نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جغرافیـا و برنامـهریزی شـهری، دانشـگاه محـقق اردبیلــی، ایـران
2 استادیار، جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه محقق اردبیلی، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Due to security issues and cross-border transportation of people and goods, strengthen of police stations in border regions such as Ardebil province, for increasing security of the border regions is essential. On the other hand, improper distribution of those centers in urban areas, according to different variables, can help reduce their effectiveness and to reduce the feel safe in an emergency time. Recognizing this need, the aim of this study is to analyze the spatial pattern of existing police stations and the introduction of appropriate zones for the establishment of new police stations in the city of Ardabil. Documentary and field methods were used for data collection. In this study, of the 15 main criteria such as distance from populated areas, away from banks, the distance of the terminals, access to main roads, the distance from commercial centers, the distance from existing stations, are used. To analyze the current situation, spatial statistical techniques, such as the average nearest neighbor, the local Moran statistics and to determine the best location of police stations, using the criteria affecting (15 criteria) VIKOR and ANP as multi criteria methods, have been used. Super Decision and Arc GIS10.3 software are used for weighting, analysis, and determine zones. Findings indicate that due to the physical expansion of the city, existing police stations are not covered fully the city areas and some of city areas out of the serving areas.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسأله
امروزه عواملی چون اثرهای رشد جمعیت و گسترش شهرها و نیز پیچیدهشدن مناسبات و تعاملات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و افزایش جرائم و آسیبهای اجتماعی (شایگان و ذوالفقاری، 1381: 38) برقراری امنیت فضا در شهرها را با چالشهای جدّی مواجه کرده است (سجادیان و همکاران، 1394: 2). امنیت از ضرورتها و نیازهای اساسی هر فرد و جامعه تلقی میشود (حسنزاده، 1392: 117) و امنیت فضا یکی از مهمترین اصول تحقق توسعه پایدار در هر کشور است (اصغرروشن و سعادتی، 1391: 154) بهگونهای که شکوفایی هر منطقهای با پایداری امنیت در فضای جغرافیایی آن، ارتباط مستقیم پیدا میکند (یوسفی و همکاران، 1393: 126). آنچه مقوله امنیت و بهدنبال آن، احساس امنیت جامعه را تهدید میکند، بروز روزافزون تهدیدها یا آسیبهای اجتماعی است که از درون و بیرونِ مرزها ریشه میگیرند (اصانلو و همکاران، 1394: 84 Carmona, 2003 :11,). پلیس، بازوی اجرایی دولت، در حوزه امنیت عمومی وظیفه ایجاد و حفظ نظم و امنیت را در کشور بر عهده دارد و یکی از روشهای تأمین امنیت، وجود زیرساختهای مناسب مکانی و توزیع متعادل آنها در شهرها است (Ferguson & Mindel, 2007). محل استقرار این مراکز، در پیشگیری، کنترل و کاهش آسیبها و تهدیدهای احتمالی نقش مهمی دارد (سجادیان و همکاران، 1394: 2) چنانکه هر اندازه امکانات مناسب در دسترس پلیس و شهروندان قرار داشته باشد، زمینههای گسترش ناامنی محدودتر میشوند (بیات، 1392: 10). قرارگیری مراکز انتظامی در خارج از مرکز ثقل شهر، باعث میشود تا قسمت خارج از حوزه خدمات، مکانی مستعد برای بروز آسیب و ناامنی باشد (عبادینژاد و همکاران، 1390: 55).
شهر اردبیل، ازجمله شهرهای واقع در استانهای مرزی کشور است که با تهدید آسیبهای اجتماعی مداوم و نیز خطر احتمالی ناشی از تهدیدهای منجر به ناامنی مواجه است. طبق آمار ارائهشده بهوسیله اداره کل زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی استان، در سال ۸۹ تعداد کل زندانیان ۲۱۶۴ نفر بودهاند (دفتر آمار و اطلاعات استانداری اردبیل، 1395) که نسبت به سال ۸۸، ۱۶.۱۲درصد افزایش داشته است. براساس همین گزارش بیشترین میزان نزاع نیز در سال ۱۳۸۶ به تعداد ۳۸۳ فقره بوده است که این موارد در شهر یا نواحی روستایی رخ دادهاند. اغلب اتفاقات نخست به کلانتریها گزارش میشوند؛ بنابراین، توزیع مناسب آنها در شهر، برای بهبود کارایی فضا و رسیدگی قضایی به آنها ضروری است. براساس آمار و مطالعات اولیة میدانی انجامشده به نظر میرسد که کلانتریها در این شهر متناسب با تراکم جمعیت و ویژگیهای جغرافیایی توزیع نشدهاند. این موضوع باعث شده است حس ناامنی و ترس در میان مردم و همچنین، تراکم پروندهها در سایر کلانتریها ایجاد شود؛ برایناساس نیاز به تعیین مراکزی بهوسیله نهادهای مسئول برای خدمترسانی بهتر ضروری به نظر میرسد. درعینحال، ایجاد حس امنیت از اساسیترین نیازهای شهرنشینان در یک شهر پایدار محسوب میشود (بحرینی، 1389: 203). یکی از مهمترین فضاهای شهری موظف به تأمین امنیت در شهرها مراکز پلیس یا همان کلانتریها هستند؛ بنابراین، مکانگزینی آنها نیازمند تحلیل و تصمیمگیری با استفاده از روشهای مناسب است (کامیابی و همکاران،1395: 28). بهاینمنظور لازم است برنامهریزیهای شهری مربوط به مکانگزینی این مراکز باتوجهبه معیارها، ضوابط و واقعیتهای موجود انجام شوند.
ایجاد حس امنیت ازطریق ارتقاء زیرساختهای امنیتی در مناطق مرزی مانند استان اردبیل و شهر اردبیل، یعنی مرکز استان، ضروری است. تاکنون پراکنش مکانی و الگوهای توزیع فضای مراکز انتظامی این شهر با هدف تعیین پهنههای مناسب مکانگزینی بررسی و تحلیل نشدهاند؛ به همین دلیل انجام این پژوهش ضرورت دارد. هدف اصلی ما تحلیل توزیع فضا و تعیین پهنههای مناسب برای مکانگزینی کلانتریهای جدید با استفاده از روش تصمیمگیری چندمعیاره (VIKOR) در نرمافزار GIS است. باتوجهبه مسئله ضرورت و هدف پژوهش و اکتشافی بودن آن، این پرسشها مطرح شدهاند: 1- وضعیت فعلی ایستگاههای پلیس در شهر اردبیل، چگونه است؟ 2- پراکنش فضای ایستگاههای پلیس در این شهر از چه الگویی تبعیت میکند؟ و 3- پهنههای مناسب برای مکانگزینی کلانتریهای جدید در آن کداماند؟ این مقاله در 6 بخش کلیدی شامل مقدمه، پیشینه، مبانی نظری، روش، یافتهها و بحث و نتیجه مرتب شده است.
پیشینه پژوهش
توردای (2012) با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و الگوریتم ژنتیک، فضای موقعیت ایستگاههای پلیس را در بین شهرستانهای هشتادگانه ایالت اوهایو تحلیل کرد. نتایج پژوهش او نشان میدهد که احداث مراکز جدید انتظامی در شهرهای این ایالتها الزامی است. همچنین، ایستگاههای پلیس با رعایت تناسب فاصله از هم باید در نزدیکی مناطق جرمخیز قرار گیرند. سلیمیفر و همکاران (1390) در پژوهش خود، با عنوان «مکانگزینی کلانتریهای پلیس، منطقه مورد مطالعه شهر بوشهر» مکانگزینی کلانتریهای پلیس را ارزیابی کردهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که نماگرهای جمعیتی، مجاورتهای مکانی، زیرساخت اقتصادی اجتماعی و سیاستهای کلان انتظامی نماگرهای اثرگذار بر مکانگزینی مراکز کلانتری هستند. مکانیکی و همکاران (1381) با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی زمینهای شهر بیرجند را برای ایجاد مراکز انتظامی اولویتبندی کردهاند. پژوهش آنها نشان میدهد که مراکز انتظامی موجود، بهجز مراکز انتظامی واقع در سایت اداری پهنة مناسب و متوسط و موقعیتی مناسب دارند. رمضانزاده و همکاران (1381) در پژوهش خود، با استفاده از الگوریتمی ابتکاری برای تصمیمگیری چندشاخصه در محیط فازی منطقه انتظامی برتر را انتخاب کردهاند. نتیجه این تحقیق نشان میدهد که فرآیند معرفیشده، توانایی مدلسازی و ارزیابی را با استفاده از دادههای کیفی دارد و بنابراین، در مسائل تصمیمگیری گسترده، اجراشدنی است. سلیمیفر و همکاران (1390) مدلی را برای شناسایی عوامل مؤثر بر مکانگزینی کلانتریهای پلیس ارائه کردهاند. آنها از معیارهایی مانند جمعیت، مجاورتهای مکانی، اقتصادیاجتماعی، زیرساخت، جرمخیزی و سیاستهای کلان انتظامی بهره بردهاند.
بشیری و ربانی (1392) کلانتریها را برای بیشترکردن خدمات و کاهش هزینهها مکانگزینی و یک الگوی ریاضی را بهمنظور یافتن مکان مناسب برای مراکز کلانتری در شهر تهران، بررسی و شبیهسازی کردهاند. آنها نتیجه گرفتهاند که با طرحریزی مرکز کلانتری، کارایی افزایش و همچنین، فاصله کلانتریها از مراکز عمومی نیازمند به امنیت بیشتر، کاهش یافته است. ارسطو و هاشمی (1390) در مکانگزینی ابنیه انتظامی با روش پدافند غیرعامل، به این نتیجه رسیدهاند که شبکة ارتباطی نقش مهمی در استقرار مراکز انتظامی دارند. ستاک و کریمی (1392) در پژوهش خود، درباره مکانیابی مراکز فوریتهای پلیس با بیشینۀ پوشش زمانی مدلی برای تعیین سطح پوشش این مراکز، ارائه کردهاند. سلیمانی و موسوینژاد (1393) مکانگزینی مراکز جدید کلانتری را در شهر ارومیه، بررسی کردهاند. نتایج، نشان میدهند که بعضی از کلانتریهای این شهر، در مکانهای مناسب مستقر شدهاند. اصانلو و همکاران (1394) نقش توزیع و پراکنش کلانتریها را در ارتقاء احساس امنیت شهروندان تعیین کردهاند و طبق نتایج این پژوهش، کمبود تعداد کلانتریها بر میزان احساس امنیت شهروندان تأثیر مستقیم گذاشته است. سجادیان و همکاران (1394) نظام توزیع فضا و تحلیل مکانگزینی کلانتریهای شهر اهواز را با استفاده از تحلیل سلسلهمراتب ارزیابی کردهاند. براساس نتایج توزیع فعلی کلانتریها در منطقه مدنظر متناسب نیست و بیشتر کلانتریها در قسمتهای مرکزی شهر متمرکز هستند؛ چنانکه نواحی حاشیهای از وجود این مراکز بیبهرهاند. پیرنظر و همکارن (1394) موقعیت بهینۀ کلانتریهای پلیس را با رویکرد MCDM در منطقه 8 تبریز، با استفاده از مدل تاپسیس مشخص و محدودههای مناسب را رتبهبندی کردهاند. حاجیهاشمی و همکاران (1394) در تحقیق خود با جانمایی ایستگاههای پلیس بهوسیله الگوریتمهای فرا ابتکاری ضمن تعیین مکانهای تعیینشده برای احداث مرکز انتظامی مراکز جدید را در شهر اصفهان اولویتبندی کردهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که شبکة ارتباطی و فضاهای عمومی نقش مهمی در مکانگزینی مراکز انتظامی دارند. کامیابی و همکاران (1395) نیز در تحقیقی با عنوان «پیشگیری از جرم، با تأکید بر مکانیابی کانکسهای انتظامی» بهجز عواملی مانند جمعیت و شبکة ارتباطی، نقش جرمخیزی مناطق و شهرت مکانی را در مکانگزینی مراکز انتظامی شهر مهم میدانند.
در یک جمعبندی در اغلب پژوهشهای انجامشدة مرتبط با موضوع مقاله بر ساماندهی، ایجاد تعادل، تقویت و ارتقاء مراکز انتظامی (کلانتریها) تأکید شده است و همچنین، در اکثر آنها برای ارتقاء امنیت شهری به عواملی چون تراکم جمعیت، دسترسی مکانی و توزیع متعادل فضای این مراکز توجه کردهاند. برایناساس در این تحقیقها بر نقش مؤلفههای مختلف جغرافیایی در ایجاد امنیت فضا تأکید شده است.
مبانی نظری پژوهش
مفاهیم پژوهش
الگوی فضا
تعریف الگوی فضا شکل جغرافیایی از چیدمان نقاط، خطوط و سطوح حاصل از روابط بین آنهاست. بهعبارتی الگوی فضا اشکال پدیدههای جغرافیایی حاصل از بر هم کنش عناصر جغرافیایی است (علوی و همکاران،1390: 12).
کلانتری
کلانتری واحدهای آخرین رده اجرایی است و در منطقه مدیریت پایه قرار میگیرد که برقراری ارتباط میان آنها با مأموران اجرایی عملیات است. درواقع کلانتری مهمترین واحد سازمانی ناجا است که وظایف اصلی انتظامی بهوسیله آن اجرا میشود؛ چنانکه بهطورکلی عملکرد و نتایج کار در نیروی انتظامی ازطریق کلانتری خلاصه میشود (عبدی و جزینی، 2:1391). پلیس، در مقام بخشی از اهرم اجرایی حکومت (Wong, 2008: 8) موظف است از وقوع جرم و بینظمی پیشگیری کند و قوانین مصوب ابلاغشده را اجرا کند. نیروهای پلیس با بهرهمندی از اختیارات مدنی که مردم به آنها اعطا کردهاند، مقررات را در جامعه، برخلاف میل بعضی از افراد اعمال میکنند. اموری مانند مقابله با هنجارشکنان و ناقضان قانون اساسی و دیگر قوانین حافظ حقوق عمومی در اولویت کار این نیروها قرار میگیرند (قهرمانی، 80:1391) بنابراین، در شهرها و بهویژه در شهرهای کشورهای درحالتوسعه، وجود فضاهای مناسب برای ایجاد امنیت، یعنی کلانتریها الزامی است.
شعاع عملکردی
تعیین سطوح عملکرد مراکز خدماتی یکی از انواع تحلیلها در سامانه اطلاعات جغرافیایی است. در این تحلیل با تعیین شعاع عملکرد استاندارد توسط تحلیلگر، سطوح خدماتی هرکدام از مراکز خدماتی مشخص میشود؛ بنابراین شعاع عملکردی کلانتریها حداکثر مسافتی است که یک خودرو پلیس در کمترین مدت طی میکند (رهنما، 1392: 8). این شعاع ازنظر فاصله مکانی 1500 متر در نظر گرفته شده است.
نظریههای پژوهش
مکانگزینی فعالیتی برای انتخاب مکان مناسب، برای کاربردی خاص است که قابلیت و توان یک منطقه را ازلحاظ وجود زمین مناسب و نیز ارتباط آن را با دیگر کاربریهای شهری تجزیهوتحلیل میکند (عادلی، 1390: 129). همه نماگرهای استفادهشده در مکانگزینی نسبت به نوع کاربردشان متفاوت هستند و همگی برای انتخاب مکان مناسب همسو میشوند (علوی و همکاران، 1390: 86) بهصورتی که استفاده از این نماگرها در قالب سامانههای اطلاعات جغرافیایی دستیافتنی است. کشور آلمان مرکز ثقل نظریههای مکانگزینی است. قدیمیترین مدل مکانگزینی متعلق به شافل در سال 1878 است که نظریه خود را برمبنای مدل جاذبه، ارائه کرد. لانهار در سالهای 1885تا1882 میلادی نظریه مکانگزینی خود را مطرح کرد؛ اما چارچوب علمی این نظریه را وبر آلمانی در سال 1909 میلادی بنیان نهاد. سپس لوش و کریستالر با بسط و توسعه این نظریه، نظریههای مختلفی در حوزة مکانگزینی فعالیتها ارائه کردند و درنهایت، هوور این نظریه را به بلوغ و کمال رساند (پاپلی،1390: 178). همزمان با گسترش شهرها مسائلی ازقبیل محدودیت منابع و فقدان مکانگزینی کاربریهای خدماتی در شهر، متخصصان مرتبط با شهر را به اتخاذ تدابیر و راهبردهایی برای فائقآمدن به این نابسامانیها ملزم کرد که یکی از این راهبردها مکانگزینی بهینه است (فرجزاده و رستمی، 1393: 134). درحقیقت، مکانگزینی سلسله عملیات، اقدامات و تمهیداتی است که بهدنبال ایجاد یا انتخاب وضعیت مکانی مناسب برای فعالیتها است (یغفوری، 1382: 8). این فرآیند معمولاً 2 مرحله است: 1- نمایش و تشکیل گزینهها: مشخصکردن سایتهای محدودی از سطح وسیع جغرافیایی زمین که مقداری از عوامل مکانگزینی را داشته باشند و 2- ارزیابی و بررسی دقیق سایتها برای انتخاب بهترین آنها (Chang et al., 2008: 2245). در بحث مراکز نظامی و انتظامی نیز همانند سایر خدمات، توجه به مکانگزینی صحیح ضروری است. در مکانگزینی این مراکز عوامل و زمینههای بسیاری دخیل هستند که بهطورکلی آنها را در عوامل انسانی و طبیعی خلاصه میکنند (پایداری ملی، 1391). درمجموع، مکانگزینی مراکز انتظامی از اصول آمایش شهری تلقی میشود که در برنامهریزیهای مربوط به فضا باید به آنها توجه کرد.
روششناسی پژوهش
محدوده پژوهش
محدودة جغرافیایی انتخابشده برای این پژوهش، شهر اردبیل در شمال ایران است که در مختصات جغرافیایی 38° 14′ 56.7″ N شمالی و 48° 17′ 55.12″ E شرقی قرار گرفته است. این شهر، تا سال 1395 ه.ش. 530هزار نفر جمعیت و 7هزار هکتار، مساحت داشته است. درحالحاضر 15 ایستگاه پلیس در شهر وجود دارند که پراکندگی آنها در شکل (1) نشان داده شده است.
شکل 1- محدوده پژوهش و پراکندگی کلانتریها
روش و دادههای پژوهش
این پژوهش بهلحاظ هدف کاربردی و ماهیت و روش تحقیق نیز توصیفیتحلیلی است. نخستین دستة اطلاعات لازم مربوط به مکان کلانتریها است. این دادهها شامل مکانهای استقرار 15 ایستگاه در سال 1395 در شهر اردبیل است که از نقشه رقومی شهر استخراج شدند و مبنای تحلیل به روش آمار فضا در جی. آی. اس. قرار گرفتند. دستة دوم اطلاعاتی هستند که از اسناد طرح جامع شهر استخراج شدهاند که این اسناد با تلاش مهندسان مشاور طرح و کاوش (1392) و نیز اسناد دفتر معاونت شهرسازی شهرداری اردبیل (1395) تهیه شده است. این اطلاعات شامل دادهها و نقشههای خام مربوط به متغیرهای پژوهش ازجمله شیب زمین، کاربری زمین، شبکة معابر شهری و تراکم جمعیت هستند و با مراجعه به منابع مکتوب و کتابخانهای، نظرخواهی از استادان و کارشناسان و مطالعه پژوهشهای قبلی استخراج شدهاند. جدول 1 معیارهای استفادهشده در این مقاله را نشان میدهد. برای بیان اهمیت نسبی معیارها از روش ANP و نرمافزار Super Decisions استفاده شده که نتایج آن در جدول (1) ارائه شده است. بعد از مشخصشدن وزن معیارها به روش ANP با استفاده از مدل ویکور در محیط نرمافزار Arc GIS 10.3 معیارها در محدوده مدنظر ارزشگذاری و نقشههای متناسب با آنها تهیه شد. درنهایت نقشه ترکیبی از معیارها استخراج شد که این نقشه، نشاندهنده بهترین مکان برای احداث ایستگاهها است. در
شکل (2) مراحل انجام تحقیق ارائه شده است.
شکل 2 - مراحل انجام پژوهش
جدول 1- معیارها و گستره قابلقبول آنها براساس طرح جامع و تفصیلی شهر
|
وزن به دست آمده به روش ANP |
مقدار فاصله مورد قبول (متر) |
معیار |
ردیف |
|
008/0 |
در شیب بین 0 تا 5درصد |
شیب زمین |
1 |
|
019/0 |
حداقل 1000 متر فاصله |
فاصله از مراکز صنعتی |
2 |
|
031/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از مراکز درمانی |
3 |
|
028/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از مراکز آموزشی |
4 |
|
034/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از مراکز ورزشی |
5 |
|
071/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از مراکز تجاری |
6 |
|
020/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از مراکز فرهنگی |
7 |
|
144/0 |
حداقل 2 و حداکثر 300 |
دسترسی به راه اصلی |
8 |
|
168/0 |
حداقل 1000 |
فاصله از مراکز نظامی موجود |
9 |
|
038/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از سازمانهای دولتی |
10 |
|
030/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از پارکهای داخلی |
11 |
|
106/0 |
حداقل 300 و حداکثر 1000 |
فاصله از بانکها |
12 |
|
098/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از پایانهها |
13 |
|
151/0 |
حداقل 200 و حداکثر 1000 |
فاصله از نقاط پرجمعیت |
14 |
|
046/0 |
حداقل 500 و حداکثر 1000 |
فاصله از تأسیسات شهری |
15 |
مأخذ: نگارندگان (1395) گردآوری از: سجادیان و همکاران 1393؛ کریمی کردآباد و خلیلی 1393؛ علوی و همکاران 1390؛ یزدانی و همکاران 1393؛ سلیمیفر و همکاران 1390
فنون پژوهش
نماگر خودهمبستگی فضای موران[1]
روش خودهمبستگی فضا ازنظر موران یکی از بهترین روشها برای تشخیص خوشهبندی عوارض است. این روش= تشخیص میدهد که آیا نواحی مجاور، بهطورکلی ارزشهای مشابه دارند یا خیر؟ ارزش موران بین 1 و 1 ـ متغیّر است. ارزش نزدیک به 1 نشان میدهد که بهطورکلی نواحی با ارزشهای مشابه (زیاد یا کم) الگویی خوشهای دارند و ارزش نزدیک به 1 ـ نشان میدهد که بهطورکلی نواحی با ارزشهای غیرمشابه در کنار یکدیگر قرار دارند. هر اندازه ارزش نماگر به سمت مثبت و زیاد باشد، نشاندهندة الگوی خوشهای، عدد 0 تصادفیبودن و اعداد منفی نشاندهندة الگوی پراکنده است. ارزش 0 نیز گویای الگویی تصادفی در مکانگزینی کلانتریهای شهر اردبیل است. نماگر موران مطابق این رابطه تعریف میشود:
که در آن n تعداد مشاهدات، xiمقدار متغیر در ناحیه i، xj مقدار متغیر در ناحیه j، x میانگین متغیر در کلیه نواحی و wij وزن بهکاررفته برای مقایسه دو ناحیه i و j است (17 و 9). اگر باشد، خودهمبستگی فضا مثبت است. اگر باشد، خودهمبستگی وجود ندارد و اگر باشد، خودهمبستگی فضا منفی است (9).
روش VIKOR
واژه ویکور از یک کلمه صربی به معنای «بهینهسازی چندمعیاره» و «راهحل توافقی» گرفته شده و روش ویکور، توسط Opricovic در سال 1998 معرفی شده است (عطائی،1389: 87). دلیل انتخاب این روش در تحقیق حاضر این است که تصمیمگیرنده را به راهحلی نزدیک به راهحل جواب ایدئال میرساند و دوم اینکه این تکنیک، نسبت به تکنیکهای موجود در تصمیمگیری چندشاخصه جدیدتر است. الگوریتم پیادهسازی فازی ویکور شامل این گامها است:
مرحله نخست: تشکیل ماتریس تصمیم باتوجهبه تعداد معیارها، تعداد گزینهها و ارزیابی همه گزینهها برای معیارهای مختلف.
مرحله دوم: بیمقیاسکردن ماتریس تصمیم است. در این مرحله، با استانداردسازی اطلاعات، دامنه مقادیر (xij) را که در واحدهای اندازهگیری متفاوت (همچون واحد اندازهگیری رتبهای، درصدی و متریک) وجود دارند، به 1 دامنه استاندارد در حدفاصل بین 0 و 1 تبدیل میکنند. در چنین روندی لایههای نقشه استاندارد که مقایسه و ترکیبشدنی باهم هستند، به دست میآیند (همان: 88):
در این رابطه Xij مقدار اولیه و Fijمقدار نرمالشده گزینه i ام و بعد j ام است.
مرحله سوم: تعیین بردار وزن معیار است و در این مرحله وزنهای (wj) اختصاصیافته به هر صفت را تعیین میکنیم. مجموع وزنها باید بهگونهای باشد که 10 و 1= به دست آید.
مرحله چهارم: تعیین بهترین و بدترین مقدار از میان مقادیر موجود برای هر معیار است. بهترین مقدار معیارهای مثبت و منفی به ترتیب ازطریق این روابط محاسبه میشوند:
بدترین مقدار برای معیارهای مثبت و منفی نیز به ترتیب از این روابط تعیین میشوند:
در این روابط بهترین مقدار j از بین تمام گزینهها و بدترین مقدار j از بین تمام گزینهها است (همان منبع:89).
مرحله پنجم: محاسبه مقدار سودمندی یا حداکثر مطلوبیت (S) و مقدار تأسف (R) است:
که wj مقدار وزن مواد برای معیار j است. در روش برنامهریزی توافقی اگر پارامتر P مساوی 1 باشد، همان مقدار Si به دست میآید:
در روش برنامهریزی توافقی اگر پارامتر P مساوی ∞ باشد، همان مقدار به دست میآید:
مرحله ششم: محاسبه نماگر VIKOR (مقدار Q) است:
در این فرمول ،،، است. در این روابط: = بیانکننده میزان فاصله از حل ایدئال است.
باتوجهبه میزان توافق، گروه v بیانکننده مقدار فاصله از حد ضدایدئال و پارامتر = تصمیمگیرنده انتخاب میشود. در صورت این توافق، مقدار آن بیش از 5/0، در صورت توافق با اکثریت آرا مقدار آن مساوی 5درصد و در توافق کم مقدار آن کمتر از 5/0 خواهد بود. مقدار Q تابعی از Si و Ri بوده که خود این مقادیر، به ترتیب مقادیر فاصله از حل ایدئال، به ازای P=1 و P=∞ در برنامهریزی توافقی است. در این پژوهش این مقدار 5/0 در نظر گرفته شد (همان منبع:90).
مرحله هفتم: مرتبکردن گزینهها براساس مقادیر R، S و Q است. در این مرحله باتوجهبه مقادیر R، S و Q گزینهها در 3 گروه از کوچکتر به بزرگتر مرتب میشوند و درپایان یک گزینه برتر انتخاب میشود که در هر سه آنها بهصورت گزینة برتر شناخته شود. گفتنی است که در گروه Q گزینهای برتر انتخاب میشود که بتواند دو شرط زیر را محقق کند:
شرط 1: اگر گزینه A1 و A2 به ترتیب، نخستین و دومین گزینه برتر در گروه و n بیانگر تعداد گزینهها باشد:
یافتههای پژوهش
تعیین سطح پوشش خدماتی
در پاسخ به پرسش نخست پژوهش، در این بخش وضعیت موجود در ایستگاههای کلانتری شهر اردبیل، ازنظر میزان پوشش فضا بررسی و تحلیل خواهند شد و بهاینترتیب، شعاع عملکردی استاندارد 1500متری کلانتریها تعیین میشود. نتایج حاصل از تحلیل شعاعی نشان میدهند که فاصله کلانتریها نسبت به هم باتوجهبه تمرکز آنها در قسمت مرکزی شهر رعایت نشده است. همچنین، توزیع نامناسب آنها سبب تراکم این مراکز در محدودة مرکزی شهر شده است؛ بهگونهایکه شعاع عملکردی بسیار در هم تنیدهای را در نواحی مرکزی به وجود آوردهاند. برایناساس، ایستگاههای موجود بخشی از شهر اردبیل را پوشش میدهند و قسمتی از جنوب، غرب و قسمتهای حاشیهای شهر خارج از شعاع عملکرد آنها قرار میگیرند. پراکندگی نامناسب این مراکز در شهر مشکلات، کمبودها و نیازمندیهایی در دیگر نواحی ایجاد کرده که در شکل (3) ارائه شدهاند. پس برای اینکه پوشش کاملی از خدمات داشته باشیم، به مکانگزینی مناسب برای کلانتریهای جدید نیاز داریم.
شکل 3 - توزیع و شعاع پوشش عملکردی کلانتریهای موجود، 1395
تعیینالگوی فضای پراکندگی کلانتریها
برای تعیین الگوی پراکندگی فضا ابتدا کلانتریهای موجود از نقشه رقومی شهر اردبیل استخراج شدند. در گام دوم، با اطمینان از صحت آمار، لایههای مربوط به معیارها آمادهسازی شدند و در گام سوم، با استفاده از روش موران عمومی Spatial Autocorrelation Moran’s که برای توصیف ویژگیهای فضای متغیر در کل یک ناحیه به کار برده میشود (صادقینیا و همکاران،1392) در محیط GIS تحلیل الگوی توزیع کلانتریهای موجود (خوشهای، تصادفی و پراکنده) ارائه شد. نتیجه این روش بهصورت نمودار مشاهده و تفسیر میشود (شکل 5). مقدار آماره استاندارد Z در سطح 0.06 و کمتر از 1 و در دنباله توزیع، در ناحیه بیرنگ واقع شده است؛ بنابراین، مکانگزینی کلانتریهای شهر اردبیل الگوی تصادفی دارد. مقدار آماره موران جهانی نیز Value ـ P 0.05-درصد به دست آمده و نزدیک به 0 است. آماره موران با استفاده از 1 ضریب همبستگی بیان میشود و مقدار آن بین اعداد 1- و 1+ در نوسان است؛ بهطوریکه حرکت عدد به سمت 1+ نشاندهنده یک الگوی خوشهای زیاد و حرکت آن به سمت 1- مبین یک الگوی پراکنده است. همچنین، مقدار نزدیک به 0 گویای یک الگوی تصادفی و غیرمعنادار در میزان اطمینان 0.99درصد، بر روی عارضه جغرافیایی یعنی کلانتریهای شهر اردبیل است. بنابراین، الگوی پراکندگی مکان کلانتریهای موجود براساس روش موران، در شعاع حدود 1000 متر از الگوی تصادفی تبعیت میکند (شکل 4).
شکل 4- توابع نماگر موران، برای تحلیل الگوی توزیع کلانتریهای موجود
تعیین پهنههای مناسب مکانگزینی
در این بخش براساس بررسی وضعیت موجود و با استناد به معیارهای مؤثر در مکانگزینی کلانتریها (جدول 1) فرآیند تعیین پهنههای مناسب مکانگزینی انجام شده است. برای تعیین اهمیت نسبی معیارها از روش ANP و نرمافزار
Super Decisionsاستفاده شده است. بعد از مشخصشدن وزن معیارهای انتخابی با استفاده از مدل ویکور در محیط نرمافزار 10.3. Arc GIS معیارها در محدودة مدنظر ارزشگذاری و نقشههای متناسب با آنها تهیه شد و درنهایت، نقشه ترکیبی معیارها استخراج شد که این نقشه، نشاندهنده بهترین مکان برای احداث کلانتریها است. در ادامه پیادهسازی فرآیند تعیین پهنههای مناسب بر اساس مدل VIKOR شرح داده شده است:
تعیین فواصل اقلیدسی
ابتدا فاصله اقلیدسی پارامترها متناسب با شروط تعیینشده برای معیارها و غیرمعیارها در Spatial Analyst به دست آمد (شکل 5).
شکل 5 - فاصله اقلیدسی معیارها
استانداردسازی و ارزشگذاری نقشههای معیار
ارزشگذاری به معنای تعلقگرفتن ارزشی به مقادیر اندازهگیریشده از معیارها برحسب میزان مطلوبیت آنها است. برای مثال وقتی گفته میشود با فاصلهگرفتن بیشتر از راه ارتباطی میزان مطلوبیت برای مکانگزینی کم میشود، این امر به معنای مطلوبیت بیشتر فاصلههای نزدیکتر در واحد متر است (ارزشگذاری معکوس) یا وقتی گفته میشود که با زیادشدن واحد متر مطلوبیت بیشتری دارند (ارزشگذاری مستقیم). استانداردکردن دادهها نیز به معنای همسانکردن دامنة تغییرات آنها در دامنههایی همچون 0 تا 1 است (شکل 6).
شکل 6 - استانداردسازی معیارها
محاسبه مقدار مطلوبیت (S) و مقدار مطلوبنبودن (R)
در این مرحله فاصله هر پیکسل از راهحل ایدئال مثبت، یعنی مقدار سودمندی (S) و مقدار تأسف (R) که بیانگر فاصله نسبی معیار iام از نقطه ایدئال است، برای هرکدام از معیارها محاسبه (شکل 7) و سپس تلفیق آن براساس فرمولهای ارائهشده، در بخش روش تحقیق انجام شد (شکل 8).
شکل 7- مقدار سودمندی یا حداکثر مطلوبیت معیارها
شکل 8- مقدار سودمندی یا حداکثر مطلوبیت (S) و مقدار تأسف (R)
تلفیق و همپوشانی
در این مرحله، باتوجهبه تابع ترکیبی Q نقشههای تولیدشده در مراحل قبلی و در نظر گرفتن نماگر V نقشه مقدار Q که تابعی از Si و Ri بوده، با استفاده از ابزار Calculator Raster در محیط GIS این لایهها جمع شده است. مقادیر Si و Ri به ترتیب مقادیر فاصله از حل ایدئال به ازای P=1 و P=∞ در برنامهریزی توافقی است. جمعآوری لایهها نیز به این صورت بوده که بعد از جمع نمرات استانداردشده وزنی دررابطهبا هر یک از معیارها امتیاز سرجمع هر پیکسل به دست میآید و این امتیاز، نشاندهندة نمره هر پیکسل در مقایسه با پیکسلهای دیگر است. هر اندازه نمره پیکسل به سمت عدد 0 میل میکند، نشانه مطلوبیت بیشتر آن پیکسل برای بهکارگیری درارتباطبا هدف مدنظر است. ارزش بهدستآمده به روش ویکور بین 25/0 مطلوبترین و 93/0 کمارزشترین موقعیتها را برای مکانگزینی نشان میدهند (شکل 9).
شکل 9- پهنههای در اولویت برای مکانگزینی کلانتریهای جدید، برمبنای مدل ویکور
این پژوهش به هدف اصلی خود، یعنی تعیین پهنههای مناسب برای مکانگزینی مراکز جدید پلیس، دست یافت؛ اما برای تکمیل موضوع، در گام بعدی برمبنای پهنههای مناسب مکانگزینی سایتهای پیشنهادی برای احداث کلانتریهای جدید پیشنهاد شدهاند. در تعیین مکان این سایتها از نقشة نهایی مدل ویکور استفاده شده که مجموع معیارهای این پژوهش را مدنظر قرار داده است. همچنین، برای مکانگزینی ایستگاهها به ترتیب اولویت و براساس مجموع معیارها با شماره مشخص شدهاند. این امر به وضعیت اقتصادی، تصمیمگیری مدیریتی، وضعیت ترافیک، بودجه و امکانات نیروی انتظامی و سایر شرایط پویا و دشوار اجرایی بستگی دارد. شکل (10) مکانهای نامزد برای انتخاب و احداث کلانتریهای جدید را نشان میدهد که این مکانها به ترتیب اولویت اجرا پیشنهاد شدهاند.
شکل 10- مکانهای پیشنهادی برای انتخاب مکان کلانتریهای جدید در شهر اردبیل، 1395
نتیجه
باتوجهبه اینکه آرایش مناسب مکان مراکز پلیس در شهر مهم و ضروری است، وجود این مراکز و ایفای نقش مؤثر آنها یکی از عوامل تأثیرگذار بر احساس امنیت در شهرها است. در این پژوهش تلاش شده است ابتدا وضعیت موجود و الگوی پراکندگی کلانتریها با استفاده از روش تحلیل خوشهای موران تحلیل شود. نتایج نشان دادند که توزیع آنها تصادفی است، تعداد کلانتریها برای ایجاد امنیت فضا کافی نیست و پراکندگی آنها نیز وضعیت مناسبی ندارد. سپس با استفاده از مدل ANP وزن معیارها مشخص شدند. وزنهای محاسبهشده نشان دادند که معیارهایی مانند نواحی جمعیتی، فاصله از بانکها و مراکز تجاری و اداری و نیز فاصله از مراکز موجود، در تعیین مکانهای جدید اهمیت بیشتری دارند. در ادامه با آمادهسازی پایگاه دادهها زمینه برای تعیین پهنههای مناسب با استفاده از مدل ویکور در محیط GIS فراهم شد. همچنین، تلاش شده است با تعریف استانداردهای متعارف نقشههای معیار برای معیارهای مهم تعریف شوند. این معیارها شامل این مواردند: شبکههای ارتباطی، بهدلیل دسترسی سریع و آسان، تأسیسات و تجهیزات شهری، بهدلیل احتمال خطرآفرینی، پارکهای داخل شهری، بهدلیل تجمع مردم، بانکها، پایانهها، نقاط پرجمعیت مراکز تجاری و مراکز ورزشی، بهدلیل شلوغی و پرازدحامبودن آنها و اراضی متعلق به سازمانهای دولتی. نتایج اجرای مدل (که در بخش یافتهها بیان شد) پهنههای مناسب برای استقرار کلانتریهای جدید را مشخص کرد. مراکز پرجمعیت مثل حاشیه شهر و محلات نوبنیاد، متعلق به پهنههای با اولویت بیشتر هستند. درپایان نیز برمبنای یافتهها مراکز جدید استقرار مراکز پلیس پیشنهاد شدهاند؛ البته این پهنهها لزوماً بهوسیله مراکز انتظامی تأیید نشدهاند و تصمیمات سیاسی، مالی و مدیریتی درون سازمانی در تغییر این اولویتها تأثیرگذارند.
نتایج بهدستآمده با یافتههای توردای (2012) سلیمیفر و همکاران (1391) مبنی بر نیاز شهر به ایجاد مراکز جدید پلیس، نقش نماگرهای جمعیتی، مجاورتهای مکانی، زیرساخت اقتصادیاجتماعی همسو و درعینحال، با نتایج تحقیق مکانیکی و همکاران (1391) غیرهمسو است. همچنین، نتایج یافتههای رمضانزاده و همکاران (1391) را مبنی بر نقش ابزارهای تصمیمگیری در انتخاب مناسب مکانی و نتایج سلیمیفر و همکاران (1390) را مبنی بر نقش جمعیت بر مجاورتهای مکانی، اقتصادی و اجتماعی زیرساخت در امر مکانگزینی تأیید میکند. گذشتهازآن، نتایج این پژوهش با یافتههای بشیری و ربانی (1392) و یافتههای اصانلو و همکاران (1394) مبنی بر نقش ایجاد مراکز جدید در ارتقاء احساس امنیت، همسو و با نتایج سلیمانی و موسوینژاد (1393) غیرهمسو است. بهجز این موارد، نتایج مقاله با یافتههای سجادیان و همکاران (1394) مبنی بر تمرکز مراکز پلیس در مرکز شهر، همسو است. همچنین، نتایج پژوهش حاضر با یافتههای هاشمی و همکاران (1394) مبنی بر اهمیت فضاهای عمومی غیرهمسو است؛ زیرا در این پهنهها درحالحاضر مراکز پلیس فعال هستند. سرانجام، نتایج با یافتههای کامیابی و همکاران (1395) در زمینة نقش جمعیت و شبکة ارتباطی در مکانگزینی همسو و درعینحال، در زمینة نقش جرمخیزی مناطق و شهرت مکان در مکانگزینی مراکز انتظامی شهر، غیرهمسو است. باتوجهبه نتایج پیشنهادها و زمینههایی توصیه شدهاند که در پژوهشهای آتی برای ارتقاء امنیت شهری با رویکرد مکانی مهم هستند:
1- برای هرچهبهترشدن وضعیت موجود، افزایش تعداد مراکز پلیس یا ایستگاههای پلیس در پهنههای مشخصشده، برای ارتقاء احساس امنیت و کنترل امنیت شهر ضروری است،
2- استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی در مراکز انتظامی برای اشراف اطلاعاتی، بهبود ضریب امنیت شهری و نیز رفع کاستیها ضروری است و
3- مجهزکردن کلانتریها به تجهیزات قوی ماهوارهای، دوربینهای کنترل شهری و تجهیزات هشداردهنده در شهرها به افزایش امنیت شهر در مناطق مرزی کمک میکند.
سرانجام اینکه امنیت هر شهر، برای ارتقاء اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و درمجموع توسعة منطقهای و ملی لازم است؛ درنتیجه سرمایهگذاری در این عرصه هزینه نیست، بلکه بازتولید سرمایه در کشور و گام اصلی توسعه و پایداری کشور است. توجه به این مهم بهویژه در مناطق مرزی بهمراتب ضروریتر است.