نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 مربی، گروه پژوهشی علوم اجتماعی سازمان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، ایراند
2 مربی، گروه پژوهشی علوم اجتماعی سازمان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Safety is the most important Characteristic of public spaces and a prerequisite for citizens to attend in actively utilize these spaces. On the other hand, it is a right for general public to live in secure cities and an obligation for states to provide their citizens with a safe ambience. This article reports the findings of a survey on 300 public spaces in Mashhad in regard with safety. Also the findings of a field research with a sample of 1000 women concerning their safety feeling in urban public spaces are presented. The observed spaces includes parks, city bridges, underpasses and main traffic routes which were evaluated on the basis of physical, symbolic and social dimensions of safety. The findings indicate that underpasses and private passenger transporters are the most insecure situations from respondents point of view. Parks and the area around the interviewees Location fall in the second place. The respondents evaluated buses, Pedestrian bridges and cabs the safest places they have experienced. The deserves special attention is the low level of moral security as around half the respondents feel they are exposed to molestation, being kidnapped so on.The researcher concludes with some suggestion for improving safety in public city spaces.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسأله
فضاهای عمومی شهری ازنظر ویژگیهای کالبدی و کارکرد اجتماعی محیط چشمگیری برای رشد و بالندگی جامعه مدنی هستند. فضای شهری مکانی برای تعاملات، برخوردها و تبادلات اجتماعی و همچنین، محملی برای انواع فعالیتهاست. تشویق مردم به حضور در فضای عمومی یا فراهمکردن امکان دسترسی برابر همه افراد و گروهها به آن، نخستین گام برای دستیابی به عرصه عمومی است و این عرصه، تحقق جامعه مدنی را تضمین میکند. امنیت عمومی همه شهروندان از مهمترین شاخصهای کیفیت فضا است و فضای شهری امن، امنیت و آسودگی خاطر شهروندان را به دنبال دارد. یکی از اولویتهای اساسی در میان تئوریپردازان مسائل شهری توجه به امنیت شهروندان و روشهای ارتقاء آن است؛ بهطوریکه امروزه امنیت، مؤلفهای اساسی در توسعه پایدار انسانی به شمار میرود و افزایش رضایتمندی شهروندان و شکلگیری سرمایه اجتماعی را در ساختار شهری ممکن میکند. بدون ایجاد امنیت، ساختار شهری بهصورت سیستمی از اجزا و عناصر برای سکونت شهروندان و زندگی همراه با رفاه و کرامت انسانی کارایی ندارد.
براساس گزارش سازمان ملل در سالهای 1998 و 1994 توسعه انسانی شامل این موارد است: امنیت اقتصادی ازنظر میزان درآمد، شغل و سرمایهگذاری و امنیت محیطی و جانی. بدون ارتقاء مؤثر مؤلفههای امنیت شهری رضایتمندی شهروندان و تحقق توسعه پایدار شهری فراهم نمیشود و این مؤلفهها عبارتاند از: شکلگیری سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی.
گفتنی است با محور قرار دادن موضوع امنیت زنان، یعنی نیمی از کل جمعیت، در فضاهای عمومی باید فرصتهای برابری فراهم شود و این فضاها شامل این موارد است: آموزش و تحقیق در محیط کار و در همه مشاغل مربوط به شهر و برنامهریزی، فضای شهری، مسکن، تحرک و تردد امن. زنان باید به وسایل حملونقل عمومی دسترسی داشته باشند تا به راحتی و آزادانه جابهجا شوند و از مواهب زندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهر استفاده کنند. زنان همانند مردان حقوق دارند و وقتی که به دیدگاه آنان توجه شود، امنیت شبانهروزی کاملاً تضمین میشود؛ زیرا در زمان خشونت و پرخاشگری آنها نخستین هدف هستند و به همین دلیل، در برنامهریزی شهری باید تجدید نظر شود. یک شهر امن امکان تحرک را برای همه، به ویژه برای زنان فراهم میکند و احساس امنیت در انسجام اجتماعی بسیار تأثیر دارد (زنجانیزاده،1380: 68 - 67).
مشهد یکی از قطبهای گردشگری مذهبی در جهان اسلام بوده و سالانه میزبان میلیونها زائر از داخل و خارج کشور است؛ باوجوداین، مطالعات محدود انجامشده درزمینه احساس امنیت زنان در این شهر، تصویر چندان مثبتی را از وضعیت موجود نشان نمیدهند. مطابق نتایج پژوهش مظلوم خراسانی و اسماعیلی (1389) میانگین احساس امنیت اجتماعی زنان، در یک طیف ۵ قسمتی از یک تا پنج برابر با 06/۲ بوده است که این میزان، وضعیت متوسط رو به پایین را نشان میدهد و در این میان، 1/1درصد افراد احساس امنیت اجتماعی زیادی داشتهاند. این موضوع بیانگر کمبودن میزان احساس امنیت اجتماعی در میان زنان این شهر است. همچنین، در تحقیق زنجانیزاده (1380)میانگین احساس امنیت زنان در بازه 137ـ14 معادل 04/14 به دست آمده است که با حد متوسط، یعنی نمره 70ـ60 بسیار فاصله دارد. از آن گذشته 3/52درصد افراد، نمرهای کمتر از میانگین دریافت کردهاند که این امر بیانگر احساس امنیت کم در میان زنان است. باوجود این مسائل، چنانکه مشهود است، تحقیقات انجامشده قدیمی هستند و در ضمن، با در نظر گرفتن عواملی چون تفکیک انواع فضاهای شهری و قابلیت تعمیم به کل جامعه آماری تاکنون پژوهش جامعی درباره امنیت زنان مشهد انجام نشده است.
برنامهریزان، شهرسازان و نیز محققان مسائل اجتماعی به موضوع امنیت، بهصورت یکی از شاخصهای مهم کیفیت زندگی توجه کردهاند؛ بهاینترتیب، انجام مطالعه درباره فضاهای عمومی و امنیت زنان ضرورت و اهمیت دارد. در مطالعات شهری فضاهای عمومی همواره به شکل بستری اجتماعی هستند که عموم شهروندان از آنها استفاده میکنند؛ بنابراین، این فضاها در صورت امنبودن، گذشته از آنکه آرامش را برای مردم شهر به ارمغان میآورند، میزان تعاملات و فعالیتهای اجتماعی ساکنان را افزایش میدهند و درنهایت، احساس مطلوببودن و رضایت را نیز در شهروندان تقویت میکنند.
در مقابل، احساس ناامنی عوارض و ضایعات روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی دارد و آثار آن بر کیفیت زندگی و بهروزی اقتصادی و اجتماعی درازمدت است. احساس ناامنی تأثیرات روانشناختی گستردهای ایجاد میکند که شامل این موارد است: اضطراب، بیاعتمادی، احساس بیگانگی، انزوا و نارضایتی از زندگی. همچنین، ممکن است انسانهایی که احساس ناامنی میکنند، برای مقابله با ترس خود از مکانهای معین یا افراد غریبه و بیگانه دوری کنند و درنتیجه، فعالیتهای اجتماعی آنها محدود شود.
باتوجهبه تأکید تحقیق حاضر بر جمعیت زنان، اطلاع از میزان احساس امنیت آنها در فضاهای شهری و فراهمکردن روشها و راهکارهایی برای کاهش احساس ناامنی در میان آنان، دوبرابر اهمیت دارد؛ زیرا براساس مطالعات انجامشده در کشور (و البته همسو با مطالعات انجامشده در کشورهای دیگر) زنان در مقایسه با مردان، کمتر احساس امنیت میکنند. این وضعیت، امکان حضور اجتماعی زنان را محدود میکند و با عدالت جنسیتی درزمینه امکان برخورداری و استفاده زنان و مردان از فضاهای عمومی ناسازگار است.
نتایج تحقیقاتی مانند این مقاله، از جانب ارگانهای مختلف، بهویژه سازمان شهرداری برای برنامهریزی و اقدام مناسب درزمینه طراحی و مدیریت شهری، بهمنظور تقویت احساس امنیت در میان شهروندان و بهخصوص زنان استفاده میشود.
باتوجهبه مطالب ذکرشده، این مقاله حاصل پژوهشی میدانی با موضوع احساس امنیت زنان به تفکیک فضاهای عمومی شهر مشهد و نیز کیفیت فضاهای مدنظر براساس شاخصهای امنیت فضاست؛ بهاینترتیب، پرسشهای ما این است: زنان شهر مشهد در هریک از فضاهای مدنظر چقدر احساس امنیت میکنند و وضعیت کالبدی فضاهای عمومی شهری براساس شاخصهای تعریفشده در این تحقیق، تا چه حد الزامات تأمین امنیت را برای شهروندان تأمین میکنند.
براساس این نکات، اهداف اصلی تحقیق، این امور است: بررسی میزان احساس امنیت در میان زنان بیش از 15ساله، به تفکیک فضاهای عمومی شهر و همچنین، بررسی فضاهای عمومی شهر مشهد ازنظر شاخصهای امنیت، به تفکیک نوع فضای شهری.
مبانی نظری
احساس امنیت[1] پدیدهای روانشناختی ـ اجتماعی و ناشی از تجربههای مستقیم و غیرمستقیم افراد از اوضاع و محیط پیرامون است و افراد مختلف بهصورتهای گوناگون آن را تجربه میکنند. ازنظر روششناسی احساس امنیت سازهای چندبعدی است و متناسب با وضعیت اجتماعی و افراد مختلف، به گونههای متفاوت ظهور مییابد و به اشکال مختلف سنجیده و اندازهگیری میشود. بنابراین، احساس امنیت با بسیاری از عناصر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه ارتباط دارد. پژوهشگران برجسته حوزه مطالعات امنیت، توصیفهای مختلفی از این مفهوم ارائه دادهاند که بیانگر چندچهره بودن و ابهام مفهوم امنیت است. پر رمز و راز بودن و قرارگرفتن مفهوم امنیت در هالهای از پیچیدگیهای تئوریکی، ایدئولوژیکی و روزمرگی به قدری زیاد است که بوزان، نظریهپرداز برجسته، میگوید: «هر کوششی برای درک مفهوم امنیت، بدون آگاهی کافی از تناقضات و نارساییهای موجود در خود این مفهوم، سادهاندیشانه است» (تاجیک، 1379: 37). به نظر ماندل، بهطورکلی امنیت[2]به معنای نداشتن دلهره و دغدغه است (ماندل، 1379: 44). بوزان، امنیت را به معنای حفاظت در مقابل خطر (امنیت عینی) احساس ایمنی (امنیت ذهنی) و رهایی از تردید (اعتماد به دریافتهای شخصی) میداند (ماندل، 1379: 52). ولفرز، با تفکیک بعد عینی و ذهنی امنیت، بعد عینی آن را وجودنداشتن تهدید در برابر ارزشهای کسبشده و بعد ذهنی امنیت را نبودن ترس و وحشت از حمله علیه ارزشها تعریف کرده است (بوزان، 1378: 32). احساس امنیت یک فرایند روانی - اجتماعی است که صرفاً بر افراد تحمیل نمیشود؛ بلکه بیشتر افراد جامعه براساس نیازها، دلبستگیها، خواستهها و توانمندیهای شخصیتی و روانی خود در ایجاد یا از بین بردن آن سهم دارند و بر مبنای تمایز میان مرز احساس و واقعیت، احساس امنیت از امنیت واقعی تفکیک میشود (شارعپور و همکاران، 1391: 92).
همچنین، امنیت از بعد سلبی یا ایجابی نیز ارزیابی میشود: امنیت به معنای ایجابی وجود زمینهها و امکانات مناسب است؛ بهطوریکه شهروندان درباره مصونیت ارزشها و حقوقشان، احساس آرامش و اطمینان داشته باشند. وجه ایجابی امنیت را معادل «احساس رضایت و اطمینان خاطر» دانستهاند. امنیت در معنای سلبی وجود نداشتن هرگونه احساس تهدید نسبت به ارزشها و حقوق فردی و اجتماعی یا نترسیدن، وجودنداشتن اجبار و خطر خارجی یا رفع نیازمندیهای فردی و اجتماعی است.
ابعاد امنیت براساس سه معیار تفکیک میشوند:
موضوع: مثلا امنیت مالی، جانی، فکری و عاطفی، امنیت در سطح فردی، امنیت اداری ـ شغلی، اقتصادی، سیاسی، قضائی، فرهنگی، روانی و انتظامی و امنیت در سطح اجتماعی (باباخانلو، 1382 : 19). همچنین، امنیت جانی، مالی، فکری و امنیت جمعی (چلبی، 1375: 79).
قلمرو: مثلا امنیت فردی، اجتماعی، ملی یا داخلی ملی، اجتماعی و انسانی
عینی/ ذهنیبودن: وجه عینی امنیت به معنای کم و کیف انواع آسیبها و مخاطرات تهدیدکننده امنیت جامعه و شهروندان و وجه ذهنی آن هم، بیانگر میزان «احساس امنیت» در میان اعضای جامعه است. همچنین، این وجه شامل این موضوع است که افراد یا شهروندان تا چه حد «احساس» میکنند خود یا ارزشهایشان در معرض تهدید هستند (روی، 1382: 44).
امنیت و جنسیت
آسیبها و پیامدهای ترس از جرائم، برای همه گروههای اجتماعی به یک اندازه نیست و زنان، بنا به برخی مشاهدات و تجارب خود در زندگی بیشتر به این احساس دچار میشوند. کاسکلا و پین معتقدند احساس ترس و ناامنی بهطور چشمگیری از تجارب و خاطرات فرد از فضاهای شهری تأثیر میپذیرد و عموماً این تأثیرپذیری بر حضور افراد، بهویژه زنان در عرصه عمومی اثرگذار است (Koskela & Pain, 2000: 75).
طبق اعتقاد فرارو احساس ناامنی و ترس زنان جوان، بیشتر در اثر ترس از تعرض جنسی است. نوع جنایت درباره زنان و مردان متفاوت است و به همین دلیل، حس امنیت آنان نیز تبعاً تفاوت دارد. عموماً زنان نسبت به مردان بیشتر ترس را احساس میکنند؛ گرچه ممکن است در محیطهای عمومی شهری درزمینه مسائل خشونتبار کمتر از مردان قربانی شوند. بهطورکلی مردان نسبت به زنان، درباره امنیت محیط خودشان احساسی مثبتتر دارند و درحالیکه هم مردان و هم زنان، در تاریکی احساس ناامنی میکنند، میزان این احساس در زنان بیشتر است (بمانیان و همکاران، 1387: 52). براساس دیدگاه وار، زنان کوچکتر از 35 سال عمدتاً ازنظر تجاوز جنسی نگران هستند؛ ولی پس از پا به سن گذاشتن، این ترس در آنها از بین میرود و به شکل جدید، دوباره ظهور میکند. ازنظر او در زنان پیر، ترس از جرم ناشی از آسیبپذیری فزاینده آنان است. طبق اعتقاد برانگارت نیز ترس از خطر آزار و اذیت، بهطور خاص در بین بخشهای آسیبپذیرتر و منزویتر جمعیت بیشتر است و بهویژه، پیرزنها در این بخش قرار دارند (وار، به نقل از علیخواه و نجیبیربیعی، 1385: 113-111).
مسائلی از این قبیل به خلق فضاهای جنسیتی منجر میشوند: قلمروهای متفاوتی که برای زنان و مردان تصور میشود و همچنین، ساخت شهرها به دست مردان؛ زیرا این فضاها به نیازهای مرد متوسط توجه میکنند. ازنظر کارپ، استن و یولز، ماهیت جنسیشده فضاهای شهری نحوه عمل فضای شهری برای محدودکردن تحرکپذیری زنان است. همچنین، این ماهیت، بهلحاظ فیزیکی این محدودیت را با القاء الگوهای حرکت و رفتار بر پایه ترس و دسترسی محدودشده و ازنظر اجتماعی با انگارههایی درباره نقش زنان در جامعه شهری اعمال میکند (مدنیپور، 1379: 124).
امنیت و فضاهای شهری
ابعاد و مؤلفههای محیطی امنیت اجتماعی در سالهای اخیر موضوع تأملات نظری و تحقیقات متعددی بهویژه در حوزه مطالعات شهری بوده است؛ بهطوریکه محققان و نظریهپردازان در این زمینه به مفاهیمی مانند فضای شهری امن و فضاهای غیرقابلدفاع بسیار توجه کردهاند. ازجمله این فضاهای شهری امن، فضایی است که امنیت و آسودگی خاطر سه گروه حاضران، عابران و ناظران را در این سه سطح فراهم آورد:
- کلان: عوامل مؤثر در پیدایش آنومی در جامعه (جامعه فراشهری)
- میانه: عوامل مؤثر در پیدایش آنومی در هر شهر
- خرد: عوامل مؤثر در پیدایش آنومی در مکانها و موقعیتهای شهری (فضاها) (صالحی، 1387: 109).
بهطورکلی مفهوم فضای شهری امن، همه این عوامل مؤثر را در این سطوح سهگانه در بر میگیرد. بهعبارتدیگر، فضای شهری امن در صورتی معنا پیدا میکند که در همه سطوح، عوامل بازدارنده بهصورت مطلوب عمل کنند و سطوح بالاتر به شکل چتر حمایتکننده، مانع ریزش، انتشار و ایجاد ناهنجاری به سطوح پایینتر شوند. همچنین، فضاهای غیرقابلدفاع اماکن و فضاهایی هستند که به کسی تعلق ندارند و کسی از آنها نگهداری نمیکند. این گونه فضاها از دیدها محفوظ هستند و به همین دلیل، فضاهای دنج و مطمئنی برای فعالیتهای غیرمجاز و ناهنجار محسوب میشوند. ازجمله فضاهای بیدفاع شهری زیرپلهای شهری، داخل زیرگذرها، پلهای هوایی، زمینهای فرورفته، گودالها و نظایر اینها هستند (پودراتچی، 1381: 93).
مطالعات فراوانی نشان داده است که نقش کالبدی شهر (برنامهریزی و طراحی شهری) در پیشگیری از جرائم و کاهش آنها بسیار اهمیت دارد و باید به مفاهیم، اصول، پارادایمها و استراتژیهای مربوط به آن توجه کرد. این رویکرد طراحی کارآمد و بهینه محیط مصنوع برای کاهش جرائم شهری محسوب میشود و در بهبود کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی شهروندان بهطور شایستهای تأثیر دارد.
تحقیقی با نام «پروژه فضاهای عمومی»[3]در بیش از 1000 فضای عمومی در سراسر جهان انجام شده است و براساس آن، فضای امن در محلهها زمانی ایجاد میشود که الگوی آن چهار ویژگی داشته باشد. این خصوصیات عبارتاند از:
1- فعالیتها و بهرهوریها[4] ؛ 2- امکان دسترسی و ارتباط[5] ؛ 3- راحتبودن و احساس آرامش[6] و 4- وجود روابط اجتماعی[7].
شکل 1- ویژگیهای فضای امن
وکرل و وایتزمن، برای افزایش ایمنی و امنیت در فضای شهری سه عامل را پیشنهاد میکنند: 1- آگاهی از محیط،
2- امکان مشاهده به کمک دیگران و 3- دسترسی آسان به کمک در صورت نیاز (بمانیان و همکاران، 1387: 51).
در کتاب محیطهای پاسخدهنده هفت معیار لازم برای ایجاد محیطهای پاسخدهنده معرفی شدهاند که شامل این موارد هستند: 1. نفوذپذیری؛ 2. تنوع؛ 3. خوانایی؛
4. انعطافپذیری؛ 5. تناسبات بصری؛ 6. غنای حسی و
7. رنگ تعلق (بنتلی و همکاران، 1382: 117).
جین جیکوبز، نظریهپرداز بزرگ شهری، در تبیین امنیت شهری به این عوامل توجه و بر وجود آنها تأکید کرد: تعامل فضای فیزیکی و فرایندهای اجتماعی سازنده محیط و فعالبودن فضا بهصورت عاملی در ایجاد محیط امن و موفق. جیکوبز، این مؤلفهها را در ایجاد محیط خوب شهری مؤثر میداند: حرکت، استفادههای فعال از سطح خیابان و فعالیتهای خیابانی و مراقبتهای طبیعی از این فعالیتها (بمانیان و همکاران،۱۳۸۷ :۵۱). او در سال 1961 در کتاب زندگی و مرگ شهرهای بزرگ آمریکا پنج معیار را برای محیطی با کیفیت مطلوب معرفی کرد:
1.در نظر داشتن فعالیتهای مناسب پیش از توجه به نظم بصری محیط؛ 2. استفاده از کاربری مختلط هم ازلحاظ تنوع استفاده و هم ازنظر حضور بناهایی با قدمتهای مختلف در یک ناحیه؛ 3. توجه به عنصر خیابان؛ 4. نفوذپذیر بودن (امکان دسترسی) بافت و 5. اختلاط اجتماعی و منعطفبودن فضاها (جیکوبز، ۱۹۶۱؛ به نقل از گلکار، ۱۳80: ۱۰).
اسکار نیومن (1973) سه فاکتور را برای افزایش جرم در محلههای مسکونی بر میشمرد: 1- بیگانگی: مردم همسایگان خود را نمیشناسند، 2- نبودن نظارت: مکانهای وقوع جرم، زمینه ارتکاب جرم را بهراحتی و بدون امکان دیدهشدن مجرم، فراهم میکنند و 3- در دسترس بودن راه فرار: امکان ناپدیدشدن سریع مجرم از صحنه جرم را ممکن میکند. بنابراین، نیومن معتقد است با استفاده از سازوکارهای نمادین شکلدادن به عرصههای تعریفشده، محیط به کمک ساکنانش کنترل میشود (Newman, 1973: 16). همچنین، یکی از محققان هفت ویژگی را برای محیطهای امن بر شمرده است که در این نمودار نشان داده شدهاند:
شکل 2- ویژگیهای محیط امن ازنظر لولین دیویس (2000)
«مؤسسه پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی[8]» یکی از معروفترین نظریههای مربوط به مؤلفههای مکانی امنیت را مطرح کرده است. این رویکرد محیط فیزیکی را به گونهای سازماندهی میکند که وقوع جرم و ترس را با کمکردن حمایت از رفتارهای مجرمانه کاهش میدهد (طاهرخانی، ۱۳۸۱ : ۹۲).
اساسیترین اصول (CPTED) در اصطلاح[9] OTREF خلاصه میشوند و این امر، یعنی مزیت ارتکاب جرم تابعی از میزان تلاش، خطر، هدف و فرصت (برای ارتکاب جرم) است. این اصول موجب شدند فرضیه مجرم حسابگر به وجود آید وبراساس این فرضیه، مجرمان کسانی (فرصتطلبانی) هستند که منافع حاصل از جرم را با مشکلات و سختیهای ارتکاب آن و خطر شناسایی یا دستگیرشدن میسنجند و سپس جرم را انجام میدهند. در چنین موقعیتی طراحی شهری و برنامهریزی ازطریق برنامهها و طراحیهای سنجیده و درست، با معنابخشیدن و تناسبدادن بین فرم و کارکرد و معنای شهری فرصتهای کالبدی را برای وقوع جرم و خطر وقوع آن، کاهش میدهد (طاهرخانی، ۱۳۸۱ : ۹۲).
معماران و شهرسازان با استفاده از روششناسی طراحی CPTED مجال ارتکاب جرم و تبهکاری را کاهش میدهند و کیفیت زندگی را بهبود میبخشند. آنها این کار را براساس به کارگیری طراحی مناسب و هدفمند این روش و در محیط ساختهشده به دست انسان انجام میدهند. درواقع، هدف نظریه پیشگیری از جرم ازطریق طراحی محیطی مشخصکردن وضعیت کالبدی و محیط اجتماعی است که امکان ارتکاب جرم را فراهم میکند یا آن را تسریع میبخشد. در این چارچوب، طرحهای تخصصی CPTED از سه استراتژی اساسی کنترل دسترسی طبیعی، نظارت طبیعی و تقویت منطقهای استفاده میکنند (Atlas & Leblanc, 1994: 12). راهبرد CPTEDازطریق طراحی محیطی و برای جلوگیری از وقوع جرائم شهری و کاهش آنها این گونه تعریف میشود: طراحی فضاهای شهری به صورتی که برای جلوگیری از فعالیتهای نامطلوب اجتماعی از نظارت عمومی استفاده شود. عناصر اصلی این نوع طراحی عبارتاند از:
1- تعریف فضاهای کنترلشده در ساختار شهری؛2- افزایش نظارت طبیعی در معابر و فضاهای شهری؛ 3- تعریف مشخص فضاهای عمومی، نیمهعمومی و خصوصی؛ 4- آفرینش یا ایجاد فرصت برای انجام رفتارهای امن در مناطق ناامن شهر و 5- جلوگیری از ایجاد مکانهای ناامن در مناطق امن شهری (پورجعفر و همکاران، 1387: 77).
بررسی پیشینه تجربی
مطابق اطلاعات پایگاههای داده نشریات علمیپژوهشی کشور، در ایران مطالعات بسیاری درخصوص احساس امنیت، براساس ویژگیهای کالبدی فضاهای شهری انجام شده است.
شبانی و همکاران (1393) شاخصهای امنیت کالبدی را برای پذیرش حضور زنان 60-16ساله در محدوده خیابان سجاد شهر مشهد بررسی کردهاند. براساس یافتههای این مقاله، شاخصهای امنیت اجتماعی پذیرش حضور زنان در فضای شهری منطقه سجاد چنین است:
نخست اینکه مردم با استقبال از حضور زنان، احساس امنیت را برای آنان به وجود میآورند؛ بنابراین، ایجاد کاربریهای جذاب مانند پاساژها و بوتیکهای فروش اجناس، رستورانها و کافیشاپها و مجتمعهای تجاری میزان پذیرش حضور بانوان را افزایش میدهد. ویژگی دوم اینکه حضور دکههای نگهبانی پارکهای محدوده، پشتوانه و تکیهگاهی برای حضور زنان محسوب میشود و در ایجاد امنیت اجتماعی و پذیرش حضور آنها در جامعه مؤثر است. از دیگر شاخصهای امنیت اجتماعی بهخصوص در کلانشهرهایی مانند مشهد، نورپردازی مناسب و صحیح ساختمانها، خیابانها و کمبود گوشههای دنج و بدون نظارت برای پذیرش حضور زنان است. ویژگی چهارم، دسترسی راحت به مناطق مدنظر به کمک تسهیل رفت و آمد وسایل حملونقل عمومی و افزایش تاکسیهای خطی و ایستگاههای امن اتوبوس است که تاحدزیادی به حضور زنان و امنیت آنان کمک میکند.
علیپور و نجفی (1393) راهبردهای اساسی رویکرد CPTED و تأثیر آن را در میزان احساس امنیت زنان )بازه سنی61-40 سال( در پارک کوثر مشهد ارزیابی کردهاند. طبق بررسی آنها میزان وجود شاخصهای رویکرد CPTED در این پارک قابل قبول است و این شاخصها عبارتاند از: میزان نظارت عمومی بر فضا (چشم خیابان) خوانایی محیط، امنیت شبانه و کارایی (بررسی میزان ایمنی و کارایی حملونقل عمومی و نیز میزان ایمنی و کارایی فعالیتها و کاربریهای موجود در فضا باوجود امنیت محیطی).
در تحقیق الیاسزاده و ضابطیان (1389) شاخصهای برنامهریزی شهری مؤثر در ارتقاء امنیت زنان، با رویکردی مشارکتی در بخش مرکزی شهر تهران بررسی شده است. طبق نتایج حاصلشده، هرچه میزان تردد زنان در پهنههای مدنظر بیشتر بوده است، به همان میزان آنها بیشتر احساس امنیت داشتهاند .همچنین، بررسی شاخصهای مدل مفهومی تجربی نشان میدهد میزان احساس امنیت فضا به کمک این عوامل افزایش مییابد: افزایش میزان خوانایی و آشنایی با فضا، ارتقاء شهرت (خوشنامی یا بدنامی( فضاها، نظارت بر فضا و دسترسی به امداد، ارتقاء حیات شبانه فضا و کارایی حملونقل عمومی.
گلی (1390) پژوهشی درباره وضعیت زنان و امنیت در فضاهای عمومی شهری (نمونه: پارک آزادی شیراز) بر روی زنانی با بیش از 15سال سن انجام داده است و این زنان در زمان پژوهش در پارک آزادی تنها بودهاند. مطابق نتایج تحقیق او عوامل محیطی مانند کاربری اراضی، تنوع کاربریهای پیرامون و زمان فعالیت آنها و نیز مجاورتهای مکانی کاربریها بهطورمعناداری با افزایش حس امنیت زنان پاسخگو ارتباط دارد. همچنین، عوامل شخصی مانند سن، تحصیلات، اشتغال و مهاجرت، بهطور معناداری بر میزان احساس امنیت آنان تأثیر نداشته است.
مؤیدی و همکاران (1392) نقش مؤلفههای منظر شهری را در ارتقاء میزان احساس امنیت مردان 30-24ساله در فضاهای عمومی محله اوین تهران بررسی کردهاند. طبق مشاهدات آنها باوجود امنبودن محدوده مدنظر، ازنظر ساکنان این منطقه، احساس امنیت در آنجا کمتر از میزان متوسط است. براساس مدل احساس امنیت، شش معیار هویت مکان، خاطرهانگیزی، فرم و ساختار، حس مکان، خوانایی و ادراک عمومی و بصری احساس امنیت را به وجود میآورند. میانگین احساس امنیت در دو معیار خوانایی و ادراک عمومی و بصری بیشتر از میانه نظری و در چهار معیار دیگر، کمتر از میانه نظری ارزیابی شده است. همچنین، آنها به این نتیجه رسیدهاند که طبق باور شهروندان محدوده مدنظر (محله اوین) عواملی مانند خوانایی و ادراک عمومی و بصری در احساس امنیت آنها بیشتر اثر داشته است و بهاینترتیب، در این دو مؤلفه عواملی چون جهتیابی و وجود راهنما و ایمنی و نفوذپذیری بصری شاخصتر هستند.
گلی و همکاران (1394) نمونهای 277نفری را از زنانی با بیش از 15 سال در پارک ائلگلی تبریز بررسی کردهاند. طبق ارزیابی آنان میزان احساس امنیت زنان با این عوامل ارتباط دارد: فرم فضا، اطلاعات محیطی گمراهکننده، نور، آلودگی محیطی، میزان دسترسی به خدمات حملونقل عمومی، کیفیت فعالیتها و کاربری زمین پیرامون پارک و نیز ویژگیهای اجتماعی استفادهکنندگان از قبیل سن، شغل و تحصیلات. همچنین، دراینخصوص، عامل نور بیشترین تأثیر و عامل فعالیتها و کاربری زمین کمترین تأثیر را دارد. دیگر اینکه بین این احساس و عواملی چون فرم فضا، وجود اطلاعات محیطی گمراهکننده، نور، آلودگی محیطی، میزان دسترسی به خدمات حملونقل عمومی، کیفیت فعالیتها و کاربری زمین، همبستگی معناداری وجود دارد.
رفعتجاه و همکاران (1393) در مطالعه کیفی خود، امنیت و جنسیت زنان 55-25ساله تهرانی را در فضاهای شهری سنجیدهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که نزدیک به نیمی از این زنان محل زندگی خود را امن و بیش از نیمی از آنان این محلات را نسبتاً امن، ناامن یا بسیار ناامن میدانند. همچنین، براساس نتایج این تحقیق، عواملی چون ویژگیهای فضای شهری، میانجیهای انسانی، حافظه جمعی و چندپارگی زمانی بر نگرش و ادراک زنان از امنیت شهری مؤثر هستند. در فضاهای شهری این امور به ترتیب احساس ناامنی را به وجود میآورند: کاربریهای ناهمخوان، روشنایی مصنوعی کم، بستهبودن فضا، تکجنسیتی بودن فضا و نبودن امکان گریز.
ضرابیان (1389) در پایاننامه خود با عنوان «طراحی فضاهای باز قابل دفاع در محلات مسکونی شهر تهران: مطالعه موردی محله باغ فیض - پونک» نشان داده است اموری مانند بیتوجهی به ویژگیهای کالبدی برای افزایش امنیت و وجود مکانهای مخروبه و بیتوجهی به نورپردازی و امکان دیدن فضاهای باز، باعث شده است مردم از فضاهای شهری کمتر استفاده کنند. همچنین، مقابله با این روند ازطریق تلاش برای تأمین فضاهای باز پاسخگو و حفظ بافت ویژه در قالب نوسازی و بهسازی آن برای هویتبخشی و ایجاد تمایز فضا امکانپذیر است. عسگریتفرشی و همکاران (1389) پس از بررسی بافت فرسوده محله نعمتآباد منطقه 19 تهران نشان دادهاند ازجمله عوامل مؤثر در بروز مشکلات اجتماعی در این مکانها نبودن نظارت کافی اهالی و نیروی انتظامی بر این مکانها و محصورنبودن مؤثر آنها، وجود نقاط کور در این فضاها، نبودن روشنایی کافی در شب و همچنین، نبودن فضای مؤثر مسکونی در اطراف این زمینها (که خود نظارت اجتماعی و نیز مسئولیتپذیری ساکنان را در قبال اعمال انجام شده در این محل کاهش داده است) بوده است. طبق پژوهش ورشوی با نام «امنیت زنان در فضای شهری» (1389) زمینهای رهاشده و مخروبه، بهصورت یکی از عوامل ناامنی بیشترین فراوانی را در بین دو جنس دارند (مردان با 23درصد و زنان با 7/21درصد). رفتارهای غیراخلاقی مردان در پارک 6/16درصد و زنان 6/15درصد است. همچنین، در بین زنان ناامنی در پارک با 14درصد، ناامنی در اتوبوس 12درصد، روشنایی کم پارک 11درصد، نور کم زیرگذر 5/9درصد، ناامنی در زیرگذر 2/9درصد و احساس ناامنی در تاکسی با 4/6 درصد، بیشترین فراوانی را داشتهاند.
در خارج از کشور نیز مطالعات کمی و کیفی متعددی درزمینه امنیت، بهویژه امنیت زنان در فضاهای شهری انجام شده است. برای مثال تحقیق پین[10] در سال 1997 با عنوان «جغرافیای اجتماعی ترس زنان از جرم» در یکی از شهرهای انگلستان انجام شده است و در آن، چهار قلمرو اصلی در تحلیل جغرافیایی ترس برجسته شدهاند: تحمیل محدودیت بر زنان در استفاده از فضاهای عمومی، تمایز میان فضای عمومی و فضای خصوصی در درک خطر، ساخت اجتماعی فضا و تفکیک آن به مکانهای «امن» و «خطرناک» و کنترل اجتماعی بر فضاهای زنان. مطابق نتایج ترس زنان از خشونت جسمی و جنسی وسیع و تأثیرات آن عمیق است و ترس از خشونتهای مردانه معمولاً به وسیله ترس از فضاهای عمومی نشان داده میشود. کاسکلا و پین[11] (2000) رابطه ترس از تهاجم را در میان زنان و فضاهای شهری در دو شهر اروپایی (هلسینکی و ادینبورگ) بررسی کردهاند و طبق نتایج حاصلشده، در هردو شهر در گزارش زنان مدنظر، وضعیت فیزیکی فرد در محیطهای مصنوع عمومی مکرراً ذکر شده است و این عامل، بهصورت «نشانه» مهم ترس از تهاجم عمل میکند. ترس و احساس ناامنی ممکن است در هردو محیط متضاد «فضاهای خالی» و «فضاهای شلوغ» یا در فضاهای باز و فضاهای بسته رخ دهد؛ اما میزان بروز آن در فضاهای بینظم و شلوغ خیلی بیشتر است. در این میان، 58درصد از زنان پاسخگو گزارش کردهاند که «نور ضعیف خیابانها» اضطراب آنان را درباره تعرض جنسی افزایش میدهد و به ترتیب 36 و 37درصد نیز «طراحی بد ساختمانها» و «مکانیابی بد فضاهای سبز» را گزارش کردهاند. نتایج این پژوهش، مانند بسیاری از مطالعات دیگر، تاریکی و جدایی از جمع را نشانههای مهم خطر میداند. در هلسینکی نیز نتایج نشان میدهد 63درصد از زنان برخی از مناطق شهر را «ناخوشایند و ترسناک» ارزیابی کردهاند و 44درصد گفتهاند مناطق خاصی از شهر (که محیط زندگی روزمره آنان است) این گونه هستند؛ یعنی پاسخگویان از قدمزدن در آن مناطق، بهخصوص در شب واهمه داشتهاند. ترسناکترین مناطق هم شامل نقاط جنگلی، پارکها، استراحتگاهها و مسیرهای فرعی و پس از آنها ایستگاهها، مرکز خرید و زیرگذرها، تونلها و پلها بودهاند. درمجموع، مطالعه وضعیت هردو شهر، تکرار موضوع وضعیت فیزیکی ترس در محیطهای مصنوع عمومی را تأیید میکند و آن را به شکل «نشانه» مهم ترس از تهاجم نشان میدهد.
پل[12] (2011) در پژوهش خود طی سالهای 2007 و 2008 با تأکید بر نقش فضاهای عمومی در نشاندادن ترس زنان از جرم بهصورت یک مسئله اجتماعی رابطه میان فضای درکشده، رفتار و فعالیت جنسیتی را در شهر کلکته بررسی کرده است. آشنایی با مکان عاملی کلیدی است که در ترس زنان از مکانهای عمومی تأثیر دارد؛ بهاینترتیب، درصد بزرگی از پاسخگویان در مکانهای ناآشنا و در «ساعات غیرمعمول» احساس آسیبپذیری داشتهاند و این احساس در میان زنان فقیرتر، در مقایسه با زنان طبقه متوسط بیشتر بوده است. سرانجام، مطابق نتیجه حاصلشده، ترس از جرم بهدلیل درک زنان از فضا به وجود میآید و این امر، خود به وسیله هنجارهای اجتماعی شکل میگیرد و دسترسی محدود زنان به فضاهای عمومی بیانگر ترس اجتماعی ایجادشده است. همچنین، این دسترسی محدود نیز حاصل نحوه درک و تصور زنان از فضاست.
طبق تحقیق گومز بواندیا (1380) پلیس در توکیو به کمک طرحی به نام «نهضت شهر بدون جرم» طراحی ساختمانهای پیشنهادی را برای کاهش زاویههای جرمخیزی آنها ارزیابی کرده است. برای انجام این کار، محلهها براساس روش «خیابانهایی با الگوی ممانعت از جرم» با استفاده از اموری چون برقراری فعالیتهای مثبت در محلات، تلفنهای عمومی، زنگهای خطر، روشنایی و استفاده از علائم به گونهای طراحی شدهاند که در بسیاری از تحقیقات و دستورالعملهای اجرایی سال 1983 به میزان 44درصد کاهش جرم را نشان دادهاند. بویل و همکاران[13] (2004) در پژوهش خود با عنوان «تحقیق درباره درک زنان از ترس و طراحی محیط شهری» به کمک مصاحبه کیفی با 16 زن بهصورت نمونه (در شهر گلاسکو اسکاتلند) رابطه عوامل طراحی شهری و ترس زنان از محیط را سنجیدهاند. در این تحقیق مؤلفههای محیط شهری اینها بودهاند: نوع کاربرد فضا (مرکز خرید، منطقه دارای کاربرد چندگانه، منطقه مسکونی و منطقه اداری) حضور مردم، حرکت، وجود فضاهای باز و نور و وجود مسیر پیادهرو. طبق نتایج بهدستآمده، فضاهایی که مردم در آنها حضور داشته باشند، احساس راحتی و ایمنی بیشتری ایجاد میکنند؛ بهویژه اگر در این مکانها دلیلی منطقی برای حضور جمعیت وجود داشته باشد (مثلاً نزدیک مراکز خرید) برایناساس، طراحی فضاهای مناسب برای حضور مردم، احساس امنیت را تقویت میکند و در این تحقیق این حضور، بیشتر از هر عاملی بر احساس امنیت تأثیر میگذارد. فضاهای آشنا احساس امنیت بیشتری ایجاد میکنند و افراد هنگام مواجهشدن با این فضاها به عوامل فیزیکی مثل نور و... کمتر توجه میکنند. گذشته از آن، نحوه آرایش فضاهای مسکونی نیز بر احساس امنیت تأثیر داشته است؛ بهطوریکه خانههای متراکم و فشرده، احساس آرامش و امنیت کمتری را منتقل میکنند.
روش تحقیق
تحقیق حاضر در دو بخش اصلی شامل پیمایش، با استفاده از پرسشنامه و مشاهده و براساس مشاهدهنامه انجام شده است. در بخش پیمایش، احساس امنیت زنان به تفکیک فضاهای عمومی شهر مشهد بررسی شده است و جامعه آماری تمام زنان 15ساله و بیش از 15ساله ساکن شهر مشهد (مناطق دوازدهگانه) در زمان گردآوری اطلاعات بودهاند. حجم نمونه نیز پس از انجام تست مقدماتی[14] و به دست آوردن واریانس متغیر محوری (امنیت زنان در فضاهای عمومی شهر) و با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. درنهایت، طبق این فرایند و با میزان اطمینان 95درصد، نمونهای 1000نفری از زنان به دست آمده است که به مناطق دوازدهگانه این شهر اختصاص داده شدهاند.
افراد مصاحبهشونده (شهروندانِ زنِ ساکن در شهر مشهد) ازطریق نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای2 انتخاب شدهاند و برای انجام این کار، کلیه بلوکهای مسکونی در مناطق شهرداری (بیش از 12000 بلوک) فهرست و شمارهگذاری شدهاند. سپس پس از حذف واحدهای غیرمسکونی و همچنین، تعیین نسبت بلوکها در هر منطقه، تعدادی خانوار به شیوه تصادفی سیستماتیک، بهصورت نمونه انتخاب شدهاند. اطلاعات لازم نیز به کمک ابزار تحقیق و ازطریق انجام مصاحبه حضوری با زنان جمعآوری شده است. در جدول (1) تعریف نظری و عملیاتی احساس امنیت مدنظر این تحقیق، ارائه شده است.
جدول 1- تعریف نظری و عملیاتی ابعاد اصلی احساس امنیت
|
متغیر |
تعریف نظری |
تعریف عملیاتی |
|
احساس امنیت مالی |
احساس ایمنی یا درخطر نبودن حق مالکیت فرد بر اموال و دارائیهای خویش |
ارزیابی فرد از احتمال سرقت منزل، زورگیری، کیف ربایی و... در فضاهای عمومی |
|
امنیت جانی احساس |
احساس ایمنی یا در خطر نبودن سلامت بدن یا صیانت نفس |
ارزیابی فرد از احتمال آسیبدیدن ناشی از تصادف، در معرض حمله قرار گرفتن و... در فضاهای عمومی |
|
احساس امنیت اخلاقی یا حیثیتی |
احساس ایمنی یا در خطر نبودن حیثیت فردی و خانوادگی |
ارزیابی فرد از احتمال در معرض اهانت یا مزاحمت قرارگرفتن به دست دیگران در اماکن عمومی، ربودهشدن یا در معرض تعرض قرارگرفتن (بهویژه درباره زنان و کودکان) |
در بخش مشاهده با استفاده از مشاهدهنامه، اطلاعات مربوط به شاخصهای امنیتی مکانهای عمومی محلات مدنظر گردآوری شده است. برای انجام این کار، با استفاده از نقشه 300 نقطه در کل شهر، شامل فضاهای عمومی تردد شهروندان، پلهای عابر پیاده، زیرگذرها و بوستانها انتخاب شدهاند. در جدول (2) مؤلفههای امنیت فضا معرفی شدهاند.
جدول 2- تعریف نظری و عملیاتی مؤلفههای امنیت فضا
|
بُعد |
مؤلفه |
تعریف |
شاخصها |
|
کالبدی (فیزیکی) |
فرم فضا |
امکان مشاهده یا نمایانبودن فضا |
عوامل محدودکننده نظارتپذیری فضا (درخت، نرده و...)، شکاف یا فضای خالی (با امکان اختفای یک مهاجم)، کنجها یا زاویههای خارج از دید و همراه با امکان گیرافتادن افراد در آنها، امکان مشاهده عمومی فضا از خیابانها و معابر عمومی جانبی، امکان مشاهده ورودی ساختمانها از بیرون، زمینها و مکانهای متروک |
|
آلودگی فیزیکی |
وجود مواد زاید جامد در محیط |
زبالههای رهاشده، کم و کیف ظروف زباله در معابر |
|
|
اغتشاش بصری |
وجود هرگونه اغتشاش یا نمای ظاهری نامطلوب در شکل شهر |
ساختمانهای با ظاهر مخروبه و کثیف، تابلوهای کثیف و شکسته، دیوارنویسیهای ناهنجار و وندالیستی |
|
|
نور |
|
کیفیت روشنایی محله، تاریکی ناشی از لامپهای سوخته و شکسته، امکان مطالعه تابلوهای راهنما در شب، روشنایی پارکها و زیرگذرها، وجود گوشهها و زوایای تاریک در محل تردد، روشنایی کوچهها |
|
|
اجتماعی |
|
وجود فعالیت انسانی کافی، وجود مأموران یا مسئول کنترل و نظارت، نظارتپذیری عمومی فضا، فعالیتهای ناهنجار و مجرمانه |
|
|
نمادین |
|
وجود اطلاعات هدایتکننده در محیط |
وجود تابلوهای راهنما و اطلاعرسانی در مکانهای مناسب، وجود باجه تلفن، باجههای اطلاعرسانی، علائم نشاندهنده نحوه کمکخواستن در وضعیت خاص و اضطراری |
طبق اطلاعات جدول، مشاهدهنامه فضاهای عمومی شهری (شامل فضاهای عمومی تردد شهروندان، پلهای عابر پیاده، زیرگذرها و پارکها) به تفکیک ابعاد فیزیکی، اجتماعی و نمادین انجام شده است. در بعد فیزیکی متغیرهایی مانند پاکیزگی محیط از زباله، نور مناسب، نبودن فضاهای ناامن، دیوارنویسیهای ناهنجار و وندالیستی و... درنظر گرفته شده است. در بعد نمادین، وجود علائم راهنما درباره موقعیت منطقه و تابلوهای اطلاعرسانی و نهایتاً در بعد اجتماعی هم عواملی مثل حضور کافی مردم، نظارتپذیری فضا و وجود مراکز فعال تجاری و... بررسی شده است.
تأمین روایی محتوایی بهخصوص زمانی که مفاهیم موجود در سئوالات کلیتر و انتزاعیتر باشند، امری بسیار مشکل است؛ بااینحال محققان این مقاله، برای معرفی و تهیه سئوالات بهمنظور تأمین روایی محتوایی در دو بخش اصلی سنجش ( ابعاد اصلی احساس امنیت و مؤلفههای امنیت فضا) نهایت تلاش خود را انجام دادهاند. برای انجام این کار از توافق داوران استفاده شده است.
یافتهها
ابتدا یافتههای مربوط به احساس امنیت زنان به تفکیک فضاهای مدنظر ارائه شده است و سپس نتایج حاصل از بررسی وضعیت فضاها ازنظر شاخصهای امنیت عمومی گزارش میشود. جدول (3) میانگین احساس امنیت جانی را در فضاهای عمومی نشان میدهد.
جدول 3- احساس امنیت جانی در فضاهای مختلف شهر مشهد به تفکیک روز و شب
|
فضا |
روز |
شب |
میانگین |
||||
|
کم |
متوسط |
زیاد |
کم |
متوسط |
زیاد |
||
|
پل عابر |
20 |
27.6 |
52.3 |
35.5 |
32 |
32.5 |
11.07 |
|
زیرگذر |
49.4 |
28.6 |
22 |
63 |
23.7 |
13.4 |
6.15 |
|
پارک |
26.8 |
29.1 |
44.1 |
45.7 |
29.9 |
24.4 |
9.87 |
|
محله زندگی |
11.6 |
35.3 |
53.1 |
20.9 |
44.3 |
34.8 |
11.60 |
|
میانگین کلی |
12.4 |
9.59 |
94/10 |
||||
براساس این نتایج، میانگین کلی احساس امنیت جانی در موقعیتهای گوناگون چنین بوده است: در ساعات روز: 4/12، در ساعات تاریکی: حدود 6/9 و میانگین کلی: کمتر از 11 (در بازه 20 - 1).
جدول 4- توزیع درصدی احساس امنیت مالی در موقعیتهای گوناگون شهری به تفکیک روز و شب
|
فضا |
روز |
شب |
میانگین |
||||
|
کم |
متوسط |
زیاد |
کم |
متوسط |
زیاد |
||
|
اطراف منزل |
14.6 |
28 |
57.4 |
25.3 |
33.2 |
41.5 |
11.50 |
|
تاکسی |
17.8 |
26.8 |
55.4 |
32.1 |
24.3 |
43.5 |
12.45 |
|
پل عابر |
10.7 |
28.8 |
60.5 |
28.3 |
32.5 |
39.3 |
13.04 |
|
مسافرکش شخصی |
42.5 |
32.5 |
25 |
64.8 |
23.6 |
11.6 |
6.47 |
|
اتوبوس |
12.8 |
35.1 |
52.1 |
18.8 |
33.9 |
47.3 |
13.37 |
|
زیرگذر |
44.7 |
32 |
23.2 |
64.5 |
22 |
13.5 |
6.42 |
|
پارک |
24 |
24 |
52.1 |
47.1 |
26.6 |
26.3 |
10.41 |
|
محله زندگی |
25.9 |
30.6 |
43.5 |
41.3 |
30.4 |
28.3 |
10.6 |
|
میانگین کلی |
12.38 |
9.67 |
04/11 |
||||
طبق مطالب این جدول، میانگین کلی احساس امنیت مالی در موقعیتهای گوناگون، به این صورت محاسبه شده است: در ساعات روز: حدود 4/12، در ساعات تاریکی: حدود 7/9 و میانگین کلی: 11.
جدول 5- توزیع درصدی احساس امنیت اخلاقی در موقعیتهای گوناگون شهری به تفکیک روز و شب
|
فضا |
روز |
شب |
میانگین |
||||
|
کم |
متوسط |
زیاد |
کم |
متوسط |
زیاد |
||
|
تاکسی |
47 |
29.3 |
23.7 |
64.2 |
23.3 |
12.5 |
6.40 |
|
پل عابر |
14.8 |
31.8 |
53.4 |
27.7 |
33.5 |
38.8 |
12.52 |
|
مسافرکش شخصی |
46.6 |
34.9 |
18.4 |
63.7 |
27.2 |
9.2 |
5.78 |
|
زیرگذر |
43.1 |
28.6 |
28.3 |
58.9 |
22.4 |
18.7 |
7.28 |
|
پارک |
24.7 |
27.4 |
47.9 |
46.1 |
29.3 |
24.6 |
10.12 |
|
محله زندگی |
17.2 |
37.7 |
45.1 |
39 |
37 |
24 |
10.21 |
|
میانگین کلی |
10.36 |
7.31 |
86/8 |
||||
مطابق دادههای جدول (5) میانگین کلی احساس امنیت اخلاقی در فضاهای گوناگون شهری این گونه است: در ساعات روز: حدود 4/10، در ساعات تاریکی: حدود 3/7 و میانگین کلی: 86/8.
بررسی تطبیقی احساس امنیت زنان در فضاهای عمومی شهر مشهد، به تفکیک ابعاد سهگانه امنیت (مالی، جانی و اخلاقی)
نمودار (1) نشان میدهد نزدیک به نیمی از نمونه مدنظر، یعنی 47درصد آنها میزان احساس امنیت اخلاقی را کم و کمتر از 25درصد میزان این احساس را زیاد میدانند. همچنین، 42درصد آنها ازنظر مالی و 43درصد هم بهلحاظ اخلاقی احساس امنیت میکنند.
نمودار 1- مقایسه احساس امنیت در ابعاد سهگانه
طبق اطلاعات این جدول، ازنظر پاسخگویان زیرگذرها و مسافربران شخصی ناامنترین موقعیتها بودهاند و پارکها و محدوده اطراف محل زندگی با میانگین نزدیک به هم، در رده بعدی قرار میگیرند. در مقابل، ازنظر آنان اتوبوس، پلهای عابر پیاده و تاکسی در مقایسه با فضاهای عمومی دیگر بیشتر امنیت دارند.
در ادامه، ازنظر شاخصهای امنیت محیطی نتایج مشاهدات این مکانها ارائه میشود: وضعیت بوستانها، پلهای عابر پیاده، زیرگذرها و مسیرهای عمومی تردد.
جدول 6- میانگین احساس امنیت به تفکیک فضاهای عمومی
|
فضا |
احساس امنیت |
|
محدوده اطراف منزل |
11.50 |
|
تاکسی |
12.45 |
|
پل عابر |
13.04 |
|
مسافرکش شخصی |
6.47 |
|
اتوبوس |
13.37 |
|
زیرگذر |
6.42 |
|
پارک |
10.41 |
|
محله زندگی |
10.6 |
|
میانگین کلی |
04/11 |
جدول 7- شاخصهای امنیت فضا در بوستانهای شهر مشهد
|
بُعد فیزیکی |
پاکیزگی محیط |
نور مناسب |
|||||||
|
خوب |
متوسط |
ضعیف |
خوب |
متوسط |
ضعیف |
||||
|
84% |
12% |
3% |
44% |
46% |
10% |
||||
|
روشنایی میان فضاهای سبز |
فضاهای پنهان ناامن |
||||||||
|
خوب |
متوسط |
ضعیف |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
||||
|
38% |
43% |
19% |
28% |
12% |
60% |
||||
|
بُعد نمادین |
علائم کمکخواستن |
تابلوهای راهنما و اطلاعرسانی |
|||||||
|
کافی |
ناکافی |
وجود ندارد |
کافی |
ناکافی |
وجود ندارد |
||||
|
5.8% |
11.6% |
82.6% |
37.7% |
21.7% |
40.6% |
||||
|
نقشه یا بروشور قابل انتقال به داخل پارک |
باجه اطلاعرسانی |
||||||||
|
وجود دارد |
وجود ندارد |
وجود دارد |
وجود ندارد |
||||||
|
7.6% |
92.4% |
36% |
64% |
||||||
|
بُعد اجتماعی |
فعالیتهای ناهنجار و مجرمانه |
نظارتپذیری عمومی |
|||||||
|
وجود دارد |
وجود ندارد |
تاحدودی |
وجود دارد |
وجود ندارد |
|||||
|
42.6% |
52.9% |
4.4% |
77% |
23% |
|||||
|
حضور کافی مردم |
نگهبانی یا انتظامات |
||||||||
|
وجود دارد |
وجود ندارد |
وجود دارد |
وجود ندارد |
||||||
|
85.5% |
14.5% |
65% |
35% |
||||||
براساس نتایج جدول (7) بوستانهای مدنظر:
1- در بعد فیزیکی، ازنظر پاکیزگی یا پاکیزگی محیطی از وضعیت مناسبی برخوردار هستند. ازلحاظ وضعیت نور، 44درصد پارکها نور مناسب دارند و در بقیه میزان نور متوسط یا ضعیف است. روشنایی بین فضاهای سبز در 38درصد آنها مناسب بوده است و حدود 40درصد پارکها به میزان کم یا زیاد، فضاهای پنهان ناامن دارند.
2- در بعد نمادین، این نتایج به دست آمده است: حدود 83درصد پارکها فاقد علائم و تابلوهای راهنما برای نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، 64 درصد فاقد باجه اطلاعرسانی، 41درصد فاقد تابلوهای راهنما و اطلاعرسانی و سرانجام، 92درصد فاقد نقشه یا بروشور قابل انتقال به داخل پارک بودهاند.
3- در بعد اجتماعی در 77درصد پارکها امکان نظارت عمومی وجود ندارد. همچنین، 35درصد آنها فاقد واحد نگهبانی یا انتظامات هستند و در 43درصد فعالیتهای مجرمانه گزارش شده است. درعینحال، در 86درصد پارکها حضور کافی مردم، عاملی برای ارتقاء امنیت عمومی است.
جدول 8- شاخصهای امنیت فضا در زیرگذرهای شهر مشهد
|
بُعد فیزیکی |
نور |
دیوارنویسیهای وندالیستی |
||||
|
مطلوب |
متوسط |
ضعیف |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
|
|
60% |
20% |
20% |
15.8% |
10.5% |
73.7% |
|
جدول 9- شاخصهای امنیت فضا در زیرگذرهای شهر مشهد
|
بُعد نمادین |
علائم نحوه کمکخواستن در ورودیها |
|||
|
- |
- |
- |
||
|
|
|
|
||
|
بُعد اجتماعی |
حضور کافی مردم |
|||
|
وجود دارد |
وجود ندارد |
|||
|
30% |
70% |
|||
براساس دادههای جداول (8) و (9): در بعد فیزیکی، نور40درصد زیرگذرها متوسط یا ضعیف بوده و دیوارنویسیهای ناهنجار و وندالیستی در 74درصد زیرگذرها مشاهده نشده است. در وجه نمادین، در ورودی هیچکدام از زیرگذرها علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، پیشبینی نشده است. سرانجام، در بعد اجتماعی هم در70درصد زیرگذرها جریان مناسب جمعیت دیده نشده است.
جدول 10- شاخصهای امنیت فضا در پلهای عابر پیاده شهر مشهد
|
بُعد فیزیکی |
کیفیت نور در شب |
امکان مشاهده پل از پایین |
||||
|
خوب |
متوسط |
ضعیف |
بله |
خیر |
تاحدودی |
|
|
21% |
72% |
7% |
72% |
7% |
21% |
|
جدول 11- شاخصهای امنیت فضا در پلهای عابر پیاده شهر مشهد
|
بُعد نمادین |
وجود علائم نحوه کمکخواستن در ورودی پل |
|||
|
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
||
|
3.5% |
10.5% |
86% |
||
|
بُعد اجتماعی |
جریان مناسب جمعیت |
|||
|
وجود دارد |
وجود ندارد |
|||
|
76% |
24% |
|||
براساس اطلاعات این جداول: در بعد فیزیکی نور شب در 72درصد پلها به میزان متوسط بوده است و 72درصد آنها از پایین دیده میشوند. در وجه نمادین، در ورودی 86درصد از پلها علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، پیشبینی نشده است. همچنین، در بعد اجتماعی در 76 درصد پلها جریان مناسب جمعیت دیده شده است.
جدول 12- شاخصهای امنیت فضا در مسیرهای تردد اصلی شهر مشهد
|
بُعد فیزیکی |
عوامل محدودکننده نظارتپذیری فضا |
وجود فضای خالی با امکان اختفا |
وجود زمینها و مکانهای متروک |
||||||
|
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
|
|
55% |
32% |
13% |
40% |
31% |
29% |
60% |
24% |
16% |
|
|
زبالههای رهاشده در محیط |
ساختمانهایی با ظاهر مخروبه و کثیف |
دیوارنویسیهای وندالیستی |
|||||||
|
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
|
|
51% |
34% |
15% |
36% |
38% |
26% |
72% |
23% |
5% |
|
|
نور در شب |
|
||||||||
|
خوب |
متوسط |
ضعیف |
|||||||
|
17% |
2% |
81% |
|||||||
|
بُعد نمادین |
تابلوهای اطلاعرسانی درباره موقعیت محل |
علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت خاص |
|||||||
|
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
کم |
|||||
|
35% |
33% |
32% |
96% |
4% |
|||||
|
بُعد اجتماعی |
فروشگاهها و مراکز خدماتی فعال |
فعالیتهای ناهنجار و مجرمانه |
|||||||
|
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
وجود ندارد |
کم |
زیاد |
||||
|
16% |
48% |
36% |
38% |
31% |
31% |
||||
مطابق دادههای این جدول:
1- در بعد فیزیکی عوامل محدودکننده نظارت بر فضا در 45درصد مسیرهای مشاهدهشده، به میزان کم یا زیاد وجود داشته است. در 60درصد مسیرها فضاهای خالی با امکان اختفای یک مجرم یا مهاجم و در درون حدود 40درصد مسیرها زمینها یا مکانهای متروک، به میزان کم یا زیاد مشاهده شده است. در محیط حدود نیمی از مسیرها زباله رهاشده به میزان کم یا زیاد وجود داشته است. در 64درصد مسیرها ساختمانهایی با ظاهر مخروبه و کثیف و در 28درصد آنها دیوارنویسیهای ناهنجار و وندالیستی به میزان کم یا زیاد مشاهده شده است. درپایان، باید گفت نور شب نیز در 81درصد مسیرها ضعیف بوده است.
2- در وجه نمادین، در 67درصد مسیرها تابلوهای راهنما و اطلاعرسانی درباره موقعیت محل وجود نداشته یا میزان آن ناکافی بوده و تقریباً در هیچیک از مسیرهای مشاهدهشده، علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، وجود نداشته است.
3- در بعد اجتماعی در 64درصد مسیرها فروشگاهها و مراکز خدماتی فعال وجود نداشته یا میزان آن کم بوده و نهایتاً اینکه در 62درصد مسیرها فعالیتهای ناهنجار و مجرمانه، به میزان کم یا زیاد گزارش شده است.
بحث و نتیجه
طبق مطالب ذکر شده در مقاله، احساس امنیت مالی و جانی در موقعیتهای گوناگون و در بازه 20-1 در حدود 11 و میانگین احساس امنیت اخلاقی 86/8 بوده است. ازنظر پاسخگویان، درزمینه احساس امنیت به تفکیک فضاهای موجود، زیرگذرها و مسافربران شخصی ناامنترین موقعیتها بودهاند. پارکها و محدوده اطراف محل زندگی با میانگین نزدیک به هم در رده بعدی قرار میگیرند و همچنین، اتوبوس، پلهای عابر پیاده و تاکسی در مقایسه با فضاهای عمومی دیگر، امنیت بیشتری دارند.
ازجمله نکات قابل تأمل درزمینه مؤلفههای فیزیکی، اجتماعی و نمادین امنیت فضا وجود برخی مشکلات در پارکها است که این مشکلات بستر مناسبی برای ناامنی محسوب میشوند. برای مثال این موارد ذکر میشوند: کمبود نور در نیمی از پارکهای مدنظر و وجود فضاهای پنهان و غیرقابل دید، نبودن علائم و تابلوهای راهنما برای نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه در دو سوم پارکهای بررسیشده، نبودن امکان نظارت عمومی در بیشتر (دو سوم) پارکها، نبودن واحد نگهبانی یا انتظامات در یک سوم پارکها و درپایان، وجود فعالیتهای مجرمانه در نیمی از آنها.
در بعد فیزیکی، درزمینه مسائل مربوط به زیرگذرها نیز وضعیت نور تقریباً نیمی از آنها متوسط یا ضعیف بوده است. در ورودی هیچکدام از زیرگذرها علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، پیشبینی نشده است. در درون حدود دو سوم زیرگذرها جریان مناسب جمعیت دیده نشده است. نور شب در دو سوم پلها به میزان متوسط بوده است و امکان دیدن آنها از پایین وجود دارد. همچنین، در ورودی بیشتر پلها علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، پیشبینی نشده است. در دو سوم پلها هم جریان مناسب جمعیت دیده شده است.
در خصوص مسیرهای تردد اصلی، در نیمی از مسیرها عوامل محدودکننده نظارت بر فضا و نیز زمینها یا مکانهای متروک مشاهده شده است؛ بهطوریکه حدوداً در دو سوم از این مسیرها فضاهای خالی با امکان اختفای یک مجرم یا مهاجم و در بیش از یک سوم آنها زمینها یا مکانهای متروک به میزان کم یا زیاد دیده شدهاند. گذشته از آن، این موارد از دیگر نتایج بهدستآمده در مقاله هستند: نبودن یا کمبود تابلوهای راهنما و اطلاعرسانی درباره موقعیت محل در دو سوم مسیرها و نبود علائم نحوه کمکخواستن در وضعیت ویژه، تقریباً در هیچیک از مسیرها.
نتایج این پژوهش با مطالعات پیشین چندان قابل مقایسه نیست؛ زیرا نحوه شاخصسازی متغیر اصلی تحقیق، یعنی مؤلفههای امنیت فضا، با شیوه انجام این کار در مطالعات پیشین، متفاوت است. باوجوداین، بهطورکلی باید گفت نتایج این تحقیق، با یافتههای مطالعات انجامشده شبانی و همکاران (1393) اکبری و همکاران (1391) الیاسزاده و ضابطیان (1389) عسگری تفرشی و همکاران (1389) فلاحتی (1394) و گلی و همکاران (1394) تا حدود زیادی همسو است. همچنین، برخی نتایج این مقاله با یافتههای تحقیقات علیپور و نجفی (1393) و ورشوی (1389) تاحدودی ناهماهنگ است.
جمعبندی و پیشنهادها
ازلحاظ نظری امنیت اجتماعی ازجمله نخستین حقوق همه شهروندان و لازمه توسعه و رفاه اجتماعی است. بهجز تحقیق حاضر، درباره نقش متغیرهای محیطی و فضا در امنیت اجتماعی و نیز احساس امنیت شهروندان و بهویژه زنان، مطالعات وسیعی انجام شده است. هدف این تحقیقات نشاندادن تأثیر جدی عامل فضا و مختصات آن، بر امنیت اجتماعی واقعی و درکشده درمیان شهروندان، بهویژه در محیطهای شهری بوده است. در وجه فیزیکی در جامعهای که پاکیزگی محیط هنجار است، رعایتنکردن پاکیزگی و نظافت در فضای شهری نخستین نماد هنجارشکنی محسوب میشود؛ زیرا وضعیت را برای پیدایش سایر ناهنجاریها آسان میکند. در وجه نمادین، کیفیت زندگی انسان به انواع پیامهای دریافتشده از محیط زندگی و اطراف خود بستگی دارد؛ زیرا طبیعت محیط، طبیعت زیستی و ذهنی انسان را پیریزی میکند. ازنظر صاحبنظران، نشانههای سیمای شهری ازجمله عوامل مهم تشخیص قسمتهای مختلف شهر هستند؛ بهاینترتیب، افراد، بهخصوص اشخاص غریبه به محیط و تازهواردها ازطریق برقراری ارتباط با آنها امنیت را احساس میکنند و مسیر خود را مییابند. در وجه اجتماعی نیز حضور جمعیت و جریان تردد شهروندان، نوعی احساس ایمنی به افراد میبخشد و امکان ارتکاب جرم را کاهش میدهد.
این پژوهش احساس امنیت اجتماعی را در میان زنان شهر مشهد سنجیده است و با تفکیک مؤلفههای فضاهای شهری به سه بعد فیزیکی، نمادین و اجتماعی فضاهای عمومی این شهر ارزیابی شدهاند. مهمترین نکات حاصلشده این مقاله که مسئولان و تصمیمگیرندگان مسائل شهری باید به آنها توجه کنند، شامل این موارد است:
در بعد نمادین
- مناسبسازی بصری نماها،
- اطلاعرسانی به شهروندان درباره مسیرها با استفاده از بناها یا عناصر شاخص در محله و
- استفاده از تابلو راهنمای مسیرها برای مشخص کردن وضعیت دسترسیها.
در بعد اجتماعی
- تقویت نظارت عمومی در محدوده محله، ازطریق فعالکردن کاربریهای 24ساعته؛
- افزایش میزان تعاملات اجتماعی ازطریق توجه به وجود تنوع کاربری و فعالیتی در محله؛
- حضور مردم و نظارتهای مردمی ( مثلاً بهصورت پلیس محله)؛
- استفاده از عناصر طبیعی و درختان و گیاهان، سرزندگی و شادابی محیط را تقویت میکند؛
- فعالکردن میدانهای کوچک و محلات شهری، ایجاد محیطهای فرهنگی و ورزشی مانند فرهنگسراها و انجمنهای علمی و فرهنگی، ایجاد مراکز خرید در محلات و
- ایجاد کیوسکهای نگهبانی.
در بعد فیزیکی
- توجه به آمادهسازی مناسب سطح مسیرهای تردد احساس آشفتگی را تاحدزیادی کاهش میدهد؛
- آرایش درختان، گیاهان و فضای سبز شهری بهصورت عامل مؤثر در کاهش آشفتگی فضا؛
- از بین بردن کنجها و فضاهای بلااستفاده در فضاهای شهری؛
- استفاده از فضای سبز مناسب و ایجاد پیوند میان عناصر طبیعی و عناصر مصنوع؛
- استفاده از روشنایی مناسب در معابر، بهویژه زیرگذرها؛
- از میان برداشتن عناصر زاید که به محدودشدن دید شهروندان منجر میشوند؛
- ایجاد محیط جذاب ازطریق تنوع فرمی و کالبدی و
- استفاده از اصول طراحی در اجرای فضای سبز.
[1] Secure feeling
[2] security
[3] Project for Public Spaces: معنای این عبارت پروژه برای فضاهای عمومی است. این سازمان غیرانتفاعی در سال 1975 تأسیس شده و هدفش کمک به عموم مردم در ایجاد و پایداری فضاهای عمومی برای ساختن اجتماعات قویتر است. رویکرد این برنامه یاریکردن شهروندان برای تبدیل فضاهای عمومی به فضاهایی زنده، بهمنظورتأمین نیازهای عمومی و برانگیختن شادابی و سرزندگی اجتماعی محلی است.
[4] activities
[5] accessible
[6] comfortable
[7] sociable
[8] Crime Prevention through Environment Design (C.P.T.E.D)
[9] Opportunity Target Risk Effort
[10]Pain
[11]Koskela & Pain
[12] Paul
[13]Boyle et al.
[14]pretest