نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه سمنان، ایران
2 مربی، مؤسسه آموزش عالی کومش، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
introduction
Security is the first factor that makes the people come together, to cooperate with each other, to participate in social responsibility events with full commitment to live more comfortably. In general, from the social and cultural point of view, security can create a comfortable situation in which the man ultimately preserves his life, property, honor, dignity, identity, relationships, thoughts, values and self-confidence in the present and in the future and spends his life with less risk tolerance .People participation, especially young student's participation in voluntary groups of rescue work can be a good way to deliver improved services to victims and injured in accidents at due time. So this paper attempted to identify the factors influencing on attracting and keeping young students in voluntary groups of rescue and determine a framework concerning mutual relations between forementioned factors.
Material & Methods
The aim of this study in terms of the method was applied research and is a kind of descriptive correlation research. Population study included members of student volunteers enlisted in the Red Crescent Youth Organization of Semnan city as the first group and second group are residents of the city of Semnan. Accordingly, in the first group, the statistics are 7292 members of the Association and the second group a population of over 100 thousand people living in this city. About 365 people were selected for the first group and 384 for the second group. The information obtained from students and residents was used to support the conceptual model. To collect data a Delphi technique and reseacher’s made questionnaires were used. The first questionnaire is devoted to students’ role of religiosity and social capital to participate in the relief group. The second questionnaire which was distributed among the residents of Semnan, was concerned with the role of the second part of the conceptual model, which was the effect of youth membership in these groups and their impact on the security of the inhabitants of the affected areas.
Discusssion of Result & Conclusions
Findings revealed the hidden variable of religiosity has a meaningful and positive impact on social capital and group membership and maintenance accounted 69 and 52 percent respectively. Also social capital has an effect of 87 percent on group satisfaction and group satisfaction in turn has an effect of 65 percent on volunteers' membership and maintenance. So
Due to the continuity of the network relationships between students and social security feelings, encouraging students to participate in different groups can increase social confidence and consequently increase the security of the affected areas.
Developing students’ social networks by cultural authorities and promoting students' participation in the promotion of cultural issues by installing brochures and advertising on campus by radio and television can play an important role in students' participation in the voluntary groups and lead to improved social security.
Organizing and carrying out religious ceremonies and festivals with the participation of students in the university environment to improve more social cohesion to prepare for the acceptance of future responsibilities, including participation in voluntary groups needed in emergencies, can play a constructive role.
Support the formation of religious organizations on campus and encourage students to join, can lead to students’ improved trust and coherence in future participation of social groups.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسأله
امنیت اولین عاملی است که موجب میشود انسانها کنار هم آیند، از نیروی هم کمک گرفته، در مسؤولیتهای اجتماعی مشارکت جویند تا آسودهتر و متعهدتر زندگی کنند (صالحی امیری و افسرافشاری، 1390: 50). به طور کلی امنیت را میتوان از نقطه نظر اجتماعی و فرهنگی، وضعیتی آرام تلقی کرد که انسان در نهایت ایمنی نسبت به جان، مال، ناموس، حیثیت، هویت، ارتباطات، تفکرات، ارزشها و ... خود چه در زمان حال و چه در آینده اطمینان داشته و شبانه روز را با تحمل حداقل ریسک ممکن سپری سازد (امینبیدختی و شریفی، 1391: 3).
امنیت از مقولات بسیار مهم و رایج حیات بشری از گذشتههای دور تا امروز بوده که ضمن پشت سر نهادن تحولات عمده در گذر زمان، نه تنها اهمیت آن کاهش نیافته، بلکه هر روز بر اهمیت آن نیز افزوده شده و ابعاد وسیعتری یافته است. امنیت در بسیاری از متون مبنایی برای توسعه و پیشرفت محسوب شده است. امنیت مقولهای اساسی هر نظام اجتماعی است و کشورها اولویت اول خود را به برقراری امنیت در جامعه اختصاص میدهند (سحابی و فیضی، 1389: 156). بوزان معتقد است تهدیدات فیزیکی، اقتصادی و عوامل تهدید کننده حقوق و موقعیت امنیت افراد را تحت خطر قرار میدهد (بوزان، 1386). مولار با الهام از نظریات بوزان با توجه به هدف و مرجع امنیت و نوع تهدیدها امنیت را در سه شکل ملّی، اجتماعی و انسانی تقسیمبندی نموده است (کامران و عبادتی نظرلو، 1389: 48). امنیت متکی بر دولت و ابزارهای رسمی حکومتی است و نیروهای حکومتی مجریان اصلی و برقرارکنندگان امنیت هستند.
تحقیقات نشان داده است در هنگام وقوع حوادث غیر مترقبه امنیت جانی و مالی ساکنان منطقه مورد تهدید قرار میگیرد. در این هنگام است که نقش مشارکت گروههای داوطلبانه امدادی در کمکرسانی و ایجاد امنیت بیش از پیش آشکار میشود. مشارکت یکی از مباحث مطرح در مدیریت حوادث غیر مترقبه است. مشارکت در واقع سهیم شدن مردم در تمامی فرایندهای مربوط به چرخة مدیریت حوادث غیر مترقبه است. روندی که در طی آن مردم به طور خودجوش یا هدایت شده در فرایندهای مربوط به تصمیمگیری، برنامهریزی و اجرا شرکت میکنند و به تنهایی یا با کمک سازمانهای دولتی و غیردولتی محلی، منطقهای، ملی و بینالمللی سعی در پیشگیری از فجایع مادی و معنوی حاصل از بلایای طبیعی دارند. به عبارت دیگر میتوان گفت مشارکت ایجاد نوعی همبستگی، تعلق و تلاش جمعی میان افراد جامعه است (جهانیان، 1389: 47). مشارکت به منزله هدف نیز تلقی شده است که ممکن است به صورت توانمندسازی مردم در قالب یک مهارت، دانش و تجربه و به منظور بر عهده گرفتن مسؤولیت بیشتر برای توسعه جلوهگر شود (پورمحمدی و مصیبزاده، 1387: 120). در این راستا جمعیت هلال احمر از اصلیترین ارکان مشارکت داوطلبان در مواقع بحرانی محسوب میشود. امروزه جمعیتهای هلال احمر و صلیب سرخ برای هدایت و رهبری فعالیتهای خود به داوطلبان وابستهاند و با توجه به اینکه مشارکت مردم در یکی از اصول هفتگانه نهضت بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر با عنوان خدمات داوطلبانه مطرح شده است؛ این جمعیتها وظیفه دارند با بسیج منابع عظیم انسانی، مشارکت آنها را سازماندهی و در جهت اجرای وظایف جمعیت، به خصوص تأمین احتیاجات مادی و امنیتی نیازمندان آسیبپذیر در زمان حوادث و یا در شرایط عادی، بهرهگیری کنند (داوری و همکاران، 1389: 50).
سازمان جوانان جمعیت هلال احمر نیز به عنوان یکی از ارکان این سازمان در روند عضوگیری و به عضویت درآوردن نوجوانان و جوانان و جلب مشارکت آنان در کانونهای آزاد، دانشآموزی، دانشجویی، روستایی، طلاب، مدرسه مجازی پیشآهنگی، نهضت پیشآهنگی و پیش دبستانیها مشغول به فعالیت است (صفابخش، 1388: 10). یکی از شاخههای مهم این سازمان کانون دانشجویی است. دانشجویان در زمره اقشار فرهیخته جامعه بوده که میتوانند با تلفیق دو نیروی جوانی و دانش کسب شده از تحصیلات کمک مؤثری در هنگام بروز حوادث هستند. وجود طیف عظیمی از دانشجویان در تمامی استانها کشور یکی دیگر از مزیتهای مهم در استفاده از این افراد هنگام بروز حوادث برای کمکرسانی سریع به مناطق مورد نیاز است. آمارها نشان میدهد که در سال تحصیلی90-91 میزان 4 میلیون و 403 هزار و 652 نفر در بخش آموزش عالی کشور مشغول به تحصیل بودهاند که این میزان خود موید اهمیت عضوگیری از این طیف را نشان میدهد. علاوه بر کمک به افراد آسیبدیده مشارکت دانشجویان در فعالیتهای داوطلبانه میتواند تجربه زندگی و تقویت روحیه مسؤولیتپذیری و شیوههای وفاق و سازگاری آنها را با همسالان و محیط اجتماعی در جریان زندگی آیندهشان فراهم آورد.
برای موفقیت در به حداکثر رساندن مشارکت دانشجویان در فعالیتها و استفاده از توانمندی افراد، لازم است که عوامل مؤثر بر جذب اعضا و مشارکت متمادی آنها در این نوع گروهها شناسایی و روابط بین آنها کشف شود تا بتوان در برنامهریزیهای کوتاه و بلند مدت از آنها برای ارائه کمکرسانی و تأمین امنیت مناطق آسیبدیده استفاده نمود. بنابراین سؤال اصلی مطالعه حاضر این است که الگوی مؤثر در جذب و نگهداری دانشجویان برای عضویت در گروههای داوطلبانه برای بهبود نظم و امنیت ساکنان مناطق آسیبدیده چیست؟
بررسی پیشینه
امنیت برگرفته از واژه امن است. امن ضد ترس و به گفته برخی نقیض آن است (مائده، 2). امنیت در لغت حالت فراغت از خطر و هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند (Johnson & et al., 2004:242). امنیت؛ یعنی اینکه حاکمیت بتواند محیطی را فراهم کند که مردم در کمال آرامش به فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی بپردازند. در یک دستهبندی امنیت را میتوان به بخشهای زیر تقسیم نمود:
امنیت اجتماعی: حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیر قانونی دولت یا دستگاه یا فرد یا گروهی در تمام یا بخشی از جامعه پدید آورد. در نظام حقوق جدید فرض بر این است که قانون با تعریف آزادیها و حقوق فرد و کیفر دادن کسانی که از آن حدود پافرا گذاشتهاند، امنیت فردی و اجتماعی را پاسبانی میکند (آگاه، 1387: 147).
امنیت فردی: حالتی است که در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان، مال و آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی میکند(آگاه، 1387: 147).
امنیت بعد عینی مسأله و احساس امنیت به عنوان بعد ذهنی تلقی میشود (نیازی و فرشادفر،1390: 155-156). وقوع حوادث غیر مترقبه به هر دو بعد امنیت افراد آسیب میزند. اولاً به دلیل لطمات جانی و مالی وارد آمده به شخص و خانواده او امنیت عینی او کاهش مییابد و همچنین به دلیل لطمات روحی به وجود آمده و ترس از حوادثی ممکن الوقوع در آینده مانند غارت اموال،ترس از عدم سرپناه مناسب برای حفظ خود و خانوادهاش در مقابل خطرات و جرایم امنیت ذهنی او نیز دستخوش آسیب میشود. در این هنگام وجود نیروهای امدادی و کمکرسان بالاخص افراد تحصیل کرده از جمله دانشجویان میتواند کمک مؤثری در ارائه خدمات و ایجاد امنیت برای این افراد است.
در این خصوص جهت طراحی الگو پس از بررسی مبانی نظری عوامل مهم مؤثر در عضویت افراد در گروه شناسایی و سپس الگوی مفهومی تحقیق طراحی شد. بررسیها نشان میدهد که محققان بر نقش دینداری به عنوان محرک نوع دوستی و مشارکت تأکید میورزند. دو رویکرد اصلی را میتوان در ادبیات مربوط به تعریف دین متمایز نمود: رویکرد کارکردگرا و رویکرد جوهری. تعاریف کارکردگرایی دین، عمدتاً دین را به عنوان پدیدهای در نظر میگیرد که عهدهدار کارکردهای اجتماعی و یا روانی خاصی مثل انسجام اجتماعی، نظام معنایی فراگیر یا معنانمایی است. با این کارکردها شناسایی میشود (آهنکوبنژاد، 1388: 18-20). تعریف جوهری از دین، به همان ترتیبی که مردم عادی آن را میفهمند به آن نگاه میکنند. در نتیجه مطابق این تعاریف، اصولاً دین عبارت است از باورها و عباداتی که ناظر به موجودات مقدس متعالی و الگوهای اجتماعی ارتباط با آنها است.
به هر حال با وجود تمامی تمایزات در تعاریف و جزئیاتی که در ادیان وجود دارد عرصههای مشترکی وجود دارد، این عرصهها که میتوان آنها را ابعاد مرکزی دینداری به حساب آورد عبارتاند از:
بعداعتقادییاباورهایدینی: عبارت است از باورهایی که انتظار میرود پیروان آن دین به آنها اعتقاد داشته باشند.
بعدمناسکییااعمالدینی: شامل اعمال دینی مشخصی همچون عبادت، نماز، شرکت در آیینهای دینی خاص، روزه گرفتن و.... است که انتظار میرود افراد در هر دین آن ها را به جا آورند.
بعدتجربییاعواطفدینی: ناظر به عواطف، تصورات و احساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهری ربوبی همچون خدا یا واقعیتی نمایی یا اقتداری متعالی است.
بعدفکرییادانشدینی: مشتمل بر اطلاعات و دانستههای مبنایی در مورد معتقدات هر دین است که پیروان هر دین باید آن ها را بدانند.
بعدپیامدییاآثاردینی: ناظر به آثار باورها، اعمال، تجارب و دانش دینی بر زندگی روزمره پیروان است (طالبان، 1378: 21-25).
دین انسجام بخش است: از نظر دورکیم کارکرد باورها و مناسک دین ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی است. مراسم مذهبی مردم را دور هم جمع نموده و در نتیجه همبستگی اجتماعی را تحکیم میبخشد (دورکیم، 1383).
لوین و الیسون معتقدند که دینداری از طریق مکانیسم پیوندهای اجتماعی و حمایت رسمی و غیررسمی به سلامت مثبت جامعه منجر میشود. آنها بیان میکنند که حداقل بخشی از روابط مشاهده شده بین اهتمام دینی و سلامت روانی، ناشی از نقش جماعتها و گروههای دینی در فراهم کردن پیوندها و حمایتهای اجتماعی برای مؤمنان است (مهدوی و همکاران، 1387: 2-10). از سویی بسیاری از نظریهپردازان برجسته معتقدند که دینداری به عنوان ارزشهای درونی شده در فرآیند اجتماعی شدن با تیپ شخصیتی افراد رابطه دارد. همچنین، نتایج بسیاری از تحقیقات حاکی از آن است که تیپ شخصیتی بر مشارکت اجتماعی مؤثر است (غفاری،1380: 58).
فوکویاما ارزشهای اخلاقی نظیر، صداقت، اعتماد، ایثار و موارد مشابه در ادیان را موجب مشارکت در گروههای عامالمنفعه میداند (Fukuyama, 2007).
رابرت بررو، نیز دین را به خاطر ایجاد اعتقاداتی که شکلدهنده ویژگیهای فردی چون صداقت، اخلاق کاری، پذیرش غریبهها، عامل ایجاد" سرمایه معنوی" و غیره است عامل مشارکتهای خودجوش و داوطلبانه میداند (Robert, 1995).
رابرتسون اسمیت دین را دارای دو کارکرد عمده میداند، یکی تنظیم کننده رفتار فردی و دیگری برانگیزاننده احساس اشتراک و وحدت اجتماعی برای خیر همگان و برای خیر گروه (Hamilton, 2011).
در بین ادیان،اسلام به ویژه مذهب تشیع توجه خاصی به جذب و بسیج مردم برای مشارکت داشته است. در روایتی از رسول خدا (ص) آمده است که مؤمنان همانند یک ساختمان هستند که هر یک سبب قوام و محکمی دیگری میگردد و مثل همة مؤمنان مثل یک بدن است که هرگاه عضوی از آن به درد آید دیگر اعضا هم آرامش نخواهند داشت (داوری و همکاران، 1389: 48) .همانطور که از مباحث مطرح شده پیداست دینداری افراد میتواند عامل بسیار ارزشمندی در میزان مشارکتهای جمعی در گروههای خیرخواهانه و عامالمنفعه است.
از دیگر کارکردهای مطرح شده در خصوص دینداری تأثیر شگرف آن بر میزان سرمایه اجتماعی افراد است. امّا قبل از بحث در این خصوص به بررسی ماهیت سرمایه اجتماعی پرداخته میشود.
نظریة سرمایة اجتماعی، از نظریاتی است که به طور خاص به بررسی روابط اجتماعی پرداخته است .در مورد این نظریه، نویسندگان بسیاری معتقدند این مفهوم یعنی؛ پیوند و علاقة فرد به جامعه،که برای مدتی طولانی در نظریات کلاسیک جامعه شناسانی از قبیل دورکیم، تورنس، مارکس، و وبر وجود داشته است.پاتنام معتقد است سرمایه اجتماعی نهفته در هنجارها،شبکهها و مشارکت مدنی است که این مهم سه جزء پیش شرط یک حکومت کاراست. «فوکویاما» سرمایه اجتماعی را مجموعه هنجارهای موجود در نظامهای اجتماعی میداند و منابع ایجاد کننده آن را این گونه تعریف میکند:
- هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شدهاند و منتج از نهادهای رسمی مانند دولت و نظامهای قانونی هستند.
- هنجارهای خود جوش و برخاسته از کنشهای متقابل اعضای یک جامعه هستند.
- ساختمندیهای برونزا که برخاسته از اجتماعی غیر از اجتماع مبدأ خودشان هستند و میتوانند از دین، ایدئولوژی، فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک نشأت گرفتهاند.
- هنجارهایی که از طبیعت نشأت گرفتهاند مثل خانواده، نژاد (آهنکوب، 1388: 2-10).
پاتنام معتقد است شبکههای مشارکت مدنی نظیر انجمنهای همسایگی، کانونهای سرودخوانی، تعاونیها، باشگاههای ورزشی و احزاب، کنش افقی شدیدی را به نمایش میگذارند که یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی است. از این رو شبکههای مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی هستند و هر چه این شبکهها در جامعهای متراکمتر هستند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است. شبکههای مشارکت مدنی هنجارهای قوی معامله متقابل را تقویت میکنند. این هنجارها نیز شبکههای ارتباطی که به کسب حسن شهرت و وفای به عهد و پذیرش هنجارهای رفتار جامعه محلی متکی هستند را تقویت میکنند (زاعی و شریفی، 1388). دین یکی از عوامل سازنده کارکردهایی است که سرمایه اجتماعی نیز به نوعی آنها را داراست. به اعتقاد الوایی حضور افراد در امور مذهبی ممکن است منشأ مشارکت را فراهم آورد (Ketabi & et al., 2005).
وبر نیز معتقد است «دینداری میتواند شبکه اعتمادی در بین افراد ایجاد کند که برای روابط درون گروهی و برون گروهی ضروری است» (Fukuyama, 1999). توجه به این نکات نشان میدهد رابطه بین نهادههای اجتماعی دین و شبکههای ارتباطی افراد میتوانند منشأ و مبنایی در جهت ایجاد سرمایه اجتماعی عمل کنند.
مایزر نیز معتقد است «دین میتواند به گونهای محسوس به بهبود کیفیت روابط کمک نماید و به عنوان عاملی در جهت ایجاد سرمایه اجتماعی گام بردارد» (Mousavi, 2007).
ایوانز بر نقش فعالیتهای مناسک دینی بر بهبود کنش متقابل افراد و ایجاد سرمایه اجتماعی تأکید میکند (Evans, 2011).
کالند معتقد است ایجاد شبکههای اجتماعی،ارتباط با افراد و اعمال هنجارهای همبستگی و صداقت از کارکردهای مؤثر دین در ایجاد سرمایه اجتماعی است (Candland, 2001:2-8).
در نتیجه میتوان گفت دین میتواند از طریق ایجاد روابط مثبت و حسنه در میان اعضای خانواده و افراد جامعه همواره اعضای خود را در خصوص ایجاد پیوند سالم و قابل اطمینان و امن تشویق نماید. به هر حال حضور افراد در معرض فعالیتهای اجتماعی مذهبی و میزان اهمیتی که افراد برای دین و مذهب قائل میشوند، میتواند حس اعتماد، هویت مشترک، تعاون و امنیت را در افراد ایجاد کند که از کارکردهای اصلی سرمایه اجتماعی است.
در این خصوص پژوهشهای میدانی متعددی بر نقش دین و سرمایه اجتماعی بر امنیت صحه گذاشته است که از جمله آن میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
مطالعه ربانی و همکاران (1386) در اصفهان نشان داد نگرشهای مذهبی افراد میتوانند نقش بارزی بر امنیت روانی، اقتصادی و سیاسی در جامعه داشتهاند.
خوراسگانی و قاسمی (1386) در پژوهش خود به بررسی نقش نگرش مذهبی به عنوان متغیر مستقل بر احساس امنیت اجتماعی پرداختند. نتایج نشان داد نگرش مذهبی میتواند تا 53% توان تبیین واریانس احساس امنیت اجتماعی را داراست.
باباخانی (1388) به بررسی امنیت اجتماعی در بین شهروندان تهرانی پرداخته و بیان داشته است احساس آنومی و سرمایه اجتماعی به طور قابل ملاحظهای بر احساس امنیت مالی تأثیر گذار است.
امین بیدختی و شریفی(1391) با ارائه الگویی در مقاله خود با عنوان «دینداری و سرمایه اجتماعی حامی امنیت اجتماعی» به نقش دینداری و سرمایه اجتماعی در به وجود آوردن احساس امنیت اجتماعی اذعان نمودند. همچنین در دیگر پژوهش این نویسندگان به بررسی نقش مداخله گرایانه سازه سرمایه اجتماعی در رابطه بین دینداری و احساس امنیت اجتماعی پرداخته شد. نتایج نشان میدهد در بین مؤلفهها و ابعاد دینداری مؤلفه مناسکی دارای بالاترین اثر بر سرمایه اجتماعی است. خود سرمایه اجتماعی نیز بر روی امنیت جانی، مالی و سیاسی اثر مثبت و معناداری دارد.
حکیمزاده (1386) در بررسیهای پیمایشی خود به این نتیجه رسید که آموزههای مذهبی میتواند باعث بهبود آرامش و احساس امنیت در بین دانشجویان دختر خوابگاهها را فراهم آورد.
کوئینگ[1] (2007) در تحقیقی نشان داد افرادی که اعتقادات مذهبی قویتری دارند، احساس امنیت بیشتری از محیط میکنند و سازگاری بیشتری با موقعیتهای استرسزا دارند.
بیرلین[2] (2005) به دنبال نتایج پژوهشش که درباره چگونگی تأثیر شکلهای متفاوت سرمایة اجتماعی (درون گروهی و برون گروهی) بر میزان جرائم انجام شده، نشان داده است. این نوع سرمایه اجتماعی باعث کاهش جرایم در این نقاط نسبت به مناطقی که شبکه روابط دینی کمتری دارند شده است.
بنابراین با استناد به مبانی نظری مطرح شده مدل مفهومی پژوهش شکل 1 ارائه میشود.
روش
پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث روش از نوع توصیفی_همبستگی است.جامعه آماری پژوهش شامل اعضای کانون دانشجویان داوطلب اسم نویسی شده در سازمان جوانان هلال احمر شهرستان سمنان به عنوان گروه اول و ساکنان شهر سمنان به عنوان گروه دوم هستند. بر این اساس در خصوص گروه اول، آمار موجود7292 نفر عضو این کانون هستند و در خصوص گروه دوم اطاعات، جمعیتی بالغ بر 100 هزار نفر در این شهر ساکن هستند. نظر به اینکه دانشجویان در دانشگاههای مختلفی مشغول به تحصیل هستند، برای نمونهگیری از روش طبقهبندی استفاده شد به این ترتیب که پس از انتخاب هر دانشگاه به عنوان طبقه از هر یک از آنها به روش تصادفی ساده نمونهبرداری شد. در خصوص ساکنان شهر سمنان نیز از روش خوشهای برای جمعآوری نمونه استفاده شد، همچنین برای محاسبه حجم نمونه نیز از رابطه زیر استفاده گردید :
بدین ترتیب با در نظر گرفتن مقدار متغیر نرمال استاندارد برابر 1.96 مقدار دقت برآورد برابر 0.05 و همچنین p وq برابر 0.5 حجم نمونه در حدود 365 نفر برای گروه اول و 384 نفر برای گروه دوم برآورد شد. از اطلاعات به دست آمده از دانشجویان و ساکنان شهر برای تأیید مدل مفهومی تحقیق استفاده شد.
برای جمعآوری اطلاعات از دو پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. پرسشنامه اول مختص دانشجویان است که نقش دینداری و سرمایه اجتماعی را برای عضویت در گروههای امدادی مشخص نموده است. پرسشنامه دوم نیز که بین ساکنان سمنان توزیع گردید به بررسی نقش قسمت دوم الگوی مفهومی پژوهش که همانا تأثیر عضویت جوانان در این گروهها و اثر آن بر امنیت ساکنان مناطق آسیب دیده است، میپردازد.
شکل 1- مدل مفهومی تحقیق
امّا قبل از توزیع آن برای بررسی روایی محتوا ابزار سنجش و دستیابی به عوامل مؤثر در جذب و نگهداری افراد در گروه و اطمینانفر عضو از انعکاس همه ابعاد متغیرهای الگوی پیشنهادی در پرسشنامه نظر چند تن از مسؤولان امور داوطلبان و اساتید مدیریت و علوم اجتماعی لحاظ گردید. پس از اطمینان از روایی محتوا برای بررسی روایی سازه[3] از تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. در جدول (1) ضرایب پایایی محاسبه شده از روش آلفای کرونباخ و دو نیمه سازی برای کل پرسشنامه و هر یک از ابعاد متغیرها مشخص شده است. همانگونه که ملاحظه میشود ضرایب پایایی محاسبه شده در تمامی موارد از حد تعریف شده (0.7) بیشتر بوده و رضایت بخش است.
جدول 1- میانگین،انحراف معیار و ضرایب پایایی ابعاد و کل پرسشنامه
|
عامل ها |
شمار گویه ها |
میانگین |
انحراف معیار |
ضرایب پایایی |
|
|
آلفای کرونباخ |
دونیمه سازی |
||||
|
سرمایه اجتماعی |
9 |
5.29 |
0.37 |
0.75 |
0.72 |
|
دینداری |
13 |
7.01 |
0.54 |
0.79 |
0.76 |
|
عضویت در گروه |
2 |
6.75 |
0.29 |
0.81 |
0.77 |
|
امنیت مناطق |
4 |
5.624 |
0.12 |
0.85 |
0.80 |
یافتهها
قبل از هر اقدامی وضعیت نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق مورد بررسی قرار گرفت در این خصوص آزمون کلموگراف اسمیرنوف استفاده شد. Sig محاسبه شده در این خصوص مقدار 0.231 را نشان میدهد که فرض نرمال بودن شاخصها را در سطح 5 درصد تأیید مینماید. بنابراین با توجه به نرمال بودن شاخصها در این بخش از آزمون پارامتری استفاده میکنیم. در این مرحله لازم است عوامل سازنده هر یک از متغیرها شناسایی و همخطی بین متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گیرد. تا بتوان مدل مفهومی را با اطمینان خاطر در مراحل آتی مورد پذیرش قرار داد. لذا در جدول (2) میزان همبستگی متغیرهای مستقل مدل مورد بررسی قرار گرفته است.
جدول 2- همبستگی بین متغیرهای مستقل
|
|
سرمایه اجتماعی |
دینداری |
عضویت در گروه |
عامل تورم واریانس VIF |
|
سرمایه اجتماعی |
1 |
0.24 |
0.32 |
0.895 |
|
دینداری |
|
1 |
0.35 |
0.954 |
|
عضویت در گروه |
|
|
1 |
0.989 |
همچنین شاخص تورم واریانس[4](VIF) نیز که میزان بروز همخطی در متغیرها را نشان میدهد. محاسبه شده که در خصوص همه متغیرها زیر یک است که نشاندهنده عدم هم خطی و یا هم خطی پایین متغیرها است.
در مرحله بعد 28 گویه طراحی شده در مدل عاملبندی شدند. برای دستیابی به این منظور از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. امّا قبل از تحلیل عاملی اکتشافی از آزمون کفایت نمونهگیری کایزر- مایر- اولکین[5](KMO) وآزمون کرویت بارتلت[6] برای بررسی کفایت اندازه نمونه استفاده شد، ضریب KMO برابر با 0.934 نشانگر مناسب بودن همبستگی موجود میان گویهها است. آزمون بارتلت نیز از نظر آماری معنادار گزارش شده است (0.012=P، 601=df ، 1197.86 =) لذا با توجه به مقادیر مناسب محاسبه شده استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی بلامانع است.
برای تحلیل عاملهای متغیرها، روش تحلیل مؤلفههای اصلی[7] و چرخش واریماکس[8] استفاده شده است؛ جدول اشتراکات نشاندهنده مناسب بودن سؤالات این حوزه در فرآیند تحلیل عاملی است. لازم به ذکر است اگر عدد اشتراکات حداقل برابر با 0.5 است مورد پذیرش است، در پژوهش تمامی گویهها مقدار لازم را کسب نمودند. جدول کل واریانس تبیین شده نیز نشان میدهد که متغیرهای موجود میتوانند به چند عامل تبیین شوند و این عاملها چند درصد از واریانس حوزه مورد نظر را تبیین و پوشش میدهند.
در این راستا نتایج حاصله در جدول (3) نشان میدهد سه عامل با اکتساب ارزش ویژه بیش از 1 توانستهاند 73.565 درصد واریانس کل متغیرسرمایه اجتماعی را تبیین نمایند. از طرفی برای متغیر امنیت و دینداری هر یک به ترتیب 2 و 4 عامل با اکتساب 61.999 درصد و 68.038 درصد واریانس کل متغیر را تبیین نمودهاند.
جدول 3- مقدار واریانس کل تحت پوشش عوامل
|
متغیر |
مولفه |
مقادیر ویژه ابتدایی Initial Eigen value |
%واریانس |
|
سرمایه اجتماعی |
1 |
4.214 |
32.874 |
|
2 |
3.652 |
24.484 |
|
|
3 |
3.208 |
16.257 |
|
|
امنیت در مناطق |
1 |
2.896 |
36.874 |
|
2 |
1.924 |
25.125 |
|
|
عضویت در گروه امدادی |
1 |
2.545 |
74.326 |
|
دینداری |
1 |
1.965 |
25.154 |
|
2 |
1.284 |
23.106 |
|
|
3 |
1.201 |
10.364 |
|
|
4 |
1.185 |
9.414 |
برای تعیین ارتباط شاخصها به هر یک از عوامل متغیرهای پنهان، از چرخش واریماکس استفاده شد. نتایج جدول (4) نشان میدهد چه شاخصهایی با چه میزان بار عاملی به این عاملها مرتبط است.
حال که نتایج تحلیل عاملی اکتشافی مشخص شد، به بررسی روابط مابین متغیرهای پنهان الگوی مفهومی طراحی شده پرداخته میشود. تا در صورت معنادار بودن روابط و تأیید برازش، الگوی مفهومی تحقیق مورد پذیرش قرار گیرد. برای دستیابی به این منظور از نرم افزار لیزرل، مدل ساختاری استخراج شد. منظور از مدل ساختاری، روابط علّی بین متغیرهای مکنون است. هدف این مدل کشف اثرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای مکنون برون زا بر متغیرهای مکنون درونزا است.
جدول 4- مقدار واریانس کل تحت پوشش عوامل
|
متغیر |
عامل |
گویههای مرتبط |
|
سرمایه اجتماعی |
ساختاری |
|
|
ارتباطی |
|
|
|
شناختی |
|
|
|
امنیت در مناطق |
جانی |
|
|
مالی |
|
|
|
عضویت در گروه امدادی |
--- |
|
|
دینداری |
مناسکی |
|
|
اعتقادی |
|
|
|
عاطفی |
|
|
|
پیامدی |
|
نمودار 1- مدل ساختاری تحقیق در حالت تخمین استاندارد
بررسی مدل ساختاری نشاندهنده برازش مناسب مدل است. از طرفی تمام روابط علّی بین متغیرها محاسبه شده معنادار هستند، که در جدول (6) ارائه شده است.
جدول 6- محاسبه اثرات مستقیم، غیرمستقیم، ضریب تبیین و اثر کل متغیرها و اعداد معناداری مدل
|
متغیر مستقل(از) |
متغیر وابسته(به) |
اثر مستقیم |
اثر غیر مستقیم |
اثرکل |
اعداد معنیداری |
نتیجه فرضیه |
ضریب تبیین |
|
دینداری |
سرمایه اجتماعی |
0.69 |
--- |
0.69 |
3.88 |
تأیید |
0.58 |
|
امنیت منطقه |
0.52 |
0.18 |
0.70 |
3.95 |
تأیید |
||
|
عضویت |
--- |
0.45 |
0.45 |
--- |
--- |
همانطور که ملاحظه میشود متغیر دینداری توانسته است به صورت مستقیم 52 درصد و به طور غیر مستقیم 18 درصد تغییرات متغیر امنیت مناطق را تبیین نماید. همچنین با توجه به نتایج حاصله میتوان بیان نمود متغیر دینداری میتواند به طور کل 70 درصد تغییرات متغیر امنیت مناطق را تبیین نماید.
بحث و نتیجه
در مطالعه حاضر برای بهبود نظم و امنیت مناطق آسیب دیده الگویی برای جذب و نگهداری دانشجویان در گروههای امداد و نجات تدوین شد. برای غنای بیشتر مطالب و بررسی نتایج به چند مورد از تحقیقات همراستا در زمینه تحقیق اشاره میشود.
همانطور که ملاحظه شد دینداری نقش زیر بنایی در این خصوص دارد. دینداری توانسته است با ضریب0.69 تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه اجتماعی داشته است. واتنا در پژوهش خود بر روی شهروندان آمریکا نشان داد مشارکتهای مذهبی و انجام مناسک دینی رابطه معناداری با سرمایه اجتماعی درون گروهی دارد (Wuthnow, 2002). ژوهانسون نیز در تحقیق خود نشان داد دین با تشویق انجمنها و تشویق افراد به صداقت و دیگر ارزشهای اخلاقی باعث بالا رفتن سرمایه اجتماعی افراد از طریق اعتماد و صداقت میشود (Johnson & et al., 2004:240-244).در پژوهش دیگری با عنوان «پیوند میان دینداری، مشارکتهای داوطلبانه و سرمایه اجتماعی» که در فنلاند انجام شد، مشخص شد افرادی که در امور مذهبی شرکت میکنند بیشتر نگران دیگر افراد هستند و از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار هستند (یونگ، 2004: 401-405). به زعم برم و ران[9]سرمایه اجتماعی مفهومی جمعی است آنها معتقدند موسسات اجتماعی، داوطلبانه، خانواده دین و الگوهای فرهنگی میتواند در افزایش آن نقش داشتهاند (Brehm & et al., 1997).
دیگر نتایج پژوهش نشان میدهد دینداری توانسته است با ضریب حدود 045 تأثیر غیر مستقیم مثبت و معناداری بر عضویت در گروهها امدادی داشته است. قواعد و هنجارها و اقتدار اخلاقی که دین به وجود میآورد در مناسک و مراسم دینی تجدید حیات مییابند. دین به طور مدام جمع را میسازد و بازسازی میکند و زمینه را برای مشارکتهای جمعی فراهم میسازد که این کار را با محکم کردن پیوندهایی که فرد را به جامعه متصل میکند، انجام میدهد. کوزر در تحقیق خود به این نتیجه رسید که دین با تشریفات مذهبی خود مردم را دور هم جمع نموده در نتیجه همبستگی و میزان خیرخواهی آنها را برای کمک به دیگران افزایش میدهد. افه در پژوهش خود به بررسی دینداری بر مشارکت پرداخت و دین را عامل توسعه همکاریهای عامالمنفعه و داوطلبانه شناخت (offe & et al., 2002). ولچ در پژوهش خود نشان داد دینداری شهروندان بر مشارکتهای اجتماعی مؤثر است (Welch & et al., 2004:320).
از طرفی نتایج تحقیق نشان میدهد سرمایه اجتماعی میتواند تأثیر مثبت و معناداری به میزان 0.65 بر عضویت در گروه داشته است. لینچ و کاپلان در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که سرمایه اجتماعی با ایجاد همبستگی اجتماعی و تعهد اجتماعی بر رضایتمندی سازمانی مؤثر است (Lynch & et al., 1997:300). رز در پژوهش خود بیان مینماید سرمایه اجتماعی با فراهم آوردن حمایتهای عاطفی و روانی نقش موثری در انسجام اعضای گروه دارد (Rose, 2000). به نظر میرسد سرمایه اجتماعی میتواند با تسهیم اطلاعات و ایجاد شبکههای غیر رسمی در گروه زمینه را برای ایجاد و بهبود رضایت اعضا و باقی ماندن در گروه را در بر داشته است (مداح و شریفی، 1389). نظر به اینکه سرمایه اجتماعی میتواند پیوندهای عمیق و اعتماد را در بین افراد گروه ایجاد نماید لذا زمینهساز دخالت اعضا در تصمیمگیریهای گروه را فراهم مینماید. که نتیجه آن افزایش رضایت و بهبود حس تعلق به گروه است (امین بیدختی و نظری، 1389: 238).
دیگر یافتهها نشان میدهد عضویت دانشجویان در گروههای داوطلبانه میتواند به 0.41 بر میزان نظم و امنیت ساکنان تأثیر گذار است. در این راستا تحقیقات هترینگتون (1999)، اسکامر (2004)، ویلیز (2004) مویید تحقیق حاضر است. این محققان در یافتههای خود به این نتیجه رسیدند که مشارکت جوانان و بالاخص دانشجویان در مشارکتهای جمعی و گروههای داوطلبانه زمینهساز نظم و امنیت در جامعه است.
لذا بر اساس نتایج حاصله پیشنهاد میگردد: