تبیین جامعه‌شناختی نقش تغذیۀ سنتی در خانواده بر سلامت روانی و سلامت اجتماعی نوجوانان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

چکیده

شرط ارتقای سلامت روانی و اجتماعی در جامعه، داشتن تغذیۀ سالم و فرهنگ مصرف آن است که هدف اساسی آن، فراهم‌آوردن شرایط جسمی و روانی لازم ازنظر رشد و تکوین ارگانیسم، تحرک و کارایی انسان‌ها در زندگی اجتماعی است. فرایند تغذیۀ انسان‌ها به شرایط محیطی و جغرافیایی و ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی آنها بستگی دارد؛ به‌گونه‌ای که تغذیۀ صحیح و مصرف درست باعث سلامت پایدار جامعه می‌شود. پژوهش حاضر در پی بررسی تبیین جامعه‌شناختی نقش تغذیۀ سنتی در خانواده بر سلامت روانی و سلامت اجتماعی نوجوانان است. پژوهش از نوع پیمایشی و همبستگی بود و جامعۀ آماری آن، همۀ مادران دو شهر راز و جرگلان (خراسان شمالی) بودند که فرزند دانش‌آموز دبیرستانی دورۀ دوم (1139 نفر) داشتند. حجم نمونه با جدول مورگان، 290 نفر به دست آمد. یافته‌ها نشان داد بین تغذیۀ مادر در منزل و میزان سلامت روانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی، افسردگی، مشارکت، انسجام، پذیرش و شکوفایی و انطباق اجتماعی فرزندان، رابطۀ معنی‌دار وجود دارد. 19 درصد تغییرات در میزان سلامت روانی و 25 درصد تغییرات در میزان سلامت اجتماعی با تغذیه تبیین می‌شود. در مدل معادلۀ ساختاری نیز تأثیر متغیر تغذیه در مؤلفه‌های سلامت روانی و اجتماعی تأیید شد؛ درنتیجه، انتخاب سبد غذایی توسط مادر خانواده، نقش بسزایی در کاهش نابسامانی‌های روانی و اجتماعی در جامعۀ مورد مطالعه داشته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Investigating the Role of Traditional Nutrition in the Mental and Social Health of Adolescents

نویسندگان [English]

  • Mostafa Khosravi
  • Alireza Ghorbani
social sciences, Payame Noor University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Introduction:
The proper nutrition and adequacy of the diet plan are necessary conditions for maintaining the health of children, especially in the school age, due to their greater vulnerability, forming a high percentage of the population, and higher effectiveness of health-treatment interventions. Not paying attention to such important issue can endanger the physical and mental health as well as the development of students, the treatment of which is difficult and sometimes impossible (Soheili, 2006, p. 344; Jacobson, 1977, p. 1051-1053; Walker, 1991, p. 1596-1579; and Pasdar et al., 2014, p. 541). In addition to being associated with the growth and development, diet can reduce or exacerbate some of the health problems associated with this age group such as bone health, tooth decay, eating disorders, obesity, constipation, malnutrition, and iron deficiency anemia (Soheili, 2007, p. 41-36; and US Centers for Disease Control and Prevention, 2008).
 



Materials and Methods:    
The research method was correlational. The statistical population of this study included all mothers who lived in Raz and Jirgalan (North Khorasan) and had a high-school student (1139 people). The statistical sample size of this study was 290 individuals using Morgan Table. They were randomly selected using a classified sampling method with a certain volume. The information required in the present study was collected through the use of the nutrition questionnaire, the standard questionnaire of social and mental health as well as the interview technique and the use of secondary data. To process the data collected from the interviews and completed questionnaires, SPSS23 and LISREL8.01 statistical software and descriptive and analytical statistical tests such as Spearman correlation test, multivariate regression test, and one-way analysis of variance were used.
 
Discussion of Results and Conclusions:    
The results of the study showed a significant relationship between the maternal nutrition at home and the level of mental health, anxiety, social dysfunction, depression, participation, cohesion, acceptance and flourishing, and social adaptation of children. It was shown that 19 percent of changes in mental health and 25 percent of changes in social health can be explained by nutrition. In the structural equation model, the effect of nutritional variables on mental and social health components was confirmed.
It can be concluded that the choice of food basket by the mother of the family has played an important role in reducing psychological and social disorders in the study population. To explain the research findings, it can be said that the health of people in the society is determined by a range of personal, economic, social, and environmental factors. Therefore, a correct understanding of the factors affecting this dimension can play an effective role in the growth of the society. The World Health Organization defines health in a broader sense than the physical health by defining a healthy person as a person who is physically, mentally, socially, and spiritually healthy. Therefore, by considering man as an organized and multidimensional whole, it can be said that all dimensions of human existence are related to each other and the change in one dimension of his existence may affect other dimensions. Since nutrition is the main factor affecting the health of the body, the type and style of nutrition are also important. In the dimensions of social health, since human beings are multidimensional beings, all the dimensions of our existence affect each other and are affected.  As the nutrition style could affect the physical and mental health, so it can affect other dimensions of this system. According to the definition of the World Health Organization, social health is one of the components of health and considering a systematic and general perspective of human beings, it can be said that people with physical and mental health can also have social health.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Nutrition
  • Mental Health
  • Social Health
  • Mothers
  • Teenagers

تغذیۀ درست و برنامۀ غـذایی متناسب از شـرایط لازم برای حفظ سلامتی کودکان، به‌ویژه در سنین مدرسـه است؛ زیرا درصد زیادی از جمعیت در این سن قرار دارند و در این سن، آسیب‌پذیری و اثربخشی مداخلات بهداشتی- درمـانی، بیشتر است. بی‌توجهی به این موضـوع مهـم، سـلامت جسمی و ذهنی و نیز رشد و نمـو دانـش‌آمـوزان را بـه خطـر می‌اندازد که درمان آن، مشکل و گاهی اوقات، غیرممکن است (Jacobson, 1977: 1051-1053؛ سهیلی آزاد و همکاران، 1385: 344؛ پاسدار و همکاران، 1393: 541). رژیم غذایی علاوه بر ارتباط با رشد و تکامل، برخی از مشکلات مرتبط با سـلامتی خـاص ایـن دورۀ سـنی مانند سلامت استخوان‌ها، فساد و خرابی دندان‌ها، اخـتلال‌های خوردن، چاقی، یبوست، سوء تغذیه و کم‌خونی و فقر آهن را تقلیل می‌دهد یا تشدید می‌کند (;U.S.Department of health and human services Center for disease control and prevention; 2008؛ سهیلی آزاد و همکاران، 1386: 36-41).

براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، غذای سالم یا ایمن، غذایی است که از مواد اولیۀ سالم و ایمن تهیه شده باشد؛ به عبارتی، غذای سالم، عاری از مواد زیان‌بخش و مضر و متشکل از اجزای مفید برای سلامت مصرف‌کنندگان است، رشد را میسر می‌کند، به تندرستی و طول عمر می‌انجامد و با تأثیر بر مغز و روان، سبب رشد فکری می‌شود (راحمی‌پور، 1392: 6). کیفیت تغذیه و عادت‌های غذایی در سنین کودکی، در درازمدت روی سلامتی تأثیرگذار است (پاسدار و همکاران، 1393: 542) در این میان، به ارتباط چاقی و اضافه وزن دوران کودکی با چاقی بزرگسالی (Ferraro, 2003: 58)، دانسـیتۀ پـایین اسـتخوانی[1] در سنین بالا و افزایش احتمال ابتلا به استئوپروز[2] (پوکی استخوان) در سنین بعـدی و ارتباط آن با دریافت کم کلسیم در سنین کودکی (Schettler, 2004: 16) اشاره می‌شود.

جرم‌شناسان، روان‌شناسان جنایی و جامعه‌شناسان جنایی، بارها دربارۀ عوامل مؤثر مختلف بر حالات جسمی و روحی و روانی فرد و ارتکاب جرم سخن رانده‌اند. یکی از علل و عوامل مهم در فرایند ارتکاب جرم می‌تواند تغذیه و موارد مربوط به انواع مختلف غذا باشد. با توجه به اینکه نتیجۀ مصرف غذا، افعال فرد است، ظاهراً به نظر می‌رسد نوع غذا علاوه بر تأثیر روی سلامتی و بیماری، بر روحیات و رفتارهای اجتماعی فرد نیز اثر می‌گذارد[3] (محسنی، 1393: 182). یکی از مهم‌ترین عوارض ناشی از سوء تغذیه و شیوه‌های نادرست در این زمینه، ناهنجاری‌های رفتاری است که درنهایت، گرایش به ارتکاب اعمال منحرفانه و مجرمانه را به دنبال دارد. این عامل در کنار بیماری‌های جسمی ناشی از آن، جوامع انسانی را در سطوح فردی و اجتماعی، با مشکلات گوناگون و پیچیده مواجه کرده و زمینه‌ساز بروز معضلات جدی‌تر شده است. علاوه بر این، بیشترین آثار زیان‌بار عادت‌های غذایی غلط، سوء تغذیه و تغذیۀ ناکافی، در گروه‌های سنی کودکان، نوجوانان و جوانان نمود می‌یابد (محسنی، 1393: 182).

همچنین، این اتفاقات در بستر خانواده رخ می‌دهد. خانواده یکی از مهم‌ترین نهادهای جامعه و شکل‌دهندۀ شخصیت آدمی است. مطلوبیت، رضایت، خشنودی، کیفیت و کارکرد بهینۀ خانواده، عوامل بسیار مؤثری در شکوفایی، رشد و پیشرفت اعضای خانواده است و دستیابی به جامعۀ سالم در گرو سلامت خانواده و تحقق خانوادۀ سالم مشروط به برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن ارتباطات مطلوب با یکدیگر است (Sadeghi, 2014: 12-24)؛ از این‌رو، تأمین بهداشت روانی افراد خانواده، سهم بسزایی در تأمین و حفظ بهداشت روان جامعه دارد و تأمین‌نشدن بهداشت روان خانواده، آسیب‌های شدیدی بر پیکرۀ جامعه وارد می‌کند (Sadeghi, 2014: 12-24). علاوه بر این، سلامت اجتماعی، بعد جدید و مهمی از سلامت به شمار می‌رود که به کیفیت و کمیت روابط فرد در شبکۀ روابط خانوادگی اشاره دارد. گزارش فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر (نزدیکان و گروه‌های اجتماعی)، که وی عضوی از آنهاست، سلامت اجتماعی فرد را می‌سازد. این بعد سلامت، دربردارندۀ پاسخ‌های درونی فرد (احساس، تفکر و رفتار) است که نشان‌دهندۀ رضایت یا نارضایتی فرد از زندگی، میزان مفیدبودن و تعامل با جامعه، چگونگی روابط وی در اجتماع و محیط زندگی‌اش است (Khotdeea et al., 2012: 44-55). در این دوران، شخصیت انسان شکل می‌گیرد و ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر جامعه را باید از این دوران نهادینه کرد.

یکی از مهم‌ترین و زیربنایی‌ترین عوامل در انتخاب نوع تغذیۀ افراد، فرهنگ و دانش تغذیه‌ای خانواده است. در شرایط فعلی، عرضۀ غذا نسبتاً کافی است؛ اما در مصرف، تعادل وجود ندارد و غذای آمادۀ متعلق به فرهنگ بیگانه، جایگزین سفرۀ سنتی شده است. در خانواده‌های ایرانی دربارۀ تغذیۀ مناسب باید آموزش فراگیر انجام شود (ترابی و همکاران، 1391: 7). در حال حاضر، سطح دانش و آگاهی جامعه دربارۀ مواد غذایی و الگوی تغذیه ارتقا یافته است؛ اما در موارد زیادی، داشتن دانش و علم باعث عمل درست نمی‌شود و مواد غذایی مضر زیادی وجود دارد که انسان با وجود آگاهی، آنها را مصرف می‌کند. مراحل تهیۀ غذا شامل فرآوری، توزیع و مصرف به‌صورت زنجیره‌ای درهم‌تنیده است و اگر هر یک از این اجزا دچار نقص یا کمبود شود، دیگر قسمت‌ها نیز از آن متأثر می‌شود و به‌طور کلی، سلامت نهایی غذا مستلزم تأمین سلامت همۀ این اجزاست. تغذیه عاملی است که تعیین‌کنندۀ سلامت و یا بیماری فرد یا افراد است. با آموزش تغذیۀ سالم، فرهنگ و آداب درست را می‌توان بین مردم ترویج داد. برای تغییردادن الگوی تغذیۀ افراد، سواد آنها باید ارتقا یابد. البته این موضوع به سواد علمی افراد ارتباط ندارد. تأکید بر نقش زن به‌عنوان فردی کلیدی، که سبد غذایی را انتخاب می‌کند، به این علت است که این انتخاب، ذائقۀ افراد خانواده و به‌ویژه کودکان خانواده را می‌سازد؛ ساختنی که به دانش و اعتقاد مادر بستگی دارد و به نفع سلامت کودکان، که بزرگسالان فردا هستند، عمل می‌کند. انتخاب مواد غذایی‌ای که هر روز وارد سبد غذایی خانواده می‌شود، به عواملی همچون بودجۀ خانواده، سهمی از بودجه که برای خرید غذا اختصاص می‌یابد و سلیقه و ذائقۀ فردی که از انواع مواد غذایی موجود در بازار انتخاب می‌کند، بستگی دارد؛ بنابراین، دانش تغذیه‌ای این فرد- که به‌طور معمول، زن خانواده است- نقش مهمی در سلامت افراد خانواده و مهم‌تر از آن، چگونگی شکل‌گیری ذائقۀ افراد خانواده دارد (راحمی‌پور، 1392: 6).

تاکنون، پژوهش‌های بسیاری در زمینۀ تغذیه، مدیریت تغذیه در خانواده، نابسامانی در خانواده و عوامل مؤثر بر آن، به صورت‌های متفاوت در رشته‌های علوم انسانی و پزشکی انجام شده است. به رابطۀ تغذیه با جرم از دیدگاه حقوقی، جرم‌شناسی و پزشکی، بسیار توجه شده است؛ اما تاکنون، مدیریت تغذیه در خانواده توسط مادر خانواده با هدف ایجاد تعادل روانی و اجتماعی در کودکان و نوجوانان به‌صورت علمی در ایران بررسی نشده است و اگر پژوهشی نیز انجام شده باشد، این موضوع را به‌صورت غیرعلمی و روزنامه‌ای بررسی کرده است. دربارۀ طب سنتی و تأکید آن بر غذا، چگونگی تهیۀ غذا، پخت‌وپز غذا، تأثیر روانی غذا، مصلح‌های غذایی، ممنوعیت غذایی و اختلاط غذایی در پزشکی سنتی، بحث‌های زیادی شده است؛ اما تاکنون، پل ارتباطی بین آموزه‌های طب سنتی برای مدیریت تغذیه در خانواده به‌وسیلۀ مادر و رویش بارقه‌های تعادل روانی و اجتماعی در کودکان و نوجوانان ایجاد نشده است. پایه‌های اصلی این پل ارتباطی، مادر خانواده است؛ زیرا وی با آگاهی از دو عامل، پایۀ محکمی برای ایجاد تعادل در خانواده ایجاد می‌کند. این دو عامل عبارت است از: 1- آشنایی با خلق‌وخوی کل افراد خانواده و 2- آشنایی با مزاج‌های چهارگانه و امتزاج و اختلاط آنها. مادر خانواده با آشنایی با این دو عامل، هم‌نهادی را تولید می‌کند که مسیر حرکت خانواده را از موج‌های پرتلاطم و خروشان در زندگی به سمت سواحل آرام هدایت می‌کند. این پژوهش به دنبال آن است که با کنار گذاشتن سایر عوامل مؤثر در بروز نابسامانی روانی و اجتماعی افراد در خانواده و جامعه، نقش مدیریت تغذیه در خانواده توسط مادر خانواده را در ایجاد تعادل روانی و اجتماعی افراد (در خانواده و جامعه) بسنجد. بر این اساس، پرسش‌های پژوهش حاضر، عبارت است از:

- آیا بین نوع تغذیه (مواد غذایی سنتی و دست‌ساز مطمئن/ مواد صنعتی و کارخانه‌ای شکیل و مرصع) و شکل‌گیری نابسامانی روانی و اجتماعی در خانواده (به‌ویژه کودکان و نوجوانان)، رابطه وجود دارد؟

- نوع تغذیه (سنتی و صنعتی) با ایجاد آرامش روانی و اجتماعی در خلق‌وخوی افراد و ایجاد تعادل روانی و اجتماعی، چه رابطه‌ای دارد؟

 

پیشینۀ پژوهش

نظام غذاهای سنتی و دست‌ساز (بومی محلی)، در زمینه‌های فرهنگی جوامـع شکل می‌گیرد، رشد می‌کند و توسعه می‌یابد. در این میان، کودکان و نوجوانان نیـز بـه‌عنوان یکی از گروه‌های آسیب‌پذیر، از مصرف‌کنندگان این نوع غذاها در خانواده هستند و کیفیت و کمیت مواد غـذایی‌ای که از مادر دریافـت می‌کنند، در رشد و سلامت آنها اثرگذار اسـت. در ایـران، مطالعـات محدودی دربارۀ کفایت الگوهـای غـذایی سنتی و بومی محلی در تغذیۀ کودکان برای ارتقای سلامت (روانی و اجتماعی) انجام شده اسـت. دربارۀ نقش مادر خانواده در تهیۀ سبد غذایی سنتی و تأثیر این انتخاب مادر بر سلامت روانی و اجتماعی کودکان و نوجوانان، پژوهش مستقلی در ایران انجام نشده است. پژوهش‌های دیگر یا به نقش مادر در خانواده توجه نکرده‌اند یا تغذیه در آنها به‌صورت فیزیکی و جسمانی بررسی شده است؛ به عبارت دیگر، دربارۀ ارتباط تغذیه یا مصرف مواد مغذی مختلف، مانند ویتامین‌ها با جنبه‌های مختلف سلامت روانی و اجتماعی، مشکلات روحی- روانی، مانند اضطراب و افسردگی، مطالعات مختلفی در نقاط مختلف جهان انجام شده است؛ اما هیچ کدام به نقش فردی که این امر را در خانواده مدیریت می‌کند، توجه نکرده‌اند.

حقیقیان رودسری (1396) در مقاله‌ای با نام «اهمیت غذاهای سنتی و بومی در تغذیه و سلامت کودکان»، بحث تغذیه و سلامتی را بررسی کرد. نتایج نشان داد نظام غذاهای سنتی، پایدار، متنوع و در دسترس است و منبع خوبی از مواد مغذی به شمار می‌آید؛ ولی بررسی مطالعات انجام‌شده نشان داد غذاهای سنتی ضمن سهولت و ترجیح فرهنگی از یک‌سو و به‌علت کمبود برخی از مواد مغذی ضروری برای کودکان از سوی دیگر، باید با دیدگاه تکمیل مواد مغذی رژیم غذایی کودک استفاده شود. آگاهی از مقدار انرژی و ارزش تغذیه‌ای هر یک از این مواد غذایی به افراد کمک می‌کند با هدف غنی‌سازی غذاهای سنتی، دستورهای غذایی متعددی را با ترکیب مواد غذایی بومی، تهیه و مصرف کنند.

رضازاده و محمدی نصرآبادی (1396) در پژوهش «اهمیت الگوهای غذایی سنتی و غذاهای بومی در امنیت غذا و تغذیۀ خانوار»، به اهمیت نقش این موضوع در خانواده‌های ایران و جهان توجه کرده‌اند. نتایج نشان داد در نپال، 40 درصد از تمامی غذاهای مصرف‌شده، از منابع وحشی به دست می‌آید و علاوه بر جمع‌آوری گیاهان وحشی، کشت این گیاهان در باغچه‌های منازل، در امنیت غذا و تغذیۀ خانوار، نقش مهمی دارد. در جنوب آفریقا، گیاهان سنتی (اهلی و وحشی)، 31 درصد ارزش کل گیاهان این مناطق را به خود اختصاص می‌دهد. همچنین، مشخص شد در صورتی که برای احیای این غذاها کوشش نشود، با وجود تطابق رویش آنها با منطقه، تغییرات آب‌وهوایی به کاهش بیشتر مصرف و بدترشدن وضعیت امنیت غذا و تغذیۀ خانوارها منجر می‌شود. در قبایل بومی آمریکا و کانادا، با وجود تقاضا برای این غذاها و وابستگی به آنها برای تأمین امنیت غذایی، مصرف آنها به‌علت جهانی‌شدن، نبود سهولت در دسترسی، هزینه و نگرانی‌های ایمنی، بسیار کم شده است. در چهار مطالعۀ انجام‌شده در ایران، در مطالعه‌ای روی قوم لک، استفاده از غذاهای بومی به‌عنوان راهبرد سازگاری با ییلاق و قشلاق، نقش مهمی در حفظ امنیت غذایی داشت. در مطالعۀ دیگر روی ایل قشقایی، انجام‌دادن یک مداخلۀ تغذیه‌ای با دادن بسته‌های حاوی اقلام غذایی مغذی در دسترس و بومی، نتایج مطلوبی روی وضعیت تغذیۀ زنان قشقایی داشت. فقط در یک مطالعه، ارتباط الگوهای غذایی سنتی با امنیت غذایی در دو قوم آذری و کرد ساکن شهر ارومیه بررسی شد و دو نوع الگوی غذایی سنتی به دست آمد که در هر دو قوم، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و جایگاه اجتماعی، نقش مهم‌تری در تبعیت از الگوی غذایی سنتی سالم‌تر و امنیت غذایی داشت.

محسنی (1393) در پژوهشی با نام «تأثیر تغذیه بر کج‌روی و رفتار مجرمانه با نگاهی به آموزه‌های دین اسلام» به این نتیجه دست یافت که تغذیه، علاوه بر تأمین سلامت جسمانی، نقش بسیار مهمی در پیشگیری و مدیریت بسیاری از اختلال‌های رفتاری، یادگیری و روانی دارد که بر شرایط رشدمدار زندگی کودکان و نوجوانان، رفتار آنان در مدرسه، فرایند مراحل مختلف در تحصیل و رفتار و روحیة بزرگسالان در ابعاد گوناگون زندگی از خانه تا محل کار و جامعه اثر می‌گذارد.

رحمانی و همکاران (1393)، نقش تغذیه در سلامت جامعه را با هدف آشنایی افراد با اصول تغذیۀ مناسب و ارتباط آن با سلامتی بررسی کردند. پژوهشگران پس از معرفی علم تغذیه، گروه‌های غذایی مهم و نقش تغذیه را در سلامت جسمی و روانی افراد توضیح دادند.

نقوی و همکاران (1392)، ارتباط الگوی تغذیه و سلامت روان کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی یک دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله تهران را بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد، بین الگوی تغذیه و سلامت روان کارکنان، ارتباط مستقیم وجود دارد و مصرف مقادیر کافی و متنوع مواد مغذی در کاهش مشکلات روحی و روانی، مانند اضطراب و افسردگی مؤثر است.

پاسدار و همکاران (1393)، ارتباط پیشرفت تحصیلی را با وضعیت تغذیه‌ای دانش‌آموزان دورۀ ابتدایی حاشیۀ شهر کرمانشاه بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد بالابودن میزان سوء تغذیه و الگوی غذایی نادرست در انتخاب و مصرف مواد غذایی، به‌ویژه کم‌توجهی به مصرف لبنیات، گوشت‌ها و مصرف‌نکردن صبحانه، عوامل تهدیدکنندۀ سـلامتی است و بر عملکرد دانش‌آموزان به‌ویژه، پیشرفت تحصیلی آنها اثر منفی دارد. توجه بیشتر بـه تغذیـۀ صحیح و افزایش آگاهی تغذیه‌ای دانش‌آموزان و خانواده‌ها در موفقیت تحصیلی آنان مؤثر است.

نوابخش و مثنی (1389)، تحولات جامعه‌شناختی تغذیه را در جوامع معاصر بررسی کردند. نتایج این بررسی نشان داد در جوامع کنونی برخلاف گذشته، تغذیه فقط امری برای رفع نیازهای اولیه، همچون گرسنگی و تشنگی نیست؛ بلکه بخشی از فعالیت‌های اجتماعی روزمرۀ بشر است که ارزش نمادین دارد و از جهتی، نوع خاصی از یک مادۀ غذایی، نشان‌دهندۀ نقش فرهنگ و ارزش‌های حاکم بر یک جامعه است.

پژوهش صالحی و همکاران (1382)، دربارۀ اسـتفاده از غـذاهای سـنتی و محلّــی بـرای بــرآورده‌کردن نیازهــای تغذیه‌ای زنان قشقایی در استان فارس، نمونه‌ای از کـاربرد غذاهای سنتی و محلی بومی برای ارتقای وضعیت سلامت (روانی و اجتماعی) است. به ایـن منظـور، 481 خانوار از 48 قوم از اقوام استان فارس، انتخاب و بسته‌های ساده و کم‌هزینۀ غذاهای تهیه‌شده از مـواد غـذایی محلّـی در دسترس برای آنها طراحی شد. بسته‌های غذایی شـامل غـلات، حبوبات و سبزی‌ها و حاوی 6/322 کیلوکالری انرژی، 05/14 گرم پـروتئین، 2/351 میلـی‌گـرم کلسـیم، 2/487 میکروگـرم ویتامین A و 7/42 میلی‌گرم ویتـامین C بـود. در پایـان دورۀ مداخله، افزایش معنی‌داری در نمایۀ تودۀ بدن زنان در مقایسه با ابتدای مداخله وجود داشت که نشان‌دهندۀ اثربخش‌بودن مصـرف غذاهای سنتی در برنامۀ غذایی زنان بود. ایـن مطالعه در بین زنان اقوام استان فارس انجام شد؛ ولی به‌علت موفق‌بودن مداخله و آثار مثبـت غـذای بـومی بـر وضـعیت تغذیه‌ای افراد مد نظر، از الگوی مداخلـه در ایـن مطالعه برای طراحی مداخلات مشابه در کودکان نیـز می‌توان اسـتفاده کرد.

همچنین، به پژوهش‌های‌ عینی زیناب و سبحانی (1396)، ودادهیر (1396)، ناصری (1396)، حسینی و حقیقیان رودسری (1396) و اجاق (1396) در مجلۀ علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران[4] می‌توان اشاره کرد که تأثیرات تغذیه را به‌عنوان عامل اجتماعی و فرهنگی در جامعه در نظر گرفته‌اند.

در پیشینۀ پژوهش خارجی دربارۀ الگوی تغذیه و بیماری‌های مزمن قلبی- عروقی و سرطان‌ها و دربارۀ الگوی غذایی و بیماری‌های روانی، مانند افسردگی و خودکشی، پژوهش‌هایی انجام شده است؛ اما دربارۀ نقش تغذیۀ سنتی بر سلامت روانی و اجتماعی در خانواده، به‌ویژه نقش مادر در این فرایند، مطالعه‌ای مشاهده نشده است و این مطالعه، اولین پژوهش در این حوزه به شمار می‌آید.

براساس گزارش پِنینیکس و همکاران[5] (2000)، معمولاً اختلال‌های روانی توأم با سوء تغذیۀ حاد یا مزمن، نشانۀ آن است که بیمار از کمبود بعضی از مواد مغذی رنج می‌برد و پزشکان از مدت‌ها پیش به ارتباط سطوح کم ویتامین B12 و افسردگی پی برده‌اند. لاخان و ویرا[6] (2008) نیز معتقدند، این مواد مغذی در تنظیم خُلق و عملکرد مغز، نقش مهمی دارد. تغذیۀ نامناسب، یکی از علل کمبود ویتامین B12 است؛ اما سوء تغذیه ممکن است بر اثر افسردگی به وجود آید.

زارازاگا[7] (2011) نیز در مطالعۀ خود با نام «تأثیر تغذیه در سازوکار‌های عصبی درگیر در تحریک ترشح ملاتونین در زنان مدیترانه‌ای» نشان داد تغذیه بر میزان ترشح ملاتونین نورون‌های عصبی، تأثیر زیادی دارد.

بیدون و همکاران[8] (2009) در مطالعه‌ای با نام «ارتباط علائم افسردگی در موقعیت‌های اقتصادی- اجتماعی مختلف و رژیم غذایی و چاقی در میان بزرگسالان آمریکایی 64-30 ساله» نشان دادند بین شیوع افسردگی و الگوی غذایی، رابطۀ معناداری وجود دارد. همچنین، بین شیوع افسردگی با چاقی در مردان و زنان آفریقایی– آمریکایی، ارتباط معنادار مثبت، ولی بین شیوع آن با چاقی در زنان سفیدپوست، رابطۀ معکوس وجود دارد.

گسترش پژوهش‌های تغذیه‌ای در دو دهۀ اخیر در جهان، سبب توجه و تأکید بیشتر بر نقش تغذیۀ درست در حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری‌ها شده است و تردیدی وجود ندارد که تغذیۀ هر فرد، ارتباط تنگاتنگی با وضعیت سلامت جسمی و روحی او دارد و مصرف مقادیر کافی از مواد مغذی، سبب حفظ سلامت فرد و افزایش کارایی او می‌شود (نجم‌آبادی و نجومی، 1386: 78).

 

روش تحقیق

پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری این پژوهش، شامل همۀ مادرانی است که در دو شهر راز و جرگلان (خراسان شمالی) زندگی می‌کنند و فرزند دانش‌آموز دبیرستانی دورۀ دوم دارند (1139 نفر). حجم نمونۀ آماری این پژوهش با استفاده از جدول مورگان، 290 نفر به دست آمد که با استفاده از شیوۀ نمونه‌گیری طبقه‌‌ای نسبت با حجم معین به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. در این روش، نسبت حجم نمونه به جامعه، محاسبه و در پایان، نتیجۀ این نسبت در تعداد کل افراد ضرب شد (روش انتخاب افراد در طبقات اختصاص تناسبی). در این روش، کسر نمونه‌گیری        مختص هر طبقه است.

اطلاعات لازم از سه طریق استفاده از پرسش‌نامه، شامل پرسش‌نامۀ تغذیه، پرسش‌نامۀ استاندارد سلامت اجتماعی و سلامت روانی، تکنیک مصاحبه و استفاده از داده‌های ثانویه جمع‌آوری شد. برای پردازش اطلاعات جمع‌آوری‌شده از مصاحبه و پرسش‌نامه‌های تکمیل‌شده، از نرم‌افزار آماری SPSS23 و LISREL8.01 و آزمون‌های آماری توصیفی و تحلیلی، مانند آزمون همبستگی اسپیرمن[9]، آزمون رگرسیون چندمتغیری[10] و تحلیل واریانس یک‌طرفه[11] استفاده شد.

پرسش‌نامۀ تغذیه (بسامد خوراک[12])، دربردارندۀ فهرستی از غذاها به همراه اندازۀ استانداردی از هر مادۀ غذایی است؛ بنابراین، از شرکت‌کنندگان خواسته شد میزان مصرف هر مادۀ غذایی را به‌طور روزانه و در یک‌ماه لحاظ کنند. این پرسش‌نامه، چند گروه غذایی (گروه نان و غلات، گروه سبزی‌ها، گروه میوه‌ها، گروه شیر و لبنیات، گروه گوشت، تخم مرغ و حبوبات و گروه متفرقه که شامل مواد قندی و روغن‌هاست) را با 69 پرسش می‌سنجد. در پژوهش راغ و همکاران (1397)، پایایی 66/0 گزارش شد. پرسش‌نامۀ سلامت روانی، دربردارندۀ تعداد 28 پرسش بود و درحقیقت، یک پرسش‌نامۀ غربالگری مبتنی بر خودگزارش‌دهی است که در مجموعه‌های بالینی با هدف شناسایی کسانی استفاده می‌شود که اختلال روانی دارند. در این پرسش‌نامه به دو طبقۀ اصلی از پدیده‌ها (ناتوانی فرد در برخورداری از یک کنش‌وری سالم و بروز پدیده‌های جدید با ماهیت معلول‌کننده) توجه می‌شود. در بین ابزارهای غربال‌گری سلامت روانی، پرسش‌نامۀ سلامت روانی، یکی از ابزارهایی است که به‌طور وسیعی در سراسر جهان به کار می‌رود. همچنین، نمرۀ بیشتر در پرسش‌نامۀ سلامت روانی به معنی کم و بدتربودن سلامت روانی آزمودنی‌ها و نمرۀ کمتر، نشانۀ بهتربودن سلامت روانی آنان است. گفتنی است، اعتبار و روایی پرسش‌نامه‌های استفاده‌شده در این مطالعه در مطالعات بسیار زیادی تعیین شده است (Noorbala et al., 2004؛ Ebrahimi et al., 2007؛ نقوی و همکاران، 1392). پرسش‌نامه را گلدبرگ و هیلر[13] (1979) ارائه کردند و 4 مقیاس فرعی و هر مقیاس، 7 پرسش دارد. مقیاس‌های مذکور عبارت است از: مقیاس علائم جسمانی[14]، مقیاس علائم اضطرابی و اختلال خواب[15]، مقیاس کارکرد اجتماعی[16] و مقیاس علائم افسردگی[17]. گلدبرگ و ویلیامز[18] (1988)، اعتبار تصنیفی برای این پرسش‌نامه را، که 853 نفر تکمیل کرده بودند، 95/0؛ چان[19] (1985) در هنگ‌کنگ، 93/0 و کییز[20] (1984) در انگلستان، 93/0 گزارش کردند.

پرسش‌نامۀ سلامت اجتماعی بر مبنای ابعاد مشارکت و انسجام اجتماعی، پذیرش و شکوفایی اجتماعی و انطباق اجتماعی در 32 گویه بررسی شده است. باباپور و همکاران (1388) برای بررسی پایایی این ابزار از همسانی درونی استفاده کردند. آلفای به‌دست‌آمده برای کل مقیاس، 78/0 و برای هر یک از خرده‌مقیاس‌ها به‌ترتیب عبارت بود از: 74/0 برای مشارکت اجتماعی، 74/0 برای پذیرش اجتماعی، 71/0 برای همبستگی اجتماعی، 70/0 برای شکوفایی اجتماعی و 77/0 برای انسجام اجتماعی که نشان می‌دهد این ابزار، پایایی مطلوبی دارد. همچنین، روایی محتوایی این پرسش‌نامه تأیید شده است. در پایان‌نامۀ اهری (1392)، روایی سازه و پایایی این پرسش‌نامه، تأیید و پایایی پرسش‌نامه یا قابلیت اعتماد آن با استفاده از روش اندازه‌گیری آلفای کرونباخ، 80/0 محاسبه شد. اعتبار و پایایی انجام‌شده نیز به‌صورت ذیل گزارش می‌شود.

 

 


جدول 1- ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای مورد بررسی و مؤلفه‌های آن

Table 1- Cronbach's alpha coefficient of the studied variables and its components

ردیف

عنوان متغیر

نام متغیر

مؤلفه

مقدار ضریب

درصد ضریب

1

متغیر وابسته

وابستۀ اصلی

سلامت اجتماعی

مشارکت و انسجام اجتماعی

752/0

75%

پذیرش و شکوفایی اجتماعی

791/0

79%

انطباق اجتماعی

743/0

74%

سلامت اجتماعی

771/0

77%

وابستۀ میانی

سلامت روانی

 

وضعیت سلامتی عمومی

812/0

81%

اضطراب

791/0

79%

عملکرد اجتماعی

698/0

70%

افسردگی

765/0

76٪

سلامت روانی

801/0

80%

2

متغیر مستقل

تغذیه

مدیریت

761/0

76٪

زمان

735/0

73٪

همکاری

771/0

77٪

ارگانیک

793/0

79٪

تغذیه

762/0

76٪


 


یافته‌ها

با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از تجزیه‌وتحلیل پرسش‌نامه، مهم‌ترین عوامل در متغیرهای زمینه‌ای به‌صورت جدول شمارۀ 2 ترسیم می‌شود.

 

 

جدول 2- یافته‌های توصیفی مرتبط با متغیرهای زمینه‌ای

Table 2- Descriptive findings related to contextual variables

 

فرزندان

مادران

تحصیلات فرزندان

دختر

پسر

شغل

محل زندگی

دهم

یازدهم

دوازدهم

دختر

پسر

دختر

پسر

دختر

پسر

فرهنگی

خانه‌دار

آزاد

شخصی

سازمانی

رهن و اجاره

خانۀ پدری

خانۀ مادری

-

-

-

-

-

-

فراوانی

99

192

31

241

18

257

4

23

3

1

42

77

30

59

27

55

درصد

02/34

97/65

7/10

8/82

2/6

3/88

4/1

9/7

1

3/0

40

40

30

72/30

2/27

64/28

میانگین سنی مادران: 23/42

 

 

 

همانگونه که آزمون فرضیات در جدول شمارۀ 3 نشان می‌دهد، تمامی فرضیات تأیید می‌شود؛ به عبارت واضح‌تر، براساس ضریب همبستگی اسپیرمن، تغذیه (به‌عنوان متغیر مستقل) با میزان سلامت اجتماعی و سلامت روانی، رابطه‌ای مستقیم و معنی‌دار دارد؛ از این‌رو، نتایج به‌دست‌آمده، تعمیم‌دادنی به جامعۀ آماری است.

 

 

جدول 3- آزمون فرضیات پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن

Table 3- Test of research hypotheses using Spearman correlation coefficient

ردیف

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

ضریب اسپیرمن

سطح معناداری

ضریب اسپیرمن

سطح معناداری

مدیریت در تهیۀ غذا

45/0

01/0

64/0

02/0

میزان زمان در تهیۀ غذا

58/0

02/0

54/0

000/0

همکاری در تهیۀ غذا

59/0

000/0

51/0

03/0

تهیۀ ارگانیک غذا

68/0

000/0

61/0

000/0

 

 

با توجه به نتایج جدول شمارۀ 3 مشاهده می‌شود رابطۀ تمامی مؤلفه‌های متغیر مستقل تغذیه با دو متغیر سلامت روانی و اجتماعی، مثبت و معنادار است. بیشترین مقدار ضریب همبستگی در سلامت اجتماعی با متغیر تهیۀ ارگانیک غذا با میزان 68 درصد است و در سلامت روانی، این مقدار به مدیریت در تهیۀ غذا با 64 درصد اختصاص دارد.

 

تحلیل رگرسیون چندمتغیره[21]

برای تحلیل چندمتغیره، از آزمون رگرسیون چندمتغیرۀ گام‌به‌گام استفاده شد؛ بدین‌منظور، ابتدا متغیری وارد تحلیل می‌شود که بیشترین همبستگی را با متغیر وابسته دارد (در سلامت اجتماعی، متغیر تهیۀ غذای ارگانیک/ در متغیر سلامت روانی، متغیر مدیریت در تهیه غذا). دومین متغیری که وارد تحلیل می‌شود، متغیری است که پس از تفکیک متغیر مقدم بر آن، موجب بیشترین افزایش در مقدار ضریب تعیین (R2) می‌شود. در این روش، ورود متغیرها به مدل، یک‌به‌یک و تا زمانی انجام می‌شود که معنی‌داری متغیر به 95 درصد برسد؛ یعنی سطح خطا 5 درصد شود (منصورفر، 1385: 173). نتایج این تحلیل‌ها در جدول شمارۀ 4 آمده است.

برای کنترل آماری روابطی که در سطح تحلیل‌های دو متغیری بین متغیر وابسته و هر یک از متغیرهای مستقل اصلی (در اینجا شاخص‌های متغیر مستقل تغذیه) مد نظر در پژوهش به دست آمده بود، تحلیل چندمتغیری اجرا شد. با انجام‌دادن این تحلیل در بین متغیرهای مستقل مد نظر، دو متغیر تهیۀ ارگانیک غذا در زیرمجموعۀ متغیر سلامت اجتماعی (با بتای 647/0) و متغیر مدیریت در تهیۀ غذا زیرمجموعۀ متغیر سلامت روانی (با بتای 584/0) در بین متغیرهای مستقل مد نظر در این پژوهش به‌ترتیب، بیشترین سهم را در تغییرات متغیر وابسته به خود اختصاص دادند.

مقدار ضریب همبستگی (R) بین متغیرها، 684/0 است که نشان می‌دهد بین مجموعه متغیرهای مستقل و متغیر وابستۀ پژوهش (سلامت روانی و سلامت اجتماعی)، همبستگی متوسط رو به بالا وجود دارد؛ اما مقدار ضریب تعیین تعدیل‌شده، که برابر با 584/0 است، نشان می‌دهد 4/58 درصد از کل میزان سلامت روانی و اجتماعی در بین جامعۀ آماری، به شاخص‌های متغیر تغذیه وابسته است. همچنین، با توجه به معنی‌داری مقدارF  (328/73) در سطح خطای کوچک‌تر از 05/0، می‌توان نتیجه گرفت مدل رگرسیونی پژوهش، مرکب از متغیر مستقل (تغذیه) و متغیر وابسته (سلامت روانی و اجتماعی)، مدل خوبی است و مجموع متغیرهای مستقل، میزان اجتماعی و روانی این افراد را تبیین می‌کند. جدول شمارۀ 5، ضرایب تأثیر رگرسیونی متغیر مستقل تغذیه را بر متغیر وابستۀ سلامت اجتماعی و روانی نشان می‌دهد. با استفاده از آن، سهم نسبی متغیر مستقل مذکور در مدل را می‌توان مشخص کرد.

 

 

 

جدول 4- خلاصۀ آماره‌های مربوط به نتایج ضرایب تأثیر رگرسیونی مدل

Table 4- Summary of statistics related to the results of model regression impact coefficients

مدل

ضریب استاندارد

T

سطح معناداری

بتا

 

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

تغذیه

53/0

61/0

25/14

02/16

02/0

02/0

328/73 =F

684/0R=

584/0R ADJ=

 

 

جدول 5- نتیجۀ نهایی تحلیل چندمتغیری متغیر مستقل تغذیه بر سلامت اجتماعی و سلامت روانی

Table 5- Final result of multivariate analysis of independent nutrition variable on social and mental health

ابعاد متغیر تغذیه

مدیریت

زمان

همکاری

ارگانیک

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

سلامت اجتماعی

سلامت روانی

ضریب غیراستاندارد

546/0

436/0

534/0

412/0

457/0

412/0

524/0

512/0

ضریب استاندارد بتا

354/0

584/0

351/0

421/0

243/0

212/0

647/0

451/0

مقدار تحلیل واریانس

13/58

12/47

13/52

13/47

61/28

58/13

52/45

23/41

T

32/17

36/14

38/12

28/15

17/14

19/17

94/14

13/12

سطح معناداری

01/0

01/0

02/0

03/0

001/0

04/0

000/0

01/0

 


مقایسۀ متغیرهای پژوهش نشان می‌دهد اول اینکه، تأثیر متغیر مستقل تغذیه بر میزان سلامت اجتماعی و روانی (متغیر وابسته)، معنی‌دار است؛ زیرا سطح خطای مقدار t آنها کوچک‌تر از 05/0 است. دوم اینکه، متغیر تغذیه با ضرایب رگرسیونی 53/0 و 61/0 به‌ترتیب، تأثیر رگرسیونی نسبتاً خوبی روی متغیر سلامت اجتماعی و سلامت روانی داشته است (جدول شمارۀ 4).

 

مدل‌یابی معادلات ساختاری

در این قسمت، روابط یکپارچه و متعامل بین متغیرها در قالب معادلات ساختاری و تأثیر متغیر مشهود (تغذیه) در مؤلفه‌های متغیر وابسته (سلامت اجتماعی و سلامت روانی) در بین جامعۀ آماری آزموده شد تا میزان اثرگذاری هر یک از متغیرها را مشخص کند. برای تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری و نرم‌افزار لیزرل نیز استفاده شد. شاخص‌های CFI[22] و NFI[23] و [24]AGFI و GFI[25] وIFI [26] بین صفر و یک است و هرچه به یک نزدیک‌تر باشد، نیکویی برازش مدل با داده‌های مشاهده‌شده، بیشتر است (هومن، 1384: 78).

 

مدل یابی معادلات ساختاری متغیر سلامت اجتماعی و سلامت روانی(با متغیر تغذیه)

الگوی روابط علّی در مدل معادلۀ ساختاری اثرگذاری متغیر تغذیه در مؤلفه‌های متغیرهای سلامت اجتماعی و روانی در جامعۀ آماری مد نظر مبتنی بر نرم‌افزار معادلات ساختاری لیزرل در نمودارهای شمارۀ 1 و 2 و 3 و 4 منعکس شده‌ است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1- نمودار استاندارد نرمافزار و سنجش آثار متغیر مستقل تغذیه بر مؤلفه‌های متغیر سلامت اجتماعی

Fig 1 - Standard software diagram and measurement of the effects of independent nutrition variable on the components of social health variables

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 2- نمودار معنادارینرمافزار و سنجش آثار متغیر مستقل تغذیه بر مؤلفه‌های متغیر سلامت اجتماعی

Fig 2- Software Significance and Measuring the Effects of Independent Nutrition Variable on Social Health Variable Components

 

 

میزان اثرگذاری مستقیم متغیر تغذیه روی هر یک از ابعاد متغیر وابستۀ سلامت اجتماعی براساس نمودارهای شمارۀ 1 و 2 نشان می‌دهد، متغیر تغذیه با تمامی مؤلفه‌های سلامت اجتماعی، ارتباط مستقیم و مثبت دارد (مقدار بار عاملی). بیشترین میزان بار عاملی مختص متغیر مشارکت و انسجام اجتماعی (M1) با مقدار 54 درصد بوده است. از جهت معناداری، مقدار ضریب معناداری برای تمامی مؤلفه‌ها بالاتر از عدد استاندارد 96/1 است؛ بنابراین، متغیر تغذیه با تمامی مؤلفه‌های سلامت اجتماعی، ارتباط معناداری دارد.

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 3- نمودار استاندرد نرمافزار و سنجش آثار متغیر مستقل تغذیه بر مؤلفه‌های متغیرسلامت روانی

Fig 3- Software standard and measurement of the effects of independent nutrition variable on the components of mental health variables

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 4- نمودار معناداری نرمافزار و سنجش آثار متغیر مستقل تغذیه بر مؤلفه‌های متغیر سلامت روانی

Fig 4- Software Significance and Measuring the Effects of Independent Nutrition Variable on Arvani Health Variable Components

 

در نمودارهای شمارۀ 3 و 4 مشاهده می‌شود، متغیر تغذیه با تمامی ابعاد متغیر سلامت روانی، رابطۀ مستقیم و معناداری دارد. مقدارهای بار عاملی در نمودار شمارۀ 3 نشان می‌دهد برای دو متغیر سلامت عمومی (EKH1) و اضطراب (EZ1)، میزان این رابطه، متوسط رو به بالاست و در دو متغیر دیگر (افسردگی و عملکرد اجتماعی)، ضعیف است. مقادیر معناداری در تمامی رابطه‌ها، بالاتر از عدد استاندارد 96/1 است؛ بنابراین، رابطۀ متغیر تغذیه با سایر مؤلفه‌های متغیر سلامت روانی، معنادار است.

خروجی شاخص‌های برازش مدل عبارت است از: 94/0=NFI؛ 96/0=CFI؛ 96/0=IFI؛ 94/0=GFI؛ 92/0=AGFI  و 07/0=RMSEA؛ بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت مدل مذکور، برازش خوبی از داده‌های دنیای واقعی داشته است؛ یعنی در کلیت مدل معادلۀ ساختاری، تأثیر متغیر تغذیه در مؤلفه‌های سلامت روانی و اجتماعی تأیید شده است و برازش معنی‌داری دارد. میزان اثرگذاری مستقیم هر یک از ابعاد براساس خروجی نرم‌افزار (نمودارهای شمارۀ 1 تا 4) به شرح ذیل ارائه می‌شود:

 

 

جدول 6- آزمون تأثیر متغیر تغذیه بر تمامی مؤلفه‌های متغیرهای سلامت اجتماعی و روانی

Table 6- Test the effect of nutrition variable on all components of social and mental health variables

 

انسجام اجتماعی

شکوفایی اجتماعی

انطباق اجتماعی

سلامتی عمومی

اضطراب افراد

عملکرد اجتماعی

افسردگی

تغذیه

استاندارد

54/0

51/0

52/0

50/0

49/0-

25/0

13/0-

معنیداری

65/10

68/9

90/9

48/9

29/9-

08/8

99/2-

نتیجه

تأیید

تأیید

تأیید

تأیید

تأیید

تأیید

تأیید

 


بحث و نتیجه

هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین جامعه‌شناختی نقش تغذیۀ سنتی در خانواده بر سلامت روانی و سلامت اجتماعی نوجوانان است. براساس ضریب همبستگی اسپیرمن، تغذیه (به‌عنوان متغیر مستقل) با میزان سلامت اجتماعی و سلامت روانی، رابطه‌ای مستقیم و معنی‌دار دارد؛ از این‌رو، نتایج به‌دست‌آمده، به جامعۀ آماری پژوهش، تعمیم‌دادنی است. رابطۀ تمامی مؤلفه‌های متغیر مستقل تغذیه با دو متغیر سلامت روانی و اجتماعی، مثبت و معنادار است. بیشترین مقدار ضریب همبستگی در سلامت اجتماعی با متغیر تهیۀ ارگانیک غذا با میزان 68 درصد است و در سلامت روانی، این مقدار به مدیریت در تهیۀ غذا با 64 درصد اختصاص دارد. نتایج پژوهش با پژوهش‌های راغ، محمدی آریا و تاجری (1397)، محسنی (1393)، حقیقیان رودسری (1396)، رحمانی و همکاران (1393)، نقوی و همکاران (1392)، صالحی و همکاران (1382)، نجم‌آبادی و نجومی (1386)، پِنینیکس و همکاران (2000)، بیدون و همکاران(2009)، بیدل و آسار (2011)، کاساگراند و همکاران (2011)، هربیسون و همکاران (2012)، فورسیس (2012) و جکا و همکاران (2012) همسوست. تحلیل چندمتغیره با استفاده از آزمون رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیر مستقل (تغذیه) و متغیر وابسته (سلامت روانی و اجتماعی)، مدل خوبی است و مجموع متغیرهای مستقل، میزان سلامت اجتماعی و روانی این افراد را تبیین می‌کند. معادلات ساختاری نشان می‌دهد متغیر تغذیه با تمامی مؤلفه‌های سلامت اجتماعی و سلامت روانی، ارتباط معناداری دارد.

در تبیین یافته‌های پژوهش می‌توان اینگونه بیان کرد که سلامت افراد جامعه را طیفی از عوامل شخصی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی تعیین می‌کند؛ بنابراین، درک درست از عوامل مؤثر بر این بعد، نقش مؤثری در بالندگی جامعه دارد. سازمان بهداشت جهانی، سلامت را در مفهومی گسترده‌تر از سلامت جسمانی در نظر گرفته است و انسان سالم را انسانی معرفی می‌کند که در ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی سالم باشد؛ بنابراین، با در نظر گرفتن انسان به‌عنوان یک کل سازمان‌یافته و چندبعدی گفتنی است، همۀ ابعاد وجودی انسان با یکدیگر در ارتباط است و تغییر در یک بعد در ابعاد دیگر وجودی او نیز تأثیر دارد. از آنجا که تغذیه، عامل اصلی و اثرگذار بر سلامت جسم است، نوع و سبک تغذیه نیز مهم است و در سلامت، نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای دارد. نقوی و همکاران (1392)، نشان دادند تغذیۀ درست، اهمیت خاصی در پیشگیری و درمان بیماری‌ها دارد و یکی از عوامل مؤثر بر کاهش مشکلات جسمی و روحی است. کریمی و همکاران (2008) نشان دادند تغذیۀ سرشار از میوه‌ها و سبزی‌ها و کاهش استفاده از غذاهای آماده، خطر بروز بسیاری از مشکلات، ازجمله چاقی، دیابت، سرطان، سکتۀ مغزی و اختلال‌های قلبی و عروقی را کاهش می‌دهد. رژیم غذایی مناسب و فعالیت جسمی منظم و کافی از عوامل عمدۀ ارتقا و حفظ سلامت در تمام دوران زندگی است. رژیم‌های غذایی نامناسب و نداشتن فعالیت فیزیکی از عوامل انواع بیماری‌های قلبی عروقی و دیابت است. این موضوع در سراسر عمر انسان بر سلامت جسم و روان مؤثر است (WHO, 2010، به نقل از راغ و همکاران، 1397: 66). پاسدار و همکاران (1390) نتیجه گرفتند تغذیه و عادت‌های غذایی نادرست می‌تواند به اختلال در رشد جسمی، افت تحصیلی و کاهش میزان یادگیری دانش‌آموزان منجر شود. گلابی و همکاران (1395) نشان دادند رژیم غذایی سالم، که مقادیر بیشتری میوه، سبزی، غلات کامل و مقادیر کمتری قند و چربی حیوانی دارد، با کاهش شیوع بیماری‌های مزمن در ارتباط است؛ بنابراین، استفاده از مواد غذایی سالم، سلامت جسم را تضمین می‌کند و سلامت روان نیز به‌عنوان یکی از ابعاد سلامت انسان، نقش مهم و مؤثری در زندگی بشر امروزی دارد که از عوامل گوناگونی تأثیر می‌گیرد. یکی از این عوامل، سلامت جسم است و سلامت جسم با نوع تغذیه در ارتباط مستقیم است؛ بنابراین، تغذیه با نگاه سنتی خود با آنچه امروزه به‌عنوان تغذیه به‌ویژه، در نسل‌های جوان مشاهده می‌شود، متفاوت شده است و این تفاوت، آثار منفی و گاه مخربی بر جسم افراد دارد. از آنجا که انسان، مجموعۀبه‌هم‌پیوسته‌ای است که ابعاد مختلف آن بر یکدیگر اثر می‌گذارد و اثر می‌پذیرد، در این تغییر، سبک تغذیه تغییر کرده است و درنتیجه، روان انسان نیز دستخوش این تغییرات شده است و امروزه، اختلال‌های روانی بیشتری نسبت به گذشته در افراد جامعه دیده می‌شود که از سبک زندگی و با توجه به یافته‌های پژوهش، تغییر سبک تغذیه متأثر است.

در حال حاضر، در سراسر جهان، حدود 450 میلیون نفر از مشکلات روانی، عصبی و رفتاری رنج می‌برند و اختلال‌های روانی، مسئول یک‌ درصد مرگ‌ومیرها و 11 درصد بار کلی بیماری‌های جهان است. پیش‌بینی می‌شود تا سال 2020، میزان اختلال‌های روانی و عصبی، حدود 50 درصد افزایش یابد و حدود 15 درصد کل بار جهانی بیماری‌ها را دربربگیرد که این میزان افزایش در سهم نسبی، حتی بیشتر از افزایش بیماری‌های قلبی و عروقی است. مطالعات انجام‌شده در کشور نیز میزان شیوع اختلال‌های روانی را بین 9/11 تا 2/30 درصد گزارش کرده‌ است (نوربالا و همکاران، 1381؛ Mohammadi, 2003 به نقل از افشاری و رخشانی، 1393: 29).

کاساگراند و همکاران (2011) نشان دادند بیماران مبتلا به بیماری روانی شدید، میزان دریافت غذایی گوشت (با درصد زیاد چربی)، میوه و سبزی اندکی داشتند. هادی و برازنده (1386) نشان دادند، استفادۀ ناکافی از لبنیات، میوه و سبزیجات در افزایش استرس، اضطراب و سایر جنبه‌های سلامت روان پرستاران موثر است. همچنین، مصرف بیشتر سبزیجات، سلامت روان کارکنان زن را افزایش می دهد.

مطالعات بیدون و همکاران (2009)، پِنینیکس و همکاران (2000) و لاتان و همکاران (2008) نشان‌دهندۀ وجود رابطۀ افسردگی و مشکلات روانی با نوع غذاهای مصرفی بود. پژوهش نقوی و همکاران (1392) نشان داد توجه بیشتر به عوامل تغذیه‌ای در تأمین سلامت روان، بسیار کم‌هزینه، ایمن‌تر، ساده‌تر و مطلوب‌تر برای بیماران است.

گلابی و همکاران (1395) نشان دادند بیشترین میانگین الگوی سالم غذایی در بین نسل بزرگسال و کمترین میانگین در بین نسل جوان است. همچنین، در متغیرهای زمینه‌ای نیز میانگین الگوهای غذایی پاسخگویان ازلحاظ متغیر محل تولد در نسل میانسال، ازلحاظ متغیر سطح تحصیلات نیز در نسل میانسال و ازنظر متغیر طبقۀ اقتصادی در نسل جوان و میانسال، متفاوت و معنی‌دار است. میزان گذار تغذیه‌ای با افزایش سن کاهش پیدا می‌کند. براساس یافته‌ها، الگوی غذایی نسل جوان از سایر گروه‌های سنی مد نظر به‌طور متوسط، بیشتر در معرض گذار تغذیه‌ای قرار داشت و با افزایش آگاهی‌های تغذیه‌ای و ارائۀ الگوی صحیح مصرف مواد غذایی، راهکارهای مناسبی برای ارتقای سطح سلامت جامعه می‌توان ارائه کرد.

در تبیین یافته‌های پژوهش در ابعاد سلامت اجتماعی گفتنی است، انسان، موجودی چندبعدی است که همۀ ابعاد وجودی او به مثابه یک کل بر هم اثر می‌گذارد و اثر می‌پذیرد و تا زمانی که سبک تغذیه بر سلامت جسم و روان اثرگذار باشد، بر ابعاد دیگر این سیستم نیز اثر دارد؛ بنابراین، براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت اجتماعی یکی از مؤلفه‌های سلامت است و با نگاهی سیستمی و کلی به انسان گفتنی است، افرادی که سلامت جسمی و سلامت روانی دارند، می‌توانند سلامت اجتماعی نیز داشته باشند.

پیشنهاد می‌شود مادران به تغذیۀ سالم فرزندان، توجه بیشتری داشته باشند که ضامن رشد و توسعۀ فکری، جلوگیری از مشکلات و بیماری‌هایی مثل فقر آهن و کم‌خونی، سوء تغذیه، پوسیدگی دندان، بیماری‌های قلبی و عروقی، سرطان‌ها و سایر بیماری‌هاست و به سلامت روانی و اجتماعی آنان نیز کمک می‌کند. در تغییر عادت‌های غذایی مردم، عوامل مختلفی، مانند عوامل زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر است. تغییر شیوۀ تغذیه به فرهنگ‌سازی نیاز دارد.

 



[1]  low bone mineral density

[2] Osteoporosis

[3] به‌طور مثال، افرادی که مزاج گرم و خشک دارند، تحریک‌پذیرتر و زود خشم هستند و با خوردن غذاهای گرم و خشک، احتمال پرخاشگری و عصبانیت در آنها بیشتر است یا افراد سرد و خشک با خوردن غذاهای سودازا دچار بدبینی، ترس، وسواس و علائم افسردگی می‌شوند.

[4] مجلۀ علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران، بهار 1396، ضمیمۀ شمارۀ 1، س 12، ص 133-181.

[5]Penninx et al.

[6] Lakhan and Vieira

[7] Zarazaga

[8] Beydoun et al.

[9]Spearman

[10]Multivariate Regression

[11]ANOVA

[12]FFQ

[13] Goldberg and Hiller

[14] Somatic symptoms

[15] Anxiety and sleep disorder

[16] Social Function

[17] Depression symptoms

[18] Goldberg and Williams

[19]Chan

[20] Keyes

[21] Multiple Linear regression

[22]Comparative Fit Index

[23] Normal Fix Index

[24] Adjusted Goodness of Fit

[25]Goodness of fit index

[26]Incremental Fit Index

اجاق، س.ز. (1396). «ترجمان دانش غذایی بومی: راهبردی برای ارتقای تغذیه و سلامت»، مجلۀعلومتغذیهوصنایعغذاییایران، س 12، ش 1، ص 181-186.
اهری، م. (1392). بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد و پیام نور اهر، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، پایان‌نامۀ کارشناسی.
باباپورخیرالدین، ج.؛ طوسی، ف. و حکمتی، ع. (1388) . «بررسی نقش عوامل جمعیت‌شناختی در سلامت اجتماعی دانشجویان»، فصلنامۀ روا‌‌ن‌شناسی دانشگاه تبریز، س 4، ش 16. ص 1-19.
پاسدار، ی.؛ مظفری، ح.ر.؛ دربندی، م.؛ نیازی، پ. و هاشمیان، ا.ح. (1393). «ارتباط پیشرفت تحصیلی با وضعیت تغذیه‌ای و رشد دانش آموزان ابتدایی حاشیۀ شهر کرمانشاه سال 1390»، کومش، ج 15، ش 4، ص 541-550.
ترابی، پ.؛ عبدالهی، ز.؛ مینایی، م.؛ زارعی، م.؛ معانی، س.؛ صادقی قطب‌آبادی، ف.؛ صالحی مازندرانی، ف.؛ پورآرام، ح.؛ فلاح، ح. و رضائی سروکلائی، خ. (1391). راهنمای کشوری تغذیه برای برنامۀ پزشک خانواده، تهران: معاونت بهداشت و دفتر بهبود تغذیۀ جامعه.
حسینی، ه. و حقیقیان رودسری، آ. (1396). «بازاندیشی در جایگاه غذاهای سنتی»، مجلۀعلومتغذیهوصنایعغذاییایران، س 12، ش 1، ص 135-136.
حقیقیان رودسری، آ. (1396). «اهمیت غذاهای سنتی و بومی در تغذیه و سلامت کودکان». مجلۀ علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران. س 12، ضمیمۀ ش 1، ص 165-174.
راحمی‌پور، ف. (1392). «نقش تغذیۀ مناسب بر سلامت خانواده، جامعه و توسعۀ کشور»، روزنامۀ کیهان، بخش اجتماعی، ش 20681، 17/10/92.
راغ، ک.؛ محمدی آریا، ع.ر. و تاجری، ب. (1397). «رابطۀ سبک زندگی و الگوهای تغذیه‌ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش‌آموزان دختر دورۀ متوسطۀ دوم»، جامعه‌شناسی آموزش‌وپرورش، ش 6، ص 62-68.
رحمانی، م.؛ ساقی، م.؛ رهبری، م. و کیانی، س. (۱۳۹۳). «نقش تغذیه در سلامت جامعه»، سومین همایش ملی علوم و صنایع غذایی، قوچان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان،
رضازاده، آ. و محمدی نصرآبادی، ف. (1396). «اهمیت الگوهای غذایی سنتی و غذاهای بومی در امنیت غذا و تغذیۀ خانوار». مجلۀ علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران. س 12، ضمیمۀ ش 1، ص 159-164.
سهیلی آزاد، ع.ا.؛ گلستان، ب. و نبی، ب. (1385). «بررسی الگوی مصرف صبحانه و میان‌وعده در دانش‌آموزان ابتدایی شهر ارومیه». نهمین کنگرۀ سراسری تغذیۀ ایران. تبریز، ایران.
سهیلی آزاد، ع.ا.؛ نورجاه، ن. و نوروزی، ف. (1386). «بررسی الگوی مصرف غذا در دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر لنگرود». مجلۀ غدد درون‌ریز و متابولیسم ایران، د 16، ش 62، ص 36-41.
صالحی، م.؛ کیمیاگر، م.؛ شهبازی، م.؛ کلاهی ع.ا. و مهرابی، ی. (1382). «تأثیر آموزش‌های تغذیه و بهداشت به زنان عشایر در سلامت ایل و نقش زنان عشایری در گسترش فرهنگ تغذیه و بهداشت»، مجلۀ علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران، د 13، ش 41، ص 55-63.
عینی زیناب، ح. و سبحانی، س.ر. (1396). «رژیم‌های غذایی پایدار و غذاهای سنتی/بومی»، مجلۀعلومتغذیهوصنایعغذاییایران، س 12، ش 1، ص 151-158.
 گلابی، ف.؛  آقایاری هیر، ت. و  ساعی، م. (1395). «بررسی گذار تغذیه‌ای در بین نسل‌ها و زمینه اجتماعی مرتبط با آن»، پایش، د 15، ش 3، ص 221-231.
محسنی، ف. (1393). «تأثیر تغذیه بر کج‌روی و رفتار مجرمانه با نگاهی به آموزه‌های دین اسلام»، پژوهشنامۀ حقوق اسلامی، س 15، ش 1 (پیاپی 39)، ص 181-212.
 منصورفر، ک. (1385). روش‌های آماری. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
ناصری، ع. (1396). «منطق و ضرورت مطالعۀ نظام غذایی بومی»، مجلۀعلومتغذیهوصنایعغذاییایران، س 12، ش 1، ص 137-142.
نجم‌آبادی، ش. و نجومی، م. (1386). «مصرف مکمل‌های تغذیه‌ای در بزرگسالان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی-درمانی مناطق مختلف غرب تهران». مجلۀ غدد درون‌ریز و متابولیسم ایران، د 12، ش 4، ص 365-375.
 نقوی، س.؛ انیسی، ج.؛ توکلی، ح.ر.؛ رحمتی نجار کلایی، ف. و جهان‌بخشی، ز. (1392). «بررسی ارتباط بین الگوی تغذیه و سلامت روان کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی یک دانشگاه علوم پزشکی». مجلۀ طب نظامی. د 15، ش 2، ص 142-156.
 نوابخش، م. و مثنی، ا. (1389). «بررسی جامعه‌شناختی تحولات تغذیه در جوامع معاصر». علوم غذایی و تغذیه. س 9، ش 1، ص 33-48.
 نوربالا، ا.ع.؛ محمد، ک.؛ باقری یزدی، س.ع. و یاسمی، م.ت. (1381). «بررسی وضعیت سلامت روان در افراد 15 سال و بالاتر در جمهوری اسلامی ایران در سال 1378»، حکیم، د 5، ش 1، ص 1-10.
ودادهیر، ا. (1396). «غذا و طریقت‌های غذایی به مثابه میراث فرهنگی»، مجلۀعلومتغذیهوصنایعغذاییایران، س 12، ش 1، ص 143-150.
هادی، ن. و برازنده، ف. (1386). «شیوۀ زندگی پرستاران شاغل در بیمارستان‌های دانشگاهی شیراز»، حیات، د 13، ش 1، ص 43-53.
 هومن، ح.ع. (1384). مدل‌یابی معادلات ساختاری با کاربرد نرم‌افزار لیزرل (با اصلاحات)، تهران: انتشارات سمت.
Beydoun, M.A., Kuczmarski, M.T., Mason, M.A., Ling, S.M., Evans, M.K., and Zonderman, A.B. (2009) Role of depressive symptoms in explaining socioeconomic status disparities in dietary quality and central adiposity among US adults: a structural equation modeling approach. Am J Clin Nutr, 90(4), 1084-1095.
Biddle, S.J., and Asare, M. (2011) Physical activity and mental health in children and adolescents: a review of reviews. Br J Sports Med, 45(11), 886-895.
Casagrande, S.S., Anderson, C.A., Dalcin, A., Appel, L.J., Jerome, G.J., Dickerson, F.B., Gennusa, J.V., and Daumit, G.L. (2011) Dietary intake of adults with serious mental illness. Psychiatr Rehabil J, 35(2), 137-140.
Chan, D.W. (1985) The Chinese version of the General Health Questionnaire: Does language make a difference? Psychological Medicine, 15, 147-155.
Ebrahimi, A., Molavi, H., Moosavi, G., and Bornamanesh, A. (2007) Psychometric Properties and Factor Structure of General Health Questionnaire 28 (GHQ-28) in Iranian Psychiatric Patients. JRBS, 5(1), 5-12.
Ferraro, K.F., Thorpe, R.J., and Wilkinson, J.A. (2003)The life course of severe obesity: Does childhood overweight matter? J Gerontol B Psychol Sci Soc Sci, 58, 110-119.
Forsyth, A.K., Williams, P.G., and Deane, F.P. (2012) Nutrition status of primary care patients with depression and anxiety. Aust J Prim Health, 18(2), 172-176.
Goldberg, D.P., and Hillier, V.F. (1979) A scaled version of the General Health Questionnaire, Psychological Medicine, 9, 139-145.
Goldberg, D., and Williams, P. (1988) A user’s guide to the General Health Questionnaire. Windsor: Nfer-Nelson.
Herbison, C.E., Hickling, S., Allen, K.L., O'Sullivan, T.A., Robinson, M., Bremner, A.P., Huang, R.C., Lawrence, J.B., Mori, T.A., and Oddyl, W.H. (2012) Low intake of B-vitamins is associated with poor adolescent mental health and behaviour. Prev Med, 55(6), 634-8.
Jacobson, H.N. (1977) Current concepts in nutrition.Diet in pregnancy. N Engl J Med, 297, 1051-1053.
Jacka, F.N., Maes, M., Pasco, J.A., Williams, L.J., and Berk, M. (2012) Nutrient intakes and the common mental disorders in women. J Affect Disord, 141(1), 79-85.
Karimi, H., Sam, S.H., and Sajadi, P. (2008) Physical and Nutritional Status in Primary Schoolchildren in Ramsar city in 2003. Journal of Babol University of Medical Sciences, 10(1), 67-76.
Keyes, S. (1984) Gender stereptypes and personal adjustment: Employing the PAQ, TSBI and GHQ with samples of British adolescents, British Journal of Social Psychology, 23, 173-180.
Khotdeea, M., Singhirunnusorn, W., and Sahachaisaeree, N. (2012) Effect of green open space on social health and behavioure of urban residents: A Case study of communities in Bangkok Procedia, Social and Behavioral Science, 36, 449-455.
Lakhan, S.E., and Vieira, K.F. (2008) Nutritional therapies for mental disorders. Nutrition journal, 7(1), 1-8.
Noorbala, A.A., Bagheri Yazdi, S.A., Yasami, M.T., and Mohammad, K. (2004) Mental health survey of the adult population in Iran. British Journal of Psychiatry, 184, 70-73. DOI: https://doi.org/10.1192/bjp.184.1.70
Penninx, B.W., Guralnik, J.M., Ferrucci, L., Fried, L.P., Allen, R.H., and Stabler, S.P. (2000) Vitamin B12 deficiency and depression in physically disabled older women: epidemiologic evidence from the Women's Health and Aging Study. American Journal of Psychiatry, 157(5), 715-721.
Sadeghi, M. (2014) Developing a model of healthy family based on an explorative mixed method research. Journal Family Psychology, 1(1), 12-21.
Salehi, M., Kuhnlein, H.V., Shahbazi, M., Kimiagar, M.S., Kolahi, A.A., and Mehrabi, Y. (2005) Effect of traditional food on nutrition improvement of Iranian tribeswomen. Ecology of food and nutrition, 44(1), 81-95.
Schettler, A.E., and Gustafson, E.M. (2004) Osteoporosis prevention starts in Adolescence. J Am Acad Nurse Pract, 16, 274-282.
U.S.Department of health and human services Center for disease control and prevention. (2008) Nutrition and the health of young people. Available from: URL: http://www cdc gov/healthy youth/nutritio /pdf/facts pdf.
Zarazaga, L.A., Celi, I., Guzman, J.L., and Malpaux, B. (2011) The effect of nutrition on the neural mechanisms potentially involved in melatonin-stimulated LH secretion in female Mediterranean goats. J Endocrinol. 211(3), 263-272.
دوره 9، شماره 4 - شماره پیاپی 31
پژوهش های راهبردی مسائل اجتماعی ایران، سال نهم، شماره پیاپی 31، شماره چهارم، زمستان 1399
دی 1399
صفحه 117-138
  • تاریخ دریافت: 09 دی 1398
  • تاریخ بازنگری: 03 دی 1399
  • تاریخ پذیرش: 20 بهمن 1399
  • تاریخ انتشار: 01 دی 1399