نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار گروه مددکاری اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی، یزد، ایران
3 استادیار گروه جامعهشناسی، پردیس ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction
In recent centuries, proliferation of numerous individual and social harms, along with various forms of deviance, can be attributed to dysfunctions within the family institution. One of the fundamental challenges confronting many contemporary societies is the issue of addiction. Drug addiction is a behavioral disorder encompassing physical, mental, and psychological dimensions and due to its progressive nature, it poses a threat to the health of individuals, families, and society across all aspects of life. The significance of the family stems from the fact that this institution constitutes the first and most influential system shaping the physical, emotional, and psychological development of individuals. Family functioning is defined on the basis of emotional bonds, communication patterns, and the norms governing internal relationships; any weakness in this domain may lead to serious psychological and behavioral problems among family members. In this context, group-based treatment programs—such as the Nar-Anon Twelve-Step Program—have been proposed as an effective approach to mitigating the adverse effects of addiction and enhancing the quality of life for family members of addicts. The reasons underlying individuals' membership and participation in such programs warrant further detailed investigation. This study examined the reasons for participation in and continued adherence to the Nar-Anon Twelve-Step Program among women in Yazd.
Materials & Methods
The present study employed a qualitative approach by using the content analysis method. The study population consisted of all female members of Nar-Anon family groups in Yazd City. Nar-Anon is a twelve-step, self-help recovery program designed to support the family members and friends of individuals struggling with addiction. Data were collected through in-depth interviews with 20 women participating in the Nar-Anon program, who were selected via purposive sampling. The sample comprised individuals whose family members were affected by addiction and who were actively following the twelve steps within the program. To ensure data richness, only women who had been members of Nar-Anon for a minimum of 5 years by 2023 were included in the sampling process. Necessary arrangements were made to provide access to the study site for willing participants, after which the interviews commenced. Theoretical saturation was achieved after approximately 15 interviews. Beyond this point, the research questions reached saturation and participants' responses began to appear repetitive or similar. Nevertheless, to ensure greater certainty, interviews continued until a total of 20 participants had been interviewed. The collected data were analyzed using Braun and Clarke's 6-step thematic analysis framework, which consisted of the following stages: (1) familiarization with the data, (2) generation of initial codes, (3) searching for themes, (4) reviewing themes, (5) defining and naming themes, and (6) preparing the report. Through careful and immersive examination of the data, the researcher extracted themes, ultimately leading to the formation of several final themes. Throughout all stages of the research, the researcher adhered to the principles of confidentiality and trustworthiness.
Discussion of Results & Conclusion
The results of the study indicated 3 major factors underlying women's entry into the Nar-Anon program: damaged personality, spouses' psychosocial deficits, and poor living conditions. These were subsumed under the overarching theme of insecure living. Conversely, the primary factors contributing to women's continued participation in the program included personal growth, self-improvement, a sense of peace, empathy from the guide and group members, and improved living conditions. These were encapsulated in the final theme of enhancing quality of life. This study demonstrated that women's persistence in Nar-Anon's twelve-step programs was associated with a range of individual, familial, and social factors. Accordingly, personal growth and development programs for women must simultaneously focus on strengthening individual and social capital while reducing structural barriers in order to make the rehabilitation process a successful and sustainable experience. By elucidating the reasons for women's entry into and sustained engagement with the Nar-Anon program, this study underscored the role of this program in improving the quality of individual and family life.
کلیدواژهها [English]
مقدمه و بیان مسئله
اهمیت خانواده ازآنجا ناشی میشود که این نهاد نخستین و اصلیترین نظام اثرگذار بر رشد جسمی، هیجانی و روانی افراد است. عملکرد خانواده براساس پیوندهای عاطفی، الگوهای ارتباطی و قواعد حاکم بر روابط درونی آن تعریف میشود و هرگونه ضعف در این حوزه میتواند زمینهساز مشکلات جدی روانی و رفتاری در اعضای خانواده شود (Xie et al., 2022). یافتهها نشان میدهد خانوادههایی که کارکرد سالمتری دارند، نقش محافظتی قویتری در برابر مشکلات زندگی ایفا میکنند (Ye et al., 2025).
در قرون اخیر، گسترش بسیاری از آسیبهای فردی و اجتماعی و انحرافات مختلف میتواند ناشی از اختلال در کارکرد نهاد خانواده باشد. یکی از مشکلات اساسی که امروزه بسیاری از جوامع با آن درگیر هستند، مسئله اعتیاد[1] است (Colby et al., 2023).
صاحبنظران، براساس مشاهدات گستردۀ خود به این نتیجه رسیدهاند که خانواده در میان عوامل متعدد مرتبط با اعتیاد به مواد مخدر، نقش محوری و تعیینکنندهای دارد. به بیان دقیقتر، مسئلۀ اعتیاد ارتباط مستقیمی با نوع خانواده، نحوۀ عملکرد آن، پیشینۀ منحصربهفرد هر خانواده و ارزشهای حاکم بر آن دارد (چیریلیو، ۱۳۷۹). تئوریهای خانوادهدرمانی بوئن[2]، هی لی[3] و مینوچین[4] تأکید دارد که عملکرد فرد و خانواده به یکدیگر وابسته است؛ به این معنا که مشکلات فردی بازتابی از مشکلات خانواده است و بالعکس. اعتیاد نیز از این قاعده مستثنی نیست. آسیبهای ناشی از سوءمصرف مواد نهتنها فرد مصرفکننده را درگیر میکند، به خانواده و اطرافیان نیز سرایت مییابد. حتی اگر آنها خود درگیر مصرف مواد اعتیادآور نباشند (Herie et al., 2010)؛ زیرا وابستگی و مصرف مواد، اختلالی مزمن و عودکننده است که پیشآیندهای زیستی، فرهنگی، روانی، اجتماعی، رفتاری و معنوی در شیوع و تداوم آن نقش دارد (Perruci et al., 2021). اعتیاد به مواد مخدر نوعی بیماری جسمی، روحی و روانی محسوب میشود که به دلیل ماهیت پیشروندۀ خود، تمامی جنبههای زندگی فرد را تحتتأثیر قرار میدهد و سلامت فرد، خانواده و جامعه را به مخاطره میاندازد (Zhou et al., 2022). مطالعات مختلف نشان میدهد که اختلال مصرف مواد ازجمله اختلالاتی است که علاوهبر آسیبهای فردی، بیشترین آسیبهای اجتماعی را به خانواده، اطرافیان و جامعه وارد میکند (احمدی و نوریان نجفآبادی، 1402: 360).
اعتیاد یکی از اعضای خانواده باعث تغییر در نقشها، وظایف و کارکرد سایر اعضا میشود و درنتیجه، چرخهای معیوب شکل میگیرد؛ به این معنا که در ابتدا مصرف مواد موجب تغییر در نقشها، روابط و تعارضات میان اعضای خانواده میشود و سپس همین تعارضات و تنشها بهعنوان عاملی برای تداوم مصرف و کاهش سلامت روانی افراد خانواده عمل میکند (et al., 2021 Li). اعضای خانواده بدون در نظر گرفتن سلامت و نیازهای اساسی خود، تلاش فراوانی برای کنترل رفتار فرد معتاد و مراقبت از او انجام میدهند؛ درنتیجه، هریک از آنها شیوههای مقابلهای متفاوتی را به کار میگیرند که این واکنشها تا حد زیادی به وضعیت سلامت روانی آنها بستگی دارد (Colby et al., 2023). اعضای خانواده بهخصوص زنان به شکلی درگیر مشکلات فرد معتاد میشوند که وابستگی زیادی به او پیدا میکنند و تمایز کمی از خانوادۀ خود دارند. آنها قادر نیستند احساسات و افکار خود را از دیگران جدا کنند و بهراحتی تحتتأثیر هیجاناتی که ازسوی خانواده به آنها تحمیل میشود، دچار آشفتگی میشوند (Madden, & Timulak, 2024)؛ درنتیجه توجه به جایگاه زنان در خانواده و عواقب طردشدن او ازسوی جامعه و اثرات آن بر کارکرد خانواده را نمیتوان نادیده گرفتal., 2020) Oltean et). کروبوئن[5] نیز بیان میکند که ارتباط میان اعضای خانواده مستقیماً با عملکرد فردی آنها مرتبط است و توانایی هر عضو در کارکرد فردی، تأثیر مستقیمی بر کارکرد کلی خانواده دارد (Gandy, 2007)؛ بر این اساس، ضروری است که کل سیستم خانواده در فرایند درمان درگیر شود تا نتایج مطلوبتری به دست آید؛ مسیر بهبودی بهدرستی طی شود و عملکرد تمامی اعضای خانواده بهبود یابد. دراینمیان رویکردهای درمانی اعتیاد با چالشهای زیادی روبهرو است که یکی از آنها عدممشارکت فعالانۀ معتادان در فرایند درمان است. یکی از روشهای مؤثر درمانی که معتادان بهطور فعال در آن شرکت میکنند، انجمن معتادان گمنام بوده و یکی از مهمترین جنبههای این انجمن، رویکردهای خانوادهمحوری است. در پایان دهۀ ۱۹۷۰م، بیش از ۹۰درصد از برنامههای درمانی سوءمصرف مواد در ایالاتمتحده آمریکا دربرگیرندۀ مداخلات خانوادهدرمانی بود (Selm, 2002).
اهمیت مشارکت اعضای خانواده در فرایند درمان افراد معتاد بهطور گستردهای اثباتشده است؛ زیرا خانوادهدرمانی در میان پنج مدل برتر درمانی قرار دارد که در تحلیلهای فراتحلیلی توسط والدورن[6] در سال ۱۹۹۷م معرفی شده است (Miller, 1999)؛ بنابراین، ضروری است که تمام اعضای خانواده در فرایند بهبودی حضور داشته باشند؛ زیرا با افزایش سطح تمایز در اعضا، عملکرد کلی آنها نیز بهبود مییابد. همچنین این ویژگیها قابلآموزش و انتقال از نسلی به نسل دیگر است و بنابراین در نسلهای آینده نیز تأثیرگذار خواهد بود. درصورت تحقق این امر، گامی بزرگ در درمان و پیشگیری از بروز اعتیاد برداشته خواهد شد؛ زیرا با اصلاح پویاییهای ناسازگارانۀ خانواده، ممکن است به پیشگیری از سوءمصرف مواد در سایر اعضای خانواده نیز کمک شود (Kaufman, 1980).
باتوجهبه اینکه اعتیاد نهتنها به بروز بیماریهای روانی در فرد معتاد منجر میشود، میتواند بهعنوان عامل استرسزا موجب بروز اختلالات روانی در سایر اعضای خانواده نیز گردد، گروههای خانوادۀ نارانان[7] در کنار انجمن معتادان گمنام ایجاد شد. گروههای خانوادۀ نارانان انجمنی جهانی است که به افرادی کمک میکند که تحتتأثیر اعتیاد فرد دیگری قرارگرفتهاند. این گروهها با استفاده از برنامهای دوازدهقدمی، ازطریق تقسیم تجربه، نیرو و امید به افراد شرکتکننده در جلسات یاری میرسانند. برنامۀ دوازدهقدمی نارانان از رویکردهای شناختهشده در درمان اعتیاد به مواد مخدر است که براساس اصول حمایت گروهی، معنویت و خودآگاهی عمل میکند. این برنامه ابتدا در دهۀ 1950 میلادی در ایالاتمتحدۀ آمریکا برای کمک به افرادی که به مواد مخدر اعتیاد داشتند، طراحی شد. در سال 1983م، کتاب پایۀ این برنامه با عنوان انجمن معتادان گمنام منتشر شد که اکنون بهعنوان مرجع اصلی این برنامه در دسترس است. در ایران نیز این گروه از سال 1373 با حضور چهار نفر در تهران شروع به فعالیت کرد که به مدت دو سال جلسات آن در منزل برگزار میشد و بعد از این زمان، برگزاری جلسات در سازمان بهزیستی آغاز شد. حدود دو سال اطلاعرسانی فردبهفرد صورت میگرفت و با اولین اطلاعرسانی انجمن معتادان گمنام تعداد اعضای این گروه افزایش یافت. بعد از چند ماه این انجمن در شیراز و سپس در مشهد شروع به فعالیت کرد. با رشد انجمن معتادان گمنام این گروه خانواده نیز رشد نمود و تعداد اعضا افزوده شد و در حال حاضر بیش از 500 جلسه در ایران فعالیت میکند. این برنامه توانسته است در بسیاری از کشورها بهعنوان روشی مؤثر در درمان اعتیاد شناخته شود و تأثیرات مثبت آن در رهایی از وابستگی به مواد مخدر اثباتشده است (قاسمی و ویسی، 1393).
اعضای شرکتکننده با تمرین دوازده قدم، رفتارهای خود را تغییر میدهند و ازطریق تبادل پیامهای امید به یکدیگر، فرصتی فراهم میشود تا آنها بدانند که در این مسیر تنها نیستند و گمنامیشان حفظ خواهد شد. این برنامه، برنامهای مذهبی نیست، بلکه راهی است که زندگی معنوی را به شرکتکنندگان نشان میدهد (ساختار خدماتی گروههای خانواده نارانان، ۱۳۸9). در مطالعات پیشین گزارش شده است که این برنامۀ دوازدهمرحلهای شکلی مؤثر از درمان و بهبودی ارائه داده و نتایج موفقیتآمیزی به دست آمده است (Green et al., 1998). در کنار انجمن معتادان گمنام، انجمنی با عنوان نارانان توسط همسران و خانوادههای افراد معتاد تأسیس شده که با ساختار تشکیلاتی مشابه در تلاش برای کمک به معتاد و خانوادهاش است. براساس جستوجوی انجامشده، در کشور تحقیقات کافی و جامع دربارۀ اثربخشی این انجمن و تأثیراتی که حضور در این جلسات ممکن است برای فرد به همراه داشته باشد، انجام نشده است؛ بنابراین، نیاز به انجام چنین پژوهشهایی احساس میشود. به نظر میرسد در کشور ما به شیوۀ خانوادهدرمانی در خانوادههای افراد معتاد توجه کافی نشده و تحقیقات چندانی نیز در این زمینه انجام نشده است. علاوهبر نقش مهم خانوادهدرمانی در زمینۀ اعتیاد، جنبۀ مهم این تحقیق مطالعۀ وضعیت مشارکت دیگر اعضای خانواده بهخصوص همسر فرد معتاد و روند بهبودی آنها در برنامۀ دوازده قدم نارانان است. همچنین به روند بهبود کارکرد اعضای خانواد فرد معتاد و رهاییشان از آسیبهای ناشی از زندگی در یک خانواده دارای فرد معتاد، توجه چندانی نشده است. در برنامهۀ نارانان بهبودی ازطریق مشارکت در مراحل دوازدهگانۀ آن تسهیل میشود؛ به همین دلیل بسیاری از افراد بر گسترش برنامۀ نارانان در جوامع جهانی به علت کارایی و نتیجهبخش بودن آن تأکید دارند؛ بنابراین، فعالیت این گروههای مردمنهاد در سطح جامعه در جهت بهبودی افراد معتاد و خانوادههایشان و همچنین کاهش پیامدهای اعتیاد لازم به نظر میرسد (شیخ و کاشی، 1394؛ Chan et al., 2023)؛ زیرا براساس آمارهای رسمی و غیررسمی حدود 15 میلیون نفر از جمعیت کشور با در نظر گرفتن بُعد خانوار، بهصورت روزمره دغدغه و نگرانی در عرصۀ مواد مخدر دارند. معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1399، تعداد معتادان کشور را چهار میلیون و دویست هزار نفر اعلام کرده است. همچنین مدیرکل سابق دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر میزان شیوع مصرف مواد مخدر در ایران را در سال 1401 چهار میلیون و چهارصد هزار نفر دانسته است (پورگنجی و علینژاد، 1403: 105).
باتوجهبه مطالب بیانشده مشخص است که اعتیاد، آسیبهای روانی اجتماعی فراوانی را برای فرد معتاد و نیز برای اطرافیان او، بهویژه اعضای خانواده و همسر به همراه دارد. همچنین شهر یزد نیز ازجمله شهرهای سنتی ایران است که بافت و ساختار فرهنگی، اجتماعی و مذهبی آن بهشدت بر الگوهای رفتاری زنان تأثیر گذاشته است. در این شهر، خانواده و پایبندی به ارزشهای دینی و عرفی نقش محوری دارد و اغلب از زنان انتظار میرود که نقشهای سنتی چون همسری، مادری و حفظ آرامش خانواده را بر عهده داشته باشند. فضای اجتماعی یزد گرچه آرام و همبسته است، در مواردی ممکن است به دلیل محافظهکاری فرهنگی، مسائل مربوط به اعتیاد در خانوادهها پنهان باقی بماند. زنان یزدی در چنین شرایطی معمولاً احساس فشار روحی و انزوای اجتماعی میکنند و امکان گفتوگو دربارۀ مشکلات خانوادگی را کمتر دارند. عضویت در گروههای دوازدهقدمی نارانان برای آنان فرصتی فراهم میکند تا بدون قضاوت اجتماعی، احساسات و مشکلات خود را بیان کنند. این گروهها با فراهمکردن فضایی امن و حمایتگر، به زنان یزدی کمک میکنند تا ضمن حفظ شأن خانوادگی و اجتماعی، از فشارهای ناشی از اعتیاد بستگان رهایی یابند و مسیر رشد شخصی و آرامش روانی را تجربه کنند؛ به همین دلایل پژوهش حاضر، دلایل عضویت و شرکت زنان شهر یزد را در برنامۀ دوازدهقدمی نارانان و همچنین عوامل مؤثر بر ماندگاری آنها را در این برنامه مطالعه کرده است. این مطالعه به دنبال پاسخ به این سؤالات است که زنان با چه انگیزهها و دلایلی به این برنامه میپیوندند و چه عواملی باعث میشود که این عضویت بهصورت پایدار ادامه یابد.
پیشینۀ پژوهش
زارع جوان (1403) پژوهشی با عنوان «بررسی اثربخشی گروه خودیاری بر خودکارآمدی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد» انجام داد. باتوجهبه میانگین نمرات خودکارآمدی در پیشآزمون و پسآزمون گروه آزمایش و گروه کنترل مشخص شد که گروه خودیاری بر خودکارآمدی افراد مبتلا به سوءمصرف مواد در مقایسه با گروه کنترل مؤثرتر است. براساس یافتهها، شرکتکردن افراد مبتلا به سوءمصرف مواد در گروه خودیاری باعث افزایش خودکارآمدی در این افراد میشود.
جربان و نجفیانپور (1401) در پژوهشی با عنوان «مقایسۀ سلامت روان در دو گروه ترک اعتیاد به شیوۀ خودیاری و متادون درمانی» نتیجه گرفتند که میزان سلامت روانی کلی و مؤلفههای آن در معتادان عضو گروه ان ای (NA) بیشتر از افراد تحتدرمان با متادون است.
اسدبیگی (1395) در مطالعۀ خود نشان داد که هیچیک از دو روش کرفت و نارانان نتوانست این بیماران را در درمان نگه دارد و بیشتر آنها به درمان خود ادامه ندادند. یافتۀ مهم دیگر این بود که هیچیک از دو روش کرفت و نارانان در مقایسه با گروه کنترل در کاهش افسردگی، مؤثرتر از دیگری نبود؛ بااینحال، هر دو روش کرفت و نارانان در مقایسه با گروه کنترل باعث افزایش معنیدار در کیفیت زندگی افراد شرکتکننده در تحقیق شده بود.
عمادیان و همکاران (1393) پژوهشی با عنوان «تأثیر جلسات گروهی نارانان بر روی کیفیت زندگی و سلامت روانی خانوادههای معتادان گمنام شهرستان بابلسر» انجام دادند. نتایج تحلیل فرضیهها نشان داد که شرکت در جلسات گروهی نارانان بر کیفیت زندگی خانوادههای معتادان گمنام تأثیر دارد؛ اما شرکت در این جلسات تأثیر معنیداری روی سلامت روانی آنها ندارد.
کرمی و همکاران (1389) در مطالعهای بهداشت روانی و کارایی خانواده بین خانوادههای معتادان شرکتکننده و غیرشرکتکننده در جلسات گروههای خودیاری را باهم مقایسه کردند. آنان نتیجه گرفتند که شرکت در جلسات گروههای خانواۀ نارانان به ارتقای بهداشت روانی و کارایی خانواده در خانوادههای معتادان منجر شده است.
تان[8] و همکاران (2025) پژوهشی با عنوان «گروههای حمایت متقابل برای مصرف الکل و سایر مواد مخدر در شرق، جنوب و جنوب شرقی آسیا: بررسی اجمالی» انجام دادند. در بین تمام استراتژیهای بهکارگرفتهشده، استفاده از فضاهای اجتماعی (برای مثال، مراکز اجتماعی و عبادتگاهها) رایجترین بود. شواهد اولیه نشان داد که استراتژیها، بهویژه آنهایی که به عوامل اجتماعی _ فرهنگی میپردازد، با نتایج مثبت بهبودی از مواد مخدر همبستگی دارد. یافتههای مبتنی بر استراتژیهای فرهنگمحور، زبانمحور و جامعهمحور نشان داد که عضویت در گروه حمایت متقابل با نتایج مثبت در بهبودی مرتبط است.
بلاند[9] و همکاران (2024) در تحقیقی با نمونهای از 820 سیگاری شرکتکننده در برنامهای ششماهۀ ترک گروهی نشان دادند که در اثربخشی گروههای کمک متقابل در فرایند ترک سیگار، حمایت اجتماعی و عوامل هویت اجتماعی نقش مکانیسم محوری را ایفا میکنند. گروه با ارائۀ حمایت بستری را فراهم میکند تا فرد هویت خود را از معتاد به فردی درحال بهبودی تغییر دهد.
کناف[10] (2024) در پژوهشی با عنوان «کمک به زنان معتاد و نوزادانشان برای کنار هم ماندن و بهبودی» نتیجه گرفت که مراقبت مبتنی بر خانواده با حفظ مادر و کودک در کنارهم بهعلاوه کمکهای مالی، فرایند بهبودی زنان معتاد را تسهیل می کند.
بباک[11] و همکاران (2024) یک نظرسنجی از ساکنان آکسفورد هاوس دربارۀ جلسات بهبودی مجازی و جلسات حضوری انجام دادند. مطالعۀ آنان تفاوتهای معناداری را در برداشتها بین گروههای جمعیتی مختلف مشخص کرد که نشاندهندۀ چالشهایی در انتقال پشتیبانی بهبودی به پلتفرمهای آنلاین است. نکته درخورتوجه این است که شرکتکنندگان ۴۶ سال به بالا تمایل بیشتری به استفاده از انجمنهای آنلاین بهبودی نشان دادند و جلسات آنلاین را مناسب یافتند. افراد غیرسفیدپوست و زنان درک مطلوبتری از جلسات آنلاین نشان دادند؛ روندی که در میان افرادی که حداقل تحصیلات دانشگاهی داشتند نیز صادق بود.
کلارک و اسچول[12] (2022) پژوهشی با عنوان «الحاق مشاورۀ انسانگرایانه در مدلهای اعتیاد برای افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد» انجام دادند. در این مطالعه مدلهای اعتیاد که چارچوبی برای مفهومسازی مراجعان مبتلا به اختلالات مصرف مواد ارائه میدهد، شامل مدلهای زیستی، اجتماعی _ فرهنگی، روانشناختی، اخلاقی، معنوی و کلنگر است. کلارک و اسچول (2022) نتیجه گرفتند که جلسات مشاورۀ انسانگرایانه در مدلهای اعتیاد گنجانده شود تا بینش مراجع را به مصرف موادش تسهیل کرده و برنامههای درمانی تحتهدایت مراجع را تدوین کند.
مک کارتن[13] و همکاران (2022) در پژوهشی روی پروندههای والدین و کودکانی که از خدمات بهداشت روانی، اعتیاد و خدمات کودکان بهرهمند میشوند، نتیجه گرفتند که رویکرد سیستمی و متمرکز بر خانواده میتواند به بهبود نتایج کمک کند. این رویکرد باید در تمام زمینههای بهداشت روانی، اعتیاد و خدمات کودکان بهطور هماهنگ و یکپارچه اعمال شود.
همانطور که از پیشینۀ پژوهشها استنتاج میشود، موضوع پژوهش در زمینۀ زنان معتاد و خانوادههای آنان که در برنامههای خودیاری مانند نارانان مشارکت دارند، بهطور خاص و دقیق بررسی نشده است. پژوهشهای موجود بیشتر بر اثرات گروههای خودیاری بر افراد مبتلا به سوءمصرف مواد بهطورکلی تمرکز دارد و تحقیقات تخصصیتر در حوزۀ زنان و خانوادههای آنان در این نوع برنامهها بهطور محدود صورت گرفته است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و تحلیل مضمون، قصد دارد علل ورود و ماندگاری زنان را در برنامۀ نارانان بررسی و نیاز به توجه بیشتر به این حوزه را نمایان کند.
این پژوهش به دلیل اینکه از نوع کیفی و با رویکرد تفسیری است، از پارادایم تفسیری برای درک و تفسیر رفتارهای زنان در مواجهه با چالشها و تجربیات بهبودی از پیامدهای اعتیاد بهره برده است. این نوع تحلیل نهتنها به شناسایی علل و انگیزههای شرکت در برنامههای خودیاری کمک میکند، ابعاد جدیدتری از فرایند رشد و بهبودی را نیز به تصویر می کشد.
حساسیت نظری
بخش مبانی نظری این پژوهش بر چارچوب توانمندسازی متمرکز است که درمانی فراتر از رویکردهای صرفاً بالینی ارائه میدهد. این چارچوب با تلفیق سه بُعد کلیدی سرمایۀ بهبودی (بهبود ظرفیت منابع فردی و اجتماعی)، توانمندسازی روانشناختی (تقویت کنترل درونی و شایستگی) و توانمندسازی اجتماعی (کاهش انگ و افزایش دسترسی به منابع ساختاری) ایجاد شده است. این رویکرد سهبعدی، پایهای تحلیلی برای تبیین فرایند پیچید بازتوانی و دستیابی به بهبودی پایدار فراهم میآورد.
نظریۀ توانمندسازی مبتنی بر بهبود: این نظریه که در سالهای اخیر با مفهوم «سرمایۀ بهبودی» شناخته میشود، توانمندسازی را بهعنوان افزایش ظرفیت فرد در بهرهگیری از منابع درونی و بیرونی برای حفظ بهبودی تعریف میکند. منابع توانمندسازی شامل چهار بُعد است: سرمایۀ شخصی (اعتمادبهنفس، مهارت دوری از خطر، سلامت روان)، سرمایۀ اجتماعی (روابط حمایتی مثبت)، سرمایۀ جسمانی (بهبود وضعیت سلامتی و محیط) و سرمایۀ فرهنگی معنوی (باورهای امیدبخش و معنا در زندگی).
این نظریه بر ساخت تدریجی این منابع در مسیر بهبودی تمرکز دارد، نه بر اجبار برای ترک سریع. توانمندسازی یعنی فرد خود را بهعنوان صاحب قدرت تغییر بداند و با حمایت شبکۀ اجتماعی و برنامههای توانبخشی، زندگی بدون مواد را برای خود ارزشمند و ممکن تلقی کند. از دیدگاه بست و لادت[14] (2010)، این مدل بر تعامل پویای بین منابع فردی و اجتماعی تأکید دارد. هرچه سطح سرمایۀ بهبودی افزایش یابد، احتمال بازگشت به مصرف مواد کاهش مییابد. این دیدگاه با رویکرد «مدل بهبودی پایدار» همسوست؛ زیرا بر رشد تدریجی خودکارآمدی، احساس تعلق و معنا در زندگی تأکید دارد. توانمندسازی در این چهار بُعد، فرد را از مرحلۀ پرخطر اولیه به مرحلۀ ثبات و رشد اجتماعی هدایت میکند. در عمل، برنامههایی که بر ایجاد شغل، بازسازی روابط خانوادگی و تقویت باورهای معنوی تمرکز دارد، بیشترین تأثیر را در توسعۀ سرمایۀ بهبودی نشان داده است. همچنین، پژوهشها نشان میدهد افرادی که در محیطهای حمایتی با هویت مثبت مشارکت دارند، مسیر بهبودی پایدارتری را تجربه میکنند. این نظریه بهنوعی بهجای درمانِ صرف به بازسازی هویت و ارتقای کیفیت زندگی اشاره دارد (Best & Laudetm, 2010).
نظریۀ توانمندسازی روانشناختی در بازتوانی: این نظریه با تکیه بر مفهوم توانمندسازی روانشناختی، بر سه بُعد اصلیِ احساس کنترل شخصی، شایستگی و مشارکت در تصمیمگیری درمانی تأکید دارد. در حوزۀ اعتیاد، این نظریه بیان میکند که افراد زمانی از چرخۀ مصرف مواد خارج میشوند که احساس کنند قادر به هدایت مسیر زندگی خود هستند و کنترل درونی را جایگزین وابستگی بیرونی (مواد یا دیگران) میکنند. در مراکز ترک اعتیاد، این دیدگاه به استفاده از روشهایی مانند گروهدرمانی مشارکتی، مسئولیت فردی در فعالیتهای روزمره و خودارزیابی دورهای منجر میشود. مطالعات جاسون و همکاران (2007) در پروژههای خانههای جامعهمحور نشان داده است که تقویت حس مالکیت و مسئولیت جمعی، احتمال عود را بهطور معنیداری کاهش میدهد.
این تأکید بر کنترل درونی ریشه در نظریۀ اسناد دارد؛ یعنی فرد باید دلیل موفقیتهایش را به تواناییهای درونی خود نسبت دهد، نه عوامل بیرونی. افزایش شایستگی ازطریق مواجهۀ موفقیتآمیز با چالشها و موفقیتهای کوچک در طول درمان، حیاتی است. این رویکرد نیازمند تغییر پارادایم از «بیمار منفعل» به «مشتری فعال» است که در آن، درمانگر نقش تسهیلگر و مشاور را ایفا میکند. برای پیادهسازی این مدل، آموزش مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری انتقادی ضروری است تا فرد بتواند در موقعیتهای پرخطر، عاملیت خود را اعمال کند. از منظر بالینی، سنجش مداوم میزان کنترل درونی با ابزارهایی مانند مقیاس کنترل درونی چندبعدی (MCIS) میتواند مسیر پیشرفت فرد را نشان دهد. این نظریه بهخوبی نشان میدهد که توانمندسازی فرایندی ذهنی اجتماعی است که باید در ساختار برنامۀ درمانی تعبیه شود (Jason et al., 2007).
نظریۀ توانمندسازی اجتماعی در درمان اعتیاد: در این نظریه، اعتیاد نهتنها مشکلی فردی، محصول جدایی اجتماعی، فقر، انگ و نابرابری ساختاری نیز تلقی میشود. توانمندسازی در این چارچوب یعنی بازگرداندن فرد به جایگاه فعال اجتماعی ازطریق دسترسی به منابع (شغل، آموزش، مسکن و حمایت اجتماعی). این نظریه تأکید دارد که بدون کاهش محرومیت اجتماعی، درمان روانشناختی یا پزشکی بهتنهایی کافی نیست. در برنامههای بازتوانی اجتماعی، اقدامات شامل ایجاد اشتغال حمایتی، گروههای خودیار محلی، آموزش مهارتهای زندگی و پیوند با خانواده و جامعه است. توانمندسازی اجتماعی موجب افزایش حس تعلق و کاهش انگ اعتیاد میشود که از عوامل کلیدی در پایداری ترک به شمار میرود.
از دیدگاه جامعهشناسی پزشکی و نظریۀ ساختارگرایی اجتماعی، این مدل اهمیت عوامل کلان اجتماعی را در بهزیستی فرد برجسته میسازد؛ زیرا محیط اجتماعی فرد نقش فیلتری در برابر استرسهای منجر به عود ایفا میکند. کاهش انگ مداخلهای کلیدی است؛ زیرا انگ نهتنها دسترسی به خدمات را دشوار میکند، باعث خودانگاری منفی و افزایش شرم میشود و فرد را از جامعه دور میسازد؛ بنابراین، توانمندسازی اجتماعی شامل لایهبرداری ساختاری برای حذف موانع سیستمی در استخدام و مسکن نیز میشود. ایجاد سرمایۀ اجتماعی ازطریق شبکههای حمایتی قوی، عاملی پیشبینیکنندۀ مهمی برای نتایج بلندمدت درمانی است. این رویکرد بهطور ویژه بر «عدالت اجتماعی در بهداشت» تأکید دارد و درمان را فراتر از بالین میداند؛ درنهایت، مشارکت در کنشهای مدنی و حمایت از همتایان بهبودیافته، اوج توانمندسازی اجتماعی تلقی میشود (Room, 2005).
درمجموع، نظریات منتخب نشان داد که بهبودی پایدار در اعتیاد مستلزم مداخلۀ جامعی است که منابع فردی (سرمایۀ بهبودی)، عاملیت ذهنی (کنترل درونی) و ساختارهای حمایتی اجتماعی را بهطور همزمان فعال سازد. تأکید بر این تعامل پویا بین ابعاد روانشناختی و اجتماعی، چارچوب نظری پژوهش حاضر را برای فهم اثربخشی مداخلات چندوجهی تقویت میکند؛ درنتیجه اتخاذ این دیدگاه تلفیقی، امکان طراحی برنامههای بازتوانی منسجمتر و پایدارتر را فراهم میآورد.
روششناسی پژوهش
مطالعۀ حاضر مطالعهای کیفی است که در شهر یزد به روش تحلیل مضمون[15] انجام شد. جامعۀ موردپژوهش، تمامی زنان عضو گروههای خانواده نارانان در شهر یزد بود. نارانان برنامهای دوازدهقدمی خودیاری بهبودی است که از خانواده و دوستان معتادان حمایت میکند. گروه خانوادۀ معتادان برای کسانی است که در اثر مشکل اعتیادِ یکی از نزدیکان خود، احساس ناامیدی داشته یا دارند. نارانان انجمن افرادی است که دورهم جمع میشوند تا برای بهبودی از خرابیهایی که اعتیاد به بار آورده است، تجربه، نیرو و امید خود را باهم تقسیم کنند. ازآنجاکه نارانان انجمنی غیرانتفاعی است، هیچ شهریه یا تعهدی دریافت نمیشود و به هیچ برنامۀ درمانی یا بیمارستانی وابسته نیست و بین افراد با هر نژاد، عقیده و مذهب تبعیض قائل نمیشود.
همچنین برای نمونهگیری از شیوۀ نمونهگیری هدفمند استفاده شد. در نمونهگیری با کسانی مصاحبه شد که اعضای خانوادۀ آنان درگیر اعتیاد بوده و در این مجموعه دوازده قدم را طی میکردند. برای اطمینان از غنای اطلاعات، زنانی که تا سال 1402 حداقل 5 سال سابقۀ عضویت در نارانان داشتند، در فرایند نمونهگیری قرار میگرفتند. برای دسترسی به میدان موردمطالعه هماهنگیهای لازم با کسانی که مایل به مصاحبه بودند، صورت گرفت و مصاحبهها آغاز شد. مصاحبهها با مراجعات مکرر به محل برگزاری جلسات نارانان (یکی از حسینیههای شهر یزد) و بیان اهداف تحقیق توسط مصاحبهکننده و جلب رضایت زنان انجام گرفت. تقریباً بعد از 15 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. به این صورت که بعدازاین تعداد مصاحبه فضای سؤالهای تحقیق اشباع شد و پاسخهای افراد تکراری یا مشابه به نظر میرسید؛ ولی برای حصول اطمینان بیشتر مصاحبه تا 20 نفر ادامه یافت. اشباع نظری به مرحلهای از گردآوری دادهها اطلاق میشود که پاسخهای دادهشده به سؤالهای تحقیق یا مصاحبۀ انجامشده کافی به نظر میرسد؛ زیرا دادههای گردآوریشده مشابه و تکراری میشود و چیزی بر اطلاعات محققان نمیافزاید.
سؤالاتی که پرسیده شد به این شرح بود: شما بهعنوان یک زن چگونه وارد مجموعۀ نارانان شدید؟ چه دلایلی باعث شد که در مجموعه ماندگار شوید؟ شما در این مجموعه چه فعالیتهایی را انجام میدهید؟ و سؤالاتی ازایندست. البته درحین مصاحبه خردهسؤالاتی نیز پرسیده شد تا بیشتر دربارۀ موضوع نارانان صحبت کنند و زوایای مختلف آن روشن شود. مصاحبههای استفادهشده در پژوهش حاضر در فاصلۀ زمانی حداقل 60 و حداکثر 120 دقیقه انجام گرفت. در مرحلۀ بعد مصاحبهها ضبط و روی کاغذ پیاده شد. با آگاهی از اصل رازداری و گمنامی مشارکتکنندگان در پژوهش، این مرحله انجام شد و در مرحلۀ آخر با روش تحلیل مضمون، کدگذاری و تحلیل انجام گردید.
مراحل روش تحلیل مضمون به این شرح است: مرحلۀ اول آشنایی با دادهها، مرحلۀ دوم تولید کدهای اولیه، مرحلۀ سوم جستوجوی مضامین، مرحلۀ چهارم مرور مضامین، مرحلۀ پنجم تعریف و نامگذاری مضامین، مرحلۀ ششم تهیۀ گزارش (Nowell, 2017: 4). سپس محقق با مطالعۀ دقیق دادهها و غوطهورشدن در آنها به استخراج مضامین پرداخت و چند مضمون نهایی درنهایت شکل گرفت.
در پژوهش حاضر برای ارزیابی قابلیت اعتماد پژوهش، از روش بازخورد مشارکتکننده[16] استفاده شد؛ به این معنی که بعد از گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، کدگذاریها در اختیار تعدادی از مشارکتکنندگان در پژوهش (شامل الهه، فاطمه، نوشین، مهری، نسرین، سارا، سعیده، مهدیه و شایسته) قرار گرفت تا دربارۀ صحت اطلاعات مدنظر، اظهارنظر و ها را تأیید کنند.
در بحث تأییدپذیری نیز روش توافق میان کدگذاران به کار گرفته میشود که در آن از چندین کدگذار برای تحلیل دادههای دستنویسیشده استفاده میشود (کرسول، 1396: 257). در آخر برای بررسی تأییدپذیری دادهها به همکاران پژوهش که به روش کیفی تسلط دارند، دادههای کدگذاریشده در اختیارشان قرار گرفت تا آنها را مجدداً کدگذاری کنند و با کدگذاری محقق تطبیق داده شد تا در مواردی که عدمهماهنگی وجود دارد، اصلاح و رفع شود. همچنین از ابتدا تا انتهای پژوهش همواره فرایند رفت و برگشتی بین دادههای خام و کدگذاریها صورت گرفت تا اگر به زوایایی پرداخته نشده است اصلاح شود.
ملاحظات اخلاقی
در تمام مراحل پژوهش محقق سعی کرده که اصل رازداری و امانتداری را حفظ کند؛ به این صورت که با افرادی که مایل به مصاحبه بودند، دربارۀ موضوع و اهداف پژوهش صحبت شد و به آنان اطمینان داده شد که از مصاحبهها فقط در راستای اهداف پژوهش استفاده میشود. از بین آنان کسانی که مایل به مصاحبه بودند، انتخاب شدند و با رعایت اصل رازداری دادهها جمعآوری و با رعایت اصل گمنامی تجزیهوتحلیل شد. در روند پژوهش نیز از اسامی مستعار استفاده شده که مشخصات مشارکتکنندگان در جدول (1) ارائه شده است.
جدول 1- سیمای مشارکتکنندگان در پژوهش
Table 1- Characteristics of research participants
|
اسامی مستعار |
سن |
مدرک تحصیلی |
مدتزمان اعتیاد همسر |
نوع مواد مصرفی همسر |
مدتزمان عضویت در نارانان |
تعداد فرزندان |
|
بهناز |
35 سال |
لیسانس |
12 سال |
تریاک |
7 سال |
یک فرزند |
|
منصوره |
30 سال |
دیپلم |
15 سال |
سیگار و تریاک |
10 سال |
یک فرزند |
|
الهه |
28 سال |
لیسانس |
7 سال |
تریاک |
4 سال |
دو فرزند |
|
طناز |
29 سال |
لیسانس |
12 سال |
سیگار و تریاک |
9 سال |
یک فرزند |
|
مهری |
45 سال |
دیپلم |
15 سال |
تریاک |
15 سال |
دو فرزند |
|
فرشته |
54 سال |
لیسانس |
8 سال |
تریاک |
15 سال |
دو فرزند |
|
نسرین |
36 سال |
لیسانس |
12 سال |
هرویین |
6 سال |
یک فرزند |
|
محبوبه |
34 سال |
دیپلم |
10 سال |
سیگار |
4 سال |
یک فرزند |
|
سعیده |
27 سال |
دانشجوی فوقلیسانس |
12 سال |
سیگار |
5 سال |
- |
|
شایسته |
48 سال |
دیپلم |
25 سال |
تریاک |
9 سال |
دو فرزند |
|
مهدیه |
35 سال |
لیسانس |
8 سال |
تریاک |
3 سال |
یک فرزند |
|
زهرا |
42 سال |
لیسانس |
17 سال |
تریاک |
5 سال |
دو فرزند |
|
یلدا |
25 سال |
دیپلم |
5 سال |
سیگار و قلیان |
2 سال |
یک فرزند |
|
سارا |
24 سال |
دیپلم |
8 سال |
سیگار و قلیان |
2 سال |
- |
|
نوشین |
45 سال |
سیکل |
20 سال |
تریاک |
15 سال |
دو فرزند |
|
فاطمه |
51 سال |
ابتدایی |
16 سال |
تریاک |
14 سال |
سه فرزند |
|
جواهر |
42 سال |
لیسانس |
13 سال |
تریاک |
12 سال |
یک فرزند |
|
الهام |
25 سال |
دیپلم |
10 سال |
سیگار و قلیان |
5 سال |
یک فرزند |
|
فاطمه السادات |
48 سال |
دیپلم |
20 سال |
تریاک و هرویین |
18 سال |
دو فرزند |
|
منیژه |
39 سال |
دیپلم |
15 سال |
تریاک و سیگار |
ده سال |
یک فرزند |
یافتههای پژوهش
باتوجهبه یافتههای پژوهش، دلایل ورود زنان به برنامۀ دوازده قدم نارانان، شامل سه مضمون فرعی شخصیت آسیبدیده، نقص روانی و اجتماعی همسر و ضعف شرایط زندگی بود که در یک مضمون اصلی با عنوان «زیست ناایمن» تجمیع شد. همچنین دلایل ماندگاری زنان در این برنامه نیز شامل سه مضمون فرعی رشد، بهبودی و احساس آرامش، بهبود شرایط زندگی و همدلی راهنما و اعضای گروه بود که در یک مضمون اصلی «تعالیبخشی زندگی» تجمیع شد. در زیر به توضیح هرکدام پرداخته میشود.
زیست ناایمن
دربارۀ دلایل شرکت زنان در برنامۀ دوازده قدم نارانان، مطابق جدول 2، سه مضمون فرعی شخصیت آسیبدیده، نقص روانی و اجتماعی همسر و ضعف شرایط زندگی احصا شد که نشان میدهد این زنان از شرایط سخت زندگی با یک فرد معتاد به ستوه آمدهاند. آنان ازلحاظ روحی و روانی شرایط نامساعدی را تجربه میکنند. همچنین همسر آنان نیز با آزارهای بیرویه شرایط زندگی را بر آنان سخت کرده است. در کنار این مشکلات روانی و اجتماعی، شرایط سخت اقتصادی و عدمکنترل زندگی، آنان را درگیر نوعی زیست ناایمن کرده است که ضرورت دارد اصلاح شود و حضور آنان در این برنامه برای رهایی از این شرایط زندگی است.
جدول 2- مضامین اکتشافی مرتبط با دلایل ورود زنان به برنامۀ دوازدهقدم نارانان
Table 2- Exploratory themes related to women's reasons for entering the Nar-Anon twelve-step program
|
مضمون اصلی |
مضامین فرعی |
مفاهیم |
|
|
زیست ناایمن |
شخصیت آسیبدیده
|
ناامیدبودن، ترسهای درونی، وابستهبودن به همسر، پایینبودن اعتمادبهنفس، از بین رفتن تواناییها، تصمیمگیریهای غلط داشتن، احساس شکست، احساس قربانی بودن، توانمندنبودن، داشتن افسردگی، داشتن اضطراب زیاد، وابستگیهای ناسالم، مشخصنبودن وظایف اعضای خانواده. |
|
|
نقص روانی و اجتماعی همسر |
اعتیاد همسر، بیکاری همسر، خیانتهای مکرر همسر، تهمتزدن همسر، مشکوکبودن شوهر، رفیقباز بودن شوهر، عدممسئولیتپذیری شوهر، دعواییبودن همسر. |
|
|
|
ضعف شرایط زندگی |
آشفتگیهای زندگی، تخریب رابطهها، مشکلات زندگی مربوط به فرزندان و ...، مسائل مالی. |
|
|
شخصیت آسیبدیده
یکی از عمدهترین دلایلی که باعث واردشدن زنان به برنامۀ دوازده قدم نارانان میشود، آسیبها و بحرانهای مختلف شخصیتی است که در خود حس میکنند و آنها را تحتفشار قرار میدهد تا جایی که این مسائل به حدی شدید میشود که از خودشان خسته میشوند و با خستگی و ناامیدی کامل وارد برنامه میشوند. این آسیبها میتواند جنبههای روحی، جسمی، نگرشی و ... داشته باشد. زنانی که درگیر آسیبهای شخصیتی شدهاند، ناامید و خستهاند و به هر دری زدهاند که مشکلات زندگیشان را حلوفصل کنند. بسیاری از آنان به مراکز مشاورۀ مختلف رفتهاند؛ همسرانشان را به کمپ بردهاند؛ با پلیس درگیر شدهاند و ...، ولی فایدهای نداشته است. بسیاری از آنان در اثر زندگیکردن در محیطی بیمارگونه دچار ترسهای واهی مختلفی مانند ترس از دست دادن همسر، ترس از دست دادن زندگی، ترس از بین رفتن آبرو میشدند.
بسیاری از آنان دچار اعتمادبهنفس ضعیف هستند تا حدی که تواناییهای بسیار محرز خود را باور ندارند و مرتب احساس شکست و احساس قربانیبودن میکنند؛ آنها فکر میکنند مقصر همۀ این آشفتگیهای زندگی هستند و نتوانستهاند بهخوبی زندگیشان را مدیریت کنند؛ تا حدی که بسیاری از آنها مشکل اعتیاد همسرشان را تقصیر خودشان میدانستند و به همین علت روزبهروز سرخوردهتر و مأیوستر میشوند و اضطراب و افسردگی آنها روزبهروز شدت مییابد.
منصوره 30ساله میگوید:
«همسرم مرتب به من خیانت میکرد. دوستانش رو میآورد خونه و من باید از آنها پذیرایی میکردم؛ ولی طوری رفتار میکرد که انگار من خیانتکارم، انگار من مشکلدارم. جوری رفتار میکرد که من واقعاً باورم شده بود و فکر میکردم حتماً من دارم اشتباه رفتار میکنم که اون اینجوری فکر میکنه. نمیفهمیدم ایراد از بیماری اونه، نه از من.»
یکی دیگر از آسیبهای شخصیتی زنان خانوادههای معتاد وابستهبودن بیشازحد آنان به همسرانشان است تا حدی که باوجود اشتباهات مکرر همسرانشان بازهم از او حمایتهای ناسالم میکنند و نمیتوانند از قاطعیت لازم در برابر او برخوردار باشند. یکی دیگر از مسائل مشخصنبودن وظایف اعضای خانواده است که زن خانواده دراینباره نیز سعی میکند بهجای همه کار کند، بهجای همه تصمیم بگیرد، بهجای همه مدیریت کند تا شاید بتواند شرایط آشفته را مدیریت کند.
برای مثال الهه 28ساله میگوید:
«من دیگه زن نبودم. من مرد شده بودم. رفتار من مردانه بود. من چکها را پاس میکردم؛ من قسطها رو میدادم؛ من بهجای شوهرم تصمیمگیری میکردم و اصلاً به شوهرم اعتماد نداشتم که مسئولیتها را به اون بسپارم. حتی حرفزدن من مردانه شده بود.»
مورد دیگری از آسیبهای وارده بر شخصیت این زنان، به وجود آمدن روابط وابستۀ ناسالم بود. در بسیاری از این خانوادهها به دلیل روابط سرد عاطفی، فشارهای روانی زیاد و خلأ بزرگ عاطفی که احساس میکنند، برای رفع نیازهای عاطفی و جنسی خود وارد روابط وابستهگونۀ ناسالم میشوند؛ بهنحویکه خودشان هم به این روابط معتاد میگردند.
یکی دیگر از مفاهیمی که میتوان جزء دلایل ورود زنان به برنامۀ نارانان ذکر کرد، دیدن پیشرفت و رشد افرادی است که وارد این برنامه شدهاند. وقتی آنها افرادی را میبینند که مشکلاتی شبیه مشکلات آنها را داشتهاند و با واردشدن به این برنامه زندگیشان متحول شده، از همه نظری پیشرفت کردهاند، ازنظر مالی مستقل شدهاند، همسرانشان دست از اعتیاد برداشتهاند و ...، نور امید در دل آنان روشن میشود و تشویق میشوند که آنها نیز این راه را امتحان کنند.
بهناز 35ساله میگوید:
«همسایۀ ما چهارتا پسر معتاد داشت. وقتی اونها وارد برنامه شدند، اعتیادشان را گذاشتند کنار. کار پیدا کردند. یکیشون که توی زندان بود، عفو بهش خورد و اومد بیرون. روزبهروز وضعشون بهتر شد. عزت خدایی پیدا کردند. الآن طوری شده که همه، اونها را قبول دارند و حتی تو کاراشون با اونها مشورت میکنند. من که اینها رو دیدم، تو مسیر ثابتقدمتر میشدم.»
آسیبهای شخصیتی زنان معتاد که عمدتاً ناشی از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی است، یکی از مهمترین دلایل ورود آنها به برنامۀ دوازده قدم نارانان است. این آسیبها میتواند شامل احساس خستگی و ناامیدی، اعتمادبهنفس کم، ترسهای بیمورد و احساس شکست در زندگی باشد. زنان معمولاً خود را مقصر مشکلات خانوادهشان میدانند و در بسیاری از موارد به دلیل وابستگیهای ناسالم و نبود قاطعیت در مدیریت خانواده، تحتفشار شدید قرار دارند.
دراینمیان، تجربههای فردی نشان میدهد که بسیاری از این زنان با مشاهدۀ تغییرات مثبت در زندگی افرادی که وارد برنامۀ نارانان شدهاند، انگیزۀ بیشتری برای شروع این مسیر پیدا میکنند. پیشرفتهای حاصل از این برنامه مانند استقلال مالی، بهبود روابط خانوادگی و رهایی از اعتیاد برای آنان چراغ امیدی است که میتواند آنها را به تغییرات بنیادی در زندگیشان سوق دهد؛ درنهایت، ورود به برنامۀ نارانان نهتنها بهعنوان راهی برای درمان اعتیاد، بهعنوان فرصتی برای بازسازی شخصیت و زندگی فردی نیز در نظر گرفته میشود.
نقص روانی و اجتماعی همسر
یکی دیگر از مضامین فرعی که باعث عضویت زنان خانوادههای معتاد در برنامۀ دوازده قدم نارانان میشود، مشکلات و مسائل متعددی است که در همسران آنها وجود دارد. آنها وارد برنامه میشوند که همسرانشان را تغییر دهند و کاری کنند که همسرانشان بهبود یابند، غافل از اینکه خودشان هم در شکلدادن رفتارهای نامناسب همسرانشان نقش بسزایی داشتهاند. نقصهایی که در این خانوادهها در همسران معتاد دیده میشود، عمدتاً اعتیاد به مواد مختلف و عواقب این اعتیاد است. شوهر خانواده در اثر اعتیاد کارش را از دست میدهد، دوستان متعددی را دور خود جمع میکند تا به مصرف مواد بپردازد. از زیر بار مسئولیت خانواده شانه خالی میکند، ازنظر عاطفی سرد و بیروح میشود و نمیتواند روابط جنسی خوبی با همسرش داشته باشد.
همسران معتاد این زنان به دلیل اعتیاد خود، سعی میکنند به زنان برچسب بزنند و به نحوی آنها را ساکت کنند. بسیاری از آنها به زنانشان تهمت خیانت میزنند، درصورتیکه خودشان خیانت میکنند؛ ولی سعی میکنند با برچسبزدن و کمکردن عزتنفس طرف مقابل او را تسلیم خود کنند.
برای مثال بهناز 35ساله میگوید:
«همسرم ساعتها من رو میزد. چیزهای خونه را میشکست؛ ولی من هیچچیز نمیگفتم. فکر میکردم تقصیر منه که اون داره اینطوری رفتار میکنه؛ چون اون اعتیاد داشت.»
بسیاری از زنان خانوادههای معتاد به دلیل مشکلات و اختلالات رفتاری و روانی همسرانشان وارد برنامۀ دوازده قدم نارانان میشوند. این زنان غالباً با امید به تغییر همسرانشان و بهبود شرایط زندگی خانوادگی وارد این برنامه میشوند؛ اما غافل از آنکه خودشان نیز در شکلگیری بسیاری از رفتارهای همسرانشان نقش دارند. همسران این زنان به علت اعتیاد به مواد مختلف با مشکلات متعددی روبهرو هستند که ازجمله آنها میتوان به از دست دادن شغل، فرار از مسئولیتهای خانوادگی، بیتفاوتی عاطفی و سردی روابط جنسی اشاره کرد.
اعتیاد این مردان نهتنها زندگی خانواده را تحتالشعاع قرار میدهد، موجب کاهش عزتنفس زنان نیز میشود. در بسیاری از موارد، همسران معتاد با استفاده از برچسبزدن و تهمتزدن، سعی در کنترل و ساکتکردن همسران خود دارند. بهگونهایکه زنها بهطور مداوم احساس گناه و شکست میکنند و خود را مسئول مشکلات و خشونتهای خانوادگی میدانند. این احساسات بهشدت بر روحیه و روان زنها تأثیر میگذارد و آنها را در موقعیتهای دشوار و شکننده قرار میدهد.
بهطورکلی، مشکلات و نقایص روانی و اجتماعی همسران معتاد یکی از عوامل مؤثر در ورود زنان به برنامۀ دوازده قدم نارانان است؛ زیرا بسیاری از آنها امیدوارند با تغییر همسران خود، شرایط زندگی و روابط خانوادگی بهتری را تجربه کنند.
ضعف شرایط زندگی
علاوهبر آسیبها و مشکلاتی که فرد معتاد در خانواده ایجاد میکند، یکسری عوامل دیگر هم وجود دارد که باعث میشود زنان این خانوادهها وارد برنامۀ دوازده قدم نارانان شوند. یکی از مفاهیم این مقوله تخریب رابطههاست. در اثر اعتیاد فرد معتاد و مسائل مربوط به آن روابط اعضای خانواده با یکدیگر مختل شده است؛ فرزندان خانواده رفتارهای ناسالم زیادی دارند؛ بسیاری از آنها ترک تحصیل میکنند؛ بسیاری از فرزندان این خانوادهها درگیر اعتیاد، دوستان ناباب، رفتارهای وابستهکننده و ... میشوند. رابطۀ افراد با اعضای فامیل، دوستان، همسایگان، همکاران نیز تخریب میشود و دیگر آنها از عزتنفس کافی در برقراری ارتباط برخوردار نیستند.
برای مثال مهری 45ساله میگوید:
«در فامیل هیچکس به ما اهمیت نمیداد. هیچکس برای ما تره خرد نمیکرد. من دوست نداشتم به خیلی از مهمانیها برم. به بچههام محل نمیذاشتن.»
از مفاهیم دیگر این مقوله مسائل مالی است که خانواده درگیر آن میشود. همسر معتاد به دلیل تأمین مواد موردنیاز خود به هر دری میزند. حتی قمارکردن، نزولکردن و در بسیاری از موارد کل دودمان زندگی را به باد فنا میدهد.
برای مثال فرشته 54ساله میگوید:
«خیلی وقتها پول خرید نون توی خونه نداشتیم. من قوطی شیرخشک بچهام را میفروختم تا پول نون به دست بیارم.»
ضعف شرایط زندگی یکی دیگر از عوامل اصلی است که زنان خانوادههای معتاد را به برنامۀ دوازده قدم نارانان جذب میکند. این مشکلات معمولاً شامل تخریب روابط خانوادگی، مشکلات مالی و آسیبهای اجتماعی است که به دلیل اعتیاد همسران و تبعات آن به وجود میآید. اعتیاد نهتنها روابط میان اعضای خانواده را به هم میزند، بر روابط فردی آنها با دایرۀ گستردهتری از افراد مانند فامیل، دوستان، همکاران و همسایگان نیز تأثیر منفی میگذارد. این مشکلات باعث میشود که زنان احساس انزوای اجتماعی و کاهش عزتنفس کنند؛ زیرا بسیاری از آنها احساس میکنند ازطرف جامعه طرد شدهاند و دیگر قادر به برقرارکردن روابط سالم و مؤثر با دیگران نیستند.
مسائل مالی نیز بهشدت زندگی این خانوادهها را تحتفشار قرار میدهد. همسر معتاد بهطور مداوم برای تأمین مواد مخدر خود منابع مالی خانواده را به خطر میاندازد و این امر به مشکلات جدی اقتصادی میانجامد که در بسیاری از موارد باعث تنگدستی شدید میشود. زنان در این شرایط، اغلب مجبورند برای تأمین نیازهای اولیۀ زندگی حتی از وسایل ضروری خانه مثل شیرخشک فرزند خود بگذرند. این وضعیت نهتنها بر وضعیت مالی، بر روحیه و روان آنها نیز تأثیرگذار است و آنان را بیشتر در مسیر بهبود و جستوجوی راهحلهای جدیدی مانند برنامۀ دوازده قدم نارانان قرار میدهد.
تعالیبخشی زندگی
این مضمون اصلی به رشد و تغییرات مثبتی اشاره دارد که مشارکتکنندگان پژوهش در فرایند عضویت خود در برنامۀ نارانان به دست آوردهاند. باتوجهبه یافتههای پژوهش و مطابق با جدول 3، دربارۀ دلایل ماندگارشدن زنان در این برنامه و ترکنکردن آن، سه مضمون فرعی رشد، بهبودی و احساس آرامش، بهبود شرایط زندگی و همدلی راهنما و اعضای گروه احصا شد. باتوجهبه مشکلات زندگی، این زنان بعد از واردشدن و عضویت در این گروه و طیکردن دوازده قدم آن، با تغییرات شگرفی در زندگی خود مواجه شدند و حتی در بسیاری از موارد توانستند باعث ترک اعتیاد همسران خود شوند؛ درنتیجه این افراد تمایل پیدا کردند که در این مجموعه باقی بمانند و از ظرفیت آن برای تغییر سبک زندگی خویش استفاده کنند.
جدول 3- مضامین اکتشافی دلایل ماندگارشدن زنان در برنامۀ دوازده قدم نارانان
Table 3- Exploratory themes related to the reasons for women's retention in the Nar-Anon twelve-step program
|
مضمون اصلی |
مضامین فرعی |
مفاهیم |
|
تعالیبخشی زندگی |
رشد، بهبودی و احساس آرامش |
آرامشدن فرد، پیشرفت خود فرد، رشد تصمیمگیریهای فرد، رشد خودباوری، توانایی حل مسئله، افزایش تواناییها و اعتمادبهنفس، رشد روحانی فرد، از بین رفتن هیجانات منفی. |
|
بهبود شرایط زندگی |
ترک مواد توسط معتاد، آرامشدن شوهر، کار پیداکردن شوهر، گرمشدن همسر ازنظر عاطفی، بهترشدن زندگی، پیشرفت رابطهها با دیگران، افزایش صمیمیت در ارتباطات، رشد شغلی، رشد ارتباطی، رشد مالی. |
|
|
همدلی راهنما و اعضای گروه |
همراهبودن راهنما، تشویقهای راهنما، پذیرش راهنما، تأثیر الگوی سالم، دیدن رشد بقیۀ اعضا، عدمقضاوت اعضا، همدلی اعضا، رشد بقیۀ افراد گروه، استقبال افراد قبلی، شبیهبودن اعضای گروه، حمایت عاطفی اعضا، رشد معتادان. |
رشد، بهبودی و احساس آرامش
از دلایل دیگری که باعث میشود اعضای گروه نارانان به این مسیر ادامه دهند، رشد و بهبودی خودشان از همۀ جوانب است. وقتی افراد بهتدریج با جلسات آشنا شده و وارد جلسات نارانان میشوند، در جلسات مشارکت و کارکرد دوازده قدم را آغاز میکنند، اولین اتفاقی که برای آنها میافتد، آرامشدن آنها ازنظر درونی است.
این آرامش ناشی از شروع فرایند پذیرش و تغییر است که به افراد این امکان را میدهد تا بهتدریج از آشفتگیهای ذهنی و عاطفی خود رها شوند. افراد در این مسیر یاد میگیرند که چگونه با خودشان صادق باشند؛ مسئولیت زندگیشان را به دوش بکشند و با پذیرش مشکلات و چالشهایشان، آرامش بیشتری پیدا کنند. این احساس آرامش درونی نهتنها باعث بهبود وضعیت روانی اعضا میشود، به آنها کمک میکند تا در سایر جوانب زندگیشان نیز رشد کنند. در زندگی روابط سالمتر و تصمیمگیریهای بهتری داشته باشند و به کیفیت زندگی بهتری دست پیدا کنند.
بهطورکلی، آرامش و بهبودی فردی که در مراحل اولیه، حضور در جلسات نارانان را تجربه میکند، نقطۀ آغازین تغییرات مثبتی است که وی را به ادامۀ مسیر امیدوار و باانگیزه میسازد.
مهدیه 35ساله میگوید:
«وقتی برای اولین بار وارد جلسه شدم، بدون هیچ قضاوتی مرا پذیرفتند. اصلاً نگفتند تو از کجا آمدی؟ چرا سرووضعت اینطوریه؟ وقتی اعضا را در آغوش میگرفتم، احساس آرامش عجیبی داشتم و همین باعث شد که من بقیۀ جلسات را هم هرطور که هست شرکت کنم؛ چراکه روزبه روز خودم را بیشتر باور میکنم.»
با شرکت اعضا در برنامۀ دوازده قدم نارانان آنان بهتدریج خود را باور میکنند و با افزایش اعتمادبهنفس و عزتنفس که به دست میآورند، روزبهروز تواناییهای خود را بیشتر دیده و آنها را رشد و پرورش میدهند؛ قدرت تصمیمگیری آنها در مسائل و مشکلات زندگی افزایش مییابد؛ مهارت حل مسئله پیدا میکنند و وقتی این پیشرفت را در خود میبیند، انگیزۀ آنها برای ادامهدادن مسیر بیشتروبیشتر میشود.
زهرا 42ساله میگوید:
«من سه ماه بعد از شروع قدمها آرایشگاه زدم و شروع به کارکردم. من که اعتمادبهنفسم له شده بود و دیگه فکر نمیکردم بتونم هیچ کاری انجام بدهم، شروع به کار کردم و الآن شعبۀ دوم آرایشگاهم را تأسیس کردهام.»
یکی دیگر از اتفاقات شیرینی که در این مسیر رخ میدهد، بینش روحانی است که فرد کسب میکند و روزبهروز ارتباط او با خدا (نیروی برتر) بهتر میشود؛ بهنحویکه شاید الآن مشکلات صد درجه بدتر و سختتر در زندگیاش اتفاق بیفتد، ولی با وصلبودن به خداوند آنها را پشت سر میگذارد.
افرادی که در برنامۀ نارانان شرکت میکنند، در ابتدا سرشار از هیجانات منفی مثل اضطراب، افسردگی، ناامیدی، سرخوردگی و ... هستند؛ ولی بهتدریج با شرکت در جلسات و تعامل با اعضا و راهنما رفتهرفته این هیجانات برونریزی میشود تا جایی که دیگر اثری از این هیجانات در فرد دیده نمیشود.
در فرایند بهبودی در گروه نارانان، همراهی و حمایت ازسوی راهنما یکی از عوامل کلیدی برای پیشرفت اعضا است. تشویقهای مستمر و پذیرش بیقیدوشرط ازسوی راهنما موجب میشود که اعضا احساس امنیت و اعتماد کنند و بتوانند با آرامش بیشتری در مسیر بهبودی گام بردارند. این حمایت نهتنها ازسوی راهنما، از طرف سایر اعضا نیز مشهود است. مشاهدۀ رشد و پیشرفت سایر اعضا و دیدن تغییرات مثبت در زندگی دیگران، انگیزهای بزرگ برای ادامۀ مسیر بهبودی فراهم میآورد. در جلسات نارانان هیچگونه قضاوتی ازسوی اعضا وجود ندارد و این خود محیطی امن و پذیرنده را ایجاد میکند که در آن همدلی و حمایت عاطفی بین اعضا بهراحتی جریان دارد. این احساس همذاتپنداری و شبیهبودن تجربهها به اعضا کمک میکند تا احساس تنهایی نکنند و درک کنند که در این مسیر تنها نیستند؛ علاوهبراین، الگوبرداری از افرادی که پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند، بهعنوان نمونههایی سالم، تأثیر عمیقی بر رشد اعضا دارد. همۀ این عوامل، ازجمله حمایت عاطفی و پذیرش بیقیدوشرط موجب میشود که اعضای گروه نارانان احساس کنند که رشد فردی آنها تنها به خودشان بستگی ندارد، بلکه بر رشد جمعی و بهبود دیگران نیز تأثیرگذار است.
بهبود شرایط زندگی
یکی از عوامل مهمی که باعث میشود اعضای خانوادۀ معتاد به مسیر بهبودی خود ادامه دهند، تغییر و رشدی است که در طرف مقابل یعنی فرد معتاد زندگی خود میبیند. درست است که این رشد و بهبود و تغییر بهموازات تغییرات در زنان اتفاق میافتد، ولی همینها باعث ماندگارشدن و دوامآوردن اعضای خانواده در برنامه و رشد عملکرد آنها میشود.
در بسیاری از خانوادههای معتادان، بهمجرد ورود آنها به برنامه و طیکردن قدمها در برنامۀ نارانان، همسر معتادشان تصمیم به ترک میگیرد و در بسیاری از موارد ترک میکند (پاک میماند)؛ درنتیجه بهتدریج شوهر معتاد آرام میشود و دیگر پرخاشگریهای سابق را ندارد؛ به دنبال شغل مناسب میگردد و راه درآمدی پیدا میکند. از همه مهمتر ازنظر عاطفی و روانی روزبهروز بهتروبهتر میشود و به همسر و فرزندانش توجه بیشتری میکند.
محبوبه 34ساله میگوید:
«همسرم دیگه چیزی نمیشکست. دیگه پرخاشگری نمیکرد. وقتی میآمد خانه، میدیدم مثلاً بیسکویت خریده. میگه این مال تو، بچهها کجان؟ احوال بچهها رو میپرسید. دنبال درآمدزایی افتاد و همۀ اینها برای من تعجبآور بود. من فکر میکردم همیشه خونه رو باید با بخاری گرم کنم، ولی فایدهای نداشت و بعد از واردشدن من به برنامه روزبهروز خونه گرمتر شد.»
بهمحض واردشدن فرد به برنامۀ دوازده قدم نارانان ارتباطات او با دیگران به گونۀ دیگری تعریف میشود. با افراد جدیدی ارتباط برقرار میکند و روابطش با اعضای خانوادهاش بهتروبهتر میشود؛ دیگر احساس قربانیشدن ندارد؛ حدومرزها در ارتباطاتش کاملاً تعریف میشود و به دلیل حال خوبی که از خودش دارد، روزبهروز صمیمیت بیشتری را در روابطش تجربه میکند. عزتنفس بیشتری پیدا کرده و روزبهروز ازنظر شغلی پیشرفت میکند؛ درنتیجه ازنظر مالی به استقلال میرسد. وقتی فرد این پیشرفتها را در زندگی خود میبیند، مصمم میشود که راهی که در آن قدم نهاده مناسبترین راه برای اوست. شاید برای بعضی اثربخش نباشد، ولی برای او بهترین مسیر است.
منیژه 39ساله میگوید:
«بعد از اینکه من قدمها را کار کردم، سهم خودم را در روابطم دیدم؛ چقدر رابطۀ من با خانوادۀ همسرم بهتر شد. الآن شاید کارهای گذشته را هم برای آنها انجام نمیدهم؛ ولی چون میدانم چطور ابراز محبت کنم و همۀ اینها از ته دل من است، آنها هم بیشتر مرا دوست دارند.»
جواهر 42ساله میگوید:
«الآن خیلی وقتها مادرشوهرم زنگ میزند و میگوید جواهر فقط بیا اینجا ما تو را ببینیم. دلمون برات تنگ شده. تو به ما آرامش میدی و اینها برای من بسیار ارزشمند است. محبوبهای که تا حالا هیچکس چشم دیدنش رو نداشت، چی شده اینقدر عزیز شده؟ من همۀ اینها رو مدیون برنامه هستم.»
یکی از عوامل مهم که اعضای خانوادههای معتاد را به ادامۀ مسیر بهبودی ترغیب میکند، تغییرات مثبت و رشدی است که در فرد معتاد مشاهده میکنند. هنگامیکه اعضای خانواده مشاهده میکنند که همسر یا عزیزشان بهبودی حاصل میکند و در جهت ترک مواد مخدر گام برمیدارد، این خود انگیزهای بزرگ برای ادامۀ روند بهبودی در خانواده میشود. این تغییرات شامل کاهش پرخاشگری، توجه بیشتر به خانواده، جستوجوی شغل و کسب درآمد پایدار و بهبود وضعیت روانی و عاطفی فرد معتاد است. ازآنجاکه این بهبودیها همزمان با پیشرفت اعضای خانواده در برنامۀ دوازده قدم نارانان صورت میگیرد، اعضای خانواده به تجربههای خود نیز دست مییابند و درنتیجه، روابط بهبود مییابد. بسیاری از این افراد میگویند که بهمحض واردشدن به برنامه، ارتباطاتشان با دیگران تغییر کرده و روابطشان با اعضای خانواده مستحکمتر و صمیمیتر شده است. همچنین، درک درستتری از حدومرزهای ارتباطی پیدا کردهاند و دیگر احساس قربانیبودن نمیکنند. بهتدریج، عزتنفسشان افزایش مییابد و به استقلال مالی و شخصی دست پیدا میکنند. این تغییرات به آنها این اطمینان را میدهد که مسیر انتخابیشان بهترین راه است و این فرایند نهتنها برای فرد معتاد، برای اعضای خانواده نیز تحولی بزرگ به همراه دارد. کسانی که زمانی به نظر میرسید در زندگی خود دچار مشکلات شدید هستند، اکنون به نقطهای میرسند که دیگران به آنها احترام میگذارند و روابطشان با اطرافیانشان بهبود مییابد.
همدلی راهنما و اعضای گروه
فرد بعد از چند ماه حضور در جلسات و تبادل تجربیات، شخصی را که در جلسات از او خوشش آمده، حرفهایش به دلش نشسته و احساس میکند میتواند با او راحت باشد و حرف دلش را با او بزند، بهعنوان راهنما انتخاب میکند و قدمهای دوازدهگانه را با او شروع میکند. وقتی در جلسات خصوصی با راهنما شروع به مشارکت میکند، متوجه میشود که او بدون هیچگونه قضاوت و سرزنشی به حرفهای او گوش میدهد و میداند که هرکسی حق دارد اشتباه کند. حس میکند که پذیرفته شده و راهنما با او همدلی کرده است. باوجود همۀ نقصهایی که الآن در آن غوطهور است، میبیند خیلی از تجربیاتی که او دارد با تجربیات راهنمایش مشترک است و او هم یک زمانی با آنها دستوپنجه نرم کرده است. با تشویقهای راهنما متوجه میشود که او هم مثل هر شخص دیگری که در این برنامه توانسته بهبود یابد، میتواند بهبود یابد و حال بهتری را تجربه کند. با دیدن راهنما بهعنوان یک الگو بهتدریج از او خطمشی میگیرد، از راهنماییهای او استفاده میکند و رفتهرفته مسیر بهبودی را مییابد.
فاطمهالسادات 48ساله میگوید:
«وقتی من با راهنمام حرف زدم، دیدم او فقط داره به من گوش میده. نمیگه آهای فاطمه تو هم اینجا رو اشتباه کردی، تو هم نباید فلان کار رو میکردی. فقط گوش داد. چقدر با آرامش این کار رو انجام داد و چقدر حس خوب به من منتقل کرد. انگار من یهجایی پیداکرده بودم که دیگه بدون ترس برم و حرفهای دلم رو بزنم. من حتی میترسم ببینم که همسرم رو دوست ندارم؛ ولی خیلی راحت این موضوع رو با راهنمام در میان میگذاشتم و چقدر قشنگ اون منو راهنمایی میکرد و مسیر رو به من نشون داد.»
سعیده 27ساله میگوید:
«خوب من یک دختر تهرانی بودم که اومده بودم یزد. پوشش من مورد تأیید خانوادۀ همسرم نبود. وقتی آمدم جلسه، دیدم فقط منو بغل میکنن و میگن خوش اومدی. دیگه هیچکس نگفت چرا این تیپی اومدی؟ این خیلی منو جذب کرد. خیلی اونجا احساس راحتی کردم و همین احساس، جلسات بعد هم منو کشوند اونجا.»
وقتی عضو خانوادۀ معتاد وارد جلسات دوازدهقدمی نارانان میشود با افرادی مواجه میشود که تجربیاتی شبیه تجربیات او دارند. شاید ظاهراً مشکلات باهم فرق داشته باشد، ولی اصل و ریشۀ همۀ آنها یکی است و میبیند آنها دردهایی را کشیدهاند که شبیه دردهای اوست و چقدر زیبا رشد و پیشرفت کردهاند؛ به استقلال مالی رسیده و ادامه تحصیل دادهاند. تشویق میشود که او هم میتواند. وقتی فرد وارد جلسات میشود، با گروهی از انسانها مواجه میشود که فقط او را در آغوش میگیرند؛ به او ابراز علاقه میکنند و به او میگویند خوش آمدی. دیگر او را قضاوت نمیکنند. نمیگویند چرا فلان پوششی داری، چرا فلانطور حرف زدی؟ با او همدلی میکنند و به او اطمینان میدهند که جای خوبی آمده است. همۀ اینها فرد تازهوارد را جذب میکند و او را در مسیر بهبودی و برنامۀ نارانان نگه میدارد.
بحث و نتیجه
پژوهش حاضر به دنبال مطالعۀ دلایل عضویت و ماندگاری زنان در برنامۀ دوازده قدم نارانان بود که با روش تحلیل مضمون در شهر یزد در سال 1402 انجام گرفت. ازآنجاکه هر پدیدهای متأثر از یکسری شرایط و بسترهاست، بنابراین عوامل مختلفی نیز سبب سوقدادن زنان به شرکت در برنامۀ دوازدهقدمی نارانان شده است. این شرایط از دیدگاه زنانی که در برنامۀ دوازدهقدمی نارانان شرکت کرده بودند، عبارتاند از: نقص روانی و اجتماعی همسر، شخصیت آسیبدیده و ضعف شرایط زندگی.
نقص روانی و اجتماعی همسر بیانگر مشکلاتی است که باعث سوقدادن زنان به شرکت در برنامۀ نارانان میشود. مشکلاتی که چه ازنظر روانی و چه ازنظر اجتماعی در همسر خود که اکثراً مصرفکننده هستند مشاهده میکنند. همسران این زنان دچار بسیاری از رفتارهای مخرب ازجمله اعتیاد به مصرف مواد شدهاند و در پی آن انواع رفتارهای خودمخرب را که باعث آسیبزدن به خانوادهشان میشود، از خود نشان میدهند. بسیاری از آنان کار خود را از دست دادهاند و معیشت خانواده بهتبع آن با تنگناهای فراوانی مواجه شده است. به دنبال دوستان ناباب هستند و بیشتر وقت خود را با آنان میگذرانند. به همسر و فرزندانشان بیتوجه شده و با آنها پرخاشگر میشوند تا حدی که گاهی آنها را ضرب و شتم میکنند. دروغگو میشوند و در بعضی موارد حتی به همسران خود تهمتهای مختلف میزنند تا بدینوسیله آنها را تسلیم خود کنند. این یافتهها با پژوهش مککارتن و همکاران (2022) که نشان دادند تمرکز بر خانواده میتواند در ترک اعتیاد مؤثر باشد و نتایج پینار[17] (2022) مبنی بر اینکه مراقبان خانوادگی میتوانند باعث ترک اعتیاد افراد شوند، مشابهت دارد. به نظر میرسد که همۀ این رفتارهای مخرب شوهران معتاد، همسرانشان را به حدی تحتفشار قرار میدهد که حاضرند به هر دری بزنند تا این مشکلات را حل کنند؛ زیرا شخصیت آنان توسط همسر آسیب دیده است و آنان با مشکلات روحی _ روانی، ناامیدی، احساس اضطراب و استرس و احساس ناکافیبودن درگیر هستند.
وقتی در خانوادهای فرد یا افراد معتاد وجود دارند، با رفتارهای مخرب خود آسیبهای فراوانی به سیستم خانواده وارد میکنند؛ درنتیجه شرایط زندگی سایر اعضای خانواده نیز دچار اختلال میشود. فرزندان این خانوادهها از اعتمادبهنفس کافی برخوردار نیستند و بسیاری از آنها ترک تحصیل میکنند. همین فرزندان ممکن است با دوستان ناباب رفتوآمد کنند و خیلی از آنها در معرض اعتیاد قرار میگیرند. در این شرایط معمولاً تعاملات اعضای خانواده با دیگر افراد فامیل دچار اختلال میشود. دیگران از معاشرت با خانوادۀ معتاد امتناع میکنند و جایگاه فامیلی و اجتماعی آنان از بین میرود. همچنین درصورتیکه فرزندان خانواده در سن ازدواج قرار داشته باشند، دچار سرخوردگی فراوان میشوند. از طرف دیگر وضعیت معیشتی و مالی خانواده به دلیل مصرف مواد و بیکاری سرپرست خانواده در بسیاری از موارد دچار بحران میشود. همۀ این شرایط و مسائل از علتهای ورود زنان به برنامۀ نارانان است تا شاید بتوانند راهحلی برای برونرفت و بهبود اوضاع زندگی و ارتقای خودکارآمدیشان بیابند؛ در همین راستا نتایج مطالعۀ زارع جوان (1403) نیز نشان داد که حضور در گروههای خودیاری موجب خودکارآمدی افراد میشود.
همچنین بسیاری از زنانی که در خانوادههای دارای فرد معتاد زندگی کردهاند، تحتتأثیر رفتارهای مخرب فرد معتاد، آسیبهای مختلفی ازنظر جسمی، روحی، روانی، عاطفی و خانوادگی را تجربه کردهاند؛ درنتیجه بیشتر این زنان احساس یأس و ناامیدی میکنند؛ چون هر تلاشی برای ترک معتاد خود و بهبود شرایط او و زندگیشان کردهاند، بینتیجه بوده است. بسیاری از آنها به دلیل خلأهای عاطفی که در زندگیشان وجود دارد، درگیر روابط وابستهگونۀ ناسالم میشوند. برخی دیگر برای کاهش این فشارها، خود را مشغول کار و تحصیلات میکنند؛ غافل از اینکه با این مشغولیات کمیت و کیفیت حضور خود را در خانه و در کنار فرزندان کاهش میدهند و بهتبع آن فرزندان نیز آسیب میبینند. وقتی این زنان وارد چنین زندگی میشوند، تواناییها و استعدادهای دوران قبل از ازدواج خود را فراموش میکنند و به دلیل سرکوبها، سرزنشها، اهانتها و تحقیرهای دریافتی از همسر، بسیار سرخورده میشوند؛ تا جایی که احساس درماندگی و ناتوانی کرده و عزتنفسشان آسیب میبیند. همۀ این شرایط زمینهساز ورود زنان به برنامۀ نارانان میشود تا خود را از این حالات روحی، روانی، رفتاری و درماندگی که از آن رنج میبرند، نجات دهند. در همین زمینه کرمی و همکاران (1389) نیز بیان کردند که شرکت در گروههای خودیاری موجب ارتقای بهداشت روانی خانوادۀ معتادان میشود.
علاوهبراین شرایطی که موجب میشود زنان در این برنامه عضو شوند، عواملی نیز وجود دارد که موجب ماندگاری این گروه در این برنامه میشود. بهعنوان نتیجۀ این مطالعه، تأثیر حضور راهنما و اعضای گروه، بهبود شرایط زندگی و رشد، بهبودی و احساس آرامش ازجمله این دلایل است.
زمانی که فرد به دلیل نقصهای رفتاری و کارکردی همسر، شرایط نابسامان زندگی و تجربهکردن آسیبهای گوناگون وارد برنامۀ 1دوازدهقدمی میشود، با اعضای گروهی مواجه میشود که صمیمانه از او استقبال می کنند. اعضایی که نهتنها او را قضاوت نمیکنند، با او همدل نیز هستند. افرادی که تجربیاتی شبیه او داشته و با شرکت در این برنامه و عملکردی که داشتهاند، درحال حاضر در شرایطی بسیار بهتر و مطلوبتر به سر میبرند؛ بنابراین، حضور در چنین فضای گروهی و تجربۀ این شرایط، باعث دلگرمی هرچهبیشتر افراد تازهوارد میشود و از عوامل مداخلهگر در ورود این اعضا به برنامۀ نارانان است.
پسازاینکه فرد تازهوارد به سیستم اعتماد کرد و توانست ارتباطهای صمیمانهتری با اعضا برقرار کند، یک نفر را بهعنوان راهنما انتخاب میکند. او با خیال راحت میتواند بسیاری از مسائل زندگیاش را که تابهحال نتوانسته با کسی درمیان بگذارد، با او مطرح کند. به دلیل اینکه فرد راهنما تجاربی مشابه تجارب او دارد، بسیار عالی وی را درک میکند و راهکارهای فوقالعادهای برای بهبود شرایط زندگی به او ارائه میدهد. همین موضوع یکی از اصلیترین شرایط مداخلهگر در ورود فرد به برنامۀ نارانان است؛ در همین راستا اسدبیگی (1395) بیان کرده است که حضور در گروه نارانان موجب افزایش کیفیت زندگی میشود. همچنین عمادیان و همکاران (1393) نیز نتیجه گرفتهاند که شرکت در جلسات گروهی نارانان موجب افزایش کیفیت زندگی خانوادۀ معتادان میشود.
در خلال شرکت در جلسات و استفاده از تجارب راهنما و اعضای گروه، زنان مشارکتکننده به این نتیجه میرسند که تلاش برای تغییردادن عضو یا اعضای معتاد خانواده تلاشی بیهوده است و تا خود فرد نخواسته باشد و میل به تغییر نداشته باشد، نمیتوان کاری برای او انجام داد. البته این موضوع با نتایج بلاند و همکاران (2024) مبنی بر اینکه حمایت اجتماعی موجب بهبودی در ترک اعتیاد میشود و کناف (2024) که نشان داد که مراقبت خانوادگی موجب بهبودی و ترک اعتیاد میشود، بحثبرانگیز و قابلتأمل است. در چنین شرایطی فرد تصمیم میگیرد بهجای تلاش برای تغییر و بهبودی عضو معتاد، روی خودش کار کند. استعدادها و تواناییهای ازیادرفته و عزتنفس خودش را بازیابد و با مهارتهای مختلفی که در برنامه فرامیگیرد، افسردگی، اضطراب، اعتمادبهنفس کم، وابستگیهای مختلف، احساس یأس و ناامیدی و سایر آسیبهایی را که در این روابط خانوادگی تجربه کرده است، بهبود بخشد؛ درنهایت، آرامش، رشد و بهبودی که همیشه آرزوی آن را داشت، حس کند. در همین زمینه کائو و لیانگ (2020) نیز بیان میکنند که حمایت اجتماعی ادراکشده موجب رضایت از زندگی افراد معتاد میشود.
این مطالعه نشان داد که ماندگاری زنان در برنامههای دوازدهگامی نارانان با عوامل مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی مرتبط است. مباحث مطرحشده در نظریههای توانمندسازی، اعم از توانمندسازی مبتنی بر بهبود، توانمندسازی روانشناختی و توانمندسازی اجتماعی میتواند در تقویت این فرایند نقش مؤثری ایفا کند. بهویژه، توانمندسازی روانشناختی که بر احساس کنترل شخصی و شایستگی فردی تأکید دارد. این نظریه در کنار تقویت روابط اجتماعی و دسترسی به منابع حمایتی، مسیر بهبودی را پایدارتر میکند. همچنین، براساس نظریههای ساختارگرایی اجتماعی نیز میتوان گفت که برای حفظ ماندگاری، نیاز به کاهش محرومیت اجتماعی و کاهش انگ مرتبط با اعتیاد احساس میشود. بهطور خاص، زنانی که در محیطهای حمایتی و با هویت مثبت مشارکت دارند، شانس بیشتری برای رشد و بهبودی پایدار دارند؛ درنتیجه، برنامههای رشد و توسعۀ فردی برای زنان باید بهطور همزمان بر تقویت سرمایههای فردی و اجتماعی و کاهش موانع ساختاری تمرکز کند تا بهاینترتیب فرایند بازتوانی به تجربهای موفق و پایدار تبدیل شود.
پیشنهادات کاربردی
زنان با شخصیت آسیبدیده نیاز به حمایتهای روانی دارند تا بتوانند آسیبهای روحی و عاطفی خود را شناسایی و درمان کنند. برنامههای مشاورۀ فردی و گروهی میتواند به آنها کمک کند تا احساس ارزشمندی و اعتمادبهنفس خود را بازسازی کنند. همچنین آموزش مهارتهای مقابلهای در برابر استرسها و چالشهای زندگی میتواند بسیار مؤثر باشد. این مهارتها میتواند شامل روشهای آرامسازی، خودمراقبتی و مقابله با افکار منفی باشد. در بسیاری از موارد، کیفیت رابطه با همسر یا شریک زندگی تأثیر زیادی بر وضعیت روانی و فرایند بهبودی زنان دارد؛ بنابراین، مشاورههای زوجی میتواند کمک کند تا همسران از یکدیگر حمایت کنند و مشکلات ارتباطیشان حل شود. همچنین میتوان برنامههای آموزشی برای خانوادهها و همسران تدارک دید تا درک بهتری از فرایند درمان و مشکلات فردی خود داشته باشند و بتوانند حمایتهای مؤثری به یکدیگر ارائه دهند.
زنان افراد معتاد درصورتیکه شرایط زندگیشان ضعیف باشد، نیاز به شبکههای اجتماعی حمایتی دارند تا از انزوا بیرون بیایند. این شبکهها میتواند شامل گروههای همیاری، برنامههای اجتماعی و فرهنگی و فعالیتهای گروهی برای تقویت حس تعلق اجتماعی باشد.
همچنین برنامههای جامعهمحور که به زنان و خانوادههایشان کمک میکند تا مهارتهای زندگی را بهبود بخشند و وارد بازار کار شوند، میتواند به کاهش مشکلات معیشتی و اجتماعی آنها کمک کند. علاوهبراین، برای کمک به زنان افراد معتاد برگزاری جلسات درمانی با رویکرد ذهنآگاهی میتواند بسیار مؤثر باشد. این جلسات به زنان کمک میکند تا با تمرینات تنفسی، آرامسازی و آگاهی از لحظۀ حال، اضطراب و استرس خود را کاهش دهند و احساس آرامش بیشتری پیدا کنند. این رویکرد نهتنها به بهبود سلامت روانی آنها کمک میکند، مسیر رشد شخصی و توسعۀ فردی را نیز تسهیل میکند. ایجاد گروههای حمایتی ویژۀ زنان افراد معتاد که شامل راهنماهای باتجربه است میتواند به ایجاد حس همدلی و فهم متقابل کمک کند. راهنماها باتوجهبه تجربۀ شخصی خود میتوانند در مواقع بحرانی به دیگران کمک کنند و فضایی امن و حمایتگر ایجاد کنند که اعضای گروه بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند و در کنار هم مسیر بهبودی را طی کنند.
پیشنهاد میشود که برنامۀ دوازده قدم نارانان در مراکز ترک اعتیاد بهطور سیستماتیک و با مشارکت فعال خانوادهها پیادهسازی شود. این میتواند شامل جلسات مشاورهای مشترک با حضور اعضای خانواده و فرد معتاد باشد که در آن همزمان به درمان فرد و مسائل خانواده توجه شود. تشکیل گروههای پشتیبانی مخصوص خانوادهها که بتواند پس از اتمام دورههای درمانی به همدیگر کمک کنند و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، میتواند پایداری تغییرات مثبت را در خانوادهها تقویت کند.
پیشنهاد میشود که برای افزایش همدلی و حمایت خانوادهها از افراد معتاد، جلسات مشترک برگزار شود که در آن، اعضای خانواده و نیز فرد معتاد به بحث و تبادلنظر بپردازند و به رشد و بهبودی یکدیگر کمک کنند؛ درنهایت ایجاد و تقویت شبکههای حمایتی درونسازمانی، شامل گروههای همسالان و مشاوران متخصص میتواند به تقویت حس تعلق و انگیزه در زنان کمک کند. این گروهها میتوانند با برگزاری جلسات حمایتی و مشاورههای گروهی، روحیۀ همکاری و اعتمادبهنفس را در اعضای گروه افزایش دهند.
از مشکلات و محدودیتهای پژوهش دسترسی سخت محققان به افراد موردمطالعه بود. همچنین، مجابکردن افراد موردمطالعه به شرکت در مصاحبه بود که فرایند جلب اعتماد آنها را طولانیتر میکرد.
[1] Addiction
[2] Bowen
[3] Hey Lee
[4] Minuchin
[5] Crobuen
[6] Waldorn
[7] Naranan Family Groups
[8] Tan
[9] Blonde
[10] Knopf
[11] Bobak
[12] Clarke & Scholl
[13] McCartan
[14] Best & Laudet
[15] Thematic analysis
[16] Member Checking
[17] Pinar