نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی، ایران
2 کارشناس ارشد جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم، ایران
3 دانشجوی دکتری جامعهشناسی مسائل اجتماعی دانشگاه کاشان، ایران
4 دانشیار، گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction
Human society and social relations on the basis of social order, and by managing the social norms. Social norms, patterns and ways of behavior and interaction among the people who follow the rules determining the cause of balance and order in the community. A norm determines that a person should or should not behave in various situations. In the meantime, one of the social problems arising from nonconformity, is deviant behavior, such as poverty, ignorance and disease in human societies has always had a significant presence and a wide range of different types of covers that juvenile delinquency is the most important. Crime commitment and delinquency are among the most important human phenomena that there are various causes and factors with different quotas for it.
Material & Methods
The present research aims at examining the role of family in delinquency of teenagers in Zanjan city with survey method. Statistical population of research includes all of the high school students of Zanjan city that from these 360 students are selected by Cochran formula and through multiple clusters sampling to be examined. The resulted data is analyzed through using SPSS.
Discussion of Results & Conclusions
The results of the research indicate significant mean difference of teenager’s delinquency based on parents’ employment and educational status and their families’ income. Also, the results of the research approved the relationship between variables of parental supervision and attachment to family with teenager’s delinquency as the dependent variable. The results of regression analyze showed that parental supervision and attachment to the family, had the most impact on the teenager’s delinquency. According to research results parental supervision is having the strongest correlation with juvenile delinquency. This result is consistent with theories of Durkheim, Parsons, Shaw and McKay, Hirschi, Sutherland and Nye on the role of families and parents in their children's delinquency. Finally, in line with research findings Bagheri et al. (2009), as evaluate the factors of crime as well as research Parcel et al (1993) in the field of children's behavioral problems and is in support of the views of Durkheim and Parsons. And also result in the reduction of juvenile delinquency research because of attachment to family is OK Comments Sutherland and Hirschi. In line with the results, the following suggestions to reduce and prevent juvenile delinquency and social damage, which could provide the groundwork for other damage, provided: Since parental controls most of the explaining of juvenile offenders The study accounted for and also due to a significant correlation between them, it is suggested that parents control and monitor their adolescent behavior, socialize and friends very seriously. Given the significant relationship to family attachment and juvenile delinquency, as well as the contribution of these variables to explain juvenile delinquency, offer a friendly climate for parents to provide their families with the formation of emotional communication within the family attachment to parents and children together to increase. Due to variables such as employment and education verification parents of juvenile offenders in this study, it is proposed redefinition of social and economic value of social and economic base of society through relevant agencies and mass media to obtain.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسأله
جامعه انسانی و روابط اجتماعی بر اساس نظم اجتماعی و بهواسطه هنجارهای اجتماعی اداره و تنظیم میشود. هنجارهای اجتماعی، الگوها و شیوههای رفتار و قواعد تعیینکننده کنش متقابل میان مردم هستند که پیروی از آنها موجب تعادل و نظم در جامعه میگردد. یک هنجار تعیین میکند که فرد در شرایط گوناگون چه رفتاری باید یا نباید داشته باشد. در این بین، یکی از مسائل اجتماعی برآمده از ناهمنوایی، بروز رفتار انحرافی است که همانند فقر، جهل و بیماری همواره در جوامع انسانی حضوری چشمگیر داشته و گستره وسیع و انواع مختلفی را پوشش میدهد که بزهکاری نوجوانان از مهمترین آنهاست.
مسأله بزهکاری و انحراف نوجوانان از دیرباز در جامعه بشری مورد توجه اندیشمندان است و هماکنون نیز، از مباحث عمده بسیاری از اندیشمندان است. مروری بر کثرت جرایم در جهان و در کشور خودمان، گویای این واقعیت است که بزهکاری یکی از مسائل عمده جامعه ما است (نوربها، 1373: 14). به دلیل گرایش بالای نوجوانان به انجام اعمال بزه، جرمشناسان بیشتر بر روی بزهکاری نوجوانان متمرکز شدهاند (Hindelang and McDermott, 1981 in: Rashed, 2002:4) جرمشناسان معتقدند که بزهکاری نوجوانان را باید جنبهای مهم و شاخص از آنچه، به ایجاد انواع مختلف رفتارهای بزهکارانه جوانان و بزرگسالان کمک میکند، در نظر گرفت (Wilson and Herrnsten, 1985 in: Rashed, 2002:5).
این قشر از افراد جامعه، سرمایه اصلی هر کشوری محسوب میشود که در پویایی و تداوم حیات نظام اجتماعی و رشد و توسعه همهجانبه آن در آینده، نقش بهسزایی خواهند داشت. مسأله بزهکاری این قشر میتواند بهعنوان یک مانع جدی در راه شکوفایی استعدادهای فردی و توسعه و ترقی یک کشور و یا یک شهر قلمداد شود (جلاییپور و حسینینثار، 1387: 79). در بررسیهای بهعمل آمده در بیشتر کشورهای جهان، آمار جرایم و بزهکاری متوجه جوانان، به ویژه در سنین 12 تا 25 سالگی همچنان رو به رشد است. روند کمی جرایم نوجوانان و جوانان در سال 1374 از 7644 به 25089 در سال 1379 رسیده و جمع آن از 1374 تا 1379 بیش از 130046 مورد است (نجفی توانا، 1382: 8-18). بررسیها نشان داده است که میزان وقوع جرایم بر حسب سن، جوانتر شده و بزهکاری و جرم از جوانان به نوجوانان به شدت در حال گسترش است (رجبیپور، 1388: 4). بررسیهای بهعملآمده در مورد شهر زنجان نیز آمار بالای جرایم نوجوانان و جوانان را در برخی نقاط شهری نشان میدهند (توکلی، 1384: 106).
نوجوانانی که نمیتوانند بر مبنای ضعف عملکرد نهادهای جامعهپذیری چون خانواده و نابسامانی فضای ساختی در نظام اجتماعی، تمایلات خود را به سوی رفتارهای همنوا سوق دهند، ممکن است بهسوی رفتارهای انحرافی کشیده شوند و در صورت دریافت بر چسب منحرف، از سوی نهادهای کنترل اجتماعی بهعنوان بزهکار شناخته شوند (محمدیاصل، 1384: 11).
به سبب گزینشی بودن رفتار و نهادهای کنترل و ثبت بزه و انحراف و نیز انتخابی بودن مجازات بزهکاران، مسأله وقایع ثبتی بزه و جرم کاملاً درست نیستند، ولی ضمن ارائه میزان تقریبی از بزهکاریها و انحرافات، نشان میدهند، چه کسانی از کل جمعیت بزهکاران و کجرفتاران اجتماعی، از سوی نهادهای کنترل اجتماعی بهعنوان بزهکار و منحرف شناخته شدهاند (کیتسوس و سیکورل[1]، 1963، به نقل از جعفری، 1389: 5). جوانی ساخت جمعیت در ایران و تأخر فرایند جامعهپذیری نسبت به نظم نوین جهانی در جامعه در حال گذار ایران، به رشد مسأله بزهکاری نوجوانان انجامیده است. لذا پژوهش حاضر، در صدد پاسخگویی به سؤالات زیر است:
- میزان بزهکاری در بین نوجوانان پسر شهر زنجان در چه حدی است؟
- خانواده چه نقشی در بروز این آسیب اجتماعی دارد؟
- چه راهکارهایی را میتوان برای کاهش و جلوگیری از بروز بزهکاری در بین این قشر از افراد ارائه نمود؟
پیشینه تجربی تحقیق
علیوردینیا و همکارانش (1387) در تحقیقی با عنوان «سرمایه اجتماعی خانواده و بزهکاری»، با بهرهگیری از نظریه سرمایه اجتماعی خانواده کلمن و نظریه پیوند اجتماعی هیرشی و با روش پیمایشی، به بررسی تجربی فرضیه رابطه بین سرمایه اجتماعی خانواده و بزهکاری در بین نوجوانان دختر و پسر سال سوم دبیرستان شهر سنندج پرداختند. یافتههای تحقیق آنها نشان داد که سرمایه اجتماعی شناختی درون خانواده، در بین پاسخگویان پسر بیشترین قدرت تبیینکنندگی بزهکاری را دارد، در صورتی که سرمایه اجتماعی ساختاری درون خانواده، بیشترین قدرت تبیینکنندگی بزهکاری را در بین پاسخگویان دختر نشان داد. همچنین در بین مؤلفههای سرمایه اجتماعی خانواده، صمیمیت اعضای خانواده و حمایت اجتماعی رابطه معناداری با بزهکاری پسران داشته، در حالی که در بین پاسخگویان دختر، آگاهی والدین و عضویت والدین در نهادهای اجتماعی با رفتارهای بزهکارانه رابطه معناداری را نشان دادهاند.
باقری و همکارانش (1388)، در تحقیقی پیمایشی با عنوان «بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر ارتکاب جرم»، با نمونهای به حجم 550 نفر از شهروندان شهر اهواز که در دو گروه مجرم (150نفر) و عادی (400نفر) جای داشتند مصاحبه بهعمل آوردند. چارچوب نظری این تحقیق را تئوریهای ساترلند و شاو و مککی تشکیل میداد. یافتههای تحقیق ایشان نشان داد که متغیرهای مستقل جنس، تحصیلات، یادگیری اجتماعی، قومیّت، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، منطقه محل سکونت، با متغیر وابسته جرم رابطه معنیداری را دارند. در حالیکه متغیرهای مستقل سن، اشتغال و ازهمگسیختگی خانوادگی با متغیر وابسته جرم رابطه معنیداری نداشتند.
نوری (1389)، در تحقیقی با عنوان «بررسی تأثیر خانواده نابسامان در گرایش فرزندان نوجوانان به بزهکاری در شهر اهواز»، با 100 نفر از نوجوانان بزهکار که پس از ارتکاب جرم به کانون اصلاح و تربیت شهر اهواز معرفی شدهاند، بهصورت میدانی مصاحبه به عمل آورد. نتایج تحقیق حاکی از این است که شیوه تربیتی مستبدانه و یا سهلگیرانه توأم با غفلت و بیتوجهی والدین در گرایش نوجوانان به بزهکاری مؤثر است. همچنین عواملی مانند تعداد اعضا خانواده (بعد خانوار)، تحصیلات پایین والدین، نوع شغل والدین، میزان درآمد و هزینههای زندگی، وضعیت نامناسب اقتصادی، فضاهای کوچک زندگی، زندگی در محلههای شلوغ، نوع تملک مسکن، جدایی والدین، فوت والدین و انحرافات مجرمانه والدین یا نزدیکان و نیز میزان پایبندی خانواده به مسائل مذهبی در گرایش نوجوانان به بزهکاری مؤثر است. همچنین نتایج حاصله از تحقیق ایشان نشان داد که وجود یا عدم وجود اختلاف و مشاجره بین والدین و یا اعتیاد و عدم اعتیاد والدین از یکسوی و همچنین وجود یا عدم وجود پیوند عاطفی متقابل میان فرد و خانواده از سوی دیگر در گرایش نوجوان به بزهکاری تأثیری نداشته و یکی از عوامل بزهکاری آنها محسوب نمیشود.
وارن و جانسون[2] (1989، بهنقل از رجایی، 1381: 5)، با انجام تحقیقی میدانی در مورد ارتباط غفلت خانوادگی و بزهکاری به این نتیجه رسیدند که جوانانی که والدینشان از آنها غافل شدهاند و یا کمبود محبت خانوادگی دارند احتمال بیشتری دارد که درگیر بزهکاری و خلافهایی مانند فرار از خانه و مدرسه شوند.
پارسل[3] و همکارانش (1993)، در تحقیقی با عنوان «سرمایه اجتماعی خانواده و مشکلات رفتاری کودکان» به بررسی رابطه بین این دو متغیر پرداختند. آنان معتقدند که سرمایه اجتماعی خانواده باید با جامعهپذیری هنجارهای اجتماعی در کودکان همبستگی داشته است. همچنین وضعیت اشتغال والدین باید با سازگاری اجتماعی کودکان در ارتباط است. این مطالعه به بررسی مشکلات رفتاری کودکان 6 تا 8 ساله در خانوادههایی که والدین حضور داشتند، در یک نمونه 524 نفری پرداخته است. یافتهها نشان داد که سطح بالایی از اقتدار و داشتن محیط خانوادگی مثبتتر، فرزندان را در برابر مشکلات رفتاری و ارتکاب اعمال منحرف حمایت میکند.
علیرغم توجهات تئوریکی نسبت به تأثیر خانواده بر روی دامنهای از مسائل عمومی مانند بزهکاری، در جامعه ما مطالعات تجربی چندانی به صورت مستقیم نقش خانواده در بزهکاری فرزندان را مورد بررسی قرار نداده و صرفاً به ابعادی از این نقش در بزهکاری فرزندان توجه شده است؛ مانند سرمایه اجتماعی خانواده، نابسامانی خانواده، نقش نظارت والدین و غیره. نکتهای که در مورد تحقیقات داخلی و خارجی قابل ذکر است که در اکثر تحقیقات، توجه کافی به ماهیت چندبعدی، زمینهمحور و پویای نقش خانواده در بزهکاری فرزندان نگردیده است.
پیشینه نظری تحقیق
تبیینهای مختلفی درباره بزهکاری و علتشناسی، پیشگیری و درمان آن ارائه شدهاند و نظریات گوناگونی در این رابطه وجود دارد. علتشناسی بزهکاری همواره بهعنوان مهمترین قسمت نظریههای پیرامون بزهکاری مطرح بوده است و بیشترین حجم تحقیقات صورتگرفته را به خود اختصاص داده است. از میان علل مطرح شده، عوامل خانوادگی را میتوان بهعنوان مهمترین عوامل مؤثر بر بزهکاری نوجوانان در نظر گرفت (نظری و همکاران، 1391: 2). بهطور کلی، در حوزه علوم انسانی و اجتماعی سه رهیافت عام در مورد تبیین آسیبهای اجتماعی و بالاخص رفتارهای انحرافی وجود دارد. این سه رهیافت را میتوان با عنوان رهیافتهای زیستشناختی[4]، روانشناختی[5] و جامعهشناختی[6] نام نهاد. در حوزههای یادشده، دیدگاهها و نظریههای متفاوتی درخصوص چرایی این دسته از رفتارهای انسانی ارائه شده که ما در این تحقیق با توجه به ماهیت موضوع (نقش خانواده در بزهکاری فرزندان) و اهداف تحقیق که پیشتر اشاره گردید، به نوعی، ملزم به استفاده از دیدگاههای جامعهشناختی و روانشناختی هستیم.
دورکیم[7] و بهطور کلی جامعهشناسان بر این عقیدهاند که پدیده بزهکاری و جرم را نمیتوان با عوامل روانی و جسمانی افراد توجیه نمود؛ زیرا این عوامل نقش چندانی در بزهکاری افراد نداشته، بلکه عوامل اجتماعی از قبیل شرایط نامناسب خانواده، ناسازگاری والدین، طلاق، بزهکاری والدین، بیکاری، مهاجرت، ضعف اعتقادات و باورهای دینی، وضع بد اقتصادی خانواده، عوامل سیاسی، جنگ و مواردی از این قبیل است که نقش تعیینکنندهای در بزهکاری و اعمال مجرمانه افراد دارد (نجفیتوانا، 1377).
بحث اصلی پارسونز[8] در تبیین انحرافات اجتماعی بر مبنای پیشفرضی که در مورد خرده نظامهای چهارگانه فرهنگ، اجتماع، شخصیت و اقتصاد مطرح کرده شکل گرفته است. کارکردهای مناسب هر یک از این خردهنظامها و ارتباط و کنش متقابل بین آنها عامل کنترلکننده هر جامعه و همچنین عامل بقا و پایداری نظام اجتماعی است. در مقابل، عدم تعادل و بیسازمانی در هر یک از خردهنظامها حیات جامعه را تهدید کرده و زمینه را برای رفتار انحرافی فراهم میسازد. از دید پارسونز، نهادها و سازمانهای اجتماعی عوامل اجرایی و ابزارهای جامعهپذیری الگوهای رفتاری و درونی ساختن آنها در افراد هستند. در صورتی که نهادها و سازمانهای کارگزار جامعهپذیری نظیر خانواده، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی کارایی لازم را نداشتهاند جامعه دچار بیسازمانی اجتماعی گردیده و پیامد آن شیوع رفتار انحرافی در جامعه است. (سلیمی و داوری، 1380: 333). پارسونز بر اهمیت خانواده و حفظ ثبات جامعه و سلامت افراد تأکید میکند، و روی کارکردهای مثبت خانواده مانند تنظیم روابط جنسی و تولیدمثل، جامعهپذیری، مراقبت و نگهداری فرزندان، تعیین پایگاه اجتماعی، حمایت عاطفی و تأمین عشق و محبت و امنیت فرد تأکید میکند و کارکردهای منفی خانواده را وجود علاقه عاطفی قوی بین اعضا و در نتیجه محدود کردن آنها توسط یکدیگر، نادیده گرفتن کار زنان در خانواده و خشونت خانوادگی که به خصوص توسط مردان انجام میشود، میداند (ستوده و بهاری، 1386: 53).
شاو و مککی[9] برای اینکه دلایل بالا بودن نرخ بزهکاری را در مناطق خاصی از شهر توجیه کنند از نظریه بیسازمانی اجتماعی استفاده کردند. آنها بیسازمانی اجتماعی را به وضعیتی اطلاق میکردند که در آن نهادها و سازمانهای اجتماعی مانند مدرسه، خانواده و پلیس در حل مشکلاتی که اجتماع با آن مواجه است توانایی خود را از دست میدهند یا به عبارتی به وضعیتی که مکانیزم کنترل اجتماعی تضعیف میگردد. از نظر شاو و مککی، هر اجتماعی که دچار بیسازمانی اجتماعی است دارای ویژگیهای خاصی است که آن را از سایر اجتماعات متمایز میسازد، یکی از ویژگیهای بسامان بودن یک اجتماع، همسو بودن نگرشها و ارزشها در مواردی مانند تربیت و مراقبت از کودکان است. در اجتماعات بسامان نگرشها و ارزشهای همانند و یکسانی در زمینه تربیت، مراقبت از کودک و کنترل اجتماعی وجود دارد که در نهادها و انجمنهای داوطلبانهای ظهور یافته است که موجبات حفظ و تداوم این ارزشها هستند. در میان این سازمانها میتوان از انجمنهای اولیا و مربیان، انجمنهای زنان و خدماتی، کلیساها و انجمنهای محلهای نام برد. این نهادها نمایانگر و حافظ ارزشهای حاکم هستند. در چنین انجمنهایی است که کودک در معرض یک شیوه از زندگی قرار میگیرد و در آن مشارکت میکند. در حالیکه ممکن است او با روشهای دیگر زندگی هم آشنا شود اما آنها بخشی از زندگی او محسوب نمیشوند. درمقابل، از ویژگیهای اجتماعات بیسامان رواج تنوع گستردهای از هنجارها، ارزشها و استانداردهای رفتاری و اخلاقی است. ارزشهای اخلاقی از آنهایی شروع میشود که کاملاً متداول و متعارف هستند و نماد آنها خانواده، کلیسا و سایر نهادهای مشترک در جامعه هستند و آنهایی که مستقیماً در برابر آنچه متعارف و معمول است قرار میگیرند (Schw & McKey, 1962:225).
ساترلند[10] معتقد است رفتار انحرافی موروثی و ذاتی نیست و به همان روشی یاد گرفته میشود که هر رفتار دیگری آموخته میشود. در فرآیند یادگیری، معاشران فرد قواعد حقوقی را به عنوان امور مناسب یا نامناسب تعریف میکنند و فرد این تعاریف را از آنان فرا میگیرد (احمدی، 1384). به اعتقاد ساترلند فرد در صورتی مبدل به بزهکار و کجرفتار تعریف میشود که تعاریف موافق قانونشکنی فراوانی بیشتری از تعاریف مخالف قانونشکنی داشتهاند. این مسأله هم شامل معاشرتهای انحرافآمیز و هم معاشرتهای بهنجار میگردد. هنگامی که افراد مبدل به مجرم میشوند این امر به علت تماس آنها با الگوهای رفتار کجرو و جدا افتادن آنها از الگوهای بهنجار است. ساترلند اضافه میکند که علت داشتن اشکال خاصی از معاشرت تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد. اگر رفتار موافق رعایت قانون در کودکی آموخته شود، فرد در وضعیتی متفاوت با کسی قرار دارد که از ابتدا به عدم رعایت قانون تشویق شده است؛ یک کودک به طور معمول در خانواده محل زندگی جامعهپذیر میشود. بنابراین درآمد خانواده و نوع مسکن و محل زندگی با ارقام بزهکاری ارتباط دارد (ممتاز، 1381: 91-92).
به عقیده هیرشی[11] بزهکاری به عنوان یک مسأله اجتماعی باید در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همسالان و سایر ارگانها یا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی گردد. او میگوید هر چه همبستگی میان جوانان، والدین، بزرگسالان و همسالان بیشتر است جوانان به خانواده، مدرسه و جامعه علاقه بیشتری داشته و درگیر فعالیتهای مقبول اجتماعی میشوند و در نتیجه فرصت کمتری برای پرداختن به رفتارهای ناهنجار خواهند داشت. هیرشی از چهار عنصر به عنوان عناصر پیونددهنده افراد جامعه به یکدیگر معرفی میکند که به عنوان متغیرهای کنترل کننده رفتار افراد و ممانعت آنها از ارتکاب جرم و خشونت بر میشمارد: 1- دلبستگی یا تعلق خاطر: این عنصر بیانگر میزان وابستگی فرد به اشخاص دیگر در خانواده، محیط و نهادهای اجتماعی است؛ 2- تعهد: این عنصر تعهد بیانگر میزان پذیرش هدفهای قراردادی و مرسوم جامعه و نیز احساسات دینی است که فرد نسبت به جامعه بر دوش خود احساس میکند. مانند تعهد به پیروی از دستورات مذهبی یا حفظ شئونات خانوادگی، ملّی و غیره؛ 3- درگیر بودن یا مشارکت: درگیر بودن در فعالیتهای روزمره مقدار زیادی از وقت و انرژی فرد را به خود اختصاص میدهد و در نتیجه فرصتی برای فرد نمیماند که به کارهای خلاف بپردازد. مانند درگیر شدن در کارهای مدرسه، خانه و فعالیتهای فوقبرنامه و عضویت در باشگاههای ورزشی و غیره؛ 4- اعتقادات و باورها: این عنصر بیانگر میزان اعتقاد فرد به اعتبار قواعد اجتماعی و اخلاقی و باور او نسبت به ارزشها و هنجارهای اخلاقی جامعه و وفاداری او نسبت به آنهاست. این امر احساس وظیفه اخلاقی نسبت به دیگران و رعایت هنجارها را برای فرد بهوجود آورده و موجب می شود از انحراف و بزهکاری پرهیز نماید. بر عکس ضعف چنین اعتقاداتی، وفاداری فرد را به جامعه سست کرده و راه را برای کجروی فرد هموار میسازد (گسن، 1370: 163-164).
طبق گفتههای آلبرت باندورا و ریچارد والترز، هم تنبیهات بدنی مستمر و هم بیمبالاتی زیاد در کنترل رفتار پسران جوان توسط والدین به بزهکاری جوانان میانجامد. به نظر آنان، پسرانی که اغلب توسط پدران خود کتک میخورند به کنترلهای خارجی متکی میشوند؛ یعنی در انجام هر عملی به جای آنکه اساس تصمیمات خود را بر احساس درونی خود از درستی و نادرستی آن عمل بگذارند، بیشتر احتمال به دام افتادن را محاسبه میکنند. از سوی دیگر پسرانی که همیشه و در مقابل هر نوع عملی با تأیید و تشویق والدین مواجه هستند، با این ذهنیت رشد یافتهاند که هر چه بکنند پسندیده و مقبول است (هیلگارد، 1375).
ویلیامز هال نیز به پنج عامل خانوادگی مؤثر بر انحراف اشاره میکند که عبارتند از: الف) خانواده گسسته شده، ب) کشش یا فشار خانوده؛ ج) انظباط و روابط خانواده؛ د) مجرمیت در خانواده و ه) اهمال و غفلت (Hall, 1982).
آبراهامسون معتقد است خانوادههای افراد بزهکار نسبت به خانوادههای افراد غیر بزهکار در شرایط عاطفی نامطلوبی به سر میبرند که فشار خانواده نامیده میشود. این فشار خانواده با خصومت، تنفر، عصبانیت، آزردگی، پرخاشگری و آشفتگیهای عصبی به وجود آمده و حفظ شده، هم در والدین و هم در فرزندان آشکار میشود. لذا استدلال میشود که عدم روابط گرم و عاطفی در خانواده روی بزهکاری تأثیر دارد (Barber, 1992).
به اعتقاد نای[12] خانواده از طریق چهار عامل باعث تقویت پیوند اجتماعی میگردد: 1- نظارت درونی: از طریق جامعهپذیری کودک و ایجاد وجدان یعنی درونی کردن هنجارها، ارزشها و نیز احساس شرم و گناه در صورت کجرفتاری، به علت رابطه نوجوانان با پدر و مادر و تنبیه و سرزنش از جانب آنها واقع میگردد؛ 2- نظارت غیرمستقیم- میل به اینکه مطابق با انتظارات خانواده رفتار کرده، باعث رنجش و ناراحتی آنها نشود. این امر بستگی به وابستگی عاطفی فرد با خانواده دارد؛ 3- نظارت مستقیم: تنبیه و محدودیت مستقیم از جانب خانواده. برای مثال میزان آزادی جوانان یا نوجوانان، نظارت بر زمانی که بیرون از منزل میگذرانند، انتخاب دوستان و نوع سرگرمیها؛ 4- ارضای نیازها: توانایی خانواده در تأمین زندگی، فراهم کردن امکانات موفقیت در آینده برای نوجوانان. برخی از خانوادهها در تحقق این امور موفقتر از بقیه هستند و در نتیجه بیشتر میتوانند نوجوان و جوان را با جامعه همنوا سازند. در حالیکه خانوادههایی که چنین تواناییهایی را ندارند کمتر میتوانند از نوجوانان خود انتظار همنوایی داشتهاند. نای اضافه میکند که فروپاشی خانواده کم اهمیتتر از خوشحالی و خوشبختی خانواده است؛ یعنی خانوادهای که پر از تشنج و اختلاف است میتواند نقش مهمی در کجرفتاری نوجوانان بازی کند. اما نوجوانی که در خانواده طلاق گرفته ولی آرام زندگی کند وضعیت بهتری دارد (ممتاز، 1381: 123).
مدل تحلیلی تحقیق
با در نظر گرفتن تئوریهای مطرح شده و پیشینههای تجربی انجام شده حول محور خانواده و بزهکاری، مدل تحلیلی تحقیق در نمودار 1 تنظیم گردیده است. بزهکاری نوجوانان بهعنوان متغیر وابسته تحقیق است که دارای 5 بعد: وندالیسم، خشونت، سرقت و تقلب، استعمال مواد مخدر و الکل و کجرویهای فرهنگی است (طالبان، 1383). متغیرهای مستقل تحقیق که از پیشینه نظری و تجربی مرتبط با موضوع تحقیق استخراج گردیده و تأثیرگذار بر متغیر وابسته تحقیق هستند نیز شامل متغیرهای زمینهای مرتبط و متغیرهای دلبستگی به خانواده و نظارت والدین هستند.
نمودار 1- مدل تحلیلی تحقیق
فرضیههای تحقیق
با توجه به مطالب ذکر شده در بخش چارچوب نظری و تجربی تحقیق، میتوان فرضیات زیر را مطرح نمود:
- بین دلبستگی نوجوانان به خانواده و بزهکاری آنها رابطه منفی وجود دارد. بهعبارتی، هرچه دلبستگی نوجوانان به خانوادهشان بیشتر است، میزان بزهکاری آنها کمتر خواهد بود.
- بین نظارت والدین و بزهکاری نوجوانان رابطه منفی وجود دارد. بهعبارتی، هرچه نظارت والدین بر روی نوجوانان بیشتر است، میزان بزهکاری آنها کمتر خواهد بود.
- بین تعداد اعضای خانواده نوجوانان و بزهکاری آنها رابطه منفی وجود دارد. بهعبارتی، هرچه تعداد اعضای خانواده نوجوانان بیشتر است، میزان بزهکاری آنها کمتر خواهد بود.
- میانگین بزهکاری نوجوانان به تفکیک سطح تحصیلات پدر، متفاوت است.
- میانگین بزهکاری نوجوانان به تفکیک سطح تحصیلات مادر، متفاوت است.
- میانگین بزهکاری نوجوانان به تفکیک وضعیت شغلی پدر، متفاوت است.
- میانگین بزهکاری نوجوانان به تفکیک وضعیت شغلی مادر، متفاوت است.
- میانگین بزهکاری نوجوانان به تفکیک میزان درآمد خانواده، متفاوت است.
روش اجرای تحقیق
روش بهکار رفته برای اجرای پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه است. تحقیق حاضر به لحاظ ژرفایی، پهنانگر و به لحاظ زمانی، از نوع مقطعی است. جامعه آماری تحقیق را نیز، کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه شهر زنجان به تعداد 4779 نفر تشکیل میدهد که از این تعداد، 360 نفر، از طریق فرمول کوکران و به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدهاند. همچنین در تحقیق حاضر، پس از تنظیم ابزار تحقیق، بهمنظور برآورد اعتبار[13] ابزار اندازهگیری، ابتدا داوران متخصص اعتبار محتوایی آنها را ارزیابی و سپس به دلیل استخراج فرضیات از چارچوب نظری تحقیق، با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی[14] اعتبار سازهای[15] آنها سنجش شد. با استفاده از تکنیک مذکور، زیرمجموعههای مرتبط با یک متغیر و تعداد عوامل قابل قبول با استفاده از مقادیر ویژه[16] مشخص گردید. معنیداری آزمون بارتلت[17] (000/0) و نتایج آزمون آماری Kmo (903/0) برای متغیرهای مذکور، نشان میدهد که ایده تحلیل عاملی برای گویههای مورد نظر، ایده مطلوبی است و تعداد نمونه انتخاب شده برای انجام تحلیل عاملی، کافی و مناسب است (جدول 1).
برای سنجش روایی[18] وسیله اندازهگیری نیز از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است. ضرایب روایی بهدست آمده برای تمامی شاخصها بالای 7/0 است که در حد قابلقبولی است (جدول 2).
تعریف متغیرهای تحقیق
- بزهکاری نوجوانان
تعریف مفهومی: بزهکاری طیفی از رفتار است که هم به تخلف از قانون و هم به تخلف از هنجارهای اجتماعی و فرهنگی بدون قانونشکنی رسمی اطلاق میشود (احمدی، 1384: 13).
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر برای سنجش میزان بزهکاری نوجوانان 5 بعد در نظر گرفته شده است که عبارتند از: وندالیسم، خشونت، سرقت و تقلب، استعمال مواد مخدر و الکل و کجرویهای فرهنگی (طالبان، 1383). همچنین هر یک از ابعاد ذکر شده با گویههایی در قالب طیف لیکرت سنجیده شدهاند که برخی از این گویهها عبارتند از: تخریب وسایل عمومی شهر، اعمال زور برای گرفتن چیزی از شخصی، برداشتن پول بدون اجازه از جیب پدر و مادر، استعمال دخانیات و مواد مخدر، فرار از مدرسه.
- دلبستگی به خانواده
تعریف مفهومی: تعلق و دلبستگی حساسیتی است که شخص نسبت به عقاید دیگران درباره خود نشان میدهد و در حقیقت، نوعی قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت معیارهای اجتماعی میکند (مشکانی و مشکانی، 1381: 25-3).
جدول 1- نتایج و اجزای تحلیل عاملی متغیرها و گویهها
|
مقادیر ویژه |
درصد واریانس تبیینشده |
بار عاملی |
گویهها |
متغیر |
|
|
24/5 |
26/16 |
536/0 |
احساس امنیت و آرامش در خانواده |
دلبستگی به خانواده |
|
|
751/0 |
احترام برای والدین |
||||
|
521/0 |
اهمیت اظهارنظرهای والدین |
||||
|
642/0 |
اعتماد به والدین |
||||
|
413/0 |
گفتگو و همصحبتی با والدین |
||||
|
840/0 |
در میان گذاشتن آرزوها و برنامههای آینده با والدین |
||||
|
634/0 |
در میان گذاشتن مشکلات شخصی با والدین |
||||
|
851/0 |
در میان گذاشتن احساسات و اندیشهها با والدین |
||||
|
899/0 |
گذراندن وقت آزاد با والدین |
||||
|
846/0 |
تلاش خانواده برای پیشرفت فرزندان |
||||
|
778/0 |
پرتوقع بودن والدین |
||||
|
814/0 |
درک نکردن مشکلات از طرف والدین |
||||
|
844/0 |
دلخور بودن از دست والدین |
||||
|
753/0 |
آرزوی به دنیا آمدن در خانوادهای دیگر |
||||
|
830/0 |
سپری کردن اوقات با دوستان تا خانواده |
||||
|
66/7 |
59/20 |
670/0 |
میزان اطلاع والدین از حضور فرزندان در مکانهایی غیر از مدرسه |
نظارت والدین
|
|
|
730/0 |
اهمیت مطلع بودن از مکان حضور فرزندان برای والدین |
|
|||
|
794/0 |
اجبار برای حضور در خانه فرزندان در ساعات معین |
|
|||
|
840/0 |
اطلاعرسانی به والدین در صورت حضور در مکانهای دیگر |
|
|||
|
آزمون Kmo: 903/0 آزمون بارتلت: 202/8419 کل واریانس تبیینشده: 59/0 |
|
||||
جدول 2- ضریب روایی بهدست آمده برای هر یک از شاخصها
|
متغیر |
ابعاد |
تعداد گویه |
ضریب روایی ابعاد |
ضریب روایی کل |
|
دلبستگی به خانواده |
- |
15 |
- |
88/0 |
|
نظارت والدین |
- |
7 |
- |
82/0 |
|
بزهکاری نوجوانان |
وندالیسم |
4 |
81/0 |
93/0 |
|
خشونت |
5 |
88/0 |
||
|
سرقت و تقلب |
5 |
62/0 |
||
|
استعمال مواد مخدر و الکل |
2 |
93/0 |
||
|
کجروی فرهنگی |
10 |
89/0 |
تعریف عملیاتی: متغیر دلبستگی به خانواده، با گویههایی نظیر: احساس امنیت و آرامش در خانواده، احترام فراوان برای والدین، اهمیت اظهار نظر والدین، گذران وقت با خانواده تا با دوستان و مواردی مانند آن در قالب طیف لیکرت سنجیده شده است.
- نظارت والدین
تعریف مفهومی: رومرو و روییز[19] نظارت والدین را بر حسب میزانی تعریف میکنند که والدین میدانند نوجوانشان در زمانهایی که با او نیستند، کجا بهسر میبرد و اوقاتش را چگونه سپری میکند (Romero & Ruiz, 2007:146). بنابراین منظور از نظارت والدین، میزانی است که والدین از رفتارها و نحوه گذران وقت فرزندان خود اطلاع دارند.
تعریف عملیاتی: متغیر نظارت والدین، با گویههایی نظیر: میزان اطلاع والدین از حضور فرزندان در مکانهایی غیر از مدرسه، اهمیت مطلع بودن از مکان حضور فرزندان برای والدین، اجبار برای حضور در خانه فرزندان در ساعات معین، اطلاعرسانی به والدین در صورت حضور در مکانهای دیگر و مواردی مانند آن در قالب طیف لیکرت سنجیده شده است.
یافتههای توصیفی تحقیق
طبق یافتههای تحقیق، میانگین حاصل شده برای متغیر تعداد اعضای خانواده، برابر 83/4 است، که این مقدار با در نظر گرفتن حداکثر 10 عضو و حداقل 3 عضو، نشان میدهد که بیشتر افراد، تعداد اعضای خانواده پایینتر از میانگین جامعه داشتهاند. همچنین نتایج توصیفی برای متغیر درآمد حاکی از آن است که، میزان درآمد 400 هزار تا 600 هزار تومان در ماه، با 6/38 درصد، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است. نتایج توصیفی برای متغیر سطح تحصیلات والدین نشان داد که مقطع راهنمایی با 6/33 درصد، بیشترین فراوانی را برای سطح تحصیلات پدر و مقطع ابتدایی با 7/34 درصد، بیشترین فراوانی را برای سطح تحصیلات مادران پاسخگویان به خود اختصاص داده است. همچنین نتایج توصیفی برای وضعیت شغلی والدین نوجوانان حاکی از آن است که شغل آزاد با 7/59 درصد، بیشترین فراوانی را برای وضعیت شغلی پدران و خانهدار بودن مادران با 9/93 درصد، بیشترین فراوانی را از نظر وضعیت شغلی والدین پاسخگویان به خود اختصاص داده است.
طبق یافتهها، نتایج توصیفی برای متغیر وابسته تحقیق نشان میدهد که میزان بزهکاری نوجوانان شهر زنجان بهطور کلی، در حد پایینی است. نتایج توصیفی برای هر یک از ابعاد بزهکاری نوجوان یعنی؛ وندالیسم، خشونت، سرقت و تقلب، استعمال مواد مخدر و الکل و کجرویهای فرهنگی نیز نشان داد که همه ابعاد متغیر وابسته در حد پایینی قراردارند. در نهایت، نتایج توصیفی برای متغیرهای مستقل تحقیق نیز نشان داد که: میزان دلبستگی به خانواده در حد متوسط رو به بالا و میزان نظارت والدین در حد متوسط رو به پایین قرار دارد (جدول 3).
یافتههای استنباطی تحقیق
سطح تحصیلات و وضعیت شغلی پدر و مادر پاسخگویان و نیز میزان درآمد خانوادهشان بهعنوان متغیر مستقل در سطح اسمی چندحالته است و بزهکاری نوجوانان به عنوان متغیر وابسته در سطح فاصلهای اندازهگیری شده است، لذا برای بررسی معنیداری تفاوت میانگین متغیر بزهکاری به تفکیک سطح تحصیلات و وضعیت شغلی پدر و مادر و نیز میزان درآمد خانواده از آزمون F یا آزمون آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که:
- تفاوت میانگین بزهکاری در بین نوجوانان به تفکیک سطح تحصیلات پدر، معنیدار است و در این میان بیشترین بزهکاری را افرادی مرتکب شدهاند که سطح تحصیلات پدران آنها در حد دبیرستان است.
- تفاوت میانگین بزهکاری در بین نوجوانان به تفکیک سطح تحصیلات مادر، معنیدار است و در این میان بیشترین بزهکاری را افرادی مرتکب شدهاند که سطح تحصیلات مادران آنها لیسانس است.
- تفاوت میانگین بزهکاری در بین نوجوانان به تفکیک وضعیت شغلی پدر، معنیدار است و در این میان بیشترین بزهکاری را افرادی مرتکب شدهاند که پدرانشان بیکار هستند.
- تفاوت میانگین بزهکاری در بین نوجوانان به تفکیک وضعیت شغلی مادر، معنیدار است و در این میان بیشترین بزهکاری افرادی مرتکب شدهاند که مادرانشان کارگر ساده هستند.
- تفاوت میانگین بزهکاری در بین نوجوانان به تفکیک درآمد خانواده، معنیدار است و در این میان بیشترین بزهکاری را افرادی مرتکب شدهاند که درآمد خانواده آنها از 1 میلیون تومان بالاتر است.
جدول 3- آمارههای توصیفی متغیرهای مستقل و وابسته
|
متغیر |
میانگین |
انحراف معیار |
چولگی |
ماکزیمم |
مینیمم |
دامنه تغییرات |
|
|
دلبستگی به خانواده |
63/71 |
26/1 |
08/1- |
90 |
15 |
75 |
|
|
نظارت والدین |
94/64 |
48/1 |
77/0 |
122 |
26 |
96 |
|
|
تعداد اعضای خانواده |
83/4 |
17/1 |
15/1 |
10 |
3 |
7 |
|
|
بزهکاری نوجوانان |
41/44 |
95/1 |
25/2 |
156 |
26 |
130 |
|
|
ابعاد بزهکاری |
وندالیسم |
94/7 |
23/4 |
007/1 |
24 |
4 |
20 |
|
خشونت |
20/8 |
98/4 |
14/2 |
30 |
5 |
25 |
|
|
سرقت و تقلب |
52/8 |
41/3 |
62/2 |
30 |
5 |
25 |
|
|
استعمال مواد مخدر و الکل |
60/2 |
01/2 |
74/3 |
12 |
2 |
10 |
|
|
کجرویهای فرهنگی |
14/17 |
14/9 |
42/2 |
60 |
10 |
50 |
|
برای تعیین همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق، بهعنوان مبنایی برای تعیین دقت برآورد رگرسیون، از آزمون r پیرسون استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی برای متغیر تعداد اعضای خانواده نشان داد که رابطهای بین تعداد اعضای خانواده با بزهکاری نوجوانان در سطح معنیداری 05/0 وجود ندارد. نتایج آزمون همبستگی برای بقیه متغیرهای تحقیق حاکی از آن است که:
- همبستگی بین دو متغیر نظارت والدین و متغیر بزهکاری نوجوانان با اطمینان 99 درصد و در سطح معنیداری 01/0 با ضریب همبستگی 66/0- مورد تأیید واقع شد؛ نوع رابطه معکوس و شدت همبستگی، قوی است. بهعبارتی، هرچه نظارت والدین بر فرزندانشان بیشتر است، بزهکاری نوجوانانشان در حد زیادی کاهش مییابد و برعکس.
- همبستگی بین دو متغیر دلبستگی به خانواده و متغیر بزهکاری نوجوانان با اطمینان 99 درصد و در سطح معنیداری 01/0 با ضریب همبستگی 47/0- مورد تأیید واقع شد؛ نوع رابطه معکوس و شدت همبستگی، متوسط است. به عبارتی، هرچه دلبستگی به خانواده بیشتر است، بزهکاری نوجوانان در حد متوسطی کاهش مییابد و برعکس.
تحلیل رگرسیون چند متغیره
تحلیل رگرسیون چند متغیره، روشی برای تحلیل مشارکت جمعی و فردی دو یا چند متغیر مستقل، در تغییرات متغیر وابسته است. در واقع رگرسیون چند متغیره، علاوه بر پیشبینی یک متغیر وابسته از طریق دو یا چند متغیر مستقل، به تبیین واریانس متغیر وابسته نیز میپردازد (غیاثوند، 1387: 199). در تحقیق حاضر نیز برای سنجش تأثیر متغیرهای مستقل در سطح سنجش فاصلهای بر متغیر وابسته از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شده است، طبق یافتهها:
- رابطه بین متغیرهای مستقل (نظارت والدین و دلبستگی به خانواده) و وابسته تحقیق (بزهکاری نوجوانان)، بر اساس جدول آنالیز واریانس یکطرفه، با توجه به سطح معنیداری بهدستآمده (000/0) در گام اول و دوم، خطی است و نشاندهنده این است که مجموع متغیرهای مستقل قادرند تغییرات متغیر بزهکاری نوجوانان را تبیین کنند و به عبارتی مدل مورد تأیید قرار میگیرد. استقلال خطاها نیز با توجه به دوربین واتسن حاصله (88/1)، بهعنوان یکی از پیشفرضهای لازم برای انجام تحلیل رگرسیونی نیز مورد تایید واقع شده است. همچنین پیشفرض عدم همخطی متغیرهای مستقل نیز با توجه به مقادیر شاخص تولرانس (نزدیک به عدد یک) و شاخص تورم واریانس (کوچک تر از عدد 5/2) در گام اول و دوم، به تأیید رسیده است.
- ضریب همبستگی r بین متغیرها در گام اول برابر 66/0 و گام دوم برابر 67/0 است و نشان میدهد که بین مجموعه متغیرهای مستقل و متغیر وابسته همبستگی قوی برقرار است. مقدار ضریب تعیین تعدیل شده R2در گام اول برابر 43/0 و گام دوم برابر 45/0 است که بیانگر این است که متغیرهای باقیمانده در مدل رگرسیونی که شامل نظارت والدین و دلبستگی به خانواده است، توانستهاند 45 درصد از تغییرات متغیر وابسته، بزهکاری نوجوانان را تبیین نمایند (جدول 4).
جدول 4- آمارههای تحلیل رگرسیونی چندمتغیره بزهکاری نوجوانان
|
کمیت دوربین واتسون |
آنالیز واریانس |
شاخص تورم واریانس (Vif) |
شاخص تولرانس |
خطای استاندارد برآورد |
ضریب تعیین تعدیل شده |
ضریب تعیین |
ضریب همبستگی |
سطح معنیداری |
آزمون t |
ضرایب رگرسیونی استاندارد شده |
متغیرها |
مدل |
||
|
سطح معنیداری |
آزمون F |
|||||||||||||
|
88/1 |
000/0 |
583/279 |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
74/5 |
03/12 |
ثابت |
1 |
|
|
1 |
1 |
036/0 |
43/0 |
43/0 |
66/0 |
000/0 |
63/16- |
60/0- |
نظارت والدین |
|||||
|
000/0 |
346/150 |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
65/5 |
26/31 |
ثابت |
2 |
||
|
40/1 |
71/0 |
048/0 |
- |
- |
- |
000/0 |
29/12- |
51/0- |
نظارت والدین |
|||||
|
40/1 |
71/0 |
061/0 |
45/0 |
45/0 |
67/0 |
000/0 |
74/3- |
22/0- |
دلبستگی به خانواده |
|||||
بحث و نتیجه
مقاله حاضر با هدف بررسی ارتباط بین عوامل خانوادگی و میزان ارتکاب به بزهکاری در بین نوجوانان پسر شهر زنجان نگاشته شده است که بهمنظور بررسی ابعاد این مسأله و مکانیسمهای تأثیرگذاری آن، تئوریهای مرتبط با موضوع مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که:
نظارت والدین قویترین رابطه را با بزهکاری نوجوانان دارا است. این نتیجه همسو با تئوریهای دورکیم، پارسونز، شاو و مککی، هیرشی، ساترلند و نای در مورد نقش خانوادهها و والدین در بزهکاری فرزندان است. از نظر نای، خانواده از طریق چهار عامل باعث تقویت پیوند اجتماعی میگردد: 1- نظارت درونی: از طریق جامعهپذیری کودک و ایجاد وجدان؛ یعنی درونی کردن هنجارها، ارزشها و نیز احساس شرم و گناه در صورت کجرفتاری، به علت رابطه نوجوانان با پدر و مادر و تنبیه و سرزنش از جانب آنها واقع میگردد؛ 2- نظارت غیرمستقیم: میل به اینکه مطابق با انتظارات خانواده رفتار کرده، باعث رنجش و ناراحتی آنها نشود؛ 3- نظارت مستقیم: تنبیه و محدودیت مستقیم ازجانب خانواده؛ 4- ارضای نیازها: توانایی خانواده در تأمین زندگی، فراهم کردن امکانات موفقیت در آینده برای نوجوانان. به اعتقاد نای برخی از خانوادهها در تحقق این امور موفقتر از بقیه هستند و در نتیجه بیشتر میتوانند نوجوان و جوان را با جامعه همنوا سازند. همچنین این نتیجه همسو با نتایج تحقیق نوری (1389) و وارن و جانسون (1989) در مورد نقش نظارت والدین در بزهکاری نوجوانان است.
در نهایت اینکه، یافتههای تحقیق همسو با تحقیق باقری و همکارانش (1388)، با عنوان، بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر ارتکاب جرم و همچنین تحقیق پارسل و همکارانش (1993) با عنوان سرمایه اجتماعی خانواده و مشکلات رفتاری کودکان و در تأیید نظریات دورکیم و پارسونز است. از دید پارسونز، نهادها و سازمانهای اجتماعی عوامل اجرایی و ابزارهای جامعهپذیری الگوهای رفتاری و درونی ساختن آنها در افراد هستند. در صورتیکه نهادها و سازمانهای کارگزار جامعهپذیری نظیر خانواده، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی کارایی لازم را نداشتهاند جامعه دچار بیسازمانی اجتماعی گردیده و پیامد آن شیوع رفتار انحرافی در جامعه است. همچنین نتیجه تحقیق در مورد کاهش بزهکاری نوجوانان به دلیل دلبستگی به خانوادهشان در تأیید نظرات ساترلند و هیرشی است. به عقیده هیرشی هرچه همبستگی میان جوانان، والدین، بزرگسالان و همسالان بیشتر است جوانان به خانواده، مدرسه و جامعه علاقه بیشتری داشته و درگیر فعالیتهای مقبول اجتماعی میشوند و در نتیجه فرصت کمتری برای پرداختن به رفتارهای ناهنجار خواهند داشت. هیرشی از چهار عنصر بهعنوان عناصر پیوند دهنده افراد جامعه به یکدیگر معرفی میکند که به عنوان متغیرهای کنترل کننده رفتار افراد و ممانعت آنها از ارتکاب جرم و خشونت بر میشمارد: 1- دلبستگی یا تعلق خاطر: این عنصر بیانگر میزان وابستگی فرد به اشخاص دیگر در خانواده، محیط و نهادهای اجتماعی است؛ 2- تعهد: این عنصر تعهد بیانگر میزان پذیرش هدفهای قراردادی و مرسوم جامعه و نیز احساسات دینی است که فرد نسبت به جامعه بر دوش خود احساس میکند؛ 3- درگیر بودن یا مشارکت: درگیر بودن در فعالیتهای روزمره مقدار زیادی از وقت و انرژی فرد را به خود اختصاص میدهد و در نتیجه فرصتی برای فرد نمیماند که به کارهای خلاف بپردازد؛ 4- اعتقادات و باورها: این عنصر بیانگر میزان اعتقاد فرد به اعتبار قواعد اجتماعی و اخلاقی و باور او نسبت به ارزشها و هنجارهای اخلاقی جامعه و وفاداری او نسبت به آنهاست. این امر احساس وظیفه اخلاقی نسبت به دیگران و رعایت هنجارها را برای فرد بهوجود آورده و موجب میشود از انحراف و بزهکاری پرهیز نماید.
در راستای نتایج بهدست آمده و توضیحات ارائه شده فوق، میتوان پیشنهادات زیر را برای کاهش و جلوگیری از آسیب اجتماعی بزهکاری نوجوانان، که خود میتواند زمینه را برای بروز آسیبهای دیگر در جامعه فراهم نماید، ارائه نمود:
از آنجا که نظارت والدین بیشترین سهم را در تبیین بزهکاری نوجوان در این تحقیق به خود اختصاص داده و همچنین با توجه به همبستگی معنیدار بین آنها، پیشنهاد میشود که والدین کنترل و نظارت بر رفتارهای نوجوانانشان، معاشرتها و دوستان آنها را کاملاً جدی بگیرند.
با توجه به رابطه معنیدار دلبستگی به خانواده و بزهکاری نوجوانان، همچنین سهم این متغیر در تبیین بزهکاری نوجوانان، پیشنهاد میشود که والدین جوی صمیمانه را برای خانوادهشان تدارک ببینند تا با شکلگیری ارتباطات عاطفی در درون خانواده دلبستگی فرزندان و والدین نسبت به همدیگر افزایش یابد.
با توجه به تأیید ارتباط متغیرهای زمینهای همانند وضعیت شغلی و تحصیلی والدین با بزهکاری نوجوان در تحقیق حاضر، پیشنهاد میگردد بازتعریفی از ارزش اجتماعی و اقتصادی پایگاههای اجتماعی و اقتصادی مختلف جامعه از طریق نهادهای مربوطه و رسانههای ارتباط جمعی بهعمل آید.