Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D. graduate in Demography, Department of Social Sciences, University of Yazd, Yazd, Iran
2 Associate professor in Demography, Department of Social Sciences, University of Yazd, Yazd, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه و بیان مسئله
باتوجهبه گزارشهای سازمان ملل، در حال حاضر بیش از یک میلیارد نفر در جهان بیش از ۶۰ سال سن دارند و این رقم تا سال ۲۰۵۰ به بیش از ۲.۱ میلیارد نفر خواهد رسید. در ایران نیز، حدود ۱۱درصد جمعیت در سال ۱۴۰۰ سالمند بودهاند و پیشبینی میشود که طی ۳۰ سال آینده این رقم به بیش از ۳۰درصد برسد. افزایش پدیدۀ سالمندی در کل جهان باعث شده است که رویکرد و برنامهریزیهای ساختار سلامت در دنیا بر بحث سالمندی متمرکز شود. ایران نیز از این پدیده مستثنی نیست و غفلت از بحث سالمندی و فقدان برنامههای مشخص در این زمینه میتواند در آیندهای نهچندان دور ساختار سلامت کشور را دچار بحران کند. به دنبال بهبود وضعیت بهداشتی، تغذیه و کنترل بیماریها کیفیت زندگی افزایش و به دنبال آن امید به زندگی و جمعیت سالمند افزایش مییابد. از طرفی باتوجهبه همین مسئله، آمار بازنشستگان دارای سلامت عمومی افزایش یافته است که میتوان بهعنوان پتانسیل بسیار حائز اهمیت بدان توجه کرد؛ به همین سبب است که بحث سالمندی مولد و موفق ازجمله مباحث چالشبرانگیزی است که تقریباً تمامی کشورهای توسعهیافته بهصورت جدی بر آن سرمایهگذاری کردهاند (امینی و جمشیدی، 1396). بیشتر مطالعات ایرانی معتقدند حوزههای مختلف اقتصاد، اعم از بازار کار، بازار سرمایههای فیزیکی و مالی، صندوقهای بازنشستگی، سرمایۀ انسانی، مصرف و پسانداز، بودجۀ دولت و مهمتر از همه رشد اقتصادی بهشدت از کهولت سن در جامعه تأثیر خواهد پذیرفت (میری و همکاران، 1398؛ کاشانیان و همکاران، 1397).
باتلر[1] (1985)، مفهوم سالمندی مولد را برای تغییر تمرکز از وابستگی سالمندان به مشارکت سازندۀ آنها در خانوادهها و جوامع معرفی کرد. افراد سالخورده، منابع بسیار کم استفادهای هستند که جامعه بهویژه در زمان مواجهه با پیری جمعیت نمیتواند از آن چشمپوشی کند (Rowe & Kahn, 1997). این مفهوم به معنی هرگونه فعالیتی است که توسط سالمند انجام گرفته است (اعم از با دستمزد یا بدون دستمزد) و بهواسطۀ آن فعالیت، تولید یا خدماتی به جامعه ارائه میشود. در طول دهههای گذشته، مطالعات خارجی زیادی به این موضوع پرداخته است و مدلهای مفهومی مختلفی که شامل ویژگیهای فردی و نیز عوامل اجتماعی و محیطی بوده، برای شناسایی سوابق و نتایج چنین فعالیتهایی به کار گرفته شده است (Waite et al., 2000; Menassa et al., 2021) این تحقیقات نتایج مشارکت مولد سالمندان را در وهلۀ اول، برای افراد و خانوادهها و سپس بهصورت گستردهتر برای جامعه بررسی کرده و سیاستهایی برای به حداکثر رساندن این مشارکت ارائه داده است. درک کامل روابط پیچیده بین پیامدهای مرتبط با مشارکت سازندۀ سالمندان و همچنین موانع و تسهیلکنندههای آن، برای به حداکثر رساندن پتانسیل تولیدی جمعیت سالخورده مهم است. تا به امروز، بیشتر مطالعات مربوط به این موضوع به مدلهای خطی پرداخته و بر روابط غیرمتقابل تمرکز کرده است. واضح است که پدیدۀ مشارکت پیچیدهتر از آن چیزی است که مدلهای خطی نشان میدهد. بهطور خاص، در ایران باوجود تصویری که از بحران قریبالوقوع سالمندی ارائه میشود، کمبود مدلهای تحلیلی جامع که بتواند تعاملات پیچیدۀ نهادی، اجتماعی و فردی را به تصویر بکشد، شکاف تحقیقاتی جدی محسوب میشود. مدلهای قبلی فاقد توانایی لازم برای ردیابی اثرات طولانیمدت سیاستها و شناسایی نقاط اهرمی سیستمی بود. حوزۀ پویاییشناسی سیستمها[2] مسیر امیدوارکنندهای را برای درک کاملتر و دقیقتر از ساختارهای بازخورد بین افراد، خانوادهها و جامعه نشان میدهد و همچنین به تدوین برنامهها و سیاستها برای افزایش فرصتهای مشارکت سازنده برای افراد سالخورده میپردازد. هدف از این مطالعه تلاش برای افزایش درک مسائل اجتماعی پیچیده در زمینۀ سالمندی است و با استفاده از رویکرد پویاییشناسی سیستمها، بهدنبال ایجاد چارچوبی است که بتواند عدمقطعیت و اثرات غیرخطی و تأخیرهای زمانی موجود را در مسیر مشارکت مولد سالمندان مدلسازی کند که این خود، نوآوری محوری و تمایز اصلی آن در مقایسه با پژوهشهای پیشین مبتنی بر مدلهای ایستا و خطی است؛ ازاینرو در ابتدا به مروری کوتاه بر مفهومسازیهای مربوط به مشارکت سازندۀ سالمندان میپردازد و سپس به اصول اصلی پویاییشناسی سیستمها اشاره میشود. در ادامه با استفاده از نمودار حالت _ جریان عوامل مؤثر بر مشارکت سازندۀ سالمندان بررسی میشود. این رهیافت بهمنظور توسعۀ راهبردها و سیاستهایی طراحی شده است که ظرفیتهای مشارکت فعال و اثربخش جمعیت سالمند را در بطن جامعه ارتقا بخشد.
ادبیات نظری و تجربی
باس و کارو[3] (1996، 2001) اولین چارچوب مفهومی را دررابطهبا مشارکت سازندۀ سالمندان ارائه کردند. این مدل بر تأثیرات سیاست اجتماعی (برای مثال سیاستهای دولت و کارفرما)، محیط (مانند تغییرات جمعیتی)، وضعیت (برای مثال وضعیت اجتماعی _ اقتصادی) و عوامل فردی (برای مثال انگیزه) بر سطح مشارکت سالمندان در فعالیتهای تولیدی متمرکز بود. براساس این چارچوب، شرادن[4] و همکاران (2001)، مقدمات مشارکت سازنده را در دو حوزه بیان کردند: ظرفیت فردی (عوامل جمعیتشناختی، بهداشتی و آموزشی) و ظرفیت نهادی (ویژگیهای سازمانی، سیاستها و برنامهها). چارچوب نشان میدهد که این دو ظرفیت لازمۀ مشارکت حداکثری هستند و تا زمانی که ظرفیت نهادی برای مشارکت رشد نکند، از ظرفیت فردی استفادۀ ناکافی خواهد شد؛ علاوهبراین، مدل مشخص کرد که نتایج این تعامل، سطوح مختلف ازجمله افراد، خانوادهها و جامعه را درگیر میکند.
شکل 1 چارچوب مفهومی مطالعۀ مورو _ هاول و گرینفیلد[5] (2016) است که از مدلهای قبلی موجود در این زمینه الهام گرفته است.
شکل 1- چارچوب مفهومی ویژگیها و پیامدهای مشارکت سازندۀ سالمندان (Morrow-Howell & Greenfield, 2016)
Fig 1 - Conceptual framework of the characteristics and consequences of constructive participation of older people (Morrow-Howell & Greenfield, 2016)
باتوجهبه این شکل، عوامل در هریک از سطوح شناساییشده بر مشارکت تأثیر میگذارد؛ برای مثال، آموزش و سلامت پیشبینیکنندههای کلیدی اشتغال سالمندان هستند (McNamara & Gonzales, 2011). همچنین، جنسیت و قومیت به طرق مختلف با انواع مشارکتهای تولیدی مرتبط است Johnson & Park, 2011)).
زمینههای زیستمحیطی ازجمله درک بیشتر از در دسترس بودن منابع مانند امکانات و خدمات، شرایط ترافیکی و شرایط ایمنی در محیط با افزایش احتمال مشارکت افراد سالخورده مرتبط است (Dury et al., 2015). در سطح جامعه ویژگیهای سازمانی کارفرمایان، مانند انعطافپذیری شغلی و تبعیض سنی درکشده در محل کار، بر اشتغال کارگران سالخورده و تصمیمگیریهای بازنشستگی تأثیر میگذارد (Cahill et al., 2015; Roscigno, 2010). درمجموع، میتوان گفت که عوامل در همۀ سطوح، از فرد گرفته تا محیط بر مشارکت سالمندان در فعالیتهای تولیدی تأثیر میگذارد. همچنین ادبیات درخورتوجهی وجود دارد که نتایج مشارکت سازنده و تولیدی را برای افراد سالخورده بررسی میکند. کارکردن، بهطورکلی به نتایج مثبتی برای سلامت جسمی و روانی در سالخوردگی منجر میشود (Staudinger et al., 2016; Hong & Morrow-Howell, 2010; Kim & Ferraro, 2014; Spera, et al., 2013).
تاجور و همکاران (1399) در مقالهای با عنوان «اندازهگیری شاخص سالمندی فعال و تعیینکنندههای فردی آن در شهر تهران» شاخص سالمندی فعال (AAI) را در تهران بررسی کردند و عواملی مانند جنسیت، سن، درآمد و وضعیت زندگی را بهعنوان تعیینکنندههای این شاخص معرفی میکنند. نتایج نشان میدهد که سالمندان زن، مسنتر، فقیرتر و آنهایی که تنها زندگی میکنند، نمرات پایینتری در سالمندی فعال کسب کردهاند. ایوبی ماهانی و همکاران (1402) در مقالۀ «عوامل بازدارنده و تسهیلکنندۀ سالمندی فعال در ایران: یک مطالعه کیفی» بر اهمیت ترکیبی از عوامل فردی، اجتماعی و محیطی در ترویج سالمندی فعال تأکید دارند. رازقی نصرآباد و همکاران (1399) عوامل جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر سالمندی فعال را در میان بازنشستگان در شهر بابل بررسی کردند. این مقاله نشان میدهد که عواملی مانند تحصیلات عالیتر، وضعیت تأهل (داشتن همسر)، سطح درآمد بهتر، و اشتغال به فعالیتهای اجتماعی و تفریحی با سالمندی فعال در میان بازنشستگان بابلی رابطۀ مثبت دارد. درمقابل، عواملی مانند سن بیشتر و مشکلات سلامتی میتواند موانعی برای سالمندی فعال باشد. موحد و مجیدی (1398) ارتباط بین سلامت معنوی، سلامت روان، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی با سالمندی فعال را در شهر شیراز بررسی کردهاند. نتایج نشان میدهد که حمایت اجتماعی، تحصیلات، سلامت معنوی، خودکارآمدی، سلامت روان، سن و درآمد بیش از ۷۰درصد تغییرات سالمندی فعال را تبیین میکند.
بهطور خلاصه، مطالعات قبلی چارچوبهای مفهومی بسیاری را دربارۀ سوابق و نتایج مشارکت سازنده در میان سالخوردگان بررسی کرده است؛ بااینحال، محققان خاطرنشان کردهاند که روابط، پیچیدهتر از آن است که به تصویر کشیده شده است؛ برای مثال در شکل 1، نویسندگان بیان کردند: «بهخاطر صرفهجویی، ما پیوندهای میان متغیرهایی که منجر به مشارکت سازنده و نتایج پس از این مشارکت میشود را عمدتاً یکطرفه فرموله میکنیم، اما تشخیص میدهیم که بسیاری از روابط احتمالاً دوطرفه هستند.» (Morrow-Howell & Greenfield, 2016: p. 299) این چارچوبهای مفهومی اجازه نمیدهند واقعیتهای پیچیده مطالعه شود.
باتوجهبه تأکید مدلهای پیشین بر وجود روابط چندجهتی و بازخوردی میان متغیرها، در پژوهش حاضر از رویکرد پویایی کیفی سیستمها برای تعمیق ساختار مفهومی استفاده شده است. این رویکرد امکان میدهد تا متغیرهای شناساییشده در چارچوب نظری بهصورت حلقههای علت و معلولی در تعامل با یکدیگر مدلسازی شوند و مسیرهای بازخوردی، نقاط اهرمی و روابط دوطرفه میان عوامل فردی، اجتماعی و نهادی شناسایی شود؛ بنابراین، چارچوب نظری برگرفته از مدل مورو _ هاول و گرینفیلد اساس مدل تحقیق را تشکیل داده و با روش پویایی سیستمها تلفیق شده است تا پویایی و پیچیدگی درونی پدیدۀ سالمندی مولد بهطور مورد تحلیل شود.
روش تحقیق
این پژوهش برای مفهومسازی و مدلسازی ماهیت تعاملی مشارکت سازندۀ سالمندان در سه سطح فرد، خانواده و جامعه از رویکرد پویاییشناسی سیستمها استفاده میکند. این روش که ریشه در نظریۀ کنترل بازخورد دارد (Forrester, 1961; Sterman, 2000)، ابزاری قدرتمند برای درک رفتار سیستمهای اجتماعی پیچیده در طول زمان است. پویاییشناسی سیستمها با تمرکز بر روابط بازخورد غیرخطی و تأثیر ساختار بر پویایی سیستم، برتری خود را به روشهای آماری نشان میدهد که علت و معلولی یکطرفه را استنباط میکند (Hovmand & Chalise, 2015). این روش بهطور گسترده برای درک انواع مشکلات اجتماعی پیچیده کاربرد داشته است؛ ازجمله خشونت خانگی (Hovmand & Ford, 2009)، مرگومیر نوزادانMunar et al., 2015) )، سوء مصرف داروهای تجویزی و مرگومیر ناشی از مصرف بیش از حد (Wakeland et al., 2011) و همچنین مفاهیمی در سطح جمعیت مانند نیروهای داخلی اصلی کنترلکنندۀ تعادل جمعیت، مسکن و صنعت در منطقۀ شهری (Forrester, 1969) و اقتصاد ملی (Forrester, 1980). این مطالعه از پویاییشناسی سیستمها در سطح کیفی و مفهومی استفاده کرده است. در این سطح، هدف اصلی پژوهش، ساخت چارچوبهای مفهومی و نمودارهای علت و معلولی برای شناسایی اجزا، بازخوردها و روابط متغیرهای کلیدی دخیل در مشارکت سالمندان است؛ بدون آنکه به سمت شبیهسازیهای کمّی یا توسعۀ مدلهای ریاضی پیچیده حرکت کند (Richmond, 1994). گفته میشود که در برخی موارد، کمّیسازی ممکن است مملو از عدمقطعیتهای زیادی باشد و خروجیهای مدل آنقدر گمراهکننده باشد که استنباطهای سیاستی که از آنها استخراج میشود، واهی باشد (Coyle, 2000). مدلسازی در این پژوهش شامل مراحل زیر بود که همگی در چارچوب ساختار پویاییشناسی سیستمها انجام شد:
براساس مرور جامع ادبیات (شامل چارچوبهای مفهومی قبلی و یافتههای تجربی مرتبط با مشارکت سالمندان)، اجزای اصلی سیستم شامل متغیرهای انباشت و جریانهای مرتبط، متغیرهای کمکی و روابط بازخوردی حاکم بر مشارکت سالمندان در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی شناسایی شد؛ برای مثال، «سرمایۀ انسانی سالمند» بهعنوان یک متغیر انباشت در نظر گرفته شد که متأثر از عواملی مانند «نرخ مشارکت فعال» (جریان ورودی) و «کاهش مهارتها» (جریان خروجی) قرار دارد.
نقشههای مفهومی (نمودار انباشت و جریان) برای تجسم ساختار سیستم ترسیم شد. این نمودارها، نحوۀ انباشت یا تخلیۀ متغیرهای حالت[6] (مانند سطح سرمایۀ انسانی یا میزان تعامل اجتماعی) در طول زمان و تأثیر نرخهای ورودی و خروجی بر آنها را نشان داد. متغیرهای کمکی[7] برای نمایش منطق تصمیمگیریهایی به کار گرفته شدکه بر این جریانها تأثیر میگذارد.
مکانیسمهای غالب بر پویایی سیستم مشارکت سالمندان، ازطریق شناسایی حلقههای بازخورد تقویتکننده[9] (R) و متعادلکننده[10] (B) استخراج و ترسیم شد. حلقههای تقویتکننده، مکانیسمهایی است که تغییر در یک متغیر را تسریع یا تشدید میکند؛ بهطوریکه افزایش اولیه به افزایش بیشتر یا کاهش اولیه به کاهش بیشتر منجر میشود و به این ترتیب چرخهای خودتقویتکننده شکل میگیرد (چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی). درمقابل حلقههای متعادلکننده مکانیسمهایی هستند که در برابر تغییر عمل میکند و تمایل به حفظ وضعیت موجود دارد. شناسایی تسلط این حلقهها، هستۀ اصلی تحلیل این مطالعه برای درک نقاط اهرمی بالقوه در سیستم مشارکت سالمندان است.
یک نکتۀ کلیدی در پویایی شناسی سیستمها این است که پویایی متغیرهای انباشت در درجۀ اول توسط نحوۀ تعامل مجموعهای از حلقههای متعادلکننده و تقویتکننده با یکدیگر هدایت میشود. بهطورکلی، یک پیامد ریاضی سیستمهای بازخورد غیرخطی این است که درحالیکه میتواند حلقههای بازخورد متعادلکننده و تقویتکننده زیادی وجود داشته باشد، معمولاً فقط یک زیرمجموعۀ کوچک در هر زمان معین دینامیک یک متغیر را هدایت میکند یا بر آن مسلط است. این تسلط به مرور زمان از مجموعهای از حلقههای بازخورد به مجموعهای دیگر تغییر مییابد. یکی از پیامدهای اصلی این موضوع این است که تشخیص صحیح نقاط اهرمی در یک سیستم بازخورد غیرخطی دشوار است. میدوز[11] (1999) یک راهحل برای شناسایی مکانهای احتمالی برای مداخله در یک سیستم ارائه میدهد؛ برای مثال، نقاط اهرمی شامل تقویت یا تضعیف حلقههای بازخورد تقویتکننده و متعادلکننده یا تغییر قوانین سیستم (برای مثال، مشوقها یا مجازاتها) است.
تحقیقات آیندۀ این مقاله، براساس این مدل مفهومی به مشخصکردن دقیقتر روابط، کمّیسازی مفاهیم درصورت امکان و انجام شبیهسازیهای کامپیوتری متمرکز خواهد شد تا نقاط اهرمی با تأثیر بیشتر برای مداخلات سیاستی شناسایی شود.
مدلسازی گروهی: روشی برای شناخت عمیق ابعاد یک مسئله
روش مدلسازی جمعی و گروهی روشی تعاملی برای درگیرکردن شرکتکنندگان برای ایجاد مدلهای دینامیک است (Luna-Reyes et al., 2006; Vennix, 1999). ساخت مدل گروهی فرایندی است که مفاهیم پویاییشناسی سیستمها شامل متغیرهای انباشت، جریانها و حلقههای بازخورد را با موضوع مدنظر (در این مقاله، مشارکت سازندۀ سالمندان) ترکیب میکند و به توسعۀ مدلهای دینامیک پیچیدهتر منجر میشود که چندین انباشت، حلقۀ بازخورد و زیرسیستم را در بر میگیرد و درنهایت، از مدلهای توسعهیافته برای تحریک بحث گروهی دربارۀ مداخلات در سطح سیستم استفاده میکند (Richardson, 2013). ساخت مدل گروهی، متخصصان، محققان و ذینفعانی از رشتهها و دیدگاههای مختلف را شامل میشود و دانش از زمینههای متفاوت را در یک پروژۀ مشترک ترکیب میکند. اطلاعات مربوط به متخصصان درگیر در این مقالۀ خبرگان در جدول 1 درج شده است.
جدول 1- اطلاعات مربوط به خبرگان مشارکتکننده در پژوهش
Table 1- Information about the experts participating in the research
|
خبرگان |
تعداد |
مدرک |
شغل |
|
اقتصاد |
2 نفر |
دکتری اقتصاد |
استاد دانشگاه |
|
جمعیتشناسی |
2 نفر |
دکتری جمعیتشناسی |
استاد دانشگاه |
|
پویاییشناسی سیستمها |
2 نفر |
دکتری مهندسی صنایع (گرایش مدیریت سیستم)، دکتری تحقیق در عملیات |
استاد دانشگاه |
فرایند مشارکت خبرگان، جمعآوری دادههای کیفی و رسیدن به اجماع در این مطالعه به شرح زیر انجام شد:
فاز جمعآوری اولیه و تبیین مسئله (جمعآوری دادۀ کیفی):
در این مرحله، مشارکت خبرگان بهصورت نیمهساختاریافته آغاز شد. ابتدا از تمامی خبرگان حاضر در جدول ۱ خواسته شد تا دیدگاههای اولیه خود را دربارۀ عوامل کلیدی مؤثر بر «مشارکت سازندۀ سالمندان» بیان کنند. این دادههای کیفی اولیه، شامل شناسایی متغیرهای اصلی، تعاملات اولیه بین آنها و ترسیم نقشههای علّی در جلسات انفرادی (یا در گروه کوچک اولیه) جمعآوری شد. این جلسات بهصورت شفاهی ضبط و صورتبرداری گردید تا تمامی نظرات و استدلالهای پشت آنها حفظ شود.
فاز توسعه و ساخت مدل (تعامل پویا):
دادههای کیفی جمعآوریشده در فاز اول، بهعنوان ورودی اولیه برای ترسیم اولین نسخه از مدل دینامیک سیستم استفاده شد. این مدل اولیه در جلسات گروهی با حضور همۀ خبرگان ارائه شد. در این جلسات محقق مدل را براساس ورودیهای اولیه توضیح داد. بحث گروهی دربارۀ صحت، کاملبودن و جهتگیری حلقههای بازخورد و روابط علّی بین متغیرها (مانند میزان حمایت اجتماعی، سطح سلامتی، و فرصتهای مشارکت) شکل گرفت.
فاز رسیدن به اجماع و اعتبارسنجی نهایی:
رسیدن به اجماع ازطریق تکرار و بازخورد مستمر خبرگان حاصل شد. هر بار که تفاوتی در دیدگاهها (برای مثال دربارۀ تأثیر یک متغیر یا وجود یک حلقۀ بازخورد مهم) مشاهده میشد، مدل براساس بحثهای صورتگرفته اصلاح میگردید. معیار رسیدن به اجماع این بود که هیچیک از خبرگان دربارۀ ساختار اصلی و روابط غالب مدل (بهویژه روابطی که درنهایت برای سیاستگذاری پیشنهاد شد) اعتراض اساسی و مستندی نداشتند و مدل توانست پدیدههای مشاهدهشده در دنیای واقعی (مانند افت مشارکت پس از یک رویداد خاص) را بهخوبی شبیهسازی کند. این فرایند تکرار شد تا یک مدل مورد توافق جمعی حاصل شد.
اعتبارسنجی مدل
باتوجهبه ماهیت اکتشافی تحقیق و توسعۀ مدل ساختاری ازطریق روش مدلسازی جمعی و گروهی، فرایند اعتبارسنجی مدل ترسیمشده بر دو رکن اصلی استوار است تا از صحت ساختاری و انطباق محتوایی آن اطمینان حاصل شود:
اعتبارسنجی ازطریق اجماع تخصصی:
معتبرترین سطح از اعتبارسنجی برای این مدل، اجماع جمعی خبرگان مشارکتکننده در فرایند ساخت مدل بود. ازآنجاکه مدل مستقیماً از تعامل و دانش مشارکتی گروهی با دیدگاههای چندرشتهای (اقتصاد، جمعیتشناسی و پویاییشناسی سیستمها) نشئت گرفته است، هر جزء از مدل (شامل متغیرها، روابط علّی و حلقههای بازخورد) پیش از نهاییشدن، تحت ارزیابی دقیق و بازبینیهای مکرر اعضا قرار گرفته است. رسیدن به یک مدل مورد توافق جمعی که هیچیک از اعضا درخصوص روابط بنیادین آن اعتراض ساختاری نداشت، بهعنوان اصلیترین مکانیزم اعتبارسنجی محتوایی این تحقیق در نظر گرفته شد.
اعتبارسنجی ساختاری و منطقی:
پس از نهاییشدن ساختار، مدل از لحاظ انسجام داخلی آزمایش شد تا اطمینان حاصل شود که هیچ تناقض منطقی یا پویایی نامطلوبی در آن وجود ندارد:
آزمون پایداری منطقی: مدل ترسیمشده توسط خبرگان، برای اطمینان از عدموجود دورهای معیوب یا روابط متناقض، از لحاظ ذهنی روی فرضیات مرجع و فرضیات افراطی بررسی شد؛ برای مثال، از خبرگان پرسیده شد: «اگر سطح انگیزه بهشدت کاهش یابد، آیا این امر طبق مدل به کاهش مشارکت منجر خواهد شد؟» تأیید این نوع استدلالها توسط خبرگان به معنای اعتبارسنجی پویاییهای داخلی مدل است.
تطابق با اصول تئوری: ساختار کلی مدل (بهویژه حلقههای تعادلساز و حلقههای تقویتکننده) با اصول پذیرفتهشده در نظریههای مربوط به مشارکت اجتماعی و سالمندی فعال تطبیق داده شد تا اطمینان حاصل شود که چارچوب مفهومی تحقیق ریشه در مبانی نظری قوی دارد.
بنابراین، اگرچه این تحقیق به دلیل ماهیت کیفی روششناسی، از اعتبارسنجی کمی مبتنی بر دادههای طولی مجزا استفاده نکرده است، با تکیه بر فرایند سختگیرانۀ تعامل چندتخصصی و اعتبارسنجی ساختاری مبتنی بر سناریو، اطمینان از اعتبار مدل فراهم شده است.
یافتهها: دیدگاهی جدید دربارۀ مشارکت سازندۀ سالمندان
نتایج حاصل از ساخت مدل گروهی در این مقاله، شامل نمودار انباشت و جریان مشارکت سازندۀ سالمندان و مجموعهای از توضیحات دربارۀ مفاهیم و روابط آن است. همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است، در مرکز مدل، مفهوم فعالیت تولیدی سالمندان قرار دارد. این مفهوم در این مقاله، شامل کار با حقوق و دستمزد و همچنین کار بدون دستمزد میشود. در این مدل چندین متغیر انباشت شناسایی شده است که همه بخشی از یک سیستم پیچیده از حلقههای بازخوردی است که سطح فعالیت تولیدی افراد سالخورده را تعیین میکند. سرمایۀ انسانی سالمندان که شامل وضعیت سلامتی، مالی و آموزش میشود، باتوجهبه تغییرات جمعیتی بهطور طبیعی در ایران درحالرشد است؛ بااینحال، استفاده از این سرمایۀ انسانی به دلیل فرصتهای محدود و حمایت ضعیف از مشارکت مولد سالمندان و ظرفیت کم سازمانها برای به حداکثر رساندن مشارکت افراد سالخورده، بسیار کم است؛ به این ترتیب میتوان گفت در کشور ما، سرمایۀ انسانی سالمندان کارایی کمی دارد. این سرمایه را میتوان با تغییر نگرشها و انتظارات اجتماعی دربارۀ افراد مسنتر، افزایش برنامهها و سیاستها برای حمایت از مشارکت سازنده و تغییر سازمانها برای استفادۀ حداکثری از این سرمایۀ انسانی، بهتر استفاده کرد. مجموعۀ نگرشها و انتظارات نشان میدهد که امکان کاهش سوگیری سنی و تغییر انتظارات مربوط به سالمندی در جامعه وجود دارد و میتوان سالمندان را برخلاف کلیشههای نادرست کنونی، بهعنوان افرادی باتجربه، شایسته و دارای توان مشارکت هدفمند در نظر گرفت.
برای مثال، میتوان انتظار داشت که کارگران سالخورده بهطور معمول برای پیشرفت شغلی، تغییر شغل یا نقشهای شغلی جدید، آموزش ببینند. همچنین میتوان برنامهها و سیاستها را برای حمایت از مشارکت سازندۀ افراد سالخورده گسترش داد. از طرفی میتوان تواناییهای سازمانها را برای به حداکثر رساندن این مشارکت بهبود بخشید؛ برای مثال، میتوان محیطهای کاری را دوستدار سالمندی کرد؛ فرایندهای استخدام و آموزش را وابسته به سن ندانست و موقعیتهای شغلی جذابتر و انعطافپذیرتر ارائه داد. این عوامل که شامل برنامهها، خطمشیها و سازمانها میشود، با مفاهیم ظرفیت سازمانی استفادهشده در چارچوبهای قبلی مطابقت دارد.
شکل 2- نمودار انباشت و جریان مشارکت سازندۀ سالمندان[12]
Fig 2 - Accumulation and flow diagram of constructive participation of the elderly
درمجموع، این مدل پیشنهاد میکند که شرایط تغییرپذیر برای افزایش استفاده از سرمایۀ انسانی سالمندان در فعالیتهای تولیدی وجود دارد. جدول 2، چند نمونه از حلقههای بازخورد تقویتکننده و متعادلکننده را نشان میدهد.
جدول 2- چند نمونه از حلقههای بازخورد موجود در مدل
Table 2 - Some examples of feedback loops in the model
|
حلقههای بازخورد تقویتکننده |
|
|
حلقۀ R1: ایجاد ظرفیت سازمانی ازطریق فعالیت تولیدی |
سازمانی با ظرفیت بیشتر برای مشارکتدادن افراد سالخورده میتواند کارگران و داوطلبان مسن بیشتری را به کار گیرد. این بهنوبۀ خود به افزایش ظرفیت سازمانها برای انجام مأموریتهای خود منجر میشود. |
|
حلقۀ R2: کاهش سوگیری سنی ازطریق فعالیت تولیدی |
سازمان با ظرفیت بیشتر میتواند افراد مسن بیشتری را درگیر کند. مشارکت بیشتر سالمندان در سازمان میتواند به تغییر در نگرشها و انتظارات دربارۀ افراد مسن منجر شود و درنتیجه، سوگیری پیری را کاهش دهد. کاهش تبعیض سنی میتواند ظرفیت سازمانها را بیشتر گسترش دهد. |
|
حلقۀ R3: ایجاد سرمایۀ انسانی ازطریق فعالیت تولیدی |
زمانی که سرمایۀ انسانی افراد مسن بهطور فعال در فعالیتهای تولیدی درگیر شود، سرمایه (مالی، سلامت، دانش و غیره) را میتوان بیشتر ساخت یا حداقل حفظ کرد. |
|
حلقۀ R4: ایجاد منابع خانواده ازطریق فعالیت تولیدی |
فعالیت تولیدی، ازجمله کارکردن افراد سالخورده میتواند منابع خانواده را ایجاد کند. درصورت نیاز میتوان از افزایش منابع خانواده برای ارائۀ کمک به سالمندان استفاده کرد. این کمک ابزاری، مالی یا عاطفی خانواده به سالمندان میتواند باعث حفظ یا جلوگیری از تهیشدن سرمایۀ انسانی سالمندان شود و آنها را قادر سازد تا به فعالیت تولیدی ادامه دهند. |
|
حلقههای بازخورد تعدیلکننده |
|
|
حلقۀ B1: کاهش منابع خانواده ازطریق مراقبت خانواده |
منابع خانواده مانند زمان، سلامتی و پول زمانی که اعضای خانواده به افراد مسن کمک میکنند، تمام میشوند. با منابع کمتر، اعضا مراقبت کمتری را به افراد مسن ارائه میدهند و میزان استهلاک منابع خانواده را کاهش میدهند. |
|
حلقۀ B2: حفاظت از سرمایۀ انسانی ازطریق مراقبت خانواده |
با کاهش ارزش سرمایۀ انسانی سالمندان (سلامتی یا مالی)، تقاضا برای مراقبت و کمک اعضای خانواده افزایش مییابد. این کمک از کاهش سرمایۀ سالمندان جلوگیری میکند؛ زیرا عملکرد آنها حفظ میشود. |
همانطور که در جدول 2 نشان داده شده است، حلقۀ بازخورد تقویتی R1 نشاندهندۀ جریان افراد سالخورده به سازمانها است؛ نیروی انسانی را فراهم میکند و سازمانها را قادر میسازد تا مأموریتهای خود را بهتر انجام دهند که به افزایش مشارکت سالمندان در نقشهای کاری و داوطلبانه منجر میشود. حلقۀ بازخورد تقویتکننده R2 دربارۀ تغییر در نگرشها و انتظارات دربارۀ کارگران سالخورده است. کاهش تعصبات سنی، ظرفیت سازمانی را با ایجاد محیطهای کاری حمایتکنندهتر برای افراد سالخورده افزایش میدهد و درنتیجه، فعالیت تولیدی افزایش پیدا میکند. این مدل همچنین روند ایجاد و کاهش سرمایۀ انسانی را به تصویر میکشد. سلامت که یکی از ارکان مهم سرمایۀ انسانی است، با رسیدن افراد به پایان عمر خود کاهش مییابد و اغلب در این سالهای طولانی، سرمایۀ مالی نیز کاهش مییابد؛ بااینحال، سرمایۀ انسانی سالمندان به دلیل مشکلات ساختارهای اجتماعی فعلی در حفظ و افزایش آن، با سرعت بیشتری نسبتبه آنچه ممکن است درحال کاهش است. حلقۀ بازخورد تقویتکنندۀ R3 نشان میدهد که فعالیت تولیدی به ایجاد سرمایۀ انسانی منجر میشود که باعث افزایش موجودی سرمایۀ انسانی و افزایش بیشتر فعالیت تولیدی میشود.
درمجموع، مشارکت فعال میتواند به سلامتی بهتر، افزایش آموزش و افزایش امنیت مالی منجر شود. باز هم، این حلقه بازخورد تقویتکننده به دلیل محدودیتهای فعلی، آنقدر که میتواند حیاتی باشد، حیاتی نیست. داستان مشابهی دربارۀ ایجاد و کاهش سرمایۀ اجتماعی در افراد سالخورده به تصویر کشیده شده است. درحال حاضر، زمانی که افراد سالخورده از کار و آموزش جدا میشوند یا مشارکت اجتماعی خود را کاهش میدهند، سرمایۀ اجتماعی کاهش مییابد. این کاهش سرمایۀ اجتماعی، فعالیت تولیدی را کاهش میدهد؛ زیرا سرمایۀ اجتماعی میتواند به کار با دستمزد یا بدون دستمزد منجر شود؛ بااینحال، حلقه بازخورد تقویتکننده در صورتی میتواند ایجاد شود که افراد سالخورده بهطور مولد درگیر شوند و درنتیجه، سرمایۀ اجتماعی ایجاد شود.
مشارکت سالمندان در فعالیتهای تولیدی نیز میتواند اثرات منفی بر سرمایۀ انسانی افراد سالخورده داشته باشد؛ برای مثال، کار طولانیتر در شرایط شغلی خاص میتواند سلامت جسمی و روانی را کاهش دهد؛ علاوهبراین، بین فعالیت تولیدی و استهلاک منابع خانواده ارتباط وجود دارد؛ برای مثال، افراد سالخورده شاغل ممکن است نتوانند خدمات مراقبتی را به خانواده ارائه دهند.
رابطۀ بین فعالیت تولیدی و ایجاد منابع خانواده، نشاندهندۀ کمک مستقیم افراد سالخورده به منابع خانواده است؛ برای مثال، اگر افراد سالخورده مدت طولانیتری کار کنند و به سطوح بهتری از امنیت اقتصادی دست یابند، میتوانند به امور مالی خانواده کمک کنند. به عبارت دیگر، ازطریق مشارکت تولیدی، افراد سالخورده بهجای کاهش منابع خانواده به انباشت آن کمک میکنند؛ بنابراین، سطوح بالاتر منابع خانواده به افزایش توانایی در ارائۀ مراقبتهای خانوادگی به سالمندان درصورت نیاز منجر میشود. این بهنوبۀ خود از سرمایۀ انسانی سالمندان محافظت میکند (یعنی نرخ استهلاک سرمایۀ انسانی را کاهش میدهد) که به حفظ فعالیت تولیدی منجر میشود (حلقۀ بازخورد تقویتکنندۀ R4) .
چندین زیرسیستم در مدل وجود دارد که میتوان جزئیات آنها را توضیح داد؛ برای مثال، یک سیستم فرعی که به فعالیت تولیدی و کار با دستمزد مربوط میشود، این ادعا را در ادبیات نشان میدهد که کار طولانیتر، تأثیرات مثبتی در سطح اجتماعی خواهد داشت و تقاضای جمعیت برای برنامههای استحقاقی (مانند تأمین اجتماعی و دریافت مستمری) را کاهش میدهد Ellis et al., 2014)). اگر نگرشها، انتظارات، برنامهها و سیاستها برای حمایت از افراد مسن بهعنوان کارمند تغییر یابد، ممکن است سالهای اشتغال با حقوق افزایش یابد. در طول زندگی کاری طولانیتر، افراد حق بیمه را برای مدت طولانیتری پرداخت میکنند و از سیستمهای تأمین اجتماعی حمایت میکنند. سیستمهای بیمۀ عمومی پایدارتر به افزایش سرمایۀ انسانی افراد سالخورده منجر میشود که درنهایت به افزایش یا ادامۀ مشارکت تولیدی منجر میشود. این نمونهای از حلقۀ بازخورد تقویتکننده است. یکی دیگر از زیرسیستمهای موجود در مدل، زیرسیستمی است که به مراقبت خانواده از سالمندان با محدودیتهای عملکردی و مالی مربوط میشود. منابع خانواده (داراییهای فیزیکی، روانی و مالی)، بیشتر زمانی که اعضای مسنتر خانواده به دلیل تهیشدن سرمایۀ انسانی خود به کمک نیاز دارند، از بین میرود. حلقۀ بازخورد B1 نشان میدهد که چگونه مراقبت خانواده از افراد سالخورده به استهلاک منابع خانواده منجر میشود. این حلقه تعدیلکننده است؛ زیرا ازآنجاییکه منابع خانوادگی کمتری برای مراقبت از سالمندان وجود دارد، منابع کمتری نیز وجود دارد که باید تخلیه شود. همانطور که در حلقۀ بازخورد تعدیلکنندۀ B2 نشان داده شده است، ارائۀ مراقبتهای خانوادگی به سالمندان کاهش ارزش سرمای انسانی دریافتکنندگان مراقبت را کاهش میدهد و بهعنوان عامل محافظتی عمل میکند. این حلقۀ بازخورد ممکن است برای افراد مسنتر با بودجۀ روبهکاهش که برای حفظ شرایط خاص به حمایت مالی از اعضای خانواده نیاز دارند، نیز صادق باشد. همچنین، اگر سرمایۀ انسانی سالمندان کاهش نیابد (اگر آنها ازنظر جسمی، روانی و مالی سالم بمانند)، تقاضای زیادی برای مراقبت ازسوی خانواده وجود نخواهد داشت. اگر سرمایۀ انسانی سالمندان حفظ شود، میتواند جریانی از کمکها در جهت مخالف وجود داشته باشد؛ بهطوریکه افراد مسنتر به فرزندان، نوهها، همسران و سایر خانواده و دوستان خود کمک میکنند. این امر درنهایت به جامعهای سالمتر منجر میشود.
در مقالۀ حاضر، براساس سوابق پژوهشی و نظرات متخصصان درگیر، یک مدل دینامیک اولیه و مفهومی ارائه شده است که زیربنای روابط متقابل سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی مشارکت مولد سالمندان است. شکل 2 گام اول و ضروری را در توسعۀ یک مدل پیچیده، دقیق و قابلآزمایش از مشارکت سازندۀ سالمندان را با استفاده از روش پویاییشناسی سیستمها نشان میدهد. در تحقیقات بعدی میتوان با استفاده از ادبیات و دادههای موجود، مقادیر کمی را اعمال کرد (مانند برآورد شرایط اولیه و نرخهای تغییر که جریانها را تعیین میکند). هدف نهایی مدلسازی و شبیهسازی این است که بهطور تجربی، نقاط اهرمی برای مداخلات آینده و تغییرات اجتماعی آزمایش شود.
نتیجه
این مطالعه، توسعۀ مدل مفهومی پویا و پیچیده از مشارکت مولد سالمندان را توصیف میکند و هدف از آن، نشاندادن اثرات عوامل متعدد و درهمتنیدۀ مرتبط با این موضوع است. این مدل نشان میدهد که چگونه تغییرات در یک عامل میتواند تأثیرات گسترده و متقابلی بر سایر عوامل داشته باشد و چندین نکتۀ کلیدی را دربارۀ مشارکت سازندۀ افراد مسن بهوضوح روشن میسازد. مدل بهصورت بصری تأثیرات متقابل برجسته و گستردۀ عوامل خارج از ویژگیهای فردی افراد مسن را برجسته میکند که این امر در راستای استدلالهای محققان است که مدتها بیان کردهاند سطح مشارکت افراد مسنتر تحتتأثیر عوامل فرافردی مانند برنامهها، سیاستها و سازمانها قرار دارد (Nagarajan & Sixsmith, 2023; Abraham & Houseman, 2020 ؛ رضایی، ۱۳۹۶؛ علیزاده و همکاران، ۱۳۹۲)؛ برای مثال، مدل، اثرات گستردۀ سیستمی ناشی از بهبود برنامههای داوطلبانه یا افزایش ظرفیت کارفرمایان را برای جذب کارگران مسن به تصویر میکشد. درک ماهیت دینامیک این سیستم مستلزم بررسی تأثیر نسبی حلقههای بازخورد است؛ سیستم مشارکت مولد تحتنفوذ رقابت بین حلقۀ تقویتکنندۀ مشارکت (R1) قرار دارد که بر افزایش سرمایۀ انسانی تأکید دارد و حلقۀ تعدیلکنندۀ مشارکت (B1) که شامل محدودیتها و عوارض (مانند کاهش سلامت) است. تسلط حلقۀ تقویتکنندۀ (R1) در شرایطی رخ میدهد که مداخلات سیستمی (سیاستها، سازمانها) بتوانند بر عوامل بازدارندۀ (B1) غلبه کند و موتورهای رشد سرمایۀ انسانی را فعال نگه دارد و این مدل امکان شناسایی سه سناریوی رفتاری عمده را فراهم میآورد: رشد پایدار (R1 مسلط)، رکود یا سقوط (B1 مسلط)، و نوسان (عدموجود سیاست قاطع)؛ این تحلیل نشان میدهد که سیاستگذاری مؤثر باید بر تغییر نسبت قدرت بین حلقهها متمرکز شود تا رفتار مطلوب سیستم تضمین شود. یک موضوع اصلی در ادبیات، وضعیت «برد _ برد» ناشی از افزایش مشارکت است که این مدل نشان میدهد افزایش سرمایۀ انسانی برای دستیابی به مزایای چندگانه (فردی، خانوادگی و اجتماعی) ضروری است. همچنین، مدل بهطور همزمان اثرات منفی مشارکت مولد، مانند کار در شرایط نامطلوب را نیز توضیح میدهد و بدین ترتیب، میتواند برای شناسایی صریح و نشاندادن پیامدهای ناخواستۀ تغییرات در سیستم استفاده شود؛ درنهایت، بحثهای مکرر میان متخصصان سالمندی دربارۀ کاهش عوارض، تأخیر در ناتوانی و ایجاد «نسل سوم[13]» همگی به گسترش بیشتر سرمایۀ انسانی در دورۀ زندگی اشاره دارد (صابری و همکاران، ۱۴۰۰؛ کاشانیان و همکاران، ۱۳۹۸؛ Goldman, 2015; Ferrucci et al., 2016 ). این مطالعه حاکیازآن است که بررسی نقاط اهرمی در سیستم بسیار اثربخش است؛ اگرچه شبیهسازیهای کمّی و عددی آینده تعیین خواهد کرد که چه زمانی و تحت چه شرایطی این تغییرات، تفاوت معناداری ایجاد میکند، مدل مفهومی فعلی چارچوب لازم برای هدایت این شبیهسازیها و تمرکز بر نقاط کلیدی برای مداخله را فراهم میآورد.
پیشنهادهای سیاستی
براساس مدل مفهومی ارائهشده و با تأکید بر یافتههای کلیدی این مطالعه، میتوان راهبردهای سیاستی زیر را برای ارتقای مشارکت مولد سالمندان و بهینهسازی پیامدهای آن در نظر گرفت:
تقویت حلقههای بازخورد مثبت (R1, R2, R3, R4) ازطریق مداخلات ساختاری و فرهنگی:
تسهیل جذب و بهکارگیری سالمندان در سازمانها (R1): پیشنهاد میشود سیاستهایی تدوین شود که سازمانها را به جذب و استفاده از نیروی انسانی سالمند تشویق کند. این امر میتواند شامل ارائۀ مشوقهای مالیاتی به شرکتهایی باشد که برنامههای استخدام و نگهداری سالمندان را اجرا میکنند؛ توسعۀ پلتفرمهای تخصصی برای معرفی فرصتهای شغلی و داوطلبانۀ متناسب با توانمندیهای سالمندان، و حمایت از ایجاد بانکهای اطلاعاتی از مهارتها و تجربیات افراد سالمند.
کاهش تعصبات سنی و ترویج محیطهای کاری حمایتی (R2): ضروری است که برنامههای آموزشی و آگاهیبخش در سطح ملی و سازمانی برای کاهش کلیشههای سنی و تغییر نگرشها به توانمندیهای افراد سالمند در محیط کار و اجتماع اجرا شود. این شامل برگزاری کارگاههای آموزشی برای مدیران و کارکنان درخصوص مزایای تنوع سنی در محیط کار و طراحی فضاهای کاری سازگار با فیزیولوژی بدن و منعطف است که نیازهای سالمندان را مدنظر قرار دهد.
حفظ و ارتقای مستمر سرمایۀ انسانی سالمندان (R3): باتوجهبه اهمیت فعالیت مولد در افزایش سرمایۀ انسانی، سیاستگذاریها باید بر تسهیل دسترسی سالمندان به فرصتهای یادگیری مادامالعمر، بازآموزی و توسعۀ مهارتها متمرکز شود. این میتواند شامل ارائۀ دورههای آموزشی رایگان یا یارانهای، دسترسی به منابع دیجیتالی آموزشی و ترویج رویکردهای یادگیری تطبیقی باشد.
حمایت از مشارکت مولد سالمندان در راستای تقویت منابع خانواده و جامعه (R4): سیاستها باید بهگونهای طراحی شود که مشارکت اقتصادی سالمندان را تشویق کند و امکان کمک مالی و غیرمالی آنها را به خانواده فراهم آورد. این شامل ایجاد فرصتهای شغلی پارهوقت یا منعطف، حمایت از کارآفرینی سالمندان و توسعۀ برنامههای حمایتی است که به آنها اجازه دهد بهصورت مولد در اقتصاد خانواده و جامعه مشارکت داشته باشند.
مدیریت پیامدهای منفی احتمالی مشارکت مولد بر سلامت و منابع خانواده:
پایش سلامت جسمی و روانی سالمندان شاغل: باتوجهبه احتمال تأثیر منفی کار طولانیمدت بر سلامت، لازم است سیاستهای حمایتی ازجمله غربالگریهای سلامت دورهای، دسترسی به مشاورههای روانشناختی و فراهمآوری محیطهای کاری با استرس کمتر برای سالمندان شاغل توسعه یابد.
توازن میان کار و مسئولیتهای مراقبتی: پیشنهاد میشود برای سالمندانی که مسئولیتهای مراقبتی خانواده را نیز بر عهده دارند، انعطافپذیری بیشتری در ساعات کاری، امکان دورکاری و ارائۀ خدمات حمایتی از مراقبت فراهم شود تا از استهلاک منابع خانواده جلوگیری شود.
بهینهسازی سیستمهای حمایتی و تأمین اجتماعی:
حفظ پایداری سیستمهای بیمۀ عمومی و تأمین اجتماعی: با افزایش سالهای اشتغال و پرداخت حق بیمه توسط سالمندان، پایداری سیستمهای تأمین اجتماعی افزایش مییابد. سیاستگذاران باید از این روند حمایت کرده و راهکارهایی را برای تشویق ادامه فعالیت شغلی سالمندان (درصورت تمایل و توانایی) تدوین کنند تا به پایداری مالی این سیستمها کمک شود.
تقویت سرمایۀ انسانی سالمندان ازطریق کاهش بار مراقبت بر خانواده (B2): باتوجهبه نقش محافظتی مراقبت خانواده در کاهش استهلاک سرمایۀ انسانی سالمندان، سیاستها باید بر توانمندسازی خانوادهها برای ارائۀ مراقبت مؤثر و حمایت از آنها متمرکز شود. این میتواند شامل ارائۀ خدمات مراقبت در منزل، آموزش به مراقبین خانواده و حمایت مالی از خانوادههایی باشد که از سالمندان مراقبت میکنند.
اولویتبندی پژوهشهای آتی و بهرهگیری از مدلسازی پویایی سیستمها:
اعمال مقادیر کمّی به مدلهای مفهومی: تأکید میشود که برای سیاستگذاری دقیقتر و مبتنی بر شواهد، پژوهشهای آتی باید بر کمّیسازی روابط و پارامترهای مدل پیشنهادی متمرکز شود. این شامل جمعآوری دادههای کمّی برای برآورد نرخهای تغییر و شرایط اولیۀ متغیرهاست.
شناسایی نقاط اهرمی و شبیهسازی سناریوها: لازم است که با استفاده از تکنیکهای پویایی سیستمها و شبیهسازیهای عددی، نقاط اهرمی (Leverage Points) در سیستم شناسایی شود. این امر به سیاستگذاران کمک میکند تا با کمترین مداخله، بیشترین تأثیر را در جهت افزایش مشارکت مولد سالمندان و ارتقای سلامت جامعه داشته باشند. شبیهسازیهای دقیق میتواند پیامدهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تغییرات سیاستی را پیشبینی کرده و به انتخاب بهینهترین مسیرهای مداخله کمک کند.
[1] Butler
[2] System Dynamics
[3] Bass & Caro
[4] Sherraden
[5] Morrow-Howell & Greenfield
[6] Stocks
[7] Auxiliary Variables
[8] Feedback Loops
[9] Reinforcing Loops
[10] Balancing Loops
[11] Meadows
[12] این نمودار شامل تعداد زیادی حلقههای بازخورد، از ساده تا پیچیده است، و همه را نمیتوان بهصورت ساده و واضح شناسایی کرد. R1، R2، R3 و R4 نمونههایی از حلقههای بازخورد تقویتکننده و B1 و B2 نمونههایی از حلقههای بازخورد تعدیلکننده است. توضیحات کامل هرکدام در جدول 1 آمده است.
[13] Third age