نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد، گروه جامعهشناسی دانشگاه مازندران ، ایران
2 استادیار، گروه جامعهشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
This study attempts to investigate validity and reliability of prospective delinquency. This research has been carried out through a survey using questionnaire distributed among the third high school students from Tabriz city in the academic year of 1393-94. Stratified random sampling were used. Some 835 subjects were selected as the sample. Validity of the study is determined using method of explanatory and confirmatory factor validity and content validity. The reliability of the study is assessed through through the Cronbach's coefficient Alpha. Factor analysis using principal component analysis and varimax rotation and confirmatory factor analysis showed that the prospective delinquency scale have the seven factors of violence, theft, vandalism, cheating, sexual deviance, drug use and status offences that explained 58% of the total variance. Cronbach's alpha for the total scale and their dimensions was desirable. The results showed that the prospective Delinquency scale has desirable valid and reliable in research community and can be used as a valid and reliable tool.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسأله
تعاریف موجود از بزهکاری[1] نوجوانان، ازنظر معنا و مضمون، بسیار گسترده و متنوع است و درباره این اصطلاح دو تعریف رایج وجود دارد. نخست، تعریف قانونی که مطابق آن بزهکاران جوانانی هستند که نظام عدالت جوانان[2] بر آنها برچسب میزند و دوم، تعریف رفتاری و غیرقانونی که از این دیدگاه، بزهکاران جوانانی هستند که اصول و قوانین جنایی را زیر پا میگذارند؛ درحالیکه ممکن است بهطور رسمی چنین برچسبی بر آنها زده شود یا از آن مصون بمانند. ازنظر قانونی بزهکار نوجوانی کوچکتر از 18ساله است که از قوانین کیفری عدول کرده یا مرتکب تخلفات منزلتی[3] شده است. تخلف منزلتی رفتاری است که وقتی نوجوانی آن را انجام دهد، آن کار تخلف محسوب شود (Joseph, 1995: 2). ازجمله تخلفات منزلتی فرار از منزل، مصرف سیگار، رفتار غیراخلاقی، گریز از مدرسه، رانندگی با سنی کمتر از سن قانونی، بیانضباطی یا بیادبی در محیط خانه و مدرسه و نظایر این موارد است.
برساخت اجتماعی «بزهکاری نوجوانان» دستکم حاصل این سه تحول تاریخی بوده است: «کشف» کودکی و نوجوانی، آموزة قانون عمومی پارنس پاتریا[4] در انگلیس و تولد جرمشناسی اثباتگرا؛ بنابراین، مفهوم بزهکاری نوجوانان هم ازلحاظ اجتماعی و هم ازنظر قانونی بر منزلت مجزا و متمایز جوانان دلالت دارد. جامعهشناسان با استفاده از مفهوم منزلت، موقعیت و رتبة یک فرد یا گروه را در جامعه مشخص میکنند و این موقعیت بهوسیله خصوصیات فرد یا گروهی مشخص تعیین میشود. بزهکاری نوجوانان منزلتی است که هم بهدلیل سن (کمتر از سن قانونی بیشتر مردم) و هم بهدلیل رفتار (فعالیتهایی که قانون را نقض میکنند) مشخص میشود Burfeind & Dawn, 2005: 17)).
بهطورکلی مردم درباره بزهکاری بهصورت شکلی از بدرفتاری جدی کودکان همعقیده هستند؛ اما درزمینه تعیین نوع ویژگیهای مشمول بدرفتاری یا مشخصکردن افراد مشمول در ردة کودکان، بسیار اندک توافق دارند. برای مثال در آمریکا در هر ایالت قوانینی برای تعریف بزهکاری تصویب شده است؛ بهطوریکه 52 تعریف مشخص از بزهکاری نوجوانان وجود دارد. همچنین، در چین مطابق قوانین حقوقی افراد با سن کمتر از 18 سال در رده «صغار[5]» طبقهبندی میشوند. صغار و جوانان دو مفهوم متفاوت هسنند؛ اما با یکدیگر همپوشانی دارند؛ بهطوریکه مفهوم نخست مقولهای حقوقی و دومی مقولهای اجتماعی است. براساس قوانین کیفری چین، بزهکاری نوجوانان اصطلاحی حقوقی نیست (Chen, 1999: 5). درمجموع، بزهکاری به آن دسته از رفتارها اطلاق میشود که هرگاه شخصی با سن کمتر از بزرگسالی آن را انجام دهد، عمل او نقض قانون تلقی میشود و واکنش قانونی جامعه را بر میانگیزد (Marte, 2008: 2) بنابراین، بزهکاری بهجز در بر داشتن جرائم، شامل رفتارهای غیرمجرمانه نیز هست. مواردی چون فرار از منزل، گریز از مدرسه و سرپیچی از دستورات والدین یا مراجع قانونی مصادیق دیگری از بزهکاری تلقی میشوند. این نوع اعمال، اغلب بهصورت تخلفات منزلتی مطرح میشوند که این موضوع به وضعیت سنی شخص هنگام ارتکاب تخلف اشاره دارد. معمولاً بیشترین سن برای حوزة قضایی دادگاه جوانان 18 سال است؛ ولی برخی دولتها حدود سنی را کاهش دادهاند (Shoemaker, 2009; 2010: 3).
با این توضیح، مهمترین عامل جداکننده جرائم اطفال و نوجوانان از بزهکاری بزرگسالان، عامل سن است. در ایران، بحث از جرائم اطفال و نحوة رسیدگی به آنها از اوایل سالهای 1300 شمسی شروع شده است. قانون مجازات عمومی مصوب 23 دی ماه 1304 شمسی با تأثیرپذیری از مکتب کلاسیک و با الهام از قانون جزای عمومی فرانسه و شرع مقدس اسلام، اطفال را به 3 دستة کمتر از 12 سال، بین 15-12 سال و اطفال 18-15سال تقسیم کرده است. درباره اطفال کمتر از 12 سال، قانونگذار در ماده 34 قانون مجازات عمومی این چنین نوشته است: «اطفال نابالغ ازنظر جزائی محکوم نمیشوند و درزمینه جزا هر طفلی که 12 سال تمام داشته باشد، مانند فرد نابالغ تشخیص است». در مرحلة 15-12سال، طفل باوجود بالغشدن هنوز به سن بلوغ نرسیده است؛ بنابراین، چنانچه مرتکب جرمی شود، قاعدتاً نباید مسئول و مقصر شناخته شود. در این گونه موارد، قانونگذار برای ایجاد ترس و هراس در طفل مجرم، در مادة 35 همین قانون تأکید میکند: «اگر اطفال باقوه تشخیص غیربالغ با سن کمتر از 15 سال تمام ، مرتکب جنحه یا جنایتی شوند، به 10 الی 50 ضربه شلاق محکوم میشوند». قانونگذار اطفال بین 18-15سال تمام را بهطورکلی واجد مسئولیت میشناسد و برای آنان مجازاتهایی پیشبینی کرده است. سیستم قانون مجازات عمومی سال 1304 درباره اطفال بزهکار نتایج مطلوبی به بار نیاورده و از آن انتقاد شده است. در تاریخ 10/9/1338 به دنبال تداوم سیاست جنایی برای اتخاذ تدابیر قانونی خاص بهمنظور برخورد با اطفال بزهکار «قانون مربوط به تشکیل دادگاه اطفال بزهکار» با 33 ماده و 8 تبصره تصویب شد. همچنین، باتوجهبه دستور ماده 22 این قانون، مبنی بر تشکیل کانون اصلاح و تربیت در مقر هر دادگاه اطفال بزهکار، آئیننامه اجرائی سازمان کانون اصلاح و تربیت نیز در تاریخ 9/7/1347 با 40 ماده ازطریق وزارت دادگستری تهیه و تصویب شد. بعد از انقلاب با تصویب قانون مجازات اسلامی در تاریخ 3/6/1361 ترتیب رسیدگی به جرائم اطفال بهوسیله دادگاههای ذیصلاح تغییر کرد و ماده 49 این قانون مجازات میگوید: «اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسئولیت کیفری هستند و از نظر دادگاه، تربیت آنان به عهدة سرپرست اطفال و در صورت امکان، کانون اصلاح و تربیت اطفال است». در تبصره همین ماده، معنای طفل مشخص شده است و قانوگذار اضافه میکند: «منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد» (شامبیاتی، 1385: 62-49).
در سال 1392 قانون مجازات جدید از ماده 728-1 جایگزین 497 ماده قانون قبلی شد. از نکات برجسته قانون جدید مجازات اسلامی این موارد هستند: تقسیمبندی مجازاتهای تعزیری به 8 درجه، گسترش دامنه مجازاتهای تکمیلی و تبعی و مجازات شخص حقوقی و مجازاتها و اقدامات تأمینی و تربیتی اطفال و نوجوانان و توبه مجرم و اعمال قاعده دراء. در قانون جدید، طبق ماده 146 افراد نابالغ مسئولیت کیفری ندارند و همچنان طبق ماده 147، سن بلوغ دختران و پسران، به ترتیب 9 و 15 سال تمام قمری است. در قانون جدید، به اقدامات اصلاحی نیز توجه شده است؛ بهطوریکه طبق مقررات این قانون، براساس ماده 148 درباره افراد نابالغ، اقدامات تأمینی و تربینی اعمال میشود. در قانون مجازات اسلامی سال 1392 فصل دهم با عنوان مجازاتها و اقدامات تأمینی و تربیتی نامگذاری شده است. قانون جدید، باوجود تعیین سن بلوغ، برای بزهکاری اطفال و نوجوان، تخفیفاتی قائل شده و نسبت به مجازات بزرگسالان، اقدامات تربیتی و تأمینی خفیفتر و با حال بزهکار سازگار است (قانون مجازات اسلامی، 1392: 20-18).
باتوجهبه وضعیت خاص اجتماعی- فرهنگی جامعة ایران، در یک تقسیمبندی کلی از بزهکاری اطفال، جرائم آنها در سه بخش جرائم بر ضد اشخاص، جرایم بر ضد اموال و جرایم بر ضد نظم عمومی جامعه نامگذاری میشوند. ازجمله جرائم بر ضد اشخاص به دست اطفال و نوجوانان، این موارد هستند: اعمال منافی عفت (مثل زنا، لواط، مساحقه، تفخیذ، مضاجعه، تقبیل و قوّادی) و ایراد ضرب و جرح عمدی یا غیرعمدی. جرائم بر ضد اموال این گونه دستهبندی میشوند: سرقت و خسارتزدن و خرابی که شامل شکست وسایل روشنایی معابر و جادهها و اماکن عمومی و شکستن صندلیهای پارکها و شیشه درب و پنجره ساختمانهایی که بدون سکنه هستند و همچنین، کندن و ویرانکردن علائم راهنمائیورانندگی و پارهکردن روکش صندلی اتوبوسها، مینیبوسها و واگنهای راهآهن است و در آخر، اعمالی که ازنظر جامعه ناپسند و مخل نظم عمومی هستند، شامل این موارد میشوند: اعتیاد به مواد مخدر (مانند کوکائین، تریاک و شیره، هروئین، حشیش، بنگ، چرس، شاهدانه هندی، ماری جوانا و اسید «ایزژیک» که همان «ال اس دی» است) ولگردی ]1[ و تکدی و جرائم منکراتی. جرائم منکراتی بهدلیل رعایتنکردن شئونات اسلامی رخ میدهند و شامل افعال و ترک افعالی هستند که در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب میشوند و برای ارتکاب آنها مجازات مقرر شده است. این موارد شامل این نوع جرائم هستند: بدحجابی، موسیقی مبتذل، برگزاری و شرکت در مجالس لهوولعب. (شامبیاتی، 1385: 62-49).
سنجش بزهکاری و انواع آن
بزهکاری به روشهای گوناگونی سنجیده و اندازهگیری میشود. در پ پژوهشهای متکی بر دادههای خوداظهاری، متغیر بزهکاری را از دو راه ارزیابی و اندازهگیری میکنند: تخلفات گذشته[6] و فرافکنیهای آتی[7]. تقریباً همة خودگزارشیهای بزهکاری گذشتهنگرند[8] و اطلاعات خود را درباره بزهکاری و تخلفات، در طول دوره زمانی گذشته به دست میآوردند؛ باوجوداین، پژوهشگران سنجههای آیندهنگر[9] (فرافکن[10]) را نیز طراحی کردهاند تا پاسخگویان بهوسیله آنها درباره احتمال ارتکاب برخی از جرائم آیندهنگری کنند. خوداظهاریهای مربوط به تخلفاتی که چند سال پیش رخ دادهاند، غالباً گذشتهنگر نامیده میشوند؛ زیرا این نوع گزارشات چندین سال پس از رفتار تخلفآمیز گردآوری شدهاند و به همین دلیل، ممکن است بهوسیله وقایع رخ داده بعد از رفتار متخلفانه، در معرض اریب[11] قرار بگیرند. خوداظهاریهای آیندهنگر معتبرند؛ اما اعتبار خوداظهاریهای گذشتهنگر واضح و روشن نیست. در پیمایشی از مردان خواسته شده است به این پرسش پاسخ دهند که آیا طی 32 سال، تخلفی انجام دادهاند یا نه و سپس این خوداظهاریهای گذشتهنگر با خوداظهاریهای آیندهنگر حاصل از سنین 14، 18، 21 و 25 مقایسه شدهاند. به طور میانگین، درزمینه بیش از 8 نوع تخلف، 46درصد از افرادی که پیشتر (بهصورت آیندهنگرانه) هرکدام از تخلفات را پذیرفته بودهاند، در سن 32سالگی ارتکاب آن را انکار کردهاند (بهصورت گذشتهنگر). در مطالعة دیگری در نیوزلند، خوداظهاریهای گذشتهنگر درباره دزدی از مغازه در سن 18-13سالگی با خوداظهاریهای آیندهنگرانه دزدی از مغازه در سن 13سالگی مقایسه شدهاند. از مجموع افرادی که سابقه دزدی از مغازه داشتهاند، 58درصد بهطور گذشتهنگر دزدی از مغازه را تا سن 13سالگی و 14درصد دزدی از مغازه را پس از سن 13سالگی گزارش دادهاند و 28درصد هم آن را انکار کرده بودند. طبق این مطالب، ممکن است چنین نتیجهگیری شود که خوداظهاریهای گذشتهنگر بلندمدت، بسیاری از تخلفات شناختهشده در خوداظهاریهای آیندهنگر را مشخص نمیکنند و به همین دلیل، برای به دست آوردن اطلاعات معتبر درزمینه تخلفات، پیمایشهای طولی آیندهنگر به خوداظهاری در طول زمان نیاز دارند (Jolliffe et al., 2003).
هرکدام از دو روش خوداظهاری تخلفات گذشتهنگر و آیندهنگر، نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود را دارند. احتمالاً گزارشهای پاسخگویان از رفتار مجرمانه، با اشتباهاتی روبهرو میشوند که فراموشی، ناچیزانگاری، اکراه در افشای رفتارهای زمینهساز پیگرد قانونی یا اطلاعاتی منجر به صدور احضاریه و بعضاً مبالغه در پارهای از رفتارها شامل این موارد هستند؛ اما دقیقاً به همین شیوه، ممکن است پاسخگویان از بیان فرافکنیهای تخلفات آیندهنگر بهدلیل دلالتهای احتمالی آنها بر خودانگاره خود امتناع کنند (یا درباره آنها مبالغه کنند). گذشته از این، این نوع فرافکنیها دربرگیرنده فعالیتهای مجرمانه خودبهخود و بیاختیار فرد در واکنش به محرکات موقعیتی نیستند (Tittle et al., 2003).
امتیاز سنجههای گذشتهنگر اتکا بر جرائم واقعی است؛ اما آنها رابطة کنونی[12]بین رفتار مجرمانه و پیشبینهای بالقوه را از قلم میاندازند. سنجههای آیندهنگر، آزمونهای فعلی را ممکن میکنند؛ اما طبق فرض آنها رفتارهای فرافکن و رفتارهای واقعی باهم مشابه هستند. در بسیاری از آزمونهایی که از نظریههای جرمشناسی انجام شده، سنجههای آیندهنگری از رفتار مجرمانه به کار رفته است و این نظریهها شامل این موارد هستند: خودکنترلی[13]، کنترل اجتماعی[14]، بازدارندگی[15] و انتخاب عقلانی[16]، فشار[17] و موازنة کنترل[18]. طبق تصور بسیاری از نظریهها تخلف، بهطور همزمان با همبستههای کلیدی ارتباط دارد. برای مثال، نظریة فشار تلویحاً نشان میدهد که اگر فرد در پی ناتوانی در دستیابی به اهداف خود یا اجتناب از وضعیت آزاردهنده، به سرخوردگی و ناکامی دچار شود، به ارتکاب جرم گرایش پیدا میکند. مطابق نظریه موازنه کنترل تایتل نیز تغییر در سهم موازنه کنترل فرد - میزان کنترلی که دیگران بر رفتار شخص دارند و در برابر میزان کنترلی که او بر آنها دارد - گرایش او را به جرم تغییر میدهد. ادعای ضمنی سایر نظریهها مانند بازدارندگی، کنترل اجتماعی و فعالیتهای روزمره هم این است که رابطة بین تخلفات و پیشبینهای کلیدی همزمان[19] است. گفتنی است وقتی تخلفات بهصورت گذشتهنگر سنجیده میشوند، رابطة نتیجه و متغیرهای تبیینی، بهطور ثابتی همزمان نیست. نوعاً چنین مطالعاتی، تعداد جرائم ارتکابی فرد در یک دورة معین را با تصورات، ویژگیها یا وضعیت سنجیدهشده در آغاز یا پایان آن دوره، همبسته میکنند؛ اما پیشبینهای احتمالی جرم، الزاماً در گذر زمان ثابت نمیمانند. برای نمونه، طبق تأکید نظریه خودکنترلی رتبهبندی خودکنترلی عموم جمعیت، بعد از 10سالگی ثابت میماند و توقع تغییر افراد وجود دارد. درعینحال، پژوهشهای بازدارندگی ثابت کردهاند تصورات افراد از مجازات، حتی بعد از دورههای کوتاه مثلاً شش ماهه، تغییر میکند؛ بنابراین، مطالعاتی که از سنجههای گذشتهنگر استفاده میکنند، بهجای روابط کنونی میان پیامدها و پیشبینها بهطور ثابتی روابط تأخیری[20] میان پیامدها و پیشبینها را برآورد میکنند (Pogarsky, 2004).
اعتبار رفتارهای آیندهنگر ممکن است مثل سایر خوداظهاریها سئوالبرانگیز و پرچالش باشد یا پاسخگویان نتوانند تمام احتمالات مؤثر بر انجام رفتار آیندهنگر خود را پیشبینی کنند؛ بااینحال، بسیاری از مطالعات پژوهشی نشان دادهاند که نیات ابرازشده[21] و رفتارهای عملی بهطور موجه و مستدلی باهم رابطه دارند (Pogarsky, 2004; Botchkovar & Charles, 2008). همچنین، در بیست سال گذشته احتمال فرافکنی انحراف یا بزهکاری آیندهنگر، شاخص رایجی از تخلفات بالقوه شده است (Hay, 2001; Tittle et al., 2003; Botchkovar & Tittle, 2005; Botchkovar & Charles, 2008; Lpspmcz & Tyson, 2007 & Rebellon et al., 2010). استفاده از بزهکاری آیندهنگر، خصوصاً در پژوهشات مقطعی بهجای گزارشات گذشته، مناسب و مفید تلقی شده است؛ زیرا ترتیب و توالی نسبتاً صحیح و منطقی متغیرها را امکانپذیر میکند. آن دسته از مطالعات مقطعی که از تخلفات خوداظهاری سابق بهصورت متغیر وابسته استفاده کردهاند، در صورت ارزیابی متغیرهای مستقل با استفاده از گویههای مربوط به نگرشها و تلقیات فعلی پاسخگویان، به مشکلات ذاتی نظم علّی دچار میشوند؛ یعنی در صورتی که نگرشها و تلقیات کنونی برای تبیین رفتار گذشته استفاده شود، هر نوع ادعایی درباره نظم علّی خواستهشده، مسئلهدار و سئوالبرانگیز خواهد بود (Tittle et al., 2003 & Hay, 2001). بسیاری از متغیرهای مستقل (مانند شرمساری[22]، بازپذیری[23]، انگزنی، انتظار شرم[24]) ممکن است در گذشتة نزدیک روی داده باشند؛ اما بزهکاری یا بدرفتاری اظهارشده سابق، قبل از آنها رخ داده باشد. در چنین وضعیتی با به کار بردن گزارشات بدرفتاری سابق، بهصورت متغیرهای وابسته، نظم منطقی مندرج در فرضیات پژوهش، وارونه و معکوس میشود. درمجموع، به اختصار باید گفت بارزترین امتیاز و نقطة قوت متغیر بزهکاری آیندهنگر، این موارد هستند: امکان و زمینة مفهومسازیهای واضح و شفاف درباره نظم علّی با استفاده از اطلاعات مقطعی و شمول جهتگیریهای شناختی و کنارگذاشتن پاسخهای کجروانة آنی و اتفاقی.
کاربرد بزهکاری آیندهنگر در پژوهشهای پیشین، نشان میدهد اعتبار این نوع اندازهگیری بزهکاری چندان مسئلهساز نبوده است؛ زیرا متغیرهایی که برای پیشبینی تخلفات خودگزارشی در طرحهای طولی شناساییشده، در پیشبینی تخلفات آیندهنگر نیز به اثبات رسیده است. درواقع، علت وجود حداقلهای مبانی موجه نظری این است که انتظار تأثیر رفتارهای آیندهنگر و رفتارهای واقعی باهم شباهت داشته باشند. همچنین، پشتیبانی تجربی نیز برای گزاره مذکور وجود دارد. برای مثال، مطابق نتایج پژوهشهای میان رفتارهای آیندهنگر و رفتارهای قبلی اظهارشده درخصوص تخلفاتی مانند رانندگی در حین مستی، سرقت و نپرداختن کرایه تاکسی رابطه وجود دارد (Pogarsky, 2004). دوم اینکه یکی از محققان با استفاده از طرح پانل دوموجی اثبات کرده است که فرافکنی کجروی آیندهنگر، با کجروی عملی بعدی بسیار(80/0r=) همبستگی دارد (Green, 1989 in: Hay, 2001). مطابق پژوهش گرین، در بین پیشبینهای متعدد و ممکن رانندگی درحالمستی مانند ادراک قطعیت و شدت مجازات، سن، نژاد، جنس، تعهد اخلاقی و طرد اجتماعی قویترین پیشبین رانندگی در این وضعیت، خوداظهاری بین زمان 1 و زمان 2 و برآورد یا تخمین پاسخگویان در زمان 1 از احتمال رانندگی درحالمستی در آینده است. این یافته درباره مصرف ماریجوانا و تقلب و دزدی از مغازه نیز مشاهده شده است (Pogarsky, 2004) بنابراین، شواهد موجود نشان میدهد سنجههای تخلفات آیندهنگر، برای پرهیز از مشکلات نظم علّی اطلاعات مقطعی مفید و سودمند هستند. به نظر میرسد این نوع آیندهنگریها در صورت دقیقنبودن، دستکم کمابیش شبیه سنجههای «نیات رفتاری» هستند. ]2[ مطالعات متعددی - که خلاصهکردن آنها به فراتحلیل نیاز دارد- نیات رفتاری را در پیشبینی انواع مختلفی از رفتارهای بعدی تأیید کرده است (Tittle et al., 2003).
بهاینترتیب، مقیاس بزهکاری آیندهنگر، آشکارا جایگزین مناسبی برای بزهکاری گذشتهنگر است. در پژوهشات داخلی مقیاس بزهکاری آیندهنگر، تاکنون بکار نرفته است؛ برایناساس، پژوهش حاضر تلاش میکند ضمن معرفی این مقیاس، فایده و سودمندی آن را هم بهصورت عملی و مبتنی بر دادهها و شواهد تجربی نشان دهد. طبق پژوهشات گذشته، احتمال یا برآوردهای پاسخگویان نسبت به ارتکاب بزهکاری در آینده، یکی از مهمترین پیشبینهای بزهکاری بوده است؛ بهطوریکه قصد یا نیت فاعل رفتار، یکی از مهمترین علل واقعه بزهکاری در درون شبکه پیچیده علّی به شمار میرود. نقطه قوت اصلی در این مقیاس، در نظر گرفتن جهتگیریهای شناختی بزهکاران است. آنچه در تحلیل بزهکاری و علل و عوامل آن، باید بدان توجه شود، سمتگیریهای آگاهانه و همراه با تأمل و اندیشه برای انجام بزهکاری است؛ زیرا نوجوانان در مقطع سنی حساسی قرار دارند و به همین دلیل، ممکن است رفتارهایی را بهصورت آنی یا لحظهای انجام دهند که ملاک قرار دادن آنها در بررسی و مطالعه این موضوع گمراهکننده است. امتیاز مهم بزهکاری آیندهنگر این است که رفتارهای الگودار و پایدار را مدنظر قرار میدهد.
روش پژوهش
روش پژوهش پیمایشی با رویکرد متغیرمحور و با هدف تعمیمبخشی آن به جمعیت پژوهشمدنظر است. پژوهشات پهنانگر از سنخ پژوهشات متغیرمحور هستند؛ به همین دلیل قابلیت تعمیمپذیری دارند (Ragin et al., 2003: 323). برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه و تکنیک خوداظهاری استفاده شده است. بهجز کاربرد روش پیمایش بهصورت روشی پژوهشی پژوهش حاضر ازنظر معیار زمان، از نوع پژوهشهای «مقطعی[25]» است؛ زیرا پدیدة مدنظر را برای بررسی نه در امتداد توالی زمانی بلکه در برههای زمانی ارزیابی میکند. گذشته از آن، باتوجهبه معیار «ژرفایی» پژوهش ما پهنانگر است؛ زیرا جامعه مدنظر آن، جمعیتی نسبتاً وسیع را در بر میگیرد.
جمعیت پژوهش، نمونه و روش نمونهگیری
جمعیت مدنظر این پژوهش، تمامی دانشآموزان دختر و پسر دبیرستانی سال سوم مشغول به تحصیل در شهر تبریز، در نیمه اول سال تحصیلی 94-1393 پژوهش هستند که تعداد آنها 20265 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به مقدار 829 نفر محاسبه شده ]3[ و برای انتخاب آن، از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای چندمرحلهای استفاده شده است. همچنین، پسران و دختران پژوهشمانند دو طبقه نمونهای اصلی انتخاب شدهاند. روش کار به این صورت بوده است که در مرحلة نخست از تمام نواحی پنجگانه تبریز شامل 305 مدرسه پسرانه و دخترانه، تعداد 30 مدرسه بهصورت تصادفی انتخاب شدهاند و سپس یک کلاس بهطور تصادفی انتخاب و آزمونهای لازم درآن اجرا شده است. پس از گردآوری دادهها نیز فرضیههای پژوهش ارزیابی شدهاند که برای تجزیهوتحلیل آنها از نرمافزار SPSS و Lisrel و برای ارزیابی اعتبار ابزار، از اعتبار محتوا[26] و اعتبار سازه[27] نظری و تجربی (تحلیل عاملی) و برای ارزیابی پایایی[28] از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است.
ابزارها
مقیاس بزهکاری آیندهنگر (فرافکن): برای سنجش بزهکاری از دو بعد تخلفات بزهکارانه و تخلفات منزلتی استفاده شده است. تخلفات منزلتی به معنای تخلفات افراد کوچکتراز سن قانونی و تخلفات بزهکارانه به معنای تخلفات افراد در همة سنین است. برای سنجش تخلفات بزهکارانه با در نظر گرفتن تعریف مفهومی این اصطلاح و با الهام و اقتباس از پژوهشهای پیشین، شش مؤلفه خشونت (Moon, 2008; Le, 2005; Petts, 2009; Guo, 2008; Stewart, 2002; Houghton, 2002; Weijters, 2007; Megens, 2010; Cheung, 2008 & Raaijmakers, 2005) سرقت (Moon, 2008; Le, 2005; Petts, 2009; Houghton, 2002; Raaijmakers, 2005; Weijters, 2007; Megens, 2010; De Kemp, 2009 & Cheung, 2008) وندالیسم (Moon, 2008; Le, 2005; Petts, 2009; Guo, 2008; Houghton, 2002; Weijters, 2007; Megens, 2010; De Kemp, 2009 & Cheung, 2008 ) تقلب امتحانی (Muftic, 2006; Hall, 1999; Le, 2005; Houghton, 2002 & Cheung, 2008) مصرف الکل و مواد مخدر (Moon, 2008; Le, 2005; Guo, 2008; Houghton, 2002 & Cheung, 2008) و کجروی جنسی (طالبان،1380 و Houghton, 2002) در نظر گرفته شدهاند. باتوجهبه تعریف مفهومی و پژوهشهای پیشین (Le, 2005; Moon, 2008; Bot, 2008 & Houghton, 2002) برای سنجش تخلفات منزلتی از 6 معرف مصرف سیگار، فرار از منزل، دیر برگشتن به خانه، رانندگی بدون گواهینامه، بیاحترامی به معلم و والدین و فرار یا غیبت از مدرسه استفاده شده است. در این پژوهش، گویههای بزهکاری آیندهنگر با این جمله آغاز شدهاند: «اگر خود را در موقعیتی بیابید که شانس انجام هرکدام از این رفتارها وجود داشته باشد، چقدر احتمال میدهید که آنها را انجام بدهید»پاسخگویان جواب خود را روی طیف مدرجی از خیلی زیاد (5) تا خیلی کم (1) مشخص کردهاند. در کنار سنجش بزهکاری آیندهنگر، از بزهکاری گذشتهنگر نیز استفاده شده است تا همزمان امکان مقایسه این دو مقیاس فراهم شود. در سنجش بزهکاری گذشتهنگر، از پاسخگویان خواسته شده است میزان انجام هرکدام از رفتارهای مربوط به بزهکاری را طی یک سال گذشته بیان کنند.
یافتهها
باتوجهبه امتیازات و برتریهای ذکرشده برای بزهکاری آیندهنگر و استفاده از احتمالات آیندهنگری انحراف یا بزهکاری آیندهنگر، بهصورت شاخصی رایج از تخلفات بالقوه در طول 20 سال گذشته (Hay, 2001; Tittle et al., 2003; Botchkovar & Tittle, 2005; Losoncz & Tyson, 2007; Botchkovar & Charles, 2008 & Rebellon et al., 2010) در این پژوهش سعی شده است هردو مقیاس بزهکاری (بزهکاری گذشتهنگر و بزهکاری آیندهنگر) بهطور همزمان سنجیده شوند و این کار بهخصوص به این دلیل بوده که در پژوهشهای مقطعی استفاده از بزهکاری آیندهنگر بهجای گزارشات گذشته، مناسب و مفید تلقی شده است؛ زیرا ترتیب و توالی درست و منطقی متغیرها را بهطور نسبی امکانپذیر میکند. ضرایب همبستگی میان متغیرهای هردو مقیاس بزهکاری آیندهنگر و بزهکاری گذشتهنگر در جدول 1 ذکر شده است.
جدول 1- ضرایب همبستگی بین بزهکاری گذشتهنگر و بزهکاری آیندهنگر
|
بزهکاری گذشتهنگر |
خشونت |
سرقت |
وندالیسم |
تقلب امتحانی |
مصرف مواد |
کجروی جنسی |
تخلفات منزلتی |
بزهکاری |
|||
|
خشونت |
ضریب پیرسن |
**67/0 000/0 835 |
|
|
|
|
|
|
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
سرقت |
ضریب پیرسن |
**22/0 000/0 835 |
**76/0 000/0 834 |
|
|
|
|
|
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
وندالیسم |
ضریب پیرسن |
**31/0 000/0 835 |
**31/0 000/0 834 |
**74/0 000/0 832 |
|
|
|
|
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
تقلب امتحانی |
ضریب پیرسن |
**34/0 000/0 831 |
**18/0 000/0 830 |
**43/0 000/0 831 |
**83/0 000/0 829 |
|
|
|
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
مصرف مواد |
ضریب پیرسن |
**32/0 000/0 833 |
**26/0 000/0 832 |
**31/0 000/0 830 |
**29/0 000/0 827 |
**72/0 000/0 833 |
|
|
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
کجروی جنسی |
ضریب پیرسن |
**38/0 000/0 834 |
**24/0 000/0 833 |
**34/0 000/0 831 |
**52/0 000/0 832 |
**49/0 000/0 829 |
**85/0 000/0 834 |
|
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
تخلفات منزلتی |
ضریب پیرسن |
**48/0 000/0 834 |
**32/0 000/0 833 |
**43/0 000/0 831 |
**45/0 000/0 829 |
**45/0 000/0 833 |
**52/0 000/0 834 |
**77/0 000/0 834 |
|
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
|
بزهکاری |
ضریب پیرسن |
**52/0 000/0 828 |
**38/0 000/0 827 |
**59/0 000/0 828 |
**71/0 000/0 827 |
**52/0 000/0 828 |
**71/0 000/0 828 |
**61/0 000/0 828 |
**86/0 000/0 826 |
||
|
سطح معناداری |
|||||||||||
|
تعداد |
|||||||||||
براساس اطلاعات و ارقام موجود در جدول، سنجههای بزهکاری آیندهنگر و بزهکاری گذشتهنگر بهطور نسبی بهصورت محکمی باهم همبستگی دارند. در بین زیرمقیاسهای بزهکاری نیز مقیاس خشونت گذشتهنگر با مقیاس خشونت آیندهنگر کمترین همبستگی (67/0) و مقیاس کجروی جنسی گذشتهنگر با مقیاس کجروی جنسی آیندهنگر بیشترین همبستگی (85/0) را دارد. بزهکاری کل هم با ضریب همبستگی (86/0) نشان میدهد بزهکاری گذشتهنگر و بزهکاری آیندهنگر بهطور محکمی باهم رابطه دارند. این نوع رابطه تناظری بین رفتارهای آیندهنگر و رفتارهای واقعی ازلحاظ نظری کموبیش مورد انتظار بوده و در پژوهشهای قبلی نیز دیده شده است ( 115:Pogarsky, 2004 و گرین، 1389 به نقل از Hay, 2001: 140). باتوجهبه رابطه قوی و معنادار میان این دو مقیاس و همچنین، با در نظر گرفتن تأکید عدهای از پژوهشگران نسبت به برتری استفاده از مقیاس آیندهنگر (فرافکن) بهجای مقیاس گذشتهنگر، برای تحلیل دادهها از مقیاس بزهکاری آیندهنگر استفاده شده است. آیندهنگری مبتنی بر جهتگیریهای شناختی است و بدرفتاری ناشی از پاسخ تکانشی یا آنی به وسوسهها را در برنمیگیرد. نکته دیگر اینکه ازنظر قانونی گزارش احتمالات بزهکاری آتی با احتمال کمتری قابل پیگیری است؛ بنابراین، مقیاسهای ساخته شده از بزهکاری با کمک آیندهنگری غالباً پایایی بیشتری دارند. با در نظر گرفتن امتیازات ذکرشده برای مقیاس بزهکاری آیندهنگر، در اینجا اعتبار و روایی این مقیاس بررسی میشود.
اعتبار[29] ابزار
بخش مهمی از پژوهشهای علوم اجتماعی مخصوص تعریف و تصریح رفتار انسانی، یعنی استفاده از ابزارهای اندازهگیری برای مشاهدة رفتار انسانی هستند (Drost, 2011: 105). اعتبار مفهوم سادهای نیست و افراد مختلف، مؤلفههای آن را بهصورتهای متفاوتی تعریف کردهاند. (Lameck, 2013: 212 & Wiersma, 2010: 2). منظور از اعتبار درونی[30] میزان مطمئنبودن مشاهدات و اندازهگیریهای علمی به صورت معرفهای واقعیت است و اعتبار بیرونی[31] نیز نشان میدهد این معرفها تا چه اندازه در بین گروهها بهطور موجه و پذیرفتهشدهای قابل مقایسهاند (LeCompte & Judith, 1982: 32). تقسیمبندی دیگری نیز از اعتبار وجود دارد که مطابق آن، اعتبار سه نوع است: 1- اعتبار وابسته به معیار[32]، 2- اعتبار محتوا[33] و 3- اعتبار سازه[34] (Carmines & Richard, 1979: 17-23).
برای بررسی اعتبار ابزار بزهکاری نخست از اعتبار محتوا استفاده شده است که این موضوع، دایره معنایی و مفهومی ابزار پژوهش را نشان میدهد. در اینجا بهصورت منطقی و عقلانی معنا و مفاد مفهوم یا متغیر مدنظر را بررسی میکنیم. این کار با استفاده از مبانی نظری، پژوهشهای تجربی، مطالعات کتابخانهای و نظرات کارشناسان و صاحبنظران این حوزه بهویژه با تأکید بر زمینهها و بسترهای اجتماعی- فرهنگی مقوله بزهکاری انجام شده است. پس از تعریف حوزه معنایی و تشخیص ابعاد و مؤلفههای بزهکاری و درنهایت، تأیید اعتبار محتوایی ابزار پژوهش، اعتبار سازه (نظری و تجربی) بررسی و میزان صحتوسقم تعاریف نظری و مفهومی نشان داده شده است. اعتبار سازه، در جایی به کار میرود که استنباطهایی درباره مفاهیم یا سازههای نظری ناشی از عملیاتیکردن آن سازهها بهطور موجه و معتبر به دست بیاید (Martin et al., 2013: 6). اعتبار سازه سه گام متمایز دارد. نخست، تدوین رابطة نظری میان خود مفاهیم، دوم، بررسی رابطه تجربی میان سنجههای مفاهیم و بالاخره، تفسیر و بررسی شواهد تجربی در این چارچوب که اعتبار سازه چگونه سنجه خاصی را توضیح میدهد. فرایند اعتباربخشی الزاماً و بهطور واضح سربار نظریه است (Carmines & Richard , 1979: 23) بهاینترتیب، پژوهش حاضر شواهدی را دال بر اعتبار سازه نظری متغیر وابسته پژوهش (بزهکاری) نشان میدهد پژوهش که مبتنی بر ساختن فرضیههایی دربارة مفاهیم سنجیدهشده و آزمون این فرضیهها و تعیین همبستگی نتایج آنها با سنجش اولیه است. مطالعات متعدد نشان دادهاند که بین جنس و بزهکاری رابطه وجود دارد؛ بهعبارتدیگر، رفتارهای بزهکارانه در میان پسران نسبت به دختران، بیشتر رایج است. نتایج این پژوهش حاضر نیز اعتبار سازه نظری را تأیید میکند؛ بهطوریکه میانگین بزهکاری در بین پسران (92/33) بیشتر از میانگین بزهکاری در بین دختران (25/29) است ]4[ و این تفاوت میزان بزهکاری بین دانشآموزان دختر و پسر، ازنظرآماری تفاوت معناداری را نشان میدهد.
تحلیل عاملی اکتشافی
برای تعیین قابلیت 27 پرسش مقیاس بزهکاری بهمنظور انجام تحلیل عاملی از آزمون KMO استفاده شده که ضریب بهدستآمده از آن، مناسب و رضایتبخش بوده است (90/0=KMO). همچنین، آزمون کرویت بارتلت نیز در سطح 001/0
2). بعد از تشخیص مناسببودن تحلیل عاملی در بین گویهها این تحلیل بر روی گویهها هم انجام شده است. در این تحلیل عاملی از روش تحلیل مؤلفههای اصلی برای تعیین حداقل همبستگی قابل قبول میان هر ارزش و عامل استخراجشده از چرخش متعامد از نوع واریماکس و بارهای عاملی 35/0 استفاده شده است. درخصوص تعداد عاملهای باقیمانده برای چرخش، معیارهای گوناگونی وجود دارد و محققان مختلف از معیارهای مختلفی برای این کار استفاده میکنند. آزمون کیزر[35]، مناسبترین روش برای تحلیل مؤلفههای اصلی معروف است و تعداد عاملهای مناسب را عاملهایی میداند که مقدار ویژه آنها بیشتر از 1 باشد؛ اما از این معیار به طرق مختلف انتقاد شده است. مثلاً مطابق باور فابرینگ و همکاران، استفاده از معیار کیزر تا اندازهای شخصی است. برای مثال، این نمیشود این مسئله را پذیرفت که آیا عاملی مشترک با مقدار ویژه 01/1 قابل قبول است یا خیر؛ اما عامل مشترک با مقدار ویژة 99/0 معنادار نیست (حبیبپور و صفری، 1388: 328). باتوجهبه این موضوع و برای پرهیز از اتکاء صرف به دادههای تجربی بدون توجه به پشتوانه نظری و مفهومی و درحقیقت، برای برقراری تعادل میان شواهد تجربی و فضای مفهومی از معیار پیشین یا فرضی[36] استفاده شده است. در این روش، از عاملها یا ابعاد زیربنایی متغیرها شناخت قبلی وجود دارد و محقق با استفاده از روش تحلیل عاملی آنها را محک میزند. درواقع، در این روش، محقق تعداد عاملها را از قبل مشخص میکند و قبل از اجرای تحلیل عاملی میداند چه تعداد عاملها را به کار ببرد. در این پژوهشپژوهش، باتوجهبه شناخت قبلی از ابعاد و مؤلفههای بزهکاری و نیز با در نظر گرفتن نتایج آماری تحلیل عاملی و مقایسه دو روش معیار کیزر و معیار پیشین یا فرضی تصمیم گرفتهایم تعداد عاملهای استخراجشده 7 عدد باشد. طبق نتایج تحلیل عاملی 7 عامل قوی معنادار با ارزش ویژه بیشتر از 1 و نزدیک به 1 در این مقیاس وجود دارد که این هفت عامل درمجموع، 58درصد از واریانس کل را تبیین کردهاند. مقدار ارزش ویژه برای هرکدام از عاملها به ترتیب 65/7،97/1، 76/1 ،49/1، 17/1، 10/1 و 89/0 بوده است.
جدول 2 گویههایی را نشان میدهد که هر عامل آنها را در بر میگیرد. عوامل استخراجشده خشونت، سرقت، وندالیسم، تقلب امتحانی، مصرف مواد، کجروی جنسی و تخلفات منزلتی نامیده شدهاند. گفتنی است پرسشهایی که در هر عامل با مقیاس اصلی یکسان هستند. گویهای که برخلاف انتظارات نظری بر عامل دیگری بار شده، گویه «مصرف سیگار» بوده است. طبق تعریف تخلفات منزلتی سیگار جزو تخلفات منزلتی محسوب میشود؛ ولی نتایج مربوط به تحلیل عاملی نشان میدهد این گویه در مقایسه با بعد تخلفات منزلتی با بعد مصرف مواد بزهکاری بیشتر همبستگی دارد. مابقی گویهها هم طبق انتظارات نظری بر عاملهای مربوط به خود بار شدهاند.
جدول 2- ماتریس عاملی مقیاس بزهکاری آیندهنگر با استفاده از چرخش واریماکس
|
شماره |
متن گویه |
عامل نخست: کجروی جنسی |
عامل دوم: تقلب امتحانی |
عامل سوم: خشونت |
عامل چهارم: تخلفات منزلتی |
عامل پنجم: وندالیسم |
عامل ششم: مصرف مواد |
عامل هفتم: سرقت |
|
17 |
تماشای فیلمهای غیرمجاز |
79/0 |
|
|
|
|
|
|
|
18 |
ردوبدل کردن عکس و فیلم غیرمجاز |
73/0 |
|
|
|
|
|
|
|
19 |
معاشرت و دوستی با غیرهمجنس |
54/0 |
|
|
|
|
|
|
|
20 |
شرکت در میهمانیهای غیرمجاز |
42/0 |
|
|
|
|
|
|
|
21 |
بازدید از سایتهای غیراخلاقی |
77/0 |
|
|
|
|
|
|
|
11 |
نوشتن پاسخ سئوالهای امتحانی روی دست، زیردستی و... |
|
66/0 |
|
|
|
|
|
|
12 |
نگاهکردن از روی دست دیگران یا نشاندادن برگههای امتحانی |
|
65/0 |
|
|
|
|
|
|
13 |
رد و بدل کردن برگههای امتحانی |
|
75/0 |
|
|
|
|
|
|
14 |
استفاده از موبایل برای تقلب و تبادل جوابها در جلسه امتحان |
|
63/0 |
|
|
|
|
|
|
1 |
برخورد فیزیکی در خانواده یا مدرسه |
|
|
60/0 |
|
|
|
|
|
2 |
آسیبزدن به کسی بهطوریکه نیاز به دکتر و پانسمان داشته باشد. |
|
|
62/0 |
|
|
|
|
|
3 |
حمل چاقو یا اشیاء مشابه |
|
|
46/0 |
|
|
|
|
|
23 |
قهر از والدین و حضورنداشتن در منزل |
|
|
|
62/0 |
|
|
|
|
24 |
دیر برگشتن به خانه |
|
|
|
46/0 |
|
|
|
|
25 |
رانندگی بدون گواهینامه |
|
|
|
40/0 |
|
|
|
|
26 |
ایستادن در مقابل معلم یا والدین و بیاحترامی به آنها |
|
|
|
43/0 |
|
|
|
|
27 |
فرار یا غیبت از مدرسه |
|
|
|
52/0 |
|
|
|
|
7 |
شکستن وسایل پارک و خرابکردن صندلی یا شیر آب در پارک |
|
|
|
|
65/0 |
|
|
|
8 |
نوشتن و نقاشی روی دیوارها و میز و صندلی در مدرسه |
|
|
|
|
66/0 |
|
|
|
9 |
واژگونکردن سطل زباله و ریختن زباله در کلاس |
|
|
|
|
69/0 |
|
|
|
10 |
خسارت به متعلقات مدرسه مثل میز، نیمکت، تختهسیاه، کتاب و... |
|
|
|
|
68/0 |
|
|
|
15 |
مصرف نوشیدنیهای غیرمجاز |
|
|
|
|
|
67/0 |
|
|
16 |
مصرف مواد مخدر |
|
|
|
|
|
72/0 |
|
|
22 |
مصرف سیگار |
|
|
|
|
|
62/0 |
|
|
4 |
برداشتن وسایل از مغازه بدون پرداخت پول |
|
|
|
|
|
|
76/0 |
|
5 |
برداشتن وسایل دوستان یا همکلاسیها |
|
|
|
|
|
|
69/0 |
|
6 |
برداشتن پول از جایی یا از کسی بدون اجازه |
|
|
|
|
|
|
59/0 |
|
ارزش ویژه
|
65/7 |
97/1 |
76/1 |
49/1 |
17/1 |
10/1 |
89/0 |
|
|
درصد واریانس تبیینشده کل |
34/28 |
30/7 |
52/6 |
53/5 |
36/4 |
07/4 |
31/3 |
|
تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم
گذشته از تحلیل عاملی اکتشافی از تحلیل عاملی تأییدی هم برای ارزیابی اعتبار و روایی مقیاس بزهکاری آیندهنگر استفاده شده است. تحلیل عاملی جزو مدلهای اندازهگیری است و این مدلها خود به دو نوع مدل اندازهگیری انعکاسی[37] و مدل اندازهگیری ترکیبی[38] تقسیم میشوند. در مدل اندازهگیری انعکاسی هر نشاندهنده معرف یک اندازهگیری همراه با خطا از متغیر مکنون است و همچنین، در این مدل این کار برای نشاندادن علیت از سازه به نشاندهندهها است؛ یعنی مطابق فرض این روش، اندازهگیریهای مشاهدهشده، تغییر در متغیر مکنون را منعکس میکنند. همزمان با تغییر در سازه مدنظر، تغییر در همه نشاندهنده بارز میشود و کیفیت انعکاس نشاندهندهها نیز بهوسیله بارهای عاملی تعیین میشود. این امر هم به معنای میزان واریانسی است که بهوسیله نشانگرها از متغیرهای مکنون محاسبه میشود. برای اینکه نشاندهندهها بهصورت انعکاسی مدلیابی شوند، توجه به چند نکته ضروری است. نخست آنکه در پس مدل اندازه گیری نظریهای حقیقی وجود داشته باشد. سئوال این است که پژوهشگران چگونه متغیرهای مکنون را نسبت به نشاندهندهها مفهومسازی میکنند؟ اگر متغیر مکنون، علت اندازهگیریهای مشاهدهشده دانسته شود، طرح مسیرها برای مدلیابی بهصورت انعکاسی مشخص میشوند. بهجزفهم نظری نکته مهم هدف مطالعه است. اگر هدف مشخصکردن اندازهگیریهای مشاهدهشده باشد، باید از مدل اندازهگیری انعکاسی استفاده شود؛ زیرا این مدل اثر واریانسهای پسماند برای معادلات مدل اندازهگیری را کاهش میدهد. آخرین نکته مربوط به پیشامد تجربی است.
در بعضی از موقعیتها مثلاً در مراحل اولیه شکلدهی یک مدل، ممکن است تعیین جهت علیت از شاخصها به سازهها مناسبتر باشد. این نوع از موقعیتها مدل اندازهگیری با روش ترکیبی یا تشکیلی را نشان میدهند. در این حالت، یک سازه به شکل ترکیبی از نشاندهندهها تعریف میشود. روش دوم (مدل اندازهگیری ترکیبی) بیانگر مدلهایی است که شامل نشاندهندههای تشکیلدهنده میشوند. براساس نشاندهندههای انعکاسی نشاندهندهها باهم در ارتباط هستند و پدیده زیربنایی یکسانی را اندازهگیری میکنند؛ اما در نشانگرهای ترکیبی این ویژگی وجود ندارد. همچنین، نشانگرهای تشکیلدهنده بهصورت متغیرهای علّی در نظر گرفته شدهاند که در امر شکلگیری متغیر مکنون تأثیر دارند. اگر هدف پژوهش، تبیین اندازهگیریهای مشاهدهشده باشد، باید از مدل اندازهگیری انعکاسی استفاده کرد؛ زیرا این شیوه، اثر واریانسهای پسماند برای معادلات مدل اندازهگیری را کاهش میدهد. برای آنکه نشانگرها در یک روش تشکیلدهنده مدلیابی شوند، باید به سه نکته دانش حقیقی یا نظری، هدف پژوهش و پیشامد تجربی توجه کرد. در مدل اندازهگیری تشکیلدهنده، نشانگرها به جانب متغیر مکنون هدایت شدهاند که آنها باهم متغیر مکنون را میسازند. برای کمک در انجام این تصمیمگیری باید این سئوال را مطرح کرد که آیا تغییر در متغیر مکنون زیربنایی لزوماً به تغییر مشابهی در همه نشانگرها منجر خواهد شد؟ اگر پاسخ منفی باشد، نشانگرها بهصورت تشکیلدهنده یا سازنده در نظر گرفته میشوند (عباسزاده و همکاران، 1393: 114). باتوجهبه این توضیحات، مدل اندازهگیری بزهکاری آیندهنگر در پژوهش حاضر، مدل انعکاسی است؛ زیرا در این مدل، سازه مکنون (بزهکاری) وجود دارد. در این مدل، جهت علیّت از سازه به سمت سئوالات است و تغییر در سازه به تغییر در سنجهها منجر میشود. همچنین، گویهها (سئوالات) ریشة مشترک دارند و با یکدیگر جایگزین میشوند. افزدون یا کاستن یک سئوال قلمرو مفهومی سازه را تغییر نمیدهد و گذشته از آن، در این مدل، باید بین سئوالات همبستگی مثبت و زیادی وجود داشته باشد که جدول شماره 4 این همبستگی را نشان میدهد. در ضمن، در پس مدل اندازهگیری پژوهش، نظریه حقیقی وجود دارد؛ بهعبارتدیگر، طراحی ابعاد و گویههای بزهکاری آیندهنگر، چارچوب نظری حقیقی داشتهاند. هدف نیز تبیین اندازهگیریهای مشاهده شده بوده است. به این صورت که تلاش میشد واریانس یا میزان تغییرات متغیرهای مشاهدهشده توسط سازة بزهکاری (آیندهنگر) تببین شود. هدف مزبور، لزوم استفاده از مدل اندازهگیری انعکاسی را نشان میدهد.
تحلیل عاملی تأییدی در جایی استفاده میشود که پشتوانه تجربی و نظری لازم درزمینه روابط موجود در بین متغیرها وجود داشته باشد. شکل 1 تحلیل عاملی تأییدی مرتبة دو متغیر بزهکاری آیندهنگر را نشان میدهد و درجه آزادی (df) در این مدل 317 است. درحقیقت، درجه آزادی تفاوت بین تعداد عناصر متمایز در ماتریس کوواریانس تحلیلشده و تعداد پارامترهای آزاد در مدل است. در اینجا، فرض شده است هرکدام از نشانگرها تابعی از ابعاد بزهکاری و ابعاد بزهکاری نیز خود تابعی از سازة بزهکاری هستند. همه ضرایب در سطح اطمینان 95/0 درصد، معنادار هستند و مؤلفه تخلفات منزلتی و خشونت، بیشترین ضریب همبستگی را با سازه بزهکاری و مؤلفههای سرقت و وندالیسم، کمترین ضریب همبستگی را با این سازه دارد. باتوجهبه نتایج شکل 1 به نظر میرسد خشونت، سرقت، وندالیسم، تقلب امتحانی، مصرف مواد، کجروی جنسی و تخلفات منزلتی در مقایسه با سازههای مرتبه بالاتر[39] بزهکاری ابعاد موازی[40]تری باهم داشته باشند؛ زیرا میزان ضرایب بین بزهکاری و ابعاد آنها متوسط برآورد شده است.
جدول 3 برخی از مهمترین شاخصهای برازش را نمایش میدهد و یکی از آنها کای اسکوار است که هرچه به 0 نزدیکتر باشد، برازش مطلوب را نشان میدهد؛ زیرا این شاخص از حجم نمونه تأثیر میپذیرد. اگر مقدار کیدو بر درجه آزادی تقسیم شود، اندازه آن در برازش ایدهآل 1 خواهد بود و درصورتیکه مقدار 3 وکمتر از آن شود، این امر نشاندهنده برازش مطلوب است. همچنین، درصورتیکه ریشه میانگین مجذور پسماندهها[41] کمتر از 07/0 باشد، برازش مطلوب را نشان میدهد و وقتی این میزان برابر با 0 است که مدل بهطور کامل برازش یافته باشد. شاخصهای نکویی برازش[42] و نکویی برازش اصلاحشده[43] به حجم نمونه وابسته نیستند و این موضوع نشان میدهد مدل تا چه حد درمقایسه با وجودنداشتن آن، به نحو بهتری برازندگی دارد. این دو شاخص نسبت به سایر مشخصههای برازندگی اغلب بزرگتر هستند و به همین دلیل، بعضی از پژوهشگران نقطه برش 95/0 را برای آنها پیشنهاد کردهاند. براساس این قرارداد، مقدار نکویی برازش و نکویی برازش اصلاحشده، باید برابر یا بزرگتر از 90/0 باشد تا مدل مدنظر پذیرفته شود. یکی از شاخصهای نسبی شاخص نرمشده برازندگی[44] است که به فرضیات مجذور کیدو نیاز ندارد؛ زیرا دامنه این شاخص بین 0 و 1 قرار دارد و یک مدل مطلوب محسوب میشود. بنتلر و بونت مقادیر شاخص نرمشده برازندگی برابر یا بزرگتر از 90/0 را در مقایسه با 0 بهصورت معیار خوببودن برازندگی مدلهای نظری توصیه کردهاند؛ درحالیکه برخی از پژوهشگران از نقطه برش 80/0 استفاده میکنند (کلانتری، 1392: 155؛ شوماخر و لومکس، 1388: 221؛ قاسمی، 1389: 268؛ هومن، 1384: 85) در تمام موارد، برازش گزارششده از مقدار مطلوب بیشتر است و به همین دلیل، مدل ما مدل مناسبی محسوب میشود.
شکل 1- مدل سنجش بزهکاری آیندهنگر تحلیل عاملی- تأییدی
جدول 3- شاخصهای برازش تحلیل عامل تأییدی شاخصهای بزهکاری آیندهنگر
|
گروهبندی شاخصها |
نام شاخص |
اختصار |
مدل نهایی |
برازش قابل قبول |
|
شاخصهای برازش مطلق |
کای اسکوئر Chi-square |
X2 |
40/921 |
- |
|
شاخص نیکویی برازش Goodness-of-fit index |
GFI |
88/0 |
90/0 > GFI |
|
|
شاخص نیکویی برازش اصلاحشده Adjusted goodness-of-fit index |
AGFI |
90/0 |
90/0 > AGFI |
|
|
شاخصهای برازش تطبیقی |
شاخص برازش هنجارنشده Non-normed fit index |
NNFI |
92/0 |
90/0 > NNFI |
|
شاخص برازش هنجارشده Normed fit index |
NFI |
91/0 |
90/0 > NFI |
|
|
شاخص برازش تطبیقی Comparative fit index |
CFI |
90/0 |
90/0 > CFI |
|
|
شاخصهای برازش مقتصد |
شاخص برازش مقتصد هنجارشده Parsimonious normed fit index |
PNFI |
75/0 |
50/0 > PNFI |
|
ریشه میانگین مربعات خطای برآورد Root mean squared error of approximation |
RMSEA |
06/0 |
08/0 < RMSEA |
|
|
کای اسکوئر بهنجارشده به درجه آزادی |
X2/df |
90/2 |
مقدار بین 1 تا 3 |
اعتبار همگرا[45] و اعتبار واگرا[46]
جدول 4 و 5 نشاندهنده اعتبار همگرا و اعتبار واگرا هستند. در مدلهای عاملی اعتبار همگرا موقعی تأیید میشود که هرکدام از متغیرهای مشاهدهشده، بهطور معناداری بر متغیرهای پنهان بار شوند؛ بهعبارتدیگر، هنگامی که ضرایب، تقریباً بیش از دوبرابر خطای استاندارد برآورد شوند. طبق اطلاعات جدول 5 و همچنین، مدل سنجش بزهکاری آیندهنگر، هرکدام از متغیرهای مشاهدهشده بهطور معناداری بر متغیرهای پنهان (عوامل) بار شدهاند. اعتبار همگرای این پژوهش، بهدلیل بارهای عاملی چشمگیر – یعنی بیش از 50/0- برای هرکدام از گویهها (جدول 5) تأیید میشود. این موضوع، درباره تمام برآوردهای پارامترها بهجز پارامتر (λy25) یعنی «رانندگی بدون گواهینامه» در بعد تخلفات منزلتی بزهکاری صدق میکند. جدول 4 همبستگی بین گویهها با یکدیگر و نیز با نمره کل بزهکاری را نمایش میدهد. بین گویههای موجود در این جدول رابطه معناداری وجود دارد که با علامت ستاره نشان داده شده است. همبستگی معنادار بین گویهها نشاندهنده اعتبار همگرا و همبستگی ضعیف بین آنها نشاندهنده اعتبار واگرا پژوهشاست. نکته اصلی برای گروهبندی متغیرها در حیطه خاص، این است که چنانچه ضریب همبستگی جدول ماتریس همبستگی کمتر از 3/0± باشد، نشاندهنده حداقل میزان، میزان 4/0± بیانگر مهمبودن متغیر و 5/0± بیانگر اهمیت اساسی متغیر در این حیطه است؛ اما چنانچه ضریب همبستگی کمتر از 3/0± محاسبه شود، محقق باید بررسی کند که آیا کاربرد تحلیل عاملی برای ابزار مناسب است یا خیر (محمدبیگی، 1393: 1163). مطابق ضرایب موجود در سطر آخر جدول 4 مشاهده میشود گویههای وندالیسم، تقلب امتحانی، مصرف مواد و نیز تعدادی از گویههای کجروی جنسی با ضریب همبستگی بیشتر از 50/0 اهمیت اساسی این متغیرها (ابعاد) را در حیطة بزهکاری نشان میدهند. همچنین، وجود ضرایب همبستگی بیشتر از 40/0 میان گویههای مربوط به خشونت و تخلفات منزلتی با سازه بزهکاری بیانگر مهمبودن این متغیرها در تشکیل سازه بزهکاری است. ضرایب همبستگی گویههای سرقت نیز با میزان 30/0 نشاندهنده همبستگی کم و درنتیجه، اهمیت کم این گویهها در این سازه است. در اینجا کجروی جنسی بیشترین ضریب همبستگی و گویههای بعدی سرقت، کمترین ضریب همبستگی را با بزهکاری کل دارند. درمجموع، همبستگی هرکدام از سئوالات با مفهوم اصلی (بزهکاری کل) بیشتر از همبستگی موجود بین سئوالات است؛ بنابراین، اعتبار همگرا و اعتبار واگرای مقیاس بزهکاری تأیید میشود.
جدول 4- ضرایب همبستگی گویهها با یکدیگر و با نمره کل بزهکاری
همچنین، اطلاعات این جدول، بیانگر ضرایب همبستگی گویهها با یکدیگر و با نمره کل بزهکاری است. این جدول همبستگی زیاد میان عوامل هفتگانه استخراجشده با نمره کل بزهکاری و همبستگی ضعیف هفت عامل وندالیسم، مصرف مواد، تخلفات منزلتی، خشونت، کجروی جنسی، سرقت و تقلب را نیز با یکدیگر نشان میدهد. این نتایج بیانگر اعتبار واگرا هستند که در این اعتبار، ضریب همبستگی هر سئوال با حیطههای دیگر، باید کمتر از ضریب همبستگی آن سئوال با حیطههای مربوط به خودش باشد. ابزار موفق بهجز همگرایی با ابزارهای دیگری که سازه مشابه را اندازهگیری میکنند، باید با ابزارها یا مقیاسهای مفاهیم دیگری که نظریه را با مفهوم کانونی پیوند میزنند نیز بسیار همبستگی داشته باشد. اعتبار همگرا لازم اما ناکافی است و به میزان این اعتبار، اعتبار تفکیکی ضرورت دارد؛ زیرا این اعتبار حساسیت ابزارها را در سنجش پدیدهای غیرمربوط بررسی میکند و میزان ابهام یا گستردهبودن مفهوم را نشان میدهد (محمدبیگی، 1393: 1163). همچنین، در اعتبار واگرا همبستگی بین عوامل نباید از 70/0 (بهصورت نشانه سنجه تمایز) بیشتر شود. نتایج جدول 5 بیانگر وجود اعتبار واگرا و همگرا است. مقدار همبستگی بین ابعاد بزهکاری با مفهوم کانونی پژوهش (بزهکاری) بیشتر از همبستگی بین ابعاد بزهکاری است و این موضوع، اعتبار واگرا را نشان میدهد؛ زیرا در اینجا ضریب همبستگی هر بعد با ابعاد دیگر، کمتر از ضریب همبستگی آن بعد با حیطههای مربوط به خودش (بزهکاری) است. درحقیقت، ضرایب همبستگی در جدول 5، بهطور معناداری با وحدت عوامل دیگر تفاوت دارند.
جدول 5- ضرایب همبستگی عوامل با یکدیگر و با نمره کل بزهکاری
|
عامل |
وندالیسم |
مصرف مواد |
تخلفات منزلتی |
خشونت |
کجروی جنسی |
سرقت |
تقلب امتحانی |
|
وندالیسم |
00/1 |
|
|
|
|
|
|
|
مصرف مواد |
**29/0 |
00/1 |
|
|
|
|
|
|
تخلفات منزلتی |
**44/0 |
**57/0 |
00/1 |
|
|
|
|
|
خشونت |
**38/0 |
**38/0 |
**55/0 |
00/1 |
|
|
|
|
کجروی جنسی |
**32/0 |
**55/0 |
**61/0 |
**39/0 |
00/1 |
|
|
|
سرقت |
**39/0 |
**37/0 |
**32/0 |
**29/0 |
**27/0 |
00/1 |
|
|
تقلب امتحانی |
**49/0 |
**36/0 |
**52/0 |
**37/0 |
**56/0 |
**18/0 |
00/1 |
|
بزهکاری کل |
**65/0 |
**63/0 |
**72/0 |
**62/0 |
**84/0 |
**44/0 |
**76/0 |
پایایی را معمولاً با مطمئنبودن، ثبات، همسانی، امکان پیشبینی و دقت یا صحت مترادف میدانند. روایی همسازی اندازهگیری در گذر زمان یا ثبات اندازهگیری در وضعیتهای مختلف است؛ بنابراین، رایجترین تکنیک قابل استفاده برای برآورد پایایی سنجش همخوانی، ضریب همبستگی و در بیشتر اوقات، ضریب پایایی است. در جدول 6 ضریب «مجذور همبستگی چندگانه[48]» برای متغیرهای آشکار یا نشانگر، نسبت واریانس تبیینشده این متغیرها را بهوسیله متغیرهای مکنون نشان میدهد. اعتبار یا پایایی شاخصها ازطریق مجذور همبستگی چندگانه (R²) ارزیابی میشود. نتایج R² در جدول 6 ارائه شده است. مقادیر R² بیانگر سهم واریانس هر شاخص است که این سهم، بهوسیله متغیر نهفته مربوط تبیین میشود (بقیه واریانس ناشی از خطای اندازهگیری است). مقدار زیاد R² اعتماد و پایایی زیاد شاخص مدنظر را نشان میدهد (کلانتری، 138:1392). برای مثال پایاترین شاخص مربوط به اندازهگیری زیرمقیاس«کجروی جنسی» و ناپایاترین شاخص، مربوط به اندازهگیری زیرمقیاس سرقت است.
جدول 6- نتایج تحلیل عاملی تأییدی وسیلة اندازهگیری و مشخصات اعتبار و پایایی مدل اندازهگیری و بار گویههای بزهکاری آیندهنگر
|
مقیاس و زیرمقیاس ها |
آلفای کرونباخ |
مجذور همبستگیهای چندگانه برای متغیرهای x , y |
بار عاملی استانداردشده گویهها |
شاخصهای پژوهش |
|
|
خشونت |
60/0 |
25/0 |
**51/0
|
درگیری خیابانی یا زدوخورد فیزیکی در خانواده یا مدرسه |
(λy1) |
|
36/0 |
**62/0
|
آسیبزدن به کسی بهطوریکه نیاز به دکتر و پانسمان داشته باشد. |
(λy2) |
||
|
36/0 |
**61/0
|
حمل چاقو یا اشیاء تیز و کشنده |
(λy3) |
||
|
سرقت |
56/0 |
34/0 |
**59/0
|
برداشتن وسایل از مغازه بدون پرداخت پول |
(λy4) |
|
28/0 |
**53/0
|
برداشتن وسایل دوستان یا همکلاسیها |
(λy5) |
||
|
25/0 |
**51/0
|
برداشتن پول از جایی و یا از کسی بدون اجازه |
(λy6) |
||
|
وندالیسم |
72/0 |
36/0 |
**61/0
|
شکستن وسایل پارک و خرابکردن صندلی یا شیر آب در پارک |
(λy7) |
|
36/0 |
**60/0
|
نوشتن و نقاشی روی دیوارها و میز و صندلی در مدرسه |
(λy8) |
||
|
54/0 |
**72/0
|
واژگونکردن سطل زباله و ریختن زباله در کلاس |
(λy9) |
||
|
47/0 |
**69/0
|
خسارتزدن به متعلقات مدرسه مثل میز، نیمکت، تختهسیاه، کتاب و... |
(λy10) |
||
|
تقلب امتحانی |
81/0 |
59/0 |
**78/0
|
نوشتن پاسخ سئوالهای امتحانی روی دست، زیردستی و... |
(λy11) |
|
64/0 |
**80/0
|
نگاهکردن از روی دست دیگران یا نشاندادن برگههای امتحانی |
(λy12) |
||
|
60/0 |
**79/0
|
ردوبدل کردن برگههای امتحانی |
(λy13) |
||
|
32/0 |
**56/0
|
استفاده از موبایل برای تقلب و تبادل جوابها در جلسه امتحان |
(λy14) |
||
|
مصرف مواد |
65/0 |
46/0 |
**69/0
|
مصرف مشروبات الکلی |
(λy15) |
|
42/0 |
**65/0
|
مصرف مواد مخدر |
(λy16) |
||
|
46/0 |
**69/0
|
مصرف سیگار |
(λy17) |
||
|
کجروی جنسی |
83/0 |
77/0 |
**88/0
|
تماشای فیلمهای غیرمجاز |
(λy18) |
|
64/0 |
**82/0
|
ردوبدل کردن عکس و فیلم غیرمجاز |
(λy19) |
||
|
36/0 |
**59/0
|
معاشرت و دوستی با جنس مخالف |
(λy20) |
||
|
29/0 |
**55/0
|
شرکت در پارتیهای مختلط دوستانه |
(λy21) |
||
|
59/0 |
**76/0
|
بازدید از سایتهای غیراخلاقی |
(λy22) |
||
|
تخلفات منزلتی |
70/0 |
25/0 |
**50/0
|
فرار از منزل |
(λy23) |
|
36/0 |
**59/0
|
دیر برگشتن به خانه |
(λy24) |
||
|
21/0 |
**46/0
|
رانندگی بدون گواهینامه |
(λy25) |
||
|
27/0 |
**52/0
|
ایستادن در مقابل معلم یا والدین و بیاحترامی به آنها |
(λy26) |
||
|
33/0 |
**59/0
|
فرار یا غیبت از مدرسه (λy1)+96 |
(λy27) |
||
|
بزهکاری آیندهنگر کل |
89/0 |
- |
- |
|
|
مجذور همبستگیهای چندگانه، میزان کم روایی برای متغیرهای مشاهدهپذیر و روایی هر معرف عینی، حداقل با مجذور همبستگیهای چندگانه عنوان برای هر معرف، برابر است؛ برایناساس، با در نظر گرفتن مجذورهمبستگیهای چندگانه متغیرهای مشاهدهپذیر پژوهش حاضر در جدول 6 میزان روایی آنها مشخص میشود. همچنین، در این جدول میزان روایی یا پایایی ترکیبی[49] هرکدام از زیرمقیاسهای بزهکاری بهصورت جداگانه بهوسیله ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده که بر مبنای آن، روایی تمامی سازهها نسبتاً مطلوب و زیاد است. در جدول مذکور، میزان معناداری بار گویههای معرفهای مشاهدهپذیر روی سازه مدنظر، بهوسیله کمیت «t» مشخص شده است و علامت «**» معناداری رابطه را در سطح خطای 01/0 و علامت «*» معناداری رابطه را در سطح خطای 05/0 نشان میدهد.
بحث و نتیجه
هدف این پژوهش بررسی اعتبار و پایایی مقیاس بزهکاری در میان دانشآموزان مقطع سوم دبیرستان بوده است. بنا بر دلایلی پژوهشات اخیر سعی کردهاند استفاده از مقیاس بزهکاری آیندهنگر را جایگزین مقیاس بزهکاری گذشتهنگر کنند و در پژوهش حاضر نیز بررسی اعتبار و پایایی این مقیاس ارزیابی شده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی و چرخش متعامد از نوع واریماکس، نشاندهنده اعتبار این مقیاس و همچنین، بیانگر چندبعدی بودن این سازه در بین دانشآموزان است. ابعاد بزهکاری آیندهنگراین موارد بودهاند: خشونت، سرقت، وندالیسم، تقلب امتحانی، مصرف مواد، کجروی جنسی و تخلفات منزلتی که درمجموع، این ابعاد بیش از 58درصد از واریانس کل مقیاس بزهکاری را تبیین کردهاند.
طبق نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دو نیز 7 عامل بهدستآمده، با اطلاعات گردآوریشده بهصورت نسبتاً خوبی برازش داشتهاند. گذشته از آن، مطابق نتایج پژوهش ابعاد خشونت، سرقت، وندالیسم، تقلب امتحانی، مصرف مواد، کجروی جنسی و تخلفات منزلتی بهدلیل داشتن ضرایب نسبتاً متوسط با بزهکاری بیشتر ابعادی موازی و همتراز محسوب میشوند تا سازههای مرتبه بالاتر بزهکاری. برای بررسی پایایی مقیاس بزهکاری نیز از روش آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و زیرمقیاسها استفاده شده است. نتایج نشان میدهد آلفای کل مقیاس بزهکاری آیندهنگر 89/0 و آلفای زیرمقیاسهای بزهکاری هم به میزان مطلوبی به دست آمده است و این امر، پایایی مطلوب مقیاس کل بزهکاری آیندهنگر و زیرمقیاسهای آن را نشان میدهد.
بهطورکلی باتوجهبه نتایج حاصلشده، به دست آوردن اعتبار و روایی مطلوب از مقیاس بزهکاری آیندهنگر، این مطلب را تأیید میکندکه در میان دانشآموزان، با در نظر گرفتن بستر اجتماعی و فرهنگی جامعه ما این مقیاس را باید به کمک ابعاد هفتگانه به کار برد. درواقع، در این مقیاس سعی شده است بهجزمعرفی مقیاس جدیدتر بزهکاری آیندهنگر، وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه محل پژوهش نیز دیده شود و سئوالات و گویههایی مطرح بشوند که ضمن وفاداری به منطق روشهای علمی با فضای فرهنگی و محیط فرهنگی جامعه مدنظر متناسب باشند. باتوجهبه نتایج پژوهش، ابزار بزهکاری آیندهنگر، ابزاری معتبر و پایاست و برای استفاده و کاربرد در جامعه پژوهش مدنظر، بهاندازه کافی اعتبار و پایایی دارد. گفتنی است در این پژوهش ابزار ساختهشده برای سنجش بزهکاری و آزمون و ارزیابی اعتبار و پایایی آن، پژوهش محدود به گروه سنی کمتر از 18 سال بوده است و یافتههای آن به همین گروه تعمیم داده میشوند؛ بنابراین، باید تأکید کرد که مفهوم بزهکاری معطوف به تخلفات افراد کمتر از 18ساله است و این مقیاس نیز عمدتاً در دامنه سنی کمتر از 18 سال کاربرد دارد.
پینوشت
]1[در قانون مجازات اسلامی متهم ولگرد تعریف نشده است؛ اما در ماده 273 قانون مجازات عمومی سابق شخص ولگرد را چنین تعریف کردهاند: «کسانی که وسیلة معاش معلوم ندارند و بهدلیل بیقیدی و تنبلی به دنبال کار نیستند، ولگرد محسوب میشوند». قانونگذار اسلامی نهایتاً در سال 1375 عمل تکدی، کلاشی و ولگردی را جرم شناخته و برای افراد مرتکب آن، مجازات مقرر کرده است. در ماده 712 قانون مجازات اسلامی آمده است: «هرکس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش یا ولگردی کند، به حبس از 3-1 ماه محکوم خواهد شد و چنانچه توان مالی داشته باشد، بهجز مجازات مذکور، کلیه اموال بهدستآمده او ازطریق تکدی و کلاشی مصادره خواهد شد» (شامبیاتی، 155:1385).
]2[ البته درصورتیکه پاسخگویان عمداً اطلاعات نادرستی بدهند، «آیندهنگری (فرافکنی) های» آنها نشاندهندة «نیاتشان» نیست؛ باوجوداین، به نظر میرسد این نوع خطاها برای سایر سنجههای خودگزارشی نیز به همین اندازه وجود داشته باشند. در خوداظهاریهای مربوط به تخلفات گذشته، پاسخگویان ممکن است رخدادهای گذشته را نادرست گزارش کنند؛ بنابراین، اگر احتمال قرارگرفتن در مظان اتهام مجرمانه وجود داشته باشد، احتمالاً پاسخگویان انگیزه لازم را برای ارائه گزارشات اریب و تورشدار دارند
]3[ درباره شیوه محاسبه تعداد نمونه در پژوهش حاضر، لازم است این نکات گفته شود: انحراف استاندارد (s) جمعیت پژوهشمدنظر(قسمت قبل از پرانتز لازم نیست چون در ادامه جمله ذکر شده) باتوجهبه در دست نبودن اندازه دقیق درباره میزان پراکندگی (انحراف استاندارد) نمرههای متغیر وابسته در جمعیت پژوهش، اندازه بهدستآمده از مطالعه ابراهیمی (1389) بهصورت برآوردی از مقدار این پارامتر محسوب شده و این مقدار از جمعیت وسیعی از جوانان کشور (5028 نفر) به دست آمده است (برابر با 6/0) . با در نظر گرفتن اینکه مقدار (d) به میزان پراکندگی و درنتیجه، انحراف استاندارد نمرههای پاسخگویان در متغیر وابسته بستگی دارد، مقدار آن کوچک و به میزان تقریبی 04/0 انتخاب شده است. با کوچک انتخابکردن تعمدی مقدار (d) سعی شده است اندازة نمونه، کمی بیشتر از حد معمول برآورد شود. بیشبرآورد اندازه نمونه، به سه دلیل انجام شده است: نخست، اگر بعضی خطاها آمارگیری و استخراج نتایج را در معرض خطر قرار بدهد، نتایج حاصل هنوز هم درجه اطمینان کافی و قابل قبول داشته باشند. دوم، نمونه کافی برای مطالعه گروههای فرعی تشکیلدهنده جامعه در دسترس قرار گیرد و سوم، در چارچوب امکانات موجود (هزینه، زمان، و...) بیشترین میزان دقت احتمالی ممکن را داشته باشیم. دررابطهبا حجم برآورد نمونه در مدلسازی معادلات ساختاری دیدگاههای متعددی وجود دارد و یکی از این دیدگاههای رایج در بین پژوهشگران، تعیین حجم نمونه باتوجهبه نسبت حجم نمونه به پارامتر آزاد برای برآورد است؛ بهطوریکه برخی از منابع حداقل این نسبت را 5 به 1، حد متوسط آن را نسبت 10 به 1 و حد زیاد آن را نسبت 20 به 1 عنوان کردهاند (قاسمی،1390). بدین ترتیب، با در نظر گرفتن چنین معیاری برای پژوهش حاضر و به این دلیل که پارامترهای آزاد برای برآورد 61 و حجم نمونه 829 است، این نسبت حدود 1 به 13 و درواقع، بیش از حد متوسط و نزدیک به حد زیاد میشود.
]4[ در اینجا برای پرهیز از اطالة کلام، از ذکر جزئیات بیشتر درخصوص آمار تخلفات بزهکارانه در میان پسران و دختران، اجتناب شده است. علاقهمندان برای مطالعه بیشتر، به مقاله علیوردینیا و حسنی (1394) مراجعه کنند.
[1] Delinquency
[2] Juvenile Justice System
[3] Status offenses
[4] Parens Patriae
[5] Minor
[6] Past Offenses
[7] Projections of Future
[8] Retrospective
[9] Prospective
[10] Projected
[11] Bias
[12] Instantaneous
[19]Concurrent
[20] Lagged
[21] Declared Intentions
[22] Shaming
[23] Reintegration
[24] Anticipated shame
[25] Cross-Sectional
[26] Content Validity
[27] Construct Validity
[29] Validity
[30] Internal Validity
[31] External Validity
[32] Criterion-Related Validity
[33] Content Validity
[34]Construct Validity
[35] Kaiser
[36] A Prior Criteria
[37] Reflective Measurement
[38] Formative Measurement
[39] Higher Order Construct
[40] Parallel
[41] Root mean squared error of approximation
[42] Goodness-of-fit index
[43] Adjusted goodness-of-fit index
[44] Normed fit index
[45] Convergent Validity
[46] Discriminant Validity
[47] Reliability
[48] Squared Multiple Correlations
[49] Composite Reliabilty