناهجویان شهری در سراسر جهان است که تقریبا 3 میلیون افغان در این کشور زندگی می‌کنند (Mahmoodi et al., 2023). در افغانستان بیش از سی زبان وجود دارد که زبان‌های دری و پشتون ازجمله زبان‌های اصلی است. زبان فارسی دری زبان مادری حدود 50درصد از ساکنان است و 90درصد مردم می‌توانند به این زبان تکلم کنند (عبداللهی، 1388). بیشتر مردم افغانستان مسلمان هستند و به دو گروه سنی (84درصد) و شیعه (15درصد) تقسیم می‌شوند. اعیاد مذهبی نیز شامل عید قربان و عید فطر است (گروه ترجمۀ صراط، ۱۳۹۰). بیشتر افغان‌های ساکن ایران را قوم هزاره تشکیل می‌دهند که دلیل آن را می‌توان در شباهت‌های دینی، زبانی و تاریخی این قوم با ایران جست‌وجو کرد (کورنا، 1397). آمارهای کمیساریای عالی پناهندگان نشان می‌دهد مهاجرانی که از سال ۲۰۲۱ تا جولای ۲۰۲۳ به ایران وارد شده‌اند ازنظر قومیت حدود ۳۶درصد آن‌ها هزاره بوده‌اند. همچنین ۳۴درصد تاجیک و ۱۴درصد هم پشتون بوده‌اند .(UNCHR, 2023) عدم‌پذیرش جامعۀ جدید و وجود ضعف‌های احتمالی اخلاقی در محیط قبلی مهاجران می‌تواند به بروز رفتارهای ضداجتماعی منجر شود (عبدی ‌زرین و همکاران، 1389). مهاجرت اجباری، که غالباً به‌دنبال جنگ و ویرانی صورت می‌گیرد، همواره با تبعات روانی و اجتماعی درخورتوجهی همراه است. در بسیاری از موارد، افراد برای کنار آمدن با شرایط زندگی جدید به روش‌های ناکارآمد تربیتی و دفاعی نظیر پرخاشگری متوسل می‌شوند (خدابخشی و همکاران، 1390). عوامل مختلفی ازجمله ناهمواری‌ها و شرایط نامطلوب اقتصادی (اسکندری سبزی و حسن‌زاده، 1402)، عدم‌پذیرش ازسوی جامعۀ میزبان و فقدان فرصت‌های برابر (مرادی و بخشنده، 1390) و ضعف‌های اخلاقی در محیط قبلی مهاجران (اسکندری سبزی و حسن‌زاده، 1402) می‌تواند به رفتارهای ضداجتماعی مانند پرخاشگری و جرم در افراد منجر شود؛ بنابراین، ایجاد فرصت‌های برابر، تقویت پذیرش اجتماعی و حمایت از مهاجران برای غلبه بر مشکلات اخلاقی گذشته می‌تواند در پیشگیری از این رفتارها مؤثر باشد (مرادی و بخشنده، 1390).

هویت در مهاجرت

موضوع هویت از دیرباز انسان را به خود مشغول کرده و همواره به‌عنوان دغدغه‌ای مهم در عصر معاصر مطرح است (دوران، 138۵). هویت نقش «معناسازی» را در سطوح فردی و اجتماعی ایفا می‌کند (لطف‌آبادی، 1392). برای مهاجران، هویت متأثر از تعامل عوامل داخلی و خارجی مانند زمینۀ فرهنگی، تعاملات اجتماعی و انتظارات جامعۀ میزبان شکل می‌گیرد. هر مهاجر به‌عنوان عضوی از گروه فرهنگی اصلی خود و همچنین جامعۀ میزبان جدید شناسایی می‌شود و ممکن است بسته به زمینۀ اجتماعی، هویت‌های مختلفی را اتخاذ کند. مفهوم هویت در مهاجرت متأثر از پویایی قدرت و هنجارهای اجتماعی جامعۀ میزبان قرار دارد که می‌تواند بر نحوۀ درک و بیان هویت افراد تأثیر بگذارد .(Hack-Polay et al., 2021; McAreavey, 2017) هویت به دو دستۀ فردی و جمعی (اجتماعی) تقسیم می‌شود (بهزادفر، 1386). هویت جمعی شامل مجموعۀ ویژگی‌هایی است که یک گروه را از دیگر گروه‌ها متمایز می‌کند و با حس تعلق، وابستگی و عضویت در گروه‌ها ارتباط دارد (ابوالحسنی، 1387). این نوع هویت براساس معیارهایی چون خانواده، قومیت و دین مشترک شکل می‌گیرد و نتیجۀ آن احساس پایبندی به هنجارها و ارزش‌هاست (ابوالحسنی، 1387). هویت انواع مختلفی دارد که باتوجه‌به نیاز پژوهش حاضر برخی از آن‌ها (جدول ۱) بررسی شده است.

جدول ۱- انواع هویت

Table 1- Types of identity

انواع هویت

شرح

 

هویت ملی

نوعی احساس تعلق به ملیتی خاص است (Guibernau & Hutchinson, 2001). برای جامعۀ ملی داشتن ایدئولوژی‌هایی نیاز است که بتواند هویت و شخصیت آن قوم یا ملت را نشان دهد (روشه، 1924). نماها، سنت‌ها، مکان‌های مقدس، آداب و رسوم، قهرمانان، تاریخ، فرهنگ و سرزمین برای یک ملیت معنی خاص دارد (Guibernau & Hutchinson, 2001).

 

هویت فرهنگی

مجموعه‌ای از باورها، ارزش ها، رسوم و رفتارهای اعضای یک جامعه که موجب تنید‌ه‌شدن افراد آن ملت به یکدیگر می‌شود (اشرفی، 1380؛ یحیائی و کیا، 1388). آنچه با آموزش‌های فرهنگی و نسل‌به‌نسل در منطقه‌ای درونی می‌شود و عامل تمایز از «دیگران» و «غیرها» خواهد بود (اشرفی, 1380). این هویت رکن باثباتی از ناخودآگاه جمعی یک ملت است (یحیائی و کیا، 1388).

هویت قومی

به ابعادی نظیر سرزمین، میراث تاریخی، فرهنگ، آیندۀ مشترک، زبان، اسطورۀ مشترک و مردم اشاره دارد (مرشدی‌زاده و همکاران، ۱۳۸۹).

ایران و افغانستان دارای روابط فرهنگی و تاریخی عمیقی هستند که شامل شباهت‌هایی در زبان، مذهب و میراث معماری می‌شود. این شباهت‌ها حس هویت فرهنگی مشترک را بین دو کشور تقویت می‌کند .(Zandi-Navgran et al., 2023) با وجود این شباهت‌ها، هویت ملی ایران و افغانستان به دلیل مرزهای متمایز دولت ملی و تحولات سیاسی از هم جدا شده است (عظیمی و لعل شاطری، 1397؛ .(Mozaffari, 2014 اهمیت هویت قومی زمانی نمایان می‌شود که افراد یک گروه قومی به‌واسطۀ تعلقاتشان به آن گروه، با رفتارهای تبعیض‌آمیز نسبت‌به گروه‌های دیگر مواجه می‌شوند (مقدس و همکاران، 1388). شکل‌گیری هویت ملی در ایران تحت‌تأثیر سنت‌های پارسی پیش از اسلام و فرهنگ اسلامی قرار دارد .(Mozaffari, 2014) درمقابل، هویت ملی در افغانستان بیشتر به وابستگی‌های قومی و قبیله‌ای مرتبط است و فاقد یک هویت ملی متحد است (Zandi-Navgran et al., 2023). شباهت‌های فرهنگی می‌تواند به‌عنوان پلی برای تقویت ارتباطات فرهنگی و تعاملات مثبت بین افراد این دو کشور عمل کند (خزایی، 1387)؛ بنابراین، هویت فرهنگی مشترک ایرانی و افغان می‌تواند بستر مناسبی برای کاهش مسائل نژادی، دیدگاه‌های منفی طرفین و مفهوم «افغانی» در جامعۀ ایرانی باشد (خزایی، 1387).

هویت مکانی

هویت به‌عنوان مفهومی پیچیده تحت‌تأثیر عوامل متعددی ازجمله جنسیت، اجتماع و فرهنگ تعریف می‌شود که محیط ساخته‌شده نیز یکی از این عوامل است .(Hauge, 2007)  مکان‌هایی که افراد به آن‌ها تعلق دارند، ترجیحات زیست‌محیطی و خودآگاهی‌شان را شکل می‌دهد .(Peng et al., 2020)  فرد در برخورد با عوامل شکل‌دهندۀ هویت خود، احساس هم‌ذات‌پنداری می‌کند و این احساس را جزئی از وجود خود می‌داند (پاکزاد، 1375). هویت مکانی جنبۀ مهمی از هویت فردی است؛ زیرا مکان‌هایی که افراد در آن زندگی می‌کنند و با آن‌ تعامل دارند، بر نحوۀ درک خود و درک دیگران از آن‌ها تأثیر می‌گذارد (Hauge, 2007). مقیاس هویت مکانی می‌تواند از فضاهای صمیمی مانند خانه تا زمینه‌های وسیع‌تر مانند یک منطقه یا کشور متغیر باشد.(Hauge, 2007)  افراد معمولاً خانه‌ها و محیط‌های محلی خود را شخصی‌سازی می‌کنند تا هویت خود را منعکس کنند. هویت به معنای احساسات ذهنی انسان‌ها از وجود روزمره و ارتباطات اجتماعی است که نیازمند مکانی برای شکل‌گیری است (تابان و همکاران، 1391). هویت با فضاهای اجتماعی که در آن شکل گرفته و بیان شده است، ارتباط نزدیکی دارد .(Sandford & Quarmby, 2018) الکساندر معتقد است که هویت هر فضا از تکرار الگوهای خاص رویدادها در آن مکان شکل می‌گیرد و این رویدادها تأثیر زیادی بر هویت بناها و شهرها دارند (الکساندر، 1390). مکان‌های معنی‌دار به‌عنوان تکیه‌گاه‌هایی برای خاطرات شخصی، احساسات و ارزش‌ها عمل می‌کند و پیوند نزدیکی با هویت شخصی دارد (بهزادفر، 1386). نظریه‌پردازان مانند جنکینز تأکید می‌کنند که مکان به‌عنوان منبع مهمی برای شکل‌گیری هویت در اجتماع عمل می‌کند (قاسمی اصفهانی، 13۹۴). مفهوم مکان به‌عنوان بخشی از محیط انسانی اهمیت دارد که معانی خاصی را برانگیخته و فعالیت‌ها و تعاملات انسانی را شکل می‌دهد (کاشی و بنیادی، 1392 Hague & Jenkins, 2004;).

 چهار چوب نظری

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ارتباط بین هویت و مکان، سه نظریۀ هویت اجتماعی، هویت مکانی و فرایند هویتی (جدول ۲) را به‌عنوان نظریه‌های اصلی می‌توان معرفی کرد.

جدول ۲- بررسی نظریه‌های هویت

Table 2- Review of identity theories

نظریه

تعریف

نظریه‌پرداز

شرح

 

نظریۀ هویت اجتماعی[1]

آگاهی فرد از تعلق به گروه اجتماعی خاص که باعث انتقال احساسات و ارزش‌ها به او می‌شود (Hauge, 2007).

‌تاجفل[2] و ‌ترنر این نظریه را توسعه دادند .(Hauge, 2007)

افراد بخشی از مفهوم خود را از عضویت درک‌شده در گروه‌های اجتماعی به دست می‌آورند و پیامد هویت‌های شخصی و اجتماعی را برای ادراکات فردی و رفتار گروهی در نظر می‌گیرندNaomi, 2024) ).

 

نظریه هویت مکانی[3]

مکان همچون جنسیت و طبقۀ اجتماعی در ساخت هویت فردی مشارکت دارد و از دریافت‌ها و ادراکاتی ساخته می‌شود که به محیط توجه می‌کند (Hauge, 2007).

در ابتدا توسط پروشانسکی در سال 1978 معرفی شد.(Peng et al., 2020)

این نظریه بر رابطۀ بین افراد و محیط فیزیکی تمرکز دارد و بر اهمیت ارتباط بین افراد و مکان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند تأکید می‌کند و متشکل از مشاهدات و تفسیرهای مربوط به محیط‌زیست است (Qazimi, 2014).  

 

نظریه فرایند هویتی[4]

درک اهمیت تعلق به مکان در ایجاد هویت تعریف می‌شود.

(Bernardo & Palma, 2005)

بریکول در بستر روان‌شناسی اجتماعی تدوین کرده است (Bernardo & Palma, 2005).

هویت محصول پویا و اجتماعی در کنش ظرفیت‌های حافظۀ آگاهی و سازه‌های سازمان‌یافته است. این مدل هیچ‌گونه تفاوتی بین هویت فردی و اجتماعی قائل نمی‌شود (مرادی، 1393).

نظریۀ فرایند هویتی بریکول

نظریۀ فرایند هویتی دو فرایند اصلی هویت یعنی، همانندسازی و تطبیق و ارزیابی را شرح می‌دهد. همانندسازی به جذب اطلاعات جدید در ساختارهای هویتی موجود اشاره دارد. تطبیق شامل تنظیم ساختارهای هویتی برای ادغام اطلاعات جدید است. این فرایندها توسط چهار اصل هویتی (تمایز، تداوم، عزت‌نفس و خودکفایی) تعریف می‌شود (نمودار ۱) (Jaspal & Breakwell, 2014).

نمودار 1- توضیحات نظریۀ فرایند هویتی

Fig 1- Explanation of the identity process theory

بریکول بر این باور است که مکان‌ها نقش اساسی در شکل‌گیری هویت افراد دارد؛ به این معنا که جنبه‌هایی از هویت انسان‌ها از مکان‌های خاص سرچشمه می‌گیرد و این مکان‌ها به‌عنوان نمادهایی بامعنا و مفهوم برای ما عمل می‌کند. همچنین، مکان‌ها نمایانگر خاطرات شخصی است و به دلیل ارتباطات اجتماعی، می‌تواند نشانه‌هایی از خاطرات جمعی نیز محسوب شود (حسین‌آبادی و همکاران، ۱۳۹۸ (Hauge, 2007;. نظریۀ بریکول به‌عنوان چارچوب نظری معتبر، اصول چهارگانه‌ای را معرفی می‌کند که نقش اساسی در شکل‌گیری هویت افراد ایفا می‌کنند. این نظریه را بسیاری از پژوهشگران بررسی و تأیید کرده‌اند. این اصول چهارگانه به شرح زیر است:

تمایز[5]:

انسان‌ها از تشخیص مکان به‌عنوان ابزاری برای متمایزکردن خود از دیگران بهره می‌برند. تمایز به ایجاد حس منحصربه‌فرد بودن اشاره دارد و بر تفاوت‌های میان فرد و دیگران، باتوجه‌به معیارهای ارزشمند موجود در جامعه تأکید می‌کند. حس متفاوت‌بودن معمولاً در بستر فرهنگ یا زیر فرهنگی که فرد در آن رشد کرده است، شکل می‌گیرد و پذیرفته می‌شود. تمایز به‌عنوان هدف اصلی در فرایندهای هویتی شناخته می‌شود و نقشی کلیدی در شکل‌دهی به انتخاب‌های استراتژی مقابله ایفا می‌کند (Breakwell, 2021; Twigger-Ross & Uzzell 1996).

تداوم[6]:

بریکول در نظریۀ خود به تداوم به‌عنوان مفهومی کلیدی در حفظ و ارتباط میان جنبه‌های مختلف هویت در طول زمان اشاره می‌کند (صارمی و معروفی، ۱۳۹۶). در این نظریه، افراد به طور مداوم تلاش می‌کنند تا هویت خود را حفظ کنند و آن را با تجربیات جدید هماهنگ سازند. این تداوم به دو نوع تقسیم می‌شود: ۱. تداوم مکان ارجاعی: این نوع تداوم زمانی رخ می‌دهد که مکان به‌عنوان مرجع و ارجاعی برای فعالیت‌ها و تجربیات گذشته تصور شود. بدین ترتیب، مکان نه‌تنها محلی برای زندگی، فضایی برای یادآوری خاطرات و تجارب گذشته نیز محسوب می‌شود و ۲. تداوم مکان متجانس: در این حالت به تجانس بین محیط، ارزش‌ها و تمایلات فرد توجه می‌شود. این نوع تداوم به افراد کمک می‌کند تا احساس تعلق و همبستگی بیشتری با محیط خود داشته باشند (صبوحی و همکاران، ۱۳۹۸؛ Twigger- Ross & uzzell, 1996). تداوم به حفظ حس انسجام و همبستگی شخصی در طول زمان کمک می‌کند. این مفهوم از جنبه‌های مهم هویت است که به افراد امکان می‌دهد با وجود تغییرات در زندگی، حس پایداری را حفظ کنند. همچنین، تداوم برای ایجاد حس معنا و هدف در زندگی ضروری است (صبوحی و همکاران، 1398؛Wang, Xu, 2015  Breakwell et al., 2022;).

عزت نفس[7]:

عزت نفس به‌عنوان مفهومی کلیدی در روان‌شناسی به ارزیابی مثبت کلی فرد از ارزش خود اشاره دارد و نقش مهمی در شکل‌گیری هویت و احساس شایستگی ایفا می‌کند. این احساس نه‌تنها به فرد کمک می‌کند تا خود را در جامعه شناسایی کند، به او احساس مفیدبودن و ارزش اجتماعی می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که ارزیابی شخصی افراد از محیط عمومی و نظرات مثبت دیگران دربارۀ آن‌ها می‌تواند به احساس غرور و درنتیجه افزایش عزت نفس منجر شود (Bernardo & Palma, 2005). عزت نفس به‌عنوان نمایانگر ارزیابی مثبت کلی فرد از ارزش خود تعریف می‌شود. این مفهوم یکی از اجزای اساسی هویت فردی است که به احساس ارزشمندی و شایستگی شخص کمک می‌کند. عزت نفس به‌عنوان نیرویی انگیزشی عمل نموده که فرایندهای هویت را هدایت می‌کند و بر استراتژی‌های مقابله‌ای فرد تأثیرگذار است   .(Breakwell et al., 2022; Breakwell, 2021)

خودکفایی[8]:

خودکفایی به معنای توانایی عملکردی شایستۀ فرد در شرایط خاص فیزیکی یا اجتماعی است که به نیاز او برای کنترل محیط مرتبط می‌شود (Bernardo & Palma, 2005). خودکفایی در فرایند هویتی بریکول نه‌تنها به معنای استفاده از منابع موجود برای ایجاد معنا در فضا است، به فرایندی پیچیده از تعاملات انسانی، تجربیات شخصی و ویژگی‌های حسی مرتبط با مکان اشاره دارد. این فرایند باعث می‌شود که افراد بتوانند با فضاهای خود ارتباط عمیق‌تری برقرار کنند و آنها را به مکان‌هایی با هویت منحصربه‌فرد تبدیل نمایند (سخاوت‌دوست و البرزی، ۱۳۹۸؛  موسوی و دوانی، ۱۳۹۳). این مفهوم به اعتقاد فرد به توانایی خود برای مواجهه با موقعیت‌های چالش‌برانگیز و دستیابی به نتایج مطلوب براساس شرایط و مهارت‌ها اشاره دارد. این فرایند بر انتخاب فعالیت‌ها و محیط‌ها تأثیرگذار است و می‌تواند اثرات عمیقی بر رشد و رفاه شخصی فرد داشته باشد.(Breakwell et al., 2022; Breakwell, 2021)

روش پژوهش

نظریۀ بریکول که ریشه در انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی دارد، به فرایند ساختن هویت از ترکیب عناصر مختلف فرهنگی و اجتماعی اشاره می‌کند. بریکول در معنای آفرینش و بازآفرینی معناها و هویت‌ها از منابع موجود، نشان‌دهندۀ فرایندی پویا و خلاقانه در مواجهه با موقعیت‌های نو است (Lévi-Strauss, 1966). نظریۀ فرایند هویت بریکول چارچوب جامعی است که هویت اجتماعی، هویت مکان و دیگر مؤلفه‌های مربوط به ادغام مهاجران را بررسی می‌کند؛ به‌ویژه در زمینۀ مهاجران در کشورهای میزبان و رویکردهای اجتماعی و فرهنگی مربوط به آن‌ها کاربرد دارد (هاشملو، 1400). تاجفل یکی از روان‌شناسان برجستۀ حوزۀ روان‌شناسی اجتماعی است که در دهۀ ۱۹۷۰ میلادی نظریۀ هویت اجتماعی را توسعه داد. این نظریه بیان می‌کند که هویت اجتماعی بخشی از خودانگاره یا خودآگاهی فرد است که ناشی از ادراک عضویت او در گروه‌های اجتماعی مختلف است (Tajfel & Turner, 1979).

تاجفل تأکید دارد که این تمایزات گروهی ممکن است به رفتارهای میان‌گروهی مانند تبعیض و تعصب منجر شود، حتی زمانی که تضاد واقعی وجود ندارد. او مفهوم «گروه درون‌گروهی[9]» و «گروه برون‌گروهی[10]» را معرفی کرد؛ افراد، خود و کسانی را که به گروه خودشان تعلق دارند، به‌صورت مثبت‌تر و اعضای گروه‌های دیگر را اغلب به‌صورت منفی‌تر می‌بینند. این فرایند، هویت اجتماعی فرد را شکل می‌دهد و تمایل به حفظ این هویت به رفتارهای اجتماعی و روان‌شناختی افراد جهت می‌دهد .(Hogg & Abrams, 1988) نظریۀ هویت اجتماعی تاجفل و ترنر از آن زمان پایه‌ای برای بسیاری از پژوهش‌ها دربارۀ رفتار میان‌گروهی، تبعیض، تبادل فرهنگی و فرایندهای ادغام یا طرد مهاجران شده است. در زمینۀ مهاجران افغان در ایران، این نظریه می‌تواند به توضیح چگونگی شکل‌گیری احساس تعلق و تبعیض‌های بین‌گروهی کمک کند. ترکیب دو نظریۀ بریکول و هویت اجتماعی، امکان درکی چندبعدی از فرایندهای هویت‌سازی در مهاجران را فراهم می‌کند. بریکول به فرایند بازتولید و بازتعریف هویت توسط مهاجران می‌پردازد؛ درحالی‌که نظریۀ هویت اجتماعی ساختارهای اجتماعی و تمایزهای بین‌گروهی را در ارتباط با پذیرش یا طرد اجتماعی مهاجران بررسی می‌کند (Hall, 2015)؛ به همین دلیل این نظریه در پژوهش حاضر، دررابطه‌با هویت محیط زندگی در راستای تعامل فرهنگی مهاجرین افغان در جامعۀ ایران برگزیده شده‌ است. مدل بریکول چارچوب مناسبی را برای شناحت عناصر هویتی (به‌خصوص هویت اجتماعی) فراهم می‌کند و همچنین به‌خوبی می‌تواند مشخصه‌ها و مؤلفه‌های معماری مختلف مربوط به هویت را باتوجه‌به رویکردی فرهنگی و اجتماعی در خود جای دهد که باتوجه‌به همین چارچوب می‌توان راهکارهای معماری مناسبی را برای اسکان این افراد ارائه داد. مدل رالف که توسط رالف تایلر[11] (1976) توسعه یافته است، در این پژوهش استفاده می‌شود. این مدل چارچوبی برای درک رابطۀ بین عوامل انسانی و محیطی در شکل‌دادن به رفتار و نتایج است. جنبه‎‌های کلیدی مدل رالف به دو گروه اصلی طبقه‌بندی می‌شود: عوامل انسانی که شامل عناصر مربوط به رفتار، انتخاب‌ها و ویژگی‌های انسانی مانند انتخاب سبک زندگی، تعاملات اجتماعی، شیوه‌های فرهنگی و فرایندهای تصمیم‌گیری فردی است؛ عوامل محیطی نیز شامل جنبه‌های محیط طبیعی و ساخته‌شده است که با فعالیت‌های انسانی مانند اکوسیستم‌های طبیعی، ویژگی‌های جغرافیایی، سطوح آلودگی، شرایط آب و هوایی و در دسترس بودن منابع ‌تعامل دارد Potts, 2012) Madaus & Stufflebeam, 2012;). در جهت ارائۀ مدلی برای استفاده در پژوهش، در مرحلۀ اول ساختار رالف [12]به دو دستۀ مؤلفه‌های انسانی و محیط تقسیم شده است و در زیرشاخۀ مؤلفه‌های انسانی، فعالیت و در زیرشاخۀ محیط نیز ساختار فیزیکی قرار داده‌ شده ‌است. برای استفاده از مؤلفه‌های معماری لازم است تا تمامی مؤلفه‌ها با گذر از فاکتور زمان وارد این دسته‌بندی‌ها شود و براساس شرایط خاص انسانی و محیطی اجتماع و مکان مدنظر، آن‎‌ها را از فیلتر دو دستۀ انسانی و محیطی عبور داد. پس از این مرحله است که مؤلفه‌های انسانی و فیزیکی (به‌خصوص مؤلفه‌های معماری) می‌تواند به عناصر هویتی منطقۀ خاصی تبدیل شود (نمودار ۲). هویت مدنظر در این پژوهش، هویت اجتماعی است. همان‌طور که لینچ[13] (1376) بیان می‌کند در دستۀ معنا زیرشاخه‌های مؤلفه‌های انسانی قرار می‌گیرد. در شکل‌گیری مکان باتوجه‌به همۀ مؤلفه‌ها‌ گفته شده است که حس مکان در پی تأمین مؤلفه‌های انسانی و ساختاری ایجاد می‌شود؛ بدین منظور در جهت ارائۀ سنجش‎‌های‎‌ شناخت هویت و ارتباط‌دادن این سنجش‎‌ها به معماری، براساس مبانی نظری در دو بخش تعامل فرهنگی مهاجران با هدف تعامل مثبت آن‌ها در جامعۀ میزبان انجام می‎‌گیرد. در ادامه مهم‌ترین مؤلفه‌های هویتی در دسته‌بندی بریکول (چهار دسته تمایز، تداوم، عزت نفس و خودکفایی) از ارتباط هویت و مکان قرار داده شده است (جدول۶). 

نمودار 2- مدل ایجاد هویت در مکان

Fig 2- Model of identity formation in place

مسئلۀ هویت به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی فرهنگی و اجتماعی در ارتباط با مهاجران افغان مطرح می‌شود. هویت مهاجرتی فرایندی چندبعدی است که در آن مهاجران با حفظ ویژگی‌های فرهنگی اصیل خود و درعین‌حال تطبیق با جامعۀ میزبان، هویتی متحول و بازتعریف‌شده ایجاد می‌کنند (میرزائی، 1403). در پژوهش حاضر، رویکرد نظری فرایند هویتی بریکول به‌عنوان چارچوبی برای تحلیل چگونگی بازآفرینی هویت مهاجران افغان در فضای فرهنگی جدید و مدل رالف تایلر به‌منظور شناسایی تعامل میان عوامل انسانی و محیطی در شکل‌دهی به هویت اجتماعی به‌منظور یافتن راهبردهای طراحی معماری هویتی با در نظر داشتن رویکرد فرهنگی و اجتماعی برای مهاجران افغان در ایران استفاده می‌شود. جامعۀ آماری این پژوهش به مهاجران افغان ساکن در مجموعۀ کوره‌های آجر‌پزی روستای محمودآباد، واقع در جنوب شرقی شهر تهران محدود می‌شود. با انتخاب افرادی از جامعۀ آماری هدف با ایجاد ارتباط و مصاحبۀ عمیق و نیمه‌ساختاریافته با آن‌ها، عناصر فرهنگی و اجتماعی مهم از دیدگاه آن‌ها و رابطۀ بین هویت و معماری از دیدگاه این جامعۀ آماری استخراج شده است. درعین‌حال شیوه‌های زندگی و رفتارهای عملی و نیازهای آن‌ها نیز مشاهده، شناسایی و ثبت شده است.

روستای محمودآباد

این منطقه، مشابه دیگر حومه‌های تهران، به دلیل نزدیکی به مراکز صنعتی و هزینه‌های کم مسکن، محل سکونت کارگران و مهاجران افغان است. با وجود این، مشکلاتی مانند عدم‌دسترسی به آب آشامیدنی و حمل‌ونقل عمومی موجب شده است تا نسل دوم ساکنان بومی تمایل کمتری به ماندن داشته باشند و درصورت فراهم‌شدن شرایط، به دنبال مهاجرت باشند. طبق گزارش‌ها بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ کارگر مهاجر ایرانی و افغانی به‌صورت فصلی در کوره‌های آجرپزی اطراف روستای محمودآباد زندگی می‌کنند. جمعیت این منطقه شامل ۵۶درصد فارس‌زبان، ۲۰درصد افغان و ۳۰درصد آذری‌زبان است. بیشتر خانوارها از شهرهای جنوبی خراسان مانند تربت حیدریه به این کوره‌ها مهاجرت کرده‌اند و نسبت جمعیت افغانی در حال افزایش است. این وضعیت نشان‌دهندۀ چالش‌های اجتماعی و اقتصادی موجود در این منطقه است که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی برای بهبود شرایط زندگی ساکنان است. براساس ارزیابی وضعیت موجود و نیازهای توسعۀ روستای محمودآباد و کوره‌پزخانه‌های اطراف آن که در سال 1400 انجام شده، متوسط بُعد خانوار در این منطقه 3.8 نفر است. این عدد برای کوره‌های آجرپزی ممکن است بیشتر باشد؛ زیرا درصدی از خانواده‌های کوره‌پزها دارای بیش از دو کودک هستند، درحالی‌که تنها 51درصد از خانواده‌های روستای محمودآباد این ویژگی را دارند. در بررسی وضعیت شغلی پدران خانواده‌های مطالعه‌شده، مشخص شد که حدود 87.9درصد از آنها شاغل هستند و 3درصد بیکارند. باتوجه‌به موقعیت جغرافیایی روستای محمودآباد و کاربری زمین‌های اطراف آن که شامل کارگاه‌های تولیدی، صنعتی و مزارع است، به نظر می‌رسد فرصت‌های شغلی به‌ویژه برای مشاغل ساده وجود دارد؛ هرچند که این مشاغل عمدتاً ناپایدار و کم درآمد هستند. از جمعیت پدران شاغل، نیمی در کوره‌ها کار می‌کنند و مشاغل فنی و کارگری در مراتب بعدی قرار دارد. وضعیت اشتغال زنان نیز نشان می‌دهد که 66درصد از آنها شاغل و 34درصد خانه‌دار هستند. بالابودن میزان اشتغال زنان به دلیل فعالیت آنها در کوره‌پزخانه‌ها است؛ درحالی‌که زنان در روستای محمودآباد عمدتاً خانه‌دار هستند. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد که 29درصد از خانوارها دارای مسکن بوده و 71درصد مستأجر هستند. از بین مستأجرین، خانوارهایی که در کوره‌های فعال به طور موقت ساکن هستند، هزینه‌‌ای بابت اجارۀ مسکن پرداخت نمی‌کنند. وسیلۀ نقلیه که منبع درآمد خانواده‌ها محسوب می‌شود و نیاز خانواده‌ها در زمینۀ ایاب‌وذهاب را تأمین می‌کند. بررسی این موضوع در جمعیت مطالعه‌شده نشان می‌دهد که 84درصد از خانوارها فاقد هر گونه وسیلۀ نقلیه بوده‌اند. این وضعیت در شرایطی که وسایل نقلیۀ عمومی در روستا وجود ندارد و آن‌ها عمدتاً مجبور هستند برای رفع نیازهای عمومی و روزمرۀ خود به مناطق اطراف (شهرری، خاورشهر و تهران) سفر کنند، دشواری‌ها و هزینه‌های زیادی را بر این خانواده‌ها تحمیل می‌کند؛ این مسئله دربارۀ خانواده‌های ساکن در کوره‌پزخانه‌ها مشکلات و هزینه‌های مضاعفی به وجود آورده است؛ به‌طوری‌که ساکنان کوره‌ها برای دسترسی به خدمات عمومی و رفع نیازهای روزمره باید مسافت طولانی را طی کنند و هزینه‌های حمل‌ونقل گزافی بپردازند. طبق تحقیقات انجام‌شده در منطقه، نتایج حاصل از نیازسنجی روستا استخراج شده ‌است (جدول ۳).

جدول3- نتایج حاصل از نیازسنجی روستا: کاربری‌های موردنیاز روستا

Table 3- Results of village needs assessment: required land uses

طرح‌های پیشنهادی براساس گزارش نیازسنجی

پیشنهاداتی که طرح مسکن می‌تواند برطرف کند

- برپایی کلاس‌های آموزشی مهارت‌های زندگی، تربیت فرزندان و

 مشاورۀ ازدواج

- احداث مراکز فرهنگی و بهداشتی و مشاورۀ رایگان

- احداث مجموعۀ تفریحی_ورزشی

- کمک به مؤسسات فرهنگی و قرآنی مردمی و تقویت هرچه‌بیشتر آن‌ها

- ایجاد فضایی مناسب برای اشتغا‌ل‌زایی بانوان سطح شهرک

- ارائهۀتسهیلات به خانواد‌ه‌ها درساخت‌وساز برای فرزندانشان

 -جذابیت‌بخشی به کارهای فرهنگی در مساجد و مدارس

- احداث پارکینگ عمومی برای جلوگیری از وقوع جرم

- برپایی کلاس‌های درسی ویژۀ بزرگ‌سالان

مرکز مشاوره

مرکز فرهنگی/کلاس‌های آموزشی

سالن‌های چندمنظوره برای مراسم‌های مذهبی و فعالیت‌های مختلف فرهنگی

فرهنگسرا در ارتباط با مدرسه

مراکز خوداشتغالی زنان

پارکینگ‌های عمومی برای کاربری‌های تجاری

فضای سبز در مقیاس محله و بزرگ‌تر

سرویس و حمام بهداشتی برای هر خانواده

 

جمعیت نمونه

مجموعۀ کوره‌های آجرپزی محمودآباد دارای حدود 640 سکنه (141 خانواده) است. بنابر آمارهای NGOهای محلی، بیشترین درصد ساکنین این کوره‌ها را افغان‌ها تشکیل می‌دهند و حدود کمتر از 20درصد ساکنین کوره‌ها ایرانی هستند. این تعداد کم نیز اغلب، ایرانی‌های اهل تربت‌حیدریۀ استان خراسان هستند که عمدتاً به‌صورت فصلی، شش ماه اول سال را برای کار به کوره‌های این منطقه می‌آیند. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات، مصاحبۀ عمیق و ساختارمند با 30 نفر از ساکنین افغان که شامل ۱۸ نفر زن و ۱۲ نفر مرد در مجموعۀ کوره‌های محمودآباد به نام‌های عارف، دولابی و عدالت بودند، به‌صورت فردی مصاحبه صورت گرفت. همچنین برخی از سؤالات مصاحبه (باتوجه‌به جمع افراد) به‌صورت مصاحبۀ گروهی[14] در قالب یک گروه چهار نفری از دختران 12ساله، یک گروه پنج نفری از مردان میان‌سال کارگر کوره‌ها در هنگام کار و دو گروه از زنان یکی در کورۀ عارف و دیگری در کورۀ دولابی مطرح شده است. همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر NGOنهاد فرهنگی فردا و مرکز آموزشی پویش فعال در منطقۀ محمودآباد، جامعه‌شناس‌ از این مجموعه، یک دانشجوی افغانی مقطع کارشناسی ارشد رشتۀ معماری دانشگاه تهران و یک استاد رشتۀ جغرافیای دانشگاه تهران که در کابل تدریس کرده است، نیز مصاحبه‌هایی انجام شد.

روش نمونه‌گیری

برای نمونه‌گیری از روش هدفمند با حداکثر تنوع بهره گرفته شد تا بتوان نماینده‌ای جامع از مهاجران افغان در رده‌های سنی مختلف زیر ۲۰ سال، ۲۱ تا ۴۰ سال و بالای ۴۰ سال و همچنین گروه‌های تحصیلی متنوع بی‌سواد، سواد قرآنی، زیر دیپلم و دیپلم فراهم آورد. داده‌ها ازطریق انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و فراوانی کمّی نمونه‎‌ها نیز در جدول‌های ۴ و ۵ نشان داده شده است. روند تحلیل داده‌ها به‌صورت چرخه‌ای و بازگشتی انجام شد تا پژوهشگر بتواند داده‌ها را مرتب بررسی و دسته‌بندی کند. این فرایند تا رسیدن به نقطه‌ای ادامه داشت که داده‌های جدید تغییری در دسته‌ها و مفاهیم موجود ایجاد نکنند؛ یعنی مرحلۀ اشباع مفهومی به دست آمد. این روش باعث افزایش اعتبار و عمق نتایج شد. سایر مصاحبه‌ها به قرار نمودار3 صورت گرفته است.

                                      جدول ۴- سن افراد نمونه                                                 جدول ۵- سطح سواد افراد نمونه

Table 5- Literacy Level of Sample Participants     Table 4- Age of Sample Participants    

سن

فراوانی

تحصیلات

فراوانی

زیر 20

4

بی‌سواد

10

21-40

16

سواد قرآنی

4

40 به بالا

10

زیر دیپلم

10

 

 

دیپلم

6

 

نمودار 3- افراد موردمصاحبه درپژوهش

Fig 3- Research interview participants

 ابزار پژوهش

به‌منظور شناخت نیازها و بستر فرهنگی، اجتماعی ساکنین و الگوهای زندگی آن‌ها مصاحبه‌های عمیق و ساختارمند به‌عنوان اولین روش جمع‌آوری اطلاعات انتخاب شده است. مصاحبه فرایندی درکی و ذهنی است که در آن لازم است مصاحبه‌گر با همدلی وارد تحقیق شود، نه یک پرسش‌کننده‌ای جدا از بستر کار (deming & swaffeild, 2011). استفاده از مصاحبه در این تحقیق به دلیل بی‌سوادی یا کم‌سوادی تعداد زیادی از ساکنین، بسیار مناسب‌تر از پرسشنامه می‌تواند واقع شود. همچنین ورود به چنین منطقه‌ای و کسب اطلاعات صحیح و صادقانه از این قشر از مردم، نیازمند اعتمادسازی است که نمی‌تواند با یک پرسشنامۀ ساده به دست آید و درواقع نیازمند رابطه‌ای عمیق‌تر و درکی بهتر است. در ابتدا، ورود به سایت به همراه افراد NGO  فعال در منطقه صورت گرفته است که موردشناخت و اعتماد ساکنین هستند. در هنگام مصاحبه ابتدا سعی در اعتمادسازی در صحبت‌های اولیه شد و سپس با کسب اجازه از افراد برای ضبط صدای آن‌ها، مصاحبه بدون محودیت زمانی خاصی تا به دست آوردن اطلاعات لازم ادامه یافت. مصاحبه در این مرحله به‌صورت نیمه‌ساختارمند (Semi- structured) است. در پایان اطلاعات فردی افراد ثبت شد. ازآنجایی‌که این پژوهش در کنار شناخت مسائل فرهنگی و اجتماعی ساکنان نیازمند شناخت نیازها و شیوه‌های زندگی ساکنین نیز است، علاو‌ه‌بر مصاحبه، مشاهده و ثبت وقایع زندگی روزمرۀ افراد در حین کار و فعالیت نیز صورت گرفته است. رویکرد این مصاحبه‌ها بر این اساس است که مردم بهترین عالم به مشکلات خود، بهترین منبع اطلاعاتی و شناختی دربارۀ مسائل خود و بهترین متخصص در حل این مسائل فرض می‌شوند. در این مصاحبه برای هر یک از چهار دستۀ مؤلفه‌های بریکول سؤالاتی باتوجه‌به تحقیقات انجام‌شده در این زمینه، در قالب مصاحبۀ نیمه‌ساختارمندی آماده شده است. در پایان با بررسی پاسخ‌های داده‌شده در هر یک از دسته‌ها شناختی از مسائل هویتی ساکنین و درنتیجه نیاز‌های معماری مربوط به این مؤلفه‌ها به دست آمده است.

جدول ۶- تقسیم‌بندی مؤلفه‌های هویتی معماری بریکول در چارچوب نظری پژوهش

Table 6- Classification of identity components in bricolage architecture within the research theoretical framework

تبار و نیکان

آداب و رسوم (بهزادفر، 1386)

قشر اجتماعی و فرهنگی خاص

ملیت خاص

شیوه‌های زندگی

 

 

مؤلفه‌های انسانی

 

 

 

 

تمایز

 

عوارض طبیعی خاص

زیرساخت‌ها

ارتباطات (Hague, 2007)

نمادها و تمایزات اقلیمی شهر

قوی‌ترین عناصر نشانه‌شناختی شهر (تاریخی، معنوی و ...)

 مصالح بومی و رنگ خاص 

حضور ویژۀ عناصر طبیعی

سبک ساخت خاص

تراکم و نظم پر و خالی ساختمانی خاص

عناصر و طراحی معماری کالبدی خاص (قاسمی)

 

 

 

 

مؤلفه‌های مصنوع

 

فرهنگ تاریخی/اعتقادی ساکنان شهر 

تاریخ مشترک جمعی خاص

آداب و رسوم و فعالیت‌های تاریخی خاص

 

مؤلفه‌های انسانی

 

 

تداوم

مکان‌های خاطرات جمعی شهر

عناصر خاطره‌انگیز (افغانستان)

شناخت تاریخی

 

مؤلفه‌های مصنوع

 

احساس افتخار و غرور از نشان‌دادن تمایزات در مکان زندگی

احساس غرور از عضویت در گروه، قوم و ... خاص (تعلق به اجتماع)

ادارۀ زندگی

 

عزت نفس

راه‌های عام ادارۀ زندگی  (Hague, 2007)

احساس خودکفایی در انجام امور روزمره

دسترسی به کاربری‌های متناسب با نیازهای روزمره

احساس مسئولیت اجتماعی (به فضا)

رویکرد‌های اقلیمی تأمین نیازها (آب باران/ کشاورزی شهری/ گلخانه و ...)

 

 

خودکفایی

تجزیهوتحلیل داده‌ها

به‌منظور تحلیل داده‌ها، از رویکرد تحلیل تماتیک براساس روش Braun & Clarke استفاده شد که شامل مراحل کدگذاری داده‌ها، تعیین مضامین و بررسی فراوانی آن‌ها است؛ برای نمونه، فرایند کدگذاری محتوا با تحلیل دقیق پاسخ‌های مصاحبه‌شونده‌ها آغاز و مفاهیم اولیه استخراج و در قالب مضامین دسته‌بندی شد. این مراحل به‌صورت بازگشتی و چرخه‌ای ادامه یافت تا اشباع مفهومی به دست آمد که در آن جمع‌آوری داده‌ها، دیگر اطلاعات جدید و درخور‌توجهی به مفاهیم نمی‌افزود. این رویکرد امکان ارائۀ تحلیل دقیق‌تر و مستندتر از نیازها و مسائل هویتی ساکنین و درنهایت استخراج نیازهای معماری را براساس مؤلفه‌های بریکول فراهم آورد. پس از اتمام همۀ مصاحبه‎‌ها با گوش‌دادن به صداهای ضبط‌شده، ابتدا مصاحبه‎‌ها پیاده‌سازی و سپس براساس مضامین موردنیاز به بررسی هویتی افراد پرداخته و درنهایت اطلاعات در چهار دستۀ مشخصات تمایز، تداوم، عزت نفس و خودکفایی دسته‌بندی شده ‌است. سؤالات متعددی برای هر بخش از مضامین مطرح‌شده برای هویت وجود داشته است که پس از بررسی مصاحبه‌های انجام‌شده، این سؤالات غربال شده و به شکل زیر در جدول ۷ آمده است. واحد استخراج و تحلیل داده‌ها مضامین هر جمله بوده است. بعد از استخراج و تشکیل جدول که شامل کلیۀ مضامین فوق می‌شود، ابتدا بسامد مضامین گرفته شده است و بر این اساس پر بسامدترین مضامین و مفاهیم استخراج شده و سپس براساس این مضامین پربسامد، نتیجه‌گیری صورت گرفته است.

جدول ۷- سؤالات غربال‌شده باتوجه‌به جواب‌های مصاحبه‌شوندگان

Table 7- Filtered questions based on interviewees’ responses

 

سؤالات

اطلاعات اولیه

نام

سن

از مدت ورود

قوم

سطح سواد

شغل

سن ازدواج

سال در ایران

علت آمدن به ایران؟

چرا ایران؟

مشخصات هویتی

لهجه

خود را کجایی می‌دانی؟

افغان‌بودن را دوست داری؟

دوست داری بازگردی؟

رابطه با ایرانیان

ازدواج با ایرانیان

در تربیت بچه‌ها فرهنگ کدوم کشور را ترجیح میدی؟

آیا افغانستان رفته‌اید؟

مشکلی بوده؟

تمایز

تفاوت‌ها

آداب و رسوم خاص

رابطه با همسایه

شرح کاربری‌ها در خانه

روند زندگی در طول روز

پذیرایی از میهمان

اوقات فراغت

همسایۀ ایدئال

تداوم

شناخت از تاریخ و فرهنگ افغانستان؟ انتقال به کودکان؟

از افغانستان چه به یاد داری؟

چه چیزی شما را یاد افغانستان می‌اندازد؟

دوست دارید محل زندگیتان یادآور افغانستان باشد؟

تعریف از کوره

عزت نفس

احساس افتخار؟

احساس تعلق به اجتماع؟

عزت نفس از محل زندگی؟

خود کفایی

رفتار با زنان

کار زنان

امنیت زنان

تفاوت این موارد با افغانستان

علاقه به نگهداری از محل زندگی

نیازهای روزمره تأمین می‌شود؟

مشخصات هویتی

پاسخ‌دهندگان به مطالعۀ حاضر، خود را به طور کامل متعلق به افغانستان می‌دانند و از ملیت خود رضایت دارند؛ بااین‌حال، نسل دوم مهاجران، علاوه‌بر افغان‌بودن، احساس تعلق به ایران را نیز مطرح کرده‌اند. یکی از عوامل اصلی نارضایتی این گروه، قوانین سخت‌گیرانۀ اداری مربوط به مهاجران و پناهندگان در ایران و چالش‌های مربوط به شهروندی است. همچنین، امکان رفت‌وآمد نداشتن به افغانستان و ترس از عدم‌بازگشت درصورت خروج از ایران، مانع از تجربۀ زندگی بهتر در کشور خودشان می‌شود. در مصاحبه‌ها با نوجوانان و جوانان (۱۲ تا ۲۰ سال)، علاقۀ آن‌ها به کشور خود، افتخار به هویت افغان و تمایل به بازگشت (حداقل برای سفر) به‌وضوح مشهود بود.

خانم ص. 28ساله می‌گوید: «شاید دیدی در این چند سال خدا رحم کرد و جنگ‌ها تمام شد و ما بازگشتیم افغانستان. آرزویمان هم همین است که زودتر کشورمان آباد شود و برگردیم. شاید هیچ‌کس آرزویش نباشد که اینجا تا آخر بماند. همه می‌خواهیم کشورمان آباد باشد و برگردیم.»

افرادی که در کوره‌های آجرپزی روستای محمودآباد زندگی می‌کنند و سابقۀ شهرنشینی در افغانستان دارند، تمایل بیشتری به بازگشت نشان می‌دهند. درمقابل، افرادی که در روستاها زندگی کرده‌اند، کمتر تمایل به بازگشت دارند. افغان‌ها زبان و دین مشترک (شیعه) را به‌عنوان دلیل اصلی انتخاب ایران عنوان کرده‌اند. این عوامل نشان‌دهندۀ پیچیدگی‌های هویتی و اجتماعی مهاجران افغان در ایران است که تحت‌تأثیر شرایط سیاسی و اقتصادی قرار دارد.

تمایز

تمایز در مؤلفه‌های انسانی در وجوه مختلف زندگی فردی و اجتماعی مهاجران به‌وضوح مشاهده می‌شود. اهمیت این تمایز زمانی افزایش می‌یابد که تأثیرات محیط زندگی بر رفتارها و سبک‌های زندگی افراد بررسی شود. افغان‌ها خود را در آداب و رسوم، به‌ویژه در مراسم‌هایی مانند عروسی و میزان اهمیت به عیدهایی چون عید قربان و فطر نسبت‌به عید نوروز متفاوت می‌دانند. همچنین، تفاوت‌های چشمگیری در نحوۀ ازدواج نیز وجود دارد. عوامل مصنوعی تمایز شامل وضعیت نابسامان و کمبود امکانات در منطقه است که فضایی خاطره‌انگیز و مطلوب برای ساکنان ایجاد نکرده است. در کوره‌های منطقه، سرویس بهداشتی و حمام به‌صورت عمومی وجود دارد و هر خانه از سرویس و حمام جداگانه‌ای برخوردار نیست. اتاق‌ها نیز فاقد لوله‌کشی آب هستند. فقر به‌عنوان عامل اصلی زندگی خانواده‌ها در یک اتاق شناخته می‌شود. در برخی کوره‌ها، خانواده‌ها درصورت امکان اتاق دیگری را برای جداسازی فرزندان بزرگ‌تر تأمین کرده‌اند که نشان‌دهندۀ نیاز آن‎‌ها به فضایی بیش از یک اتاق است. در یکی از کوره‌های بررسی‌شده، هر اتاق درمقابل خود یک آشپزخانه دارد، هرچند که لوله‌کشی گاز در بیرون قرار دارد. به‌طورکلی، مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که عدم‌وجود فضای جمعی مناسب برای برگزاری مراسم در سطح همسایگی یک چالش اساسی برای ساکنان این مناطق است. این مسائل نه‌تنها بر کیفیت زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد، بر روابط اجتماعی و فرهنگی نیز اثرگذار است.

خانم ز. 38ساله دراین‌باره می‌گوید: «با خانم‌ها هر موقع فرصت داشته باشیم می‌نشینیم. بیشتر بیرون می‌نشینیم. اگر کار داشته باشیم، خانه هم می‌رویم. در روستا نمی‌شود هر کجا نشست؛ اما اینجا عیب ندارد. اینجا همه آشنا هستند.»

تداوم

در مؤلفه‌های انسانی، افغان‌ها به‌طورکلی به آداب و رسوم خاص تاریخی خود اشاره‌ای نکرده‌اند و جز در برخی رسوم ازدواج و موارد مشابه تفاوت چندانی با ایران احساس نمی‌کنند. افرادی که تجربۀ زندگی در افغانستان را داشته‌اند، به دلیل فقر و نبود امکاناتی نظیر آب لوله‌کشی، گاز و برق، خاطرات مثبتی از گذشتۀ خود در افغانستان ندارند. این امر موجب می‌شود که آن‌ها در تصورات خود چیزی برای بیان دربارۀ آنچه ممکن است آن‌ها را به یاد افغانستان بیندازد، نداشته باشند. ساکنان این مناطق عمدتاً از فقر و کمبود امکانات اولیه رنج می‌برند و وضعیت نابسامان زندگی در کشور مبدأ را به‌عنوان یکی از دلایل اصلی مهاجرت و تمایل

نداشتن به بازگشت به افغانستان ذکر می‌کنند. این شرایط نه‌تنها بر کیفیت زندگی آنان تأثیر منفی گذاشته، احساس تعلق و هویت آنان را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است و این مسئله بر تصمیم‌گیری‌های آنان درخصوص بازگشت به کشورشان تأثیرگذار است.

عزت نفس

عدم‌پذیرش افغان‌ها به‌عنوان شهروند در ایران، به لحاظ قانونی و فرهنگی، به رفتارهای نادرست و تبعیض‌آمیز با این گروه منجر شده است. استفاده از واژۀ «افغانی» به‌عنوان اصطلاحی منفی، احساس ناراحتی را در میان افغان‌ها ایجاد می‌کند و آن‌ها از برخی حقوق اولیه مانند نشستن در اتوبوس یا صف نان محروم هستند. این وضعیت باعث کاهش عزت نفس مهاجران و احساس تمایز هویتی می‌شود؛ بااین‌حال، زندگی جمعی افغان‌ها در این منطقه، حس همدردی و تعلق اجتماعی را تقویت می‌کند و موجب رضایت کودکان و جوانان می‌شود. مسئولان مؤسسه‌های آموزشی بر تأثیرات منفی برنامه‌های خیریه بدون برنامه‌ریزی تأکید دارند که ممکن است به‌جای کمک مؤثر، حس ترحم را در افغان‌ها تقویت کند. جوانان افغان در عین استفاده از این کمک‌ها، تلاش دارند تا احساس غرور به ملیت خود را حفظ کنند. تقویت روابط اجتماعی و سرمایه‌های انسانی می‌تواند به افزایش عزت نفس افراد در این مناطق کمک کند و شرایط اجتماعی را بهبود بخشد.

خودکفایی

خودکفایی به افراد این امکان را می‌دهد که در محیط‌های خاص، انتخاب‌های خود را انجام دهند و توانایی کنترل محیط را افزایش دهند. زنان ساکن در کوره‌ها که شوهرانشان در آنجا کار می‌کنند، به فعالیت‌هایی مانند پرکردن قالب‌ها و جمع‌آوری محصولات مشغول هستند. تأمین هزینه‌های زندگی موجب شده است تا مردان به زنان اجازۀ کار در خارج از خانه بدهند. یکی از نکات مهمی که در مصاحبه‌ها به آن اشاره شده، عدم‌تلاش ساکنان کارگر برای بهبود شرایط مسکن و محیط زندگی‌شان است. افغان‌ها به دلیل احساس تعلق و مالکیت نداشتن بر مسکن، تمایلی به صرف وقت و هزینه برای نگهداری و بهبود آن ندارند.

 خانم س.م. 28ساله دراین‌باره می‌گوید: «الآن اینجا مال مردمه. هروقت بخواهند باید برویم. هزینه‌ای هم نداریم که تروتمیز کنیم. اینجا مال کیست؟ صاحب خانه می‌آید و می‌نشیند.»

حتی ساکنانی که سال‌ها در کوره‌ها زندگی کرده‌اند، از بهبود شرایط داخلی خانۀ خود غافل هستند. این وضعیت می‌تواند نشان‌دهندۀ عدم‌احساس مسئولیت و بی‌اهمیتی به محیط باشد؛ بنابراین، تقویت حس مالکیت و مسئولیت اجتماعی در این جامعه می‌تواند به بهبود شرایط زندگی کمک کند. احساس عدم‌مسئولیت می‎‌تواند ناشی از مالکیت‌نداشتن آن‎‌ها باشد؛ اما عوامل دیگری را می‌توان دخیل دانست:

  • چهرۀ نابسامان منطقه، جاذب کمک‌های مردمی و خیّرین است.
  • احساس مسئولیت‌نداشتن افغان‎‌ها در برابر محیط زندگی خود در کشوری که متعلق به آن‎‌ها نیست. عدم‌پذیرش قانونی، برخوردارنبودن از امکانات و حقوق شهروندی، می‌تواند عدم‌احساس شهروندی و در پی آن عدم‌احساس مسئولیت شهروندی را داشته باشد.
  • کمبود امکانات و شرایط زندگی در کوره آنقدر مشکلات و مسائل دیگری را به همراه دارد که اهمیت پاکیزگی محل را تحت‎‌الشعاع قرار داده است. درواقع ممکن است آنچه دیگران به‌عنوان بازدیدکننده و با پیش‌فرض‌های خود از اولویت‌های یک محل زندگی مناسب از کوره می‌بینند و تجربه می‌کنند، برای ساکنان در درجۀ اول اهمیت زندگی روزمره نباشد.

راهبردهای طراحی

در بررسی مؤلفه‎‌های تمایز، مراسم و آداب افغان‌های ساکن کوره‌ها نشان می‌دهد که تفاوت چندانی با ایرانی‌ها ندارند و نیازهای مشابهی برای ایجاد فضاهای اجتماعی و فرهنگی دارند که محله‌ای سنتی به آن‎‌ها احتیاج دارد؛ اما از جهت روابط اجتماعی حاکم بر هر یک از کوره‎‌ها به‌خصوص مراسم‎‌ مذهبی و همچنین اعتقاد قوی افغان‌ها به نذردادن در سطح همسایگی نیاز به فضاهایی برای انجام این فعالیت‌ها و حفظ شبکۀ اجتماعی احساس می‌شود. مشاهدات و مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که احساس تعلق ساکنان بیشتر به روابط اجتماعی حاکم بر زندگی آن‌ها وابسته است تا به مکان فیزیکی. این روابط اجتماعی قوی به افغان‌ها کمک می‌کند تا در کنار هم زندگی کنند و از شرایط سخت خود حمایت کنند. کمبود امکانات و سختی زندگی شرایطی را ایجاد نکرده است که بتوان به مکان احساس تعلق خاصی داشت. کمک و حمایت بین همسایگان به‌خصوص در اجتماعات کم‌درآمد بسیار دارای اهمیت است. فقدان کارکردهایی در جهت فضای کالبدی اجتماعی، که حاصل بی‌توجهی در هنگام ساخت مجتمع‌های مسکونی است، مانع از رشد و همکاری‌های خودجوش اجتماعی و فعالیت‌های جمعی است که باید در طراحی برای این قشر بسیار توجه شود. زنان افغان ساکن در کوره‌ها روابط اجتماعی خود را مثبت ارزیابی کرده و از آن رضایت دارند. آن‌ها بیشتر وقت خود را در خارج از خانه سپری می‌کنند و مهمانی‌ها عمدتاً بین افراد فامیل برگزار می‌شود. روابط همسایگی، به‌ویژه میان زنان، در این محیط بسیار قوی است. در مصاحبه‌ها، زنان و دختران به نشستن دور هم در طول روز اشاره کردند و زمان فراغت خود را در کنار یکدیگر یا در خانۀ یکی از آن‌ها یا در گوشه‌هایی از کوره می‌گذرانند. نکتۀ مهمی که مطرح شد، تمایل آن‌ها به جمع‌شدن در مکان‌هایی است که از دید افراد نامحرم پنهان باشد. این الگوهای اجتماعی نه‌تنها حس تعلق را تقویت می‌کند، به ایجاد فضایی امن برای تبادل فرهنگی و اجتماعی نیز کمک می‌کند. زندگی روزانۀ افراد ساکن در کوره‌ها به دلیل محدودیت‌های فضایی، روند مشخصی را دنبال می‌کند. فضای اصلی زندگی شامل اتاق خانواده است که برای فعالیت‌های مختلف مانند خوردن صبحانه، خواب والدین و برخی از کودکان و پذیرایی از مهمانان استفاده می‌شود. در این کوره‌ها، سرویس بهداشتی و حمام به‌صورت عمومی وجود دارد و هر خانه سرویس و حمام جداگانه‌ای ندارد. همچنین، اتاق‌ها فاقد لوله‌کشی آب هستند .در یکی از کوره‌ها، هر اتاق درمقابل خود یک آشپزخانه دارد؛ درحالی‌که در کوره‌ای دیگر، لوله‌کشی گاز در بیرون قرار دارد. ساعات کار کوره‌ها معمولاً از حدود چهار صبح آغاز می‌شود. یکی از بهترین کوره‌ها دارای آشپزخانه‌ای است که بین دو اتاق قرار دارد و در برخی واحدها، دو خانواده (برای مثال پدر، مادر و فرزند دختر در یک اتاق و فرزند پسر به همراه همسرش در اتاق دیگر) در کنار هم زندگی می‌کنند. ساکنان این کوره‌ها از زندگی مشترک خود رضایت دارند و این نوع زندگی را تجربه‌ای مثبت توصیف می‌کنند .دررابطه‌با سؤالات مربوط به مؤلفه‌های مصنوع تمایز، آنچه بیشتر از همه در پاسخ مصاحبه‌شوندگان به چشم می‌خورد، وضع نابسامان و نامناسب و کمبود امکانات منطقه است که درواقع برای ساکنان فضایی خاطره‌انگیز، موردعلاقه و با تأثیرات مثبت ایجاد نکرده است. نسل دوم و سوم افغان‌ها تمایل بیشتری به داشتن همسایه از هر دو ملیت نشان می‌دهند؛ بنابراین، در طراحی محله‌های مسکونی باید به حفظ روابط همسایگی توجه ویژه‌ای شود. ایجاد محله‌هایی در دل بافت مسکونی موجود روستا می‌تواند شرایطی را فراهم کند که ایرانی‌ها و افغان‌ها در کنار یکدیگر زندگی کنند. این رویکرد به جلوگیری از جداسازی و انزوا کمک کرده و از بروز مشکلات فرهنگی و اجتماعی جلوگیری می‌کند. درعوض، این فضاها می‌تواند زمینه‌ساز تبادل فرهنگی و مشارکت اجتماعی میان ساکنان مختلف باشد؛ بنابراین، در این بخش توجه به موارد زیر دارای اهمیت بسیاری است:

  • اندازۀ مجموعه باید براساس تعداد افرادی باشد که می‎‌توانند با تشکیل گروه اجتماعی به حمایت متقابل از یکدیگر بپردازند.
  • مجموعۀ مسکونی باید براساس سبک زندگی و فرهنگ موجود ساکنین باشد. نادیده‌گرفتن فرهنگ پیشین باعث از بین رفتن فرهنگ‌ها و اجتماعات ارزشمندی خواهد شد که درواقع هدف هر گونه اجتماع انسانی است.
  • آن‎‌ها بیشتر دارای وسیلۀ نقلیه موتور هستند و کمتر خانواده‎‌ای وجود دارد که دارای ماشین باشد (تأثیر قوانین عدم‌امکان مالکیت اتباع خارجی)؛ بنابراین، بیشترین طراحی‌ها به ترتیب مربوط به مسیرهای پیاده و موتور است. می‌‎‌توان فضاهای مشترک عمومی برای پارک ماشین نیز در نظر گرفت.

در بررسی مؤلفۀ تداوم که هدف بررسی حافظۀ ذهنی افراد بوده است، اغلب آنهایی که به افغانستان سفر کرده‌اند یا در آنجا سال‌هایی را زندگی کرده‌اند، در صحبت‌هایشان به چند مورد اصلی اشاره داشته‌اند:

  • رابطۀ قوی همسایگی، اقوام و دیگران
  • بازارهای خاص
  • اهمیت نان و تنور و تولیدات خانگی
  • استفاده از رنگ‌های شاد و پرهیز از رنگ‌های تیره
  • وجود تنورخانه، تابه‌خانه، مهمانخانه و ... در خانه‌های روستایی افغان و شباهت خانه‌های ایرانی در شهرهای افغان
  • زندگی اعضای خانواده در خانوادۀ گسترده
  • شادبودن افغان‌ها

استفاده از خاطرۀ ذهنی ساکنین در جهت‌دادن احساس هویت به مجموعۀ مسکونی به‎‌ کار برده می‎‌شود.

در بررسی مؤلفۀ عزت نفس، زندگی در این ساختار جدید و متفاوت از گذشته، مستلزم گسترش روحیۀ اعتماد، حمایت (عاطفی، اجتماعی و مالی) همکاری و عضویت در شبکه‌های اجتماعی است. برای حفظ عزت نفس هویتی ساکنان، ضروری است که محدوده‌های مسکونی در بافت موجود روستا طراحی شود؛ به‌گونه‌ای‌که تبادلات اجتماعی و فرهنگی میان ایرانی‌ها و افغان‌ها را تسهیل کند. این امر باید با نظارت بر مهاجران و جلوگیری از شکل‌گیری اجتماعات حاشیه‌ای همراه باشد. باید این مجموعه به‌عنوان بخشی از جامعه‌ای بزرگ‌تر در نظر گرفته شود که با سایر بخش‌ها ارتباط دارد. یکی از نیازهای اصلی که در مصاحبه‌ها به آن اشاره شده، وجود مسکن سالم، تمیز و دارای حریم خصوصی است؛ بنابراین، تأمین محله‌ای که امکانات لازم را داشته باشد و تعاملات اجتماعی را تسهیل کند، بسیار حائز اهمیت است. واحدهای مسکونی باید دارای حریم مناسب باشند تا باتوجه‌به اعتقادات مذهبی و راحتی ساکنان، فضایی امن و محترم برای زندگی فراهم شود. درواقع، عزت نفس به معنای تأمین حداقل‌های لازم برای داشتن فضای زندگی مناسب، سالم و امن برای خانواده است و این شامل مجموعه‌ای از مفاهیم گسترده می‌شود. ایجاد چنین فضایی می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی ساکنان و تقویت حس هویت و تعلق آن‌ها کمک کند.

در بررسی مؤلفۀ خودکفایی باید در منزل یا در مجاورت آن فضایی تعبیه شود که خانواده‌ها بتوانند با فعالیت‌های خود برای فروش کالا یا خدمات به همسایگان، درآمد بیشتری کسب کنند. این فعالیت‌ها باید منحصر به کارهایی باشد که سلامت، امنیت یا ارزش‌های اصلی اجتماع محلی را به خطر نیندازند و درعین‌حال برای مجموعه سرزندگی و جنب‌وجوش فراهم آورد. فقرا و به‌ویژه افرادی از خانواده که شغل تمام‌وقت ندارند (به‌خصوص زنان) با ارائۀ خدمات کوچک به محله کمک خرجی برای خود دست‌وپا می‌کنند. این نوع فعالیت‌ها در خانه‌های مسکونی قانونی نیست؛ زیرا این امر اغلب باعث تبدیل غیرقانونی فضای زندگی به کارگاه یا خرده‌فروشی می‌شود که درنتیجه به تخریب کل محیط می انجامد؛ درنتیجه باید فضاهایی مناسب و با رویکردی قانونی در اختیار ساکنین قرار گیرد. برای این امر کاربری‌های زیر باتوجه‌به مشاهدات صورت‌گرفته از ساکنین و توانایی‌های آنها پیشنهاد می‌شود:

  • محل فروش محصولات خانگی چون سبزیجات (کشاورزی شهری)
  • محل فروش محصولات هنری افغان‌ها مانند گل‌دوزی‌ها (گل‌دوزی‌ها و بافت‌هایی که در خانه‌های افغان‌ها نه فقط در کوره‌ها بلکه در دیگر مناطق هم به‌وفور مشاهده شده و از هنر دست زنان افغان است.)
  • آرایشگاه
  • خیاطی (به‌عنوان شغلی که بسیاری از دختران به آن مشغول هستند.)
  • رستوران و تهیۀ غذا

 در جدول ۸ راهبردهای طراحی هویتی بر مبنای ۴ مؤلفه‌های نظریۀ فرایند هویتی برای افغان‌های مهاجر منطقۀ کورۀ آجرپزی محمودآباد عنوان شده است.

جدول۸- راهبردهای طراحی هویتی

Table 8- Identity design strategies

مؤلفۀ هویتی

 

الگوی رفتاری

راهکار طراحی

 

 

تمایز

مؤلفه‎‌های انسانی

اهمیت آداب و رسوم

روابط اجتماعی حاکم بر زندگی

حفظ روابط همسایگی

تقویت حس هویت و تعلق

فضاهای همسایگی برای انجام فعالیت‌ها و حفظ شبکۀ اجتماعی (NGO)

 

مؤلفه‎‌های مصنوع

زیرساخت لازم

طراحی مسیرهای پیاده و موتور

قرارگیری پارکینگ عمومی در خارج محل زندگی

 

تداوم

 

مؤلفه‎‌های انسانی

آداب و رسوم تاریخی مشترک با ایرانیان

رابطۀ قوی اقوام و همسایگی

زندگی اعضای خانواده کنار هم

فضای جمعی مشترک بین ایرانیان و افغان‎‌ها

افزایش زیربنای واحدها برای زندگی خانوادۀ گسترده

مؤلفه‎‌های مصنوع

عدم‌وجود خاطرات مکانی و فضایی از افغانستان

استفاده از رنگ‌های شاد و پرهیز از رنگ‌های تیره

 

عزت نفس

گسترش روحیۀ اعتماد، حمایت همکاری و عضویت در شبکه‌های اجتماعی

احساس تعلق اجتماعی

ارائۀ خدمات زیرساختی باتوجه‌به نیازسنجی منطقه

ایجاد کاربری‌های هنری، کشاورزی و ...

 

خودکفایی

اشتغال

ایجاد حس مالکیت در ساکنان منطقه

فضایی در منزل یا در مجاورت آن برای فعالیت‌های فروش یا خدمات به همسایگان

اختصاص فضای مسکونی در مالکیت یا اجارۀ افراد

بحث و نتیجه‌

هدف از این پژوهش بررسی امکان تعامل فرهنگی افغان‌ها در جامعۀ مقصد با رویکردی هویتی و راهکارهای آن است. باتوجه‌به پاسخ‌های دریافت‌شده در بخش مشخصات هویتی و تمایز افغان در این پژوهش با مهاجرانی برخورد شد که تا حدی دارای هویت فرهنگی مشترک با جامعۀ ایرانی هستند. اشتراکات فرهنگی و تاریخی بین دو کشور می‎‌بایست امر تعامل را آسان‌تر کند؛ اما فاکتورهای دیگر، موانعی را بر سر راه قرار داده‌اند. از یک طرف سابقۀ حضور این افراد در ایران و سطح اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی آنها در طی این سالیان پیش‌داوری‌های منفی‌ای را در جامعۀ میزبان ایجاد کرده است و از طرف دیگر عدم‌وجود قوانین حقوقی و مدنی درست و مناسب برای مهاجران حتی در سطح نیازهای اولیه بر این مسائل تأکید کرده است. پژوهش حاضر در جهت امکان تعامل فرهنگی بین دو ملت با شناخت مؤلفه‌های هویتی افغان‌های مطالعه‌شده (کارگران کوره‌های آجرپزی روستای محمودآباد) و با استفاده از نظریۀ فرایند هویتی بریکول در راستای ارائۀ راهبرد‎‌های طراحی معمارانه است (نمودار4). بریکول مکان‌ها را منبع مهمی از مؤلفه‌های هویت و نشانه‌هایی از خاطرات جمعی می‌داند. اصول چهارگانۀ‌ بریکول (شامل مؤلفه‎‌های تمایز، تداوم، عزت نفس و خودکفایی) بیان این مسئله است که محیط بر هویت تأثیر می‌گذارد. مدل بریکول چارچوب مناسبی را برای شناحت عناصر هویتی (به‌خصوص هویت اجتماعی) فراهم می‌کند. یکی از موارد هویت، مکان است که ارتباط افراد با مکان، تمایز محیط زندگی و ارتباط با دیگر محیط‌ها است. موضوعی که در تحقیق حاضر باتوجه‌به تمایز افراد مهاجر از کشور میزبان داری اهمیت بسیاری است. در انجام برداشت‌های معمارانه در بخش تمایز، شیوۀ زندگی افغان‌ها درمقیاس درون خانوار و نیز در مقیاس همسایگی و ارتباطات اجتماعی مدنظر است. به دلیل شباهت‌های بسیار در آداب و رسوم دو کشور در بخش مؤلفه‌های انسانی تداوم، تنها به تفاوت در برخی رسوم می‎‌توان اشاره داشت. عزت نفس، غرور و تعلق خاطر یک شخص به گروه به‌واسطۀ هویت آن تعریف می‎‌شود. براساس مشاهدات، زندگی جمعی افغان‌ها در کنار هم و شرایط زندگی مشترک، حس همدردی، هم‌زبانی و احساس تعلق اجتماعی را ایجاد می‎‌کند. خودکفایی سبب می‎‌شود تا افراد اعمال انتخابی خود را در محیط مدنظر انجام دهند و به بیانی توانایی فرد در یک شرایط خاص فیریکی یا اجتماعی است که به نیاز فرد به کنترل محیط مربوط می‌شود. دیاگرام منعکس‌کنندۀ چارچوب مفهومی پژوهش و راهکارهای طراحی است. ایجاد محیطی مناسب برای رشد و شکوفایی زنان، کودکان و مردان افغان می‌تواند به تبادلات فرهنگی میان دو ملیت کمک کند و زمینه‌ساز تربیت افراد موفق باشد؛ درنهایت، آسایش افراد در تأمین نیازهای روزمره در منطقۀ کوره‌های آجرپزی حاصل خواهد شد.

نمودار 4- ارائۀ راهبرد‎‌های طراحی معمارانه

Fig 4- Presentation of architectural design strategies

ملاحظۀ روشی

در روش کیفی و مصاحبۀ عمیق، ازآنجاکه فضای نمونه اندک است و ممکن است معرف دقیقی از جامعة آماری ارائه ندهد، بنابراین خاصیت تعمیمی ندارد و نمی‌توان با صراحت نتایج حاصله را منتج از آرای کلیة جامعۀ آماری دانست؛ اما علم جزئی‌شدة کنونی هر چند داعیۀ تعمیمی خود را پس گرفته است، از رسالت آگاهی‌بخش خود، دست نکشیده و مدعی است که بدون تعمیم هم می‌توان به یافته‌های علمی رسید. این مقاله رویکردی کیفی دارد و به دنبال تسرّی یافته‌هایش به کلیۀ مهاجران افغانی در ایران نیست.

نوآوری موضوع

نوآوری این مقاله در بررسی امکان تعامل فرهنگی افغان‌ها در جامعۀ مقصد با رویکرد هویتی و ارائۀ راهکارهای طراحی معماری مبتنی بر نظریۀ فرایند هویتی بریکول است. پژوهش با تمرکز بر شناخت مؤلفه‌های هویتی خاص مهاجران افغان در کوره‌های آجرپزی محمودآباد، درک عمیقی از عوامل تمایز، تداوم، عزت نفس و خودکفایی ارائه می‌دهد و موانع اجتماعی و حقوقی در مسیر تعامل فرهنگی را شناسایی می‌کند. راهکارهای معماری ارائه‌شده، به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که ضمن حفظ هویت فرهنگی، امکان سازگاری و همزیستی مسالمت‌آمیز را فراهم می‌آورند. این رویکرد تلفیقی و فرایندی، که بر اهمیت محیط و هویت مکان تأکید دارد، در مطالعات قبلی کمتر به‌ کار گرفته شده است و به همین دلیل ازنظر علمی و کاربردی نوآورانه محسوب می‌شود.

[1] Social identity theory

[2] Tajfel

[3] Place identity theory

[4] Identity process theory

[5] Distinctiveness

[6] Continuity

[7] Self-esteem

[8] Self-efficacy

[9] Ingroup

[10] Outgroup

[11] Relph

[12] هویت داری سه مؤلفۀ اصلی شامل عوامــل فیزیکــی، فعالیتهــا و معانــی است (کاشی و بنیادی، 1392).

[13] لینچ (Lynch) معنی را میزانی می‌داند که شهر می‌تواند به‌وضوح درک شود، ازنظر ذهنی قابل‌شناسایی باشد و ساکنانش آن را در زمان و مکان به تجسم درآورند. همچنین تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش‌ها و مفاهیم جامعه در ارتباط است (کاشی و بنیادی، 1392).

[14]Focus group

ابوالحسنی، ر. (1387). مؤلفه‌های هویت ملی با رویکردی پژوهشی. سیاست، 38(4)، 1-22. https://jpq.ut.ac.ir/article_27701.html?lang=fa.
اسکندری سبزی، س.، و حسن‌زاده، ر. (1402). تحلیل عوامل اقتصادی مؤثر بر آسیب‎‌های اجتماعی (جرم سرقت)؛ مطالعۀ موردی، استان آذربایجان شرقی. پژوهش‌های راهبردی مسائل اجتماعی, 12(1)، 1-16.‎ https://doi.org/10.22108/srspi.2023.136450.1876
اشرفی، ا. (1380). هویت فرهنگی در عصر مشروطه. نامه پژوهش، 1(23-22)، 7-32. https://www.sid.ir/paper/442969/fa
الکساندر، ک. (۱۳۹۰). معماری و راز جاودانگی: راه بی‌زمان ساختن (مهرداد قیومی بیدهندی، مترجم). دانشگاه شهید بهشتی.
بهزادفر، م. (1386). هویت شهری: نگاهی به هویت شهر تهران. شهر تهران (وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران).
پاکزاد، ج. (1375). هویت و این همانی با فضا. صفه، 6(22-21). https://www.sid.ir/paper/424882/fa
تابان، م.، پورجعفر، م. ر.، و پورمند، ح. (۱۳۹۱). هویت و مکان؛ رویکردی پدیدارشناسانه. هویت شهر، 6(10)، 79-90. https://www.sid.ir/paper/154761/fa
جمشیدیها، غ.، و عنبری، م. (1383). تعلقات اجتماعی و اثرات آن بر بازگشت مهاجرین افغانی. نامه علوم اجتماعی،۳(۲۳)، 43-67. https://jnoe.ut.ac.ir/article_10543.html?lang=fa
حسین‌آبادی، س.، سلمانی‌مقدم، م.، و نوری دشتبان، م. (۱۳۹۸). هویت مکانی و عوامل مؤثر بر آن در محلات قدیمی نمونة مطالعه: محلة کلاه‌فرنگی سبزوار. برنامه‌ریزی فضایی (جغرافیا)، 9(3)، 89-110. https://doi.org/10.22108/sppl.2019.81525.0
خزایی، ح. (1387). هویت و فرهنگ در عرصه فرهنگی ایران. زمانه، (70). https://elmnet.ir/doc/339840-33532
خدابخشی، آ.، اشرفی، ف.، و همتی‌منش، ا. (1390). پرخاشگری در دانش‌آموزان افغانی مقیم ایران. تحقیقات پزشکی زاهدان، 13(1)، 53.
دوران، ب. (138۵). هویت اجتماعی: رویکردها و نظریه‌ها. مراکز جهاد دانشگاهی.
ربیعی، م. (۱۳۹۲). مهاجرت. کتاب ماه تاریخ و جغرافیا.
روستائی، ع.، و آرش‌پور، ع. (۱۳۹۵). پاکسازی قومی مسلمانان میانمار؛ جنایت علیه بشریت یا نسل‌کشی؟ پژوهش حقوق کیفری, 4(15), 45-73.‎ https://doi.org/10.22054/jclr.2016.4435
روشه، گ. (1924). تغییرات اجتماعی (منصور وثوقی، مترجم). نشر نی.
سخاوت‌دوست، ن.، و البرزی، ف. (۱۳۹۸). بازتاب نقش نشانه‌شناسی در فرایند گذر از فضا به مکان در مجموعه تاریخی سعدالسلطنه قزوین. مطالعات شهری، 8(32), 47-64. ‎https://urbstudies.uok.ac.ir/article_61211.html?lang=fa
صارمی، ح. ر.، و معروفی، ح. (1396). بررسی تطبیقی حس دلبستگی مکان در نمادهای شهری دوره اصفهانی و مدرن؛ نمونه موردی میدان آزادی و میدان نقش جهان. معماری سبز، (9).https://elmnet.ir/doc/1912887-50132
صبوحی، ع.، مسعود، م.، و مرادی چادگانی، د. (۱۳۹۸). تداوم مکان در گذر زمان در تعامل با انسان. صفه، 29(۲)، 116-95. https://doi.org/10.29252/soffeh.29.2.95
طاهرپور، ف.، زمانی، ر.، و محسنی، ن. (۱۳۸4). مطالعه مقایسه‌ای پایه‌های فردی، شناختی و انگیزشی پیشداوری نسبت‌به مهاجران افغان‌. پژوهش‌های روان‌شناختی، 8(4-3)، 9-29. https://www.sid.ir/paper/66262/fa
عبداللهی، ح. (۱۳۸۸). افغانستان؛ تبیین الگوی مطلوب نظام شهری. پاپلی.
عبدی ‌زرین، س.، ادیب راد، ن.، یونسی، ج.، و عسگری، ع. (۱۳۸۹). رابطه سبک‌های هویت با خودکارآمد پنداری دانش‌آموزان پسر دبیرستانی ایرانی و افغانی ساکن قم. رفاه اجتماعی، 10(39)، 445-471. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-352-fa.html
عظیمی، س.، و لعل شاطری، م. (1397). نمادهای هویت ملّی ایران و افغانستان در کتاب‌های تاریخِ دهم و یازدهم. پژوهشنامه خراسان بزرگ، 9(31)، 85-96. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22516131.1397.8.31.6.8
قاسمی اصفهانی، م. (۱۳۹۴). اهل کجا هستم؟ (هویت‌بخشی به بافتهای مسکونی). روزنه.
قره‌باغی، ع. (۱۳۷۹). هویت بی‌در و پیکر. گلستانه، 16، 34-39. https://ensani.ir/fa/article/36439/
کاشی، ح.، و بنیادی، ن. (۱۳۹۲). تبیین مدل هویت مکان-حس مکان و بررسی عناصر و ابعاد مختلف آن. هنرهای زیبا: معماری و شهرسازی، 18(3)، 43-52. https://doi.org/10.22059/jfaup.2013.51317
کورنا، ل. (1397) . افغانستان (فاطمه شاداب، مترجم). ققنوس.
گروه ترجمه صراط.‌ (۱۳۹۰). فرهنگ مردم افغانستان. پژوهش‎‌های منطقه‌ای، (7)، 287-307.  https://herat.mfa.ir/files/Herat/pdf file/
لطف‌آبادی، م. (1392). بازخوانی نظری مفهوم «هویت». خردنامه، 4(10). https://ensani.ir/fa/article/328223/
لینچ، ک. (1376). تئوری شکل خوب شهر (حسین بحرینی، مترجم). انتشارات دانشگاه تهران.
مرادی، س. (1393). تدوین مدل بررسی هویت مکان با کاربست روش تحقیق روایی (پایان‌نامه دکتری، دانشگاه علم و صنعت ایران).
مرادی، گ.، و بخشنده، م. (1390). بررسی نقش محرومیت اجتماعی در ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه میان جوانان: مورد مطالعه شهر شیراز. علوم اجتماعی، (13)، 159-194.  https://www.magiran.com/p1634253
مرشدی‌زاد، ع.، غفاری هشجین، ز.، و قادرزاده، ه. (۱۳۹۸). بازنمایی هویت ملی و قومی در نشریات دانشجویی کرد زبان، در فاصله زمانی سال‌های 1376 تا 1384 (مطالعه موردی: دانشگاه‌های تهران، تبریز و کردستان). مطالعات سیاسی، 2(8)، 75-۱۰۱. https://www.sid.ir/paper/161184/en
مقدس، ع. ا.، لهسایی‌زاده، ع.، و تقوی‌نسب، س. م. (1388). بررسی عوامل داخلی موثر بر هویت قومی و هویت ملی. جامعهشناسی کاربردی، 20(1), 45-70. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1388.20.1.3.5
موسوی، ا.، و دوانی، ف. (۱۳۹۳). رابطه فضا و مکان در معماری با نگاهی بر اندیشه‌های شولتز. همایش ملی رویکرد عملی به پیادهسازی مفاهیم علمی، مباحث تئوری و پژوهش‌های کاربردی علوم فنی، تهران.  https://civilica.com/doc/387637/
مهرابی، ف. (۱۳۹۹). نگاهی به مهاجرت مردم افغانستان به جمهوری اسلامی ایران. مطالعات حقوقی پانتا، 5(۳۷)، 5-1.
میرزایی، ح. (1403). سیاست‌ حافظه و هویت مهاجرتی: مردم‌نگاری حافظۀ جمعی مهاجران افغانستانی در ایران. مطالعات فرهنگ و هنر آسیا، 3(2)، 243-277.  https://asianculture-artstudies.ihcs.ac.ir/article_10201.html?lang=fa
هاشملو، ج. (20 خرداد 1400). نظریه هویت اجتماعی هنری تاجفل. روانشناسی هاشملو http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/1770.
یحیائی، س.، و و کیا، س. م. (۱۳۸۸). مطالعة انگاره‌های هویت فرهنگی و هویت ملی ملت‌های ایران و افغانستان (با تأکید بر نگره‌های مهاجران افغانی به ایرانیان). مطالعات ملی، 10(37)، 135-156. https://www.rjnsq.ir/article_99666.html?lang=fa
 
Reference
Abdollahi, H. (2009). Afghanistan: Representation of Desirable Design of Urban System. Papeli Publications. [In Persian]
Abdi-Zarrin, S., Adib-Rad, N., Younesi, S. J., & Asgari, A. (2011). Relationship between identity styles with self-efficacy in Iranian and Afghan high school boys. Social Welfare Quarterly, 10(39), 445-471. [In Persian]. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-352-fa.html
Abou-Alhasani, S. R. (2008). National identity elements with researchial approach. Political Quaterly, 38(4). [In Persian] https://jpq.ut.ac.ir/article_27701.html?lang=fa.
Alexander, C. (2011). The Timeless Way of Building (Qayyoomi-Bidehendi, Trans.). Shahid Beheshti University. [In Persian]
Ashrafi, A. (2001). Cultural identity in the Constitutional Era. Nameh-ye Pazhuhesh-e Farhangi, 1(22–23), 7–32. [In Persian] https://www.sid.ir/paper/442969/fa
Azimi, S., & Lael-Shateri, M. (2018). Symbols of national identity of Iran and Afghanistan in the tenth and eleventh grade history books. Journal of Great Khorasan, 9(31), 85-96. [In Persian] https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22516131.1397.8.31.6.8
Behzadfar, M. (2007) Urban Identity: A Look at the Identity of Tehran. Nashr-e Shahr (affiliated with the Tehran Municipality’s Cultural and Artistic Organization). [In Persian]
Bernardo, F., & Palma, J. M. (2005). Place change and identity processes. Medio Ambiente y Comportamiento Humano, 6(1), 71-87. https://dspace.uevora.pt/rdpc/bitstream/10174/4675/1/ArtigoBLiberdade-Medio%20ambiente%20Y%20comportamiento%20humano.pdf
Breakwell, G. M. (2021). Identity resilience: Its origins in identity processes and its role in coping with threat. Contemporary Social Science, 16(5), 573-588. https://doi.org/10.1080/21582041.2021.1999488
Breakwell, G. M., Fino, E., & Jaspal, R. (2022). The identity resilience index: Development and validation in two UK samples. Identity, 22(2), 166-182. https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/15283488.2021.1957895
Corona, L. (1949) Afghanistan (F. Shadab, Trans.). Ghoghnus. [In Persian]
Deming, M. E., & Swaffield, S. (2011). Landscape Architectural Research: Inquiry, Strategy, Design. John Wiley & Sons. https://www.wiley.com/en us/
Dowran, B. (2006). Social Identity: Approaches and Theories. Academic Center for Education, Culture and Research (ACECR). [In Persian] https://www.sid.ir/paper/789845/fa#downloadbottom
Eskandari Sabzi, S., & Hasanzadeh, R. (2023). Analysis of the effects of economic factors on social harms (Crime of Theft): A case study of East Azarbaijan Province. Strategic Research on Social Problems12(1), 1-16. [In Persian] https://doi.org/10.22108/srspi.2023.136450.1876
Gharabaghi, A. (2000). Disjointed identity. Golestaneh, (16), 34–39. [In Persian] https://ensani.ir/fa/article/36439/
Ghasemi-Esfahani, M. (2015). Where Am I From? (Assigning Identity to Residential Textures). Roozaneh. [In Persian]
Guibernau, I., & Hutchinson, J. (2001). Understanding Nationalism. Polity Press.
Hack-Polay, D., Mahmoud, A. B., Kordowicz, M., Madziva, R., & Kivunja, C. (2021). Let us define ourselves: Forced migrants’ use of multiple identities as a tactic for social navigation. BMC Psychology, 9, 125. https://psycnet.apa.org/doi/10.1186/s40359-021-00630-6
Hague, C., & Jenkins, P. (Eds.). (2004). Place Identity, Participation and Planning. Routledge.
Hall, S. (2015). Cultural identity and diaspora. In Colonial Discourse and Post-Colonial Theory (pp. 392-403). Routledge. https://www.taylorfrancis.com/chapters/edit/10.4324/9781315656496-28/cultural-identity-diaspora-stuart-hall
Hashmallo, J. (1400). Henry Tajfel's Social Identity Theory. Hashmallo Psychology. [In Persian] http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/1770
Hauge, Å. L. (2007). Identity and place: A critical comparison of three identity theories. Architectural Science Review, 50(1), 44-51. https://doi.org/10.3763/asre.2007.5007
Hogg, M. A., & Abrams, D. (1988). Social Identifications: A Social Psychology of Intergroup Relations and Group Processes. Routledge.
Hosseinabadi, S., Salmani-Moghadam, M., & Nouri-Dashtban, M. (2019). Place identity and effective factors on it in Old Neighborhoods (Case Study: Kolah Farangi Neighborhood in Sabzevar). Spatial Planning9(3), 89-110. [In Persian] https://doi.org/10.22108/sppl.2019.81525.0
Jamshidiha, G., & Anbari, M. (2004). Social attachments and their effects on the return of Afghan migrants. Sociological Review, 3(23), 43–67. [In Persian] https://jnoe.ut.ac.ir/article_10543.html?lang=fa
Jaspal, R., & Breakwell, G. M. (Eds.). (2014). Identity Process Theory: Identity, Social Action and Social Change. Cambridge University Press.
Kashi, H., & Bonyadi, N. (2013). Stating the model of identity of place-sense of place and surveying its constituents* case study: Pedestrian passage of Shahre Rey. Journal of Fine Arts: Architecture & Urban Planning18(3), 43-52. [In Persian]  https://doi.org/10.22059/jfaup.2013.51317
Khazaei, H. (2008). Identity and culture in Iran’s cultural sphere. Zamaneh, (70). [In Persian] https://elmnet.ir/doc/339840-33532
Khodaabakhshi, A., Ashrafi, F., & Hemmatimanesh, A. (2011). Aggressiveness among Afghan refugees in Iran. Zahedan Journal Research Medical Sciencis, 13(1), 53. [In Persian] https://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/v66513901053.pdf
Lehsayizadeh, A., Moghaddas, A., & Taghvinasab, M. (1388). A study of internal factors affecting ethnic and national identity among Arabs in Ahvaz. Applied Sociology, 20(1), 45-70. [In Persian] https://www.magiran.com/p777138
Lotfabadi, M. (2013). A theoretical reading of the concept “Identity”. Kheradnameh, (10). [In Persian] https://ensani.ir/fa/article/328223/
Lvi-Strauss, C. (1966). The Savage Mind. University of Chicago Press.
Lynch, K. (1997). ‎A Theory of Good City Form (H. Bahraini, Trans.). University of Tehran Press. [In Persian]
Madaus, G. F., & Stufflebeam, D. L. (Eds.). (2012). Educational Evaluation: Classic Works of Ralph W. Tyler. Springer Science & Business Media.
Mahmoodi, Z., Bahrami, G., Ghavidel, N., & Seddighi, H. (2023) The effect of social determinants of health on quality of life among Afghan refugees in Iran during the COVID-19 pandemic: A path analysis. BMC Psychiatry, 23(11). https://doi.org/10.1186/s12888-022-04502-0
McAreavey, R. (2017). New Immigration Destinations: Migrating to Rural and Peripheral Areas. Routledge.
Mehrabi, F. (2020). A look at the migration of Afghan people to the Islamic Republic of Iran. Panta Legal Studies Journal, 1(37), 43–55. [In Persian] https://jlawst.ir/article-1-989-en.html
Mirzaei, H. (2025). Memory politics and migrant identity: An ethnography of the collective memory of Afghan Migrants in Iran. Asian Culture and Art Studies (Motaleat-e Farhang va Honare Asiya)3(2), 243-277. [In Persian] https://asianculture-artstudies.ihcs.ac.ir/article_10201.html?lang=fa
Moghadas, A., Lahsaeizadeh, A., & Taghavi-Nassab, S. M. (2009). The study of internal factors affecting ethnic and national. Journal of Applied Sociology20(1), 45-70. [In Persian]  hhttps://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1388.20.1.3.5
Moradi, S. (2014). Developing a Model for Studying Place Identity Using the Narrative Research Method thesis. [Doctoral theses, University of Science and Technology of Tehran].  [In Persian]
Moradi, G., & Bakhshandeh, M. (2011). Investigating the role of social deprivation in creating aggressive behaviors among youth: A case study of Shiraz city. Social Sciences, (13), 159-194. [In Persian] https://www.magiran.com/p1634253
Morshidizad, A., Ghafari-Hashjin, Z., & Qaderzadeh, H. (2010). Reflection of ethnic and national identity in the Journals of Kurdish Students (Case study: Kurdish Journals at the Universities of Tehran, Tabriz and Kurdistan). Journal of Political Studies, 3(8), 75-101. https://www.sid.ir/paper/161184/en [In Persian]
Mousavi, A., & Davani, F. (2014). The relationship between space and place in architecture with a view to Schulz’s ideas. National Conference on Practical Approaches to Implementing Scientific Concepts, Theoretical Issues, and Applied Research in Technical Sciences, Tehran. [In Persian] https://civilica.com/doc/387637/
Mozaffari, A. (2014). Forming National Identity in Iran: The idea of Homeland Derived from Ancient Persian and Islamic Imaginations of Place. Bloomsbury Publishing.
Naomi, E. (2024). Social Identity Theory. Encyclopedia Britannica.
Pakzad, J. (1996). Identity and identity and sense of place. Soffeh, 6(21-22). [In Persian] https://www.sid.ir/paper/424882/fa
Peng, J., Strijker, D., & Wu, Q. (2020) Place identity: How far have we come in exploring its meanings? Frontiers in Psychology, 11, 294. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2020.00294
Potts, R. (2012). Environmental and behavioral evidence pertaining to the evolution of early Homo. Current Anthropology, 53(S6), S299-S317. https://doi.org/10.1086/667704
Qazimi, S. (2014) Sense of place and place identity. European Journal of Social Science Education and Research, 1(1), 306-310. https://www.semanticscholar.org/paper/Sense-of-Place-and-Place-Identity-Qazimi/237c7fc5babe41ce4b918250a50c9a56c3fd0164
Rabiei, M. (2013). Migration. The Moon Book of History and Geography. [In Persian]
Relph, E. (1976). Place and Placelessness. Pion Limited.
Roostayie, A., & Arashpur, A. (2016). Ethnic-cleansing of Myanmar's Muslims; Crimes against humanity or genocide? Journal of Criminal Law Research4(15), 45-73. [In Persian] https://doi.org/10.22054/jclr.2016.4435
Roush, G. (1924). Social Changes (M. Vosoughi, Trans.). Ney. [In Persian]
Saboohi, E., Massoud, M., & Moradi-Chadgani, D. (2019). The continuity of place through time in human interactions. Soffeh29(2), 95-116. [In persian] https://doi.org/10.29252/soffeh.29.2.95
Sandford, R., & Quarmby, T. (2018). Space, place, and identity: New pressures in the lives of young people. In Young People, Social Media and Health (pp. 15). https://www.taylorfrancis.com/chapters/oa-edit/10.4324/9781351026987-11/space-place-identity-rachel-sandford-thomas-quarmby
Saremi, H. R., & Marufi, H. (2017). A comparative study of place attachment in urban symbols of the Isfahan and modern periods: Case study of Azadi Square and Naqsh-e Jahan Square. Green Architecture, (9). [In Persian] https://elmnet.ir/doc/1912887-50132
Sekhavatdoust, N., & Alborzi, F. (2019). Reflection of semiotics ideas in the process of moving from space to place in the historical Complex of Qazvin Saad-al-saltaneh. Motaleate Shahri8(32), 47-64. [In Persian] https://urbstudies.uok.ac.ir/article_61211.html?lang=fa
Sirat Translation Group. (2011). The culture of the people of Afghanistan. Regional Studies, (7).  [In persian] https://herat.mfa.ir/files/Herat/pdf
Taban, M. Pourjafar, M., & Pourmand, H. (2012). Identity and place, phenological approach. Hoviateshahr, 6(10), 79-90. [In Persian] https://www.sid.ir/paper/154761/fa
Taherpour, F., Zamani, R., & Mohseni, N. (2006). Comparative study of individual, cognitive, and motivational bases of prejudice towards Afghan immigrants. Psychological Research, 8(3-4), 9-29. https://www.sid.ir/paper/66262/fa [In Persian]
Tajfel, H., & Turner, J. C. (1979). An integrative theory of intergroup conflict. In W. G. Austin, & S. Worchel (Eds.), The Social Psychology of Intergroup Relations (pp. 33-37). Brooks/Cole. https://www.scirp.org/reference/ReferencesPapers?ReferenceID=757561
Twigger-Ross, C. L., & Uzzell, D. L. (1996). Place and identity processes. Journal of Environmental Psychology, 16(3), 205-220. https://psycnet.apa.org/doi/10.1006/jevp.1996.0017
UNHCR. (2023) UNHCR Iran: Voluntary Repatriation Dashboard. Afghanistan-Refugees https://data.unhcr.org/en/documents/details/103488.
Wang, S., & Xu, H. (2015). Influence of place-based senses of distinctiveness, continuity, self-esteem and self-efficacy on residents' attitudes toward tourism. Tourism Management, 47, 241-250. https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0261517714002076
Yahyaie, S., & Kia, S. M. (2009). A study of cultural identity and national identity image of Iranian and Afghans; Regarding to Afghan immigrants attitude toward Iranians. National Studies Journal10(37), 135-156. [In Persian] https://www.rjnsq.ir/article_99666.html?lang=fa
Zandi-Navgran, L., Askari-Nodoushan, A., Sadeghi, R., Afrasiabi, H., & Abbasi-Shavazi, M. J. (2023). Identity integration of Afghan immigrants in Iran: A Grounded Theory Study. Social Welfare Quarterly, 23(89), 165- 206. http://dx.doi.org/10.32598/refahj.23.89.4154.1
Volume 15, Issue 2 - Serial Number 53
Strategic Research on Social Problems, Vol. 15, Issue 2 No. 53, 2026
June 2026
Pages 71-98
  • Receive Date: 08 January 2025
  • Revise Date: 18 November 2025
  • Accept Date: 26 November 2025
  • Publish Date: 22 June 2026