نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 مربی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم اجتماعی (سیاستگذاری فرهنگی) دانشگاه خوارزمی تهران، ایران
3 استادیار دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
This study investigates the social and cultural impact of construction and development of Mehr aid place in district 13 of Tehran and its role in the lives of homeless people in Tehran. The research method is quantitative and qualitative composition; which in quantitative part, information gathered through the questionnaire from the residents of the surrounding area of aid place and the sample size is 100 people; also in qualitative part, 17 interviews with aid seekers and executive officials is done. According to the results of the study, impacts identified for the construction of Mehr aid place based on the ranking includes; preventing death and disease in the street with an average rank of 13.37, first priority; creating incentives for return to the community with an average rank of 12.15, second priority; absence of nightly street harassments for other citizens with an average rank of 11.94, third priority; reducing suicide attempts with an average rank of 11.04, fourth priority; improving the urban landscape with an average rank of 10.35, fifth priority; increasing life expectancy among the aid seekers with an average rank of 9.64, sixth priority; increasing social participations among aid seekers with an average rank of 9.09 seventh priority; increasing psychological and mental health of aid seekers, with an average rank of 7.96, eighth priority; and creating temporary employment for aid seekers with an average rank of 6.72, ninth priority.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسأله
امروزه شهرها و بهویژه کلانشهرها چه در ایران و چه در سایر کشورهای جهان، بهواسطۀ عوامل متعددی ازجمله: ناشناختگی، تراکم جمعیتی زیاد، فضاهای متعدد بیدفاع شهری و نداشتن امکان نظارت کامل، از مهمترین کانونهای بروز ناهنجاری و جرائم اجتماعی هستند و به همین دلیل، در فرایند برنامهریزی شهری برای یک شهر سالم، کاهش جرم و جنایت در محیطهای شهری بهویژه در حومههای شهری جدید، یکی از مهمترین اهداف در ایجاد شهر سالم محسوب میشود (سروستانی و همکاران، 1389: 10).
با توجه به اهمیت آسیبهای اجتماعی و روند روبهرشد آنها در شهرهای بزرگ و خصوصاً کلانشهر تهران، مداخله در این امور، نیاز به تفکری جامع دارد که فعالیت آن در سطوح مختلف پیشگیری، مراقبت و حمایت بهوسیلۀ سازمانها و نهادهای مختلف پیگیری میشود. به نظر میرسد در این زمینه، چالشهای بسیاری مانندِ افزایش روزافزون جمعیت تهران (خصوصاً بهدلیل مهاجرت) گسترش حاشیهنشینی، چندبعدیبودن مسائل و آسیبهای اجتماعی و تأثیر عوامل مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی منطقهای وجود دارد؛ اما شفافنبودن وظایف دستگاهها و سازمانهای مربوط و همچنین، ناکافیبودن قوانین و مقررات نیز کاملاً آشکار است. پس لازم است در یک برنامۀ همهجانبه و با رویکرد کارشناسانه، با همکاری تمامی دستگاهها و سازمانهای مربوط و مشارکت مردم بهطور شفاف و مسئولانه، این مهم پیگیری شود. موضوع طرح ساماندهی بیخانمانها و کارتنخوابها یک طرح ملی است و به اقدام مؤثر سازمانها و دستگاههای مربوط و شرح وظایف آنها نیاز دارد. اموری مانندِ کارآفرینی، درمان، کارآموزی، ترک اعتیاد، حمایتهای حقوقی و... در توان یک نهاد نیست و همکاری نهادها و ارگانهای دیگری را میطلبد؛ اما به نظر میرسد شهرداری در حمایت از بیخانمانها تنها مانده است. اگر این وضعیت پیش رود، با اضافهشدن تعداد بیخانمانها وکارتنخوابها هرساله نیاز به گرمخانههای (مددسرا) بیشتری خواهیم داشت؛ زیرا تلاشی برای بازگرداندن این قشر آسیبدیده به زندگی عادی صورت نمیگیرد. شهرداری تهران، با جمعآوری متکدیان، کودکان بیسرپرست و افراد معتاد کارتنخواب، سعی میکند این اقشار را ساماندهی کند؛ اما باید به این نکته توجه کرد که ساماندهی، پروژهای درازمدت است که طی آن، فرد به چرخۀ زندگی عادی بازمیگردد. کودکان خیابانی، متکدیان و دیگر افراد که در مقاطع مختلف سال جمعآوری میشوند، بعد از مدتی دوباره به گوشۀ خیابان برمیگردند و ساماندهی بیخانمانها وکارتنخوابها نیز از این قاعدۀ کلی مستثنا نیست. بهعلت وجودنداشتن برنامۀ مشخص تدوینشده بینسازمانی و پرهزینه و مخاطرهآمیزبودن درمان این گروه از افراد، سازمانها و دستگاههای دولتی ابزار و امکانات لازم برای این موضوع را ندارند؛ بنابراین، ساماندهی بیخانمانها وکارتنخوابها بهکندی انجام میشود و بعضی اوقات، بهدلیل مسائل خاص این قشر از پذیرش آنها خودداری میشود. با وجود اینکه شهرداری تهران، هزینههای هنگفتی را صرف طرحهای مقطعی میکند، این هزینهها عملاً تأثیر چندانی ندارد و حتی کارتنخوابهایی که گرمخانه دارند، دوباره به چرخۀ کارتنخوابی بازمیگردند (علیوردینیا، 1389: 6).
از این رو، مسألۀ اساسی پژوهش حاضر، شناخت ابعاد پنهان طرح ساخت مددسرای اجتماعی و همچنین، مطالعۀ تطبیقی در ارتباط با چنین مراکزی در سایر کشورها است. بر این اساس، اهداف عمده، شناخت ابعاد و انواع و دامنۀ آثار طرح بر سلامت، آسایش، سبک و کیفیت زندگی افراد بیخانمان و کارتنخواب و ساماندهی آنان و نیز ساماندهی ساکنان محلههای اطراف مددسرا (حوزۀ نفوذ) است.
جدول 1- آمار جمعآوری بیخانمانها و متکدیان در سالهای 1385 تا 5 ماه اول سال 1390
|
----- |
1385 |
1386 |
1387 |
1388 |
1389 |
1390 (5 ماه نخست) |
جمع |
|
مرد |
10528 |
10691 |
17377 |
28215 |
30508 |
12587 |
109906 |
|
زن |
1328 |
1453 |
2270 |
2311 |
1994 |
1614 |
10970 |
|
پسربچه |
183 |
1533 |
1171 |
881 |
1466 |
1714 |
6948 |
|
دختربچه |
426 |
662 |
133 |
55 |
83 |
65 |
1424 |
|
جمع کل |
12465 |
14339 |
20951 |
31462 |
34051 |
15971 |
129239 |
منبع: سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران، (1390)
پیشینه
مرتبطترین پژوهشی که دربارۀ ارزیابی تأثیرات گرمخانهها و مددسراها در تهران به دست آمد، پژوهشی با عنوان «ارزیابی تأثیرات اجتماعی ساخت گرمخانه در منطقۀ 16 شهرداری تهران» است که در سال 1389 عقیل دغاغله آن را انجام داده است. طبق نتایج این پژوهش پیامدهای احداث این گرمخانه در 3 دسته تقسیمبندی میشوند: آسیبهایی که در پی تأسیس چنین مرکزی به محله و منطقه وارد میشود؛ آسیبهایی که بر اثر تمرکز افراد بیخانمان در یک مکان شکل میگیرد و آثار فرهنگیاجتماعی ناشی از تداخلات سازمانی این طرح بر محیط اطراف آن. همچنین، در این خصوص مسألۀ ناامنی بسیار مهم است. درواقع مشخص شده است افرادی که در نواحی اطراف محل گرمخانه سکونت دارند، احساس ناامنی زیادی میکنند؛ بهطوری که این مسأله با شکایت خانوادهها به تعطیلی بعضی گرمخانههای شهر نیز انجامیده است. این ناامنی احتمالاً باعث میشود که پارک محله هم کارکرد خود را از دست بدهد. براساس نتایج بهدستآمده از ماتریس دامنهیابی این پژوهش، تأثیرات اولیۀ طرح گرمخانهها مثبت ارزیابی شده است؛ یعنی اگر این کار انجام نشود، امکان دارد این مسائل رخ دهد: پراکندگی افراد در شهر، مرگومیر یا دشواری خدماترسانی به آنها در زمینههای مختلف، گسترش آسیبهایی مانند تکدیگری و تأثیرپذیری افراد مستعد بیخانمانشدن. این در حالی است که با تأسیس گرمخانه نیز مشکلات دیگری رخ میدهد؛ ازجمله: تمرکز فقر و تبعات ناشی از آن؛ تمرکز زیاد این افراد در یک یا دو محله و افزایش امکان توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی. پژوهشها نشان دادهاند که ۸۰درصد این بیخانمانها معتاد به مواد مخدر هستند و با تمرکز بر یک نقطه، حتی در شیوۀ مصرف مواد مخدر هم از یکدیگر تأثیر میپذیرند. دربارۀ مشکلات و مسائل ساکنان منطقه نیز نشانههایی مانند جابهجایی بسیاری از خانوادههای ساکن اطراف گرمخانه بعثت، بهویژه مستأجران و کاهش قیمت واحدهای مسکونی وجود دارد. از آن گذشته، با انتشار خبر ایجاد چنین گرمخانهای این احتمال وجود دارد که بیخانمانهای مناطق گوناگون و حتی شهرهای دیگر خود را به آنجا برسانند تا از امکانات و خدمات آن برخوردار شوند. در این وضعیت، باید در نظر داشت که افرادی که در این مکانها به سر میبرند، عموماً شناسنامه و هویت مشخصی ندارند و این اماکن گاهی مأمنی برای فعالیتهای مجرمانه میشوند (دغاغله، 1389).
پژوهش دیگر در زمینۀ ارزیابی عملکرد اقامتگاهها را رمضانی (1391) انجام داده و مربوط به ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی پروژۀ سامانسرای لویزان و توسعه و ساماندهی آن است که وضعیت پس از اجرای طرح سامانسرای لویزان (اقامتگاه موقت زنان) را بررسی کرده است. پژوهشگر در این مطالعه ازطریق مصاحبه با ساکنان محلی، پرسنل سامانسرا و مددجویان آن و همچنین، پیمایش پرسشنامهای از همین افراد کوشیده است تأثیر اجتماعی و فرهنگی این مرکز را ارزیابی کند. این پژوهش بر چند مسأله عمده تأکید دارد. مهمترین آنها نقص حلقههای حمایتی برای مبارزه با بیخانمانی است. از آن گذشته، پاسخگویان عواملی مانند کمبود نیرو، رسیدگی نامناسب به وضعیت بهداشتی کارکنان، امکانات اندک سامانسرا و برخورد تند مددکاران با مددجویان را نیز ازجمله آسیبهای دیگر سامانسرا بیان کردهاند که در این گزارش بر آنها تأکید شده است. درنهایت، در این گزارش گفته شده که از میان اهداف سیزدهگانۀ تأسیس سامانسرا این مرکز به یکی از اهداف خود (پیشگیری از مرگومیر افراد متکدی و بیخانمان در معابر عمومی) بهطور کامل دست یافته است. سرانجام، این گزارش دو آسیب اصلی را در عملکرد سامانسرا شناسایی میکند: 1- ناتمامماندن چرخۀ توانمندسازی مراجعان و درنتیجه ازدسترفتن ماهیت بازپرورانه مجموعه و 2- تبدیلشدن آن به محل اقامت مددجویان (رمضانی، 1391).
پژوهش دیگر «مطالعۀ جامعهشناختی کارتنخوابی: علل، تجارب جهانی و راهکارها» است که علیوردینیا (1389) آن را انجام داده است. این پژوهش میکوشد مقدمات کار ساماندهی کارتنخوابها را فراهم کند. درحقیقت، مسأله این است که ساخت گرمخانهها اگر با چرخۀ توانبخشی افراد بیخانمان همراه نباشد، به افزایش متقاضیان گرمخانه منجر خواهد شد. همچنین، این پژوهش با شناسایی کارتنخوابها، تحلیل اجتماعی آنها، بررسی میزان اعتیاد و بیماریهای رایج در میان آنان و بررسی و مطالعۀ تجربیات جهانی در این زمینه، علل این پدیده را به زبان جامعهشناختی تبیین میکند و راهکارهایی برای حل این مسأله ارائه میدهد. در ابتدا کار با بررسی جامع پژوهشهای بینالمللی و مرور مفصل ادبیات نظری در این حیطه، آغاز و سپس نتایج پیمایشی ذکر میشود که گروه پژوهشگر و همکارانش، این موضوع را بر 318 مراجعهکننده به گرمخانههای فتح، خاوران و بهمن انجام دادهاند. همچنین، در این پژوهش اثر وضعیت مختلف اجتماعی، روانی، زیستی و اقتصادی بر کارتنخوابی، بیخانمانی و استفاده از گرمخانهها بررسی شده است. نتایج نشان میدهد شاخصهای سهگانۀ شبکۀ اجتماعی، قربانیشدن و اعتیاد، چگونه بر تعیین میزان احتمالی مدت کارتنخوابی افراد، اثر میگذارند و آن را تبیین میکنند. با این تحلیل، بار دیگر به تجربیات جهانی در زمینۀ راهکارهای حل بیخانمانی اشاره شده است تا بتوان از خلال این تجربیات، روشهایی را برشمرد که برای رفع مسأله بیخانمانی و پایاندادن به چرخۀ ناتوانی افراد بیخانمان در ایران مؤثر هستند (علیوردینیا، 1389).
چارچوب نظری
زمینههای ایجاد بیخانمانی
به اعتقاد کلپم (2007) فهم درست پدیدۀ بیخانمانی نیازمند شناخت دینامیک ورود به بیخانمانی است. فهم این دینامیک، ما را بهسوی حوزۀ گستردهتر طرد اجتماعی سوق میدهد. درواقع کلپم و اوانز (2000) در بررسی ارتباط بیخانمانی و طرد اجتماعی مدعیاند میان بیخانمانی و گسترهای از محرومیتها که بهطور کلی زیرمجموعۀ موضوع طرد اجتماعی قرار میگیرند، رابطهای قوی وجود دارد. ازنظر آنها این رابطه، پیچیدگی خاص خود را دارد؛ زیرا بیخانمانی، هم معلول طرد اجتماعی است و هم علت آن. باید گفته شود که مسیر بیخانمانی قطعی و ازپیشتعیینشده و طیکردن آن برحسب پیشینۀ فرد ضروری است. سازوکارهای طردکننده و محرومیتها عموماً بستری را فراهم میکنند که وقوع کارتنخوابی را برای فرد محتملتر میکند؛ اما نکته مهم دراینخصوص، رابطه دوسویه بیخانمانی و اشکال طرد اجتماعی است. کارتنخوابی به فقدان فضا (سرپناه) محدود نمیشود؛ بلکه مطابق اعتقاد آنکر (2008) پدیدۀ بیخانمانی به غیاب آن دسته از روابط اجتماعی اشاره دارد که برای افراد، شکلی از حس تعلق ایجاد میکند. بنابراین، فقدان سرپناه به یک بعد از طرد اجتماعی گروهی از افراد جامعه اشاره دارد که اغلب، با مشکلات متعدد و مرتبط اقتصادی، اجتماعی، فیزیکی و روانی مواجهاند؛ از این رو، مفاهیم «تعلق به جامعه» و «طرد اجتماعی» در اینجا اهمیت زیادی دارند. سیلور (1994) معتقد است مفهوم «تعلق» در هر جامعه، بسته به وضعیت تاریخی و فرهنگی معنای متفاوتی دارد؛ اما باید بدانیم که در هر مقطع تاریخی هر جامعهای بخشی از بدنۀ خود را طرد میکند. درحقیقت، کارتنخوابی یکی از اَشکال زندگی حاشیهای است که در دوران مدرن شکل منحصربهفردی یافته و البته گریبانگیر بسیاری از کشورهاست. گفتمانهای طرد اجتماعی و بیخانمانی مانند هر گفتمان دیگر، از فرضهایی اساسی دربارۀ پدیدۀ مدنظر، علل شکلگیری آن و سیاستهای مناسب برای مقابله با آن شکل گرفته است. این دو گفتمان، از یکدیگر متمایزند، اما نقاط اشتراک زیادی دارند؛ البته، ابهامات و تناقضات متعددی نیز در هردوی آنها دیده میشود. جیکوبز، کمنی و فائزی (1999) میان دو نوع گفتمان حداکثری و حداقلی دربارۀ بیخانمانی در بریتانیا تفکیک قائل میشوند. گفتمانهای حداقلی مفهوم بیخانمانی را در معنایی محدود در نظر میگیرند که صرفاً کارتنخوابها را شامل میشود. در چنین رویکردی در تبیین پدیدۀ بیخانمانی به علل بلاواسطۀ فردی و ناتواناییهای خود فرد توجه میشود؛ بنابراین در این روش، سیاستهای اجتماعی باید به تغییر رفتار کارتنخوابها معطوف باشد تا بتواند تواناییهای فردی را برای خروج از این وضعیت در آنها به وجود آورد. در مقابل، رویکرد حداکثری دربارۀ موضوع بیخانمانی وضعیتهای فراوانی را زیر این مقوله طبقهبندی میکند. بر این اساس تمامی کسانی که مسکن مناسب ندارند، بیخانمان محسوب میشوند. در این دیدگاه، علل بیخانمانی در عوامل ساختاری مؤثر در بازار مسکن و خدمات اجتماعی دولتی جستوجو میشود؛ زیرا افراد به این سبب بیخانمان هستند که توانایی پرداخت هزینۀ مسکن مناسب را ندارند و تسهیلات دولتی هم آنها را در یافتن مسکن مناسب یاری نمیکند. آنچه در این پژوهش انجام خواهد شد، بیشتر مطابق گفتمان حداقلی است و نگرش محدودشدهای نسبت به پدیدۀ کارتنخوابی دارد. این روش، با نوع اطلاعات استفادهشده و روش پژوهش تطابق بیشتری دارد.
رویکردهای مقابله با بیخانمانی
شیوههای متعددی در عرصۀ مقابله با بیخانمانی و کارتنخوابی مطرح شده است که علاوه بر توضیح و تبیین مسأله محرومیت و طرد اجتماعی نیمنگاهی نیز به مداخلهها و راهبردهای معکوسکنندۀ روند آنها داشتهاند. در جدول هرکدام از این رویکردها بیان میشود (ایراندوست، 1389: 139).
جدول 2- رویکردهای مسلط در برنامهریزی و حل مسأله بیخانمانی
|
رویکرد |
دورۀ رواج و تسلط |
نکات اصلی |
|
نادیدهگرفتن |
تا دهه 1960 |
- با توسعۀ اقتصادی در کل جامعه، مشکل حل خواهد شد. - مشکل ساختاری است و با برنامهریزی محلی حل نخواهد شد. |
|
تخلیه اجباری و حذف |
1960 تا 1980 |
-کارتنخوابها غدۀ چرکین بر بدن شهر هستندکه باید برچیده شوند. |
|
خودیاری |
1970 و 1980 |
- بهرهگیری از نیروی کار، مهارت و توان مدیریت ساکنان برای حل مشکل |
|
مسکن عمومی |
1950 تا 1980 |
- دولت و منابع دولتی کلید حل مشکل است. - نیاز به یارانههای هدفدار مسکن |
|
مکانخدمت |
1970 و 1980 |
- تأمین زمین و امکانات بهداشتی اولیه |
|
بهسازی |
1980 تاکنون |
- تأمین حق سکونت و زیرساختها با بهرهگیری از وضع موجود |
|
توانمندسازی |
1990 تاکنون |
- ایجاد چارچوب سیاسیاجتماعی و محیطی - استفاده از ظرفیتهای درونی اجتماعات محلی - توسعۀ اقتصادیاجتماعی |
در میان این رویکردها شیوۀ مکانخدمت و توانمندسازی به موضوع مدنظر ما نزدیکتر است، بنابراین، آنها را شرح میدهیم.
رویکرد مکانخدمات
نخستین طرح مکانخدمات در داکار سنگال (1972) اجرا شد و با گسترش این روش، در دهۀ 1970 و 1980 طرحهای مکانخدمات در بیش از 100 کشور جهان اجرا شد. برای مثال، بانک جهانی 36 طرح مکانخدمات را میان سالهای 1972 تا 1982 با بیش از 1 میلیارد دلار سرمایه، برای بیش از 2میلیون نفر اجرا کرد.
مکان و خدمات بهمعنی آبادکردن زمین جدید و تقسیم آن به قطعات مسکونی خدماترسان است. هدف طرحهای مکانخدمات، ارائۀ قطعات زمین با زیرساختهای اساسی نظیر آب، راهها و امکانات بهداشتی برای گروههای هدف بیان شده است که این امر، ازطریق خرید یا اجاره به شرط تملیک زمین انجام میشود و غالباً همراه با وام و وضعیت مناسب است.
بهطورکلی روش مکان و خدمات، شامل 1 یا چند عامل است:
- محل (مکان): مکان ساخت با قطعات و تراکم مشخص و با امکان دسترسی به راه و پیادهراهها؛
- تسهیلات همگانی: تسهیلات اولیه مانند آب و امکانات بهداشتی و خدماتی مانند روشنایی و معابر؛
- تسهیلات محلهای: مانند: مدرسه؛ بازار؛ پلیس؛ آتشنشانی؛ پارک و... و
- تدابیر قانونی: شامل روابط قانونی میان دولت و ساکنان، مانند: حق مالکیت زمین، شیوه بازپرداخت هزینههای آمادهسازی و اجرا و مقررات کاربری زمین.
توسعۀ افزایشی (اندکافزا) نیز، که گاهی با شیوههای دیگر ازجمله مکان و خدمات پیوند میخورد، شامل روند ساخت تدریجی مسکن، با توجه به توان و استطاعت فقرا است. این شیوه، گاهی برای رفع کاستیهای شیوۀ مکان و خدمات، مانند شیوههای انعطافپذیرتری برپایۀ مکان و خدمات، مدنظر قرار گرفته است که همراه با ساخت، پسانداز را نیز در طول زمان امکانپذیر میکند. منطق این شیوه، این است که همزمان با کمشدن درآمد تعداد زیادی از خانوارها بهدلیل قرارگرفتن در حاشیۀ شهر، کسبوکار غیررسمی گسترش و میزان درآمد افزایش مییابد و زمینهای برای ایجاد پسانداز و تخصیصدادن آن به مسکن، فراهم میشود. در این روش، مسئولان مردم را ترغیب میکنند تا ازطریق پسانداز، بهتدریج خدمات را فراهم کنند (ایمان، 40:1368).
رویکرد توانمندسازی
در اواخر دهۀ 1970 بهتدریج یک شیوۀ جدید از طرف بانک جهانی، سازمان ملل متحد و مؤسسۀ بینالمللی ایالات متحده (USAFD) به کار گرفته شد که براساس آن، دولتها زمینه و تسهیلات بهبود وضعیت فقرا را شکل میدهند و این اجتماعات فقیر هستند که راه ارتقای خود را مییابند. درواقع، توانمندسازی ایجاد چارچوبهای قانونی، سازمانی، اقتصادی، مالی و اجتماعی برای افزایش کارایی اقتصادی و کارآمدی اجتماعی در توسعۀ بخش مسکن فقرا است. راهبرد توانمندسازی بر بسیج تمامی امکانات بالقوه، منابع و تمامی عوامل برای ایجاد مسکن برای فقرا و بهبود شرایط زندگی این افراد تأکید دارد تا آنان، شرایط زندگی خود را با توجه به اولویتها و نیازهایشان، بهبود بخشند. ارتقای بخشی همراه با توانمندسازی اجتماعات محلی شیوهای نوین برای حل مسأله فقر شهری است که دیگر، مهندسی ساختمان و تزریق منابع مالی را راهگشا نمیداند؛ بلکه بر مهندسی اجتماعی با حمایت و تسهیل بخش عمومی و سازمانهای غیردولتی و محلی و نیز، مشارکت فعال افراد جامعه محلی تأکید فراوان دارد (هادیزاده بزاز، 1382: 37).
در دهۀ 1980 مجموعه سیاستهای متنوعی برای افزایش کارایی بخش مسکن به کار گرفته شد که عمدهترین آنها عبارت بودند از: افزایش حقوق مالکیت، افزایش و ساماندهی تأمین مالی هدفمند و عقلاییکردن یارانهها، تأمین زیرساختها، اصلاح مقررات و استانداردها، افزایش رقابت در بخش مسکن، خصوصیسازی تأمین خدمات و همچنین، فعالکردن بنگاههای طرف قرارداد کوچک مقیاس. راهبرد توانمندسازی در مسکن فقرا بخشی از مباحث وسیعتر دربارۀ حاکمیت (حکمروایی) خوب شهری و شفافیت و... است. شرایط حکمروایی خوب شهری بهطور مستقیم، با برنامههایی ارتباط دارد که کارایی و اثربخشی بیشتری را در استفاده از منابع ازطریق تعدیل ساختار مدیریت دولتی دنبال میکند (ایمان، 1368: 40).
توانمندسازی در مفهوم عام خود، سه جنبۀ کلی را در بر میگیرد. نخست، در چارچوب توانمندسازی بازار که در تبعیت از سیاستهای نئولیبرالیسم، سه نتیجه را به همراه داشت: دخالت فعال دولت در تخصیص و تولید کالا و خدمات، کنترل برای ایجاد اشتغال و استفاده از درآمدها و یارانهها برای ایجاد رقابت فراگیر و دسترسی برابر به خدمات. در اینجا به عواملی مانند کنترل برنامهریزی برای دستیابی به اهداف توسعه در شهر و تأمین منافع ملی و حمایت از مصرفکننده در برابر بازار، توجه میشود. دومین شکل، توانمندسازی سیاسی است که دگرگونی ساختار و کارکردهای محلی را در ارتباط با بازار و اجتماع دنبال میکند. توانمندسازی سیاسی نیز از راه تمرکززدایی اداریاجرایی، دموکراتیزهکردن، اصلاح نهادی و مدیریتی، بهکارگیری سازمانهای غیردولتی و سازمانهای مبتنی بر جوامع محلی و نیز، برگزیدن راهبردهای توانمندسازی بازار و اجتماع، در پی رفع موانع سیاسی و اجرایی است (Burgess et al., 1997: 144).
مدل مفهومی
مدل مفهومی پژوهش حاضر، باتوجهبه مبانی نظری به این صورت ترسیم شده است:
راههای مقابله
تأثیرات
زمینه
پیامدها
شکل 1- مدل مفهومی پژوهش
روششناسی
نوع مطالعه در این پژوهش، در درجۀ نخست از نوع مطالعات ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی است. ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی تغییرات پایدار در زندگی مردم را بررسی میکند که الزاماً این تأثیرات، بهمعنای بروندادهها یا معلولهای فوری پروژه یا برنامه نیست؛ بلکه به تغییرات پایدار و ماندگاری توجه میکند که چه بسا پس از راهاندازی اقدام توسعهای آشکار میشوند. این تحقیق، ازنظر مسیر بهصورت توصیفی و ازنظر هدف، کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات نیز، میدانی و اسنادی بوده است.
در بخش اسنادی، مدارک و اطلاعات موجود دربارۀ مکان و پروژه مدنظر، گردآوری شده و در بخش میدانی نیز، ازطریق مصاحبههای اکتشافی با گروههای مردمی، تکمیل پرسشنامه و مشاهدهنامه اقدام به جمعآوری اطلاعات دربارۀ وضع موجود مددسرا و کاربریهای عمده آن شده است.
تکنیکها، ابزارها و واحد تحلیل پژوهش
در این جدول رویکردها، تکنیکها و روشهای استفادهشده در پژوهش، به تفکیک مراحل نشان داده شده است.
جدول 3- مشخصات روشی اقدام توسعهای
|
ردیف |
مراحل |
رویکردها |
روشها |
تکنیک / ابزار |
|
1 |
اکتشافی |
کیفی |
اسنادی و میدانی |
مصاحبه، مشاهده و اسناد |
|
3 |
گردآوری دادهها |
کمّی و کیفی |
پیمایش و مصاحبه |
پرسشنامه و مصاحبهنامه |
|
4 |
دامنهیابی |
کمّی و کیفی |
اسناد فرادست، ادبیات موجود و میدانی |
بحث گروهی، مصاحبه با کارشناسان و متخصصان و اسناد |
|
5 |
برآورد |
کیفی |
مصاحبه |
بحث گروهی، مصاحبه با کارشناسان و متخصصان و تحلیل سناریو |
|
6 |
تجزیه و تحلیل |
کمّی و کیفی |
تحلیلهای کمّی و کیفی |
ابزارهای تحلیل پیمایش و مصاحبه |
جامعۀ آماری، شیوۀ نمونهگیری و حجم نمونه
جامعۀ آماری ما از 3 گروه به این شرح تشکیل شده است:
گروه نخست: شامل افراد بیخانمان مراجعهکننده به مددسرا که ازطریق مصاحبه، اطلاعات از آنها جمع شده است؛
گروه دوم: شامل ساکنان محدودههای اطراف محلی است که مددسرا در آنجا احداث شده و اطلاعات لازم از این گروه، ازطریق پرسشنامه به دست آمده است؛
گروه سوم: شامل مسئولان و کارشناسان و مسئولان نهادهای مرتبط (بهزیستی، سازمان رفاه شهرداری تهران و مددسراهای تهران) هستند که اطلاعات لازم، ازطریق مصاحبه جمعآوری شده است.
شیوۀ نمونهگیری از هر گروه جامعه آماری و حجم نمونۀ مدنظر برای مطالعۀ آنها متفاوت است. شیوۀ نمونهگیری از نخستین گروه، بهصورت نمونهگیری تصادفی زمان در دسترس است. در این شیوه، در طی روزهای هفته، از مراجعهکنندگان به مددسرا نمونهگیری شده و حجم نمونۀ درنظرگرفتهشده 11 نفر از افراد بیخانمان است. برای مطالعۀ بخش دوم جامعه آماری از شیوۀ نمونهگیری هدفمند استفاده شده است و محدودههای اطراف محل احداث مددسرا تا شعاع مشخصی از آن، ارزیابی و بررسی شده و حجم نمونه برای مطالعۀ این بخش، شامل 100 نفر از خانوارهای ساکن اطراف مددسرا است. شیوۀ نمونهگیری برای مطالعۀ بخش سوم جامعۀ آماری نیز شیوۀ نمونهگیری هدفمند است. در این شیوه، افراد نمونه برحسب شناخت محقق و نیاز مطالعه انتخاب شده و حجم نمونه از قبل مشخص نبوده است؛ چنانکه عملیات نمونهگیری تا رسیدن به اطلاعات جامع ادامه داشت و به 6 نفر ختم شد. در جدول، مشخصات افراد مصاحبهکننده بیان شده است.
جدول 4- مشخصات افراد مصاحبهکننده
|
مصاحبهشونده |
جنسیت |
سن |
تحصیلات |
مصاحبهشونده |
جنسیت |
سن |
تحصیلات |
|
کارشناس بهزیستی |
مرد |
----- |
لیسانس |
مددجو |
زن |
32 |
----- |
|
مسئول مددسراهای سازمان رفاه شهرداری تهران |
مرد |
----- |
----- |
مددجو |
زن |
29 |
لیسانس |
|
مدیر مددسرای مهر |
مرد |
---- |
لیسانس |
مددجو |
مرد |
26 |
لیسانس |
|
مسئول میدان مرکزی میوهوترهبار تهران |
مرد |
---- |
----- |
مددجو |
زن |
27 |
فوق دیپلم |
|
کارشناس بهزیستی |
مرد |
---- |
لیسانس |
مددجو |
مرد |
40 |
دیپلم |
|
کارشناس سازمان رفاه شهرداری تهران |
مرد |
---- |
لیسانس |
مددجو |
مرد |
43 |
دیپلم |
|
مددجو |
مرد |
29 |
فوق دیپلم |
مددجو |
مرد |
45 |
سیکل |
|
مددجو(کودک) |
مرد |
12 |
پنجم ابتدایی |
مددجو |
مرد |
37 |
----- |
|
مددجو (کودک) |
زن |
10 |
سوم ابتدایی |
مددجو |
زن |
32 |
----- |
دامنۀ جغرافیایی و حوزۀ نفوذ اقدام (مددسرای مهر)
در این بخش، حوزۀ نفوذ مددسرای مهر در 3 بخش مداخله، بلافصل و فراگیر بیان میشود.
توسعۀ مددسرا قرار است در کنار ساختمان فعلی مددسرای مهر، واقع در تقاطع بزرگراه آزادگان، با لاین جنوب به شمال بزرگراه شهید کاظمی انجام شود. قلمروی جغرافیایی حوزۀ مداخله، حوزۀ بلافصل و حوزۀ فراگیر احداث مددسرا بر روی نقشه تعیین شده است. حیطۀ مداخله، بخشی از نواحی منطقۀ 19 شهرداری تهران، حوزۀ بلافصل، مناطق جنوب و جنوب غربی تهران و حوزۀ فراگیر، شامل کل مناطق تهران است.
شکل 2- دامنۀ جغرافیایی و حوزۀ نفوذ اقدام
یافتههای پژوهش
در این جدول، مهمترین افراد ذینفع از اقدام توسعهای مددسرای مهر، در قالب 3 بخش فردی، گروهی و سازمانی و بر مبنای نو ع تأثیر (برنده یا بازنده) در قبل، حین و بعد از اجرای پروژه، نشان داده شدهاند.
جدول 5- ذینفعان اقدام توسعهای
|
ردیف |
ذینفعان |
قبل از اجرا |
حین اجرا |
بعد از اجرا |
||||
|
برندگان |
بازندگان |
برندگان |
بازندگان |
برندگان |
بازندگان |
|||
|
1 |
فردی |
شهروندان |
|
ü |
|
ü |
ü |
|
|
|
بیخانمانها و مددجویان |
|
ü |
|
ü |
ü |
|
|
|
3 |
افراد و کارشناسان شاغل در مجموعه بعد از بهرهبرداری |
|
ü |
- |
- |
ü |
|
|
|
5 |
گروهی |
خانه کارآفرین و رشد منطقه |
|
- |
- |
- |
ü |
|
|
7 |
کمپهای ترک اعتیاد |
|
ü |
- |
- |
ü |
|
|
|
8 |
سازمانی |
شهرداری تهران (منطقه 19) |
|
ü |
ü |
|
ü |
|
|
9 |
سازمان میادین میوهوترهبار مرکزی |
|
ü |
|
ü |
ü |
|
|
|
10 |
نیروی انتظامی |
|
ü |
- |
- |
ü |
|
|
|
11 |
بهزیستی |
|
ü |
ü |
|
|
ü |
|
|
12 |
ادارۀ ساماندهی اتباع خارجی |
|
ü |
|
ü |
ü |
|
|
|
13 |
سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی |
|
ü |
- |
- |
ü |
|
|
|
14 |
شرکت پیمانکار پروژه |
|
ü |
ü |
|
- |
- |
|
در این جدول نیز تأثیرات شناساییشده بر مبنای دامنۀ جغرافیایی (مداخله، بلافصل و فراگیر) و همچنین، دامنۀ اجتماعی (مستقیم، غیرمستقیم و انباشتی) بیان شده است.
جدول 6- دامنۀ جغرافیایی و اجتماعی اقدام توسعهای
|
قلمرو تأثیرات |
مداخله |
بلافصل |
فراگیر |
||||||
|
مستقیم |
غیرمستقیم |
انباشتی |
مستقیم |
غیرمستقیم |
انباشتی |
مستقیم |
غیرمستقیم |
انباشتی |
|
|
افزایش امید به زندگی در مددجویان |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان |
ü |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
|
ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
بهبود منظر شهری |
ü |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
|
ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان |
ü |
|
|
|
ü |
|
|
|
ü |
|
کاهش اقدام به خودکشی |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان |
ü |
|
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
|
ü |
|
نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان |
ü |
|
ü |
ü |
|
|
ü |
|
|
این جدول، درصد احتمال وقوع هرکدام از تأثیرات احداث مددسرای مهر را با توجه به پاسخهای، پاسخگویان را نشان میدهد.
جدول 7- فراوانی میزان وقوع تأثیرات
|
سطح سنجش پیامدها |
خیلی کم |
کم |
تا حدود ی |
زیاد |
خیلی زیاد |
|
افزایش امید به زندگی در مددجویان |
3.1 |
7.3 |
30.2 |
37.5 |
21.9 |
|
جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان |
2.1 |
9.4 |
31.3 |
35.4 |
21.9 |
|
ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع |
4.2 |
10.5 |
23.2 |
41.1 |
21.1 |
|
بهبود منظر شهری |
7.4 |
14.9 |
28.7 |
31.9 |
17.0 |
|
ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان |
6.3 |
12.6 |
33.7 |
31.6 |
15.8 |
|
کاهش اقدام به خودکشی |
6.3 |
11.6 |
22.1 |
35.8 |
24.2 |
|
افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان |
13.7 |
17.9 |
21.1 |
33.7 |
13.7 |
|
افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان |
10.6 |
18.1 |
24.5 |
35.1 |
11.7 |
|
نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان |
6.3 |
13.5 |
31.3 |
27.1 |
21.9 |
باتوجهبه نتایج، از میان تأثیرات شناساییشده احداث مددسرای مهر، غیر از تأثیر افزایش امید به زندگی در میان مددجویان و افزایش سلامت روحی و روانی در آنها که بهمیزان متوسط بیان شده است، سایر تأثیرات، بهمیزان متوسط متمایل به زیاد و زیاد ارزیابی شده است. در جدول دیگر، تأثیرات و پیامدهای شناساییشده احداث مددسرای مهر، در زمینۀ ماهیت، شدت، زمان و ذیربطان، بیان شده است.
جدول 8- برآورد پیامدها بر مبنای ماهیت، شدت زمان و ذیربطان تأثیرات مثبت
|
پیامدها |
ماهیت تأثیرات |
شدت تأثیرات |
زمان تأثیرات |
ذیربطان |
|
افزایش امید به زندگی در مددجویان |
مثبت |
متوسط |
بعد از اجرا |
مددجویان و افراد بیخانمان |
|
جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
مددجویان، شهروندان، شهرداری تهران |
|
ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
مددجویان، شهرداری، سازمان بهزیستی |
|
بهبود منظر شهری |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
شهرداری (سازمان زیباسازی) ساکنان محله، شرکت پیمانکار |
|
ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
مددجویان، شهرداری، سازمان بهزیستی، کانونهای کارآفرین منطقه |
|
کاهش اقدام به خودکشی |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
مددجویان |
|
افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان |
مثبت |
متوسط |
بعد از اجرا |
مددجویان، شهروندان، شهرداری، بهزیستی، نیروی انتظامی |
|
افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
مددجویان، شهروندان، شهرداری |
|
نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان |
مثبت |
زیاد |
بعد از اجرا |
مددجویان، شهروندان، شهرداری، نیروی انتظامی |
باتوجهبه جدول، در زمینۀ ماهیت تأثیر، تمامی تأثیرات ماهیت مثبت و درارتباطبا شدت تأثیرات احداث مددسرای مهر، همۀ آنها شدت زیادی دارند بهجز دو پیامد: افزایش امید به زندگی در مددجویان و افزایش سلامت روحی و روانی آنها. در زمینۀ زمان تأثیرات نیز، زمان تمامی پیامدها بعد از اجرا تأثیر دارد.
اولویتبندی تأثیرات
برای رتبهبندی و مقایسۀ وجود تفاوت در بین پیامدهای پروژه احداث مددسرای مهر، از آزمون «فریدمن» استفاده شده است. جدول، نتایج آزمون فریدمن را نشان میدهد.
جدول 9- آزمون فریدمن از تحلیل پاسخگویان
|
آزمون فریدمن |
مقدار خی دو |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
پیامدها |
396.372 |
19 |
.000 |
همانگونهکه نتایج جدول نشان میدهد، مقدار خی دو (396.372) در سطح خطای کمتر از 01/0 معنادار است. این مقدار، بهلحاظ آماری نشان میدهد که بین میزان نظرات شهروندان نسبت به پیامدهای پروژه، تفاوت معناداری وجود دارد. در ادامه، برای نشاندادن اولویتبندی پیامدهای پروژه، از میانگین رتبهها استفاده شده که نتایج آن در این جدول ارائه شده است.
جدول 10- اولویتبندی پیامدها ازنظر پاسخگویان
|
پیامدها |
میانگین رتبه |
اولویت |
|
جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان |
13.37 |
نخست |
|
ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع |
12.15 |
دوم |
|
نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان |
11.94 |
سوم |
|
کاهش اقدام به خودکشی |
11.04 |
چهارم |
|
بهبود منظر شهری |
10.35 |
پنجم |
|
افزایش امید به زندگی در مددجویان |
9.64 |
ششم |
|
افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان |
9.09 |
هفتم |
|
افزایش سلامت روحی و روانی مدددجویان |
7.96 |
هشتم |
|
ایجاد اشتغال موقت برای مدجویان |
6.72 |
نهم |
طبق نتایج جدول، ازنظر رتبهبندی تأثیرات شناساییشده، جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان، با میانگین رتبه 13.37 اولویت نخست، ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع، با میانگین رتبه 12.15 اولویت دوم، نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان، با میانگین رتبه 11.94 اولویت سوم و کاهش اقدام به خودکشی با میانگین رتبه 11.04 اولویت چهارم است.
تأثیرات شناساییشده از نتایج کیفی (مصاحبهها)
با تعدادی از مددجویان و مسئولان مرتبط با اقدام مداخلهای مصاحبههایی انجام شده که نتایج آنها در جدول آمده است.
جدول 11- تأثیرات شناساییشده از یافتههای کیفی
|
تأثیرات |
نقل قول |
سن |
مصاحبه شونده |
|
میزان امید به زندگی بیخانمانها بهعلت مشکلاتی چون دسترسینداشتن به خدمات آموزشیبهداشتی و حمایت اجتماعی ناکافی کم است. با احداث مددسراها و اقدامات حمایتی دیگر، انتظار میرود که بتوان تا حدی امید به زندگی را زیاد کرد. |
افزایش امید به زندگی |
--- |
کارشناس بهزیستی |
|
بیشتر مددجویان مراجعهکننده به مددسراها معتاد هستند که باید در هر مددسرا محلهایی برای ترک آنها وجود داشته باشد و این امر، در مددسرای مهر محقق شده است. |
کاهش و ترک اعتیاد در مددجویان |
--- |
مدیر مددسرای مهر |
|
مریض بودم؛ قرص و دوا نداشتم؛ پول نداشتم؛ زنم خانهام را از چنگم درآورده بود؛ بهجای اینکه کمک کند تا خوب شوم، منو به خونه راه نداد. حداقل در اینجا سرپناهی داریم. |
ایجاد سرپناه |
43 ساله |
مددجو |
|
یعنی در 24 ساعت، همین چندساعتی که در خوابگاه میخوابیم، امنیت داریم. در ساعتهایی که بیرونیم، دایم به ما گیر میدهند؛ حتی به اونایی که سر کار میروند. وقتی در سطح شهریم، هیچ امنیتی نداریم؛ مدام گیر میدهند. |
افزایش امنیت |
45 ساله |
مددجو |
|
مددسرا حداقل کاری که میکنه، اینه که نمیذاره بیخانمانها از سرما و گرما یا بیماری تلف بشن. |
محافظت در برابر گرما و سرما |
--- |
مسئول میدان مرکزی میوهوتره بار تهران |
|
اکثر معتادان بهدلیل آنکه تنبل هستند، به داشتن جای خواب و کمی غذا و همون مواد راضی هستند و به این زندگی ادامه میدهند؛ مگر اینکه برنامههایی در مددسرا بگذاریم و به آنها کمک کنیم که به زندگیشان برگردند. |
ایجاد انگیزه وکمک برای بازگشت به اجتماع |
--- |
کارشناس بهزیستی |
|
با توجه به اینکه این مددسرا نزدیک میدان ترهبار کنونی است، در فصول سرد سال، رانندگانی که برای آوردن بار، در ساعت تعطیلی بازار به این محل رسیدهاند، تا بازشدن غرفهها از این محل استفاده میکنند. نام این مکان، درراهماندگان است. |
ایجاد سرپناه برای درراهماندگان |
--- |
مدیر مددسرای مهر |
|
من و خواهرم، باهم کار میکنیم؛ اون سر چهارراه فال میفروشه؛ اون فقط نهسالشه. منم اینجا کار میکنم... . بابام مریضه؛ نمیتونه کار کنه. مامانم هم میره سر کار. صاحبخونه گفته اگه پول اجاره رو زود ندید، بیرونتون میکنم برید تو خیابون بخوابید... . هرروز که من و خواهرم میریم خونه، ساعت 7 غروب میشه؛ خیلی خسته میشیم؛ بعضی وقتا انقد دیر میشه که مجبور میشیم تو گرمخونه بخوابیم؛ چون سرپناه و امید دیگهای نداریم. |
افزایش امید به زندگی |
12 |
مصاحبه شونده |
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر، تأثیرات اجتماعی و فرهنگی احداث مددسرای مهر، واقع در منطقۀ 19 تهران و نقش آن را در زندگی افراد بیخانمان ارزیابی میکند. یافتهها نشان داد با احداث این مددسرا تمامی گروههای ذینفع (شهروندان، مددجویان، مدیریت مرکز، شهرداری منطقه، نهادها و سازمانهای محلی و...) بهمیزان متفاوتی از آن سود میجویند. در زمینۀ متأثرشدن هرکدام از ذینفعان از تأثیرات شناساییشده، سه جنبه از تأثیرپذیری وجود دارد. در بعد فردی مددجویان و بیخانمانها با نتایجی مانند افزایش امید به زندگی در مددجویان، افزایش سلامت روحی و روانی آنها، ایجاد انگیزه برای بازگشت به اجتماع و کاهش اقدام به خودکشی ذینفع اصلی هستند. همچنین، کارشناسان و متخصصان نیز ازآن رو که وظیفۀ مشاوره، معاینات پزشکی و رواندرمانی مددجویان را به عهده دارند، ذینفع بعد فردی این تأثیرات هستند. در بعد سازمانی سازمانهای شهرداری تهران (منطقۀ 19) سازمان بهزیستی و سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران، به این دلیل که سازماندهی، حفاظت از جان و توانمندسازی مددجویان را بر عهده دارند، ذینفع بعدی این تأثیرات هستند. ذینفع بعد فردی در زمینۀ تأثیر ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان، خود آنها هستند و سایر شهروندان نیز بهعلت افزایش احساس امنیت بیشتر در فضای شهری ذینفع دیگر این بعدند. در بعد گروهی خانه کارآفرین و رشد منطقۀ 19 بهعلت ایجاد زیربنای اصلی انجام این امر، ذینفع دیگر این تأثیر است. در بعد سازمانی نیز، شهرداری تهران (منطقۀ 19) سازمان بهزیستی و سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی ذینفع هستند؛ زیرا متولیان اصلی ایجاد این تأثیرند. درخصوص بهبود منظر شهری بهمنظور جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان و نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان نیز، مددجویان و شهروندان، ذینفع بعد فردی هستند. همچنین، در بعد گروهی کمپهای ترک اعتیاد، بهدلیل اینکه موظف به نگهداری و کمک به ترک اعتیاد بعضی از مددجویان گرفتار در دام اعتیاد هستند، ذینفع بعدی این تأثیرات هستند. در بعد سازمانی شهرداری تهران (منطقۀ 19) و سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران نیز بهدلیل جمعآوری و سازماندهی مددجویان، هدایت آنان به مددسرا و کمپهای ترک اعتیاد و اقدامات مراقبتی در حمایت از آنها ذینفع این تأثیرات هستند. نیروی انتظامی هم بهعلت همکاری در جمعآوری مددجویان، ذینفع دیگر در بعد سازمانی است. در زمینۀ تأثیر افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان، در درجۀ نخست و در بعد فردی مددجویان ذینفع هستند و در بعد سازمانی شهرداری
منطقۀ 19 سازمان بهزیستی و سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی با جلب اعتماد و دراختیارگذاشتن امکانات و تسهیلات لازم برای مددجویان، ذینفعان اصلی در بعد سازمانی این تأثیر مهم هستند. همچنین، در رابطه با قلمروی جغرافیایی و اجتماعی هرکدام از تأثیرات شناساییشده، نتایج نشان میدهد تأثیراتی که در حوزۀ مداخله و مستقیم قرار دارند، از این قرار است: جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان؛ بهبود منظر شهری؛ ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان؛ افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان و نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان. و تأثیراتی که در قلمروی مداخله و انباشتی قرار دارند، به این ترتیب است: افزایش امید به زندگی در مددجویان؛ ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع؛ کاهش اقدام به خودکشی و افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان. در حوزۀ بلافصل و مستقیم، تأثیرات شامل موارد زیر است: جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان؛ بهبود منظر شهری و نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان. در حوزۀ بلافصل و غیرمستقیم، تأثیرات شامل اینهاست: ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان و افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان. و در حیطۀ بلافصل و انباشتی تأثیرات شامل موارد زیر است: افزایش امید به زندگی در مددجویان؛ ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع؛ کاهش اقدام به خودکشی و افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان. در زمینۀ فراگیر و مستقیم، تأثیرات شامل اینهاست: جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان؛ بهبود منظر شهری؛ نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان. در زمینۀ فراگیر و غیرمستقیم نیز تأثیر افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان قرار دارد و در حیطۀ فراگیر و انباشتی تأثیرات محتمل، شامل این موارد است: افزایش امید به زندگی در مددجویان؛ ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع؛ ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان؛ کاهش اقدام به خودکشی و افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان. همچنین، با توجه به نتایج تحقیق، در حوزۀ شدت تأثیرات احداث مددسرای مهرْ همۀ تأثیرات، شدت زیادی دارند بهجز دو تأثیر: افزایش امید به زندگی در مددجویان و افزایش سلامت روحی و روانی آنها. در ارتباط با زمان تأثیرات نیز زمان تمامی پیامدها بعد از اجرا تأثیر دارد. در رتبهبندی تأثیرات شناساییشده نیز جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان، با میانگین رتبۀ 13.37 اولویت نخست، ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع، با میانگین رتبۀ 12.15 اولویت دوم، نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان، با میانگین رتبۀ 11.94 اولویت سوم و کاهش اقدام به خودکشی با میانگین رتبۀ 11.04 اولویت چهارم است. درپایان، مهمترین تأثیراتی که از نتایج مصاحبههای انجامشده شناسایی شدند، از این قرار است: افزایش امید به زندگی؛ کاهش و ترک اعتیاد در مددجویان؛ ایجاد سرپناه؛ افزایش امنیت؛ محافظت در برابر گرما و سرما؛ ایجاد انگیزه وکمک برای بازگشت به اجتماع؛ ایجاد سرپناه برای درراهماندگان و افزایش امید به زندگی.
- مدیریت تأثیرات
در این قسمت، مدیریت تأثیرات شناساییشده در پژوهش حاضر ارزیابی شده است.
جدول 12- مدیریت تأثیرات شناساییشده
|
راهکارهای تقویت |
پیامدهای شناساییشده |
|
فرایند کار مددسراها و استفاده از روانشناسان متخصص، برای مشاوره و ایجاد انگیزه در مددجویان، مداوم باشد. |
افزایش امید به زندگی در مددجویان |
|
ایجاد کارت شناسایی و شماره مددجویی برای هر مددجو و ثبت مکانی که در طول روز، مددجو در آنجا به سر میبرد. با این کار، برای جمعآوری مددجویان، سریع و راحت، به آنها دسترسی داریم. |
جلوگیری از مرگ و بیماری در خیابان |
|
مهمترین کار برای ایجاد انگیزه در مددجویان، توانمندسازی آنان و آموزش و حمایت از آنها بهمنظور استقلال در زندگی روزمره خود است. بدین منظور، باید در مددسراها اقدام به آموزش و تقویت توانمندیهای آنان کرد. |
ایجاد انگیزه برای بازگشتن به اجتماع |
|
برای این کار، مسئولان باید مکانهای مشخصی را برای مددجویان تعیین کنند و امکانی برای آنان فراهم کنند که با نظارتهای مداوم، مشغول به کار و اشتغال شوند. |
بهبود منظر شهری |
|
مهمترین اقدام در این خصوص، توجه به حرفه و تخصصهای متفاوت هرکدام از مددجویان، در زندگی گذشتهشان است. این امر، مستلزم ایجاد انگیزه و تقویت تخصص آنان و فراهمکردن شرایط کار موقتی برای آنهاست. |
ایجاد اشتغال موقت برای مددجویان |
|
در این زمینه، باید یک برنامهریزی بلندمدت و انباشتی انجام داد و حمایت از مددجویان، نباید صرفاً محدود به 1 شب و 1 هفته باشد؛ بلکه از حمایتهای همگانی باید بهره ببرند. |
کاهش اقدام به خودکشی |
|
در این ارتباط، باید همواره از مشاوران خبره استفاده کرد و به افراد اطمینان داد که از آنها حمایت میشود. برای این کار، باید آنها را به آغوش خانوادههایشان برگرداند. |
افزایش سلامت روحی و روانی مددجویان |
|
جلب مشارکت مددجویان، منوط به جلب اعتماد آنان است؛ زیرا هنگامی که اعتماد آنها جلب شود، دیگر در برابر برنامهها و خدمات مختلف، مقاومتی نمیکنند. |
افزایش مشارکتهای اجتماعی در بین مددجویان |
|
برای این کار نیز، باید در میان شهروندان فرهنگسازی انجام شود تا بیخانمانها را بهصورت 1 فرد شهروند بپذیرند و نباید نگاه تحقیرآمیز و مجزا به آنها داشت. به این صورت، هرکدام از شهروندان مانند 1 مددکار عمل میکنند و از مددجویان، حمایت میکنند و مددجویان نیز، مزاحمتی برای آنها ایجاد نمیکنند. |
نبودن مزاحمتهای خیابانی شبانه برای سایر شهروندان |