بررسی گرایش به اجتماع ملی و عوامل مؤثر بر آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار، گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

چکیده

ایران کشوری بزرگ، چند فرهنگی و متشکل از اقوام مختلف است. گرایش به عضویت در گروه بزرگِ اجتماع ملی و کسب ‎‍هویت از آن، به‌عنوان شاخص توسعۀ اجتماعی، اهمیت بسیار زیادی برای ایران دارد. اگر مردم ضمن تعلق‌خاطر به گروه‎‍های کوچک، مانند گروه‎‍های قومیتی، دینی، مذهبی و طبقاتی خود، عضویت در اجتماع ملی و کسب هویت از آن را مرجح بدانند، ظرفیت و هم‌افزایی آنها برای توسعه بیشتر می‌شود،‌ در مواقع بحران و تهدید کلیت جامعه، داوطلبانه و با استفاده از توانایی و منابع خود برای حل مشکلات بسیج می‎‍شوند و مسئولان را برای حل مشکلات جامعه، یاری می‎‍دهند. به نظر می‎‍رسد آنچه موجب تقویت گرایش به اجتماع ملی می‎‍شود، علاوه بر متغیرهایی که ناشی از فرهنگ و گذشتۀ مشترک است، چگونگی ادارۀ یک جامعه باشد. اگر شرایط ادارۀ جامعه مناسب و عادلانه باشد و دولت کارآمد و با ارزش‎‍های جامعه، که متشکل از گروه‎‍های کوچک است، منطبق باشد، گرایش به اجتماع ملی افزایش می‎‍یابد. هدف این بررسی، سنجش گرایش به اجتماع ملی و عوامل مؤثر بر آن است. جامعۀ آماری این پیمایش، 530 نفر از افراد در شهر تهران‌اند. نتایج نشان داد‌ گرایش به اجتماع ملی قوی است (4 از 6). بررسی اجزای این شاخص، بیانگر گرایش قوی در بعد تاریخی و فرهنگیِ اجتماع ملی و گرایش ضعیف در بعد سیاسی، سرنوشت مشترک و احساس عدالت بین گروه‎‍هاست. همچنین مقبولیت دولت در دو بعد کارآمدی و جهت‎‍گیری ارزشی بر افزایش گرایش به اجتماع ملی مؤثر است. متغیرهای بررسی‌شده، 65درصد از تغییرات گرایش به اجتماع ملی را توضیح می‎‍دهند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analyzing the Inclination towards National Unity and Its Influencing Factors

نویسنده [English]

  • Davood Parchami
Assistant professor, Department of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Introduction
Iran, a large and diverse country with a rich multicultural tapestry, is home to various ethnic groups. The coexistence of these diverse ethnicities poses the potential to weaken the nation's collective identity and unity. Neglecting these differences can have detrimental consequences, leading to social disintegration. Embracing a sense of belonging to a broader national community is crucial for fostering social cohesion and averting political and social instability. The inclination to identify with the national community and derive a sense of identity from it is a vital indicator of social development in Iran. When individuals, despite their affiliations with smaller ethnic, religious, or class groups, prioritize membership in the national community and draw their identity from it, they are better positioned to contribute to the country's progress and respond voluntarily to societal crises, leveraging their abilities and resources to aid in problem-solving. Additionally, the manner, in which a society is governed, plays a significant role in reinforcing the inclination towards a national community. A fair and efficient government that aligns with the values of the society, comprising diverse smaller groups, can bolster the propensity towards the national community. This study aimed to assess the inclination towards the national community and the factors influencing it.
 
 
Materials and Methods
The data for this study were gathered through a survey designed to capture various dimensions of national community orientation, including cognition, emotion, and behavior, as well as social, historical, territorial, cultural, political, and economic aspects, along with perceptions of intergroup justice and a shared future. The sample size was determined using Cochran's formula, resulting in a sample of 384 individuals to achieve a 95% confidence level with a 5% margin of error. To ensure accuracy, 530 questionnaires were ultimately completed. The survey employed a two-stage sampling approach, utilizing cluster sampling to select localities and random sampling to select respondents. Data analysis was conducted using SPSS software and internal consistency, construct validity, and Cronbach's alpha were assessed to ensure the reliability and validity of the indicators. Owing to space constraints, the internal correlation results were not presented in this article.
 
Discussion of Results & Conclusion
The findings indicated that the inclination towards the national community in Iran averaged at 4 out of 6 on a 6-point scale, signifying a substantial tendency. Specifically, there was a strong inclination in the social, cultural, historical, and territorial dimensions, while the political and economic dimensions showed a relatively lower sense of justice between groups and common destiny towards the national community. In terms of orientation, the emotional dimension of orientation to the national community was rated at 4.6 out of 6, indicating a high to very high level, but it exhibitd a weaker status in the cognitive and behavioral dimensions. This underscored the importance of enhancing knowledge and providing further training in understanding the national community as the individuals demonstrated a strong orientation towards it but lacked sufficient knowledge and exhibited weaker behavior in strengthening their national community. Another significant point pertained to commonalities within the national community, which were categorized into past, present, and future. The current survey revealed that people were more interested in commonalities originating from the past, including culture (4.7), history (4.8), and land (4.6), compared to the commonalities of the present (economy, politics, etc.) and the future. In other words, the tendency towards the national community based on the common past was stronger than the tendency based on the commonality of the present and the future. Commonalities related to the present and the future were more influenced by the efficiency of the government and alignment of values in the society. The government's acceptability in terms of efficiency and value orientation effectively increased orientation towards the national community. The variables investigated accounted for 65% of the changes in the tendency towards the national community.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • National Community
  • National Identity
  • Orientation
  • Nation-State

مقدمه و بیان مسئله

ایران جامعه‎‍ای چند فرهنگی است و مردم آن‌ خرده‌فرهنگ‎‍های مختلفی دارند. این گرو‎‍ه‎‍های دینی و مذهبی، قومی و زبانی در طول تاریخ، با فرهنگ‎‍های گوناگونی در این سرزمین زندگی کرده‎‍اند (Ahmadi, 2012؛ حاجیانی، 1380؛ قاسمی و ابراهیم‎‍آبادی، 1390: 108). تفاوت‎‍های گروهی قومی، دینی، مذهبی و طبقاتی به‌طور بالقوه، مانعی برای شکل‎‍گیری اجتماع ملی و هویت ملی‌اند. با فراتحلیل تعداد زیادی از مطالعات انجام‌شده مشخص شد‌ رابطۀ وجود اقوام مختلف و اعتماد اجتماعی در جامعه منفی است (Dinesen et al., 2020: 1). وجود قومیت‎‍های مختلف، هویت‌ و گرایش ملی را تضعیف می‌کند.‌ توجه‌نکردن به این تفاوت‎‍ها، عواقب ناگواری را برای جامعه دارد و آن را در معرض از هم ‎‍گسیختگی اجتماعی قرار ‎‍می‌دهد. گرایش قوی به اجتماع‌ و هویت ملی ناشی از آن، مانع گسست اجتماعی است.

آنچه باعث می‎‍شود گرایش به اجتماعی ملی گروه‎‍های اجتماعی کوچک افزایش یابد، علاوه بر اشتراکات مهم فرهنگی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی، ارزیابی از فایده و انتظار فایدۀ عادلانه برای اعضای گروه خود در مقایسه با دیگر گروه‎‍هاست؛ بنابراین وضعیت حال ادارۀ جامعه در تقویت اجتماع ملی بسیار مهم است. اگر‌چه تفاوت‎‍های فرهنگی ‌مانع‌ اولیۀ شکل‎‍گیری اجتماع ملی‌اند،‌ اگر ادارۀ جامعه کارآمد باشد، نیازهای افراد نیز تأمین می‌شود و در این وضعیت آنها نابرابری و تبعیض بین گروه‎‍ها را احساس نمی‌کنند. همچنین اگر بین ارزش‎‍های جامعه و حکومت انطباق وجود داشته باشد، اعضای گروه‎‍های کوچک، عضویت در گروه بزرگ‎‍تر را در جهت حفظ منافع و ارزش‎‍های گروهی خود می‌دانند و گرایش آنها به اجتماع بزرگ‌تر بیشتر می‎‍شود.

اجتماع ملی، نوعی اجتماع عام است که اعضای آن ضمن عضویت در گروه‎‍های کوچک‎‍تر و کسب هویت از آنها، هویت ملی را مهم‎‍تر می‌دانند که ناشی از عضویت در گروه سرزمینی تحت یک دولت است‌ و به‌وسیلۀ آن، خود را از دیگر ملل متمایز و شناسایی می‎‍کنند. چنین تصوری از خود و تمایز از دیگران، موجب پیوند به اجتماع بزرگ‎‍تر و احساس تعلق به آن می‎‍شود. این پیوستگی اجتماعی، عامل مهمی برای توسعۀ یک کشور است و از ناامنی و بی‎‍ثباتی سیاسی و اجتماعی جلوگیری می‌کند.

گرایش به اجتماع و هویت ملی ناشی از آن، یکی از مؤلفه‎‍های اساسی توسعۀ اجتماعی و برای توسعه ضروری است. هویت مشترک و افزایش همبستگی و وحدت، تهدیدات داخلی و خارجی را می‎‍کاهد و زمینۀ مناسبی را برای امنیت و اقتدار ملی فراهم می‎‍آورد (قاسمی و ابراهیم‎‍آبادی، 1390: 108). هویت ملی در زمانی که کشور در معرض خطر است، همبستگی قدرتمندی را بین هم‌وطنان ایجاد می‎‍کند (Huddy and Del Ponte, 2019: 5). هویت ملی در رقابت با ملت رقیب، تشدید می‌شود،‌ با افزایش اهمیت هویت‎‍های داخلی تضعیف و موجب کم‌اهمیت‎‍تر‌شدن هویت ملی می‎‍شود (Huddy and Del Ponte, 2019: 22). نبود هویت واحدِ قوی‎‍تر از هویت‎‍های کوچک، شکاف اجتماعی و کشمکش بر سر منافع و ارزش‎‍ها را بین گروه‎‍های رقیب به وجود می‌آورد. ضعف گرایش به اجتماع ملی، مانع وفاق اجتماعی می‎‍شود و وجود چنددستگی، اختلاف و تضاد در حوزه‎‍های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، دستیابی به توسعه را با مشکل روبه‌رو می‎‍کند. گرایش به اجتماع ملی که نشانه‎‍ای از وفاق بر هویت مشترک‌ و ضرورتی در فرایند ملت‎‍سازی است، موجب هم‌افزایی و ترجیح منافع و اهداف بزرگ‌تر مانند «توسعۀ» کشور می‎‍شود (دلیرپور، 1384: 40). افرادی که هویت ملی قوی دارند، بیشتر با هنجارها همراهی می‌کنند؛ برای مثال بیشتر حاضرند مالیات بدهند، اما کسانی که هویت ملی ضعیفی دارند، احتمالاً همبستگی کمتری با هم‌وطنانشان دارند و تحت ‎‍تأثیر رهبران سیاسی ملی قرار می‌گیرند (Huddy and Del Ponte, 2019: 5). اهمیت بیش از حدِ هویت‎‍های گروهی کوچک، مانع اقدام در جهت منافع کل جامعه خواهد شد. گروه‎‍های رقیب بر سر تعیین و توزیع منابع و قدرت با یکدیگر کشمکش می‌کنند و بی‎‍ثباتی سیاسی را در جامعه به وجود می‎‍آورند (مطلبی و خان‎‍محمدی، 1396: 207).

شکل‎‍گیری اجتماع ملی و تقویت گرایش به آن، تسهیل‎‍کنندۀ بسیاری از امور جامعه است، شرایط را برای کارآمدی نظام سیاسی و اجتماعی کشور فراهم می‌کند و افزایش امکان ارضای نیازها و رضایت شهروندان را در پی دارد.

با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران، موقعیت طبیعی، جغرافیایی، راهبردی آن در غرب آسیا، تحولات و بحران‎‍های منطقه، وجود تهدیدات خارجی و تلاش برخی کشور‎‍ها برای برهم‌زدن یکپارچگی سرزمینی ایران، جهانی‎‍سازی، دسترسی به اطلاعات و ارتقای سطح آگاهی‎‍های عمومی، اهمیت اجتماع ملی و تلاش برای تقویت هویت و وحدت ملی بیش از گذشته مهم شده و بررسی و شناخت چگونگی و عوامل آن، ضرورت بیشتری یافته است. هدف این بررسی، مطالعۀ گرایش به اجتماع ملی و عوامل مؤثر بر آن برای پاسخگویی به این ضرورت است.

 

پیشینیۀ تحقیق

پژوهش‎‍های داخلی و خارجی کمی دربارۀ موضوع اجتماع ملی، انجام شده است. عمدۀ پژوهش‎‍های داخلی عموماً یک مطالعۀ نظری‌ و یا بر یکی از ابعاد اجتماعی ملی‌ دربارۀ هویت ملی متمرکزند و یا رابطۀ آن را با یک متغیر خاص بررسی کرده‌اند. تمرکز عمدۀ پژوهش‎‍های خارجی نیز حول هویت ملی جمعی، ابعاد و انواع آن، عوامل مؤثر و تأثیر آن بر رفتار جمعی، شهروندی و ملی است. در این بخش، برخی از این پژوهش‎‍ها را مرور می‌کنیم.

عباسزاده مرزبالی (1400) در مطالعه‎‍ای با عنوان «نقش سیاست‌گذاری اجتماعی در تقویت گرایش اعضای جامعه به هویت ملی»، ‌چگونگی نقش سیاست‎‍گذاری اجتماعی را در تقویت گرایش اعضای جامعه نسبت‌به هویت ملی خود، با روش توصیفی– تحلیلی و رویکرد نظری بررسی می‌کند. یافته‎‍های پژوهش نشان داد‌ نیاز به عدالت اجتماعی و دسترسی برابر به منابع و امکانات، رابطۀ مهمی با موضوع هویت ملی دارد. برآورده‌‌شدن نیازهای اعضای جامعه، موجب تقویت گرایش آنان به هویت ملی‎‍شان می‌شود و ‌تأمین‌نشدن نیازها، این گرایش را تضعیف می‎‍کند.

رئوفی و همکاران (1397) در مطالعه‎‍ای با عنوان «‌تحلیل جامعه‌شناختی گرایش به هویت ملی و‌ قومی با تأکید بر احساس محرومیت نسبی در بین جوانان شهر ایلام»، از‌طریق روش پیمایش، رابطۀ هویت ملی،‌ قومی و احساس محرومیت نسبی را مطالعه می‌کند. یافته‎‍ها نشان می‎‍دهد میان میزان احساس محرومیت نسبی در بعد اقتصادی و میزان گرایش به هویت ملی در بعد سیاسی، رابطه‌ای معنادار و معکوس و همچنین میان میزان احساس محرومیت نسبی در بعد اقتصادی و میزان گرایش به هویت قومی در بعد سیاسی نیز، رابطة معنادار و مستقیم وجود دارد.

اکبری (1395) در مطالعه‎‍ای با عنوان «شکل‎‍گیری اجتماع ملی و دیالکتیک عاملیت و ساختار؛ به‎‍سوی یک نظریۀ جامعه‎‍شناختی در باب تغییرات اجتماعی کلان»، یک الگوی نظری را برای تغییرات اجتماعی کلان مانند شکل‌گیری اجتماع ملی بر‌اساس سنت جامعه‌شناسی ارائه می‌کند. برای نیل به این هدف با تکیه بر نظریات عاملیت و ساختار، چارچوبی برای بررسی روند تشکیل اجتماع ملی پیشنهاد شده است. در این مطالعه، یک الگوی بازنمایی (نظریۀ ابزاری) وجودشناختی از عاملیت و ساختار ارائه‌ و سعی شده است تا با استفاده از عناصر نظری، این الگوی بازنمایی، قضایای نظری شکل‌گیری اجتماع ملی بر مبنای الگوی جامعه‌شناختی پیشنهادشده، ارائه ‌شود.

مهری (1395) در مطالعه‎‍ای با عنوان «‌نقش اقوام در همبستگی ملی»، عوامل مؤثر بر بسیج سیاسی اقوام و هم‌افزایی آنها را در جهت همبستگی ملی با تأکید بر نقش مذهب و زبان در بین شهروندان چهار گروه قومی (کرد، ترک، عرب و بلوچ) با روش پیمایش بررسی می‌کند. نتایج نشان می‎‍دهد‌ قومیت افراد با تمایل به بسیج سیاسی قومی، ارتباط معنادار دارد. همچنین نتایج نشان می‌دهد‌ رابطۀ مستقیم و معنی‌داری بین میزان قوت بنیاد زبان‌شناختی و میزان تمایل به بسیج سیاسی قومی‌ وجود دارد.

آب‎‍خضر و متفکر (1393) در مطالعه‎‍ای با عنوان «‌بررسی تأثیر مراسم و مناسبت‌های ملی در تقویت همبستگی و وحدت ملی با تأکید بر تربیت اجتماعی جوانان»، نقش و کارکرد برگزاری مراسم و مناسبت‌های ملی را بر همبستگی اجتماعی و وحدت ملی بررسی می‌کنند. نتایج نشان می‎‍دهد‌ در تربیت جوانان باید بیشتر به تبیین نقش و چگونگی ایفای نقش جوانان در اجتماع توجه کرد که تأثیر بسزایی در تربیت اجتماعی آنان دارد.

قاسمی و ابراهیم‎‍آبادی (1390) در مطالعه‎‍ای با عنوان «نسبت هویت ملی و وحدت ملی در ایران»، درصدد تبیین نسبت میان وحدت‌ و هویت ‌ملی در ایران، با بهره‌گیری از رهیافت جامعه‌شناسی تاریخی‌اند. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد در مقاطع بررسی‌شده، بین هویت‌ و وحدت ملی رابطۀ مستقیمی وجود داشته و تقویت یا تضعیف همبستگی ملی، متأثر از سیاست‌ها و عملکرد دولت در زمینۀ هویت ملی بوده است.

در میان مطالعات خارجی، بروینسما و موسوتو[1] (2022) در مطالعه‎‍ای با عنوان «حرکت رو به جلو: بررسی هویت ملی از‌طریق تجزیه و تحلیل مؤلفه‌های اصلی غیرخطی در آلمان» در پی این هدف‌اند تا با استفاده از داده‎‍های پیمایشی در آلمان شرقی و غربی، روشی مبتنی بر داده را معرفی و‌ هویت ملی را ازلحاظ نظری بررسی کنند تا از پیچیدگی مفهوم هویت ملی بکاهند و به مباحث تجربی اندازه‎‍گذاری این مفهوم کمک کنند. آنها چهار عنصر متمایز را برای هویت ملی به دست آوردند که عبارت‌اند از: گرایش‌های ملی‌گرایانه، غرور و دل‌بستگی ملی، باورهای جهان وطنی‌ و معیارهای عضویت که تعلق ملی را تعریف می‌کند. به عبارت دیگر، هویت ملی بعد فراگیر این جنبه‎‍های مرتبط و در عین حال متمایز است که همگی حول نقطۀ مرجع، یعنی ملت می‌چرخند.

دینسن و همکاران[2] (2020) در مطالعه‎‍ای با عنوان «‌تنوع قومی و اعتماد اجتماعی: مروری روایی و فرا‌تحلیلی» از‌طریق روش فراتحلیل، این موضوع را بررسی می‌کند که تنوع قومیتی چه تأثیری بر اعتماد اجتماعی دارد. نتایج مطالعه نشان می‎‍دهد‌ میان تنوع قومی و اعتماد اجتماعی رابطۀ منفی و معنی‎‍داری وجود دارد. این رابطه در میان رابطۀ همسایگان بیشتر است و نشان می‎‍دهد‌ زمانی ‎‍که اعتماد کاهش می‎‍یابد، میزان تمایل برای اجتماعات مرکزی و فراقومی نیز کاهش می‎‍یابد.

هیرو و ریکو[3] (2019) در مطالعه‎‍ای با عنوان «بحران اقتصادی و نگرش ملی: شواهد تجربی از اسپانیا»، چگونگی تأثیر بحران‎‍های اقتصادی ملی را بر احساس دل‌بستگی شهروندان به ملت یا احساس ناسیونالیستی آنها با استفاده از داده‎‍های پیمایش در اسپانیا بررسی می‌کنند. نتایج نشان می‎‍دهد‌ وقتی مردم در معرض پیام‌هایی دربارۀ بحران اقتصاد ملی قرار می‌گیرند، غرور ملی در میان افراد طبقۀ پایین تقویت و در میان طبقات بالا تضعیف می‌شود و تأثیرات بر ناسیونالیسم، تنها در صورتی مهم است که از دست دادن موقعیت اقتصادی ملی در چارچوب مسئولیت اروپا باشد.

ویمر[4] (2017) در مطالعه‎‍ای با عنوان «‌قدرت و غرور: هویت ملی و نابرابری قومی سیاسی در سراسر جهان»،‌ این موضوع را بررسی می‌کنند که چرا برخی افراد از لفاظی‌های ملی‌گرایانه استقبال و به‌سبب شهروندی خود احساس غرور می‌کنند، در حالی که برخی دیگر این کار را نمی‌کنند. برای بررسی این موضوع، از نظرسنجی‎‍های موجود در 123 کشور دنیا استفاده می‎‍کنند. نتایج نشان می‎‍دهد‌ غرور ملی در گروِ دستیابی به قدرت سیاسی است. از این نظر، اعضای گروه‌های قومی که در سطح ملی نمایندگی نمی‌کنند، کمتر به ملت خود افتخار می‎‍کنند. علاوه بر این، خشونت قومی در گذشته یا ترتیبات تقسیم قدرت در حال حاضر، اعتماد به ثبات نمایندگی سیاسی آینده و در‌نتیجه غرور ملت را کاهش می‎‍دهد.

میلر و علی[5] (2014) در مطالعه‎‍ای با عنوان «آزمون برهان هویت ملی»، این استدلال را ازنظر تجربی بررسی می‌کنند و می‌گویند هویت ملی مشترک، برای ایجاد انگیزه در شهروندان در جوامع دموکراتیک، برای تعقیب اهداف، به‎‍ویژه عدالت اجتماعی ضروری است‌. آنها چهار بعد هویت ملی را از هم جدا می‎‍کنند: دل‌بستگی ملی، غرور ملی، میهن‌پرستی انتقادی در مقابل غیر انتقادی و مفاهیم مدنی در مقابل فرهنگی از هویت. نتایج نشان می‎‍دهد‌ متغیرهای اصلی تحقیق، همبستگی ضعیفی با یکدیگر‌ و تأثیر متفاوتی بر حمایت از عدالت اجتماعی و دولت رفاه دارند. همچنین رابطۀ بین هویت ملی و عدالت اجتماعی بین جوامع متفاوت است و یک عامل کلیدی، یافتن تعادل مناسب بین قدرت این‎‍گونه هویت‌ها و فراگیربودن آنهاست.

بری‌[6] (2011) در مطالعه‎‍ای با عنوان «ادغام و چندفرهنگی: راه‌هایی به‌سوی همبستگی اجتماعی»، در سه بخش، رابطۀ چندفرهنگی‌بودن جامعه و همبستگی اجتماعی را بررسی می‌کند. دو بخش اول مقاله، برخی ایده‌های زمینه‎‍ای را دربارۀ ماهیت جوامع متکثر و روش‌های مختلفی ارائه می‌کند که گروه‌ها و افراد در تعامل بین فرهنگی در آ‌نها درگیر می‌شوند‌‌. بخش سوم با استفاده از مفاهیم و یافته‌های روان‌شناسی میان‌فرهنگی و اجتماعی، معنای یکپارچگی و چندفرهنگی را دقیق‌تر و در بخش پایانی امکان ریشه‌یابی همبستگی اجتماعی بر این مفاهیم را بررسی می‌کند.

 

چارچوب نظری

تعریف اجتماع ملی[7] یا ملت[8]

مفهوم اجتماع ملی، رابطۀ تنگاتنگی با مفهوم ملت دارد. برای بررسی مفهوم «اجتماع ملی» و مشخص‌کردن فضای مفهومی آن، ابتدا مفهوم «ملت» را بررسی می‎‍کنیم (پرچمی و کریمی، 1392؛ اکبری، 1395).

 

ملت

دربارۀ چیستی ملت و منشأ آن، سه رویکرد وجود دارد: 1. ملی‎‍گرایی[9]؛ 2. نوگرایی[10] و تصور‎‍گرایی[11] (Utz, 2005: 617). ملی‎‍گرایان معتقدند که ملت‎‍های جدید، نتیجۀ شرایط آنها در قرون وسطی هستند Smith, 1998: 53)). مدرنیست‎‍ها، ملت‎‍ها را پدیده‎‍هایی نو[12] می‎‍دانند که‌ اجزای جدیدی دارند (Smith, 1998: 21‌؛ اشرف، 1387: 113) و در فرایند نوسازی، امکان بروز و ظهور یافته‎‍اند (Smith, 1998: 21). نظریه‌پردازان این دیدگاه بر‌ انقلاب صنعتی، گسترش سرمایه‎‍داری و نقش نخبگان اقتصادی و سیاسی در ساخت پیوندهای اجتماعی تصنعی[13] تأکید دارند (Bell, 2003: 68). ظهور ملیت‎‍گرایی به‌ضرورت‌ ماهیتی کارکردی داشته است (Lecourse, 2007: 6). تحرک بالای نیروی انسانی در جوامع صنعتی مدرن، به افزایش شباهت فرهنگی نیاز داشت، ملی‎‍گرایی این شباهت فرهنگی را به وجود آورده (Utz, 2005: 619؛ گیبرنا، 1387: 84) و برای حل الزامات نوسازی، شامل آموزش، تکنولوژی‎‍های ارتباطی و دیوانسالاری ملیت مناسب بوده است (Edensor, 2002: 2). جوامع سرمایه‎‍داری صنعتی، تنها در شرایطی ‌ شکل ‎‍می‌گرفتند که در آن تجانس فرهنگی وجود داشت و نوسازی برای یکپارچگی سیاسی، نهادی، اقتصادی و فرهنگی، به ایجاد دولت-ملت نیازمند بود (Lecourse, 2007: 6). نظریه‌پردازان ملی‎‍گرای لیبرال استدلال می‎‍کنند که هویت‎‍های ملی، همانند چسب ملی[14] برای کنار هم نگه داشتن شهروندان یک ملت عمل می‎‍کنند (Bruinsuma and Munotter, 2022: 2; Huddy and Del Ponte, 2019: 1; Miller and Ali, 2014).

رویکرد دیگر مربوط به تصورگرایان است. به نظر اندرسون[15] (2006)، گروه‎‍های انسانی دو نوع هستند: گروه‎‍های واقعی کوچک‎‍ که اعضای آن رو در رو با یکدیگر ارتباط دارند و گروه‎‍های تخیلی بزرگ که اعضایشان نمی‎‍توانند با هم ارتباطات رو در رو داشته باشند و همدیگر را بشناسند. اینها تنها تصوری از هم و اجتماعی دارند که در آن عضوند. ملت‎‍ها مانند هر اجتماع بزرگ دیگری ذهنی‌اند، اعضای ملت نمی‎‍توانند اعضای دیگر را –به‌طور جزئی- بشناسند، اما در ذهن آنها تصویری از یکی‌بودن وجود دارد (Utz, 2005: 620; Maccrone, 1998: 75). ملت‎‍ها اجتماعات خیالی‌اند؛ زیرا وجودشان به تصوری بستگی دارد که ازطریق رسانه‎‍ها دریافت شده است (میلر، 1383: 39).‌ جیمز[16] (2006) ملت را یک اجتماع انتزاعی[17] از غریبه‎‍ها-افرادی می‎‍داند که‌ به ملاقات با هم نیاز ندارند- که به‌لحاظ ذهنی یک جامعه، ارتباط بنیادینی در زمان و مکان‌ و یا خیال را تجربه کرده‎‍اند».

اسمیت[18] (2001) در رویکردی دیگر به «نمادپردازان قومی»[19] اشاره کردند و بر تداوم پیوندهای قومی ماقبل مدرن تأکید داشتند (اوزکریملی، 1383: 80و85Smith, 1998: 224; ). اسمیت (2009) بر ریشه‎‍های ماقبل مدرن ملت‎‍های معاصر تأکید دارد و از تفاسیر مدرن رایجی فاصله می‎‍گیرد که بی‎‍توجه به گذشته‌اند؛ زیرا ملی‎‍گرایی مدرن، بدون رجوع به حافظه و روابط قومی درک نخواهد شد که نماد قوم‎‍گرایی‌اند. ملت مدرن برای اینکه به‌راستی یک ملت باشد، نیازمند وحدت اسطوره‎‍ها، نمادها و حافظۀ گروه‎‍های قومی پیشامدرن است. ملت‎‍ها به احساسات قوی نیاز دارند. داشتن یک قلمرو، اقتصاد، سیستم آموزشی و قوانین مشروع کافی نیست.‌ ملت، اجتماعی انسانی دارای نام تعریف می‌شود که اعضایش با خاطرات، نمادها، اسطوره‎‍ها، سنت‎‍ها و ارزش‎‍های مشترک رشد می‎‍کنند، در قلمرویی تاریخی زندگی می‎‍کنند که به آن دل‌بستگی دارند، فرهنگ عمومی متمایزی را ایجاد و منتشر و سنت‎‍های مشترک و قوانین استانداردی را رعایت می‎‍کنند. اسمیت (1998) می‎‍گوید‌ تعلق به یک اجتماع تاریخی و سرنوشت مشترک، جانشین عقاید مذهبی بسیاری از افراد می‎‍شود. داشتن گذشته و سرنوشت مشترک، ایدئولوژی و موتور محرک دولت مدرن است (Maccrone, 1998:12).

ملت، یک اجتماع دارای باور مشترک و تعهد متقابل، قدمت تاریخی، منش فعال، وابستگی به یک قلمروی خاص و متمایز از دیگر اجتماعات، به‌واسطۀ فرهنگ عمومی خاص است (میلر،34:1383). گابرنا[20] (1996) آیندۀ مشترک را به این مفهوم اضافه می‎‍کند. او ملت را گروه انسانی می‎‍‎‍داند که به یک اجتماع مشترک شکل می‎‍دهد،‌ فرهنگ مشترک دارد، دارای یک قلمروی واضح و مشخص است، گذشتۀ مشترک و طرح مشترکی برای آینده[21] و ادعای حق حکومت بر خودشان را دارد‌.

بر این اساس، ملت مجموعه‎‍ای از افراد دارای نیا، فرهنگ، تاریخ، سرزمین و آیندۀ مشترک، حقوق و تکلیف تقریباً یکسان و تحت حاکمیت حکومتی واحد است که هویت عامشان از هویت‎‍های خاص‌ برایشان مهم‌تر است.

پیدایش دولت- ملت‎‍ها نقش کارکردی مهمی برای بقا و دوام نظام سرمایه‎‍داری داشته است. در شرایط، پیدایش و توسعۀ سرمایه‎‍داری‌ دولت‎‍ها، نقش مهمی در حفظ منافع سرمایه‎‍داران داشته است. با تغییر شرایط ناشی از ‌تحقق‌نیافتن اهداف مدرنیته و همچنین تأکید دولت‎‍های ملی بر حفظ منافع ملی و ایجاد مانع برای منفعت‌طلبی‎‍های نظام سرمایه‎‍داری، زمینۀ تضعیف نظریه‎‍های مدرن فراهم و موجب تبدیل‌شدن نفی دولت به مطالبۀ عمومی، در قالب نظریه‌های پست‌مدرن شده است.

رویکرد پست‎‍مدرن نگرش متفاوتی به دولت-ملت‎‍ها دارد. در این رویکرد، ملت یک ضرورت تاریخی نیست. ویژگی‎‍های مدرنیته مانند یکپارچگی، تک‎‍بعدی‌بودن، عینیت‎‍گرایی و واقع‎‍گرایی باعث شده است تا در این گفتمان دولت-ملت‎‍های مدرن با ویژگی‎‍های خاص جغرافیایی، سیاسی، حقوقی، اجتماعی و هویتی همراه باشند. در حالی که در رویکرد تکثرگرایی و نفی روایتی خاص از پست‎‍مدرن، دولت مرجع تام پذیرفتی نیست (زرقانی و احمدی، 1397: 1). شالوده‌شکنی‎‍های پسامدرنیستی باعث شده است تا انسان‎‍ها دال‎‍های هویتی خود را فقط از اجتماع بستۀ دولت-ملت دریافت نکنند، بلکه در عین اینکه بر مبنای ویژگی‎‍های ملی و حتی قومی برای خود تعیین هویت می‎‍کنند، بر‌اساس نشان‎‍های عام جهانی هم خود را تعریف کنند (عسگرخانی و همکاران، 1388: 14).

 

اجتماع ملی

اجتماع ملی نوعی اجتماع عام است. اجتماع عام، اجتماعی است که اعضای آن ضمن دارا‌بودن هویت‎‍های خاص ناشی از عضویت در گروه‎‍های کوچک، هویت عام ناشی از عضویت در گروه بزرگ‌تر را مهم‌تر می‌دانند و به‌وسیلۀ آن خود را از دیگر گروه‎‍ها متمایز و شناسایی می‎‍کنند. اهمیت این عضویت و هویت، ناشی از وفاق بر سر اهمیت اشتراکات عام است که مهم‌تر از ویژگی‎‍های خاص است و موجب احساس تعلق‎‍خاطری بیش از گروه‎‍های خاص، به گروه بزرگ یا اجتماع عام می‌شود. گروه بزرگ مانند پیروان یک دین یا نظام اعتقادی خاص، یا اعضای یک گروه سرزمینی و یا مردمی است که زیر نظر یک دولت زندگی می‎‍کنند‌.

اشتراک عام، ویژگی گروهی هویت‌بخش پذیرفتنی بسیاری از اعضای تعدادی از گروه‎‍های کوچک است. این اشتراکات‌ فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، سرزمینی، سیاسی، منافع مشترک و آیندۀ مشترک دارد و از دیگر سو، ریشه‌ای در گذشته دارد و یا مربوط به حال و آیندۀ مشترک است.

نیاکان، قومیت، زبان، فرهنگ، دین و مذهب، تاریخ و سرزمین اشتراکات ریشه‌دار گذشته‎‍اند. ارزیابی فایدۀ عادلانه بین گروه‎‍های مختلف، مشروع‌دانستن دولت، پذیرش چگونگی ادارۀ جامعه و دسترسی به امکانات و مواهب اجتماعی، عادلانه‌دانستن نظام دسترسی، توزیع فرصت‎‍ها و مواهب اجتماعی در کسب انواع سرمایه‎‍ها برای دستیابی به اهداف فردی و گروهی، ‌نبود تبعیض بین گروه‎‍های مختلف، احترام به ارزش‎‍های گروه‎‍های کوچک و حمایت از آنان، به شرایط فعلی جامعه مربوط است. انتظار فایده، دریافت حمایت، حفظ و تأمین منافع و احترام به آرمان‎‍ها و تحقق آنها نیز مربوط به آینده است.

هرگاه اشتراکات عام‌ وفاق‌شدنی، از سوی گروه‎‍های رقیب بیرونی تهدید‌ شوند، گرایش به هویت عام و به‌تبع آن، گرایش به حفظ و تقویت اجتماع عام بیشتر می‎‍شود. اگر ویژگی‎‍های هویت‌بخش گروه‎‍های کوچک از سوی دیگر گروه‎‍های داخلی‌ تهدید و به آن بی‌احترامی شود، گرایش به اجتماع عام تضعیف می‎‍شود.

اجتماع ملی، نوعی اجتماع عام یا‌ جامعه‎‍ای[22] است. این مفهوم برای نشان‌دادن نیروهای یکپارچه‌کنند‎‍ه‎‍ای[23] به کار می‎‍رود که اجزای جامعه را به‌سوی هم سوق ‎‍می‎‍دهند تا مانع از فروپاشی روابط اجتماعی در برابر تمایزات نهادی شوند (Gerhardt, 2001: 180). اجتماع جامعه‎‍ای جهت‎‍گیری فرهنگی مشترک در اعضایش را اساس هویت اجتماعی آنان می‌داند و آن را حفظ می‎‍کند (Parsons, 1966: 10).

اجتماع ملی، اجتماع عامی است که اعضای آن ضمن حفظ هویت‎‍های خاص ناشی از عضویت در گروه‎‍های کوچک‌تر، هویت ملی را مهم‌تر می‌دانند که ناشی از ارزش‎‍های مشترک و عضویت در گروه سرزمینی، تحت یک دولت مشترک است‌ و به‌وسیلۀ آن خود را از دیگر ملل متمایز و شناسایی می‎‍کنند.

جامعه‌شناسان در اجتماع ملی، بیشتر به مفهوم «هویت ما»، احساسات مشترک و آگاهی جمعی توجه کرده‎‍اند (اشرف، 1372: 9 و مرشدی‎‍زاده، 1380: 89). هویت، برآیند فرایند معنایابی با ویژگی یا ویژگی‎‍های تعلق و تمایز‌بخش ناشی از عضویت گروهی‌ و نقش‎‍های اجتماعی افراد در فرایند جامعه‎‍پذیری آنان است (پرچمی و درخشان، 1400: 10). هر ویژگی عامل تمایز است که موجب تمایز فرد، گروه و جامعه از دیگران شود؛ مانند دین، مذهب، طبقۀ اجتماعی، جنسیت، نسل، ارزش‎‍ها و باورهای فرهنگی، سیاسی، قومی، ملی و غیره. افراد خود را با هویت‎‍هایی تعریف می‎‍کنند که با ویژگی‌های آ‎‍نها خود را می‎‍شناسند و از دیگری جدا می‎‍کنند. به بیانی دیگر، هویت‎‍ها به‌طور هم‌زمان بر اشتراکاتی تمایزآفرین استوارند.

هویت در دو سطح فردی و جمعی (اجتماعی)‌ شناسایی‌شدنی است. هویت فردی ویژگی‌هایی است که فرد با پاسخ به من کیستم، ‌ از دیگری جدا می‎‍شود. هویت جمعی پاسخ به «ما» کیستیم است‌ که ما را از «غیر ما» یا «آنها» جدا می‎‍کند. هویت جمعی تعلق به ویژگی‎‍هایی است که گروه ما را از گروه دیگران متمایز می‎‍کند (پرچمی و درخشان. 1400). افراد علاقه دارند با گروه‎‍هایی تعریف شوند که به آنها شباهت دارند. همچنین مایل‌اند در گروه‌هایی قرار بگیرند و هویتشان با گروه‎‍هایی ارتباط داشته باشد که پایگاه بالاتری دارند (Hierro and Rico, 2019: 4).

هویت ملی شامل برخی مضامین نظیر اجتماع سیاسی، تاریخ، قلمرو، شهروندی، ارزش­ها و سنت­های مشترک است و پنج ویژگی دارد: قلمروی تاریخی و یا میهن، اسطوره­های مشترک و خاطرات تاریخی، فرهنگ عمومی توده­ایِ مشترک، حقوق قانونی مشترک و تکالیفی برای همۀ اعضا و اقتصاد مشترکی با تحرک منطقه­ای برای اعضا Smith, 1998: 11-14)).

هویت ملی نوعی هویت جمعی است ( Marvic, 2014؛ اکبری و عزیزی، 1387؛ ربانی و رستگار، 1392). هویت ملی‌ پدیده‎‍ای مدرن و دارای ماهیتیپویاست. افرادی هویت ملی مشترک دارند که در «مای خاصی» شریک، و به یک فرهنگ مشترک، تاریخ، سنت‎‍ها، نمادها، خویشاوندی، زبان، مذهب، قلمروی سرزمینی، لحظۀ تأسیس[24] و سرنوشت مشترک معتقدند‌ (Guibernau, 2004: 134). وقتی هویت اجتماعی-ملی- فرد برجسته می‎‍شود، بر گرایش‎‍ او به هنجارهای گروه مرجع تأثیر دارد (Henriquez, 2018: 144).

براساس استنتاج از آنچه در بحث اجتماعی ملی و هویت ملی بیان شد، اجتماع ملی بر پایۀ دسته‎‍ای از اشتراکات، شامل «اشتراکات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، سرزمینی، سیاسی و سرنوشت مشترک» و ارزیابی فایده و عادلانه‌دانستن دسترسی گروه‎‍ها از مواهب جامعه استوار است. به میزانی که هر‌یک از این اشتراکات در میان گروه‎‍های گوناگون جامعه بیشتر باشد، اجتماع ملی نیز قوی‎‍تر خواهد بود. در این بررسی، ابعاد ذیل برای اجتماعی ملی در نظر گرفته شده است. این موارد در سه دستۀ گذشتۀ مشترک، حال مشترک و آیندۀ مشترک قرار دارند:

بعد اجتماعی: اعتقاد به وجود و ضرورت وجود اجتماع ملی، احساس، اعتقاد و تمایل به ماندن در عضویت این جامعه، احساس تعلق‌خاطر مشترک و احساس تعهد افراد به «اجتماع ملی» یا «مای» ملی، پذیرش یکدیگر به‌عنوان هم‎‍وطن، نگرش مثبت به دیگر اعضای ملت، نگرش مثبت نسبت‌به مبانی همبستگی و همکاری اجتماعی و ... (ابوالحسنی، 1387: 14) از ویژگی‎‍های بعد اجتماعی گرایش به اجتماع ملی است؛

بعد فرهنگی: این بعد به ارزش‎‍ها، باورها، هنجارها، آداب و رسوم، نمادها، آیین‎‍ها و سنت‎‍های عام، جشن‎‍ها و اعتقادات و احساسات، زبان‎‍ها و اعمالی اشاره دارد که بین گروه‎‍های مختلف جامعه مشترک است‌ (Guibernau, 2004: 136؛ ابوالحسنی، 1387؛ اکبری و عزیزی، 1387؛ قاسمی و ابراهیم‎‍آبادی، 1390). تمایز و شناسایی فرهنگی، نوعی سرمایه‎‍گذاری عاطفی قوی ایجاد می‎‍کند و موجب ایجاد همبستگی میان اعضای جامعه‎‍ای می‎‍شود‌ که همدیگر را به‌عنوان هم‌وطن می‎‍شناسند (Guibernau, 2004: 136). احترام و به رسمیت شناختن هویت فرهنگی گروه‎‍های کوچک‎‍تر به‌وسیلۀ اعضای گروه‎‍های کوچک در این بخش، اهمیت زیادی دارد؛

سرزمینی[25]: این بعد‌ به مردم یک محدودۀ سرزمینی اشاره دارد که آن را همانند خانۀ خود می‎‍دانند (Guibernau, 2004: 136). محیط جغرافیایی و فیزیکی جنبۀ عینی، ملموس و مشهود هویت ملی است. برای شکل‎‍گیری هویت واحد ملی، محدوده و قلمروی سرزمینی ضرورت دارد (ابوالحسنی، 1387: 15؛ اکبری و عزیزی، 1387: 288). شاخص‎‍هایی چون آمادگی برای دفاع از سرزمین در زمان بروز خطر، مرجح‌دانستن زندگی در کشور خود بر دیگر نقاط جهان، علاقه‎‍مندی به یکپارچگی سرزمین در آینده، رویکرد و نگرش مثبت به سرزمین خود، احساس آرامش و آسایش در صورت زندگی در آن (ابوالحسنی، 1387: 16)؛

تاریخی: ریشه‌های تاریخی، منبع مشروعیت برای ملت و کشور است (ابوالحسنی، 1387: 17). بعد تاریخی هویت ملی عبارت است از: آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشتۀ تاریخی و احساس دل‌بستگی به آن (ابوالحسنی، 1387: 15؛ اکبری و عزیزی، 1387: 288؛ قاسمی و ابراهیم‌آبادی، 1390: 114)؛

سیاسی: این بعد به میزان وفاداری اعضای یک سرزمین جغرافیایی نسبت‌به نهادها، نظام حکومتی، ارزش‎‍ها و ایدئولوژی سیاسی و مرزهای کشور اشاره دارد (اکبری و عزیزی، 1387: 288). بعد سیاسی ملت و هویت ملی در ارتباط با دولت-ملت‎‍های نوین شکل گرفته است، نهاد سیاسی است‌ که حاکم بر جمعیت‎‍های متنوعی است و مردم متفاوت را به‌صورت فرهنگی و زبانی همگن می‎‍سازد (Guibernau, 2004:139). افرادی که عضوی از ساختار سیاسی کشورند، از‌لحاظ روانی هم خود را عضو سیستم می‌دانند و نسبت‌به آن احساس تعلق‌خاطر و یگانگی دارند (ابوالحسنی، 1387: 16)؛

بعد اقتصادی: سهیم‌دانستن خود در منابع اقتصادی، ارجحیت تعامل اقتصادی با اعضای گروه اجتماعی بزرگ،‌ نبود تفاوت در تعاملات اقتصادی بین گروهی، تلاش و مشارکت برای رشد اقتصادی و تأمین نیازهای جامعه (ملی)؛

7- بعد احساس عدالت: عادلانه‌دانستن دسترسی اعضای گروه‎‍های اجتماعی مختلف جامعه به منابع و موهبات اقتصادی و اجتماعی، امنیت، رفاه و نبود تبعیض در حفظ، احترام و پایبندی به ارزش‌های فرهنگی گروه‎‍های کوچک به‌وسیلۀ دیگر گروه‎‍های جامعه؛

آیندۀ مشترک: گابرنا (1996) به ضرورت‌داشتن طرحی مشترک برای آیندۀ[26] ملت‎‍ها اشاره می‎‍کند. اعضای جامعه در قالب آیندۀ مشترک، باور دارند که دوام و بقای ارزش‎‍ها، هویت و منافع آنها منوط به تداوم عضویتشان در گروه بزرگ است.

 

گرایش[27] به اجتماع ملی

ساندرز[28] (2001) گرایش مثبت به کشور، مردم و ملیت خود را «گرایش‎‍های ملی‎‍گرایانه»[29] معرفی می‎‍کند. لابرز و ساندرز[30] (2017) گرایش‎‍های ملی را غرور ملی و ادراکی می‎‍دانند که مردم از ملیت[31] دارند‌.

گرایش، ارزیابی مبتنی بر شناخت و احساس حاصل از آن است که جهت‎‍گیری رفتاری فرد نسبت‌به یک پدیده را مشخص می‎‍کند و گرایش به اجتماعی ملی، شناخت اشتراکات عام ملی و احساس تعلق‌خاطر به آنها و آمادگی رفتار مثبت برای حفظ و اعتلای آن است. به عبارت دیگر، انتظار فایده‌داشتن از عضویت در اجتماع ملی و با‌ارزش‌دانستن این عضویت که‌ به باور به برتری، احساس تعلق‌خاطر‌ و عمل برای تقویت، حفظ و ماندن در گروه بزرگ ملی منجر می‌شود، گرایش به اجتماعی ملی تعریف می‌شود.

گرایش به اجتماع ملی عبارت است از:

شناخت «اشتراکات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، سرزمینی و سیاسی، دسترسی عادلانه به منابع و آیندۀ مشترک داشتن»؛

احساس و ارزیابی مثبت از این ویژگی‎‍ها و مرجح‌دانستن آ‎‍نها نسبت‌به ویژگی‎‍های هویتی گروه‎‍های کوچک؛

آمادگی عمل و رفتار مبتنی بر این ویژگی‎‍ها مانند مشارکت، ایثار و فداکاری، ترجیح منافع ملی بر منافع فردی و گروهی، حفظ و تداوم عضویت در گروه ملی.

 

عوامل مؤثر بر گرایش به اجتماع ملی

با توجه به اینکه تحت ادارۀ یک دولت بودن از عناصر اصلی و مهم ملت است، چگونگی شکل‎‍گیری و عملکرد و به عبارتی دیگر مشروعیت[32] دولت نیز بر تقویت و یا تضعیف گرایش به اجتماعی ملی تأثیرگذار است. مشروعیت، حقانیت حکومت و دولت است. به نظر می‎‍رسد در مشروعیت، دو عنصر مهم نهفته است:

حقانیت[33]: برحق‌دانستن حاکم و منصوبان آن که امروزه مراد از آن منطبق با قانون‌ بودن شکل‎‍گیری دولت است؛

مقبولیت[34]: مقبولیت بازنمایی کم و بیش مثبت افراد نسبت‌به چیزی است (Tricot et al., 2003) که در اینجا به معنای پذیرش و قبولِ جهت‎‍گیری و عملکرد دولت است. مقبولیت دو بعد کارآمدی[35] به معنی توان تحقق اهداف نظام اجتماعی و ارضای نیازهای اعضای جامعه دارد و جهت‎‍گیری ارزشی[36] به معنی انطباق با ارزش‎‍های مردم و اعضای جامعه یا گروه است.

هرچند انطباق شکل‎‍گیری دولت با قوانین رسمی و قواعد غیررسمی برای پذیرش آن از سوی اعضای گروه‎‍های مختلف جامعه مهم است،‌ ظرفیت دولت در پاسخگویی به نیازهای اعضای جامعه و همچنین انطباق سیاست‎‍گذاری و عملکرد دولت با ارزش‎‍های پذیرفتنی اعضای گروه‎‍های اجتماعی موجود در جامعه نیز مهم‌تر‌ و بر گرایش مردم به اجتماع ملی تأثیر‌گذارتر است.

کارآمدی دولت: کارآمدی قابلیت و توانایی ادارۀ امور جامعه به‌وسیلۀ مدیران و کارگزاران کشور در پاسخگویی به نیازهای مردم است، موجب افزایش رضایت مردم و مشروعیت نظام سیاسی می‌شود (پرچمی و جلالی، 1399: 6) و گرایش به اجتماع ملی را تقویت می‌کند.

کارآمدی، دستیابی به اهداف، کیفیت زندگی شهروندان و توانایی‌شان برای بقا را افزایش می‌دهد (Lee and Whitford, 2009: 5). بسیاری از چالش‎‍هایی که دولت‎‍های شکننده[37] با آن مواجه‌اند، ناشی از‌ وجود‌نداشتن کارآمدی دولت و همچنین احساس هویت مشترک در میان مردم جامعه است (Dinnen, 2006: 1). نظام کارآمد توانایی دارد که سرمایه‎‍های لازم را به‌گونه‎‍ای تولید یا توزیع کند که اهداف سیستم محقق شود. کارآمدی، توانایی دولت در ایجاد نظم کارکردی بین اجزای سیستم به‌گونه‎‍ای است که سرمایه‎‍های لازم در سطوح مختلف به‌اندازۀ کافی تولید و توزیع‌ و در‌نهایت نیازهای شهروندان تأمین شود. نظم اجتماعی تولید، توزیع و بازتولید سرمایه‎‍ها را ممکن می‌کند و در آن توزیع، مصرف و مبادله‌شدۀ هر ‌خرده‌نظام، به‌اندازه‌ای خواهد بود که موجب تسهیل کارکردی خود و دیگر خرده‌نظام‎‍های جامعه می‌شود و از اختلال در روابط متقابل خود با آنها جلوگیری می‎‍کند.

عامل بسیار مهم و مؤثر بر گرایش به اجتماع ملی، تلقی عادلانه‌بودن عملکرد دولت در توزیع منابع و سرمایه‎‍ها در جامعه و به‌ویژه نبود تبعیض بین گروه‎‍های مختلف اجتماعی است. این امر خود از پیامدهای بسیار مهم کارآمدی دولت است. اگر اعضای گروه‎‍های مختلف اجتماعی، عضویت گروهی کوچک خود را مانع دستیابی به منابع بپندارند، گرایش به اجتماعی ملی آنان تضعیف خواهد شد. اگر دولت، ضمن ترویج ارزش‎‍های گروه بزرگ، ارزش‎‍های گروه‎‍های کوچک را محترم ‎‍بشمرد و آن را بپذیرد، توزیع منابع بین گروه‎‍های مختلف عادلانه‌ و زندگی‌شان به‌طور نسبی و در مقایسه با دیگر گروه‎‍ها تأمین می‌شود، مهم‌تر آنکه اگر کاستی‎‍ها به‌دلیل تفاوت‎‍های بین گروهی نباشد، رضایت، اعتماد و مشارکت اجتماعی و در‌نهایت گرایش به اجتماع ملی در آنها افزایش می‎‍یابد.

وجود نابرابری توجیه‌نشده و به‌عبارتی، بی‎‍عدالتی در بین این گروه‎‍های اجتماعی متفاوت‌ در داخل یک ملت، بر هویت ملی و گرایش به اجتماع ملی تأثیر منفی دارد. در صورتی که گروه‎‍های قومی در دولت ملی نماینده نداشته باشند، نسبت‌به گروه‎‍های قومی که در دولت نماینده دارند، احساس هویت ملی و افتخار ملی کمتری دارند (Wimmer, 2017)؛ زیرا خود را در نسبت با دیگران محروم ارزیابی می‎‍کنند.

احساس محرومیت نسبی، احساس کاستی بین داشته‎‍ها و آنچه باید باشد، در مقایسه با افراد برخوردار است. بررسی‎‍ها نشان داده است که در ایران، بین احساس محرومیت نسبی و میزان گرایش به هویت ملی رابطۀ معکوس وجود دارد (رئوفی و همکاران، 1397: 5؛ ربانی و همکاران، 1390: 67؛ لهسایی‎‍زاده و همکاران، 1388؛ نواح و تقوی‎‍نسب، 1386؛ رضاییان و همکاران، 1398: 17).

وقتی اعضای یک گروه احساس کنند به‌دلیل عضویت گروهی‎‍شان در مقایسه با دیگر گروه‎‍ها، از مزایایی محروم‌اند، «احساس محرومیت نسبی جمعی»[38] شکل می‎‍گیرد (Sablonnière & Tougas, 2008: 2294). شکل‎‍گیری هویت گروه بزرگ (اجتماع ملی) منوط به از بین رفتن احساس تبعیض و محرومیت در بین گروه‎‍های کوچک اجتماع‌ و در‌نتیجه به هم پیوستن افراد و گروه‎‍های مختلف جامعه و احساس تعلق مشترک میان اعضای آن اجتماع است (ربانی و همکاران، 1390: 90). در جامعه‎‍ای که شکاف‎‍های اجتماعی افزایش یابند، گرایش به اجتماع ملی کاهش می‎‍یابد. شکاف‎‍های اجتماعی حاصل تفاوت در دسترسی به انواع منابع و یا راه‎‍های دسترسی به آنهاست (مرتون، 1393: 436-431).

عامل دیگر تقویت‎‍کنندۀ گرایش به اجتماعی ملی، که معرفی برای کارآمدی دولت است، همسویی کارکردی اجزای خرده‌نظام فرهنگی و درونی‌کردن باورها و ارزش‎‍ها و هنجارهای مشترک عام برای تقویت گرایش به اجتماع ملی به‌وسیلۀ نهادهای جامعه‎‍پذیر‌کننده است. چگونگی جامعه‎‍پذیری افراد بر گرایش ملی آنان تأثیر دارد (حقیقتیان و همکاران، 1388؛ ربانی و همکاران، 1390). دولت‎‍ها با تکیه بر هویت ملی، نظام ارزشی مدنظر خود را از‌طریق آموزش، تبلیغات و دیگر ابزارهای جامعه‎‍پذیری به افراد القا‌ می‎‍کنند (ربانی و رستگاری، 1392: 2). اگر افراد در فرایند اجتماعی‌شدن خود در خانواده، مدرسه، جامعه و به‌ویژه ازطریق رسانه‎‍ها، با ارزش‎‍ها و ویژگی‎‍های هویت‌بخش گروه بزرگ آشنا شوند، به آنها تعلق می‌یابند، آنها را نسبت‌به ویژگی‎‍های هویت‌بخش گروه کوچک ترجیح می‌دهند و گرایش بیشتری به اجتماع ملی پیدا می‎‍کنند.

هنگامی که نظامی کارآمد، ارضای نیازها در جامعه را به‌طور عادلانه انجام دهند، افراد دچار احساس محرومیت نسبی نشوند، ‌نهادهای فرهنگی و فعال در جامعه‎‍پذیری موفق عمل کنند، انتظار فایدۀ افراد و ارزیابی فایدۀ آنها افزایش می‌یابد و سرمایۀ اجتماعی نظام بیشتر می‎‍شود. سرمایۀ اجتماعی‌ دو بعد روابط عینی افراد و پیوندهای ذهنی (اعتماد و احساسات مثبت) آنان است (Paxton, 2002: 256). اعتماد اجتماعی[39]، پیش‎‍بینی‎‍‎‍پذیری کنش منطبق بر هنجارها و ارزش‎‍ها در ایفای نقش است. هرچه اعتماد تعمیم‎‍یافته، یعنی اعتماد بین اعضای جامعه و به‌خصوص بین اعضای گروه‎‍های مختلف‌ و اعتماد به نهادها، به‌ویژه نهادهای حکومتی بیشتر باشد، گرایش به اجتماع ملی افزایش می‎‍باید. اعتماد تعمیم‎‍یافته ناشی از حمایت از حقوق اقلیت‎‍هاست، موجب بهره‎‍مندی اقلیت‎‍ها از حقوقشان می‌شود و در فعالیت‎‍های داوطلبانه و خیرخواهانه نیز تأثیرگذار است (Uslaner, 2018:7). همچنین اعتماد سیاسی به روابط بین مردم و حاکمیت اشاره دارد. اعتماد به نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنشگران سیاسی، گرایش به اجتماع ملی را تقویت می‌کند و موجب افزایش مشارکت شهروندان ‎‍می‌شود (Lee and Schachter, 2018: 305).

عامل دیگر، مشارکت اجتماعی[40] است. مشارکت اجتماعی فعالیت فرد در تعامل با دیگر اعضای جامعه و گروه در امور جمعی است و بیانگر میزان فعالیت افراد در گروه‎‍های رسمی و غیررسمی است (Kim et al., 2018: 11). مشارکت اجتماعی فعالیت‌های ارادی است که اعضای جامعه از‌طریق آنها در امور محل زندگی شرکت می‌کنند و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، در شکل‌دادن به حیات اجتماعی خود سهیم می‌شوند (رشیدی، 1399: 78). افزایش مشارکت اجتماعی، گرایش به اجتماعی ملی را تقویت می‎‍کند.

جهت‎‍گیری ‎‍ارزشی: بعد دوم، مقبولیت جهت‎‍گیری ‎‍ارزشی‌ و به معنای انطباق و همسویی ارزش‎‍های دولت و مردم است. تعقیب هم‌زمان ارزش‎‍های متقابل و مخالف، موجب تعارض اجتماعی می‎‍شود (Schwartz, 2009). اگر همسویی میان ارزش‎‍های اداره‎‍کنندگان جامعه و مردم وجود نداشته باشد، به‌تدریج بین خواسته‎‍ها و انتظارات و واقعیات در جامعه و تصمیمات اخذ‌شده در نظام سیاسی جامعه شکاف به وجود می‎‍آید، در نپذیرفتن شیوۀ حکومت و میزان رضایت افراد از اقدامات آن بسیار مؤثر است و گرایش به اجتماع ملی، مردم را تضعیف و موجب شکاف اجتماعی می‌شود. به رسمیت شناختن و احترام به ارزش‎‍های مردم و به‌خصوص اعضای گروه‎‍های کوچک مثل اقوام، پیروان ادیان و مذاهب، جریان‎‍های سیاسی مختلف، امکان شکل‎‍گیری هویت‎‍های گروهی افراطی و در تقابل با هویت ملی کاهش می‎‍یابد. تحت این شرایط، انتظار فایدۀ افراد از عضویت در گروه‎‍ بزرگ‎‍تر و ارزیابی بالا از این عضویت افزایش می‎‍یابد.

هرچند دولت در چگونگی اداره و عملکرد رسانه‎‍ها نقش دارد، اما میزان و کیفیت مصرف رسانه‎‍ای مردم بر گرایش به اجتماع ملی آنان تأثیرگذار است. رسانه‎‍ها در نهادینه‎‍‎‍سازی ارزش‎‍ها و ایجاد احساسات مشترک میان افراد و جوامع نقش دارند و‎‍ در ساخته‎‍شدن واقعیت اجتماعی، تعریف روابط میان گروه‎‍های اجتماعی در جامعه، هویت ملی، همبستگی، یکپارچگی ملی، همسان‎‍سازی و تقویت جریان همگرایانه نیز مؤثرند (قربان‎‍زاده و همکاران، 1395: 113). قدرت بازنمایی رسانه‎‍های جمعی و نفوذ آنها در شکل‎‍دهی به هویت ملی، باعث می‎‍شود در فرایند ملت‎‍سازی در دنیای جدید جایگاه مهمی داشته باشند (امینیان و تیمورپور، 1391: 72).

نوع رسانۀ مصرفی نیز بر ارزش‎‍های افراد مؤثرند. رسانه‎‍های داخلی یکی از مهم‌ترین نهادهای بازنمایی فرهنگی ملت‎‍هایند که هویت ملی به‌طور مستمر با آنها بازتولید می‎‍شود (بارکر، 1387: 59). رسانه‎‍های خارجی یا متفاوت از نظام فرهنگی حاکم نیز، بر هویت ملی تأثیرگذارند. این رسانه‎‍ها قادرند هویت‎‍های مجازی برای افراد و گروه‎‍ها درست کنند و بدون آنکه به مرزهای سیاسی ‌ تجاوز نظامی شود، موجب تخریب هویت‎‍های ملی می‎‍شوند و در‌نتیجۀ افزایش بحران‎‍ها، مسائل ملی هم تشدید می‌شود (حافظ‎‍نیا و کاویانی، 1385: 23).

روابط بین گروه‎‍های مختلف در یک جامعه، عامل مؤثر دیگر بر گرایش به اجتماعی ملی‌ است. هر چقدر اقوام و گروه‎‍ها در جامعه خاص‌گراتر باشند، امکان روابط آ‎‍نها کمتر خواهد بود. هرچه قوم‎‍مداری اقوام افزایش یابد، دیگر انواع روابطشان شامل روابط قومی و گروهی مبادله‎‍ای، عاطفی و گفتمانی کاهش می‎‍یابد (یوسفی و اصغرپور، 1388).

رابطۀ بین فرهنگ‎‍های متعدد، تحت ‎‍تأثیر میزان علاقه‎‍ برای حفظ فرهنگ و هویتشان و میزان علاقه برای داشتن کنش روزمره با دیگر گروه‎‍هاست. این دو متغیر دو استراتژی تمایل به حفظ یک فرهنگ و هویت موروثی، یا علاقه به تماس و مشارکت درون جامعۀ بزرگ‌تر با گروه‎‍های قومی دیگر را به وجود می‎‍آورند (Berry, 2011: 7). در گروه‎‍های خاص‎‍گرا که تنها با خودشان ارتباط دارند، عام‎‍شدن ارزش‎‍ها، نمادها و هنجارهای افراد، دشوار و یا ناممکن است. نبود عام‎‍گرایی فرهنگی و شکل‎‍گیری کل یکپارچه و متفق، مانعی جدی در تشکیل اجتماع عام است.

 

فرضیات و مدل مفهومی

فرضیات اصلی مستخرج از تئوری­ها به شرح زیر است و به نظر می‌رسد:

میان همسویی جهت‎‍گیری ارزشی مردم و دولت با گرایش به اجتماع ملی آنان ارتباط وجود دارد؛

 میان کارآمدی دولت و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان احساس محرومیت کم‎‍تر و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

بین احساس ادراک نابرابری اجتماعی در جامعه و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

بین ارضای نیازهای بیشتر در جامعه و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان مصرف رسانه و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان شکاف اجتماعی و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان روابط بین ‎‍گروهی و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان اعتماد و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان مشارکت و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان رضایت اجتماعی و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

میان متغیرهای فردی و گرایش به اجتماع ملی ارتباط وجود دارد؛

هرچه احترام به اقوام بیشتر باشد، گرایش به اجتماع ملی پاسخگویان نیز بیشتر می‎‍شود؛

هرچه رضایت اجتماعی بیشتر باشد، گرایش به اجتماع ملی بیشتر می‎‍شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل1- مدل نظری تحقیق

Fig 1- Theoretical model of research

 

روش بررسی

داده‎‍های به دست آمده در این بررسی، از‌طریق پیمایش جمع‎‍آوری شده است. بر‌اساس تعریف و ابعاد مشخص‌شده برای مفهوم گرایش، سه بعد شناخت، احساس و رفتار در نظر گرفته‌ و برای گرایش به اجتماع ملی، ابعاد اجتماعی، تاریخی، سرزمینی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، احساس عدالت بین گروه‎‍ها و آیندۀ مشترک لحاظ شد. برای معرف‎‍های این متغیرها و ابعاد آنها، علاوه بر معرف‎‍سازی که‌ خود محقق انجام داده است، به تحقیقات پیشین در این حوزه نیز توجه شد و در‌نهایت معرف‎‍های جدول1‌ برای این مطالعه به دست آمد.

 

 

جدول 1- ابعاد و معرف‎‍های متغیرهای بررسی‌شده

Table 1- Dimensions and indicators of the studied variables

متغیرها

تعریف مفهومی

تعریف عملیاتی

احساس عدالت بین گروه‌ها

عادلانه‌دانستن دسترسی اعضای گروه‎‍های اجتماعی مختلف جامعه به منابع و موهبات اقتصادی و اجتماعی، امنیت، رفاه و نبود تبعیض در حفظ، احترام و پایبندی به ارزش‌های فرهنگی گروه‎‍های کوچک به‌وسیلۀ دیگر گروه‎‍های جامعه

این مفهوم با متغیرهایی چون امکان بهره‎‍مندی همۀ گروه‎‍ها از فرصت‎‍ها، تبعیض در قوانین بین گروه‎‍ها و تبعیض میان زن و مرد سنجیده شده است.

سرنوشت مشترک

اعضای جامعه در قالب آیندۀ مشترک باور دارند که دوام و بقای ارزش‎‍ها، هویت و منافع آنها منوط به تداوم عضویتشان در گروه بزرگ است.

این مفهوم با متغیرهایی چون اقدام در جهت خیر مشترک، پذیرش یکپارچکی ارضی مشترک، احساس بهبود در آینده و سرنوشت مشترک سنجیده شده است.

اجتماعی

اعتقاد به وجود و ضرورت وجود اجتماع ملی، احساس، اعتقاد و تمایل به ماندن در عضویت این جامعه، احساس تعلق‌خاطر مشترک و احساس تعهد افراد به «اجتماع ملی» یا «مای» ملی، پذیرش یکدیگر به‌عنوان هم‎‍وطن، بعد اجتماعی گرایش به اجتماع ملی را به خود اختصاص می‌دهد.

این مفهوم با متغیرهایی چون ضرورت وجود اجتماع ملی، احساس عضویت در اجتماع ملی، همکاری اجتماعی، تعلق‌خاطر و افتخار به اجتماع ملی، تعهد نسبت‌به اجتماع ملی/ بی‎‍تفاوتی، پرداخت هزینه برای اجتماع ملی، احساس فایده از این عضویت و علاقه به هم‌وطنان و رفتار دوستانه سنجیده شده است.

تاریخی

آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشتۀ تاریخی و احساس دل‌بستگی به آن، بیانگر بعد تاریخی گرایش به اجتماع ملی است.

این مفهوم با متغیرهایی چون دل‌بستگی به گذشتۀ تاریخی، برجسته‌بودن تمدن ایران و آثار تاریخی و مرمت آنها سنجیده شده است.

سرزمینی

این بعد‌ به مردم یک محدودۀ سرزمینی اشاره دارد که آن را همانند خانۀ خود می‎‍دانند.

این مفهوم با متغیرهایی چون دل‌بستگی به سرزمین، علاقه به یکپارچگی سرزمینی، دفاع از سرزمین، علاقه به زندگی در سرزمین خود و احساس آرامش در آن سنجیده شده است.

فرهنگی

این بعد به ارزش‎‍ها، باورها، هنجارها، آداب و رسوم، نمادها، آئین‎‍ها و سنت‎‍های عام، جشن‎‍ها و اعتقادات و احساسات، زبان‎‍ها و اعمالی اشاره دارد که بین گروه‎‍های مختلف جامعه مشترک است‌ و احترام و به رسمیت شناختن هویت فرهنگی گروه‎‍های کوچک‎‍تر به‌وسیلۀ اعضای گروه‎‍های کوچک در این بخش اهمیت زیادی دارد.

این مفهوم با متغیرهایی چون آداب و رسوم ملی و مذهبی آشنایی و افتخار به میراث گذشته و هنرمندان، افتخار به سرود ملی، پرچم و ... اعتقاد به حفظ و تقویت میراث، ترجیح و کاربرد زبان و ادبیات فارسی و علاقه به چهره‎‍های ملی و مذهبی سنجیده شده است.

سیاسی

به میزان وفاداری اعضای یک سرزمین جغرافیایی نسبت‌به نهادها، نظام حکومتی، ارزش‎‍ها و ایدئولوژی سیاسی و مرزهای کشور اشاره دارد.

این مفهوم با متغیرهایی چون تلاش برای حفظ نظام و انقلاب، ارزیابی از نظام جمهوری اسلامی، ارزیابی مثبت از انقلاب، اهمیت قانون اساسی و شناخت شرایط سیاسی سنجیده شده است.

اقتصادی

سهیم‌دانستن خود در منابع اقتصادی، ارجحیت تعامل اقتصادی با اعضای گروه اجتماعی بزرگ، ‌نبود تفاوت در تعاملات اقتصادی بین گروهی، تلاش و مشارکت برای رشد اقتصادی و تأمین نیازهای جامعه (ملی).

این مفهوم با متغیرهایی چون پرداخت مالیات برای بهبود شرایط، اشتراک در معادن و ذخایر، تمایل به مصرف کالا و محصولات داخلی و اقدامات عملی سنجیده شده است.

کارآمدی

کارآمدی قابلیت و توانایی ادارۀ امور جامعه به‌وسیلۀ مدیران و کارگزاران کشور در پاسخگویی به نیازهای مردم است.

این مفهوم با متغیرهایی چون نقش مسئولان در حل مسائل کشور، تلاش برای بهبود وضعیت مردم، کفایت و یا بی‌کفایتی آنان و ... سنجیده شده است.

ارضای نیازها

رفع نیازهای مطرح برای افراد از‌طریق مناسبات و سازوکارهای مشروع و متداول در جامعه و ایجاد به‌دلیل نظم کارکردی بین اجزای سیستم، به‌گونه‎‍ای است که سرمایه‎‍های لازم در سطوح مختلف به‌اندازۀ کافی تولید و توزیع‌ و درنهایت نیازهای شهروندان تأمین می‌شود.

این شاخص با برآورده‌شدن نیازهایی چون امنیت، احترام، روابط اجتماعی، خوراک، پوشاک و مسکن سنجیده شد.

احساس محرومیت

احساس کاستی بین داشته‎‍ها و آنچه باید باشد، در مقایسه با افراد برخوردار است.

این مفهوم با متغیرهایی چون تلاش و نرسیدن به اهداف، نبود فرصت رشد و پیشرفت و نبود امکانات کافی برای رسیدن به اهداف سنجیده شد.

نابرابری اجتماعی

توزیع نامساوی موهبات اجتماعی در بین اعضای جامعه دارای شرایط تقریباً مساوی.

این مفهوم با متغیرهایی چون امکان پیشرفت برای همۀ قومیت‎‍ها و مذاهب، امکان رشد تحصیلی برای همه، امکان موفقیت شغلی برای همه، اجرایی‌شدن قانون برای همه، امکان پیشرفت برابر زنان و مردان سنجیده شد.

جامعه‌پذیری

فرایند آموزش و یادگیری باورها، ارزش‎‍ها، هنجارها، آداب و رسوم، معارف و اخلاقیات گروهی و اجتماعی و تلاش برای درونی‌کردن و عینیت‌بخشیدن به آنها در ایفای نقش‎‍های اجتماعی، از سوی اعضای گروه و جامعه در طول زندگی است.

این مفهوم در سه بعد جامعه‌پذیری در خانواده (بازدید از مکان‌های فرهنگی و تاریخی، تأکید والدین به مطالعۀ تاریخی، ادبیاتی و ..)، مدرسه (تلاش مدرسه برای آشنایی با تاریخ و شخصیت‎‍های تاریخی، بازدید از مکان‌های فرهنگی و تاریخی و ....) و رسانه (برنامه‌های آشنا‌کننده به فرهنگ و تاریخ ایران و ایجاد‌کنندۀ غرور ملی و حس ایرانی‌بودن) سنجیده شد.

اعتماد اجتماعی

پیش‎‍بینی‎‍‎‍پذیری کنش منطبق بر هنجارها و ارزش‎‍ها در ایفای نقش است. ‌همچنین اعتماد نهادی به اعتماد بین مردم و نهادهای موجود اشاره دارد. اعتماد تعمیم‌یافته نیز شامل اعتماد به غریبه‌هاست.

مفهوم اعتماد نهادی با متغیرهایی چون اعتماد به پلیس، صدا و سیما، شهرداری، بانک‌ها، سازمان‌های دولتی و ... سنجیده شد.

مشارکت اجتماعی

مشارکت اجتماعی، فعالیت فرد در تعامل با دیگر اعضای جامعه و گروه در امور جمعی و بیانگر میزان فعالیت افراد در گروه‎‍های رسمی و غیررسمی است.

این مفهوم با متغیرهایی چون شرکت در انتخابات، شرکت در انجام کارهای خیریه و اردوهای جهادی یا کمک مالی به آنها و ... سنجیده شد.

جهت‌گیری ارزشی

انطباق و همسویی ارزش‎‍های دولت و مردم است.

این مفهوم با همسویی ارزش‎‍های مردم و دولت در تصمیمات مسئولان در حوزه‌های سیاسی، ارتباط با آمریکا، سوریه و عراق و ... سنجیده شد.

انطباق ارزش‌ها

همسویی و هم‌جهتی بین واقعیت و انتظارات اعضای جامعه

این مفهوم با متغیرهایی چون همسویی انتظارات مردم در ابعاد دین‌داری، حریم شخصی، توجه به خواست مردم و ... با اقدامات حکومت و واقعیت جامعه سنجیده می‌شود.

شکاف اجتماعی

گسست و انشعاب بین افراد، نهادها و گروه‎‍های اجتماعی است که در تفاوت ارزش‎‍ها و منافع اعضا ریشه دارد.

این مفهوم در ابعاد مختلف و در قالب متغیرهایی چون شکاف فرهنگی،‌ طبقاتی،‌ مذهبی ‌و قومی سنجیده شد.

 

 

برای برآورد و تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده است. بر این اساس، حجم نمونه با پیش‎‍بینی ضریب اطمینان نمونه‎‍گیری 95‌درصد و ضریب ‎‍خطای 5درصد، برابر با 384 نفر تعیین شد که با پیش‎‍بینی خطای برآورد، در‌نهایت برای اطمینان و افزایش دقت، پاسخگویان 530 پرسش‎‍نامه (پس از حذف موارد اضافی) را تکمیل کردند. با توجه به شرایط تحقیق و نحوۀ جمع‌آوری اطلاعات، لازم بود با کسانی مصاحبه شود که‌ با مطالعۀ سئوالات، به‌راحتی درک مشترکی از پرسش‌نامه، که به‌صورت مکتوب و آنلاین در اختیار آنان قرار می‌گرفت، به دست می‌آوردند و خطای برداشتشان به حداقل می‌رسید. برای این منظور، جمعیت تحقیق این پژوهش به‌طور کلی، افراد 15 تا 65 سال شهر تهران بودند، اما چون تفاوت دینی و مذهبی برای ما مهم بود، به‌دنبال مصاحبه با نمونۀ سنی مذهب و اقلیت دینی مسیحی نیز بودیم؛ از این رو به برخی از شهرک‎‍های اقماری سنی‌نشین و محله‎‍های اقلیت‎‍های مسیحی مراجعۀ خاص داشته‎‍ایم.

نمونه‌گیری در این بررسی، نمونه‌گیری دومرحله‎‍ای است که متشکل از نمونه‌گیری خوشه‎‍ای با روش تصادفی منظم در انتخاب محلات و نمونه‌گیری تصادفی در انتخاب پاسخگویان بود. شهرداری تهران در نقشه‎‍هایی با کاربری‎‍های مختلف، مناطق تهران را بر‌اساس معیارهای مختلف تفکیک کرده است. در هر‌کدام از این مناطق، تعدادی محله وجود دارد که نقشه‎‍های آنان نیز مشخص است. بنابراین فهرست تمامی محله‎‍های مناطق تهران تهیه شد؛ سپس به‌طور تصادفی و منظم، 27 محله از شهر تهران انتخاب و با 60 نفر مسیحی در دو محلۀ مسیحی‌نشین و60 نفر از اهل سنت در دو شهرک سنی‌نشین مصاحبه شد.

هنگامی که محلات مشخص شدند، با توجه به محدودیت جغرافیایی محلات، برای جلوگیری از انتشار سئوالات در نزد اهالی هر محله، گروه‌های پرسشگری 5 نفری تشکیل و طبق جدول توزیع نمونه که در اختیار داشتند،‌ با هماهنگی و نظارت سر گروه خود، هر پرسشگر در هر محله، فقط با 4 نفر پاسخگو به‌گونه‌ای مصاحبه می‌کرد که نسبت سن و جنس در هر محله رعایت شود. هر محله به 20 قسمت تقسیم و مرکز آنها به‌عنوان محدوده منزل پاسخگو مشخص شد و هر پرسشگر با کمک تصویر نقشۀ نمونه‎‍گیری و‌ آنلاین، محدودۀ مدنظر خود را پیدا کرد. با اعمال این دقت‌ها، در‌نهایت با 530 نفر مصاحبه شد. برای تحلیل داده‎‍ها از نرم‌افزار SPSS و به‌منظور بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار شاخص‎‍ها از همبستگی درونی، اعتبار سازه و آلفای کرونباخ استفاده شد. گفتنی است هرچند همۀ روابط همبستگی درونی شاخص‌ها معنی‌دار بوده است، اما برای جلوگیری از اطالۀ مقاله، از ذکر نتایج همبستگی درونی خودداری شده است.

 

 

جدول 2- اعتبار و روایی شاخص‎‍ها

Table 2- Validity and reliability of indicators

شاخص‌ها

آلفای کرونباخ

KMO

معناداری

بعد اجتماعی

0.70

0.75

0.000

بعد فرهنگی

0.75

0.77

0.000

بعد سیاسی

0.84

0.81

0.000

بعد تاریخی

0.65

0.78

0.000

بعد سرزمینی

0.61

0.78

0.000

احساس عدالت بین گروه‌ها

0.61

0.67

0.000

سرنوشت مشترک

0.65

0.71

0.000

بعد احساسی

0.88

0.85

0.000

بعد شناختی

0.74

0.70

0.000

بعد رفتاری

0.73

0.76

0.000

کارآمدی

0.74

0.72

0.000

ارضای نیازها

0.64

0.71

0.000

جامعه‌پذیری

0.71

0.70

0.000

اعتماد اجتماعی

0.94

0.92

0.000

مشارکت اجتماعی

0.75

0.68

0.000

جهت‌گیری ارزشی

0.73

0.72

0.000

انطباق ارزش‌ها

0.77

0.76

0.000

شکاف اجتماعی

068

0.68

0.000

 

نتایج

ویژگی پاسخگویان

در این بررسی، میانگین سنی پاسخگویان 37 سال است. 54.8درصد پاسخگویان از قومیت فارس، 18.6درصد ترک، 11.4درصد کرد، 9.3درصد ارمنی، 2.3درصد لر و 3.6درصد از مابقی اقوام ایرانی‌اند. فراوانی در مقاطع تحصیلی، در جدول3 مشاهده می‌شود.

 

 

جدول 3- سن، قومیت و تحصیلات پاسخگویان

Table 3- Age, ethnicity and education of respondents

سن

درصد

قومیت

درصد

تحصیلات

درصد

25-16

19

فارس

54.8

بی‌سواد

16

35-26

31

ترک

18.6

نهضت و ابتدایی

3.7

45-36

24.3

کرد

11.4

راهنمایی تا دیپلم

40.4

46-55

16.3

ارمنی

9.3

فوق دیپلم و لیسانس

40.1

65-56

7.6

لر

2.3

فوق لیسانس

12

میانگین

37

سایر

3.6

دکتری

2.1

 

 

45درصد پاسخگویان زن و 55درصد مردند، حدود 90درصد آنان مسلمان و 10درصد مسیحی‌اند، بالا‌بودن تعداد مسیحیان در این بررسی از آن رو است که به‌طور هدفمند، با تعداد بیشتری از آنان مصاحبه شد. در بین پاسخگویان، حدود 78درصد شیعه، 11درصد سنی و 10درصد کاتولیک یا پروتستان‌اند. همچنین 35.6درصد از آنان مجرد و 61.9درصد متأهل‌اند.

 

 

جدول 4- جنسیت، دین، مذهب و وضعیت تأهل پاسخگویان

Table 4- Gender, religion and marital status of the respondents

جنسیت

درصد

دین

درصد

مذهب

درصد

وضعیت تأهل

درصد

 

زن

45

مسلمان

89.8

شیعه

78.3

مجرد

35.6

 

سنی

11.5

متأهل

61.9

 

مرد

55

مسیحی

10.2

 

کاتولیک یا پروتستان

10.2

بیوه و مطلقه

2.5

 

 

 

گرایش به اجتماع ملی

به‌طور کلی، گرایش به اجتماع ملی در این بررسی (4.1 از 6) و زیاد است. همان‌طور که در جدول4 مشاهده می‎‍کنید، حدود 72درصد از پاسخگویان بین زیاد تا خیلی زیاد گرایش به اجتماع ملی دارند.

بعد اجتماعی گرایش به اجتماع ملی در بر گیرندۀ متغیرهایی است که نشان‌دهندۀ احساس تعلق و تعهد به یک گروه اجتماعی بزرگ است و با معرف‎‍هایی چون ضرورت وجود اجتماع ملی، احساس عضویت در اجتماع ملی‌ و ... سنجیده می‌شود. میانگین شاخص‎‍ بعد اجتماعی، گرایش به اجتماع ملی در این بررسی 4.6 و به‌‌عبارتی بین زیاد تا خیلی زیاد است. بعد فرهنگی با متغیرهایی چون آداب و رسوم ملی و مذهبی، آشنایی و افتخار به میراث گذشته و هنرمندان، افتخار به سرود ملی و ...‌ بررسی شد. میانگین گرایش در بعد فرهنگی (4.7) در ایران، نشان می‎‍دهد ایرانی‎‍ها بین زیاد تا خیلی زیاد به این بعد گرایش دارند. بعد تاریخی اجتماع ملی نشان‌دهندۀ آگاهی افراد یک جامعه از تاریخ و احساس دل‌بستگی به آن، ارزیابی مثبت از آن و تلاش برای حفظ و نگهداری آن است. بررسی میانگین‎‍ها نشان می‎‍دهد‌ گرایش از‌نظر تاریخی (4.8)، یعنی بین زیاد تا خیلی زیاد است. دل‌بستگی و تعلق‌خاطر به سرزمین مادری، با مرزهای معین مشخص می‎‍شود و افرادی تلاش می‎‍کنند که گرایش بالایی به آن دارند و در صورت بروز خطر از آن دفاع می‌کنند. درواقع بدون سرزمین، امکان به خطر افتادن هویت یک ملت بسیار افزایش می‎‍یابد. میانگین پاسخ‎‍ها به گویه‎‍های مربوط به شاخص بعد سرزمینی (4.6) از 6 است. گرایش به بعد سیاسی اجتماع ملی که به معنای میزان وفاداری اعضای یک سرزمین جغرافیایی نسبت‌به نهادها، نظام حکومتی، ارزش‎‍ها، ایدئولوژی سیاسی و حفظ آن است، با معرف‎‍هایی نظیر احساس تعلق و ارجحیت ملی، علاقه و اعتماد به صاحبان قدرت و... بررسی می‌شود. گرایش به اجتماع ملی در بعد سیاسی (3.4) کم است. بعد اقتصادی نشان‌دهندۀ تعلق به نظام اقتصادی، مبادلۀ اقتصادی با دیگر گروه‎‍ها در جامعه، تلاش و مشارکت برای حل مسائل اقتصادی است. میانگین گرایش به اجتماع ملی در بعد اقتصادی (3.7) است. در بعد احساس عدالت بین گروه‎‍ها، میانگین پاسخ‎‍ها 3.2 است که نشان می‎‍دهد ارزیابی از عدالت بین گروه‎‍ها پایین است. میانگین سرنوشت مشترک (3.4) است که نشان می‎‍دهد افراد در این بعد نیز، گرایش پایینی دارند.

آن‌طور که در بررسی نظری دیدیم، گرایش به اجتماع ملی هم تابع برخی متغیرهایی است که‌ در گذشته ریشه دارند و تابع عواملی است که مربوط به وضعیت فعلی جامعه می‌شود. آنچه در این بررسی به دست آمد، گویای آن است که گرایش به عوامل مرتبط با گذشته، مانند ابعاد اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سرزمینی، نسبت‌به عواملی قوی‎‍ترند که مربوط به چگونگی ادارۀ جامعه می‎‍شوند؛ مانند ابعاد سیاسی و اقتصادی سرنوشت مشترک و ضعیف‎‍تر از همه، تحقق احساس عدالت. به عبارت دیگر، چگونگی ادارۀ جامعه از‌نظر مردم، عاملی برای تضعیف گرایش آنها به اجتماعی ملی است.

 

 

جدول 5 - میزان گرایش به اجتماعی ملی و ابعاد آن

Table 5- The degree of tendency towards national society and its dimensions

طبقات پاسخ

خیلی‎‍خیلی زیاد

خیلی زیاد

زیاد

کم

خیلی‎‍ کم

اصلاً

گرایش به اجتماع ملی

6.5

27.3

40.4

22.2

3

0.6

4.1     m = 0.95  σ=

بعد اجتماعی

30

18.8

26.2

16.1

7

1.9

4.6   m = 1.3   σ=

بعد فرهنگی

24.7

37.6

28.5

7.2

1.3

0.8

4.7   m = 1   σ=

بعد تاریخی

35

31.7

23.2

6.8.

1.7

1.5

4.8   m =1.1   σ=

بعد سرزمینی

29.4

25

20.9

14

8

2.7

4.6     m = 1.4   σ=

بعد سیاسی

9.7

15.2

24.7

20.7

19

1.8

3.4    m = 1.4   σ=

بعد اقتصادی

9.9

15.1

39.5

17

12.8

5.7

3.7   m = 1.2   σ=

احساس عدالت بین گروه‎‍ها

1.5

5.9

16.3

26.8

33

16.5

3.2   m = 1.2   σ=

سرنوشت مشترک

3.2

12.7

22.4

34

19.5

8.2

3.4   m = 1.2   σ=

 

بررسی گرایش به اجتماع ملی در ابعاد مختلف احساسی، شناختی و رفتاری

همان‌طور که در چارچوب نظری اشاره شد، گرایش به هر پدیده‌ای دارای ابعاد شناختی، احساسی و رفتاری است و گرایش به اجتماع ملی نیز، یک عکس‎‍العمل ارزیابی‎‍کننده دارد و دارای این سه بعد است. جدول6 نشان می‎‍دهد‌ میانگین گرایش به اجتماع ملی در بعد احساسی (4.6)، نزدیک به خیلی زیاد است، اما در بعد شناختی (3.5) و رفتاری (3.7) تقریباً متوسط است و این امر نشان می‌دهد هرچند گرایش احساسی افراد به اجتماع ملی بالاست، اما شناخت آنان از مؤلفه‌های تشکیل‌دهندۀ اجتماع ملی عمیق و قوی نیست و احتمالاً همین امر موجب تضعیف بعد رفتاری گرایش به اجتماعی ملی نیز می‌شود. گرایشان احساسی، عمق و ماندگاری کمتری نسبت‌به گرایش شناختی دارند و اثر‌گذاری آنها بر رفتار نیز کمتر است. گرایش در بعد رفتاری تقریباً متوسط است. این یافته نشان می‎‍دهد افراد در بعد احساسی، گرایش به اجتماع ملی نمرۀ بالاتری دارند، اما چون این احساسات احتمالاً بر پایۀ شاخت عمیق از عناصر اجتماع ملی نیست، هرچه به عرصۀ عمل نزدیک‎‍تر می‎‍شوند، این گرایش کاهش می‎‍یابد. پایین‌بودن شناخت به معنی شناخت ضعیف نسبت‌به عناصر هویت ملی و رفتارساز است. بعد شناختی و رفتاری بیشتر تحت ‎‍تأثیر اشتراکات عام در زمان حال‌اند، احتمالاً آنچه اکنون رخ می‎‍دهد، بیشتر متأثر از کارآمدی نظام اجتماعی و همسویی ارزش‎‍های بخش رسمی و مردم است.

 

 

جدول6- گرایش به اجتماعی ملی در ابعاد احساسی، شناختی و رفتاری (درصد)

Table 6- National social tendency in emotional, cognitive and behavioral dimensions (percentage)

ابعاد گرایش

خیلی‎‍خیلی زیاد

خیلی زیاد

زیاد

کم

خیلی‎‍ کم

اصلاً

احساسی

22.2

36.8

27.3

10.6

2.8

0.2

4.6    m = 1   σ=

شناختی

4.7

13.5

34

30.6

15.6

1.7

3.5    m = 1.7   σ=

رفتاری

6.3

19.9

33

24.9

11.2

4.7

3.7    m = 1.2   σ=

 

 

عوامل مؤثر بر گرایش به اجتماع ملی

عوامل زمینه‎‍ای

در جدول7، گرایش به اجتماع ملی‌ در اقوام مختلف ایرانی، گروه‌های سنی و تحصیلی مشاهده می‌شود. میزان گرایش به اجتماع ملی در بین فارس‎‍ها 4.2 از 6، در بین ترک‎‍ها 4، کردها 4، لرها 4 و ارمنی‎‍ها 3.6 است. ارمنی‎‍ها کمترین گرایش را دارند، یعنی آنها اشتراکات عام کمتری با دیگر گروه‎‍های قومیتی دارند. با افزایش سن، گرایش به اجتماع ملی نیز افزایش یافته است. نمی‎‍توان با قطعیت گفت، اما این داده نشان می‌دهد که در گروه‎‍های نوجوانان و جوانان، به بررسی عمیق‎‍تری نیاز است. این داده‎‍ها قابلیت تعمیم نتیجه ندارند.

 

 

جدول 6- گرایش به اجتماع ملی در بین اقوام و گروه‎‍های سنی و تحصیلی

Table 7- Tendency to the national community among ethnic groups and age and education groups

قومیت

میانگین

سن

میانگین

تحصیلات

میانگین

فارس

4.2

25-16

3.8

بی‌سواد

4.1

ترک

4

35-26

3.9

نهضت و ابتدایی

4.4

کرد

4

45-36

3.9

راهنمایی تا دیپلم

4.2

ارمنی

3.6

46-55

4.4

فوق دیپلم و لیسانس

4

لر

4

65-56

4.6

فوق لیسانس

4

دکتری

4.2

 

میزان گرایش به اجتماع ملی در مسلمانان 4 از 6، در بین مسیحیان 3.6 است، در بین مذاهب گرایش به اجتماع ملی در بین شیعیان 4.1، سنی‌ها 4 و در بین پروتستان‌ها و کاتولیک‎‍ها 3.6 است. میانگین گرایش به اجتماع ملی بین زنان و مردان فرق ندارد.

 

 

جدول 7- گرایش به اجتماع ملی بر‌اساس جنسیت، دین و مذهب

Table 8- Orientation to the national community based on gender and religion

جنسیت

میانگین

دین

میانگین

مذهب

میانگین

 

زن

4

مسلمان

4.1

شیعه

4.1

 

سنی

4

 

مسیحی

3.6

 

مرد

4.1

کاتولیک یا پروتستان

3.6

 

 

 

کارآمدی

کارآمدی قابلیت و توانایی ادارۀ امور جامعه در پاسخگویی به نیازهای مردم است. کارآمدی، یکی از چالش‎‍های اصلی دولت‎‍هاست که باعث تولید و بازتوزیع سرمایه‎‍ها به‌نحوی می‎‍شود که نیازهای مردم عادلانه برآورده ‌و در‌نهایت‌ به رضایت آنان منجر می‎‍شود. همان‌طور که میانگین (2.28) نشان می‎‍دهد، ارزیابی پاسخگویان از کارآمدی پایین است و شدت و جهت همبستگی (0.59+ ) نیز نشان می‎‍دهد که با کاهش کارآمدی نظام اداره‌کنندۀ جامعه، گرایش به اجتماع ملی با شدت نسبتاً زیاد کاهش می‎‍یابد. اطلاعات مربوط به همبستگی را در جدول 24 مشاهده کنید.

 

 

جدول 8- کارآمدی و گرایش به اجتماعی ملی

Table 9- Efficiency and orientation towards national society

پاسخ

‌خیلی خیلی ‍‌ ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

کارآمدی

1.9

2.1

9.1

24.9

33.2

28

2.28    m = 1.1   σ=

 

 

ارضای نیازها

کارآمدی نظام اجتماعی و اداره‌کنندۀ جامعه، موجب دستیابی به اهداف، بهبود کیفیت زندگی شهروندان و ارضای نیازهای آنان می‎‍شود. این شاخص با میزان تأمین نیازهای اولیه، نیاز به امنیت، موفقیت و ... سنجیده شد‌ و میانگین پاسخ‌ها 4.1 از 6 بود. ارضای نیازهای نزدیک به 25درصد پاسخگویان بین کم تا خیلی‌خیلی کم و با شدت (0.42+) بوده است. هرچه نیازها برآورده شده است، گرایش به اجتماع ملی نیز بیشتر شده است.

 

 

جدول 9- ارضای نیازها و گرایش به اجتماعی ملی

Table 10- Satisfying needs and orientation towards national society

پاسخ

خیلی خیلی ‎‍زیاد

خیلی‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی‎‍ کم

اصلاً

ارضای نیازها

9.5

29.8

36.8

18.7

4.6

0.6

4.1    m = 1.1   σ=

 

 

 

جدول 10- احساس محرومیت نسبی و گرایش به اجتماعی ملی

Table 11- Feeling of relative deprivation and tendency towards national society

پاسخ

خیلی خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

احساس محرومیت

29.7

34.6

23

8.4

3.6

0.8

4.5    m = 1.1   σ=

 

 

ادراک نابرابری اجتماعی

میانگین شاخص نابرابری اجتماعی (4.5) یعنی زیاد تا خیلی زیاد است. همبستگی میان احساس نابرابری اجتماعی و گرایش به اجتماع ملی (0.39-) نشان می‎‍دهد‌ در 39درصد موارد، با افزایش احساس نابرابری اجتماعی، گرایش به اجتماع ملی کاهش یافته است.

 

 

جدول 12- نابرابری و گرایش به اجتماع ملی

Table 12- Inequality and tendency towards national community

پاسخ

خیلی خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

نابرابری اجتماعی

21.3

37.1

20.9

12.9

6.7

1.1

4.5    m = 1.2   σ=

 

 

جامعه‌پذیری

همان‌طور که اشاره شد، جامعه‎‍پذیری افراد بر‌ گرایش به اجتماع ملی آنان تأثیر دارد. پتانسیل‎‍های عاطفی فرد از‌طریق جامعه‎‍پذیری رشد‌ و به گروه‎‍های مختلفی گرایش عاطفی مثبت پیدا می‎‍کند. اگر خانواده، آموزش‎‍وپروش و رسانه‎‍ها به جامعه‎‍پذیری مناسب افراد توجه داشته باشند، تقویت گرایش به اجتماع ملی را سبب می‌شوند.

میانگین شاخص جامعه‎‍پذیری در خانواده‎‍ها در تهران، در گرایش به اجتماع ملی بین کم تا خیلی کم (2.7) است، این داده‎‍ها نشان می‎‍دهد خانواده‎‍ها عموماً در تربیت فرزندان به‌نحوی عمل نمی‎‍کنند که گرایش به اجتماع ملی در آ‎‍نها تقویت شود. داده‎‍ها نشان می‎‍دهد‌ 74.3‌درصد از پاسخگویان، تقویت گرایش به اجتماعی ملی در خانوادۀ آنان کم، خیلی‎‍ کم و یا اصلاً بوده است.

 

 

جدول 11- جامعه‎‍پذیری و گرایش به اجتماع ملی

Table 13- Sociability and orientation to the national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی‎‍ زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی‎‍ کم

اصلاً

جامعه‎‍پذیری در خانواده

4.4

10.5

10.7

28.5

23.6

22.2

2.7    m = 1.4   σ=

جامعه‎‍پذیری در مدرسه

6.2

8.3

34

26.3

19.8

5.4

3.38    m = 1.2   σ=

جامعه‎‍پذیری از‌طریق رسانه

4.6

11.5

18

47.5

12.5

5.9

3.3    m = 1.5   σ=

 

 

جامعه‌پذیری در مدرسه و سپس رسانه، بهتر از خانواده بوده است. میزان جامعه‎‍پذیری در مدرسه متوسط است.‎‍ (0.25+) نیز نشان می‎‍دهد‌ در 25درصد موارد با افزایش اقداماتی نظیر آشنایی با تاریخ گذشته، شخصیت‎‍های تاریخی، دستورات دینی و مذهبی و بازدید از موزه‎‍ها و ...‌ به‌وسیلۀ مدرسه، میزان گرایش به اجتماع ملی افزایش یافته است.

میانگین تقویت گرایش به اجتماع ملی در رسانه‎‍ (3.30) کم است. تقریباً 66درصد پاسخگویان اعلام کرده‎‍اند که تلویزیون به‌عنوان رسانۀ ملی، عملکرد خیلی موفقی در تقویت گرایش به اجتماع ملی ندارد. با (0.40+) بیان می‌کند که در 40درصد موارد، هر چقدر این نقش رسانه در جامعه‎‍پذیری افراد افزایش یافته است، گرایش آنان به اجتماع ملی بیشتر شده است. مقایسۀ روابط همبستگی، گویای آن است که قوی‌ترین نهاد جامعه‌پذیر‌کننده، رسانه، سپس مدرسه و در آخر خانواده‌اند.

اعتماد اجتماعی

اعتماد اجتماعی قابلیت پیش‌بینی انطباق رفتارها با هنجارهای اجتماعی است. میانگین شاخص اعتماد نهادی در این بررسی 2.4 از 6 است که وجود اعتماد نهادی بسیار پایینی را در بین پاسخگویان نشان می‌دهد. اعتماد نهادی 83درصد پاسخگویان بین کم تا اصلاً است. بین اعتماد نهادی و گرایش به اجتماع ملی (0.47+) رابطه وجود دارد، در 47درصد موارد هنگامی که اعتماد به نهادها و گروه‎‍ها و افراد تصمیم‌گیرنده برای جامعه افزایش یافته است، گرایش به اجتماع ملی نیز زیاد شده است. رابطۀ اعتماد تعمیم‌یافته با گرایش به اجتماع ملی، قابلیت تعمیم ندارد.

 

 

جدول 12- میزان اعتماد اجتماعی و گرایش به اجتماع ملی

Table 14- The level of social trust and orientation towards the national community

پاسخ

خیلی‎‍ خیلی ‎‍زیاد

خیلی‎‍ زیاد

زیاد

کم

خیلی کم

اصلاً

اعتماد نهادی

1.3

4.8

9.7

29.7

33.3

21.3

2.4    m =   1.1  σ=

اعتماد تعمیم‌یافته

2.3

4

13.8

35.7

21.1

23

2.6    m = 1.2   σ=

 

 

مشارکت اجتماعی

میانگین مشارکت اجتماعی پاسخگویان (2.4 از 6) است، به‌عبارتی میانگین مشارکت اجتماعی در جامعه خیلی کم است. حدود 18.5درصد میزان مشارکت خود در امور جامعه را بین زیاد تا خیلی زیاد و 71.5درصد بین کم تا اصلاً ارزیابی کرده‎‍اند. همبستگی نشان می‎‍دهد‌ در 47درصد موارد با افزایش مشارکت افراد در امور جامعه، گرایش آنها به اجتماعی ملی افزایش یافته است.

 

 

جدول 13- مشارکت اجتماعی و گرایش به اجتماع ملی

Table 15- Social participation and orientation to the national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

مشارکت اجتماعی

1.1

2.9

14.5

29

25.3

27.2

2.4    m =  1.1  σ=

 

 

رضایت اجتماعی

میانگین شاخص رضایت جمعی (2 از 6)، نشان‌دهندۀ آن است‌ که بسیاری از پاسخگویان از شرایط موجود ناراضی‌اند. همان‌طور که مشخص است، تنها حدود 7.4درصد از پاسخگویان ابراز کرده‎‍اند که به‌طور کلی از شرایط راضی‌اند. همبستگی میان رضایت و گرایش به اجتماعی ملی (0.52+) است. در این بخش هم رضایت از شرایط جمعی (1.8) و هم رضایت از شرایط فردی (3.7)‌ بررسی شده است. میانگین‎‍ها نشان می‎‍دهد رضایت فردی پاسخگویان بیشتر و تقریباً متوسط است. رضایت فردی افرادی که از شرایط عینی آنان متأثر است، بیش از رضایت از شرایط جامعه و متأثر از ذهنیات افراد است.

 

 

جدول 14- رضایت و گرایش به اجتماع ملی

Table 16- Satisfaction and orientation to the national community

پاسخ

خیلی‎‍ خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

رضایت کل

0.4

1.9

5.1

19.2

39.5

33.8

2    m = 0.98   σ=

رضایت جمعی

0.4

2.7

3.4

16.5

33.6

43.5

1.8    m = 1   σ=

رضایت فردی

13.5

7.6

37.4

22.2

16.9

2.5

3.7    m = 1.2   σ=

 

 

از بین متغیرها و اجزای مرتبط با کارآمدی، قوی‌ترین رابطه‌ها بین خود‌کارآمدی، رضایت و به‌ویژه رضایت جمعی با گرایش به اجتماعی ملی وجود دارد.

 

جهت‎‍گیری ارزشی

بعد دوم مقبولیت جهت‎‍گیری ‎‍ارزشی و به معنای انطباق و همسویی ارزش‎‍های دولت و مردم است. میانگین نشان می‎‍دهد در بخش جهت‌گیری ارزشی، میانگین ارزیابی مردم پایین است. رابطه نشان می‎‍دهد‌ با افزایش همسویی ارزش‎‍ها و توجه اداره‌کنندگان به خواسته‎‍ها و ارزش‎‍های اعضای جامعه، گرایش به اجتماع ملی در 54درصد مواقع افزایش می‎‍یابد.

 

 

 

جدول 15- جهت‎‍گیری ارزشی و گرایش به اجتماع ملی

Table 17- Value orientation and orientation to the national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی‎‍ زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

انطباق ارزش‎‍های حکومت با مردم

4.4

9.3

12.5

26.9

24.5

22.4

2.7    m =  1.4  σ=

 

 

انطباق ارزش‎‍ها

در جایی که بین ارزش‎‍های دولت و جامعه تعارض وجود داشته باشد، شاهد اختلافات و افزایش فاصلۀ بین انتظارات و واقعیات جامعه خواهیم بود. در این صورت، شکاف به وجود آمده از رضایت و گرایش به اجتماع عام می‎‍کاهد. 70درصد پاسخگویان انطباق ارزش‎‍های خود را با ارزش‎‍های رسمی کم و کم‎‍تر ارزیابی کرده‎‍اند. همبستگی نشان می‎‍دهد‌ با افزایش انطباق ارزش‎‍ها، گرایش به اجتماع ملی نیز افزایش می‎‍یابد.

 

 

جدول 16- انطباق ارزش‎‍ها و گرایش به اجتماع ملی

Table 18- Adaptation of values and orientation to the national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

انطباق ارزش‎‍ها

4.7

7.8

16.5

31.1

22.8

17.1

2.8    m =  1.3  σ=

 

 

 

 

احترام به اقوام

هرچه اقوام مختلف بیشتر احساس کنند که خواسته­ها و تمایلاتشان از سوی اداره‌کنندگان جامعه دیده می­شود، همۀ آنها به یک اندازه از فرصت­ها بهره­مندند و تبعیضی بین آنها و دیگر اقوام وجود ندارد،‌ گرایششان به اجتماع ملی افزایش می­یابد. نتایج نشان می‎‍دهد میانگین احترام به اقوام 2.66 از 6 است، یعنی پاسخگویان ارزیابی پایینی در این باره دارند و تنها حدود 20درصد از پاسخگویان معتقد بودند که نظام اداره‌کنندۀ جامعه به خواسته‎‍ها و ایجاد فرصت بین قومیت‎‍ها پایبند است. همبستگی میان احترام به اقوام و گرایش به اجتماعی ملی (0.50+) است.

 

 

جدول 17- احترام به اقوام و گرایش به اجتماع ملی

Table 19- Respect for relatives and orientation towards the national community

پاسخ

خیلی‎‍ خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی‎‍ کم

اصلاً

احترام به اقوام

0.6

4.2

15.6

33.7

32.5

13.5

2.66    m =  1.1  σ=

 

 

تأکید و یادآوری اشتراکات فرهنگی

هرچه تلاش شود اشتراکات موجود حفظ و به‌روز شود، میزان گرایش به اجتماع ملی افزایش می‎‍یابد. این بررسی نشان می‎‍دهد‌ حدود 34درصد پاسخگویان معتقدند‌ نظام اداره‌کنندۀ جامعه به‌دنبال حفظ و به‌روزکردن اشتراکات فرهنگی است.

 

 

جدول 18- تأکید و یادآوری اشتراکات فرهنگی و گرایش به اجتماع ملی

Table 20- Emphasizing and reminding of cultural commonality and orientation towards the national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی‎‍ کم

اصلاً

تأکید و یادآوری اشتراکات فرهنگی

1.9

10.1

22.3

33

27.1

5.5

3.10    m =  1.13  σ=

 

 

شکاف اجتماعی

شکاف اجتماعی، گسست و انشعاب بین افراد، نهادها و گروه‎‍های اجتماعی است که در تفاوت ارزش‎‍ها و منافع‌ اعضا ریشه دارد. وقتی همسویی میان ارزش‎‍های اداره‎‍کنندگان جامعه و مردم نباشد و نظام اداره‌کنندۀ جامعه ناکارآمد باشد، بین خواسته‎‍ها و انتظارات و واقعیات در جامعه شکاف به وجود می‎‍آید و موجب ایجاد شکاف در ابعاد مختلف می‎‍شود. میانگین شکاف اجتماعی (3.4 از 6) و تقریباً متوسط است و شدت و جهت همبستگی (0.61- ) نشان می‎‍دهد‌ در 61درصد موارد با افزایش شکاف اجتماعی، گرایش به اجتماع ملی کاهش می‎‍یابد.

 

 

جدول 19- شکاف اجتماعی و گرایش به اجتماع ملی

Table 21- Social gap and tendency towards national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی‎‍ زیاد

خیلی‎‍ زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

شاخص شکاف

10.2

16.7

12

35.3

22.4

3.4

3.4    m = 1.3   σ=

 

 

روابط بین گروهی

روابط بین گروه‎‍های مختلف در یک جامعه، عامل مؤثر دیگر بر گرایش به اجتماعی ملی‌ است. هر چقدر اقوام و گروه‎‍ها در جامعه خاص‌گراتر باشند، امکان روابط آنها کمتر خواهد بود. هرچه‎‍ قوم‎‍مداری در اقوام بالاتر باشد، خاص‌گراترند و امکان توافق بر ‌اشتراکات در اقوام پایین‎‍تر است. در گروه‎‍های خاص‎‍گرا که تنها با خودشان ارتباط دارند، عام‎‍شدن ارزش‎‍ها، نمادها و هنجارهای افراد دشوار و یا ناممکن است. وقتی روابط بین گروهی افزایش می‎‍یابد، شکاف‌ها کاهش و گرایش به اجتماع ملی افزایش می‎‍یابد.

 

 

جدول 20- روابط بین گروهی و شکاف اجتماعی

Table 22- Social gap and tendency towards national community

پاسخ

خیلی ‎‍خیلی ‎‍زیاد

خیلی ‎‍زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

روابط بین گروهی

6.5

17.4

16.6

16.6

27.7

15.3

3.12    m =  1.5  σ=

 

 

مصرف رسانه

رسانه‎‍ها در نهادینه‎‍‎‍سازی ارزش‎‍ها و ایجاد احساسات مشترک میان افراد و جوامع و ساخته‎‍شدن واقعیت اجتماعی نقش دارند. نوع مصرف رسانه بر هویت ملی و گرایش به اجتماع ملی تأثیرگذار است. داده‎‍های جدول23 نشان می‎‍دهد‌ اینترنت و شبکه‎‍های اجتماعی، بیشترین مصرف را در رسانه‎‍ها به خود اختصاص داده است. بین مشاهدۀ تلویزیون و گرایش به اجتماع ملی، همبستگی (0.31+) و بین مشاهدۀ ماهواره و گرایش به اجتماع ملی همبستگی (0.30-) است.

 

 

جدول 21- مصرف رسانه و گرایش به اجتماع ملی

Table 23- Media consumption and orientation towards the national community

پاسخ

خیلی‎‍ خیلی ‎‍زیاد

خیلی‎‍ زیاد

زیاد

کم

خیلی ‎‍کم

اصلاً

تلویزیون

9.5

13.7

23.3

25.6

21.1

6.8

3.4    m =  1.3  σ=

رادیو

2.9

4.4

12.9

23.8

25.9

30.2

2.4    m =  1.3  σ=

ماهواره

8.4

11.6

18.9

18.3

15.5

27.3

2.9    m =  1.6  σ=

اینترنت و شبکه‎‍های اجتماعی

23.1

27.1

23.3

13.4

7.6

5.5

4.2    m =  1.4  σ=

روزنامه و مجله

3.8

7

14.8

25.9

23.2

25.3

2.6    m =  1.3  σ=

 

 

جدول کل همبستگی‎‍ها

در جدول24، همبستگی متغیرهای مستقل این پژوهش با گرایش به اجتماع ملی مشاهده می‌شود. بالاترین همبستگی بین انطباق ارزشی دولت و مردم با گرایش به اجتماع ملی است.

 

جدول 22- همبستگی متغیرهای مستقل با گرایش به اجتماع ملی

Table 24- Correlation of independent variables with orientation towards the national community

معناداری

همبستگی

متغیرهای مستقل

000/0

0.59+

کارآمدی

000/0

0.42+

ارضای نیازها

000/0

0.24 -

احساس محرومیت نسبی

000/0

0.39-

نابرابری اجتماعی

527/0

0.022

جامعه‎‍پذیری در خانواده

000/0

0.25+

جامعه‎‍پذیری در مدرسه

000/0

0.40+

جامعه‎‍پذیری از‌طریق رسانه

000/0

0.47 +

اعتماد نهادی

521/0

0.03 +

اعتماد تعمیم‌یافته

000/0

0.47 +

مشارکت اجتماعی

000/0

0.52 +

رضایت کل

000/0

0.49 +

رضایت جمعی

000/0

0.37 +

رضایت فردی

000/0

0.54 +

جهت‎‍گیری ارزشی

000/0

0.66 +

انطباق ارزشی

000/0

0.50 +

احترام به ارزش‌ها

011/0

0.11 +

تأکید و یادآوری اشتراکات فرهنگی

000/0

0.61-

شکاف اجتماعی

000/0

0.24

روابط بین گروهی

000/0

0.31 +

مصرف رسانه (تلویزیون)

010/0

0.11 +

مصرف رسانه (رادیو)

000/0

0.31 -

مصرف رسانه (ماهواره)

000/0

0.19 -

مصرف رسانه (اینترنت و شبکه‌های اجتماعی)

004/0

0.12 +

مصرف رسانه (روزنامه و مجله)

 

 

 

تحلیل خوشه‎‍ای K-Mean

با استفاده از روش K-Mean که یکی از روش‎‍های موجود در تحلیل خوشه‎‍ای[41] است، پاسخگویان به دو گروه با گرایش به اجتماع ملی پایین و بالا تقسیم شدند. متوسط‎‍ها در این دسته‎‍ها قرار نگرفتند. در مدل زیر، ‌تفاوت این دو سنخ‎‍شناسی را در برخورداری از هر‌یک از متغیرها را مشاهده کنید. تفاوت برخورداری از جامعه‎‍پذیری رسانه و مدرسه، ارضای نیازها، احساس محرومیت، نابرابری، جامعه‎‍پذیری، اعتماد، مشارکت، رضایت، انطباق ارزش‎‍ها، احترام به اقوام، تأکید و یادآوری اشتراکات فرهنگی و جهت‎‍گیری ارزشی T-test معنادار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل2- مدل تحلیل خوشۀ گرایش به اجتماع ملی

Fig 2- Cluster analysis model of orientation towards the national community

 

 

رگرسیون چند متغیری

برای بررسی رگرسیون چند متغیری، از روش گام‎‍به‎‍گام استفاده شد و همۀ شاخص‎‍ها و هشت متغیر وارد معادلۀ رگرسیون شدند. ضریب همبستگى چندگانه در کل پاسخگویان، بین گرایش به اجتماع ملی و عوامل مؤثر 81/0 است. مقدار ضریب تعیین چندگانۀ تعدیل‌شده بین گرایش به اجتماع ملی و عوامل مؤثر بر آن نیز، در کل پاسخگویان 65/0 است. عوامل مؤثر بررسی‌شده 65/0 تغییرات گرایش به اجتماع ملی را توضیح می‎‍دهند و بقیۀ تغییرات که برابر با 35/0 است،‌ به عواملى غیر از عامل‌هایى مربوط می‌شود که در حال حاضر در معادله وارد شده‏اند. انطباق ارزش‎‍ها از تبیین‌کنندگی بیشتری از عوامل دیگر برخوردار بوده و پس از آن اعتماد و بعد ارضای نیازها وارد معادله شده‌اند؛ درنتیجه انطباق ارزشی برای مردم از ارضای نیازها مهم‌تر است. معادلۀ رگرسیونی به‌صورت زیر است:

گرایش به اجتماعی ملی= (75.02) + (1.24) انطباق ارزش‎‍ها + (0.30) اعتماد + (1.46) ارضای نیازها + (2.59-) شاخص شکاف + (1.46) احترام به اقوام + (1.20) محرومیت نسبی + (0.11-) نابرابری + (0.069) مشارکت

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 25- رگرسیون چندمتغیری گرایش به اجتماع ملی

Table 25- Multivariate regression of orientation towards the national community

عوامل مؤثر

Multiple R

ضریب تعیین

B

Beta

معنی‌داری

انطباق ارزش‎‍ها

0.66

0.43

1.24

0.27

0.000

اعتماد

0.72

0.52

0.30

0.15

0.000

ارضای نیاز

0.76

0.57

1.46

0.24

0.000

شکاف

0.78

0.61

2.59-

0.24-

0.000

احترام به اقوام

0.79

0.62

1.46

0.139

0.000

محرومیت نسبی

0.797

0.63

1.20

0.144

0.000

نابرابری

0.80

0.64

0.93-

0.11-

0.001

مشارکت

0.81

0.65

0.32

0.069

0.035

 

 

نتیجه

اجتماع ملی، اجتماع عامی است که اعضای آن ضمن حفظ هویت‎‍های خاص ناشی از عضویت در گروه‎‍های کوچک‌تر، هویت ملی را مهم‌تر می‌دانند که ناشی از ارزش‎‍های مشترک و عضویت در گروه سرزمینی، تحت یک دولت مشترک است و به‌وسیلۀ آن خود را از دیگر ملل متمایز و شناسایی می‎‍کنند. اجتماع ملی‌ ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، سرزمینی، تاریخی، احساس عدالت و سرنوشت مشترک دارد. گرایش به اجتماع ملی از مؤلفه‎‍های اساسی توسعۀ اجتماعی، تسهیل‌کنندۀ بسیاری از امور و اقدامات در جامعه و موجب هم‎‍افزایی و ترجیح منافع و اهداف بزرگ‌تر است. افراد با گرایش به اجتماع ملی با هنجارهای اجتماعی همراهی بیشتری نشان می‎‍دهند، هزینه‎‍های بیشتری برای تحقق اهداف جامعه می‎‍پذیرند و در شرایط اضطراری، به حل مسائل جامعه کمک می‎‍کنند. شرایط اجتماعی، فرهنگی، اجتماعی، موقعیت راهبردی ایران و مناسبات خارجی باعث اهمیت گرایش به اجتماع ملی شده است، اما به نظر می‎‍رسد این امر در مواردی تضعیف شده باشد.

عوامل متعددی بر گرایش به اجتماع ملی مؤثرند. مشروعیت دولت، از‌جملۀ این عوامل است؛ زیرا تحت ادارۀ یک دولت بودن از عناصر اصلی و مهم ملت‌ و بر تقویت و یا تضعیف گرایش به اجتماعی ملی تأثیرگذار است. دو عنصر مهم حقانیت و مقبولیت در مشروعیت، نهفته است. حقانیت بر‌حق‌بودن و قانونی‌بودن دولت است. مقبولیت به معنای پذیرش و قبولِ جهت‎‍گیری و عملکرد دولت است. مقبولیت‌ دو بعد کارآمدی دارد و به معنی توان تحقق اهداف نظام اجتماعی و ارضای نیازهای اعضای جامعه و جهت‎‍گیری ارزشی به معنی انطباق با ارزش‎‍های مردم و اعضای جامعه یا گروه است. هر‌یک از اینها بر متغیرهای دیگری چون رضایت، اعتماد اجتماعی، مشارکت و ... تأثیر می‌گذارد و درنهایت ارزیابی از فایده و انتظار فایدۀ عادلانه برای عضویت در گروه را افزایش می‌دهد؛ از این رو وضعیت حال ادارۀ جامعه در تقویت اجتماع ملی بسیار مهم است، حتی اگر ادارۀ جامعه با وجود تفاوت‎‍های فرهنگی، کارآمد باشد، نیازهای شهروندان تأمین شود و حس نکنند که دارد به آنها تبعیض می‌شود و انطباق بین ارزش‎‍های جامعه و حکومت‌ مشاهده‌شدنی باشد، اعضای گروه‎‍های کوچک، عضویت در گروه بزرگ‎‍تر را در جهت حفظ منافع و ارزش‎‍های گروهی خود می‌دانند و گرایش بیشتری به اجتماع ملی پیدا می‎‍کنند.

یافته‎‍های موجود نشان داد گرایش به اجتماع ملی در ایران، 4 از 6 و بر یک طیف 6 درجه‌ای به معنی زیاد است، در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سرزمینی گرایش خوبی وجود دارد و در ابعاد سیاسی و اقتصادی، احساس عدالت بین گروه‎‍ها و سرنوشت مشترک گرایش به اجتماع ملی نسبتاً پایین است. در ابعاد گرایش نیز، مشخص شد‌ بعد احساسی گرایش به اجتماع ملی 4.6 از 6 و بین زیاد تا خیلی زیاد است، اما در بعد شناختی و رفتاری،‌ وضعیت ضعیف‎‍تری دارد. این امر اهمیت توجه به شناخت و ارائۀ آموزش‎‍های بیشتر را در حوزۀ شناخت اجتماع ملی نشان می‌دهد؛ زیرا افراد احساس گرایش به اجتماع ملی بالایی دارند، اما شناختشان نسبت‌به آن و رفتار در جهت تقویت اجتماع ملی ‎‍آنها ضعیف‎‍تر است.

نکتۀ حائز اهمیت دیگر دربارۀ اشتراکات در اجتماع ملی که به سه بخش گذشته، حال و آینده تقسیم شده بود، این است که بررسی حاضر نشان داد مردم نسبت‌به اشتراکاتی که از گذشته نشئت می‎‍گیرد و شامل فرهنگ (4.7)، تاریخ (4.8) و سرزمین (4.6) است، گرایش بالاتری نسبت‌به اشتراکات حال (اقتصاد، سیاست و ...) و آینده دارند. به عبارت دیگر، گرایش به اجتماع ملی بر اساس گذشتۀ مشترک، بیشتر از گرایش به اجتماعی ملی بر‌اساس اشتراکات زمان حال و آینده است. اشتراکات مربوط به حال و آینده، بیشتر تحت ‎‍تأثیر کارآمدی دولت و همسویی ارزش‎‍ها در جامعه است.

همان‌طور که اشاره شد، ظرفیت دولت در پاسخگویی به نیازهای اعضای جامعه و همچنین انطباق سیاست‎‍گذاری و عملکرد دولت با ارزش‎‍های پذیرفتنی اعضای گروه‎‍های اجتماعی موجود در جامعه مهم‎‍تر‌ و بر گرایش مردم به اجتماع ملی تأثیر‌گذارتر است. کارآمدی نظام در ادارۀ جامعه، به معنای توانایی در پاسخگویی به نیازهای مردم است. توانایی دولت در ایجاد نظم کارکردی بین اجزای سیستم به‌گونه‎‍ای است که سرمایه‎‍های لازم به‌اندازۀ کافی تولید و توزیع‌ و درنهایت نیازهای شهروندان تأمین شود.

بررسی حاضر نشان داد تنها 13درصد مردم معتقدند جامعه قابلیت و توانایی برآورده‌کردن نیازهایشان را دارد و همین امر بر گرایش آنان به اجتماع ملی تأثیر زیادی دارد. 87درصد پاسخگویان احساس محرومیت نسبی دارند و 79درصد آنان ادراک زیاد تا خیلی زیادی از وجود نابرابری در جامعه دارند. جامعه‎‍پذیری بر گرایش به اجتماع ملی تأثیر دارد. بررسی حاضر نشان داد خانواده و رسانه در این حوزه نقش چندان مناسبی را ایفا نمی‌کنند، در حالی که نقش مدرسه در گرایش به اجتماع ملی بیش از دیگر نهادهاست و تنها 48درصد از پاسخگویان اذعان داشته‎‍اند که در این باره جامعه‎‍پذیر شده‎‍اند. در چنین شرایطی، همسویی کارکردی اجزای خرده‌نظام فرهنگی و درونی‌کردن باورها و ارزش‎‍ها و هنجارهای مشترک عام برای تقویت گرایش به اجتماع ملی به‌وسیلۀ نهادهای جامعه‎‍پذیر‌کننده، اتفاق نیفتاده است.

اعتمادی که افراد در حل مسائلشان به نهادهای رسمی دارند، موجب می‎‍شود آن را کارآمد بدانند و همین امر باعث افزایش گرایش به اجتماع ملی می‎‍شود؛ اما بررسی حاضر نشان‌دهندۀ ضعف در این حوزه است. مشارکت اجتماعی نیز موجب احساس تعلق‌خاطر به گروه می‎‍شود، اما همان‌طور که اطلاعات مربوط به مشارکت اجتماعی نشان می‎‍دهد، میانگین آن در جامعه پایین است. هنگامی که افراد نظام اجتماعی و سیاسی را کارآمد ندانند، دچار احساس محرومیت نسبی و نابرابری باشند، اعتمادشان به حل مسئله در جامعه کاهش یابد، رضایت اجتماعی آنان نیز کاهش می‎‍یابد و همین امر موجب می‎‍شود تعلق به نظام اجتماعی بزرگ‌تر را چندان سودمند ارزیابی نکنند.

انطباق و همسویی ارزش‎‍های دولت و ارزش‎‍های مردم، نمونۀ تأثیرگذار دیگر بر گرایش به اجتماع ملی‌ است. اگر تطابق لازم میان ارزش‎‍های اداره‎‍کنندگان جامعه و مردم وجود نداشته باشد، به‌تدریج بین خواسته‎‍ها و انتظارات و واقعیات در جامعه و تصمیمات اخذ‌شده در نظام سیاسی جامعه، شکاف به وجود می‎‍آید و در نپذیرفتن شیوۀ حکومت و میزان رضایت افراد از اقدامات آن بسیار مؤثر‌ است، گرایش به اجتماع ملی مردم را تضعیف می‌کند و موجب شکاف اجتماعی می‌شود. بررسی حاضر نشان داد جهت‌گیری ارزش‎‍ها و انطباق ارزش‎‍ها میان ارزش‌های دولت و مردم نسبتاً پایین است و رابطۀ این متغیر با گرایش به اجتماع ملی زیاد است، یعنی هرچه این همسویی کاهش پیدا می‎‍کند، گرایش به اجتماع ملی نیز کاهش می‎‍یابد.

از دیگر سو ارزیابی اقوام مختلف آن است که به یک اندازه از فرصت‎‍ها بهره‎‍مند نیستند. نکتۀ مهم دیگر، شکاف اجتماعی، گسست و انشعاب بین افراد، نهادها و گروه‎‍های اجتماعی است که در تفاوت ارزش‎‍ها و منافع‌ اعضا ریشه دارد. وقتی همسویی میان ارزش‎‍های اداره‎‍کنندگان جامعه و مردم نباشد و نظام اداره‌کنندۀ جامعه ناکارآمد باشد، بین خواسته‎‍ها، انتظارات و واقعیات در جامعه شکاف به وجود می‎‍آید و موجب ایجاد شکاف در ابعاد مختلف می‎‍شود. در این بررسی نیز میانگین شکاف اجتماعی تقریباً متوسط است، هرچند همبستگی قوی معکوسی با گرایش به اجتماع ملی دارد و باید نسبت‌به آن حساس بود.

همان‌طور که اشاره شد، عضویت در اجتماع ملی و هویت، ناشی از وفاق بر سر اشتراکات عام است؛ پس باید بر اشتراکات عام تأکید کرد. سیاست‎‍گذاران و تصمیم‎‍گیران باید به چگونگی توزیع منابع و منافع توجه داشته باشند و از این طریق، گرایش به اجتماع‌ و هویت ملی را تقویت کنند. افراد باید عضویت در اجتماع ملی را چه از‌نظر نفع مادی و چه از‌نظر پذیرش ارزش‎‍ها و سبک زندگی، به نفع خود ببینند. در این راستا‌، پیشنهادهای ذیل ارائه می‌شود:

توزیع عادلانۀ مواهب اجتماعی، احساس تعلق‎‍خاطر به گروه خودی را افزایش می‌دهد، تمایل به مشارکت را بیشتر و درنهایت گرایش به اجتماع ملی را تقویت می‌کند؛

افزایش امکان مشارکت مردم در سطوح مختلف در نظام اجتماعی، احساس تعلق‌خاطر آنان را افزایش می‎‍دهد؛

رعایت عدالت نسبت‌به گروه‎‍های مختلف قومی و دینی و مذهبی در دسترسی به منابع و منافع، مفید و مؤثر است؛

سیاست‎‍گذاری در فراهم‎‍‌کردن و سپردن ادارۀ امور به افراد واجد شرایط ملی از هر قومیت و توزیع مناصب ملی انجام شود؛

برای رعایت عدالت توزیعی در مناطق قومیتی مختلف کشور اقدام شود؛

رعایت عدالت فرهنگی به معنی محترم‌دانستن و پذیرش مختصات فرهنگی قومیت‎‍ها حداقل در سبک زندگی درون‌گروهی خودشان انجام شود؛

اقناع و مجاب‎‍‌کردن گروه‎‍های مختلف که کاستی‎‍ها و تفاوت‎‍ها را ناشی از تفاوت‎‍های گروهی ندانند؛

جامعه‎‍پذیری و آموزش با تأکید بر اشتراکات عام فرهنگی و اجتماعی از‌طریق رسان‌ها و آموزش رسمی انجام شود؛

ایجاد شرایطی که روابط بین گروه‎‍های قومی و فرهنگی در جامعه افزایش یابد و تبادل فرهنگی و ... محقق شود؛

توجه به تغییرات ارزشی و سبک زندگی پیش‌آمده و تلاش برای ایجاد همسویی ارزشی بین مردم و بخش رسمی جامعه.

 

[1] Bruinsuma & Mußotter

[2] Dinesen et al.

[3] Hierro & Rico

[4] Wimmer

[5] Miller & Ali

[6] Berry

[7] National community

3 Nation

4 Nationalism

[10] Modernism

[11] Imaginism

[12] مدرن در معنای اخیراً و اخیر‌بودن (Smith, 1998: 21).

[13] Artificial Social Bonds

[14] National Glue

[15] Anderson

[16] James

[17] Abstract Community

[18] Smith

4 Ethno-Symbolism

5 Guibernau

6 Common Project for the Future

[22] Societal Community

[23] Intergrative Force

[24] Founding Moment

[25] Territorial Dimension

[26] Common Project for the Future

[27]Attitude

[28] Coenders

[29] Nationalistic Attitudes

[30] Lubbers and Coenders

[31] Conceptions of Nationhood

[32] Legitimacy

[33] Rightfulness

[34] Acceptability

[35] Effectiveness

[36] value orientation

[37] Fragile States

[38] Social Collective Relative Deprivation

[39] Social Trust

[40] Social Participation

[41] Cluster Analysis

آب خضر، ا. و متفکر، ح. (1393). بررسی تأثیر مراسم و مناسبت‌های ملی در تقویت همبستگی و وحدت ملی با تأکید بر تربیت اجتماعی جوانان. پاسداری فرهنگی انقلاب اسلامی، 4 (9)، 142-139.
ابوالحسنی، س.ر. (1387). مؤلفه‎‍های هویت ملی با رویکرد پژوهشی. سیاست، 38(4)، 1-22.
اشرف، ا. (1372). هویت ملی. گفت‌وگو، 1(‌3)، 26-7.
اشرف، ا. (1387). هویت ایرانی به سه روایت. بخارا، 66،110-127.
اکبری، ح. (1395). شکل‎‍گیری اجتماع ملی (ملت) و دیالکتیک عاملیت و ساختار؛ به‌سوی یک نظریۀ جامعه‌شناختی در باب تغییرات اجتماعی کلان. جامعه‌شناسی ایران، 17، 3-25.
اکبری، ح. و عزیزی، ج. (1387). هویت ملی و عوامل مؤثر بر آن در میان دانشآموزان دورۀ متوسطه. رفاه اجتماعی، 7(27)، 277-289.
امینیان، ب. و تیمورپور، ن. (1391). رسانه، هویت ملی و امنیت ملی؛ با تأکید بر جامعة ایران. مطالعات راهبردی بسیج، 15(57)، 63-78.
اوزکریملی، ا. (1383). آخرین بحث­ها در مورد ناسیونالیسم. ترجمۀ طاهر اصغرپور، تهران: نگاه معاصر.
بارکر، ک. (1387). مطالعات فرهنگی. ترجمۀ مهدی فرجی و نفیسه حمیدی، تهران: انتشارات پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
پرچمی، د. و جلالی، ف. (1399). بررسی عوامل مؤثر بر کارآمدی سیاسی دولت‎‍ها در منطقۀ غرب آسیا. مطالعات راهبردی بسیج، 19(71)، 113-139.
پرچمی، د. و درخشان، ف. (1400). بررسی شکاف اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن؛ مورد مطالعه: شهر تهران. جامعه‎‍شناسی کاربردی، 83(3)، 1-26. https://doi.org/10.22108/jas.2021.125207.1991
پرچمی، د.، و کریمی، ط. (1392). بررسی عوامل مؤثر بر گرایش به اجتماع ملی. پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد. دانشگاه مازندران.
حاجیانی، ا. (1380). الگوی سیاست قومی در ایران. مطالعات راهبردی، 11و12، 111-138.
حافظ‎‍نیا، م.ر. و کاویانی، م. (1385). نقش هویت قومی در همبستگی ملی (مطالعۀ موردی قوم بلوچ). مجلۀ پژوهشی دانشگاه اصفهان، 20(1)، 15-46.
حقیقتیان، م.؛ غضنفری، ا. و تکه، پ. (1388). هویت ملی و برخی عوامل مؤثر بر آن در بین دانش‎‍آموزان مقطع متوسطۀ اصفهان. جامعه‎‍شناسی معاصر، 1(2)، 174-186. https://dorl.net/dor/20.1001.1.20085745.1390.22.1.4.0
دلیرپور، پ. (1384). بحران‎‍های دولت-ملت‌سازی و استراتژی توسعه در ایران. اطلاعات سیاسی اقتصادی. 217 و 218، 40-53.
ربانی، ع.؛ ربانی، ر. و حسنی، م.ر. (1390). رابطة احساس محرومیت نسبی با گرایش به هویت ملی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه اصفهان). جامعه‌شناسی کاربردی، 22(2)، 67-94. https://dorl.net/dor/20.1001.1.20085745.1390.22.2.4.2
رشیدی، س. (1399). مطالعۀ جامعه‌شناختی تأثیر اعتماد اجتماعی بر مشارکت اجتماعی شهروندان حاشیهنشین محلۀ جهانگیرآباد شهر خرم‌آباد. دانش انتظامی لرستان، 8(2)، 78-103.
رضاییان، ع.؛ وثوقی، م. و ساروخانی، ب. (1398). مطالعۀ جامعه‌‌شناختی حوزههای همگرایی و واگرایی هویت ملی و هویت قومی (مطالعۀ موردی: قوم لک). مطالعات علوم اجتماعی ایران، 16(61)، 36-18.
رئوفی، م.؛ تاج‎‍الدین، م.ب. و مشهدی، ژ. (1397). تحلیل جامعه‎‍شناختی گرایش به هویت ملی و هویت قومی با تأکید بر احساس محرومیت نسبی در بین جوانان شهر ایلام. مطالعات اجتماعی ایران، 11(2)، 5-24. https://dorl.net/dor/20.1001.1.20083653.1396.11.0.7.2
قاسمی، ع.ا. و ابراهیم‎‍آبادی، غ.ر. (1390). نسبت هویت ملی و وحدت ملی در ایران. فصلنامۀ راهبرد، 20(59)، 107-138.
قربان‎‍زاده، ق.ع.؛ رحمتی، م. و ناطقی، ه. (1395). رسانه و هویت ملی (تأثیر رسانه بر شاخص‎‍های هویت ملی). مطالعات میان‌رشته‎‍ای در رسانه و فرهنگ، 6(1)، 11-135. https://dorl.net/dor/20.1001.1.10283102.1390.20.2.3.0
گ‍ی‍ب‍رن‍ا، ا. ب. (1387). م‍ک‍ات‍ب‌ ن‍اس‍ی‍ون‍ال‍ی‍س‍م‌: ن‍اس‍ی‍ون‍ال‍ی‍س‍م‌ و دول‍ت‌ - م‍ل‍ت‌ در ق‍رن‌ ب‍ی‍س‍ت‍م‌. ترجمه: امیرمسعود اجتهادی، تهران: وزارت امور خارجه.
لهساییزاده، ع.؛ مقدس، ع.ا. و تقوی نسب، م. (1388). بررسی عوامل داخلی مؤثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز. جامعهشناسی کاربردی، 20 (1)، 70-45.
مرتون، ر. (1393). ساختار اجتماعی و بی‎‍هنجاری، نظریه‎‍های بنیادی جامعه‎‍شناختی، ترجمۀ فرهنگ ارشاد، تهران: نی.
مرشدی‎‍زاده، ع. (1380). تحول و بحران در هویت فرهنگی ایران از دورۀ رضاشاه تا عصر جمهوری اسلامی. نامۀ پژوهش، 22 و 23، 85-108.
مطلبی، م.؛ خان‎‍محمدی، ج. (1396). همسویی دولت و ملت و تأثیر آن بر توسعۀ اقتصادی جوامع؛ مطالعۀ طولی-تطبیقی بین سال‎‍های 1990-تا2004 میلادی. دولت‌پژوهی، 3(9)، 201-247. https://doi.org/10.22054/tssq.2017.13452.121
مهری، ک‌. (1395). نقش اقوام در همبستگی ملی. سیاست‏های راهبردی و کلان، 4(16)، 153-174.
میلر، د. (1383). ملیت. ترجمۀ داود غرایاق­زندی، تهران: تمدن ایرانی.
نواح، ع.ر. و تقوی‎‍نسب، س.م. (1386). تأثیر احساس محرومیت نسبی بر هویت قومی و هویت ملی، مطالعۀ موردی: اعراب استان خوزستان. جامعهشناسی ایران، 8(2)، 122-140. https://dorl.net/dor/20.1001.1.17351901.1386.8.2.6.6
یوسفی، ع. و اصغرپور، ا.ر. (1388). قوم‎‍مداری و اثر آن بر روابط بین قومی در ایران. جامعهشناسی تاریخی، 1 (1)، 125-144.
 
References
Abkhezr, A., & Motefaker, H. (2014). Investigating the effect of national ceremonies and occasions in strengthening national solidarity and unity with an emphasis on the social education of the youth. Journal of Cultural Protection of the Islamic Revolution, 4 (9), 132- 139. [In Persian]
Abolhosni, S. R., (2008). National identity elements with researchial approach. The Journal of Politic, 38 (4), 1-22. [In Persian]
Abbaszadeh Marzbali, M. (2021). The role of social policy in strengthening the tendency of society members towards national identity. Journal of Islamic World Crisis Studies, 8 (4), 1-16. [In Persian]
Ahmadi, H. )2012). Unity within diversity: foundations and dynamics of national identity in Iran. International Journal of Social Sciences, 2(1), 1-13. https://doi.org/10.1080/10669920500057229
Akbari, H. (2015) The formation of the national community (nation) and the dialectic of agency and structure; Towards a sociological theory about macro social changes, The Journal of Sociology, 17, 3-25. [In Persian].
Akbari, H., & Azizi, J. (2008). National identity and factors affecting it among secondary school students. The Journal of Social Welfare, 7(27), 277-289. [In Persian].
Aminian, B., & Timurpour, N. (2011). Media, national identity and national security;with an emphasis on Iranian society. The Journal of Basij Strategic Studies, 15(57), 63-78. [In Persian].
Anderson, B. (2006). Imagined. communities reflections on the origin and spread of nationalism. London: Verso
Asgarkhani, A. M., Jaanbaaz, D., & Abbaszadeh, M. (2009). Postmodernity and investigating the sovereign national state in the theories of international relations. The Journal of Faculty of Law and Political Science, 39(3), 291-320. [In Persian].
Ashraf, A. (1993). National identity. The Journal of Dialogue Quarterly, 1(3), 7-26. [In Persian]
Ashraf, A. (2008). Iranian identity in three narratives. The Journal of Bukhara Quarterly, 66, 110-127. [In Persian]
Barker, C. (2008). Cultural studies: theory and practice. Translate to Persian: Mehdi Faraji and Nafiseh Hamidi, Tehran: Publications of the Research Institute of Cultural and Social Studies. [In Persian].
Bell, D. (2003). Mythscapes: memory, mythology, and national identity. The British Journal of Sociology, 54 (1), 64-81. https://doi.org/10.1080/0007131032000045905
Berry, J.W. (2011). Integration and multiculturalism: ways towards social solidarity. Social Representations, 20, 2.1-2.21.
Bruinsuma, B., & Mußotter, M. (2022). A move forward: Exploring national identity through non linear principal component analysis in germany. Quality & Quantity, 57, 885-903.
Coenders, M. T. A. (2001). Nationalistic attitudes and ethnic exclusionism in a comparative perspective. an empirical study of attitudes toward the country and ethnic immigrants in 22 countries. SN Publication.
Dalirpur, P. (2005). Crises of nation-state building and development strategy in Iran. The Journal of Political Economic Information, 217 & 218, 40-53. [In Persian].
Dinesen, P., Schaeffer, Me., & Sonderskov, K. (2020). Ethnic diversity and social trust: a narrative and meta-analytical review. Annual Review of Political Science, 23, 441-465.
Dinnen, S. (2006). Nation-Building-Concepts Pape: http://www2.pazifik-infostelle.org/uploads/DossierNationBuilding.pdf
Edensor, T. (2002). National identity, popular culture and everyday life berg. New York: Routledge.
Ghasemi, A., & Ebrahimabadi, G. (2011). The ratio of national identity and national unity in Iran. The Journal of Strategy, 20(59), 107-138. [In Persian].
Gerhardt, U. (2001). Parsons,s analysis of the social community, in book talcott parsons today: his theory and legacy in contemporary sociology. Rowman & Littlefield

1.     Guibernau, M. (1996). Nationalisms: The nation-state and nationalism in the twenty-first century. Cambridge: Polity.

2.     Guibernau, M. (2004). Anthony D. Smith on nations and national identity: A critical assessment. Nations and Nationalism, 10(1,2), 125-141.

3.     Guibernau, I. (2008). Nationalisms: The nation -state and nationalism in the twentieth century. Translated by Amir Masoud Ejtehadi, Tehran: Ministry of Foreign Affairs. [In Persian]

Hafeznia, M., & Kaviani, M. (2006). The role of ethnic identity in national solidarity (A case study of the Baloch people). The Journal of Isfahan University, 20(1), 15-46. [In Persian].
Haghighatian, M., Ghazanfari, A., & Akbarabadi P. (2009). Selected social factors affecting esfahani youths' national identity. The Journal of Applied Sociology, 1(2), 174-186. [In Persian].
Hajiani, I. (2001). Pattern of ethnic politics in Iran. The Journal of Strategic Studies, 11 & 12, 111-138. [In Persian].
Henriquez, A. (2018). Willingness to file a discrimination complaint examining socio-psychological aspects in fighting discrimination through legal means, in governing diversity migrant integration and multiculturalism in north america and europe. Djordje Sredanovic.
Huddy, L., & Del Ponte, A. (2019). National identity, pride, and chauvinism - their origins and consequences for globalization attitudes. Oxford University Press. https://doi.org/10.1093/oso/9780198842545.003.0003
James, P. (2006). Globalism, nationalism, tribalism Bringing theory back in. Towards a theory of abstract community. London: Sage. http://dx.doi.org/10.4135/9781446217603
Kim, J., Jeong, B., Park, K., & Kang, Y.S. (2018). Associations of generalized trust and social participation at the individual level with unmet healthcare needs in communities with high mortality. J Korean Med Sci, 33(11), 6-16. https://doi.org/10.3346/jkms.2018.33.e84
Lahsaizadeh, A., Moghadis, A.A., & Piety, M. (2008). Investigating internal factors affecting ethnic identity and national identity among Arabs in Ahvaz city. Journal of Applied Sociology, 20 (1), 45-70. [In Persian]
Lecourse, A. (2007). Basque nationalism and the Spanish state (The Basque Series). University of Nevada Press.
Lee, S.Y., & Whitford, A. (2009). Government Effectiveness in Comparative Perspective. Journal of Comparative Policy Analysis: Research and Practice, 11, 249-281. https://doi.org/10.1080/13876980902888111
Lee, Y., & Schachter, H. (2018). Exploring the relationship between trust in government and citizen participation. International Journal of Public Administration42(2), 1-12. https://doi.org/10.1080/01900692.2018.1465956
Lubbers, M., & Coenders, M. (2017). Nationalistic attitudes and voting for the radical right in Europe. European Union Politics, 18(1), 98–118. https://doi.org/10.1177/1465116516678932
Marvic, B. (2014). Psycho-social conception of national identity and collective self-esteem. Journal of Transdiciplinary Studies, 10(1), 183-200. https://doi.org/10.1177/1088868309344412
McCrone, D. (1998). The sociology of nationalism. Routledge.
Mehri, K. (2016). The role of relatives in overall solidarity. Journal of Strategic and Macro Policies, 4 (16), 153-174. [In Persian]
Miller, D., & Ali, S. (2014). Testing the national identity argument. European Political Science Review, 6(2), 237-259. https://doi.org/10.1017/S1755773913000088
Miller, D. (2004). Nationality. Translated by Davood Gharayag Zandi, Tehran: Iranian Civilization. [In Persian]
Merton, R. (2013). Social structure and abnormality, basic sociological theories, Lewis Kozer and Bernard Rosenberg, Translate to Persian: Farhang Ershad translation, Tehran: Ney. [In Persian].
Morshidizadeh, A. (2001). Transformation and crisis in Iran's cultural identity from the period of Reza Shah to the era of the Islamic Republic. The Journal of Research, 22-23, 85-108. [In Persian].
Motalebi, M., & KhanMohammadi, J. (2016). The alignment of the government and the nation and its impact on the economic development of societies; longitudinal study between 1990 and 2004 AD. The Journal of Government Research, 3(9), 201-247. [In Persian].
Navah, A., & Taqvinasab, S. (2007). The effect of the feeling of relative deprivation on ethnic identity and national identity, a case study: Arabs of Khuzestan province, Journal of Sociology of Iran, 8(2), 122-140. [In Persian].
Ozkirimli, U. (2013). Contemporary debates on nationalism: a critical engagement. Translated by Taher asgharpour, Tehran: Negah Moaser. [In Persian]
Parchami, D., & Derakhshan, F. (2021). Investigation of the social gap and factors affecting it, Study case: Tehran city. The Journal of Applied Sociology, 83(3), 1-26. [In Persian].
Parchami, D., & Jalali, F. (2019). Investigation of factors affecting the political efficiency of governments in the West Asian region, The Journal of Basij Strategic Studies Quarterly, 19(71), 113-139. [In Persian].
Parchami, D., & Karimi, T. (2012). Investigation of the influencing factors on the tendency towards the national community, master's thesis. Mazandaran University. [In Persian].
Parsons, T. (1966). Societies: Evolutionary and comparative perspectives. Prentice-Hal. https://doi.org/10.1093/sf/45.4.589
Paxton, P. (2002). Social capital and democracy: an interdependent relationship. American Sociological Review, 67(2), 254-277. https://doi.org/10.2307/3088895
Qorbanzadesavar, G., Rahmati, M., & Natghi, H. (2016). Media and national identity media impact on national identity indicators. The Journal of Interdisciplinary Studies in Media and Culture, 6(1), 11-135. [In Persian].
Rabani, A., Rabani, R., & Hosni, M. (2011). Relation between relative deprivation and attitude toward national identity (Case Sampling: Students of Isfahan University). The Journal of Applied Sociology, 22(2), 67-94. [In Persian].
Rabani, A., & Rastegar, Y. (2012). An analysis of national identity and its sextet dimensions in Isfahan City. The Journal of Applied Sociology, 24(2), 1-20. [In Persian].
Raoofi, M., Tajoddin, M., & Mashhadhi, J. (2017). Sociological analysis of national identity and ethnic identity with an emphasis on the feeling of relative deprivation among the youth of Ilam. The Journal of Social Studies, 11(2), 5-24. [In Persian].
Rashidi, S. (2019). A sociological study of the effect of social trust on the social participation of marginalized citizens of Jahangirabad neighborhood of Khorramabad city. Journal of Scientific Quarterly of Lorestan Police Science, 8(2), 78-103. [In Persian]
Rezaiyan, A., Vathoqi, M., & Sarukhani, B. (2018). Sociological study of convergence and divergence of national identity and ethnic identity (Case Study of Lak tribe). Journal of Iranian Social Science Studies, 16 (61), 18-36. [In Persian]
Sablonnière, R., & Tougas, F. (2008). Relative deprivation and social identity in times of dramatic social change: The case of nurses. Journal of Applied Social Psychology, 38(9), 2293–2314
Schwartz, S.H. (2009). Basic human values, seminar on the quality and comparability of measures for constructs in comparative research: Methods and applications. Bolzano
Smith, A. D. (2001). Nationalism: Theory, ideology, history. Malden, MA: Blackwell Publishers.
Smith, A. D. (2009). Ethno-symbolism and nationalism A cultural approach. London Routledge. https://doi.org/10.4324/9780203876558
Smith, A.D. (1998). Natinalism and modernism. London Routledge. ISBN 9780415063418
Tricot, A., Plégat-Soutjis, F., Camps, J.F., Amiel, A., Lutz, G., & Morcillo, A. (2003). Utilité, utilisabilité, acceptabilité: interpréter les relations entre trois dimensions de l’évaluation des EIAH. In: Desmoulins C, Marquet P, Bouhineau D (ed) Environnements informatiques pour l’apprentissage humain, pp 391–402.
Utz, C. (2005). National community & sustainability adviser. Sydney: CBD.
Uslaner, E. (2018). The oxford handbook of social and political trust edited by eric M. uslaner. Oxford University Press.
Wimmer, A. (2017). Power and pride: National identity and ethnopolitical inequality around the world. World Politics, 69(4), 605-639. https://doi.org/10.1017/S0043887117000120
Yousefi, A., & Asgharpour, A. (2009). Ethnicism and its effect on inter-ethnic relations in Iran. The Journal of Historical Sociology, 1 (1): 125-144. [In Persian].
Zarghani, S., & Ahmadi, I. (2017). Nation-state discourse evolution in the transition from post-modern geopolitics, The Journal of Political Science, 14(43), 1-30. [In Persian].
 
 
  • تاریخ دریافت: 23 مرداد 1402
  • تاریخ بازنگری: 05 آذر 1402
  • تاریخ پذیرش: 28 آذر 1402
  • تاریخ اولین انتشار: 28 آذر 1402
  • تاریخ انتشار: 01 دی 1402